بسم الله الرحمن الرحیم
گروه فرهنگی لب المیزان
به لب المیزان خوش آمدید.
گروه فرهنگی المیزان

موضوعات

دسته بندی: عقل ، قلب ،عشق، خیال و وهم

تعداد نمایش
کتاب
جزوه
یادداشت ویژه
نمایش چاپی
شماره عنوان پرسش
41953
متن پرسش

سلام: بنده کتابهای چگونگی فعلیت یافتن باورهای دینی و عالم دینی رو خوندم. راستش مشکل من فکر در گذشته و آینده نیست مشکلم افکارم در زمانِ حال هست. مثلا شب میرم تجمع یه عده آقای جوان ایستادن. میخوام همراه با مردم زیارت عاشورا بخونم همش ذهنم میره، افکارم اینجوریه که آره الان اینا دارن نگاه ما میکنن. یا خوشم میاد چون جوان هستن. پیر باشن میگم الان میگن چند شب اومدن تجمع یا بدم میاد میگم اینا هر روز منو میبینن. یا نگرانم که عکاس بیاد اون لحظات عکس بگیره و من در حال گریه باشم. و تا بخوام بخودم بیام دعا تمام شد. هیچ حضور قلبی هم حاصل نمیشه چون به همین نوع افکار میگذره. دست خودمم نیست هرچی میگم نه. ذهنم خودش بصورت خودکار افکار میان داخلش. و بعدش دلم از سنگ میشه. می‌خواستم ببینم بااین مشکل چیکار کنم ؟ چه کتابی بخونم؟

متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: به هر حال در هرجا که باشیم این توهّمات سراغ انسان می‌آید و انسان با نظر به توحید الهی و آن افقی که با ذکر «لا اله الا الله» و سورۀ توحید در مقابلش گشوده می‌شود؛ از آن خطورات عبور می‌کند و البته باز به شکل دیگری می‌آید و باز ما را عهدی است با جانان و جنگی که باید همواره با شیطان داشته باشیم، تا با ذکر توحید و نظر به آن افق بیکرانه، دامن ذهن خود را از این خطورات برگیریم تا به مرور و باز به مرور، شیطان مأیوس شود. و این‌جا است که فرمود: «در جهان جنگ این شادی بس است / که برآری بر عدو هر دم شکست». کتاب «ادب خیال و عقل و قلب» راه‌کارهایی در این رابطه دارد. موفق باشید 

41951
متن پرسش

سلام استاد بزرگوار: دوستی دارم که مثل خواهرم برایم عزیز است و با او ارتباط خانوادگی دارم. همسر و ۴ فرزند دارد. عاشق امام حسین است و چند سالی است هر سال با سختی زیاد همراه همسر و ۴ فرزندش که همه شان کم سن و سال هستند در گرمای طاقت فرسای نجف تا کربلا پیاده عازم زیارت می شوند. گاه گاهی برای نماز خواندن کاهلی می‌کند ولی گاهی حتی نماز شب می‌خواند و نمازهای یومیه اش اول وقت است، هر روز زیارت عاشورا و ختم قرآن بر می‌دارد. چند وقتی است که گرفتار گناه بزرگی شده. برادر شوهرش که در این ۱۵ سال زندگی با اینها ارتباط نمی‌گرفته، ارتباط برقرار کرده و گفته به خاطر اینکه این سال ها من عاشق تو بودم ارتباطم را با شما خراب کرده بودم. ابتدا دوستم نصیحتش می‌کرد که من شوهر دارم و این گناه کبیره است، ولی بعد از مدتی درگیر احساس شد و ارتباطشان گسترده تر شده. دوستم به قدری عذاب وجدان داشت که با من مشورت می‌کرد که چکار کنم. هم همسرم را دوست دارم هم دل کندن از صحبت کردن با برادر شوهرم برایم سخت است. ارتباطشان تا حدی گسترده شد که به ملاقات حضوری هم رسید. از عواقب کارش گفتم. می‌گفت همه را می‌دانم ولی نمی‌توانم. در نهایت گفتم خب اگر واقعا زندگی با او را می‌خواهی از همسرت جدا شو. ولی همسر و فرزندانش را هم دوست دارد. در یک دامی افتاده که مثل یک معتاد توان خارج شدن ندارد. به عنوان دوستش عذاب وجدان دارم که دست روی دست گذاشته ام و گناهش را نادید گرفته ام و نمی‌توانم از منجلاب او را بیرون بکشم. گاهی فکر می‌کنم با همسرش صحبت کنم و که ارتباطش را با برادرش قطع کند. اما ترس دارم زندگیشان بهم بریزد و اعتماد همسرش از بین برود. واقعا نمی‌دانم باید چطور به دوستم کمک کنم.

متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: این یک توهّم احمقانه است که اگر انسان در این موارد با این توهّمات برخورد جدّی و جانانه نکند مانند بسیاری که خوار و ذلیل شدند؛ خوار و ذلیل می‌شود. و این‌جا است که هرکس نتواند در مقابل این نوع موارد با خود برخورد جدّی کند باید تماماً خود را در چنگال شیطانی که با ایجاد این نوع میل‌ها و حرص‌ها می‌خواهد همۀ زندگی‌ها را نابود کند، احساس کند. مگر جناب مولوی نفرمودند: «وگر حرص بنالد، بگیریم کری‌ها»؟!! در این مورد خوب است به کتاب «ادب خیال و عقل و قلب» رجوع شود. موفق باشید 

41878
متن پرسش

«آنچه قوة وَهميه انسان را در کنترل مي‌آورد تا با اندک بهانه‌اي به خنده نيفتد قوه عاقله است و لذا انسان‌هايي که عقل خود را رشد نداده‌اند توان کنترل خود را در خنديدن ندارند و اين را نبايد حمل بر گشاده‌رويي کرد. و اگر انسان متوجه چنين نقيصه‌اي در خود شد بايد با تدبّر در امور حِکمي آن را جبران کند.» این متن از جزوه «قهقهه و جهالت، تبسم و حکمت» گزینش شده است.از امور حکمی چه مد نظر است که باید تدبر شود؟ قرآن و احادیث و فلسفه و ...؟ خصوصا به قول جنابعالی در تاریخی که بعد از شهادت رهبر انقلاب پیش آمده است و خصوصا در توجه به آثار امام شهید در سلسله جلسات رهبر شهید و خلق معانی جدید در کلام.

متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: آری اساساً عقل یعنی بندی که احساسات را کنترل می‌کند و به همین جهت آن حلقه‌‌‌ای که پای شتر را کنترل می‌کند عقال گویند. پس بحث در عقل و حکمت است یعنی آن چه ما را از توهمات و وهمیات که تحریک کننده‌ می‌باشند به واقعیات و سنت‌های الهی نزدیک کند. در این مورد ان‌شاءالله دنبال کردن سیر مطالعاتی سایت مفید خواهد بود. موفق باشید

41678
متن پرسش

سلام خدمت استاد گرامی: اول سوال بنده این است که عشق چیست؟ معنای حقیقی آن کجا به کار می‌رود؟ و اینکه: چند وقت پیش برای رفیق بنده یک سوالی راجع به مفهوم عشق به وجود اومد و ذهنش رو درگیر کرده بود که رفت دنبالش و خب فهمید که معنای اصلی عشق فقط مخصوص خداست و بقیه مفاهیم که ما عشق می نامیم در مورد بقیه چیزها، دوست داشتن خیلی زیاد است. من آن موقع به این زیاد توجه نکردم. اما الان یک سوال ذهنم را خیلی درگیر کرده. ما همگی عاشق ائمه و همسر و پدر و مادر و فرزند و وطن و... هستیم اما اگر اینطور باشد که این ها عشق محسوب نمی شود و حتی ما راجع به اهل بیت هم نمی‌توانیم این مفهوم را به کار ببریم و یا اگر مثلاً من که متوجه این مفهوم شدم، بعد ها اگر این موضوع را به همسرم بگویم خب او هم می‌فهمد که عشق این نیست. و خب روابط بین زن و شوهر خدشه دار می شود. برخی در پاسخ به این سوال می گویند که بله عشق اصلی مال خداست ولی باقی عشق ها (دوست داشتن های خیلی زیاد) وسائلی برای رسیدن به عشق خدا هستند. خب این هم یعنی اینجا ما حب و دوست داشتن را، عل الخصوص راجع به اهل بیت، فقط یک وسیله می بینیم. خب این را که دیگر نمی توان حب و دوست داشتن یا عشق نامید. یعنی اینکه ما می‌گوییم عاشق اهل بیت و همسرمان و... هستیم و آنها را دوست داریم، یعنی اگر خیلی فرد معتقدی باشیم و بخواهیم در مسیر حرکت کنیم، فقط آنها را وسیله می‌بینیم و الکی می‌گوییم که دوستشان داریم؟

متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: بحث در این مورد بسیار مفصل است. در شرح صوتی کتاب «مبانی نظری و عملی حبّ اهل البیت» عرایضی در این مورد شده است. ما تنها در رابطه با واژۀ «عشق» دو روایت بیشتر نداریم یکی آن‌که می‌فرماید: « قالَ رَسُولُ اَللَّهِ صَلَّى اَللَّهُ عَلَيْهِ وَ آلِهِ : أَفْضَلُ اَلنَّاسِ مَنْ عَشِقَ اَلْعِبَادَةَ فَعَانَقَهَا وَ أَحَبَّهَا بِقَلْبِهِ وَ بَاشَرَهَا بِجَسَدِهِ» . و دیگر آن‌که می‌فرماید: حضرت علی علیه السلام روزی گذرش از کربلا افتاد و فرمود «هَذَا...وَ مُنَاخُ رِکابٍ وَ مَصَارِعُ عُشَّاقٍ شُهَدَاءَ لاَ یسْبِقُهُمْ مَنْ کانَ قَبْلَهُمْ وَ لاَ یلْحَقُهُمْ مَنْ بَعْدَهُمْ.» : اینجا (کربلا) قربانگاه عاشقان و مشهد شهیدان است شهیدانی که نه شهدای گذشته و نه شهدای آینده به پای آنها نمی رسند. ولی در هر حال محبت حقیقی و یا عشق، مربوط به کمال مطلق یعنی خداوند است و در این راستا هر آنچه مظهر نور خداوند باشد به اعتبار آن‌که آینۀ تجلی انوار الهی می‌باشد، دوست‌داشتنی می‌باشد و در مورد همسر، خود خداوند لطف کرده و به حکم آیۀ: « وَمِنْ آيَاتِهِ أَنْ خَلَقَ لَكُمْ مِنْ أَنْفُسِكُمْ أَزْوَاجًا لِتَسْكُنُوا إِلَيْهَا وَجَعَلَ بَيْنَكُمْ مَوَدَّةً وَرَحْمَةً ۚ إِنَّ فِي ذَٰلِكَ لَآيَاتٍ لِقَوْمٍ يَتَفَكَّرُونَ» خودش، مودت و رحمت را بین آن‌ها ایجاد کرده. موفق باشید

41642
متن پرسش

سلام: شرح معرفت نفس آیت الله حسن زاده آملی رو که استاد صمدی کردن رو گوش کردم. الان شرح اتحاد عاقل و معقول شون رو می‌خواستم. شما از استاد صمدی کانال یا گروه سراغ دارید؟ شرح کردن دروس رو خیلی عالی انجام می‌دهند، به جان من می‌نشیند. اگه سراغ هم ندارید آیا کسی دیگر یا خود شما از اتحاد عاقل و معقول اگه شرح دارید برام بفرستید. الحمدلله رب العالمین

متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: بنده شرحی در رابطه با کتاب اتحاد عاقل و معقول ندارم ولی فکر می‌کنم جناب حاج آقا فرهادی در جریان فعالیت های استاد صمدی هستند. خوب است که با ایشان تماس بگیرید. 09131047288  موفق باشید

41623
متن پرسش

با سلام خدمت استاد محترم: کتاب ادب خیال را خواندم ولی ی مشکلی که دارم. نمی دانم چرا گاهی مثلا یه کلاسی که در گذشته می رفتم را، به جای هزار خاطره خوب. یک خاطره بدش، حال مرا به شدت بد می کند. و یا حتی گاهی نسبت به یک شخص اینطورم!

متن پاسخ

 باسمه تعالی: سلام علیکم: به حکم آن‌که شیطان با وسوسه‌هایش همواره در صراط مستقیمی که انسان قرار می‌گیرد؛ به سراغ انسان می‌آید، این نوع وسوسه‌ها و خطورات را به فال نیک بگیرید و با تذکر به نور توحیدی که خداوند مقابل شما گشوده است، راه را ادامه دهید و امیدوار باشید. موفق باشید

41604
متن پرسش

باسلام و احترام خدمت استاد گرامی؛ چندی پیش که در حال کلنجار با مبحثی بودم که به ذهنم رسیده بود، مطلبی در پایان برایم روشن شد که ربط زیادی به بحث اصلی نداشت. درحال کار روی قضیهٔ « نظر به گلاسنهایت و تفکر به امکان معاصرت بخشی به سنت ها» بودم که نوشتاری را در عنوان «بوتهٔ آتَر» نرد خود یافتم. خواستم قبل از هرچیز آنرا با جنابعالی درمیان بگذارم تا ببینیم که آیا زاویه دید مناسبی برای تفکر در این تاریخ می‌تواند باشد؟! ................................................................. «بوتهٔ آتَر¹» بسم الله الرحمن الرحیم [عصر تکنیک؛ پایانِ عشق² یا محک خلوصِ آن؟] روزگار تکنیک جهانی می‌سازد که در آن هر چیز باید قابل استفاده باشد؛ انسان، روابط و حتی معنویات. وقتی همه‌چیز به کارآیی تقلیل پیدا کند، عشق نمی‌تواند پشتِ عرف، سنت یا ساختار‌های تثبیت شده پنهان شود. اگر هست باید خودش را در عریان ترین شکلش نشان دهد. در گذشته عشق و ایثار و تعهد تاحدودی توسط ساختار مردمان حمایت میشد اما امروز اگر کسی بخواهد ایثار کند غالبا باید در جریان ضدمحاسبه حرکت کند. این یعنی ایثار و عشق دیگر عادت نیستند بلکه انتخابهایی آگاهانه اند و این همان جایی‌ست که آزمون آغاز می‌شود. در این روزگار عشق می‌بایست از سه آزمون بگذرد: ۱. محاسبه: آیا هنوز می‌توان انتخابی کرد که صرفه مادی نداشته باشد؟ ۲. سرعت: جهان شتاب‌زده است ولی عشق باتدریج؛ آیا هنوز می‌توان ماند، گوش سپرد و درنگ کرد؟ ۳. اختیار: اگر ایثار و عهدی وجود داشته باشد، آن از سرِ جبر است یا اختیار و آگاهی؟ خطر این آزمونها این است که جهان بالاخره تهدید می‌کند و برنمی‌تابد که چیزی در سیطره امکان های آن نباشد. پس خطر این است که عشق به احساسات زودگذر و هوس تقلیل یافته و معنای اصیل آن به حجاب رود. با این حال شاید این خطر و دشواری امکانِ خلوص را فراهم می‌کند. عشقی که در شرایط آسان زاده شود با اولین بحران فرو می‌ریزد ولی عشقی که در برابر محاسبه دوام آورد، چیزی بسیار عمیق‌تر است. برای تجربه زیستن عاشقانه نباید از در معرض قرار گرفتن بهراسیم. زیرا عشق تجربه ناارادگی و بی‌کنترلی هم هست و ما در این زمانه با کنترل کردن خو گرفته‌ایم. تجربه عشق مارا در معرضِ خطر قرار می‌دهد؛ خطر بی‌کنترلی در عصر کنترل؛ و این قسمتِ دشوار ماجراست. اگر عصرِ تکنیک را سراسر کژی بدانیم آنگاه هرآنچه درآن است از مهر تهی خواهد بود. در این نگاه تکنیک پایانِ عشق است؛ زیرا هر پیوندی به سود سنجیده می‌شود و هر پیمانی تا وقتی می‌پاید که کارا باشد. در گیتی آسان و بی‌فشار، مهر چندان محک نمی‌خورد. پیمان وقتی معنا می‌یابد که گسستن آسان باشد و تعهد در هنگامه آشوب خود را آشکار می‌کند. شاید این زمانه نه پایان عشق بلکه بوته آتر باشد. در این آتر، آنچه از سر عادت است می‌سوزد، آنچه از سر ترس است فرو می‌ریزد و آنچه از سود است دوام نمی‌آورد. اگر عشق از این آتش بگذرد و بماند، دیگر احساسی ناپایدار نیست. عقل محاسبه‌گر رخنه‌ای پدید آورده است، همه‌چیز را عریان کرده که اگر کسی بی‌حساب دوست بدارد، آن مهر آشکارتر از هر زمان می‌درخشد. اگر بنیاد های مهر در کنه گیتی پاینده است و کیهان بامهر در قرار است آنگاه تکنیک هرچند سترگ، توانایی خفه کردن آنرا ندارد بلکه آن‌را عاری از تعلقات و بیرون از عادات به‌ما تحویل می‌دهد. (گر تو با چشم ارادت نگری جانب دیو دیوت اندر نظر افرشته‌وش و حور لقاست؛ وگر از دیدهٔ انکار به یوسف نگری یوسف اندر نظرت زشت‌رخ و نازیباست³) .................................................................. [1. آتَر: آتش در زبان اوستایی] [2. عشق در اینجا به معنای کلی‌ترِ خیر، خوبی، مهر و... نظر دارد] [3. ملک الشعرای بهار] . .

متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: ای کاش می‌دانستیم با روحیۀ حساب‌گریِ فرهنگ مدرنیته چه حضور و چه حقیقتی را از دست دادیم! و چه اندازه متنی که از «بوتۀ آتر» به میان آوردید دقیق و عمیق و شورانگیز بود وقتی با ما از عشقی سخن گفت که عطایی است الهی، تا آن‌جایی که اگر آنچه در آن متن به میان آمده است «فهم» شود تازه، آری! تازه متوجه می‌شویم چگونه جناب مولانا فرمود: «جمله بی قراری ات از طلب قرار توست / طالب بی قرار شو تا که قرار آیدت». راستی! چه شد که ما در فضای تکنیک از مِهر، تهی شدیم و ندانستیم تا آن‌جا می‌توان با عشق زندگی کرد که خداوند در وصف آن کسی که او را به پیامبری برگزید، فرمود: «لَعَلَّکَ باخِعٌ نَفْسَکَ أَلّا يَكُونُوا مُوْمِنِينَ» زیرا آن مرد الهی آنچنان غم انسان‌ها را نسبت به غفلت‌شان از حضور در آستانۀ خدا غمگین می‌شد که خداوند فرمود نزدیک است قالب تهی کند. سخن، بسیار و بسیار زیاد است در «فهم» و درکِ متنی که تحت عنوان «بوتۀ آتر» به میان آورده‌اید. امید است جمعی در کنار همدیگر بنشینند و به سطرسطرِ کلامی که معنای خلوص را در مقابل ما می‌گشاید، بیندیشند. بنده «امّی‌بودن» را که شرط بعثت است؛ از این نوع می‌دانم تا آن‌جایی که مدعیان تفکر، گمان می‌کردند چون مانند آنان فکر نمی‌کند، آن مرد الهی تحت تأثیر افراد است و متوجۀ روحانیت خاص آن حضرت نبودند. و در همین رابطه حضرت ربّ العالمین فرمود: «وَ مِنْهُمُ الَّذينَ يُؤْذُونَ النَّبِيَّ وَ يَقُولُونَ هُوَ أُذُنٌ قُلْ أُذُنُ خَيْرٍ لَکُمْ يُؤْمِنُ بِاللَّهِ وَ يُؤْمِنُ لِلْمُؤْمِنينَ وَ رَحْمَةٌ لِلَّذينَ آمَنُوا مِنْکُمْ وَ الَّذينَ يُؤْذُونَ رَسُولَ اللَّهِ لَهُمْ عَذابٌ أَليمٌ»(توبه/61) که به گفتۀ علامۀ طباطبایی: «برخی از آنان کسانی هستند که پیامبر را آزار می دهند ومی گویند او گوش است (یعنی دهن بین و حرف شنو)بگو برای شما دهن بین خوبی است که بخدا ایمان دارد و مؤمنان را تصدیق می کند و برای افراد با ایمان شما مایه رحمت است و کسانی که پیامبر را آزار دهند برایشان عذابی دردناک خواهد بود)، بعضی از منافقان پیامبررا آزار می دهند و می گویند: او مثل گوش است ، یعنی به حرف همه گوش می دهد و هر حرفی را می پذیرد، می فرماید: به آنها بگو که او گوش بسیار خوبی است ، یعنی آنچه را خیر شما در آنست می شنود، مثلا وحی خدا را می شنود و خیر خواهی مؤمنان را می شنود و در هرصورت استماع آن جناب استماع خیری است و سخنان خوب شما را می شنود وسخنانی را هم که صحیح نیست گوش می دهد و هتک حرمت شما را نمی کند وبه خدا ایمان دارد و مؤمنان را شخصا تصدیق می نماید و خدا را در وحیی که به او می شود تصدیق می کند، اعم از اینکه سخن آنان را هم تصدیق کند یا خیر واین امر باعث خیر برای مؤمنان است ، همچنین او رحمتی برای مؤمنان است ،چون آنها را از شقاوت و هلاک نجات داده و راه فطرت را به آنها نمایانده است ودینی را برایشان آورده که هم از فرد حمایت می کند و هم از جامعه ، پس مراد ازرحمت در این آیه رحمت فعلی است ، یعنی مؤمنان عملا از رحمت وجودپیامبر(ص ) برخوردارند، امادر سوره انبیاء که می فرماید:(وما ارسلناک الا رحمه للعالمین ) ، مراد رحمت شأنی است ، یعنی وجود پیامبر چنان است که همه عالم می توانند از رحمت وجودش برخوردار شوند. و در نهایت خداوند کسانی راکه پیامبرش را آزارنمایند به عذابی دردناک تهدید می نماید.»
آری! ای رفیق! حکایت مردم عزیز ما در این شب‌ها نیز چنین است که آن‌ها را متهم به عوام می‌کنند. در حالی‌که بابعثتی به میان آمده‌اند که بنا است از تاریخ محاسبه‌گریِ عقل تکنیکی عبور کنند. و این است که باید بدانیم: 
در بیابان گر به شوق کعبه خواهی زد قدم / سرزنشها گر کند خار مغیلان غم مخور
گر چه منزل بس خطرناک است و مقصد بس بعید/ هیچ راهی نیست کان را نیست پایان غم مخور           موفق باشید              
 

41548
متن پرسش

سلام علیکم ما در جامعه‌ای زندگی می‌کنیم که آموزش و رشد فرهنگی‌اش، بیش از آن‌که مبتنی بر درک و تفکر تاریخی باشد، در گرو فنّ سخنوری و رسانه‌ای قرار گرفته است. این الگوی تربیتی باعث شده است فهمِ روحانی و درونی انسان زیر سایه‌ی نمایش‌های زبانی پنهان شود و جولان‌گاه شیطنت دشمن شود . از سوی دیگر، برداشت‌های تخصصی و دانشگاهی نیز اغلب پراکنده و فاقد اجماع‌اند و نمی‌توانند به ادراکِ یکپارچه‌ی حقیقت برسند. درک حقیقی، زمانی حاصل می‌شود که روح انسان در معرض سخنان صدق و معناهایی قرار گیرد که از حیاتِ درونی سرچشمه می‌گیرند و رمز هارا میفهمد، نه از رسانه یا قالب‌های فکریِ حرفه‌ای، ما راه را اشتباه می‌رویم. انسان نباید در ظاهرِ سخنان یا منطقِ منظم افرادی که خود را با بهانه های هرچند منطقی از جبهه‌های حق محروم میکنند گرفتار شود، حتی اگر آن سخنان درست بنظر آیند؛ بلکه باید جوهره‌ی حقیقتی را بشناسد که همواره منوط به شرایط نو است و از جبهه‌ی حق فاصله نگیرد. در نگاه امام شهید و رهبر حاضر، حقیقت در روح تاریخ است، نه در لفظ، و آن‌چه اهمیت دارد، بیداری روح‌های خفته است که البته با کلام های واقعی اندیشه شده منتقل می‌شوند نه آنها که از واقعیت واق رسانه هارا اصل قرار می‌دهند.

متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: به همین جهت اندیشمندان بزرگ و اولیای الهی متذکر می‌گردند که باید با نظر به سنت‌های لایتغیّر الهی، جایگاه هر سخنی را مشخص کرد مبنی بر آن‌که آیا آن سخنان به ظاهر زیبا، اشاره به حقایق عالَم دارند و یا توهّمات مخاطبان را از آن طریق برمی‌انگیزانند؟ موفق باشید 

41546
متن پرسش

سلام استاد عزیز چکار کنیم تا چشم مان میل به دیدن نگاه حرام نداشته باشد؟

متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: در این رابطه عرایضی در کتاب «ادب خیال و عقل و قلب» که روی سایت هست، شده است. خوب است به آن کتاب رجوع فرمایید. موفق باشید

41321
متن پرسش

سلام و رحمت: ببخشید استاد، ممکنه شیطان رو دید؟ در اینصورت باید تغییر رویه داد؟ یا باید ایستادگی کرد؟ بشخصه یکبار قبلا این حالت رو تجربه کردم و دچار وحشت شدم، با ایستادگی به وسیله ولی خدا حل شده بود، اولین بار بود این حالت رو داشتم و وحشت کرده بودم. ولی الان دیگه مطمئن نیستم این راه درستی باشه هر وقت دچار چنین وضعی میشم کمی عقب می نشینم تا برطرف بشه.

متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: ۱. در هر صورت ما نباید در دیدن و یا ندیدنِ شیطان که عموماً با توهّمات همراه است، متوقف شویم. مهم توجه به خطوات شیطان است که قرآن در آیات مربوطه متذکر آن می‌شود که همان وسوسه‌های حبّ نفس و عدم تواضع نسبت به حقّ و حقیقت است که آیات قرآن هرکدام در جای خود به زیبایی تمام متذکر آن می‌باشد. ۲. نباید به آنچه برای کسانی که با تجربه‌های مرگ خود و یا حالت کما، برای‌شان پیش آمده با همۀ احترامی که برایشان قائل هستیم؛ اعتماد کنیم زیرا بالاخره آنچه برای این افراد پیش می‌آید مصون از صورت‌های خیالی نیست. در حالی‌که این ما هستیم و آیات قرآن و قواعد و سنت‌های لایتغیّر الهی که می‌توانیم با نظر به آن سنت‌ها و سیرۀ اولیای معصوم الهی زندگی کنیم. موفق باشید    

41076
متن پرسش

با سلام و تحییت خدمت شما استاد طاهرزاده: نظرتان درمورد این روایت حضرت علی علیه السلام که فرمودند چیست: عقل خودتان را زیر سوال ببرید زیرا اعتماد کامل به عقل موجب اشتباه می‌شود؟

متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: در هر حال در روایات ما برای عقل، جایگاه ارزشمندی قائلند مگر آن‌که منظور مثلاً عقل انتزاعی باشد وگرنه رسول الله صلى الله عليه وآله فرمودند: «العقل نور في القلب يفرق به بين الحقّ والباطل». موفق باشید

41043
متن پرسش

سلام وقت شما بخیر: دختر ۲۷ ساله هستم ، نمی تونم درست تصمیم بگیرم و دائما شک دارم یعنی هر مسیری رو توی زندگی انتخاب کنم میدونم پشیمون میشم. مثلا اگر قرار باشه از بین ۵ رشته ی تحصیلی رشته ایی رو انتخاب کنم، هر رشته ایی رو که انتخاب کنم بازهم پشیمون میشم و میگم شاید اون رشته ی دیگه بهتر باشه و در تمام مسائل زندگی اینطور هستم طوری که این باعث شده متوقف بشه زندگیم و هیچ کاری رو انجام ندم و از طرفی میدونم عمرم داره تلف میشه اما نمیدونم باید چیکار کنم؟! نمیدونم الان باید درس بخونم یا برم سر کار یا ازدواج کنم؟! حتی اگر قرار باشه درس بخونم نمیدونم چه رشته ایی مناسبم هست و یا اگر قرار باشه برم سر کار نمیدونم چه کاری برام مناسبه؟! بسیار خودم رو با بقیه مقایسه می کنم با همه نه فقط شخص خاصی و حسادت می کنم و دوست دارم جای هرکسی باشم غیر از خودم و از خودم متنفرم و درواقع هیچ هدف مشخصی ندارم، بسیار گیج و سردرگم هستم و حس می کنم از بقیه عقب افتادم و کارم شده دائما حسرت زندگی بقیه رو خودن و فکر فکر فکر و نمی تونم ارتباط درستی با بقیه اطرافیان داشته باشم، واقعا از خودم بدم میاد، میشه لطفا بنده رو راهنمایی بفرمایید؟

متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: اولا: سری به کتاب «ادب خیال و عقل و قلب» که روی سایت هست بزنید از آن جهت که هر کس باید ذهن خود را به نحوی مدیریت کند ثانیا: در این مورد خوب است فردی  را که شخصیت‌اش برایتان پذیرفتنی است مد نظر بیاورید و تصمیم بگیرید. ثالثا: متوجه باشید خداوند بالاخره در هر مرحله ای از زندگی راهی برای ادامه مقابل انسان گذارده که ورود در آن مشکل نیست؛ آن راه را لطف الهی و تقدیر خودتان بدانید. موفق باشید

40996
متن پرسش

سلام استاد از درون پاشیده هستم.....

متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: در این مورد خوب است ابتدا به مباحث «نیست‌انگاری» که روی سایت هست و سپس به کتاب «ادب خیال و عقل و قلب» رجوع شود و پس آن‌ به مباحث قرآنی مانند عرایضی که در مورد سورۀ آل‌عمران شده، رجوع فرمایید. موفق باشید

40969
متن پرسش

در پاسخ به پرسش ۴٠٩۶٣ الإمامُ الكاظمُ عليه السلام : إنَّ للّه ِِ عَلَى النّاسِ حُجَّتَينِ : حُجَّةً ظاهِرَةً ، و حُجَّةً باطِنَةً ، فأمّا الظّاهِرَةُ فَالرُّسُلُ و الأنبِياءُ و الأئمَّةُ عليهم السلام ، و أمّا الباطِنَةُ فَالعُقولُ. حديث امام كاظم عليه السلام : خداوند را بر مردمان دو حجت است: حجتى بيرونى و حجتى درونى. حجت بيرونى همان فرستادگان و پيامبران و امامان عليهم السلام هستند و حجت درونى همان خردها. آیا این عمل با معارف شیعه هماهنگ است که عقل را که حجت درون است کنار بگذاریم و فردی غیر معصوم را حجت قرار دهیم؟!

متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: اتفاقاً بر اساس همان حجّت باطنی یعنی عقل است که باید متوجه شویم در زمان غیبت، نایب امام عصر که مظهر و سیرۀ رهنمودهای ائمۀ معصومین هستند، چه کسی و یا چه کسانی می‌باشند و اگر کسی نتواند نایب امام عصر را در زمان غیبت بشناسد، عملاً از عقل خود استفاده نکرده است. موفق باشید 

40943
متن پرسش

با سلام و تحییت خدمت شما استاد طاهرزاده: ۱. گناه چرا وهم رو تقویت میکنه؟ ۲۲. استاد شما کتاب روان شناسی اسلامی سراغ دارین؟ و میشه واسم این کتاب رو معرفی کنید؟

متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: ۱. مگر جز این است که انسان وقتی گرفتار وَهمیات شد، دل به معاصی می‌سپارد؟ و لذا همان معاصی او را به وَهمیات بیشتر می‌کشاند. ۲. در جریان کتابی در این رابطه نیستم. ولی توصیه می‌شود در این رابطه به کانال «معرفت نفس» رجوع فرمایید و بررسی کنید با کدامیک از اساتید که مباحث معرفت نفس را مطرح کرده‌اند، راحت‌تر می‌توانید کار را ادامه دهید. موفق باشیدhttps://eitaa.com/marefatenafs_10nokteh

40886
متن پرسش

سلام استاد: لطفا یک دستور عملی برای تقویت اراده لطف کنید به بنده بگید.

متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: پیشنهاد می‌شود کتاب «ادب خیال و عقل و قلب» که روی سایت هست را مطالعه فرمایید. https://lobolmizan.ir/book/78?mark=%D8%A7%D8%AF%D8%A8 . موفق باشید

40882
متن پرسش

با سلام و عرض ادب: استاد اوایل شروع در مسیر سلوک بسیار بیشتر برنفسم مسلط بودم احساس بشاشت و حال خوب و عجیبی داشتم تازگیا خیلی نفسم اذیتم میکنه احساس می‌کنم شیطان بیشتر برمن تسلط پیدا کرده لطفا راهنمایی بفرمایید. و این‌که چه ذکر و دعایی توصیه می‌فرمایید برای قوی شدن در تحمل سختی و صبر داشتن بر بیماری خود و اطرافیان، چند وقتی هست که یه مقدار درگیر بیماری شدم و خیلی احساس ناراحتی پیدا کردم و با اینکه خیلی مراقبم گناه نکنم اما مرتب فکر می‌کنم حتما گناهی کردم که این مورد پیش اومده. در کل وسواس فکری گرفتم و فکر می‌کنم هر مشکلی که برام پیش بیاد حتما در اثر گناهه و مرتب به گناه ربطش میدم. دائم استغفار می‌کنم لا حول و لا قوه الا بالله می گویم اما چند روزه که حال روحیم خوب نیست و احساس بشاشت و سرحالی که اوایل کار داشتم را ندارم استاد خواهشا راهنمایی بفرمایید.

متن پاسخ

 باسمه تعالی: سلام علیکم: فرموده‌اند: «باید به خود برنامه دهید وگرنه ذهنیات ما به ما برنامه‌های توهّمی می‌دهد». در این رابطه خوب است به کتاب  «ادب خیال و عقل و قلب» که روی سایت هست مراجعه فرمایید. موفق باشید

40789
متن پرسش

سلام وقت بخیر: استاد ببخشید خواستم اگر ممکنه برای تذهیب و پاکی ذهن، راهکاری ارائه بفرمایید.

متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: بعد از مطالعۀ کتاب «ادب خیال و عقل و قلب» دنبال‌کردن سلسله مباحث «شرح کتاب جامع السعادات ملا محمدمهدی نراقی» https://eitaa.com/jameo_saadat می‌تواند ان شاءالله مؤثر باشد. موفق باشید

40775
متن پرسش

با عرض سلام و وقت بخیر: استاد گرامی سوالی در مورد ذهن انسان داشتم. در سخن علوم جدید یکی از ویژگی های ذهن این است که دائم در گذشته و آینده، در غم گذشته و ترس آینده سیر می کند و به نظرم اغلب این موارد ذهنی هم با قیافه و شکل مراقبت از شخص و دلسوزانه ظاهر می شود. حال اینکه با بررسی این موارد این ویژگی های شیطان است که دروغی را زینت می دهد. استاد ذهن در چه مرتبه ای از وجود انسان است؟ با تشکر

متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: ذهن، مرتبه‌ای از مراتب نفس ناطقه است. در این مورد خوب است به کتاب «ادب خیال و عقل و قلب» رجوع فرمایید. موفق باشید

40769
متن پرسش

سلام علیکم و عرض ادب: بنده حدود ۱۰ سال پیش دچار وسواس شدم. طی چند سال تشدید پیدا کرد و از این جهت پیگیر درمان شدم. طرق مختلفی برای درمان طی شد؛ از طب جدید و سنتی گرفته تا... . از هر طریقی فوایدی برای بنده حاصل شد منتها هنوز بهبودی کامل بدست نیامده بود. نهایتاً آنچه برای بنده به شدت مفید بود، استفاده از نگاه عرفانی و بهره‌گیری از علوم عقلی فلسفی بود که بحمد‌الله تا حد زیادی به بنده کمک کرد. با این وجود همچنان مقداری آشفتگی فکری وجود دارد که البته چندان بروزی ندارد که اطرافیان متوجه مشکل شوند. توصیه‌های حضرتعالی هم مطالعه شد. اگر توصیه‌ی خاصی بابت مشکل بنده دارید بفرمایید لطفاً و اینکه در یکی از توصیه‌ها اجتناب از تحریک احساسات را فرموده بودید که در بعضی مصادیق برای بنده مبهم است؛ یکی اینکه، بنده شخصیت شاد و خوش‌ذوقی دارم که با خونگرمی و معاشرت و خندیدن با دوستان شناخته می‌شوم این رویه برای بنده مضر است؟ (ترک این شخصیت برای خودم نگران‌کننده می‌باشد) همچنین اینکه روضه و درددل با اهل بیت علیهم السلام را برای خود ضروری می‌دانم، اجتناب از این مجالس برایم مشکل است، آیا ترک این مجالس ضرورت دارد؟ تشکر

متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: همان‌طور که متوجه شده‌اید هر اندازه ذهن خود را در امور معرفتی و تدبّر در قرآن صرف کنیم، تأثیر امور وهمی ضعیف و ضعیف‌تر می‌شود و در این رابطه کتاب «ادب خیال و عقل و قلب» که روی سایت هست، متذکر نکاتی می‌باشد. اتفاقاً روحیۀ شاد و حضور در مجالسی که نظر به سیره و شخصیت اهل البیت در آن هست، بسیار مفید خواهد بود. موفق باشید

40718
متن پرسش

نیستم دنبال پاسخ، با سوالاتم خوشم / سیر ما امکان ندارد؟ با محالاتم خوشم / شاعری، بی‌پیشگی، سرمستی و عشق و جنون / بی‌کمالی هستم و با این کمالاتم خوشم / هر که ما را دید گفت: او غصه دارد در درون / در خودم، در زندگی، هم در رسالاتم خوشم / ثابتات آسمانها را بگو حسرت خورند / چرخه‌‌ای هستم که در تغییر حالاتم خوشم / از مزیّت‌های عقل منطقی صحبت نکن / شاعری هستم که دائم با خیالاتم خوشم / ۲۹ مهر ۱۴۰۴

متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: بخصوص اگر این خیالات، تجلیات بستان خدا باشد از آن جهت که فرموده‌اند: «آن خیالاتی که دام اولیاءست / عکس مه رویان بستان خداست» و این‌جا است که می‌توان با خیالات خوش بود. زیرا حکایت جهانی است که خدا در آن حاضر و حاضرتر است. موفق باشید

40675
متن پرسش

سلام علیکم: سوال بنده در این خصوص است که چگونه کسی که دچار دیدن فیلم های شهوت آلود جنسی شده است خود را می تواند درمان کند و چه روش هایی را شما برای ترک این کار پیشنهاد می دهید؟

متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: در کتاب «ادب خیال و عقل و قلب» که روی سایت هست، گفته می‌شود سعی کنید جایگزینی‌هایی برای آن عادت بیابید. مانند ورزش و مطالعۀ مباحث «معرفت نفس» و فعالیت‌های جهادی و حضور در مسجد و هیئت و حتی کارهای عادی که مردم برای کسب درآمد بدان ورود می‌کنند. موفق باشید

40609
متن پرسش

با عرض سلام استاد عزیز: خواستم از خدمتتان در مورد ویژگی های قبض و بسط سوال کنم. اگر شخص بعد از حالات عادی زندگی دچار غمی افسردگی مانند شود که در کنار این غم چیزهایی را می‌فهمد یا متوجه می شود از درسهای زندگی و حکمت مانند که در حالات عادی متوجه نبود. خواستم اگر لطف کنید بفرمایید این چه حالتی است؟ استاد احساس می کنم آنچه ایمان نام دارد در درونم نمی یابم احساس می کنم با ایمان می‌توانم از این وضعیت خارج شوم لطفا بفرمایید اگر ایمان موهبتی است باید دقیقا چه کار کنم تا ایمانم قلبی تر بشه؟ ممنون

متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: آری! به گفتۀ مولایمان علی «علیه‌السلام»: «إِنَّ لِلْقُلُوبِ إِقْبَالًا وَ إِدْبَاراً- فَإِذَا أَقْبَلَتْ فَاحْمِلُوهَا عَلَى النَّوَافِلِ- وَ إِذَا أَدْبَرَتْ فَاقْتَصِرُوا بِهَا عَلَى الْفَرَائِضِ» قلب‌ها را حالات مختلفی هست، گاهی در بسط است و طالب انس با حضرت حق، و گاهی در قبض است تا انسان به خود و ضعف‌های خود بیندیشد و هر دو را لطف خدا بداند. با مطالعۀ سیرۀ اولیای الهی و زیارت آن عزیزان، از آن جهت که آنان نماد ایمان هستند، متذکر ایمانی که در جان شما به صورت فطری هست، می‌شوید. در رابطه با نظر به سیرۀ اولیای الهی می‌توانید به جزوۀ «رجوع به هویت شیعه در تاریخ اسلام» که روی سایت هست رجوع فرماییدhttps://lobolmizan.ir/leaflet/360?mark=%D9%87%D9%88%DB%8C%D8%AA . موفق باشید

40572
متن پرسش

سلام: برای آزاد شدن از توهم استقلال بینی، میشه روی ذکر لا اله الا الله مداومت داشت؟ ماندن روی این ذکر در تمام اوقات آسیب و عوارضی نداره؟ چه راه های دیگری توصیه می‌کنید؟

متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: از آن جهت که ذکر «لا اله الاّ الله» سید الکلام است، استمرار بر این ذکر مبارک چنانچه با توجه به معنای آن باشد؛ هیچ‌گونه عوارضی ندارد. در مورد تدبّر در قرآن نیز جهت عبور از توهّمات می‌توان ورود کرد. موفق باشید

40529
متن پرسش

یک دوستی دارم بدون استفاده از مربی و استاد اخلاق و تنها از استفاده روزمره و استخاره وار از قرآن کریم مدعی است که بر وهم خود غلبه دارم و عقل من بر وهم من حاکم است و به من الهاماتی می‌رسد که مورد توجه قرار گرفته ام و به من کمک می‌شود آیا این ادعا صحیح و قابل اتکا در زندگی یک انسان مومن مسلمان می باشد؟

متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: به هیچ وجه استخاره حجّت نیست. آنچه حجت است عقل و قرآن است. طرف در نامه ای نوشته بود استخاره کردم خودکشی کنم، استخاره خوب آمد و خودکشی کردم و آن نامه را در کنار جسدش یافتند. حتی به گفتۀ علامۀ طباطبایی پشت به استخاره نیز اشکال ندارد و در حکم پشت کردن به قرآن نیست. موفق باشید

نمایش چاپی
متأسفانه هیچ نتیجه ای در رسانه ها پیدا نشد!