تفسیر قرآن-سوره بقره(34)
جایگاه تاریخی حضرت ابراهیم«علیهالسلام» در قرآن
بسم الله الرّحمن الرّحیم
«وَ قَالُوا كُونُوا هُودًا أَوْ نَصَارَى تَهْتَدُوا قُلْ بَلْ مِلَّةَ إِبْرَاهِيمَ حَنِيفًا وَ مَا كَانَ مِنَ الْمُشْرِكِينَ» (۱۳۵)
«قُولُوا آمَنَّا بِاللَّهِ وَمَا أُنْزِلَ إِلَيْنَا وَمَا أُنْزِلَ إِلَى إِبْرَاهِيمَ وَإِسْمَاعِيلَ وَإِسْحَاقَ وَيَعْقُوبَ وَالْأَسْبَاطِ وَمَا أُوتِيَ مُوسَى وَعِيسَى وَمَا أُوتِيَ النَّبِيُّونَ مِنْ رَبِّهِمْ لَا نُفَرِّقُ بَيْنَ أَحَدٍ مِنْهُمْ وَنَحْنُ لَهُ مُسْلِمُونَ» (۱۳۶)
«فَإِنْ آمَنُوا بِمِثْلِ مَا آمَنْتُمْ بِهِ فَقَدِ اهْتَدَوْا وَإِنْ تَوَلَّوْا فَإِنَّمَا هُمْ فِي شِقَاقٍ فَسَيَكْفِيكَهُمُ اللَّهُ وَ هُوَ السَّمِيعُ الْعَلِيمُ» (۱۳۷)
پس اگر ایمان آوردند به مثل آنچه شما به آن ایمان آوردید همانا هدایت شدهاند چون آنچه بر آنها نازل شده است مانندآن چیزی است که بر محمد«صلواتاللهعلیهوآله» نازل شده است. «وَإِنْ تَوَلَّوْا فَإِنَّمَا هُمْ فِي شِقَاقٍ» پس اگر روی گرداندند، پس بدان که مردمی گرفتار تعصب و دشمنی هستند. یعنی اگر منکر حق شدند و آن را رد کردند، پس رفتار آنها براساس منازعه و دشمنی و تفرقه است.
«فَسَيَكْفِيكَهُمُ اللَّهُ وَهُوَ السَّمِيعُ الْعَلِيمُ» پس به زودی خدا شما را از آنان کفایت میکند و اوست شنوای دانا. این وعدهای بود به رسول اکرم«صلواتاللهعلیهوآله» که به زودی بر آنان غلبه خواهد یافت و همانا خدا به وعدهاش وفا نمود و به زودی این نعمت را اگر بخواهد بر امت اسلام تمام خواهد کرد.
«صِبْغَةَ اللَّهِ وَمَنْ أَحْسَنُ مِنَ اللَّهِ صِبْغَةً وَنَحْنُ لَهُ عَابِدُونَ»(۱۳۸)
این است رنگ خدائي و چه رنگي از رنگ خدائي بهتر است ؟ و ما تنها عبادت او را ميكنيم.
میفرماید آن ایمانی که گفتگویش را مىکردیم یک نوع رنگ خدایى است که ما به خود گرفته ایم و این بهترین رنگ است، نه رنگ یهودیت و نصرانیت که با فرقهکردن خود در دین خداوند که متذکر توحید است، تفرقه انداختهاند و آن را آن طور که خداوند دستور داده است به پا نداشته است در حالیکه ما با پذیرش اسلام و توجه به روح توحیدی آن تنها خداوند را میپرستیم.
«قُلْ أَتُحَاجُّونَنَا فِي اللَّهِ وَهُوَ رَبُّنَا وَرَبُّكُمْ وَلَنَا أَعْمَالُنَا وَلَكُمْ أَعْمَالُكُمْ وَنَحْنُ لَهُ مُخْلِصُونَ» (۱۳۹)
بگو آيا دربارۀ خداوند با ما بحث و گفتگو ميكنيد در حالي كه او پروردگار ما و شماست و اعمال ما از آن ما و اعمال شما از آن شما است و ما برای او اخلاص میورزیم.
با توجه به نکات فوق روشن میکند محاجۀ اهل کتاب با مسلمانان هیچ وجه صحیحى ندارد و لذا در آیه مورد بحث نخست محاجه آنان را انکار مىکند و به پیامبر میفرماید: به اهل کتاب بگو آیا شما با ما در مورد خدا نزاع میکنید، در حالیکه اولاً: الله پروردگار ما و شما میباشد. ثانیاً: اعمال هر یک مربوط به خود اوست و تقرب به خدا تنها بر عمل استوار است نه بر امتیازات ساختگی. ثالثاً: چون ما با توجه به آموزههای دینی اسلام آزاد از آن ذهنیات صرفاً موضوع پرستش خداوند را مدّ نظر داریم، مرتکب اعمالی نمیشویم که موجب هتک اهل کتاب شود، بنابراین چه جای نزاع؟
«أَمْ تَقُولُونَ إِنَّ إِبْرَاهِيمَ وَإِسْمَاعِيلَ وَإِسْحَاقَ وَيَعْقُوبَ وَالْأَسْبَاطَ كَانُوا هُودًا أَوْ نَصَارَى قُلْ أَأَنْتُمْ أَعْلَمُ أَمِ اللَّهُ وَمَنْ أَظْلَمُ مِمَّنْ كَتَمَ شَهَادَةً عِنْدَهُ مِنَ اللَّهِ وَمَا اللَّهُ بِغَافِلٍ عَمَّا تَعْمَلُونَ» (۱۴۰)
يا ميگوئيد ابراهيم و اسماعيل و اسحاق و يعقوب و اسباط، يهودي يا نصراني بودند بگو شما بهتر ميدانيد يا خدا؟ - با اينكه ميدانيد آنها يهودي و نصراني نبودند چرا حقيقت را كتمان ميكنيد- و چه كسي ستمگرتر از آن كس است كه گواهي و شهادت الهي را كه نزد او است كتمان كند و خدا از اعمال شما غافل نيست.




