باسمه تعالی
کاربران محترم عنایت داشته باشند که این سایت وظیفۀ خود را تنها در محدودۀ جواب دادن به سؤالات معرفتیِ کاربران میداند و از اینکه نمیتوانیم جوابگوی سؤالات شخصی و حالات فردی کاربران محترم باشیم؛ عذرخواهی میشود.
طاهرزاده
.
با سلام و تحییت خدمت شما استاد طاهرزاده: در دین فقه چه جایگاهی دارد؟
باسمه تعالی: سلام علیکم: ۱. علم فقه، علمِ تشخیص احکام الهی است برای قرارگرفتن انسان در مسیری که مسیر قرب الهی است زیرا که هیچ مقصدی بدون مسیر نمیباشد و مسیر انس با خداوند، شریعت الهی است که علم شریف فقه به عهده دارد ۲. مهم امیدواری به رحمت واسعۀ الهی است. و در همین رابطه از حضرت امام حسین «علیهالسلام» داریم: الهی! «مَا ذَا وَجَدَ مَنْ فَقَدَكَ وَ مَا الَّذِي فَقَدَ مَنْ وَجَدَك» خدای من، چه دارد آنکه تو را ندارد؟ و چه ندارد آنکه تو را دارد؟ موفق باشید
و سلام و درود مجدد: چطور می توان خواسته و عشق اسماعیل وارمان را همچون ابراهیم به قربانگاه برد و فدای خواست خدا کرد؟
باسمه تعالی: سلام علیکم: تعمق در معارف عمیق توحیدی مانند «معرفت نفس» و بخصوص تعمّق در خطبههای توحیدیِ نهج البلاغه مانند خطبۀ اول نهج البلاغه و خطبۀ ۸۳ که شرح آن روی سایت هست. موفق باشید
سلام و نور: ان شاءالله تندرست باشید. به من کمک کنید در فهم اینکه چرا برخی دعاها با وجود استمرار و اضطرار مستجاب نمیشود؟؛ و چه کنیم در خواسته ای گیر نکنیم؟ و تسلیم اراده ی خدا باشیم؟ این سپردن عمل به پروردگار به شکل عملی و معنوی یعنی خواستن واقعی دل به چه صورت است؟ چه طوری می توانیم این دل را راضی کنیم که راضی شود به رضای خدا؟ رهایی از خواسته چه طور اتفاق می افتد؟ (درخواست کاملا حلال و یکی از نیازهای فطری و طبیعی انسان است؛ و به هر دری که می شناختم زدم از نذرهای مختلف تا زیارت امام رضا و امام حسین و ... و تا الان گشایشی حاصل نشده. فهم حکمت و پذیرش مصلحت کار راحتی نیست) و سوال دیگر اینکه: چگونه می توانم فردی را که در حقم جفا کرده ببخشم؟ در زبان و دل خواستم که او را ببخشم ولی هنوز ته دلم دلخورم و یاد عملش که می افتم خیلی ناراحت می شوم! به نظر خودم این بخشیدن نصفه نیمه است! (البته جفاکننده اظهار پشیمانی و عذر خواهی نکرده است ولی خودم می خواهم از این فشار ناحقی که در حقم شده نجات پیدا کنم، چه کنم؟)
باسمه تعالی: سلام علیکم:۱. در عین پذیرفتن زندگی ساده و بدون نظر به پیشنهادهای اهل دنیا، به این فکر کنید که شاید خداوند تقدیر دیگری را برایمان رقم زده و از این جهت باید راضی بود به رضای خداوند. در آن صورت، حضور دیگری مدّ نظر میآید. ۲. کار خوبی است که انسان آن نوع کدورتها را از قلب و ذهن خود بیرون کند و باید مواظب بود همینکه یاد آن جفاها میافتیم، ذهن را منصرف نماییم. موفق باشید
با سلام و عرض تبریک اعیاد بزرگ رجب و شعبان و التماس دعای خیر از استاد بزرگوار: در یکی از جلساتی که با گروهی از دوستان اهل ایمان، مباحث معرفتی و سلوکی حضرتعالی را مباحثه میکنیم بعضا دوستان شوخی هایی را به میان می آورند و در پاسخ عزیزانی که درخواست رعایت شأن جلسه و اعضای جلسه را دارن که بهتراست رعایت شود تا مسیر سلوک بهتر باز شود و درکل شأن مومن، استفاده ازاین نوع شوخی ها نیست، میفرمایند استفاده ازاین شوخی ها در جمع دوستانه برای شاد کردن خود و دوستان حاضر در جمع، عفت کلام را ازبین نمیبرد و ایرادی ندارد. بنده در روایات جستجو کردم اما یا بدلیل ناشی بودن در جستجو یا ناقص بودن منابع در دسترسم، نتوانستم روایات صریحی در این باب پیدا کنم نگران شدم مبادا ایرادی که وارد شده اصلا جایز نبوده و بقول معروف سختگیری کرده ام از طرفی حقیقتا از طرح چنین صحبتها و شوخی هایی آزرده میشوم لذا در خواست دارم در این مورد سختی بفرمایید که چراغ راه ما باشد. تشکر
باسمه تعالی: سلام علیکم: به نظر میآید تا آنجا که ممکن است باید فضا کاملاً حالت علمی و تدبّر در موضوع اصلی مورد بحث داشته باشد همانطور که سیرۀ علماءاست، بخصوص حضرت امام «رضواناللهتعالیعلیه» در جلسات خود چنین سیرهای داشتند. موفق باشید
سلام عیدتون مبارک: طلبه درس خارج هستم. آدمدرونگرایی هستم و نمیتونم سخنرانی کنم. میخواستم ببینم خوبه که برم برنامه نویسی هوشمصنوعی با پایتون یاد بگیرم و کلا تخصصی وارد اون حوزه بشم؟
باسمه تعالی: سلام علیکم: اگر استعداد کار با هوش مصنوعی را دارید خوب است که در آن کار ورود کنید. ولی برای ارائۀ معارف الهی اعم از قرآن و روایات کافی است جنابعالی با مخاطبان خود آیات قرآن را به کمک تفاسیر در میان بگذارید حتی مطالب اصلی را یادداشت نمایید و آن یادداشتها را برای مخاطبان بخوانید. کاری که بنده انجام میدهم. و شنیدهام مرحوم شهید مطهری نیز چنین روشی در منبر داشتند. موفق باشید
با سلام و عرض ادب خدمت شما استاد محترم: زمانی که تلاش میکنم زن را در تمام تاریخ ببینم به کربلا میرسم. در ذهنم همۀ زنان برجسته، در خیمه ای به وسعت تاریخ، گِرد وجود حضرت زهرا (سلام الله علیها) در کربلا جمع هستند. حتی خانم مرضیه حدیدچی هم در این خیمه همراه زنان بنی هاشم حضور دارد. این زنان مومنه برای ظهور تلاش میکنند. حیاتی در این خیمه هست که در دنیای مادی ما نیست. ما اغلب در «نمیشودها» و «نمیتوانمها» متوقف میشویم. ولی گویی در این خیمه هوا و رایحه ای دیگر جاری است. چطور میشود از قید «زمان» رها شد و ورای تصویر ذهنی به دیدن و شنیدن رسید و فراتر از آن مخاطب اوامر قرار گرفت و پر توان چشم گفت؟ آیا صحیح است به جای در نظرگرفتن علما و اساتید ارجمند، در نماز با اهل این خیمه همراه شد؟ لطفا در صورت صلاحدید راهنمایی بفرمایید. بی نهایت سپاسگزارم.
باسمه تعالی: سلام علیکم: همینطور است. مهم آن است که متوجۀ آینههایی باشیم که اشاره دارند به آنچه آن آینهها مینمایانند، حال چه آن آینه از جنس مردان باشد و چه از جنس بانوان، چه حاج قاسم سلیمانی باشد و چه خانم مرضیۀ دبّاغ و چه همسر شهید رشید. این است که جناب عمّان سامانی «رحمتاللهعلیه» در وصف زینب کبری «سلاماللهعلیها» به عنوان شخصی ماورای جنس زنان و مردان، میفرماید:
زن مگو مرد آفرین روزگار
زن مگو بنت الجلال اخت الوقار
زن مگو خاک درش نقش جبین
زن مگو، دست خدا در آستین
موفق باشید
با سلام خدمت استاد محترم: در موضوع ذات بینی، کتاب اسما الحسنی دریچه های نظر به حق، می فرمایید که وقتی انسان فراتر از رزق خواران، با خود اسم رزاق رابطه پیدا کند، به آن هنر ذات بینی گقته می شود. ولی آیا این تفاوت دارد با اسامی ذات الهی؟ و اسم الرزاق را باید بگوییم از افعال الهی است.
باسمه تعالی: سلام علیکم: آری! در هر اسمی «او» در جلوۀ آن اسم در صحنه است اعم از اسماء ذات مانند «حیّ» و یا اسماء فعل مانند «رزّاق». به همین جهت فرمود: «إِنَّ اللَّهَ هُوَ الرَّزَّاقُ ذُو الْقُوَّةِ الْمَتِينُ» و از این جهت باید متوجه بود که «او» با رزاقبودنش در هر رزقی به ظهور آمده است. موفق باشید
سلام علیکم جناب استاد عزیز: بنا به حضور در عالم اعتکاف و حس حضور بیشتر و شور ایمانیِ تاریخیمان در اعتکاف، یادداشتی را دوست داشتم با قلبی زبانآشنا و دلی مأنوس با عالم انسان دینی در میان بگذارم.
بسمه و رحمته و ریحانه
حس حضور بَرین آدمی و چشیدن لذت اُنس با حقیقت جز با پناه بردن به خانهای که دریچهای است برای اتصال به ملکوت و بریدن و کندن از شواغل حسّی و مادی زندگی دنیا، و توجهی یگانه با حقیقت هستی، نتیجۀ ورود به عالم اعتکاف است. لازمۀ حضور در چنین عالمی اعتزال (کنارهگیری) و احتباس (دوری از روزمرّگیها) و انقطاع (قطعکردن تعلقات) است. سنگ بنای حضور در عالم انسانی در سه ضلع «اعتزال» و «احتباس» و «انقطاع» شکل میگیرد و جوهر وجودیاش به فعلیت نهایی خود (صورت برتر انسانی) بار مییابد.
اعتکاف، همان «اقامت» و «عکوف» به معنای باز ایستادن از روزمرّگیها و شلوغیها و اقامهکردنِ حق و حقیقت در «جان» آدمی است، آنجا که دیگر دنیا در مشغولیات نباشد و در دنبالِ پیداکردن راهی در نسبتِ با کمال نامتناهی و مطلوب جان خویش به دنبال روزنهای برای ادامۀ حیات دنیایی میگردی. آنجایی که قرار است تا نقشۀ هوایی زندگی معنویات را در طرح و نقشه و برنامۀ خدا پیدا کنی و برای ادامۀ زندگی به دنیا باز گردید و پس از سیر معراج ملکوتی، دوباره در هبوطی دیگر زندگی را بر طرحِ نقشهای «کمال جویانه» و «آرزومندانه» و با امید در غایت قصوای لذتی پایدار که در ربط با کمال مطلق (خدا) است، تجربه کنی.
«اعتکاف»، بازخوانی قصّۀ هبوط آدمی است که چه شد که آسمان را از دست داد و در سیر «هبوط» آدم گرفتار زمین و زمینیان شد. اعتکاف فرصتی است برای بازگشت به همان نقطه عروج آدم، فقط باید آن را اقامه (به پا) داشت!
«اعتکاف» پیدا کردن معنای گم شده بشری است که گَردِ شلوغی و شواغل حسّی و مادی دنیا ضربان معنوی قلبش را کُند و کُندتر کرده و میل و اشتهایش به سبک باری و سبک بالی عالم معنا را از دست داده است.
«اعتکاف»، جانِ تازهای است در ریهها و کالبد وجودی انسانِ «نهیلیسمزده» که نیازمند قرنطینه است تا زندگی را باز جُوید و دگرباره انسان به دنیا با نظر به آسمان نگاه کند. نبض و ضربان قلب را در عالم دینی اعتکاف به دست یگانه طبیبِ عالم هستی به عاریت میدهیم تا گردش خون معنویمان کمی رفیقتر شود و در زندگیمان جاری گردد. إنشاءالله
باسمه تعالی: سلام علیکم: همانطور که فرمودهاید انسانها با اعتکاف خود که حضور در مسجد است به عنوان دریچهای به سوی عرش؛ با جهانی آشنا میشوند که قابل توصیف نیست زیرا حضورِ دیگری است و معنای «وقت» که در متون دینی داریم برای انسانِ معتکف آشکار میشود و در راستای حضوری بعد از حضور که همان حاضرشدن در میدان «وجود» است، در عین تشکیکیبودن و شدت و ضعفداشتنِ «وجود»، نباید گمان کنیم که پس از اعتکاف، آن حالت از بین میرود بلکه باید متوجه بود برای حضور در مرتبهای شدیدتر آن حالت، حالت دیروزین در اجمال خود قرار می گیرد تا مرتبهای دیگر از «وجود» به تفصیل آید و لذا به یک معنا میتوان گفت حالت دیروزینِ اعتکاف به حالت جلالیاش قرار میگیرد تا حضرت محبوب به جلوۀ جمالی به سوی ما نظر کنند و از این جهت باید متوجۀ زیباییهای فردای اعتکاف بود. موفق باشید
باسمه تعالی. با توجه به مراسم جلیل القدر اعتکاف و آرزوی توفیق برای همه عزیزان در هر جایی ، به هر گونهای که هستند ، تا انتهای مراسم اعتکاف از جوابگویی به سوالات کاربران محترم معذور هستیم. التماس دعا.
باسمه تعالی. با توجه به مراسم جلیل القدر اعتکاف و آرزوی توفیق برای همه عزیزان در هر جایی ، به هر گونهای که هستند ، تا انتهای مراسم اعتکاف از جوابگویی به سوالات کاربران محترم معذور هستیم. التماس دعا.
با سلام: استاد من گمان میکنم عده ای با مبحث روانشناسی و علوم تربیتی و تربیت فرزند پیش میرفتن و بحث صبر را از آنجا و آن منظر دنبال میکردن و عده ای مباحث را از دیدگاه طلبگی و عرفان و ره صد ساله از یه طرف اگه ما با این مباحث پیش بریم یه جورایی کند پیش میریم و از طرفی اگه نرویم بالاخره یه سری سیستم ها و آموزش و پرورش از طریق این علوم که گاها خیلی اش با مبانی دینی ما هم تطبیق داره پیش میره و از طرفی در خصوص زنان باید با احتیاط تر نسبت بهشون بود و آسیب پذیرن، بنده دیدم یکی از کتابهای رهبرانقلاب و هم شهید مطهری راجع بحث صبر هست که احتمالا مشهدی ها و انتشارات انقلاب که بعضیشون طلاب نویسنده و ویراستار کتب رهبری هستن و شاید اگر مباحث را کلی پیش میآمدیم خصوص در مورد صفات اینطورنمیشد که یه عده بگن با صبر باید جلورفت یه عده بگن نه عقب میافتیم، استاد این موضوع را درست متوجه شدم؟
باسمه تعالی: سلام علیکم: موضوع «صبر» موضوعِ بسیار و بسیار حساس و مهمی میباشد و اساساً اگر قرآن فرمود: «انّ الله مع الصّابرین» و متذکر شد خداوند همواره در کنار اهل صبر میباشد؛ حکایت از آن دارد که اگر راهی به سوی حقیقت مقابل انسان گشوده شد، آنچه موجب نتیجه و حضور نهایی میشود، پایداری در آن راه است. خوشا به حال دیندارانی که در دینداری خود پایداری و صبر پیشه کردند و نگذاشتند شیطان صبر آنها را برُباید و خوشا به حال حاج قاسمها که در مسیر مقابله با کفر و جنایت، صبر پیشه کردند و در گردونۀ ریزشهای انقلاب گرفتار نشدند. و در این رابطه در فرازی از دعای ماه رجب از حضرت محبوب تقاضا میکنیم: «اللَّهُمَّ إِنِّي أَسْأَلُكَ صَبْرَ الشَّاكِرِينَ لَكَ...» https://eitaa.com/matalebevijeh/15919 موفق باشید
سلام علیکم: وقت عالی بخیر. ببخشید استاد خیلیها میپرسن آیة الکرسی همون یک آیه هست یا اون دوآیه بعد هم جزء آیة الکرسیه؟ تو نمازها، اذکار، دعا ها و....اونجا که اسمی از آیة الکریی میاد دقیقا منظور چیه و تا کجا باید خونده بشه؟
باسمه تعالی: سلام علیکم: آری! وقتی صراحتاً گفته شود «آیت الکرسی»، منظور همان آیۀ ۲۵۵ سورۀ بقره است. و اگر دو آیۀ بعد از آن هم منظور باشد می فرمایند تا «هم فیها خالدون» .
آیت الکرسی شامل آیه ۲۵۵ سوره بقره یعنی از «اللَّهُ لا إِلهَ إِلاَّ هُوَ الْحَیُّ الْقَیُّومُ» تا «وَ هُوَ الْعَلِیُّ الْعَظِیمُ» است. موفق باشید
سلام استاد: آیا میشه در نماز به جای نصب العین قرار دادن ائمه (ع) علامه حسن زاده آملی عزیزم را نصب العین خود قرار دهم؟ به عنوان تجلی امام زمان علیه السلام؟
باسمه تعالی: سلام علیکم: اتفاقاً پیشنهاد مرحوم قاضی طباطبایی به همین شکل بوده است. موفق باشید
سلام آقای طاهرزاده: من و خیلی از کسانی که باهاشون در سن و سال های خودم صحبت میکنم یه نوع درگیری های مشترکی دارند. یکی از اونها تنهاییه. این درد جدید تا حدی هست که آگهی و نیازمندی هایی در سایت ها منتشر میشه با عنوان همدردی و درک کردن. یعنی یکی اگهی کرده به یک همدم و صرفا صحبت یا درک کردن هم دیگه نیازمنده. از طرفی من حس میکنم این تنهایی با آدم ها پر نمیشه. یعنی این نوع تنهایی اینطوری حل نمیشه من رفیقم خانوادم یا حتی همسرم کنارم باشه. برای همین خیلی از ازدواج ها به مشکل روحی میخوره. این یک وضعیت بود وضعیت بعدی که مرتبط میتونه باشه به تاثیر فضای مجازی بر زندگی و نقشش در این تنهاییه. گویی این فضای مجازی فضاییه برای فرار از این تنهایی و جدای از تاثیرش به عنوان جنگ نرم و محتوایی تاثیرات دیگه ای داشته مثلا عادت کردن انسان به متن های کوتاه و عدم تفکر. هوش مصنوعی با این رویکرد گویی وارد میدون شده. لذا من دیدم خیلی از کسایی که با هوش مصنوعی درد و دل میکنن. از طرفی تنهایی پر میشه هرچند به صورت غیر واقعی. و از طرفی این انسان تنها اسیر هوش مصنوعی است و در نتیجه قدرت تفکرش هم از دست میده و گویی رباتی تبدیل میشه. این موضوع تحلیل بنده است از وضعیت فعلی در همسن و سالام در دوره ۲۰ تا ۳۰ سالگی این رو شما چگونه میبینید؟ درست است؟ راه حل چیست؟ لطفا منابعی معرفی کنید جهت مطالعه در آثارتان با این موضوع
باسمه تعالی: سلام علیکم: همینطور است که میفرمایید و کتاب «آشتی با خدا» در همین رابطه برای همان مخاطبانی که میفرمایید نوشته شده. به هر حال نسلی را که از آن نام بردهاید، دارای ظرفیت بسیاری است به وسعت ظرفیت و حضور حاج قاسم سلیمانی. و از این جهت احساس خلأ میکند. راه حل آن را باید در اُنس با شخصیت و سخنهای حاج قاسم سلیمانی بدانیم و بر آن تأکید کنیم. در این مورد اخیراً عرایضی تحت عنوان « شهید حاج قاسم سلیمانی و معنای تاریخی ما» شده است. خوب است بدان رجوع فرمایید. https://eitaa.com/matalebevijeh/21329 2- البته عزیزانی که با هوش مصنوعی مأنوس هستند متوجه باشند هوش مصنوعی فکر نمیکند و تنها به دادههای زیادی که در فضای مجازی است دسترسی سریع دارد. موفق باشید
سلام استاد: من دو تا سوال دارم. استاد من درگیر معصیتی هستم که چند سالی با توسل با نذر و نیاز نتوسنتم ترک کنم. بعد رفتم سراغ روانشناس ها و چیزی که متوجه شدم عادتی که از این معصیت دارم ناشی از عملکرد مغزه. بعد برام این شبهه ایجاد شده که مغز قدرت های زیادی داره به طوری که خیلی از معنویت های که فکر میکنیم معنویته به خاطر عملکرد مغزه در اون لحظه. مثلا من بعد از زیارت سیدالشهدا اون گناهی که عادت و اعتیاد بهش داشتم چند وقتی کنار گذاشتم اما حالا فکر میکنم قدرت مغزی در اون لحظه کمکم کرده بود و نه معنویت حاصل از زیارت. نشونش هم اینکه دفعه بعدی در زیارت این قدرت ترک رو نداشتم. لطفا کمک کنید قدرت مغز رو چطور جمع کنیم با خیلی از چیزهایی که میگیم معنویت. سوال دوم اینکه لطفا یه راه حل کامل بهم بدید برای اینکه اراده ام قوی شود.
باسمه تعالی: سلام علیکم: ۱. آری! اعضای بدن از جمله مغز، بستر تدبیر نفس ناطقه است و هر اندازه بدن انسان بیشتر در تعادل باشد، نفس ناطقه یا روح انسان، بهتر در تصمیماتش موفق است و روانشناسی به عنوان یک علم تجربی با روش آزمون و خطا، بعضاً میتواند متوجۀ نسبت بین بدن انسان و روح او بشود ولی نباید گمان کرد آن موضوعات، تنها در محدودۀ روان است و از مراتب بالاتر غفلت نمود. ۲. خوب است مباحث «معرفت نفس» دنبال شود. در این رابطه به کانال «معرفت نفس» رجوع فرمایید و بررسی کنید با سخن کدام یک از اساتید میتوانید رابطه برقرار نمایید. مطالب را با همان استاد دنبال کنید. موفق باشید https://eitaa.com/marefatenafs_10nokteh
سلام: افسردگی شدیدی دارم. به فکر خودکشی هم هستم. دارو هم مصرف میکنم فایده نداره. چکار کنم؟ همش توی رخت خوابم هستم. زنمم طلاق گرفته.
باسمه تعالی: سلام علیکم: به حضوری باید فکر کرد که برای شهدا پیش آمده. در این مورد خوب است مباحث «نیستانگاری» را دنبال فرمایید. https://lobolmizan.ir/search?search=%D9%86%DB%8C%D8%B3%D8%AA%20%D8%A7%D9%86%DA%AF%D8%A7%D8%B1%DB%8C&tab=sounds موفق باشید
سلام استاد: ما با نفی تمدن غرب میدونیم چی نمیخوایم و آیا واقعا میدونیم چه چیزی میخواهیم؟ چون نفی تمدن غرب و از آن طرف نبود طرح روشنی از آینده ای که میخواهیم نوعی تحیر ایجاد میکند برای تحقق عملی تمدن اسلامی باید به چه دانش هایی مسلط بود؟ بر اساس دیدگاه های چه کسانی باید نظام های اجتماعی را طراحی کرد فی المثل با حکمت صدرایی میتوان نظام های اجتماعی طراحی کرد یا باید به هر حال آن چه غرب در مواجهه با پیشامد ها بدان رسیده را هم مد نظر قرار داد؟ در کتاب تمدن شناسی جناب عطاءلله بیگدلی یک شمای خیلی خیلی کلی از آن چه در منابع اسلامی آمده پیرامون تمدن اسلامی آورده شده اما خیلی کلی است. لطفاً راهنمای کنید.
باسمه تعالی: سلام علیکم: مسئله، مسئلۀ حساس و مهمی است. در جواب همین سؤالات ، ۴ جلد کتاب «جهان بین دو جهان» نوشته شد و اتفاقاً تا معلوم نشود در ازای عبور از غرب چه میخواهیم؛ همواره گرفتار همین مشکلاتی هستیم که عدهای از سیاسیون بدون اینکه نیّت بدی داشته باشند، گرفتار آن شدهاند. اتفاقاً بنده تفاوت آقای پزشکیان و آقای جلیلی را در همین نکته میدانم وگرنه هرگز معتقد نیستم که نیّت و قصد آقای پزشکیان منفی است. مهم آن است که بدانیم چه نوع حضوری در این تاریخ باید داشت که مناسب روح بشر جدید است در عین قدسی بودن. عرایضی در این رابطه در قسمت سوم کتاب «بشر جدید....» شده است تا فهمیده شود در منظر حضرت امام در ازای انقلاب اسلامی چه آیندهای بوده است که رهبر معظم انقلاب نیز به خوبی متوجۀ آن هستند. البته حتماً لازم است که نکاتی که جناب آقای عطاءالله بیگدلی میفرمایند را مدّ نظر قرار دهید. موفق باشید
سلام استاد عزیزم: تقریبا ده پانزده روزی هست که از دو زیارت که خدمت علامه حسنزاده آملی عزیزم بوده ام میگذرد از آن زمان تا کنون فکر من پر از حضور علامه شده است تا حدی که احساس میکنم سیستمم عوض شده. نمیتونم به خدا فکر کنم. البته نمیدانم که آیا نمیتونم به اون خدای قبلی فکر کنم یا علامه عزیزم برام یک آیینه شده اند تا خدای جدیدی را داشته باشم. اکنون نمیدانم آیا با فکر به علامه روزهای ماه مبارک رجب رو طی کنم یا آن فکر را رها کنم که برایم این کار سخت است. من در کنار قبر علامه بویی را استشمام می کردم بعضی اوقات آن بو ضعیف تر به مشامم میرسد در زمان هایی که ارتباط خاصی با خداوند یا خودم یا علامه برقرار میکنم دلیل این بوی خوش حضور علامه در نزد من است؟ اکثرا الهی نامه ی او را در دل تکرار می کنم در بعضی از قنوت های نمازهای مستحبی میگویم. قبل از این ماجرا در دلم احساس می کردم این زیارت که بعد از زیارت امام رضا علیه السلام است و قبل از ماه رجب یک نگاه خاص به بنده برای شروع ماه های رجب شعبان رمضان است. با توجه به اینکه قصد بچه دار شدن هم داریم. انگار خبرهای مهمی برای این گناهکار در راه است. میخواستم کمکم کنید و به همه ی پرسش هایم پاسخ دهید. الحمد لله. استاد بوی خوش علامه خیلی لذت بخش است وله الحمد.
باسمه تعالی: سلام علیکم: چه خوب است که همۀ توجهتان به علامۀ ذوالفنون باشد شخصیتی که سراسر وجودشان اشاره به توحید الهی و ولایت و رهنمودهای حضرت امام خامنهای بود. بنابراین نباید از آن شخصیت الهی و رازهای وجودی او غفلت کرد. خدا را شکر کنید که از طریق آن مرد بزرگ راهی مقابلتان گشوده شده است. موفق باشید
سلام وقت شما بخیر آقای طاهرزاده: من بعد از چند سال تحمل تحقیر و توهین و تجربیات تلخ، تبدیل به انسانی پرخاشگر و وحشی شدم. گاهی حس میکنم مثل یک سگ هار هستم. به محض اینکه کسی حرفی بهم میزنه عصبانی میشم و یک جواب تند بهش میدم. انگار اگه جواب ندم تمام حیثیتم بر باد میره. اوایل از این قابلیت حاضر جوابی و توان دعوا لذت میبردم. چون حس میکردم دیگه اون آدم تو سری خور و ناتوان سابق نیستم. اما الان خیلی اذیت میشم و تا چند ساعت حالم بده. دیگه کنترلش از دستم خارج شده. انگار تبدیل به یکی دیگه میشم و خودم از دور نظاره گر دعوام. قبلا حداقل یک سری حریم ها رو رعایت میکردم اما اخیرا چند بار با پدر و مادرم که واقعا شریف و مهربان هستند سر مسائل پیش پا افتاده دعوا کردم. وقتی هم که اونا منو دعوت به آرامش و صلح میکنن دقیقا شبیه به ابلیس با تکبر پسشون میزنم و منتظر میمونم که ازم عذرخواهی کنن. حتی یکی دو بار توهین جنسی هم کردم وسط دعوا و بعد از اینکه حرف از دهنم بیرون اومده فهمیدم تهمتی زدم که حد شرعی داره! خسته شدم از این وضع. نمیخوام آخرتم رو به باد بدم. لطفا کمکم کنید.
باسمه تعالی: سلام علیکم: آری! این مهم است که انسان متوجۀ زشتی این روحیه بشود و سعی کند از آن عبور نماید زیرا این مرحله، مرحلهای است که شیطان تلاش میکند تا ما را از عبادات و ایمان خود بینتیجه کند، همان بلایی که بر سر خود آورد . با عبادات و اخلاق و روزهداری و تدبّر در قرآن، ان شاءالله میتوانید از آن عبور نمایید. موفق باشید
سلام علیک و رضوانه: جناب استاد طاهرزاده عزیز برایتان بهترین نسیم ها و نفحات توحیدی و احدی ماه شریف رجب را از خداوند خواستارم. اسائه ادب این کمترین را در اظهار این وجیزه که تصدیع وقت شما می شود را ببخشید. «وطن» صرفا محل پرورش تن نیست تا نتیجه اش آسایش باشد و بهای حفظ و حراست اش ریختن خون شریف ترین ها شود. «وطن» بروز و ظهور هویت آدمی (روح) است و محل تکون و تروح جسم است و حقیقت آدمی به اصالت و حقیقت و هویت اوست. ما بیش از آنی که جسما به وطن تعلق داشته باشیم در تکوین و باطن جان مان ریشه در وطن داریم و این موجب دفاع و حراست ما از وطن است. وطن یک بروز مادی جغرافیایی نیست صرفا تا ما تن را سنگر محافظت از آن کنیم. وطن محل ظهور تکوین و بروز باطن حقیقت عالم است که بی مناسبت ما را در دامن خود نپرورانده و بزرگ نکرده است تا اگر روزی آن را نخواستیم مثل جامه به در کنیم و از در قهر با او درآییم. وطن دامن مهری است که حیات مادی و معنوی ما در تعلق به اوست و وای بر روزی که کسی بی وطن شود. نظام عالم در ربط با ملکوت اش بی حساب نیست. آفتابی که بر سرزمین ما می نماید همان آفتابی است که بر سر سرزمین آمریکا و اروپا می تابد، اما زمینی که نور آفتاب را می گیرد و می روید بهره اش با بهره آن سرزمین یکسان نیست! ما روزی شاید از تن هایمان خسته شویم اما از وطن هرگز. وطن همان جسم است که صورت روحانی تاریخ به خود دارد. صورت تاریخی وطن ما که امروز در بهترین صورت خود قرار دارد نیازمند گام هایی برای تحقق فعلیت های خود است. وطن همیشه پر بوده از استعداد ها و بالقوگی ها که مردمان و آزادمردان تاریخ به آن تعین فعلی بخشیدند و آن را مرحله به مرحله به ظهور آوردند و با مهر و لطف با او همراه شدند و امروز ما بر فراز آن لطف ها و مهر با وطن تا بدینجا آمده ایم و خدا نکند از سر قهر بدو پشت کنیم و بند ناف بکنیم و إعراض کنیم. پشت کردن به وطن پشت کردن به حقیقتی است که هویت مان را از دست خواهیم داد. تجربه های تاریخی نشان داده است ملت هایی که به صورت و فعلیت های تاریخ خود بی لطفی کردند و از استعدادهای حیات تاریخی شان رو تُرش کردند و از بارور شدن آن سر باز زدند بی وطن شدن. و وای اگر ملتی وطن اش را گم کند تاریخ اش را از دست خواهد داد. هویت اش را از دست خواهد داد و امکانات حضور حیات برین و برتر فردایش را از دست خواهد داد. ملت بی وطن، مردمی بی تاریخ وسرگردان، دست مایه های تاریخ استبداد و استعمار خواهند شد.
باسمه تعالی: سلام علیکم: دقیقاً همینطور است که فرمودید. عجیب است که در تاریخی قرار گرفتهایم که حتی وطن مادی یعنی ایران عزیز هم نماد آن وطن معنوی ما شده است تا آنجایی که با نظر به چنین شرایط و تاریخی رهبر معظم انقلاب میفرمایند: «سخن از بحث هستهای و چیزهائی از قبیل آن نیست. سخن از مقابله با نظم ناعادلانه و تحکّم نظام سلطه در جهان کنونی، و روی آوردن به نظام عادلانهی ملّی و بینالمللی اسلامی است. این است دعویِ بزرگی که ایران اسلامی پرچم آن را برافراشته و زورگویان فاسد و مفسد را برآشفته است.»
اینجا است که بیوطنی در این تاریخ یعنی بیتاریخی و غفلت از تاریخی که با ایران شروع شده است تا بشریت، معنای حضور در خود بیکرانهاش را تجربه کند آن هم با نظر به شخصیت مردی که حقیقتاً در این زمانه روح الله بود.
اگر جناب مولوی فرمود: «این وطن، مصر و عراق و شام نیست / این وطن، شهریست کان را نام نیست»؛ میخواست تا ما از حضوری که میتوانیم در خود به عنوان مرکز اسماء الهی حاضر شویم، غفلت نکنیم و این امری است که امروز در ایران به میان آمده که ایرانِ جناب سلمان فارسی است و چشم امید رسول خدا «صلواتاللهعلیهوآله» از همان ابتدا به آن بود. تقدیر الهی را بنگرید که چگونه خداوند باید در منظر آخرین پیامبر، وطنی را مدّ نظر آورد که جمع بین ماده و معنا شده است و خود آن سرزمین، اشاره به معنویت بشر آخرالزمانی پیدا کرده است! آیا نباید برای سکنیگزیدن بشر آخرالزمانی که به یک معنا بشر جدید است، به این وطن که آن ایران است و در عین حال وطن معنوی همۀ انسانها دل سپرد؟ موفق باشید
سلام استاد از درون پاشیده هستم.....
باسمه تعالی: سلام علیکم: در این مورد خوب است ابتدا به مباحث «نیستانگاری» که روی سایت هست و سپس به کتاب «ادب خیال و عقل و قلب» رجوع شود و پس آن به مباحث قرآنی مانند عرایضی که در مورد سورۀ آلعمران شده، رجوع فرمایید. موفق باشید
سلام علیکم: پیرو گفتگوهای بنده با جنابعالی در موضوع جوانان/ازدواج/شهوات، پس از ۲ سال و اندی که گذشته، حال به نتایجی رسیدم: با توجه به اینکه به درب ازدواج، قفلی بزرگ به روی جوانان زده شده و آنها را به خود نمیپذیرند؛ باید خاطرنشان شود که هیچ چیز بی حکمت نیست همانطور که خود فرمودید: «این طوفان شهوات و این بنبست هایی که روبهروی جوانان ما هست معلوم نیست که قرار است چه انسانهای بزرگی به وجود بیاورد که نمیدانیم اگر جناب سلمان بودند، اینان به ایشان اقتدا میکردند یا ایشان بدو». مسیر پر از تباهی است و راه، چنانکه خواجه شیراز گوید مغیلان دائما در حال سرزنش اند... جوان دیندار آخرالزمانی، هر لغزش خود در این مسیر را برای خودش طوفانی میبیند بس بزرگ و مهم. از یکطرف ناراحتِ از دست رفتن لذت حلال دنیوی است و از آن سو، لغزش هایش چنان برایش بزرگ نمایان میشوند که او را به کلی از خودش نومید میسازد. من نمیدانم او چهچیز در آینده میبیند که اینقدر حساس است! برای چه چیز اینقدر خود را تجهیز میکند؟ و نتیجه تفکر این دوسال این بود که نیاز همان فقر است و انسانِ نیازمندِ به ازدواج با شخص تنگدست تفاوتی ندارد. همانگونه که خوردن بریان، دل تنگدست را کباب میکند، دیدنِ یکسری صحنه ها نیز دل جوان محروم را خاکستر مینماید. او مدام درحال سوختن است. اما خب همانگونه که تنگدست از روی گرسنگی نباید دزدی کند، جوان هم نباید برای علاج محرومیتش راهی که خلاف است را بپیماید. و خب باز نیز در این مسیر لغزش به وجود میآید و لغزشها و لغزشهاست که این حس را القا میکند که جوان از چشم خدا افتاده و اراده را نم نم از جوان دور میکند. بنده به عنوان کسی که در این مسیر نوپاست میخواستم بدانم برای عاری شدن از این لغزشها و نیفتادن به دام های کوچک شیطان (که کوچک شمردن این دامها خودش میشود دامی بزرگی) به این شاگرد کوچکتان توصیه بفرمایید. با تشکر
باسمه تعالی: سلام علیکم: به گفتۀ جناب مولوی چه خوب: «حلوا شدهای کلی، حلوات مبارک باد».
چه اندازه زیبا متوجۀ طوفانی شدهاید که جوانان ما را در برگرفته. خدا رحمت کند آیت الله ابراهیم امینی آن دانشمند آگاه به مسائل تربیتیِ جوانان، که چگونه اشک میریختند از همان احوالاتی که شما از آنها گزارش دادید. واقعاً جای اشک ریختن است که چگونه جوانان عزیز ما در این طوفان و در دهانۀ آتشفشان گرفتار شدهاند، و اینگونه قدرتمندانه و سلحشورانه در مقابل خطری که آنها را تهدید میکند؛ مقاومت میکنند و بحمدالله در دل این طوفان متوجه شدهاید که حضرت پروردگار میفرماید: «إِنْ يَكُونُوا فُقَرَاءَ يُغْنِهِمُ اللَّهُ مِنْ فَضْلِهِ وَاللَّهُ وَاسِعٌ عَلِيمٌ» (نور/۳۲) درک این نکته که فرمود خداوند به نحوی که فضل واسعۀ اوست جبران میکند؛ کار آسانی نیست، ولی امیدواری و ایمان به این وعدۀ الهی از جوانان ما، قهرمانانی میسازد که قابل تصور نیست. موفق باشید
سلام: بتحقیق آنچه واقع است هرگز چیزی به اسم گول خوردن عموم مردم در دام های خرابکاری بسود دشمنان امکانی غیر ممکن است. و البته لازم است در مورد جنگ عرض کنم بالاخره روزی جنگ میشود. جنگ هشت ساله دفاع مقدس بود چون ایران در موضع دفاعی یعنی ضعیف تر بود، جنگ ۱۲ روزه «جنگ» بمعنای تقابل دو قدرت نسبتاً برابر روبروی هم بود و این نشانه رشد ما و ضعیف تر شدن دشمنه اما جنگ آینده حتی جنگ نیست بلکه انقلاب اسلامی بعنوان ابر قدرت مطلق دین جهانی است برای پاکسازی کثیفیهای جامانده و نمیتوان گفت که یک جنگ میباشد بلکه پاکسازی برای تحقق جامعیت زندگی انسانی سیاسی الهی است. انقلاب اسلامی ابر قدرتی نه تنها حامل حقیقت در بیکرانه های وجود و زمان است بلکه در میدان واقعیت یا همان تحقق ملموس موجود نیز هست این عرایض حصول حاضر بشریت میباشد. امیدوارم که نه با تقلیل گفتن از واقعیت بلکه با حاصل حقیقت موجود جهان اگر گفتگو یا حضوری پیش آید با دیگران برخورد کنیم. دیگر شیطان بزرگ وقتش تمام است این جاست که انسان بودن معنا یافته و زیباست.
باسمه تعالی: سلام علیکم: مهم آن است که نسبت به آنچه دشمنان ما انجام میدهند با نگاه تاریخی و زمانشناسانه بنگریم تا معلوم شود چه اندازه ضربهپذیر شدهاند وقتی داشتن چپیه در کشورهایی مانند استرالیا که حیاط خلوت ملکۀ انگلستان است؛ جرم به حساب میآید و وقتی نامبردنِ فلسطین و نه نامبردن حماس، ممنوع است؛ این یعنی غرب، به سرکردگی صهیونیسم دورانش تمام است و تا آن حد امکان ادامه ندارد و ادامهاش متزلزل است که با نام فلسطین، میلرزد. موفق باشید
سلام استاد گرامی آقای طاهر زاده: ببخشید مزاحم وقتتون شدم. در دعای امان رمان در هر روز رجب آمده است. «اللهم انی اسئلک بالمولدین فی رجب محمد ابن علی الثانی وابنه علی بن محمد المنجب» سوالم این است اولا چرا اسم حضرت علی علیه السلام نیامده است و ابن دو بزرگوار که نامشان برده شده چه کسانی هستند؟
باسمه تعالی: سلام علیکم: برخی به استناد این دعا و نقل ابنعیّاش -که خواهیم گفت سندش ضعیف است- قائل شدهاند که امام محمّد تقی(ع) در دهم ماه رجب و امام علی نقی(ع) در دوم یا پنجم ماه رجب به دنیا آمدهاند! محمّد بن على دوّم (امام جواد ع) ، و فرزندش على بن محمّد برگزيده (امام هادى ع). در هر صورت خیلی مشخص نیست که به گفتۀ جنابعالی در این دعا چرا نظر به مولایمان حضرت علی «علیهالسلام» نشده است. موفق باشید
با عرض سلام خدمت استاد بزرگوار: من با پدر و مادرم ساکن آلمان هستیم. از کودکی به مسائل دینی علاقمند بودم. فضای مدارس اینجا برایم خيلی عذاب آور هست خیلی مایلم به ایران برگردم و در دروس دینی تحصیل کنم. اما پدرم مانع سخت شده است و می گوید من سد راهت میشوم و به هيچ وجه نمی گذارم در این راه وارد شوی. حال تکلیف من با چنین پدری چیست روح من در مدارس اینجا در معرض آسیب های جدی است خواهش میکنم راهنمایی ام کنید.
باسمه تعالی: سلام علیکم: بحمدالله خداوند که خودش چنین علاقهای را در شما ایجاد کرده، تنهایتان نمیگذارد. از همانجا شروع کنید. فکر میکنم اگر با مباحث سیر مطالعاتی سایت شروع کنید، آرامآرام راههای ورود به دروس حوزوی از طریق فضای مجازی بخصوص دروس ادبیات عرب برایتان فراهم میشود و خداوند راههایی که باید به نتیجۀ نهایی برسید را مقابلتان میگشاید. لذا لازم نیست که با پدرتان مقابله کنید و چه خوب است که همین دروس رسمی مدارس را نیز به خوبی دنبال نمایید تا در جریان آن موضوعات نیز باشید. موفق باشید
