سلام آقای طاهرزاده وقتتون بخیر. شهادت رهبر عزیزمون رو تسلیت عرض میکنم. آقای طاهرزاده در جریانات اخیر من متوجه یه جور تناقض در خودم شدم. حالتی بین شجاعت مطلق و ترسو بودن مطلق. من به هیچ وجه از بمب و جنگنده و مردن نمیترسم. هرشب برای سلام دادن به امام حسین به پشت بوم میرم. گاهی جنگنده از بغلم رد میشه و زمین زیر پام میلرزه. اما خدا شاهده آب توی دلم تکون نمیخوره. موقعی که در راهپیمایی روز قدس دشمن ساختمون در میدان انقلاب تهران رو زد من کنار ساختمون بودم و حتی آسیب جزئی هم دیدم. اما حتی یک لحظه نترسیدم. بلافاصله پرچم رو تکون دادم و با صدای بلند الله اکبر گفتم و مردم رو به شور آوردم. همه دوستام میگن از خونهتون برو به یه شهر دیگه چون محله شما خیلی خطرناکه. اما من تا الان یک بار هم از اینجا بودن نترسیدم. حتی به راحتی زیر صدای جنگ میخوابم. به عکس شجاعتی که گفتم، نگاه بقیه خیلی برام مهمه. وقتی تمسخر نگاه بقیه، ریشخند یا حرف مخالف میشنوم انقدر ترس به دلم میافته که تا مرز جنون پیش میرم. موقع راهپیمایی نگاهم به اطرافیان و "غیر خداست". اگر ترس و ناامیدی در چهره مخالفین ببینم خوشحال میشم و اگر تمسخر ببینم به هم میریزم. گاهی حتی میترسم تنها تا مسجد برم. دائم دارم فکر میکنم اگه یکی بهم فلان حرف رو زد چی جوابشو بدم. دوست ندارم این طوری باشم. میخوام دیگران هم برام انقدر بیاهمیت باشن که انگار هیچ کسی توی دنیا وجود نداره. تو رو خدا یه راهنمایی واقعی بهم بکنید. هروقت ازتون کمک خواستم فقط یه بیت شعر حافظ و جملات کلی تحویلم دادید. من واقعا نیاز به کمک دارم و دست نیاز به سمتتون دراز کردم. و خدا گفته و اما السائل فلا تنهر...
باسمه تعالی: سلام علیکم: خدا را شکرکنید از اینکه در صفای شجاعت قرار گرفته شدهاید و خدا را شکر کنید که متوجۀ این ضعف که نظر دیگران برایتان مهم شده است، شده اید. این مسئلۀ بسیار مهمی میباشد به همان معنایی که فرمودهاند این آخرین ضعفی است که باید از قلب مؤمن پاک شود. در این رابطه خوب است به مباحث «ده نکته در معرفت نفس» و سپس به نگاه معرفتی که «برهان صدیقین» وارد شده؛ بپردازید و پس از آن به مباحث دعای مکارم الاخلاق حضرت سجاد«علیهالسلام» که شرح آن روی سایت هست، ورود بفرمایید. موفق باشید




