بسم الله الرحمن الرحیم
گروه فرهنگی لب المیزان
به لب المیزان خوش آمدید.
گروه فرهنگی المیزان
آرشیو پرسش و پاسخ ها
تعداد نمایش
شماره پرسش:
نمایش چاپی
شماره عنوان پرسش
35587

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش

سلام: به نظر می رسد هوش مصنوعی ثابت می کند بسیاری از چیزهایی که پیش از این حاکی از روح مجرد می دانستیم می شود بدون وجود روح مجرد نیز انجام داد. مثلا هوش مصنوعی می تواند وارد بحث و گفتگو شود سوال آیا نطق مختص موجود مجرد نبود؟ بنابرین چه ابایی وجود دارد که ما حافظه داشته باشیم بدون نیاز به بعد مجرد همانطور که بشر توانست موجودی خلق کند با حافظه و نطق بدون نیاز به بعد مجرد، خدا هم می تواند ماده ای خلق کند که حافظه و ... داشته باشد بدون بعد مجرد و آن بدن انسان و بخصوص مغز اوست از یک طرف ادله ای می خواهیم که ماده ی انسان مکفی نیست و ابعاد مجرد لازم است برای هوش و ... و از سویی ادله می خواهیم که هوش مصنوعی هیچ گاه به خودآگاهی نخواهد رسید

متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: در این مورد لازم است با دنبال‌کردن مباحثی مانند «معرفت نفس»، جایگاه و مقام امور مجرد را بشناسیم تا متوجه شویم مقام وجودیِ موجودات مجرد بالاتر از آن است که فعالیت‌های حسابگرانه و مادی بتواند علت وجود آن‌ها شود. عرایضی در این رابطه در جلسه شنبه اخیر تحت عنوان «نسبت هوش مصنوعی با انسان!؟» : https://eitaa.com/matalebevijeh/14168 شده است . خوب است با دقت آن مطالب دنبال شود. موفق باشید

35488
متن پرسش

سلام خدمت استاد: با توجه به اینکه در سالهای قبل از کرونا در روز عید غدیر خدمت می رسیدیم، آیا امسال هم که از کرونا عبور کرده ایم می توانیم خدمتتان باشیم؟

متن پاسخ

غدیر؛ قطعه ای از تاریخ در پاسداشتِ انسانیت انسان

باسمه تعالی: سلام علیکم: متأسفانه به جهت مصادف شدن عید غدیر با چهلم رحلت خواهرم، نمی توانم خدمت عزیزان باشم ولی قصه «غدیر» امری است که به هر بهانه ای باید مدّ نظر باشد. إن شاءالله زیر سایه ولایت انسانِ کامل همواره زنده و سرزنده در این کویرِ گسترده غفلت از انسانیت، بتوانید نسبت خود را با مولای متقیان «علیه السلام» هر روز بهتر و عمیق تر نمایید از آن جهت که زمان، زمانه بحرانِ معنای انسان است در نزد خود؛ آیا جز این است که بهترین راه برای درک انسانیت در نزد خودمان نظر به شخصیت مولای متقیان «علیه السلام» است؟ و آیا اگر قرآن و اسلام آمده است تا انسان به معنای اصیل خود برگردد، «غدیر» قطعه ای از تاریخ اسلام نیست تا انسانها در نسبت با امیرالمؤمنین علی «علیه السلام» به انسانیت خود فکر کنند و معنی قدسی بودن را در این انسانیت تجربه نمایند؟ غدیر بر شما مبارک باد که هرگز از این قطعه تاریخی غفلت ننموده اید و پاسداشت این قطعه از تاریخ، پاسداشت انسانیت انسان است. موفق باشید

35443

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش

سلام استاد: چند روزی است بحث دکتر چاوشی درباره جناب صدرا ذهنم را مشغول کرده بخشی از سخنان ایشون دربارع تفکر صدرا: انسان در حرکت جوهری حکمت متعالیه جمع بین ذات و فعل می شود و در نهایت ذات و فعل یکی می شود و بحث شفاعت به غایت دشوار می شود. وقتی می‌گویید عینیت بین ذات و صفات است این بزرگترین شناخت است و دیگر تعالی نمی ماند. اگر تعالی از معرفت وجود نداشته باشد، سوبژکتیویته ظهور می کند. سوبژکتیویته به معنای خودبنیادی انسان است و خودبنیادی یعنی اینکه همه امور عالم دائر مدار آگاهی انسان می چرخد. ابن عربی بر خلاف صدرا، ذات و فعل را جدا می داند‌. ذات انسان در نگاه ابن عربی حق است و فعل او می تواند خبیث باشد. بین ذات و صفات از منظر صدرا عینیت و از منظر عرفان تباین است. در تفکر صدرا تعالی و غیب وجود ندارد بلکه همه آن شهادت و حضور است و سوبژکتیویته در آن وجود دارد و به همین میزان نیهیلسم و اومانیسم در آن موجود است. اما این سوبژکتیویته هنوز تحقق خود را بصورت کامل در نظام صدرا پیدا نکرده. در صورت نقد یا تایید سخنان ایشان درباره صدرا خواهشمندم ما را آگاه بفرمایید و نظرتان را بفرمایید

متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: به نظر می‌آید که فهم ایشان از موضوعات با تصورات خودشان همراه است و آن طور که لازم است از اساتید فن استفاده نکرده‌اند. مگر می‌شود در نظر به «وجود»، ذات و صفات جدا باشند. به گفته اهل فن بخصوص با تأکید آیت الله جوادی در درس «اسفار»، آری! مفهوم ذات غیر از صفات است همان طور که مفهوم علم، غیر حیات است ولی در واقعیت، ذات، مصداق همه این مفاهیم می‌باشد. موفق باشید

35184
متن پرسش

با سلام و درود: استاد عزیز و دوست داشتنی صحبتهایی که الان از طرف رهبری و هیات حاکمه می شود در زمان صفویه هم عنوان می‌شد. اونا هم خودشونا نماینده امام زمان (ع) می‌دانستند و اسب سفید و دختر باکره برای امام آماده میکردن. اونا هم مثل الان حکومتشون را وصل به امام زمان می‌دانستند و به اسم مذهب و دین جنایت می‌کردن و بر مردم بینوا ظلم و ستم روا داشتند. جوانان را به خدا و اهل البیت بدبین کردن و قشر امروزی حتی دیگه خدا هم قبول ندارند. الان که می‌بینی اینا هم کپی برداری کردن از آن زمان خدا الهی لعنتشون کنه به حق حضرت رقیه مظلوم که چه می‌کنند با این ملت بدبخت یک عده انسان پاک. بی آلایش هم مثل حضرتعالی حمایت می‌کنید از این ظلم و ستم ها که بر ملت می شود. یا حداقل سکوت می‌کنید. استاد عزیز شما را بخدا قسم بگذارید این انقلاب تو همین کشور باشد و فقط ملت خودمان زجر بکشند به فکر صدورش نباشید بگذارید ملتهای دیگر راحت باشند. انقلابی که سفره اش برای یک عده ای پهن شده و نان آن را میخورند و بقیه مردم بی نصیبند آقای قالیباف رییس مجلس انقلابی سیسمونی نوه اش را از ترکیه می‌خرد رهبر هم می‌گوید مجلس انقلابی. خدایا آدم هر لحظه آرزوی مرگ می‌کند که اینا را نشنود و نبیند. استاد عزیز شما را به جان مادرتون قسم صدای ما مستاجران و کارگران را به گوش رهبر برسانید و الا قیامت جلو شما را خواهیم گرفت. که چرای صدای مظلومی را شنیدید و حمایت نکردید. با تشکر

متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: حتماً عنایت دارید که بنده یک معلم بازنشسته می‌باشم و ارتباطی با مراکز قدرت و تصمیم‌گیری ندارم. آنچه هست نظر به راهی می‌باشد که از طرفی بتوان از این مشکلات که می‌فرمایید؛ عبور کرد و از طرفی انسان، متوجه ابعاد خلیفۀ اللهی و متعالی خود بشود. تجربه بنده آن است که آن راه، همین انقلاب اسلامی است همچنان که اگر اسلام بعضاً به جریان‌های امویان آلوده شد، شیعیان از حقیقت اسلام دست برنداشتند؛ امروز نیز نباید به بهانه آنچه می‌فرمایید از انقلابی که حقیقتاً شهدای بزرگی جهت تحقق آن جان عزیزشان را فدا کردند، دست برداریم. همان شهدایی که اتفاقاً خوب می‌دانستند با اعتماد به رهبر انقلاب، آنچه باید بشود انجام می‌گیرد. جملات شهید حاج قاسم سلیمانی را در رابطه با رهبر معظم انقلاب فراموش نکنید که فرمودند: «برادرها، رزمنده ها، یادگاران جنگ، یکی از شئون عاقبت بخیری نسبت شما با جمهوری اسلامی و انقلاب است.
والله والله والله از مهمترین شئون عاقبت بخیری این است. والله والله والله از مهمترین شئون عاقبت بخیری رابطه قلبی و دلی و حقیقی ما با این حکیمی است که امروز سکان انقلاب را به دست دارد. در قیامت خواهیم دید مهمترین محور محاسبه این است.» به قسمت آخر این جمله مبارک کمی فکر کنید که می‌فرماید: «برادرها، رزمنده ها، یادگاران جنگ، یکی از شئون عاقبت بخیری نسبت شما با جمهوری اسلامی و انقلاب است.» آیا احساس نمی‌کنید با غفلت از ارادت و اعتمادی که باید به رهبر معظم انقلاب داشته باشند؛ خطرِ سوء عاقبت، آن‌ها را تهدید می‌کند؟! موفق باشید 

 

34914

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش

با سلام محضر استاد عزیز و محبوب: استاد سایت شما به نظر می رسد توسط گروهی افرطی اداره می شود لوگوهای سایت با تیتر تهمت نامه کیهان فرقی ندارد چرا دست از استخوانهای منتظری مظلوم برنمی‌دارید؟ طرح نامه آقای خمینی به آن فقیه چه ضرورتی دارد در یک سایت با مشرب عرفانی مطرح شود هردوی این بزرگواران اشتباه داشتند.

متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: نمونه‌هایی از آنچه می‌فرمایید را بیاورید خوب است. موفق باشید

34834

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش

سلام خدمت استاد عزیزم: این متنی که در ادامه براتون می‌فرستم بخشی از بیانات رهبر انقلاب در دیدار سفرای ایران در کشورهای خارجی در تاریخ ۱۳۹۰/۱۰/۷ می‌باشد. لطفاً اگه میشه این بیانات را تبیین کنید تا قابل فهم تر بشه برام: «اینکه ما تصور کنیم اگر ارزشهای معنوی را ملاک قرار دادیم، کار دیپلماسی به بن‌بست خواهد خورد، غلط است؛ به بن‌بست نمی‌خورد. می‌توان با حفظ همین ارزشها، با پایفشاری بر همین ارزشها، در عرصه‌ی دیپلماسی وارد شد، فعال شد، تلاش کرد، منطق را حاکم کرد و طرفها را رفته رفته و بتدریج به مواضع خود نزدیک کرد. اینکه گفتیم «عزت، حکمت، مصلحت»، حکمت این است. حکمت این است که شما بتوانید مواضع طرف مقابل را حکیمانه به مواضع خودتان نزدیک کنید؛ اینها در تضاد با هم نیستند. حکمت و عزت و مصلحت مکمل همند؛ باید در جهت مصالح ملی باشند؛ و در درجه‌ی اول باید با حفظ عزت ملی و عزت هویتی همراه باشند. یعنی تسلیم، انسلام، انظلام، نه در مرحله‌ی باورهای قلبی و نه در مرحله‌ی عمل و قرارداد، نباید وجود داشته باشد؛ این با حکمت امکان‌پذیر است. دعوا کردن و اوقات‌تلخی کردن و حرف تند زدن، یک وقتی ممکن است به درد بخورد؛ اما این روش عمومی نیست. روش عمومی، حکمت است. حکمت یعنی با منطق، متین در عرصه‌ی دیپلماسی وارد شدن. اگر چنانچه اینجوری پیش برویم، به توفیق الهی پیشرفتهای ما هرگز متوقف نخواهد شد.»

متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: آری! مطلب به نظر می‌آید در شرایط خود روشن باشد که در نظام سیاسیِ جهانی نباید با سیاسی‌کاری‌های معمول وارد شد زیرا در آن صورت تاریخی که باید با انقلاب اسلامی ساخته شود، به حجاب می‌رود و رهبر معظم انقلاب «حفظه‌الله‌تعالی» در همین رابطه ۳ نکته «عزّت» و «حکمت» و «مصلحت» را به میان آوردند تا نه از عزت الهی خود کوتاه بیاییم و نه حکمت را رها کنیم و منفعل حادثه‌هایی باشیم که دشمنان پیش می‌آورند و آن‌گاه که مصلحت جامعه اقتضاء می‌کند که کاری بشود، بدون دلیل پافشاری کنیم بر امری که مصلحت نیست. مثل آن‌که در جریان‌های اخیر با این‌که عده‌ای از جوانان فریب‌خورده کارهایی کردند که در هر کشوری اگر چنین اعمالی را انجام می‌دادند آن‌ها را برای همیشه از حیات اجتماعی محروم می‌کردند؛ رهبر معظم انقلاب به جای انتقام مصلحت آن جوانان و نظام را در آن دیدند که آن‌چنان عفوی را إعمال فرمایند. موفق باشید

34683

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش

سلام استاد وقت بخیر من همونی که...

متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: به صورت شخصی این‌طور جواب داده شد:

34675- باسمه تعالی: سلام علیکم: همین‌که پیش آمده است را عطای شهدا بدانید و با عزمی کامل مشغول دروس شوید به نور «یا حیّ و یا قیّوم». موفق باشید

34477

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش

سلام علیکم وقتتون بخیر: آقای طیب در تفسیرشون فرمودند چه بسا با توکل مصلحت فرد همان چیزی بشود که او خواسته این درسته؟

متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: کاملاً درست است. حقیقتاً انسان با توکل، کار خود را در بستر شریعت به خدا واگذار می‌کند تا او در واقع وکالت انسان را به عهده بگیرد و معلوم است که در این راستا آنچه حقیقتاً مصلحت ما می‌باشد را برای ما شکل می‌دهد. مگر در این تاریخ، حضرت روح الله «رضوان‌الله‌تعالی‌علیه» و حضرت امام خامنه‌ای «حفظه‌الله‌تعالی» جز در بستر توکل، انقلاب اسلامی را تا چنین مراحل و مرزهایی حاضر کردند؟ موفق باشید

33624

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش

با سلام: با توجه به اینکه انسان در اصول دین باید خودش تحقیق کند نه تقلید، آیا این روش معرفت النفس که شما برای کاربران گرامی توصیه می فرمایید، آیا جنبه تقلیدی ندارد؟ به عنوان مثال شما در کتاب خویشتن پنهان پس از اینکه شخص من خودش و احکام آن را دریافت کرد آن را به خدا و ملائکه تعمیم می‌دهید.این روش از نظر منطقی ارزشی ندارد. آنچه حجت است برهان است. چیزهایی که درباره ویژگی‌های نفس (من) می فرمایید، حداکثر فقط در رابطه با نفس بدیهی است. اما درباره خدا و ملائکه که بدیهی نیست! در این باره اگر توضیح دهید ممنون خواهم شد. با تشکر!

متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: بحث در قاعده «حکم الامثال فیما یجوز و فیما لایجوز واحد» است و در این مورد این نوع مباحث، معنا می‌دهد. موفق باشید

40368
متن پرسش

سلام: بنده این حرفا رو خصوصی دارم با شما مطرح می‌کنم. صحبت ها و کارهای شما را در جریانم و می‌دانم دارید به وظایف تحقق دستاوردهای جنگ می‌پردازید و خب بنده هم که بیگانه نیستم. اما با همه جوانبی از جنگ و مذاکره که این روزها بیان میشه بنده نکته ای دارم مثل اینکه تا هجوم نظامی علیه اسرائیل نشه مردم غزه آزاد نمیشن، نمی‌گم این هجوم توسط کشور ایران حتما صورت بگیره شاید اجماع حزب های مقاوم و کشور یمن با پشتوانه نظامی و اطلاعاتی ایران یک راه باشه ولی به این فکر کنید هرچند تا اربعین بخاطر پیاده روی خودمان که آسیبی نبینیم صبر کنیم این یعنی کشته شدن فلسطینیان. بطوری این موضوع رو می‌فهمم که اگر به این خاطر اتفاقی نیفته بگونه ای خودخواهی از ما رقم می‌خورد در حالیست که همان برکات اربعین را خداوند در جنگیدن به ما توان عطایش را دارند. باز بنده هیچ کاره ام و عمیقاً این مدت خود را یک آدم معمولی بیش نمی‌دانم. و باز در کار خدا دخالت نکردم فقط موضوعی مهم را مطرح کردم که بنظرم اولویتی داشت. یک نکته مهم تر اینکه اگر منتظر ایجاد ابزار نظامی برتر هستیم عملا این کار حداقل بطور فوری چند سال زمان بر است و اینکه سلاح های خوبی شاید داشته باشیم که رونمایی نشده با این حال قدرت ما به اتکای ایمان است و سلاح های ما مناسب ظهور پیروزی است. آقای قالیباف گفتند اگر بدانیم دشمن آماده حمله می‌شود ما حمله پیش دوستانه می‌کنیم، یا آقای عراقچی تازه گفتند حذف اسرائیل از نقشه هرگز بخشی از سیاست ایران نبوده است! این دو نمونه صحبت یکیش نمایشی و از سر ترس است و آن یکی حرف معقول. با این حال متوجهم آمادگی اجتماعی لازم است اما چیزی که با امکانات ناقصم می‌فهمم خداوند آن لطایفش را به ما عطا فرموده. با مردم غزه چه کنیم در حالی که هیچ چاره و یکساعت دیرکرد باعث تحقق ظلم بزرگ است. می‌دانم حکمت الهی اینها را بنا کرده و باز معتقدم کارش را کرد و به سرانجام رساند و می‌دانم وظایف ما اکنون چیست ولی غزه اهمیتش بالاتر از همه این موارد می‌باشد. لطفاً مرا قانع کنید زیرا بنده به اندازه شما نمی‌فهمم و نیاز به دانستن دارم. متچکرم.

متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: حقیقتاً بشریت در جای حساسی قرار گرفته و موضوع محاصره باریکۀ غزه و عدم امکان کمک‌رسانی به مردم مظلوم آن خطه از یک طرف، و جنایات اسرائیل از طرف دیگر کار را و حساسیت آن را بسیار پیچیده کرده است و همگان و بخصوص ایران منتظر فرصتی هستند که راهی گشوده شود تا از سر حکمت بتوانیم حدّاقل از مشکلات مردم غزه بکاهیم که البته این با دخالت مستقیم کشور ایران عملی نخواهد بود زیرا عملاً جنایات رژیم اسرائیل به حاشیه می‌رود و مسیری که با حرکات نرم رسانه‌ای برای نابودی اسرائیل در حال شکل‌گرفتن است، مورد غفلت قرار می‌گیرد و از این جهت عرض شد حساسیت قضیه بسیار بیش از آن است که صرفاً با یک درگیری مستقیم از طرف ما مشکل حل شود. موفق باشید

40367

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش

با سلام و احترام: خواستم بگویم که انگار هر راهی که خداوند پیش روی انسان گذاشته است خالی از چالش و آزمون نیست. در بحث روابط انسانی، جایی که بحث ازدواج را مطرح می‌کنند برای آنهایی که به هر دلیلی قادر به ازدواج نیستند، راهکاری ارائه می‌کنند: «عفاف». پیمودن مسیر عفاف چالش های جانبی ای دارد که طی این راه ها را دشوارتر می‌کنند. یکی از این چالش‌ها، نیاز به انس و احساسات عاطفی است. جایی که فرد چنان از نداشتن انس، احساس پوچی می‌گیرد که تمامی اعتماد به نفسش را از دست می‌دهد. ناگهان میل به انزوا و تاریکی و افکار فسرده به انسان هجوم می آورند و او را به عقب می‌رانند. تا جایی که دیده‌ام، انس و رفاقت بین دو نفر چنان موجب انگیزش و حس پر بودن می‌شود که هردو را به سمت اهداف شان با سرعت سوق می‌دهد. گویی دوست داشتن و دوست داشته شدنِ همزمان، گوهری‌ست که مال این دنیا پشیزی دربرابر آن ارزش ندارد. چنانچه پوچی در این دوران امری شایع است، نبودِ انس در این افراد مزید بر علت شده و پوچی مضاعفی را به ایشان داده است. فرد در بحث عفاف همانگونه که با مسائل جنسی دست و پنجه نرم می کند، باید با چنین مواردی هم مواجهه مطلوبی داشته باشد. راهرویِ این طریق، چه راه چاره‌ای برای گذرانِ این دوران باید پیشه کند؟ با تشکر🌹

متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: نکتۀ خوب و درستی است. در این رابطه باید به انسانیت انسان‌ها نظر کرد و در این رابطه فرهنگ مقاومت به عنوان یگانگی بین «زندگی» و «مقاومت» می‌تواند راه را تا انس با همۀ انسان‌های عالم بگشاید زیرا «زندگی» جز «مقاومت»، زندگی نیست و در این راستا برای هر معبری جلای حقیقتی در پیش است و از این جهت، کوچه به کوچه و محله به محله و شهر به شهر از مقاومت و از انسانیت، یعنی از حقیقتی باید گفت که معنای انسانیتِ این تاریخ است. به همان معنایی که رهبر معظم انقلاب در پیام خود در همایش صد سالگی حوزه علمیه قم فرمودند: «تمدّن اسلامی، مبتنی بر توحید و ابعاد اجتماعی و فردی و معنوی آن است؛ مبتنی بر تکریم انسان از جهت انسانیّت ــ و نه از جهت جنس و رنگ و زبان و قومیّت و جغرافیا- است؛ متّکی بر عدالت و ابعاد و مصادیق آن است؛ متّکی بر آزادی انسان در عرصه‌های گوناگون است؛ متّکی بر مجاهدت عمومی در همه‌ میدان‌هایی است که در آنها نیاز به حضور جهادی هست.» موفق باشید

39304

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش

 سلام  و عرض ادب خدمت شما استاد عزیز: ان شاءالله جز یاوران حضرت آقا باشید. من مدتی هست که در مسیر حفظ قرانم. می‌خواستم از استاد سوال بپرسم تدبر و تفسیر قران رو ادامه بدیم یا حفظ قرآن رو اگر ممکنه ما رو راهنمایی کنید. آیا حفظ کردن قران هم مجالست و همنشینی با قرآن محسوب میشه؟

متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: حفظ قرآن حتماً کار ارزشمندی است و اگر حدّاقل به گفتۀ رهبر معظم انقلاب این قرآن‌شناسِ واقعی، حفظ قرآن با مفاهیم باشد بهتر است و سپس به تفسیر آیات و سوره‌ها پرداخته شود. موفق باشید

39164
متن پرسش

سلام استاد عزیزم: از دلتنگی سرشارم و مشتاق دیدار شما. ای کاش این محدودیت های دنیا نبود و هر روز به دیدارتان جانم تازه می‌شد همانگونه که انس با آثارتان حیات بخش جان بی رمق من است در عمق سیاهی ها و خستگی های دوران، به خصوص در این شهر پر تلاطم (تهران) استاد عزیزم به لطف پروردگار به جایی رسیده ام که جانم سراپا تشنه یافتن نسبت خود با عالم است. سابقا نسبت میان خود و مبدا و معاد و امامم را به لطف خدا و از طریق هدایت های شما یافته ام به رحمت الهی و ائمه (ع) علاوه بر مسیر حیات فردی و خانوادگی، مسیر حیات اجتماعی خود را با نگاه به عالم انقلاب اسلامی یافته ام و سعی کرده ام زیستنم تا حد امکان سراسر پرداختن به جامعه سازی و جامعه پردازی برای نیل به جامعه مطلوب باشد و در ساختارهای دیوانی و تنگ مدرن محبوس نشوم. استاد عزیزم الان در مرحله ای هستم که به وضوح می‌بینم ما نمی‌توانیم با دستگاه ادراکی مدرن نیازهای خود را در تعامل با عالم به درستی برآورده کنیم و بالتبع یا باید در آن دستگاه هضم شویم یا نسخه مناسب خود را بیابیم لازمه این امر آن است که درست عالم را بشناسیم. از عوالم مختلف گرفته تا مراتب مختلف وجود (موجودات مختلف) تا در تعامل و انس با آنها و از مسیر رفع نیازها به سلوک فردی و اجتماعی خود ادامه دهیم مادامی که این شناخت محقق نشود ما در حیرت و سرگردانی خود گرفتاریم و نمی‌توانیم نیازها را تامین کنیم، جبرا دستمان مقابل عالم مدرن دراز می‌شود و این چقدر برایم تلخ است! بنده به توفیق الهی بسیار تلاش کردم و خدا هم عنایت فرموده و این مسیر را تا حدی پیش رفته ام اما کافی نیست. به محتوای بزرگان هم نیاز دارم تا در این مسیر یاریم دهد لکن محتوا در این زمینه بسیار محدود و حداقلی است. به نظر می‌رسد چون ما برای اولین بار در این موضع تاریخی قرار گرفته ایم بالتبع اولین افرادی هستیم که با این مسائل مواجه می‌شوند من با بند بند وجودم درک می‌کنم که عالم جلوه درون من است. عوالم مختلف را در درون خودم درک می‌کنم. از عالم ماده تا عالم صور تا عالمی که ففط معانی است و تا عالمی که فقط بودن است می‌بینم که موجودات هریک متناظر بخشی از وجود من اند و نیاز همان بخش را تامین می‌کنند می‌بینم که با عالم باید بر مبنای تعالی انس بگیرم تا هم خودم و هم عالم متعالی شود. اسمش را هم گذاشته ام تعامل بر مبنای تعالی می‌بینم که نسبت بین موجودات مختلف نسبت بین همان نیازها و بخش های مختلف وجود من است و در نهایت می‌بینم تا زمانی که انسان سامان نیابد بقیه موجودات هم سر و سامان نخواهند یافت لکن هنوز نمی‌توانم این روابط را دقیق تر کنم تا بر اساس آن، هندسه و الگوی دقیق روابط بین انسانها و عالم را کشف کنم و در جامعه پردازی عملی و رفع نیازها از آنها بهره گیرم جبرا وقتی نتوانم به قدر کافی دقیق کنم، جای خالی را راهکارهای مدرن پر خواهند کرد. استاد عزیزم می‌خواستم اگر برای شما مقدور است همچون همیشه این کمترین فرزند خود را هدایت کنید. برای دیدارتان بسیار مشتاقم و لحظه شمار. از دور با تمام قلبم بر دستان پر مهرتان بوسه می‌زنم. ارادت مند شما براتی

متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: آری! حقیقتاً همان‌طور که یافته‌اید، راهی در پیش است و باید به این جملۀ حضرت امام خمینی «رضوان‌الله‌تعالی‌علیه» در جوابِ سؤال آقای «حسنين هيکل» که از ايشان مي‌پرسد چه انديشه‌ها و انديشمنداني بر شما تأثيرگذار بوده‌اند؟ مي‌فرمايند: «... در فلسفه: ملا صدرا، از كتب اخبار: كافى، از فقه: جواهر.» و این یعنی از طریق امام، تاریخی آغاز شده است که روایت‌هایی مانند آنچه در «کافی» هست از یک طرف و تفقّه در متون دینی که همان فقه جواهری است، از طرف دیگر در کنار «حکمت صدرایی» قرار گرفته تا بشر امروز و فردای این تاریخ بتواند در نسبت خود به عالی‌ترین شکل حاضر شود. و این‌جا است که می‌توانیم به آینده‌ای بیندیشیم که امثال جنابعالی خود را در نسبت با آن یافته‌اید؛ آینده‌ای که جوابگوی حیات گرمی خواهد بود که سخت همگان به دنبال آن هستند اگر به همان سه‌گانه‌ای که حضرت امام مدّ نظر دارند توجه نمایند. بر عکسِ آن‌هایی که در یکی از این سه‌گانه‌ها متوقف می‌شوند و عملاً مانند انسان مدرن، گرفتار نوعی تک‌ساحتی خواهند شد. موفق باشید    

37291

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش

با سلام و عرض تبریک سال نو خدمت شما و استاد عزیز و گرانقدر و آرزوی سلامتی برای شما عزیزان. ممنون میشم این درخواست و راهنمایی را خدمت استاد عرض نمایید تا ایشان حقیر را راهنمایی بفرمایند: سلام استاد عزیز و گرانقدر، باعث افتخار حقیر است که می توانم از راهنمایی های بسیار مغتنم و ارزشمند شما بهره مند گردم استاد عزیز، حقیر جوانی ۴۳ ساله و متاهل دارای ۲ فرزند و اهل استان کهگیلویه و بویراحمد هستم که چندین سال پیش از دانشگاه فارغ التحصیل شدم. در طول زندگی فرصت های زیادی رو از دست دادم البته همیشه اهل درس و مطالعه بوده ام اما زیاد به قول معروف این شاخه به آن شاخه پریدم و اکنون هم از نظر شغل و کار وضعیت مطلوبی ندارم اما خدا را شاکر هستم و با این دید به زندگی نگاه می کنم که این تنگناها اولا محصول غفلت خودم و از دست دادن فرصت ها و بخصوص گناهان می باشد ثانیا نعمت و فرصتی برای خودسازی و جبران گذشته و غفلت ها و امتحانی که درصورت صبر داشتن می تواند باعث رستگاری و تحول باشد. استاد، همیشه علاقمند به مسائل عرفانی بوده ام بخصوص در این ۱۷ سال اخیر و چند سالی هست که تقید دارم که نمازهایم را سر وقت و اول وقت بخوانم و از سن تکلیف تا کنون روزه‌ های ماه رمضان رو خدارو شکر بطور کامل گرفته ام اما خوب از نظر شرک های خفی و اخلاقیات و اعمال قدری ضعیف هستم لطفاً بفرمایید برای خودسازی و معرفت نفس و جبران گذشته و آدم شدن و عاقبت بخیری چه کار کنم؟ چه خط سیری را طی نمایم؟ چه سیر مطالعاتی عمومی نه (ویژه و خاص) شما پیشنهاد می فرمایید؟ لطفاً مفصل راهنمایی نمایید تا آن را نصب العین خود نمایم چرا که برایم دسترسی به افراد صاحب نفس و استاد راه برایم میسر نیست. خیلی دوست دارم با تمام وجود و خالصانه خدا را بندگی کنم، بنده ی واقعی و قلب و‌ ذهنم از همه ی خطورات ذهنی و شرک های خفی و اخلاقیات ناپسند پاک گردد. ممنون میشم برنامه ای جامع بفرمایید خیلی ممنون🙏

متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: بحمدالله به خوبی شرایط خود را درک کرده‌اید و تمایلی که نسبت به حضور بیشتر در توحید ربوبی برایتان پیش آمده است را، لطف خداوند بدانید. آنچه در این مسیر مهم است عمیق‌ترشدن در معارف توحیدی می‌باشد آن‌طور که بتوانیم هرچه بیشتر با قرآن از طریق تفسیر مبارک «المیزان» آشنا شویم. در این رابطه پیشنهاد اولیه همان دنبال‌کردن مباحث «معرفت نفس» و «برهان صدیقین» و شرح سوره اعراف است که صوت همه آن مطالب، روی سایت هست تا إن شاءالله با مطالعه جزوه «جایگاه تفسیر المیزان و روش استفاده از آن» که روی سایت هست، راهِ انس با قرآن از طریق آن تفسیر إن شاءالله گشوده خواهد شد. موفق باشید

36868
متن پرسش

ذیل پرسش و پاسخ ۳۶۷۹۸ از چه سخن می‌گویی ای مرد!؟ از چه!؟ از کدام دیار حرف به میان آورده‌ای؟ چرا اینقدر خویش را کور و بی‌درد در مقابلت می‌یابم!!! چرا انگار همه چیز درست است اما باز در مقابلت یخ‌زده‌ام!؟ یاد آن سخن آن کشیش در برادران کارامازوف می‌افتم: بالاترین دروغ، دروغ به خویشتن است، که سرآغاز تمام ندیدن‌ها و تمام دروغ‌هاست. و آنگاه که این دروغ باور شود، دیگر هیچ ارزشی نه برای خویشتن و نه هیچ چیز دیگر نمی‌ماند. اینگونه سخن گفتن و پرسش‌هایم نه از جنس اعتراض است، نه از جنس غر زدن و نه هر چیزی که بوی بدبینی داشته باشد. این شاید پرسش از خویشتنم باشد و دادی از تنگی وجودم. آری باید رفت اما چرا اینقدر گرفتار خیالم هستم. آری و صد آری که افقی روشن احساس می‌شود، اما چقدر دست و پا می‌زنم. برایم بگویید، این همه خویش را در چنگال خیال‌ها و گناهان دیدن چگونه است؟ این اراده‌های بی‌نتیجه و سرد شدن و باز نیافتن‌هایم مرا خواهد کشت. می‌دانم که باید طور دیگر به صحنه آمد، و افقی که گشوده‌ شده است دریابم تا شاید معنایی سراغم آید، اما به قول دکتر داوری: زمانْ، زمانِ قحط آرامش است. چرا فرصت تاملی نمی‌یابم؟ آری! از دروغ به خویشتن می‌ترسم. آری! این نیهیلیسم است که استخوانمان را شکسته، ولی با من بگویید که چرا در طلب ادراکش بودن نیز به نیست می‌انجامد. آیا اراده به درک چنین بی‌خانمانی‌ای نیز نباید کرد؟ در کتاب‌ها، در نسبت‌ها، در گاه به انتظار نشستن‌ها، در گاه اندیشیدن‌ها... در کجاست که می‌توان آن را ادراک کرد؟ و البته که گفته‌اید بارها: مردی چنان خمینی می‌خواهد. و باز هم گفته‌اید : بدون درک نیست‌انگاری، ادراک انقلاب اسلامی و تجربه مردی به نام خمینی در تجربه انسانی‌مان امکان ندارد. و حال این ما و این چنین زمین‌خوردگی... و ما خود مهیای چنین زمین‌خوردگی شدیم و آن را طلب کردیم. و نه پشیمانیم و نه پشت کرده‌ایم، فقط گاه قصه بی‌تابی و کم‌ وسعتی‌مان را وا گفته‌ایم.

متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: ما را از این طوفان که از آن می‌گویید، گریزی نیست. نه گریز از آن ممکن است و نه چندان گریز از آن دلپذیر می‌باشد که بخواهیم از آن راحت شویم. آری! دروغ‌گفتن به خود بد است، ولی آگاهی از این‌که به خود دروغ می‌گوییم نه‌تنها قدمی به جلو می‌باشد بلکه تأمّلی است مهم، مانند آگاهی به نیهیلیسم، که نه گریز از آن است و نه غفلت از آن. در این صورت به «نیست» که می‌فرمایید، نمی‌انجامد. به حضوری به وسعت اقیانوس‌ها می‌انجامد، به وسعت حضورِ حضرت روح الله «رضوان‌الله‌تعالی‌علیه» در نزد خود. کوهی که تا این اندازه نرم و لطیف بود. امری که گاه گاه به سراغ‌تان می‌آید تا معلوم شود «خبری در پیش است». مگر نه آن است که حقیقت در نسبت با «شدن» پیش می‌آید، برای رویارویی با چهره‌ای دیگر از آن؟ مگر جز این است که در همین طوفان‌هایی که گویا همه‌چیز رفته است؛ حقیقت، این بی‌نشان‌ترین «وضعیت»، خود را نشان می‌دهد؟ موفق باشید      

36776

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش

با سلام استاد عزیز: امروز یک کلیپی یکی از دوستان برام فرستاده درباره امام زمان (عج) یک روحانی بنام سید کمال حیدری میگه ظهور امام زمان به نظر علامه طباطبایی در نشئه این دنیا نیست و مابین این دنیا و برزخ هست و ما باید به آن سمت حرکت کنیم. نظر حضرتعالی چیست؟

متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: آری! دنیا آنچنان در آخرین مراحلش به کمالات خود می‌رسد که ابعاد تجرد آن، بیشتر و بیشتر می‌شود و این یکی از «اشراط الساعة» می‌باشد به طوری که در روایت داریم هر سالِ آخرالزمان وسعت ۱۰ سال پیدا می‌کند. ولی باز همین دنیاست که چنین ظرفیت یافته است و از این جهت باید به نکته‌ای که علامه طباطبایی می فرمایند دقت کرد. موفق باشید  

36623

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش

سلام و ادب: من باب بحث ازدواج و خواستگاری دختر از پسر و اینکه حتما پسر باید اقدام کند یا نه در جامعه‌ی الان دختر هم می‌تواند سوالی داشتم؛ الان با توجه به این زمانه ای که توش هستیم و با توجه به تاکیدات مکرر ولی فقیه بر ازدواج، آیا منطقیه که دختر به بهونه‌ی احساساتی بودنش و یا حجب و حیا هیچ تلاشی برای فراهم شدن زمینه‌ی انجام وظیفه‌ش که ازدواجه، نکنه؟ و هیچ اقدامی نکنه و بشینه بگه من که به کمال خودم می‌رسم چرا اصلا ازدواج کنم؟! و حالا این به کمال رسیدن انسان بدون مرد چجوریه نمونش حضرت معصومه؟ در فضای اون زمان حالت خفقانی بود که ازدواج حضرت معصومه میسر نبود؛ آیا اصلا چنین چیزی (اینکه تلاش صرفا از طرف پسر باشه و این وسط دختر فقط حکم تماشاچی رو داشته باشه) در اسلام اومده همچین چیزی و سند معتبری داره؟! با این وجود زمانه تغییر کرده و باید به حسب تغییر شرایط خیلی چیزا و خیلی احکام مطابق با زمانه جلو بره همانطور که زنانِ جامعه‌ی امروزی استاد حوزه و دانشگاه می‌شوند و می‌توانتد بر احساسات خود غلبه کنند دیگر مثل زنان خانه نشین قبل نیستند این چعه حکمی دارد؟!

متن پاسخ

 باسمه تعالی: سلام علیکم: مسلّماً ازدواج راهی است تا برای مرد و زن جهانی که جهان ایثار برای مرد و مادری برای زن است؛ پیش آید. و حضرت معصومه «سلام‌الله‌علیها» و امثال ایشان با روحیه خاصی که در نسبت خود با خدا برایشان پیش می‌آید و امروز در بعضی از خواهران انقلابی ملاحظه می‌کنید؛ استثناء هستند و البته در جای خود محترمند. ولی در هر صورت، به نظر می‌آید حرمت زن به آن است که مرد از او خواستگاری کند و این هنر زن است که بتواند در عین رعایت حیا، جذابیت‌های خود را در راستای زندگی با مرد برنامه‌ریزی کند و خداوند این هنر را به طور طبیعی در زنان قرار داده ونباید به افراط و تفریط منجر شود. موفق باشید

36535
متن پرسش

سلام علیکم حضرت استاد: خداوند را شاکر و سپاسگزارم که وجود اساتیدی وین جمله حضرتعالی را موجود نموده است تا بسان آینه ایی در مقابل ما ایستاده و مرا به من هدیه می‌کنند! و اما بعد استاد! مدتیست ذهنم درگیر ادعایی است که می‌گوید؛ «اگر بگویند تمام فسادهای جوامع اسلامی مِن بعد رحلت رسول الله صلی الله و آله تا به اکنون و حتی تا ظهور مهدی موعود عج الله در یک ریشه مستتر است و آن ترجمه ناصواب «تقوا» به «پرهیز و خودداری» است شاید گزافه نیست» به فرض من! بعنوان انسان یک تمایلی دارم و [می‌خواهم] تمایل به هرچیزی و به هرمعنا که متصور می‌توان شد. از طرفی گروهی به اسم دین، اخلاق، قانون، و....... می‌گویند نه! ‌‌[نخواه].... اگر بخواهی چنان و چنین خواهد شد.....⛔⛔⛔⛔⛔⛔⛔ حالا اگر متوجه باشیم من می‌خواهم و آنها در ضدیت می‌گویند نخواه در حالیکه ضدیتی در کار نیست. اگر «تقوا» را « قوی شدن» معنی کنیم و بگویند درست است می‌خواهی ولی رسیدن به خواسته در نخواستن ممکن است نخواستن همان خواست تست! درست است که ابهام گونه عرض کردم ولی بیانش بیشتر ازاین مقدور نیست. توصیه جنابعالی برای بیشتر فهمیدن و بیان این پارادوکس عاشقانه چیست؟

متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: نکته پیچیده‌ای است. آیا ما را به نخواستن دعوت کردند تا رهبانیت را بر ما تحمیل کنند و زندگی را از ما بگیرند تا گمان شود خداوند دشمن زندگی است؟ لعنت به آن توصیه‌هایی که به نام اخلاق، ما را از خود و از زندگی می‌گیرد. آیا این شور زندگی نیست که انسان با دیگر انسان‌ها، خود را به وسعت ظهور در همه چیز و در جهان تجربه می‌کند؟ ما را با نیست‌انگاری چه کار؟ آن‌گاه که با خدای خمینی زندگی می‌کنیم و در زمانه خود در همه جهان حاضر می‌شویم در آن حدّ که او در آخرین روزهای عمر شریف خود چیزی گفت که قصه همه زندگیش بود و فرمود: «با دلی آرام و قلبی مطمئن و روحی شاد و ضمیری‏‎ ‎‏امیدوار به فضل خدا از خدمت خواهران و برادران‏‎ ‎‏مرخص، و به سوی جایگاه ابدی سفر می کنم.». بنده هر اندازه به این نهایی‌ترین جمله ایشان می‌اندیشم، از عظمت این کلام، بیشتر و بیشتر حیران می‌مانم. کدام کس است که در این زمانه بتواند در راهی قدم گذارد که در آخرین روزهای روزگارش چنین بگوید که او گفت. آیا او همه راه یعنی همه تقوا به معنایی که او تقوا را نشان داد؛ نبود و نیست؟! درود خدا و فرشتگان بر او که همه راه و همه تقوایی بود که ما نیاز داریم تجربه کنیم تا در بودنِ خود معنی زندگی را از دست ندهیم. موفق باشید    

36443

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش

با سلام و تحیت: در باب حیوانات کتاب حلیه المتقین علامه مجلسی چند صفحه پیرامون حیواناتی مانند چلپاسه، خرس و... صحبت کرده است. در قسمتی آورده است که بنی امیه وقتی فوت کنند به چلپاسه تبدیل می شوند (قریب به همین مضمون). این در حالی است که تناسخ و حلول در عقاید اسلامی نیست و معتقد به این عقاید انحرافی را کافر می دانیم. لطفا راجع به این گونه احادیثی که علامه مجلسی آورده اند و حلول و تناخ توضیحات روشنگرانه ای بفرمایید. با تشکر و سپاس از جنابعالی.

متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: آنچه در این نوع روایت‌ها مطرح است، ربطی به تناسخ که مربوط در این دنیاست، ندارد. بحث در صورتِ قیامتیِ آن‌ها است که جسم آن‌ها مطابق صفات و اخلاقیات آن‌ها می‌باشد. این‌جا است که از رسول خدا «صلوات‌الله‌علیه‌وآله» داریم عده‌ای ظاهرشان در قیامت آنچنان زشت است که حتی خوک و میمون از آن‌ها زیباترند. موفق باشید

36150

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش

سلام استاد: مرحوم آیت‌الله شجاعی در مقالات فقط می‌خواستند برخی منازل عرفانی رو توضیح بدن؟ قدم یقظه و توبه و طلب و مجاهده و مراقبه؟ خب چرا فقط این‌ها؟ در کتاب کیمیای وصال کل منازل سلوک رو از اول تا آخر فرموده‌اند یا اونم گزینشی بوده؟ اگر گزینشی بوده چرا این ترتیب بندی رو اتخاذ فرمودند؟ متشکرم از شما

متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: آیت الله محمد شجاعی «رحمت‌الله‌علیه» در کتاب شریف «مقالات» راهی را گشوده اند که اگر انسان با حوصله و با شروع از اولین جلد آن راه را طی کند، به خوبی احساس حضور در ملکوت برایش حاصل می‌شود و مهم این است که انسان بتواند در حضوری قرار بگیرد که چندین و چند منزل را با یک قدم طی کند. موفق باشید

35977

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش

سلام: من یک سال است که بازنشسته شده ام نمی‌دانم با اوقات فراغت چکار کنم. صبح نماز جماعت می‌روم تا طلوع آفتاب قران یا دعا می‌خوانم چند سخنراني از محمد شجاعی گوش می‌دهم بقیه وقتم را احساس می‌کنم تلف می‌شود، عصر به گلزار شهدا می‌روم یک ساعتی آنجا هستم با این حال نمی‌دانم بقیع وقتم را چکار کنم.

متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: بیشتر خوب است با عمق‌بخشیدن به معارفی مثل «معرفت نفس» و تدبّر در قرآن از طریق تفسیر «المیزان» یا سوره‌هایی که روی سایت هست، اندیشه خود را رشد دهید. موفق باشید

35758

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش

سلام و عرض ادب: من کسی را می شناسم که چندسال است در مراسم اربعین شرکت می کند ولی نه نماز می خواند نه روزه می گیرد. این چه مدل از دینداری است؟ مسولین چقدر نقش دارند؟ همه چیز به شعار خلاصه شده از اسلام فقط ظاهری باقیمانده همه عاشق اباعبدالحسین هستیم و در این مکتب بزرگ شدیم ولی چگونه است مثلا دولت محترم برای همسان سازی حقوق بازنشستگان بودجه ندارد ولی این‌همه برای اعزام به اربعین هزینه می‌نماید؟ یا حسین

متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: اتفاقاً اگر انسان بخواهد آن حضوری را که در اربعین پیدا کرده است که گویا همه حقیقت به سوی او نظر دارد؛ آن را از آنِ خود کند، باید خود را در شریعت الهی که همان رعایت احکام دینی است حاضر نماید 2- بنده چندین سال است به لطف الهی در پیاده‌روی اربعین شرکت می‌کنم ولی هیچ کجا ندیدم که دولت در این موارد هزینه‌ای کرده باشد مگر آن‌که شرایط را آماده می‌کند و تا سال گذشته بودجه زیادی با پاسپورت‌هایی که تهیه می کرد از مردم به جیب می‌زد. موفق باشید

35473

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش

سلام و ادب: ببخشید شما کسی رو می شناسید که دنیا و آخرت رو جمع کرده باشه؟ کسانی که دیدم یا مؤمن هستن و از دنیا عقب موندن مثلا زندگی مرتبی ندارن شغل درست حسابی ندارن یا به خودشون نمی‌رسند، یا اونها که دنیای مرتب تری دارند از آخرت میمونند. نمیتونند دایم به فکر سیر و سلوک باشند. مثلا پیامبر به ظاهرش اهمیت می‌داده ولی اونموقع نهایت رسیدگیشون شانه زدن موها و گلاب زدنه که زمانه امروز این حداقل نظافت هم به حساب نمیاد. عرفا مثلا سر و وضعشون چندان جالب نیست و طوری نیستند که آدم نترسه باهاشون زندگی کنه، یا زندگیهاشون از نظر ظاهری جالب نیست تا جایی که من دیدم. زندگیشون بعضا حس آرامش و معنویت داره ولی ظاهر جالبی برای یه عمر زندگی نداره. مسلما منظور من تجملات نیست و از تجملات بیزارم. میتونید کسی به من معرفی کنید که تونسته باشه دنیا و آخرت رو جمع کنه؟ البته من همسرتونو از نزدیک دیدم و جزو معدود افرادی هستند که به نظرم دنیا و آخرت رو جمع کردند ولی باز از نزدیک زندگی ایشون رو ندیدم تا بدونم چطوره و فقط ظاهرشون رو دیدم . خودم به این نتیجه رسیدم نمیشه دنیا و آخرت رو جمع کرد و از محالاته. مگر اینکه خلافش بهم ثابت بشه. اگه دفاع فلسفی هم دارید مطرح کنید از اینکه دنیا و آخرت رو بشه جمع کرد. حکمت خدا از این خلقت اینجوری چیه؟ خیلی جالب نیست این همه تعارض و تناقض و جنگ و جدال بین دنیا و آخرت. بالاخره انسان نیاز به آرامش داره و نمیتونه تمام عمر مبارزه کنه و بجنگه. یه روحیه صلح طلب چه کار کنه؟

متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: شما نمونه‌هایی مانند حضرت امام خمینی و رهبر معظم انقلاب در نسبت به خانواده و زندگی خود کم ندارید. حتماً شنیده‌اید که نسبت حضرت امام با خانواده‌شان حالت معاشقه داشته. می‌ماند که اهل ایمان که حقیقتاً دنیا و آخرت را جمع می‌کنند، اهل تظاهر نیستند و لذّات‌شان بیشتر، نزد خودشان است و مطمئن باشید اگر مدعیان دینداری نتوانستند دنیا و آخرت را جمع کنند، زندگی را گم کرده‌اند. موفق باشید

35136

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش

سلام: قرار است تا دو سال دیگر قدرت اول منطقه باشیم اگر قدرت را مردم بدانیم مشارکت مردم ایران در انتخابات قبلی را با مشارکت اخیر مردم ترکیه مقایسه کنید تا واقعیت مشخص شود.

متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: به نظرم مقایسه درستی نیست. نه به معنی انکه انتخابات ترکیه، انتخاباتی معقول نبود، بلکه به خاطر آنکه در پشت انتخابات پیش آمده در ایران هزاران فتنه نهفته است که این بسیار عمیق تر از ضعفهای جزیی است که ما داریم. عظمت کار در انتخابات ایران را در این بدانید که چگونه بالاخره رئیس جمهورهای متقاوتی با گرایشهای متفاوت در دل انتخابات ما پیش می آید و انقلاب، تحمل این نوع حضورها را دارا است. امید است با هرچه بیشتر تعالیِ معنوی مردم و درک جایگاه جریانهای متفاوت، انقلاب اسلامی نمادی از برگشت معنا و معنویت به جامعه ایرانی و جهانی بشود. امری که بنده با تمام ضعفهایی که می شناسم به آن امیدوار هستم به جهت روح توحیدی انقلاب اسلامی. موفق باشید

34972

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش

سلام و نور: طاعات و عبادات شما قبول باشه ان شاءالله. یک سوال دارم: همه می دانیم مشکلات این کشور چه هستند مشکلات اقتصادی و .... اما سوال اینجاست که: انقلابیون با دانستن این مشکلات، هنوز امیدوارند، البته نه امیدی از جنس توهم بلکه از جنس واقعیتی ملموس و البته به بیانی دیگر شاید بتوان گفت واقعیتی ناملموس، که مسلما روشن تر از روز است. چون یک معنایی از انقلاب به قلب آنها نشسته که لحظه به لحظه و تا زمانی که انقلابیون در ساحت معنا زیست می کنند، پیوندشان با انقلاب ناگسستنی است. سوالی که ذهن مرا درگیر کرده و دنبال پاسخ آن هستم اینست که این معنایی که انقلابیون آن را یافته و با آن ارتباط برقرار کرده اند و در قلبشان رسوخ کرده و سبب ثبات قدم آنها گشته، چگونه باید انتقال یابد و جان افراد دیگر را نیز در بر گیرد؟ بنظر می آید جدای از گذر زمان و دوره گذار و هم چنین جدای از ظواهری مانند علوم مادی و اقتصاد و سیاست و ... باید دنبال راهبرد یا روشی آموزشی باشیم برای انتقال این معنا از جانی به جان دیگر.... جنس این معنا را می توان شهودی دانست، اما واقعا راه انتقال و آموزش شهود چیست؟ آیا می توان یک روش تدریس و روش آموزش یا روش انتقال برای مسائل شهودی یافت؟ با تشکر

متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: همه سخن در این است که در جهان جدید که انسان، خودش برای خودش مسئله شده و گرفتار انواع بحران‌ها گشته، راه عبور از این بحران‌ها چیست؟ این‌جا است که جایگاه انقلاب اسلامی معلوم می‌شود و بنده در این رابطه بر این اعتقاد هستم که برای عبور از مشکلات اقتصادی و بحران بی‌معناشدنِ انسان، همچنان باید بر حضور تاریخی انقلاب اسلامی تأکید کرد. تصور می‌شود کتاب «سلوک ذیل شخصیت امام خمینی رضوان‌الله‌تعالی‌علیه» در این رابطه مقدمه خوبی باشد. موفق باشید

نمایش چاپی