بسم الله الرحمن الرحیم
گروه فرهنگی لب المیزان
به لب المیزان خوش آمدید.
گروه فرهنگی المیزان

موضوعات

دسته بندی: علوم جدید

تعداد نمایش
کتاب
جزوه
یادداشت ویژه
جستجو در کتاب ها نتیجه ای نداشت
متأسفانه هیچ نتیجه ای در جزوات یافت نشد!
یادداشت ویژه ای با موضوع انتخابی یافت نشد
نمایش چاپی
شماره عنوان پرسش
34495
متن پرسش

با سلام خدمت استاد عزیز: چند سوال از خدمتتان داشتم: ۱. استاد به نظر شما ما باید نگاه و هدف و انتظارمان برای اصلاح کلی جامعه و زمینه سازی ظهور این باشد که منتظر باشیم و امیدوار به اینکه در آزمون و خطاهایی که در زندگی شخصی و جامعه و ادارات و مملکت داری مان می کنیم تا پیدا کردن راه درست، ظرفیت برگشت دوباره روح انقلاب اسلامی به سطح جامعه و زندگی ها برگردد و امید به اینکه هرچند ما مشکلات را می‌بینیم و می شماریم و راه رفع آن را در زمین جستجو می کنیم، اما خداوند دائما در حال بررسی ظرفیت پذیرش روح انقلاب توسط جامعه و اشخاص است تا بیاید و فضا طوری شود که نخواستن ها بالاتر از داشتن ها دانسته شود نه اینکه صرف بخشنامه و از این دست امور کافی باشد. استاد عزیز لطفا بفرمایید که آیا اینکه وقتی دقت می کنیم به اخلاق و رفتار و روح حاکم بر بخشی از افراد و جامعه می فهمیم و می بینیم که آنها در صدد نگهداشتن خودشان در یک سطح و یک ترازی هستند یا مثل یک نخ تسبیح یک روحی آنها را به نظم می آورد که آن روح جامعه اگر باشد، آیا اگر خدا بیاید این فضا و روح حاکم طوری می شود که نخواستن ها بالاتر از داشتن ها دانسته شود؟ آیا خدا از جمع ما رفته که این فضای حرص ایجاد شده؟ آیا به نظر شما ما باید توجه مان به ساخت ظرفیت برای آمدن خدا باشد؟ ممنون میشم کمی توضیح بفرمایید. ۲. استاد با تفکر در مورد دین و عقل می فهمیم که رعایت حقوق دیگری را کردن، حال انسان باشد یا حیوان و... که گویا همه چیز را به یک نظمی می آورد و همه چیز همان جا که باید قرار می گیرد و اینکه مثال شخصی رو زدید که بنده در سوالم از آن کمک می گیرم شخصی که فرمودید شب درِ خانه تان را زده و پشیمان از اینکه غیبت شخصی را تایید کرده بود و به شدت پشیمان از کارش بود، استاد عزیز با دقت در حالات این شخص گویا احساس به هم ریختگی یک نظم و ایجاد یک فساد یا بیرون انداخته شدن از فضای نظم روحی درونی را داشته، حال سوال اینکه فکر می کردم که اگر از این دست اشخاص در ادارات کار کنند آن اداره را بجای بیست شخص با ده شخص اداره می کنند و خود شخص یک اداره می شود و دلسوزانه کارها جلو می رود تا جایی که اداری گری رنگ می بازد و اگر در صنعت و... هم باشد برای جلو بردن کارهایش آن رعایت حقوقی را که می کند گویا طوری می شود که همه چیز به یک نظمی در آمده و هر چیز همانطور که خدا تعیین کرده می‌شود، به نظر شما سهم اینکه امروز در حداقل ابتدای راه جهان بین دو جهان صنعتگر و اداری و معلم و... ما باید این حد از رعایت را داشته باشند در ورود به تمدن و جهان دیگری چیست؟ آیا این ابزاری که ما امروز می سازیم در بحث نظامی و پزشکی و... که شاید گاهی درهمان ریل تکنیک غربی باشد هر چند نیت استفاده فرق کند آیا این فقط شروعی برای ورود به عرصه دیگری است یا اینکه با توجه به اهمیت علم و فناوری امروز برای اینکه اسیر و مستعمره غرب نشویم لازم است؟ ۳. در آخر اینکه استاد عزیز به نظر شما شرایط امروز ایجاب می کند که بحث دانش بنیان و علم و فناوری بیشتر پیگیری شود؟ آیا اوایل انقلاب این امکان وجود نداشته است؟ ممنون از شما

متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: ۱. آری! به خوبی متوجه شده‌اید که ظرفیتی در پیش است تا انسان‌ها بیش از نیازهای دنیایی خود با معنویتی که به سراغ‌شان می‌آید، احساس بی‌نیازی کنند. در این رابطه اخیراً عرایضی ارائه شده تحت عنوان «نسبت عقل با قناعت نسبت به آنچه داریم» https://eitaa.com/matalebevijeh/12803 از این جهت اگر خدا را در زندگی رانده باشیم، به خود می‌آییم تا با بهره‌مندی از زیستِ دینی، خدا را به زندگی برگردانیم. ۲. همین توجه به حضوری که با شهدا پیش آمده و وجدان مردمان، آن را درک کرده به نظر می‌آید نقش‌آفرین باشد. کافی است نوع گفتگوها، گفتگو نسبت به آینده قدسیِ انقلاب اسلامی باشد و با امید، این نوع گفتگو نقش خود را ایفاء خواهد کرد و البته بنا نیست ما از جهان جدید خارج شویم. ۳. آری! قبلاً با جدیّتی که این سال‌ها متوجه ضرورت علم و فناوری در افق فرهنگ دانش‌بنیان دنبال می‌شود، دنبال نمی‌شد و هنوز هم البته ما در ابتدای راه هستیم، زیرا فرهنگ دانش‌بنیان بیش از آن‌که یک دانش باشد، یک روح است. موفق باشید  

34452
متن پرسش

با عرض سلام خدمت شما بزرگوار: من هنوز خیلی با شما آشنا نیستم. فقط یکی از دوستان در رابطه با کتاب جایگاه رزق در جهان هستی مطالبی را ارائه دادند آیا رشته ای مثل رشته حسابداری در دین قابل توجیهه؟ حسابداری اول از همه برای نظم دادن به حسابهاست که این قسمتش شاید قابل توجیه هست و خیلی نیاز به علم حسابداری نیست چون با نرم افزارهایی که الان وجود داره همش بدون علم حسابداری قابل محاسبه است. ولی در قسمت دوم که الان درس خواندن در دانشگاه بیشتر با این هدفه. نظرتان راجع به این رشته چیه؟

متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: مدیریت درآمد مالی یک امر عقلانی و دینی است و علم حساب‌داری می‌تواند در این رابطه هزینه‌ها و درآمدها را معنا کند که در اصطلاح دینی به آن «تقدیر المعیشة» می‌گویند. به نظر می‌آید ما نیاز به این عقل داریم. موفق باشید

34342
متن پرسش

سلام علیکم استاد بزگوار: عرض خدا قوت. روزهاست که چالش هوش مصنوعی و به عبارت دقیق تر زندگی ربات ها در میان دانشجویان بحث داغی دارد و با توجه به سرمایه گزاری های سنگین کشورهای غربی و حتی شرقی عده ای همچون ایلان ماسک زندگی آینده را از آن ربات های هوشمند می‌دانند و عنوان می کنند که ربات ها بر انسان تسلط پیدا می‌کنند!! آیا بر اساس سنت الهی امکان فایق آمدن و نابودی تمام بشریت از طریق محصول خودش ممکن است؟

متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: اولاً: بالاخره این ما هستیم که به رباط‌ها برنامه می‌دهیم. بنابراین باز این ما هستیم که می‌توانیم مانع تسلط آن‌ها بر زندگی شویم. ثانیاً: همان‌طور که به‌خوبی متوجه می باشید، بالاخره خداوند جهان خود را به دست کسی نمی‌سپارد مگر آن‌که اذن دهد تا هرکس در محدوده اذن الهی، خود را  بنمایاند. به همان معنا که فرمود: «ثُمَّ جَعَلْنَاكُمْ خَلَائِفَ فِي الْأَرْضِ مِنْ بَعْدِهِمْ لِنَنْظُرَ كَيْفَ تَعْمَلُونَ» (یونس/۱۴) پس آن‌گه شما را بعد از گذشتگان‌تان در زمین جایگزین کردیم تا بنگریم شما چگونه عمل می‌کنید؟

موفق باشید.

33684
متن پرسش

با سلام: استاد عزیز همانطور که درپاسخ سوالی فرمودید در بحث دانش بنیان منظور دانشمندانی مثل اگر اشتباه نکنم فرمودید شیخ بهایی مد نظر هستند، سوال اول اینکه در تحلیل شخصیت این بزرگان آیا مثلا ایشان در درجه اول متقی واهل عالم معنا بودند که به واسطه ی این سلوک، به خواست خدا، مثل باغبانی که می داند با ایجاد بستری، این عالم توانایی دادن آن میوه را دارد، استعداد درک توانایی و ظرفیت و تقدیر عالم برای حل فلان مشکل را داشته و به واسطه تقوی، علم ایجاد بستر برای ظهور آن توانایی عالم را داشتند؟ سوال دوم اینکه اگر ما امروز اشخاصی مثل ایشان در درجه اول متقی و مومن و با تاکید دارای سلوک ایمانی را لازم داریم که به خواست خدا قدرت حل مسائل کشور را با یافت تقدیر از عالم بالا و تعامل با طبیعت دارا باشد، چرا باز گویا داریم در فضای علمی که به نظر امتداد یا در زمین علم صرفا برای علم نه برای در خدمت مردم بودن و حل مشکل برای نیل به زندگی اسلامی است، ادامه می دهیم؟ ممنون

متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: آری! داریم و بحمدلله بسیار هم داریم و این‌که حضرت آقا «حفظه‌الله‌تعالی» امیدوار به آینده‌اند، در همین راستا است. و در همین رابطه رئیس جمهور محترم در اصفهان که تشریف آوردند به «بهیار صنعت» که یکی از مراکز مهم تولید دانش‌بنیان است، سر زدند. موفق باشید

33061
متن پرسش

سلام و درود: در رد تکامل کور داروینی بهترین کتاب چیست؟ آثار اندیشمندان مغرب زمین کدام یک ترجمه شده است؟

متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: یکی از کتاب‌های خوب در این مورد کتاب آقای لوکنت دونوئی تحت عنوان «سرنوشت بشر» می‌باشد. در ضمن عرایضی در جلسات اولیه شرح سوره سجده در این مورد شده است. موفق باشید

33021
متن پرسش

سلام وقتتون بخیر: می‌خواستم بپرسم دانشجویی با شرایط من - که خب در رشته سخت و پرکاری هم تحصیل می‌کنه - اگر که به‌طور کاملا جدی دغدغه ظهور رو داشته باشه، چطور می‌تونه ایفای نقش کنه؟ مثلا چطور می‌تونه فعالیت فرهنگی داشته باشه در این زمینه؟ آیا لازمه که عضو تشکل‌ها بشه یا نه؟ و نکات دیگه‌ای اگر که لازم می‌دونید بفرمایید لطفا. و یه مورد دیگه اینکه در صحبت‌های بعضی از سخنرانان بزرگ دینی یا سیاسی که در حوزه مهدویت فعالیت می‌کنن، می‌بینیم و می‌شنویم که تاکید دارن کار در زمینه مهدویت باید "اصل" باشه نه در حاشیه زندگی. اما من یه بخشی از سخنرانی حضرت آقا رو شنیدم فرمودن که خروجی‌های دانشگاه‌ها باید مثل شهید چمران باشن. حالا سوال من اینه که شخصی با شرایط من که در یکی از بهترین رشته‌ها و بهترین دانشگاه‌ها درس می‌خونه و این توانایی رو در خودش می‌بینه که چه در زمینه درس و چه پژوهش تا حد خیلی زیادی پیش بره، با توجه به دیدگاه‌های رهبری، آیا درسته که درسش رو فدای انجام این فعالیت‌های فرهنگی کنه و مثلا به پاس‌کردن دروس قناعت کنه به‌خاطر کار برای امام زمان؟ یا نه باید تو مسیری قدم برداره که براش ساخته شده؟ با سپاس فراوان

متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: ۱. در عین تلاش کامل در رشته تحصیلی‌تان باید معارف اسلامی را با عمق لازم فرا بگیرید تا زمینه تدبّر در قرآن برایتان فراهم شود. چرا روی خود کم حساب می‌کنید و ظرفیت جوانان آخرالزمانی را به صحنه نمی‌آورید؟! ۲. به نظر بنده اگر عملاً در دروس خودتان با عمق لازم حاضر شوید و به نهضت تاریخ دانش‌بنیانی که مقام معظم رهبری مدّ نظر دارند، ورود کنید بهتر می‌توانید در خدمت حضرت صاحب‌الأمر«عجل‌الله‌تعالی‌فرجه» قرار گیرید. زیرا ما در این تاریخ باید به صورت‌های مختلف، کارآمدی نظام اسلامی را به نمایش بگذاریم و این وظیفه ما در این تاریخ است و عامل یأس دشمن. موفق باشید  

33000
متن پرسش

سلام استاد: در سال‌های پیش در صوتی از حضرتعالی شنیدم که فیزیک و شیمی مدرن هم شکاکیت زاست. امروز قدری فرمایش حضرتعالی را درک می کنم می شود قدری این صحبت را شرح دهید و از چرایی آن بگویید. با تشکر

متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: همان‌طور که آیان باربر در کتاب «علم و دین» می‌فرماید به هر حال انسان بر اساس تصور و طلبی که نزد خود پیش می‌آورد، به طبیعت رجوع می‌کند تا آنچه را می‌طلبد از آن بیابد و این غیر از نگاه پدیدارشناسانه است که سعی می کند اجازه دهد تا طبیعت یا هر پدیده دیگری خود را بنمایاند. در این مورد در بحث «۱۵ نکته در عقل تکنیکی» عرایضی شد. هایدگر در بحث «جایگاه علوم دقیقه در راستای ساختن تکنولوژی» در مقاله «پرسش از تکنولوژی» نکات خوبی را به میان می‌آورد. موفق باشید

32990
متن پرسش

با سلام خدمت استاد عزیز: استاد عزیز بنده مباحث جهان بین دو جهان و... را دنبال کردم، خواستم لطف بفرمایید در این موارد ذیل راهنمایی بفرمایید. ۱. ما باید به قدر نیاز و نه بیشتر، از تکنولوژی استفاده کنیم و همراه آن خودسازی کنیم تا راهکار حل مشکلات جامعه و اداره ی آن از طرف خداوند افاضه شود. ۲. علم تکنولوژی مثل برق و انرژی هسته ای و سدسازی و گاز و فاضلاب و... اراده خدا بوده تا ما با ابزار او را بیابیم منتهی باید کنار ورود این علوم به قولی ضمیمه فرهنگی داشته باشد تا ما متناسب با فرهنگ وافق زندگی خود از آن بهره ببریم، چه بسا راهکار برخی مشکلات امروز ما استفاده از همان صنعت است اما نه به شکل مخرب غربی. ۳. راهکار برخی مشکلات مورد اول و راهکار برخی دیگر مورد دوم است، و در اصل ما سالیان قبل باید با سبک زندگی دینی و صحیح زمینه را برای افاضه راهکار درست زندگی و مشکلات از جانب خداوند فراهم می کردیم. و در آخر اینکه بحث دانش بنیانی که رهبر انقلاب فرمودند را باید در کدام مورد پی بگیریم؟ با تشکر

متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: همین‌طور است که می‌فرمایید و از این جهت حقیقتاً با همه کوتاهی‌ها و ضعف‌هایی که داریم باید به آینده‌ای که در پیش است امیدوار بود.

در موضوع استقرار در روحیه‌ای که فرهنگِ دانش‌بنیان بر ما و جامعه ما به ظهور آید، باید جدّی فکر کرد زیرا دانش‌بنیانی که ما در فضای تاریخیِ انقلاب اسلامی به دنبال آن هستیم و إن‌شاءالله به ظهور می‌آید و ما را به نتایج درخشان می‌رساند جمعِ بین روحیه علمی و کند و کاو در دلِ طبیعت است برای کشف استعدادهای آن همراه با روحیه قدسی. و به همین جهت بنده جناب شیخ‌بهائی را نمادِ فرهنگ دانش‌بنیان دانستم از آن جهت که شخصیت علمی و ریاضی‌دانی و معماری را در کنار حکمت و عرفان در خود جمع کرده بود. ما نیز در هر کجا که هستیم چه زنان خانه‌دارمان و چه مهندسین و چه مسئولین کشور در هر رده‌ای که هستند باید متوجه باشند روحیه‌ای تحت عنوان «دانش‌بنیان» به سوی آن‌ها آمده است تا در خود شخصیتی را دنبال کنند که همواره آن شخصیت، جمعِ بین وجوه قدسی آن‌ها در عین حضور علمی باشد، حتی با نرم‌افزارهای تلفن همراه خود فعالیت‌های علمی خود را در راستای وجه قدسی‌شان قرار دهند؛ که این کم‌ترین کاری است که باید نسبت به آن بی‌تفاوت نبود و نباید بهانه آورد که مثلاً دوره ما گذشته است و یا ما وظیفه بچه‌داری و خانه‌داری را به عهده گرفته‌ایم. نه! روحیه «دانش‌بنیان» در همه جا باید ما را در بر گیرد و انسانی متولد شود که از یک طرف کم‌تر از جناب ادیسون نیست و از طرف دیگر زنان ما کم‌تر از بانو امین و مردان ما کم‌تر از علامه طباطبایی نباشند. موفق باشید   

32866
متن پرسش

با سلام خدمت استاد عزیز: استاد خواستم نظر شما را در مورد این متن بدانم و اگر توضیحی روشنگرانه تر داشته باشید بسیار مسرور می شوم. ممنون. زمانی که انسان دعا یا توبه می کند، در اصل خداوند به او نظر کرده و ظرفیتی را در شخص دیده که تمایل به برگشت شخص یا بسط وجود او دارد، حال آن شخص می تواند این نظر را ارج نهد یا نه. اگر جامعه و حال و روز یک ملت را مثل یک شخص در نظر بگیریم، که نقطه اوج صعود و نزول آن را فقط خدا می داند، بنابر این با نیل به هر کدام از این دو، نظری به جامعه جهت برگشت یا بسط بیشتر به آن می اندازد که بسته به پذیرش آن جامعه اگر رفتارجامعه تغییر کند شامل سنت (تغییری در حال جامعه ایجاد نشود مگر اینکه خودشان تغییر کنند) می شوند. در اینجا آن نقطه ای که شاید بتوان نامش را نقطه عطف گذاشت، آنجایی است که این کالبد جامعه برای دمیدن روح برگشت و توبه آماده می شود که چون تقدیر وظرفیت هر موجودی را خالق او فقط می داند پس فقط خداست که زمان ظهور را می داند. شاید امروز تک تک کجی ها و ناهنجاری ها و مشکلات دنیا را که هر کسی می تواند لیست بلند بالایی را از آن برشمرد، باید بنده آنها را ببینم و تکلیف خودم را با آنها روشن کنم تا آن ظرفیت ظهور ایجاد شود، و اینکه آیا می شود جامعه از این بدتر شود یا نه خدا فقط می داند. ۲. سوال از خدمتتان اینکه سوال کلی را در ذهن دارم که بطور مثال در مورد قنات آن را می پرسم، استاد عزیز مثلا در قدیم با آن جمعیت کم شاید می توانستند با قنات و... جوابگوی آب آن جمعیت باشند اما الان با این جمعیت نیازمند چیزهایی قوی تر از قنات و....هستیم، حال در مورد خوراک و پوشاک و حمل و نقل و... هم همینطور، خب این نحوه جوابگویی به سبک غربی هم که مورد قبول نیست حال آیا ما اگر بر اصالتهای انقلابی خود پایبند می ماندیم، آن روحی که بر جامعه حاکم می‌شد می‌توانست ابزار متناسب این جمعیت را که غیر آنچه الان هست بسازد، همان روحی که شما در گفتارتان می‌فرمایید که باید بیاید و ظهور کند، همان چیزی که شیفتگان غرب آن‌را وهمی و باورمندان به انقلاب و اسلام کلیتی از آن‌را در حد اینکه این حال امروز نباید باشد می دانند.

متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: آری! ما باید ظرفیت های جهان را از یک طرف و انسانها را از طرف دیگر بشناسیم و در این زمان که زمان آخرالزمانیِ تاریخ است، به فکر جوابگویی به ابعاد متعالی و وسیع انسانها باشیم و موضوع دانش بنیان در امور، امر بسیار مهمی می باشد از آن جهت که با نظم و دقت و اندیشه زندگی را  از یک طرف وسعت دهیم و از طرف دیگر عالمانه عمل کنیم. در مزار مبارک جناب شیخ بهایی به رفقا عرض شد معنای حقیقی شخصیت انسانهای دانش بنیان را می‌توان در جناب شیخ بهائی ملاحظه کرد که چگونه ریاضیات و معماری و حکمت و عرفان را در خود جمع نمود و حاصل کار او آن نوع بناها و آن نوع تنظیم شبکه های آبرسانی در شهر اصفهان بود. موفق باشید

32568
متن پرسش

سلام بر شما: با دنبال کردن مباحث آشتی با خدا (شنیدن صوت حضرتعالی) به این نتیجه رسیدیم که رسیدن به حقایق چیزی است که به جز خواندن درسهای مدرسه محقق می‌شود و درس هایمان (میزان سوادمان) نقشی در کمال و قرب الهی ندارند. حال ما با چه رویکردی، با چه انگیزه ای و با چه هدفی درسهایی مثل (زیست شناسی، ریاضی، شیمی و...) را بخوانیم که آن احساسِ پوچی و حس نومیدیِ ناشی از نرسیدن به هدف عالی برایمان ایجاد نشود؟ و اصلا آیا این نگاه ما نسبت به این علوم صحیح است؟

متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: آری! انسان دارای ابعاد گوناگونی است که بعضی از ابعاد، اصالت خاص خود را دارند مثل عقاید حقّه. که در این مورد انسان باید در هر شغل و جایگاهی که هست نسبت به کسب عقاید حقّه تلاش نماید تا جایگاه خود را در هستی چه در دنیا و چه در آخرت به بهترین شکل بیابد و در کنار چنین حضوری معلوم است که باید نسبت به زندگی دنیایی و اموری که دنیای انسان را سر و سامان می‌دهد، نیز تلاش کند. و این‌جا است که علومی مثل علومی که فرمودید، معنا و جایگاه دارند. موفق باشید

32322
متن پرسش

با سلام و احترام خدمت استاد: در بحث عقل تکنیک بنده چندین سوال دارم اما از آن جایی که جلسه آخر بحث به سینما کشیده شد و بنده چندان اهل سینما نیستم نمی‌دانستم چطور این سوالات را مطرح کنم که در جریان بحث باشد. در قالب یک پیام سوالهایم را می‌نویسم هرچند فکر می‌کنم بیان شفاهی آنها بهتر اصل سوال را منتقل کند. اگر سوالات را مناسب بحث یافتید بفرمایید تا در شرایطی مناسب به بحث گذاشته شود. ۱. برای تفصیل معنای تاریخی بودن عقل تکنیک می‌توانم سوالم را مصداقی درمورد قنات بپرسم، آیا قنات را می‌توان برخاسته از عقل تکنیک دانست یا چون مربوط به زمان گذشته است نمی‌توان آن را به عقل تکنیک نسبت داد؟ یا می‌توان آن را از وجه به استقبال طبیعت رفتن و عطایی بودنش، در مناسبات عقل تکنیک دید اما از وجه عدم تناسب با نیاز و مصرف امروزی فارق از آن دید؟ یا ... ۲. سوال دوم مربوط به نسبت ما با علومی ست که سابقه خوبی ندارند و با ظلم های عدیده ای حاصل آمده، مثلاً علوم شناختی و مغز و اعصاب که حاصل آزمایش های ناجوانمردانه ای ست که بر اسرای جنگی صورت گرفته، در دایره عقل تکنیک تعامل ما با این علوم چه وجهی دارد؟  ۳. بحث خیال در عقل تکنیک را چگونه می‌توان ادامه داد تا به معنای مناسب آن دست یافت؟ ۴. در کل عقل تکنیک چه نسبتی با انسان امروز دارد؟ آیا‌ انسان امروز، یعنی دانشجو و حتی فنی کار در صحنه می‌توانند این نحو حضور خود را یافت کنند یا صرفا بخشی از جامعه مستعد آن هستند؟ آیا با تذکر به این قابلیت به مخاطب ظلم می‌شود زیرا مالایطاق است یا این که از اتفاق چون تذکری به آن داده نشده مردم به آن هوشیار نیستند؟ در واقع سوالم از معنای آینده است که در بیانات شما بود، این که چگونه باید برای امری که تا این حد در صحنه است افقی ترسیم کرد که کارگر و دانشجو خود را در آن بیابد؟ (البته سوالم از چگونگی، سوال روشی به معنای متداولش نیست، بلکه از وجه تحقق این نحو حضور است، زیرا اگر این مباحث برای انسان در صحنه امروز است که از اتفاق نشانه های آن را در طلب انسان امروزی می‌توان یافت، چگونه باید آن را پای آن ایستاد؟ 

متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: بجهت فهم بهتر سوال وجواب برای کاربران گرامی، متن جواب به همراه متن سوالات آورده میشود:

۱. برای تفصیل معنای تاریخی بودن عقل تکنیک می‌توانم سوالم را مصداقی درمورد قنات بپرسم، آیا قنات را می‌توان برخاسته از عقل تکنیک دانست یا چون مربوط به زمان گذشته است نمی‌توان آن را به عقل تکنیک نسبت داد؟ یا می‌توان آن را از وجه به استقبال طبیعت رفتن و عطایی بودنش، در مناسبات عقل تکنیک دید اما از وجه عدم تناسب با نیاز و مصرف امروزی فارق از آن دید؟ یا ...

جواب: در این‌که ما با به ظهورآوردن پدیده قنات برکات بهترین تعامل با طبیعت را نشان دادیم؛ بحثی نیست. ولی آن عقل بنا نداشت تکنیک بسازد و با طبیعت مطابق آن تکنیک تعامل کند. سعی کرد استعداد طبیعت را به سوی مزرعه جهت دهد. ولی در تاریخی که «وجود» به صورت عقل تکنیکی به میان آمده، بنا بر آن است که چیزی از دل طبیعت خلق شود و امری را از طبیعت متولد کند که آن امر در ضمن، نمایانگر حقیقت باشد که در پنهان طبیعت نهفته است و این یعنی انکشاف برای رویارویی با حقیقت که البته در حجاب گِشتل از بین رفت.

۲. سوال دوم مربوط به نسبت ما با علومی ست که سابقه خوبی ندارند و با ظلم های عدیده ای حاصل آمده، مثلاً علوم شناختی و مغز و اعصاب که حاصل آزمایش های ناجوانمردانه ای ست که بر اسرای جنگی صورت گرفته، در دایره عقل تکنیک تعامل ما با این علوم چه وجهی دارد؟

جواب: به نظر بنده این نوع فعالیت‌ها در راستای عقل تکنیکی نیست. اینان به نحوی به طبیعت تجاوز می‌کنند زیرا حکمت جستجوی حقیقت که همان روبه‌روشدن با نفس ناطقه در تعامل با بدن باید پیش آید در این علوم حاکم نیست.

۳. بحث خیال در عقل تکنیک را چگونه می‌توان ادامه داد تا به معنای مناسب آن دست یافت؟

جواب: باید حساس بود که با وجهی و بُعدی به نام «خیال» که در انسان هست، با امور مواجه شد به همان معنایی که در روایت خود داریم قرآن علاوه بر عبارات کتاب خدا، همان کلمات به اموری بسی بالاتر اشاره دارد. نمونه آن را در عرایضی که اخیراً در بحث سوره «تین» شد می‌توانید ملاحظه کنید.

۴. در کل عقل تکنیک چه نسبتی با انسان امروز دارد؟ آیا‌ انسان امروز، یعنی دانشجو و حتی فنی کار در صحنه می‌توانند این نحو حضور خود را یافت کنند یا صرفا بخشی از جامعه مستعد آن هستند؟ آیا با تذکر به این قابلیت به مخاطب ظلم می‌شود زیرا مالایطاق است یا این که از اتفاق چون تذکری به آن داده نشده مردم به آن هوشیار نیستند؟ در واقع سوالم از معنای آینده است که در بیانات شما بود، این که چگونه باید برای امری که تا این حد در صحنه است افقی ترسیم کرد که کارگر و دانشجو خود را در آن بیابد؟ (البته سوالم از چگونگی، سوال روشی به معنای متداولش نیست، بلکه از وجه تحقق این نحو حضور است، زیرا اگر این مباحث برای انسان در صحنه امروز است که از اتفاق نشانه های آن را در طلب انسان امروزی می‌توان یافت، چگونه باید آن را پای آن ایستاد؟

جواب: به نظر بنده با نظر به جواب اول و رویکرد شاعرانه به عالم و آدم، بشر امروز نیاز به این عقل که تقدیر او است، دارد. باید متذکر آن امر شد و احساس می‌شود شرایط گفتگو از آن در حال فراهم‌شدن است. موفق باشید

32163
متن پرسش

با سلام خدمت شما استاد گرانقدر: نظر شما بزرگوار در مورد قانون جذب و متافیزیک چیه؟ آیا واقعیت داره که جهان خلقت بر پایه ارتعاشات بنا شده و زمانی که دغدغه ذهنی فرد مورد خاصی باشه ارتعاش اون به جهان هستی داده میشه وانرژی هم نوع خودش رو جذب میکنه البته اینو تو شعر مولانا و تفسیر مرحوم علامه جعفری خوندم اما واقعیت امرو دقیق و درست درک نکردم.

متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: این از مباحث مهم است و فیزیسین‌هایی مثل وایتهد نکات دقیقی در این رابطه فرموده‌اند. موفق باشید

32015
متن پرسش

سلام استاد عزیزوقتتون بخیر: دانشجوی ارشد رشته مشاوره دانشگاه چمران هستم، با توجه به اینکه همه روانشنان بزرگ و درمانگران روش درمانی خود را وامدار فلاسفه غرب هستن. بنا دارم موضوعی از فلسفه صدرایی که قابلیت طرح در حوزه روان درمانی نوجوان داشته باشد را برای پایان نامه کار کنم. موضوعی به ذهنتون میرسه پیشنهاد بدین؟ ممنونم

متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: به نظر بنده جلد هشتم اسفار جناب صدرا که در رابطه با معرفت نفس است، نکات ارزنده‌ای در این مورد در اختیار شما می‌گذارد. ترجمه آن مجلد در سایت هست. https://lobolmizan.ir/book/268?  موفق باشید

31472
متن پرسش
سلام و عرض ادب: عرض تسلیت و قبولی عزاداری ها. بنده بحمدلله طبق آن نقشه ای که در ذهنم داشتم، از طریق کامپیوتر به شغل با ثباتی برسم، تقریبا محقق شده است. حال باید تصمیم بگیرم بین موارد زیر چه کنم؟ ۱. تکمیل تحصیلات کامپیوتری و ارتقا در همین موضوع ۲‌‌. خواندن رشته علوم قرآن و حدیث ۳. خواندن رشته فقه و مبانی حقوق ۴. خواندن رشته روانشناسی گرایش اسلامی ۵. خواندن رشته علوم سیاسی در پیام نور علاقه ام این پنج است، ولیکن چون می ترسم از این شاخه به آن شاخه پریدن های بسیار که مانع شود از پیشروی، تمایل به گزینه ۱ یعنی کامپیوتر دارم. ولی از طرفی هم حس می‌کنم زیاد مشغول علوم مجازی شدن هم مرا از اصل غافل می‌کند، لذا در این بین مانده ام. نظر حضرتعالی برایم راهگشاست. البته شکر خدا مطالعات دینی بنده قطعی نداشت.
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: به عنوان رسالت در فضای مجازی می‌توانید همان رشته کامپیوتر را ادامه دهید. در کتاب «بنیان‌های حکمت حضور جهان بین دو جهان» که در دست تهیه است، در بنیان ۵۷ این‌طور عرض شده است:

 حضور در فضای مجازی و ارتباط با جهان گشوده همدیگر

۵۷- برای فهم درست پدیدارها باید به آن‌ها تعلّق داشته باشیم و آن‌ها را در جهان خود بیابیم و تفکر، یعنی یافتن رابطه‌ای درست با پدیدارها. این همان رسیدن به شور «وجود» و استقرار است نسبت به موجودات، به عنوان روشنی‌گاه‌های وجود، وگرنه با پندارهای خود و با مشهورات به‌سر می‌بریم که هیچ گرمایی به جان انسان منتقل نمی‌کنند تا احساس ناکامی و پوچی نداشته باشد.

نسبتی بین نگاه پدیدارشناسانه به موجودات با به تجلی‌آمدن وجود هست و چنانچه به پدیده‌ها نگاه خاص پدیدارشناسانه داشته باشیم و «وجود» نیز مطابق آن پدیدارها ظهور می‌کند، می‌توان گفت فرشته یا فرشتگانی در جان انسان تجلی کرده‌اند، زیرا «وجود» در ذات خود عین کمال است و در هر موطنی که ظهور کند عملاً انسان در خود با صورتی از کمال الهی مرتبط است.

جهانی که با انقلاب اسلامی در حال طلوع است، آنچه را که ماورای فهم بشر روزمرّه است به ارمغان می‌آورد تا هرکس در آن فضای گشوده بتواند خود را آغاز کند و انسان‌ها همدیگر را در آن جهان که به سوی آن‌ها گشوده شده، درک کنند. مانند آنچه در پیاده‌روی اربعین می‌توان تجربه کرد و یا در این تاریخ آرام‌آرام همان روحیه در حال به ظهورآمدن در فضای مجازی است و انسان‌ها در نسبتی که در دل حضور در انقلاب اسلامی با همدیگر پیدا می‌کنند در فضای مجازی در جهان‌های گشوده همدیگر حاضر می‌شوند. زیرا هرکس به جهت طلوع آن جهان، از خویشتن درکی بس متعالی یافته است، هرچند آن جهان هنوز نامتعیّن است ولی می‌تواند ما را به خوبی از عرصه روزمرّگی که در آن سرگردان بودیم، خارج سازد و راهی شود برای حضور در اکنون بیکرانه جاودان‌مان. مشروط بر آن‌که پدیدارها را همچنان که عرض شد در جهان خود بیابیم و هرکس خود را در فضایی گشوده آغاز کند و بیابد که این «وجود» است که در هر پدیده‌ای فرشته‌گونه در جان ما به ظهور می‌آید. این امری است که در طول تاریخ مکتب‌های گوناگون فکری و سلوکی در پی آن بودند و گویا بشر آخرالزمانی می‌تواند آن‌‌ها را در خود جمع کند.

موفق باشید

30974
متن پرسش
سلام: ضمن تشکر بابت پاسخگویی به سوال 30970، منظور روانشناسی بود و نه روانپزشکی. تا جایی که اطلاع دارم، روان پزشکی است که بیشتر با بدن و عصب و... سر و کار دارد، و اگر اشتباه نکرده باشم روانشناسی شاخه ای از علوم انسانی است و بیشتر به موضوعاتی نظیر لایه های شخصیت، حالات و خلقیات و واگویه های درونی و ارتباط عالم ذهن و واکنش ها و رفتارها و... می پردازد که بنا به تصور من، کمتر به بدن مرتبط است (البته ممکن است ارتباطی هم با مسائل فیزیکی پیدا کند، و مثلا با مزاج های طبیعی و... مرتبط شود) و بیشتر مربوط به همان حالات روانی است. البته من خودم مهندسی خوانده ام و شاید در تشخیص حدود علم دارم اشتباه می‌کنم. سؤال دیگر این که در پاسخ به سؤال 30970 جمله ای فرمودید که ایهام داره، فرمودید «نباید از این نکته غفلت کرد و روان‌شناسی را در فلسفه جستجو نمود.» بنده در تشخیص عطف یا عدم عطف جمله دوم به اول دچار مشکل شدم، آیا منظورتان این بوده که «نباید از این نکته غفلت نمود» و «نباید روان شناسی را در فلسفه جستجو نمود» و یا این که «نباید از این نکته غفلت نمود» و «باید روان شناسی را در فلسفه جستجو نمود»؟ در صورتی که منظورتان این بوده که باید روان شناسی را در فلسفه جستجو نمود، توضیح بفرمایید که در کدام مباحث و ذیل چه عناوینی، و با توجه به ارتباط روانشناسی با معرفت نفس، آیا به عرفان هم مرتبط می شود؟ با تشکر
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: ۱. اتفاقاً بحث در روان‌شناسی است و تلاش‌هایی که جناب مازلو برای جدول‌بندی رفلکس‌های بدنی و ربط آن‌ها با روان و لذا روان‌شناسی را یکی از علوم تجربی به حساب می‌آورند. ۲. امروزه در تحلیل داده‌های روانی، رجوع به فلسفه قدرت بیشتری برای روان‌شناسان در تحلیل عکس‌العمل‌های انسانی پیش آورده که البته این عرض عریضی دارد و جایگاه روان‌شناسی اسلامی نیز در همین جا می‌باشد که چگونه عکس‌العمل‌های روانی را در نگاه اسلامی بررسی نماییم که عرض شد بحمدلله در ایران کارهای خوبی در دست اقدام است. موفق باشید

30966
متن پرسش
سلام علیکم استاد بزرگوار: میتونم نظرتون رو در مورد تحصیل در رشته روانشناسی اسلامی و مثبت گرا بدونم؟ آیا این علم در اسلام مطرح شده یا خیر؟ و آیا میتونه به بشر کمک بکنه و اگر نه چه نواقص و پایه هایی برای تکمیل و تحصیل این رشته می‌دانید؟ منظورم این هست که اگر شما این رشته را قبول دارید بنظرتون چه پیش نیازهایی باعث تعالی این رشته می‌شود؟
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: با توجه تحقیقات مختصری که بنده دارم ظاهراً روان‌شناسی بحمدلله در کشور ما سیر صعودی به سوی معنویت و اسلامیت دارد. نهایتاً باید در کنار آن مباحث معارف توحیدی خود را تقویت کنید. موفق باشید

30595
متن پرسش
به نام خداوند و عرض سلام محضر استاد طاهرزاده: در برخی سوالات نظرات مشهور در باب آغاز جهان، بحث تکامل و... را مردود دانستید اگر لطف فرمایید مجملا نظر خود را در مورد این موارد بیان فرمایید: ۱. اگر جهان با بیگ بنگ آغاز نشده نظر مقبول شما درین باره چیست؟ ۲. اینکه زمین از خورشید جدا شده و ماه از زمین مورد تاییدتان است؟ ۳. بحث تکامل که رد فرمودید آیا بدیل آن را آفرینش دفعی می‌دانید؟ درین صورت «ابی الله ان یجری الامور الا باسبابها» چه می‌شود؟ ۴. سایر مشهورات علوم جدیده چون کروی بودن زمین گردش آن به دور خورشید و.. مورد تایید است؟ ۵. سرنوشت جهان هستی را چه می‌دانید؟
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: البته موارد فوق، مواردی نیست که در حوزه‌ی سؤال و جواب بگنجد. ولی به هر حال ۱. موضوع بینگ‌بنگ که مسئله‌ی آغاز را حل نمی‌کند؟ بالاخره چیزی بوده که چنین شده. به نظر می‌آید بحث فیض مدام، عالمانه‌تر باشد. ۲. تحول میمون به انسان، در مجامع علمی پذیرفته‌شده نیست. دلیلی نداریم که انسان به صورت مجزا خلق نشده باشد. آری! طی فرآیندی، به قدرت خداوند و با تدبیر او، در خاک زمینه‌ی تجلی روح انسانی توسط خدا فراهم شده. ۴. تحقیقی خاص در این مورد نداشته‌ام. نظرات مخالف و موافق را دیده‌ و شنیده‌ام. شاید هنوز نظریه‌ی کروی بودن زمین و گردش آن به دور خورشید، منطقی‌تر باشد. ۵. بحث حرکت جوهری به‌خوبی در این مورد روشن می‌کند که چگونه جهان ماده با تبدیل قوه‌هایش به فعلیت، به هویت برتری که هویت تجرد و بقاء است، سیر می‌کند. موفق باشید

30298
متن پرسش
باسمه تعالی. سلام علیکم: متن زیر را خدمتتان ارسال می‌دارم در صورت صلاحدید نظرتان را بفرمایید. علامه قاضی (ره) در شرح دعای سمات می‌فرماییند علم جدید که می‌گویند فضای بی نهایت وجود دارد مورد تایید نیست و با کتب الهی ما تناقض دارد. کسانی که اهل شهود هستن و دیده اند که زمین دارای گنبد شیشه ای می‌باشد. «هو الذی یسیرکم فی البر و بحر» سوره یونس آیه ۲۲. او کسی است که شما را در خشکی و دریا حرکت می‌دهد. و تا زمانی که سفر از طریق خشکی ممکن است از راه دریا سفر مکن. پس تو -که خدا موفقت بدارد- بنگر که خداوند چگونه بندگانش را به هر وسیله که باشد تعلیم می‌دهد. اکنون این سوال پیش میاید که درهای آسمان چیستند و چرا بر ما بسته شده اند و کلیدهای آنها چیست و گشاینده آن درها چه کسی می‌باشد؟ اولا بدان که مردمانی پنداشته اند که بین آسمانها جدایی نیست و آن فقط یک فضای بینهایت می‌باشد و دلیل ادعای آنها کشفیات جدید با وسایل پیشرفته است. این نظر با توجه به اثبات وجود آسمانها در کتاب کریم ما و دیگر کتابهای آسمانی و کشف اهل شهود و دیگران از این امت قابل پذیرش نمی‌باشد. و ممکن است که آسمان ها همانند شیشه های شفافی باشند که طوری روی هم قرار گرفته اند که فاصله بین آنها قابل تشخیص نیست. ثانیا در زبان عربی هر چیزی که برتری و علو نسبت به شخص داشته باشد سماء نامیده می‌شود و اما درهای آسمانهای حسی فراوانند مانند خورشید و ماه و ستارگان و ابرها که خداوند سبحان می‌فرماید «ففتحنا ابواب السما بماء منهمر» پس درهای آسمانها را با ابی فرو ریزنده گشودیم. سوره قمر آیه ۱۱. پ ن: و گفته اند که آسمانها عنصر پنجم هستند و راهی به سوی شناخت آن از زمین وجود ندارد.
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: به نظر بنده باید بین شهود عرفا که وجه قدسی و صورت برزخی موجودات و آسمان‌ها را می‌نگرند؛ با نگاه تجربی تفکیک کرد. از طرفی از ظاهر نامه برمی‌آید که مرحوم قاضی در حدّ فهم مخاطب به صورت اجمالی سخن گفته‌اند. موفق باشید

28571
متن پرسش
سلام علیکم: بنده متوجه شدم که علامه حسن زاده آملی مسلط بر زبان فرانسه می باشند. با توجه به اینکه این زبان علم نافع نیست حتما ایشان باید جهت الهی داشته باشند. آیا با این نیت که علمی که فرا می‌گیریم به انقلاب و ظهور کمک خواهد کرد مجاز خواهیم بود که علومی مثل فیزیک و ریاضیات و شیمی را فرا بگیریم!؟ همینطور علوم انسانی مختلف!؟ یا رشته های مختلف دانشگاهی!؟
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: وقتی زبان یک فرهنگ را بشناسیم با روح و فرهنگِ آن ملت آشنا می‌شویم. ولی علوم تجربی یک نوع تخصص است و با آموختن زبان فرق دارد. موفق باشید

28391
متن پرسش
سلام استاد: یک فیلم پنج دقیقه ای از یک دانشمند فیزیک به نام «پرفسور جرالد شودر» تماشا کردم که قصد داشت از طریق فیزیک خدا را اثبات کند. نمی‌دانم فیلم را دیده اید یا نه؟ اما مسائل جالبی را بیان می‌کند. خواستم ببینم نظر شما چیست؟ آیا به جز زبان فلسفه و خدای فلسفی می‌شود با فیزیک و یا علوم دیگر خدا را اثبات کرد و در آن سیر کرد؟ (هرچند می‌دانیم انس با خدا غیر از اثبات آن است) بخشی از صحبت های ایشان؛ جهان می‌تواند از هیچ مطلق خلق شود به شرط آنکه نیروهای طبیعت پیش از آن وجود داشته باشند. این قوانین فیزیک خودشان مادی نیستند بلکه بر روی ماده عمل می‌کنند، و قادرند که ماده را از هیچ مطلق خلق کنند. و پیش از این زمان و شروع جهان وجود داشته اند.
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: در این مورد بحمداللّه در سال‌های اخیر علمای فیزیک از الهی‌دانان جلو افتاده‌اند و موارد خوبی در این رابطه در دنیا به چشم می‌خورد و از جمله‌ی آن‌ها استاد عزیز و گرانقدر کشور خودمان جناب دکتر گلشنی است که قدر او هنوز شناخته نشده است. لااقل خوب است رفقا بعضی از نوشته‌ها و گفته‌های ایشان را دنبال کنند تا ملاحظه نمایند چگونه وقتی علم فیزیک، خود را محدود به تجربه‌های مادی نکند؛ چه افقی در مقابل انسان می‌گشاید. موفق باشید

27512
متن پرسش
من اینجور فهم می کنم آیا درست است؟! علوم تجربی و علوم انسانی در بستر تمدن و فرهنگ غرب زاییده شده اند. یکی به نحو اقتضاء مثل علوم تجربی و یکی به نحو اضطرار مثل علوم انسانی. گمان می کنم برای عبور از فرهنگ و تمدن غرب باید به اضطرار علوم اقتضائی را بگیریم و اضطراری را اصلاح کنیم تا کم کم وارد تمدنی شویم که علوم متناسب با خود را به صحنه آورد؟!
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: رویهمرفته همین طور است که می‌فرمایید. به نظرم تفصیلِ بحث را در پرسش و پاسخ ۲۷۵۱۱ می‌توانید بیابید. موفق باشید

27403
متن پرسش
چگونه می توان گفت یک فیزیکدان ملحد علمش غیر دینی هست با اینکه فهم او از طبیعت می تواند کشف واقعیت کند؟! البته به قول علامه جوادی اگر حقیقتا علم باشد نه وهم و گمان و شک! نظر شما چیست؟!
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: بحث آن بسیار مفصل است. فکر می‌کنم هایدگر در مقاله‌ی «پرسش از تکنولوژی» ظرایفی در رابطه با این امر مطرح کرده است. جزوه‌ی مربوطه و شرح صوتی آن بر روی سایت هست. موفق باشید

27370
متن پرسش
سلام: اینجور که من متوجه شدم، علامه جوادی آملی برای دینی شدن علوم شرایط و لوازمی را مد نظر دارد، پس چه طور شما به این نتیجه رسیده اید که ایشون علوم غربی را پذیرفته اند! واسه من این بحث یه کم مبهم هست، لطفا کامل توضیح دهید. مثلا آیا امکان داره تمام دستاوردهای علمی غرب به خاطر نوع نگاهش به واقعیت های عالم همگی پوچ و بی فایده باشد؟!
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: خود علامه جوادی آملی جملاتی دارند حاکی از آن‌که این علوم نظر به آثار خداوند است. شاید آن‌که می‌فرمایید، مربوط به علوم انسانی باشد که فرموده‌اند باید دینی شود. موفق باشید

27062
متن پرسش
با عرض سلام و ادب: اگر علم ناقص سبب غرور انسان می شود آیا این سخن معتبر است که توصیه شود انسانها یا در یک فن کامل متخصص و متبحر شوند یا اینکه در جهل و عدم اظهار مطلب باقی بمانند؟
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: آری! در بستر عقل دینی و قرآن، می‌توان در یک رشته متخصص شد ولی نمی‌توان شخصیت خود را به آن رشته محدود کرد. موفق باشید

26914
متن پرسش
با سلام: لطفا برای کسی که می خواهد روانشناسی اسلامی را خوب بخواند و واقعا به معناي حقیقی کلمه روانشناسی اسلامی را بخواند نه اینکه همان حرف های غربی ها را بر احادیث و قرآن تحميل کنیم. لطفا سیری را معرفی کنید. ممنون.
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: ما در اسلام، بیشتر بر روی «معرفت نفس» و تعلیم و تربیت تأکید داریم. روان‌شناسی یک علم تجربی است در نسبت بین عکس‌العمل‌های روان با بدن. موفق باشید

نمایش چاپی
متأسفانه هیچ نتیجه ای در رسانه ها پیدا نشد!