به نام خدا سلام بگذارید از عاشقانه هایم که با مرگ از انانیت_ ولنگاری جهنم ساز و از تولد و زندگی در اراده_حضور در تقدیرات و سنت های لایتغیر الهی است بگویم که عشق است؛ همه تقوا در آن ممکن است و بالاخره حضوری است شخصیت پیدا کن! که آدم را از جهنم نجات میدهد تصور اینکه میتوان خداوند را با خلاصی از گناهان گوناگونمان که اختیاری هم نیستند راضی کنیم من را میکشد و چنان مستم میکند که مدهوش میشوم. در این صورت مقاومت به کمال شکوفایی میرسد و حتی برزخی را برپا میکند که توحیدی تقوایی است در این صورت انسان آدمی قوی میشود که هیچ اضمحلالی ندارد مگر آنکه بهتر و پاینده تر میشود. اگر بگویم مثل حوانان عاشق پیشه اشعارشان را در خطاب به آن مرگ زیبا میخوانم و اشک میریزم حتماً باعث تعجب میشود مثلا در خطاب برای بیشتر حاضر شدن درش بعد از ادعیه و قرآن و اذکار که اصل شریعت ما هستند تفکر خود را با این اشعار به نظاره میشینم. مثلاً میگویم: به کسی حواسم نیست آخه اینقدر خوبی که هیچی نیازم نیست! کی جای امن قلبشو اینجوری داده من! کی با چشماش فقط با تو بودن را خواهش کرد؟ تو هستی از هرکی باشه بهتر. این حالت مرگ البته ابتداعی است هرچند مرگ مقدسی است اما پس از مدتی آن را مرگ نمیخوانی آن را تولد و زندگی میخوانی و این سیر زیبای انسان خودش یک دلربایی خاصی دارد. هرچه بگویی در این روش نهفته است و عبور از همه غم هایی لست مردمان را سوزانده این درواقع همان کتاب جدید حضرتعالی است با عنوان عبور از دوگانگی زندگی و مقاومت. انشاءالله زنده و سلامت و محفوظ باشید.
باسمه تعالی: سلام علیکم: همینطور است که هر مرگی در هر حال یک نوع زندگی را در مقابل انسان میگشاید و مرگی که عبور از تعلّقات دنیایی باشد در همین دنیا جهانی در مقابل ما میگشاید با حضوری بس اصیل. مهم آن است که در آن میدانهای گشوده، متوجۀ انسانهای بزرگی باشیم که ما را بیش از پیش به خود میآورند و در خود، گشودهتر میکنند و در این رابطه میتوان به شفاعت اولیای الهی و چگونگی آن فکر کرد. امری که امروز با نظر به شخصیت قدسی رهبر شهید انقلاب میتوانیم بیش از پیش به خود آییم در جهان گشوده ای که آن مرد الهی با شخصیت خود بدان اشاره کرد. موفق باشید




