بسم الله الرحمن الرحیم
گروه فرهنگی لب المیزان
به لب المیزان خوش آمدید.
گروه فرهنگی المیزان

موضوعات

دسته بندی: سلوک دینی

تعداد نمایش
کتاب
جزوه
یادداشت ویژه
نمایش چاپی
شماره عنوان پرسش
41019
متن پرسش

با سلام و تحییت خدمت شما استاد طاهرزاده: در دین فقه چه جایگاهی دارد؟

متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: ۱. علم فقه، علمِ تشخیص احکام الهی است برای قرارگرفتن انسان در مسیری که مسیر قرب الهی است زیرا که هیچ مقصدی بدون مسیر نمی‌باشد و مسیر انس با خداوند، شریعت الهی است که علم شریف فقه به عهده دارد ۲. مهم امیدواری به رحمت واسعۀ الهی است. و در همین رابطه از حضرت امام حسین «علیه‌السلام» داریم: الهی! «مَا ذَا وَجَدَ مَنْ فَقَدَكَ وَ مَا الَّذِي فَقَدَ مَنْ وَجَدَك» خدای من، چه دارد آنکه تو را ندارد؟ و چه ندارد آنکه تو را دارد؟  موفق باشید

41017
متن پرسش

سلام و نور: ان شاءالله تندرست باشید. به من کمک کنید در فهم اینکه چرا برخی دعاها با وجود استمرار و اضطرار مستجاب نمی‌شود؟؛ و چه کنیم در خواسته ای گیر نکنیم؟ و تسلیم اراده ی خدا باشیم؟ این سپردن عمل به پروردگار به شکل عملی و معنوی یعنی خواستن واقعی دل به چه صورت است؟ چه طوری می توانیم این دل را راضی کنیم که راضی شود به رضای خدا؟ رهایی از خواسته چه طور اتفاق می افتد؟ (درخواست کاملا حلال و یکی از نیازهای فطری و طبیعی انسان است؛ و به هر دری که می شناختم زدم از نذرهای مختلف تا زیارت امام رضا و امام حسین و ... و تا الان گشایشی حاصل نشده. فهم حکمت و پذیرش مصلحت کار راحتی نیست) و سوال دیگر اینکه: چگونه می توانم فردی را که در حقم جفا کرده ببخشم؟ در زبان و دل خواستم که او را ببخشم ولی هنوز ته دلم دلخورم و یاد عملش که می افتم خیلی ناراحت می شوم! به نظر خودم این بخشیدن نصفه نیمه است! (البته جفاکننده اظهار پشیمانی و عذر خواهی نکرده است ولی خودم می خواهم از این فشار ناحقی که در حقم شده نجات پیدا کنم، چه کنم؟)

متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم:۱. در عین پذیرفتن زندگی ساده و بدون نظر به پیشنهادهای اهل دنیا، به این فکر کنید که شاید خداوند تقدیر دیگری را  برای‌مان رقم زده و از این جهت باید راضی بود به رضای خداوند. در آن صورت، حضور دیگری مدّ نظر می‌آید. ۲. کار خوبی است که انسان آن نوع کدورت‌ها را از قلب و ذهن خود بیرون کند و باید مواظب بود همین‌که یاد آن جفاها می‌افتیم، ذهن را منصرف نماییم. موفق باشید 

41016
متن پرسش

با سلام و عرض تبریک اعیاد بزرگ رجب و شعبان و التماس دعای خیر از استاد بزرگوار: در یکی از جلساتی که با گروهی از دوستان اهل ایمان، مباحث معرفتی و سلوکی حضرتعالی را مباحثه می‌کنیم بعضا دوستان شوخی هایی را  به میان می آورند و در پاسخ عزیزانی که درخواست رعایت شأن جلسه و اعضای جلسه را دارن که بهتراست  رعایت شود تا مسیر سلوک بهتر باز شود و درکل شأن مومن، استفاده ازاین نوع شوخی ها نیست، می‌فرمایند استفاده ازاین شوخی ها در جمع دوستانه برای شاد کردن خود و دوستان حاضر در جمع، عفت کلام را ازبین نمی‌برد و ایرادی ندارد. بنده در روایات جستجو کردم اما یا بدلیل ناشی بودن در جستجو یا ناقص بودن منابع در دسترسم، نتوانستم روایات صریحی در این باب پیدا کنم نگران شدم مبادا ایرادی که وارد شده اصلا جایز نبوده و بقول معروف سختگیری کرده ام از طرفی حقیقتا از طرح چنین صحبت‌ها و شوخی هایی آزرده می‌شوم لذا در خواست دارم در این مورد سختی بفرمایید که چراغ راه ما باشد. تشکر

متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: به نظر می‌آید تا آنجا که ممکن است باید فضا کاملاً حالت علمی و تدبّر در موضوع اصلی مورد بحث داشته باشد همان‌طور که سیرۀ علماءاست، بخصوص حضرت امام «رضوان‌الله‌تعالی‌علیه» در جلسات خود چنین سیره‌ای داشتند. موفق باشید

41012
متن پرسش

با سلام خدمت استاد محترم: در موضوع ذات بینی، کتاب اسما الحسنی دریچه های نظر به حق، می فرمایید که وقتی انسان فراتر از رزق خواران، با خود اسم رزاق رابطه پیدا کند، به آن هنر ذات بینی گقته می شود. ولی آیا این تفاوت دارد با اسامی ذات الهی؟ و اسم الرزاق را باید بگوییم از افعال الهی است.

متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: آری! در هر اسمی «او» در جلوۀ آن اسم در صحنه است اعم از اسماء ذات مانند «حیّ» و یا اسماء فعل مانند «رزّاق». به همین جهت فرمود: «إِنَّ اللَّهَ هُوَ الرَّزَّاقُ ذُو الْقُوَّةِ الْمَتِينُ» و از این جهت باید متوجه بود که «او» با رزاق‌بودنش در هر رزقی به ظهور آمده است. موفق باشید

41010
متن پرسش

سلام علیکم جناب استاد عزیز: بنا به حضور در عالم اعتکاف و حس حضور بیش‌تر و شور ایمانیِ تاریخی‌مان در اعتکاف، یادداشتی را دوست داشتم با قلبی زبان‌آشنا و دلی مأنوس با عالم انسان دینی در میان بگذارم.
 بسمه و رحمته و ریحانه
 حس حضور بَرین آدمی و چشیدن لذت اُنس با حقیقت جز با پناه بردن به خانه‌ای که دریچه‌ای است برای اتصال به ملکوت و بریدن و کندن از شواغل حسّی و مادی زندگی دنیا، و توجهی یگانه با حقیقت هستی، نتیجۀ ورود به عالم اعتکاف است. لازمۀ حضور در چنین عالمی اعتزال (کناره‌گیری) و احتباس (دوری از روزمرّگی‌ها) و انقطاع (قطع‌کردن تعلقات) است. سنگ بنای حضور در عالم انسانی در سه ضلع «اعتزال» و «احتباس» و «انقطاع» شکل می‌گیرد و جوهر وجودی‌اش به فعلیت نهایی خود (صورت برتر انسانی) بار می‌یابد.
 اعتکاف، همان «اقامت» و «عکوف» به معنای باز ایستادن از روزمرّگی‌ها و شلوغی‌ها و اقامه‌کردنِ حق و حقیقت در «جان» آدمی است، آن‌جا که دیگر دنیا در مشغولی‌ات نباشد و در دنبالِ پیداکردن راهی در نسبتِ با کمال نامتناهی و مطلوب جان خویش به دنبال روزنه‌ای برای ادامۀ حیات دنیایی می‌گردی. آن‌جایی که قرار است تا نقشۀ هوایی زندگی معنوی‌ات را در طرح و نقشه و برنامۀ خدا پیدا کنی و برای ادامۀ زندگی به دنیا باز گردید و پس از سیر معراج ملکوتی، دوباره در هبوطی دیگر زندگی را بر طرحِ نقشه‌ای «کمال جویانه» و «آرزومندانه» و با امید در غایت قصوای لذتی پایدار که در ربط با کمال مطلق (خدا) است، تجربه کنی.
 «اعتکاف»، بازخوانی قصّۀ هبوط آدمی است که چه شد که آسمان را از دست داد و در سیر «هبوط» آدم گرفتار زمین و زمینیان شد. اعتکاف فرصتی است برای بازگشت به همان نقطه عروج آدم، فقط باید آن را اقامه (به پا) داشت!
 «اعتکاف» پیدا کردن معنای گم شده بشری است که گَردِ شلوغی و شواغل حسّی و مادی دنیا ضربان معنوی قلبش را کُند و کُندتر کرده و میل و اشتهایش به سبک باری و سبک بالی عالم معنا را از دست داده است. 
 «اعتکاف»، جانِ تازه‌ای است در ریه‌ها و کالبد وجودی انسانِ «نهیلیسم‌زده» که نیازمند قرنطینه است تا زندگی را باز جُوید و دگرباره انسان به دنیا با نظر به آسمان نگاه کند. نبض و ضربان قلب‌ را در عالم دینی اعتکاف به دست یگانه طبیبِ عالم هستی به عاریت می‌دهیم تا گردش خون معنوی‌مان کمی رفیق‌تر شود و در زندگی‌مان جاری گردد. إن‌شاءالله

متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: همان‌طور که فرموده‌اید انسان‌ها با اعتکاف خود که حضور در مسجد است به عنوان دریچه‌ای به سوی عرش؛ با جهانی آشنا می‌شوند که قابل توصیف نیست زیرا حضورِ دیگری است و معنای «وقت» که در متون دینی داریم برای انسان‌ِ معتکف آشکار می‌شود و در راستای حضوری بعد از حضور که همان حاضرشدن در میدان «وجود» است، در عین تشکیکی‌بودن و شدت و ضعف‌داشتنِ «وجود»، نباید گمان کنیم که پس از اعتکاف، آن حالت از بین می‌رود بلکه باید متوجه بود برای حضور در مرتبه‌ای شدیدتر آن حالت، حالت دیروزین در اجمال خود قرار می گیرد تا مرتبه‌ای دیگر از «وجود» به تفصیل آید و لذا به یک معنا می‌توان گفت حالت دیروزینِ اعتکاف به حالت جلالی‌اش قرار می‌گیرد تا حضرت محبوب به جلوۀ جمالی به سوی ما نظر کنند و از این جهت باید متوجۀ زیبایی‌های فردای اعتکاف بود. موفق باشید            

41008
متن پرسش

با سلام: استاد من گمان می‌کنم عده ای با مبحث روانشناسی و علوم تربیتی و تربیت فرزند پیش می‌رفتن و بحث صبر را از آنجا و آن منظر دنبال می‌کردن و عده ای مباحث را از دیدگاه طلبگی و عرفان و ره صد ساله از یه طرف اگه ما با این مباحث پیش بریم یه جورایی کند پیش می‌ریم و از طرفی اگه نرویم بالاخره یه سری سیستم ها و آموزش و پرورش از طریق این علوم که گاها خیلی اش با مبانی دینی ما هم تطبیق داره پیش میره و از طرفی در خصوص زنان باید با احتیاط تر نسبت بهشون بود و آسیب پذیرن، بنده دیدم یکی از کتابهای رهبرانقلاب و هم شهید مطهری راجع بحث صبر هست که احتمالا مشهدی ها و انتشارات انقلاب که بعضیشون طلاب نویسنده و ویراستار کتب رهبری هستن و شاید اگر مباحث را کلی پیش می‌آمدیم خصوص در مورد صفات اینطورنمی‌شد که یه عده بگن با صبر باید جلورفت یه عده بگن نه عقب می‌افتیم، استاد این موضوع را درست متوجه شدم؟

متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: موضوع «صبر» موضوعِ بسیار و بسیار حساس و مهمی می‌باشد و اساساً اگر قرآن فرمود: «انّ الله مع الصّابرین» و متذکر شد خداوند همواره در کنار اهل صبر میباشد؛ حکایت از آن دارد که اگر راهی به سوی حقیقت مقابل انسان گشوده شد، آنچه موجب نتیجه و حضور نهایی می‌شود، پایداری در آن راه است. خوشا به حال دیندارانی که در دینداری خود پایداری و صبر پیشه کردند و نگذاشتند شیطان صبر آن‌ها را برُباید و خوشا به حال حاج قاسم‌ها که در مسیر مقابله با کفر و جنایت، صبر پیشه کردند و در گردونۀ ریزش‌های انقلاب گرفتار نشدند. و در این رابطه در فرازی از دعای ماه رجب از حضرت محبوب تقاضا می‌کنیم: «اللَّهُمَّ إِنِّي أَسْأَلُكَ صَبْرَ الشَّاكِرِينَ لَكَ...» https://eitaa.com/matalebevijeh/15919    موفق باشید

41006
متن پرسش

سلام استاد: آیا میشه در نماز به جای نصب العین قرار دادن ائمه (ع) علامه حسن زاده آملی عزیزم را نصب العین خود قرار دهم؟ به عنوان تجلی امام زمان علیه السلام؟

متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: اتفاقاً پیشنهاد مرحوم قاضی طباطبایی به همین شکل بوده است. موفق باشید

40998
متن پرسش

سلام وقت شما بخیر آقای طاهرزاده: من بعد از چند سال تحمل تحقیر و توهین و تجربیات تلخ، تبدیل به انسانی پرخاشگر و وحشی شدم. گاهی حس می‌کنم مثل یک سگ هار هستم. به محض اینکه کسی حرفی بهم می‌زنه عصبانی میشم و یک جواب تند بهش میدم. انگار اگه جواب ندم تمام حیثیتم بر باد می‌ره. اوایل از این قابلیت حاضر جوابی و توان دعوا لذت می‌بردم. چون حس می‌کردم دیگه اون آدم تو سری خور و ناتوان سابق نیستم. اما الان خیلی اذیت میشم و تا چند ساعت حالم بده. دیگه کنترلش از دستم خارج شده. انگار تبدیل به یکی دیگه میشم و خودم از دور نظاره گر دعوام. قبلا حداقل یک سری حریم ها رو رعایت می‌کردم اما اخیرا چند بار با پدر و مادرم که واقعا شریف و مهربان هستند سر مسائل پیش پا افتاده دعوا کردم. وقتی هم که اونا منو دعوت به آرامش و صلح می‌کنن دقیقا شبیه به ابلیس با تکبر پسشون می‌زنم و منتظر می‌مونم که ازم عذرخواهی کنن. حتی یکی دو بار توهین جنسی هم کردم وسط دعوا و بعد از اینکه حرف از دهنم بیرون اومده فهمیدم تهمتی زدم که حد شرعی داره! خسته شدم از این وضع. نمی‌خوام آخرتم رو به باد بدم. لطفا کمکم کنید.

متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: آری! این مهم است که انسان متوجۀ زشتی این روحیه بشود و سعی کند از آن عبور نماید زیرا این مرحله، مرحله‌ای است که شیطان تلاش می‌کند تا ما را از عبادات و ایمان خود بی‌نتیجه کند، همان بلایی که بر سر خود آورد . با عبادات و اخلاق و روزه‌داری و تدبّر در قرآن، ان شاءالله می‌توانید از آن عبور نمایید. موفق باشید

40991
متن پرسش

سلام استاد گرامی آقای طاهر زاده: ببخشید مزاحم وقتتون شدم. در دعای امان رمان در هر روز رجب آمده است. «اللهم انی اسئلک بالمولدین فی رجب محمد ابن علی الثانی وابنه علی بن محمد المنجب» سوالم این است اولا چرا اسم حضرت علی علیه السلام نیامده است و ابن دو بزرگوار که نامشان برده شده چه کسانی هستند؟

متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: برخی به استناد این دعا و نقل ابن‌عیّاش -که خواهیم گفت سندش ضعیف است- قائل شده‌اند که امام محمّد تقی(ع) در دهم ماه رجب و امام علی نقی(ع) در دوم یا پنجم ماه رجب به دنیا آمده‌اند! محمّد بن على دوّم (امام جواد ع) ، و فرزندش على بن محمّد برگزيده (امام هادى ع). در هر صورت خیلی مشخص نیست که به گفتۀ جنابعالی در این دعا چرا نظر به مولای‌مان حضرت علی «علیه‌السلام» نشده است. موفق باشید

40980
متن پرسش

سلام علیکم و رحمت الله: ضمن آرزوی سلامتی و بهره مندی از ماه رجب. حضرت استاد طاهرزاده در مباحثشون می‌فرمایند وقتی انسان از دنیا رفت و سنگ لحد گذشته شد نفس از بدن قطع امید یا قطع تعلق می‌کند در حالی که گویا حضرت آیت الله جوادی آملی می‌فرمایند سالها طول می‌کشه تا قطع تعلق حاصل بشه و آنچه ما از مردن می‌بینیم یک مرگ پزشکی است. لطفاً راهنمایی بفرمایید.

متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: هرگز نفس از بدن خود قطع تعلق نمی‌‌کند. به همین جهت می‌توان بر سر مزار متوفی حاضر شد و بنا به گفتۀ حضرت رضا «علیه‌السلام» برای او دعا کرد و او هم برای ما دعا می‌کند. آری! با قراردادن سنگ لحد، امیدش نسبت به توجه به بدن و تدبیر آن تمام می‌شود و همین امر موجب می‌گردد که متوجۀ جهانی شود که فرشتگان نکیر و منکر با او روبرو می‌گردد. نکته‌ای که حتی در جزوۀ «اعتکاف و چگونگی ورود به عالم آن» متذکر آن برای معتکف شده است.  https://lobolmizan.ir/leaflet/173?mark=%D8%A7%D8%B9%D8%AA%DA%A9%D8%A7%D9%81  موفق باشید

40972
متن پرسش

سلام: خسته نباشید. این سوال را از شما کردم. فکر کنم شما تو خصوصی جواب دادید. ولی من نمی دونستم... شیطان قدرت داره ابزار فیزیکی غیببی برای فریب انسان استفاده کنه. به این منظور از اونجای که از درون انسان با خبره وانسان دعا کنه برای ازدواج... و شیطان برآورده کنه و یه عکس تو ذهن از طرف ایجاد کنه. و تیری به دل نه قلب بعنوان محبت ایجاد کنه و از اونجا که این عمل یه عمل ما ورایه یا بهتر بگم غیبی است ولی در کل شیطانی و یه سوال دیگه آدمای بی سواد معنی نماز و دعاها و ذکرها را نمی دونن. چطوری این اعمال رو شون تاثیر داره؟ مچکرم

متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: در مورد قسمت اول سؤال خوب است به کتاب «جایگاه جن و شیطان و جادوگر» که روی سایت هست، رجوع فرمایید. در مورد حضور در نماز، حتی بدون توجه به معنای کلمات، آری! همین‌که اراده می‌کنند تا در محضر خدا به عنوان انجام تکلیف حاضر شوند؛ به همان اندازه مورد عنایت خدا قرار می‌گیرند. موفق باشید 

40967
متن پرسش

با سلام و احترام خدمت استاد محترم: با توجه به پرسش ۴۰۹۶۶ آیا اینکه ماه رجب ماه جلال الهی است از آن جهت افق ما توجه به عظمت و اعلی و کبریایی الهی باشد یا از این جهت که جلال الهی تجلی می کند تا منیت سالک را نفی کند و به گفته کتاب اسما الحسنی هرچه منیت نفی شود شدت تجلی اسم بیشتر می شود. پس هرچه منیت نفی شود ارتباط با نور رازقیت الهی هم بیشتر خواهد بود. حالا آیا این موضوع که شدت تجلی نور اسما مثل رازقیت حضرت حق بیشتر خواهد شد مربوط به انوار ولایت ماه رجب است یا دیگر مربوط به ماه شعبان می شود؟

متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: آری! از آن جهت که بالاخره جلال او از جمالش جدا نیست، همان‌طور که جمالش از جلالش جدا نمی‌باشد؛ بنابراین در جلال او در عین احساس کبریائی‌اش باید امیدواربه جمال و الطاف او بود و در ماه مبارک رجب چنین احساسی برای افرادی که آن ماه را را پاس می‌دارند، پیش می‌آید و ادعیۀ آن ماه نیز به هر دو وجه نظر دارد. موفق باشید  

40966
متن پرسش

با سلام خدمت استاد محترم: مطالب ماه رجب و ماه شعبان را هر سال مروری می کنم و‌ تلاش می کنم مطالب جدید را پیگیر باشم. کتاب اسما الحسنی را هم‌ بارها خوانده ام. سوالی برایم مطرح است. چه رویکردی با اسما الهی در ماه رجب باید ایجاد شود ؟ چه افقی مد نظر ما باشد برای ماه رجب؟ آیا این است که چون ماهی است که دیگر کثرات به میان نیستند پس باید تقاضای مستقیم اسما را داشت؟ مثلا دیگر در نان و آب و غذا رزاق ندیدن و این ماه رجب باید مستقیم خود رزاق را یافت. خود نور رزاق را خواهان شد ‌‌ و همینطور سایر اسامی الهی؟

متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم:  با نظر به این‌که رسول‌خدا «صلّی‌الله‌علیه‌وآله» می‌فرمایند: «إِنَّ رَجَبَ‌ شَهْرُ اللَّهِ‌.» است می‌توان گفت در این ماه نور جلال الهی در میان می‌باشد و به همین جهت ماه حرام می‌باشد تا این ماه تنها ماه حضور او برای ما گردد به همان معنای «ماه رجب، ماه یگانگی با خدا» آن‌طور که جناب اباذر در دعای خود از خدا شروع کرد و در راستای درک حضور خدا به حضور پیامبر خدا «صلوات‌الله‌علیه‌واله» نظر نمود.
عرضه می دارد: «اللَّهُمَّ إِنِّی أَسْأَلُکَ الْأَمْنَ وَ الْإِیمَانَ بِکَ وَ التَّصْدِیقَ بِنَبِیِّکَ وَ الْعَافِیَهَ مِنْ جَمِیعِ الْبَلَاءِ وَ الشُّکْرَ عَلَی الْعَافِیَهِ وَ الْغِنَی عَنْ شِرَارِ النَّاسِ» بار خدایا ! از تو امان و ایمان به خودت را درخواست می‌کنم، توفیق تصدیق و دنباله‌روی از پیامبرت را آرزومندم. عافیت از جمیع بلایای دنیوی و اخروی را از پیشگاهت طلب می‌کنم. روحیه شکر و سپاسگزاری از عنایاتت را خواهانم. پروردگارا! مرا از مردم بد و آزاررسان بی‌نیاز کن. موفق باشید
 

40960
متن پرسش

استاد عزیزم سلام: توفیق حاصل شد و برای بار اول رفتم کربلا و عبور و مرور ملائک رو اونجا واقعا با قلبم متوجه شدم و حس کردم. الان که برگشتم احساس سنگینی زیادی رو در وجود و دلم می‌کنم. از یک طرف دوست ندارم به زندگی عادی برگردم و تفریحات قبل رو داشته باشم. چون می‌ترسم که اون چیزی که بهم وارد شده در کربلا رو از دست بدم. و از طرف دیگه هم این سنگینی درون من هست و حتی جرات نمی‌کنم که به سمتش برم و بازش کنم و با نوشتن به تفصیل درش بیارم. چون باز هم می‌ترسم با تفصیل دادنش و نوشتنش از بین بره. ولیکن باز هم سنگینیش اذیتم میکنه. چه کنم استاد عزیزم؟ حتی به سرم زد که برم گناه بکنم تا برگردم به زندگی عادی ولی باز هم سختمه.

متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: آری! باید سلمان‌گونه با عمقی بیشتر وارد معارف الهی شد به همان معنایی که بیش از قبل به فکر کمک به خلق باشید و از خداوند راه‌هایی را طلب کنید که راه‌های خدمت به مردم باشد. موفق باشید

40954
متن پرسش

آیا به نظر حضرتعالی در سیر و سلوک باید تبعیت محض آنهم از یک استاد داشته باشیم؟

متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: در این تاریخ چنین امری چندان لازم نیست. در این رابطه به جزوۀ «شرح مختصر دستورالعمل آیت الله بهجت (رحمة الله علیه)» رجوع شود.
 https://lobolmizan.ir/leaflet/231?mark=%D8%A8%D9%87%D8%AC%D8%AA . موفق باشید
 

40950
متن پرسش

سلام و احترام: از بین این دو گزینه اگه کسی مجبور به انتخاب باشه، کدوم مورد رضایت خداست؟ برای نماز مغرب و عشا ۱. نماز اول وقت بدون حضور قلب و بدون توجه ۲. نماز ساعت ۱۰ شب و با حضور قلب یعنی با ادراک اذکار و توجه به حق

متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: رفیق محترم ! نه «آن» و نه «این». به حضور در اول وقت همراه با قلب آماده فکر کنید و به دل خود بگویید: «ای دل به کوی عشق گذاری نمی‌کنی / اسباب جمع داری و کاری نمی‌کنی» و این یعنی «ماه رجب». موفق باشید

40946
متن پرسش

سلام استاد عزیزم: ۱. برای اولین بار به زیارت علامه حسن‌زاده آملی رفتم در جلسه اول مرا در آغوش گرفت در حدی که تا یک ساعت و نیم حدودا نمی‌توانستم حرف بزنم و جلسه دوم علو خود را به من نشان داد و به من راه ورود ندادند خیلی خیلی تجربه ی شیرینی بود شخصی را که از نوجوانی دوست داشتم را دیدمش. استاد تا حالا که چند روز می‌گذرد فکر من پر از علامه شده، خیلی بیشتر شده. در این خصوص یک نکته ای بفرمایید. ۲. استاد من بلدم به بقیه محبت کنم ولی نمی‌دانم وقتی دیگران من رو اذیت می‌کنند و به من ظلم می‌کنند و... تا کی ببخشم تا کی اغماض کنم و کی اقدام مقابله به مثل کنم و کی کاملا تمام قد فرد مقابل را نابود کنم. خیلی اعصابم را خورد می‌کنند ولی می‌ترسم اقدامی بکنم و گناه کنم طرف مقابل خیلی گستاخی می‌کند و من می‌ترسم حرفی بزنم و جهنمی شوم. خیلی نیازمند راهنمایی و داشتن قدرت تمییز هستم. دست بوستان هستم.

متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: پیشنهاد می‌شود با تأمّل و پیگیری توصیه‌های حضرت علی «علیه‌السلام» به فرزندشان امام حسن «علیه‌السلام»، راه را به آن صورتی که نیاز امروز ما می‌باشد بیابید؛ و ادامه دهید تا به لطف الهی از همۀ این گردنه‌ها بتوانید عبور کنید. موفق باشید https://lobolmizan.ir/sound/706    و یا https://lobolmizan.ir/book/294?mark=%D9%81%D8%B1%D8%B2%D9%86%D8%AF%D9%85

40943
متن پرسش

با سلام و تحییت خدمت شما استاد طاهرزاده: ۱. گناه چرا وهم رو تقویت میکنه؟ ۲۲. استاد شما کتاب روان شناسی اسلامی سراغ دارین؟ و میشه واسم این کتاب رو معرفی کنید؟

متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: ۱. مگر جز این است که انسان وقتی گرفتار وَهمیات شد، دل به معاصی می‌سپارد؟ و لذا همان معاصی او را به وَهمیات بیشتر می‌کشاند. ۲. در جریان کتابی در این رابطه نیستم. ولی توصیه می‌شود در این رابطه به کانال «معرفت نفس» رجوع فرمایید و بررسی کنید با کدامیک از اساتید که مباحث معرفت نفس را مطرح کرده‌اند، راحت‌تر می‌توانید کار را ادامه دهید. موفق باشیدhttps://eitaa.com/marefatenafs_10nokteh

40938
متن پرسش

سلام و عرض ادب: با توجه به اینکه جهان درحال حرکت است و ما هم به عنوان موجودی در این جهان دائم در حال تغییر و حرکتیم چطور می‌شود نظامی را (همان دین) بپذیریم و تمام عمر طبق آن عمل کنیم؟! و چطور یک عده حتی در سنین کم چنان با یقین این اعمال را انجام می‌دهند که انسان حسرت می‌خورد نسبت من با دین باید چگونه باشد؟! و چطور این نسبت حاصل می‌شود؟! چرا هرچه می‌گذرد بجای یقین بیشتر به شکم افزوده می‌شود؟!

متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: آری! بشر پیشرفت دارد و همان‌طور که در کتاب «بشر جدید و آیندۀ قدسی آن» عرض شده است، ما نمی‌توانیم از روحیات بشر جدید غفلت کنیم، ولی شریعت الهی صادرشده از ربّ العالمین است که پروردگار همۀ بشریت در همۀ دوران‌ها می‌باشد و به قول آقای پروفسور کربن، فراتاریخی است. و این‌جا است که هرکس متوجه می‌شود گویا پیامبران خدا قصه و حکایت همین امروز آن‌ها را برای نجات آن‌ها با آن‌ها در میان می‌گذارد. موفق باشید

40935
متن پرسش

پیرو پرسش و پاسخ 39967 در کتاب خودشناسی برای خودسازی آیة الله مصباح (نتیجه نهایی صpdf126): "... و مهم ترین مواد منفىِ این برنامه به قرار ذیل است: ۱. در التذاذات مادى، زیاده روى نكنیم كه موجب انس نفس به لذت‌هاى حیوانى بشود، بلكه سعى كنیم انگیزه ما در استفاده از نعمت‌هاى دنیوى، تهیه مقدمات سیر، یعنى سلامت و قوّت و نشاط بدن براى عبادت و شكرگزارى باشد. روزه گرفتن و پرنخوردن و كم گفتن و كم خفتن با رعایت اعتدال و حفظ سلامت، جزء این ماده مى‌باشد. نكته‌اى را كه نباید در تنظیم و اجراى برنامه، از نظر دور داشت، رعایت اصل تدریج و اعتدال است؛ یعنى هیچ گاه نباید فشار طاقت فرسایى را بر خود تحمیل كنیم؛ زیرا علاوه بر این كه موجب عصیان و سركشىِ نفس مى‌شود؛ ممكن است زیان‌هاى بدنى یا روانىِ جبران ناپذیرى را به بار آورد. بنابراین، خوب است در طرح برنامه، با {شخص آگاه و قابل اعتمادى مشورت} كنیم. نیز از طرف دیگر، نباید در اجراى برنامه‌هاى حساب شده، سستى رواداریم و براى ترك آن‌ها بهانه جویى كنیم؛ زیرا تأثیر قابل توجه این برنامه‌ها در ادامه آن‌ها است. و در هر حال، باید اعتمادمان به خدا باشد و توفیق خود را از او بخواهیم. ودر کتاب اخلاق در قرآن (ج2ص202) ".. البته همین جا لازم است یادآورى كنیم همانطور كه افراط و زیاده‌روى در خوردن و آشامیدن زیانبار و داراى ارزش منفى است، تفریط و كم خورى بیش از اندازه نیز زیانبار است، به سلامتى انسان لطمه مى‌زند و شادابى و نشاط وى را تهدید خواهد كرد. متأسّفانه بسیارى از جوانهایى كه پاك و مخلص هستند و دلشان مى‌خواهد سیر معنوى داشته باشند و فضایل اخلاقى را كسب كنند، بدون {مشورت با بزرگترها و افراد با تجربه}، دست به كارهایى مى‌زنند كه سالها آنان را از سلامتى محروم خواهد كرد. و آنچنان به ضعف مبتلا مى‌شوند كه توان انجام بعضى واجبات را هم از دست مى‌دهند چه رسد به مستحبّات و از اینجاست كه این كار نسنجیده و نپخته سبب خسران و زیانكارى آنان در دنیا و آخرت خواهد شد. ارزش كم خورى در این است كه انسان بتواند در تعالى روحى و معنوى‌اش موفّق‌تر باشد. پس باید در حدّى باشد كه انسان را از سایر توفیقات محروم نسازد كه اگر از این حدّ گذشت، مسلّماً نامطلوب و بى‌ارزش و یا حتى داراى ارزش منفى خواهد بود. این یكى از موارد خیلى روشن ِ ارزش اعتدال و میانه‌روى است كه باید حتماً آن را رعایت كنیم. البته، مقدار خوراك، یك قاعده كلّى ندارد و به تناسب مزاجها و سنین مختلف و دیگر عواملى كه احیاناً ممكن است در آن نقشى داشته باشند، در نوسان خواهد بود و هر كسى باید 1. محمدباقر مجلسى، بحارالانوار، ج 58، ص 39، روایت 61. ﴿ صفحه 203 ﴾ شرایط خاصّ مزاجى خودش و اعتدال متناسب با آن را در نظر بگیرد و از افراط و تفریط نسبت به حدود و مقادیر مورد نیاز شخصى خود بپرهیزد. ضمناً، توجّه به این نكته هم لازم است كه گاهى ضرر كم‌خوردن براى جوان نیرومند به زودى آشكار نمى‌شود؛ ولى، به تدریج كه سنّ بالا مى‌رود و به ویژه به هنگام بهره‌بردارى از سالها زحمت تحصیل، دیگر قدرت از او سلب مى‌شود و نمى‌تواند خدمت چندان شایسته‌اى براى اسلام و مسلمین انجام دهد." منظور من قسمت مشورتش است (آکولاد) به نظر شما برای رسیدن به اعتدال در خوردن و آشامیدن و روزه گرفتن باید چه کنم (کنیم)؟ شاید همان عفت اخلاقی چیزی بین شره و خمود درست است که "مقدار خوراك، یك قاعده كلّى ندارد و به تناسب مزاجها و سنین مختلف و دیگر عواملى كه احیاناً ممكن است در آن نقشى داشته باشند، در نوسان خواهد بود و هر کسی باید شرایط خاصّ مزاجى خودش و اعتدال متناسب با آن را در نظر بگیرد و از افراط و تفریط نسبت به حدود و مقادیر مورد نیاز شخصى خود بپرهیزد.» ولی به عنوان کلی مثلا مشهور است روزی یک وعده خوردن یا این که در روز دو وعده صبح و شام... یا در روزه بعضی می گویند تا می توانید مهما ٱمکن روزه یا در هفته دو روز ۲ و پنج شنبه یا ۳ روز ماکد در ماه... *آیا برای این موارد باید به صورت حصوری با فرد مخاطب صحبت کرد و حالات خود را گفت تا متناسب یک حد اعتدالی را بتوان بهش رسید؟ مثلا چه بسا فردی بتواند در یک شرایط سنی زمانی هر روز روزه بگیرد آیا باید بگیرد؟! چه بسا یک فرد هر دو روز یک وعده بخورد مثلا این که می گویند تا کاملا گرسنه نشدی نخور... من برایم پیش آمده بعد از روزه مستحب که روزه ام را با چایی و خرمایی افطار می کنم تقریبا نصف شب که خانواده خواب هستند گرسنه ام می شود خوب این که درست نیست بلٱخره فقط هم معیار «کاملا گرسنگی» نیست یا حتی در کتاب معراج بحث عفت یک جایی می خواهد پیشنهاد بدهد برای اعتدال در روز یک وعده خوب تا این جا درست ولی یک حالتش بعد از فراغت از نماز شب. خوب اصلا در این وضع و اوضاع؟! ما زورکی ۲٠ دقیقه قبل اذان یک نمازی بخوانیم کی غذا خانواده چی می شود؟... یا مثلا جاهایی می خوانیم در طب اسلامی بعضی می گویند در اسلام ناهار نداریم؟! * اگر امکان دارد شما نظر خودتان را به عنوان یک روش «معتدل» در خوردن و آشامیدن و روزه مستحب بیان بفرمایید. فرض بگیرید مخاطب شما هر روز روزه می تواند و می خواهد بگیرد و مثلا می تواند در خوردن و آشامیدن روزی یک وعده غذا برایش مشکلی نداشته باشد اعتدالی که به دور از افراط و تفریط باشد اعتدالی که باعث خود فراموشی غفلت نشود باعث اذیت قوه شهوت نباشد باعث قساوت. به خمود یا شره نکشد از آن طرف به طغیان سرکشی نفس تنفر از عبادت نرسد. نشاط در عبادت توش باشد، ضرر به جسم نزند، موجب اسراف تبدیر نشود، مانع افکار و احساسات انسان نشود، موجب حواس پرتی مشغولیت های ذهنی نشود. تشکر

متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: نکات بسیار دقیقی در متن ارزشمند کتاب «خودشناسی برای خودسازی» از مرحوم آیت الله مصباح مطرح فرموده‌اید. حقیقتاً همین‌طور که می‌فرمایند تعادل در خودسازی، موجب می‌شود تا انسان هر اندازه جلو و جلوتر می‌رود، در صفای ایمانی خودش بیشتر حاضر می‌شود و کافی است خود جنابعالی متوجۀ اولاً: تعادل خود و ثانیاً: عرف عُقلا و بزرگان باشید که روزه‌های هفته‌ای یک بار برای انسان‌هایی حدود ۴۰ سال به بعد هستند و یا ۲ روز در ماه، جای خوبی دارد. آری! دو وعده غذا خوب است مشروط بر اینکه خانواده به زحمت نباشند. در آن صورت توصیۀ آیت الله بهجت را می‌توان مدّ نظر قرار داد که در غذاخوردن به خود «سهم» بدهیم و در عین عدم سخت‌گیری بیش از سهمی که تعیین کرده‌ایم، ادامه ندهیم. موفق باشید 

40929
متن پرسش

با سلام و احترام: به توفیق الهی و عنایت اهل بیت، برای حج تمتع سال آینده ثبت نام کرده ام. لطفاً راهنمایی بفرمایید که از زمان باقیمانده تا اعزام (اردیبهشت سال آینده) چطور خود را آماده کنیم تا در موسم حج بیشترین بهره را ببریم. با تشکر

متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: در این رابطه جزوات «حقیقت حج» https://lobolmizan.ir/leaflet/177?mark=%D8%AD%D9%82%DB%8C%D9%82%D8%AA%20%D8%AD%D8%AC  و « وظیفه مردم نسبت به حجاج و وظیفه حجاج نسبت به مردم» https://lobolmizan.ir/leaflet/234?mark=%D8%AD%D8%AC%D8%A7%D8%AC ان شاءالله می‌تواند مفید باشد. موفق باشید

40923
متن پرسش

با سلام و احترام خدمت استاد عزیز: لطفاً راهنمایی بفرمایید: ده سال است که مبتلا به بیماری صعب العلاج شدم. هیچ دارویی نمی توانم استفاده کنم و بیماری در حال پیشرفت است. فقط با ورزش و تغذیه پیش می روم. هر کار پزشکی که لازم بوده انجام دادیم. چندین قربانی، ختم قرآن و صلوات و نذر... هیچ تغییر در بیماری بوجود نیامد. تقریباً با پیشرفت بیماری، تمام زمان من صرف ورزش و استراحت می‌شود. پایان کار و مدت باقی مانده فرصت هم پزشکان اعلام کرده اند. در این مدت که بیماری سبک زندگی و حتی تفکرم را عوض کرد با شما آشنا شدم. تقریباً همه ی کتابهایتان را مطالعه کرده ام. ولی شرایط جسمی طوری پیش می رود که شاید در روز یک ساعت در اختیار خودم باشم. الان چیزی که فکرم را مشغول کرده این است که در این شرایط حاصل عمرم چه می شود و من چگونه می شوم؟ دست خالی خالی. فقط بیماری و بیماری.

متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: در عین رعایت دستورات پزشک و همان ورزش و تمرکز روی مباحث معنوی از طریق «معرفت نفس»، بقیه را به خدا واگذارید و به تقدیر او راضی باشید که این در جای خود نوعی بندگی و عبادت به حساب می‌آید. موفق باشید 

40915
متن پرسش

سلام وقتتون به خیر: پیشاپیش معذرت خواهی می‌کنم. من یه سوال  داشتم که خیلی هم عمیق نیست ولی چون خیلی درگیرم‌ و جای دیگه ای نبود که بپرسم مجبور شدم بپرسم من نزدیک ۲ ساله اتفاقات بد برام پیش میاد، کلا زندیگم خیلی سخت داره پیش میره درحالی که تا الان اینطور نبوده هیچ کاریم به ذهنم نمیرسه که علت باشه، نه حق الناسی داشته باشم یا عباداتم بد شده باشه یا... هیچ‌کدوم. چیکار باید کنم چرا یدفعه اینطوری شده؟

متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: به نوعی بازخوانی نسبت به اخلاق و معارف الهی فکر کنید. و به خوش‌خُلقی نسبت به دیگران و صلۀ رحم و معارفی مانند «معرفت نفس» و تدبّر در قرآن به کمک تفسیر «المیزان» و صبر و متانت در سختی‌ها؛ زیرا: «انّ الله مع الصّابرین» انسان با صبری که پیشه می‌کند احساس می‌کند گویا خدا در کنار او حاضر است. موفق باشید

40914
متن پرسش

سلام آقای طاهرزاده: حالتون خوبه؟ ممنونم که وقت گذاشتید برای کار مردم. قشنگ احساس می‌کنم مثل بچه‌ای هستم که وسط کار مهم یه آدم بزرگ اومده گیر داده آقا آقا توپم پاره شده. اما برای اینکه انقدر درجا نزنم و عقب عقب نرم به راهنمایی نیاز دارم. من چی کار کنم که از نظر تئوری فول همه چیز رو می‌دونم ولی به عمل که می‌رسه خراااااب می‌کنم؟ اخیرا یه تعداد از دوستان سابقم بهم ظلم کردن و گره بزرگی به زندگیم انداختن. علاوه بر این وقتی دستشون رو شد زخم زبون زیادی بهم زدن و دلمو شکستن. بعدش هم برای جلوگیری از خراب شدن وجهه خودشون همه جا ازم بد گفتن و راه حل‌های دیگه رو هم بستن. تمام این کارها رو به دلیل حسادت و تنفر از اعتقادات مذهبی من انجام دادن. وگرنه من دوست بدی نبودم و حتی خودشونم از فداکاری‌هایی که بارها براشون انجام می‌دادم تعجب می‌کردن. مشکل من اینه که از نظر تئوری می‌دونم خدا از ظالم و خائن و کافر خوشش نمیاد و حتما جزای کارشون رو می‌ده. می‌دونم از مومن مظلوم دفاع می‌کنه. و می‌دونم نباید «من» انقدر برام مقدس باشه که با یه توهین بهش بشکنم و ناامید بشم. می‌دونم نباید انقدر در افکار شیطانی غرق بشم و حتی به گناه بیفتم (چون کلی غیبتشون رو کردم، به فکر انتقام افتادم و حتی خودم حسادت کردم). می‌دونم خدا همه گره‌ها رو باز می‌کنه. می‌دونم نباید به نظر مردم اهمیت بدم ولی خیلی برام مهمه دیگران چی میگن و در دید بقیه بی‌نقص باشم. و می‌دونم دنیا انقدر کوتاهه که تا یه مدت دیگه اینا از یادم می‌ره. و می‌دونم آزمایش خداست که دوباره دارم توش گند می‌زنم. بارها هم برام موارد مشابهش پیش اومده. افرادی که روز و شبم رو سرشون سیاه کرده بودم الان دیگه برام کوچک‌ترین اهمیتی ندارن. اما همون موقع با بی‌تابی و بی‌شعوری جلوی خدا سرافکنده میشم و چند قدم از خدا دور میشم. اما شهوت محبوبیت و حب نفس داره من رو می‌کشه. معرفت نفس و برهان صدیقین و معاد هم نتونست آدمم کنه. چی کار باید بکنم؟ چی کار کنم که می‌دونم ولی نمی‌کنم؟ خیلی ممنونم.

متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: همین‌که بحمدالله متوجه هستید صبر بر این سختی‌ها، ساحت دیگری را در مقابل‌تان می‌گشاید، باید شکر کنید به همان معنایی که فرمود: «خلق را با تو بد و بدخو کند / تا تو را ناچار رو آن سو کند». می‌ماند باید به نحوی که خدا کمک می‌کند خطاهای خود را نسبت به اطرافیان و دوستان جبران نمایید و به این نکته فکر کنید: «مظلومیت، بیداری می‌آفریند، و مظلومیتِ گسترده، بیداری گسترده می‌آفریند.» موفق باشید

40910
متن پرسش

سلام علیکم: شما فرمودید که انسان میتونه در هنگام نماز خواندن استاد سلوکی را نصب العین قرار دهد. درباره این پاسخ شما می‌خواستم نظر جوادی آملی را برای شما بزارم تا نظر شما را در این رابطه بدانم. « «و قَدْ قالَ بَعْضُهُمْ: «لَا بُدَّ لِلْسَالِكِ أَنْ يَجْعَلَ نَصْبَ عَيْنِيهِ أُسْتَاذَهُ السُّلُوكِيَّ فِي جَمِيعِ أَحْوَالِهِ وَ لَا سِيَّمَا فِي الصَّلَاةِ». وَ هَذَا الْقَوْلُ بَاطِلٌ فِي الشَّرْعِ وَ السُّلوكِ، لِأَنَّ الشَّيْخَ وَ الْمُرْشِدَ غَايَتُهُ أَنْ يَكُونَ وَاسِطَةَ فَيْضٍ، وَ هُوَ عَبْدٌ فَقِيرٌ إلَى اللّٰهِ، وَ الصَّلَاةُ مَوْطِنُ لِقَاءِ الْحَقِّ تَعَالَى، وَ النَّظَرُ إلَى غَيْرِهِ فِيهَا شِرْكٌ خَفِيٌّ، لِأَنَّ الْعَبْدَ يُخَاطِبُ اللّٰهَ بِـ «إِيَّاكَ نَعْبُدُ وَ إِيَّاكَ نَسْتَعِينُ».» ۲. ترجمه / شرح روان «و برخی گفته‌اند: «بر سالک واجب است که استاد سلوکی خود را در تمامی احوالش، و به‌ویژه در نماز، نصب العین خویش قرار دهد.» و این سخن در شریعت و سلوک باطل است؛ زیرا نهایتِ کارِ شیخ و مرشد آن است که واسطه‌ی فیض باشد، و او خود بنده‌ای است نیازمند به سوی خداوند. و نماز، موطنِ ملاقات با خدای متعال است، و نظر به غیر خدا در آن [نماز] شرک خفی است، زیرا بنده در نماز خدا را با عبارت «تنها تو را می‌پرستیم و تنها از تو یاری می‌جوییم» خطاب می‌کند.» ۳. منبع دقیق تفسیر تسنیم، تألیف: آیت‌الله عبدالله جوادی آملی، جلد ۵، صفحه ۲۱۹.

متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: نکته‌ای که حضرت آیت الله جوادی می‌فرمایند کاملاً درست است و این‌که از حضرت رضا «علیه‌السلام» آمده است: «وَ اِنْوِ عِنْدَ اِفْتِتَاحِ اَلصَّلاَةِ ذِكْرَ اَللَّهِ وَ ذِكْرَ رَسُولِ اَللَّهِ صَلَّى اَللَّهُ عَلَيْهِ وَ آلِهِ وَ اِجْعَلْ وَاحِداً مِنَ اَلْأَئِمَّةِ عَلَيْهِمُ السَّلاَمُ نُصْبَ عَيْنَيْكَ .» در هنگام شروع نماز یاد خدا و یاد رسول خدا باش و یکی از ائمه علیهم السلام را مد نظر قرار بده. به معنای آن نیست که خدا را مدّ نظر قرار ندهیم؛ بلکه بدین معنا است که با نظر به شخصیت‌های توحیدی اولیای الهی نظر به حضرت حق بهتر صورت می‌گیرد. و توصیه آیت الله قاضی در همین رابطه معنا می‌دهد که فرموده باشند استاد خود را مدّ نظر داشته باشید. موفق باشید

نمایش چاپی