آیات قرآنی و نظر به وجه حضرت حق
و در طلب دیدار حق
بسم الله الرّحمن الرّحیم
1- «إِنَّ اللَّهَ لا يَغْفِرُ أَنْ يُشْرَكَ بِهِ وَ يَغْفِرُ ما دُونَ ذلِكَ لِمَنْ يَشاءُ وَ مَنْ يُشْرِكْ بِاللَّهِ فَقَدِ افْتَرى إِثْماً عَظيماً»(نساء/48)
خداوند(هرگز) شرك را نمىبخشد! و پايينتر از آن را براى هر كس(بخواهد و شايسته بداند) مىبخشد. و آن كسى كه براى خدا، شريكى قرار دهد، گناه بزرگى مرتكب شده است.
2- «أُولئِكَ الَّذينَ يَعْلَمُ اللَّهُ ما في قُلُوبِهِمْ فَأَعْرِضْ عَنْهُمْ وَ عِظْهُمْ وَ قُلْ لَهُمْ في أَنْفُسِهِمْ قَوْلاً بَليغاً»(نساء/63)
آنها كسانى هستند كه خدا، آنچه را در دل دارند، مىداند. از(مجازات) آنان صرف نظر كن! و آنها را اندرز ده! و با بيانى رسا، نتايج اعمالشان را به آنها گوشزد نما!
3- «وَ ما لَكُمْ لا تُقاتِلُونَ في سَبيلِ اللَّهِ وَ الْمُسْتَضْعَفينَ مِنَ الرِّجالِ وَ النِّساءِ وَ الْوِلْدانِ الَّذينَ يَقُولُونَ رَبَّنا أَخْرِجْنا مِنْ هذِهِ الْقَرْيَةِ الظَّالِمِ أَهْلُها وَ اجْعَلْ لَنا مِنْ لَدُنْكَ وَلِيًّا وَ اجْعَلْ لَنا مِنْ لَدُنْكَ نَصيراً»(نساء/75)
چرا در راه خدا، و(در راه) مردان و زنان و كودكانى كه(به دست ستمگران)تضعيف شدهاند، پيكار نمىكنيد؟! همان افراد(ستمديدهاى) كه مىگويند: «پروردگارا! ما را از اين شهر(مكه)، كه اهلش ستمگرند، بيرون ببر! و از طرف خود، براى ما سرپرستى قرار ده! و از جانب خود، يار و ياورى براى ما تعيين فرما!
4- «قالُوا يا مُوسى إِنَّ فيها قَوْماً جَبَّارينَ وَ إِنَّا لَنْ نَدْخُلَها حَتَّى يَخْرُجُوا مِنْها فَإِنْ يَخْرُجُوا مِنْها فَإِنَّا داخِلُونَ% قالَ رَجُلانِ مِنَ الَّذينَ يَخافُونَ أَنْعَمَ اللَّهُ عَلَيْهِمَا ادْخُلُوا عَلَيْهِمُ الْبابَ فَإِذا دَخَلْتُمُوهُ فَإِنَّكُمْ غالِبُونَ وَ عَلَى اللَّهِ فَتَوَكَّلُوا إِنْ كُنْتُمْ مُؤْمِنينَ» (مائده/22 و 23)
گفتند: «اى موسى! در آن(سرزمين)، جمعيّتى(نيرومند و) ستمگرند؛ و ما هرگز وارد آن نمىشويم تا آنها از آن خارج شوند؛ اگر آنها از آن خارج شوند، ما وارد خواهيم شد!» % (ولى) دو نفر از مردانى كه از خدا مىترسيدند، و خداوند به آنها، نعمت(عقل و ايمان و شهامت) داده بود، گفتند: «شما وارد دروازه شهر آنان شويد! هنگامى كه وارد شديد، پيروز خواهيد شد. و بر خدا توكل كنيد اگر ايمان داريد!»
5- «إِنَّ الَّذينَ كَذَّبُوا بِآياتِنا وَ اسْتَكْبَرُوا عَنْها لا تُفَتَّحُ لَهُمْ أَبْوابُ السَّماءِ وَ لا يَدْخُلُونَ الْجَنَّةَ حَتَّى يَلِجَ الْجَمَلُ في سَمِّ الْخِياطِ وَ كَذلِكَ نَجْزِي الْمُجْرِمينَ» (اعراف/40)
كسانى كه آيات ما را تكذيب كردند، و در برابر آن تكبّر ورزيدند، (هرگز) درهاى آسمان به رويشان گشوده نمىشود؛ و(هيچ گاه) داخل بهشت نخواهند شد مگر اينكه شتر از سوراخ سوزن بگذرد! اين گونه، گنهكاران را جزا مىدهيم!
6- «وَ ما أَرْسَلْنا في قَرْيَةٍ مِنْ نَبِيٍّ إِلاَّ أَخَذْنا أَهْلَها بِالْبَأْساءِ وَ الضَّرَّاءِ لَعَلَّهُمْ يَضَّرَّعُونَ% ثُمَّ بَدَّلْنا مَكانَ السَّيِّئَةِ الْحَسَنَةَ حَتَّى عَفَوْا وَ قالُوا قَدْ مَسَّ آباءَنَا الضَّرَّاءُ وَ السَّرَّاءُ فَأَخَذْناهُمْ بَغْتَةً وَ هُمْ لا يَشْعُرُونَ» (اعراف/94 و 95)
و ما در هيچ شهر و آبادى پيامبرى نفرستاديم مگر اينكه اهل آن را به ناراحتيها و خسارتها گرفتار ساختيم؛ شايد(به خود آيند، و به سوى خدا) بازگردند و تضرع كنند!% سپس(هنگامى كه اين هشدارها در آنان اثر نگذاشت)، نيكى(و فراوانى نعمت و رفاه) را به جاى بدى(و ناراحتى و گرفتارى) قرار داديم؛ آن چنان كه فزونى گرفتند، (و همهگونه نعمت و بركت يافتند، و مغرور شدند،) و گفتند: «(تنها ما نبوديم كه گرفتار اين مشكلات شديم؛) به پدران ما نيز ناراحتيهاى جسمى و مالى رسيد.» چون چنين شد، آنها را ناگهان(به سبب اعمالشان) گرفتيم(و مجازات كرديم)، در حالى كه نمىفهميدند.
7- «قالَ مُوسى لِقَوْمِهِ اسْتَعينُوا بِاللَّهِ وَ اصْبِرُوا إِنَّ الْأَرْضَ لِلَّهِ يُورِثُها مَنْ يَشاءُ مِنْ عِبادِهِ وَ الْعاقِبَةُ لِلْمُتَّقينَ» (اعراف/128)
موسى به قوم خود گفت: «از خدا يارى جوييد، و استقامت پيشه كنيد، كه زمين از آن خداست، و آن را به هر كس از بندگانش كه بخواهد، واگذار مىكند؛ و سرانجام(نيك) براى پرهيزكاران است!
8- «وَ لَوْ شِئْنا لَرَفَعْناهُ بِها وَ لكِنَّهُ أَخْلَدَ إِلَى الْأَرْضِ وَ اتَّبَعَ هَواهُ فَمَثَلُهُ كَمَثَلِ الْكَلْبِ إِنْ تَحْمِلْ عَلَيْهِ يَلْهَثْ أَوْ تَتْرُكْهُ يَلْهَثْ ذلِكَ مَثَلُ الْقَوْمِ الَّذينَ كَذَّبُوا بِآياتِنا فَاقْصُصِ الْقَصَصَ لَعَلَّهُمْ يَتَفَكَّرُون» (اعراف/176)
و اگر مىخواستيم، (مقام) او را با اين آيات(و علوم و دانشها) بالا مىبرديم؛ (اما اجبار، بر خلاف سنت ماست؛ پس او را به حال خود رها كرديم) و او به پستى گراييد، و از هواى نفس پيروى كرد! مثل او همچون سگ(هار) است كه اگر به او حمله كنى، دهانش را باز، و زبانش را برون مىآورد، و اگر او را به حال خود واگذارى، باز همين كار را مىكند؛ (گويى چنان تشنه دنياپرستى است كه هرگز سيراب نمىشود! (اين مثل گروهى است كه آيات ما را تكذيب كردند؛ اين داستانها را(براى آنها) بازگو كن، شايد بينديشند(و بيدار شوند)!
9- «وَ الَّذينَ كَذَّبُوا بِآياتِنا سَنَسْتَدْرِجُهُمْ مِنْ حَيْثُ لا يَعْلَمُونَ% وَ أُمْلي لَهُمْ إِنَّ كَيْدي مَتين» (اعراف/ 182 و 183)
و آنها كه آيات ما را تكذيب كردند، به تدريج از جايى كه نمىدانند، گرفتار مجازاتشان خواهيم كرد. % و به آنها مهلت مىدهم(تا مجازاتشان دردناكتر باشد)؛ زيرا طرح و نقشه من، قوى(و حساب شده) است. (و هيچ كس را قدرت فرار از آن نيست.)
10- «يا أَيُّهَا الَّذينَ آمَنُوا إِنْ تَتَّقُوا اللَّهَ يَجْعَلْ لَكُمْ فُرْقاناً وَ يُكَفِّرْ عَنْكُمْ سَيِّئاتِكُمْ وَ يَغْفِرْ لَكُمْ وَ اللَّهُ ذُو الْفَضْلِ الْعَظيمِ» (انفال/29)
اى كسانى كه ايمان آوردهايد! اگر از(مخالفت فرمان) خدا بپرهيزيد، براى شما وسيلهاى جهت جدا ساختن حق از باطل قرار مىدهد؛ (روشنبينى خاصّى كه در پرتو آن، حق را از باطل خواهيد شناخت؛) و گناهانتان را مىپوشاند؛ و شما را ميآمرزد؛ و خداوند صاحب فضل و بخشش عظيم است!
11- «وَ إِنْ يُريدُوا أَنْ يَخْدَعُوكَ فَإِنَّ حَسْبَكَ اللَّهُ هُوَ الَّذي أَيَّدَكَ بِنَصْرِهِ وَ بِالْمُؤْمِنينَ% وَ أَلَّفَ بَيْنَ قُلُوبِهِمْ لَوْ أَنْفَقْتَ ما فِي الْأَرْضِ جَميعاً ما أَلَّفْتَ بَيْنَ قُلُوبِهِمْ وَ لكِنَّ اللَّهَ أَلَّفَ بَيْنَهُمْ إِنَّهُ عَزيزٌ حَكيمٌ %يا أَيُّهَا النَّبِيُّ حَسْبُكَ اللَّهُ وَ مَنِ اتَّبَعَكَ مِنَ الْمُؤْمِنينَ»(انفال/62 تا 64)
و اگر بخواهند تو را فريب دهند، خدا براى تو كافى است؛ او همان كسى است كه تو را، با يارى خود و مؤمنان، تقويت كرد... (62)
و دلهاى آنها را با هم، الفت داد! اگر تمام آنچه را روى زمين است صرف مىكردى كه ميان دلهاى آنان الفت دهى، نمىتوانستى! ولى خداوند در ميان آنها الفت ايجاد كرد! او توانا و حكيم است! (63)
اى پيامبر! خداوند و مؤمنانى كه از تو پيروى مىكنند، براى حمايت تو كافى است(فقط بر آنها تكيه كن)! (64)
12- «الَّذينَ آمَنُوا وَ هاجَرُوا وَ جاهَدُوا في سَبيلِ اللَّهِ بِأَمْوالِهِمْ وَ أَنْفُسِهِمْ أَعْظَمُ دَرَجَةً عِنْدَ اللَّهِ وَ أُولئِكَ هُمُ الْفائِزُونَ % يُبَشِّرُهُمْ رَبُّهُمْ بِرَحْمَةٍ مِنْهُ وَ رِضْوانٍ وَ جَنَّاتٍ لَهُمْ فيها نَعيمٌ مُقيمٌ % خالِدينَ فيها أَبَداً إِنَّ اللَّهَ عِنْدَهُ أَجْرٌ عَظيمٌ % يا أَيُّهَا الَّذينَ آمَنُوا لا تَتَّخِذُوا آباءَكُمْ وَ إِخْوانَكُمْ أَوْلِياءَ إِنِ اسْتَحَبُّوا الْكُفْرَ عَلَى الْإيمانِ وَ مَنْ يَتَوَلَّهُمْ مِنْكُمْ فَأُولئِكَ هُمُ الظَّالِمُونَ»(توبه/آیات 20 تا 23)
آنها كه ايمان آوردند، و هجرت كردند، و با اموال و جانهايشان در راه خدا جهاد نمودند، مقامشان نزد خدا برتر است؛ و آنها پيروز و رستگارند! (20)
پروردگارشان آنها را به رحمتى از ناحيه خود، و رضايت(خويش)، و باغهايى از بهشت بشارت مىدهد كه در آن، نعمتهاى جاودانه دارند؛ (21)
همواره و تا ابد در اين باغها(و در ميان اين نعمتها) خواهند بود؛ زيرا پاداش عظيم نزد خداوند است! (22)
همواره و تا ابد در اين باغها(و در ميان اين نعمتها) خواهند بود؛ زيرا پاداش عظيم نزد خداوند است! (22)
اى كسانى كه ايمان آوردهايد! هر گاه پدران و برادران شما، كفر را بر ايمان ترجيح دهند، آنها را ولىّ(و يار و ياور و تكيهگاه) خود قرار ندهيد! و كسانى از شما كه آنان را ولىّ خود قرار دهند، ستمگرند! (23)
13- «يُريدُونَ أَنْ يُطْفِؤُا نُورَ اللَّهِ بِأَفْواهِهِمْ وَ يَأْبَى اللَّهُ إِلاَّ أَنْ يُتِمَّ نُورَهُ وَ لَوْ كَرِهَ الْكافِرُونَ»(توبه/32)
آنها مىخواهند نور خدا را با دهان خود خاموش كنند؛ ولى خدا جز اين نمىخواهد كه نور خود را كامل كند، هر چند كافران ناخشنود باشند!
14- «قُلْ هَلْ مِنْ شُرَكائِكُمْ مَنْ يَهْدي إِلَى الْحَقِّ قُلِ اللَّهُ يَهْدي لِلْحَقِّ أَ فَمَنْ يَهْدي إِلَى الْحَقِّ أَحَقُّ أَنْ يُتَّبَعَ أَمَّنْ لا يَهِدِّي إِلاَّ أَنْ يُهْدى فَما لَكُمْ كَيْفَ تَحْكُمُونَ (35) وَ ما يَتَّبِعُ أَكْثَرُهُمْ إِلاَّ ظَنًّا إِنَّ الظَّنَّ لا يُغْني مِنَ الْحَقِّ شَيْئاً إِنَّ اللَّهَ عَليمٌ بِما يَفْعَلُونَ» (یونس/35 و 36)
آيا كسى كه هدايت به سوى حق مىكند براى پيروى شايستهتر است، يا آن كس كه خود هدايت نمىشود مگر هدايتش كنند؟ شما را چه مىشود، چگونه داورى مىكنيد؟!» (35)
و بيشتر آنها، جز از گمان(و پندارهاى بىاساس)، پيروى نمىكنند؛ (در حالى كه) گمان، هرگز انسان را از حقّ بىنياز نمىسازد(و به حق نمىرساند)! به يقين، خداوند از آنچه انجام مىدهند، آگاه است!
15- «هُوَ يُحْيي وَ يُميتُ وَ إِلَيْهِ تُرْجَعُونَ»(یونس/56)
اوست كه زنده مىكند و مىميراند، و به سوى او بازگردانده مىشويد!
16- «أَلا إِنَّ أَوْلِياءَ اللَّهِ لا خَوْفٌ عَلَيْهِمْ وَ لا هُمْ يَحْزَنُونَ (62) الَّذينَ آمَنُوا وَ كانُوا يَتَّقُونَ»(یونس/62 و 63)
آگاه باشيد(دوستان و) اولياى خدا، نه ترسى دارند و نه غمگين مىشوند! (62) همانها كه ايمان آوردند، و(از مخالفت فرمان خدا) پرهيز مىكردند.
17- «وَ لَئِنْ أَذَقْنَا الْإِنْسانَ مِنَّا رَحْمَةً ثُمَّ نَزَعْناها مِنْهُ إِنَّهُ لَيَؤُسٌ كَفُورٌ» (هود/9)
و اگر از جانب خويش، نعمتى به انسان بچشانيم، سپس آن را از او بگيريم، بسيار نوميد و ناسپاس خواهد بود!
18- «إِلاَّ الَّذينَ صَبَرُوا وَ عَمِلُوا الصَّالِحاتِ أُولئِكَ لَهُمْ مَغْفِرَةٌ وَ أَجْرٌ كَبيرٌ» (هود/11)
مگر آنها كه (در سايه ايمان راستين) صبر و استقامت ورزيدند و كارهاى شايسته انجام دادند؛ كه براى آنها، آمرزش و اجر بزرگى است!
19- «وَ اصْبِرْ فَإِنَّ اللَّهَ لا يُضيعُ أَجْرَ الْمُحْسِنينَ» (هود/115)
و شكيبايى كن، كه خداوند پاداش نيكوكاران را ضايع نخواهد كرد!
20- «أَ لَمْ تَرَ كَيْفَ ضَرَبَ اللَّهُ مَثَلاً كَلِمَةً طَيِّبَةً كَشَجَرَةٍ طَيِّبَةٍ أَصْلُها ثابِتٌ وَ فَرْعُها فِي السَّماءِ (24) تُؤْتي أُكُلَها كُلَّ حينٍ بِإِذْنِ رَبِّها وَ يَضْرِبُ اللَّهُ الْأَمْثالَ لِلنَّاسِ لَعَلَّهُمْ يَتَذَكَّرُونَ (25) وَ مَثَلُ كَلِمَةٍ خَبيثَةٍ كَشَجَرَةٍ خَبيثَةٍ اجْتُثَّتْ مِنْ فَوْقِ الْأَرْضِ ما لَها مِنْ قَرارٍ (26) يُثَبِّتُ اللَّهُ الَّذينَ آمَنُوا بِالْقَوْلِ الثَّابِتِ فِي الْحَياةِ الدُّنْيا وَ فِي الْآخِرَةِ وَ يُضِلُّ اللَّهُ الظَّالِمينَ وَ يَفْعَلاللَّهُ ما يَشاءُ» (ابراهیم/ آیات 24 تا 27)
آيا نديدى چگونه خداوند«كلمه طيبه» (و گفتار پاكيزه) را به درخت پاكيزهاى تشبيه كرده كه ريشه آن(در زمين) ثابت، و شاخه آن در آسمان است؟! (24) هر زمان ميوه خود را به اذن پروردگارش مىدهد. و خداوند براى مردم مثلها مىزند، شايد متذكّر شوند(و پند گيرند)!(25) (همچنين) «كلمه خبيثه» (و سخن آلوده) را به درخت ناپاكى تشبيه كرده كه از روى زمين بركنده شده، و قرار و ثباتى ندارد. (26) خداوند كسانى را كه ايمان آوردند، به خاطر گفتار و اعتقاد ثابتشان، استوار مىدارد؛ هم در اين جهان، و هم در سراى ديگر! و ستمگران را گمراه مىسازد، (و لطف خود را از آنها برمىگيرد)؛ خداوند هر كار را بخواهد(و مصلحت بداند) انجام مىدهد! (27)
21- «وَ إِنْ مِنْ شَيْءٍ إِلاَّ عِنْدَنا خَزائِنُهُ وَ ما نُنَزِّلُهُ إِلاَّ بِقَدَرٍ مَعْلُومٍ» (حجر/21)
و خزائن همه چيز، تنها نزد ماست؛ ولى ما جز به اندازه معيّن آن را نازل نمىكنيم!
22- «بِالْبَيِّناتِ وَ الزُّبُرِ وَ أَنْزَلْنا إِلَيْكَ الذِّكْرَ لِتُبَيِّنَ لِلنَّاسِ ما نُزِّلَ إِلَيْهِمْ وَ لَعَلَّهُمْ يَتَفَكَّرُونَ»(نحل/44)
(از آنها بپرسيد كه) از دلايل روشن و كتب(پيامبران پيشين آگاهند!) و ما اين ذكر[قرآن] را بر تو نازل كرديم، تا آنچه به سوى مردم نازل شده است براى آنها روشن سازى؛ و شايد انديشه كنند!
23- «قَدْ مَكَرَ الَّذينَ مِنْ قَبْلِهِمْ فَأَتَى اللَّهُ بُنْيانَهُمْ مِنَ الْقَواعِدِ فَخَرَّ عَلَيْهِمُ السَّقْفُ مِنْ فَوْقِهِمْ وَ أَتاهُمُ الْعَذابُ مِنْ حَيْثُ لا يَشْعُرُونَ» (26)
«ثُمَّ يَوْمَ الْقِيامَةِ يُخْزيهِمْ وَ يَقُولُ أَيْنَ شُرَكائِيَ الَّذينَ كُنْتُمْ تُشَاقُّونَ فيهِمْ قالَ الَّذينَ أُوتُوا الْعِلْمَ إِنَّ الْخِزْيَ الْيَوْمَ وَ السُّوءَ عَلَى الْكافِرينَ» (نحل/26 و 27)
كسانى كه قبل از ايشان بودند(نيز) از اين توطئهها داشتند؛ ولى خداوند به سراغ شالوده(زندگى) آنها رفت؛ و آن را از اساس ويران كرد؛ و سقف از بالا بر سرشان فرو ريخت؛ و عذاب(الهى) از آن جايى كه نمىدانستند به سراغشان آمد! (26)
سپس روز قيامت خدا آنها را رسوا مىسازد؛ و مىگويد: «شريكانى كه شما براى من ساختيد، و به خاطر آنها با ديگران دشمنى مىكرديد، كجا هستيد؟!» (در اين هنگام،) كسانى كه به آنها علم داده شده مىگويند: «رسوايى و بدبختى، امروز بر كافران است!»
24- «إِنَّ هذَا الْقُرْآنَ يَهْدي لِلَّتي هِيَ أَقْوَمُ وَ يُبَشِّرُ الْمُؤْمِنينَ الَّذينَ يَعْمَلُونَ الصَّالِحاتِ أَنَّ لَهُمْ أَجْراً كَبيراً» (إسراء/9)
اين قرآن، به راهى كه استوارترين راههاست، هدايت مىكند؛ و به مؤمنانى كه اعمال صالح انجام مىدهند، بشارت مىدهد كه براى آنها پاداش بزرگى است.
25- «يَوْمَ يَدْعُوكُمْ فَتَسْتَجيبُونَ بِحَمْدِهِ وَ تَظُنُّونَ إِنْ لَبِثْتُمْ إِلاَّ قَليلاً» (إسراء/52)
همان روز كه شما را(از قبرهايتان) فرامىخواند؛ شما هم اجابت مىكنيد در حالى كه حمد او را مىگوييد؛ مىپنداريد تنها مدت كوتاهى(در جهان برزخ) درنگ كردهايد!»
در طلب دیدار «حقّ»
بسم الله الرّحمن الرّحیم
1- در تفکر اسلامی «لقاء الله»، غایت معرفت حقیقی است که در آن حالت حضرت حقّ، خویش را به عارف مینمایاند و وجود وَهمیِ آدمی را میسوزاند و او را به مرتبۀ تحیّر متعالی میبرد که در نهایت به کشف «سُبُحات جلال»[1] و رفع هفتاد حجاب ختم میگردد و ملکوت اشیاء برای او به ظهور میآید.
2- از قول علی بن موفّق(متوفی 265) در رابطه با «طلب دیدار» آمده است: خداوندا! اگر من تو را از بیم دوزخ میپرستم، در دوزخم فرود آر، و اگر به امید بهشت میپرستم، هرگز در آنجا جا مده، و اگر به مِهر میپرستم یک دیدار بنمای و هرچه خواهی کن.(علیبنموفّق/ متوفی 265)
3- در رابطه با طلب نظر به وجه حضرت محبوب، در سخن اهل دل داریم که تقاضا میکنند لذت نظر به وجه حضرت محبوب را داریم: «أسألك لذة النَّظَرَ إِلَى وَجْهِكَ» که این نوعی «حضور» است نسبت به «حقیقت»، حضوری ماورای تفکر حصولی، حضوری بیتکیّف و بیقیاس که جناب مولوی در وصف آن فرمود:
ارتباطی بیتکیّف بیقیاس هست ربّ الناس را با جان ناس
4- با توجه به حضوری که در دیدار انوار الهی پیش میآید؛ به سخن مولایمان نظر کنید که فرمودند: «ما رَایتُ شیئاً إلاّ و رَایتُ اللهَ قَبلَهُ و بَعدَهُ و مَعَهُ». آیا این سخن گزارشی از حضور آن حضرت نیست در نسبت با حضرت محبوب، در هر آنچه در میان است؟
5- اگر در افق «وجود» است که موجودات ظاهر میشوند، چگونه باید در منظر موجودات به «وجود» نظر کرد، در حالیکه «وجود» آن است که از جهتی میبخشد و از جهتی دیگر میگریزد و پنهان میشود؟
6- اگر نسبت بین «وجود» و «موجود» فراموش شود، برای موجودات، موجودیتی مسلّم قائل میشویم و عملاً از اُنسِ با «وجود» که با نوعی پارسایی همراه است، محروم میگردیم و نظری بر گشودگیِ «وجود» در موجودات نخواهیم داشت که همان «دیدار یار» است که جناب حافظ در وصف آن میفرماید:
دانی که چیست دولت؟ دیدارِ یار دیدن در کوی او گدایی بر خسروی گزیدن
و یا میفرماید:
دیدن روی تو را دیده جان بین باید وین کجا مرتبه چشم جهان بین من است
این یعنی نظر به یگانگی «ظاهر» با «باطن» به حکم: «هُوَ الْأَوَّلُ وَ الْآخِرُ وَ الظَّاهِرُ وَ الْباطِنُ» که مخلوقات حجاب حق نمیشود.
7- در صورتی وجود انسان معنای قدسی مییابد که بتواند با جهان ارتباطی معنوی پیدا کند و اشیاء را در نسبتی معنوی با خود تجربه کند و به آنها قرب پیدا کند و در نتیجه عالم شهادت، حجاب عالم غیب نخواهد بود. برعکسِ اهل دنیا که قرآن در وصف آنها میفرماید: «يَعْلَمُونَ ظاهِراً مِنَ الْحَياةِ الدُّنْيا وَ هُمْ عَنِ الْآخِرَةِ هُمْ غافِلُونَ»(روم/7) و از این جهت دنیا منتهای بینایی آنها میباشد و به جهت کوردلیشان آنچه ماورای دنیا هست، نمیبینند و معلوم است انسان در چنین عالمی که برای خود ساخته نمیتواند سکنی گزیند.
8- علاوه بر عقل فیلسوفانه که متوجۀ «وجود» است، عقل دیگری هم هست که عقل «معاد» است و در وصف آن فرمودهاند: «آله العبودیۀ» یا «سراج العبودیۀ وَ ما عُبِدَ بِهِ الرَّحمن» که آدمی به کمک آن میتواند حق را از باطل جدا کند و طاعت را از معصیت امتیاز دهد. این عقل یعنی عقل «معاد»، عقلی که در طلب اندیشهای است ذیل پرتو وَحی ربّانی که محل آن «قلب» است.
9- به آینه فکر کنید که چگونه از درون خود، آن کسی را نشان میدهد که آن کس در دروناش نیست ولی آن را به نمایش میآورد و عملاً آینه، خود را در منظر کسی که در آینه مینگرد پنهان میکند تا آن کس را بنمایاند که تنها تصویر او در آینه منعکس است. و این حکایت همۀ مخلوقات است که در ذات خود آینه و مرآت حق میباشند و در آینۀ وجود خود «حق» را ظاهر و «خود» را پنهان میکنند. مهم گشودن چشمِ حقیقتبین است تا مخلوقات را آینۀ نمایش انوار الهی و تاریخ را آینۀ نمایش ارادهها مینگرد و اُنس با ملکوت اشیاء و رخدادهای تاریخی برایش پیش آید، در چنین حضوری اُنس انسان تدریجاً از عالم مادی کم میشود و علاقۀ او به عالم الهی و جلال ربّانی افزوده میگردد.
--------------------------------------------------
[1] - کشف سُبحات جلال، حضوری است ورای دوگانۀ ذهنی و عینی، حضوری که انسان را در «زمان باقی» حاضر میکند که شاهراهِ حضور در «وقت محمّدی» میباشد، وقت و حضوری که امام خمینی و آیت الله خامنهای در آن قرار دارند و شهید قاسم سلیمانی هم متوجۀ آن حضور و آن وقت بود، امری که وجدان تاریخی مردم ایران از آن بیگانه نیست و به همین جهت در طلب رعایت نظر حضرت امام و رهبر شهید انقلاب میباشند تا به وجدان تاریخی خود که توجه به «وقت محمّدی» است نزدیک شوند که آن حضور در ساحتِ عالم قدس است و با انقلاب اسلامی گشوده شده تا به ظهور متعیّن حضرت مهدی«عجلاللهتعالیفرجه» ختم گردد.




