کربلا و عبور از دوگانگی بين زندگی و مقاومت
اصغر طاهرزاده
فهرست مطالب
مقدمه 11
مقدمه مؤلف 15
جلسه اول 25
کربلا؛ راهی برای درک نهايیترين وجه انسانی 25
برکات مواجهه با انسانيتِ انسانهای کامل 26
نقش ايران شيعی در آيندۀ جهان 27
نسبت فطرت تاريخی ما با نهضت امام حسين(علیه السلام) 28
کربلا؛ يک اتفاق و يا يک ضرورت؟ 29
معنای عبور از دوگانگی بين «زندگی» و «مقاومت» 29
زيبايی يگانگی بين «حق» و «خلق» 30
برکات ورود در تاريخ مقاومت 31
جلسه دوم 32
ايران و اشاره به نظمی ديگر در جهان 32
جلسه سوم 34
نسبت فطرت تاريخی و کربلای فرداها 34
جلسه چهارم 37
ورود در تاريخی اثرگذار 37
جلسه پنجم 40
کربلا و نظر به نهايیترين حضور 40
برکات درک جايگاه تاريخی نهضت امام حسين(علیه السلام) 40
راز اشک برای امام حسين(علیه السلام) 41
نقش ايران شيعی در آيندۀ جهان 42
برکات مواجهه با انسانيتِ انسانهای کامل 42
کربلا از اجمال تا تفصيل 43
جلسه ششم 45
کربلا و عبور از دوگانگی بين «زندگی» و «مقاومت» و جايگاه زن در اين تاريخ 45
حضرت زينب و جايگاه پيروزی خون بر شمشير 46
بصيرت زينبی 47
بصيرت تاريخی ملت ايران 47
راز آيندهداریِ ايران اسلامی 48
تمدن اسلام و نظر به انسانيت انسانها 49
فرهنگ مقاومت؛ نرم افزار تاريخ ما 49
جلسه هفتم 52
کربلا و جمع کيفيت با کميّت 52
کربلا و جهانِ فردا و انسانِ فردا 53
کربلا از اجمال تا تفصيل 54
راز نسبت مردم با نظام اسلامی 55
شهادت؛ بسترِ ادامه راه 56
جلسه هشتم 58
افقی گشوده به فردايی آزاد از نظم جهانیِ موجود 58
کربلا و بازگشت به ايمانِ گمشده 59
همه خودی شديم 59
جايگاه ايران در جهان امروز 60
راز حضور ايران اسلامی در آينده 61
فرهنگ مقاومت؛ نرم افزار تاريخ ما 61
استکبار جهانی در موضع متهَم 63
جلسه نهم 65
برکات مواجهه با انسانيتِ انسانهای کامل 65
کربلا و گشوده شدن افقی از نور 66
راز اشک برای امام حسين(علیه السلام) 67
راهها و طريقههای آشکارشدن خداوند 68
بی روح شدن روحی که با اسلام آغاز شد 68
جلسه دهم 70
راز غمِ حضرت سيدالشهداء(علیه السلام) 70
راز شهادت طلبیِ حضرت امام حسين(علیه السلام) 71
ميدان ايرانيت در عين مقاومت 72
جايگاه انقلاب اسلامی در اين زمانه 72
جلسه يازدهم 74
شهادت؛ بسترِ ادامه راه 74
بی روح شدن روحی که با اسلام آغاز شد 75
نسبت ملتها با ما 76
جريان حاکم در غرب، اسرائيلی است 76
حضور فرهنگ عاشورايی در اکنونِ زندگی 77
احيای «هويت» در فرهنگ حماسی و پهلوانی 78
جلسه دوازدهم 80
راز زيارت امام در اربعين 80
شهادت؛ بسترِ ادامه راه 81
ايران اسلامی و اشاره به آيندهای ديگر 82
جلسه سيزدهم 84
امام حسين و زندگی با معنايی ديگر 84
راز بیآيندگی استکبار 85
کربلا و بصيرت تاريخی 86
مسيرِ به تماميت رساندنِ سبعيت کفر 87
جلسه چهاردهم 89
معجزه زيارت و عزاداری برای امام حسين (علیه السلام) 89
کربلا و ظهور بصيرت تاريخی 91
درک عميق بين خود و جمهوری اسلامی 92
جلسه پانزدهم 93
شيعه و بهترين انتخاب 93
راهی برای حضور ذيل اراده الهی 94
راز غفلت از «غدير» 96
جلسه شانزدهم 98
عبور از جدايیِ نسلی 99
عبور از فرهنگ غربی ذيل فرهنگ عاشورا 101
فرهنگ شهادت و حضور در آيندهای متعالی 101
مرگآگاهی، هنرمردن و حضور در تاريخ 103
روايتی از حيات متعالی در بستر انقلاب اسلامی 103
معنای مرگآگاهی 106
برکات مرگآگاهی 111
معنای حضور تاريخی 115
نمايش دو تاريخ 126
اين جهان، آن جهانشدن عشق است 137
يهودیگری و از ترس مرگ، مردن 138
منابع 142
مقدمه
باسمه تعالي
1- به جهت اهمیت موضوعِ یگانگی بین «زندگی» و «مقاومت» بر آن شدیم تا این بحث به صورت مکتوب در معرض نظر عزیزان قرار گیرد و بدین لحاظ شما در این نوشتار با مجموعۀ اشارات استاد طاهرزاده روبهرو هستید که تحت عنوان: «کربلا و عبور از دوگانگی بین «زندگی» و «مقاومت»» مطرح شده است. به امید آنکه با توجه به متون روبهرو، همراه با استماع صوت مربوطه، آرامآرام به حضوری که در این زمان تحت عنوان «یگانگی بین «زندگی» و «مقاومت»» بسیار اهمیت دارد نایل شویم.
2- در زمانهای قرار داریم که انسانها مجبورند تکلیف خود را با زندگی و تاریخ معلوم نمایند، یا باید بپذیرند که در بستر تاریخی که نظم جهان استکباری شکل داده، زندگی خود را جدا از هر مقاومتی شکل دهند و سرنوشت آنها را جهان استکبار هرطور که مایل بود رقم بزند، و یا باید در بستر یگانگی بین «زندگی» و «مقاومت» در مقابل جهان استکباری مقاومت کند و خودش سرنوشت خود را در اختیار بگیرد و با یگانگی بین انسانها، زندگی را معنا کند، به جای روحیۀ نژادپرستی و خودبنیادی که جهان استکباری دامن میزند. در این رابطه سعی شده با سلسله مباحث «یگانگی بین «زندگی» و «مقاومت»» متذکر خطری باشیم که جهان استکباری برای بشریت در این تاریخ رقم زده است و به راهِ برونرفت از آن خطر فکر کنیم.
3- چنانچه ملاحظه میکنید بعضی از فرازها به ظاهر در جلسهای دیگر تکرار میشود، ولی عنایت داشته باشید که آن فراز در یک جلسه به نوعی شرح داده میشود و در جلسهای دیگر به نکات دیگری از آن فراز تأکید شده است. به همین جهت بر اساس صوتِ هر جلسه آن فرازها تنظیم شده و در معرض دید خوانندگان محترم قرار گرفته تا با رجوع به صوت آن جلسه در سایت لبّ المیزان بتوانند بحث را دنبال کنند. (برای سهولت دسترسی به صوت جلسات، بارکد هر جلسه در ابتدای آن قرار گرفته است.)
4- با نظر به سیطرۀ تکنیک در راستای تسلیمکردن انسانها توسط جبهۀ استکبار، اهمیت یگانگیِ «زندگی» و «مقاومت» در راستای مقابله با آن جبهه، روز به روز بیشتر میشود زیرا تنها از همین طریق است که ناتوانی جبهۀ استکبار ظاهر میگردد و معلوم میشود در مقابل فرهنگ مقاومت، جبهۀ استکبار هیچ راهکاری ندارد. به همان صورتی که در مقابل حضرت سیدالشهداء تنها متوسل به شهادت آن حضرت شدند به امید آنکه شمشیر آنها آخرین راهکار است. ولی چیزی نگذشت که معلوم شد آن خونی که در میدان مقاومت و شهادت ظهور میکند، حضور نرمی است که بر شمشیرها پیروز میگردد. از این جهت است که باید به جایگاه یگانگیِ «زندگی» و «مقاومت» توجه کرد، به امید آنکه افرادی که بحثهای مربوط به این موضوع را از طریق این متون در کنار صوتهای این مباحث دنبال میکنند؛ به عزمی استوار برای حضور در این تاریخ نایل گردند.
5- مناسب دیده شد تا در پایان این مباحث، مصاحبه استاد طاهرزاده با مجلۀ «پیام مروی» تحت عنوان «مرگآگاهی، هنرِ مردن و حضور در تاریخ»، با خوانندگان محترم در میان گذاشته شود. نکتهای که در این مصاحبه مدّ نظر خوانندگان محترم قرار میگیرد توجه به روحیهای است که شهدا در آن حاضر بودند تحت عنوان «مرگآگاهی» به عنوان روحیهای که انسان متوجه میشود چگونه شهید با شهادت، در تاریخ خود حضور بیشتری پیدا میکند.
گروه فرهنگي الميزان
مقدمه مؤلف
باسمه تعالي
1- نظر به رخداد کربلا، نظر به رخدادی است که ذیل اسلام تا قیام قیامت راهنمای هر انسانی است که بنا دارد در زندگی خود معنویت و فرهیختگیِ خود را پاس دارد و در مواجهه با حادثههایی که انسان با آن روبهرو میشود، ذیل نظر به کربلا در نسبت با همان حادثهها، به زندگی خود معنا بخشد. از این جهت است که با نظر به جایگاه تاریخی نهضت حضرت اباعبدالله(علیه السلام) میتوان در مقابل هر حادثهای بهترین انتخاب و تصمیم را به میان آورد و در نتیجه تعمق در رخداد کربلا بسیار با اهمیت و ضروری است و بدین لحاظ متنی که روبهروی خود دارید بنا دارد در این رابطه با شما گفتگو کند.
2- کربلا رمز درخشش نور انسانیت است با حضوری نرم ماورای اسلحهها، در بستر صعود انسانیت، آن هم در تاریخی که معنای انسان و انسانیت با پشتکردن به رازهای عالم مورد غفلت قرار گرفته است. در نتیجه، انسان خود را در ظرفیتی که هزاران معنا در آن ظرفیت میتواند حاضر باشد احساس نمیکند. این یعنی غفلت از «انسان و باز انسان»، امری که در کربلا به نمایش گذارده شد که چگونه عدهای به نام شریعت، انسانیترین انسان را به شهادت رساندند. ما با درک آن غفلت، میتوانیم به حضوری در این تاریخ بیندیشیم که حضوری است با نظر به یگانگی بین «زندگی» و «مقاومت».
3- وقتی انسان در جهان بیکرانۀ خود حاضر شد، به عنوان «گنج پنهان» همچون حضرت سیدالشهداء(علیه السلام) در کربلا، نمادی از انسانی میشود سراسر راز، با حضور در تاریخ، تا هرکس به دنبال نسبتی اصیل با خود میباشد با آن حضرت نسبت برقرار کند و در طلب نزدیکی هرچه بیشتر به آن حضور، ناخودآگاه اشک میریزد تا مرکز هستی خود را که انسانهای معصوم هستند در آن عزیزان بیابد. این یعنی: «سَلَامٌ هِيَ حَتَّى مَطْلَعِ الْفَجْرِ» (قدر/5) به جهت شروع سالمی که او را تا گشودهشدن نور حقیقت جلو میبرد، با یگانگی با هر مظهری که اشارهای است به رمز و راز، از آن جهت که هر اندازه شدت حضورِ حقیقت بیشتر باشد، عدمِ ظهور آن بیشتر است. اینجا است که انسان با حضور بیکرانۀ خود میتواند به حقیقتِ «گنج پنهانِ» کربلا نزدیک شود، با همان رویکرد یگانگیِ «زندگی» و «مقاومت» که حضوری است به وسعت حضور آخرالزمانی انسان، امری که حضرت روح الله«رضواناللهتعالیعليه» با شخصیت خود به آن اشاره کرد و کربلاهای این تاریخ را به میان آورد.
4- اگر متوجه باشیم هر رخداد تاریخی، به مرتبهای فراتر از خود دلالت دارد و در مقام خود اشاره به رمزی میکند که آن را در بر گرفته است، آیا میتوان گفت رخداد تاریخیِ کربلا با نظر به شخصیتهای آن رخداد و حضور آخرالزمانی و نهاییشان، به رمزی از رازهای زندگی اشاره میکند که عبارت است از یگانگی بین «زندگی» و «مقاومت»؟ به عنوان حضوری متعالی که تمام معنای انسان را در بر میگیرد، به گستردگی حضور او در جهان و دخالت در سیاست و به وسعت حضور در مراتب طولی عالَم، ذیل سعۀ وجودی انسان کامل.
5- راستی چگونه حضرت سیدالشهداء(علیه السلام) وقتی همه یاران ایشان شهید شدهاند و او را توان ایستادن نمانده، در قتلگاه، در آن نقطۀ مرکزی نهضت خود، حضوری اینچنین آرام دارند؟ جز آن است که میدانند با قرارگرفتن در مرکز وجود از این به بعد، تاریخ را به طرزی نامحسوس به سوی نهایتی که در پیش است، میچرخانند. آیا چنین روحی با چنین استقلالی نیست که بر بشریت اگر به دنبال نجات است، خود را عرضه کرده، به امید آنکه قدمی در راه آزادی انسانها برداشته باشد و از فشار بارهای روان انسانها که گرفتار کوه مشکلات شدهاند، کم کند؟
6- انسانها با تقلیلدادن خود نمیتوانند ادامۀ خود را در همان حال بپذیرند و از اتصال به هستیِ نامتناهی که آغوشی است گشوده به سوی بینهایت، منصرف شوند و از روحی که در قتلگاهِ خود، آنچنان امیدوار خود را احساس میکند در غفلت باشند، روحی که در ذات خود در سختترین شرایط همۀ امکانهای تعالی را با بشریت در میان میگذارد. برای بشریت با قطع نظر از نسبت وحدتی که در شخصیت حضرت سیدالشهدا(علیه السلام) مدّ نظرها است که همان یگانگی بین «زندگی» و «مقاومت» است، هرچه میماند سرابی بیش نخواهد بود و هر کس به وحدتی که آن شخصیت به آن اشاره دارد نظر نکند، خواهی نخواهی درگیر سراب بینظمی است.
7- چگونه دشمن میتواند به آن انسان آسیب برساند که در یگانگیِ باطنی خود استقرار یافته و عملاً در مرکز هستی آرمیده است، به طوری که او ملاک بودن هر انسانی خواهد بود، در سکینه و اکنونِ سرمدیاش. آیا امام حسین در کربلا در همۀ حرکات و سکناتشان نشان ندادند از طریق یگانه ساختن خود با ارادۀ الهیِ آخرالزمانی در آن طوفان، میتوان با نظر به آن حضرت، به نهاییترین حضور اندیشد؟ به همان معنای آرامشی که در یگانگی «زندگی» و «مقاومت» پیش میآید. امری که سعی شده در نکاتی که در این نوشتار به میان آمده مدّ نظر قرار گیرد.
8- با توجه به اینکه هر تاریخی با نوعی تفکرِ حضوری آغاز میشود و در آن راستا روح مردم را دگرگون میکند و در نتیجه، افکارِ بیگانه از حقیقت، به اصل ظلمانی خود باز میگردند، امامان به عنوان انسانهایی که متوجۀ تاریخ خود و ارادۀ الهی در زمانۀ خود بودند، بعد از نبیّ، مقامشان چنین بود که وحی الهی را از اجمال به تفصیل میآوردند و لذا باطنهای شریر در مقابله و خصومت با آنها آشکار میشد و مردم به کمک آنها با آموزههای الهی آشنا میشدند. ولی در مواجهۀ ما با غرب، فرهنگ اسلامی ما، سنت اصیل نبوی خود را فراموش کرد و تحت تأثیر خودخواهی فرهنگِ خودبنیادِ غرب، حق النّاس فراموش شد و با آن که شایسته بود تا انسانها نسبت به هم یگانه باشند، ولی نسبت به هم بیگانه شدند. البته با انقلاب اسلامی به عنوان تاریخِ ادامۀ سنت اصیل نبوی، عالَمی دینی برای مردمان جلوه کرد، عالمی که انسانها نسبت به همدیگر احساس یگانگی دارند ولی مدتها از آن غافل بودند. و این است معنای حضور در تاریخ انقلاب اسلامی و درک وجودی خود در این تاریخ که با نظر به امام حسین(علیه السلام) و کربلا به ما برگشت نمود.
9- نهضت امام خمینی«رضواناللهتعالیعليه» با احیای مجدد دین و ایمان آغاز شد، به طوری که میتواند خودآگاهیِ دینداری در این زمانه را به کمال خود برساند. و در آن راستا جریان روشنفکری غرب زده به اقلیت فرسودهای بدل شد که دیگر تاریخ آن گذشته بود و در مقابل آن، انقلاب اسلامی با اجمالی مبتنی بر ایمانِ مردی به صورتی شگفتانگیز و عجیب آغاز شد، با گذار از وضع موجود به وضع موعود. انسان در این شرایط، در پرتو ایمان و نور محمدی(صلی الله علیه وآله) و سیر و سلوک معطوف به فقر ذاتی و عمل به کتاب و سنت میتواند از جای خود برخیزد و به عالَمی دیگر انتقال پیدا کند که عالم دین و ایمانِ دینی است که پیامبران و اولیای الهی بدان آشنا هستند، حضوری ماورای مفاهیم عقلی و فلسفی. با توجه به این حضور، کربلا معنای اصیل خود را پیدا میکند که معنای مصیبت و شکست نیست بلکه حضوری است آخرالزمانی برای انسانی که به نهایتها و حضور نهایی خود نظر دارد، در بستر عبور از دوگانگی «زندگی» و «مقاومت» که حضور فردایی بشر است و در این متن سعی بر تبیین آن شده است.
10- بسیاری میخواهند از عالم و وضع موجود بگذرند ولی نمیتوانند، زیرا این کار همتی عظیم و سیر و سلوکی استثنائی میطلبد که انسان از طریق ایمان الهی میتواند به آن دست یابد. البته تا وقتی که اهل اسلام مؤیّد به باطن نور محمدی بودند، نه در جهان انزوا گزیدند و نه جهان را نابود کردند، بلکه سلوکی را پیش گرفتند که تمدنهای ایران و روم و یونان و هند را تصرف کردند و استواری و قدرت ایمانی و صلابت فکری مسلمانان تا زمانی استمرار داشت که نسبتشان با ساحت قدسِ دین و سنت محمد(صلی الله علیه و آله) و ولایت علی(علیه السلام) محفوظ بود و با آغاز انقلاب اسلامی مجال خروج از غربزدگیِ 150 ساله فراهم شد و حضرت روح الله«رضواناللهتعالیعليه» با تفسیر سورۀ «حمد» ساحت پنهانی عرفان خود را برای عالمیان آشکار کردند و با تفسیر و تفکر اجمالیِ خود طومار غربزدگی پیچیده شد و آنچه تجلی کرد ساحت قدس دین بود. ترک دنیا که مذهب بسیجیِ عاشق امام بود، همان چیزی است که ما همچنان نسبت به فردای خود مدّ نظر داریم تا نسبت موزون عالم عرش با عالم فرش در امت واحدۀ نبوی و ولایی مجدداً ظاهر شود. این است معنای آیندهای که انقلاب اسلامی متذکر آن است و کربلا آغازگر آن و حضور نهایی آن میباشد.
11- با نهضت ایمانیِ امام حسین(علیه السلام)، مردمان به خود آمدند که خداوند حافظ دین خود میباشد و با حضور ولیّ الهی در جهان، خداوند جهان را رها نکرده است و نمیگذارد تا تاریکی و نومیدی بر جهان غلبه کند و فهمیدند هرچه قدرتِ ایمان، شدیدتر باشد گذر از شرّ نظمِ استکباریِ امویِ جهان عمیقتر است. به واسطۀ خودآگاهی جدیدی که با نهضت حضرت امام خمینی«رضواناللهتعالیعليه» پیش آمد، در آن صورت انسان، نه از غرب بیگانه خواهد بود و نه از دین، و به عالم چنان مینگرد که هرچیز را در مظهریت ذاتی خود میبیند، نه در حجاب 150 سالۀ غربزدگی، و ما سعی داریم با نظر به چنین حضوری، کربلا را در این تاریخ برای خود بازخوانی کنیم.
12- به خوبی روشن است که طریقت حضرت امام خمینی«رضواناللهتعالیعليه» از فتوحات آخرالزمانی ایشان و درک حضور نهایی انسان آخرالزمانی ریشه گرفته است، طریقتی با گذار از مدرنیتۀ خودبنیادِ بشر جدید. از این جهت، شخصیت حضرت امام به آخرالزمان تعلّق داشت و این غیر از شهودی است که بعضی از اهل سلوک به عنوان شهودات فردی در آن متوقف هستند. لذا جلال و جمال الهی در وجود امام به نحوی تجلی کرده بود که ایشان آخرالزمان را به نحو تفصیلی میشناختند، امری که تنها خودآگاهیِ تاریخیِ متفکران اُنسی میتواند از آن آگاهی داشته باشد. با توجه به این امر اگر به کربلا رجوع شود، کربلا را در تاریخ خود حاضر کردهایم و در اکنونِ خود در کربلا حاضر شدهایم. آیا با توجه به این امر میتوان به یگانگی «زندگی» و «مقاومت» اندیشه کرد؟
13- در بطن نگاه حضرت امام خمینی«رضواناللهتعالیعليه» به عالم و آدم، انتظار ظهور «وجود» پس از استتار به میان میآمد که در نتیجۀ آن ظهور، نوری را از دل ظلمات دوران به ظهور میآورد. این یعنی ظهور مجدد نور محمدی(صلی الله و علیه وآله) ذیل نظر به نهاییترین انسان و ظهور حکمت اسلامی که رهبر معظم انقلاب در وصف آن فرمودند:
«به گمان ما فلسفه اسلامی بویژه در اسلوب و محتوای حکمت صدرایی، جای خالی خویش را در اندیشه انسان این روزگار میجوید و سر انجام آن را خواهد یافت و در آن پابرجا خواهد گشت.» https://khl.ink/f/2947
در این رابطه حضرت امام از آثار جناب ملاصدرا به اقتضای قابلیت آن گاه، نوری بر جان ما تاباند تا هویت ایمانی و دینی آن آثار را درک کنیم. حال در این فضا اگر به کربلا رجوع کنیم در انسانیتی مستقر میشویم که استقرار در انسانیت بیکرانۀ آخرالزمانی است با هویت حضور در «زندگی» در عین «مقاومت».
14- حضرت امام خمینی«رضواناللهتعالیعليه» به خوبی دریافته بودند که نورِ سنت و ولایت اسلام در حجاب جهان مدرنیته مستور شده است، و این حجاب از طریق تفکر صدرایی و اندیشۀ وجودشناسانۀ او با حساسیتی که حضرت امام نسبت به تفکر صدرایی داشتند، دیده شد و از این جهت معلوم شد این نورِ حضرت محمد(صلی الله و علیه وآله) و درک شیعیِ حضرت روح الله بود که موجب شد تا اهل اندیشه، از غربزدگی جدید بالکل فاصله بگیرند و به تفکری رجوع کنند که عین پارسایی است و در نتیجه آن حضور، مردم و بهخصوص جوانان سعی میکنند به سرچشمههای اصیل دین و عالمی که قدسیان در آن حاضر و ظاهرند بازگردند، و در پرتو عالم قدسی سُکنی گزینند، امری که باید منتظر آن بود. نظر به کربلا از این دیدگاه یعنی حضورِ کربلا در آیندۀ تاریخ، به جای آنکه کربلا تبدیل به مصیبت شود و از اشکی که اشک عرشی است غفلت گردد.
15- با توجه به اینکه شخصیت امام خمینی«رضواناللهتعالیعليه» آغاز راه انکشاف بقیۀالله بود، معلوم است که این راه در مسیر خود گشایشی تامّ پیدا میکند، به همان معنایی که نهضت کربلا به میان آورد با خودآگاهیِ تاریخی و تفصیل بعد از اجمال، و هرگاه به روح ایمانی تقرب جوییم، عالَم انسان متفکر به ساحت قدس تعلق پیدا میکند و در این راستا تفکر دینی با تفکر خودآگاهانۀ ایمانی هماهنگ میشود، بر اساس تفصیل بعد از اجمال.
با توجه به نکتۀ فوق در مورد تفکر امام خمینی«رضواناللهتعالیعليه» که متأثر از نهضت اباعبدالله(علیه السلام) است، میتوان گفت آن تفکر بیشتر مانند کورهراهی است در جنگل مدرنیته که انسان را از این جنگل هیولایی خوفناک با دام و ددهای مهیب، رهایی میبخشد و به فضای باز و روشنِ جمع بین «دین» و «دانش» میرساند، و از این جهت مهمتر از همه، آن تفکر رجوع به حقیقتِ دیانت داشت و نه اسارت در تکنیک.
16- زیستن در جهان کنونی به نحو دینی، تمکیننکردن در برابر سیاست جهانی است. و حضرت امام خمینی به قوم آموختند با رجوع به دین، همۀ عالمِ موجود استکبار پس خواهد نشست و انقلابی در جهت رجوع به باطن در کنار حفظ ظاهر محقق خواهد شد. از آن جهت که در هر دوری از ادوار تاریخی، حقیقت را ظهوری است، و تاریخ به عبارتی تاریخِ اسم الله است اما، در هر دوری این هویتِ غیب را ظهوری است و در هر دوری هم انسان مظهر یک اسم است تا ظهور نهاییترین انسان با ظهور «وَعَلَّمَ آدَمَ الْأَسْمَاءَ كُلَّهَا» (بقره/39) که انسان در صورت تامّ و تمام خود به ظهور میآید و هرکس در این دوران و در این «وقت» تمام خود را احساس میکند. با نظر به چنین حضوری که ما در اکنون خود نسبت به آن بیگانه نیستیم میتوانیم راه را از چاه تشخیص دهیم، به همان معنای پیداکردنِ صراط در تقاضای «اهْدِنَا الصِّرَاطَ الْمُسْتَقِيمَ» که عبور از زمان فانی و حضور در زمان باقی است. کافی است به انسانهای کامل نظر شود و خود را در نسبت با آنان معنا کنیم، به همان معنای «عَلِیٌّ صراط مستقیم» به عنوان نماد حضور انسان در زمان باقی که هرکس نهایت و تمام خود را میتواند در آن حضرت احساس کند نسبت به فردایی که با حضرت مهدی(عجل الله تعالی فرجه الشریف) منتظِر آن حضور و آن نهایت هستیم، به عنوان وطن اصلی و عبور از خودبیگانگی که عبور از جدایی «زندگی» و «مقاومت» است.
طاهرزاده
بسماللهالرحمنالرحيم
جلسه اول
«السَّلاَمُ عَلَى أَسِيرِ الْكُرُبَاتِ وَ قَتِيلِ الْعَبَرَاتِ....وَ مَنَحَ النُّصْحَ وَ بَذَلَ مُهْجَتَهُ فِيكَ لِيَسْتَنْقِذَ عِبَادَكَ مِنَ الْجَهَالَةِ وَ حَيْرَةِ الضَّلاَلَةِ»
سلام بر امام شهیدی که اسیر و درگیر غمهایی بوده که ملت را آزار میداده، امامی که یاد او به جهت شخصیت عرشیاش، گریهآور است، از آن جهت که افقی از حقیقت را مقابل انسان میگشاید... خداوندا! امامی که از خیرخواهی در راه تو کوتاهی نکرد تا آنجایی که خون خود را در راه تو بذل نمود تا بندگانت را از گرداب جهالت و سرگردانی نجات دهد.
کربلا؛ راهی برای درک نهايیترين وجه انسانی
1- درک جایگاه تاریخی نهضت حضرت اباعبدالله(علیه السلام) حکایتی است از بصیرت و هوشیاری اهل ایمان، تا اهل ایمان در تاریخ خود و آیندۀ تاریخیِشان بهترین حضور را داشته باشند. از این جهت در رابطه با نهضت اباعبدالله(علیه السلام)، این ما هستیم و جهانِ گشودهای که با نهضت آن حضرت در مقابل ما گشوده شده است، آن هم در زمانهای که با سیطرۀ فرهنگ مدرنیته، انسانها تنها در خانۀ تاریک خودشان با توهّماتشان بهسر میبرند، حتی وقتی با وسایل سریع دنیای جدید هرجا که میخواهند میتوانند باشند. ولی عجیب است با اینکه همۀ جهان برای این انسان، به اصطلاح بر خط و online است، در همین زمانه همین انسانها در تنهاییِ تاریک خود، در هیچ جایی نیستند. اینجا است که باید بدانیم هرکس در تاریخی که با انقلاب اسلامی شروع شده، جایگاه تاریخی نهضت اباعبدالله(علیه السلام) را «فهم» نکند، در هیچ جهانی حاضر نیست، زیرا جهان امروزینِ آخرین بشر و بشرِ آخرالزمانی؛ حضور در نهاییترین جهان است و این یعنی درکِ نهاییترین وجه انسانی انسان در بستر اسلام، به عنوان آخرین دین در مقابل استکبار که زشتترین جنایت ممکنه را به میان آورده است. امری که این انسان، یعنی انسان آخرالزمانی، با نظر به جایگاه تاریخی نهضت اباعبدالله(علیه السلام) معنای حقیقی خود را مییابد و ما در زمانۀ خود متوجه میشویم در کجای تاریخ و در کدام آینده ایستادهایم.
برکات مواجهه با انسانيتِ انسانهای کامل
2- به این نکته باید فکر کرد که انسانِ آخرالزمانی چگونه میتواند در بستر هستی خود که «عین اتصال به خالق هستی است»، به جای مشغولشدن به باورهای سادهای که جوابگوی نهاییترین طلب انسان این دوران نیست، اندیشههای تازه ای را بیافریند که مطابق روح نهاییترین انسان است. با توجه به این نکته باید متوجه بود؛ انسانِ آخرالزمانی، انسانی است که از سیطره اندیشههای معمولی که امکان تردید در آنها هست، رهایی یافته تا با اصیلترین اصلها روبهرو شود که آن مواجهه با انسانیت انسانهای کامل است، انسانیتی که بالاتر از آن ممکن نیست و این یعنی انسانیت اولیای الهی در نمادهایی همچون علی(علیه السلام) و سیدالشهداء(علیه السلام) و دیگر ائمه(علیه السلام). لازمۀ چنان حضوری اولاً: عبور از خیالاتی است که توهّماتِ ساختۀ ذهن، در آن خیالات پنهان است. ثانیاً: حضور در معارفی است که مانع میشود تا انسان در گرداب نومیدی و انکار حقایق فرو غلتد. حضوری که این روزها میتوان آن را در حرکت مقابله با رژیم صهیونی و استکبار آمریکایی تجربه کرد و از آن به بعد با آن حضور و با تاریخی که در این رابطه در مقابل ما گشوده میشود زندگی خود را معنا بخشید، زیرا در این حضور است که انسان به یگانگی بین «زندگی» و «مقاومت» میرسد.
نقش ايران شيعی در آيندۀ جهان
3- رخداد تجاوز رژیم صهیونی و آمریکا به ما، پنجرهای شد برای آنکه ما شیعیان، بهخصوص ما ایرانیان، جهان مدرن را درست بفهمیم، جهانی که تا دیروز با نوعی شیفتگی به آن مینگریستیم. در حالیکه امروز متوجه شدهایم جهان در وضعیت جدیدِ خود متوجۀ جایگاه تاریخی ایرانِ مرتبط با نهضت اباعبدالله(علیه السلام) شده است تا آنجایی که همه میدانند آیندۀ جهان به نقش ایران در بستر انقلاب اسلامی پیوند خورده است. در این راستا و با توجه به این حضور که سیرۀ حضرت سیدالشهداء(علیه السلام) مدّ نظر است، مردم ما در میدان مقابله با ...
برای مطالعه کامل کتاب میتوانید فایل های pdf و doc آنرا دانلود فرمایید






