سلام: سالهاست از شما بعنوان معلم، بیانی از موضع انقلاب اسلامی در مورد ازدواج ندیدیم! اما حرف ها هست که باید گفت نه بعنوان فرد بلکه بعنوان روح اجتماع و سنت طبیعت که موضوع نظر ماست. سنت طبیعت میگوید حیوان یا نفس حیوانی انسان، زمانی که به بلوغ میرسد باید ازدواج کند؛ عقل بشری در کنارش تعبیرکی میکند تا به این سنت پایبند باشد چون میداند خلاف سنت های عالم عمل کردن نابودی است. حال بفرمایید با آمار حدود ۴۰ درصدی از جوانان که تا کنون ازدواج نکرده و از چهل سال عبور کرده اند چه باید کنیم؟ (آمار رسمی امسال). آیا تدابیر بشری باید حلش کند یا معجزه الهی؟! با این همه ما در شرایط انتقال تمدنی هستیم که امر ویژه ایست، سختی های خود را دارد. از جهتی فلسطین را میبینیم با اینهمه جنگ ازدواج صورت میگیرد. از طرفی در روز عاشورا حضرت قاسم علیه السلام ازدواج میکنند هرچند دلایل وجودی داشته باشد. از سوی دیگر داریم حضرت امیر علیه السلام پول میگذاشتند تا جوانها ازدواج کنند. همین روزگار نیز داستان رهبر شهید را در کوهنوردی و برخورد با یک دختر پسر داریم که خطبه عقدشان را میخوانند. یک جوان امروز کیست-کجاست- به کجا میرود- اکنون چه کند؟ مورد توجه هست که برای یک پسر این موضوع بسی سخت تر است زیرا دختران محبت از خانواده و دوستان میبینند اما پسران هرگز. پسر کسی است که همه درد ها را به تنهایی میکشد- کسی او را دوست نمیدارد - در حالی که یک نفسی است با نیازهای عاطفی خود که هرگز رفع نمیشود. در آخر لعنت بر آخوند یا لیبرالیست یا دانشگاه - مشاور یا علی الخصوص خانواده هایی که این لعنت را بر جامعه خویش روا داشتند.
باسمه تعالی: سلام علیکم: آری! مسئله، مسئلۀ بسیار مهمی میباشد و بیحساب نیست که پیامبر خدا «صلواتاللهعلیهواله» درست در شرایطی که جامعۀ جدید اسلامی در حال شکلگرفتن بود فرمودند: «أَنَّ الْمُؤْمِنَ كُفْوُ الْمُؤْمِنَةِ فَيَتَزَوَّجُ امْرَأَةً أَعْلَى مِنْهُ نَسَباً وَ حَسَباً» هر مرد مؤمنی کفو و مناسب زن مؤمن میباشد و آنها را به ازدواج همدیگر در آورید. و این یعنی در ازدواج، مشغول حواشی نباشیم و معلوم است که یک دختر و پسر در ابتدای ازدواج تفاوتهای فکری و فرهنگی و عادتهای متفاوت دارند که به مرور با درک همدیگر از آنها عبور خواهند کرد و نباید از ترس آنکه ممکن است این حواشی منجر به عدم سازش شود، از ازدواج آنها جلوگیری کرد. باید سعی نمود آن حواشی را جدّی نگرفت. زیرا اگر پیامبر خدا صلوات الله علیه و آله فرمودند: «النِّکَاحُ سُنَّتِی فَمَنْ رَغِبَ عَنْ سُنَّتِی فَلَیْسَ مِنِّی» ازدواج، سنّت من است، هر کس از سنّت من رویگردان شود از من نیست. به جهت آن است که انسانهای مومن در ازدواج به صفا و صمیمیتی میرسند که خداوند در وصف آن فرمود: «وَمِنْ آيَاتِهِ أَنْ خَلَقَ لَكُمْ مِنْ أَنْفُسِكُمْ أَزْوَاجًا لِتَسْكُنُوا إِلَيْهَا وَجَعَلَ بَيْنَكُمْ مَوَدَّةً وَ رَحْمَةً إِنَّ فِي ذَلِكَ لَآيَاتٍ لِقَوْمٍ يَتَفَكَّرُونَ» و از نشانه های [قدرت و ربوبیت] او این است که برای شما از جنس خودتان همسرانی آفرید تا در کنارشان آرامش یابید و در میان شما صمیمیت و مهربانی قرار داد؛ یقیناً در این [کار شگفت انگیز] نشانه هایی است برای مردمی که می اندیشند.
با توجه به سخن پیامبر خدا صلوات الله علیه و آله و وعدهای که خداوند در راستای ازدواج به مومنین داد که آن صمیمیت و گشودگی خاصی است که تنها از طریق ازدواج برای مومنین پیش میآید. موفق باشید.




