بسم الله الرحمن الرحیم
گروه فرهنگی لب المیزان
به لب المیزان خوش آمدید.
گروه فرهنگی المیزان

موضوعات

دسته بندی: توحید و اسماء الهی

تعداد نمایش
کتاب
جزوه
یادداشت ویژه
نمایش چاپی
شماره عنوان پرسش
31831
متن پرسش

با سلام: استاد سوالی از خدمتتان داشتم اینکه، زمانی که اراده و علم و حیات مطلق، اراده و خواستی را برای زندگی شخصی داشته باشد، این شخص که نمودی از حیات و علم است در خود چه احساسی را یافت می کند یا چه دریافتی از درون خود خواهد داشت؟ ممنون

متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: وقتی انسان ذیل اراده الهی قرار گرفت آن‌چنان احساسی به سوی او می‌آید که خود را نه‌تنها غرق حضور خدا می‌یابد، بلکه نسبت او با عالم، نسبتی می‌شود که خداوند با عالم دارد. معنای درک حضور تاریخی آن است که در منظر تفکرِ خود این پرسش را داشته باشیم که در موقعیت تاریخی که در آن قرار داریم، خدا با ما چه نسبتی برقرار کرده و ما نیز چه نسبتی باید با او برقرار کنیم؟ دعا و مناجات کمک می‌کند تا در درک جایگاه تاریخی خود حضوری مناسب پیدا کنیم و جهت درک صحیح جایگاه تاریخی خود امیدوار به توجه خاص او باشیم و نسبت به درک سعه‌ حضوری که باید داشته باشیم از او بخواهیم قلوب ما را بعد از هدایت‌مان به چیز دیگری متمایل نگرداند. حضور ذیل اراده‌ الهی که تاریخ را فراگرفته، با خدای رسمی ممکن نیست. حاضر شدن در بطن حیات اجتماعی با برقراریِ نسبتی که با خدا شکل می‌گیرد ممکن است، وگرنه بر اساس توهّمات‌مان عمل می‌کنیم و بی‌آینده می‌مانیم. موفق باشید

31828
متن پرسش

سلام استاد عزیز: چند ماهی هستش که دچار شکیات زیادی شدم. قبلا ماهی یک یار یه شکی به ذهنم خطور می کرد و سریعا می‌رفت ولی چند ماه جرقه شکیات دوباره خورد ولی تفاوتش با موارد قبلی این هست که دیگه برطرف نمیشه و دائما در وجودم هست شک در همه چی مثلا وجود خدا. هرچی گریه و رازی و نیاز کردم فایده نداشته. از هر استادی دوای دردم رو می‌پرسم، جوابشون اینه بهش فکر نکن. در حالیکه من دوست داشتم و دارم همواره به موضوع خداوند فکر کنم. درمانده ام. لطفا کمکم کنید

متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: با مباحث «معرفت نفس» إن‌شاءالله برکاتی به دست خواهید آورد. عرایضی در شرح سوره «زمر» شده است خوب است در فرصت مناسب و با حوصله و پشتکار، آن مباحث را دنبال بفرمایید.

https://lobolmizan.ir/sound/695?mark=%D8%B2%D9%85%D8%B1

 موفق باشید

 

31826
متن پرسش

سلام استاد: برداشتم از جمله زیر رو نوشتم. آیا این برداشت درسته؟ بی زحمت یه مقدار این جمله رو توضیح می دهید؟ هستی یا خودش عین هستی است یا به عین هستی ختم می شود برداشت خودم: هر شیی یا همواره بوده یا اینکه یه چیزی که همواره بوده او را بوجود آورده.

متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: آری! در مورد هر ذاتی می‌توان چنین گفت مثل این‌که می‌گوییم هر تری یا باید تری‌اش از خودش باشد، مثل آب. و یا آن تری به چیزی که ذاتاً تر است، ختم شود. مثل تریِ پارچه مرطوب،تری همواره با آب هست ولی همواره باپارچه نیست. موفق باشید

31821
متن پرسش

با سلام و عرض ادب محضر استاد عزیز و تبریک ایام هفته وحدت و ولادت وجود مقدس حضرت خاتم الانبیاء و امام صادق (صلوات الله علیهما)؛ سوالی که از محضرتان داشتم این هست که این بخش روایت حضرت امام رضا (ع) که در مناظره با یک زندیق برای اثبات توحید فرمودند و در احتجاج شیخ طبرسی آمده: «وقتى به جسدم می‌نگرم و می بينم نمی‌توانم در طول و عرض چيزى از آن كم كنم يا بر آن بيفزايم و سختى‌ها را از آن دفع كنم و چيزى به سود آن انجام دهم، می‌فهمم كه اين ساختمان بناكننده اى دارد و به او معتقد می‌شوم»، دقیقا هنوز متوجه نشدم و دقیق برایم جا نیفتاده است که چگونه دلالت بر توحید دارد و این فرمایش امام رضا (ع) به چه شکلی اثبات کننده توحید هست چون خودم ابتدا فکر کردم این همان برهان حدوث هست ولی شک داشتم و خواستم از خدمتتان بپرسم چطور این برهان، دال بر توحید هست؟ با تشکر از لطف شما؛ التماس دعا

متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: فدای آن حضرت بشوم! مگر می‌شود بهتر از این حرف برای حضور اراده حکیمانه الهی بزنیم که چگونه عالم با آن اراده حکیمانه شکل گرفته و اداره می‌شود به طوری‌که نه می‌توانیم چیزی به آن اضافه کنیم تا کامل‌تر شود و یا چیزی از آن کم کنیم تا بهتر گردد؟ برهان فوق‌العاده دقیقی است. موفق باشید

 

31815
متن پرسش

سلام استاد: بنده بعضی جاهای شرح شما بر کتاب از برهان تا عرفان رو متوجه نمیشم. به همین علت مجبورم به صورت سوال اونها رو مطرح کنم. ممنون بابت توجهتون. در جلسه اول بیان می‌کنید که نورانیت اگر قابل اشاره کردن باشه که دیگه توحید نیست. چرا؟ اینجا منظورتون از توحید چیه؟

متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: توحید همان حضور نور یگانه عالم است. ما به اشیاء می‌توانیم اشاره کنیم ولی به یگانگی عالم که نمی‌توان اشاره کرد. موفق باشید

31755
متن پرسش
سلام: در کتاب آشتی با خدا هدف از خلقت رو می‌خواندم. سوال اینکه چرا خدا انسان را از ابتدا بصورت بالفعل کامل خلق نکرد؟ ممکن هست بگوییم چون آن موقع نمی‌توانست از کامل بودن خود لذت ببرد چون عدم‌ یا نقص را ندیده بود. ولی آیا خدا نمی‌توانست قواعد عالم را جوری بنا بگذارد که در عین اینکه صفات خود را بصورت بالفعل کامل به انسان می‌داد کاری می‌کرد تا نهایت لذت را هم ببرد؟ مثلاً همه مثل ائمه می‌شدیم از همان ابتدا و بهشت و جهنمی هم وجود نداشت.
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: به این نکته فکر کنید که اگر انسان‌ها کمالی را که باید به‌دست آورند تا بالقوه آن‌ها، بالفعل شود از ابتدا آن کمال را داشته باشند می‌توانند احساس کنند آن کمال از آنِ آن‌ها است؟ و اساساً احساسی از تکامل در آن‌ها پیش می‌آید؟ در مورد ائمه «علیهم‌السلام» نیز تفاوت نمی‌کند زیرا آن‌ها نیز جهت کمال وجه بشری خود عبادت می‌کنند و تلاش می‌نمایند. آری! در وجه هدایت بشر در مقام عصمت هستند ولی حفظ آن عصمت بسیار کار مشکلی است. به همین جهت عارفان گفته‌اند:

محنت قرب ز بُعد افزون است

جگر از محنت قربم خون اسـت

هسـت در قرب همه بيم زوال

نيست در بُعد جز امید وصــال

 

 

 

 

حفظ حالت قرب از آن جهت جگر سالک را خون مي‌کند که با يک خطا از آن مقام سقوط مي‌نمايد. موفق باشید

31740
متن پرسش
با سلام و روز بخیر: می‌خواستم بدونم نظر علامه مصباح یزدی در مورد وحدت شخصی وجود چیست؟ چون جایی خواندم که ایشون وحدت وجود رو قبول ندارن. ایشان یکی از فیلسوفان صدرایی هستن چطور ممکنه کسی که مبانی حکمت متعالیه رو قبول داره وحدت وجود عرفانی رو قبول نداشته باشه؟ ممنونم از شما استاد گرامی
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: تشکیک وجود به خودی خود منجر به پذیرش وحدت وجود نمی‌شود و لذا ممکن است علامه مصباح بیشتر بر تشکیک وجود تأکید داشته باشند. موفق باشید

31699
متن پرسش
سلام و وقت بخیر خدمت استاد گرامی: سوالی که داشتم: اصول دین یعنی چه؟ اصول اصول دین یعنی چه؟ اصول اصول اصول دین یعنی چه؟ و دوم تببین این مطلب که مثنوی اصول اصول اصل دین است.
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: آری! هر تفکری مبنایی دارد و دین اسلام نیز بر اساس مبنا و اصولش راه‌های هدایت را مقابل ما می‌گشاید و همان اصول دین نیز مبتنی بر اصولی است که الهامی و فطری است و جناب مولوی در کتاب شریف مثنوی متذکر اصول الهامی و فطری می‌باشد تا با رویکردی بهتر به توحید اسلامی رجوع نماییم و بهره‌های قرآنی خود را بیابیم. موفق باشید

31654
متن پرسش
با سلام خدمت استاد محترم: با توجه به اینکه مرحله حق الیقینی را فرمودید مرحله آخر سلوکی است و من الحق الی الحق فی الخلق هست. ۱. مبحثی که در مورد اربعین و حق الیقین تاریخی فرمودید که انسان همنشینی خود را با امام حس می کند و حضور عرشی خود را احساس می کند، یعنی این همان سفر آخر سلوکی او می شود؟ ۲. آیا اسفار اربعه به این صورت است، که یک سفر کاملا تمام شود و سفر دوم آغاز گردد، یا نه؟ هر ماهی این سفرها، تا حدودی به حد ظرفیت برای هر کس پیش می آید؟
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: ۱. آری! این همان «یشرب به المقربون» است که به نور توحید امام، «رحیق مختوم» همراه با توحید «شراب تسنیم» که صورت توحید ائمه است؛ نوشیده می‌شود. ۲. حالت دوم درست است که هر منزلی در چشم‌اندازِ خود منازل بعدی را مدّ نظر دارد. موفق باشید

31649
متن پرسش
سلام استاد: وقت بخیر ۱. ببخشید اگر دو نفر در مقام توحید افعالی باشن یا مثلا فنای فی الذات آیا هر دو یک سطح معرفت دارند در این مقام؟ یا اینکه درجات معرفت افراد در مقامها هم متفاوته؟ ۲. تفاوت درجه معرفت در مقامها به چه عواملی بستگی دارد اعم از اخلاص و کیفیت عبادت و؟میشه توضیح بدهید. ۳. اینکه می‌گویند با یک گناه درجه ای از عقل برداشته می‌شود و دیگر برنمی‌گردد آیا با توبه هم برنمی‌گردد؟ و اینکه چرا با وجود اینکه استغفار می‌کنیم طعم عذاب و بلا را خدا به خاطر آن گناهی که سر می‌زند به ما می‌چشاند؟ توبه چگونه باید باشد تا بلاهای تنبیهی مطلق کنار رود؟
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: ۱. به هر حال توحید در هر مرحله‌ای که باشد چه در مرحله توحید افعالی و یا غیر آن، مراتب خاص خود را دارد زیرا توحید، امری ذومراتب است. ۲. آری! درجات توحید، به معرفت و خلوص بستگی دارد. در این مورد خوب است به مباحث «رهنمودهای سلوکی و اخلاقی» که روی سایت هست، رجوع فرمایید. http://lobolmizan.ir/sound/1304 3- آری! با توبه، تمام آثار گناه از بین می‌رود به طوری که رسول خدا «صلوات‌الله‌علیه‌وآله» می‌فرمایند مانند کسی می‌شود که آن گناه را انجام نداده است. بنابراین معنای چشاندن طعم عذاب، دیگر معنا ندارد.   موفق باشید

31643
متن پرسش
با سلام خدمت استاد محترم: مبحثی در مورد خطبه ۱۶۳ نهج البلاغه از شما گوش می کردم که خصوصیات توحید صمدی را توضیح می دادید، اینکه اول دریا دیدن بعد موج دیدن و اینکه حق قبل از عدد است. ۱. این چه ارتباطی به بحث صمد در موضوع اربعین پیدا می کند؟ ۲ . اول دریا دیدن و بعد موج دیدن مربوط با کدام سفر از اسفار اربعه است؟ من الخلق الی الحق / یا من الحق الی الحق؟ ۳. در کتاب مجتهد امین ، در سفر اول، مرحله هفتم سفر اول را فنا و بقا می گوید و مرحله هشتم را توحید..؟ آیا میشه اینطور گفت که ماه محرم، فنا و بقا است که فرد توجه به روح هرچیز کند، نه توجه به جهت ملکی آن؟ و آیا ماه صفر رو میشه توحید گفت (یا همان مرحله هشتم مجتهد امین) که حرکت به سمت توحید صمدی باشد؟
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: ۱. همچنان‌که در بحث «انسان آینده و هویت اربعینیِ او» عرض شد در حرکت اربعینی در عین «در حضور بودن» به سوی او بودن در میان است و این همان احساس حضور در قبضه احدی است که صمد می‌باشد. ۲. مرحله حق الیقینی، سفر آخر است که همان «من الحق إلی الحق فی الخلق» است. ۳. حرف خوبی است. موفق باشید

31638
متن پرسش
با سلام و نور حق: با توجه به مباحث هستی شناسی نظام عالم بر اساس خیر هست و از یک طرف می گوییم مکرالله، چطور این دو با هم جمع می شود؟
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: «مکر الله» در إزای مقابله با حضرت حق در مقابل جریانی است که بنا دارد نظام خیر هستی را به هم بزند و این نیز جزء خیربودنِ نظام است که عین تعادل است. موفق باشید

31631
متن پرسش
با سلام خدمت استاد عزیز: نظر شما در مورد اینکه ما می توانیم از طریق دوری از کثرات و نزدیکی به وحدت از درون و قرب به او، اراده امروز خدا را کشف کنیم.
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: به هر حال خداوند بعضاً با شواهد و اماراتی متذکر می‌شوند که سنت و اراده ایشان در هر زمان و زمانه‌ای چگونه است. مثل همان‌که برای حضرت امام روشن شد این قرن، قرن نابودی ابرقدرت‌ها است. موفق باشید

31624
متن پرسش
سلام بنده ۱۶ سالمه، یک مشکل دارم اینکه چگونه میشه عاشق خدا شد؟ یعنی صفات او را چگونه می‌شود شناخت که عبادات راحت بشوند و عاشق خدا باشیم و نه به خاطر بهشت یا از ترس جهنم نماز بخوانیم؟ لطفاً جواب کاملی بدهید اگر منابعی هست برای شناخت خدا و صفات او راهنمایی کنید.
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: إن‌شاءالله همت بفرمایید و سراغ کتاب «آشتی با خدا» بروید. گویا آن کتاب در این مورد با شما حرف‌هایی دارد. کتاب روی سایت هست. موفق باشید

31592
متن پرسش
با عرض سلام خدمت استاد بزرگوار: در بحث عرفان نظری فرمودید با توجه به بحث انسان کامل که انسان کامل در مراتب پایین حاضر و آن مرتبه را ادراک حضوری می کند حدیثی هم از امام علی علیه السلام آوردید که به رو میله فرمودند با مریضی شما مریض می‌شویم الاخر با توجه به این بحث جنابعالی که مرتبه کامله در مرتبه دانیه به کامل هی و نازل هی حاضر است بنده این را با بحث ده نکته که فرمودید نفس در مراتب خودش حاضر است مثلاً وقتی می بیند می گوید من دیدم یعنی ذات نفس به کامله و نازله در مرتبه نازله حاضر است و مدرک مرتبه نازله خود است خوب آیا می توان گفت خداوند هم این‌گونه در مرتبه نازل حاضر است؟ مثلاً در مرتبه عالم ماده که عالم تغییر است خداوند تغییر عالم ماده را ادراک می کند یا مثلاً تخیل انسان که یک مرتبه از مراتب وجود است حال چه تخیل خوب چه تخیل آزاردهنده و وهمی به هر حال مرتبه ای از وجود است آیا خدا هم در مرتبه این تخیل وهمی ما حاضر است و مدرک این تخیل مااست همچنان که ما این تخیل را خودمان داریم ادراک می کنیم خدا هم این گونه که ما ادراک می کنیم ادراک می‌کند ما از تخیل خودمان اذیت می‌شویم. ممنون می‌شوم اگر توضیح مفصل دهید
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: آری! حضرت حق هر جا که بهره ای از وجود هست و اسمی از اسماء او در صحنه می‌باشد، در آن‌جا حاضر است. ولی توهّمات «عدم»‌اند و نسبتی با وجود ندارد که خداوند آن‌جاها حاضر باشند. موفق باشید

31579
متن پرسش
سلام علیکم: در مطالب منتشر شده از حاج آقا شیخ جعفر ناصری آمده است: «بعضی از بزرگان مثل مرحوم آسید احمد کربلائی، آشیخ احمد بهاری و... به این کیفیت دستور می داده اند که بعد از نماز صبح که اشتغال به ذکر و عدم تشتت کافی است که وقتی لا اله الا اللّه می گوید پهلوی این ذکر باش و دلت را حاضر بدان {فعلا} همین مقدار کافی است و وقتی این مرتبه حاصل شد ولو روزی یک ثانیه ارتقا پیدا کند خیلی خوب است و برای مرحله بعد آن دستورات دیگری داشته اند، قدم اول را «عدم فکر» و عدم تحریک قوای خیالی و وهمی است و قدم بعد «فکر در عدم»، که آن حاصل نمی شود مگر این که.... علی ای حال معنای توجه در هر مقطعی یک معنائی خواهد داشت و قدم اول عدم تشتت معنا می شود.» پرسش های حقیر: ۱. عدم تشتت و اینکه دل را حاضر کنیم همان «عدم فکر» است؟ اگر بله این معنا چقدر به آنچه آقای مصفا در کتاب هایشان می گویند نزدیک است؟ ۲. فرق «عدم فکر» با «فکر در عدم» چیست؟ آیا اساسا برای مبتدیان که گرفتار قوه واهمه هستند (و فکر برای آنها چیزی جز فعالیت قوای واهمه و خیالی نیست) فکر در عدم ممکن است؟ چون مستحضرید که مرحوم ملکی تبریزی در نامه به مرحوم کمپانی می فرمایند که از آخرین مراحل و دستورات استاد ملاحسینقلی همدانی، «فکر در عدم» بود که به اوحدی از سالکین می‌دادند که سالها ریاضت کشیده باشند. ۳. این صحبت علمای ما، چقدر به تعالیم کریشنامورتی و یا بودا نزدیک است؟ آنها هم ظاهرا همین را می‌گویند و لب حرفشان این است که اگر از اسارت فکر آزاد شدی و در «حال» قرار گرفتی، حضور در ساحت هستی نامتناهی را تجربه می‌کنی. اگر حرف عرفا با حرف امثال کریشنامورتی یکی است پس تفاوت بین این دو کجاست؟ اگر مطابق آنچه مرحوم ملکی تبریزی می فرمایند که سلطان معرفت بعد از حصول فکر در عدم ظهور می‌کند نمی توان با تعالیم کریشنامورتی که به قول حضرتعالی همان روش بوداست، به آن دست یافت؟ ۴. این مباحث چقدر به بحث های هایدگر نزدیک است؟ آیا حرف یکی است یا ما اشتباه می فهمیم؟ از وقتی که حضرتعالی می گذارید سپاسگزارم.
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: بحث در این رابطه مفصل است. آری! نظر به حضرت احدی که هیچ چیز نیست، عالی‌ترین منزل می‌باشد، البته آن‌گاه که در بستر سیر از الله به سوی احد قرار گیریم به اعتبار آن‌که الله، جامع جمیع اسماء می‌باشد ولی به نور اسم جلال، همه را مقهور «هو» می‌یابید. در مورد آقای مصفّا و آقای کریشنامورتی بحث در تخلیه ذهن است برای هیچی‌شدن و نه رسیدن به فنایی که مقهور نور احدی باشیم. مباحث آقایان را در حدّ آزادشدن از فشار جهان مدرن، مفید می‌دانم ولی در ذات خود، آن مباحث عقیم هستند. موفق باشید

31571
متن پرسش
سلام و عرض ادب خدمت استاد بزرگوار: چنانچه آگاهی دارید طی سالهای اخیر و با گسترش فضای مجازی انتشار شبهات اعتقادی بویژه بین جوانان گسترش یافته. اخیرا دختر خانم جوان دانشجویی یک مقاله حدود ۶۰ صفحه ای برای من فرستاده با عنوان برهان شر که در این مقاله سعی شده همه نظریات و دلایل و تفاسیر مربوط به وجود شرور در عالم مطرح و پاسخ علی الظاهر استدلالی داده شود و در پایان نتیجه گرفته شده که وجود شرور دلیل بر عدم وجود خداست! لطفا اگر در این زمینه توضیحات راهکار و توصیه ای دارید بفرمایید. آیا واقع برای یک جوان ۲۰ ساله هیچگونه دلیل منطقی قانع کننده ی علمی فلسفی وجود ندارد که تناقض مسئله شر با وجود یک خدای خیر مطلق حکیم توانا را حل کند!؟ با کمال تشکر
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: اتفاقاً این مباحث، بیشتر در محافل فکریِ غربی مطرح است که پشتوانه‌های معرفتی کاملی برای فهم جایگاه شرور ندارند. کافی است شما سری به کتاب گرانقدر «عدل الهی» استاد مطهری بزنید و یا با «برهان صدیقین» جناب صدرالمتألّهین آشنا شوید تا ملاحظه کنید چه اندازه زیبا می‌توان جایگاه شرور را در حکمت الهی مشخص نمود. موفق باشید

31559
متن پرسش
سلام: ۱. باید اتفاقات رو چجوری تفسیر کنیم؟ چجوری باهاشون برخورد کنیم؟ مثلا کسی که تصادف کرده، باید بگه کاش حواسم رو جمع کرده بودم، مثلا با سرعت نرفته بودم که این حادثه اتفاق نمی افتاد؟ یا باید بگه خدا خواسته که تصادف کنم و حتما یه حکمتی توش هست؟ نمیشه بگیم هر دو باهم باشن، چون اگه خدا خواسته باشه طرف هرچقدر هم حواسش جمع باشه چون خدا خواسته آخرش تصادف میکنه. ۲. یه سوال دیگه هم داشتم، اینکه ما در عین ثابته نحوه بودنمون رو در این عالم انتخاب کردیم، تا چه حد رو انتخاب کردیم؟ یعنی تموم جزئیات هم به انتخاب خودمون بوده؟ مثلا بنده انتخاب کردم که فلان روز از محضرتون استفاده کنم و از شما سوال بپرسم؟
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: ۱. نظام عالم دارای سنن و قواعدی است لایتغیر. آری! این سنت خداوند است که اگر مثلاً درست رانندگی نکنیم تصادف نماییم و این جا باید خود را ملامت کرد. کتاب «انسان و سرنوشت» مرحوم شهید مطهری در این مورد نکات خوبی دارد. ۲. کلیات شخصیت مدّ نظر است و در دل آن شخصیت، خود به خود موارد جزئی پیش می‌آید. موفق باشید

31549
متن پرسش
با سلام و خدا قوت خدمت استاد عزیز: بعضی می‌گویند دلیل انحراف صوفیه وجود چند صد فرقه که هیچ کدام دیگری را قبول نداشت هست. آیا چنین چیزی درست است؟
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: ملاک صحت هر جریانی، توحیدِ الهی و سیره امامان معصوم است. هر اندازه هر گروهی در این دو موفق‌تر باشد، به حقیقت نزدیک‌تر است. موفق باشید

31552
متن پرسش
سلام استاد: در خصوص سوال ۳۱۵۴۵ خواستم بگم: حرفتان متین! ولی میخوام بدونم که همچین چیزی امکان داره؟ آخه چیزی که من از حرکت جوهری فهمیدم اینه که همچین چیزی میتونه اتفاق بیفته. اصلا این همه بیمار لاعلاج با دعا و توسل شفا پیدا می‌کنند علتش جز اینست که ایجاد خوبی برای بیمار محقق می‌شود و بیمار خوب می‌شود؟
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: در هر حال زمینه و علتِ مُعدّه مقدمه است تا فیضان الهی به ظهور آید و این‌طور نیست که تصور کنیم مثلاً خداوند بدون بستر تحقق اراده‌اش امری را محقق کند. و در همین رابطه در حدیث است: «ابی الله ان یجری الامور الا باسبابها - یا ابی الله ان یجری الاشیاء الا باسباب - فجعل لکل شی‌ء سببا و لکل سبب شرحا و جعل لکل شرح علما و جعل‌ لکل علم بابا ناطقا. خداوند امتناع دارد که امور عالم را جاری کند مگر از طریق وسائط و اسبابی. خداوند برای هر چیز سببی و برای هر سبب حکمتی و برای هر حکمتی‌ دانشی و برای هر دانشی دروازه گویایی قرار داده است. موفق باشید

31551
متن پرسش
بسم الله الرحمن الرحیم سلام علیکم: ۱. استاد ببخشید اقتضای حکمت خداوند بر چه اساسی هست؟ آیا منبعی برای مطالعه در این مورد هست؟ ۲. اقتضای جلوه خداوند به اسم های متفاوت چگونه هست یعنی مثلا چگونه می شود که یک زمان اسم غنی عن العالمین ظهور می‌کند یک زمان اسم دیگری؟
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: به نظر می‌آید این مربوط به حضرت پروردگار است که صفات او عین ذات اوست. آری! بعد از تحقق اسماء و صفات، ما متوجه نحوه ظهور آن اسماء خواهیم شد. در واقع نظر به سنن الهی در این مورد کارساز است. موفق باشید

31532
متن پرسش
سلام و عرض ادب: استاد گرامی! حد دغدغه و مسولیت و نگرانی و... یک مادر موحد چقدر است؟ اگر توحید را در همه عالم ساری و جاری ببینیم و اگر با خدای حی، قیوم، احد، صمد، رازق، هادی، بصیر، خبیر، حکیم و علیم... زندگی کنیم، چه جای نگرانی برای فرزندانمان؟ شاید عمده نگرانی مان از جانب خودمان باشد که وظیفه بندگی را بخوبی ایفا کرده ایم یا خیر، و الا اگر فرزندمان دیر بیاید یا دچار مشکلی در مراحل زندگی و تحصیل و شغل و ازدواج شود، چه جای دغدغه است؟ و اگر اینگونه شود آیا با رافت مادرانه ناسازگار نیست؟ و آیا چنین بهشتی قابل تصور است که برای فرزندمان نیز چنین نگرش توحیدی داشته باشیم که ما مامور به وظیفه ایم نه معذور به نتیجه؟!
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: آری! نقش مادر همان آغوش ربوبیت خداوند است برای تربیت فرزند. و لذا حضرت حق برای انسان در این دنیا به صورت‌های مختلف و در سنین متفاوت شرایطی را فراهم می‌کند تا انسان‌ها در بستر آن شرایط رشد کنند. زندگی در آغوش خدا، غیر از زندگی در دل برنامه‌های سکولار غیر الهی است وگرنه هرکس باید در بستر دینداری، عقل خود را نیز به کار بگیرد تا به نتایج لازم برسد. موفق باشید

31511
متن پرسش
استاد گرامی سلام: بنده برای هر یک از حاجات زندگی با اسم مرتبط با آن حاجت خدا را صدا می زدم مثلا خیر الرازقین، خیر المنزلین، خیر الحاکمین و... ولی به نظرم رسید این اسامی زیر مجموعه اسم خیرالحافظین است بنابراین بیشتر متوسل به این اسم می شوم. نظر جنابعالی چیه؟ خدا شما را حفظ کند التماس دعا
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: کار خوبی است. ولی از اسم الله که جامع جمیع اسمای الهی است نیز غفلت نفرمایید. موفق باشید

31506
متن پرسش
سلام: خسته نباشید. استاد یه سوال داشتم، اونم مگر بجز این است که (من) انسان فقط وجود دارد، خوب اگر چنین است دیگر چرا در هر عالمی برای من انسان تنی وجود دارد؟ خوب همون منِ انسان در صحنه باشد و من خودم بدون هیچ بدنی در مثلا برزخ حضور داشته باشم، چرا باید من با تن ظاهر شود؟ من، خودم باشم بدون هیچ تنی. چرا خداوند عالم رو طوری قرار داده اند که من باید با تن ظاهر شود؟
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: به هر حال هر موجودی در موجودیت خود ظهوری دارد حتی خداوند با اسماء خود در مظاهر مختلف ظهور می‌کند وگرنه موجودی صرفاً ذهنی و انتزاعی بدون هر گونه واقعیت. موفق باشید

31499
متن پرسش
سلام استاد، خسته نباشید: سوالم اینه که روحی که خداوند به انسان میده و به گیاه میده یک چیز هست؟ یعنی درجه وجودیشون یکی هست؟ یکی از دوستان گفتن که فیض خداوند مثل بشکه ابی هست که ریخته میشه و کاسه ای به اندازه ظرفیتش برداشت میکنه، پس از این گفتار نتیجه گرفته میشه که اون چیزی که درون نباتات وجود داره همون چیز درون جسم منم هست، منتها اینجا بیشتر میتونه خودش رو نشون بده و جلوه بیشتری داره، میخوام بدونم اینجوریه یا خداوند به هر موجودی یک درجه وجودی خاصی میده، یعنی روح انسان ذاتا از روح نباتات وجودی شدیدتر داره؟
متن پاسخ

 باسمه تعالی: سلام علیکم: «روح»، امری است وجودی و تشکیکی، و بدین لحاظ دارای شدت و ضعف است و لذا برای هر موجودی مرتبه‌ای خاص از روح تجلی می‌کند. موفق باشید

نمایش چاپی
متأسفانه هیچ نتیجه ای در رسانه ها پیدا نشد!