بسمه تعالی.سلام علیکم. ۱.حاج آقا جایگاه احساس و به معنی جامع تر، حبّ و بغض در عالم خلق و ماده چگونه است؟ اگر ما عوالم را طولی از امر به خلق و از غیب به ماده ببینیم. و اگر عالم ماده را دور ترین و ضعیفترین عالم _از حیث طولی_ از حضرت حق بدانیم، و اگر حب و بغص را از جنس فرا مادی_و شاید از جنس عالم خیال_ بدانیم، چگونه احساس در ماده حصور پیدا میکند و تا چه اندازه حضور دارد؟ و همچنین عقل به عنوان یک عالم عالی، چگونه در ماده حاضر است؟ ۲. اینکه آیه میفرماید "خلقنا فی احسن تقویم ثم رددنا فی اسفل سافلین" احسن تقویم اشاره به چیست؟ خلق به عنوان یک امر بسیار باواسطه از حضرت حق، چگونه در احسن تقویم شکل میگیرد؟ عالم خلق مگر یک عالم بسیار ضعیف از حیث وجودی نیست؟ و مراد از سافل چیست؟ اگر احسن تقویم اشاره به عالم امر و عقل و غیب دارد؟ چگونه خلق در آنجا ممکن شد؟ و اگر اسفل سافل اشاره به عالم خلق و ماده دارد چگونه "خلق" در آیه ردّ به دنیا شد؟
باسمه تعالی: سلام علیکم: نسبت نفس با عالم ماده، موجب میشود تا معناهایی که از عالم ماده مییابد را در خیال خود به صورتِ صورت خیالی و در عقل خود، به صورت معنای عقلی بیاورد 2- آری! انسان در احسن تقویم و بهترین قوام به ارادۀ الهی خلق میشود به همان معنای جمعشدن ابعادی در کنار هم که جمع قوای انسانی باشد و سپس همان شخصیت را متوجۀ عالم ماده میکند به همان معنای هبوطی که برای حضرت آدم«علیهالسلام» پیش آمد. موفق باشید




