بسم الله الرحمن الرحیم
گروه فرهنگی لب المیزان
به لب المیزان خوش آمدید.
گروه فرهنگی المیزان

موضوعات

دسته بندی: دفاع مقدس، شهادت ، شهدا، بسیج ، مقاومت

تعداد نمایش
کتاب
جزوه
یادداشت ویژه
نمایش چاپی
شماره عنوان پرسش
31986
متن پرسش

سلام علیکم استاد: وقت بخیر می‌خواستم بپرسم برای اینکه نیهیلیسم زمانه ما رو در برنگیره چاره ای جز وارد شدن به عالم علما داریم؟ یعنی ما خودمون نمیتونیم عالمی داشته باشیم که از این جو پوچی بیرون بیاییم. این نوع نگاه و حسی که الان جهان داره به ما میده کاملا ضد اون احساسی هست که عالمان دین میدند. میشه خودمون این عالم و این بهشت رو برا خودمون بسازیم به نوع نگاهمون به جهان بستگی داره یا تصدیق قلبیمون مربوطه یا اقناع عقل؟ اون چیزی که اون عالم رو میسازه چیه؟ ممنون

متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: آری! عالَمِ علمای وارسته چون حضرت امام و آیت الله طباطبایی بهترین عالَم برای جهت عبور از انواع پوچی‌ها است و این با حضور در راهی که شهدا مقابل ما قرار دادند به خوبی قابل دریافت است. راستی! شهید محمد معماریان چه دید که در عطش شهادت خود خواست بفهماند در این دوران تا کجا می‌توان به ملکوت عالَم نزدیک شد؟! چگونه متوجه شد که آن سفر، آخرین سفر او است و با اصرار زیاد به مادر بزرگوارش فهماند که بعد از آن دیدار به قیامت است؟!! آیا این حکایت از آن ندارد که در صفای انقلاب اسلامی همه آینده در مقابل او گشوده شده بود و در راستای حفظ عزت اسلام به مادرش توصیه کرد: «تنها گریه کند»؟ موفق باشید      

31944
متن پرسش

سلام استاد خدا قوت: در رابطه با سوال 31931 این سوال دختر خانم ۱۶ ساله ایست که حافظ قران هستن و خیلی مذهبی واهل رعایت می باشند والان غیر از ایشان خیلی از افراد مذهبی این سوال رو دارند خصوصا دوستان طلبه که از این بابت رنج میبرند؛ لطفا دلیل این احساس تنهایی افراد مومن و خدایی و اینکه اقعا چکار کنند و چطور به این احساس جهت بدهند رو بیشتر و مفصل تر توضیح دهید. (اکثرا جز گریه و ناراحتی کاری نمی‌کنند) التماس دعا از شما استاد زحمت کش. تشکر

متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: هیچ راهی در این تاریخ برای عبور از احساس پوچی جز حضور در تاریخ انقلاب اسلامی به عنوان افق توحیدیِ آینده و نظر به شهدا از آن جهت که راهی هستند به سوی حضرت رب‌العالمین؛ در مقابل ما نیست. نباید خود را مشغول امور فردی کرد. موفق باشید

31909
متن پرسش

با عرض سلام و خسته نباشید خدمت استاد عزیز: پانزدهم نوامبر یعنی 24 آبان ماه مصادف است با شهادت ادواردو (مهدی) آنیلی علاقه مند بودم که چند خطی را پیرامون این شهید عزیز و متن زیر بنویسید که آن را در کانال مذهبی که در فضای مجازی راه انداخته ایم انتشار دهیم. التماس دعا. یا حق. ادواردو (مهدی) آنیلی او فرزند یکی از ثروتمندان میلیاردر ایتالیایی بود. از مادر یهودی و از پدر مسیحی. او در سن ۲۰ سالگی یعنی ۴ سال قبل از انقلاب اسلامی در نیویورک دانشجوی فلسفه ادیان بود. انجیل و تورات را خوانده بود اما او را قانع نکرده بود. تا اینکه بر حسب اتفاق در کتابخانه دانشگاه چشمش به قرآن می افتد و با خواندن آیات آن احساس می کند این نمی تواند کلام بشر باشد. قرآن را کامل خواند و تصمیم بزرگ خود را گرفت و مسلمان شد. با وجود اینکه می دانست مورد سوء قصد از سوی صهیونیست ها قرار خواهد گرفت دست از حمایت مظلومین جهان بویژه فلسطینی ها بر نداشت. خانواده آنیلی برای بازگشت او به مسیحیت او را به صورت کامل از لحاظ اقتصادی تحریم کرده بودند و برای اینکه او را از ارث محروم کنند سعی در دیوانه جلوه دادن وی داشتند. او علاقه عجیبی به انقلاب اسلامی داشت به گونه ای که به ایران سفر می کند و در ایران مذهب تشیع را می پذیرد و به دیدار حضرت امام خمینی (ره) می روند او در مصاحبه هایش علیه سیاست های کاپیتالیستی سخن می گفت و حامی طبقات محروم اجتماعی بود. بینش و درک سیاسی شهید آنیلی و مسلمان شدن ایشان جامعه صهیونیست را به هراس انداخته بود و همین باعث دسیسه چینی آنها برای به شهادت رساندن وی شد. روزی جسد او را در زیر پلی خارج از شهر پیدا می کنند و پیکر وی را با عجله و بدون کالبد شکافی دفن می کنند. دولت ایتالیا از انجام تحقیقات پیرامون مرگ ادواردو جلوگیری می کند. به گونه ای که چهار مستند ساز ایرانی که در آخرین روزهای دسامبر ۲۰۰۰ باری تحقیق بیشتر و ساخت مستند در مورد شهید در حوالی واتیکان مشغول فیلم برداری بودند، توسط نیروهای امنیتی دستگیر و پس از دو روز به ایران برگردانه شدند. او تنها وارث ثروت خانواده آنیلی بود. خانواده آنیلی مالک شرکت ماشین سازی فیات – فراری – لامبورگینی و ... و چندین بانک خصوصی و باشگاه های اتومبیل رانی و ورزشی یوونتوس بود. درآمد سالانه خانواده آنیلی در آن زمان 60 میلیارد دولار (یعنی سه برابر درآمد نفتی ایران) تخمین زده شده بود. قسمتی از سخنان ادوادو در مصاحبه با مانیفستو 15 ژانویه 1998 زمانی که ما در آن زندگی می کنیم دوران افول ارزشهاست. تنها هدف و اسطوره پول جمع کردن است. پول پرستی بسیار بدتر از مواد مخدر است. ما همه از رواج مواد مخدر در میان جوانان نگرانیم ولی متوجه نیستیم که در حال ورود به دنیایی هستیم که اساس آن بر میزان حساب بانکی اشخاص پایه ریزی شده است. اما تمام اینها پایان می یابد و به اعتقاد من در آینده پس از یک (شبهه رنسانس) وارد عصری می شویم که دیگر بر پایه خردگرایی دکارت نیست. او در سفر زیارتی خود به مشهد الرضا علیه السلام به دوستانش اینگونه تذکر می دهد: در ایتالیا شهری بود که به عنوان مرکزی مذهبی شناخته می شد. کسانی که مخالف آن مکان مذهبی بودند، کوشیدند با پدیدآوردن تفریحگاه های بسیار پیرامون شهر، چهره شهر را دگرگون کنند. شما مراقب باشید که مشهد را تنها با نام امام رضا علیه السلام بشناسند. هدیه به روح شهید ادواردو (مهدی) آنیلی فاتحه مع الصلوات

متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: شهید ادواردو آنیلی مظهر وجدان بشر آخرالزمانی بود از آن جهت که متوجه وسعت بیکرانه خود در عالَم معنا گشته بود. بشری که می‌داند جهان مدرن یعنی جهانِ کمّیّت‌ها؛ جوابگوی روح گشوده‌اش نیست و لذا خیلی زود متوجه اموری شد که بالاخره انسان‌های صادق، دیر یا زود متوجه آن می‌شوند و این‌همه فعالیت نظام استکباری برای زشت‌جلوه‌دادن روح انقلاب اسلامی و آنچه را که انقلاب اسلامی متذکر آن می‌شود؛ راه به جایی نخواهد برد. موفق باشید

31902
متن پرسش

سلام علیکم: در صحبت‌های اخیری که در رابطه با علامه حسن‌زاده کرده‌اید مقایسه‌ای بین ایشان و شهید حاج قاسم سلیمانی می‌نمایید. برای بنده این سؤال پیش آمده که چگونه این دو بزرگوار را در یک جایگاه جای می‌دهید؟ در حالی‌که یکی از آن‌ها عارفی است در کسوت روحانیت و دیگری مبارز سلحشوری است در کسوت نیروهای نظامی.

متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: هنر این دو بزرگوار در این است که هر دو متوجه تاریخی هستند که در آن قرار دارند و توجه به جایگاه رهبر معظم انقلاب گواه این ادعا است به طوری که حاج قاسم سلیمانی در جمع رزمندگان، رمز عاقبت به خیری را اینگونه بیان می‌کند: رزمنده‌ها! یادگاران جنگ! یکی از شئون عاقبت بخیری، نسبت شما با جمهوری اسلامی و انقلاب است. والله والله والله از مهمترین شئون عاقبت بخیری این است. والله والله والله از مهمترین شئون عاقبت بخیری رابطه قلبی و دلی و حقیقی ما با این حکیمی {رهبر معظم انقلاب} است که امروز سکّان انقلاب را به دست دارد. در قیامت خواهیم دید مهمترین محور محاسبه این است.

و علامه حسن‌زاده در وصف رهبر معظم انقلاب می‌فرمایند: «رهبر عظیم الشأنتان دوست بدارید، عالِمی، رهبری، مؤمنی، موحدی، سیّاسی، دینداری، انسانِ ربّانی، پاک و منزه، کسی که دنیا شکارش نکرده؛ خدایا! به حق پیامبر سایه این رهبر عظیم الشأن حضرت آیت الله معظم خامنه‌ای عزیز را مستدام بدار.

حال مقایسه کنید آیا این دو بزرگوار هر دو در یک افق و یک جایگاه در این تاریخ که تاریخ ظهور توحید است، قرار ندارند؟ موفق باشید

31849
متن پرسش

سلام علیکم: وقت بخیر. در کلیپی از علامه حسن زاده (ره) نقل شد ایشان شهدا را بالاتر از اولیاالله می‌دانستند، می‌فرمایید این به چه معناست، و دقیقا منظور از اولیا در این بیان چیست؟ و اینکه این چگونه رخ داد؟ به لحاظ تاریخی برای ما هم امکان عشق بازی با حضرت حق تا آنجایی که دیگر بالاتر نیست وجود دارد؟ چون جایی علی الظاهر فرمودید اون امکان برای ما کمرنگ شده و می‌توانیم با راستی و دوستی نهایتا انسان های خوبی باشیم. ممنونم

متن پاسخ

 باسمه تعالی: سلام علیکم: اصل بر آن است که حضرت استاد، شهدا را اولیای الهی می‌دانند یعنی کسانی که ذیل ولایت الهی به میان آمده‌اند و عمل می‌کنند و اگر گفته شده باشد هم که آن‌ها بالاتر از اولیای الهی هستند؛ شاید منظورشان عرفای معمول باشد که خود آن‌ها نیز خود را فقیر إلی الله می‌دانند. موفق باشید

31843
متن پرسش

سلام استاد عزیز: حضرتعالی در مباحثتون از روایات استفاده می کنید که با توجه به سبقه حوزویتون مایلم سوالی بپرسم. آیا از حیث حدیث شناسی از لحاظ صحت و سقم متن و سند روایات، معناشناسی لغات و از این دست مسایل کمک می گیرید یا به فحص اساتیدتون از جمله علامه و امام و آقایان آملی اعتماد می کنید؟ از این جهت می پرسم که به نظرم باید به اجتهاد در تولید علم از منابع برسیم و از تقلید عبور کنیم اگه می خوایم از تمدن جهان شمول اسلامی حرف بزنیم و با روش هایی که علمای جوان و متاسفانه مهجور حوزه ازش حرف میزنن اجتهاد منحصر در فقه نباید باشه و مسیرش هم هرگز نیاز نیست که اینقدر پیچیده، نامانوس و مطول باشه و البته در کنار انتقاد، پیشنهادات معقولی هم دارن که اگه مایل هستید یا کتاب هاشونو براتون بفرستم یا آدرس و اسم تقدیم کنم. دعا کنید خدا توفیق و امکان حضور بده تا چند خبری و لو اندک ازین دست امیدبخش های بیدار کننده از حوزه علمیه ی نازا شده ی امام صادق علیه السلام براتون بیارم که برای امثال من که نا امید از طریق اجتهاد بودیم، کور سوی امیدی هست در ظلمت این دالان ویران که سالهاست جز خروجی کَمّی، خبری از کیفیت درش نیست که این اتلاف استعداد نطفه های شیعه فقط و فقط در قیامت ظرفیت بررسی همه ابعادش هست و براستی قیامت چه موید خوبی بر عدالت کردگار بی همتاس. علی الحساب اگه صلاح دیدید به این مقاله نگاهی بندازید: دلبری، سیدعلی(1391)، آسیب شناسی فهم حدیث، مشهد: دانشگاه علوم اسلامی رضوی، معاونت پژوهشی، دفتر پژوهش، چاپ اول همکلامی با حضرتعالی افتخار بنده هست و اطاله کلام از سر حب استاد شاگردی. عذرا مولای

متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: وظیفه مهم امروزین ما فهم حضور تاریخی انقلاب اسلامی است و تبیین راه شهدا ذیل ولایت فقیه. گفت:

عاقل به کنار جوی پی پل می‌گشت       دیوانه پا برهنه از جوی گذشت

موفق باشید

31842
متن پرسش

سلام خدمت استاد گرامی: استاد در خصوص بعضی موارد که سوال بعضی از دوستان هست که درگیر گناه هستیم (عموما جنسی) و بارها توبه می کنیم و توبه می شکنیم اغلب هم شما پاسخی به این مضمون داده اید که توبه نشانه این است که خدا شما را به حال خود رها نکرده و اگر صد بار توبه شکسته ای باز آی و اینکه آنقدر این توبه را ادامه دهید تا به نور آن مشکلات حل شوند و توجه به مهمان ناخوانده بودن گناهان (البته صحبت و پاسخ شما روح خودش رو داره و من صرفا تیتر راه کار رو منظورم بود) بعضی موارد پیش میاد دوستی سوالی می پرسه، سعی می کنم به پاسخ شما ارجاعش بدم ولی وقتی ماها متن پاسخ رو برای کسی ارسال می کنیم اون حضور شما هم کمتر دیده میشه و شاید بیشتر راهکار برای افراد می مونه. سوالم این بود آیا با این وجود و با این نگاه ، هنوز نمی شه یک راهکاری هم ارائه داد که از شر این شیاطین خلاصی پیدا کرد؟ مثلا آیا به کسی که در سوریه و یا در یمن در برابر دشمنان می جنگه صرف این دلگرمی که بالاخره جبهه حق پیروز است کافیست یا این که باید یه دفاع ضد موشکی بهش داد که بتونه تهاجم هوایی رو دفع کنه، یک عبادتی، ذکری، دعایی چیزی بالاخره مثلا نمازهای نافله و دعاهای در تعقیب اون و یا چه بدانم استاد سامانه پدافند هوایی نیازمندیم.

متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: آری! دفاع ضد موشکی که به خوبی بر آن تأکید دارید، همان حضور در تاریخ انقلاب اسلامی است که انسان معنای خاصی از جنس معنایی که شهدا برای خود یافتند، می‌یابند و از این طریق با مقابله با صحنه‌های فساد دشمن به زیباترین شکل پاکدامنی و عفت خود را حفظ می‌کند زیرا می‌داند که قضیه، تهاجم فرهنگی و شبیخون فرهنگی است و لذا زشتیِ این نوع گناهان را از زاویه اجتماعی و سیاسی آن مدّ نظر قرار می‌دهد. و این‌جا است که توبه او راهی می‌شود برای هرچه بیشتر نزدیک‌شدن به جهانی که شهدا در آن وارد شده‌اند یعنی توبه‌ای سلحشورانه. موفق باشید

31741
متن پرسش
سلام: با توجه به این‌که صحنه اربعینیِ امسال را در ایران ملاحظه کردید، به نظر شما چه نگاهی باید به این صحنه بیندازیم؟ آیا می‌توان خود را زائر اربعینی کربلا دانست، وقتی شوق حضور در آن صحنه بود، ولی جا ماندیم؟
متن پاسخ


سلام علیکم: با اجازه شما بنده این‌طور می‌توانم بگویم:
باز حضور اربعینی دیگر و باز  گسترش و گستردگی انقلاب اسلامی ذیل نور حسین «علیه‌السلام» آیا جز این بود که این حضور اربعینی که در سراسر ایران و بخصوص در اصفهان پیش آمد، حضور در تاریخی است که انسان‌ها این‌چنین در معرض تجلیات الهی قرار گرفتند تا با آغازی دیگر و رخدادی نو و تازه روبه‌رو شوند؟
 آری! در این مسیر که هویت اربعینیِ ملت گسترش یافته این حضرت حق است که به سوی راهپیمایان آمد تا معنای گسترده‌شدن کربلا را به صورتی دیگر بفهمیم زیرا همچون قاسم سلیمانی همه در کلام و عمل سخن او را با جان خود پذیرفته بودند که در مورد رهبر معظم انقلاب گفت: «برادران، رزمندگان، یادگاران جنگ؛ یکی از شئون عاقبت به خیری «نسبت شما با جمهوری اسلامی و انقلاب» است. والله والله والله از مهمترین شئون عاقبت به خیری همین است. والله والله والله از مهمترین شئون عاقبت به خیری، رابطه قلبی و دلی و حقیقی ما با این حکیمی است که امروز سکان انقلاب را به دست دارد.» راهپیمایان تا این‌جاها آمدند که در معرض لطف الهی نه‌تنها همه گناهان‌شان محو گشت حتی همچنان‌که حضرت سجاد «علیه‌السلام» فرمودند: «: اسْتَأْنِفِ الْعَمَلَ فَقَدْ غُفِرَ لَكَ مَامَضَى» هر کدام زندگی را با تولدی نو از سر گیرند.

موفق باشید.

31725
متن پرسش
سلام استاد جان، خدا قوت! استاد عزیزم، در این هجوم همه جانبه فرهنگی و در این فضاهای خطیر مجازی و در این سیطره ی کمیت و مادیت بر نفوس انسان هایی از جمله بنده، چطور می شود که یک نوجوان ۱۵ ساله ی ایذه ای همچون شهید علی لندی از سوختن و درد و آتش نهراسد و پروانه وار برای نجات دو انسان به دل آتش بزند و از قضا مادر و خواهر شهید عزیزی، شهید دفاع مقدس را نجات دهد!؟ چطور می شود که شهید علی لندی دست خدا شود. استادجان، زمانی در برنامه ی گام دوم انقلاب گفتید اگر فضا باشد همه ی این جوانان شهید حججی اند! این روزها این جمله ی شما در ذهنم تکرار می شود. چگونه هست که هر از گاهی امثال حججی ها و حاج قاسم ها و علی لندی های ما را از روزمرگی و خواب گران بیدار می کنند و ما را متذکر حقیقتی می کنند؟ انصافا شجاعت و ایثار این نوجوان بنده را حیران و شگفت زده کرده هست!
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: این راهی است که بحمدلله از طریق انقلاب اسلامی و سنتی که در این تاریخ از طریق حضرت روح الله «رضوان‌الله‌تعالی‌علیه» مقابل جوانان ما گشوده شد، ما امروز آن را تجربه می‌کنیم تا تاریخ ایثار و شهادت در دنیایی که ظلمات عالم را گرفته است، نقش‌آفرینی کند و انسان‌ها بتوانند خود را بیابند و هر آن کس که متوجه چنین حضوری در این تاریخ نشود گرفتار انواع پوچی‌ها و اکنون‌زدگی‌ها می‌شود چه نوجوانان باشند و چه پیران. و شهید لندی فرزند انقلابی است که در سال ۵۷ شروع شد و همچنان ابعاد پنهان او به ظهور آمده. آری! اگر همه مردم ما در وجدان عمومی خود حاج قاسم هستند، همه جوانان ما در بنیانِ شخصیت خود شهید لندی می‌باشند. موفق باشید 

31714
متن پرسش
بسم الله. سلام استاد بزرگوار: متن زیر را بعنوان یکی از شاگردای شما که اگر لایق آن باشم نوشتم اگر میشه لطفی کنید، آن را بخوانید و اگر نکته‌ای هست ممنون میشوم گوش‌زد کنید. بسم الله فیلمنامه نویس و داستان نویس و کارگردان امروزی انقلاب اسلامی، باید با خانواده‌های شهدا و یا جانبازان نشست و برخواست و گفتگو و رفت و آمد داشته باشد، علاوه بر آن باید خود را با متون واقعی داستان های شهدا مأنوس کند، تا آن افق هایی را که در دفاع مقدس به سمت دل‌های مردم آن زمان گشوده شده درک کند تا آن را در قالب هنری که خود دارد بیاورد. با این عمل شور ایمانی هنرمند تعالی پیدا می‌کند، و زمینه الهام نفسانی تاریخ آینده خود که همان انقلاب اسلامی است در دل پیدا خواهم کرد، و با توجه به جهان بینی که امام خمینی (ره) به میان آورد خوب متوجه خواهیم شد که با این عمل (فکر و ذکر خود را درگیر زندگی و ابعاد زندگی شهدا و خانواده‌های آنها کردن) خیال هنرمند پاک نورانی خواهد گشت، که می‌تواند با این شأن، خوب می‌تواند راه انقلاب اسلامی را با حفظ جایگاه‌اش ادامه دهد. در ادامه راه خوب متوجه این خواهید شد که نمی توان با فکری که غرب بر ما (بخصوص به وسیله‌ی هنرش) تحمیل کرده و مثل روحی، دستگاه فکری ما (که با آن پدیده‌ها را برسی می‌کنیم) تحت تأثیر خود در آورده، و می‌خواهیم با خون، خون را پاک کنیم. اگر نکته قبلی را خوب متوجه شویم، می‌بینیم با دست و پا زدنی در خون باید از این طور تفکری که عین نیاندیشیدن (بی تفکری) است، چرا می‌گویم عین بی تفکری است چون خود شخص متوجه خواهد شد در برکه‌ی گِلی قرار دارد، که اگر پای اولی را بیرون بیاورد می‌بیند پای دومی بیشتر در گِل فرو رفته، و آنجاست حس می‌کند باید کسی از بالا دو دست او را بیگرد و از بالا او را بیرون بیاورد، این بیرون آمدن مگر با تفکر یقینی (وجودی) رقم نخواهد زد.
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: آری! همین‌طور است. در مسیری که اراده الهی، روح شهدا را احاطه کرده است و مطابق آن احاطه الهی، آن شخص و شخصیت به ظهور آمده، می توان قدم زد و در آینه حرکات آن‌ها اراده و انوار الهی را دید و هنرمندانه وصف کرد. اخیراً در رابطه با پیام امام نسبت به شهدای هنرمند که در تاریخ ۳۰ شهریور سال ۶۷ دادند در اینستاگرام عرایضی شد. امید است که مفید افتاده باشد. موفق باشید

31710
متن پرسش
سلام استاد گرامی: یک دنیا ممنون بابت راهنمایی هاتون. سؤالی ازتون داشتم ممنون میشم جواب بدین. در کتاب خویشتن پنهان اینطور نوشتید: «چون روح آن هايي که بدنشان در قبر نمي پوسد آنچنان گرفتار گناهانشان نيست که توجه به بدن را به کلي از دست بدهند، زيرا اندک توجهي به بدن کافي است تا باکتري ها نتوانند بر بدن اين افراد غلبه کنند.» از اونجایی که تمام پیامبران و امامان و اولیاءالله گرفتار گناهانشان نبودند با این حساب هیچ کدوم از اون بزرگواران توجه به بدن رو از دست ندادن پس بدن مطهر همه شون الان سالم هست؟
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: حتماً همین طور است وقتی ارادتمندان آن ذوات مقدس چنین‌اند. حتماً جریان بدن مبارک شهید یوسف الهی را شنیده‌اید. موفق باشید

31586
متن پرسش
سلام علیکم و رحمه الله: قبل از طرح سوال می‌خواستم عرض کنم اگر سوال بنده برای شما محلی از اعراب ندارد و اهمیتی قائل نیستید لطفا جواب ندهید چون این جواب برای بنده اهمیت دارد. بنده در ایام کودکی و جوانی واقعا با سیره علما انس داشته ام و همین باعث شده که بخواهم دست به بالا ها برسانم و توحید را لمس کنم و برای این مقصود کم یا زیاد تلاش کرده ام چه کتب عرفانی و اخلاقی چه محتواهایی نو مانند دروس آقای صمدی آملی یا مطالب علامه حسن زاده و علامه جوادی آملی دروس آقای وکیلی کتب امام راحل و رهبری کتب علامه طهرانی جلسات آقای واسطی و آقای نخاولی و کسب علوم حوزوی در حوزه و تلاش هایی از این دست و جدای از اینها چله های بسیاری داشته ام و به قول رساله سید بحرالعلوم چله در چله گرفته ام از دعاهایی مانند جامعه، توسل، عاشورا و... قرائت قرآن تعداد بالای قرائت سوری مثل توحید و قدر و... ولی الان واقعا حس تهی بودن می‌کنم و مقر به این هستم که این بساط موجودی که برای خودم ساخته ام فقط یک دلخوشی ساده است و ظاهری خالی از باطن که درگیری در گناه واقعا کلافه ام کرده و واقعا گاهی آرزوی مرگ می‌کنم که مرگ بهتر از این زندگی ننگین است و واقعا نمیدانم چه کنم این را هم عرض کنم که بسیار حرف شنیده ام و دست به کارهای زیادی زده ام ولی راهگشا نبوده چیزی از شما می‌خواهم که اولا از کثافات گناه رها شده و به سمت توحید حرکت کنم باور کنید می‌خواهم ولی نمی‌توانم. قبلا حس بهتری داشتم مدتهایی می‌شود که حال بهتر است و زیارت و نماز دلچسب می‌شود ولی هرچه بالاتر می‌رود کمتر می‌شود و بیشتر درگیر این دنیا می‌شوم انگار نه انگار که نام مبارک نوکر حضرت صاحب به روی من است. اصلا ارتباط دلی خوبی با اهل بیت علیهم السلام ندارم یعنی صرفا ظاهری است اگرچه که محبت آنها علیهم السلام واقعا در وجود بنده است ولی ارتباط نمی‌توانم برقرار کنم. گویا اهل بیت از من روی گردانده اند آنجایی هم که وهم دلی می‌رود می‌بینم خالی از عمق و باطن است. حرفهای علما را که می‌شنوم منزجر می‌شوم شاید بپرسید چرا نه اینکه آنها را نخواهم بلکه از عمق قلب علم و عالم را دوست دارم ولی از اینکه متداولا می‌شنوم ولی تغییر نمی‌کنم، می‌شنوم ولی تکانی نمی‌خورم منزجر می‌شوم. مدتی به توصیه ی یکی از اساتید کتاب مقالات را می‌خواندم ولی باز هم پر بود از اصطلاح و توضیح های کلی طلبگی که هرکسی بلد است ولی... نمی‌دانم چه باید بکنم؟ شاید اگر مبسوطا خدمت حضرتعالی عرض کنم بفرمایید که خیلی مشکل نیست و الکی بزرگش کرده ای ولی حقیقتا برای من خیلی بزرگ می آید. «کبر مقتا عند الله ان تقولوا مالا تفعلون» واقعا قرآن می‌خوانم ولی فقط الفاظ برای من جلوه می‌کند گویا اصلا جماد هستم و تاثیر هیچ موثری را نمی پذیرم، خیلی خیلی نیازمند دعای همه مومنین هستم ولی در کنار آن به یک سره مستدام و مستقیم نیازمند هستم و از شما راهنمایی می‌خواستم. باور کنید «من احیاها فکانما احیا الناس جمیعا» لذا منت بگذارید و پاسخ دهید که ای که دستت می‌رسد کاری بکن. التماس دعا یا حق
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: اتفاقاً حرف بنده آن است که آری! به نور شهدا از این ظلمات و از این دریای طوفانی می‌توان عبور کرد و إن‌شاءالله با تجربه‌ای که برای عبور از این ظلمات به دست می‌آورید با افقی بیشتر و اشاراتی بس کارساز در صحنه حاضر و به فعالیت می‌پردازید. در موضوع حضور تاریخی نسبت به انقلاب اسلامی بیشتر فکر کنید. موفق باشید

31544
متن پرسش
سلام استاد وقتتون بخیر: استاد یک سوالی ذهنم رو درگیر کرده که سبب آن مطالعه خاطرات دفاع مقدس و بچه‌های ده شصت هست و اون اینکه چرا جوانان مذهبی این نسل با وجود امکانات و علم بهتر نسبت به جوانان سی چهل سال پیش شور ایمان و نشاط ندارند؟ فرقی هم نمیکنه چه در حوزه مهدویت یا در بسیج یا در دانشگاه یا تشکل های دیگر. بنده قطعا فقط و فقط بخاطر شیرینی که بواسطه مطالعه و تفکر در اسلام بهم چشانده شده در این مراکز رفت و آمد دارم ولی افرادشون جاذبه ندارند. دلیلش چیه؟
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: داستان جوانان دفاع مقدس، داستان تحقق تاریخی است که باید با آنان ذیل وجود مقدس حضرت روح الله «رضوان الله‌تعالی‌علیه» شروع می‌شد. آن جا، قصه، قصه «وَيُؤْثِرُونَ عَلَىٰ أَنْفُسِهِمْ وَلَوْ كَانَ بِهِمْ خَصَاصَةٌ» (حشر/9) . آری! باید جان‌ها فدا شود و ایثارها به صحنه آید آن‌هم ایثار جان، و ما در تاریخی که آن‌ها شروع کردند نهایتاً می‌توانیم آدم‌های خوبی باشیم یعنی آدم‌هایی اهل محبت و راستی و دوستی، وگرنه از آن ایثارها هیچ بهره‌ای نخواهیم برد. محافل ما وقتی برای ما شیرین و زندگی‌بخش است که در افق حضور آن ایثارها بتوانیم نسبت به همدیگر محبت و دوستی داشته باشیم. این‌جا است که می‌توان گفت: «کربلای جبهه‌ها یادش بخیر». موفق باشید

31479
متن پرسش
بسم الله سلام استاد گرانقدر: در مسیر انجام واجبات یا ترک محرمات خیلی دچار سستی انجام میشم و کیفیت اعمال بسیار پایین میاد، خودم حدس می‌زنم از عجبه پنهان یعنی وقتی خوب عمل می‌کنم و مدتی همه چی راضی کننده است هرچند در زبان میگم خدایا من رو ببخش یا من عملی ندارم ولی در دلم و ذهنم خطور میکنه که مگه چته نماز شب میخونی و خمس میدی و... و بعدش تا مدتی ضعیف میشم که احساس گناه و دوری از خدا دارم یعنی حتی نماز صبح بعضا قضا میشه یا حال دعا و مناجات ندارم. فقط نماز واجب اونم نه با حضور و توجه و سالهاست که این حالتها برای من ادامه داره چه کنم؟ میخوام ثابت باشم نه ی مدت خوب قرآن‌ بخونم ی مدت اصلا سراغش نرم آیا شما هم فکر می‌کنید مشکل از عجبه یا چند وجهی راه درمانش چیه؟ چکار کنم اگر همش در حال کار خیر و عبادت بودم باز از خودم راضی نشم؟ خدا خیرتون بده.
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: به حضور تاریخی در انقلاب اسلامی و شایسته شدن برای این حضور فکر کنید. امری که موجب شد شهدای عزیز ما ره صد ساله را یک شبه طی کنند. با چنین افقی خود به خود شور اُنس با خدا و دعا و مناجات به صورت حضوری و وجودی برای انسان پیش می‌آید. مانند دعای کمیل‌های جبهه و راز و نیازهای شب‌های حمله. موفق باشید

31477
متن پرسش
با سلام: استاد عزیز برای اینکه نماز و روزه و نحوه زندگیمون افق و شور ایمانی جلویمان بگشاید، باید چه کرد؟ ممنون
متن پاسخ

 باسمه تعالی: سلام علیکم: به حضور تاریخی در انقلاب اسلامی و شایسته شدن برای این حضور فکر کنید. امری که موجب شد شهدای عزیز ما ره صد ساله را یک شبه طی کنند. موفق باشید

31444
متن پرسش
با سلام: استاد عزیز با گوش دادن صحبت های شما در برنامه سوره اینطور فهمیدم که با توجه به اینکه وجود و اصل آدم و عالم که خداست و خدا هم که امروز اراده به نابودی جاهلیت و استکبار مدرن کرده، پس این نگرانی که گاهی برخی دارند که نکنه این وضعیت اقتصادی و... ضربه کاری به انقلاب بزنه کاملا بیهوده است، چون امروز تمام عالم و قوانین و معادلات عالم در جهت نابودی استکبار است و از دو حالت خارج نیست یا ما به راه می آییم و وجودمان را ابزار تحقق اراده خدا در زمین می کنیم یا خدا نسل ما را می برد و توسط نسل دیگری اراده خود را محقق می کند، آیا درست فهمیدم؟
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: بنده هم همین‌طور فکر می‌کنم. زیرا همچنان که عرض شد برای این انقلاب، عزیزانی فدا شده‌اند که خداوند هرگز اجر آن‌ها را ضایع نمی‌کند و اجر آن‌ها جز تحقق انقلاب اسلامی مقابل فرهنگ استکباری نیست. موفق باشید

31455
متن پرسش
با عرض سلام: در سالهای قبل کشور در دست دو قطبی بود که گرچه ۱۸۰ درجه متفاوت بودند اما در یک چیز مشترک بودند توجه به بیرون کشور تیپ روحانی ذکر جلی و خفی اش غرب بخصوص کدخدا بود و تیپ مقابلش در اندیشه سوریه و لبنان و... و این وسط آنکه سوخت ما بیچارگان محبوس درین خراب آباد هستیم ویدویی از شهید حججی دیدم که گویا اردوی جهادی را هم برنمی‌تافت و می‌گفت هرکس در همان جایی که هست به خدمت مشغول باشد و دیدیم که آن مرحوم هم فرسنگ ها دور از آنجایی که بود به خدمت پرداخت و یا به فاطمیون می اندیشم که چگونه سوریه را آزاد کردند و الان کشورشان به دست طالبان افتاده است.
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: ابداً این‌طور نیست. به گفته آن مرد بصیر: «چشم ها را باید شست، جور دیگر باید دید». آری! همچنان‌که آن شهید عزیز فرمود: حاکمیت داعش از روی زمین برداشته شد، اگر درست ببینیم. نعره شیطان بلند است اگر درست بشنویم. قاصدک خبرها آورده است باید با نور انتظاری که در دل آن، شهید حججی به ظهور آمد تا معلوم شد کارگزاران نتوانسته‌اند انقلاب را به بن‌بست برسانند، باز باید منتظر بود. انتظاری در دل هویت توحیدی انقلاب اسلامی. موفق باشید

31446
متن پرسش
با عرض سلام و خسته نباشید خدمت استاد عزیز; ضمن عرض تسلیت به مناسبت ایام شهادت حضرت ابا عبدالله الحسین علیه السلام. بیانات ارزشمند جنابعالی را در برنامه سوره شنیدیم و فیض بردیم. منتهی در رابطه با یک نکته مزاحم جنابعالی شدم و وقت شریف شما را می گیرم و آن اینکه در دقایق پایانی سخنرانی شما شاهد یک شور ایمانی و یک شکفتگی بودم به گونه ای که احساس کردم سر تا پای وجود شما در یک قبضی افتاده و بغضی هست که به قول معروف در حال ترکیدن است ولی همچنان سخت سعی می کنید جلوی آن را بگیرید. و جنابعالی در آخر سخنرانی با آن جمله پایانی، اجمالا باب یک بحثی را باز کردید که شاید نیاز هست در چند جلسه به تفصیل در آید که: «ما امشب در شب عاشورا بنایمان آن است که در عهد حسینی باقی بمانیم زیر دریا خوش بود یا روی او * قهر او دلکش بود یا مهر او خنک آن قماربازی که بباخت هرچه بودش * و نماند هیچش الا هوس قمار دیگر حالا شما بفرمایید که ما شب عاشورا چطوری شهید بشیم تا اینکه دیگر بودنمان بودن حسینی بشود.» و اینکه گفتم باب یک بحثی باز شد این است که استاد عزیز ما، بفرمایید ما شب عاشورا و نه فقط شب عاشورا که «کل یوم عاشورا و کل عرض کربلا» چطوری شهید بشویم تا اینکه دیگر بودنمان بودن حسینی بشود؟ التماس دعا. یا حق
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: انقلاب اسلامی عزیز امروز راهی در مقابل ما گشوده است که هرکجا که باشیم حتی در ساده‌ترین نوعِ زندگی در گوشه گوشه این کشور، می‌توانیم با روحیه پاکبازی و سلحشوری، خود را در زمره بهترین انسان‌های روزگار قرار دهیم. موفق باشید

31437
متن پرسش
باسلام.استاد عزیز به نظرم طی تقریبا یک ماه اخیر اتفاقات وبلایا خاصی بعد کرونا در جهان در حال اتفاق است ،خواستم تحلیل شما را بدانم.ممنون
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: بنده هم فکر می‌کنم خبرهایی هست ولی هنوز آنچه باید روشن شود برای امثال بنده پیش نیامده است. موفق باشید

31436
متن پرسش
بسمه تعالی: سلام: خدا قوت. مطلبی از شهید شفیعی در گروه دیدم مادر شهید عقیقی داشت که روز خاکسپاری عربی باو میده و میگه با لب شهید متبرک کنند و وقتی مادر میاد اون روبرگردونه از مرد عرب اثری نمیبینه این عقیق به توصیه علما برای شفا باقی میمونه و حکایتهای شفای زیادی ازش هست. کلیپ رو کامل نگاه نکردم چون تحملش نبود. کاش دوربینها می‌تونستند فضای خونه کوچیک شهید که توش بدنیا اومده و همونجا زیارت عاشوراهاش رو خونده و اشک هاش رو به تنش مالیده ضبط کنند. خواستم بگم ماجرای عقیق و کاروانهایی که به بهانه شفا راهی دروازه ری قم می‌شدند و نوع بودن این مادر شهید تا چند سال پیش هم خودش نحوی زندگیست که کاش استاد به اون هم اشاره کنند. شهید چند بار مادر رو شفا میده و برمیگردونه انگار باید در خونه باز باشه با مادر و نقطه عروج و تربیت این شهید خودش کارها بکنه. و رحم مکانی باشه برای ساختن بقیه قلوب
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: آری! قصه شهدای عزیز ما این‌چنین است با مأموریت‌هایی متفاوت و رجعتی که هرکدام به صورتی در پیش دارند. موفق باشید

31432
متن پرسش
سلام بر استاد طاهرزاده: نظر حضرتعالی در مورد اهل حق چیست؟ بنظر می‌رسد دیدگاه های عرفانی عمیقی در بینشان وجود داشته باشد. کدام فرقه ی آنها را تایید می کنید و چه منابعی در این زمینه توصیه می فرمایید؟
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: همین‌طور که می‌دانید جریان‌هایی که تحت عنوان «اهل حق» در میدان هستند، متفاوت و حتی در مقابل هم می‌باشند. از این گذشته آنچه امروز انسان‌ها را متوجه حق و حقیقت می‌کند راهی است که شهداء در مقابل ما گشودند با طعم ضد استکباری. در حالی‌که اکثر این جریان‌ها از هر گونه حرکت سیاسی، اجتماعی خود را جدا می‌دانند. موفق باشید‌

31379
متن پرسش
با عرض سلام: با توجه به سوال قبل در مورد کرونا جواب حضرتعالی بسیار عجیب بنظر می‌رسید. ناکارامدی نظام که اظهر من الشمس است چه نیاز است که غربی ها متوسل به کرونا شوند اتفاقا اینکه نتوانسته کرونا را جمع کند نشان ناکارامدی نظام است. بحث تقابل مردم هم الان بسیاری رعایت نمی‌کنند برخی رعایت می‌کنند تقابلی هم نیست تقابل از این مسائل جزئی گذشته است. بنحوی که اگر دو قطبی های پیشین بر سر چپ و راست اصلاح طلب و اصولگرا بود حال به قبول داشتن یا نداشتن نظام است و دیدیم که در رفراندوم انتخابات اخیرا اکثر مردم شرکت نکردند معذلک باز هم در کمال آرامش در کنار هم زندگی می‌کنند بنظر حقیر رهبری بنظر می‌رسد قائل به همان دیدگاه گزینش غرب هستند و آن را کل واحد نمی‌پندارند و چون پزشکی جدید را پذیرفته اند توصیه های آنها را هم پذیرا هستند و واکسن می‌زنند اما شنیده نشد که از معجونهای طب سنتی استفاده کنند البته طنز ماجرا اینجاست که در خبرها خواندم جناب سیدمحمد موسوی از طبیبان سنتی که برای کرونا نسخه می‌پیچید بر اثر ابتلا به کرونا درگذشتند بپذیریم که راهی جز غرب نیست. تصاویر مریخ نورد استقامت را نگاه کنید و تصاویر استقامت امت همیشه در صحنه در صفهای مرغ
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: به نظر بنده باید متوجه امکانات تاریخی خود شد و راهی که در این بستر تاریخی رو به جلو داریم تا با صبر انقلابی و حکمت و بصیرت مقام معظم رهبری، آینده خود را بسازیم. عرایضی در این رابطه در موضوع «شهید حججی و استعدادنهفته انقلاب در آینده»https://eitaa.com/matalebevijeh/7546  شده است. موفق باشید

31297
متن پرسش
با سلام: من خیلی غمگینم. ما نه در دنیا یه نفس راحت کشیدیم نه در آخرت. به نظرم همانطور که دنیا برای آقازاده های سرمایه دارست، آخرت هم برای آقازاده های معنوی است. تقریبا تمامی شخصیت های معنوی و عرفا از خانواده های پاک و مذهبی و روحانی بودند. زمینه ی سلوکشان در جمع خانواده و یا حوزه فراهم بوده. به نظرم اشخاص عادی مانند ما نباید بیخودی دنبال سلوک برویم. به جایی نمی‌رسیم وقتمان را می‌گیریم. و جز خستگی و یاس جیزی عایدمان نمی‌شود. ماهایی که والدینمان کم سواد بوده و حتی نمازشان یکی درمیان می‌خوانند، و با افرادی زندگی می‌کنیم که فرق عید قربان با غدیر را نمی‌دانند، کجا زمینه و استعداد سلوک را داریم؟ مایی که اگر نمازمان کمی بیشتر طول بکشد با نگاه مورد تمسخر و اعتراض قرار می‌گیریم. در راه عرفان سرمایه اجتماعی از لازمات واجب است. این اطرافیانی که باهاشون زندگی می‌کنی به آدم انگیزه می دهند. با کسانی که زندگی می کنیم ناخوداگاه مانند آنها می شویم. حالا یک نفر را نام ببرید که خانواده و اطرافیانش خیلی مذهبی نبوده اند. این سرمایه اجتماعی را نداشته اند، و امکان ورود به حوزه را هم نداشتند در محضر کسی نبوده اند اما سالک شدند و به درجاتی رسیده اند. تا من قانع شوم و به تلاش چند ساله ام را ادامه دهم. فقط همین را می‌خواهم. لطفا مثال معکوس نزنید؛ مثل پسر نوح و.... مثال شبیه بزنید. من در تربت حیدریه زندگی می کنم. واقعا شرایطی که در زندگی نامه های عرفا رو میخونم ندارم. لیسانسم. امکان ورود به حوزه ندارم که باهاشون همنشین شم. کلاس های آزاد حوزه هر از گاهی میرم اما فقط تابستان و آن جو معنوی که باید رو نداره. من جیکار کنم واقعا؟ برخی وقتا میگم ولش کن خدا شرایط معنوی اطراف ما رو میبینه و ازمون توقع نداره. بیخیال سلوک. اما اگر دلم بیخیال این سوز می شد الان به شما نامه نمی‌نوشتم که. لطفا سوالم بدون نام بنده در معرض دید عموم قرار بگیرد چون می‌دانم سوال خیلی هاست. یا علی
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: نمی‌دانم سلوک معنوی و اُنس با حضرت محبوب را چه می‌دانید؟! آیا نباید به آن‌هایی که بی‌سر و صدا در مسیر اُنس با حضرت حق قرار گرفته‌اند فکر کرد؟ در حدیث معراج خداوند به رسول خود«صلوات‌الله‌علیه‌وآله» می فرماید: دوستان واقعی خداوند همان افراد بی‌نام و نشانی هستند که در آسمان، بیشتر از زمین شهرت دارند، یعنی «طوبی للقربا». آیا رزمندگانی که بی‌سر و صدا ره یک‌ساله را یک‌شبه طی کردند، سالکان واقعی نیستند؟ که از گوشه و کنار روستاها و از شهرهایی همچون تربت حیدریه به آسمان معنویت صعود نمودند؟ موفق باشید

31278
متن پرسش
بسم رب الشهدا و الصدیقین تولدِ یکی از مظاهر و وسائطِ فیض الهی در دارِ وجود یعنی شهید تجلایی که به حقّ تجلّیِ محبت و عشقِ پرودگارِ عالم است، موجبِ مسرّت و طَرَبِ هر عشق بازِ پاکبازی است که دل در گرویِ وجدانِ تاریخی خود گذاشته است و در صددِ رسیدن به حقیقتی است که امثال تجلایی ها با خودن خود آن حقیقت را افق گشایی کرده اند. شهید تجلاییِ عزیز، مُحبّ و عاشقِ محبوبی بود که با معرفت نسبت به کمالاتِ محبوبِ خود یعنی «خدا» روز به روز به محبت خود افزود و از جان خود که عزیزترین سرمایه وجودی اش بود گذشت تا به مقام عندیتِ حضرت رب رسد و با مستفیض شدن از «رزق الهی» به دلدادگانِ خود افاضه عشق کند. شهید تجلایی، وجدانِ تاریخیِ ماست برای رسیدن به حقایقِ متعالیِ عالم وجود، حقایقی که تجلاییِ عزیز با «خون» خود برای ما افق گشایی کرد. تجلاییِ عزیز تر از جانم تجلیِ «هدایت الهی» برای جوانان میهنت باش. «تقدیم به خانواده محترم شهید تجلایی» سلام استاد طاهرزاده عزیز، نظر جنابعالی در مورد این متن برای یکی از سرداران شهید چیست؟
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: بسیار خوب است. حقیقتاً شهدای ما این‌چنین‌اند که می‌فرمایید. موفق باشید

31251
متن پرسش
باسمه تعالی. سلام استاد دوست داشتنی: در صحبتی که با حضرتعالی داشتم فرمودید که راه نجات کشور صرفا در پیمودن راه توسعه نیست می توان با عقل دینی راه حلهایی برای کشور داشته باشیم حال مدیران انقلاب که شبانه روز تلاش می کنند و موفقیت هایی هم داشته اند که عموما با عالم توسعه یافتگی و معضلات آن یا دنیای مدرن با اشاره‌هایی امثال هایدگر آشنایی ندارند آیا بدون این آشنایی ها با این مبانی به مشکلی در راه ادامه انقلاب بر می خورند؟
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: ذات انقلاب خود به خود راهنما می‌باشد به‌خصوص در بستر فرهنگ شهادت به همان معنایی که ذیل کلیپ شهید جواد محمدی عرض شد: «ما با نگاه به کلام تو آموختیم حقیقت، بسیار بلندتر از آن است که روشنفکران بتوانند چیزی از آن بیاموزند. آن‌هایی که می‌خواهند با نزدیکی به توسعه‌یافتگیِ غربی زندگی ما را رونق بخشند. نه! راه ما راهی است که شما می‌شناختید، چه موقعی که در قید حیات این دنیایی بودید و یا در قید آن دنیایی هستید و ادامه‌ ما تنها با چنین روحیه‌هایی ممکن است تا در «جهانی بین دو جهان» نه زمین‌گیرِ تحجّر متحجرین باشیم و نه آلوده به غرب‌زدگان سکولار. به امید رجعت هزاران هزار جواد محمدی در قالب شیرزنان و شیرمردان امروز و فردای ما.» موفق باشید

نمایش چاپی
متأسفانه هیچ نتیجه ای در رسانه ها پیدا نشد!