بسم الله الرحمن الرحیم
گروه فرهنگی لب المیزان
به لب المیزان خوش آمدید.
گروه فرهنگی المیزان

موضوعات

دسته بندی: علوم جدید

تعداد نمایش
کتاب
جزوه
یادداشت ویژه
جستجو در کتاب ها نتیجه ای نداشت
متأسفانه هیچ نتیجه ای در جزوات یافت نشد!
یادداشت ویژه ای با موضوع انتخابی یافت نشد
نمایش چاپی
شماره عنوان پرسش
32568
متن پرسش

سلام بر شما: با دنبال کردن مباحث آشتی با خدا (شنیدن صوت حضرتعالی) به این نتیجه رسیدیم که رسیدن به حقایق چیزی است که به جز خواندن درسهای مدرسه محقق می‌شود و درس هایمان (میزان سوادمان) نقشی در کمال و قرب الهی ندارند. حال ما با چه رویکردی، با چه انگیزه ای و با چه هدفی درسهایی مثل (زیست شناسی، ریاضی، شیمی و...) را بخوانیم که آن احساسِ پوچی و حس نومیدیِ ناشی از نرسیدن به هدف عالی برایمان ایجاد نشود؟ و اصلا آیا این نگاه ما نسبت به این علوم صحیح است؟

متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: آری! انسان دارای ابعاد گوناگونی است که بعضی از ابعاد، اصالت خاص خود را دارند مثل عقاید حقّه. که در این مورد انسان باید در هر شغل و جایگاهی که هست نسبت به کسب عقاید حقّه تلاش نماید تا جایگاه خود را در هستی چه در دنیا و چه در آخرت به بهترین شکل بیابد و در کنار چنین حضوری معلوم است که باید نسبت به زندگی دنیایی و اموری که دنیای انسان را سر و سامان می‌دهد، نیز تلاش کند. و این‌جا است که علومی مثل علومی که فرمودید، معنا و جایگاه دارند. موفق باشید

32322
متن پرسش

با سلام و احترام خدمت استاد: در بحث عقل تکنیک بنده چندین سوال دارم اما از آن جایی که جلسه آخر بحث به سینما کشیده شد و بنده چندان اهل سینما نیستم نمی‌دانستم چطور این سوالات را مطرح کنم که در جریان بحث باشد. در قالب یک پیام سوالهایم را می‌نویسم هرچند فکر می‌کنم بیان شفاهی آنها بهتر اصل سوال را منتقل کند. اگر سوالات را مناسب بحث یافتید بفرمایید تا در شرایطی مناسب به بحث گذاشته شود. ۱. برای تفصیل معنای تاریخی بودن عقل تکنیک می‌توانم سوالم را مصداقی درمورد قنات بپرسم، آیا قنات را می‌توان برخاسته از عقل تکنیک دانست یا چون مربوط به زمان گذشته است نمی‌توان آن را به عقل تکنیک نسبت داد؟ یا می‌توان آن را از وجه به استقبال طبیعت رفتن و عطایی بودنش، در مناسبات عقل تکنیک دید اما از وجه عدم تناسب با نیاز و مصرف امروزی فارق از آن دید؟ یا ... ۲. سوال دوم مربوط به نسبت ما با علومی ست که سابقه خوبی ندارند و با ظلم های عدیده ای حاصل آمده، مثلاً علوم شناختی و مغز و اعصاب که حاصل آزمایش های ناجوانمردانه ای ست که بر اسرای جنگی صورت گرفته، در دایره عقل تکنیک تعامل ما با این علوم چه وجهی دارد؟  ۳. بحث خیال در عقل تکنیک را چگونه می‌توان ادامه داد تا به معنای مناسب آن دست یافت؟ ۴. در کل عقل تکنیک چه نسبتی با انسان امروز دارد؟ آیا‌ انسان امروز، یعنی دانشجو و حتی فنی کار در صحنه می‌توانند این نحو حضور خود را یافت کنند یا صرفا بخشی از جامعه مستعد آن هستند؟ آیا با تذکر به این قابلیت به مخاطب ظلم می‌شود زیرا مالایطاق است یا این که از اتفاق چون تذکری به آن داده نشده مردم به آن هوشیار نیستند؟ در واقع سوالم از معنای آینده است که در بیانات شما بود، این که چگونه باید برای امری که تا این حد در صحنه است افقی ترسیم کرد که کارگر و دانشجو خود را در آن بیابد؟ (البته سوالم از چگونگی، سوال روشی به معنای متداولش نیست، بلکه از وجه تحقق این نحو حضور است، زیرا اگر این مباحث برای انسان در صحنه امروز است که از اتفاق نشانه های آن را در طلب انسان امروزی می‌توان یافت، چگونه باید آن را پای آن ایستاد؟ 

متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: بجهت فهم بهتر سوال وجواب برای کاربران گرامی، متن جواب به همراه متن سوالات آورده میشود:

۱. برای تفصیل معنای تاریخی بودن عقل تکنیک می‌توانم سوالم را مصداقی درمورد قنات بپرسم، آیا قنات را می‌توان برخاسته از عقل تکنیک دانست یا چون مربوط به زمان گذشته است نمی‌توان آن را به عقل تکنیک نسبت داد؟ یا می‌توان آن را از وجه به استقبال طبیعت رفتن و عطایی بودنش، در مناسبات عقل تکنیک دید اما از وجه عدم تناسب با نیاز و مصرف امروزی فارق از آن دید؟ یا ...

جواب: در این‌که ما با به ظهورآوردن پدیده قنات برکات بهترین تعامل با طبیعت را نشان دادیم؛ بحثی نیست. ولی آن عقل بنا نداشت تکنیک بسازد و با طبیعت مطابق آن تکنیک تعامل کند. سعی کرد استعداد طبیعت را به سوی مزرعه جهت دهد. ولی در تاریخی که «وجود» به صورت عقل تکنیکی به میان آمده، بنا بر آن است که چیزی از دل طبیعت خلق شود و امری را از طبیعت متولد کند که آن امر در ضمن، نمایانگر حقیقت باشد که در پنهان طبیعت نهفته است و این یعنی انکشاف برای رویارویی با حقیقت که البته در حجاب گِشتل از بین رفت.

۲. سوال دوم مربوط به نسبت ما با علومی ست که سابقه خوبی ندارند و با ظلم های عدیده ای حاصل آمده، مثلاً علوم شناختی و مغز و اعصاب که حاصل آزمایش های ناجوانمردانه ای ست که بر اسرای جنگی صورت گرفته، در دایره عقل تکنیک تعامل ما با این علوم چه وجهی دارد؟

جواب: به نظر بنده این نوع فعالیت‌ها در راستای عقل تکنیکی نیست. اینان به نحوی به طبیعت تجاوز می‌کنند زیرا حکمت جستجوی حقیقت که همان روبه‌روشدن با نفس ناطقه در تعامل با بدن باید پیش آید در این علوم حاکم نیست.

۳. بحث خیال در عقل تکنیک را چگونه می‌توان ادامه داد تا به معنای مناسب آن دست یافت؟

جواب: باید حساس بود که با وجهی و بُعدی به نام «خیال» که در انسان هست، با امور مواجه شد به همان معنایی که در روایت خود داریم قرآن علاوه بر عبارات کتاب خدا، همان کلمات به اموری بسی بالاتر اشاره دارد. نمونه آن را در عرایضی که اخیراً در بحث سوره «تین» شد می‌توانید ملاحظه کنید.

۴. در کل عقل تکنیک چه نسبتی با انسان امروز دارد؟ آیا‌ انسان امروز، یعنی دانشجو و حتی فنی کار در صحنه می‌توانند این نحو حضور خود را یافت کنند یا صرفا بخشی از جامعه مستعد آن هستند؟ آیا با تذکر به این قابلیت به مخاطب ظلم می‌شود زیرا مالایطاق است یا این که از اتفاق چون تذکری به آن داده نشده مردم به آن هوشیار نیستند؟ در واقع سوالم از معنای آینده است که در بیانات شما بود، این که چگونه باید برای امری که تا این حد در صحنه است افقی ترسیم کرد که کارگر و دانشجو خود را در آن بیابد؟ (البته سوالم از چگونگی، سوال روشی به معنای متداولش نیست، بلکه از وجه تحقق این نحو حضور است، زیرا اگر این مباحث برای انسان در صحنه امروز است که از اتفاق نشانه های آن را در طلب انسان امروزی می‌توان یافت، چگونه باید آن را پای آن ایستاد؟

جواب: به نظر بنده با نظر به جواب اول و رویکرد شاعرانه به عالم و آدم، بشر امروز نیاز به این عقل که تقدیر او است، دارد. باید متذکر آن امر شد و احساس می‌شود شرایط گفتگو از آن در حال فراهم‌شدن است. موفق باشید

32163
متن پرسش

با سلام خدمت شما استاد گرانقدر: نظر شما بزرگوار در مورد قانون جذب و متافیزیک چیه؟ آیا واقعیت داره که جهان خلقت بر پایه ارتعاشات بنا شده و زمانی که دغدغه ذهنی فرد مورد خاصی باشه ارتعاش اون به جهان هستی داده میشه وانرژی هم نوع خودش رو جذب میکنه البته اینو تو شعر مولانا و تفسیر مرحوم علامه جعفری خوندم اما واقعیت امرو دقیق و درست درک نکردم.

متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: این از مباحث مهم است و فیزیسین‌هایی مثل وایتهد نکات دقیقی در این رابطه فرموده‌اند. موفق باشید

32015
متن پرسش

سلام استاد عزیزوقتتون بخیر: دانشجوی ارشد رشته مشاوره دانشگاه چمران هستم، با توجه به اینکه همه روانشنان بزرگ و درمانگران روش درمانی خود را وامدار فلاسفه غرب هستن. بنا دارم موضوعی از فلسفه صدرایی که قابلیت طرح در حوزه روان درمانی نوجوان داشته باشد را برای پایان نامه کار کنم. موضوعی به ذهنتون میرسه پیشنهاد بدین؟ ممنونم

متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: به نظر بنده جلد هشتم اسفار جناب صدرا که در رابطه با معرفت نفس است، نکات ارزنده‌ای در این مورد در اختیار شما می‌گذارد. ترجمه آن مجلد در سایت هست. https://lobolmizan.ir/book/268?  موفق باشید

31472
متن پرسش
سلام و عرض ادب: عرض تسلیت و قبولی عزاداری ها. بنده بحمدلله طبق آن نقشه ای که در ذهنم داشتم، از طریق کامپیوتر به شغل با ثباتی برسم، تقریبا محقق شده است. حال باید تصمیم بگیرم بین موارد زیر چه کنم؟ ۱. تکمیل تحصیلات کامپیوتری و ارتقا در همین موضوع ۲‌‌. خواندن رشته علوم قرآن و حدیث ۳. خواندن رشته فقه و مبانی حقوق ۴. خواندن رشته روانشناسی گرایش اسلامی ۵. خواندن رشته علوم سیاسی در پیام نور علاقه ام این پنج است، ولیکن چون می ترسم از این شاخه به آن شاخه پریدن های بسیار که مانع شود از پیشروی، تمایل به گزینه ۱ یعنی کامپیوتر دارم. ولی از طرفی هم حس می‌کنم زیاد مشغول علوم مجازی شدن هم مرا از اصل غافل می‌کند، لذا در این بین مانده ام. نظر حضرتعالی برایم راهگشاست. البته شکر خدا مطالعات دینی بنده قطعی نداشت.
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: به عنوان رسالت در فضای مجازی می‌توانید همان رشته کامپیوتر را ادامه دهید. در کتاب «بنیان‌های حکمت حضور جهان بین دو جهان» که در دست تهیه است، در بنیان ۵۷ این‌طور عرض شده است:

 حضور در فضای مجازی و ارتباط با جهان گشوده همدیگر

۵۷- برای فهم درست پدیدارها باید به آن‌ها تعلّق داشته باشیم و آن‌ها را در جهان خود بیابیم و تفکر، یعنی یافتن رابطه‌ای درست با پدیدارها. این همان رسیدن به شور «وجود» و استقرار است نسبت به موجودات، به عنوان روشنی‌گاه‌های وجود، وگرنه با پندارهای خود و با مشهورات به‌سر می‌بریم که هیچ گرمایی به جان انسان منتقل نمی‌کنند تا احساس ناکامی و پوچی نداشته باشد.

نسبتی بین نگاه پدیدارشناسانه به موجودات با به تجلی‌آمدن وجود هست و چنانچه به پدیده‌ها نگاه خاص پدیدارشناسانه داشته باشیم و «وجود» نیز مطابق آن پدیدارها ظهور می‌کند، می‌توان گفت فرشته یا فرشتگانی در جان انسان تجلی کرده‌اند، زیرا «وجود» در ذات خود عین کمال است و در هر موطنی که ظهور کند عملاً انسان در خود با صورتی از کمال الهی مرتبط است.

جهانی که با انقلاب اسلامی در حال طلوع است، آنچه را که ماورای فهم بشر روزمرّه است به ارمغان می‌آورد تا هرکس در آن فضای گشوده بتواند خود را آغاز کند و انسان‌ها همدیگر را در آن جهان که به سوی آن‌ها گشوده شده، درک کنند. مانند آنچه در پیاده‌روی اربعین می‌توان تجربه کرد و یا در این تاریخ آرام‌آرام همان روحیه در حال به ظهورآمدن در فضای مجازی است و انسان‌ها در نسبتی که در دل حضور در انقلاب اسلامی با همدیگر پیدا می‌کنند در فضای مجازی در جهان‌های گشوده همدیگر حاضر می‌شوند. زیرا هرکس به جهت طلوع آن جهان، از خویشتن درکی بس متعالی یافته است، هرچند آن جهان هنوز نامتعیّن است ولی می‌تواند ما را به خوبی از عرصه روزمرّگی که در آن سرگردان بودیم، خارج سازد و راهی شود برای حضور در اکنون بیکرانه جاودان‌مان. مشروط بر آن‌که پدیدارها را همچنان که عرض شد در جهان خود بیابیم و هرکس خود را در فضایی گشوده آغاز کند و بیابد که این «وجود» است که در هر پدیده‌ای فرشته‌گونه در جان ما به ظهور می‌آید. این امری است که در طول تاریخ مکتب‌های گوناگون فکری و سلوکی در پی آن بودند و گویا بشر آخرالزمانی می‌تواند آن‌‌ها را در خود جمع کند.

موفق باشید

30974
متن پرسش
سلام: ضمن تشکر بابت پاسخگویی به سوال 30970، منظور روانشناسی بود و نه روانپزشکی. تا جایی که اطلاع دارم، روان پزشکی است که بیشتر با بدن و عصب و... سر و کار دارد، و اگر اشتباه نکرده باشم روانشناسی شاخه ای از علوم انسانی است و بیشتر به موضوعاتی نظیر لایه های شخصیت، حالات و خلقیات و واگویه های درونی و ارتباط عالم ذهن و واکنش ها و رفتارها و... می پردازد که بنا به تصور من، کمتر به بدن مرتبط است (البته ممکن است ارتباطی هم با مسائل فیزیکی پیدا کند، و مثلا با مزاج های طبیعی و... مرتبط شود) و بیشتر مربوط به همان حالات روانی است. البته من خودم مهندسی خوانده ام و شاید در تشخیص حدود علم دارم اشتباه می‌کنم. سؤال دیگر این که در پاسخ به سؤال 30970 جمله ای فرمودید که ایهام داره، فرمودید «نباید از این نکته غفلت کرد و روان‌شناسی را در فلسفه جستجو نمود.» بنده در تشخیص عطف یا عدم عطف جمله دوم به اول دچار مشکل شدم، آیا منظورتان این بوده که «نباید از این نکته غفلت نمود» و «نباید روان شناسی را در فلسفه جستجو نمود» و یا این که «نباید از این نکته غفلت نمود» و «باید روان شناسی را در فلسفه جستجو نمود»؟ در صورتی که منظورتان این بوده که باید روان شناسی را در فلسفه جستجو نمود، توضیح بفرمایید که در کدام مباحث و ذیل چه عناوینی، و با توجه به ارتباط روانشناسی با معرفت نفس، آیا به عرفان هم مرتبط می شود؟ با تشکر
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: ۱. اتفاقاً بحث در روان‌شناسی است و تلاش‌هایی که جناب مازلو برای جدول‌بندی رفلکس‌های بدنی و ربط آن‌ها با روان و لذا روان‌شناسی را یکی از علوم تجربی به حساب می‌آورند. ۲. امروزه در تحلیل داده‌های روانی، رجوع به فلسفه قدرت بیشتری برای روان‌شناسان در تحلیل عکس‌العمل‌های انسانی پیش آورده که البته این عرض عریضی دارد و جایگاه روان‌شناسی اسلامی نیز در همین جا می‌باشد که چگونه عکس‌العمل‌های روانی را در نگاه اسلامی بررسی نماییم که عرض شد بحمدلله در ایران کارهای خوبی در دست اقدام است. موفق باشید

30966
متن پرسش
سلام علیکم استاد بزرگوار: میتونم نظرتون رو در مورد تحصیل در رشته روانشناسی اسلامی و مثبت گرا بدونم؟ آیا این علم در اسلام مطرح شده یا خیر؟ و آیا میتونه به بشر کمک بکنه و اگر نه چه نواقص و پایه هایی برای تکمیل و تحصیل این رشته می‌دانید؟ منظورم این هست که اگر شما این رشته را قبول دارید بنظرتون چه پیش نیازهایی باعث تعالی این رشته می‌شود؟
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: با توجه تحقیقات مختصری که بنده دارم ظاهراً روان‌شناسی بحمدلله در کشور ما سیر صعودی به سوی معنویت و اسلامیت دارد. نهایتاً باید در کنار آن مباحث معارف توحیدی خود را تقویت کنید. موفق باشید

30595
متن پرسش
به نام خداوند و عرض سلام محضر استاد طاهرزاده: در برخی سوالات نظرات مشهور در باب آغاز جهان، بحث تکامل و... را مردود دانستید اگر لطف فرمایید مجملا نظر خود را در مورد این موارد بیان فرمایید: ۱. اگر جهان با بیگ بنگ آغاز نشده نظر مقبول شما درین باره چیست؟ ۲. اینکه زمین از خورشید جدا شده و ماه از زمین مورد تاییدتان است؟ ۳. بحث تکامل که رد فرمودید آیا بدیل آن را آفرینش دفعی می‌دانید؟ درین صورت «ابی الله ان یجری الامور الا باسبابها» چه می‌شود؟ ۴. سایر مشهورات علوم جدیده چون کروی بودن زمین گردش آن به دور خورشید و.. مورد تایید است؟ ۵. سرنوشت جهان هستی را چه می‌دانید؟
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: البته موارد فوق، مواردی نیست که در حوزه‌ی سؤال و جواب بگنجد. ولی به هر حال ۱. موضوع بینگ‌بنگ که مسئله‌ی آغاز را حل نمی‌کند؟ بالاخره چیزی بوده که چنین شده. به نظر می‌آید بحث فیض مدام، عالمانه‌تر باشد. ۲. تحول میمون به انسان، در مجامع علمی پذیرفته‌شده نیست. دلیلی نداریم که انسان به صورت مجزا خلق نشده باشد. آری! طی فرآیندی، به قدرت خداوند و با تدبیر او، در خاک زمینه‌ی تجلی روح انسانی توسط خدا فراهم شده. ۴. تحقیقی خاص در این مورد نداشته‌ام. نظرات مخالف و موافق را دیده‌ و شنیده‌ام. شاید هنوز نظریه‌ی کروی بودن زمین و گردش آن به دور خورشید، منطقی‌تر باشد. ۵. بحث حرکت جوهری به‌خوبی در این مورد روشن می‌کند که چگونه جهان ماده با تبدیل قوه‌هایش به فعلیت، به هویت برتری که هویت تجرد و بقاء است، سیر می‌کند. موفق باشید

30298
متن پرسش
باسمه تعالی. سلام علیکم: متن زیر را خدمتتان ارسال می‌دارم در صورت صلاحدید نظرتان را بفرمایید. علامه قاضی (ره) در شرح دعای سمات می‌فرماییند علم جدید که می‌گویند فضای بی نهایت وجود دارد مورد تایید نیست و با کتب الهی ما تناقض دارد. کسانی که اهل شهود هستن و دیده اند که زمین دارای گنبد شیشه ای می‌باشد. «هو الذی یسیرکم فی البر و بحر» سوره یونس آیه ۲۲. او کسی است که شما را در خشکی و دریا حرکت می‌دهد. و تا زمانی که سفر از طریق خشکی ممکن است از راه دریا سفر مکن. پس تو -که خدا موفقت بدارد- بنگر که خداوند چگونه بندگانش را به هر وسیله که باشد تعلیم می‌دهد. اکنون این سوال پیش میاید که درهای آسمان چیستند و چرا بر ما بسته شده اند و کلیدهای آنها چیست و گشاینده آن درها چه کسی می‌باشد؟ اولا بدان که مردمانی پنداشته اند که بین آسمانها جدایی نیست و آن فقط یک فضای بینهایت می‌باشد و دلیل ادعای آنها کشفیات جدید با وسایل پیشرفته است. این نظر با توجه به اثبات وجود آسمانها در کتاب کریم ما و دیگر کتابهای آسمانی و کشف اهل شهود و دیگران از این امت قابل پذیرش نمی‌باشد. و ممکن است که آسمان ها همانند شیشه های شفافی باشند که طوری روی هم قرار گرفته اند که فاصله بین آنها قابل تشخیص نیست. ثانیا در زبان عربی هر چیزی که برتری و علو نسبت به شخص داشته باشد سماء نامیده می‌شود و اما درهای آسمانهای حسی فراوانند مانند خورشید و ماه و ستارگان و ابرها که خداوند سبحان می‌فرماید «ففتحنا ابواب السما بماء منهمر» پس درهای آسمانها را با ابی فرو ریزنده گشودیم. سوره قمر آیه ۱۱. پ ن: و گفته اند که آسمانها عنصر پنجم هستند و راهی به سوی شناخت آن از زمین وجود ندارد.
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: به نظر بنده باید بین شهود عرفا که وجه قدسی و صورت برزخی موجودات و آسمان‌ها را می‌نگرند؛ با نگاه تجربی تفکیک کرد. از طرفی از ظاهر نامه برمی‌آید که مرحوم قاضی در حدّ فهم مخاطب به صورت اجمالی سخن گفته‌اند. موفق باشید

28571
متن پرسش
سلام علیکم: بنده متوجه شدم که علامه حسن زاده آملی مسلط بر زبان فرانسه می باشند. با توجه به اینکه این زبان علم نافع نیست حتما ایشان باید جهت الهی داشته باشند. آیا با این نیت که علمی که فرا می‌گیریم به انقلاب و ظهور کمک خواهد کرد مجاز خواهیم بود که علومی مثل فیزیک و ریاضیات و شیمی را فرا بگیریم!؟ همینطور علوم انسانی مختلف!؟ یا رشته های مختلف دانشگاهی!؟
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: وقتی زبان یک فرهنگ را بشناسیم با روح و فرهنگِ آن ملت آشنا می‌شویم. ولی علوم تجربی یک نوع تخصص است و با آموختن زبان فرق دارد. موفق باشید

28391
متن پرسش
سلام استاد: یک فیلم پنج دقیقه ای از یک دانشمند فیزیک به نام «پرفسور جرالد شودر» تماشا کردم که قصد داشت از طریق فیزیک خدا را اثبات کند. نمی‌دانم فیلم را دیده اید یا نه؟ اما مسائل جالبی را بیان می‌کند. خواستم ببینم نظر شما چیست؟ آیا به جز زبان فلسفه و خدای فلسفی می‌شود با فیزیک و یا علوم دیگر خدا را اثبات کرد و در آن سیر کرد؟ (هرچند می‌دانیم انس با خدا غیر از اثبات آن است) بخشی از صحبت های ایشان؛ جهان می‌تواند از هیچ مطلق خلق شود به شرط آنکه نیروهای طبیعت پیش از آن وجود داشته باشند. این قوانین فیزیک خودشان مادی نیستند بلکه بر روی ماده عمل می‌کنند، و قادرند که ماده را از هیچ مطلق خلق کنند. و پیش از این زمان و شروع جهان وجود داشته اند.
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: در این مورد بحمداللّه در سال‌های اخیر علمای فیزیک از الهی‌دانان جلو افتاده‌اند و موارد خوبی در این رابطه در دنیا به چشم می‌خورد و از جمله‌ی آن‌ها استاد عزیز و گرانقدر کشور خودمان جناب دکتر گلشنی است که قدر او هنوز شناخته نشده است. لااقل خوب است رفقا بعضی از نوشته‌ها و گفته‌های ایشان را دنبال کنند تا ملاحظه نمایند چگونه وقتی علم فیزیک، خود را محدود به تجربه‌های مادی نکند؛ چه افقی در مقابل انسان می‌گشاید. موفق باشید

27512
متن پرسش
من اینجور فهم می کنم آیا درست است؟! علوم تجربی و علوم انسانی در بستر تمدن و فرهنگ غرب زاییده شده اند. یکی به نحو اقتضاء مثل علوم تجربی و یکی به نحو اضطرار مثل علوم انسانی. گمان می کنم برای عبور از فرهنگ و تمدن غرب باید به اضطرار علوم اقتضائی را بگیریم و اضطراری را اصلاح کنیم تا کم کم وارد تمدنی شویم که علوم متناسب با خود را به صحنه آورد؟!
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: رویهمرفته همین طور است که می‌فرمایید. به نظرم تفصیلِ بحث را در پرسش و پاسخ ۲۷۵۱۱ می‌توانید بیابید. موفق باشید

27403
متن پرسش
چگونه می توان گفت یک فیزیکدان ملحد علمش غیر دینی هست با اینکه فهم او از طبیعت می تواند کشف واقعیت کند؟! البته به قول علامه جوادی اگر حقیقتا علم باشد نه وهم و گمان و شک! نظر شما چیست؟!
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: بحث آن بسیار مفصل است. فکر می‌کنم هایدگر در مقاله‌ی «پرسش از تکنولوژی» ظرایفی در رابطه با این امر مطرح کرده است. جزوه‌ی مربوطه و شرح صوتی آن بر روی سایت هست. موفق باشید

27370
متن پرسش
سلام: اینجور که من متوجه شدم، علامه جوادی آملی برای دینی شدن علوم شرایط و لوازمی را مد نظر دارد، پس چه طور شما به این نتیجه رسیده اید که ایشون علوم غربی را پذیرفته اند! واسه من این بحث یه کم مبهم هست، لطفا کامل توضیح دهید. مثلا آیا امکان داره تمام دستاوردهای علمی غرب به خاطر نوع نگاهش به واقعیت های عالم همگی پوچ و بی فایده باشد؟!
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: خود علامه جوادی آملی جملاتی دارند حاکی از آن‌که این علوم نظر به آثار خداوند است. شاید آن‌که می‌فرمایید، مربوط به علوم انسانی باشد که فرموده‌اند باید دینی شود. موفق باشید

27062
متن پرسش
با عرض سلام و ادب: اگر علم ناقص سبب غرور انسان می شود آیا این سخن معتبر است که توصیه شود انسانها یا در یک فن کامل متخصص و متبحر شوند یا اینکه در جهل و عدم اظهار مطلب باقی بمانند؟
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: آری! در بستر عقل دینی و قرآن، می‌توان در یک رشته متخصص شد ولی نمی‌توان شخصیت خود را به آن رشته محدود کرد. موفق باشید

26914
متن پرسش
با سلام: لطفا برای کسی که می خواهد روانشناسی اسلامی را خوب بخواند و واقعا به معناي حقیقی کلمه روانشناسی اسلامی را بخواند نه اینکه همان حرف های غربی ها را بر احادیث و قرآن تحميل کنیم. لطفا سیری را معرفی کنید. ممنون.
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: ما در اسلام، بیشتر بر روی «معرفت نفس» و تعلیم و تربیت تأکید داریم. روان‌شناسی یک علم تجربی است در نسبت بین عکس‌العمل‌های روان با بدن. موفق باشید

26877
متن پرسش
بسم الله الرحمن الرحیم «ان الله لا یستحی ان یضرب مثلا ما بعوضه فما فوقها» «بی تردید خداوند از مثل زدن به پشه و حتی کوچکتر از آن شرم ندارد.» نمرود ادعای خدایی نمود و خداوند کوچکترین جانداری که در آن زمان دانش آدمیان می شناخت (یعنی پشه) را مامور نمود تا این متکبر جبار را مثلی برای عالمیان نماید. اکنون تمدن غرب ادعای کبریایی می کند و خود را در قله قابل تصور تکامل؛ و پایان تاریخ، می داند و اینک خداوند ویروسی بسیار کوچکتر از پشه را مامور می سازد تا این متکبر جبار را نیز بر زمین زند چرا که دانش آدمیان کنونی؛ کوچکتر از ویروس را جاندار نمی شناسد. و چه زیبا پشه از راه بینی وارد سر نمرود گشت و اینک کرونا از راه بینی وارد می شود تا دماغ این متکبر آخر الزمان را به خاک بمالد. اگر خدا نمرود را با ویروس می کشت چون دانش انسانها آن موقع ویروس را نمی شناخت؛ آنگاه مردم می گفتند نمرود مریض شد و مرد. پس خداوند در آن موقع پشه را مامور این کار نمود زیرا دانش بشر آن زمان کوچکتر از پشه را نمی شناخت. خداوند فرعون؛ متکبر دیگر تاریخ؛ را نیز با شُل ترین شی، یعنی (آب) منکوب نمود. با این نگاه کرونا مصداق «فما فوقها» است. و شاید کرونا جند خدا است. «و ان جندنا لهم الغالبون»
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: بنده هم نیز یکی از وجوهِ حضور کرونا را در این تاریخ همین می‌دانم تا انسان‌ها لااقل به راهِ دیگری فکر کنند و ببینند علوم جدید با آن‌همه تفرعُن و ادعا، چگونه زمین‌گیر شده است. موفق باشید

26458
متن پرسش
بسم الله سلام بر استاد عزیز: بنده سوالاتی که کاربران درباره روانشناسی از شما پرسیده اند دیدم راستش می خواستم شالوده نظر شما درباره علم روانشناسی را بدانم و اینکه صریحاً بفهمم آیا نظر شما راجع به آن مثبت است یا خیر؟
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: روانشناسی به معنای سایکولوژیکِ آن یک علم تجربی است در راستایِ عکس‌العمل‌های روحی انسان نسبت به عوامل بیرونی، و باید به عنوان یک علم تجربی به آن نظر کرد و ربطی به معرفت نفس ندارد، هرچند بعضی از اساتید روانشناسی، خودشان بر اساس ذوق خودشان در رابطه با معرفت نفس نیز زحماتی کشیده‌اند. موفق باشید

25734
متن پرسش
سلام علیکم: استاد نقد شخصیتی مثل کارل راجرز یا بسیاری از روانشناسان که معتقدند در سه ساحت وجودی طبع، غریزه و فطرت، ساحت طبع را باید فعال کرد و فضای اجتماعی نباید با جامعه پذیری و فرآیند نیمه سخت و تربیتی مانع سرکوب طبع شود چیست؟ اساساً چرا با وجود اینکه دیانت مبین بر ساحت فطرت تمرکز می کند بسیاری اصالت و ارگانیک بودن را به طبع می دهند؟
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: بنده در جریان فکری کارل راجرز نیستم. ولی اگر ما بر فطرت تأکید می‌کنیم این‌چنین نیست که جایی برای طبع و غریزه قائل نباشیم و گرفتار شیخ‌بازی و تحجر شویم. موفق باشید

25261
متن پرسش
با سلام: می خواستم سوال بپرسم که تا چه حد می تونیم به نظریات روانشناسی اعتماد کنیم و جهت درمان خودمون و خوب شدنمون بهشون اعتماد کنیم با توجه به افق توحیدی که داریم، من یه سری کلاس دارم میرم توش میگن خیلی از مسایل و مشکلات ما بر میگرده به دوران کودکی و حتی زمانی که در رحم مادر خودمون بوده ایم، و خیلی هم به نظر بی ربط نیست و من سال ها تلاش کردم تا اینا را برطرف کنم و نشده، آیا میشه به درمان به این روش اعتماد کرد؟ با توجه به اینکه استاد ما یه شخص کاملا مومن و با علم توحیدی هست و همه چیز را در دستان خدا می داند، بعضی وقتا میگم اگه این روش برای درمان خوب بود چرا ائمه به آن سفارش نکردن؟ میشه من رو راهنمایی کنید؟
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: بالاخره باید ما فرزندِ دلیل باشیم و نظرات روان‌شناسان آن‌جایی که با عقل و نقل معتبر می‌خواند، چرا پذیرفته نشود؟ موفق باشید

24432
متن پرسش
با سلام و ادب: استاد مدتیه راجع به فرار مغزها یا همون خروج نخبگان فکر می کنم و این موضوع به نظرم اومد که جدای از مسایل سیاسی و... یه موضوع باعث این پدیده میشه و اون اینکه سرفصل دروس به دردنخور و غیر کاربردی دانشگاهها داره باعث این موضوع میشه به طوری که به عنوان مثال بنده دوستی دارم رشته سونوگرافی «دربخش بانوان» خونده این رشته در ایران به اندازه پزشکی فرد باید درس بخونه اون گله اش این بود که چقدر فرصتهام درگیر و دار قوانین و دروس بیخود دانشگاه از بین رفت می گفت دوستش دو سال رفت فرانسه این رشته را خوند اومد بعدم اینجا رفت سر کار. استاد متاسفانه خیلی رشته ها اینجا اینطوریه چرا که حس می کنم ذهن ها خلاصه نمیتونه بکنه ضمن اینکه اگر سن جوانی جوان ازش استفاده نشه دیگه نمیشه اون نشاط را انتظارداشت اون کارایی را که منجر به تولید و رشد هست تلف میشه لذا به گمانم اولا برای استفاده از نیروی جوانی به نظرم خیلی رشته های دانشگاه اگر از فنی حرفه ای یا کاردانش یا از سن پایین تر شروع شه به نظر بهتر هست و اگر بخواهیم به موضوع با دید بازتر نگاه کرد دانشگاه را فقط کسانی باید بروند که علاقه به تحقیق و پژوهش دارن ولی اگر فرد می خواد بره سر کار به نظرم بچه ها طوری هدایت شن به کاردانش بهتر هست ضمن اینکه خود مسئله کاردانش و.. هم اینطور که بنده فهمیدم بعضی به این دلیل نمیرن چون مخارج این رشته ها هم بالاست وقتی فرد بررسی میکنه میگه الان برم این رشته با این مخارج وکتابا همون برم رشته های نظری که فقط پول کتاب بدم جدای از اون بحث که به این رشته ها هنوز به این دیدگاه نگاه میشه که یارو تنبل هست که رفته این رشته و خیلی رشته ها اصلا این طرف نیست و قانونی هم هست که هرکس رشته های نظری باشه نمیتونه دانشگاه بره رشته های فنی و کاردانش ولی از اونطرفی یعنی از کاردانش و..به دانشگاه نظری میشه لذا استاد این مطلب رو براتون فرستادبنده دستم به جایی نمیرسه بخوام اقدامی کنم ولی گفتم شاید این تحلیل به درد بخوره استاد الان مثلا طب سنتی و... اولا فعلا فقط تهران هست درحالی که خیلی ها رفتن خارج این رشته را گذروندن اومدن دارن پول درمیارن درحالی که این رشته ها اگر بخواد بومی باشه باید متناسب هر اقلیم و محل خودش باشه که نیست استاد ممنون که به صحبتهام گوش کردید امیدوارم با این تحلیل تونسته باشم در راه ایجاد اشتغال کاری کرده باشم. ممنون البته در این مورد مفصل باید صحبت کرد که در مجال نامه و پست نمی گنجد.
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: آری! متأسفانه هنوز زیرساخت‌های لازم آماده نیست و همچنان که رهبر معظم انقلاب فرمودند ما در روش‌های آموزشیِ صدسال پیش اروپا متوقف هستیم. ولی بحمداللّه عزمِ تغییر اساسی در حال تحقق است. موفق باشید

24417
متن پرسش
سلام علیکم: بنده این روز ها مشغول درمانگری روانشناسی هستم. دانش آموخته ی کارشناسی ارشد هستم. از طرفی شاهد آنم که مراجع با مشکلات فراوانی مثل طلاق و افسردگی و اضطراب مواجه اند و از طرفی نسبت به درمان های غربی با توجه به مبانی اومانیستی آن رغبتی ندارم. در حوزه ی مبانی روانشناسی غربی که اومانیستی بودن آن کاملا مشخص است در حوزه ی روش هم که دین در آن جایی ندارد. با این حال آیا استفاده از تکنیک های درمانی غربی که مبتنی بر همان مبانی و روشمندی است اما به طور تنها ممکن است برای مراجع مفید باشد. ایرادی دارد!؟ یا بنا بر قاعده ی اکل میته در دوران گذار رسیدن به روانشناسی اسلامی می‌توان از تکنیک های غربی ها استفاده کرد!؟
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: به نظر می‌آید نباید از روش‌هایی که دنیای مدرن به جهت روبه‌روشدن با مسائل فرهنگ غربی ابداع کرده است، چشم‌پوشی کنیم. آری! باید همواره افقِ انسان‌شناسیِ معنوی و اسلامی را مدّ نظر داشت. موفق باشید

24066
متن پرسش
بسمه تعالی. سلام علیکم: با یکی از اساتید بحث می کردیم برای این جمله دلیل می خواستند که چرا می گوییم: با نگاه فلسفی بیکن معنی زندگی و هدف های آن در جهان غرب تغییر کرد. دلیل این جمله چیست؟ شاهد ما برای این مدعا چیست؟ چرا بیکن را مبدا می گیریم. لطفا قدری توضیح دهید؟
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: با توجه به نکاتی که بیکن در کتاب «ارغنون نو» و «بت‌ها» می‌کند می‌توان گفت او پدر علوم تجربی دوران مدرن است و این غیر از شخصیت کانت می‌باشد که پدر تفکر دنیای مدرن محسوب می‌شود. موفق باشید

24061
متن پرسش
با سلام: ۱. فرق بین تعریف یقین در فلسفه و منطق با یقین در علوم تجربی و در عامیانه چیست؟ ۲. آیا یقین در علوم تجربی و تجربه، دائمی و ضد شک است؟ ۳. آیا ظنون متراکمه که در منطق می گویند یقین آور و اطمینان بخش است؟ ۴. اگر علوم تجربی و تجربیات یقینی نیستند پس باید به تجربیاتمان و ادراکات حسی مان که از اطراف درک می کنیم شک کنیم و مثلا در حین راه رفتن شک کنیم نکنه زمین دیگه سفت نباشه و شل بشه و بریم تو زمین و یا یکدفعه قانون جاذبه از بین نره مریم تو آسمان و... همانند سوفسطائیان؟ ۵. آیا خداوند در قرآن برای تذکر و ایجاد یقین از علوم تجربی استفاده نمی کند؟ اینطور که بنده متوجه شدم ۶۰۰ آیه مربوط به علوم تجربی داریم آیا همین امر دلیل بر اطمینان بخش بودن و یقینی بودن علوم تجربی و تجربیات نیست؟ لطفا پاسخ بنده را واضح و قابل فهم بدهید. ممنون
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: همان‌طور که در جواب سؤال شماره‌ی 24055 عرض شد در دلِ هر تجربه‌ای، قیاسی خفی که آن قیاس، یقین‌آور است؛ نهفته است و حضرت پروردگار بر اساس تجربه‌ی انسان‌ها و عقل تجربیِ آن‌ها با آن‌ها سخن می‌گوید. موفق باشید

24050
متن پرسش
جناب استاد سلام: در سوال ۲۴۰۴۷ فرمودید که: سلام علیکم: حکما و فیلسوفان مکرر متذکر این امر شده‌اند. پس چرا برخی علوم تجربی را غیر یقینی دانسته اند؟ فکر کنم آیت الله مصباح هم علوم تجربی را غیر یقینی می دانند.
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: همه‌ی حکما علوم تجربی را غیرِ یقینی می‌دانند. به گفته‌ی ابن‌سینا، علوم تجربی «ظنون متراکمه» است یعنی به هر حال ما تجربه‌های مکرری را انجام می‌دهیم و بر اساس قاعده‌ی «حکم‌الامثال فی ما یجوز و لا یجوز واحد» به بقیه‌ی آن‌چه تجربه نکرده‌ایم، سرایت می‌دهیم. آری! آن حکم، یقینی است، ولی تجربه‌ی ما در هر حال بر اساس تکرارها به‌دست آمده است و این فرق می‌کند با آن نوع یقین عقلی که با استدلال حاصل می‌شود. موفق باشید

نمایش چاپی
متأسفانه هیچ نتیجه ای در رسانه ها پیدا نشد!