بسم الله الرحمن الرحیم
گروه فرهنگی لب المیزان
به لب المیزان خوش آمدید.
گروه فرهنگی المیزان

موضوعات

دسته بندی: تحلیل تاریخی حوادث

تعداد نمایش
کتاب
جزوه
یادداشت ویژه
نمایش چاپی
شماره عنوان پرسش
41766
متن پرسش

با سلام و احترام: موضوع تاریخ یکی از مباحث مهمی است که افراد یک جامعه باید به آن توجه داشته باشند. اما آنچه امروز به عنوان تاریخ شناخته و بیان می‌شود صرفا بیان حوادث و وقایع با محوریت انسان است و نسبت چندانی با حقیقت ندارد. اگر در پی یافتن مفهومی صحیح از تاریخ باشیم چه تعریفی می‌توانیم از تاریخ حقیقی داشته باشیم؟ اصلا تاریخ چیست و چگونه باید به آن نگریست؟ تاریخ حقیقی چه ویژگی‌هایی دارد؟ اگر استاد گرامی، منابعی هم در این زمینه می‌شناسند ممنون می‌شوم معرفی نمایید. با تشکر

متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: موضوع تاریخ به عنوان ظهور ارادۀ الهی از آن طریق و مواجه شدن با حقیقت در آن شرایط تاریخی، امر بسیار مهم و دقیقی می‌باشد. پیشنهاد می‌شود در رابطه با زمان‌شناسی ابتدا قسمت اول کتاب «ما و بشر جديد و آينده قدسی پيش رو»https://lobolmizan.ir/book/1599 و پس از آن به مباحث هرمنوتیک که ذکر روح تاریخی هر رخداد است رجوع شود. به عنوان نمونه https://lobolmizan.ir/search?search=%D9%87%D8%B1%D9%85%D9%86%D9%88%D8%AA%DB%8C%DA%A9&tab=sounds . موفق باشید

41760
متن پرسش

بسمه تعالی؛ سلام علیکم: استاد عزیز کمی برایمان از کشور چین بگویید. جایگاه چین در فردا ها چگونه است، چینی که قدرت اقتصادی دنیا را در تمامی ابعاد به خود جلب کرده و با عرفان های نو ظهور تفکراتی را بدنبال دارد و در آینده ای نزدیک نیز پول چینی دست گردان جهان خواهد شد. بنده گمان می‌کنم فردا های بعد از آمریکا و صهیونیزم، چینی را بدنبال خواهد داشت که تقابلش از جنس تقابل آمریکا نیست و دشمنی قلدر مابانه آمریکا به تقابل فکری چینی ها تبدیل خواهد شد.

متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: با توجه به ریشه‌های تاریخی عجیبی که چین را شکل داده، از لائوتسه بگیر و اوج نگاه او به انسان تا کنفسیوس و حکمت خاصی که برای ادارۀ جامعه مدّ نظر دارند. و از این جهت می‌توان به آیندۀ چین امیدوار بود، تنها نوعی غرب‌زدگی است که ممکن است آن ریشه‌های تاریخی‌اش را به حاشیه ببرد که امید است همان ریشه‌ها، چین را از مدرنیه به سنت اصیلی که با اُنس با ایران و هند بازخوانی خواهد کرد در کنار ایران و هند به تاریخ عبور از نظم جهانی موجود رهنمون باشد، وگرنه چینِ امروز از همان جهت که آمریکا، آمریکا است مقابل آمریکا می‌باشد در حالی‌که مردم چین آمادگی حضور دیگری را دارند. موفق باشید

41748
متن پرسش

با سلام خدمت استاد عزیز و گرانقدر: بنده یادداشتی درباره اینکه آیا در برجام و مذاکرات اخیر به رهبری تحمیل صورت گرفته! دارم که می‌خواستم اگر صلاح بدانید نظر ارزشمندتان را بفرمایید: یک سوال از منتقدان آتش‌بس و مذاکره 👈 چرا رهبر شهید بطور کاملاً صریح و شفاف در نامه برجام (هنگام تایید اولیه نه بعد از اجرای ناموفق آن) از نقاط منفی آن صحبت کرده‌اند اما رهبر حاضر انقلاب، هیچ نقطه منفی از آتش بس و مذاکرات نفرمودند؟ ایشان دو بار از مذاکرات نام بردند یک بار خطاب به مردم: مســّلماً فریادهای شما در میادین، در نتیجه مذاکرات مؤثر است. و بار دیگر خطاب به امام زمان (عج): به دعای خــاص حضرتتان برای غلبه قاطع بر دشــمن چه در صحنــه مذاکرات و چه در میــدان نبرد دل بسته‌ایم. آیا رهبر حاضر در این موضوع به این مهمی تعارف کرده اند که نقطه ضعفی را ذکر نکرده اند؟ چرا رهبر حاضر از خطرات و عواقب انحراف به این بزرگی سخن نگفتند چنانکه رهبر شهید صریح و شفاف درباره برجام عواقب و نقاط ضعف را ذکر کردند؟ نتیجه گیری: مصوبه آتش‌بس، انحراف و نقطه ضعفی نداشته است و یک تصمیم بسیار صحیح، بدون تحمیل و خردمندانه بوده است. پ.ن: عین متن رهبر شهید در نامه تایید برجام: «محصول مذاکرات که در قالب برجام شکل گرفته است، دچار نقاط ابهام و ضعف‌های ساختاری و موارد متعدّدی است که در صورت فقدان مراقبت دقیق و لحظه‌به‌لحظه،‌ میتواند به خسارت‌های بزرگی برای حال و آینده‌ی کشور منتهی شود.» متن کامل نامه: https://farsi.khamenei.ir/message-content?id=31168 ✍️ ناصر بهارلو، عضو هیات علمی دانشگاه تربیت دبیر شهید رجائی https://eitaa.com/N_Baharloo با تشکر از لطف شما

متن پاسخ

 باسمه تعالی: سلام علیکم: جناب آقای حجت الاسلام  مهندس وطن فداء در کانال «راجعون (بازگشت به خویشتن)  https://eitaa.com/bazgasht_be_khishtan  نکات خوبی را فرموده‌اند که عیناً آن نکات خدمتتان ارسال می‌شود.
 درباره این موضوع باید یادداشت مفصلی نوشت، اما پیش از آن به این بیندیشیم؛ مذاکرات ایران با اروپا، امریکا و سازمان ملل تاریخچه ای به درازای عمر انقلاب دارد اما آیا این مذاکرات در برهه‌ها و دولت‌های گوناگون معناهای یکسانی داشته است یا اینکه سیری طی شده و این معنا دوره به دوره تغییر کرده است؟ 
در نگاهی ساده مذاکره، مذاکره است چه فرقی دارد؟ اما در نگاهی عمیق تر و تاریخی تر به نظر می‌رسد ذات قویم و اصیل انقلاب توانسته است مذاکره با غرب، که در دهه هفتاد و در دوران جناب خاتمی به سان یک #ایدئولوژی دنبال می‌شد را به مرور به تراز یک #استراتژی در دوران جناب روحانی فروکاسته و اکنون نیز در دوران اخیر آن را در حد یک #تاکتیک میان تاکتیک های گوناگون عرصه نبرد تنزل دهد. یا اینکه مذاکره با امریکا در دولت موقت یا دولت اصلاحات که ذیل پارادایم #تسلیم به غرب تعریف می‌شد را به مذاکره ذیل چارچوب #منفعت و #چاره‌جویی در دولت تدبیر و امید بدل ساخته و اکنون مذاکره را ذیل گفتمان عمومی #مقاومت جایابی کند.
اینکه اکنون اصل مذاکره مصلحت است یا مفسده، خدمت است یا خیانت، وجیه است یا بی وجه موضوعی قابل بررسی است و شاید با مطلوبیت های نگاه خالص انقلابی فاصله داشته باشد اما اینکه در سیر مذاکرات در دولت‌های پس از انقلاب، امروز، اولا ذیل گفتمان مقاومت و ثانیا صرفا در تراز یک تاکتیک نبرد در کنار سایر تاکتیک‌ها دارد دنبال می‌شود، نه به عنوان یک ایده آل یا حتی یک استراتژی، پیروزی بزرگی است در مسیر دولت سازی انقلاب و زمینه‌ی مهمی است برای رفتار انقلابی‌تر دولت‌های بعد و البته محصول زحمات ۴۷ ساله رهبران و نخبگان انقلابی و همراهی توده‌ی مردم که باید مورد توجه قرار گیرد. من حس میکنم ما از مسیری که امده ایم غافلیم لذا نقد ما نسبت به مذاکرات یک عقب ماندگی تاریخی دارد و در فضای دوره ی تاریخی اصلاحات یا روحانی دارد مشابه سازی میشود ، لذا حامل نحوی تحجر می‌شود.
بنده در مواجهه با متن جناب آقای حاج آقا وطن پناه اینطور نوشتنم: با سلام. بنده خدا را شکر می‌کنم که این چنین دقیق یادداشت خود را تحت عنوان «مذاکره با امریکا؛ از ایدئولوژی تا استراتژی از استراتژی تا تاکتیک» با مخاطبان در میان گذاشته‌اید. بسیار نکات دقیقی را به میان آورده‌اید . توجه به تاریخی که نه تاریخ آمریکا می‌باشد بلکه تاریخی است که با ایران آغاز شده، بسیار مهم است و اینجاست که ما به هر دلیلی وارد تاریخی شده‌ایم که حتی با این معنا از مذاکره حرف دیگری داریم  غیر از حرف‌هایی که تاکنون تحت عنوان مذاکره در بین ما و آمریکا یا در بین ملل دیگر با همدیگر پیش می‌آمده . ای کاش رفقای عزیز ما در این مورد بسیار بیندیشند.
تصور این‌که هنوز از نظر دیپلماسی در تاریخِ جنگ قبل از رمضان قرار داریم، نوعی غفلت از تاریخی می‌باشد که با نفی ابرقدرتی آمریکا آغاز شده و لذا نباید تصور شود این نوع مذاکرات که بعد از جنگ رمضان در میان است از جنس مذاکرات قبلی می‌باشد، در حالی‌که «دولت و ملتِ» ایران در تاریخ دیگری قرار گرفته است و اگر گمان می‌کنیم از موضع ضعف وارد مذاکره شده‌ایم به جهت آن است که هنوز خود را در تاریخ گذشته احساس می‌کنیم، غافل از این‌که حضوری بسیار بزرگ در نسبت ایران با آمریکا در دل «ملت و دولتِ» ایران پیش آمده و «ملت و دولت» در این حضورِ بزرگ حاضرند و پیام‌های رهبر عزیز انقلاب حکایت از این حضور دارد که به آیندۀ درخشانی که پیش روی ما می‌باشد تذکر می‌دهند
 موفق باشید                
 

41730
متن پرسش

سلام خدمت استاد بزرگوار: سوالی دارم: طبق توصیه حضرتعالی من تمام صحبتهای آقای مهدی محمدی را گوش می دهم.که می‌گوید مذاکرات هم بخشی ازجنگ است و به آقای قالیباف هم تا حد زیادی اعتماد دارم اما بازهم نگرانیم راجع به نتیجه مذاکرات با توجه به تجربه تلخ برجا م برقرار هست که چطور خطوط قرمز رهبر شهید رعایت نشد درحالیکه گفته می‌شد که مذاکرات برجام با هماهنگی رهبر شهید انجام شده. البته به دیگران که در این مورد خیلی مخالف و بدبین هستند توصیه به حفظ وحدت می‌کنم لطفا بیشتر راهنمایی فرمایید چگونه این نگرانی را برطرف کنم و اطمینان پیدا کنم که درانجام وظیفه خود در دفاع از دستاوردهای شهیدان و رزمندگان کوتاهی نکرده ام.

متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: به نظر می‌آید توصیه‌های رهبر معظم انقلاب بخصوص پیام فوق‌العاده‌ای که به مناسبت آغاز سومین سال فعالیت مجلس دوازدهم مطرح فرمودند که در واقع، وظیفۀ بسیار بزرگی بر دوش ما خواهد بود و آن رعایت «وحدت» است. تا آن‌جایی که فرمودند: « بیش از پیش برای پاسداری از وحدت صفوف منسجم و به‌هم‌پیوسته ملّت اهتمام ورزند و اختلافات غیرموجّه و حتی موجّه را به تنازع و تفرقه تبدیل نکنند و قولاً و عملاً مظهر انسجام و یکپارچگی ملّت باشند». و این حکایت از آن دارد که با توجه به چنین رویکردی می‌توان بسیار نسبت به آینده امیدوار بود و خود را مشغول اموری که موجب بدبینی نسبت به مسئولان می‌شود، ننمود. موفق باشید

41729
متن پرسش

سلام و رحمة الله استاد عزیز: خدا شما را حفظ کند. بنده یکی دو سالی هست که کانال های شما را در ایتا دنبال می‌کنم و پیگیر مطالبی که در آن قرار می دهید هستم. بحمداللَّه مطالب شما ما را در زمینه تبیین و درک و معنا و موارد دیگر در جای بسیار خوبی حاضر کرده است و به این خاطر خدا را شاکر هستیم که ما را به لطف خودش با چنین اساتیدی آشنا کرده است. اما مطلبی که خدمت شما می خواهم عرض کنم با دیدگاه انتقادی و دلسوزانه نسبت به خودم و دیگر اعضا هست که اگر اشکال از ما هست از آن مطلع شویم و به مسیر درست آن نظر کنیم و بنده آن را در مثالی خدمت شما عرض می‌کنم. در سطح جامعه ای که هستیم همانطور که عرض شد در حد زیادی مطالب شما راهگشا بوده است اما در یک مسیر بنده احساس ضعف می‌کنم که هنگامی که ما در خصوص مطالب شما با دیگران صحبت می‌کنیم دست مان پر است ولی تا به بحث تحلیل شرایط میشه ما اینجا حرف زیادی برای گفتن نداریم. برای مثال در شرایط قبل از جنگ شما صوت آقای خوش چشم را در گروه قرار داده بودید و ما آن را که گوش کردیم و در بحث های خودمان با نظر به خوش چشم‌ می گفتیم که جنگ نمی شود اگر هم بشود رهبر را نمی زنند و کسانی که با نظر به رسانه های خارجی با ما گفت و گو می کردند گفتند که جنگ می شود و شد و در ابتدای جنگ رهبر ترور شد. در ابتدای جنگ ما با توجه به رسانه های داخلی گفتیم که رهبر ما شهید نشده و آنها بالعکس گفتند شده و شد. در ادامه در اوج جنگ آنها به ما گفتند که دارد توافق می شود و ما با نظر به حرف آقای مهدی محمدی که اصرار داشت توافق نمی شود گفتیم که نمی شود ولی شد. در ادامه در جایی که آقای طائب فرمودند در سخنرانی شان ترامپ در کنگره این بار برای ادامه جنگ دستش را خواهند بست و پایان او خواهد بود ولی دیدیم که اتفاقا رای کافی را به پایان جنگ ندادند و دستش همچنان باز ماند هر چند که بنده از مسائلی که مطرح فرمودند در خصوص آیات قرآن و محکمات خیلی مفید و عالی دونستم برای خودم مطلب ایشان را ولی بعضی از نظرات ایشان در خصوص بحث نظامی گری با واقعیت میدانی ما حداقل ۳۰ سال فاصله داشت و به صورت تخصصی حرف ایشان در مسائل نظامی که مطرح فرمودند جای بحث داشت و در ادامه هم که آقای مهدی محمدی وضعیت را در آستانه جنگ خواند یا آقای خوش چشم که گفت تا یه هفته ديگه جنگ میشه ولی مجددا حرف کسانی که با نظر به رسانه های خارجی با ما سخن می گفتند شد که جنگ نزدیک نیست و به سمت توافق دارند پیش می روند. چرا اینگونه دارد می شود؟ بنده هر چند که اصلا دوست ندارم خودم را متوقف و درگیر این مسائل کنم و نظر اساتید مثل مهدی محمدی و طائب و.... را بر نظر خود ترجیح می‌دهم اما این موارد جزئی آیا خبر از این نمی دهد که ما هر چند در شناخت حقیقت دشمن بهتر از او خودش را می شناسیم ولی در روند بازی های آن و سبک کار آنها هنوز به شناخت نسبی و متعادل نرسیدیم؟ استاد آیا اینها خبر از این نمی دهد که ما در روند معادلات ضعف داریم و این ضعف ها در مواردی در بحث فریب عوام و جهانیانِ بعضا از همه جا بی خبر موجب گمراهی می شود؟

متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: البته که ضعف داریم ولی به نظر می‌آید همان عزیزانی را که نام بردید جوانب مختلف را با نظر به آنچه از میدان می‌دانند، با ما در میان می‌گذارند و خودشان هم جوانب دیگر را نفی نمی‌کنند. ولی بعضی‌ها خیلی راحت حدس می‌زنند و اگر حدس‌شان محقق شد، می‌گویند ما که گفتیم. و اگر محقق نشد، خیلی راحت از آن ردّ می‌شوند. و البته همین امور را نیز طبیعی بدانید. مهم توجه به افق‌های بلندی می‌باشد که در این جنگ، مقابل ما گشوده شده است و روایت‌هایی که باید از جایگاه تاریخیِ این رخداد داشته باشیم که در این مورد سعی شده است در مباحث «ما و جنگ رمضان و نظر به حضور تاریخی که در پیش است»https://eitaa.com/bartarin_hozoor تذکراتی داده شود و از آن مهم‌تر، تذکراتی است که رهبر معظم انقلاب در پیام‌های خود متذکر می‌شوند. موفق باشید

41713
متن پرسش

سلام طاعات و عبادات شما قبول باشه ان‌شاءالله یک سوال: در فایل سخنرانی که از حاج آقا طائب فرستاده بودید، ایشون فرمودند تحمیل بر امام معنی نداره اما امام خمینی رحمه الله علیه می‌فرمایند در ماجرای حکمیت؛ هم حکمیت تحمیل شد، هم حکم تحمیل شد. اگر توضیح دهید ممنون میشم. با تشکر از شما استاد عزیز.

متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: البته همان‌طور که می‌فرمایید تعبیر واژۀ تحمیل، ممکن است متفاوت باشد. در مورد فرمایش حاج آقا طائب، بیشتر باید بر این نکته فکر کرد که پذیرش پیشنهاد آتش بس در عینی که توان ادامۀ جنگ را داریم؛ از نظر قرآن جا دارد یا نه؟ تأکید حاج آقا طائب آن است که می‌توان آن نوع پیشنهاد را پذیرفت. موفق باشید 

41694
متن پرسش

به نام خدا سلام و عرض ادب و احترام دارم خدمت شما استاد عزیز و گرامی: با توجه به اینکه تحلیل جنگ از جهت‌های مختلف مورد اهمیت هست ازتون درخواست دارم تحلیل و نگرش توحیدی خود را نسبت به جنگ اخیر بفرمایید و لطفا در خصوص نسبت ترس با ایمان و اینکه برخی از افراد با کمترین و کوچکترین تهدید ترامپ و همدستانش تمام پیکره توحید خود را از دست می‌دهند و عظمت و دست الهی بر سر ملت و جامعه اسلامی را نادیده می‌گیرند هم ممنون می‌شم تحلیلی داشته باشید و بفرمایید یک جامعه توحیدی. و ایمانی با چه معیارهایی از ایمان به قله خواهند رسید؟

متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: در همین رابطه تا کنون ۴۵ نکته تحت عنوان «ما و جنگ رمضان و نظر به حضور تاریخی که در پیش است» در کانال  https://eitaa.com/bartarin_hozoor مطرح شده است. از جمله شماره ۴۴ آن  اشارات که عنوان آن «نگاه توحیدی به رخداد ها و برکات آن» می‌باشد 2- ترس را می‌توان یک امر روانی دانست. مهم آن است که با اعتماد به سنت الهی که آن دفاع از حق و شکست باطل است، مسیری که به لطف الهی برایمان در این تاریخ به طور خاص پیش آمده است، ادامه دهیم. موفق باشید

41686
متن پرسش

سلام و عرض ادب از اینکه برای بار چندم مزاحم وقت گرامی شما می‌شوم شرمنده و بابت اینکه شما با سعه صدر پاسخگو هستید سپاسگذارم. امروز صوتی از صحبت‌های آقای مهدی محمدی (مشاور آقای قالیباف) به دستم رسید که بخشی از اون، خیلی عجیب بود!! متن زیر همون بخش هست: «بذارید یه چیزی رو خیلی راحت و صادقانه به شما بگم و اون اینه که حالا ممکنه واقعاً باز یه عده‌ای به شهادت برسند؛ امروز نه، دو ماه دیگه. دو ماه دیگه نه، شش ماه دیگه. این فوق‌العاده مهمه که توی اون لحظات، یأس و ناامیدی رخ نده. اگر لحظه‌ی سختی دوباره برای ملت ایران ایجاد شد، به نظر من استحکام و قوی بودن در اون لحظه مهم‌ترین عاملی است که اون زخمی را که به ما وارد شده، جبران خواهد کرد. ببینید، زخم شهادت حضرت آقا، کم چیزی که نبود. ما هنوز احتمالاً نمی‌دونیم چه بلایی سرمون اومده. چه چیزی این رو جبران کرد؟ استحکام مردم.» این مطلب در لینک زیر توسط جناب شکوهیان‌راد متخصص علوم سایبرنتیک و علوم شناختی تبیین شده است https://eitaa.com/SHRChannel/5580 بنده قبلا هم نسبت به باز نشر مواضع آقای محمدی هشدار داده بودم، لطفا تجدید نظر بفرمایید.

متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: بنده بیش از ۲۰ سال است آقای استاد مهدی محمدی را می‌شناسم. حداقل به صحبت امروز ایشان توجه بفرمایید که چه اندازه نسبت به ادعای اخیر ترامپ و تغییر موضع او با دقت، مخاطبان خود را در جریان می‌گذارد که چگونه واقعیت پنهان کردن شکست آمریکا از طریق ترامپ، امری نیست که بتوان از آن غفلت کرد و اگر ملاحظه بفرمایید ایشان سه فرض را مطرح می‌کنند به امید آنکه آمریکا به نحوی از مهلکه خود را فراری دهد حتی اگر در حدّ عملیاتی محدود باشد. ولی به گفتۀ ایشان با دیپلماسیِ پیروزمندانۀ ما نه، بازگشاییِ تنگۀ هرمز آن‌طور که آن‌ها گمان دارند و نه هسته‌ای امری نیست که آنان بتوانند بر ما تحمیل کنند و به گفتۀ ایشان یا مجبورند شرایط ما را بپذیرند و یا به جنگی دامن می‌زنند که باز شکست نصیب‌شان می‌شود و به گفتۀ استاد محمدی با اتحاد ملی و آمادگیِ روحی و کنار همدیگر انسجام خود را حفظ کردن. در این مورد خوب است به آخرین سخن ایشان با دقت توجه فرمایید. https://eitaa.com/mohammadi61/939 . آری! این مائیم و آینده‌ای بس بزرگ؛ آن آینده‌ای که سؤال شمارۀ 41688 متذکر آن می‌باشد که چگونه مردم جهان به ایرانی نظر دارند که ایران نمایش سلحشوری و تقوا می‌باشد. و انتقام خون رهبر شهیدمان، ادامۀ برنامه‌های آن رهبر عزیز می‌باشد، ادامۀ برنامۀ رهبری که دشمنان ما گمان کردند با شهادت او آن راه و آن برنامه متوقف و از میان برداشته می‌شود، در حالی‌که ما در کربلا با توجه به همین نکته، قاتلان امام شهیدمان را ناکام ‌گذاشتیم و این خصوصیات فرهنگ شیعه می‌باشد نسبت به هر شهیدی و انتقام خون شهید ما شکل‌گیری نظم جدید جهانی می‌باشد، با اشارات انقلاب اسلامی و از این جهت این جنگ، جنگ تمدنی خواهد بود، با نظر به بحران‌هایی که در تمدن غربی پیش آمده است. پس مسئلۀ ما شخص ترامپ نیست، مسئلۀ ما نظامی است که تفاوت عمیقی با آن داریم، نظامی که بر عکس نظام موجود، در آن همه اُبژۀ قدرت حاکم نمی‌باشند تا مجبور شوند مانند نظام جهانی موجود برای نگهداری مردم این همه دروغ بگوییم. موفق باشید.

41667
متن پرسش

سلام جناب استاد: پیرو پاسخ شما به سوال ۴۱۶۱۸ بنده که البته پاسخی نبود و تنها ارجاع به سخنرانی آقای طائب بود، جوابیه فقهی به بیانات متناقض و غیر صحیح و گمراه کننده و جناحی حزبی ایشان تقدیم می‌گردد https://eitaa.com/abarin/3414 امید است برای هدایت آن دسته از دوستان که بواسطه شنیدن آن صوت به بیراهه فکری رفته اند این جوابیه هم در کانال مطالب ویژه باز نشر گردد. البته در مورد بیانات آقای محمدی که در کانال ارسال می‌کنید هم خیلی مساله وجود دارد و اینکه شما از ارجاع به تحلیل های آقای فواد ایزدی به ايشان رسیده اید به قول خودتان «ترقی معکوس» است اللهم اجعل عواقب امورنا خیرا.

متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: صحبت‌های آقای اباالفضل امامی در نقد آقای طائب را نسبت به استناد ایشان به آیات مربوطه گوش دادم. https://eitaa.com/abarin/3414  چقدر خوب بود که فضای سخن، به جای جدال، فضای علمی بود و از همان ابتدا بنا را به جای فکرکردن به آیاتی که آقای طائب به میان آورده‌اند؛ بر نفی نمی‌گذاشتند و بحث را به جای بررسی بر نگاه آقای طائب به موضوعات فرعی و مواضع ایشان به امور دیگر نمی‌بردند. آری! این کار شایسته‌ای می‌باشد که به سخن رهبر شهید عزیز استناد شود، ولی شرایط پیش آمده را نبایدمدّ نظر قرار نداد و سخنانی را به بهانۀ فرمایشات رهبر شهید به میان آورد که بیشتر شبیه تهمت و طعنه‌زدن است. به نظر می‌آید سخنان آقای طائب نسبت به شرایط پیش آمده قابل توجه است هرچند که ممکن است عزیزی به دلایلی نگاه دیگری به موضوع داشته باشد و از آن طرف، موافقت رهبر عزیزمان آیت الله سید مجتبی خامنه‌ای با مذاکرات را چگونه باید معنا کرد؟ از سخنان آقای ابالفضل امامی برمی‌آید که عمق حضورشان نسبت به میدانی که در آن قرار داریم، کم است هرچند تلاش صادقانه داشته باشند که فرمایشات رهبر شهیدمان را نسبت به وضع موجود، به میان آورند ولی فضای جدال، امکان تفکر را از بین می‌برد. تأسف ما در این است که چرا به جای احترام به همدیگر، این‌گونه همدیگر را نفی می‌کنیم؟ و امید دشمنان را که به اختلافات ما امیدوارند را پیش می‌آوریم به جای انسجامی که رهبر عزیزمان آیت الله سید مجتبی خامنه‌ای بر آن تأکید دارند. نگرانی بنده  از آن جهت است که این نوع تقابل ها پیروزی ما را بر نظام استکباری و صهیونیسم به تأخیر می‌اندازد .حتماً به آیه پنج سوره حشر فکر کرده‌اید که می‌فرمایند"«مَا قَطَعۡتُم مِّن لِّينَةٍ أَوۡ تَرَكۡتُمُوهَا قَآئِمَةً عَلَىٰٓ أُصُولِهَا فَبِإِذۡنِ ٱللَّهِ وَلِيُخۡزِيَ ٱلۡفَٰسِقِين» شـمـا مـسلمانان هيچ نخلى را قطع نمى كنيد و هيچ يك را سر پا نمى گذاريد مگر به اذن خدا و همه اينها براى اين است كه خدا فاسقان را خوار كند.
و از این جهت ملاحظه کنید که حتی آنهایی که نخل‌ها را قطع می‌کردند تا یهودیان دل از مدینه بکنند و بروند و آنهایی که درختان را حفظ می‌کردند تا بعد از آنکه یهودیان رفتند از آن خود مجاهدان باشد قرآن می‌فرماید هر دو کارشان صحیح است با دو رو کرد ولی با یک هدف. موفق باشید

41658
متن پرسش

سلام استاد: رهبر شهید برخلاف آقای طائب آن جنحوا لسلم را راجع به آمریکا صادق نمی‌دانستند. «نظام اسلامی معتقد است که اگر یک کشوری، یک دولتی بنای بر مخاصمه‌ی با او ندارد، بنای بر دشمنی با او ندارد و ‌می‌گوید بیایید با هم جنگ نکنیم، نظام اسلامی باید قبول کند؛ «وَ اِن جَنَحوا لِلسَّلمِ فَاجنَح لَها وَ تَوَکَّل عَلَى اللَّه». طرف، ‌یک دولتی است که همفکر و هم‌عقیده با شما هم نیست امّا بنای مخاصمه ندارد، می‌گوید بیایید با هم باشیم، با هم با ‌مسالمت رفت و آمد کنیم؛ اشکال ندارد. «لا یَنهاکُمُ اللَّهُ عَنِ الَّذِینَ لَم یُقاتِلوکُم فِی الدّینِ وَ لَم یُخرِجوکُم مِن دِیارِکُم اَن ‌تَبَرّوهُم وَ تُقسِطوا اِلَیهِم» [اگر] با شما نجنگیدند، شما را از خانه و دیارتان بیرون نکردند، معارضه‌ای با شما ندارند، قبول ‌کنید؛ امّا اگر دیدید که طرف، مورد اطمینان نیست، دروغ می‌گوید، حیله می‌کند، نه؛ «لا تَهِنوا وَ تَدعوا اِلَى السَّلم‌»؛ اگر ‌این‌جوری است حق ندارید؛ اگر احساس کردید، فهمیدید، قرینه‌ها نشان دادند که طرف [مقابل] صادق نیست، دروغ ‌می‌گوید،‌ در ظاهر این دست را جلو آورده که با شما دست بدهد امّا با آن دست دیگرش، پشت سر یک خنجر زهرآلود را ‌قبضه کرده و گرفته، «فَلا تَهِنوا وَ تَدعوا اِلَى السَّلم‌»؛ هرگز قبول نکنید. یا اگر چنانچه پیمانی بستید، «وَ اِن نَکَثوا اَیمانَهُم مِن بَعدِ ‌عَهدِهِم‌»، شما هم با آنها مقابله‌به‌مثل کنید؛ پیمان شکستند، پیمانشان را بشکنید. سخنرانی ۲۶مرداد ۴۰۲ در دیدار فرماندهان سپاه. ما نفهمیدیم چند بار دیگر باید از آمریکا سیلی بخوریم که امثال آقای طائب «ان جنحوا لسلم» را راجع به آمریکا صادق ندانند؟! فرمودید یکدیگر را تحمل کنیم.چرا دوستان به مخالف مذاکره انگ های مختلف می‌رنند؟ یکی از دوستان به مخالف مذاکره با شیطان گفت که بلندگوی شیطان نشید!!

متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: آری! بنا به گفتۀ قرآن: « وَإِنْ جَنَحُوا لِلسَّلْمِ فَاجْنَحْ لَهَا وَتَوَكَّلْ عَلَى اللَّهِ  إِنَّهُ هُوَ السَّمِيعُ الْعَلِيمُ» اگر حتی همان دشمنان متخاصم که تا پشت شهر مدینه آمده‌اند و شما را تهدید به موجودیت می‌کنند و حال متوجۀ ضعف خود شده‌‌اند و تقاضای آتش بس می‌نمایند؛ می‌فرماید شما نیز کوتاه بیایید و به خداوند توکل کنید و همۀ حرف در همین توکل به خداوند است که امری بالاتر از شکست ظاهریِ دشمن برای شما تهیه دیده است و از این جهت خوب است که به این نکته بیندیشید با همین فرض که  می‌فرماید ممکن است خدعه کنند ولی خداوند ماورای آن خدعه، شما را به نور خودش و به کمک اهل ایمان نگه می‌دارد: «وَ إِنْ يُريدُوا أَنْ يَخْدَعُوكَ فَإِنَّ حَسْبَكَ اللَّهُ هُوَ الَّذي أَيَّدَكَ بِنَصْرِهِ وَ بِالْمُؤْمِنينَ» (انفال (۶۲) موفق باشید

41614
متن پرسش

سلام استاد: تبریک بابت روز معلم، به خاطر چیزهای زیادی که از شما یاد گرفتم اما حقیقتا موضع گیری های شما سر بحث مذاکرات مرا ناامید کرد و ناامیدتر آنوقت که به عنوان استاد اخلاق دلواپسی ها و نگرانی های افراد دلسوز و انقلابی را با الفاظ به تو چه جواب می‌دادید، حتی اگر این دلسوزی ها درست نبوده باشه که البته زمان نشان خواهد داد که کاملا درست بوده شما نباید با این تندی جواب می‌دادید، بگذریم. حسن روحانی: برای ما این مهم بود که بفهمید تنها راه، مذاکره است! الحمدلله فهمیدید! مذاکره مستقیم با آمریکا بعد از تجاوز دوم و ترور امام‌مان آن هم با هیاهوی ۸۷ نفره و بستن دهان منتقدان، تابو را شکست و راه را بست بر انتقاد به هر سازشی که در دولتهای آینده رقم خواهد خورد! دست ظریف‌ها تا ابد باز شد! خب بالاخره مالک اشتر یا ابن عباس یا هرکس‌ دیگه ای هم به حکمیت می‌رفت بازهم بازی توی پلن و زمین معاویه بود...! مثل اینکه یادتون رفته که اصل این مذاکره از کجا اومده و از چه خطوط فکری نشئت گرفته؟! مذاکره از موضع قدرت تون چرا هیچ خروجی نداره و با یه سری خزعبلات نمایشی و تبلیغاتی پوچ دارید سر مردم رو گرم می‌کنید؟! راستش حمایت الان شما از مذاکرات و آقای قالیباف مرا یاد حمایت های شما از هاشمی رفسنجانی در صوت های قدیمی تان می‌اندازد آنهم با چه الفاظ و تعابیری! البته الان زمان روی دور تند می‌گذرد و به زودی متوجه اشتباه خود خواهید شد با احترام.

متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: با تشکر از لطفی که نسبت به بنده دارید؛ در این‌که مسلّماً آنچه فرمودید از سر دلسوزی می‌باشد حرفی نیست، ولی عنایت داشته باشید وقتی این پیروزیِ بزرگ که در مقابله با استکبار برای‌مان به عنوان یک سرمایه می‌ماند که بتوانیم آن را در داخل کشور و در مناسباتی که نسبت به همدیگر داریم، درست معنا کنیم و بنگریم چگونه جریان‌های به ظاهر با روحیۀ انقلابی و مقابله با استکبار با نظام اسلامی همراهی نداشتند، همچون آقای شمس‌الواعظین‌ها در کنار ملت انقلابی و نظام اسلامی قرار گرفته‌اند. خطر در آن‌جا است که ما هنوز آن جریان‌ها را غیر خودی بدانیم و به بهانۀ مذاکرات قبلی با آمریکا که حقیقتاً با نوعی سازش همراه بود، در این زمان و در این تاریخ هم آن‌ها را متهم کنیم و از خود برانیم. غافل از این‌که اساساً مسیر کشور ایران تغییر کرده و شهادت رهبر انقلاب از یک طرف و حضور مردمِ مبعوث‌شده در میدان‌ها از طرف دیگر؛ صحنه را تغییر داده و همه متوجۀ ایرانِ دیگری شده‌ایم. این است آن حضوری که نباید از آن غفلت کرد، حال چه به مذاکرات در چنین فضایی موافق باشیم و چه موافق نباشیم، شایسته است که به جای نفیِ همدیگر، همدیگر را «فهم» کنیم. 
اگر با نگاه پدیدارشناسی و نظر به جایگاه تاریخی موضوعات و افراد بیندیشیم حتماً متوجۀ مسیر تاریخی شخصیت آقای هاشمی خواهید بود که یک‌جا رهبر شهید انقلاب فرمودند: «هیچ کس برای من آقای هاشمی نمی‌شود» و یک‌جا در نمازی که برای ایشان خواندند جملۀ معروف «اللَّهُمَّ إِنَّا لَا نَعْلَمُ مِنْهُ إِلَّا خَیْرا» که عموماً برای متوفی می‌خوانند برای ایشان نخواندند و در همین راستا حتماً جزوۀ «چه شد که کار به قتل امام حسین «علیه‌السلام» کشیده شد؟» را در
کتاب راز شادی امام حسین در قتلگاه صفحه 13 
«  https://eitaa.com/kotobtaherzadeh/1341 » ‌
که آن سال ها مطرح شد را ملاحظه کرده اید که در جزوه اصلی مقایسه‌ای بین خلیفۀ دوم و آقای هاشمی شده که به جهت سختگیری های ارشاد نام ایشان را حذف کردیم، و همۀ حرف آن است که پدیده‌ها و رخدادها و اشخاص را در بستر تاریخی که در آن هستند و در آن هستیم، بنگریم تا متفکرانه زندگی کنیم.  https://eitaa.com/mohammadi61/915   موفق باشید   

41482
متن پرسش

سلام استاد عزیز. زیارت تان قبول درگاه حق انشاءالله. خداوند شما را حفظ نماید. استاد راستش بعد از شنیدن خبر مذاکره آنقدر حرصه مان تنگ است که اگر کارت به ما بزنید خون‌مان در نمی آید ونزدیک است که قلبمان از شدت درد در هم شکند. من شبی که قرار به حمله ترامپ به ایران در ساعت 3 بود با خیالی آسوده خوابیدم با این امید که می ارزد که صبح بیدار نشده یا حتی تیتر خبر فردای آن روز با شروع کردن انفجار های اتمی باشد. حاضر بودم آن شب تکه تکه شوم و این خبر را در صبح نبینم. و من با وجود اینکه بروزرسانی جنگ را توسط مهدی محمدی گوش کردم باز هم می گویم یک بار از تحلیل های خوش چشم که در گروه گزاشتید در قبل جنگ و یک بار از تحلیل های این آقا ضربه خوردیم. ما را بیخود در مسائل جنگ امیدورا کرد. حداقل میدانم که از مسئولین آمریکا که احمق ترین ها هستند احمق تر هم وجود دارد و آن هم مسئولین جمهوری اسلامی ایران هستند. استاد قلب مان پر از درد است و بغضی در گلو داریم که نزدیک است که جانمان را بگیرد. استاد من کاری ندارم که این آقایون می گویند ترامپ دروغ می گوید که مثلا مذاکره در کار نبوده مهم این است که آنچه دشمن میخواست به هر نحو و روشی انجام گرفته. استاد هر چه از جانب ترامپ و آمریکا شنیده ایم شده است و هیچ دوروغی ما از اون نشنیدیم از ابتدا تا انتهای جنگ و من چاره ای جز این ندارم که این را بگویم وقتی که ما هر چه این چند وقت از شبکه های خارجی و از زبان آن ها شنیدیم محقق شده و من دیگر با هیچ رویی نمی توانم سر خم شده ام را جلوی کسانی که قلبا با جبهه دشمن زندگی کردن و وعده های او را برای من می گفتند و من با افتخار می گفتم هیچ کدام از آنها محقق نخواهد شد بلند کنم و من یقین دارم که هر چه او بگوید خواهد شد اگر این هم نبوده به لطف مسئولان احمق ما الان او راست گو شده است چرا که در همان اول جنگ هم گفت که نهایتا در آخرین فاز جنگ در 9 آوریل تمام خواهد شد و الان در 9 آوریل جنگ تمام شد. دلمان به چه خوش باشد؟ به گندهایی که جبهه ما گوشه گوشه پشت سر هم دارن بالا میارن؟ اون از انتشار عکس خلبان آمریکا در تلویزیون که راننده سمند در اومد و اون از انکار مذاکره توسط خود ما و عیان شدن آن، آن هم در شبی که ترامپ تهدید به نابودی تمدن ما و حرکت انقلابی در جنگ کرد؟ استاد همه اینهایی که ما داریم دنبالش میریم جز توهم خوش بینانه چه میتونه باشه؟؟؟ جز فریب قشر مایی که نمیدونم دیگه باید چیکار میکردیم که نکردیم باشه؟ چرا به دوروغ باید دلمون را به اسم پیروزی خوش کنیم وقتی که در جنگ قبلی هم می فرمودید پیروز شدیم که اگر شده بودیم حمله مجدد نمی شد. استاد با چه استدلالی قلب مون را آروم کنیم؟؟ شورشا در آوردند این مذاکرات حتی شوخیش هم مسخرس خیلی خیلی مسخرس یعنی مسئولین ما انقدر احمق هستند که دشمن ما را نمی شناسند و یا آنقدر دوروغ گو هستند که بگویند ما به چرخه توافق جنگ و دوباره توافق پایان می دهیم و باز همان کار را انجام دهند؟ اون هم از رهبر مون که اصلا انگار نه انگار که اتفاقاتی داره میفته تو کشور و هیچ موضع گیری یا پیامی ازشون دیده نمیشه تا الان بعد از این همه ساعت پس از آتش بس. استاد خیلی خیلی شکسته شدیم و روحیه مون خراب شده با این خبر و با اتفاق لبنان بعد از این خبر امیدورام در پاسخ این سوال چیزی بشنویم که ما را دوباره احیا کند و نخواهید که فقط تنفس مصنوعی بدید که همین که دشمن به طمعش نرسید ما پیروز شدیم. ازتون اصل مطلب و حقیقت و رو راستی را طلب میکنیم. التماس دعای فراوان از شما استاد عزیز تر از جانمان

متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: با همۀ این ضعف ها که رهبر شهیدمان نیز متذکر آن بودند همچنان که در جواب پرسش شمارۀ 41481 عرض شد عقل و ایمان، حکایت از آن می کند که باید امیدوارانه به آینده ای نظر کرد که نظم جهانی، نظم عبور از جبهۀ استکبار است و البته و صد البته در این مسیر باید بیش از پیش در رعایت مرز تقوا، خود را وارد نمود به همان معنایی که رهبر معظم انقلاب در پیام خود در چهلمین روز شهادت قائد عظیم الشأن مان متذکر آن شدند. موفق باشید

41422
متن پرسش

با سلام و احترام محضر استاد بزرگوار امیدوارم سال پر خیر و برکتی داشته باشید نکته ای که ذهنم رو مشغول کرده و به صورت کلی با آن آشنا بودم اما با تمرکز بر آن متوجه شدم هنوز برای من ابهام دارد عبارت تاریخی بودن است.اینکه عقل تاریخی است یا انسان موجودی تاریخی است به چه معناست ؟یا عبارت هایی مثل حضور تاریخی آنچه من درک می کنم این است که این تاریخ احتمالا همان دوره ای خاص است یا همان عالم خاص که ماهیتا و ذاتا با دوره یا عالم دیگر متفاوت است مثل عالم انقلاب اسلامی با عالم غرب.و در این عالم و این دوره است که عقل یا حضور و یا خود انسان شکل می گیرد.یعنی ما تفکرمان در آن عالم شکل می گیرد البته اگر در آن عالم حضور داشته باشیم.لذا وقتی حرف از عقل انقلابی یا عقل غربی می زنیم یعنی اینکه تاریخ انقلاب که همان عالم انقلاب است متفاوت است از عالم غربی.نمی دانم درک من درست است یا خیر؟ نکته بعدی این که چطور انسان می تواند از عالمی خارج و در عالمی جدید حضور پیدا کند؟بعید می دانم که این کار با اراده صورت بگیرد. من علی رغم دلبستگی به انقلاب اسلامی و عالم آن، اما هنوز حس می کنم رفتارها و تفکراتی از من سر می زند که نشان از غربی فکر کردن من دارد.مثل اینکه در اثبات و رد هر چیزی مثلا در معارف دینی، متوسل به علم پوزیتویستی می شوم و نگاه سوژه و ابژه بر من حاکم است لذا واقعا حس می کنم بهره ای از معارف دینی نمی برم.امیدوارم بنده را هم در این زمینه راهنمایی بفرمایید به امید سربلندی ایران اسلامی و با آرزوی توفیقات روزافزون برای حضرتعالی التماس دعای فرج و عاقبت بخیری

متن پاسخ

 

    

باسمه تعالی: سلام علیکم: 1- تفکر تاریخی به این معنا می‌باشد که متوجه باشیم اتفاقاتی که پیش می‌آید چه نوع حضوری در آینده می‌توانند داشته باشند و وجود آن‌ها را در حدّ یک اتفاق در نظر نگیریم تا گرفتار روزمرّگی و انفعال نسبت به آن اتفاقات و رخدادها نباشیم. در کتاب «کربلا و عبور از دوگانگیِ زندگی و مقاومت» بخصوص در صفحات 115 به بعد آن کتاب، سعی شده متذکر این امر باشیم 2- این نکتۀ بسیار مهمی می‌باشد از آن جهت که به راحتی نمی‌توانیم در تاریخی حاضر شویم که تنها به عنوان افقی مقابل ما گشوده شده. این‌جا است که اگر به آیندۀ هر حرکت و رخدادی نیندیشیم، عملاً متوجۀ تاریخی که افقی را مقابل ما گشوده شده؛ نخواهیم بود.

به عنوان مثال به آیندۀ تهاجمی فکر کنید که در جنگ رمضان از طریق آمریکا و رژیم صهیونی به ما شد که اگر آن‌ها در این تهاجم به اهداف خود که از قبل تعیین کرده‌اند؛ نرسند، عملاً شکست خورده‌اند و ما تنها اگر در بستر مقاومتی که پیش آمده تسلیم نشویم و کوتاه نیاییم؛ پیروز خواهیم بود.

 البته معلوم است که آن‌ها پیروز نشده‌اند زیرا به اهدافی که در نظر داشتند، نرسیدهاند و این است معنای اینکه ما از همان روز اول در این مقابله پیروز شده‌ایم و این لطف بزرگی است که برای ما پیش آمده است. آری این در صورتی است که متوجۀ جایگاه تاریخی آن تهاجم  و این مقاومت عظیم بشویم و فردایی را مد نظر قرار دهیم که برای آمریکا به عنوان ابر قدرتِ شکست خورده در پیش است و ناکامی برای اسرائیلی که بنا داشت در همۀ منطقه غرب آسیا به عنوان قدرت برتر حاضر شود. این است آیندهای که باید با تفکر تاریخی در این زمانه نسبت به جایگاه ایران اسلامی مد نظر داشته باشیم.

موفق باشید        

41318
متن پرسش

با عرض قبولی طاعات و عبادات خدمت استاد عزیر: امسال ماه مبارک با جنگ آغاز شد جنگی که تمام دین و ملیت ما را مورد هدف قرار داده از طرفی شرایط سخت جنگ و از دست دادن عزیزان ناگوار و تلخ است اما از طرف دیگر خدا طبق سنت خویش سکینه و آرامش را در دل مومنان نازل کرده تا ایمان تازه تری پیدا کنند ایمانی که قبلا تجربه نکرده اند خود را در آغوش گرم خدواند می یاید و برای مدتی خودش را از پوچی دوران آزاد می کند حالا بین دو چیز متضاد گیر افتاده ایم از طرفی از جنگ و آثار ویرانگرش بیمناکیم و از طرف دیگر تازه با این ایمان جدید مانوس شده‌ایم نکند با اتمام جنگ این ایمان هم برود باید چه کار کرد؟

متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: همان‌طور که در پرسش و پاسخ‌های شمارۀ 41313 و 41317 عرض شد؛ موضوعِ پیش آمده ما را وارد میدانی می‌کند تا سنت خداوند را در مقابله با سیطرۀ رسانه درک کنیم امری که در جلسات «شهادت رهبری و تقابل جهان «سنت» با جهان ساختگی «رسانه» در این بعثت تاریخی »https://www.aparat.com/v/ddjjc38 به آن پرداخته شد. موفق باشید

41315
متن پرسش

سلام وقت بخیر: عرض تسلیت شهادت پدر بزرگوار امت اسلامی و فرماندهان و هموطنان عزیزم. سوال داشتم استغاثه قوم بنی اسراییل چه شرایطی داشت که خداوند هفتاد سال انتظار را بر آنها بخشید؟ چگونه باید استغاثه کرد؟ واقعا باید انقطاع از دنیا رخ بدهد؟ ولی هرچه در خودم و اطرفیان و مردم نگاه می‌کنم می‌بینم نشانه انقطاع نیست ما که دلواپس افطار و سحریم‌ ما که در گیر روزمرگی هستیم حتی در همین شرایط بحرانی و جنگی آیا میشه به این حضور مردم و به این دعاهای فرجی که در میادین خوانده می‌شود امید داشته باشیم که خداوند فرجی می‌کند؟

متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: خدا را باید شکر کرد که چگونه مردم به چنین بصیرت و شعور الهی رسیده‌اند که با حضور در میدان‌ها دارند تاریخ دیگری را در راستای ادامۀ انقلاب اسلامی می‌گشایند. بی‌‌حساب نیست که رهبر شهید عزیزمان با بصیرت تاریخی خود فرمودند: 
«البتّه در این فتنۀ اخیر و قبل از این در بقیّۀ حوادث، مسئولین ــ مسئولین انتظامی، بسیج و سپاه و دیگران که مسئولیّت داشتند ــ کاملاً به مسئولیّت خودشان عمل کردند، امّا آن چیزی که آتش فتنه را زیر پایش خاکستر کرد، «مردم» بودند؛ هم این دفعه این‌جور بود، هم سال ۸۸ این‌جور بود، هم موارد دیگر این‌جوری بود. وقتی که مردم وارد میدان می‌شوند و تصمیم می‌گیرند، آتش‌ها را خاموش می‌کنند، شعله‌ها را خاکستر می‌کنند. این اتّفاقی بود که این دفعه هم افتاد؛ بعد از این هم به توفیق الهی اگر چنانچه حادثه‌ای برای کشور پیش بیاید، خدای متعال این مردم را «مبعوث» خواهد کرد برای مقابلۀ با حوادث، و کار را مردم تمام خواهند کرد».( 12/11/1404) 
و از این جهت باید به بعثتی که در جان مردم پیش آمده است بسیار فکر کرد. موفق باشید
 

41222
متن پرسش

سلام: در پاسخ به سوال شماره ۴۱۲۱۴ در انتقاد از دوستانی که به جلیلی انتقاد دارند «چرا دکتر جلیلی از نظر آن‌ها کنشگری‌های لازم را نداشته‌اند» فرمودید: «که در جنگ نرم، کنشگری‌ها شکل خاصی دارد از جنس به ظاهر سکوت مولای‌مان حضرت علی «علیه‌السلام» پس از رحلت و شهادت پیامبر خدا «صلوات‌الله‌علیه‌وآله»، تا فضای ایمانی و نظر به آینده‌ای قدسی گرفتار مناقشات سیاسی نشود» سوال من این است: چطور از این کنش های به ظاهر ساده دکتر، با نمونه تاریخی سکوت امام علی هم جنس دانستید؟ این کنشگرها را می‌شود نوعی «کنشگری قدسی» نامید؟ کمی برای باز شدن گره ذهن ها بیشتر توضیح بدهید. ممنون

متن پاسخ

 باسمه تعالی: سلام علیکم: در این مورد باید بیش از پیش به حضور نرم تمدنی و جنگ نرم با دشمن که رهبر معظم انقلاب بر آن تأکید دارند، فکر کرد. در نگاه رهبر معظم انقلاب، جنگ نرم جنگی فرهنگی، آرام، تدریجی و پیچیده است که اذهان و باورها را هدف قرار می‌دهد و دشمن با استفاده از شیوه‌های زیرکانه، به‌دنبال تضعیف نظام اسلامی است. مقابله با این جنگ نیازمند شناخت عمیق، آگاهی، امیدواری، و اعتماد به نصرت الهی است، به‌ویژه با حضور و نقش‌آفرینی جوانان دانشجو به‌عنوان افسران این جبهه. و در جای دیگر می‌فرمایند: «جنگ نرم، یک تهاجم فرهنگی، بلکه یک شبیخون، غارت و قتل‏ عام فرهنگی است.» (۷۱/۴/۲۲)
به تفاوت آیندۀ تخیلی با آیندۀ واقعی و اصیل فکر کنیم و این‌که نباید آینده را انتزاعی و غیر حضوری مدّ نظر داشت و همواره متوجه بود واقعیتِ ما کدام است؟ تا از خطر سیاست‌زدایی از جریان مذهبی و حزب‌اللّهی عبور کرد و حضور نرم تمدنی را سیاست‌زدایی از جریان‌های مذهبی و حزب‌اللّهی  به حساب نیاورد. https://lobolmizan.ir/search?search=%D8%AD%D8%B6%D9%88%D8%B1%20%D9%86%D8%B1%D9%85&tab=sounds
موفق باشید    
 

41172
متن پرسش

با عرض سلام: محبت کنید بفرمایید فلسفه ی خلقت امثال ترامپ چیست که این جور به جان بشریت افتاده است در حالی که می دانیم صدر تا ذیل وجودش در قبضه ی حق است و هلاکتش برای او کاری ندارد؟

متن پاسخ

 باسمه تعالی: سلام علیکم: همواره خدوند از طریق خبیث ترین انسان‌ها دین خود را یاری کرده‌است. مگر از حضور مردم عزیز ما در ۲۲ بهمن امسال نیافتیم که چگونه این مردم نشان دادند مقابل خبیث ترین انسان‌های روزگارشان در صحنه‌اند؟ این طراحی و سنت خداست که در برابر هر پیامبری، دشمنی از جن و انس بگمارد که برایش دام پهن کنند و لای چرخش چوب بگذارند؛ «وَ كَذلِكَ جَعَلْنا لِكُلِّ نَبِيٍّ عَدُوًّا شَياطينَ الْإِنْسِ وَ الْجِن‌». بدون شک خدا می‌توانست دشمنان را ریشه کن کند یا جلوی دشمنی‌شان را بگیرد؛ «وَ لَوْ شاءَ رَبُّكَ ما فَعَلُوه‌». ولی وجودِ دشمنِ عنودِ لجوجِ کینه‌توزِ آدم‌نشو جزئی از طرح و نقشه‌ راه انبیاست. قرار نیست راه انبیا و پیروانشان هموار و بی‌مانع باشد. و در این میان یکی از مهم‌ترین موانعِ فراروی انبیا و پیروان‌شان، دشمنی طاغوت و ائمه‌ کفر است. کینه‌ای که طاغوتِ مستکبر از مؤمنان دارد چنان است که هر خوبی و خوشی به مؤمنان برسد آزرده‌خاطرش می‌کند و هر مصیبتی بر آن‌ها فرود آید، دل‌شادش می‌کند؛ «إِنْ تَمْسَسْكُمْ حَسَنَةٌ تَسُؤْهُمْ وَ إِنْ تُصِبْكُمْ سَيِّئَةٌ يَفْرَحُوا بِها». با چنین آتش کینه‌ی گر گرفته‌ای نمی‌تواند آرام بنشیند. به ناچار هر روز جنگ و توطئه‌ای می‌شوراند، تا بلکه نابودمان کند، یا اگر بتواند بی‌دین‌مان کند؛ «وَ لا يَزالُونَ يُقاتِلُونَكُمْ حَتَّى يَرُدُّوكُمْ عَنْ دينِكُمْ إِنِ اسْتَطاعُوا». با چنین دشمنی زندگی مسالمت‌آمیز، معنی ندارد. او آتشی است که اگر خاموشش نکنی چراغ زندگی‌ات را خاموش می‌کند. غده‌ای سرطانی است که اگر از بیخ و بنش برنکنی، تو را ریشه‌کن می‌کند. اگر به فکر و اندیشه‌اش نتازی، او دست از اندیشه‌ات برنمی‌دارد. اگر امنیتش را تهدید نکنی، او یقه‌‌ی امنیتت را رها نمی‌کند. اگر تمدنش را هدف نگیری، او تمدنت را به زیر می‌کشاند. هر چه او قدرت بگیرد، جبهه‌ی اسلام ضعیف می‌شود. و هر چه ما قوی شویم، او ضعیف می‌شود. با وجود چنین رابطه و قاعده‌ای نباید هم یقه‌ی ما را ول کند. ما هم نباید ول کنیم. موفق باشید

41146
متن پرسش

سلام استاد: وقتتون بخیر. با تشکر از پاسخگویی شما. حقیقت سوال 41137 را بنده پرسیدم، این موضوع برای بنده حل نشد که در شرایطی که مردم دچار خطای محاسباتی هستند و نمی‌توانند تشخیص صحیح بدهند، درست است که آقای جلیلی از حضور در انتخابات فاصله بگیرند و بذارند کسی که نسبت به ایشان تفکر ضعیف‌تری نسبت به انقلاب اسلامی دارد ولی از جریان مخالف بهتر است شرکت کنند تا هم مردم به جریان مخالف رای ندهند و هم بالاخره بین بد و بدتر، بد انتخاب شود؟ مثالی که برای این موضوع می‌زنند مانند کناره‌گیری امیرالمومنین به مدت ۲۵ سال است تا حفظ خود پرچم اسلام که مهم تر است باقی بماند هر چند که ایشان واقعا بر حق بودند. توضیحی که می‌دهند این است که جامعه شناسی ایشان ضعیف است. ممنون میشم راهنمایی کنید.

متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: حضرت امیرالمؤمنین «علیه‌السلام» هرگز کناره‌گیری نکردند، ایشان را کنار زدند و حضرت با سکوت خود سعی کردند اختلافی در جامعۀ اسلامیِ نوپای آن زمان پیش نیاید و در جای خود در خطبۀ سوم نهج‌البلاغه یعنی خطبۀ شقشقیه، سخن‌ها گفتند. در مورد آقای دکتر جلیلی بحث آن است که با شخصیت امثال ایشان و شهید رئیسی؛ انقلاب، اساساً گرفتار چنین امور اجزایی نمی‌شد زیرا تیمی که در کنار ایشان قرار می‌گرفت، مسلّم فرزندان‌شان در خارج کشور زندگی نمی‌کردند و عزمی که در امثال شخصیت‌های کنار آقای دکتر جلیلی در صحنه بودند، نگاه دیگری به حضور تاریخی ما داشتند. با این‌همه، امروز وظیفۀ ما آن است که به آقای پزشکیان که در صداقت ایشان شکی نداریم؛ کمک کنیم. و این غیر از آن است که افق نگاه ایشان را نسبت به انقلاب و تاریخی که با انقلاب اسلامی به ظهور آمده، تأیید کنیم. https://eitaa.com/hokmranonline/11158 موفق باشید 

41141
متن پرسش

🔆 ابوذرانه با ولیّ؛ دور از تشریفات ✍یادداشتی از حجت‌الاسلام مجتبی مشهدی: دشمن در پندار مادی‌گرایانه‌ی خویش چنین تصور می‌کرد که با هدف قرار دادنِ فرماندهان ارشد نظامی، مقدمات شکست جبهه حق را فراهم آورده است؛ اما این محاسبات (به‌واسطه نادیده گرفتن سنت‌های الهی) به خطا رفت. هرچند فقدانِ سردارانِ باایمان و باتجربه خسارت سنگینی است، اما هرگز به معنای شکست نیست؛ چراکه این نظام بر رکنِ رکینِ «ولایت فقیه» استوار است که معمار کبیر انقلاب، امام خمینی (ره)، آن را بنیان نهاد. دشمن پس از نبردی دوازده‌روزه، بر آن شد تا این نقطه را در دو ساحتِ جنگ سخت و نرم مورد هجمه قرار دهد. از طرفی ترامپ رهبر معظم انقلاب را بارها تهدید به ترور کرده است و در بعد جنگ نرم نیز اقداماتی را رقم می‌زند. مقام معظم رهبری در سیزدهم دی‌ماه، این نقشه‌ی خصمانه را چنین تبیین فرمودند: «۱» تاریخ گواهی می‌دهد آن‌گاه که دشمن در میدان نظامی حریفِ صولتِ حیدری نشد، از معبر جنگ نرم وارد گشت. آن روز که مالک به چند قدمی خیمه‌ی معاویه رسیده بود و تنها چند گام تا سعادتِ ابدیِ جهان باقی بود، دشمن با غبارآلود کردن فضا، در میان مؤمنان بذر شک و تردید پاشید و مانع پیروزی جبهه حق شد. اما به همین بسنده نکرد و با دست‌آویز غارتگری شد، چنان وانمود کرد که تظلم‌ها همگی از جانب علی (ع) است. رهبر انقلاب فرمودند امروز نیز همان راهبرد عیناً در حال انجام است. و چند روز بعد در روز سیزدهم جنگ شاهد این جنایات بودیم. دشمن در هیاهوی رسانه‌ای خود، مسبب شهید شدن و کشته شدن تعداد زیادی از هموطنانمان را جمهوری اسلامی دانست. هوشیاریِ مؤمنان ضرورتی است دوچندان؛ چراکه دشمنِ آسیب‌دیده در میدانِ نبرد، اکنون ایمان و انگیزه‌ی مردم را هدف قرار داده است تا با ایجاد یأس و تردید، پیوند امت و امام را بگسلد. ایشان به مناسبت عید مبعث نیز با استناد به آیه‌ی «وَ لا تَهِنوا وَ لا تَحزَنوا وَ اَنتُمُ الاَعلَون»، برتریِ جامعه‌ی اسلامی را مشروط به «ایمان» دانستند: «۲» اما پرسش اینجاست که کدام ایمان مد نظر است؟ در روز مبعث فرمودند ایمانِ «ابوذرساز». ابوذر در تاریخ اسلام نمادِ صلابت و دفاعِ بی‌مرز از ولایت است. شاید وجهِ اینکه رهبری به بازخوانیِ شخصیتِ ابوذر توجه دادند، در این نکته نهفته باشد که امروز ولیِ‌ جامعه هدفِ مستقیمِ حملات قرار گرفته و دفاع از این حریم، جان‌فشانیِ ابوذرگونه می‌طلبد. دشمن با وقاحتی بی‌سابقه، بارها زبان به تهدیدِ ایشان گشوده است؛ تهدیدی که (در صورت وجودِ غیرتِ جمعی) کافی بود تا موجی از خشمِ مقدس و کاروان‌های فدایی، عرصه‌ی زمین را بر این عناصرِ خبیث تنگ نمایند. در چنین شرایطی، آمادگی برای عملیات‌های استشهادی، پاسخی صریح به این جسارت‌هاست. بزرگ‌ترین خطری که جبهه‌ی داخلی را تهدید می‌کند، «رابطه‌ی تشریفاتی با ولیّ» است. ایشان در ۱۲ بهمن‌ماه بر این نکته تأکید ورزیدند: «۳» رابطه‌ی ابوذر با علی (ع) رابطه‌ی تشریفاتی نبود. او و خانواده‌اش در این مسیرِ، تبعید و فقر را به جان خریدند اما دستش را از ولیِ‌ خویش جدا نکرد. شکستِ یک جامعه زمانی رقم می‌خورد که مردم از پیشوا جدا شوند؛ چراکه «ولیِّ خدا بدون همیاریِ مردم، یارای پیشبردِ اهداف را نخواهد داشت: هُوَ الَّذی اَیَّدَکَ بِنَصرِهِ وَبِالمُؤمِنین». (۱۳ دی ۱۴۰۴) #جامعه_ابوذری 💠 تشکل طلبگی ربیون 🌐 @rebbiion

متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: حقیقتاً همین طور است که ما امروز در نسبت به حضور اسلام در مقابل جاهلیت دوران، ابوذرگونه می‌توانیم در جایگاهی قرار گیریم که جایگاه حقیقی امروزمان می‌باشد، و آن پاسداری از اسلامی است که در آن زمان از یک طرف ولایت به حاشیه رفته و خلیفه جای «ولیّ  الهی» را گرفته است و از طرف دیگر بیت المال در بستر عدالت قرار نگرفته و حال این اباذر است که بر سر خلیفه فریاد می‌زند که چگونه بیت المال که از آن مردم باید باشد، به طبقه خاصی سپرده می‌شود؟
بحمدالله مردم ما با آن خرد خسروانیِ خود به خوبی متوجه جایگاه رهبر معظم انقلاب برای ادامه این انقلاب قدسی هستند و باز همین مردم باید اباذرگونه ذیل ولایت «نایب الامام» نسبت به عدالتی که به حاشیه رفته است فریاد بزنند و همچون رهبر معظم انقلاب امیدوار باشند که در این روزگار ذیل تاریخی که با انقلاب اسلامی شروع شده است عدالت، آری عدالت، این گمشده امروز ما، به این مرز و بوم  بر می‌گردد. امری که دشمنان ما سخت نگران آن هستند و ما سخت امیدوار به آن می‌باشیم و در همین رابطه  شرط‌هایی که با دولت آمریکا  گذاشته ایم را مدنظر داشته باشید مبنی بر آنکه اولاً : ما به سلاح هسته‌ای ورود نمی‌کنیم که معلوم است این به جهت حضور خود ما در این تاریخ می‌باشد و ثانیاً : باید آمریکا تحریم‌های خود را لغو کند. که این نوعی انفعال برای آن ابر قدرت می‌باشد. حتی محل گفتگوها بر اساس نظر ایران تعیین شد و یک مقام کاخ سفید به الجزیره گفت برنامه‌های برگزاری جلسه با ایران در مسقط روز جمعه به مسیر صحیح خود بازگشت. بازگشت گفت‌وگوها با ایران به مسیر خود پس از فشار رهبران عرب و مسلمان برای عدم کناره‌گیری صورت گرفت. موفق باشید.  https://eitaa.com/Binesh_Rahbordi/10285

41139
متن پرسش

استاد سلام: به تازگی احساس می‌کنم که ما باید خود را آماده غافلگیری های زیاد از جمله مثل سوریه و رفتن بشار اسد یا مثل دزدیدن مادورو کنیم. ما مکرر دیدیم که در این مدت چقدر این دو منفورترین و پست ترین های عالم یعنی نتیاهو و ترامپ از رفتن عزیز دل ما حاج قاسم خوشحالی خودشان را ابراز کردند و گفتند اگر او امروز بود ما به این موفقیت ها نمی رسیدیم. چه شده است مگر؟ ما اعتقاد مان همان حرف امام بود که می فرمود نظام ما که دل به خدا دارد با رفتن اشخاص متزلزل نمی شود ولی الان در میدان داریم می بینیم که دشمن خیلی خیلی حساب شده دارد پیش می آید و برنامه قوی ریخته است ولی والله لحظه ای ترس‌ در وجود ما نمی باشد ولی آیا در رده های بالا و مسئولين ما و فرماندهان الان ما نیز همینطور است؟ استاد عزیز من با تمام وجود به حقانیت و پیروزی نهایی و دیدگاه تمدنی آقا ایمان زیادی دارم و لحظه ای تردید به خود راه نداده ام ولی کجاست آن اقتداری که روزی ما آمریکا و اسرائیل را به نابودی تل آویو و حیفا تهدید می‌کردیم؟ کجاست آن سرداری که می‌گفت سپاه قدس حریف شماست بیا ما منتظریم؟ کجاست آن حاجی زاده بزرگوار ما که می‌گفت وقتی فرمانده هوا فضا روسیه آمد ایران با پهپاد بالای ناو آمریکا رفتیم و او متحیر شده بود که آمریکا آن پهپاد را نزد و با تعجب پرسید چگونه؟ سردار فرمود اگر بزنند می زنیم و زدن این ناو هواپیمابر برای ما کاری ندارد؟ ولی همین امروز ما خبر زدن پهپاد سپاه را دیدیم ولی خبری از پاسخ نشنیدیم و هیچ واکنشی ندیدیم تازه ادامه مذاکرات محکم ادامه دارد. استاد والله من کسي نیستم که انقلاب را بخواهم زیر سوال ببرم و همواره هر روز آماده ام تا جانم را فدای سید علی کنم ولی استاد ما دیدیم که حرف ها و تهدید های ما در حرف باقی ماند و با واقعیت عمل خیلی فاصله داشت. چرا می خواهند به ما دلخوشی الکی بدهند؟ زمانی که پایگاه آمریکا را زدیم شروع کردند به گفتن این حرف که ما کار بزرگی کردیم و کلی آمریکا از ما ترسید ولی الان آقای عراقچی خودش ناخواسته اعتراف کرد که ما این بار اگر آمریکا حمله کند همانند قبل (نمادین) پاسخ نخواهیم داد پس یعنی حملات ما نمادین بوده است و همینطور هم بود آیا این خبر از سیاست های سازش با دشمنان انسانیت و خدا نیست که با سیاست ها ظاهر کار را حفظ کرده ولی باطن کار را به حاشیه برده اند؟ استاد ما لحظه‌ شماری می‌کنیم تا فرصتی پیش بیاید تا این دشمنان حق و حقیقت را به خاک و خون بکشیم ولی فرصت ها دارند پیش می آیند و ما شاهد انتقام سختی از آنها نیستیم تا دل مستضعفین عالم را که از دست اینان خون است را خوشحال کنیم و حرف آخرم این است که اگر ما بتوانیم بزنیم و نزنیم بزرگ ترین ظلم را به خود و مستضعفان عالم کردیم «يَا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا قَاتِلُوا الَّذِينَ يَلُونَكُمْ مِنَ الْكُفَّارِ وَلْيَجِدُوا فِيكُمْ غِلْظَةً وَاعْلَمُوا أَنَّ اللَّهَ مَعَ الْمُتَّقِينَ وَقَاتِلُوهُمْ حَتَّىٰ لَا تَكُونَ فِتْنَةٌ وَيَكُونَ الدِّينُ كُلُّهُ لِلَّهِ ۚ فَإِنِ انْتَهَوْا فَإِنَّ اللَّهَ بِمَا يَعْمَلُونَ بَصِيرٌ»

متن پاسخ

 باسمه تعالی: سلام علیکم: در اینکه احساساتی این چنین مسئولانه را مد نظر دارید بسیار مهم است و نکاتی نیست که مدنظر نداشته باشیم. می‌ماند که حقیقتاً با توجه به آنچه می‌فرمایید ما اکنون در نسبت به حضور تاریخی انقلاب اسلامی در کجا هستیم. آیا با توجه به شرایط پیش آمده نوع حضور ما در جهان تغییر کرده و یا نسبت به اهداف تاریخی خود عقب افتاده‌ایم؟ به این امر به طور جدی باید فکر کرد و عرض عریضی را از ما طلب می‌کند. همین اندازه به این فکر کنید که چرا رژیم صهیونی و آمریکا تا این حد برای بقای خود مسئله آنها ایران شده است! آیا ما در مواضع تاریخی خود در جایی قرار گرفته‌ایم که جبهه مقابله با استکبار تغییر کرده و آنان از سر استیصال هر آنچه در توان دارند را برای مقابله با ما به میان آورده  اند و یا  ما کوتاه آمده‌ایم؟ بنده در این فکر هستم که گویا خداوند حضوری بس گسترده‌تر از آنچه در ابتدا مدنظر ما در مقابله با استکبار بود به میان آورده و اگر جبهه استکبار بحث مذاکره را به میان می‌کشد به امید آن است تا در تاریخ  بی معنایی و بی تاریخی خود  حضوری را برای خود شکل دهد که مسلم با عمق بی‌فکری جریان استکبار در این میدان نیز شکست خواهد خورد.
همین اندازه تقاضا دارم اجازه دهید نسبت به «تاریخی نگاه کردن» رخدادها زیاد فکر کنیم و جایگاه  حادثه‌ها را در تاریخی که در صحنه است ببینیم که کار آسانی هم نیست. یادداشت هایی تحت عنوان «جایگاه بی تاریخی اغتشاشات اخیر در منظرتفکر توحیدی» https://eitaa.com/matalebevijeh/21549  شده است. به نظر می‌آید با مرور به آن نکات بتوان به جایگاه تاریخی امروزین خود فکر کرد و اگر دیروز سخن از آن بود که در مقابل حمله اسرائیل حیفا و تل‌آویو را می‌زنیم و با خاک یکسان می کنیم .عنایت داشته باشید که این سخنان در قبل از تاریخ رخداده ۷ اکتبر بود و مادر تاریخِ پیش آمده توسط ۷ اکتبر عملاً در ادامه بودن اسرائیل و در حال منتفی شدن آن قرار داریم. پس باید ماورای آن نکات به بی‌تاریخی و بی آینده بودن اسرائیل فکر کرد که باز همچنان جای بحث دارد. موفق باشید.
 

41127
متن پرسش

بسمه‌ تعالی. خدا را شکر دنیا در شرایط تقابل بزرگ میان دو گروه یعنی تیم خداوند یا همان مومنین با تیم شیطان یا همون نظام آمریکایی‌ـ‌ یهودی به اسم تیم کفار قرار گرفته و جنگ در چنین تقابلی یک جنگ مقدس و مبارکه. قلب مومنین محل خداست پس دشمن به خانه خدا حمله می‌کنه! وقتی کسی با تجهیزات تکنولوژیک به خداوند حمله کنه خدا کسی نیست که با تفنگ باهاش بجنگه، سلاح خداوند همه مخلوقات عالمه پس اگر از قدرت و برتری این تقابل رو بنگری با هزار هزار تجهیزات، دشمن پشیزی قدرت نداره. دشمن می‌خواهد ما خود را در شخصیتی که آنها طراحی می‌کنند که ما باشیم تعریف کنند و داستانی نوشتند که در این داستان نقشی که به ما دادند نقش شکست خورده باشه. بار دیگر دنیایی که پشت سر گذاشتیم اما هنوز در آنیم را بازخوانی می‌کنیم تا از نقشه داستان کودکانه و دستوری دشمن، به امید خدا آزاد شویم. دنیایی که در آن گرفتاریم این بود: کافران یک نوع آفت منحصربه‌فردند که تکثیر میشن، دنیامون رو مسموم می‌کنند تشکیلات خودگردان خودشون رو به دنیا تحمیل می کنند، تشکیلاتی عمیقاً غیر طبیعی و یک کابوس دردناک. در نظم آنها جایی که بقیه در این خواب نظم می‌دیدند انسان های آزاده دیوانگی می‌دیدند، یه دنیای ظالم و بی رحم که مورد امر و نهی قوانین من درآوردی قرار گرفته! ثانیه ها دقیقه ها سالها دهه ها، هر حیات آدم یک نسخه ناچیز تر و کم رنگ تر از حیات اصیل انسان؛ بیدار شو بخور کار کن تولید مثل کن و بمیر و همه عمر مرده و خواب باش. همه آدما در حال انتظارند!منتظرند که همه چیز تموم بشه در حالی که در یک نمایش احمقانه مزخرف ایفای نقش می‌کنند هر روز و هر روز. آزادگان که به آزادی رسیده هاشون شهدا هستند نمی‌تونستند این کار رو بکنند، نمی‌تونستند قلبشون رو خاموش کنن و به این جنون ملحق بشن نمی‌توانستند تظاهر کنند؛ با پیدا کردن امام خمینی متوجه شدند ناچار نیستند! می‌تونستند راه کربلا را زنده کنند، می‌تونستند تعادل یک دنیای خراب رو احیا کنند، پس با شهادت یه رزمنده ابدی خلق کردند. در طول مسیر فهمیدند کارهایی ازشون ساخته است که بیشتر از تصوراتشونه می‌تونستند نترس و قدرتمند به آزادی که در اسلام امام رسیدند کار آزاد سازی خودشون رو در دنیا ادامه بدند. در این بین آدمایی هستند که یک به یک شهید شدن دوستاشون رو دیدند اما وظایف متفاوتی دارند امثال علماـ جوانان آزاده یا خوده ما مقاومین، کم کم ما موفق به کشف شدیم و ماهیت واقعی آدمای خواب زده را دیدیم، آدمایی که در برابر همه خودشون رو آدمای خوب و عادی معرفی می‌کنند ولی اونا هم مثل‌ کفار سراسر دروغ بودند یه دروغ وحشتناک. اونها کارهای بدی می‌کردند و خواهند کرد! کارهای وحشتنکاک. ما ذات واقعیشون رو بهشون نشون دادیم یه آینه مقابلشون شدیم؛ تسلیم شده های ساده لوح غرب زده فکر می‌کردند یک شیطان بخاطر گناهشون نفرینشون کرده ولی غول بچه های همخو شده با طاغوتیهای کافر متوجه شدند این مایییم که این آینه رو مقابلشون گرفتیم، به همین دلیل از ما بیزار شدند و نقشه می‌کشیدند تا حبس و بزور تسلیممون کنن. ولی اونها بودند که مشکل داشتند نه ما، اونها چاره دیگه ای برامون نذاشتند! جنگ... ما میتونیم در راهی که در حهان یکی است و آن انقلاب اسلامی است با قلب تسلیم و مومنمون به حق و معصوم علیه السلام دست خدا بشیم و به این جهان شکلی دوباره بدیم و هر طور که پیغمبر برای ما آورده که شایسته این دنیاست از نو بسازیمش. برای دشمن ما چیزی بیشتر از یه حیوون نیستیم یه موش آزمایشگاهی که باید رام شه ولی حقیقت دوستان دقیقاً عکس این ماجراست «ما از اونها بهتریم و والا تریم» برای همین میترسونیمشون اگه ما با شهدا و رهبری و مومنین با انسانهای موحد بریم برای اولین بار تو زندگیمون آزادی رو حس و زندگی می‌کنیم ما می‌تونیم به این دنیا شکلی دوباره بدیم. ولی دوست من! آدمی که تسلیم آمریکا شدن رو قبول کنه مرده و آدمی که حتی با شهادت کشته شده و تسلیم نشده زنده است ما مرگ رو میخوایم چکار کنیم؟! امام خامنه ای : «قرار است آیت خدا ظاهر شود ای سربازان خدا، قرار است به سراغ فتح منطقه ابر قدرتها برویم این جنگ جهانی برای ما یک جنگ مقدس و مبارک است که فتوحات جهانی را بدنبال دارد.» والسلام.

متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: همیشه باید به جایگاه خود و جایگاه دشمنان فکر کرد. اگر در نسبت با دشمنان در جایگاه حقی ایستاده باشیم، آن درگیری، درگیریِ مقدس و حیات‌بخشی خواهد بود، به هر شکل که باشد آینده، آیندۀ جبهه‌ای است که بر آموزه‌های توحیدی و ایمانی و حقّانی تکیه می‌کند.
ملاحظه کرده‌اید که غرب در جایی قرار گرفته که تنها با دروغ و در نهایت با بمباران می‌خواهد کاری بکند و خود را در این تاریخ نگه دارد، غافل از آن‌که انسان‌های اصیل و اندیشمند نمی‌توانند در جایی باشند که غرب برای آن‌ها معنا کرده بود و در وجدان تاریخی خود به انسان نهایی می‌اندیشند و به هر انسانی که به نحوی با شخصیت و سبک خود اشاره‌ای باشد به آن انسانِ نهایی. و از این جهت است که مردم ما نسبتی بین خود و رهبر معظم انقلاب احساس می‌کنند، احساس می‌کنند در نسبت با رهبر معظم انقلاب شوری در جان خودشان به میان می‌آید که همان وجدان تاریخی آنان است و برای هرچه بیشتر نزدیک‌شدن به خود در ۲۲ دی‌ماه حاضر شدند که حکایتی است از ندایی که در سرِّ سُویدای آن‌ها به صدا در آمده. این‌جا است که این انسان‌ها حق و باطل و شدنی و نشدنی را تشخیص می‌دهند. بر عکسِ عقل غربی که هرگز نمی‌تواند بگوید حق چیست و باطل کدام است. و این‌جا است که دیگر محال است به جهانی و نظامی برگردیم که جدای از حضور تاریخی انقلاب اسلامی باشد. آن حضوری که انقلاب اسلامی برای انسان‌های اصیل در این تاریخ آورده، آن برهانی است که در درون جان هر انسانی و به‌خصوص هر مسلمانی حاضر است که به یک معنا فتوای باطن هرکسی می‌باشد. در این رابطه رهبر معظم انقلاب  می‌فرمایند: اگر استقبال عظیم مردمی در ۱۲ بهمن نبود، ۲۲ بهمن که سقوط نظام شاهنشاهی است، اتفاق نمی‌افتاد. و در مورد فتنۀ اخیر هم فرمودند مسئولین انتظامی و بسیج و سپاه و دیگران که مسئولیت داشتند، به مسئولیت خود عمل کردند، اما آن چیزی که آتش فتنه را زیر پایش خاکستر کرد، مردم بودند. آیا این نحوۀ حضور مردم به جهت ایمان به توحیدی نیست که نظر به نهایی‌ترین توحید دارند با نظر به فرهنگ مهدوی و توجه به سخن رسول خدا «صلوات‌الله‌علیه‌واله» که فرمودند: «اَفْضَلُ الْعِبادَةِ، اِنتظارُ الْفَرَجِ»؛ برترین عبادت، انتظار فرج است. انتظار فرج یعنی انتظار نهایی‌ترین توحید در جمال انسان کامل که آینۀ نهایی‌ترین افق انسانیت انسان می‌باشد و رهبر معظم انقلاب با شخصیت خود متذکر آن می‌باشند. و این است آینده‌ای که باید در این میدان مدّ نظر داشت. موفق باشید    
 

41121
متن پرسش

سلام استاد: متنی نوشته بودم در حوالی این ایام و اینکه وظیفه امروز ما چیست لطف بفرمایید ملاحظه کنید و راهنمایی بفرمایید. «إنَّ مِنَ النّاسِ مَفاتيحَ لِذِكرِ اللّهِ ؛ إذا رُؤوا ذُكِرَ اللّهُ» بعضی‌ از آدم‌ها کلید ذکر خدا هستند و با دیدن آنها موفق به ذکر می‌شود. (رسول الله) چند وقتی است که گویا فرصت صحبت با خدا بیشتر برایمان پیش آمده است و این به دو جهت است که دومی به نظرم حداقل برای خودم دارای اهمیت بیشتری است. یک آنکه در ایام رجب و شعبان و بهترین ایام و ماه‌های خدا داریم زمان سپری می‌کنیم و دومی آنکه مهمتر است آدم‌هایی که کلید ذکر خدا بودند برایمان و سال‌ها در کنارمان بودند و نشناختیمشان و با پرپر شدنشان ذکر و یاد خدا را برایمان به تصویر کشیدند. با شهادت دلیرانه و شجاعانه و ایثارگرانه مدافعان انقلاب اسلامی بار دیگر در این دنیای تاریک نور عبادت و ایمان خداوند متعال را منور کردند و مردم آماده و حاضر این نور را دریافت کردند و حماسه ۲۲ دی را آفریدند و جهان را آبستن دنیای جدیدی کردند. این‌ها چه خوب شاگردانی برای اساتید خود چه خوب فرزندانی برای پدران خود بودند. آنان که حرف امام و مولای خود را به جان شنیدند و مانند شهدای انقلاب و دفاع مقدس برای به گوش دیگران رساندنش جان را بر کف دست گرفتند. و آن نه قدرت و نه ثروت و نه مقام و نه جایگاه و نه هیچ چیز دیگر بوده و تنها یک چیز بوده ایمان و توکل به خداوند متعال که تمامی ویژگی‌های قبلی را در خدمت ایمان گرفته بودند. امروز حرف از جنگ و خطر آمریکا و اسرائیل برای ایران و حرف از دگرگونی نظام حاکم بر کشور ایران است. این‌ها تماماً تهدیداتی بزرگ و خطرناک و خطرآفرین برای کشور مااست. ولی نگاهی اجمالی به ۴۷ سال عمر انقلاب اسلامی راه و مسیر و نتیجه را برایمان به تصویر می‌کشد. ۴۷ سال پیش مردم از حکومت طاغوت به ستوه آمدند و حکومتی اسلامی را برپا کردند تا بتوانند جامعه اسلامی را در جهان به روی آورند جامعه الهی که بتوانند زمینه ساز ظهور منجی عالم بشود و برای ظهور او چه چیز لازم است؟ بلاشک همه می‌دانیم که با ظهور حضرت حجت به یکباره قرار نیست تمام مشکلات حل شود و حضرت اشاره‌ای بکنند و جهان گل و بلبل بشود و قرار است حضرت با همین مردم به کار جهان سامان دهند همانطور که ما از دین اسلام فهمیدیم و امام امت و حضرت امام خامنه‌ای فهمیدند و در این جهت مردم را به صحنه آوردند و با همین مردم طاغوت سرنگون شد با همین مردم در بسیج مشکلات امنیتی و سازمانی و محلی کشور حل شد و همچنان حل می‌شود و با همین مردم در جهاد سازندگی انفال به دست مردم رسید و رفاهی حداقلی در همه جای کشور به پا شد. اما امروز مردم غیر از انتخابات کجای این کشور نقش آفرینند؟ مهمترین مشکل کشور که امروز معضل ما است و به قول رهبری مگس به روی آن زخم نشسته است مشکل اقتصاد است غیر از سوء مدیریت‌ها در بحث‌های اقتصادی ما نیاز به یک راه حل مادام العمر و یک نحوه اقتصاد اسلامی برای تمدن اسلامی خود داریم تا اینجا که ما فهمیدیم برای حل مشکل اقتصاد باید تولید داشته باشیم و آن هم تولید واقعی داخلی تا بتوانیم تولید سرمایه کنیم. امروز خب ما می‌خواهیم چه تولید کنیم تا بتوانیم مشکلات متعدد خود از قبیل آب و برق و گاز خودرو و مسکن را حل کنیم و یا بتوانیم در صنعت‌های بزرگ نسل جدید جهان یعنی کامپیوتر و هوش مصنوعی رقیب جدی جهان شویم و یک تریبون عظیم و بزرگ برای صادرات تمدن اسلامی داشته باشیم. با نظر به تمام این‌ها تنها راهی که جلوی ما باقی می‌ماند تلاش برای رسیدن به این تکنولوژی هااست. و این با قدم زدن در راه علم و فناوری همچون کاظمی آشتیانی‌ها به دست می‌آید کسانی که رمز بودن در جهان بی‌معنایی را فهمیدند و با بودنشان راهی ساختند و با رفتنشان صدها نفر را مثل خود به این راه دعوت کردند کسانی که هرگاه به مشکل می‌خوردند کار را با توسل و توکل درست می‌کردند همچون باکری‌ها و همت‌ها و خرازی‌ها و کاظمی‌ها و امروز در عرصه علم آشتیانی‌ها با احمدی روشن ها امروز یک چالش بزرگ پیش روی ماست امروز بودن نسل جدید دانشجو با چه چیزی معنا می‌شود؟ دانشجو امروز قرار است در چه چیز محو شود تا هویدا شود؟ آن هم در امروز جمهوری اسلامی که دنیا چشم دیدن آن را ندارد و با تمام قوا برای نابودی آن تلاش می‌کند. شهید باکری مهندس خوب مکانیک بهترین شهردار شهر ارومیه و از بهترین و پاک‌ترین مردم روی زمین که با خواندن زندگیش انسان توفیق ذکر پیدا می‌کند چرا به یکباره شهرداری و زندگی را رها کرده و به میدان جنگ می‌گذارد اگر غیر از این است که در شهرداری هم می‌شد به انقلاب و نظام خدمت کرد. اما کلان مسئله کشور آن روز چه بود؟ جنگ نظامی. و امروز چیست؟ جنگ نظامی؟ جنگ اقتصادی؟ جنگ فرهنگی؟ جنگ... امروز ما درگیر تمام موارد فوق هستیم ولی تمام این‌ها شاخه‌های یک درختند و باید ریشه پیدا شود اگر ریشه قطع شود بسیاری از مشکلات حل می‌شود به قولی امروز باید کلان مسئله ایران را پیدا کرد مسئله امروز ایران دوری و فراموشی دانشگاه و علم و فناوری است که اگر ما بتوانیم با علم و فناوری به تکنولوژی برسیم بسیاری از نیازمندی‌های خود را در جنگ نظامی برطرف خواهیم کردیم. با علم و فناوری چرخ اقتصاد و تولید را به راه انداخته و با صادرات آن اقتصاد را پویا خواهیم کرد و با حرف داشتن در جهان و شناساندن این نحو از زندگی فرهنگ خود به خود فراگیر می‌شود. و امروز دانشجوی ما باید خود را بتواند در کلام مسئله پیدا کند و معنا بگیرد امروز با زندگی دانش بنیان می‌توان کشور را به سمت و سوی چیزی بهتر از بهترین‌ها هدایت کرد امروز بدانید که کم و بیش جوانانی در عرصه‌های مختلف در حال انجام این امرند و جای خالی ما در کنارشان احساس می‌شود. و اما زندگی دانش بنیان یعنی چه؟ احمد کاظمی درباره نیروی زمینی سپاه بیان می‌کند: « اگر امروز نیروی زمینی سپاه پاسداران انقلاب اسلامی نیروی زمینی حسن باقری و مهدی باکری و همت و متوسلیان بشود برادران, آمریکا چه آمریکا است ده برابر آمریکا را هم شکست می‌دهد.» مگر خصوصیت نیروی زمینی حسن باقری و مهدی باکری و همت و متوسلیان چه بوده؟ مگر غیر از این بوده که با تمام قوای خود در صحنه‌ها حاضر می‌شدند و بقیه را به خدا می‌سپردند؟ مگر غیر از این چیزی بوده است؟ و البته شهید کاظمی ادامه می‌دهد: «ما امروز دریایی از تجربه هستیم یک لحظه به خودتون این را نگید که آمریکا میاد بمب می‌زنه داغون می‌کنه آمریکا غلط کرد آمریکا مقابل شما بچه‌ها بدونید و در مقابل وضعیت امروز نیروی زمینی بدونید که خوار و شکست خورده است. آمریکایی‌ها بالندگیشون به این تجهیزاتشونه این تجهیزات تا یه وقتی می‌تونن جلو برن در مقابل اراده آدم‌هایی که برای خدا کار می‌کنند این شکست میخوره شک نکنید.» ما اگر اراده کنیم آماده شویم وارد صحنه که شدیم خداوند هم نصرت خود را خواهد رساند و این همان زندگی دانش بنیان است که حضرت آقا می‌فرماید دانشجویان اگر در صحنه علمی حاضر شوند و اراده بکنند به تولید به ساخت یک دستگاهی، تکنولوژی و آماده آن بشوند خداوند قطعاً به آنها کمک خواهد کرد. و این است که رهبری می‌فرمایند: «والله ابرقدرت‌ها در مقابل این ملت خاضع و مجبور به تسلیم خواهند شد.» اراده ملت‌ها صحنه‌ها را تغییر می‌دهد. امروز حواسمان باشد که آیا برای نظم جدید جهانی و حس اثرگذاری خودمان و معنا پیدا کردنمان در فردای جهان همانند آنهایی که انقلاب کردند و ارزش جان خود را در این راه پیدا کردند. اراده کرده‌ایم یا نه؟

متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: بحمدالله به نکات خوبی اشاره فرموده‌اید و حقیقتاً جوان‌های عزیز ما با نظر به همین حضور است که می‌توانند امروز و فردای خود را از پوچی و نیست‌انگاری آزاد کنند. خوب است که کاربران عزیز به نکاتی که فرمودید با دقت نظر کنند. زیرا در زمان و زمانه ای که بشر بیش از همیشه باید با تفکر حقیقی که شناخت باطلِ زمانه است؛ خود را بیابد، انسان می تواند باطل را در هر جریانی که با مسیر آخرین پیامبر مقابله می کند، بشناسد. و در این راستا راه خدا، به عنوان راهی که راه باطل نیست، خود را می نمایاند. این یعنی حضور در میدان «تولّی» و «تبرّی» که حضور در اُنسِ نهایی با حضرت حق است در مقابله با میدانی که در نهایت خشونت با انسانیت است و این است راز حقّانیت اسلام و ذیل اسلام، راز حقّانیت انقلاب اسلامی که با خشن ترین جبهۀ استکبار روبه رو شده، به معنای پایان تاریخ غربِ استکباری که تاریخ فرار از حق و حقیقت است در نهایی ترین شکل.
با توجه به اینکه انسان در مسیر توحید و شریعت اسلامی از «آگاهی» به سوی «خودآگاهی» می رود و از «خودآگاهی» به «دل آگاهی» نایل می گردد که همان تفکر حضوری است که منجر به درک موقعیت تاریخی می شود که در آن تاریخ حاضر است. می توان گفت آن مادر شهید و آن خانم خانه داری که در راهپیمایی ۲۲ دیماه شرکت می کند؛ متفکرتر از بسیاری از تحصیل کرده های غربزده می باشند زیرا تفکر، همواره با «تقوی» و ورع همراه است تا به حکم: «وَ أَنْزَلْنا إِلَيْكَ الذِّكْرَ لِتُبَيِّنَ لِلنَّاسِ ما نُزِّلَ إِلَيْهِمْ وَ لَعَلَّهُمْ يَتَفَكَّرُونَ» (نحل/۴۴) انسان ها متوجۀ تفکری می شوند که در دل شریعت محمّدی «صلوات الله علیه وآله» پیش می آید و جریان غربزدۀ بی تقوا و بی ورع هرگز نمی تواند از آن شریعت بهره مند شود و به تفکری که آیۀ مذکور متذکر آن است برسد. موفق باشید
 

41114
متن پرسش

سلام و احترام: حضرت آقا خیلی سعی داشتند که کشور در شرایط نه جنگ و نه صلح قرار نگیره. در طول بعد از جنگ ۱۲ روزه، کشور علیرغم خواست ایشان به دلایلی از جمله عملکرد و موضع گیری های خود مسئولین، شیطنت های بیگانگان و اخیرا هم که فتنه و اغتشاشات دی ماه، کشور و مردم مرتبا زیر سایه این تعلیق و بلاتکلیفی قرار داشتند تا رسیدیم به اینجا که امروز آمریکا و شیاطین عالم لشکرکشی کرده و انتخابی جز جنگ برای ما نگذاشته اند. با گفتن این مقدمه یه سوال خیلی مهم پیش میاد. اینکه در این شرایط جنگی تکلیف من معلم، من کارمند، من صنعتگر، من تولید کننده، من پژوهشگر، من ... چیست؟ ما متناسب با این شرایط جنگی چطور می‌توانیم به مسیر عادی و قبلی خود ادامه بدیم کان خبری نیست؟ بالاخره همه در هر صنف و جایگاه و کسوتی تحت تأثیر شرایط بوجود آمده قرار گرفته ایم. آیا ما مردم غیر نظامی هم باید آرایش جنگی بگیریم؟ اگر آری چگونه؟ چه کاری از دست ما بر می آید؟ دیگر مثل قبل نیست که نفرات آماده جبهه رفتن شوند و شرایط و نحوه جنگیدن عوض شده، نظامیان و سیاسیون و تریبون داران هم که کار خودشان را بلدند و ان شاءالله به درستی انجام می دهند. اما تکلیف ما مردم عادی چیست؟ به عنوان مثال محققی که در مورد قنات های فعال در ایران مشغول تحقیق و پژوهش بوده یا طلبه ای که در حال خواندن فلسفه یا دانشجویی که در حال شناسایی آثار باستانی که نیاز به مرمت دارند بوده و ده ها مثال دیگر از این دست، چطور میتوانیم پروژه خود را جلو ببریم گویی اتفاقی نیفتاده و شرایط جدیدی حاکم نشده. ما در حساس ترین لحظات تاریخ انقلاب قرار گرفته ایم و دلمان می‌خواهد کاری کنیم اما گیج و گم هستیم و نمی‌دانیم چکار کنیم. نه می‌توانیم کار و پروژه خود را بی نسبت با زمان و شرایط جدید همچون گذشته پیش ببریم و نه می توانیم بشینیم و فقط خبر بخوانیم و نظاره کنیم که خداوند چه تقدیری را مقرر کرده. آیا راه سومی هست؟ یا باید همه چیز را نیمه تعطیل رها کرده و دست به دعا و تضرع داشته باشیم. ببخشید از طولانی شدن پرسش، منتها فکر می‌کنم اولا این سوال خیلی‌ها باشه و ثانیا شرایط تعلیق و سایه نه جنگ نه صلحی که آقا ازش پرهیز داشتند - چرا که کارها را می‌خواباند و انگیزه ها و اراده ها را مستهلک و روان افراد را فرسوده می کند - به سمت جنگ کشانده شده و شرایط جدیدی پیش آمده.

متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: عنایت بفرمایید که این مائیم و سنت مقابله با استکبار و به میدان‌آمدنِ جبهۀ کفر و نفاق در مقابل راهی که انقلاب اسلامی به میان آورده است و معلوم است که این سنت خداوند می‌باشد که در این میدان، یقیناً جبهۀ استکبار هر روز بیشتر از روز قبل رسوا و رسواتر می‌شود. و در این رابطه در دوشنبۀ گذشته عرایضی در رابطه با «نظر به سنت‌های الهی در دفاع از جبهۀ حق» شدhttps://eitaa.com/matalebevijeh/21547  که خوب است  به آن رجوع فرمایید. و این ما هستیم و حضور نرم مقابله با جبهۀ کفر و استکبار، که همان طمأنینه‌ای می‌باشد که رهبر معظم انقلاب تحت عنوان «عبور از نه جنگ و نه صلح» با ما در میان گذاشته‌اند. کاربر محترم سؤال شمارۀ 41115 نکاتی را متذکر شده‌اند که خوب است نظری به آن نکات و آیات مربوطه انداخته شود. موفق باشید

41096
متن پرسش

بسمه تعالی. بنده بی وطن بودم جمهوری اسلامی ایران به من وطن داد، من سرگشته این جهان بودم تا زمانی که نور و راه انقلاب اسلامی را یافتم من بی کس، افسرده غمگین و پودر شده بودم که انقلاب را ایران جهموری اسلامی را یافتم و امروز مفتخرم به زندگی در وادی حریم جمهوری اسلامی ایران که زنده ترین پایدارترین و عمیق ترین زندگی ممکن است. گرد غبار پیری از سرگشتگی در جهان دارم که دریای انقلاب مرا می‌شوید و نور مهتاب ایمانش که جمال رهبری است مرا سرزنده و جوان می‌دارد. این راه و قصه هر انسانی در جهان است که به خانه و مقر الهایات و حقیقت کره زمین یعنی جمهوری اسلامی متعلق بشود. این خانه انسانهاست خانه‌ی امنی که هیچ شیطانی اهل این خانه را نمی‌تواند برباید حتی اگر در لس آنجلس باشد. ما خانه ای داریم به وسعت جهان برای هر انسانی که زندگی را بر مردگی می‌گزیند و در همه جوانب سیاسی فردی و اجتماعی موفقیت های پاک را در مسیر خود حاضر خواهد یافت. این است آینده و امید ازین خاطر متین و شاد دو عالمم و سخت پی جزئیات استعداد های فراموش شده بشری ام هستم، همانها در سالها دشمنی دشمنان سوخت و ازم گرفتند. استاد آیا می‌توان ایران را چنین خانه جهانی وصف کرد؟

متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: حقیقتاً همین‌طور است. زیرا ایران، دیگر یک سرزمین نیست، افقی است که بشریت را در این زمانه متوجۀ حقیقت انسانی‌اش می‌کند. ایران در این زمانه یعنی ما و شهید حاج قاسم سلیمانی. ایران در این زمانه یعنی ما و شهید یحیی سنوار. و این یعنی عزم‌های بزرگ به بزرگی عزمی که در نیروهای انتظامی و بسیج در مقابل توطئۀ اغتشاش‌گران ملاحظه کردید.  ایران به گفتۀ «مایکل بن آری» (خاخام و سیاستمدار صهیونیست / عضو سابق کنست) که می‌گوید: «صادقانه باید گفت ایران توانسته در نظام ارزشی و در دل‌‌های بسیاری از مردم خود، همان دیدگاه [آیت‌الله] خامنه‌‌ای را نهادینه کند.» این همان وجدان توحیدیِ مردم است در نسبت با رهبر معظم انقلاب که در بزنگاه‌ها ظهور می‌کند مانند ۲۲ دی‌ماه که بدون آن‌که رهبر معظم انقلاب پیشنهاد کنند خودشان کاری کردند که رهبر معظم انقلاب فرمودند با آن کار، کمر فتنه شکست. موفق باشید    

41086
متن پرسش

سلام و عرض ادب و نور و رحمت الهی تقدیم به پیشگاه حضرت حجت ارواحنا فداه و استاد عزیز و بزرگوار. زیاد وقت گرانبهای شما رو نمی‌گیرم فقط می‌خوام از نظر شما من دچار مشکل روحی و روانی و مزاجی هستم یا ایمانم به خدا کمه یا ترسو هستم یا کم تجربه ام یا چون مادری جوانم طاقت ندارم؟؟ من چمه؟ چیکار کنم؟ همیشه از بچگی توی هیئتها وقتی روایات و مقاتل اصحاب امام حسین علیه السلام رو می‌شنیدم، یا در گذر تاریخ از بهترین یاران اهل بیت علیهم السلام می‌شنیدم یا زندگی امثال حاج قاسم (ره)  و دیگر شهدای عزیز مثل حججی ها رو می‌دیدم، دلم می‌خواست منم فدای امام زمان عجل الله تعالی فرجه الشریف بشم، اما با تجربه جنگ ۱۲ روزه و شهدای اغتشاشات مخصوصا کودکان شهید، با خدا حرف می‌زنم دائما دارم از صبح که بیدار میشم ذکر و دعا و قرآن میخونم که جنگی نشه، کسی آسیب نبینه و حضرت آیت الله خامنه ای عزیزمون در سلامت باشند، مدافعین مون سلامت باشند و.... تمام فتنه های دشمنان مون ترامپ و نتانیاهو و اون سرانی که این مهره ها رو جابجا می‌کنند، به خودشون برگرده و نابود بشن. ولی حال دلم بده، از اینکه نمی‌دونم چی میخواد پیش بیاد نگرانم، و از خودم خجالت می‌کشم، فکر می‌کنم شجاعت ندارم مثل شهید حججی ره، نگرانم نکنه به خونه مردم حمله داعشی بشه؟ نکنه سر کودکان و زنان مون رو ببرند؟ یاد کلام آیت الله بهجت (ره) میفتم که به فرزندشان فرمودند وای از فتنه سفیانی و سیل خونی که راه می‌افتد. التماس دعا استاد 

متن پاسخ

 باسمه تعالی: سلام علیکم: آیا جای بسی حمد و شکر ندارد که چگونه خداوند این ملت را و این انقلاب را از این‌همه فتنه که شیطان با تمام توان و تجربه‌هایش به جنگ آن آمده را پیروز می‌کند؟ و شهدای عزیز ما همین‌که وارد دنیای بعد از شهادت‌شان می‌شوند به خوبی متوجه می‌گردند چه اندازه شهادت آن‌ها در حفظ و ادامۀ انقلاب مؤثر بوده به همان معنایی که خداوند به ما در رابطه باشهدای عزیزمان خبر داد: «فَرِحينَ بِما آتاهُمُ اللَّهُ مِنْ فَضْلِهِ وَ يَسْتَبْشِرُونَ بِالَّذينَ لَمْ يَلْحَقُوا بِهِمْ مِنْ خَلْفِهِمْ أَلاَّ خَوْفٌ عَلَيْهِمْ وَ لا هُمْ يَحْزَنُونَ» (آل‌عمران/۱۷۰) دشمنان نظام اسلامی حقیقتا بسیار نادان و احمق اند حتی نمی دانند با جمهوری اسلامی چگونه برخورد کنند. مکرون رئیس جمهور فرانسه پیشنهاد بمباران ایران را به ترامپ می دهد!
خدا می‌داند چه اندازه در موقعیت خوبی هستیم تا آن حدّ که خواب رئیس جمهور آمریکا که ادعای ابرقدرتی می‌کند را، پریشان کرده‌ایم و گرفتار پریشان‌گویی‌اش شده‌ایم. و این است که جای دلگرمی فراوان است. آیا بی‌حساب بود ‌که امامِ شهیدان تازه پس از قبول قطعنامه با آن بصیرت تاریخی که داشتند فرمودند: 
«خداوندا! این دفتر و کتاب شهادت را همچنان به روی مشتاقان باز، و ما را هم از وصول به آن محروم مکن. خداوندا! کشور ما و ملت ما هنوز در آغاز راه مبارزه‌اند و نیازمند به مشعل شهادت؛ تو خود این چراغ پر فروغ را حافظ و نگهبان باش.»  
راستی! آن مرد الهی چه می‌‌دانست که ما این‌چنین در فرهنگ شهید و شهادت، در میدان شهادت‌پذیری، جهانِ آینده را از چنگال استکبار و صهیونیسم نجات خواهیم داد. بیچاره آنانی که فکر می‌کنند ما را با شهادت از میدان حضور در آینده‌ای بزرگ منصرف می‌نمایند. آیا شور این جوانان را نباید با نگاه تاریخی نگاه کرد؟ https://eitaa.com/akhbarefori/405517  تا آن‌جایی که حتی آقای دکتر عبدالکریم سروش با توجه به عدم قبول جایگاه تاریخی انقلاب اسلامی، نمی‌تواند از آن‌همه حقارتی که جبهۀ اپوزیسیون با دفاع از ربع پهلوی بنا دارد مقابل نظام مقدس جمهوری اسلامی قرار گیرد؛ کوتاه بیاید و مرز خود را از آن‌ها جدا نکند.  https://eitaa.com/hosein_darabi/38242  موفق باشید 
 

نمایش چاپی