سلام استاد عزیز . مطالب شما را به دقت از مطالب ویژه پیگیری میکنم و استماع میکنم .هر شب هم حتما در تجمعات حضور دارم ،توصیه رهبر شهید به دعاها و قرآن وو اما مدتیست احساس دلتنگی شدید دارم احساس عقب ماندگی شدید ،میکنم شاید هم به نوعی پوچی نمیدانم .مدیتیشن خیلی دلم گرفته گاهی به این فکر میکنم چاره ای و راهی جز شهادت نیست و نگران مرگ عادی ،از طرفی وقتی میگویند برای حفاظت از خود فلان دعاها خوانده شود ووو اصلا نمیدانم طلبم این روزها چیست با وجود این همه زیبایی و اینکه انگار آسمان به زمین چسبیده اما من خودم را انگار گم کرده ام ،احساس میکنم اینقدر گیر ها دارم که هیچ وقت لایق شهادت در راه خدا نخواهم بود ،کلا احساس بدی نسبت به خودم پیدا کرده ام ،ممنون میشوم راهنمایی فرمایید 😔😔😔
باسمه تعالی: سلام علیکم: این حالت در جای خود حکایتی است از آن جهت که: «دوست دارد یار این آشفتگی» . و این ماییم و همچنان حاضربودن در همین صحنهها از آن جهت که حضور بیکرانۀ او بالاتر از آن نحوه توجه خاص او میباشد که در ابتدای سلوک سالک با آن نحوه خاص با او مأنوس است که این، غیر از آن حیرانی است که در انتها پیش میآید و مواجهۀ سالک است با بیکرانگیِ حضرت محبوب، و اینکه «ندانم چه ای، هرچه هستی تویی». و این همان تقاضای «ربّ زدنی تحیّرا» میباشد که نبیّ اکرم«صلواتاللهعلیهوآله» در طلب هرچه بیشتر آن بودند. و در این دوران و این شب ها در بستر حیرتی بیشتر، چه کسی این دلها را ماورای رسانههای دشمن در این میدانهای شهر هدایت میکند؟ مردمی که در جای خود نقش اسلحهها را انجام میدهند و با این حضور میدانند که در حال تغییر نقشۀ منطقه هستند. حضور مردمی، چه معجزههایی پیش آورده و در پیش دارد، امری که امامین انقلاب متوجه آن بودند.باز به پرسش شماره 41415 فکر کنیدوآن آیه که میفرماید: «لِیَقْضِیَ اللهُ أَمْراً کانَ مَفْعُولاً» موفق باشید




