کربلا یعنی
بسم الله الرحمن الرحیم
1- کربلا یعنی ، نظر به دیروزی که فردای ما را برای ما معنا میکند تا در دل تاریخی که با انقلاب اسلامي ظهور کرد ما فردای دیگری را مدّ نظر داشته باشیم که جهانِ «سیاست در عین دیانت و دیانت در عین سیاست است» و این یعنی نه تحجر و نه غرب زدگی
2- کربلا یعنی حضوری در نهایت تنهایی در عین امیدواری به سنتهای لایتغیر الهی و جهانگیر شدن آن حضور و این یعنی امیدواری به آینده با درخشش تمدن نوین اسلامی
۳- کربلا یعنی، اگر شهادت امام حسین«علیهالسلام» در فرهنگ بشر نبود همه راههای سعادت گم میشد. و با نظر به سیره آن امام در این زمانه بصیرت اجتماعی خاصی پیش میآید تا مردم مواظب باشند آنچه در دفاع مقدسِ رمضانی پیش آمد و ایران را به عنوان آینده تمدنی مدّ نظرها آورد، غفلت نشود.
۴-کربلا یعنی، نظر به دیروزی که فردای ما را برای ما معنا میکند تا در دل تاریخی که با انقلاب اسلامي ظهور کرد ما فردای دیگری را مدّ نظر داشته باشیم که جهانِ «سیاست در عین دیانت و دیانت در عین سیاست است» و این یعنی نه تحجّر و نه غربزدگی و بیتفاوتی نسبت به حقایق.
5- کربلا یعنی، مردمی که تاریخِ قبل از اسلام خود را به عنوان خرد خسروانی و در ادامه تا حضور فردوسیها و امام خمینیها و شهید تنگسیریها درک میکنند. و با حضوری اینچنینی حال ماییم و ایران مقتدر و مردمی که در نسبتِ بین «سیاستی که عین دیانت است» خود را جستجو میکنند.
6- کربلا یعنی، حضور در تاریخی که در نسبت با امام حسین علیه السلام ایمانمان تازه میگردد، امری که امروز با نظر به رهبر شهیدمان در مردم ما زنده شد تا در محرم امسال در ایمانی تازه امیدوارانه خود را در جهانِ «فمَنْ يَكْفُرْ بِالطَّاغُوتِ وَيُؤْمِنْ بِاللَّهِ » ادامه دهند.
۷- کربلا یعنی، حضور در افقی که حضرت زینب«سلاماللهعلیها» متوجۀ امکان تاریخی شدند که ذیل شهادت ولیّ الهی برای ما گشوده میشود تا «سیاستِ» ما عین «دیانت» ما باشد. و این یعنی عبور از دورۀ کنترل رفتار ایران به وسیلۀ استکبار یزیدی.
۸-کربلا یعنی، جواب امام حسین«علیهالسلام» به برادرشان جناب محمد حنفیه که «فَکَأنّ الدُّنیا لَمْ تَکُنْ وَکَأنّ الآخِرَۀَ لَمْ تَزَلْ». آری! کربلا یعنی طوری در میدان زندگی در مقابل ظلم و استکبار باید ایستادگی کرد که گویا اساساً دنیایی نبوده که بخواهیم آن را حفظ کنیم. از آن طرف همواره آنچه در صحنه است و ادامه دارد، آخرت است و این روحیهای است که کربلا را در تاریخ حاضر کرد و با چنین حضوری ادامهمییابد وقتی خود را ماورای دوگانگی دنیا و آخرت هماکنون در ابدیت خود حاضر کنیم.
۹- کربلا یعنی، آنگاه که دنیا به سوی ناپسندیها تغییر کرده و امور نیکو به شدت به حاشیه رفته و به حق عمل نمیشود. برای انسان مومن شایسته است تا به لقای الهی و شهادت فکر کند و همچون حضرت امام حسین«علیهالسلام» اظهار دارد: «إنّی لا أرَی الموت إلاّ سعادةً وَلا الحَیاةَ مَعَ الظالِمینَ إلاّ بَرَما»، و برای تغییر موقعیت باید تا مرز شهادت جلو رفت به امید آنکه آن شهادت اشارهای باشد به شرایطی غیر از آن شرایط ظلمانی که در صحنه است و این است بصیرت تاریخی که حضرت اباعبدالله با ما در میان گذارند و رهبر شهید ما به خوبی متوجۀ آن بودند و در این رابطه برای تغییر معادلات در جهان به شهادت خود فکر میکردند.
۱۰- کربلا یعنی، اینکه حضرت رضا«علیهالسلام» میفرمایند: «یَا ابْنَ شَبِیبٍ إِنْ کُنْتَ بَاکِیاً لِشَیْءٍ فَابْکِ لِلْحُسَیْن» ای ابن شبیب، اگر میخواهی گریه کنی، برای حسین بن علی گریه کن. یعنی در هر حرکتی، باید از کربلا یاد کرد و جایگاه هر حادثه را با نظر به کربلا باید معنا کرد زیرا کربلا اگر به ظاهر نهاییترین تنهایی است ولی در عین حال نهاییترین پیروزی تاریخی میباشد، رخدادی که هرچه از آن میگذرد عظمت آخرالزمانی و نهایی آن بیشتر روشن میشود تا معلوم گردد در مسیر دین و دینداری هیچ حرکتی عقیم و بیآینده و بیثمر نخواهد ماند و به همان معنایی که کربلا عقیم و بیآینده نشد، جایگاه تاریخی هر حرکت معنوی را با نظر به کربلا مدّنظر قرار دهید تا پایداری آن حرکت مدّنظر باشد.
۱۱-کربلا یعنی، آنگاه که صحنه، صحنۀ دفاع از حق است و هر آنکس را که ایمانی در میان است خود را به آن صحنه میآورد. حال این مؤمنین هستند که با تمام وجود ذیل حضور حضرت اباعبدالله«علیهالسلام» در میدان کربلا حاضر شدهاند ولی با همۀ صداقتی که دارند، یکسان نیستند.
۱۲-کربلا یعنی، حضوری که انسان میتواند متوجۀ سنتی شود که خداوند در وصف آن حضور فرمود: «إِنَّ الَّذينَ قالوا رَبُّنَا اللَّهُ ثُمَّ استَقاموا تَتَنَزَّلُ عَلَيهِمُ المَلائِكَةُ أَلّا تَخافوا وَلا تَحزَنوا وَأَبشِروا بِالجَنَّةِ الَّتي كُنتُم توعَدونَ»(فصلت/۳۰) به یقین کسانی که گفتند: «پروردگار ما خداوند یگانه است!» سپس در مقابل دشمنان استقامت کردند، فرشتگان بر آنان نازل میشوند که: «نترسید و غمگین مباشید، و بشارت باد بر شما به آن بهشتی که به شما وعده داده شده است!
۱۳-کربلا یعنی، متوجۀ تفاوت کودتا با حرکات تاریخی باشیم و از درک حضور تاریخی کربلا در پهنۀ تاریخی که حضرت امام حسین«علیهالسلام» شروع کردند، غفلت نکنیم و متوجۀ ادامۀ آن تاریخ در امروز ایران اسلامی باشیم که این معنای تفکر است، وقتی جایگاه رخدادها را تاریخی بنگرید، مانند تاریخی که با مقاومت ایران اسلامی و مردم مبعوث شده در مقابل استکبار به ظهور آمد تا فردایی را، نهتنها برای ما که برای مردم جهان بگشاید.
۱۴-کربلا یعنی، نامۀ هشام بن عبدالملک به حضرت سجاد«علیهالسلام» در مدینه پس از واقعۀ کربلا و حیرت او از علاقۀ مردم به آن حضرت با آن همه تبلیغاتی که بنی امیه بر علیه اهل البیت«علیهمالسلام» انجام داده بودند تا معلوم شود چگونه هر حرکتی که در جبهۀ حق باشد، در تاریخ ادامه مییابد.
۱۵-کربلا یعنی، حتی وقتی انسان در مقابل سبعیت کفر به شدیدترین شکل قرار میگیرد خود را نبازد و همین روحیه در امام حسین«علیهالسلام» بود که جناب زهیر را که در شجاعت و دلاوری مشهور بود، افلاکی کرد و با حضور در همان روحیه، یعنی شجاعت و دلاوری، باید امیدوار بود عنایت ربوبی از طریق قلب مبارک حضرت سیدالشهداء«علیهالسلام» در همان مسیر به مردم ما نیز برسد.
۱۶-کربلا یعنی، نظر به سیره امامی معصوم تا انسان هیچ تحمیلی را نپذیرد، هرچند مستکبرین تا قیام قیامت تحت عنوان اعتدال و عقلانیت بخواهند خود را بر همۀ حرکتهای آزادیخواهی تحمیل کنند و امروز نیز این ایران بزرگ است که از طریق راهی که امام حسین«علیهالسلام» مقابل ما گشودند، میتوانیم از این خطر رهایی یابیم و سیره رهبر شهیدمان را همواره مدّ نظر آوریم و رجوع فوقالعادۀ مردم جهان به راهی که آن رهبر شهید با سیره و گفتار خود مدّ نظرها آوردند. امام «علیهالسلام» در روز عاشورا فرمود: «وَايْمُ اللَّهِ إِنِّي لَأَرْجُو أَنْ يُكْرِمَنِي رَبِّي بِالشَّهَادَةِ بِهَوَانِكُمْ ثُمَّ يَنْتَقِمُ لِي مِنْكُمْ مِنْ حَيْثُ لَا تَشْعُرُونَ.» به خدا قسم من اميدوارم كه پروردگارم مرا به وسيلهي شهادت گرامى بدارد و انتقام مرا از شما از طريقى كه ندانيد بگيرد.




