سلام و احترام با عرض پوزش از مقدمه نسبتا طولانی و در پی آن سوالی که مطرح می شود. در جنگ دوازده روزه و مخصوصاً در جنگ فعلی که وارد ماه دوم اون میشیم تب و تاب تشخیص و انجام وظیفه بالا گرفته. اینکه افراد با مشاغل و توانایی ها و نقش های مختلفی که دارند چطور میتونند وظیفه خود را در قبال وطن،دین و تاریخ و زمانه حساسی که در آن قرار داریم به درستی تشخیص داده و انجام دهند و حس بودن و حضور در تاریخ گشوده شده پیش رو را بیش از پیش احساس کنند. در این راستا فعالین در حوزه های مختلف با تهیه جزوات، کلیپ، صوت و... تحت عنوان راهنمای کنشگری، سنگر تو کجاست و... تلاش می کنند نحوه کنشگری اقشار مختلف در وضعیت فعلی را تبیین کنند. از نحوه کنش گری و نقش آفرینی خانم خانه دار گرفته تا استاد دانشگاه و معلم نانوا و بقال و کارمند و... . طبیعتاً در جنگ نظامی، نیروهای نظامی و انتظامی و بسیج و جهادی و تریبون داران و در وهله بعد، نیروهای امدادی، آتش نشانی، اورژانس، خدماتی و تعمیرات و... در خط مقدم قرار دارند و لذت حضور و بودن و حفظ سنگر خود در مقابله با هجمه دشمن را می کشند. به قول آن نانوا که خبر شهادت برادرش در جنگ ۱۲ روزه را شنید و در حین انجام پخت نان گفت: من سنگر خود را رها نمی کنم. با طرح این مقدمه سوال بنده این است که در شرایط پیش آمده وظیفه طلاب و دانشجویان، مخصوصاً دانشجویان علوم انسانی چیست؟ سنگر ما کجاست؟ ما که هنوز نه مخاطب خاص حقیقی یا مجازی داریم، نه تریبون داریم و نه دیگر میتوانیم بیخیال و بی نسبت با وضعیت موجود کما فی السابق به درس و بحث و مسئله هایی که داشتیم بپردازیم. می شناسم دوستانی را که به آب و آتش می زنند بلکه کاری کنند! یکی میرود آوار برداری! دیگری رفته کار با سلاح یاد بگیرید برای گشت های ایست و بازرسی، آن یکی وزن خود را کم می کند که اگر لازم شد به خارک برود! برخی هم خانه نشین شده و صبح تا شب در کانال ها می چرخند،خبر و تحلیل میخوانند و نهایتا تشییع شهدا و شب در تجمعات شرکت می کنند. یکی از رفقای علوم اجتماعی خوانده و انقلابی تعریف می کرد که از خودم خجالت می کشم وقتی شب ها به تجمعات میروم و میبینم مردم مختلف با مشاغل مختلف از صبح تا شب مشغول به خدمت رسانی بوده اند و شب ها در اوج خستگی تا پاسی از شب در خیابان می مانند. اما ما که مدعی بودیم و همیشه رسالت بزرگی را بر دوش خود حس می کردیم و منتظر چنین روزهایی بودیم، به ناگاه خلع سلاح شدیم و گویی راه به روی ما به طور عجیبی بسته شده و کاری از دستمان برنمی آید جز اینکه همین شب ها در خیابان بیاییم و حسرت بخوریم که ای کاش ما هم می توانستیم کاری بکنیم. کار تا جایی پیش رفت که تردید کرده بود که اگر همان مسیر مهندسی را ادامه داده بود شاید امروز بیشتر به درد می خورد. بار دیگر پوزش می طلبم از طرح مقدمه و سوال نسبتا طولانی. دردلی بود از بچه حزباللهی های حوزوی و علوم انسانی خوانده ای که این روزها یتیم شده اند و در عین اینکه فرصت حضور و بودنی تا بی نهایت فراهم شده، رنج نبودن و بی اثری را تجربه می کنند. در پایان ذکر این فرمایشات امام شهیدمان شاید خالی از لطف نباشد: رهبر شهید انقلاب رضواناللهعلیه: «طلبهها باید در صفوف مقدّم باشند. اگر جنگ پیش مىآید، طلبه باید در صفوف مقدّم جنگ باشد. و این را ارزش قرار بدهید؛ این حقیقتاً یک ارزش است. آن کسى که در حوزهى علمیّه مشغول درسخواندن است، به مجرّد اینکه اذان حرب، اذان جهاد بلند شد، مىشتابد به سَمت جهاد فىسبیلالله. این اصلاً قیمت ندارد. بهترین عناصر طلبه آن کسى است که همین روحیه را در خود داشته باشد و بپروراند که مشمول آن حدیث «مَن لَم یَغزُ وَ لَم یُحَدِّث نَفسَهُ بِالغَزو» نشود. اگر هم عملاً وارد میدان جنگ نمیشود، دلش براى میدان جنگ بجوشد. حالا یک مانعى پیش آمده و نمیتواند برود؛ امّا دلش آنجا باشد؛ [یعنى] «حَدَّثَ نَفسَهُ بِغَزو» باشد. این ارزش بسیار والایى است؛ این روحیه باید زنده بماند. در حوادث گوناگونِ انقلاب، طلّاب حاضر و آماده [باشند]. مسئلهى آمریکا پیش مىآید، اظهار نفرت از دشمنان و مستکبرین پیش مىآید، مسائل خلیج فارس پیش مىآید، مسائل گوناگون دیگرى پیش مىآید، طلبه اوّل کسى باشد که احساس کند مسئولیّتى دارد و آن مسئولیّت را استفسار کند و ببیند چیست؛ و هنگامى که مشخّص شد، در جاى مسئولیّت خودش باشد. و اینها با طلبگى میسازد. تصوّر نشود که خب، اگر اینجور بخواهند [عمل] بکنند، پس کى درس میخوانند. درس را همیشه میخوانند. جنگ که همیشه نیست؛ راهپیمایى که همیشه نیست، حضور در صحنههاى ضرورى که هر ساعت نیست. درس هم باید بخوانند؛ بىدرس و بىتحقیق و بىمباحثه، طلبه معناى خودش را از دست میدهد.» (بیانات در دیدار اعضای مجمع نمایندگان طلاب حوزه علمیه قم ـ ۱۳۶۹/۱۱/۰۴)
باسمه تعالی: سلام علیکم: عنایت داشته باشید که مهم در درک تاریخی است که پیش آمده. عرضی که در فراز آخر پاسخ سؤال شمارۀ 41422 بدان پرداخته شد که آن امر بسیار مهمی میباشد در معنای جایگاه شکست جبهۀ مقابل و جایگاه پیروزی ما نسبت به آن که دشمنانمان با عدم دستیابی به اهدافشان پیروز نشدهاند و وظیفۀ اهل اندیشه بخصوص طلاب و دانشجویان عزیز در اینجا تذکر به این امر مهم است و آیندهای که ما در راستای این تابآوری خواهیم داشت. اگر به جنگی که پیش آمده متوجۀ نامتقارنبودنِ جنگ ما با جبهۀ استکبار و صهیونیسم نشویم، وسعت و فراوانی اسلحههای آنها ما را مرعوب میکند. در حالیکه ما اهداف دیگری را در مقابله با استکبار و صهیونیسم دنبال میکنیم که مقابله با فرهنگ نژادپرستِ غرب میباشد و مبارزۀ ما با آنها موجب میشود تا آنها از صحنۀ تصمیمگیری برای جهان خارج شوند و از این جهت حتماً پیروزی از آنِ جبههای است که ایران در آن حاضر شده و در این حضور است که به جای حذف غزه، اسرائیل و آمریکا حذف میشوند.
ما در حادثهها جایگاه خاصی را میتوانیم برای خود معلوم کنیم و آن سبک و سلوکی است حاکی از وقار و امیدواری و هر آنچه که پیش آمد تا چنین سبک و سلوکی را نشان دهیم حتی اگر مانند خود رهبر شهید و به گفتۀ خود ایشان: «حَدَّثَ نَفسَهُ بِغَزو» باشد.
بنابراین در یک کلمه وظیفۀ اهل فکر و اندیشه آن است که متذکر درک عمیق و تاریخی حضوری باشد که خداوند برای ما مقدّر کرده، امری که شهید آوینی در تبیین جایگاه دفاع مقدس به عهده گرفت زیرا مردم به عنایت الهی در صحنه حاضر شدهاند ولی تذکر به این امر به معنای خودآگاهی میباشد که در دلِ آگاهیها باید از آن غفلت نکرد. موفق باشید




