ما و تشییع پیکر مبارک رهبر شهید
بسم الله الرحمن الرحیم
1- تشییع پیکر مبارک رهبر شهید و اشکی که بشارت یک آینده است. همچون اشکی که امام حسین«علیهالسلام» و حضرت زینب«سلاماللهعلیها» به میان آوردند. باید متوجۀ جایگاه این اشک در جان خود و افقی که نسبت به آینده در مقابل ما میگشاید، باشیم و این یعنی «خودآگاهی» نسبت به این اشک و پاسداشت آن.
2- در تشییع رهبر شهیدمان ، به اشکی باید نظر کرد که «راز حیات» است برای حضور در خود، به وسعت هستی، در همه نسبتها، آزاد از روزمرّگیها و سرگردانیها. در این تشییع باید به نهایتی نظر کرد که در همین دنیا و در دل همین تاریخ در حال ظهور است و این «تشییع» و این «اشکها» اشاره به آن افق متعالی دارد که در پیش است، راهی که اگر بر آن ایستادگی کنیم از بسیاری از معضلات امروزین که بشر را فرا گرفته، عبور خواهیم کرد.
3- تشییع مردی که نماد ایمان در این تاریخ بود تا با تشییع او اشکهای عرشی را تجربه کنیم که حضور جامعی میباشد ماورای حتی «بیت المعمور» که فوق «بیت الله» است. اشکی عرشی که حضور در وقت محمّدی«صلواتاللهعلیهوآله» را به میان میآورد، حضوری که آخرین پیامبر در وصف آن فرمود: «لِى مَعَ اللَّهِ وَقْتٌ لا يَسَعُنِى فِيهِ مَلَكٌ مُقَرَّبٌ وَ لا نَبِىٌّ مُرْسَلٌ.» براى من در خلوتگاه با خدا، وقت و حضور خاصّى مرا فرا گرفت که در آن موقعیت نه فرشتۀ مقرّبى را راه بود و نه پيامبر مرسلى.
4- تشییع مردی که خداوند از طریق او در این دوران دین خود را حفظ نمود، تا از «دوگانگیها» که بین متحجّرین و روشنفکرانه لیبرال جاری است، عبور کنیم. با برخورد قلبی با حقیقت و خودآگاهی نسبت به مشکلی که به عنوان «گسست نسلها» در میان است. و اینجا است که راه عاشوراییِ ما که شهادت در متن آن نهفته است، متذکر هدفی بزرگ میشود و جوانان ما در این راستا میتوانند خود را تجربه کنند، بدون «دوگانگی» با دیگری.
5- در تشییعی حاضر میشویم که هرکس در نسبت به افقی که در راستای شهادت رهبر عظیم الشأن برای او ظهور کرده، دیگری را نیز به عنوان جهانی که در نسبت با آن رهبر شهید دارند، درک میکند. و این یعنی، درک جهان همدیگر نسبت به تاریخی که در پیش داریم. و این یعنی، شهادتی که باطنِ یگانۀ ما را به ظهور آورد. و این یعنی، عبور از دوگانگیِ ملت مبعوثشده نسبت به همدیگر.
6- ملتهایی که در تنِ پیشوای خود میشکنند، به جهت آن است که به رهبرانی دل سپردهاند که آن رهبران از درون تهی هستند و این است که با مرگ آن پیشوا در هم میشکنند. ولی این ملت ایران است که با شهادت رهبر خود، هر کدام ، حیاتی را در خود مییابند تا او را بیش از پیش در تاریخ حاضر کنند و این در پیشوای آن رهبر شهید به خوبی به ظهور آمد و با تشییع او به اوج میرسد.




