بسم الله الرحمن الرحیم
گروه فرهنگی لب المیزان
به لب المیزان خوش آمدید.
گروه فرهنگی المیزان

موضوعات

دسته بندی: نقشه‌های دشمن، بصیرت

تعداد نمایش
نمایش چاپی
شماره عنوان پرسش
41044
متن پرسش

با سلام استاد عزیز: من خیلی وقته درگیر یه سوال هستم و هرکسی هم ازم می پرسه واقعا نمیتونم درست جواب بدم. اونم اینکه چرا رهبری در یه سری مسائل به صورت جدی ورود نمیکنه. مثلاً در مسئله دزدی ها و اختلاس هایی که در کشور اتفاق میفته و حتی وقتی اگر هم دزدی رو هم بگیرن، اونطور که باید تنبیه نمیشن. من میدونم رهبری خیلی جاها نمیتونه دخالت کنه ولی وقتی کارد به استخوان برسه، آیا در تصمیمات قوه قضاییه نیاید ورود کنه؟ واقعا یکی از مهمترین مشکلات کشور ما بحث عدالت و برخورد با مجرم هست. به نظرم اگه عدالت باشه، تحمل مشکلات اقتصادی برای مردم آسان میشه ولی وقتی مردم ببینن راحت در کشور دزدی میشه و کسی جلودارشون نباشه، خیلی به نظرم سخته. آیا واقعا بهتر نیست رهبری در این شرایط فوق حساس در این مسئله به خصوص، ورود جدی داشته باشن تا حداقل وقتی یه نفر میاد به رهبری اهانت می‌کنه یا ایراد میگیره ما بتونیم منطقی جوابشون رو بدیم؟

متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: در این موارد ابتدا خوب است به این نکته فکر کنید که «برای آباد کردن دهی، نباید شهری را خراب کرد» و امروز موقعیت تاریخی ایران با به میان آمدن انقلاب اسلامی حضوری جهانی و تمدن ساز می‌باشد و در این حالت رهبر انقلاب صلاح نیست به طور مستقیم وارد مسائلی شوند که مسئول آن مسائل، دولت‌های انتخاب شده توسط مردم می‌باشند؛ امری که خود ایشان نیز بر آن تأکید دارند مگر رهنمود دادن برای عبور از آن مشکلات که می‌فرمایند. می‌ماند که باید متوجه باشیم واقعا گمان نکنیم همه چیز به هم ریخته و از پیشرفت‌های فوق العاده ای که واقع شده‌است گفته نشود. به این جمله اخیر ایشان فکر کنید که می فرمایند «امروز یکی از ابزارهای جنگ نرم در میان دشمن و در میان بعضی از افراد ناباب یا غافل، عبارت است از مسکوت گذاشتن آورده‌ها و داشته‌ها و توانایی‌های این ملّت؛ انکار توانایی‌های این ملّت. ملّت، ملّت بزرگی است، کار هم می‌تواند بکند و دارد می‌کند؛ امروز دارد کار می‌کند. اگر ملّتی از داشته‌های خود غافل بشود، توانایی‌های خود را نبیند، پیشرفتهای خود را باور نکند، تحقیر خواهد شد؛ وقتی تحقیر شد، خود را حقیر دید، آماده‌ی تسلیم در مقابل دشمن خواهد شد؛ این ترفندی است که دشمنان دارند دنبالش می‌کنند و انجام می‌دهند.. » موفق باشد

41036
متن پرسش

سلام خدمت استاد طاهرزاده: خاطرم هست حضرتعالی بعد از ماجرای فتنه ۸۸ یادداشتی تحت عنوان «بازخوانی انقلاب اسلامی بعد از ۲۲ خرداد 1388» منتشر کردید https://lobolmizan.ir/leaflet/213?mark=1388 . در آن یادداشت به بازخوانی و آسیب شناسی حادثه سال ۸۸ پرداختید و علت اصلی وقوع چنین رخدادهایی را کالبد شکافی کردید. به عنوان نمونه در شماره ۷ همان یادداشت فرمودید: « محتوای نظام آموزشی موجود در آموزش و پرورش و آموزش عالی در مجموع فضایی از تفکر است که بیشتر می‌توان آن را سکولار و بعضاً لائیک دانست، تا الهی و دینی. درنتیجه زبانِ تفکر نظام آموزشی موجود با زبان تفکر دینی نامأنوس است و آنقدر که با زبان غرب و ارزش‌های غربی احساس قرابت می‌کند، با زبان دین چنین قرابتی را ندارد و لذا اگر سرمایه‌های دینی افراد را که به طور شخصی به‌دست آورده‌اند، در نظر نگیریم، بر اساس نگاهی که نظام آموزشیِ موجود، به عالَم و آدم، در اختیار نسل تحصیل‌کرده‌ی ما قرار می‌دهد، آن نسل نمی‌توانند جایگاه انقلاب اسلامی و ارزش‌هایی را که انقلاب دنبال می‌کند بفهمند، تا در حفظ و نگه‌داری آن در مقابل دسیسه‌های غرب مقاومت کنند - البته این غیر از نگاه دانشجویان متدینی است که بر اساس اعتقادات خود جانانه از انقلاب و ارزش‌های آن دفاع کردند و می‌کنند- بحث بر سر نگاه نسلی است که در نظام آموزشی ما در حال پرورش‌یافتن است. همین مشکل را نیز در موضوع اقتصاد و سیاست داریم، به طوری که سکولاریسم اقتصادیِ حاکم، اجازه‌ی هیچ حرکتی را به سوی عدالت و معنویت نمی‌دهد، و سیاست قدرت‌پرست، مانع حضور سیاستمدارانی است که مسئولیت‌های سیاسی را خدمت‌گذاری می‌دانند. همین‌جا لازم است تأکید شود که اگر دولت دهم با همان روحیه‌ی انقلابی و حماسه‌ساز خود و با تعاریفی که مبتنی بر اهداف انقلاب اسلامی است، تحولی در نظام اقتصادی و فرهنگی و آموزشی و سیاسی کشور، به کمک دلسوزان کشور پدید نیاورد، و تنگناهای کشور در امور فوق همچنان ادامه یابد، امید توجه به کشور اسلامی و تمدن اسلامی سال‌ها به عقب می‌افتد، و اقتصاد سرمایه‌داریِ شبه مدرن با نفوذ هرچه بیشتر در مراکز قدرت و تصمیم‌گیری، برای انقلاب مشکلاتی را به‌وجود خواهد آورد.» آن زمان که این مطلب را منتشر کردید، بسیاری از کسانی که امروز( دی ماه ۱۴۰۴) در مقابل نظام اسلامی قرار گرفتند یا هنوز به دنیا نیامده بودند و یا در سنین طفولیت به سر می بردند. بعد هم فرمودید اگر «جایگاه توحیدی و تاریخی انقلاب اسلامی» از یک طرف و «جایگاه فرهنگ مدرنیته» از طرف دیگر درست روشن نشود، «باید در آینده منتظر تعارضات شدیدتری بود که مسئولیت آن به عهده‌ی جریانی است که نسبت به ارزش‌های الهی بی‌تفاوت گشته است» و در اینجا از آینده ای که محل ظهور تعارضات شدیدتر هست گزارش دادید. امروز آن آینده، درست همین لحظه حال و اکنون و مقابل چشم ماست. پرسش حقیر این هست که در طول این سال ها، این تذکرات در محافل علمی و در میان نخبگان و مسئولان فرهنگی چقدر شنیده شد و تا چه اندازه مورد توجه جدی قرار گرفت؟

متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: آری! مهم آن است که اتفاقات تاریخی آسیب‌شناسی شود تا مرز حق از مرز باطل جدا گردد و این موجب می‌شود تا این‌که امروز ملاحظه می‌کنید مردم ما به جای آن‌که مأیوس شوند، با امیدواری تمام به میدان می‌آیند و «۲۲ دی‌ماه» سالِ ۱۴۰۴ را شکل می دهند و از این جهت باید متوجۀ آینده‌ای بود که نه‌تنها دشمن بیرونی مأیوس و احساس بی‌تاریخی می‌کند، حتی غافلان داخلی نیز یا به خود می‌آیند و اصلاح می‌شوند و یا مأیوس می‌گردند و به نحوی حتی ممکن است از این کشور صاحب الزمانی مهاجرت کنند و کار به اهلش که فرزندان اصیل انقلاب هستند، برمی‌گردد. و معنای مبارزۀ منفی با جریان‌های مقابل نظام به همین معنا است. و آنچه در حماسۀ مردمیِ ۲۲ دی‌ماه ملاحظه کردید همان جنگ نرمی است که بحمدالله با بلوغ تاریخیِ مردم ما که شامل همان مادر شهید به ظاهر عامی هم می‌شود؛ به صحنه آمد و مطمئن باشید در بستر حضور چنین مردمی وعدۀ رهبر معظم انقلاب محقق می‌شود که فرمودند: «ان‌شاء‌الله به زودیِ زود، خداوند احساس پیروزی را در دلهای همۀ مردم ایران رواج بدهد.»
به پیام رهبر معظم انقلاب بعد از راهپیمایی ۲۲ دی‌ماه بیندیشید که فرمودند: 
«ملّت عظیم‌الشأن ایران!  امروز کار بزرگی انجام دادید و روزی تاریخی آفریدید. این اجتماعات عظیم و سرشار از عزم راسخ، نقشه‌ی دشمنان خارجی را که قرار بود به دست مزدوران داخلی پیاده شود، باطل کرد. ملّت بزرگ ایران، خود را و همّت و هویت خود را به رخ دشمنان کشید. این هشداری به سیاستمداران آمریکا بود که فریبکاری خود را متوقف کنند و به مزدوران خائن تکیه نکنند. ملّت ایران، قوی و مقتدر است، آگاه و دشمن‌شناس است، و در همه حال در صحنه حضور دارد. خداوند رحمت خود را بر همۀ شما نازل کند.»  موفق باشید              
 

41033
متن پرسش

در مورد پرسش و پاسخ شماره 41032 چند نکته را یادآوری می کنم. امیدوارم پاسخ مناسبی برای «این دنیا و آن دنیا» داشته باشید. چرا در تمامی تحلیل های رهبر، شما و بلندگوهای نظام هیچ اشاره ای به شعار میلیونها ایرانی علیه رهبر نمی شود؟ چرا پس از اذعان به حق اعتراض برای مردم علیه گرانی دلار باقی معترضین را اغتشاشگر می خوانید؟‌ می خواهید چنین القا کنید که مردم تنها می توانند معترض به دلار باشند و بیش از آن حق اعتراض ندارند؟ ما در ایران معترض به رهبری که اغتشاش گر نباشد نداریم؟ ایا این برخورد مطابق واقع است؟‌ صدای میلیونها ایرانی را نمی شنوید؟ این چه پیچ تاریخی است که حق و باطل جایش عوض شده و به راحتی صدای میلیونها انسان را با اسلحه خفه می کنید و همزمان خود را حق به جانب می دانید؟ اسلحه سپاه و بسیج را سمت مردم کردن استمرار اهداف انقلاب است؟ در حکومت جمهوری اسلامی، صدای جمهور مردم را نمی شنوید یا خود را به نشنیدن می زنید؟ آیا این کار خیانت به خون شهدا نیست که برای « آزادی » ما جنگیدند؟ و هر سوالی را به پیچ تاریخی ارجاع می دهید؟ این چه پیچی است که جای حق و باطل عوض شده؟ چگونه حق اعتراض مردم، طبق قانون اساسی، را اجرا نمی کنید و همزمان خون شهدا پایمال نمی شود؟ این چه پیچ تاریخی است که از قیامت مهمتر است؟ استخدام ۵ هزار اراذل و اوباش تیغ و قمه به دست به گفته سردار همدانی برای کنترل مردم با چه منطقی هماهنگ است؟ تخریب اموال و انداختن آن گردن معترضین برای خفه کردن آنها تا کی می خواهد ادامه پیدا کند؟

متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: جای خوشبختی است که جنابعالی و امثال شما حتی در چنین مواردی باب گفتگو را می‌گشایید.  آنچه در ابتدای امر برای هر متفکری لازم است، شناخت زمانه و موقعیت تاریخی است که در آن هستیم. زیرا بدون درک زمانه، هيچ قدمي به سوي آينده‌ خود نمي‌توان برداشت و رخداد انقلاب اسلامی در اين تاريخ، همان زماني است که مي‌توانيم با قرارگرفتن در آن، سرنوشت خود را از بند غرب آزاد کنيم و تاريخ پايان‌يافتگي غرب را نشان دهيم که همان تاريخِ سست‌شدن عهد انسان با سکولاريته و اقامه‌ رابطه‌ انسان با خداست.
با رخداد انقلاب تعرّض انسان به اومانيسم که همان تقليل گوهر آدمي است، شروع شده است و چيزي در انسانِ اين تاريخ رخ داده و بر هستي او حاکم گرديده که ديگر نمي‌تواند در تاريخي زندگي کند که قوام آن را اومانيسم شکل داده باشد. 
ما همان‌طور که در سنن الهي قرار داريم، اگر از حضور خود در آن سنن آگاه شويم راهِ آينده نسبت به آن سنن در مقابل ما گشوده مي‌شود. به همين معنا ما در تاريخي هستيم که رخداد انقلاب به صورتي خاص ظهور کرده که اگر از حضور خود در اين رخداد آگاه شويم، راهِ آينده‌ي تاريخ ما در مقابل ما گشوده خواهد شد و ديگر در توهّمات بشرِ غرب‌زده قدم نخواهيم زد. در این مورد عرایضی تحت عنوان «زمان شناسی و نظر به فطرت تاریخی ما در انقلاب اسلامی» در سایت «لب المیزان» شده است که خوب است بدان رجوع فرمایید. 
https://lobolmizan.ir/leaflet/408?mark=%D8%B2%D9%85%D8%A7%D9%86   و    https://eitaa.com/jozavatlobolmizan/1975   
حال با توجه به موضوعِ زمان‌شناسی باید جایگاه رخدادها و پدیده‌های تاریخی را نسبت به کلیّتِ زمانه بررسی کرد، وگرنه همان بحرانی که در جنگ جمل برای بعضی‌ها پیش آمد برای ما نیز پیش می‌آید. از آن جهت که آن بندۀ خدا خدمت امیرالمؤمنین «علیه‌السلام» رسید و عرضه داشت چگونه تحمل کنم شرایطی را که یک طرف جناب طلحه و زبیر و جناب عایشه هستند که همه به نحوی به پیامبر «صلوات‌الله‌علیه‌وآله» منصوبند، و از طرف دیگر جنابعالی با آنهمه سوابق درخشان. این‌جا بود که حضرت علی «علیه‌السلام» فرمودند: «اِعرِفِ الحق، تَعرِف اهلَهُ» حق را بشناس و در نسبت با حق، جایگاه افراد را بیاب. که به گفتۀ دکتر طه حسین، این بالاترین سخنی است که از انسان در کلّ هستی به میان آمده است.
آری رفیق! در این راستا برای حفظ حقیقت حتی اگر دشمنان شبیخون زدند و عده‌ای از نیروهای جبهۀ اسلام را ربودند و در فردای کارزار مقابل خود قرار دادند تا از حملۀ جبهۀ حق به سوی آن‌ها جلوگیری کنند زیرا منجر به کشته‌شدن نیروهای جبهۀ اسلام می‌شد؛ مرحوم شهید مطهری در کتاب جاذبه و دافعه علی (علیه السلام) آورده‌اند و در آن کتاب می‌فرمایند: در فقه اسلامی، در کتاب الجهاد، مسئله‌ای است تحت عنوان «تترس‌ کفار به مسلمین». مسئله اینست که اگر دشمنان اسلام در حالی که با مسلمین در حال جنگ‌اند عده‌ای از اسرای مسلمان را در مقدم جبهه سپر خویش‌ قرار دهند و خود در پشت این جبهه مشغول فعالیت و پیشروی باشند به طوری‌ که سپاه اسلام اگر بخواهد از خود دفاع کند و یا به آنها حمله کند و جلو پیشروی آنها را بگیرد چاره‌ای نیست جز اینکه برادران مسلمان خود را که‌ سپر واقع شده‌اند نیز به حکم ضرورت از میان بردارد، یعنی دسترسی به دشمن‌ ستیزه گر و مهاجم امکان پذیر نیست جز با کشتن مسلمانان، در اینجا قتل‌ مسلم به خاطر مصالح عالیه اسلام و به خاطر حفظ جان بقیه مسلمین در قانون‌ اسلام تجویز شده است. آنها نیز در حقیقت سرباز اسلامند و در راه خدا شهید شده‌اند منتها باید خونبهای آنان را به بازماندگانشان از بودجه اسلامی‌ بپردازند [1] و این تنها از خصائص فقه سلامی نیست بلکه در قوانین نظامی و جنگی جهان یک قانون مسلم است که‌ اگر دشمن خواست از نیروهای داخلی استفاده کند آن نیرو را نابود می‌کنند تا به دشمن دست یابند و وی را به عقب برانند . (جاذبه و دافعه علی: مطهری، مرتضی، جلد : 1  صفحه : 116)
[1] لمعه ، ج 1 ، کتاب الجهاد ، فصل اول ، و شرایع ، کتاب الجهاد. موفق باشید  

41032
متن پرسش

غفلت از راهی که شهداء برای استقلال و آزادی مقابل‌مان گشودند، کشمکش با ذات خودمونه، مثل پوستی است که روی گوشت و استخون و رگ خودمون می‌کشیم، درونمون غریزۀ ظلم مثل یه انگل وول می‌خوره، منتظر فرصتیه که تبدیلمون کنه به یه اژدها! خیلی زود انسان خودش یک شیطانه و داره جهانو نابود می‌کنه. و این‌جاست که بندۀ شیطان شدی! شیطانی که برازندۀ خدایی نبود، ولی تو این فرصتو بهش دادی! وقتی بهش خدمت کردی اونو پرستیدیش. ولی ذات انسان از خدا بود، پاک و همراه صلح و همسویی با زندگی جاودان، چیزی که شیطان تموم تلاشش رو کرد تا ازت مخفی‌اش کنه. شیطان چند هزارسال دل انسان رو شناخت، طریقۀ شکستنش و جهت دهی‌اش رو آموخت و از دانشش توانا شد تا از نقطه‌ضعف‌های تو سوء استفاده کنه که هربار بخوای ازش جدا بشی تا اون رو بکشی این حس مرگ به تو دست بده و تا سر حد مرگ با شکستنت ترسوندت. وقتی خدا در قرآن گفت شما را با کاستی مال‌ها و فرزندان و دارایی‌هاتون امتحان می‌کنم؛ شیطان گفت طوری بخونش که در قلبت ثبت نشه، فراموش بشه، تا غرق در فراموشی از حقیقتت بشی، هزاران بار تکرارش کردم که چطور شیطان هرچیز خوبی را تقلبی‌اش رو ساخته تا مرزی برای حقیقت پیدا نشه. چرا که وقتی در میان دروغ زندگی کنی، شنیدنِ حقیقت فقط یک چیز سخت نیست، بلکه نابود کنندته، پیش خودم فکرش رو هم نمی‌کردم جهموری اسلامی که عجیبه اما هستۀ تعیین‌کننده جهان شده؛ و پا به شکستن چنین نظمی گذاشته، نظمی که علی علیه السلام بنیه‌اش رو بنیان‌گذاری کرد و جمهوری اسلامی ایران نظامی به تاریخ بشریت، از پس هزاران گمشدگی‌های هستی برای ما آورد و حاضر کرد که دیگه نظام شیطان نیست. این نظام، همانی است که علی علیه السلام برای نخستین بار در عالم هستی به تمام و کمال ساختش و وسعتش به آخرین زمان یعنی سیر نهایی انسان به ما رسید. این دنیای ترامپِ احمق، می‌خواهد انسان مدام به خدمت شیطان باشه. اما علم علی «علیه‌السلام»، زهد و ایمان علی «علیه‌السلام»، به سوی رشد نظام اسلامی، انسان را به ایمانِ ذاتی و به سوی پیروزی‌های ناشکستنی روانه می‌داره به گونه‌ای که یک سرباز مؤمن عالم اسلام، به هزار پادشاه دنیایی گرفتار نظم شیطان پیروزی راحتی رو بهشون رقم میزنه. ما به همراهی انسان با انسان راه حق رو طی می‌کنیم و یک‌بار برای همیشه نیاز داریم که تصدیقش کنیم که این حقیقت رو دیدیم و حسش کردیم. در این صورت شیطان شکست خوردنش رو یقین می‌کنه و اینبار اونه که می‌شکنه، چون ذاتی به بقا نداره و خیلی راحت فرو می‌ریزه، کفایت شکست شیطان به همین ایمان راستین ما می‌باشد. و تو با چشمانت دیدی که مزدوران شیطان یا همون آمریکا چطور از واهمۀ شکست جهانشون، به اغتشاش بلند شدند. مردم ایران نظم جهانی آینده دنیا را رقم زدند حتی اگر خودشون ندونند چه کار بزرگی دارند می‌کنند. ولی تو این را بدان: اگر متوجۀ نقش تاریخی انقلاب اسلامی نشوی، هرگز از بند شیطانت خلاص نمی‌شوی.

متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: اشارۀ خوبی را به میان آورده‌اید. آری! دقیقاً همین‌طور است که اگر از عظمت راهی که شهدای عزیز در راستای استقلال و آزادی مقابل ما گشودند، غفلت کنیم؛ کشمکش با ذات‌مان، ما را به اژدهایی تبدیل می‌کند که برای آتش‌زدنِ ایران عزیز به تعبیر آقای دکتر سعدالله زارعی با تخریب زیرساخت‌های ایران، ایران را برای کمک به رژیم استکباری به یک غزۀ دیگر تبدیل می‌کنیم. (روزنامه کیهان یکشنبه ۲۱ دی ۱۴۰۴)  زیرا آن‌ها نتوانستند ایران را در اختیار بگیرند و از آنِ خود کنند. پس به گمان خود با نابودیِ کشور ایران برای همیشه از شرّ آن راحت می‌شوند. و از این جهت جریانی دست به تخریب می‌زنند که می‌دانند هیچ جایگاهی پس از آن در ایران ندارند. غافل از آن‌که دشمنان ایران متوجه نیستند حضرت روح الله «رضوان‌الله‌تعالی‌علیه» از قبل به الهامِ الهی متوجۀ چنین پیش‌آمدهایی شده‌اند و در عین توجه به جایگاه ارزشمند نیرو های انتظامی ، تشکیل بسیج و سپاه برای مقابله با این نقشه‌ها می‌باشد. دشمنان ما به یک شبکۀ زیرپوستی در داخل ایران با انواع اسلحه‌ها برای تخریب و به قتل‌رساندن مردم فکر کردند، ولی به جایگاه بسیج فکر نکردند و همان‌طور که رهبر معظم انقلاب فرمودند: «دشمنان ما، ایران را نمی‌شناسند و غلط برنامه‌ریزی می‌کنند». آن‌ها گمان کردند نیروهای بسیج یک گروه عادی می‌باشند که می‌توان با این نوع اغتشاشات مرعوب‌شان کرد، در حالی‌که اتفاقاً بسیج یک حضور نرم است در مقابل هر خباثتی که استکبار به آن دامن می‌زند. تفاوت بسیج با ارتش‌های دنیا دقیقاً در هیمن جا است و از این جهت است که رهبر معظم انقلاب می‌فرمایند: « همه بدانند: جمهوری اسلامی با خون چند صد هزار انسان شریف روی کار آمده؛ در مقابل کسانی که تخریب‌گرند، جمهوری اسلامی کوتاه نخواهد آمد، مزدوری بیگانگان را تحمّل نمی‌کند.» این است راز غفلت دشمنان ما. و همان‌طور که آقای دکتر سعدالله زارعی فرمودند: «این انقلاب، نظام، رهبری و مردم از این مصاف هم سربلند بیرون می‌آیند و مانند پهلوانی که رقیب قدرتمندی را خاک کرده‌اند، درخشش تازه‌ای پیدا می‌کند. این مردم را نمی‌توان با فضای مجازی از صحنه بیرون کرد. انقلاب ایران حقیقتی است که ریشه در آرمان‌های تاریخی ایران و مسلمانان دارد.» حقیقتاً همین‌طور است. موفق باشید  

41030
متن پرسش

با سلام به استاد محترم و گرامی: حقیقتش در رابطه با مسائل پیش آمده نمی دانم چطور باید فکر کرد؟ و چه کسی را مقصر دانست؟ البته قبول دارم اغتشاشگران برنامه دشمنان ایران را دنبال می کنند ولی آیا آنهایی که کار را به اینجاها رسانده اند بی تقصیرند؟ نمی دانم با توجه به آنچه پیش آمده است کار به کجا می کشد؟ آیا همین تقصیرهای دولتمردان ما و حتی نیروهای وفادار به انقلاب در عین افراطی گری و آیا روحانیون ما و استادانی که در مسائل دینی صاحبنظرند، در این موارد کوتاهی نکردند؟ که به قول شما مردم را در دینداری ضعیف و متوسط نگه داشتند؟ بالاخره بفرمایید که کار به کجا می کشد؟ با تشکر

متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: همۀ آن نکاتی که فرموده‌اید قابل توجه است و بنده نیز در بسیاری موارد با جنابعالی موافقم. می‌ماند که از جایگاه تاریخی خود غفلت نکنیم از آن جهت که به هر حال حداقل با اغتشاش‌گرانی روبرو هستیم با شعارهایی که امیدوار آینده‌ای هستند که ربع پهلوی با آن فلاکت شخصیتی، یک طرف است و شخصیتی همچون آیت الله سید علی خامنه‌ای طرف دیگر. و سؤال آن است که جایگاه جبهه‌ای که ربع پهلوی را تقویت می‌کند، در نظام هستی و معارف حقۀ الهی کجاست! خداوند در آیۀ ۱۴ سوره مجادله می‌فرماید: «اَلَمْ تَرَ إِلَى الَّذينَ تَوَلَّوْا قَوْماً غَضِبَ اللَّهُ عَلَيْهِمْ ما هُمْ مِنْكُمْ وَ لا مِنْهُمْ وَ يَحْلِفُونَ عَلَى الْكَذِبِ وَ هُمْ يَعْلَمُونَ» آیا نمی‌نگری قومی را که خداوند بر آنان غضب فرموده و آنان نه از شما هستند و نه از آن‌هایی که به نفع آن‌ها در مقابل شما قرار گرفته‌اند. یعنی حتی رژیم صهیونی و آمریکا هم آن‌ها را از خود نمی‌داند و در ادامه در آیۀ ۱۷ همان سوره می‌فرماید: «لَنْ تُغْنِيَ عَنْهُمْ أَمْوالُهُمْ وَ لا أَوْلادُهُمْ مِنَ اللَّهِ شَيْئاً أُولئِكَ أَصْحابُ النَّارِ هُمْ فيها خالِدُونَ» یعنی آن‌ها هیچ نتیجه‌ای از تلاش‌های خود نخواهند گرفت. و در آیه ۱۹ می‌فرماید: «اسْتَحْوَذَ عَلَيْهِمُ الشَّيْطانُ فَأَنْساهُمْ ذِكْرَ اللَّهِ أُولئِكَ حِزْبُ الشَّيْطانِ أَلا إِنَّ حِزْبَ الشَّيْطانِ هُمُ الْخاسِرُونَ» آن‌ها بازی‌خوردۀ شیطان شده‌اند و شیطان بر آنان مسلط گشته و «هُمُ الْخاسِرُونَ» و این، همۀ حرف است، بدین معنا که آن جریانی که مقابل جبهۀ حق ایستاده، همۀ امکانات خود را از دست می‌دهد و بی‌بهره خواهد شد. زیرا مقابل اشتباهات نظام اسلامی که مقابل جبهۀ ظالمانۀ استکبار است؛ قرار نگرفته بلکه مقابل اصل نظام قرار گرفته و در این رابطه خداوند در آیۀ ۲۱، امیدوارانه به جبهه‌ای که شخصیتی همچون آیت الله خامنه‌ای در آن حاضرند می‌فرماید: « كَتَبَ اللَّهُ لَأَغْلِبَنَّ أَنَا وَ رُسُلي‏ إِنَّ اللَّهَ قَوِيٌّ عَزيزٌ» بدین معنا که این حکمِ قطعی است که خداوند مقرر فرموده حتماً و حتماً من و پیامبرم بر آن‌ها چیره خواهیم شد. و در جمع‌بندیِ نهایی در آخرین آیه یعنی آیۀ ۲۲ می‌فرماید: « لا تَجِدُ قَوْماً يُؤْمِنُونَ بِاللَّهِ وَ الْيَوْمِ الْآخِرِ يُوادُّونَ مَنْ حَادَّ اللَّهَ وَ رَسُولَهُ» هرگز نمی‌یابی اهل ایمان به خدا و به قیامت را که دوست‌دارِ دشمنان خدا و پیامبر خدا باشند. «وَ لَوْ كانُوا آباءَهُمْ أَوْ أَبْناءَهُمْ أَوْ إِخْوانَهُمْ أَوْ عَشيرَتَهُمْ» هرچند که آن‌ها از پدران و فرزندان و برادران و اهل قوم و قبیله و شهر و گروه‌شان باشند. «أُولئِكَ كَتَبَ في‏ قُلُوبِهِمُ الْإيمانَ وَ أَيَّدَهُمْ بِرُوحٍ مِنْهُ وَ يُدْخِلُهُمْ جَنَّاتٍ تَجْري مِنْ تَحْتِهَا الْأَنْهارُ خالِدينَ فيها رَضِيَ اللَّهُ عَنْهُمْ وَ رَضُوا عَنْهُ أُولئِكَ حِزْبُ اللَّهِ أَلا إِنَّ حِزْبَ اللَّهِ هُمُ الْمُفْلِحُون‏» این افراد که با چنین بصیرتی از یک طرف متوجۀ جایگاه تاریخی دین خداوند می‌باشند و از طرف دیگر مقابل دشمنان خدا و انسانیت هستند، تا آن‌جا متعالی می‌گردند که «كَتَبَ في‏ قُلُوبِهِمُ الْإيمانَ وَ أَيَّدَهُمْ بِرُوحٍ مِنْهُ» . «ایمان» بر دل‌های آن‌ها نگاشته می‌شود و به نور حضرت حق، مورد تأیید قرار می‌گیرند و علاوه بر بهره‌مندشدن از بهشت، در موقعیتی هستند که از یک طرف خداوند از آن‌ها راضی است و از طرف دیگر آن‌ها از این‌که تا اُنس با خدا پیش آمده‌اند در رضایت‌اند. اینان حزب الهی بوده و رستگارانند. همۀ عرض بنده در این‌جا است که آیا در نسبتی که ما با حقیقت انقلاب اسلامی داریم، در کجا ایستاده‌ایم؟ آیا می‌توان به بهانۀ جریان‌های خطاکار داخلی و رانت‌خواران و منافع‌طلبان از حضوری که باید نسبت به انقلاب اسلامی و رهبری داشت، کوچک‌ترین کوتاهی و تردیدی را به خود راه دهیم؟ آیا اگر در نسبت با انقلاب اسلامی، خود را تعریف کنیم؛ نباید امیدواربه آیاتی باشیم که خداوند از یک طرف وعدۀ اضمحلال دشمنان این انقلاب را داده است و از طرف دیگر وعدۀ «أُولئِكَ كَتَبَ في‏ قُلُوبِهِمُ الْإيمانَ وَ أَيَّدَهُمْ بِرُوحٍ مِنْهُ» آیا ارزش چنین حضوری آن اندازه نیست که ما نسبت به انقلاب و رهبر معظم انقلاب پایدار و وفادار بمانیم؟ موفق باشید

39910
متن پرسش

سلام استاد: با نظر به «ذاتِ» درنده و خوی مکّار استکبار، حقیر احساس می کنم باز شدن باب مذاکرات با ایران صرفاً به این خاطر هست که دست ایران را زیر سنگ نگه دارند تا در این فرصت ایام مذاکرات، با تمام توان به حساب جبهه مقاومت (غزه و یمن و...) برسند!!😔 نظر حضرتعالی چیست؟

متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: با بصیرت رهبر معظم انقلاب نمی‌توان چنین فکر کرد همان‌طور که در یکی از جواب‌ها عرض شد نهایتاً از طریق این نوع مذاکرات می‌توان نشان داد که تاریخِ استکبار با ادعای دوستی‌اش به کلّی به انتها رسیده است. جناب آقای دکتر سعدالله زارعی در یادداشت امروز کیهان تحت عنوان «تفاوت نگاه ما و آمریکا به مذاکره» نکات دقیقی را فرموده‌اند که در جای خود قابل تأمّل است بخصوص در آخرین جمله‌ای که می‌فرمایند: «اما البته واقعیت این است که هیچ نتیجه‌ای منجر به تغییر دشمنی استکبار علیه مردم حق‌طلب ایران نمی‌شود و هیچ چیزی مردم ایران را به اشتباه نمی‌اندازد. موفق باشید      

39850
متن پرسش

هر مرد شتر دار اویس قرنی نیست / هر شیشه ی گلرنگ عقیق یمنی نیست 
هر سنگ و گلی گوهر نایاب نگردد / هر احمد و محمود رسول مدنی نیست
 بر مرده دلان پند مده خویش نیازار /  زیرا که ابوجهل مسلمان شدنی نیست
 با مرد خدا پنجه میفکن تو چو نمرود /  این جسمِ خلیل است که آتش زدنی نیست 
خشنود نشو دشمن اگر کرد محبت / خندیدن جلاد ز شیرین سخنی نیست
 جایی که برادر به برادر نکند رحم / بیگانه برای تو برادر شدنی نیست
 صد بار اگر دایه به طفل تو دهد شیر/ غافل مشو ای دوست که مادر شدنی نیست  # مولانا  

متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: آری! همین‌طور است و با توجه به این امر: «خندیدن جلاد ز شیرین سخنی نیست» و بنا نیست ما در مذاکرات غیر مستقیم با جبهۀ استکبار امیدوار رفع مشکلات از طریق آن‌ها باشیم، این عین سادگی است. قضیۀ ما در این مذاکرات غیر مستقیم، بیشتر نشان‌دادنِ شخصیت پنهانیِ جریان استکبار است تا همان‌طور که شهید آوینی عزیز متوجه شده است به جهان دیگری که جهان نظم استکباری نیست، فکر کنیم و به واقع «بیگانه برای تو برادر شدنی نیست». چه اندازه ساده و بی‌تاریخ‌اند که گمان می‌کنند بناست استکبار با حفظ هویت استکباری‌اش تغییر کند. آری! همان‌طور که حضرت روح الله «رضوان‌الله‌تعالی‌علیه» فرمودند: «با امریکا روابط ایجاد نخواهیم کرد، مگر این که آدم بشود و از ظلم کردن دست بردارد و از آن طرف دنیا نیاید در لبنان، و نخواهد دستش را به طرف خلیج فارس دراز کند. (ر.ک. صحیفه امام ج 19 ص 95) آیا این آمریکا در حال حاضر دستش را از آن طرف دنیا به سوی لبنان و به خلیج فارس دراز نکرده است؟ پس در واقع ما در این مذاکرۀ غیر مستقیم رسالت بزرگی را دنبال می‌کنیم و آن هرچه بیشترنشان‌دادنِ شخصیت پنهانیِ استکبار است و در این رابطه می‌توان گفت که رهبر بصیر انقلاب مانع آن نوع مذاکره نشده‌اند. موفق باشید

39491
متن پرسش

با سلام و تحییت خدمت شما استاد طاهرزاده: بزرگترین دشمن انسان نه آمریکاست نه اسرائیل. بزرگترین دشمن انسان رذائل اخلاقی اوست. آیا محبت داشتن نسبت به دشمن عیب حساب می‌شود یا خیر؟ اگر عيب حساب می‌شود چرا عيب حساب می‌شود و اگر عیب حساب نمی‌شود چرا عیب حساب نمی‌شود؟

متن پاسخ

 باسمه تعالی: سلام علیکم: خداوند می‌فرماید: «يَا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا لَا تَتَّخِذُوا عَدُوِّي وَعَدُوَّكُمْ أَوْلِيَاءَ». بنابراین کسانی که دشمن خدا و دشمن انسانیتِ انسان‌ها هستند را نباید دوست گرفت. و امروز در این تاریخ که انقلاب اسلامی شروع تاریخی است ذیل بعثت نبیّ اکرم «صلوات‌الله‌علیه‌وآله» برای پاس‌داشت انسانیت انسان، هر آن کس که در مقابل نظام مقدس جمهوری اسلامی ایستاده است، حقیقتاً دشمن است و حکایت «مرگ بر آمریکا» حکایتِ مرگ بر نماد کامل مرگ بر انسانیتی است که حتی برای مردم شریف غزه حقّ ماندن در سرزمین و وطن خود را قائل نیست. وای بر ملتی که از چنین دشمنانی که دشمن همۀ انسانیت است غفلت کنند. موفق باشید

38994
متن پرسش

سلام استاد: شما خیمه شب بازی را در این زمانه چگونه می‌بینید؟ من این گونه بنظرم می‌رسد که حکومت شیطانی، یعنی غرب و رهبران Illuminati و Freemason برای دست یابی به اهدافشان در ظاهر بسیار عادی ای کارش را جلوه داده اما در باطن بسیار رمز آلود است، طوری که: مثلا می آید و با یک سری حرف های بسیار چرت و پرت جوری معادله را بهم می زند که خود شما می‌شوید ضد دین، این یعنی خیمه شب بازی. می آید و از فنون اقناع برای قانع کردن استفاده می کند، خودش را هم طوری جلوه می دهد که فردی متشخص و در راه پیشرفت است، به معنای این که از آینده خبر دارد آن هم از روی گذشته؛ در کل قصد بازیچه گرفتن عقل و فکر ما را دارد که در پس این کار هم قصدی هست که آن هم به نظرم برای بی خدا کردن امور است و در نهایت انسان را به رباتی بدل سازد که با کد و رمز کار می‌کند و غیر از این هیچ است در این معادله انسان حق فکر کردن هم ندارد وگرنه متهم است به وقایع رخ داده اطراف آن، یعنی می‌خواهد انسان را از خدا و دل دار جدا کرده و در عوض با نقض کردن قوانین الهی، سیرک خود را وسیع تر کرده، خیمه شب بازی خود را جذاب کرده و در نهایت ما را به بازی خود گرفته. این که می خواهند Satanic rule in Jerusalem محقق سازند آن هم به وسیله ی Israel، کاملا واضح است برای ما. نگریستن به این که خداوند را در چه جاهایی و درچه وقت هایی خودمان از میدان بدر می‌کنیم که آن هم یکی از نقشه های آنان است، بعدا راجع به آن بحث خواهم کرد. یا علی مدد

متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: از قدیم هم این نوع خیمه شب‌بازی‌ها بوده و خواهد بود و تصور می‌شود همان‌طور که می‌فرمایید ما باید متوجه ترفندهای دشمنان‌مان بشویم که کدام ابعاد متعالی فرهنگ ما را نشانه گرفته‌اند و همان‌طور که رهبر معظم انقلاب فرمودند این با دشمن‌شناسی و روحیه بسیجی که روحیۀ حصارشکن است؛ نتیجه خواهد داد. مهم، فهم حیله‌های دشمن است دشمنی که هرچند به گمان خود بسیار زرنگ می‌باشد، ولی بحمدالله جوانان ما به خوبی آن را تشخیص می‌‌دهند. موفق باشید 

38058
متن پرسش

محضر مبارک استاد طاهرزاده؛ سلام علیکم: در خصوص پرسش شماره ۳۷۹۹۰ راستش دلم برای کاربری که اینطور سوال کرده سوخت، و مطلبی را خدمتتان عرض می کنم که شاید به حال این عزیز و عزیزانی از این دسته مفید افتد؛ کاش رهبری هم نهج البلاغه می خواند! دیدی رسانه با ما چه کرد که گفتیم: «ای کاش رهبری هم نهج البلاغه می خواند ؟!» آیا این جمله برایمان آشنا نیست؟ و ما را به یاد جمله ی «مگر امیرالمومنین هم نماز می‌خواند و اهلِ مسجد و محراب بود؟!» نمی اندازد؟ ... و تاریخ به ما یاد داد که اینگونه جملات، تحت تاثیر رسانه و هجمه های تبلیغاتی بر زبانِ غافلانِ از حقیقتِ زمانه جاری می شود؛ و فرقی نمی‌کند، چه رسانه ی اموی و تاریخ جاهلیت در صحنه باشد و چه رسانه ی نظام سلطه و تاریخ جدید؛ آری! برای بنده و امثالِ بنده شاید خیلی تعجب برانگیز باشد که در فضایِ سایت لب المیزان و در قسمتِ پرسش ها و پاسخ ها به ناگاه با کاربری مواجه شویم که خطاب به استاد طاهرزاده می گوید «کاش رهبری هم نهج البلاغه میخواند!»، ولی کافی است سری هم به رسانه های دیگراندیش بزنیم که برای خود فضای دیگری ساخته اند و با مخاطبِ خود به گونه ای دیگر تنفس می‌کنند، به وضوح خواهیم دید که اینگونه جملات، چندان غیر عادی و به دور از احتمال هم نیست؛ بله! قرار است که در اینگونه فضاهای رسانه ای نگذاریم رهبری دیده شود و حتی قرار بر این است که به گونه ای شرایط را فراهم کنیم که اثری هم از آثار ایشان دیگر دیده نشود؛ اگر جو رسانه ای می‌خواهد القا کند که حکومت و رهبری در این مملکت، پهلو می زند به پهلویِ طالبان و می‌خواهند در خیابانها دیوارکشی کنند و دختران را از رفتنِ به مدرسه منع کنند، طبیعی است که به راحتی می توانند به خوردت دهند که رهبری با نهج البلاغه که هیچ، با قرآن و متونِ دینی هم آشنایی ندارد چه رسد به اینکه حافظ قرآن باشد و... ؛ و دیکتاتورِ خودرای را چه سروکار با قرآن و نهج البلاغه ی امیرالمومنین؟! آری! اشکالِ کارِ ما نهج البلاغه خوانده ها این است که این کتاب شریف، لقلقه ی زبانمان گشته و مثلِ آبِ خوردن محفوظاتِ خود و یا روخوانی هامان را تحویل مخاطب می‌دهیم، ولی ذره ای ذوب در نهج البلاغه نشده ایم و با آن متحد و محقَقِ در آن نشده ایم؛ مگر آن حضرت در خطبه ی ۱۹۴ مشهور به خطبه ی منافقین نفرمود که ای انسانها (ای مومنین)! «احذرکم اهل النفاق» و مگر در ادامه یکی یکی صفات و ویژگیهایِ آنها را برنشمرد تا ما را از خطرِ نفوذ و رسانه های نفوذی که همچون مورچه ای در دلِ تاریکِ شب بر صخره های سیاهِ افکارِ عمومی راه می‌روند و شرک و شبهه و نفاق را بر دلها وارد می کنند، آگاهی دهد؟ مگر نفرمود که نفاق و منافق برای هر دری کلیدی دارند و برای هر شبی چراغی افروخته اند؟ مگر نفرمود که اینها هر راهی را رفته اند و در هر دلی راهی دارند و مانند شیطان به همه ی زوایایِ پیدا و ناپیدایِ قلبِ انسان آشنایند؟ مگر نفرمود که اینها سخن می گویند ولی به تردید و اشتباه می اندازند؛ و توصیف می کنند ولی فریب می دهند؟ گفت که: «چو دزدی با چراغ آید گُزیده تر بَرَد کالا» کالای عشق و علاقه به اولیاء الهی و مردانِ خدا، کالایی است که هرکه دارد، تا به حال از فتنه ها و شبهات و دروغ و شایعات، در اَمان مانده است؛ واهلِ نفاق که کارشان نفوذ در دلِ مردمان است به این کالای اساسی پی برده اند؛ و از آنجا که به فرمایشِ همان امیرالمومنین و در همان خطبه ی ۱۹۴، این کوردلان بر آسایش و رفاهِ مردمان رشک می‌برند و بر بلا گرفتاری شان می افزایند، حالا دیگر با این حربه به صحنه آمده اند تا اصل و نسخه ی راستینِ «نهج البلاغه ی ناطق» را از ما بربایند و با لطایف الحیل «ناطقِ نهج البلاغه» را به عنوانِ نسخه ی بدلی به خوردمان دهند! ان شاالله که حواسمان جمع هست؟!

متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: حقیقتاً همان‌طور که متوجه هستید اگر نتوانیم جایگاه رسانه را درست فهم کنیم و متوجه باشیم رسانه، به خودی خود، حجّت نیست؛ همان‌طور که آن کاربر عزیز گرفتار آن شد، ما نیز نسبت به امور دیگر همچنان گرفتار هستیم. مشکلِ بسیار بسیار پیچیده‌ای است و حقیقتاً سواد رسانه ای کار ساده‌ای نیست بخصوص که بعضاً سخن افراد را تقطیع می‌کنند و ما را طوری با آن افراد از آن طریق روبرو می‌کنند که درست بر عکسِ آنچه که واقع بوده است، ما گمان می‌کنیم. قبلاً عرض شد و باز هم باید بسیار بر این نکته تأکید کرد که جهان، دارای سنت‌های خاص و لایتغیر است و جایگاه هر خبر و هرچیزی را باید در دل سنت‌ها بررسی کرد که آیا سنت‌ها اجازه چنین صحنه‌ها و یا چنین خبرها را می‌دهند؟ و این هنرِ درک جایگاه رسانه است وگرنه هر روز مائیم و هزاران حیله که از طریق رسانه به سوی ما می‌آید. موفق باشید     

37501
متن پرسش

با سلام به استاد عزیز و بزرگوار حاج آقا طاهر زاده دامت البرکاته: راجع به این فیلم هفت سر اژدها و نقش این آقازاده در این فیلم که در شبکه ۳ سیما پخش می شود نقش اصلی این آقازاده پسر مرحوم هاشمی رفسنجانی نقش اصلی و کلیدی دارد. تعبیر سلطان خان دارد. استاد من نظرم در مورد مرحوم هاشمی و خاندان ایشان را مثل طلحه و زبیر در زمان حضرت علی علیه السلام بودند می دانم چه برای دسترسی به بیت المال به گفته حضرتعالی اینها اموال خود را با تبر جدا کردند به خاطر اینکه این قدر مال حرام جمع کرده بودند دقیقا تاریخ تکرار شده چرا هاشمی و خاندان او به این روز دچار شدند و مورد نفرت ولعن و نفرین قرار گرفتند؟ چرا ایشان آمدند در نماز جمعه به مردم گفت اگر بچه های ما از را حرام ارتزاق کنند پای ما می نویسند؟ ایشان دقیقا همین طور عمل کرد و یا آمد مانور تجمل را استارتش را زد و همه مسولین را دعوت به تجمل و رفاه زدگی کرد. دیگه بعضی این نمی شود که خاندان ایشان در این فیلم چقدر جنایت چقدر خباثت و پلیدی خود را به نهایت گذاشته مثل ساواک مثل صدام ملعون دارد عمل می کند. آقای احمدی نژاد تو مناظره با میر حسین موسوی همان اول پته هاشمی را رو کرد به موسوی گفت که دست هر کاری بزنیم ته اش پسر هاشمی هست پسر هاشمی چکار می کنند در کشور پرونده قطوری دارد در قوه قضاییه و بعد هاشمی خاندان او با احمدی‌نژاد بد شدند به او چیز گفتند و حتی شکایت کردند هاشمی مظلوم نمایی کرد اگر ریگی به کفشش نبود قاعدتاً واکنش نشان نمی داد ولی ایشان دستش نگیر پس بی افتاد نه تنها حرف زد حتی اعتراض کرد ایشان غیر قانونی تو شرکت نفت زمان وزیر زنگنه مهدی را سر کار آورد. متاسفانه تو خاطرات ننگین خودش آورده ولی دریغ که فاصله رهبری با ایشان زمین تا آسمان هست. زندگی حضرت آقا را می بینم و زندگی پر نکبت و بی خدای ایشان را تفاوت ره از کجا تا به کجا؟ حضرت آقا ساده زیست عارف حکیم و مومن به معنای واقعی و فرزندان آقا هیچ‌کدام در نظام نه مسولیت نه نامی و نه نشانی دارند ولی اگر حضرت آقا تا آخر با هاشمی ساخت من ماندم با صبری که حضرت آقا دارد چه خون دل خورد ه نه تنها آبروی او را حفظ کرد از ایشان حمایت کرد در نماز جمعه از ایشان و حتی اختلاف نظر با ایشان را طبیعی می داند چیز مهمی نمی داند نظرم این هست اگر آقا با ایشان کنار آمد و چرا پست به او داد به خاطر خودش نبود شاید می خواست به ملت بفهماند هاشمی کیست و چیست و خود ملت او را کنار بزنند مثل همان کاری که حضرت امام با بنی صدر کرد خودش رای نداد ولی گذاشت ملت او را کنار بزنند اگر او این کار را می کرد می شد دیکتاتور. هرگز امام این کار را نکرد ولی هاشمی از امام عزیز و حضرت آقا می خواست با ملتش این کار را بکند و از امام می خواست بنی صدر را بگذارد کنار و در زمان حضرت آقا از آقا می خواست احمدی نژاد را بگذارد کنار و رای ملت و مردم را نادیده بگیرد و دوست خودش میر حسین موسوی را سرکار بیاورد ولی نه امام و نه رهبری به حرف او اعتنا نکردند. در مقطعی می بینم حضرت آقا با ایشان برخورد کرد ولی باز با احترام در مورد برجام و مذاکره با آمریکا ولی ایشان به آقا توهین کرد و دهن کجی کرد می گفت من حرف رهبری را می پذیرم حرف اول آخر را می زند ولی کار خودش را می کرد و آقای سید حمید روحانی فرمودند هاشمی از اول اعتقاد به ولایت فقیه نداشت و پیرو نبود و غرور داشت که به این روز دچار شد ولی انتظار از قوه قضاییه خواستاریم با این آقازاده ها باید سفت و سخت برخورد کند زندان برای اینها کم بود ولی هاشمی و فرزندانش در پیشگاه خداوند متعال باید جواب تک تک مردم و شهدای عزیز بدهند و هاشمی دفتر مجمع تشخیص مصلحت نظام را از کاخ مرر شاه ملعون کرده بود برای خود و آخر سر در استخر مرد «ای آنکه مذاکره شعارت / استخر فرح در انتظارت» و این پایان کار بود که در نهایت قرق در دنیا پرستی و این تجمل و فخر فروشی و این سکوت کبکبه دبدبه بی نهایت در زر و زور تزویر بود. آخر در استخر غرق شد و آخر عاقبت بدی از دنیا رفت برای تاریخ عبرت شد و برای همیشه در تاریخ ماندگار و ثبت شد که برای آیندگان عبرت شد و حضرت آقا در نماز میت برای ایشان خواند نگفت ایشان آدم خوبی بود و جز خوبی از او ندیدم نگفت حتی برای مردم معمولی می گویند آقا گفتند خدا او را ببخشد و او محتاج به مغفرت هست. این شد عبرت تاریخ اگر عبرت بگیرند.

متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: نکات دقیقی را به میان آورده‌اید. در این رابطه در جلسه شنبه، متنی تحت عنوان «زمان شناسی حضرت امام صادق علیه السلام و حضوری دیگر» و شرح صوتی آن خدمت دوستان عرضه شد که می‌توانید آن را در کانال «مطالب ویژه» دنبال بفرمایید تا از عظمت سیره و روش انقلاب که راهِ امام صادق «علیه‌السلام» را در این موارد طی می‌کند، حیرت نمایید. موفق باشید

37366
متن پرسش

سلام خدمت استاد محترم: در این مدت اخیر بارها شاهد بوده ایم که روحانیون مطرح انقلابی و ولایی کشور، مورد انتقادات شدید و گاه عجیب قرار گرفته اند تا جایی که گمان می رود توطئه ای از جانب دشمن پشت آن باشد، مانند آیت الله علم الهدی، آیت الله مهدوی، آیت الله صدیقی و حاج آقا پناهیان ، درست است که این افراد معصوم نیستند و قطعا اشتباهاتی داشته اند، ولی با اشتباهات آن ها به نحوی برخورد و با استفاده از رسانه، جوسازی شده که مردم در مقابل آن ها برآمده و گاهی خدماتی که داشته اند را زیر سوال برده اند. حتی از برخی افراد بصیر و انقلابی چنین برخوردهایی دیده می شود که در این فضای مسموم، اشکالات دیگر این افراد را نیز برملا می کنند و فضای بدبینی را شدت می بخشند. از نظر شما آیا این ایجاد فضای مسموم برای عالمان دین و بدبین کردن مردم نسبت به آن ها می تواند توطئه ی دشمن باشد؟ و وظیفه ی مردم و به ویژه خواص در مقابل این فضاها و خبرهایی مبنی بر اشتباهات بزرگان چیست؟

متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: یقیناً توطئه دشمن است زیرا دشمنان ما می‌دانند از کدام ناحیه ضربه خورده‌اند و حقیقتاً روحانیت ما در کلیتِ خود ادامه‌دهنده راه انبیاء هستند و در دل ارادت و علاقه‌ای که به اسلام داشته‌اند، وارد این میدان شده‌اند. اخیراً در مصاحبه‌ای که پیش آمد عرایضی تحت عنوان « نسبت روحانیت با مردم» https://lobolmizan.ir/leaflet/1468?mark=%D8%B1%D9%88%D8%AD%D8%A7%D9%86%DB%8C%D8%AA . شد خوب است که به آن مصاحبه رجوع شود. موفق باشید

35771
متن پرسش

با سلام: اینکه فرمودین اربعین لز عزینه دولت نیست کاملا نادرسته و اشتباه به شما گفته اند. حتی رهبر‌معظم انقلاب هم به این امر راضی نیست دولتی که حرام را حلال می کند‌ و بالاترین ربا در دنیا را در سیستم بانکی دارد و پول مردم را بدون رضایت شان هزینه می کند حق ندارد روسری را بهانه شرعی آزار زنان و اخذ جریمه مالی قرار بدهد. اگر راست می گوید جلو فساد و دزدی و اختلاس را بگیرد. زمانی به مردم می گفتند اگر دکمه پیراهن تان غصبی باشد نمازتان باطل است. حالا بذرپاش وزیر راه شان گفته وزارت راه برای اربعین بیش از سه هزار میلیارد تومان اعتبار در نظر گرفته است. این رقم غیر از بودجه دستگاههای دیگر و نیز وام‌های ربوی و‌حق مأموریت ها برای تشویق به شرکت در راهپیمایی اربعین است درحالی که بسیاری از مردم، حتی افراد مسلمان متشرع هم راضی نیستند. کسی با راهپیمایی اربعین که کاملا مردمی و با هزینه شخصی خود علاقمندان باشد مخالفتی ندارد و این جزو حقوق شهروندان است اما در کشوری که طبق آمار خود مسئولان ۲۹ میلیون نفر زیر خط فقرند بدون رضایت صاحبان این پول، حاتم بخشی می کنید. مگر ارث پدرتان است؟ با پول حرام (ناشی از عدم رضایت صاحبان آن) تکریم امام‌حسین (ع) می کنید؟  این‌پیاده روی اربعین کاملا سیاسی شده و حالت توریستی پیدا کرده متاسفانه بگذارند مردم مثل عراق با علاقه و دل خودشون برند زیارت. یا حسین

متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: عنایت داشته باشید هزینه‌هایی که جهت وسعت‌دادن به جاده‌های کشور می‌شود؛ به هر بهانه‌ای که باشد موجب توسعه آن کشور می‌گردد و افتخاری است برای یک ملت که کوره‌راه‌ها تبدیل به بزرگراه شود و یکی از افتخارات نظام اسلامی بعد از انقلاب اسلامی در چشم جهانیان، همین گستردگیِ جاده‌ها است و بنده نیز به جهت مسئولیت‌های اجرایی که داشتم متوجه تفاوت بین هزینه جهت جاده‌‌ها و هزینه برای افراد خاص می‌باشم. و همچنان که عرض شد ابداً دولت کوچک‌ترین هزینه‌ای برای زوّار اربعین به طور خاص نمی‌کند و این دشمنان ما هستند که سعی می کنند با فریب‌کاری، هر افتخاری از این ملت را تبدیل به تحقیر کنند. در این رابطه پیشنهاد می‌شود سخنان جناب آقای دکتر سید محمد مرندی را دنبال بفرمایید. https://eitaa.com/matalebevijeh/14387. ملاحظه می‌کنید    به محض اینکه یک پیروزی و موفقیت مانند همین تبادل زندانیان با آمریکا و برگشت پول هایی که آمریکا از ملت ایران دزدیده بود پیش آید ، دشمن سعی می‌کند با یک حادثه و اتفاق ناگوار مثل حادثه شاهچراغ کام مردم رو تلخ کند. چقدر خوب است که ما متوجه دشمنیِ دشمن باشیم و همواره با بدبینی به دشمن بنگریم. به گفته علامه طباطبایی چون آدم و حوّا، دشمنیِ شیطان را فراموش کردند، گرفتار هبوط شدند. موفق باشید

35501
متن پرسش

سلام استاد عزیز: اگر بخواهیم شرایط کنونی فساد مسؤلین و بودن پوسته و ظاهری از اسلام بین مردم را تطبیق دهیم به عصر حیات اهل بیت در چه عصری از امامان هستیم؟ با توجه به شرایط کنونی جبهه حق کجاست؟ من که به جز رهبری که امید به همه می دهند نه مردم و نه مسؤلی رو کار درست نمی بینم؟ با تشکر

متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: همیشه اینطور بوده که سیطره اهل دنیا یک طرف و حضور نرم اهل معنا یک طرف. آری! بسیاری از مردم در شرایط امتحان‌دادن سختی هستند ولی حقیقتاً در میان همین مردم کم نیستند انسان‌های بسیار فرهیخته‌ای که می‌یابند چه اندازه شرایط برای حضور در جهان، حساس و خطیر است. اخیراً در کلاب‌هاوس آقای علیزاده تحت عنوان «عربده‌ای برای ایران، سکوت مقابل فرانسه» متوجه شدم چه انسان‌های فرهیخته‌ای در داخل ایران و خارج از ایران وجود دارند که نسبت به جایگاه انقلاب اسلامی این اندازه بصیر می‌باشند. https://t.me/jedaal/2716 یا در همین برنامه «جهان آرا» در موضوع «از تهران ۱۴۰۱ تا پاریس» جناب استاد پیام تیرانداز چه اندازه حکیمانه متوجه شرایط جهان و موقعیت ما می‌باشند که خوب است به آن برنامه نظری بیندازید. https://eitaa.com/matalebevijeh/14085 . این‌جا است که متوجه می‌شویم نباید از بصیرت مردمان‌مان در عین این مشکلات غفلت کرد و نسبت به آیده نا امید بود.  موفق باشید    

35388
متن پرسش

سلام علیکم: ان شاء الله در پرتو عنایات حضرت ولیعصر(عج) باشید بصورت نسبتاً عجیبی، بویژه در این دو ماه اخیر، سؤالات بسیار تند و از موضع نقد رویکرد حکیمانه و ذات نگرانه حضرتعالی به انقلاب اسلامی و سيره زعامت نائب الامام (دام ظله)، در سایت از سوی برخی کاربران که با غالباً ادبیات و تعبیرات همسان و با جمله بندی های مشابه نگاشته می‌شود و محتوای قاطبه آنها نیز تاختن بر رهبر فرزانه انقلاب و مسبب ناکامی و شقاوت خواندن معظم له و لا ابالی و جائر بودن تمام کارگزاران و ساختارهای صدر تا ذیل نظام و به حضیض رفتن جامعه ایران چه از حیث اقتصادی چه از حیث اخلاقی و چه از حیث بی اعتقادی به هویت دینی و محو دیانت از صحنه اجتماع و لا مذهبی جوانان است و گاهی انسان با خواندن این تعبیرات برخی کابران محترم حقیقتاً از خود می پرسد با این همه فقر نابودگر و فساد از قله تا دامنه و رذائل متنوع شایع رفتاری و بی اعتقادی معرفتی و انجماد کامل ملک و ملت، اصلاً چگونه کشور سرپا است و انقلاب منهدم نشده است و اگر از جمهوری اسلامی فقط یک پوسته مانده است، چرا سرنگون نمی‌شود و هنوز درمقیاس تمدنی و بین المللی، وزنه و شان و موازنه دارد و بعنوان عنصر راهبردی در سطح کلان بشمار می آید؟ هرچند این سنخ رویکردها و ضد تبلیغ های ادامه دار در پرسشها که غالباً هم از سر انتقاد و دلسوزی برای حضرتعالی است که چرا موضعی نمی‌گیرید و از افق انقلاب و ذات توحیدی حرکت امام (ره) می‌فرمایید و می نویسید، اما با دیدن آنها، انسان حقیقتاً بهتر و بیشتر تأثیرات جنگ شناختی و جنگ اراده ها در محاسبات برخی هموطنان از شرایط پیرامون خود و تأکیدات بی وفقه رهبر حکیم مان بر فریضه تبیین و گشودن گره های تحلیلی و غبار زدایی از القائات جریان تحریف و دستگاه امپراطوری رسانه ای جهانی (که در سال گذشته دیدیم چگونه با تمام قوا، کانون توجه و فعالیتهای مستمر خود را بر منهدم کردن مسیر انقلاب اسلامی متمرکز کردند) را در می یابد. بی سبب نیست که رهبر انقلاب در دوره پسا اغتشاش، اینگونه بر دو مؤلفه ایمان و امید و تحلیل کلان از انقلاب و شرایط کشور همت می گمارد و حتی با صدای گرفته، بیش از یک ساعت در حرم امام (ره) باید پاسخ و تبیین مطالبی را بفرماید که روشن نمودن و بیان آنها برای عموم جامعه، وظیفه بنده و امثال بنده است؛ باید به القای گزاره رویگردانی مردم و جوانان از دیانت و هویت ایمانی و انسلاخ از استقامت بر تدین و غایات متعالی خود، پاسخ بگوید و بحثی تطبیقی از شرایط صدر اسلام و دوران دفاع مقدس و استقامت کنونی جوان ایرانی در برابر لغزشگاه ها و ناملایمات و پیشروی هسته های مقاومت در اقصی نقاط کشور و رویش های پرطراوت و فعال و بازتولید هسته معرفت انقلابی در امثال مصطفی صدرزاده بکند؛ درخواست کند که از نگاه ارتجاعی به عیوب کشور پرهیز شود و با امید صادق و تأمل دقیق در شیوه حصول دستاوردها، به رفع معضلات پرداخته شود و با آنانی که برای رفع همین گره ها در صحنه اند، همیاری صورت پذیرد و از همه مهمتر، طلب نماید که پدیده های امید آفرین و توفیقات و کامیابی ها بویژه در سطح کلان تمدنی، هرچه بیشتر و از حنجره های مختلف اعلام گردد. کما اینکه خود ایشان پیشقراول این امور در همه این ایام بودند تا جاییکه بنده به زعم خودم معتقدم اگر متن سخنرانی مثل ۲۸ آبان ۱۴۰۱ حضرت آقا در جمع مردم اصفهان یا ۲۹ بهمن ۱۴۰۱ در جمع مردم تبریز را بدون اشاره به گوینده این مطالب، برای بعضی از حتی دلسوزان متدین و نیروهای متعلق به گفتمان انقلاب بازگو کنیم، می‌گویند این سخنان، خود را راضی و تسکین دادن و از سر توهم و ساده لوحی تحلیل کردن و عدم ارزیابی واقعیات علی الارض است؛ تنها همین سخنرانی حضرت ایشان با نوع نگاه برخی از ما چنان تفاوت دارد و چنان امید و ایمان و کلان نگری و پرهیز از نگاه ارتجاعی، در جای جای این سخنان جاریست که جا دارد واقعاً تأمل کنیم چرا ایشان چنین به عرصه می نگرد؟ و حتی ایشان باید کم کاری ها و کمبودهای ما را در صحنه تبیین جبران کنند و در هر جلسه، به پدیده های امید آفرین و دستاوردهای کشور حتی در بحبوحه اغتشاشات و فشارها اشاره کنند و شیوه نقد و ارزیابی منتقدانه را در اختیار ما بگذارند؛ یعنی صریحاً مانند کنشگر کف صحنه ایشان باید رسم تبیین و آداب روایتگری را در مقابل مان شفاف نماید و کمبودها را بشخصه جبران نماید. واقعاً با مرور همین بیانات و سيره ایشان در دوره پسا اغتشاش، باید دید چرا معظم له این میزان رو به پیش و با روشنای افق آتیه و ارزیابی جامع امیدبخش و مشحون از ایمان و رجاء سخن می‌گوید و به تعبیری چرا آقا امروز امیدوارتر و استوارتر از هر زمان دیگری سخن می‌گوید و به مسائل و نقاط قوت و ضعف می نگرد و این میزان سبک نگرش امثال بنده با منظومه فکری او، افتراق دارد؟ اگر که قائلیم ایشان کانالیزه و محدود شده اند یا خدای ناکرده، کذب می‌گویند و ناروا سخن می رانند که حرفی نیست اما اگر صدق و جامع نگری و کلان نگری و عمق زمان شناسی این مرد از شرایط بین الطلوعین گونه ای که در آن هستیم را می پذیریم، واقعاً جای تدبر و تانی است.

متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: ملاحظه می‌فرمایید که بحمدلله چه جنگ و محاربه‌ای بین جبهه انقلاب اسلامی و استکبار جهانی در فضای فرهنگی بوجود آمده است و به گفته جناب مولوی: «در جهان جنگ این شادی بس است / که بر آری بر عدو هر دم شکست». از آن جهت که دشمن واقعی ما شیطان است در هر چهره‌ای که باشد، حال این ماییم که به گفته رهبر معظم انقلاب دشمن را گم نکنیم و این عزیزانی که ممکن است با سؤالات خود بعضاً سخنان تندی را بر زبان آورند خدای ناخواسته آنان را دشمن بپنداریم، هر گز چنین نیست. همانطور که فرموده‌اید آن اندازه قدرتمند هستیم که اینهمه غوغا که به ظاهر باید فردایی برای ما نباشد؛ گردی بر دامن کبریاییِ این نظام مقدس نمی‌نشاند و در این جنگِ شناختی، این جوانان عزیز ما هستند که فربه و فربه‌تر می‌شوند و بیش از دیروز که در جنگ نظامی بحمدلله «ایمان» و «امید» را به شیرین‌ترین شکل احساس کردیم، خدا می‌داند صد مرتبه بیشتر در جنگِ شناختی و جنگ اراده‌ها، جوانان‌مان به ایمان و امیدی می‌رسند که پیامبر خدا «صلوات‌الله‌علیه‌وآله» بر این انسانهای آخرالزمانی سلام و درود فرستادند. اگر امروز، محبوب دلمان و این امیدوارترین انسان از امیدواری نسبت به جهان پیش رو سخن می‌گوید، به جان دوست قسم! این راست‌ترین سخنِ این زمانه است و اگر دشمنان این مسیرِ توحیدی با تمام امکانات به صحنه آمده‌اند، مطمئن باشید خداوند نیز با تمام اسماء حسنایش به صحنه می‌آید.
گفتید و درست گفتید که دشمنان ما وقتی هیچ سخنی علیه رهبر معظم انقلاب برای گفتن ندارند، ایشان را متهم می‌کنند به این‌که ایشان، کانالیزه شده‌اند. غافل از آن‌که مردان الهی در کنار اخبار روزمرّه این روزنامه و آن رسانه متوجه سنت‌های الهی هستند و اساساً ظاهرِ صحنه، امری نیست که اندیشه آنان را تغذیه کند. مگر فراموش کرده‌ایم جنگ حنین را که به ظاهر، همه چیز حکایت از شکست می‌کرد ولی رسول خدا «صلوات‌الله‌علیه‌وآله» و علی مرتضی «علیه‌السلام» که متوجه سنت پیروزی حق بر باطل بودند؛ تاریخ حکایت از آن می‌کند که هیچ تزلزلی به خود راه ندادند. در این‌جا است که باید گفت دروغ‌ترین سخن در این زمانه آن است که گفته شود حضرت روح الله و یا حضرت امام خامنه‌ای کانالیزه شده‌اند. به روح زمانه‌ای بیندیشیم که به گفته جنابعالی در این بین الطلوعین بناست ما جهان را به ساحتی دیگر که در آن ساحت، انسان معنایی ماورای انسانِ اومانیستی دارد، دعوت کنیم و این‌جا است که کافی است به وعده الهی که آن آغازِ دیگری است و شهدا به خوبی متوجه آن بودند؛ امیدوار باشیم و به جوانانی امثال صدرزاده‌ها فکر کنیم که به گفته رهبر معظم انقلاب «حفظه‌الله‌تعالی» کم نیستند و حکایت حضور فردایِ ما می‌باشند. موفق باشید     

 

35260
متن پرسش

سلام وقتتون بخیر: میخواستم بدونم، کار کردن در شرکتی که در حوزه‌ی فیلترینگ اینترنت ایران فعالیت دارد، چه میزان از لحاظ شرعی و اخلاقی صحیح هست؟ در نظر داشته باشید، که بحث فیلترینگ برخی مزایا را از جمله، تقویت امنیت ملی، کاهش استفاده‌ی مردم از رسانه‌های و فضاهای مجازی بیگانه، سوق دادن ملت به شبکه‌ی ملی اطلاعات و... به دنبال دارد. اما برخی معایب از جمله: مشکلات متعدد افراد متخصص برای انجام کارهای روزمره، نارضایتی بسیار بالای فکری و ذهنی طیف وسیعی از مردم در جریان استفاده از اینترنت و در نهایت گسترش استفاده از فیلترشکنها را به دنبال داشته است. برداشت شخصی بنده شبهه‌ناک بودن این عمل می‌باشد چه مثبت چه منفی، و گویی درگیر نشدن در چنین فضایی ارجح تر از ورود به این حوزه می‌باشد. با این حال ممنون میشوم نظر تخصصی خود را مطابق با نظر دین مبین اسلام در این مورد بفرمایید، که آیا ورود به چنین فضایی درست است، یا ایراد دارد و یا بهتر است به خاطر شبهاتی که وجود دارد، عطای چنین کاری را به لقایش بخشید. با تشکر از شما

متن پاسخ

 باسمه تعالی: سلام علیکم: به نظر می‌آید وقتی دشمنان ما امیدوارند از طریق فضای مجازی افکار فاسد خود را القاء فرمایند ما چاره‌ای نداریم در چنین فضایی مواظب روح جوانان‌مان باشیم و نه‌تنها اشکال ندارد، بلکه در چنین فضایی لازم است تا آنجا که ممکن است فضای مجازی را سالم نگه داشت. موفق باشید

35180
متن پرسش

سلام خدمت استاد عزیز: به نظرم حجم پیام‌هایی که ضمن ابراز ارادت (ظاهری یا حقیقی) به جنابعالی مستقیما علیه رهبری و نه سایر ارکان اجرایی نظام مطلب می‌نویسند تا حدی غیر عادی است. چون خط مشی شما و مواضع محکم شما در دفاع از اصل نظام و ولایت فقیه آنقدر واضح است که ادعای ارادت به شما با برخی لحن‌های بسیار تند علیه رهبری جور در نمی‌آید. احتمال دارد از آزاداندیشی شما و درج بدون کم و کاست پرسش‌ها در کانال جهت القای ناامیدی و ناکارآمدی نظام اسلامی و القای فراگیر شدن آن سو استفاده کنند. چون اکثر پرسش‌های اینچنینی هم عینا همان مطلب قبلی با بیانهای مختلف هستند که بعید نیست منیع تولید آنها یک یا چند نفر خاص باشند. البته منکر وجود این دیدگاه و شیوع نسبی آن در افکار عمومی نیستم ولی نه در افکار ارادتمندان جنابعالی و بخش قابل توجهی از قشر مذهبی که اتفاقا بعد از اغتشاشات اخیر بیشتر فهمیدند که راه نجات کشور به هر حال در دایره حفظ همین نظام است و بس.

متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: هرچه هست دشمن به خوبی در این سال‌ها تجربه کرد ستونِ معنابخشی به بشر امروز، انقلاب اسلامی است آن هم با محوریت رهبر معظم انقلاب. و دقیقاً به همان معنایی که در صدر اسلام مولای‌مان علی «علیه‌السلام» چنین نقشی را داشته‌اند که دشمنان اسلام تا آنجا فضا را آلوده کرد که وقتی خبر شهادت حضرت را در محراب شنیدند گفتند مگر علی هم نماز می‌خواند! جریان مقابله با نورانیت انقلاب اسلامی به هر معنایی که باشد، امروز متوجه شده است باید رهبری را بزند حتی افرادی مانند مهدی نصیری. و سنت خدا در این است که از این طریق هم دشمن شکست بخورد و شیرینیِ حضور در انقلاب اسلامی برای یاران انقلاب بیش از پیش به ظهور آید. «فَاعْتَبِرُوا يَا أُولِي الْأَبْصَارِ». موفق باشید

35174
متن پرسش

سلام: این همه دولت آمدند با اینکه برخی زوایایی داشتند و بعضا غربزده بودند ولی چرا در دولت جناب رئیسی شاهد کشف حجاب هستیم؟

متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: بحث در مورد مراحل متفاوت دشمنیِ دشمنان اسلام و انقلاب است و ظهور توانایی‌های انقلاب اسلامی در مراحل مختلف آن نوع دشمنی‌ها و خنثی‌کردنِ فتنه‌ها. و مطمئن باشید از آن جهت که این نوع کشف حجاب، رویهمرفته امری است سیاسی؛ به خوبی خنثی می‌شود البته در این مورد و دیگر موارد نباید کوتاهی‌های خود را نادیده گرفت هرچند ذات انقلاب اسلامی در مسیر معنابخشیدن به بشری است که در بی‌معنایی رنج می‌برد. موفق باشید

35153
متن پرسش

با سلام استاد ارجمند: آنچه شما بزرگوار و دیگر بزرگان در تقلای بروز و ظهور و نهایتا حضور اش هستید، از زیر خاک سربرآورده آنچه از توحید می‌جستیم نمایان شده است، دیروز سوالی مبنی بر این که چه کنیم، نفاق آفاقی «فئتین» باعث بروز نفاق در درون و انفس متن نشود، امروز حضرت آقا «رهبر معظم» در بیانات گهربار شان در دیدار نمایندگان مجلس شورای اسلامی از اهمیت و توجه به تفاوت بین دوقطبیتی و اختلاف سلیقه فرمودند _فرموده شد اینکه دشمنان با تبلیغات سؤ در صدد ایجاد دوقطبیتی (حق _باطل) است دقیقا برای شکستن پایه های اختلاف سلیقه و نظر به وجوه مختلف قضیایاست ممنون می‌شویم قدری در این خصوص بفرمایید.

متن پاسخ

 باسمه تعالی: سلام علیکم: حقیقتاً این مسئله بسیار مهمی است ما بین «دیگری» و دشمن، تفاوت نمی‌گذاریم گویا هنوز در تاریخی هستیم که «هرکس با ما نیست، بر ما است»، غافل از اینکه بشرِ جدید با وجوه انسانی خود در خود حاضر شده و در این فضا چه اندازه می‌توان حتی با غیرِ خودی رابطه انسانی برقرار کرد، چه رسد به خودی‌هایی که از جهاتی با همدیگر تفاوت نگاه داریم ولی در بستر اسلام و انقلاب. و این‌جا است که می‌توان دشمنان را به خوبی تشخیص داد، دشمنانی که جهت‌گیری آن‌ها نه انسانی است و نه الهی. موفق باشید

35117
متن پرسش

سلام: با توجه به پاسخی که طالبان به هشدار جناب رئیسی دادند آیا می توان گفت سیاست منطقه ای دولت موفق بوده است؟ و بالاتر از آن اگر همسایگان، جمهوری اسلامی را ضعیف نمی پنداشتند می‌توانستند چنین سلوک کنند؟

متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: هرچه هست بالاخره حتماً عنایت دارید که جریان روی کارآمدن طالبان به آن شکل خاص، امری است که بدون توافق آمریکا و برنامه‌هایی که در آینده در نسبت با ما دارند، محقق نمی‌شد و می‌توان گفت به نحوی دیگر باز نوعی درگیری با آمریکا را ما در پروژه طالبان در پیش داریم و حکمت انقلاب اسلامی در عین عزت و مصلحت، اقتضاء می‌کند که همچون گذشته، کار را طوری جلو ببریم که عملاً شکست دیگری برای آمریکا باشد. موفق باشید

34680
متن پرسش

با عرض سلام و خسته نباشید و تبریک اعیاد شعبانیه. استاد می‌خواستم نظرتان را در مورد این تحلیل آقای...... که درباره آقای علیزاده انجام داده اند بدانم با تشکر. رو‌نمایی از ناامیدنادان۳ لندن نشین ویژه بی سوادان رسانه. قبلا تذکر داده شده بود منتظر باشید این کارشناس بی بی سی ضربه اش را بزنه، تو این کلیپ تلاش کرده تقابل میان دولت و سپاه را رقم بزنه، ایجاد حس شکست و نا امیدی، ادعای اینکه مماشات با مس سرچشمه به علت کمک به عتبات عالیات و حمایت از ائمه جمعه هست، ادعای اینکه سپاه در تقابل با مفاسد اقتصادی ساکت هست (دروغ محض)، حواله دادن تقابل با فساد اقتصادی به سردار حاجی زاده و ایجاد توقع غلط در مردم که ایشون را مسول مبارزه بدانند در حالیکه در حوزه کاری ایشون اصلا این مباحث نیست‌. ادعای شکست کامل اقتصادی ایران در مقابل آمریکا چون دلار چند هزار تومان بالا و پایین شده، زیر سوال بردن شهدای مدافع حرم و تمام پیروزی های امنیتی نظامی سیاسی ایران با این عبارت: «حالا که دلار ۵۰ تومان شده پس برای چی جوانهاتون را فرستادید» سوریه کشته بشن! صد بار گفتیم به لندن نشین ها اعتماد نکنید. اینها اول اعتماد سازی می کنند بعد که «این یقولو تسمع لقولهم» شدند زهرشون را می ریزند. #فتنه_امیدنادان۳

متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: اولاً: همان‌طور که خود آقای علیزاده مکرر گفته‌اند از سوابق خود دفاعی ندارند. ثانیاً بحث بر سر آن نیست که بخواهیم پشت سر ایشان نماز بخوانیم و یا همه نظرات ایشان را بدون هر نقد و تفکری بپذیریم! بحث بر سر آن است که آیا مواضع سال های اخیر ایشان تحت عنوان ژئوپلیتیک منطقه‌ای ایران، تقویت جبهه انقلاب و مواضع رهبر معظم انقلاب هست یا نه؟ و آیا تحلیل‌هایی که ایشان نسبت به موقعیت جبهه انقلاب با مخاطبان‌شان در میان می‌گذارند، جبهه انقلاب را تقویت می‌کند یا نه؟ در حالی‌که چنانچه با دقت مواضع ایشان را دنبال بفرمایید، می‌یابید که حتی بسیاری از افرادی که نسبت به مسائل دینی موضع مثبتی نداشته‌اند، با تحلیل‌های ایشان در مورد جایگاه تاریخی انقلاب و مواضع مقام معظم رهبری تجدید نظر کرده‌اند. آنچه از نظر بنده هوشیاری ایشان را به عنوان یک شخصیت رسانه‌ای نشان می‌دهد؛ در آن‌جا است که دقیقاً به موضوعاتی می‌پردازند که دشمنان نظام اسلامی و ایرانِ انقلابی بر سر آن معرکه می‌گیرند. در حالی‌که ایشان همراه با خانم پریسا نصرآبادی با هوشیاری سیاسی خود، مخاطبان را قانع می‌کنند که در حال حاضر رهبر معظم انقلاب بهترین مواضع را نسبت به شرایط ژئوپلیتیک منطقه گرفته‌اند. اساساً ایشان با آقای امید دانا که به صرف نوعی ایران‌پرستی از رهبر معظم انقلاب از جهتی خاص دفاع می‌کرد؛ قابل مقایسه است؟! چرا عزیزان با دقت کامل به سخنان آقای علیزاده آن‌هم در کلیّت قضیه، فکر نمی‌کنند که چگونه مقابل جریان اصلاحات، مواضعی گرفته‌اند تا نشان دهند جریان اصلاح طلبی و جریان برجام‌سازان چه اندازه برای موقعیت نظام اسلامی خطرناکند؟ انتظاری که از افراد متفکر می‌رود آن است که بر مبنای حضور تمدنیِ انقلاب اسلامی متوجه «دیگری» نیز باشند وگرنه متهم به تنگ‌نظری و قبیله‌گرایی خواهیم شد. موفق باشید  

34662
متن پرسش

سلام بر شما: با توجه به اینکه در این شرایطِ بسی مشقت آورِ اقتصادی، افراد متدین نیز آه می کشند - و این قضیه ارتباطی به معاند و ضد انقلاب ندارد - مسئولین ما در مسیر ناامید کردن مردم در این زمینه قدم ها برداشته اند و البته که این مورد ۴۵ سالش در جمهوری اسلامی و ۲۵ سالش در رژیم پهلوی بوده است. دفاع از مواضع انقلابی در جایی که مشکل اقتصادی فوران می کند کار چندان ساده ای نیست زیرا «از هر در که فقر وارد شود، ایمان خارج می شود» و چون آرمان و هسته اصلی انقلاب اسلامی بر ایمان اسلامی استوار است، نمی توان انتظار همراهی مردمی را در این قضیه اقتصاد داشت. ظاهرا (اقتصاد، ایمان و انقلاب اسلامی) سه ضلع یک مثلث طلایی شده اند که اگر یکی نباشد دو تای دیگر به سختی بدست می آیند - که البته همانطور که آتش بدون اکسیژن خاموش می شود- اضلاع مثلث در هم تنیده انقلاب اسلامی هم با توجه به فنای اقتصاد، عملا خاموش می شوند. و این خاموشی همان خاموش شدن انگیزه و شور انقلابی مردمی در دل انقلاب اسلامی است. ولی اینگونه که نباید باشد! وقتی ایام الله آغاز تاریخی را نوید می دهد، قطعا خودِ «الله» برای استمرار نور خویش راهکار ارائه می دهد. راهکار اللهی در این موقعیت را چگونه باید کشف نمود؟ (یا اگر کشف کرده اید، چیست؟) زیرا حس می شود در حال حاضر مهم ترین رکن بقای ایمان در ذیل انقلاب اسلامی همین مسائل اقتصادی است. با تشکر 🌹

متن پاسخ

 باسمه تعالی: سلام علیکم: همین‌طور است که ما فعلاً در بستر مقابله با استکبار به مرحله جنگ اقتصادی با تمام شدیت آن وارد شده‌ایم. جنگ و جبهه‌ای که از درون از طریق غرب‌زدگان و از بیرون از طریق استکبار به ما و مردم ما حمله شده. به امید آن‌که اگر از طریق جنگ نظامی و یا حمله سایبری نتوانستند این انقلاب را که بنا دارد سرنوشت بشر را تغییر دهد؛ بشکنند، در جنگ اقتصادی آن را شکست دهند. غافل از این ‌که خداوند اراده دیگری دارد و بحمدلله با تلاشی که دولتمردان و نیروهای متعهد در انجام آن هستند، همانند فتح خرمشهر که بالاخره در جمع‌بندیِ نهایی با تفاوت نظری که نیروهای نظامی داشتند به نتیجه رسیدیم، در این جبهه نیز مطمئناً به نتیجه خواهیم رسید. همه عرض بنده آن است که متوجه باشیم در جنگ اقتصادی قرار داریم و خیانت‌های داخلی‌ها را نیز در مسیر قرارگرفتن در جبهه دشمن قلمداد کنیم که بنا دارند نظام را ناکارآمد نشان دهند. موفق باشید   

34577
متن پرسش

سلام استاد عزیزم. نظرتون راجع به متن زیر چیه؟ هم‌اکنون بیش از ۲۵۰٬۰۰۰ ایرانی و ایرانی‌زاده در اسرائیل زندگی می‌کنند. دولت اسرائیل به پاس این گرمی فرهنگی دست به چاپ تمبر کوروش، ساخت خانه فرهنگی کوروش و خیابانی به نام کوروش زده است (רחוב כורש).  در زمان پهلوی همکنشگری  ایران و اسرائیل دستاوردهایی داشت که می‌توان صادرات نفت ایران با خط لوله بندر ایلات-اشکلون، روابط بازرگانی، امنیتی آموزشی موساد-ساواک، تامین تسلیحات ارتش (تیربارهای یوزی، هواپیماهای اف-۸۶ و ... )، پی‌ریزی ساخت موشکهای دوربرد با کلاهک هسته‌ای بالستیک (پروژه شکوفه)، امضای موافقتنامه ساخت مرکز مونتاژ و آزمایشات هسته‌ای، تامین دفاع هوایی، ساخت پایگاه‌های نیروی دریایی بندرعباس، بوشهر و خانه‌های سازمانی افسران، مدرنیزه‌سازی کشاورزی، آموزش۱۵۰۰ متخصص تعاونی‌های سازندگی، برجهای سه قلوی اسکان در تهران، ساختمان پلاسکو از حبیب‌الله القانیان، و ... را نام برد. هنگامی که ساواک از موساد در اسرائیل درخواست ترور امام خمینی را نمود  موساد نپذیرفت و اسرائیلی‌ها به شاه گفتند مشکلات شما و خمینی به ما ارتباطی ندارد.  در جنگ ایران و عراق با میانجی‌گری منوچهر قربانی‌فر اسرائیل به کمک آمد و موشکهای ضد تانک هاوک و تاو به ایران فروخت. اکنون این پرسش پیش می‌آید که چرا یک حکومت دینی که اسلام را دین صلح و دوستی می‌داند (یا أَیُّهَا الَّذینَ آمَنُوا ادْخُلُوا فِی السِّلْمِ کَافَّةً: ای مومنین به صلح و آشتی در آئید)، این همه برای خود دشمن می‌تراشد؟ چرا با داشتن این همه اسناد قرآنی، تاریخی و ژنتیک ادعا می‌کنیم که یهودیان هیچ کشوری نداشته‌اند و نباید داشته باشند؟ چرا ما باید بنی‌اسرائیل را که هزاران سال دوست ایران بوده‌اند به دشمن تبدیل کنیم و برخلاف سفارش قرآن (وَ إِنْ جَنَحُوا لِلسَّلْمِ فَاجْنَحْ لَها: اگر دشمنان خواهان صلح بودند، بپذیرید) دست رد به سینه آنها بزنیم؟ تا به گفته شما این دشمنان، اغتشاشات امروز را کارگردانی کنند؟  اگر ما اسلام را سند دشمنی خود با کشور اسرائیل می‌دانیم برخلاف قرآن عمل کرده‌ایم. اگر سیاست را سند این کار کرده‌ایم رهاوردش همدستی اعراب با اسرائیل برعلیه ایران و شورشهای کنونی است. اگر از ترس آرزوی اسرائیل برای گسترش از نیل تا فرات دست به دشمنی زده‌ایم، پس با روسیه هم باید دشمن شد چون در آرزوی وصیت‌نامه پطر کبیر به دنبال گسترش روسیه از قطب شمال و خزر تا خلیج فارس و از بالا حرکت به سوی اروپاست (شاهد این ادعا: کریمه و اوکراین و خزر) دود این دشمن‌تراشی به چشم مردم، دانشمندان هسته‌ای و نظام جمهوری اسلامی می‌رود؛ درحالیکه آنان روزگاری جزو دوستان هسته‌ای ما بودند و اکنون جزو دشمنان هسته‌ای ما! ترکیه، آذربایجان، روسیه و دور تا دور ما با اسرائیل هم‌نشین شده‌اند‌. چرا ما مرتبط نشویم؟ چرا برای پیشرفت نظام و مردم دشمن بسازیم؟ حفظ نظام نیاز به دوست‌سازی دارد نه دشمن‌سازی. والسَّلَامُ علیکم و رحمت الله عَلَى بنی اسرائیل و بنی هاشم و بنی‌کوروش السلام عَلَى بنی‌آدم

متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: به هر حال اولاً: خداوند در قرآن  به ما فرموده است: «يَا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا لَا تَتَّخِذُوا الْيَهُودَ وَالنَّصَارَىٰ أَوْلِيَاءَ ۘ بَعْضُهُمْ أَوْلِيَاءُ بَعْضٍ ۚ وَمَنْ يَتَوَلَّهُمْ مِنْكُمْ فَإِنَّهُ مِنْهُمْ ۗ إِنَّ اللَّهَ لَا يَهْدِي الْقَوْمَ الظَّالِمِين» ای اهل ایمان، یهود و نصاری را به دوستی مگیرید، آنان بعضی دوستدار بعضی دیگرند، و هر که از شما مؤمنان با آنها دوستی کند به حقیقت از آنها خواهد بود؛ همانا خدا ستمکاران را هدایت نخواهد نمود. ثانیاً: بحث در مورد صهیونیسم می‌باشد که یک حزب نژادپرست است. موفق باشید

34365
متن پرسش

عرض سلام حضرت پروردگار و خیر و برکاتش بر شما. ان شاءلله در پناه معشوق باشید. ببخشید استاد من وقتی در جبهه ی باطل صفحات مجازی قرار می‌گیرم چنان هجمه ی ذهنی بهم وارد میشه که اصلا عقلم از استدلالی که شیرین و با عشق اون رو در شرایط معمولی بیان می‌کردم به جورایی عاجز میشه و تلاش در سست کردن عقاید در قلبم داره به طوری که به وضوح این رو حس می‌کنم آیا این از کمبود ایمانه؟

متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: آری! «دوست دارد یار این آشفتگی». بالاخره اگر متوجه نباشیم جنگ، جنگِ حق و باطل است و در این جنگ آن‌چنان نیست که همیشه همه‌چیز به نفع ما باشد؛ مجبوریم فکر کنیم و باز هم فکر کنیم تا متوجه سنت پیروزی حق بر باطل در دلِ همین طوفان‌ها باشیم. عجله نباید کرد. خداوند از ما شکیبائی و صبر می‌خواهد تا خودش آرام‌آرام گنجی که در خانه ما می‌باشد را طوری به ما بدهد که باید تا مصر سرگردان شویم. این اشاره به شعر مولوی است که شنبه شب در جلسه خوانده شد. موفق باشید

34287
متن پرسش

سلام استاد گرامی: وقت بخیر. نظر تخصصی تون رو در باره این مطلب می خواستم.

 راستش متاسفانه شرایط یطوری پیش رفته و میره که من و امثال من الان دیگه دغدغه شون اصلا نمیتونه آینده کشور یا استراتژی های دولت و… باشه چون رسما دغدغه مون شده دعا برای کمتر کشته شدن مردم مملکت چه با شلیک گلوله چه با فقر چه با… از ابتدا هم مشخص بود حجاب بهانه است. ولی چیزی که برای من و امثالم مشخص نیست بهانه ی نظام برای کشت و کشتاریه که راه انداخته از مردم عادی گرفته تا سپاهی و بسیجی و نیروی انتظامی، و قسمت عجیب ماجرا اونجاست که همیشه همه ی اینا که کشته میشن یا دشمنن یا به وسیله ی دشمن کشته شدن! و نمی دونم چرا فکر میکنن هنوزم این عذر و بهانه ها کافیه برای ساکت کردن مردمی که سالهاست با مشکلات اقتصادی و فرهنگی دارن به نفس کشیدن ادامه میدن و الان صفت داغدار هم بهشون اضافه شده. ما قشر جوان آنقدر سوال جدید فقط توی صد و خورده ای روز اخیر ایجاد شده و هیچکس پاسخ مطلوبی برایمان نداشته که اگر بگویم زندگی هایمان مختل شده اغراق نکرده ام. اگر بخواهم شرح‌حال این روز های حجم زیادی از جوان‌های کشور (مذهبی و غیر مذهبی) را برایتان شرح بدهم باید بگویم شرایطشان وخیم است، خیلی وخیم. احساسِ رانده شدن اصلا چیزی نیست که بشود براحتی با آن کنار آمد چه برسد به وقتی که بدانی اگر اعتراضی هم به این وضعیت موجود بکنی در بهترین حالت ۲۰ روزی بازداشت در پیش داری. آزادی اندیشه و بیان در ایران چیزی جز ادعا نیست و بیانش مایه‌ی خنده است. در نظام جمهوری اسلامی جرمی داریم به نام «تبلیغ علیه‌ نظام» و هر روزه به همین جرم دستگیر و مجازات می‌کنند، در حالی که با استناد به همین قانون حکومت بنی‌امیه و بنی‌عباس حق تعقیب و مجازات همه‌ی ائمه‌ ی شیعه را داشته اند. و هزاران تفاوت و تناقضی که نظام جمهوری اسلامی به اسم دین و به اسم عدالت علی چهل و اندی سال است در گوش مردم خوانده و اجرا می‌کند و کسی حق اعتراض ندارد!.

متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: ملاحظه می‌کنید که در شرایط تاریخی بسیار حساسی قرار داریم. پیشنهاد بنده آن است که از این زاویه هم می‌توانید به حضور تاریخی و توحیدی انقلاب اسلامی نظر کنید که با میدان‌آمدنِ شهدای آن‌چنان بزرگ، حکایت از آینده‌ای دارد که بیرون از عقل استکباری است. در آن صورت به صحنه‌ها به صورت دیگری می‌نگرید. اختیار با خود شما است.

با توجه به این امر ما باید متوجه باشیم تنها بیش از دو تاریخ در مقابل‌مان نیست و با توجه به این‌که انسان موجودی است تاریخی و تفکر نیز امری تاریخی می‌باشد؛ خود را در کلیّت یکی از این دو تاریخ می‌توانیم معنا کنیم و این‌جا است که با حضور در تاریخی غیر از تاریخی که حاج قاسم به آن تعلّق دارد، بخواهیم یا نخواهیم باید مریم رجوی را به عنوان رئیس جمهور بپذیریم به عنوان حضور در تاریخی که مقابل جمهوری اسلامی است. از این جهت است که ابتدا و به صورت کلی باید در نزد خود مشخص کنیم به کدام تاریخ در این زمانه تعلّق داریم، وگرنه با اکنون‌زدگی و بی‌تاریخی، آن‌چنان دچار پوچی و سرخوردگی می‌شویم که نمی‌توانیم «خود» را ادامه دهیم.

اشکالات بعدی در دل آن تاریخی که هستیم معنای خاص خود را به خود می‌گیرد که آیا در تاریخی که هستیم آن تاریخ ظرفیت عبور از آن مشکلات را دارا است و یا باید از آن تاریخ منصرف شد؟ این‌جا است که «تفکر» معنا می‌دهد و به اصطلاح گادامر، تاریخْ ما را دعوت به تفکر می‌کند تا تفکر ما تاریخی باشد.

به هر صورت خطرِ بی‌تاریخی خطر کمی نیست به‌خصوص اگر طرف به امید آن‌که می‌تواند به گمان خودش با سرنگونی جمهوری اسلامی، تاریخی را برای خود شکل دهد و بعد با شکست خود احساس پوچی کند، دیگر به قول خودشان زندگی برایشان معنا نمی‌دهد و به جای آن‌که خود را ملامت کنند که چرا کارشان به آن‌جا رسید، دست به خودکشی خواهند زد.[1]

موفق باشید

[1] - به سخنان قبل از خود کشی آقای محمد مرادی رجوع شود که به ادعای خود در رابطه با شعار«زن. زندگی. آزادی» در شهر لیوان فرانسه دست به خود کشی زد. همکلاسی اوگفته است که او اغلب درباره فضای سیاسی ایران صحبت می‌کرد و اغلب امیدوارانه می‌گفت که رژیم سقوط می‌کند. روزنامه لوپروگره، نوشت در ساعت ۱۵ روز سه‌شنبه تجمعی به یاد محمد مرادی در محل واقعه روی پل گالیه‌نی این شهر برگزار شد.

نمایش چاپی
متأسفانه هیچ نتیجه ای در رسانه ها پیدا نشد!