با سلام خدمت استاد بزرگوار: راستش کتاب هدف حیات زمینی آدم شما رو که خوندم همین جوری بدون مقدمه در واقع از لطف خدا می دونم که روزی ام کرد خواندن این کتاب رو خیلی برام جالب بود و خیلی از گره های ذهنیم رو باز کرد. می خواستم از شما اول تشکر کنم بعد هم بگم چجوری زودتر برسیم به عالم عقل، البته می دونم عجله از شیطان هست و تأنی و آرامش از خدا، درسته ولی خیلی از عمرم رو متأسفانه مفید نگذروندم و حالا می ترسم عمرم کفاف نده، از طرفی باز با خودم میگم این رسیدن به عالم عقل اصلا به اختیار من نیست و همه چیز به خواست و اراده خداوند متعال است. من باید فقط بندگیم رو بکنم. حالم خوب نیست هم خوشحالم که می دونم، هم ناراحتم که الهام ملائکه رو به جای وسوسه شیطان بگیرم.
باسمه تعالی: سلام علیکم: به هر حال فدای خدایی شویم که چگونه به حکم ربوبیتش در پرورش بندگان، حکایت حضور انوار اسمای حسنای خود را در جان انسانها با ما در میان گذاشت تا با نظر به راهی که به عنوان شریعت الهی در مقابلمان از طریق انبیاء گشود، تا آنجایی که امیدوارانه به حکم: «وَ الَّذينَ جاهَدُوا فينا لَنَهْدِيَنَّهُمْ سُبُلَنا وَ إِنَّ اللَّهَ لَمَعَ الْمُحْسِنين» جلو و جلوتر رود. خدا میداند این امیدوارانهترین آیهای است که عارفان و سالکان را تا قلّۀ معنویت جلو برده است. زیرا میفرماید آنهایی که در مسیر نظر به حضرت پروردگار تلاش کنند، نه تنها هدایت میکند بلکه حتماً و حتماً هدایت آنها را به عهده میگیرد و از آن مهمتر مژدۀ معیّت و همراهی با آنها را به آنها میدهد. که این حالت، گفتنی نیست، میماند که به حکم آیۀ «إِنَّ اللَّهَ مَعَ الَّذينَ اتَّقَوا...» شرط معیّت خود را یک چیز قرار داده است و آن، وارستگی و تقوا است. چه اندازه لازم است که ما با رعایت تقوا در این زمانه به راههای گشودۀ پروردگارمان قدم بگذاریم به جای آنکه خود را محور حق و باطل بدانیم. موفق باشید




