بسم الله الرحمن الرحیم
گروه فرهنگی لب المیزان
به لب المیزان خوش آمدید.
گروه فرهنگی المیزان

موضوعات

دسته بندی: شرح احادیث، دعا و کتب

تعداد نمایش
کتاب
جزوه
یادداشت ویژه
نمایش چاپی
شماره عنوان پرسش
41160
متن پرسش

با سلام و احترام و تشکر فراوان از عنایات جنابعالی. متن بنده از سه قسمت تشکیل شده است: ۱. اظهار فقر و عجز برای اینکه کارمان راه بیفتد یا برای اینکه واقعا و حقیقتا عاجز و فقیریم؟ یعنی عجز و فقر، خود وسیله‌ای شده که به اراده مان برسیم یا از لحاظ حقیقی و در نسبتی فقیرانه و عاجزانه به‌سر می‌بریم؟ اقرار به ضعف گاهی معنای خودشیرینی و نمایش و تفنن به خود می‌گیرد تا بلکه خدا {خواسته ام} را اجابت کند. اینجا دیگر عبدی نیست که نسبت عبد با معبود داشته باشد بلکه منم و اراده‌ام و اوست و اراده‌اش. با این تعریف که حقیقت چیزی نیست که بتوانم به چنگش درآورم و فقط و فقط این انتظار است که در نسبتی {شایدانه} امید به آن می‌رود که حقیقت آشکار شود؛ دیگر همه افعال و اعمال و گفتار آدمی نه برای رسیدن به هدفی خاص، بلکه برای گشایشی از سوی معبود انجام می‌گیرد. شاید شریعت نحوه صحیح این زیست در هوای شاید هاست. جایی که انسان عبادت می‌کند نه برای تسخیر عالم و طمع بهشت و ترس دوزخ بلکه برای حقیقت، و حقیقت چیزی جز عین ربط بودن که نیست. اینجا دیگر {اراده خودمختار من} معنایی ندارد. ۲. از طرفی داریم که: «و ان لیس للانسان الا ما سعی» در این فضا معنای درستِ سعی چیست؟ اگر سعی به همان معنا باشد که من اراده کنم و کاری کنم و نتیجه ای بگیرم که باز سرگرم اراده معطوف به قدرت خودم شدم و دوباره آن نسبت عبد با معبود به حجاب رفت! حتی اگر بگوییم که سعی انسان و اراده انسان در طول اراده اللهی است و ایده و عمل و نتیجه معطوف به قدرت خداست، اینجا مشکلی پیش می‌آید و آن اینست که پس فعل شر هم اراده خداست. برای نمونه بیاییم و افعال صهیونیست را به اراده خدا نسبت دهیم و بگوییم او با اراده خدا کودک می کشد! از طرفی اینجا نیازمند تبیین دیگری از مسئله جبر و اختیار است. هرجا حرف از اختیار می‌زنند آن اراده خودمختار برداشت می‌شود. دلیل شان هم این است که میزان و حسابرسی باید براساس یک انتخابی باشد و آن انتخاب از اراده خود آدم نشأت می گیرد. وَ أَنْ لَیْسَ لِلْإِنْسانِ إِلاَّ ما سَعی (۳۹) وَ أَنَّ سَعْیَهُ سَوْفَ یُری (۴۰) ثُمَّ یُجْزاهُ الْجَزاءَ الْأَوْفی (۴۱) وَ أَنَّ إِلی رَبِّکَ الْمُنْتَهی (۴۲) وَ أَنَّهُ هُوَ أَضْحَکَ وَ أَبْکی (۴۳) وَ أَنَّهُ هُوَ أَماتَ وَ أَحْیا (۴۴) حال باید چگونه به این مسائل نظر کرد که هم «اراده معطوف به قدرت من» دخیل نباشد و هم مسئله «میزان و حسابرسی» حل شود؟! ۳. معنای دعا: در دعا کردن هم نوعی دوگانگی پیش می‌آید. اول اینکه دعا به معنای این باشد که من در انتظار چیزی هستم و دعا می‌کنم که گشودگی برای رسیدن به آن چیز اتفاق بیفتد و در اینجا قید نمی‌کنم که آن چیز چیست و فقط منتظرم که چیزی که اراده خداست واقع شود. دوم اینکه دعا کنیم که مثلا خانه دار شویم و قید کنیم که چه‌چیزی می‌خواهیم و در اینجا اراده و خواست خود را به عرصه بیاوریم. در دومی ظاهراً باز {اراده من} وسط است و من چون قدرتش را ندارم از خدا می‌خواهم که اراده من را به اجابت برساند. ولی دعاهای وارده بعضا همین بو را می‌دهند یعنی مثلاً دعا داریم برای اینکه ازدواج کنیم و در اینجا این ازدواج به عنوان خواست من به میان می آید. از آن طرف دعاهایی داریم که درفضای اولی سیر می‌کنند مثلا ادعیه وسعت رزق که چون معنای رزق هرگونه گشودگی ای هست پس دعای افزایش رزق و روزی در فضای انتظار و رضا و تسلیم به‌سر می‌برد (درصورتی که افزایش رزق هدف نباشد و واقعا حالت انسان انتظار گونه باشد) اما دعای افزایش مال یا ازدواج یا ظفر بر دشمنان و ازین قسم، چنین حالی ندارند و انگار انسان مقرضانه و خودمحورانه برای رسیدن به خواسته‌اش ورای اینکه برسد یا نرسد دعا می‌کند. حال آنکه هر دو نوع دعا از معصوم (علیهم‌السلام) وارد شده است و نمی‌توانم بپذیرم که معصوم که عین عبد و در شدت عبد بودن به‌سر می‌برد اراده معطوف به قدرت خود را داشته باشد. خواهشمندم این ۳ مطلب را برای بنده تببین بفرمایید. با تشکر

متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: سؤالاتی با زوایای خوبی را به میان آورده‌اید. در اولین سؤال، اگر همان‌طور که متوجه هستید بتوانیم در نسبت خود با حضرت معبود به افقی نظر کنیم که عملاً او به عنوان «او» و نه شخصی و یا چیزی، مدّ نظر باشد؛ نسبت ما با همۀ علم و همۀ حیات به ظهور می‌آید به همان معنایی که حضرت صادق «علیه‌السلام» در اشاره به حضرت محبوب می‌فرمایند: «اِنَّ اللهَ عِلُمٌ لا جَهَلَ فيه، حياةٌ لامَوتَ فِيه» و البته این راهی است که ما از این طریق از سال‌ها نگاهِ متافیزیکی در الهیات عبور می‌کنیم و در همین افق به سؤال دوم نظر کنید که بودنِ ما همچنان در میدان توجه به «او» می‌باشد و این یعنی «و ان لیس للانسان الا ما سعی» به این معنا که همچنان در این حضور و توجه به سوی «او» حاضر و باقی و صابر باشیم از آن جهت که صبر حقیقی، در راه‌بودن است و در راه، راه را طی‌کردن. و در سومین قسمت سؤال، در عین حاضرشدن در دعای حقیقی که گشوده‌شدن جان است به سوی رحمت واسعۀ «او» که نمونۀ آن را در مناجات عزیزالقدر «شعبانیه» می‌یابید؛ بخصوص در آن فرازی که اظهار می‌دارید: «الهی هب لی کمال الانقطاع الیک...» و تقاضا دارید تمام بودنِ شما، توجه و باز توجه باشد تا آن‌جایی که تقاضا دارید: «... و تصیر ارواحنا معلقۀ بعز قدسک» و این یعنی: «گم شدن در گم شدن دین منست / نیستی در هست آیین منست.» آری! در دل این حضور، برای معاشقه‌ای بیشتر حتی از او می‌خواهیم که نمک طعام ما را هم بدهد وگرنه ما را چه به نمک‌خواستن؟! موفق باشید                  

41140
متن پرسش

سلام علیکم: سوالم در مورد نتیجه تلقین هست. توی کتاب شرح حدیث جنود عقل و جهل، امام خمینی (ره) فرمودند که راه کسب ایمان، توبه اخلاص و تلقین هست و شرایط و آداب تلقین را توضیح دادند. نشونه تلقین صحیح چیه؟ بنده بیشتر از یک سال هست که این برنامه (تلقین ذکر لا اله الا الله) را شروع کردم، از کجا متوجه بشم که دارم درست میرم؟

متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: عنایت داشته باشید که این نوع تلقین یک امر سلوکی می‌باشد و نه یک  امر روانشناسانه، و بدین لحاظ که انسان در میدان سلوک و جهت گرفته به  سوی نور وحدانی حضرت محبوب حاضر است، حال بر قلب خود متذکر ذکر شریف «لا اله الا الله» می‌شود تا قلب در میدان نظر به حضرت محبوب حاضر و حاضرتر شود. امری که هر کس به لطف الهی در خود در این میدان می‌تواند تجربه کند. موفق باشید

41039
متن پرسش

با سلام و ادب خدمت استاد طاهر زاده: سوال: ذکر حدیث کساء چگونه سبب نزول فرشتگان رحمت و رفع هم و غم و نیازهای محبان اهل بیت علیهم السلام می شود؟ در پناه سوره مبارکه صافات.

متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: بحث در این مورد مفصل است. عرایضی تحت عنوان 
«حدیث کسا، صحنۀ معنای نهایی ما» https://lobolmizan.ir/search?search=%D8%AD%D8%AF%DB%8C%D8%AB%20%DA%A9%D8%B3%D8%A7&tab=sounds شده است. خوب است که به آن رجوع شود. موفق باشید
 

41023
متن پرسش

سلام استاد بزرگوار: خدا شما و امثال شما را حفظ فرماید. امام کاظم علیه السلام، در دعای بعد از نماز شب در ماه رجب می‌فرمایند: تَجْعَلَ عَیشی عیشَةً نَقِیةً وَمَیتَتی میتَةً سَوِیةً ... زندگی مرا زندگی پاک و پاکیزه و مرگم را مرگی معتدل و مستقیم قرار بده... منظور از مرگ معتدل چیست؟

متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: گویا منظور آن نوع مرگی می‌باشد که انسان وظایف دنیایی خود را به لطف خداوند به خوبی انجام داده باشد و به جای روبروشدن با نکیر و منکر و صدها دردسر، مفتخر به بشیر و مبشّر می‌شود و هزاران امید. موفق باشید

40991
متن پرسش

سلام استاد گرامی آقای طاهر زاده: ببخشید مزاحم وقتتون شدم. در دعای امان رمان در هر روز رجب آمده است. «اللهم انی اسئلک بالمولدین فی رجب محمد ابن علی الثانی وابنه علی بن محمد المنجب» سوالم این است اولا چرا اسم حضرت علی علیه السلام نیامده است و ابن دو بزرگوار که نامشان برده شده چه کسانی هستند؟

متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: برخی به استناد این دعا و نقل ابن‌عیّاش -که خواهیم گفت سندش ضعیف است- قائل شده‌اند که امام محمّد تقی(ع) در دهم ماه رجب و امام علی نقی(ع) در دوم یا پنجم ماه رجب به دنیا آمده‌اند! محمّد بن على دوّم (امام جواد ع) ، و فرزندش على بن محمّد برگزيده (امام هادى ع). در هر صورت خیلی مشخص نیست که به گفتۀ جنابعالی در این دعا چرا نظر به مولای‌مان حضرت علی «علیه‌السلام» نشده است. موفق باشید

40970
متن پرسش

«یَا عُدَّتِی عِنْدَ شِدَّتِی یَا رَجَائِی عِنْدَ مُصِیبَتِی» سلام خدمت استاد بزرگوار: در مفاتیح الجنان در مورد دعای جوشن کبیر نقل شده: «این دعا را جبرئیل براى آن حضرت در یکى از جنگها فرود آورد، درحالى‏ که «زره» سنگینى بر تن آن جناب بود به گونه ‏اى که سنگینى‏ آن بدن مبارک آن حضرت را به درد آورده بود. جبرئیل عرضه داشت: یا محمّد پروردگارت به تو سلام می‌رساند و می‌فرماید: این «جوشن (زره)» را از تن خود بیرون کن و این دعا را بخوان که براى تو و امّتت موجب ایمنى است» پرسش های متعددی در اطراف این روایات ممکن است پیش بیاید: ۱. آیا واقعاً دعا تا اینجاها هم نقش دارد که می‌توان زره مادی را از تن خارج کرد و به جای آن از طریق دعا زرهی معنوی در اطراف خود شکل داد؟ ۲. آیا دعای جوشن کبیر برای محیط هایی که تا حدودی دارای ظلمات و کدورت ها و آثار گناهان هست هم مفید است و آیا می‌تواند جان ما رو از تهاجم آلودگی ها محافظت کند؟

متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: ۱. در مورد خلع زرۀ حضرت در نسبت با مناجات «جوشن کبیر» می‌توان این‌طور فکر کرد که منظور آن باشد که نگه‌دارِ حقیقی آن مناجات فوق العاده است و از این جهت امیدوار به زرۀ مادی نباید بود و لذا لازم نیست از نظر فیزیکی آن زره را از بدن خارج کنند به همان معنایی که به ما فرموده‌اند: «با توکل زانوی اشتر ببند» ۲. به نظر می‌آید اگر بشود در محیطی افراد را متوجۀ اشارات آن نیایش بزرگ بگردانیم، مطمئناً آن‌ها با توجه به فطرت توحیدی‌شان به خود می‌آیند. موفق باشید  

40909
متن پرسش

سلام علیکم: با توجه به مطالب جایگاه رزق در عالم، طبق فرموده شما استاد بزرگوار، برداشت حقیر این بوده که روزی تعیین شده است و کم و زیاد نمیشه، بلکه وسعت و تنگی داره، یعنی مقدارش تغییر نمیکنه، ولی مثلا اگر گناه کنیم روزیمون تنگ میشه، یعنی سخت تر به دستمون میرسه، اگر برداشتم درست بوده، سوالم اینه که کلمه‌ی زیاد شدن روزی در روایات چگونه توجیه میشه، مثلا روایتی که امام صادق علیه‌السلام می‌فرمایند: صِلَةُ الارحامِ تُحَسِّنُ الخُلُقَ وَ تُسمِحُ الكَفَّ و َتُطيبُ النَّفسَ وَ ««تَزيدُ فِى الرِّزقِ»» و َتُنسِئُ فِى الاَجَلِ؛ صله رحم اخلاق را خوب، دست را بخشنده، جان را پاكيزه، ««روزى را زياد مى كند»» و مرگ را به تأخير مى اندازد. كافى(ط-الاسلامیه) ج2 ، ص151

متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: به نظر می‌آید حضرت، متذکر همان روایاتی باشند که رزق را مقسوم می‌داند. منتها باز بحث گشودگی رزق را باید مدّ نظر داشت که با آن توصیه‌های ارزشمند چگونه انسان با چنین صفاتی می‌تواند از رزق خود بهره‌مند شود. موفق باشید

40900
متن پرسش

سلام علیکم: نظر جنابعالی در مورد حدیث زیر چیست؟ منظور از خسته شدن حضرت جبرئیل علیه السلام چیست؟ ‌ ‌ ۳ جایی که جبرئیل خسته شد: پیامبر روزی به جبرئیل فرمود که تو با چنین نیرویی که داری تاكنون خسته شده‌ای؟ 🔹 گفت: آری، ای محمّد (ص)! ۳ بار. یكی روزی كه ابراهیم (ع) در آتش انداخته شد؛ آن روز خداوند فرمود به شكوه و بزرگی‌ام سوگند اگر ابراهیم (ع) پیش از تو به آتش برسد، اسمت را از دفتر فرشتگان پاک می­‌كنم. من با شتاب به سویش رفتم و میان آتش و هوا او را دریافتم و به او گفتم: ای ابراهیم (ع) چیزی نیاز نداری؟ گفت: از خدا آری امّا از تو نه. 🔹 بار دوم روزی بود كه به ابراهیم (ع) فرمان داده شد تا سر فرزندش اسماعیل (ع) را ببرد. آن روز خداوند فرمود اگر چاقو پیش از تو به گردن اسماعیل (ع) برسد اسمت را از دفتر فرشتگان پاک می­‌كنم. من شتابان فرود آمدم و چاقو را در دست ابراهیم (ع) به پشت برگرداندم و قوچی را به او رساندم. 🔹 بار سوم هنگامی بود كه یوسف (ع) در چاه انداخته شد. آن روز خداوند فرمود: ای جبرئیل اگر یوسف (ع) پیش از تو به قعر چاه برسد اسمت را از دفتر فرشتگان پاک می­‌كنم. من شتابان فرود آمدم و او را در میان راه دریافتم و به سوی صخره­‌ای كه در قعر چاه بود، بردم و او را تندرست بر آن نشاندم ولی بسیار خسته شدم.

متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: این نوع روایات، بیشتر جنبۀ تأویلی دارد و لذا خستگی جناب جبرائیل به این معنا می‌باشد که حضور بیشتر از حضور ایشان که همان حضور مستقیم خداوند است، در صحنه می‌باشد که امکان حضور جناب جبرائیل را به ایشان نمی‌دهد و از این جهت نوعی تنگیِ حضور برای خود احساس می‌کند. موفق باشید

40870
متن پرسش

سلام و وقت بخیر: برای شناخت گناهان به غیر از کتاب گناهان کبیره، چه کتابایی رو پیشنهاد می‌کنید؟

متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: کتاب خاصی در این رابطه در نظر ندارم. ولی عرف مؤمنین به خوبی متذکر راه‌های صحیح از راه‌های خطا هستند بخصوص با نظر به کتاب‌های جلیل‌القدری همچون «جامع السعادات» که شرح آن را می‌توانید در کانال https://eitaa.com/jameo_saadat  دنبال فرمایید. موفق باشید

40849
متن پرسش

سلام استاد عزیزتر ازجان حضرت زهرای مرضیه💚 در دعای روز دوشنبه چنین طلبی را به زبان آورده اند: اللّهُمَّ... ولا تَجعَلِ #القُرآنَ بِنا ماحِلاً... (صحیفه فاطمیه) امکان دارد این طلب مادرانه را برایمان کمی به تفصیل آورید.🙏

متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: عرضه می‌داریم: «اللّهُمَّ ولا تَجعَلِ القُرآنَ بِنا ماحِلاً» قرآن را دوراز دسترس‌مان قرار نده. واژه «ماحل»، از ریشه «محل» بوده و به کسی گفته می‌شود که نزد فرمانروایی رفته و از دیگری بدگویی و سعایت کند. این معنا در برخی از دعاها درباره قرآن نیز استعمال شده است از آن‌رو که قرآن از کسانی که او ‌را ضایع ساخته و نسبت به آن جفا کنند، در نزد خدا شکایت می‌کند. بنابر این، معنای دعای حضرت زهرا (سلام‌الله‌علیها) این می‌شود: «خدایا مبادا قرآن معایب ما را در نزد تو افشا کرده و از ما بدگویی کند». موفق باشید

40813
متن پرسش

با سلام و تحییت خدمت شما استاد طاهرزاده: «كلّ يدخل الجنة إلّا من اَبا» اين روايت چی میخواد بگه استاد؟ این روایت مصداق فقط و فقط شیعیانه؟

متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: حضرت رسول الله صلی الله علیه وسلم فرمودند: «مَنْ أَطَاعَنِي دَخَلَ الْجَنَّةَ، وَمَنْ عَصَانِي فَقَدْ أَبَى»: «هرکس از من اطاعت كند، وارد بهشت می شود و هرکس از من نافرمانی کند، درحقيقت امتناع ورزيده است». و این منحصر به شیعه و یا سنی نیست.

40797
متن پرسش

برای کسی که میخواد تازه در سیر و سلوک قدم برداره چه کتبی رو پیشنهاد میکنین؟ آیا معراج السعاده خوبه؟ یا جامع السعادات؟ یا مقالات استاد شجاعی؟ یا گناهان کبیره و قلب سلیم دستغیب؟ یا اخلاق عملی آیت الله کنی؟ یا چهل حدیث امام؟ یا کتاب سیر و سلوک طرحی نو در عرفان عملی شیعی آیت الله شیخ علی رضایی تهرانی؟ یا رساله لب اللباب علامه طهرانی؟ یا المراقبات میرزا جواد تبریزی؟ کدومش رو پیشنهاد میکنین؟

متن پاسخ

باسمه تعالی،سلام علیکم.همه آنچه فرمودید خوب است ولی اگر بنای سلوک داشته باشید مقالات مرحوم آیت الله محمد شجاعی ارزش خود را دارد به خصوص که شرح کتاب‌ها را در سایت می‌توانید با حوصله دنبال کنید. موفق باشید https://lobolmizan.ir/sound/750?mark=%D9%85%D9%82%D8%A7%D9%84%D8%A7%D8%AA

40796
متن پرسش

برای کتاب جامع السعادات‌ دو تا ترجمه هست: یکی ترجمه مجتبوی و یکی ترجمه کریم فیضی؛ من ترجمه کریم فیضی رو خریدم که دو جلده به نظرتون ترجمه کریم فیضی هم خوبه و ترجمه ها فرقی با هم ندارن؟

متن پاسخ

باسمه تعالی سلام علیکم: بنده ترجمه استاد  مجتبوی را داشتم که ترجمه خوبی بود ولی از آن ترجمه اطلاع ندارم مهم اصل کتاب است و محتوای ارزشمند آن. موفق باشد

40789
متن پرسش

سلام وقت بخیر: استاد ببخشید خواستم اگر ممکنه برای تذهیب و پاکی ذهن، راهکاری ارائه بفرمایید.

متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: بعد از مطالعۀ کتاب «ادب خیال و عقل و قلب» دنبال‌کردن سلسله مباحث «شرح کتاب جامع السعادات ملا محمدمهدی نراقی» https://eitaa.com/jameo_saadat می‌تواند ان شاءالله مؤثر باشد. موفق باشید

40754
متن پرسش

سلام علیکم: در جمله «سبحان من اظهر اشياء و هو عینها» این کلمه سبحان به مقام ذات احدی بر می‌گردد یا به اسم ظاهر برمی‌گردد؟

متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: مهم افقی است که با نظر به اشیاء در مقابل انسان موحد گشوده می‌شود، افقی که حقیقت حضرت حق را به ظهور آورده، حال چه آن حقیقت را نور احدی بنامیم و چه حضرت ذات، در هر حال آنچه مد نظر می‌آید حکایت اوست. موفق باشید

40742
متن پرسش

سلام استاد: به لطف خدا در محضر دوستان هم مباحثه ای بعد از پایان سوره حمد میخوایم شرح مصباح الهدایه رو شروع کنیم. چند سوال: اول اینکه کتاب مصباح الهدایه امام رو هم باید تهیه کنیم یا شرح شما برای ما کفایت میکنه؟ دوم اینکه اگر باید تهیه کنیم با ترجمه کدام یک از اساتید باشه؟

متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: با توجه به این‌که بحث ما بر اساس متن کتاب «مصباح الهدایه» است؛ در هر صورت باید آن متن بدون نیاز به ترجمۀ خاص در اختیار رفقا باشد که البته می‌توانید متن آن را در نرم افزاری که آثار حضرت امام را جمع آوری کرده‌اند، بیابید. موفق باشید

40680
متن پرسش

بسم الله الرحمن الرحیم. سلام استاد جان. ببخشید تو بحث روایت خوانی با توجه به اینکه یه دور اصول و روضه کافی و نهج البلاغه و تحف العقول (همه اش نه) را به لطف و کرم الهی مطالعه کردم نظرتون چیه چه کتابی شروع کنم؟ ممنون میشم راهنمایی کنید. دعا کنید حقیر و همه طلاب در نشر علوم و معارف حقه حقیقیه الهیه در جهت پیشبرد اهداف انقلاب شکوهمند اسلامی موفق باشیم. التماس دعا. دعا کنید توفیق تکثیر نسل پاک شیعه رو هم خدا بهمون بده هنوز روزی نشده❤️

متن پاسخ

 باسمه تعالی: سلام علیکم: با آرزوی توفیق برای همه عزیزان طلبه که با بصیرت تاریخی متوجه شده اند چه اندازه می‌توان در بستر فرهنگ طلبه‌ای موثر باشند. در مسیر روایت خوانی از کتاب شریف «جامع السعادات» و روایات ناب آن نباید غفلت شود. جناب استاد مجتبوی شرح و ترجمه فرموده‌اند.
https://lobolmizan.ir/sound/673?mark=%D8%B4%D8%B1%D8%AD%20%DA%A9%D8%AA%D8%A7%D8%A8 و یا https://eitaa.com/jameo_saadat . موفق باشید
 

40613
متن پرسش

با سلام و تحییت خدمت شما استاد طاهرزاده: «الدُّنيا تُسْلِمُ» يعنی چی؟

متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم:
خوار گذاشتن: اسلم العدو. (منتهی الارب)
أسلَمَ العدوَّ: دشمن را خوار کرد
 استعاره شده به این شکل که دنیا با انسان مثل یه دشمن برخورد و او را خوار می‌کنه

وقتی در کنار فقره دیگه بهش نگاه کنیم، معنی ش کاملتر میشه: 

«الدين يعصم و الدنيا تسلم»
یعنی :دين انسان را نگه می‌داره، جایگاه خودش رو بهش می‌ده ولی دنيا با رهاسازی و عدم حفظ در جایگاه خودش، خوارش می‌کنه.

40607
متن پرسش

سلام استاد عزیزم: یه حدیث که داخلش راجع به به چیزایی که سبب سستی و غمگین شدن و در نهایت کاهلی تو کارها میشه ما رو مهمان می‌کنید.

متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: چه سخنی و حدیثی بالاتر از «رهنمودهای حضرت امام باقر علیه السلام به جابر بن یزید جعفی» که از عظمت سخنان و رهنمودهای آن حضرت حقیقتاً انسان مدتها می‌تواند خود را در میدان حضور با محبوب حقیقی‌اش یعنی حضرت حق احساس کند. https://lobolmizan.ir/sound/1376?mark=%D8%AC%D8%B9%D9%81%DB%8C  موفق باشید

40596
متن پرسش

سلام خدمت استاد گرامی: در دعای اعددت در بند آخر آمده «لکل طاعة و ومعصیهِ ولا حول ولاقوه الا با لله العلی العضیم.» ۱. چرا برا ی طاعت و معصیت که ضد هم هستند اینطور گفته شده؟ ۲. در دعای عدیله قسمت «سمیع بصیر مرید کاره». منظور از مرید کاره چیست؟

متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: 1- نکتۀ خوبی است زیرا در هر حال باید نظر به حضرت پروردگار داشت تا از معصیت ما را رهایی بخشد و در طاعت ما را مدد رساند 2- در این مورد خوب است به https://www.islamquest.net/fa/archive/fa69108 رجوع فرمایید. موفق باشید

40568
متن پرسش

سلام علیکم حاج آقا: در پایان دعای عدیله نوشته شده هر که خواهد از آن (عدیله عند الموت) سالم بماند استحضار کند ادله ی ایمان و اصول خمسه را با ادله ی قطعیه و صفای خاطر و بسپارد آن را به حق تعالی (و عقاید حقه) معنی این کلمات چیه؟ منظور از استحضار ادله ی ایمان و ادله ی قطعیه و صفای خاطر چیست؟

متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: یعنی آن نکات را که در آن دعا می‌فرماید به قلب خود برسانیم مانند آن‌که می‌فرماید: «وَاَشْهَدُ اَنَّ الْمَوْتَ حَقٌّ، وَمُسآئَلَةَ الْقَبْرِ حَقٌّ، وَالْبَعْثَ حَقٌّ، وَالنُّشُورَ حَقٌّ، وَالصِّراطَ حَقٌّ، وَالْميزانَ حَقٌّ، وَالْحِسابَ حَقٌّ، وَالْکتابَ حَقٌّ، وَالْجَنَّةَ حَقٌّ، وَالنَّارَ حَقٌّ، وَاَنَّ السَّاعَةَ اتِيةٌ لارَيبَ فيها...». موفق باشید

40565
متن پرسش

استاد راه تمرکز حقیقی در نماز و رسیدن به حقیقت آن از نگاه جنابعالی چیست؟

متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: پیشنهاد می‌شود صوت‌های شرح کتاب «آداب الصلواۀ» حضرت امام خمینی «رضوان‌الله‌تعالی‌علیه» را که روی سایت هست، دنبال بفرمایید. https://lobolmizan.ir/sound/674?mark=%D8%A2%D8%AF%D8%A7%D8%A8. موفق باشید

40544
متن پرسش

در پرسش ۴۰۵۲۰ فرمودید نبی اکرم صلی الله علیه و آله و سلم فرمودند «من رانی فقد رای الله» (هرکس مرا ببیند خدا را دیده است)، آدرس این نسبت حدیثی که دادید را بیان نمایید. ظاهراً تصور می‌کنم این انتسابی که داده اید از برداشت جناب ملاصدرا و صحبت عین القضات همدانی در تمهیدات نشات گرفته که به نظر می‌رسد برداشت ذوقی و اشتباه از حدیث «من رانی فی المنام فقد رای الحق» بوده است. تمام احادیث با این ادبیات به اشکال ذیل است که با برداشت ذوقی و دلخواسته ی حضرت ملاصدرا و حضرت عین القضات متفاوت است: من رآنی فی المنام فکأنما رآنی فی الیقظه. (أمالی المرتضى، دار الفکر العربی‏، ج‏۲، ص: ۳۹۴) من رآنی فقد رأى الحق فان الشیطان لا یتمثّل بی (مجمع الزوائد، دار الکتب العلمیه، ج ۷، ص۱۸۱) من رآنی فقد رأى الحق فان الشیطان لا یتکوّننی (صحیح البخاری، دارالفکر، ج ۸، ص۷۲) من رآنی فقد رأى الحق فإن الشیطان لا یتزیّى بی (الجامع الصغیر، دارالفکر، ج۲، ص۶۰۲ من رآنی فقد رآنی فان الشیطان لا یتشبه بی (کنز الفوائد، دار الذخائر، ج‏۲، ص: ۶۳) بنابر این لفظ الحق که در حدیث آمده به معنی اینست که اگر کسی مرا در خواب یا حالات دیگر ببیند، حقیقتا خودم را دیده، نه اینکه الله را دیده، ضمنا لفظ الحق در لسان وحی و اهل بیت به وسعت ادبیات تصوف و عرفانِ امروزی برای حضرت حق به کار برده نمی‌شده، بلکه دلالت اصلی اش به حقیقت، درستی و مطابقت با حق بوده است. اگر آنچه به رسول الله ص نسبت دادید منبعی دارد بفرمایید. با توجه به اینکه اصلاح انتساب خلاف واقع عمومی به نبی اکرم (ص) باید عمومی باشد.

متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: همین‌طور است که می‌فرمایید که بیشتر بحث رؤیت آن حضرت «فی المنام» است و اساتید محترم همان را توسعه داده‌اند و بر همین اساس به هر حال متوجۀ مظهریت حضرت رسول الله «صلی‌الله‌علیه‌وآله» به عنوان نور حضرت حق و حضرت «الله» می‌شویم و این غیر از تمثل حضرت «الله» است در جمال رسول خدا «صلی‌الله‌علیه‌وآله». موفق باشید

40501
متن پرسش

سلام علیکم: در کتاب واسطه فیض ص ۲۴۵ از نظام احسن در تکوین نام برده شده .حرکت در تکوین مفهوم نیست. در تشریع مشکلی ندارد. لطفا در صورت امکان توضیح بفرمایید. ممنون

متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: تفاوت نمی‌کند. حضور تکوینی، همان حرکت جوهری در بستر «وجود» و شدت‌یافتنِ آن است در همان بستر. موفق باشید

40489
متن پرسش

سلام وقت بخیر: چه طور می توانم بفهمم ایمانم به خدا و قیامت و اهل بیت علیهم السلام واقعی است یا فقط ادعا است؟ تو مسیر خود سازی خیلی تلاش می‌کنم سعی می‌کنم دایم ارتباطم را با خدا و اهل بیت داشته باشم اما گاهی وقتی اشتباهی می‌کنم بعدش خیلی خیلی پشیمان میشم تو ارتباطم دچار شک میشم نه این که خدای نکرده شک در وجود خدا داشته باشم یا حضور اهل بیت را بخوام انکار کنم. در نحوه ارتباط خودم و مسیری که دارم میرم شک می‌کنم گاهی به قدر نامید میشم چند روز تمام مطالعاتم را کنار می‌گذارم احساس نا امیدی از خودم می‌کنم. این که حضورشان را احساس نمی‌کنم را گناه کار بودن و بی لیاقتی خودم می‌دانم.

متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: ملاک برای تشخیص حق از باطل، سیره و عمل اولیای الهی می‌باشد و تدبّر در قرآن و معارف قرآنی از طریق تفاسیر همچون المیزان و یا رجوع به روایات اخلاقی همچون کتاب شریف «جامع السعادات» که عرایضی در شرح آن شده است که می‌توانید به کانالhttps://eitaa.com/jameo_saadat «شرح کتاب جامع السعادات ملا محمدمهدی نراقی» رجوع فرمایید. موفق باشید

نمایش چاپی