بسم الله الرحمن الرحیم
گروه فرهنگی لب المیزان
به لب المیزان خوش آمدید.
گروه فرهنگی المیزان

موضوعات

دسته بندی: حضرت امام خمینی(ره)

تعداد نمایش
کتاب
جزوه
یادداشت ویژه
نمایش چاپی
شماره عنوان پرسش
41922
متن پرسش

سلام استاد: این حرف رو شخصی استدلال می‌کرد و سوال پرسید و من نمی‌دونستم چی بگم در جوابش. لطفا نظرتون رو بگید. «چگونه حفظ نظام اسلامی (جامعه ی مسلمانان) از حفظ جان امام زمان مهمتر و واجب تر است، اما بخاطر حفظ جان غیر مسلمانان و کشتار جمعی، در جهانی که قدرت ها بمب دارند، موجودیتِ مسلمانان و شیعیان و نظام را با نداشتن بمب اتم به خطر می اندازیم؟ یعنی نتیجتا می توان امام زمان را فدا کرد تا جامعه ی مسلمانان بماند، اما نمی توان بمب در گوشه ی انبار نگه داشت و تست کرد تا غیرمسلمانان و جنایتکاران را تهدید کرد و نظام و جامعه ی مسلمانان و شیعیان را حفظ کرد؟ یعنی ترساندن ترامپ و نتانیابو و دیگر غیرمسلمان ها از قتل امام زمان بدتر است؟ از طرفی رهبر شهید می‌گفتند در هر سطحی به ما حمله بشه در همون سطح پاسخ می‌دیم ، خب اگر استفاده و تهدید به استفاده از بمب تاکتیکی یا غیر تاکتیکی حرام نیست پس ساخت یا خریدش هم حرام نیست.» لطفا جواب این سوالات رو بگید، من حس می‌کنم مغلطه ست اما نمیدونم چی میشه جوابش.

متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: از آن جهت حضرت روح الله «رضوان‌الله‌تعالی‌علیه» فرمودند حفظ جامعۀ اسلامی از حفظ جان مبارک حضرت حجت مهم‌تر است، که خود حضرت نیز تمام زندگی‌شان را برای جامعۀ دینی می‌خواهند و در مورد بمب اتم و بازدارندگیِ آن می‌دانید که نظرها مختلف است. شهید حاجی‌زادۀ عزیز فرموده بودند موشکهای ما به اندازۀ چندین و چند بمب اتم نقش‌آفرین است بخصوص در موضوع جنگ منطقه‌ای که به طور معجزه‌آسایی پیش آمد. موفق باشید

41911
متن پرسش

قل الله ثم ذرهم... نتوانستم چیزی ننویسم، در تعجبم از کسانی که پای دروس معرفت النفس و اسفار و فصوص شما انقلابی شدند و سری در سرها در آوردند و اکنون صاحب نظر شده و بدون رعایت تقوای سیاسی و علمی به این و آن اتهامات علمی و سیاسی می‌زنند، حقیر با دروس شما حرف ملاصدرا و فلسفه غرب و محی الدین و اخلاق و انقلاب را تا حد فهم خودم درک کردم، با پیام‌های بعضی دوستان یاد حرف مسلم ابن عقیل می‌افتم که به پشت سری‌هایی که یکی یکی کم می‌شدند گفتند: یا اشباه الرجال و لا رجال... آه که این کج فهمی‌ها چه حلاج‌ها را بر سر دار نبرده‌است و آه از این عقول خوش بر و رو که چه جلوات حقانی را که در حجاب نبرده‌است. سردار قآنی فرمانده سپاه قدس که انقلابی ترین قواست می‌فرماید آن دیپلمات مذاکره کننده فرقی با رزمنده پای لانچر ندارد! آه از خرقه و آه از اطلس و آه از زهدهای ریایی! و باز در تاریخ چاهی باید جست و لایعقلونی جماعت را در آن فریاد زد و گریست! براستی تا کی قرار است متوجه نور ربانی تاریخی نشویم؟ مملکت قوه قضاییه، وزارت اطلاعات، مجلس و هزار و یک نهاد دیگر دارند، همه اینها نمی‌فهمند و خائن را تشخیص نمی‌دهند و فقط من می‌فهمم!! بخدا قسم مطمئن هستم اگر روزی جنگ شود شاگردان مخلص شما مثل همیشه در خط مقدم خواهند بود و کربلایی خواهند ساخت، بگذارید متهممان کنند به لیبرالیسم و اصلاح طلبی و کند روی! یاد استخوان‌‌های در گلو و خارهای در چشم می‌افتم و صبری که جمیل است! نمک خوردیم و نمکدان را شکستیم خدایمان ببخشد که با پیامهای بعضا نا محترمانه همه آنچه بودیم و می‌توانستیم باشیم را بر باد دادیم! تقوا که نباشد حرمت استاد از یاد خواهد رفت. تقوا که نباشد بجای انقلابی‌گری وهابی‌گری سر بر می‌آورد! چه زمانه‌ای شده که هرکس بیشتر پشت سر این و آن غیبت کند و مرگ بگوید و فحش بدهد انقلابی تر است! جمهوریت ما کجا رفت؟ وحدتمان کو؟ فقط می‌توانم بگویم اللهم عجل لولیک الفرج.

متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: همان‌طور که در جواب سؤال شمارۀ 41908 عرض شد به نظر می‌آید آمادگی برای حضور تمدنی و وسعتی که باید در عین ایرانِ ابرقدرت با انسان‌ها و انسانیت آن‌ها داشت؛ کار آسانی نیست و از این جهت باید به رفقایی که همراهی نمی‌کنند و گمان دارند که مثلاً طاهرزاده گرفتار یک جریان سیاسی شده است، حق بدهید زیرا نظر به جایگاه سیاستی که در عین دیانت با حضور جهانی باید مدّ نظر آید، امری است که حضرت روح الله «رضوان‌الله‌تعالی‌علیه» حتی در سال ۱۳۵۸ این‌طور با ما سخن می‌گویند: 
«امروز روزى نيست كه كسى اتكا به سرنيزه بكند. دنيا عوض‏ شده. حالا اگر سابق بود، پنجاه سال پيش از اين بود، سى سال پيش از اين بود، اتكا به سرنيزه يك مسئله ‏اى بود. اما وقتى كه دنيا عوض‏ شده است، ملتها يكى بعد از ديگرى دارند بيدار مى‏ شوند، دارند از تحت سلطه استعمار بيرون مى‏ روند.»
آری! «همّت بلند دار که مردان روزگار / با همّت بلند به جایی رسیده‌اند» مردم ما بحمدالله با همت بلند جهانی‌شده می‌توانند آن دور دورها را بنگرند و با احترام به همین عزیزان باید گرفتار جدایی نشویم و همدیگر را «فهم» کنیم و این است حضور تمدنی به وسعت ایران جهانی‌شده. موفق باشید            
 

41906
متن پرسش

سلام استاد بزرگوار: میشه بفرمایید جریان دقیق جام زهر چی بوده؟ آخر ما نفهمیدیم امام واقعا ناراضی بودند و مسئولین به خصوص آقای رفسنجانی امام رو یه جورایی دور زدند یا امام با توجه به شرایط این تصمیم رو خودشون گرفتند و با توجه به شرایط امکان ادامه جنگ نبود؟ یا.... هرکسی یه چیزی میگه این روزها.

متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: در این مورد خوب است به پیام حضرت امام خمینی به ملت ایران در سالگرد کشتار خونین مکه در رابطه با (قبول قطعنامه 598) در ۲۹ تیر  ۱۳۶۷ رجوع فرمایید. https://lobolmizan.ir/leaflet/462?mark=%D8%AC%D8%A7%D9%85%20%D8%B2%D9%87%D8%B1  در ضمن سؤال و جواب‌های شمارۀ ۳۸۳۲  و  ۲۱۰۶۵  در این مورد نکاتی را در بر دارد. موفق باشید

41856
متن پرسش

با عرض سلام خدمت استاد عزیز: در ص ۱۷۰ کتاب «فرزندم این چنین باید بود.» از امام خمینی ذکر یک مطلبی را کرده اید به این بیان: «در زمان رضاخان که عمامه ها را از سر روحانيون برمي داشتند، رفتم نان بخرم ديدم يک آخوندي که مجبور شده عمامه اش را بر دارد تکه ناني خريده و دارد آن را خالي مي خورد. رو به من کرد و گفت فعلاً که سير شديم، گفته اند عمامه ها را بر داريد، دادم به يک زن يتيم دار براي بچه هايش پيراهن کند. تا ظهر هم خدا بزرگ است. امام خميني «ره» به فرزندشان احمد آقارحمه الله علیه مي گويند احمد جان! خدا مي داند من حسرت احوالات آن مرد را مي خورم. چون کسي که اين دنيا را تا اين اندازه کوچک و موقت بداند خيلي بيناست و واقعاً حسرت خوردن دارد.» با توجه به این پاورقی هم نداشت، می‌خواستم سند این مطلب را بفرمایید؟

متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: به نظرم در نوشته‌ای که تحت عنوان «ای احمد!» داشتند، آن مطلب را دیدم. موفق باشید

41769
متن پرسش

با سلام محضر استاد طاهرزاده: امروز سالگرد ارتحال امام خمینی رحمه الله علیه می‌باشد خواستم با توجه به شرایط تاریخی امروزین ما نقش تفکر امام خمینی در این بعثت تاریخی مردم (که با شهادت رهبری ایجاد شد) تبیین بفرمایبد. با تشکر

متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: سخن در این مورد بسیارتر از بسیار است که چگونه آن مرد الهی متوجه شده بود تاریخی آغاز شده که اگر آن شروع گردد آینده‌ای بس حیرت‌انگیز در پیش دارد. نهضت امام خمینی «رضوان‌الله‌تعالی‌علیه» با احیای مجدد دین و ایمان آغاز شد، به طوری که می‌تواند خودآگاهیِ دینداری در این زمانه را به کمال خود برساند. و در آن راستا جریان روشنفکری غرب زده به جریان فرسوده‌ای بدل شد که دیگر تاریخ آن گذشته بود و در مقابل آن، انقلاب اسلامی با اجمالی مبتنی بر ایمانِ مردمی به صورتی شگفت‌انگیز و عجیب آغاز شد، با گذار از وضع موجود به وضع موعود  و انسان در این شرایط در پرتو ایمان و نور محمدی «صلوات‌الله‌علیه‌وآله» و سیر و سلوک معطوف به فقر ذاتی و عمل به کتاب و سنت، می‌تواند از جای خود برخیزد و به عالَمی دیگر انتقال پیدا کند که عالم دین و ایمانِ دینی است که پیامبران و اولیای الهی بدان آشنا هستند، حضوری ماورای مفاهیم عقلی و فلسفی، و با توجه به این حضور، کربلا معنای اصیل خود را پیدا می‌کند که معنای مصیبت و شکست نیست بلکه حضوری است آخرالزمانی برای انسانی که به نهایت‌ها و حضور نهایی خود نظر دارد، در بستر عبور از دوگانگی «زندگی» و «مقاومت» که حضور فردایی بشر است. مهم آن است که در نسبت با آیندۀ این انقلاب، ایمانی را مدّ نظر قرار دهیم که آن ایمان آینده را بصورتی خاص در ما حاضر می‌کند که نمونۀ آن ایمان حضرت رهبر شهیدمان بود https://eitaa.com/matalebevijeh/22781. موفق باشید      

41753
متن پرسش

به بنده بگید چطور حاج قاسم و حضرت آقا و ایضا شهدای از این جنس اینقدر راحت قرآن می‌خواندند و با صحیفه مانوس بودند و اهل حافظ و سعدی و مولوی و حتی رمان خوان و رمان شناس و از طرفی اینقدر راحت اهل انس و اهل عبادت با آن مانوسات عجیب و غریب. چطور ایمان و اخلاص و عملی یافته است؟(https://www.aparat.com/v/qwm85xf) چطور این حجم کار و این حجم از احساس مسئولیت و تکلیف شناسی وحود دارد؟ این ها را از کجا آورده اند؟ شاید بدست آوردنی نیست و ویژگی و استعداد شخصی شان است و ما هم این‌گونه‌ایم: بی مسئولیت و تکلیف نشناس و راحت طلب و به سختی در انس قرار گرفتن و چقدر با فشار قرآن و صحیفه و متون دینی را خوندن و ...کارمان شده روز تا به شب و شب تا به روز برنامه ریزی و تنها طلب انس و طلب اینکه وظیفه چیست و باز زمین گیر بودن و هیچ اتفاقی نیفتادن. نیهیلیسم و پوچی را چه قدر راحت ازش عبور کرده اند. ما که بیچاره ایم. و زمین‌گیرِ زمین گیر. سلام خدا بر آوینی و آن غم‌اش و به فدای آن سِلک و احوالاتش. آخر چه کنم و چگونه صبر کنم و آخر چه می‌شود؟ انتظار و توقع بیجا از خود دارم؟ زندگی همین است؟ ما فقط باید گوشه بنشینیم و حسرتِ حال و اخوالات این مردان را بخوریم؟ پس ما کی مرد می‌شویم؟ عمرمان به سرآمد و هنوز نیهیلیسم تا مغر استخوانمان را می‌سوزاند. ای نسیمِ سحر آرامگَهِ یار کجاست؟ / منزلِ آن مَهِ عاشق‌کُشِ عَیّار کجاست؟ / شبِ تار است و رَهِ وادیِ اَیمَن در پیش / آتشِ طور کجا موعدِ دیدار کجاست؟ / هر که آمد به جهان نقشِ خرابی دارد / در خرابات بگویید که هُشیار کجاست؟ / آن‌کس است اهلِ بشارت که اشارت داند / نکته‌ها هست بسی مَحرمِ اسرار کجاست؟ / هر سرِ مویِ مرا با تو هزاران کار است / ما کجاییم و مَلامت‌گرِ بی‌کار کجاست؟ / باز پرسید ز گیسویِ شِکَن در شِکَنَش / کاین دلِ غم‌زده سرگشته گرفتار کجاست؟ / عقل دیوانه شد آن سلسلهٔ مُشکین کو؟ / دل ز ما گوشه گرفت ابرویِ دلدار کجاست؟ / ساقی و مُطرب و مِی جمله مُهَیّاست ولی / عیش بی‌یار مُهیّا نشود یار کجاست؟ / حافظ از بادِ خزان در چمنِ دَهر مَرَنج / فکرِ معقول بفرما گُلِ بی‌خار کجاست؟

متن پاسخ

 باسمه تعالی: سلام علیکم: مهم آن است که انسان همچون به گفتۀ جنابعالی حاج قاسم‌ها و حضرت رهبر شهید از ابتدا برای خود هدفی را تعریف کند که آن، معنی بخشیدن به خودش باشد و این‌جا است که جایگاه هر چیزی را نسبت به آن هدف معلوم می‌کند. عزیزانی که نام بردید خیلی زود متوجه شدند در تاریخی قرار دارند که تاریخ حضور شخصیت حضرت روح الله «رضوان‌الله‌تعالی‌علیه» می‌باشد و همواره در نسبت با آن شخصیت که برایشان پذیرفتنی‌ترین شخصیت بود، جایگاه هر چیزی را می‌توانستند معلوم کنند و حتی به گفتۀ جناب حافظ که در غزل مطرح‌شده از نسیم سحر نیز، آرامگه یار را که منزل عاشق‌کشِ عیّار است می‌پرسیدند. مانند آن‌که مردم ما هر شب از نسیم معنوی که به سراغ‌شان می‌آید، آرامگه یار را که همان انس با رهبر شهید است، پرسش می‌کنند و معلوم است که این راه، راهِ سراسر «سؤال» و «اجمال» است و باید منتظر آتش شعله‌وری بود که همان نور الهی است تا خود را در آن‌جا از أنانیت‌ها آزاد کند و این امری بالاتر از اطلاعات عادی می‌باشد. روحی می‌‌خواهد که متوجۀ «اشارات» باشد به همان معنایی که از هر حادثه‌ای، آینه‌ای بسازد که در آن روحانیتی خاص را به میان می‌آورد روحانیتی که همچون ابرویِ یار اشاره به بالاها دارد زیرا که اگر محبوبِ ازلی مدّ نظر نیاید، تکرارِ بی‌نتیجه‌ای است هرچند این حضور، آسان نیست و بعضاً بادهای خزانی دل را تاریک می‌کند، ولی «صبر» و «تاب‌آوری» و «انگیزه‌های متعالی» چیز دیگری را که در گمان نمی‌گنجد به میان می‌آورد. موفق باشید        

41706
متن پرسش

بسمه تعالی. إِنَّ الَّذِينَ يَكْفُرُونَ بِآيَاتِ اللَّهِ وَيَقْتُلُونَ النَّبِيِّينَ بِغَيْرِ حَقٍّ وَيَقْتُلُونَ الَّذِينَ يَأْمُرُونَ بِالْقِسْطِ مِنَ النَّاسِ فَبَشِّرْهُمْ بِعَذَابٍ أَلِيمٍ ﴿٢١﴾ أُولَئِكَ الَّذِينَ حَبِطَتْ أَعْمَالُهُمْ فِي الدُّنْيَا وَالْآخِرَةِ وَمَا لَهُمْ مِنْ نَاصِرِينَ ﴿٢٢﴾ با سلام محضر استاد طاهرزاده: آیات ۲۱ و ۲۲ سوره آل عمران چقدر با شرایط امروزین ما تطابق دارد الله اکبر!! آنجا که خداوند می‌فرماید: «الَّذِينَ يَأْمُرُونَ بِالْقِسْطِ» که دقیقا با شخصیت رهبر انقلاب مطابقت دارد که به واقعی کلمه آمر به قسط بودند و کافرین دوران ما ایشان را به شهادت رساندند و در ادامه خداوند می‌فرمایند: «أُولَئِكَ الَّذِينَ حَبِطَتْ أَعْمَالُهُمْ فِي الدُّنْيَا» در همین دنیا عملشان حبط می‌شود. از حضرتعالی درخواست دارم کمی بیشتر توضیح بفرمایید و از حبط عمل دنیایی قاتلین رهبر شهید برای‌مان بفرمایید. با تشکر

متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: حقیقتاً همین‌طور است که قرآن با ما در میان می‌گذارد که چگونه مقابله با انسان‌هایی که بر قسط تأکید دارند اعمال‌شان پوچ و بی‌فایده می‌شود و این سنت لایتغیّر الهی است که ما بتوانیم «در دل انگور، مِّی را بنگریم». و این یعنی از همان ابتدا با ایمان به سنت الهی مطمئن باشیم جریان‌های مقابله با عدالت، بی‌ثمر و بی‌آینده است و در این‌جا باید ایمان خود را تجربه کنیم که آیا حقیقتاً قبل از آن‌که خداوند جبهۀ استکبار را رسوا و رسواتر نماید، مطمئن به اضمحلال آن‌ها بودیم؟ به همان معنایی که حضرت روح الله «رضوان‌الله‌تعالی‌علیه» در آن روزها که هنوز هیچ آثاری از نابودی جهان استکبار به چشم نمی‌خورد، فرمودند آمریکا رفتنی است به آن معنا که حضور تعیین‌کنندۀ استکباری آن تمام‌شدنی خواهد بود و امروز این مائیم و جهانی که انقلاب اسلامی به عنوان یک ابرقدرت در تعیین نظام آیندۀ جهان نقش‌آفرین است تا آن‌جایی که به رئیس جمهور چین و روسیه، روحیۀ مقابله با آمریکا را در آن‌ها شدت بخشیده است. آیا این همان حبط عملی نیست که خداوند برای آن‌هایی که مقابله با قسط را پیشه کرده‌اند، در میان آورده؟ به گفتۀ جناب استاد سعدالله زارعی به این نکتۀ «ریچارد نفیو» فکر کنید که «تحریم‌های اقتصادی ایران تا زمانی کارآرایی دارند که آمریکا در جایگاه ابرقدرتی بتواند دیگر قدرت‌های جهان را همراه خود کند». (يکشنبه ۰۳ خرداد ۱۴۰۵)  و این‌جا است که حتی در بی‌اثربودنِ تحریم‌ها متوجۀ حبط عمل آمریکا خواهیم شد و در این رابطه به عزم رهبر جوانمان بیندیشید که چگونه  نظر به حضور مردم  در امور کشور را دارند. موفق باشید      

41704
متن پرسش

سلام علیکم: با توجه به اتفاقات موجود کشور و مسئله ی اقتصاد حقیقتا فضای دانشجویی کشور احساس مسئولیت و تکلیف کرده است لذا بیش از صد تشکل دانشجویی در کل کشور دور هم جمع شده اند و نامه ای خطاب به رهبر معظم انقلاب نوشته اند در لبیک به حضور در میادین اقتصادی و توجه به آینده ی آن با توجه به اقتصاد دانش بنیان. همانطوری که جنابعالی لطف کردید و در خطاب به نشریه ی تمدن فرمودید: «امیدوار هستم تا آن عزیزان با همان همتی که گفته‌اند و نوشته‌اند همچنان برای آن آینده‌های دور در میدان باشند که معنای فردای ما در فرهنگ دانش بنیان است، دانشی که نسبت انسان را در ارتباط با امکانات طبیعت همچنان قدسی نگه می‌دارد.» حال عاجزانه از جنابعالی خواستاریم که نسبت به نامه ی ۱۰۰ تشکل دانشجویی خطاب به رهبر انقلاب تقریری برای ما داشته باشید و ما را بهره‌مند فرمایید. 
بسم الله الرحمن الرحیم: نامۀ ۱۰۰ تشکل دانشجویی سراسر کشور در لبیک به رهبر انقلاب و اعلام آمادگی برای ساخت آینده کشور به آیت الله سید مجتبی خامنه‌ای «حفظه‌الله‌تعالی»: 
جنگ و فرصتی دوباره برای اقتصاد مقاومتی محضر مبارک رهبر فرزانه انقلاب اسلامی، حضرت آیت الله سید مجتبی حسینی خامنه‌ای «حفظه‌الله‌تعالی» سلام علیکم: با شروع تجاوزات و جنایات دشمنان قدّاره کش در اسفند ماه و در پی آن شهادت رهبر عزیزمان، این ملت بعثت خود را با حضور مداوم در میادین و حفاظت از ارزش‌های انقلاب اسلامی، نشان داده؛ و با امر شما که فرمودید حضور در صحنه جامعه باید استمرار یابد، بعد از گذشت دو ماه این ایستادگی پرشور ملت، جهان را به حیرت واداشته است؛ لکن می‌دانیم که حفظ صحنه جامعه، فقط محدود به تجمعات نیست؛ بلکه باید در هر زمان، نوع حضور خود در تاریخ را پیدا کرده و متناسب با نیاز زمانه و میهن، شیوه نقش‌آفرینی در پرتو وحدت ملی را، در این صراط مستقیم تاریخ پیدا کنیم. اکنون نیز با تخریب زیرساخت‌ها، دانشگاه‌ها و مراکز تولیدی کشور، شاهد جنایت دیگری از وحوشان تاریخ در تجاوز به حریم علم، دانش و تولید ملی هستیم. ما دانشجویان ایران اسلامی این اتفاقات را محکوم می‌کنیم؛ اما نه مانند محکومیت‌های مرسوم سازمان‌های بین‌المللی، بلکه از جنس محکومیتی که در پی آن، اراده‌ای حقیقی و برخاسته از متن دانشگاه‌های کشور ایجاد می‌شود برای مقاومت، برای ایستادن در نقطه‌ی کارهای نشدنی و برای ساخت آینده ایران عزیز با شروع یک جهاد سازندگی دیگر. دشمنان ما با علم‌های مرسوم و تقلیدی رایج در جهان کاری ندارند؛ مسئله آن‌ها علم‌های وابسته و مصرف‌کننده نیست، بلکه واهمه‌ی آنها از حرکت علمی درون‌زایی است که به برکت انقلاب اسلامی جوانه زده و در حال رشد است؛ چرا که می‌دانند بالندگی این علم چه پیامدهایی در نظم نوین جهانی خواهد داشت. اینجا، پیشرفت بر پایه تولید علم، توأم با ایمانی است که از دل جوانان این سرزمین می‌جوشد و در میدان عمل، معادلات را به هم می‌ریزد؛ همان‌طور که رهبر شهیدمان فرمودند: «ایران اسلامی، بر اساس دین و دانش بنا شده است»؛ آنان می‌خواهند با تخریب زیرساخت‌های مادی، نبض تولید و علم‌آموزی در ایران را متوقف کنند، اما غافل اند که نبض حقیقی این کشور نه در ساختمان‌ها و ماشین‌آلات، که در قلب‌ ها و ذهن‌های جوانان مؤمن و دانشمند آن می‌تپد. نمی‌دانند که بمباران یک دانشگاه، تخریب یک مرکز تحقیقاتی یا یک خط تولید، نمی‌تواند ذهن خلاق و روحیه جهادی دانشجوی ایران را از کار بیندازد، و می‌کوشند، با این جنایات، ما را دچار تردید و توقف کنند؛ غافل از اینکه ما از دل همین آوارها انگیزه‌ای مضاعف برای ساخت آینده کشور می‌یابیم. ما به شما عرض می‌کنیم که جنبش دانشجویی و گفتمان دانشجویی حال کشور، اکنون در نقطه‌ای ایستاده است که به آینده جمهوری اسلامی ایران و ساخت آن می‌اندیشد که تحقق این امر در رفتن به سمت جهاد سازندگی نوین می‌باشد. امروز هنگامی که دشمنان ایران به بمباران و تخریب مراکز تولیدی و صنعتی همچون فولاد مبارکه اصفهان، خوزستان و یا پژوهشکده‌های دانشگاه‌های مختلف روی می‌آورد، دانشجوی ما آماده است تا به میدان بیاید و در این صحنه با مناسبات دیگری حاضر شود. این منطق جدیدی است که تهدید را تبدیل به فرصتی از جنس دانش و فناوری می‌کند؛ دانشجویان این کشور برای ساخت دوباره و بهره‌وری آن‌ها، در صحنه‌های کشور حاضرند و هنگام آن است که مسئولین از این پشتوانه دانشجویی، جهت ساخت کشور استفاده کنند که این اتفاق، یکی از صحنه‌های تحقق اقتصاد مقاومتی است و می‌تواند ما را با شتاب مثبت، در حرکت درست انقلاب اسلامی هدایت کند. با امتداد این مسیر است که با شکر عملی این نعمت‌ها ایران قوی را همچون گذشته می‌سازیم. حضرت آقا لبیک امروز ما یک شعار نیست؛ بلکه لبیک عزم گونه و اراده مندانۀ جوانانی است که با مقاومت و ایستادگی شبانه روزی خود در میدان های مختلف کشور در این جنگ تحمیلی سوم ایستادگی کرده‌اند. نسل جوان دانشگاهی سخت کوش و متعهد امروز، به خوبی دریافته است که تنها مسیر عزت و پیشرفت ایران اسلامی، عبور از لبه های فناوری راهبردی و دانش بنیان است. ما امروز بیش از هر زمان دیگری بر این باوریم که دین و دانش جوانان ما، در بسیاری از میدان‌ها توانسته دشمن را وادار به عقب نشینی کند و پس از این هم به خواست خدا همین‌گونه خواهد بود. پس در پاسداری از سرمایه‌های ملی خود لبیک می‌گوییم همان‌طور که در دفاع از مرزهای آبی و خاکی خود گفته‌ایم. لبیک در جهت حفظ ظرفیت هویتی، معنوی، انسانی، علمی و صنعتی، و لبیک در حفظ و اعتلای فناوری های پایه‌ای و نوین از نانو و بیو تا هسته‌ای و موشکی. در پایان باید این را به دشمنان جمهوری اسلامی ایران یادآور شویم که تفکر دانشجویان امروز ایران، از جنس اراده های متزلزل و علم های دنیوی نیست؛ بلکه همان است که امام خمینی «رضوان‌الله‌تعالی‌علیه» فرمودند: «اگر جهانخوران بخواهند در مقابل دین ما بایستند، ما در مقابل همه دنیای آنان خواهیم ایستاد»، و امروز ما نیز با همین منطق در مقابل دنیای استکبار ایستادگی خواهیم کرد. ایستادن در نقطه کارهای نشدنی، همان ایستادگی است که رهبر شهیدمان (اعلی اللّه مقامه) الگوی آن بود و ما به تأسی از ایشان برای ساختن فردایی که قرن‌ها از گزند حوادث مصون باشد، آماده‌ایم و این آمادگی، شروع گفتمان سازندگی و شعار سال (اقتصاد مقاومتی در سایه وحدت ملی و امنیت ملی) در فصل جدید انقلاب اسلامی است. امید است در این جنگ تحمیلی سوم که شکست هیمنه‌ی دشمنان به وضوح قابل مشاهده است، و در این مقطع حساس تاریخی که دشمن همه توان خود را برای متوقف کردن ایران به کار بسته، بتوانیم با مقاومت علمی و ایستادگی فکری، ایران اسلامی را با پیروی از راه آقای شهیدمان و رهبری حکیمانه‌ی شما، بیش از پیش بسازیم و به قله‌های پیشرفت برسانیم. این عهد ما با شما و با ملت ایران، عهدی است برآمده از ایمان، دانش و اراده ی پولادین جوانان ایران اسلامی. والسلام عليكم و رحمة الله و بركاته جمعی از تشکل‌های دانشجویی سراسر کشور

متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: با توجه به این‌که رهبر جوان ما به خوبی متوجۀ آرمان‌های آن امام شهید هستند؛ این یعنی بازگشت به آرزویی که آن رهبر شهید به دنبال آن بودند که هرچه مردمی‌کردنِ نظام و بخصوص اقتصاد است. البته شما دانشجویان عزیز خوب است که به یاد آورید که شهید رئیسی عزیز در راستای مردمی‌کردنِ دولت، حتی جناب آقای سید احمد عبودتیان را در حکمی به عنوان «دستیار رئیس جمهور در امر مردمی‌سازی دولت» منصوب و همه مقامات و دستگاه‌های دولتی را در راستای تحقق انتظارات پیوست این حکم، مکلف به همکاری با وی کردند.  https://rooziato.com/1401386808/%D8%A7%D8%AD%D9%85%D8%AF-%D8%B9%D8%A8%D9%88%D8%AF%D8%AA%DB%8C%D8%A7%D9%86-%DA%A9%DB%8C%D8%B3%D8%AA/
همه می‌دانیم که دولت‌ها در جهان امروز در حال تبدیل به دولت الکترونیک هستند و مردم نیز هرکدام به پوشه‌ای از داده های مختلف از تحصیلات و خرید و مکان و... تقلیل یافته اند. کشورما نیز درحالیکه هنوز نتوانسته است از یک دولت کارآمد برخوردار شود ودرگیر بروکراسی نابسامان است شاید امروز درمان خودرا در رسیدن به دولت الکترونیک بداند و هوش مصنوعی را موهبتی برای برنامه ریزی قلمداد کند و مردم ما نیز فضای مجازی را فرصت آزادی خود تلقی کنند. در این جهان وهمی انسان را می گیرد که گویی بدون اندیشه و عمل می توان با تکیه بر فضای مجازی از بن بست های کنونی عبور کرد. غلبه بر این وهم بسیار دشوار است چرا که گویا آنکس که می‌خواهد انسان را از این وهم آزاد سازد همچون ملک الموت است که می‌خواهد او را از دنیای شیرین جدا کند. مردمی سازی دولت بیش از آن‌که با بروکراسی از کارافتاده چالش داشته باشد با این توهم دست به گریبان است. تجربه سالیان گذشته در مورد تاکسیرانی و مسائل پیچیده قیمت تاکسی ها که به یک سازمان ناکارآمد تبدیل شده بود و به ناگاه با اسنپ و...همه این مشکلات حل شد و همه در این وهم هستند که مسأله حل شده است. نمونه خوبی است تا ما متوجه باشیم خطری که در پیش داریم بسیار عظیم تر از امری است که امروز خود را در مواجهه با آن می بینم.
مردمی سازی دولت. اولاً: نیاز به درک مسائل و مشکلات کشور و همدلی و وفاق برای حرکت در مسیر توسعه و پیشرفت کشور است. همان‌طور که می دانید در جهانی زندگی می‌کنیم که مردمی‌سازیِ دولت امری بسیار پیچیده است و رسالت نظام اسلامی را در امر حضور مردم در سرنوشت‌شان که مربوط به ذات انقلاب اسلامی است بسیار سهمگین کرده. باید جهت عبور از نئولیبرالیسم، پس از درک مسائل کشور از یک طرف، و فهم درست مردم از خرد سیاسیِ لازم و آزادی مربوط به آن از طرف دیگر، بسیار فکر کرد تا همدلی و وفاق برای حرکت در مسیر توسعه و پیشرفت شکل بگیرد و این امر نیازمند توجه به فهم درست جایگاه تاریخی انقلاب اسلامی از یک طرف و ادامه آن در دل همان روحیه از طرف دیگر دارد به این معنا که برای مردم و مسئولان روشن شود باید با همان روحیه‌ای که انقلاب اسلامی محقق شد، یعنی درکِ خرد سیاسی مناسب این زمانه، با همان خرد، خود را معنا کند و خود را ادامه دهند. از این جهت باید متذکر افق و چشم‌اندازی شد که در راستای مردمی سازی دولت در پیش است و عقل را جهت نزدیکی و به فعلیت‌آوردن آن چشم‌انداز به کار گرفت و به آنچه انگیزه تحقق انقلاب در مردم شد، نظر کرد. زیرا وقتی بنا باشد اداره کارهای جامعه و کشور بر عهده مردم قرار گیرد و مردم حقّ دخالت در امور را داشته باشند و رفع مشکلات‌شان نیز بر عهده خودشان باشد، حقیقتاً به آزادی نیز نیازمند می‌شویم، امری که حضرت امام «رضوان‌الله‌تعالی‌علیه» بر آن تأکید داشته‌اند و در جلسه با اعضای مجلس خبرگان فرمودند:
« من سفارش می کنم به آنهایی که خدای نخواسته یک آرایی دارند بر خلاف مسیر‏‎ ‎‏ملت، من سفارش می‌کنم به آنها، که طرحشان را و آرایشان را بگذارند برای یک وقت‏‎ ‎‏دیگری و یک وقتهای دیگری این کارها را بکنند، حالا وقت این نیست که آرائی که‏‎ ‎‏خلاف مسیر ملت است اظهار بکنند و حیثیت خودشان را در بین ملت از بین ببرند. من‏‎ ‎‏میل ندارم حیثیت آقایان از بین برود در بین ملت. اگر در این مجلس یک چیزهایی و‏‎ ‎‏یک حرفهایی زده بشود که برخلاف مسیر ملت است، اینها وجاهت خودشان را از بین‏ ملت می برند و خدای نخواسته بعدها برایشان خیلی نفع ندارد.‏ ‏‏همان مسیری که ملت داشتند، همین چیزی که اگر می خواهید مطابق با میل خودتان‏‎ ‎‏دمکراسی عمل بکنید، دمکراسی این است که آراء اکثریت، و آن هم این طور اکثریت،‏‎ ‎‏معتبر است؛ اکثریت هر چه گفتند آرای ایشان معتبر است ولو به خلاف، به ضرر‏‎ ‎‏خودشان باشد. شما ولیّ آنها نیستید که بگویید که این به ضرر شماست ما نمی خواهیم‏‎ ‎‏بکنیم. شما وکیل آنها هستید؛ ولیّ آنها نیستید. بر طبق آن طوری که خود ملت مسیرش‏‎ ‎‏هست.‏ شما هم خواهش می کنم از اشخاصی که ممکن است یک وقتی یک چیزی را طرح‏‎ ‎‏بکنند که این طرح برخلاف مسیر ملت است، طرحش نکنند از اوّل، لازم نیست، طرح هر‏‎ ‎‏مطلبی لازم نیست. لازم نیست هر مطلب صحیحی را اینجا گفتن. شما آن مسائلی که‏‎ ‎‏مربوط به وکالتتان هست و آن مسیری که ملت ما دارد، روی آن مسیر راه را بروید، ولو‏‎ ‎‏عقیده تان این است که این مسیری که ملت رفته خلاف صلاحش است. خوب، باشد.‏‎ ‎‏ملت می خواهد این طور بکند، به ما و شما چه کار دارد؟ خلاف صلاحش را می خواهد.‏‎ ‎‏ملت رأی داده؛ رأیی که داده متَّبع‏‎ است».‏
به نظر می‌آید با این جملاتِ حضرت امام بنا بوده همه‌چیز از نو آغاز شود و فهم مردم وارد تاریخ گردد و «تکلیف» و «آزادی» کنار هم بیاید.
اگرچه قبل از انقلاب به عقل افراد و عقل جمعی در شکل‌دادن به جامعه اهمیت داده نمی‌شد، ولی با انقلاب اسلامی که نوعی حضور در عصر جدید و نظر به انسان مدرن است، بنا بر این بود و هست که آن عقل، مقام خاصی در زندگی افراد پیدا کند. ما چاره‌ای نداریم اگر بخواهیم در این جهان زندگی کنیم باید به عقل افراد و عقل جمعی نظر نماییم و به بهانه وجود قوانین، نمی‌توان این حق را از مردم گرفت بلکه قانون را نیز باید با نظر به پیوستگیِ اجتماعی و خردی که نظر به عبور از مشکلات اجتماعی دارد، مدّ نظر قرار داد. این‌جا است که اگر می‌خواهیم فرهنگ «دانش‌بنیان» به صحنه آید و تکنیک نیز رونق خاص خود را پیدا کند باید به آن خرد و پیوستگی اجتماعی نظر کرد وگرنه روح مردمی فرهنگ «دانش‌بنیان» به حاشیه می‌رود. 
و مسلّم رهبر عزیز جوان‌مان در راستای آمادگی که شما جوانان به میان آورده‌اید، امیدوار خواهند بود تا در همین میدانی که مردم ما وارد شده‌اند، ما را از اقتصادی که هنوز آمریکایی‌های داخلی برای مردم تصمیم می‌گیرند، نجات دهند و این یعنی عبور از آمریکای درون در عین عبور از آمریکای بیرون. موفق باشید
 

41612
متن پرسش

سلام خدا قوت: در فصل دوم کتاب امام خمینی و سلوک در تقدیر توحیدی زمانه در سر عنوان «حکمت متعالیه و زیر ساخت های فکری تمدن اسلامی» الی آخر فصل که به مباحث عشق و عشق مجازی و حقیقی و مباحث علوم و فنون و صنعت و اکتشاف و اختراع، همچنین در ادامه در نظر به سیره امام و تامل در آینده الی آخر فصل: در سراسر مطالعه این عناوین گویا از نظر به عالم غربی در کنار عالم خودمان و تمدن اسلامی ناگزیر بودم_شاید علتش هنوز تسخیر تکنیکی و تکنولوژی غربی باشد_ و دائم مد نظرم مباحث دکتر داوری به خصوص خرد سیاسی در زمان توسعه نیافتگی است. و همچنین تذکراتی که در کتاب عقل تکنیکی و مباحث آن مد نظر می‌آید. به نظرم رسید بد نباشد بعد از شهادت حضرت آقا که ورود به مرحله‌ی جدیدی از تاریخ‌مان است، خصوصا که هنوز در نهادها و سازمان‌هایمان و حتی در خود سازمان‌های نظامی‌مان، به خصوص آن‌ها که در بطن تکنیک و تکنولوژی و صنعت بوده و درگیر این چنین مباحث هستند، برای ادامه راه آینده و نحوه بودن‌مان فکر کنیم. و نیاز به بازخوانی داریم. به خصوص استقامت در امر دانش بنیان_که به نظر بنده خیلی راه داریم_ و عزم طی کردن این راه که چگونه میسر خواهد بود. و من‌الله توفیق

متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: خدا را بسی شکر که به یک معنا، ما را از روزمرّگی و بن‌بست‌های توهّمی که همان بی‌آیندگی می‌باشد و غرب‌زدگی؛ به نور اسلامِ امام خمینی «رضوان‌الله‌تعالی‌علیه» و اسلام رهبر شهیدمان عبور داد و چه عبوری! و چه صراطی! سال‌ها از خدا طلب می‌کردیم که «اهدنا الصراط المستقیم» و حال به خود آمده‌ایم که چه طلب بزرگی را با این جمله، به میان می‌آوردیم و نمی‌دانستیم آن صراط، راهی است که این مردان بزرگ به ما نمایاندند و خودشان نیز همان «صراط» بودند. آری! و این‌جا است که بازخوانی، معنا می‌دهد زیرا همچنان باید رفت و رفتنی که منقطع از دیروز نیست، ولی توقف در آن نیز نمی‌باشد. و حال ما و ایرانی جدید و حضوری که همه چیز باید با این حضور جدید، معنای دیگری پیدا کند. از دانش و علم بگیرید و اخلاق و سلوک،  تا در این حضور ما به وسعت انسانیتِ آخرالزمان در نسبت با همدیگر و نسبت با دیگر مردمان جهان حرف‌های گفتنی داشته باشیم مانند حرف‌های آیت الله سید مجتبی خامنه‌ای «حفظه‌الله‌تعالی» در پیام‌شان به مناسبت روز خلیج فارس و روز بزرگداشت کارگر و معلّم؛ که اگر با دقت و با تعمّق کافی به آن‌ها نظر کنیم، دقیقاً همان سخنی می‌شود که فرمودید به عنوان «آغازی پس از آغاز». موفق باشید                      

41605
متن پرسش

بسم الله الرحمن الرحیم و به نستعین قدرت لایزال خداوند متعال با حضور انسانهای با بصیرت و مقاوم به ترسیم کشیده شده و می شود هرشب و هر لحظه در آن معجزه ای نهفته است که علاوه با دیده بصیرت گونه ........ با چشم سر هم می توان نور خدا را در تک تک انسان‌ها دید که چگونه مهدی فاطمه سلام الله علیها در دل کودک ، نوجوان و جوان و ........ جلوه نمایی کرده و حماسه ای بر پا می کند و اثر می شود در این کره خاکی آیا این جز با عند ربهم شدنی است ؟!!!!! و سنت الهی را باور کنیم که ما در کجای تاریخ این سرزمین ایستاده‌ایم امام شهید ما این سنت‌ها را می شناخت عمل می کرد و پیش می‌رفت، که همراه علم ، عین و حق، به یقین می رسید که مردم را به مبعوث شدن وعده داد که توحید حرکت ایجاد می کند حرکتی که دائم در حال جوشش است آن هم از جنس آب و نور که با خود پاکی و روشنایی به همراه دارد ، نوری که همه تاریکی ها و ظلمت ها را از بین برده و روشنایش از دنیا شروع و انتهایش را نمی توان دید که آیا به پهنای آسمان ، دریا ، زمین ، و هزاران وسعتی که در افق دید شهادت گونه می گنجد، هست ؟ آیا حقیقت گونه وارد خویشتن خود، شده ایم تا حضور پیدا کنیم در حضور خودمان و نسبت خود را رقم بزنیم در جهان خود که با پرچم ، حنجره ، و گام هایمان ، سلاحی شویم در برابر آشفتگی‌های درونی و دشمن بیرونی که بتوانیم در پی تفکر و ربط و نسبت خودمان را با این جریان ها که هزاران سال است در پی آنیم، آن را بیابیم که با آغاز انقلاب اسلامی جوشش گرفته و بعد از چهار دهه به اوج خود رسیده که با درک تفکر و عمق حضور ، با اراده‌ای مستحکم کام بر داشته بسوی نور الهی که انقلابی مهدوی در قلب های ما در حال ظهور درونی و جوشش بیرونی است . اللهم عجل لولیک الفرج

متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: راز اینگونه گشوده‌شدن قلب‌ها را باید در قرارگرفتن در راهی دانست که مردم ما آن راه را درست تشخیص داده‌اند آن‌گاه که حضرت روح الله«رضوان الله‌تعالی‌علیه» در شخصیت خود بیش از آن‌که از آن راه بگوید، خودش راهی بود در مقابل انسان‌های این تاریخ. انسان‌هایی که خودشان مسئلۀ خودشان شده بودند تا در این میدان، جهانی شوند به وسعت همۀ انسان‌ها در بیکرانگی ذاتی‌شان. و این است که ملاحظه می‌کنید هر شب به سوی همدیگر می‌آیند تا به حکم «این رازترین سخن» که فرمود: «المؤمن مرآت المؤمن» هرکدام در جان همدیگر، خود را تجربه کنند و به شوری که ایمان را به معنی واقعی آن معنا می‌کند، ورودی داشته باشند و باز متوجه شوند «هنوز نه!» زیرا می‌دانند این راه بسی حکایت‌ها در پیش دارد، حکایتی از جنس روبه‌روشدن با میدانی که دو کشور هسته‌ای به جهت بحران موجودیت‌شان به ما تجاوز کردند. زیرا «از همه محروم‌تر، خفاش بود / که عدوی آفتاب فاش بود». چه کسی باور می‌کرد که ما با موجودیت خود این‌چنین، آن دو کشور را که با هزار امید، خود را دنبال می‌کردند؛ با چنین بحران موجودیت روبرو کند و پنجه در چهرۀ خورشید بکشند. و این همان حضوری است که از «علم الیقین» شروع شد و تا«عین الیقین» جلو آمد و حال، مائیم و مردمی که در حضوری که آن را به«حقّ الیقین» وصف کردند؛ حاضر شدند و این یعنی «المؤمن مرآت المؤمن». موفق باشید  

41540
متن پرسش

سلام خدا قوت طبق تذکرات در رابطه با کتاب معرفت نفس و حشر در لینک زیر: https://lobolmizan.ir/leaflet/205 منظورتون از شرایطی که روح آمادگی کامل دارد وارد بحث شوید. را بفرمایید. . در حین مطالعه کتاب امام خمینی و سلوک در تقدیر توحیدی زمانه بودم که با این کتاب و این نوع نگاه مجددا و مکررا روبرو شدم. و احساس کردم یا طلب کردم که بدان بپردازم. از طرفی با مباحث شما در این چند ساله مانوس بوده‌ام و اما هنوز به طور جدی به معرفت نفس و حشر نپرداخته‌ بودم. از طرفی غرض مراجعه جدی‌ام_ با درد و رنجی جانکاه_ به کتاب تقدیر توحیدی، فکر در مورد چگونگی طی مسیر و طی کردن راه آینده است پس از شهادت حضرت آقا . با توجه به وجود افرادی در کنارم که پروای آینده ندارند بدین معنا که در عمیق ترین لایه‌ها متذکر این رخداد و چگونگی ادامه آینده انقلاب نیستند و شاید خودم هم نباشم. همان طور که در مباحث آیات قرآنی و نظر به وجه حضرت حق به خصوص این مطلب را حس کردم. از طرفی ضعف وجودی خودم و به هم ریختگی‌ها نیز مد نظرم می‌آید. همانگونه که حاج قاسم نیر در آخرین سخرانی خود با س.پ.ا.ه در سال ۹۸ نیز متذکر این امر بود و خوب متذکر شده بود که به چه وضعی افتاده‌ایم و چه چیز را از دست داده‌ایم و بنده نیز در چنین وضعی قرار دارم. اما تفاوتش در ضعف وجودی و زمین‌گیر بودنم است، گرچه به حکم "هر چقدر ای دل که توانی بکوش" نَنِشته‌ام، اما سخت برایم پیش می‌رود. از طرفی با خودم می‌گویم تحول وجودی با کلام معجزه‌آسا و پیامبرگونه آوینی از یک طرف و درد و رنج حقیقی دکتر داوری از طرف دیگر ممکن است. آری با شهادت آقا بیچاره شدم اما نمی‌دانم چرا مانده‌‌ام و از طرفی اگر شهادت بخواهد نصیبم شود خود را آماده نمیابم و شهادت را موثر نمی‌دانم و از طرفی ماندن اینگونه و در بین افرادی که شاید نسبتی با آقا ندارند_در عین پر تلاش و انقلابی بودن_ و عقلانیت لازم و ایمان لازم را ندارند سخت فکری و مستاصل و درمانده‌ام می‌کند. ولی میدانم که تمام این‌ها از ضعف وجودی خودم است چرا که اگر در خودآگاهی تاریخی زمانه مستقر بودم خود را در ایمانی از جنس ایمان رهبر شهیدم می‌یافتم. القصه اینکه حدود سه الی چهار سال است در جایی مشغول خدمت هستم و حتی حدود سه سال پیش بود که در عین تلاش شبانه روزی و گرفتاری‌ها مشغول مطالعه خرد سیاس دکتر داوری همراه صوت‌های شما بودم و بدین قصه می‌اندیشیدم. و در تلاش برای یافتن راه و یافت درکی دیگر. هم اکنون نیز هم رنج بی‌وجودی خود را دارم و هم رنج این بروکراسی بی‌معنا کننده آدم‌ها و از طرفی غصه ماندن. با حاج قاسم‌ و ابومهدی و سید حسن‌ها و عماد و به خصوص حسن تهرانی مقدم چه گریه‌ها که نکردم و چه طلب‌ها. حال بعد از آقا چه کنم. میدانم که اهل اشاره‌ایم و از پراکنده گوبی ام عذر میخواهم. این‌ها غر زدن نیست و درد دل است و طلب راه. اگر امکانش هست پاسخ را خصوصی برایم ارسال کنید. متن پیام گویای این مطلب هست. ممنون

متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: مهم، بی‌تفاوت‌نبودن به حساسیتی است که در این دوران خاص و در این مرحله از تاریخ انقلاب، سراغ ما آمده است که نیاز به اندیشۀ خاصی دارد تا به گفتۀ استاد حمید رضا محمدی https://eitaa.com/varastegi_ir/2193 با حرکات و سکنات و گفتار خود می‌توانیم بی‌معنابودنِ زندگی غربی را بیش از پیش نشان دهیم و روشن نماییم با مقابله‌ای که ایران عزیز در این مرحله از تاریخ با آمریکا نمود؛ آخرین میخ به تابوت قرنِ آمریکایی زد و از این حضور، آری! از این حضور غافل نباشیم.
آیا به موقفِ تاریخی خود فکر کرده‌ایم؟ موقفی که خداوند ظهوری از اسماء الهی را اراده کرده است که ترامپ و غرب، حجاب آن ظهور هستند و ما با درک درست غرب و حجاب‌بودنِ آن‌ها نسبت به آن اسماء، می‌توانیم آن اسماء را که اسماء عبور از غرب‌اند بشناسیم. آن اسماء، موقف تاریخی ما می‌باشد و می‌توان در آن موقف حضور پیدا کنیم و خود را همچون رهبر شهید انقلاب در حضرت روح الله«رضوان‌الله‌تعالی‌علیه» بیابیم که در بصیرت تاریخی خود اظهار نمودند: «این قرن، قرن نابودی ابرقدرت‌ها است»؛ با نظر به چنین حضوری ما با معنای دیگری به خداوند رجوع می‌کنیم. موفق باشید                
 

41353
متن پرسش

باسلام خدمت استاد و عرض تسلیت شهادت رهبر انقلاب . استاد عزیز خوشحالم و کمی حیران کمی نگران و پر از سوال و حیرت از اتفاقات این چند روز بگذریم. من نسبتم با رهبرشهید حالت پناه بود حالت تکیه گاه محکم یقینی ،حالت یک دست آسمانی که چنگ میزدم به او . اصلاً انقلاب با ایشان برایم انقلاب بود ،بوی نیابت امام را از او می چشیدم، حتی در تحلیل سیاسی هم او را راستگوترین میدیدم و بقیه حرفها بقیه سیاسیون بقیه نظرات را با او میسنجیدم و میزانم بود ، و نمیدانم چرا و چگونه اما با تمام وجود حس میکردم او درست ترین و صادق ترین را میگوید و دقیق ترین و در تجربه هم این حس برایم مسجل شده بود. قبل از جنگ اخیر گفت یقینا این نظام جلو میرود گفت به ترامپ توهم نمیتوانی جمهوری اسلامی را برداری و گفت خدا با مبعوث کردن مردم کار را جلو خواهد برد اینها قلبم را به آرامش سنگین رساند. و ترامپ و ناوگانش برایم هیچ شد. بعد شهادت ایشان کمی نگران شدم چون تصور این را نداشتم بعد دوباره دلم محکم شد که این مرد و خدای مرد دروغ نگفته اند . کمی از حرفها بهم ریختم که نکند حسن روحانی به رهبری برسد باز گفتم خود رهبری گفته بود کار دست خداست و نگرانی من بی مورد و دیدیم که حقیقتا دست خدا عیان شد. استاد پیام سید مجتبی را از تلویزیون شنیدم وجودم را سیراب کرد و حکمت را از آن چشیدم و بوی رهبری را از ایشان استشمام کردم. سوالم این است، من روی کلمات رهبر شهید و جملات ایشان زوم میکردم و جمله به جمله را محل تامل و میگفتم رهبری این جمله رو مخصوص گفته و با فکز گفته وبا تحلیل گفته و با تجربه و حکمت گفته خب همه چنین بودند. استاد آیا دقت در کلام سید مجتبی هم لازم است؟ آیا چون سبد مجتبی جوان است همان دقت در کلامشان نیاز است یا ایشان جوان است و هنوز باید بگذرد تا کلامشان را محک بزنیم؟ خیلی دارم بد سوال میپرسم بلد نیستم قشنگ بپرسم. آیا نور نیابت امام وعنایت امام در همین پیام اول ایشان هم جلوه میکند؟ من رهبر شهید را باور میکردم و مستحکم بود، آیا نکاتی که سیدمجتبی در مورد جنگ گفتند کلمه به کلمه اش را باور دارد و یقین پشت آن است و تدبر؟ مثلا آنجا که گفت ضربات نظامیان دشمن را از توهم تسلط و تجزیه ایران خارج کرد این جمله را اینگونه برداشت کنیم که واقعا ایشان اطلاع دقیق دارند که هدف تجزیه بود و الان از این هدف عقب کشیده اند؟ همه ی سخنم و پرسشم این است که پرسبدم و کلمه نداشتم برای پرسیدن ولی حسم را گفتم. دنبال آن استحکام رهبر شهید میگردم آن پناه

متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: بسیار و بسیار خدا را شکر کنید که شما را متوجۀ جایگاه قدسی و متعالی آن رهبر شهید کرده بود. و حقیقتاً آن مرد، عنایت خاصی بود به این تاریخ و این بود که به دست شقی‌ترین اشقیاء به شهادت رسید. ولی از این نکته هم نباید غافل شد که حضرت امام خمینی«رضوان‌الله‌تعالی‌علیه» و آن رهبر شهید یک «راه» بودند که در این تاریخ در مقابل ملت ما گشوده شد تا بشریت از جبهۀ استکبار عبور کند و بحمدالله همین راه است که مقابل آیت الله سید مجتبی خامنه‌ای گشوده شده است و یقیناً با اخلاصی که در ایشان هست حتماً مورد عنایت و مددهای خاص حضرت صاحب الأمر«عجل‌الله‌تعالی‌فرجه» هستند و باید با تمام امید به حضور ایشان در مقام رهبریِ انقلاب دلگرم بود. نکاتی را رفقا در نشست خود در رابطه با جایگاه تاریخی‌مان مطرح فرموده‌اند که خوب است نسبت به آن فکر شود https://eitaa.com/soha_sima/5628 موفق باشید

41268
متن پرسش

«چون زخم های روی تنت گریه ام گرفت... السلام علیک یا قتیل العبرات» سلام و عرض ادب خدمت استاد طاهرزاده. گاهی که به صحنه عاشورا و کربلا نگاه می‌کنیم این سوال پیش می آید که چرا سیدالشهداء «علیه السلام» به حضرت اباالفضل با آن همه قدرت و کمالات اجازه ندادند با نهایت سلحشوری و خشونت وارد جنگ بشوند. و لذا راه دیگری را در مقابل او گشودند که آب آوردن برای کودکان حرم و در نتیجه گرفتاری در گرداب بلایی شد که تا قیام قیامت برای حضرت اباالفضل و مظلومیت و رشادت و وفای او اشک بریزیم. یا چرا از لشکر ملائکه و جنیان برای نابودی و هدم دشمن کمک نخواستند. پاسخش را می‌دانیم. حضرت سیدالشهداء مأموریت خاصی دارند تا حکمت و حماسه و اقتدار و مظلومیت و اشک در هم آمیخته شود و با این معجون معجزه‌ای در جان ها پدید آمده و تاریخ دیگری برای غلبه نرم افزاری بر همینه پوچ دشمن گشوده شود. حال در اکنون تاریخ و بعد از شهادت سیدالشهدای انقلاب اسلامی، نظام جمهوری اسلامی تا کجا و چه اندازه باید با اسلحه‌هایی که دارد کار را جلو ببرد؟

متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: به آیۀ ۷۵ سوره نساء فکر کنید که می‌فرماید: «وَ ما لَكُمْ لا تُقاتِلُونَ في‏ سَبيلِ اللَّهِ وَ الْمُسْتَضْعَفينَ مِنَ الرِّجالِ وَ النِّساءِ وَ الْوِلْدانِ الَّذينَ يَقُولُونَ رَبَّنا أَخْرِجْنا مِنْ هذِهِ الْقَرْيَةِ الظَّالِمِ أَهْلُها وَ اجْعَلْ لَنا مِنْ لَدُنْكَ وَلِيًّا وَ اجْعَلْ لَنا مِنْ لَدُنْكَ نَصيراً» و از این جهت ما نسبت به مظلومان فلسطین وظیفۀ حساسی داریم و اساساً این، مبنای انقلاب اسلامی می‌باشد که حضرت امام خمینی و امام خامنه‌ای مبنای آن را پیش آوردند و این راز دشمنیِ استکبار و رژیم صهیونی با ما می‌باشد که ما آن‌ها را در آن تجاوز بزرگ راحت نمی‌گذاریم و اساساً ما خود را در این میدان تعریف کرده‌ایم و تا این ظلم و استکبار هست؛ این مقابله ادامه دارد. حال چگونه و در چه میدان‌هایی؟ «والله اعلم». و این است که حضرت روح الله «رضوان‌الله‌تعالی‌علیه» فرمودند: «جنگ ما جنگ حق و باطل بود و تمام شدنی نیست، جنگ ما جنگ فقر‏‎ ‎‏و غنا بود، جنگ ما جنگ ایمان و رذالت بود و این جنگ از آدم تا ختم‏‎ ‎‏زندگی وجود دارد». و بحمدالله این مقابله به زیباترین شکل در بستر به شهادت‌رساندنِ حضرت امام خامنه‌ای قرار گرفته است تا ما زندگی را گُم نکنیم. موفق باشید              

41263
متن پرسش

سلام علیکم استاد: خیلی عجیبه این حضور حماسی در این دو شب، از زمانی که خوب را از بد تشخیص دادم چنین پدیده ای ندیده بودم، فکر می‌کنم بی نظیره در دوران پسا انقلاب، گویی امام شهیدمان دعوت و فراخوانی غیبی صادر کرده اند و گوشها و دلهای بیشتری این ندا را درک کرده اند، مگه میشه با این دلهای پرخون و مالامال از غم اینچنین حماسه آفرید، اون هم در اوج قدرت‌نمایی لشگر شیطان، اصولا اندوه بی حد و حماسه آفرینی چه جوری با هم جمع میشه؟ نمیشه، جز با ایمانی شیعی و تاریخی و مهدوی که در عین توکل به قادر عزیز مطلق و نگاه به افق آینده مهدوی، ریشه در حماسه عاشورا داره و از خون سیدالشهدا و یارانش در تمام تاریخ، جان میگیره، ان شاءالله این حضور حماسی موجب نزول رحمت و نصرت و فتح الهی میشه.

متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: این است که بیش از پیش متوجۀ درک تاریخیِ حضرت امام روح الله و حضرت امام خامنه‌ای «رضوان‌الله‌تعالی‌علیهما» می‌شویم که به خوبی مردم را و جایگاه آنان را درک کردند و مسلّماً این مردم با چنین الهامات الهی و وجدان تاریخی، نقش‌آفرینِ اصلی برای ادامۀ این راه هستند. آری! مردم و باز مردم. و دشمن همین را نمی‌فهمید و نقطۀ شکست او در همین‌جا می‌باشد به همان معنایی که به گفتۀ امام خامنه‌ای، امام خمینی بیش از همه مردم را درک کردند. موفق باشید      

41212
متن پرسش

سلام: درباره ورع در کتاب «رمضان دریچه رویت» خوانده‌ایم. فقط خواندن. و ورع را نچشیدیم. دینداری و رجوع به دین، امری تاریخی است. حداقل با اندیشیدن در دستگاه حضور تاریخی. ظهور چنین دینداری و کمالش را در شهدا و به خصوص حاج قاسم می‌بینیم‌. و ولله در طلب ایمانِ بزرگ رهبری چه گریه‌ها که نکرده‌ایم. و جز طلب هر چه فکر کردیم دیدیم که تنها می‌توان طلب کرد. گویا فقط با چنین حضوری و درک حضور تاریخی‌مان می‌توانیم حتی نماز بخوانیم و عبادت بکنیم. در پیش خویش این را چشیده‌ایم. درک کرده‌ایم که بدون این حضور هیچ کاری نمی‌توانیم بکنیم و همه چیز هیچ است. حال چگونه باید بود در این نفحات که در عین سلحشوری حاج قاسمی عبادت خمینی وار داشته باشیم. نمی‌دانم، شاید این سوال بیجا بنماید، شاید ظاهرش درخواست راه حل و دستورالعمل دارد، اما راه خیلی باریک و کوره راه است. و سستی و بی عزمی بیچاره‌مان می‌کند. شما با این احوالات بیگانه نیستید، ولی گاهی جان به لب می‌آید. یا علی

متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: این‌که باید در نظر به ایمان، سرگشتگی خود را احساس نمود، حرفی در آن نیست. و این‌که نفسِ طلب ایمان، نوعی ایمان به حساب می‌آید، به همان معنای حضور در کوره راهی به سوی روشنی‌گاه؛ در این هم حرفی نیست. آری! دین نباید تبدیل به ایدئولوژی شود زیرا دیندا‌ری با نظر به امر قدسی امر پویایی است که با نظر به «هنوز نه» در میدان دین‌داری ممکن می گردد که در آن کمان ابروی کافرکیش، همواره خود را می‌پوشاند و انسان چو بید بر سر ایمان خویش می‌لرزد. این در صورتی است که ایمان در نظر به حقیقت در میان باشد. 
حال مائیم و این ماهِ رمضانِ فوق‌العاده در نسبت با حضرت روح اللّهی که شهید آوینی در آن نسبت، خود را یافت. و در این ماه رمضان برای افرادی که تا «وقتِ محمّدی» - که در پرسش قبلی‌تان (41204) از آن گفتگو شد- آمادۀ حضور هستند، فرصت فوق‌العاده‌ای است با یافتن روحانیت خاص انسانی که او حضرت روح اللهِ این تاریخ بود با نُبُواتِ خاص. راهی که حضرت امام خامنه‌ای «حفظه‌الله‌تعالی» آن راه را یافتند. راستی! این دخترانی که چندان حجاب کامل ندارند، به دنبال چه نوع حضوری هستند که مقام معظم رهبری را، راهی برای جستجوی خود یافته‌اند؟ آیا به دنبال ایمانی غیر از ایمان متافیزیکی نیستند؟ ایمانی به ایمانِ حضرت آیت الله خامنه‌ای. موفق باشید      
 

41192
متن پرسش

سلام خدمت استاد محترم و گرامی: اگر بخواهم بصورت اصولی با مبانی فکری امام‌خمینی آشنا بشوم حضرتعالی چه پیشنهادی دارید؟

متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: در موضوعات معرفتی، کتاب «مصباح الهدایة الی الخلافة والولایة» ایشان حرف ها دارد که در شرح آن عرایضی شده است و در سایت می‌توانید ملاحظه فرمایید. و در امور سیاسی و اجتماعی، کتاب «ولایت فقیه» ایشان، گفته‌ها دارد. موفق باشید 

41177
متن پرسش

«إِلهِي اعْتِذاري إِلَيْكَ...» سلام و عرض ادب‌ خدمت استاد طاهرزاده: بعد از ۲۲ دی‌ماه و ۲۲ بهمن‌ماه امسال به لطف خدا بیش از گذشته نفْس مان مطمئن شد که این انقلاب جریان خروشانی از توحید و اراده الهی است و همچنان نهنگ وار دریای تاریخ را به سوی مقصد نهایی اش سیر می‌کند و دشمنانش هییییییچ غلطی نمی‌توانند بکنند، بلکه برعکس هر چه دشمنی کنند و تلاش کنند آن را بشکنند تیزتر می‌شود (ما شیشه ایم و باک نداریم از شکست / شیشه هر آنچه می شکند تیزتر شود) الحمدلله رب العالمین.

متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: درک این نکته که حضرت امام «رضوان الله تعالی علیه» فرمودند: «این قرن قرن نابودی ابرقدرت هاست» حکایتی است تا ما نیز متوجه باشیم این مردم آری این مردم بودند که در نگاه امام حضور فردایی بشر جدید را با آن بشر درمیان می‌گذارند. موفق باشید

41170
متن پرسش

با عرض سلام و ارادت خدمت استاد بزرگوار: استاد حال در فردای حضور در راهپیمایی تاریخی ۲۲ بهمن امسال به این دعا بسنده می کنم که «خدایا ما را نیز از بصیرت پیرمردها و پیرزن های افتاده و ساده دلی که امسال هم مثل این ۴۷ سال لطف حضور در این مسیر توحیدی را به آنها عطا کرده ای محروم نگردان؛ خدایا پناه می بریم به تو از آن علمی که روشنفکران ما را به جای طلب رضای خدا به دنبال طلب رضای فرعونیان زمانه انداخته است». به راستی در روزگاری که جبهه کفر و ظلم با همه توان سخت و نرم خود به صحنه آمده و با عقل موزی و حسابگر خود پیش بینی می کردند که ۲۲ بهمن را دیگر از رونق خواهند انداخت، تو به قدم های مردم چگونه قوت بخشیدی که در حماسه ای این چنین حضور یافتند؟ چه اندازه زیبا فرعونیان و غرب زدگان داخلی را از فتنه ها و نقشه های شومشان مأیوس کردی!؟ کدام اراده ها، کدام پاها و قدم ها لطف این حضور را پیدا می‌کنند تا در مقابل مستکبران این زمانه وسیله محقق شدن اراده الهی باشند!؟ خداوند این بصیرت را به چه کسانی عطا می‌کند؟ چه می دانیم، شاید پا هایی که در این مسیر به راه افتادند متعلق به همان هایی‌ست که این فراز زیارت عاشورا را با اخلاص کامل خوانده اند که «یا ابا عبدالله انى سلم لمن سالمکم و حرب لمن حاربکم الی یوم القیامة» و خداوند اراده کرده است تا این مردم در این زمانه با همین قدم زدن هایشان در جنگ باشند با کسانی که در تاریخ با «حسین ها» در جنگ بوده اند و در صلح باشند با کسانی که با «حسین ها» در صلح بوده اند! ای مردم عزیز ساده دل و پاک طینت، خداوند به پاهایتان قوت بخشید و دل هایتان را همواره از عشق حسین لبریز کرد و چشم هایتان را با اشک برای حسین جلا داد که شما آن‌هایی هستید که همواره در تاریخ سربلند بوده و خواهند ماند. التماس دعا 

متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: همچنان که پیش بینی می‌شد و عرض شد https://eitaa.com/matalebevijeh/21724 دیروز حکایت حضور همه‌  انبیا و اولیا و فرشتگان بود تا ما خود را به وسعت توحید حضرت محبوب در بین این مردم احساس کنیم. چه اندازه حضرت روح الله دقیق مردم را فهمیدند که فرمود «‏‏اگر من هم برگردم‏‎ ‎‏ملت اسلام برنمی گردد» این است معنای بصیرت تاریخی که این مردم و حضرت امام متوجه آن بودند و هستند. موفق باشید

41159
متن پرسش

استاد سلام: برای برخورد با شخصیت های اشراقی از امام خمینی تا مرتبه بالا که معصومین باشند می‌فرمایید برخود برهانی و عقلی صرفا کافی نیست و باید برخورد اشراقی داشت. یعنی من اینطور فهمیدم که مثلا ما با خواندن زندگی نامه و تاریخ حرکت و قیام امام حسین صرفا امام حسین شناس خواهیم شد اما این کافی نیست و باید با حقیقت اشراقی برخورد داشت. این نوع برخورد چگونه است و چگونه حاصل میشه و چه باید کرد؟ آیا برخورد با حقیقت اشراقی همان تهذیب نفس است یا لازمه برخورد تهذیب نفس است؟ کتاب سلوک ذیل شخصیت امام خمینی را مطالعه کردم اما این هنوز برام سوال هست.

متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: خداوند می‌فرماید: «سَنُرِيهِمْ آيَاتِنَا فِي الْآفَاقِ وَفِي أَنْفُسِهِمْ حَتَّى يَتَبَيَّنَ لَهُمْ أَنَّهُ الْحَقُّ  أَوَلَمْ يَكْفِ بِرَبِّكَ أَنَّهُ عَلَى كُلِّ شَيْءٍ شَهِيدٌ»، به زودی نشانه‌های خود را در کرانه ها و اطراف جهان و در نفوس خودشان به آنان نشان خواهیم داد تا برای آنان روشن شود که بی تردید او حق است. آیا کافی نیست که پروردگارت بر همه چیز گواه است.
ملاحظه می‌کنید که می‌فرماید همچنان‌که انسان در مسیر توحید قدم گذاشت تا آن‌جایی جلو می‌رود که خداوند در جان آن انسان‌ها و در افق شخصیت آن‌ها حقایق را متجلی می‌کند تا آن‌جایی که می‌یابد که این خداوند است که با چنین جلواتی به ظهور آمده است و از این جهت به گفته جناب علامه طباطبایی، در آخر از ما می‌پرسد، آیا تا این‌جاها جلو آمده‌اید که بیابید در هر چیزی اوست که مشهود است؟ و این یعنی نظر به اشراقات الهی، امری که حضرت روح الله «رضوان‌الله‌تعالی‌علیه» در آن حاضر بود و با ارتباط با شخصیت آن مرد بزرگ و ذیل آن مرد، با توجه به نگاه به رهبر معظم انقلاب می‌توان نگاه إشراقیِ لازم را در همه چیز مدّ نظر داشت. آیا ۲۲ دی‌ماه، حضورز انوار الهی نبود که در این مردم جلوه کرد؟ آیا ۲۲ بهمنی که در پیش است به طور معجزه‌آسا محل اشراق انوار الهی و فرشتگان ربّانی نخواهد بود؟ موفق باشید        
 

41150
متن پرسش

سلام علیکم: استاد در مواجهه با سخنانی که اخیراً فرمودید https://eitaa.com/matalebevijeh/21614 احساس کردم با زبان شعر اشارات پنهان آن سخنان را می‌توان با مخاطب به گفتگو نشست و در این رابطه اشعار زیر را تقدیم می‌کنم.

بسم‌الله الرحمن الرحیم 
دلا یکدم بیا عزم سفر کن
به دريا های جان خود گذر کن
ز بعد آن سفر کن سوی ظاهر 
به وجه الله نظر کن در مظاهر 
دمادم جلوه‌های یار بنگر
شکوه واحد قهار بنگر
یکی زان جلوه ها یش انقلاب است
در این تاریخ عالم فتح باب است 
حوادث را تو تاریخی نظر کن
به سنت های قرآنی گذر کن
بود این نهضت اشراق الهی
به روح الله جان مرد الهی
از آن انوار ساطع بر شهیدان 
مقدس های چون آیات قرآن 
بپا گرداند دشمن اغتشاشات 
که بیست و دوم دیماه شد مات 
کنون آورده لینکن ناو شیطان 
که ترساند قلوب اهل ایمان
در اوج کبر فرعون غرق گردید
بدون شک شما هم غرق گردید
بزودی حس پیروزی به دلها
شود ساری به قلب ملت ما
بزودی قله بر ما رخ نماید
جمال یار دلها می رباید 
کشد دست ولایی بر سر ما
بریزد جام صهبا بر دل ما
کند محو مظهر شرک و ریا را
گشاید سوی دل میخانه ها را
برد زنگار دنیا را ز دلها
فروزد نور توحیدی به جانها
نگارم چون به عالم رخ نماید
حجب را یکسره ویران نماید 
به گردش بین سپاهی از شهیدان 
کنارش خامنه‌ای ماه‌ دوران 
خمینی داده است این وعده بر ما
که این پرچم رسد بر دست مولا
جماعت میکند در قدس بر پا
جهان را میکند پر عدل و زیبا 

علی پیرعلی خیرابادی 
شانزدهم شعبان المعظم ۱۴۴۷
بهمن ۱۴۰۴
 

متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: حقیقتاً همین طور است که فرموده‌اید که چگونه می‌توان در افق حضور توحیدی خود در نسبت بین احدیت و واحد قهار بودن حضرت محبوب از یک طرف و درک سنت‌های الهی  در نسبت با اغتشاشات پیش آمده به آینده‌ای فکر  کنیم که آینده حضور تاریخی است که از طرف حضرت روح‌الله آغاز شده است و حضرت نایب الامام آیت الله خامنه‌ای به خوبی آن  را مدیریت می‌کنند تا ما  در جبهه مقابل با کثیف‌ترین جریان تاریخ سرفراز بیرون آییم و در رسالت نجات بشر امروز در میدان حاضر باشیم. ان شاالله

41123
متن پرسش

سلام: اعیاد مبارک ان شاءلله. استاد کتاب سلوک ذیل شخصیت امام خمینی را خواندم و در حرم امام رضا دو رکعت به نیابت از شما و مرحوم امام تقدیم کردم. خواستم تشکر کنم ازتون. عطشی داشتم نسبت به امام و این عطش بیشتر شد. خود هم تشنگی برای رسیدن به اون روحیه لذت بخشه. باور کنید در طول روز خیلی به مرحوم امام فکر می‌کنم. به عظمت ایشان به حرکت ایشان. الحق که اگر نبودند ما الان مسلمان کدام اسلام بودیم؟ استاد چه کنیم این روحیه عطش نسبت به امام؟ آیا انس با آثار ایشان کافی است؟

متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: علاوه بر اُنس با آثار حضرت امام «رضوان‌الله‌تعالی‌علیه» که بسیار مفید است تا معلوم شود مبانیِ معرفتی این مرد الهی چه بوده است؛ باید به جایگاه تاریخی حضرت امام بیندیشیم. خدا می‌داند محال است بشر امروز بدون پیداکردن نسبتی اساسی با حضرت روح الله بتواند در جهان خود به صورتی که جواب جانش را بدهد، حاضر شود. در هر سال در حوالی ۱۴ خردادها عرایضی در رابطه با جایگاه تاریخی حضرت امام شده است که خوب است به آن مباحث رجوع فرمایید. https://lobolmizan.ir/category/50?tab=posts&inner_tab=book در ضمن در قسمت سوم کتاب « ما و بشر جديد و آينده قدسی پيش رو» https://lobolmizan.ir/book/1599تحت عنوان « مصاحبه سوم انقلاب اسلامی و فهم امام خمينی از انسان و جهان مدرن، صفحۀ 89» عرایضی شده است که خوب است به آن مصاحبه رجوع فرمایید. موفق باشید

41083
متن پرسش

سلام علیکم و رحمه الله: استاد اعتقاد راسخ حضرت عالی مبنی بر اراده حق تعالی بر ظهور نور توحید به وسیله انقلاب اسلامی، آیا مستدل به بحث علم الاسماء جناب فردید است و یا استدلال قرآنی و یا روایی و یا عقلی هم دارد؟ آنچه خود حضرت امام رحمه الله علیه می فرمایند، به نظر می‌رسد بیشتر جهت دعایی دارد تا اِخبار، آنجا که می‌فرمایند ما ان شاءالله پرچم این انقلاب را به دست صاحب اصلی آن خواهیم داد. البته که تشخیص و انجام وظیفه، صرف نظر از وجود و یا عدم چنین اعتقادی به جای خود، و لیکن جهت اطمینان قلب ممنون می شوم دلایلتان را تصریح بفرمایید.

متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: مهم آن است که با نظر به روایات مربوط به زمان‌شناسی، به رخداد انقلاب اسلامی با نگاه تاریخی بنگرید. در این رابطه اتفاقاً دقت‌های آقای دکتر احمد فردید هم در نسبت به حضور تاریخی ما قابل فهم است. و عنایت داشته باشید که سخنان حضرت امام خمینی «رضوان‌الله‌تعالی‌‌علیه» از نوع الهاماتی است که برای حضور در این تاریخ، مدّ نظر می‌آورند. به این جمله از روزنامه اسرائیل هیوم فکر کرده‌اید که می‌گوید: 
«بسیج» دقیقاً برای وضعیت امروز ایران ایجاد شده است. آیت‌الله روح‌الله خمینی به عنوان پدر بسیج این گروه شبه‌نظامی را پس از انقلاب ۱۹۷۹ تأسیس کرد که به «سلاح آخرالزمانی» او تبدیل گشته است.
باز تأکید می‌شود اگر رخداد و پدیدۀ تاریخی انقلاب اسلامی را در نسبت با جهانی که بنای حذف انقلاب اسلامی را دارد، «فهم» کنیم؛ می‌یابیم که جایگاه تاریخیِ انقلاب اسلامی تا آن‌جایی است که امروز، همۀ مسئلۀ جبهۀ استکبار انقلاب اسلامی شده است به عنوان جریانی که معنای ادامۀ تاریخ استکبار را از آن‌ها گرفته است. آیا این ما نیستیم و این‌همه امیدواری نسبت به آینده؟ موفق باشید                      
 

41059
متن پرسش

با سلام و احترام خدمت استاد: بنده یک زندگی معمولی دارم سر کار میرم و.. اما احساس می‌کنم کار خاصی برای ظهور امام زمان یا وظیفه اجتماعی نمی‌کنم. من چجور باید مسئولیت زندگی ام رو پیدا کنم؟ روزهای من بسیار به بیهودگی می‌گذرد. هر چند هم خانه داری می‌کنم هم شاغل هستم، همچنین مال و پول هم که بدست می آید در چه راهی خرج شد که هدر نرود حال اگر بخواهم از لحاظ دینی برای مال و زمانم برنامه ریزی کنم و یک تقسیم بندی داشته باشم به چه صورت است؟

متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: باید در دوران بی‌معناشدن انسان ، انسان‌ها معنای خود را با حضور در تاریخی که ذیل ارادۀ الهی در این زمانه شکل گرفته پیدا کنند که به نظر بنده آن تاریخ، تاریخی است که با انقلاب اسلامی شروع شده است. امری که جناب هایدگر به دنبال آن بود و آقای دکتر احمد فردید فرموده بودند ای کاش او در زمان ظهور انقلاب اسلامی زنده بود تا با خدای آقای خمینی متوجۀ خدایی می‌شد که به دنبال آن بود. پیشنهاد میشود مباحثی که تحت عنوان «نیست‌انگاری» روی سایت هست، دنبال شود. موفق باشیدhttps://lobolmizan.ir/search?search=%D9%86%DB%8C%D8%B3%D8%AA%20%D8%A7%D9%86%DA%AF%D8%A7%D8%B1%DB%8C&tab=sounds

41053
متن پرسش

بسمه تعالی متن بحث امشب

متن پاسخ

نسبت ما با رسول خدا«صلوات‌الله‌علیه‌وآله» و شریعت محمدی
بسم الله الرّحمن الرّحیم
«السَّلامُ عَلَيْكَ يَا رَسُولَ اللَّهِ، السَّلامُ عَلَيْكَ يَا مُحَمَّدَ بْنَ عَبْدِ اللَّهِ، السَّلامُ عَلَيْكَ يَا خِيَرَةَ اللَّهِ». سلام بر انسانی که مفتخر شد به بندگی خداوند و پیامبریِ او«عبدهُ و رسوله».

خداوند در رابطه با جایگاه پیامبر خدا «صلوات‌الله‌علیه‌وآله» و نسبتی که آن حضرت با جان ما دارند؛ می‌فرماید: «لَقَدْ مَنَّ اللَّهُ عَلَى الْمُؤْمِنينَ إِذْ بَعَثَ فيهِمْ رَسُولاً مِنْ أَنْفُسِهِمْ يَتْلُوا عَلَيْهِمْ آياتِهِ وَ يُزَكِّيهِمْ وَ يُعَلِّمُهُمُ الْكِتابَ وَ الْحِكْمَةَ وَ إِنْ كانُوا مِنْ قَبْلُ لَفي‏ ضَلالٍ مُبينٍ» (آل‌عمران/۱۶۴)    
خداوند لطفی بس گرانمایه را بر مؤمنین عطا کرد آن‌گاه که در بین خودشان رسولی را که قصه‌ی جان آن‌ها است، برانگیخت تا برای مردمان نشانه‌های او را یکی پس از دیگری بنمایاند و انسان‌ها را آنچنان از آلودگی‌ها آزاد کند که شایسته‌ی صعود به حضرت ربّ العالمین در آن‌ها شکل گیرد و علاوه بر این، آن‌ها را کتاب و حکمت بیاموزاند تا بدانند چه باید بکنند و چگونه زندگی را حکیمانه طیّ نمایند. و این در حالی است که تا آن زمان، هرچه بوده است با همه‌ی ادعاهای مدعیان، سراسر نسبت به راهی که بشر باید طی کند، گمراهیِ روشنی به حساب می‌آمد.
۱. شریعت الهی، حضور در ذات انسانیِ انسان :

انسان در مواجهه با رسول خدا «صلوات‌الله‌علیه‌وآله» و شریعت و راهی که آن حضرت آورده‌اند، در واقع با اصل ذات خود روبه‌رو می‌شود که عین ربط و عین عبودیت نسبت به حضرت پروردگار است و با شریعت الهی که در واقع راهِ رسول خدا «صلوات‌الله‌علیه‌وآله» به سوی پروردگار است، انس با حضرت حق برای انسان آشکار می‌‌شود، آن هم در راستای حکمت اُنسی که طلب شناساییِ حق است. زیرا محیط زیست حقیقی انسان که دلِ او باشد، با فروافتادن در دنیا آلوده می‌شود و این آلودگی به جایی می‌رسد که بشر نمی‌تواند حیات خود را ادامه دهد و نیازمند است تا قدم در راه طریقت انسانی بگذارد که نماد کامل انسانیت است و از این جهت او برگزیدۀ خداوند و «مُصطَفی» شده تا با راهی که خداوند برای بشریت در مقابل او گذارده، انسان‌ها در معنای ذاتی خود که عبودیت است، حاضر شوند.
۲. شریعت محمّدی «صلوات‌الله‌علیه‌وآله» و عبور از سرگردانی:

اگر جناب حافظ فرمود:
در کوی ما شکسته‌دلی می‌خرند و بس     بازار خودفروشی در آن سوی دیگر است
این همان حضور در مقام عبودیت می‌باشد به همان معنایی که خداوند فرمود: «أَنْتُمُ الْفُقَراءُ إِلَى اللَّهِ وَ اللَّهُ هُوَ الْغَنِيُّ الْحَميدُ» (فاطر/۱۵) شما در ذات خود عین نیاز به خداوند هستید و خداوند عین جوابگویی به نیاز و فقر شما و او مطلوبی است بسی پسندیدنی در جواب طلب و نیاز شما. و از این جهت که جایگاه پیامبر خدا «صلوات‌الله‌علیه‌وآله» که متذکر شریعت و راهی است به سوی خداوند؛ بسی با اهمیت می‌شود تا ما در فقر و نیاز به خدای غنی حمید سرگردان نمانیم. در این رابطه خوب است به نسبت خود با پیامبر خدا بسیار بیندیشیم.
۳. شریعت الهی و حضور انسان در انسانیت خود:

آن‌گاه که انسان متوجۀ فقر ذاتی خود بشود و برایش روشن گردید تمنیّات دنیایی جواب جان او را نمی‌دهد، متوجۀ خدایی می‌شود که غنیّ و حمید است، در آن حال قلبش «عرش رحمان» می‌شود و متوجه می‌گردد با نظر به شریعتی که پیامبر خدا «صلوات‌الله‌علیه‌وآله» به میان آورده‌اند، در انسانیت خود، آری! در انسانیت خود نسبتی خاص با خداوند برقرار می‌کند، که همان نسبت عبد و معبود است.
۴. تا خدا به سراغ انسان آید:

در واقع شریعتِ آخرین پیامبر «برای همه‌کس و برای هیچ‌کس» به حساب می‌آید؛ برای همه می‌باشد وقتی متوجۀ حقیقت خود که همان عبودیت است، باشند. و برای هیچ‌کس نیست، وقتی اصرار بر خودخواهی داشته باشند، به گمان آن‌که می‌توانند بدون معرفت به حقایق الهی و شریعت آخرین پیامبر، خود را ادامه دهند. در حالی‌که به گفتۀ جناب حافظ:
من به سر منزل عنقا نه به خود بردم راه          قطع این مرحله با مرغ سلیمان کردم
که همان شریعت و راهی است که پیامبر خدا «صلوات‌الله‌علیه‌وآله» در مقابل انسان‌ها گشوده‌اند تا خدا به سراغ انسان آید، به همان معنایی که خداوند در حدیث قدسی می‌فرماید: «لَا يَزَالُ عَبْدِي يَتَقَرَّبُ إِلَيَّ بِالنَّوَافِلِ حَتَّى أُحِبَّهُ فَإِذَا أَحْبَبْتُهُ كُنْتُ سَمْعَهُ الَّذِي يَسْمَعُ بِهِ وَ بَصَرَهُ الَّذِي يُبْصِرُ بِهِ وَ يَدَهُ الَّتِي يَبْطِشُ بِهَا» همواره بندۀ من در مسیر بندگی تا آن‌جا به من نزدیک می‌شود که دوست‌دارش می‌شوم، پس چون دوست‌دارش شدم، گوشش می‌شوم که بدان بشنود و چشم‌اش می‌شوم تا بدان ببیند و دست او می‌شوم تا بدان چیزها را بگیرد. آری! این است معنای آن‌که خداوند به سراغ انسان می‌آید وقتی انسان در بستر شریعتی که پیامبر خدا «صلوات‌الله‌علیه‌وآله» آورده‌اند، بندگی کند.
۵. غلبۀ حضور نرم مردم در برابر ارادۀ معطوف به قدرت:

با حضور پیامبر خدا«صلوات‌الله‌علیه‌وآله» در این آخرین دوران که ظلمات و « مَكْرِ لَيْلِ و نَهار» به نهایت می‌رسد و غربِ ظلمانی به گمان خود بنا دارد با اسلحه‌های مخوف و رسانه‌های گسترده و فضای مجازی، جهان را و بشریت را تسخیر کند؛ همه چیز برعکس می‌شود و ارادۀ معطوف به سوی قدرت، مغلوبِ حضور نرم ارادۀ معطوف به حق می‌گردد و ۲۲ دی‌ماه به میان می‌آید که به تعبیر مقام معظم رهبری، «ملت ایران کمر فتنه را شکست».
برای جهان استکبار بسیار مشکل است که شخصی به نام امام خمینی «رضوان‌الله‌تعالی‌علیه» پیدا شود که امامت‌شان نه‌تنها در راستای ارادۀ جهان غرب که ارادۀ معطوف به کفر است، نباشد؛ بلکه برعکس، آن اراده، ارادۀ معطوف به حق و به انسانیت باشد و معلوم است که باید مساجد را آتش بزنند و قرآن را بسوزانند زیرا ذیل ارادۀ معطوف به حقّ و انسانیت که با مسجد و قرآن پیش می‌آید، جهان استکبار معنای خود را از دست می‌دهد و با رهبری مقام معظم رهبری «حفظه‌الله‌تعالی» از تبدیل جریان انقلاب اسلامی به نفسانیتِ غربی که با تحریم‌ها و تبلیغات خود امید چنین تبدیلی را داشتند، مأیوس می‌شوند. و لذا دست به هر کاری می‌زنند و هر شعاری می‌دهند. 
۶. آخرین دین و حضور در عمیق‌ترین لایۀ انسانی:

با حضور شریعتِ آخرین پیامبر «صلوات‌الله‌علیه‌وآله» و راهی که آن حضرت به سوی خدا در مقابل بشریت گشودند، بنا بر آن نیست که مستضعف، مستکبر شود و همچنان وضع سابق ادامه یابد. زیرا‌ انقلاب اسلامی در ذات خود عبارت است از تعالی انسان تا مرز ملاقات خداوند که هدف انسانیت هر انسانی است.
عمده آن است که متوجه باشیم با اسلام و ذیل اسلام از طریق انقلاب اسلامی، طلب و تمنّای بشر عوض می‌شود و اندیشه‌های آماده‌گر، گرچه به ظاهر کاری نمی‌کنند ولی طلب و تمنّای بشر را به سوی عالم قدس تغییر می‌دهند تا حضرت ربّ العالمین با تجلی «عَلَّمَ آدَمَ الْأَسْماءَ كُلَّها» انقلابی در جان انسان‌ها پیش آورد و بشرِ آخرالزمانی در عمیق‌ترین لایۀ انسانی خود در این رابطه متوجۀ نسبت خود با پیامبر خدا«صلوات‌الله‌علیه‌وآله» که نماد کامل «خلیفۀ الله» است؛ بشود. امری که جریان‌های غرب‌زده و لیبرال‌هایِ خودی متوجۀ آن نیستند و بنا دارند در دل انقلاب اسلامی، خودشان در جایگاه مستکبران قرار گیرند.
۷. راز حقّانیت انقلاب اسلامی:

در زمان و زمانه‌ای که بشر بیش از همیشه باید با تفکر حقیقی که شناخت باطلِ زمانه است؛ خود را بیابد، انسان می‌تواند باطل را در هر جریانی که با مسیر آخرین پیامبر مقابله می‌کند، بشناسد. و در این راستا راه خدا، به عنوان راهی که راه باطل نیست، خود را می‌نمایاند. این یعنی حضور در میدان «تولّی» و «تبرّی» که حضور در اُنسِ نهایی با حضرت حق است در مقابله با میدانی که در نهایت خشونت با انسانیت است و این است راز حقّانیت اسلام و ذیل اسلام، راز حقّانیت انقلاب اسلامی که با خشن‌ترین جبهۀ استکبار روبه‌رو شده، به معنای پایان تاریخ غربِ استکباری که تاریخ فرار از حق و حقیقت است در نهایی‌ترین شکل.
۸. ما و متفکرترین انسان‌ها:

با توجه به این‌که انسان در مسیر توحید و شریعت اسلامی از «آگاهی» به سوی «خودآگاهی» می‌رود و از «خودآگاهی» به «دل‌آگاهی» نایل می‌گردد که همان تفکر حضوری است که منجر به درک موقعیت تاریخی می‌شود که در آن تاریخ حاضر است. می‌توان گفت آن مادر شهید و آن خانم خانه‌داری که در راهپیمایی ۲۲ دی‌ماه شرکت می‌کند؛ متفکرتر از بسیاری از تحصیل‌کرده‌های غرب‌زده می‌باشند زیرا تفکر، همواره با «تقوی» و ورع همراه است تا به حکم: «وَ أَنْزَلْنا إِلَيْكَ الذِّكْرَ لِتُبَيِّنَ لِلنَّاسِ ما نُزِّلَ إِلَيْهِمْ وَ لَعَلَّهُمْ يَتَفَكَّرُونَ»(نحل/۴۴) انسان‌ها متوجۀ تفکری می‌شوند که در دل شریعت محمّدی «صلوات‌الله‌علیه‌وآله» پیش می‌آید و جریان غرب‌زدۀ بی‌تقوا و بی‌ورع هرگز نمی‌تواند از آن شریعت بهره‌مند شود و به تفکری که آیۀ مذکور متذکر آن است برسد.
۹. نسبت شریعت الهی و تفکر حضوری :

اگر انسان از طریق عبودیت و در بستر شریعت الهی با خویش و با خدای خویش خلوت نداشته باشد، حقیقتاً نمی‌تواند اهل تفکر باشد و اطلاعات او هم عملاً توالیِ فاسد پیدا می‌کند مانند علم امروز و خلقِ اسلحه‌های مخوف. تفکر حقیقی، آن حضوری است که تنها ذیل شریعت الهی پیش می‌آید و چنانچه آن تفکر در صحنه نباشد، علم و فلسفه به وِرّاجی می‌افتد و هنر هم بازگشتی خواهد بود به سوی امیال نفس امّاره. این است علت نیاز ما به شریعت الهی و نسبتی که باید با آخرین پیامبر برقرار کرد.
۱۰. راز آشفتگی جهان امروز:

آشفتگی جهان امروز که بشر، خود را در آن بی‌نیاز از شریعت می‌داند، طوری است که انسان نمی‌تواند با خودش خلوت کند و حتی نمی‌تواند فکر کند و نمی‌تواند انسان‌گونه فرائض و نوافل خود را به‌جا آورد، زندگی‌اش عین بی‌تقوایی و بی‌ورعی می‌باشد، در هر کاری سعی دارد شهوات نفس امّارۀ خود را ارضاء کند. این‌جا است که می‌یابیم تنها با رجوع به آموزه‌های دینی و شریعت الهی، به عنوان راهی به سوی خدا، می‌توانیم خود را نجات دهیم، در صورتی که جایگاه آخرالزمانی معارف توحیدی و شریعت الهی را بشناسیم و از سطحی‌کردن و تقلیل‌دادنِ آموزه‌های دینی و آداب دینی پرهیز نماییم و متوجۀ آینده‌ای باشیم که به گفتۀ جناب مولوی:
ازدرم ها نام شاهان بركنند    نام احمد تا ابد بر مي‌زنند
و این یعنی آینده ای که در پیش است و رهبر معظم انقلاب در سخنان خود در روز بعثت متذکر آن شدند که چگونه امروز هم اسلام می‌تواند دنیای امروز را هم از سراشیبیِ سقوط به درّۀ تباهی نجات دهد.                             
   والسلام علیکم و رحمۀ الله و برکاته      

       https://lobolmizan.ir/get-file/5843/?item=0    صوت جلسه 

41048
متن پرسش

سلام و عرض ادب: چند کلمه ای در رابطه با پیام رهبر اقیانوسیِ انقلاب اسلامی به مناسبت اقدام تاریخی و به هنگام ملت شریف ایران در ۲۲ دی ماه ۱۴۰۴ تقدیم می‌کنم. حضرت آقا فرمودند: «ملّت عظیم‌الشأن ایران! امروز کار بزرگی انجام دادید و روزی تاریخی آفریدید». استاد، اگر عبادات را به «فردی» و «جمعی» و «اجتماعی» و «تاریخی» تقسیم کنیم و عبادت تاریخی یعنی جریان و قطار توحید در سیر تاریخی خودش به نقطه‌ای رسیده که برای ادامه آن نیاز به اقدامی تاریخی و به هنگام دارد. حال اگر کسی در این اقدام وارد شود و در بن بست شکنی جریان توحید قدمی بردارد، گویا با همه موحّدین تاریخ همتاریخ شده و در تمام تلاش ها و عبادات آن ها از حضرت آدم تا قیامت شریک شده! نظیر حرکتی که اصحاب سیدالشهداء در کنار حضرت انجام دادند و با آن حرکت تاریخی در همه تاریخ وسعت یافتند و حاضر شدند. گویا جنس حرکت ملت عظیم الشأن ایران در ۲۲ دی ماه از این جنس بود. درسته استاد؟

متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: همین‌طور است که می‌فرمایید. هنوز بنده بر آن عرض قبلی خود تأکید دارم که حضرت روح الله «رضوان‌الله‌تعالی‌علیه‌» به الهام الهی تشکیل بسیج و سپاه را برای ادامۀ انقلاب در این تاریخ مطرح فرمودند.
با توجه به این‌که شخصیت امام خمینی «رضوان‌الله‌تعالی‌علیه‌» آغاز راه انکشاف بقیۀ الله بود، معلوم است که این راه در مسیر خود گشایشی تامّ پیدا می‌کند. به همان معنایی که نهضت کربلا به میان آورد همراه با خودآگاهیِ تاریخی و تفصیل بعد از اجمال، زیرا هرگاه به روح ایمانی تقرب جوییم، عالَم انسان متفکر به ساحت قدس تعلق پیدا می‌کند و در این راستا تفکر دینی با تفکر خودآگاهانۀ ایمانی هماهنگ می‌شود، بر اساس تفصیل بعد از اجمال و این است جایگاه حضور مردمیِ فوق العاده در ۲۲ دی‌ماه که ملاحظه کردید. امری که حتی خود ما و مردم متوجه نبودیم که این حضور، چه جایگاه تاریخی در مقابله با نابودی و افول جبهۀ استکبار و صهیونیسم دارد.
 با توجه به نکتۀ فوق در مورد تفکر امام خمینی«رضوان‌الله‌تعالی‌علیه‌» که متأثر از نهضت اباعبدالله«علیه‌السلام» است، می‌‌توان گفت، آن تفکر بیشتر مانند کوره‌‌راهی است در جنگل مدرنیته که انسان را از این جنگل هیولایی خوفناک با دام و ددهای مهیب، رهایی می‌بخشد و به فضای باز و روشن جمع بین «دین» و «دانش» می‌رساند، و از این جهت مهم‌تر از همه، آن تفکر رجوع به حقیقتِ دیانت داشت و نه اسارت در تکنیک، امری که جهان مدرن بدان امیدوار بوده و هست که توانایی تکنیکی آن‌ها حرف آخر را می‌زند. موفق باشید

 

نمایش چاپی