« بسم رب الزهرا » خداوندا ای هستی مطلق همه تو ای جانِ جانان و محبوبِ محبوب ترینان هر زمان ای اشتیاقِ دل انگیزِ هستی در جامِ جهان نمای ما ای تو همه هستیِ ما ای غایت و مقصود همه تو تو را قسم به آهِ مظلوم در هر صورت و مکان و زمان تو را بر رگانِ بریده علی اصغر تو را بر بدن ارباً اربا علیِ اکبر تو را به داغِ دلِ زینبِ کبرا تو را به لبانِ خشکِ ابنا الحیدر تو را به چشمانِ شرمنده ابالفضل العباس تو را به عصرِ عاشورا و تن های فتاده به خاک و خونِ کربلاییان تو را به غربت و تنهایی حسین در دهشتِ دشتِ نینوا تو را به ابدان مطهر کربلاییان زیر نعلِ اسبِ یزیدیان هر زمان تو را به سینه شکستهِ فاطمه زهراءِ علیِ مرتضیٰ آری تو را به غربت قرآن در طول زمان مگذار مگذار مگذار که امید شیعیان تو مردم و ملتِ کربلایی تو آرمان بلند امام شهید و امت آخرالزمانی ما خاک به خون و جگر آمیخته شیعیان تو انتظار هزار اندی ساله تحقق آرمانِ اسلام محمدی تو در تطاول زمان و آن حقیقت مکتوم و مظلوم در صیرورت زمان از میان جانمان به غفلت و نسیان ذات نهفتهِ زمان و حیلت و مکر دشمنان در هر زمان، بگذرد در طول تطاول زمان. آری تو را به اشک های این ملتِ مظلومِ مقتدر در تشییع پیکر امام شهیدمان، وداع مان رنگ و بوی هجرت ده از عهد های شکسته و نومید به انتظار دیدار او از چشمان خشکیده به اشک حضور او از زبان های بسته و مکتوم به وصف او از خیال های آشفته و مکدر به آرمان او از دستان خسته و ناتوان به ساختن ایران کربلایی او از پاهای به گِل تپیده برای حرکت به سوی او از ابتلایِ ملت تو در آزمونِ وحدت و الفت و حضور از قلب های تکیده و رنجور و نا امید از غربتِ مردانِ مرد آن جان های مضطر و به لب آمده برای حضور بیشتر برای تو از عقل های تکیده به جهل از نبودن ها و حسرت های حضور برای تو از ساده اندیشان راه آرمانِ بلند او آری هجرتمان ده، هجرت دوباره به یاد قصۀ حضور او هجرتی به یادِ حسرتِ نگاه و بیان و صدایِ او قلم و دست و آغوش و بوسه گرم الهی او دقت و ظرافت و هیبت و جلال او به ای ایران بخوان های مکرر او به خون دل ها و صبر و انتظار به لقایِ تو او به خونِ بر خاک نشسته او به دستانِ مشت کرده و ایستاده در برابر دشمنان ما و او به صلابت به اقتدار به قیام و قعود و غرش و فریاد او آری که ما ترک کردیم حیات خود را بعد از حیات او آری که ما ترک کردیم ممات خود را با شهادت او و یافتیم حیات و ممات دوباره خود در وداع و دیدار هزار باره او. به امید دیدار و ملاقات با او در قتلگاه و آرامگاه او در بر امام رئوف ما و او.
باسمه تعالی: سلام علیکم : از امام رضا «علیهالسلام» هست که حضرت میفرمایند: «إِنَّ الْعَبْدَ إِذَا اخْتَارَهُ اللَّهُ لِأُمُورِ عِبَادِهِ شَرَحَ صَدْرَهُ» اگر خداوند بنده ای از بندگانش را جهت امور مردم انتخاب کرد، سینۀ او را گشاده میگرداند. تا در مدیریت خود کوچک ترین لغزشی نداشته باشد و امور بندگان را با وسعت نظر سر و سامان دهد. «فَلَمْ یَعْیَ بَعْدَهُ بِجَوَابٍ وَ لَمْ تَجِدْ فِیهِ غَیْرَ صَوَابٍ» در نتیجه آنچنان توانا می شود که در جواب گویی به هیچ نیازی در نمی ماند و غیر از صواب از او نخواهی یافت و به خوبی مصلحت مردم را در نظر می گیرد. «فَهُوَ مُوَفَّقٌ مُسَدَّدٌ مُؤَیَّدٌ» پس او در کار خود توفيق يافته و رهنمون گشته و از خطا و لغزش و افتادن در امان است و مورد تأیید الهی است.»
صحبت از مردی است که به تعبیر فرزندشان «آنقدر که مشهور بود شناخته نشد» و از جمله هنرهای او، «قدرت خلق معانی از طریق ساختِ به هنگام واژگان و ترکیبهای بدیعی که هر یک انبوهی از معانی را خلق و حمل میکرد» بود. حال سؤال این است که آن مرد یعنی رهبر شهید انقلاب چه نوع حضوری را در این عالم اراده کرده بودند که به جهت آن حضور، او را در میدانهای مختلف می یابیم؟ آیا بعد از شهادت آن مرد، بازخوانی شخصیتشان به همان معنایی نیست که ماورای شهرتشان به آن شخصیت فکر کنیم؟ شخصیتی که به فراتر از زمانۀ خود نظر داشت و در جستجوی فردایی بود که نسبت به آن بیگانه نبود و می دانست از دلِ ویرانه ها حوادث نویی می شکفند و از این جهت میتوان گفت هیچ چون و چرایی در آن نیست که دوران دیگری در پیش است که انسانیت انسانها مدّ نظر خواهد بود، به همان معنای تقوایی که «وارستگی» می نامیم و با هزاران زبان میتوان از آن حضور یاد کرد و در جستجوی آن حضور، مانند آن مرد کتاب خواند و در قرآن تدبّر کرد. و این است که می خواهیم پس از شهادتشان بیش از پیش به ایشان فکر کنیم. در این راستا در رابطه با نوع نگاهی که باید به گفتار و نوشتار آن مرد الهی داشت، پیشنهاد می شود به آثار ایشان رجوع شود تا رویکردمان به آن مرد الهی رویکرد حقیقی باشد و از این جهت همچنان با او زندگی را ادامه دهیم. و با صبر و شکیبایی باید همواره آن آینه را مدّ نظر قرار دهیم. در آن صورت زندگی و دنیا برای ما کامل خواهد بود، وقتی همواره او را مدنظر داشته باشیم و خودمان تصمیم بگیریم چه کسی باید باشیم، آنجایی که تماماً به انسانی فکر کنیم که وسعت او به وسعت حضور ما در این تاریخ است و سخنانی دارد با اشاره به چنین حضوری و چنین وسعتی. موفق باشید




