بسمه تعالی. سلام علیکم: (معرفت نفسانی؛ پایه نظام اسلامی) اگر پذیرفتیم که اسلام دین جهانیست، و اگر پذیرفتیم نظام و حکومت اسلامی مختص به عصر معصوم نیست، لاجرم از نظریه پردازی برای نظم اجتماعی، ایجاد ارکان نظم و شبکه ای به هم پیوسته و نظام مند در راستای تحقق اهداف عالیه اسلام خواهیم بود. و حال آنکه سوال اینجاست که این نظریه پردازی برپایه چه امری استوار میگردد؟ براستی چه کسی میتواند ادعا کند که در نظام اسلامی جایگاه مردم چیست؟ ارکان نظم کدام است؟ و آنچه که از این نظم در راستای تحقق امور فرامادّی استفاده میکند، چیست؟ در حقیقت امام راحل در چه نگاهی نظریه ولایت فقیه را بسط و گسترش داد و فرمان ایجاد مجلس خبرگان رهبری و شورای نگهبان و بسیج مردمی را داد؟ بگمان بنده نظریه پردازی در امر حکومت اسلامی، نظریه پردازی در امریست که با تأثّر از عنصر زمان و مکان در فقاهت محقق نمیگردد جز شناخت نظام روحانی و نفسانی خود! شناخت کارکردهای نفسانی و نظم پیچیده ی آن. شناخت نیازها و نحو رفع آن ها. که این منجر می شود اجتماع را که مبتنی بر فطرت است را به مثابه کالبد واحد در مواجه با رفع نیازهای خود انگاشت و پاسخ دهنده ی نیازهای آن را شکل بیرونی و اجتماعی بخشید.
باسمه تعالی: سلام علیکم: بحث در این مورد مفصل است. همانطور که حضرت روح الله «رضواناللهتعالیعلیه» فرمودند به همان معنایی که امر به معروف در هیچ شرایطی تعطیل نمیشود، ذیل اسلام همواره معروفی که اسلام تعیین میکند و فطرت انسانها با آن سازگاری دارد، حکایت هر روزگاری است با شرایط خاص آن روزگار و نظریهپردازی به معنای تدبّر در محکمات حقیقت نور محمدی «صلواتاللهعلیهوآله» میباشد و به میانآوردنِ آن حقیقت مطابق آمادگیهای آن جامعه. و هنر افراد متفکر آن است که اولاً: شرایط پیشآمده را بشناسند و ثانیاً: از افقهای گشودهشده غفلت نکنند. بحث در حضور جدیدی است که دفاع مقدس موجب حضور جهانیِ ایران عزیز شد و اینکه حال، ما در این حضور تمدنی، خود را چگونه «فهم» کنیم و بعثتی که حقیقتاً برای یاران انقلاب پیش آمده، آنان به چه نوع حضوری میاندیشند. آیا میتوان آنان را با نظر به بعثتی که در آنها ایجاد شده، مدّ نظر قرار داد؟ موفق باشید




