باسلام و احترام در موضوع مذاکرات و مطالبات مردمی، چند نکته بهنظرم رسید که گفتم با جنابعالی در میان بگذارم: مورد۱:« قطعا تهمت زدن و خائن خواندن مسئولان نظام، امری بسیار پلید و امری نکوهششده میباشد و در این مورد بر هیچکس پوشیده نیست که یکی از اهداف دشمن، ایجاد اختلاف بین ملت و دولت است.». مورد۲:« اینکه مردم حاضر در خیابان مطالبه کنند که مسئولان در اجرای ده بند قاطع باشند قطعا چیزی نیست که نفاق بهبار بیاورد. عدهای مردم را به بهانه اختلافپراکنی ساکت میکردند و تذکرات بجای ایشان درباره مذاکره را عملی در راستای ایجاد اختلاف برمیشمردند. بااینکه تجربه مذاکراتی ایجاد نگرانی میکند و این نگرانی بسیار بجاست. دقت کنیم که این نگرانی با نفی مذاکره متفاوت است. برای مثال اینکه مردم میگویند زیر سایه تهدید نباید مذاکره کرد یک حرف از هوای نفس نیست، بلکه کلامی از رهبر شهید و منطبق با منطق است». مورد۳:« بعضا تذکرِ مردمْ به مسئولین را مایهٔ نفاق تلفی میکنند در صورتیکه اینچنین نیست. مردمِ مبعوثشده ماموریتی دارند و با بصیرت و هوشیاری ایکه در آنها وجود دارد، این مأموریت به آنها واگذار شده است. این مردم کشور را راهبری کردند». مورد۴:« بعضی میگویند که عوام نباید راجعبه مذاکرات صحبت کنند و این موضوعی تخصصی است که متخصصان باید به آن بپردازند. البته اینکه مذاکره موضوعی تخصصی است کاملا واضح است منتها اینطور نیست که مردم را ساکت کرد که درباره آن نظر و پیشنهاد نداشته باشند». مورد۵:« امام خامنهای فرمودند که فریاد های شما در نتیجه مذاکرات مؤثر است. این کلام نهتنها دعوت به سکوت در موضوع مذاکره نمیکند، بلکه مردم را تشویق به مطالبه، آنهم با فریاد مینماید. انسان زمانی فریاد میکشد که نظری مهم دارد، نگران است و بیمِ تجربیات گذشته را دارد. امام خامنهای با این کلام، مردم را پای میز مذاکرات بردند که همگان بدانند که طبق مبانیِ «جمهوریت»، مسائل ایران اسلامی با فریاد های مردمش اتخاذ میگردد». مورد۶:« باید حق داد که مردم نگرانِ مذاکرات باشند و باید در قبال مطالبات ایشان انصاف داشت. تک تکِ جملات رهبر شهید در آیینه وجود این مردم انعکاس دارد. مثلا آنجا که فرمودند:« از مذاکرهی با آمریکا هیچ مشکلی حل نمیشود. دلیل: تجربه. ما در دههی ۹۰ نشستیم حدود دو سال با آمریکا مذاکره کردیم... یک معاهدهای هم تشکیل شد... همین شخصی که حالا الان سر کار است، این معاهده را پاره کرد... امتیاز دادیم، کوتاه آمدیم، امّا نتیجهای را که مقصودمان بود به دست نیاوردیم... با یک چنین دولتی مذاکره نباید کرد؛ مذاکره کردن عاقلانه نیست، هوشمندانه نیست، شرافتمندانه نیست.» ۱۴۰۳/۱۱/۱۹.» مورد۷:« ساده پنداری است که بگوییم آمریکای سال ۱۴۰۵ مهربانتر و منطقیتر از آمریکای سال ۱۴۰۳ و دهه ۹۰ است. او وحشیتر و جسورتر شده است. نگرانی مردم ذیل این است که یک چنین آمریکایی با چنین صفات پلیدی را میشناسند». مورد۸:« همه مردم با هر اختلاف بنیادینی هم که داشته باشند، ذیل امر ملی و سه رکنِ جمهوری اسلامی ایران اتفاق نظر دارند. اگر به این توجه کنیم آنوقت همه را محکوم به ایجاد اختلاف نمیکنیم و با سعه صدر همه نظرات را میشنویم». مورد۹:« اتحاد و وحدت ملی زمانی موضوعیت دارد که اختلافاتی وجود داشته باشد. امام خامنهای در شعارِ سال به وحدت ملی اشاره نمودند. این وحدت ملی یعنی باتوجه به اختلاف های بنیادینی که هست و هیچکس منکر و نفی کننده اینها نیست، در زیر سایه امر ملی همگان اتحاد داشته باشند». مورد۱۰:« مطالبات و نکات مردم راجعبه مذاکرات، چیزی جز پایبندی ایشان به ایرانِ عزیز را نمیرساند. آن ۱۰ شرط، ناموس ملی ایرانیان است که چه با مذاکره و چه با جنگ باید محقق گردد». مورد۱۱:« اگر ذیل امر ملی متحد شدیم، آنگاه هر چیز که زمانی به ضررِ ایران بوده است مارا نگران میکند. باز تاکید میکنم که حسن ظن به آمریکا سادهلوحی است و اینکه گمان کنیم آن به اصطلاح ابرقدرت بهسادگی از منافعش میگذرد و اعلام شکست میکند و میرود، امری سادهانگارانه است. مذاکرات با آمریکا در یک دوره چند ده ساله نتیجهای برایمان نداشته است و اتفاقا مایه وحدت مان، یعنی کشورمان ایران را به سختی کشانده است؛ برای همین است که مایه نگرانی است و این بیم را باید بهحق شمرد». مورد۱۲:« عدهای میگویند که باید اعتماد صد درصدی به مسئولان و نمایندگان مذاکرهکننده داشت. خواستم بگویم که اتفاقا مردم اعتماد کامل را دارند که امید دارند که ایشان خواسته های ملت را عملی کنند. این مطالبات یعنی ای مسئولان! ما به شما اعتماد داریم که شما میتوانید مطالباتِ مارا بهاجرا درآورید. انتقاد هایی که بعضا میشود نیز در همین راستاست. در راستای اعتماد به مسئولین برای اجرای مطالبات و لحاظِ انتقادات». باتشکر
باسمه تعالی: سلام علیکم: آری! مهم، طرز مطالبه است که خدای ناکرده موجب دوگانگی نشود. به همین جهت عرض شد: «مطالبه آری، ولی توهین نه». فدای مردمی شویم که با همان روحیۀ ایمانیِ حاکی از بعثت با خُلق محمدی«صلوات اللهعلیهوآله» متوجۀ افقهای متعالی و گشودهای شدهاند که با مقابله با جبهۀ استکبار پیش آمده است و نگرانند که این حضور با آن نوع مذاکراتی که نوعی باجدادن به آمریکا بود، به حاشیه رود. و این ظلم به این مردم است که آنها را عوام بنامیم.
آری! در رابطه با مذاکرات باید تفکر تاریخی نسبت به آن موضوع، همواره در میان باشد از آن جهت که ما پس از دفاع مقدس سوم در تاریخِ دیگری حاضر شدهایم و حال این مائیم که برای مذاکره، شرط تعیین میکنیم برعکسِ تاریخ گذشته که آمریکا برای ما شرط تعیین میکرد . در دل همین مذاکرات ما میتوانیم حاضر شویم و شروط خود را به میان آوریم؛ ضعف دشمنان را نشان دهیم و معلوم است که نتانیاهو سخت، از این موضوع نگران است و این است که ملاحظه کردید با بمبارانِ شدید و بیسابقه به مردم لبنان خواست تا این جریان را به هم بزند و این هوشیاری تیم مذاکره و مسئولان حزب الله بود که متوجه شدند نباید برای دفاع از مردم عزیز لبنان در مسیری قرار گرفت که نتانیاهو دنبال میکرد و ملاحظه کردید که به هر حال مسئله آنقدر مهم است که دولت مزدور لبنان حاضر شده است با اسرائیل بر سر آتش بس مذاکره کند به امید آنکه سخن مذاکره کنندگان ایرانی که جبهۀ مقاومت را یکپارچه میدانند؛ به حاشیه ببرد. و البته و صد البته موضوع، بسیار حساس و مهم است و نباید از یگانگیِ دیپلماسی و میدان که به خوبی پیش آمده است و ملاحظه فرمودید که وقتی با روحیۀ حماسی و درکِ تاریخی وارد آن مذاکره شدیم؛ با کوچکترین بهانهای که دشمن پیش آورد، آن مذاکره و مذاکرات بعدی را رها کردیم.
چه اندازه این سخن که فرمودید اساسی است که ذیل امر ملّی و سه رکن جمهوری اسلامی، مردم ایران اتفاق نظر دارند و این همان سعۀ صدری است که به عنوان عنایت الهی بر مردم ما عنایت شده است. موفق باشید https://eitaa.com/khandehhhalal/24552




