بسم الله الرحمن الرحیم
گروه فرهنگی لب المیزان
به لب المیزان خوش آمدید.
گروه فرهنگی المیزان
آرشیو پرسش و پاسخ ها
تعداد نمایش
شماره پرسش:
نمایش چاپی
شماره عنوان پرسش
31686
متن پرسش
به نام حق سلام استاد وقت بخیر: دختری دارم که تازه وارد هشت سالگی شده چند وقتیه که دچار مشکل شدیم. اول با گریه پیشم اومد و گفت تو دلم به امامان فحش می دم منم سعی کردم آرومش کنم، اما بعد گفت به خدا هم توهین می کنم بعد پدرش و من و فامیل هم اضافه شد. تو اینترنت جست و جو کردم کلیپی از استاد رائفی پور دیدم که فرمودن این مسئله رایج هست و کار شیطان هست و باید بی محلی کرد به این فکرها. ولی دخترم میگه نمی تونم بهش فکر نکنم به پهنای صورت اشک می ریزه میگه شیطان کجا بود من خودم تو دلم این حرف ها رو می زنم میگه نگرانم خدا از دستم ناراحت بشه و منو نبخشه خیلی بی قراره، داره مریض میشه میگه وقتی تو دلم فحش می دم بی حال میشم نمی تونم هیچ کاری بکنم فحش های خیلی بد میدم، داره هلاک میشه. قرآن می خونه پدرم گفتن استغفار و اعوذ بالله بگه وضو بگیره انجام می ده ولی میگه اثر نداره. استاد خودم رو سرزنش می کنم که شاید زود بوده که در مورد شهادت امام حسین و یارانشون یا خانم فاطمه زهرا و امام زمان و یا دشمنی شیطان و... براش قصه گفتم و شاید دلیل این حالاتش من باشم. لطفاً بگید چیکار کنم زندگیمون به هم ریخته. خیلی ممنون
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: به نظر می‌آید در این موارد پیشنهاد آقای رائفی‌پور خوب باشد. حضور در مجامع دینی و زیارات امامان و امامزاده‌ها را هم امتحان کنید خوب است. موفق باشید

31685
متن پرسش
سلام استاد: حتی نمیدونم ارسال این سوال دردی رو دوا میکنه یا نه. استاد به یه نقطه ای رسیدیم که هیچ جا هیچ ارامشی وجود نداره. خانواده به نحوی، جامعه به نحوی با آدم جنگ دارن و درون خود آدم به نحوی جنگ به پاست. جنگی هایی که دائم درش شکست می‌خوریم و هیچ راه نجاتی هم پیدا نمیشه. زندگی همه هم همینطوره و هیچ کس راضی نیست چون داریم از همه طرف زخم می‌خوریم. دیگه نه اعتقاداتمون برامون کارایی دارن نه قدرت بدنی و فکرمون. خانواده مدام دارن سر جزیی ترین چیز حمله میکنن و تمام قدرت روحی آدم رو به افسردگی و خوددرگیری میکشونن. خانواده هایی که حقوق بگیر نیستن دائم توش دعواست چون حتی اگر سر کار هم برن باز احساس امنیت روانی ندارن که پول بهشون میرسه. چیزی که تو خانواده های کارمند دیده نمیشه غالبا. جامعه فقط برای افراد خلاق جای پیشرفت داره و برای افراد ساده هیچ جایی نیست.
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: آری! می‌توانستیم راهی را در پیش گیریم که جهان کیفی و افق کیفیت‌ها مقابل‌مان گشوده شود و از آن غفلت کردیم و راه‌کارِ عبور از این مشکلات، جز همان برگشت به جهان کیفیت‌ها نیست. نکاتی که در کتاب «با دعا در آغوش خدا» مطرح شده. موفق باشید

31684
متن پرسش
سلام علیکم: در حکمت ۲۷۰ نهج البلاغه موقعی که خلیفه عمر می‌خواسته زیور های کعبه رو در راه مجهز سازی سپاه مسلمانان خرج کنه، حضرت علی (ع) اجازه این کار رو ندادند و فرمودند هنگامی که قرآن بر پیامبر (ص) نازل شد در مورد زیور های داخل کعبه هیچ صحبتی نکرد و باقی گذاشت البته این باقی گذاشتن به خاطر فراموشی نیوده و کلا سکوت شده. حالا سوال بنده این هست که آیا تفسیری راجع به این موضوع وجود داره؟ دلیل اینکه زیور های داخل کعبه باید دست نخورده باشه و در راه اسلام خرج نشه چی بوده؟
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: در جریان این امر نیستم. موفق باشید

31683
متن پرسش
سلام: ۱. اربعین امسال با توجه به مشکلات و محدودیت ها خیلی ها نمیتونن برن کربلا من جگرم داره آتیش میگره که نمیتونم برم. آیا امام حسین علیه السلام جواب این جگر سوخته من رو خواهد داد؟ ۲. دوست دارم زندگی توحیدی داشته باشم چه کنم؟
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: إن‌شاءالله جواب جگر سوخته شما همان زندگی توحیدی است که به دنبال آن هستید و با نور حضرت اباعبدالله «علیه‌السلام» شراب توحیدی مقربین را بر شما، نه آن‌که بچشانند، بلکه می‌نوشانند تا در مستی و هستی، خود را احساس کنید. موفق باشید

31682
متن پرسش
با سلام و عرض ادب، سوالی داشتم خدمتتان آیا استاد شرحی بر دعای کمیل دارند؟ یا تشکر
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: نه، متأسفانه چنین توفیقی پیش نیامده. موفق باشید

31681
متن پرسش
بسمه تعالی بازخوانی هویت دینی و ملی محضر باطراوت استاد سلام علیکم: کتاب جایگاه رزقتان را دو بار خوانده ام ولی متاسفانه حس می‌کنم این کتاب نیاز به بازنگری و ویرایش جدی و اساسی دارد امید است همانگونه که در کتاب فرزندم چنین باید بود بازنگری و ویرایش اساسی انجام شد این کتاب پر ابهام جایگاه رزق هم مورد عنایت مجدد استاد قرار بگیرد. باشد که در فضای روزی زدگی حاکم بر بشر امروز راهگشای انسانهای آزاده باشد. من برای تبیین ابهامات خود به سوالات سایت رجوع کردم اما متاسفانه در پاسخ های شما نوعی انفعال و تردید در موضوع رزق می‌بینم گویا خود شما نیز همچنان در این موضوع ابهاماتی دارید. با موشکافی دقیق به این ابهامات می‌پردازم و تمنا دارم استاد نیز با حوصله ای فراتر از سایر سوالات سایت تامل نموده و پاسخ فرمایید. تشکر ۱. شما مکررا جمله ای را می‌فرمایید که «در هر حال رزق مقسوم انسان به او می‌رسد» اما در جواب سوال ۳۰۷۹۹ در قسمتی از پاسخ فرموده اید: (البته در بعضی موارد عده ای رزق جوانان را می‌قاپند) جسارتا و واقعا اگر این در پاسخ های شما نوعی تناقض آشکار نیست پس چیست؟ بالاخره رزق مقسوم (در هر حال) می‌رسد یا عده ای می‌توانند آن را بقاپند؟ ۲. اگر ما در قرآن کریم آیه ای با این صراحت داریم که «اگر شکر کنید بر آن می افزاییم» و یا دستورات ائمه برای افزایش رزق را داریم پس چرا در جواب سوال ۲۸۷۳۱ می‌فرمایید: «بعضی را اگر زندگی همراه با رزق محدود بدهد، کافر می‌شوند و بعضی برعکس» چرا این گونه جواب می‌فرمایید که این فکر مسموم در ذهن برخی شکل بگیرد که فقرٰٰ مقدر الهی است و کاری برای رفع آن نمی‌توانند انجام دهند. آیا این گونه جملات شما به شکل گیری تفکر افراطی در موضوع جبر و اختیار دامن نمی‌زند؟ ۳. وقتی شما در پاسخ سوال ۲۹۵۶۹ صراحتا می فرمایید «ریشه‌ی هر قحطی، قحطی‌زدگی است و غفلت از سعه‌ی رحمت الهی» پس دیگر پاسخ شما در ۲۸۷۳۱ که می‌فرمایید: «بعضی را اگر زندگی همراه با رزق محدود بدهد، کافر می‌شوند و بعضی برعکس» چه معنا دارد؟ اگر ریشه قحطی را قحطی زدگی بشر می‌دانید پس دیگر وارد کردن مقدرات خداوند چه معنا دارد؟ ۴. شما در پاسخ به سوال ۲۲۵۶۹ که در رابطه با قحطی یکصد سال پیش ایران که ناشی از سیاست انگلستان و بی عرضگی شاهان بود جواب داده ایدکه «از طرف دیگر وسیله‌ای شده‌اند تا با مرگ خود آن‌هایی که باید از نظر بی‌مسئولیتی شناخته شوند، مشخص گردند» آیا این از عدل و حکمت خدای متعال به دور نیست تا عده ای با گرسنگی و اثرات ناشی از آن که مرگ است از نعمت حیات و به فعلیت رساندن استعداد های خود در این حیات زمینی محروم شوند تا صرفا عده ای ظالم شناخته شوند؟ آیا اساسا این جواب شما در فضای تفکر دینی مطرح شده یا برداشت شخص جنابتان است؟ ۵. از طرفی در پاسخ ۲۲۵۵۹ می‌فرمایید: «خالق عالم و خالق همه‌ی مخلوقات، خدایی است که هیچ‌چیزی مانع رزّاقیت آن نمی‌شود» از طرفی در پاسخ۱۹۸۳۶ می‌فرمایید: «به قول مرحوم دکتر علی شریعتی آری! خداوند رزق هرکس را تعیین کرده است ولی باید ببیند که چه کسی از او قاپیده است؟ و یا چه کسی می‌خواهد از او بقاپد؟» بالاخره هیچ چیز مانع رزاقیت خدا نمی‌شود یا انسانهای ظالم مانع رزاقیت خدا می‌شوند؟
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: بحمدلله دقت خوبی در موضوع داشته‌اید. ولی عنایت بفرمایید که در رجوع به روایات، بعضاً امام با توجه به محدودیت سؤال‌کننده جواب داده‌اند و بعضاً مبنایی از سنت رزّاق بودن خداوند را در نظر دارند و در این رابطه خوب است که ما نیز به روایات رجوع داشته باشیم. آری! ۱. مقسوم‌بودن رزق به این معناست که هرکس تلاش عادی خود را انجام دهد به آن می‌رسد ولی به این معنا نیست که کسی نتواند در آن رزق تصرف کند و از آن طرف وقتی انسان متوجه باشد رزق، مقسوم است می‌داند که راهی برای برگرداندن رزق مقسوم‌شده هست و لذا تلاش می‌کند تا آن را برگرداند. ۲. رزق، مقدّر شده نه آن‌که فقر، مقدّر شده باشد. به آیه «اللَّهُ يَبْسُطُ الرِّزْقَ لِمَنْ يَشَاءُ مِنْ عِبَادِهِ وَ يَقْدِرُ لَهُ ۚ إِنَّ اللَّهَ بِكُلِّ شَيْءٍ عَلِيمٌ» در این مورد توجه شود، خوب است که محدودکردن رزق در مقابل بسطِ آن، فقر به حساب نمی‌آید. ۳. قحطی‌زدگی که بعضی جوامع گرفتار آن می‌شوند به جهت آن است که نگرانند نکند رزق مقسوم به آن‌ها نرسد و تأکید بر مقسوم‌بودن رزق، چنین جوامعی را مدد می‌رساند. ۴. مگر تن به ظلم دادن که مذموم است، همین نیست که انسان راضی به محرومیت‌هایی که توسط ظالمان می‌شود، نگردد؟ ۵. آری! از طرف خدا رزق، مقدّر و مقسوم است ولی اگر بنده تن به ظلم بدهد و کسی رزق او را بقاپد، مقسوم‌بودن رزق منتفی نیست. با تشکر از دقت‌هایی که در این مورد داشتید. موفق باشید   

31680
متن پرسش
با سلام و خدا قوت خدمت استاد عزیز: با توجه به این روایت و روایاتی از این قبیل چگونه می‌توان این علم را یادگرفت و اصلا چنین کاری در این زمان ضروری هست یا خیر؟ «قال امیر المؤمنین (ع): سأل رسول الله صلى الله علیه وآله وسلم: ما تفسیر ابجد؟ فقال: تعلموا تفسیر أبجد فإن فیه الاعاجیب کلها، ویل لعالم جهل تفسیره»؛ (امام علی علیه السلام می فرمایند: از رسول خدا در مورد حروف ابجد سؤال شد، آن حضرت فرمودند: تفسیر حروف ابجد را یاد بگیرید؛ چرا که همه آن شگفتی است، وای بر عالمی که از تفسیر آن جاهل باشد.)
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: علم ابجدی که در روایات هست هیچ ربطی به حروف ابجدی که بین آقایان مطرح است، ندارد و هرچه هست آن علم در نزد خود ائمه «علیهم‌السلام» می‌باشد. موفق باشید

31679
متن پرسش
سلام به استاد گرامی: در جواب یکی از کاربران که موضوع ویروس کرونا را مطرح فرموده بود و آن سختی هایی که در بیماریش برای او پیش آمده بود، جنابعالی در عین انکار نکردن وجود آن ویروس و آن بیماری، موضوع تقدیری بودن آن را به میان کشیدید که به نظر می آید نکته مهمی است از آن جهت که گویا همچنان که فرمودید بنا است بشر این دوران آن را تجربه کند و تاریخی که تاریخ پساکرونا هست مطرح شد. چه اندازه باید در این رابطه فکر کرد؟ آیا توجه به این امر به بیماران گرفتار این ویروس کمکی می‌شود؟
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: آری! وقتی ویروس کرونا به سراغ‌مان آمد و ما را در بر گرفت، آن‌هم همچون طوفانی، آیا بنا نیست که ما معنای حضور تقدیری این‌چنین را در عالَم تجربه کنیم؟ آیا می‌توانیم در عین حال در دل آن طوفان در عین بالا و پایین رفتن همچنان پا برجا باشیم و به عنوان تقدیری که پیش آمده به آن فکر کنیم؟

گویا در تاریخِ آخرالزمانی که انسان‌ها با درک چگونگی خود با طوفان‌های غیر قابل تصوری روبه‌رو می‌شوند باید برای نحوه حضور در آنچنان تاریخی و طوفانی، هراس به خود راه ندهند. ما برای درک چنین تقدیری باید به درک حضور بیکرانه خود و تعالیِ خلاّقانه‌ای که در پیش است، فکر کنیم. آیا می‌توانیم؟ موفق باشید  

31678
متن پرسش
بسم رب الشهدا و الصدیقین با عرض سلام و احترام ضمن تشکر از شما استاد گرانقدر. در پاسخ به پرسشهای چندی پیش مطرح نموده بودید جلسه ایی در مورد نحوه مواجهه با مساله حجاب با فعالین جبهه انقلاب داشته اید. مساله ایی که از دغدغه‌های امروز می باشد، اینکه اولویتهای امر به معروف و نهی از منکر در گام دوم انقلاب اسلامی چیست و چگونگی تحقق آن کدام است؟ حال در موضوع حجاب اولویت چیست و مدل و قائده صحیح و روشمند با توجه به مقتضیات آن کدام است تا دچار افراط و تفریط در روش امر به معروف و نهی از منکر نشویم و یا در پازل دشمن بازی نکنیم. لطفا در صورت امکان نتایج و یا راهنمایی در این زمینه بفرمایید تا ان شاءالله تکلیف خود را بهتر بشناسیم. با تشکر (در صورتی که محدودیتی در انتشار وجود دارد، لطفا به ایمیل ارسال شود)
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: چیزی به یاد ندارم. شاید مباحثی که در رابطه با «زن» شده است و جزوات آن روی سایت هست، بتواند کمک کند. موفق باشید

31677
متن پرسش
سلام استاد عزیز: خدا قوت. در تفسیر المیزان در مورد آیه ۱۰۶ سوره مبارکه یونس آمده: دو تعبير شريف در اين آيه شريفه. در اين آيه دو تعبير لطيف آمده: يكى اينكه وقتى سخن از دعاء دارد، تعبير «ما لا ينفعك و لا يضرك» - ما: چيزى كه - را آورده و چون سخن از عبادت دارد، تعبير «الذين تعبدون من دون اللّه» - الذين : كسانى كه - را مى آورد، و لطف اين دو تعبير از اين جهت است كه عبادت به حسب طبع اقتضاء دارد كه معبود داراى عقل و شعور باشد، و معلوم است كه درباره چنين معبودى بايد تعبير «الذين» آورده شود، ولى دعا هر چند كه همواره و توأم با عبادت و خود نوعى عبادت است، ليكن وقتى مدعو متصف باشد به صفت «لا ينفع و لا يضر» ديگر جا ندارد تعبير الذين آورده شود، چون اين تعبير ذهن شنونده را دچار اشتباه مى سازد، و شنونده خيال مى كند كه هر موجودى كه مصداق تعبير «كسانيكه» باشد، يعنى صاحب علم و عقل مى تواند نافع و مضر باشد، بدين جهت به جاى آن تعبير، تعبير «چيزى» كه را آورد تا اشاره كند به اينكه اين خدايان كه شما دست به دعايشان بر مى داريد جمادند، و در حق جمادات كسى اين احتمال را نمى دهد كه روزى اراده نفع رساندن و يا ضرر زدن كنند. میشه لطفا واضح تر توضیح بدین. در حال حفظ هستم و رجوعی به تفسیر داشتم ولی متوجه عبارات فوق نشدم. سوال ۲: استاد گرامی دبیر کامپیوتر دوره متوسطه هستم. چگونه می توانم دانش آموزانم را از پوچی گرایی نجات دهم و دید آنها را نسبت به زندگی عوض کنم؟ کتابی یا سخنرانی یا ..؟ لطفا مرا راهنمایی کنید. سوال ۳: عاشق قرآن هستم و دوست دارم که بهتر بفهمم و از ظاهر قرآن فراتر بروم و علاوه بر حفظی که انجام میدم عمق هم پیدا کنم. آیا مثلا تحصیل در رشته قرآن و حدیث یا... می تونه کمک کنه؟ چه کنم؟ سوال ۴: لطفا منبعی کامل برای مطالعه تاریخ اسلام و وقایع آن معرفی بفرمایید.
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: ۱. همچنان‌که علامه طباطبایی می‌فرمایند بحث در آن است که شرک، نفی شود و بیان می‌کنند که شرک، انسان را در زمره ظالمین وارد می‌نماید و آدمی مستحق مجازات‌هایی می‌شود که خداوند در کلام خود به ظالمین وعده داده است. لذا خداوند می‌فرماید: غیر از خداوند کسی را به عنوان منشأ اثر نخوانید، در حالی‌که نه برای شما توان ایجاد نفعی را دارد و نه توان دفع ضرری را. ۲. بقیه جواب سؤال خود را در جواب سؤال شماره 31672 دنبال بفرمایید. موفق باشید

31676
متن پرسش
سلام خدمت استاد عزیز و تشکر فراوان بخاظر بیانان روشنگر و راه گشای شما: در ادامه سوال 31660 علاقه داشتم بر توضیحاتتون بیافزایید به همین بهانه یک مورد که اخیرا دوباره مظرح شده بیانان امام جمعه قزوین و قضیه هفت سنگان بود (برای اینکه فضا تا حدودی مشابه بود) http://www.ensafnews.com/272957/%D8%AA%D8%AE%D8%B1%DB%8C%D8%A8-%D8%A7%D9%85%D8%A7%D9%85-%D8%AC%D9%85%D8%B9%D9%87-%D9%82%D8%B2%D9%88%DB%8C%D9%86-%D8%A8%D9%87-%D8%AE%D8%A7%D8%B7%D8%B1-%D8%A7%D9%81%D8%B4%D8%A7%DA%AF%D8%B1%DB%8C-%D8%B9/ فرمودین: موضوع عدالتخواهی باید در بستری بس عمیق‌تر انجام گیرد روح نظام به سوی حضور در وجدان عمومی مردم است و هرچه بیشتر حساسیت‌ها را در کیفی‌کردن زندگی‌ها قرار دهیم، خود به خود حقارت طلب دنیا بیشتر روشن می‌شود و این، کار اساسی است و فرمودید: حرکت عدالت‌خواهانه اگر با عمق معرفتی و توجه به نظام تکوینیِ عالم انجام نشود، آن‌چنان سطحی می‌گردد که جریان عدالت‌خواهی را در مقابل کلیّت نظام می‌برد و همچنین یاد متن نکات برگزیده شما از کتاب اخلاق افتادم. اما آن اخلاق یعنی اخلاق سقراطی که دعوت به خیر است، این جهان را نمی تواند نجات دهد. ما که هر روز زندگی مان متحول می شود، اگر می خواهیم عدل و خویشتن داری و حکمت را رعایت کنیم و قول و فعل مان شجاعانه باشد، باید از خِردی برخوردار باشیم که اوضاع متغیرِ موقع و مقام را بشناسد و بگوید در آن مقام چه باید گفت و چه باید کرد. پس گفتن این که چه چیز فضیلت است، کافی نیست. به بهانه این موارد علاقمند بودم بر مواردی که در پاسخ سوال بیان کرده بودید بیافزایید. تشکر از شما - خداوند خیرتان دهد
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: همان‌طور که عرض شد و باز تأکید می‌شود ما در فهم عدالت در تاریخ جدید و درک معنای شهر و شهروندی در این زمانه باید با عمق بیشتری وارد شویم و اساساً نوعی بازسازی در معنای حضور در شهر و رابطه آن با نهادهای دولتی باید پیش آید، وگرنه به صورت‌های مختلف این ماجراها دامنگیرِ ما خواهد شد. همچنان‌که شده است. شاید کتاب «انقلاب اسلامی؛ طلوع جهان بین دو جهان» افق حضوری را متذکر شود که در دل آن اخلاقی به ظهور آید در حدّ رابطه ای که باید در این زمانه نسبت به همدیگر شکل دهیم. آری! تعریف اخلاق در آن حدّ که در آن تاریخ ارسطو فرموده است، برای حضور در اجتماعی که امروز بشر برای خود شکل داده، کفایت نمی‌کند وگرنه در جای خود غلط نیست. موفق باشید

31674
متن پرسش
به نام خدا. با اهدا سلام و تهیت محض استاد گرانقدر: سوالی پرسیده بودم ولی متاسفانه پاسخ آن را نه در ایمیل و نه در بین سوالات سایت نیافتم، بابت تکرار حقیر را ببخشید: در دوراهی بین مستحبات و عجب مانده ام. تا چه حد باید مستحبات را انجام داد؟ مدتی است از ترس عجب بسیاری از موانست حود با ادعیه و سایر مستحبات را از دست داده ام. البته از آن طرف هم می‌فهمیدم که این موانست عجب دارد. امّا از این طرف هم می‌ترسم، این ترس از عجب در حقیقت بهانه باشد برای تنبلی. استاد بزرگوار مرحمت فرمایید علاوه بر پاسخ سوال، بنده حقیر را در راه سلوک، دعا کنید. یا حق
متن پاسخ

اسمه تعالی: سلام علیکم: در جواب سؤال شماره 31393 جواب داده شد. موفق باشید

31673
متن پرسش
با سلام خدمت استاد محترم: قبل از هر چیز تشکر کنم که حدود ۳ الی ۴ سال، به صورت پیاپی، مطالب شما رزق بنده شد و بسیار بهره بردم هر لحظه و هر ماه، بهترین و به جا ترین رزق علمی و معنوی بود. مساله دوم اینکه، من حدود ۴ سال پیش آزمایشی توی مسیرم قرار گرفت، که حب و عشق روحانی را خداوند از فردی، در دلم قرار داد و به گفته شما این علاقه نیروی عجیبی بود که سرعت دهد و جلو بیاورد و به حب اهل بیت برساند و از آن حب زمینی به حب روحی، معنوی برساند. توی این ۴ سال هم نتوانستم جدی به موارد خواستگارها فکر کنم، چون از حب قبلی عبور نکرده بودم. ولی حالا که جدی و عقلانی و با توکل بر خدا به موردی از خواستگارها فکر می کنم، اصلا باب حب و علاقه و دوست داشتن در این مدت باز نشده است. درست است که قلب باید علاقه به خدا را داشته باشد، ولی آیا می شود، بدون دوست داشتن، با فردی زندگی کرد؟
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: با توجه به این‌که قرآن می‌فرماید: «وَمِنْ آيَاتِهِ أَنْ خَلَقَ لَكُمْ مِنْ أَنْفُسِكُمْ أَزْوَاجًا لِتَسْكُنُوا إِلَيْهَا وَجَعَلَ بَيْنَكُمْ مَوَدَّةً وَرَحْمَةً ۚ إِنَّ فِي ذَٰلِكَ لَآيَاتٍ لِقَوْمٍ يَتَفَكَّرُونَ» اگر در ابتدای امر تمایل اولیه‌ای هرچند ضعیف باشد؛ خداوند می‌فرماید خودش مودّت و رحمت را در جان زوجین القاء می‌فرماید. موفق باشید

31672
متن پرسش
سلام استاد گرامی: خدا قوت. استاد لطفا یه منبع جامع و کامل برای مطالعه تاریخ اسلام و وقایع آن و آشنایی با اوضاع جامعه و آنچه که بر ائمه علیهم السلام گذشت معرفی بفرمایید. ۲. دبیر درس کامپیوتر دوره متوسطه هستم. چگونه می توانم دانش آموزانم را درباره هدف خلقت و رهایی از پوچی کمک کنم؟ از کجا و چه مباحثی و چه منابعی شروع کنم؟
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: ۱. کتاب در این مورد بسیار است. فکر می‌کنم اگر با کتاب «فروغ ابدیت» از آیت الله سبحانی شروع کنید و کتاب «تحلیلی از تاریخ اسلام» از دکتر شهیدی را نیز دنبال بفرمایید و سپس با نوارهای استاد غنوی کار را ادامه دهید جهت مطالعه تاریخ ائمه و از کتاب «انسان 250 ساله» مقام معظم رهبری غفلت نکنید؛ إن‌شاءالله فضایی از حضور در تاریخ اسلام به دست خواهید آورید. ۲. به نظر می‌اید با کتاب «آشتی با خدا» که روی سایت هست شروع کنید، خوب است. موفق باشید

31671
متن پرسش
سلام استاد وقتتون بخیر: خدا بهتون سلامتی و طول عمر بده. استاد اینکه فرمودین نفس بر تن تسلط تکوینی داره و خواست و اراده تکوینی دارد بر تن، آیا میتونه اراده و تسلط تشریعی هم داشته باشه؟ تشکر
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: اراده تشریعی در حوزه اختیار انسان است که خود ما باشیم. موفق باشیم. موفق باشید

31670
متن پرسش
سلام: پاسخ حضرتعالی به قضیه اعدام های سال ۶۷ که سابق می‌دیدم گویا اینطور فرموده بودید که قرار بوده از آن طرف آنها حمله کنند از این طرف اینها از زندان ملحق شوند در حالیکه بعید می‌دانم زندانیان از این مسئله خبر داشته باشند و چون زندانها سراسر کشور بود اینکه این مسئله مورد توافق سراسر زندانهای کشور قرار بگیرد و مسئولین امنیتی بویی نبرند و اصلا خود اینکه خبری ممکن باشد به زندان راه پیدا کند مورد تردید و بلکه بسیار دور از ذهن است واقعیت این است که این نقشه آنهایی بود که حمله کردند آنها قصدشان حمله و بعد آزاد کردن زندانیان و الحاق آنها به خود بود بنابرین آن زندانیان چون قبلا محاکمه شده بودند و حکم قاضی بر مثلا ۱۰ سال حبس آنها بوده و حکم قاضی قابل نقض نیست و همین که حکم اعدام نگرفتند مشخص می‌شود دست به قتل نزده بودند و بیشتر سمپات بودند و وقتی هم که قاضی حکم می‌داد می‌دانست سر موضع هستند و همچنان هوادار گروه خویش و محارب بودن آن گروه هم از همان اوایل دهه ۶۰ روشن بود و قبل از ۶۷ کنار دشمن بعث قرار گرفته بودند بنابرین دلیلی نمی‌ماند جز قصاص قبل از جنایت اگر اینها آزاد می‌شدند ممکن بود بعدا مشکل ایجاد کنند پس پاکسازی شدند از طرفی فقط آن گروه اعدام نشدند بلکه از گروه های دیگر نیز گویا اعدام شدند.
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: همان‌طور که در جریان هستید حکم امام «رضوان‌الله‌تعالی‌علیه» و با تشخیصی که پس از گزارشات دادند، آن بود که آن افراد محارب محسوب می‌شود و ایشان به عنوان فقیهی حاذق آنچه حکم خدا بود را اجرا نمودند و عاقلانه‌ترین کار برای یک مسلمان، اعتماد به چنین افرادی است و این غیر از آن است که با نگاه عقل غربی به چنین موضوعاتی نظر کرد. موفق باشید

31668
متن پرسش
سلام: آیا درباره دکتر سعید جلیلی قائل هستید که ایشان دارای یک اندیشه سیاسی خاصی است که قابل عرضه باشد و روی آن کار کرد؟
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: به نظر بنده همین‌طور است حتی به ایشان عرض کردم صوت مباحث قرآنی‌شان که نظر به سیاست قرآنی دارد را در سایت مخصوص‌شان بگذارند و بنا شد به رفقای‌شان دستور بدهند تا این کار بشود. ولی نمی‌دانم چرا نشد با این‌که بحمدلله ایشان در این موارد صاحب‌نظر هستند. موفق باشید

31666
متن پرسش
سلام جناب استاد وقت بخیر: بنده تا مدتی پیش سخنرانی های استاد پناهیان رو دنبال می کردم و ایشون می فرمودن برای مبارزه با نفس با خودت لج کن و من به همین خاطر با اینکه بیدار شدن برای نماز شب برام سخت بود بیدار می شدم و نماز می خوندم و معمولا بدون حال دعا می خوندم ولی شما فرمودین که انجام مستحبات که زوری و با اکراه باشه خوب نیست و حتی قساوت قلب میاره و من دیگه نماز شب نمی خونم هرچند معمولا اون ساعات بیدار میشم اما از ترس نتیجه ی عکس نمیخونم و حالم گرفته ست که چرا در دینداری عقب گرد کردم یا لااقل حدود دو سال نماز شب خوندن و گاهی حال خوش دست دادن هم منو به این عبادت واقعا علاقه مند نکرد استاد به نظر شما چیکار کنم؟ و نکته ی دیگه درمورد زندگی با کسیه که نماز نمی خونه ببخشید همسر بنده ۴۱ سالشونه اهل نماز و روزه و امام و پیغمبر نیست بعضی وقت ها به علما که تلویزیون نشون میده توهین میکنن اون لحظه می خوام بمیرم. استاد جدیدا روایتی شنیدم که مال بی نماز و خوابیدن کنار بی نماز و این ها حرامه ناراحتم استاد چه کنم؟ به نیت قرب به خدا به همسرم خدمت می کنم ولی گاهی می ترسم وقتی دستم از دنیا کوتاه شد و پرده ها کنار رفت خدا تو صورتم نگاه نکنه که به ایشون خدمت کردم. استاد خواهش می کنم راهنماییم بفرمایید. اجرتون دعای خاص مولامون باشه ان نشاءالله
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: ۱. با خود باید مدارا کرد ولی به صرف بی‌حالی از عبادات بخصوص نماز شب، نباید از آن منصرف شد زیرا نقش تکوینی آن در جای خودش محفوظ است. ۲. این افراد جاهل‌اند و بازی‌خورده دشمن، ولی معاند نیستند. شما کار خوبی می‌کنید که زندگی خود را در چنین شرایطی محفوظ می‌دارید. موفق باشید

31664
متن پرسش
سلام استاد عزیزم خدا قوت: استاد بنده امسال از اول ماه محرم یه حالی بهم دست داده که هیچ گاه چنین نبوده یه حال و هوای بیقراری عجیب، راستش حوصله هیچ کس و هیچ چیز رو ندارم غیر امام حسین حتی موقع نماز هم کلا توجه قلبم به سمت امام حسین هست حتی راستش زیاد حوصله حرف زدن با خدا رو هم ندارم یعنی زیاد مثل سابق نیایش نمی کنم مدام صحنه های کربلا و تنهایی امام حسین و حضرت زینب جلوی چشمم هست و گریه می کنم، غم عجیبی دلم را می شکند. استاد می دانید از اول محرم مدام سلام زیارت عاشورا را می گفتم کم کم رفته رفته حالم چنین شد. استاد می خواستم بدانم این که یاد خدا زیاد نمی کنم و نمازم را با یاد امام حسین می خوانم از لحاظ شرعی اشکال نداره و این مسیر درسته؟ استاد جان من تا حالا اربعین نرفتم اصلا کربلا هم نرفتم سالها است به امام حسین التماس می کنم اما دعوتم نمی کند. همسرم اصلا اجازه نمی ده. استاد به نظرتون چه کار کنم یار مرا بطلبد؟ می دونم از همه رو سیاه ترم ۱۰ ساله دارم صبر می کنم هر چه او بیشتر ناز می کند من عاشق تر می شوم. استاد شما اگر رفتی کربلا خیلی برایم دعا کن امام حسین منو بخره.
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: تجربه خوبی است ولی با تدبّر در قرآن و کتاب‌های معرفتی سعی باید کرد آن را کامل نمود. موفق باشید

31663
متن پرسش
سلام حاج آقا وقت بخیر: ببخشید من می‌خواهم دلیل تکوینی یا به طور کلی دلیلی که انسان از طین صلصال کالفخار و حما مصنون و تراب آفریده شده را بدونم و اینکه مثلا چرا اینجا گفته تین و جای دیگر صلصال مگر فرقشان چیست و دلیلش چی هست؟ میشه چند تا کتاب معرفی کنید؟ این هم می‌خواهم بدونم هر کدام چه مزیتی داره نسبت به آفرینش؟ مثلا توی علل الشرایع نوشته بود طین میشه صلصال چون آب شور با آب شیرین قاطی میشه که اگر آب شور بیشتر باشه دشمن خدا و اگر آب شیرین باشه دوستان خداوند هستند و اینکه چون آب شیرین جواب خدا را داده متعلق به دوستان و دیگری چون جواب نداده متعلق به دشمنان خدا. تاثیر هرکدام در روح را می‌خواستم بدونم در این باره چند تفسیر را نگاه کردم چیزی نبود. و اینکه مطالب بیشتری می‌خواهم چون برای تحقیق هست و اینکه منظور از آب در قرآن چیست که مخلوط آن با خاک که وجود آدمی را می‌سازد؟ تشکر
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: ۱. فکر می‌کنم در تفسیر قیّم المیزان بتوانید نکاتی را بیابید. ۲. در ظاهر، قضیه از این قرار است که می‌فرماید انسان بسترِ ظهورش در پایین‌ترین درجه عالم یعنی عالم ماده بوده است که همان «طین» گفته می‌شود و در تبیین آن، عنوان «صلصال کالفخّار» به کار می‌برد به معنی گل کوزه‌گری. و این در حالی است که به صورت «حمأ مسنون» یا لجنی در می‌آید که بستر رشد موجودات آلی خواهد بود و در اصطلاح زمین‌شناسی به آن زاپروپل‌های پرکامبرین می‌گویند که منشأ تک سلولی‌های اولیه است. موفق باشید

31662
متن پرسش
با عرض سلام: انا اول النادمین. هر دم از این باغ بری می‌رسد. ظاهرا کیهان هم کم کم دارد انتقادها را شروع می‌کند. واقعا انتخاب استاندار از تیم روحانی که نمی دانم شایعه است یا واقعیت نجومی بگیر است چه معنایی دارد یا نقل است تیم بودجه نویس از همان تیپ سرهنگ روحانی انتخاب شدند یا اینجور واردات واکسن که معلوم نیست عوارضش چیست و بدتر اجباری کردن آن همه و همه مرا به تردید انداخته است. بنظرم شما هم با احتیاط از جناب رئیسی حمایت کنید.
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: با توجه به این‌که عقل و انصاف به ما می‌گوید باید به جناب آقای رئیسی اعتماد کرد؛ و لذا نباید ضعف‌هایی که به طور طبیعی پیش می‌آید را بزرگ کنیم و این در همه موارد در نسبت با مؤمنین صدق می‌کند. موفق باشید

31661
متن پرسش
سلام استاد گرامی: بنده در زندگی و تعامل با اطرافیان همیشه در مقابل رفتار های بد و خطاها مشی گذشت اختیار کرده ام و همه بنده رو به این صفت می شناسند. اما استاد بعضی افراد دائما توهین می کنند و وقتی ما مکرر گذشت می کنیم متجری می شوند و رفتار های زشت خود رو شدید تر می کنن گوییا فکر می کنند ما نادان و ناتوانیم به نظر شما با اینها چه جور برخورد کنیم خصوصا وقتی از اقوام باشند؟
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: اتفاقاً آن‌ها خوب می‌دانند ما برای توهین‌های آن‌ها ارزشی قائل نیستیم و مسیری که انتخاب کرده‌ایم را با اطمینان و آرامش جلو می‌بریم و به همین جهت عصبانی هستند. زیرا قرآن به ما فرموده است مؤمنین: «وَإِذَا مَرُّوا بِاللَّغْوِ مَرُّوا كِرَامًا» چون با امر لغوی روبه‌رو شوند بزرگوارانه از آن می‌گذرند و خود را همسنگِ چنین اموری نمی‌کنند. موفق باشید

31660
متن پرسش
سلام خدمت استاد گرانقدر: مطلبی که در رسانه ها منتشر میشه می خواستم از نظر و دیدگاه شما تا جایی که مقدور است در این مورد مطلع شوم ‍اشتباه محاسباتی امام جمعه لواسان چه بود؟ مهدی نصیری برکناری امام جمعه لواسان باعث شگفتی عده ای خصوصا جوانان عدالتخواه شد، هر چند این گونه اخبار، دیگر برای اقشار وسیعی از مردم، شگفت آور نیست، چرا که به درستی دریافته اند که این تناقض‌ها و عملکردهای عاری از منطق، در بسیاری از نهادهای جمهوری اسلامی به قاعده تبدیل شده است. مردم دیگر اصلا تعجب نمی کنند که چطور با برخی امامان جمعه متنفذ که گاه و بیگاه با طرح مطالبی، موجب وهن دین و نظام می شوند و موجی رسانه ای ایجاد می کنند برخوردی صورت نمی گیرد اما امام جمعه ای که به وظیفه امر به معروف و نهی از منکر خود درباره مفسدان اقتصادی در حوزه امامت جمعه خود عمل کرده است، کنار گذاشته می شود تا مایه عبرت امامان جمعه دیگر شود و آنها حد و مرز خود را بشناسند. به خاطر می آورم که در اوایل دهه هشتاد یکی از جوانان دانشجوی عدالتخواه به سراغ من که در دهه هفتاد در نشریه صبح به طور جدی و پیگیر به مفاسد و تخلفات اقتصادی می پرداختم، آمد و از من خواست که به او در مورد فعالیت‌های عدالتخواهانه مشورت بدهم اما او در کمال تعجب با مخالفت صریح من مواجه شد. به او گفته بودم هرگز ورود به این عرصه را به شما و هیچ جوان دیگر توصیه نمی کنم چرا که در این مسیر با ناکامی ها و تناقضهایی مواجه می شوید که شما را نسبت به نظام و حکومت دینی مساله دار خواهد کرد بدون آن که به نتایج ملموسی برسید. اگر امام جمعه لواسان هم با من مشورت می کرد، انتهای این مسیر را به او می گفتم و برای او توضیح می دادم که نظام، عزم، اراده و جدیت لازم و کافی را در امر عدالتخواهی و مبارزه با مفسدان کلان و متنفذ اقتصادی از سال ۷۰ به این سو که زاویه فساد و رانت‌خواری و بریز و بپاش کم کم باز شد، نداشته و اگر شعارها و رهنمودهایی در باب عدالت و مبارزه با مفاسد مطرح می شود بخش مهم آن ناظر به درست کردن ویترین نظام است و نه مبارزه قاطع و فراجناحی با فساد. یکی از عوامل این تعلل و کوتاهی و ناتوانی نظام در برخورد با فساد گسترده اقتصادی که ایران را در یکی از بالاترین رتبه های جهانی فساد قرار داده، آلوده بودن افرادی از هر دو جناح در سه دهه اخیر بوده که باعث توافق نانوشته ای بین آنان در کوتاه آمدن در مبارزه بوده است اگر چه در یک دهه و نیم اخیر پای برخی افراد وابسته به نهادهای انقلابی و انتصابی به این گرداب هائل باز شده و دورنمای مبارزه بدون تبعیض با فساد را بیش از پیش تاریک کرده است. در چنین شرایطی طبیعی است که نهادهای بالادستیِ مسئول، به هیچ کس اجازه فراتر رفتن از یک چارچوب و حد و مرز مشخصی را در عرصه عدالتخواهی و فسادستیزی ندهند و راه او را با عزل یا تهدید و یا حتی محاکمه به ادله ای عجیب مثلا وجود یک کامنت توهین آمیز در پای نوشته یک عدالتخواه، سد کنند. بنا بر این لازم است همه افراد به خصوص جوانان آرمانخواهی که سودای عدالتخواهی و مبارزه با فساد مالی و اقتصادی را در جمهوری اسلامی دارند بدانند که باید باده این دو آرمان را به اندازه ای بنوشند که موجب حساسیت، رنجش و احساس خطر بالادستی ها نشده و عمدتا مایه ویترین آرایی نظام باشند و الا بهتر است از چنین اندیشه و آرمانی دست بکشند و به دین و دنیای خود بپردازند. به قول حافظ شیرین سخن: صوفی ار باده به اندازه خورد نوشش باد ور نه اندیشه این کار فراموشش باد!
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: ۱. به نظر بنده نباید به راحتی از شخصیت حاج آقا علی‌اکبری و اعتمادی که به ایشان باید داشت در مورد تصمیمی که گرفته شده؛ عبور کرد. ۲. موضوع عدالتخواهی باید در بستری بس عمیق‌تر انجام گیرد تا سنت‌های اصیل پایه‌گذاری شود به همان معنایی که نباید برای آبادکردن دهی، شهری را خراب کرد. تجربه‌ي سال‌های گذشته بنده آن است که با عمق‌دادن به روحیه جامعه و گشوده‌شدن جهان معنوی در کنار جهان مادی به آن نوع عدالت‌خواهی که مورد نظر اسلام است می‌توان رسید. ۳. روح نظام به سوی حضور در وجدان عمومی مردم است و هرچه بیشتر حساسیت‌ها را در کیفی‌کردن زندگی‌ها قرار دهیم، خود به خود حقارت طلب دنیا بیشتر روشن می‌شود و این، کار اساسی است و البته آری! باید قوانین طوری باشد که اهل دنیا نتوانند از آن استفاده کنند. ای کاش امام جمعه محترم لواسان با حکمت بیشتری کارهای عدالت‌خواهی را جلو می‌بردند. عنایت داشته باشید که حرکت عدالت‌خواهانه اگر با عمق معرفتی و توجه به نظام تکوینیِ عالم انجام نشود، آن‌چنان سطحی می‌گردد که جریان عدالت‌خواهی را در مقابل کلیّت نظام می‌برد. موفق باشید 

31659
متن پرسش
با سلام و عرض ادب: استاد گرامی از محضرتان دو سوال داشتم: ۱. همواره به رعایت تعادل در امور انسان توصیه می شود و گفته می شود که نباید کاری انسان را از کار دیگر بازدارد از طرفی پیوسته در انسان انگیزه هایی برای بر هم زدن تعادل پیش می آید. مثلا یک نفر کاسب است و می بیند فلان زمان بهتر می تواند سود کند و انگیزه پیدا می کند که از این فرصت برای کار و تلاش استفاده کند و از رسیدگی به جسم یا صله رحم در آن مقطع زمانی باز می ماند. ملاک ما کلا چه باید باشد که بفهمیم تا چه حد باید به رعایت تعادل در برنامه های زندگیمان پایبند باشیم و تا چه حد بهتر است انعطاف داشته باشیم؟ ۲. آیا برای ما خانمها پسندیده است با اقوام نزدیک ولی نامحرم مانند مردان کاملا غریبه رفتار کنیم؟ مثلا احوالپرسی نکنیم و تا می شود رفت و آمد و دید و بازدید را کم کنیم و....؟ آیا این کار تاثیر مثبت در سلوک ما دارد؟ با تشکر
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: ۱. در حوزه وظیفه شرعی و آموزه‌های دینی، انعطاف‌داشتن انسان را از تعادل خارج نمی‌کند زیرا خود شریعت چنین انعطاف‌هایی را جایز می‌داند. ۲. اقوام و خویشان حقوقی دارند که رعایت حقوق و احترام به آن‌ها لازم است. شرع و عرفِ مسلمانان آن حقوق را تأیید می‌کند. موفق باشید

31658
متن پرسش
سلام: سوال حقیر پاسخ داده نشد. سابق خوانده بودم صدرا معاد جسمانیش را منحصر در نفوس ناقصه می‌داند و معاد نفوس کامله و مقربین را روحانی می‌داند این صحیح است؟
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: آن سؤال به شماره ۳۱۶۵۰ جواب داده شد. در این مورد خوب است به جلد ۷ و ۸ و ۹ اسفار رجوع فرمایید زیرا بحث آن مفصل‌تر از آن است که با یک کلمه و یک جمله روشن شود. موفق باشید

نمایش چاپی