تفسیر قرآن-سوره بقره(37)
سورۀ بقره و عبور از یهودیگری و حضور در تاریخی دیگر
بسم الله الرّحمن الرّحیم
«فَاذْكُرُوني أَذْكُرْكُمْ وَ اشْكُرُوا لي وَ لا تَكْفُرُونِ» (۱۵۲)
«یَا أَیُّهَا الَّذِینَ آمَنُوا اسْتَعِینُوا بِالصَّبْرِ وَالصَّلاةِ إِنَّ اللَّهَ مَعَ الصَّابِرِینَ» (۱۵۳)
ای کسانی که ایمان آوردهاید از صبر و نماز استمداد طلبید، همانا خداوند با صابران است.
«صبر» از بالاترین ملکات و احوالی است که قرآن آن را ستوده و بدان امرنموده صبر از امور مهمی است که باعث میشود تا همۀ مشکلات راهی که در مسیر توحید در آن قدم گذارده، در نظر انسان کوچک جلوه کند و خدا یاور صابران است و «نماز» از بزرگترین عبادتهایی است که قرآن برآن تأکید فراوان دارد و در بارۀ هر امری که سفارش میکند، نماز درصدر آن قرار دارد، اما در این آیه نفرمود، خدا با نمازگزاران است، بلکه فرمود، خدا با صابران است. چون این مقام، مقامِ برخورد و مواجهه با مواقف هولناک و هماوردی با شجاعان است و در این مقام اهتمام به صبر مناسبتر است چون صبر، کلید هر مشکل است و خدا صابران را کمک میرساند. در این رابطه داریم: «الصبر مفتاح الفرج» صبر، کلید فرج و گشودگی است. و در مقامی که دشمنان قصد حمله به مسلمانان را دارند تا حکومت عدل و دعوت حق را نابود کنند، مسلمانان باید آمادگی دفاع و جهاد را داشته باشند، چون دشمن با اقامۀ حجت و منطق قانع نشده است و قصد مقابله دارد، پس این بلاء، احتیاج به صبر شدید دارد، برای جهاد و دفع دشمنان.
آیۀ فوق نزدیک است به آیۀ ۴۵ همین سوره که میفرماید: «وَ اسْتَعينُوا بِالصَّبْرِ وَ الصَّلاةِ وَ إِنَّها لَكَبيرَةٌ إِلاَّ عَلَى الْخاشِعين» و آیات ۱۵۳ تا ۱۵۷ که در پیش است، مدتی قبلاز جنگ نازل شد و خبر به ابتلاء و امتحانی میدهد که در پیش است از این جهت که مؤمنان با پذیرفتن دین خدا، زلزلهای در سرزمینی به پا کرده بودند که تنها معنای خود را در بتپرستی میدانستند و با نظر به استواری و مقاومتی که مؤمنین باید داشته باشند مژده میدهد: «إِنَّ اللَّهَ مَعَ الصَّابِرِینَ»، خدا نسبت به صابرین معیّت خاصه دارد که این جدای معیّت مطلق است که با همه دارد و در آیۀ فوق متذکر میشود: «نماز» و «صبر»، فرد را قابلِ نزول خیر میکند. زیرا انسان در راهی قرار میگیرد که راهی توهّمی و خیالی نیست و هر اندازه در آن قرار گیرد و خود را ادامه دهد، بیشتر و بیشتر با نتایج و برکات حضورِ در آن راه بهرهمند میشود و اساساً «صبر»، با حاضرشدن در یک تاریخ و یک راه معنا میدهد که آن، حضور در تاریخی است که متوجۀ زندگی توحیدی است و حضور در آن مسیر و پایداری در آن راه همچنان موجب تعالیِ بیش از پیش میگردد تا آنجایی که میفرماید: «... وَلَنَجْزِيَنَّ الَّذِينَ صَبَرُوا أَجْرَهُمْ بِأَحْسَنِ مَا كَانُوا يَعْمَلُونَ»(نحل/۹۶) بدین معنا که انسان در ادامۀ راه توحید به مرحله و جایگاهی میرسد که همۀ حرکات و اعمالِ او را در جایگاه بهترین اعمال قرار میدهند زیرا در مسیری که خداوند در مقابلش گشوده، همچنان پایدار مانده و شکوفا شده؛ و این غیر از تحمل مشکلاتی است که انسانها به جهت خطاها و قدم در بیراههها برایشان پیش میآید. زیرا «صبر» با حضور در راه توحید، صبری است که آیات مربوطه متذکر آن هستند و در همین رابطه حضرت لقمان به فرزندشان میفرمایند: «يا بُنَيَّ أَقِمِ الصَّلاةَ وَ أْمُرْ بِالْمَعْرُوفِ وَ انْهَ عَنِ الْمُنْكَرِ وَ اصْبِرْ عَلى ما أَصابَكَ إِنَّ ذلِكَ مِنْ عَزْمِ الْأُمُورِ»(لقمان/۱۷) که «صبر» را اموری میدانند که باید در آن پایدار ماند. و یا میفرماید: «قُلْ يا عِبادِ الَّذينَ آمَنُوا اتَّقُوا رَبَّكُمْ لِلَّذينَ أَحْسَنُوا في هذِهِ الدُّنْيا حَسَنَةٌ وَ أَرْضُ اللَّهِ واسِعَةٌ إِنَّما يُوَفَّى الصَّابِرُونَ أَجْرَهُمْ بِغَيْرِ حِسابٍ»(زمر/۱۰) بگو: «اى بندگان من كه ايمان آوردهايد! از (مخالفت) پروردگارتان بپرهيزيد! براى كسانى كه در اين دنيا نيكى كردهاند پاداش نيكى است! و زمين خدا وسيع است، كه صابران اجر و پاداش خود را بىحساب دريافت مىدارند! این یعنی روبهروشدن با تاریخی که انسان در ابتدای امر تصور آن را هم نمیکرد.
«وَلا تَقُولُوا لِمَنْ یُقْتَلُ فِی سَبِیلِ اللَّهِ أَمْوَاتٌ بَلْ أَحْیَاءٌ وَلَکِنْ لا تَشْعُرُونَ» (۱۵۴)
و به کسی که در راه خدا کشته شده است، مرده نگویید، بلکه اینان زنده میباشند ولی شما درک نمیکنید،. اهل دنیا که در محدودۀ درک مادی خود متوقف میباشند اساساً زندگی اخروی را نفی میکنند، در حالیکه حیات در تعریف الهی، زندگی دنیوی نیست و از این جهت متذکر میشود نهتنها افرادی را که در راه خدا کشته میشوند مرده نیستند، بلکه آنها زندهاند و همچون انسان زنده در دنیا از الطاف خاصی برخوردارند.
این آیه نهتنها دلالت واضحی بر زندگی در عالم برزخ دارد؛ در مقابل نظر آنانی که گمان میکنند انسانها پس از مرگ بهکلّی از بین میروند و پس از آن خداوند در قیامت آنها را زنده میکند. علاوه بر این، این آیه حکایت از آن دارد که شهداء از رزق خاصی بهرهمندند که همان حضور در کنار دیگر یارانشان است که در حال مبارزهاند، به همان معنایی که در آیۀ ۱۶۹ آلعمران میفرماید: «وَ لا تَحْسَبَنَّ الَّذينَ قُتِلُوا في سَبيلِ اللَّهِ أَمْواتاً بَلْ أَحْياءٌ عِنْدَ رَبِّهِمْ يُرْزَقُونَ» بدین معنا که شهدا از حیات برتر و نعمت بیشتر برخوردارند و حتی در آیۀ ۱۷۰ آلعمران که میفرماید: «فَرِحينَ بِما آتاهُمُ اللَّهُ مِنْ فَضْلِهِ وَ يَسْتَبْشِرُونَ بِالَّذينَ لَمْ يَلْحَقُوا بِهِمْ مِنْ خَلْفِهِمْ أَلاَّ خَوْفٌ عَلَيْهِمْ وَ لا هُمْ يَحْزَنُون» به رفقای خود که هنوز به آنها نپیوستهاند ولی در همان مسیری حاضرند که شهداء در آن مسیر بودند، بشارت میدهند که این راه، راهی است با نتایج بسیار.
«وَلَنَبْلُوَنَّکُمْ بِشَیْءٍ مِنَ الْخَوْفِ وَالْجُوعِ وَنَقْصٍ مِنَ الأمْوَالِ وَالأنْفُسِ وَالثَّمَرَاتِ وَبَشِّرِ الصَّابِرِینَ» (۱۵۵)
بِشَیْءٍ مِنَ الْخَوْفِ = به مقداری از خوف ثَّمَرَاتِ = اولاد
ما یقیناً همۀ شما را یا با ترس و گرسنگی و یا کمبود در دارائیها و جانها و میوهها میآزمائیم.
بعد از آنکه خدا بشارت داد مؤمنان را به حیات پس از مرگ، برای آنها سببی را که به جهت آن ایشان را مخاطب ساخته آشکار میکند و آن علت این است که به زودی آنها را در معرض آزمایش قرار میدهد که رسیدن آنان به تعالی و زندگی شرافتمندانه حاصل نمیشود و به دین حنیف نمیرسند، مگر به سبب آن آزمایش، و آن عبارت است از جنگ و قتال که یگانه راهِ پیروزی در جنگ این است که خود را در این دو قلعۀ محکم، یعنی «صبر» و «نماز»، متحصن کنند و مسلمانان اگر با مجاهده به مال و نفوس خود با دشمنان بجنگند، چه بمانند و چه کشته شوند به واسطۀ اقامۀ حکم خدا در زمین او و از بینبردن حکومت جور و باطل، حقیقتاً دارای حیات هستند، پس اگر کشته شوند حیات آنها در رهایی از حکومت جور و باطل و آزادی است چون زندگی بدون نعمت آزادی و احکام الهی زندگی نیست، و اگر زنده بمانند از شرّ حکام جور رها شده و در پناه اسلام به حیات سعادتمندانه میرسند. پس در هر دو صورت زنده هستند، «وَ بَشِّرِ الصَّابِرِینَ» و به صبرکنندگان بشارت ده. صابرین کسانی هستندکه برای ادای امانت الهی بیدار هستند و لوازم جانشینی و استخلاف از خدای متعال را به جا می آورند ،در این آیه و آیه بعدی صابران را دوباره نام برد تا اولاً: بشارتشان دهد. ثانیاً: راه صبر را به آنان بیاموزد. ثالثاً: علت واقعی صبر را بیان کند و آن این است که ما مِلک خدائیم و مالک، حق هرگونه تصرف در ملک خویش را دارد و رابعاً: پاداش عموم صابران را که همانا درود و رحمت خداوند است معرفی نماید. ملاحظه میفرمایید که اساساً خدا شرایط امتحان را فراهم میکند تا ایمان را امتحان کند و آیۀ فوق خبر از آیندهای سخت میدهد، برای پیراستن مؤمنین، گاهی خداوند انسان را با ناامنی امتحان میکند و گاهی با امنیت امتحان میکند، عدهای را با گرسنگی میآزماید عدهای را با سیری میآزماید و بشارت بده به صابران، به جهت صبرشان در مقابل این مصیبت.
«الَّذِینَ إِذَا أَصَابَتْهُمْ مُصِیبَةٌ قَالُوا إِنَّا لِلَّهِ وَإِنَّا إِلَیْهِ رَاجِعُونَ» (۱۵۶)
کسانی که چون در راه دفاع از دین خدا مصیبتی به آنان میرسد، متوجه هستند همان هم از جانب خدا میباشد تا صبر آنان نیز امتحان شود. هر وقت مصیبت بر آنها وارد میشود منطق آنها این است که «إِنَّا لِلَّهِ وَإِنَّا إِلَیْهِ رَاجِعُونَ» و با این منطق است که میتوانند از عهده امتحانات سنگین برآیند و کسی که صابر است در مرحله آزمون مأیوس نمیشود با داشتن این منطق، یعنی در سختی و آسانی نظر بهحق دارند و دیگر جایی برای ناامیدی نمیماند و همه را آزمایش میداند.
«أُولَئِکَ عَلَیْهِمْ صَلَوَاتٌ مِنْ رَبِّهِمْ وَرَحْمَةٌ وَأُولَئِکَ هُمُ الْمُهْتَدُونَ» (۱۵۷) اهتداء = قبول هدایت
اینان مشمول درود و رحمتی از ناحیۀ پروردگارشان هستند، ایشان همان هدایت شدهگانند.
«صلاۀ»، انعطافی از جانب خدای سبحان است که به رحمتِ نسبت به بنده میانجامد و خداوند متعهد شده است که آنها را به راه هدایت و سبیلِ رحمت رهنمون شود. پس آنها را آرامش و صلوات ربّشان هست. «اولَئِکَ هُمُ الْمُهْتَدُونَ» آنها حقیقتاً قبول هدایت کردهاند.




