بسم الله الرحمن الرحیم
گروه فرهنگی لب المیزان
به لب المیزان خوش آمدید.
گروه فرهنگی المیزان
آرشیو پرسش و پاسخ ها
تعداد نمایش
شماره پرسش:
نمایش چاپی
شماره عنوان پرسش
39320
متن پرسش

باسمه تعالی
کاربران محترم عنایت داشته باشند که این سایت وظیفۀ خود را تنها در محدودۀ جواب دادن به سؤالات معرفتیِ کاربران می‌داند و از این‌که نمی‌توانیم جوابگوی سؤالات شخصی و حالات فردی کاربران محترم باشیم؛ عذرخواهی می‌شود.
طاهرزاده

متن پاسخ

.

41240
متن پرسش

سلام و عرض احترام ۱.اگر مردم ایران نظام جمهوری اسلامی را به هر دلیلی نخواهند چگونه میتوانند آن را تغییر یا سرنگون کنند؟ ۲.بنظر شما اکنون آیا مردم این خواسته را ندارند؟ لطفا بر پایه آمار برایم استدلال کنید. سپاس گزارم

متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: همچنان‌که در پرسش و پاسخ شمارۀ 41228 عرض شد بحث در نظر در سنت‌های لایتغیّر الهی در میان است و این‌که مواظب باید بود تحت تأثیر رسانه‌ها، گمان نکنیم فضا، فضایی است که رسانه‌ها دامن می‌زنند. در حالی‌که مسلّماً به حکم آیۀ  «إِنَّ الْعاقِبَةَ لِلْمُتَّقين‏»، آینده از آنِ اهل تقوا می‌باشد و ملاحظه فرمودید در 22 دی‌ماه و 22 بهمن‌‌ماه که رسانه‌های جبهۀ استکبار طوری تبلیغ کرده بودند که مردم از نظام جمهوری اسلامی منصرف شده‌اند؛ چگونه بسیار بیشتر از سال‌های قبل برای دفاع از نظام به میدان آمدند و از این جهت باید اساساً فریب این نوع ادبیات را که مردم نظام اصیلی که متذکر انسانیت انسان است؛ نمی‌خواهند، نخورد. آری! معلوم است که بنده و امثال بنده انتقادها و اعتراض‌هایی نسبت به ترکِ فعل‌ها و کوتاهی‌های نظام اجرایی داریم، ولی راه حل رفع مشکل، تغییر نظام نیست، بلکه اصلاح امور است در بستر همین نظام که مسلّماً بهترین نظام موجود در این زمانه در روی زمین است و خار چشم دشمنان انسانیت. موفق باشید 

41239
متن پرسش

سلام و عرض احترام شما در پاسخ به سوال ۴۰۱۸۲ فرمودید "ملت‌ها با رژیمی روبرو خواهند بود که هیچ حقی برای آن ملت‌ها قائل نیست اگر آن حق، موجب استقلال و تواناییِ آن ملت در مقابل رژیم صهیون که نماد کامل استکبار در این زمانه است؛ باشد." بنظر میرسد این امر طبیعی باشد. زیرا هر ملتی تلاش میکند توانایی دشمنان خود را تضعیف کند. پس رژیم صهونیستی نیز نباید حقی برای ملت هایی که قصد نابودی آن را دارند قائل شود. ایراد این استدلال چیست؟ سپاسگزارم

متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: آری! ولی زیبایی زندگی در آن است که هر ملتی و هر دولتی نسبت به حقوق دیگر ملت‌ها احترام قائل باشد و این غیر از آن است که عده‌ای به بهانۀ قومِ برگزیده، زندگی مردمانی همچون مردم فلسطین را نادیده بگیرند. موفق باشید

41238
متن پرسش

سلام علیک با ارزوی قبولی طاعات و عبادات ایا صحیح است که بگوییم کار شیطان صورت دادن به نقاط ضعف انسان و نفسانیات از طریق قوه وهم و خیال میباشد که ان ضعفها به صورت حدیث نفس یا صورت خیالی عارض بر انسان شده و شخص را به سمت عمل سوق میدهد و حال اینکه انسان عمل بکند یا نکند تابع اراده خودش میباشد اگر پاسخ مثبت است در ماه رمضان که شیاطین در رنجیر هستند این مسایل نباید در نفس ایجاد شود و تصورات شیطانی نمیباست وجود میداشت ولی هست و این را چگونه باید توجیه کرد؟

متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: آری! شیطان از آن جهت که بتواند انسان را تا مرز ارتکاب به گناهان بکشاند، در ماه رمضان در محدودیت است. ولی به هر حال وسوسۀ شیطان در جای خود همواره در میان است و انسانِ روزه‌دار به خوبی می‌تواند بر وسوسه‌های این شیطان غلبه پیدا کند. موفق باشید

41237
متن پرسش

سلام و عرض ادب شرمنده مزاحم وقت گرانبهاتون شدم من ۱۷ سالمه و توی محله و عموم به عنوان بچه حزب‌اللهی و بسیجی شناخته میشم متاسفانه من دچار بی انگیزگی و افسردگی شدم طوری که دلم به انجام هیچ کاری نمیره و فکر میکنم دیگه چیزی نتونه روی این. زمین منو خوشحال کنه حقیقتا من چند بار خواستم تو اغتشاشات اخیراً شرکت کنم و در کنار بقیه بچه بسیجیا از مملکت دفاع کنم اما به خاطر مخالفت شون و به دلیل نگرانی واسترس خیلی زیادی که مادرم داشت منصرف شدم خیلی تلاش کردم که همین و سالانه رو از هیجان کاذب در بیارم و بیارمشون تو راه درست و با مباحث آشناشون کنم اما شکست خیلی بدی خوردم هرروز شاهد بی غیرت تر شدن بچه محلام هستم چون گناه و روابط نامشروع خیلی تو محلمون زیاد شده قبلاً در حد تذکر و برخورد کافی با توجه به نوع عملشون خودم به تنهایی داشتم اما الان تا به سمتشون میرم سریع اقدام به ضرب و شتم میکنن و میخوان سریع نفر جمع کنند تا محله رو به هم بریزند از یه طرف مسئولیت هایی که دارم و استرس و فشار هوایی که برای درس مدرسه دارم امونمو بریده من چند وقته که جز افسردگی و بی انگیزگی اخیرا دچار پرخاش و عصبانیت شدید نسبت به کوچکترین اتفاق ناگواری، نقد یا هر مخالفتی با اطرافیانم شدم و این امر چون روزه هم میگیرم چه بسا به جایی که بهتر بشه بیشتر هم شده میخواستم لطف کنید منت روی سر بنده حقیر بزارید و برای کنترل عصبانیت و پرخاش راهی رو نشونم بدید و برای بی انگیزگی و افسرگیم هم بنده رو راهنمایی بفرمایید چون الان نماز شبم ترک شده نماز به زور میخونم قرآن خوندم ترک شده و حتی کار کردن مباحث که در حال حاضر اول معاد هستیم هم کم شده ممنون میشم راهی جلوی دلم بزاری کوچیک شمام.🌹

متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: به این آیۀ عزیز قرآن فکر کنید که حضرت حق به پیامبر خدا و به همۀ ما وعده داده است: «فَاصْبِرْ إِنَّ الْعاقِبَةَ لِلْمُتَّقين‏» بر راهی که راه ایمان و تقوا است، بدون سستی و با پایداریِ تمام بمانید و باز بمانید، زیرا آینده از آنِ اهل تقوا می‌باشد درست بر عکسِ جبهۀ استکبار که حاضر است هر جنایتی را مرتکب شود تا آینده از آنِ آن‌ها باشد. و این‌جا است که باید با همان افرادی که می‌فرمایید گرفتار آن نوع خیالات منفی شده‌اند، با حوصله و دلسوزی و متانت برخورد کنیم و بدانیم که بالاخره آینده از آنِ اهل تقوا می‌باشد و از این جهت نه جای عصبانبت و پرخاش است و نه جای افسردگی. موفق باشید

41236
متن پرسش

سلام و عرض ادب استاد گرانقدر و بزرگوار بنده حقیر ۱۷ سال سن دارم و الحمدلله در مسجد محل فعالیت کوچکی دارم... همیشه در ماه رمضان مسجد آبجوش نبات برای روزه داران تهیه و درست می‌کنه این مسئولیت رو من و یکی دوتا از رفقا پذیرفتیم و این مسئولیت به نماز جماعت من ضربه میزنه و من مجبورم که نماز عشاء رو فرادا بخونم . و اگر بخوام نماز جماعت بخونم خب تقریبا کار پیش نمیره و مردم اگر به موقع آبجوش بدستشون نرسه،متاسفانه شروع به سر و صدا و اعتراض میکنن من متوجه مقام نماز جماعت هستم و پدرم هم میگه نماز جماعت واجب تره و حتی اگر تو نماز رو فرادا بخونی و به این کار بپردازی به هیچ عنوان ثوابی نداره خودم هم فکر می کنم کارم هیچ نفعی برای خودم نداره. خواستم اگه شما بنده حقیر رو قابل بدونید از شما کسب تکلیف کنم و از این دوراهی در بیام که الان باید به کدوم مسئله بپردازم نماز جماعت یا رسوندن پذیرایی به روزه دارا

متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: اگر بنده به جای جنابعالی بودم افتخار می‌کردم که برای روزه‌دارانِ عزیز آن آبجوش و نبات را تهیه کنم و با افتخار به آن‌ها تعارف نمایم و نماز عشاء را با حوصله و فردا بخوانم. حال، خود دانید. موفق باشید

41235
متن پرسش

زندگی چیه؟

متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: زندگی یعنی طلوع انسان در میدانِ آخرین دین. و این یعنی طلوع مولای متقین«علیه‌السلام» در بستر اسلام. و زندگی یعنی طلوع انسان در بستر انقلاب اسلامی. و این یعنی شهید حاج قاسم سلیمانی. و زندگی یعنی مقابله با استکبار در بستر هویت دینی و قدسی. و این یعنی شهید یحیی سنوار و کتاب «خار و میخک». موفق باشید        

41233
متن پرسش

باسلام استادبه نظرمیرسه خیلی مباحث دینی وحتی بعضا کلاسهای سطح بالای عرفانی حالا اینطورکه من فهمیدم انطورکه بایدفرد رابه حرکت برامتحقق شدن به اعمال دینی ورعایت مباحث دینی سوق نمیده ونداده بعضی میگن بایدموضوعات مباحثه بشه ولی من فکرمیکنم اونم تازه ازیه طرف دیگه فردرا تویه حالت خوابی میبره،شایدعلت این باشه فردمباحث فلسفه رانخونده ویاصلا مباحث رانمیگیره،بعضی مبحث تربیت رابربیدارکردن افراد جلومیبرن ،ولی گمانم انچه بیشترازهمه فردراهم به دنیای عقل میبره هم باعث میشه به مسایل دینی اش عمل کنه همان بحث تفکر هست ، یعنی گاه فردیه حدیث باتعقل وتفکربفهمه چقدرجلوترازانی هست که هزارکلاس عرفان و..طی کرده ،استادبه نظرشماهم اینطوره یعنی اگرفردبخوادرومباحث دینی وقت بگذاره بهترنیست اینطورپیش بره تادرافراددین داشتن مححق بشه وازطرفی رفتاردینی تولیدبشه؟

متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: آری! بخصوص در این زمانه تفکر حِکمی در افقی که جناب صدرالمتألهین مطرح فرموده‌اند، برای حیات متعالی و معنوی بسیار مهم است و از آن طرف هم باید عنایت داشته باشید که مباحث عرفانی باید از طریق اساتید مربوطه به صورت سینه به سینه منتقل شود و مطالعۀ کتاب‌های عرفانی کافی نیست. موفق باشید

41230
متن پرسش

با سلام و احترام و ضمن قبولی طاعات: جناب طاهرزاده در پاسخ پرسش41228 ⁉️... در ادامه فرموده اید، به طوری که توجه به فضای رسانه‌ای جهان مدرن برای انسان برجسته می‌گردد و قدرت جهان مدرن به چشم می‌آید. تفاوت نگاه رهبر معظم انقلاب و توجه ایشان به اصالت سنت‌های لایتغیّر الهی، با نگاه آقای مرحوم هاشمی رفسنجانی و پیرو ایشان آقای شیخ حسن روحانی و جریان‌های لیبرالِ وطنی، در این است که فردی مانند رهبر معظم انقلاب با نظر به حضور لایتغیّر سنت‌های الهی، با آرامش تمام همانند کوه در مقابل جبهۀ استکبار و تهدیدهای آن ایستاده‌اند بدون هر اضطرابی. و جریان‌های مرعوب از غرب، برعکسِ مقام معظم رهبری، دائماً در اضطراب به سر می‌برند و به اصطلاح «از ترسِ مرگ، خودکشی می‌کنند» واقعا یعنی امثال اقای هاشمی خود کشی کرده اند؟ درسته جنابعالی بگونه ای با اصطلاحات خواستید مطلبی را بیان کنید ولی مصداق آن ناخداگاه به ذهن آقای هاشمی میاید واقعا اگر امثال اقای هاشمی در این جامعه نبودند که راه تعادل را پیش بگیرید به نظر شما انقلاب اسلامی در همین تاریخش هم معنا پیدا می‌کرد؟ چرا همیشه یک طرفه به قضاوت می‌نشیند و هیچ‌وقت نخواستید راجع به اصولگراهای تند رو که سنگ رهبری را به سینه می‌زنند ولی در عملکرد هایشان برخلاف ایشان عمل می کنند حرفی بمیان بیاورید؟ شما اهل قلمید ودر قبال این مطالب باید به عقل انقلاب اسلامی پاسخ دهید. کتابهایتان را که می‌خوانیم با پاسخ‌ها یتان منافات دارد و این باعث سردرگمی می‌شود که بالاخره شما چه مسیری را برای انقلاب تعریف می‌کنید.

متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: بحث در بدی و خوبیِ افراد نیست. بحث در توجه به سنت‌های الهی می‌باشد و تفاوت افرادی که متوجۀ سنت‌های الهی هستند با افرادی که بیشتر با فضای رسانه‌ها و تحلیل‌های آنچنانی به‌سر می‌برند. عرض بنده آن است که عموماً این افراد از ترس مرگ، خودکشی می‌کنند به آن معنا که خود را از مسیر ایمانی که امثال حضرت امام و رهبر معظم انقلاب در آن قرار دارند؛ محروم می‌نمایند. حتماً در جریان مواردی که بین رهبر معظم انقلاب و آقای هاشمی تفاوت نظر بوده، هستید. آیا حکایت این تفاوت نظرها ریشه در همین نکته ندارد که رهبر معظم انقلاب متوجۀ سنت‌های الهی هستند «ولو بلغ ما بلغ» و آقای هاشمی و امثال این افراد خود را در جای دیگری تعریف کرده‌اند؟ و این غیر از بحث در بدی و خوبی افراد است. موفق باشید

41229
متن پرسش

بسمه تعالی استاد گرامی، جناب آقای طاهرزاده سلام علیکم و رحمةالله وقت حضرت‌عالی بخیر. به لطف الهی مدتی است در گروهی، مباحث مربوط به اسماء الهی را پیگیری می‌کنیم. کتاب «اسماء حسنی» حضرت‌عالی را مباحثه کرده‌ایم و فایل‌های صوتی مربوطه را نیز با دقت گوش داده و درباره آن‌ها گفتگو داشته‌ایم. این مسیر برای ما بسیار راهگشا و الهام‌بخش بوده است. با این حال، احساس می‌کنیم برای انس عمیق‌تر با اسماء الهی و فهم حضوری‌تر آن‌ها، نیازمند راهنمایی بیشتری هستیم. به‌ویژه مشتاقیم بدانیم چگونه می‌توانیم در سلوک فردی و جمعی خود، تشخیص دهیم که در هر موقعیت، کدام اسم الهی در حال فعلیت‌یافتن است و چگونه آگاهانه‌تر با آن همراه شویم. اگر صلاح بدانید، خواهشمندیم ما را در این مسیر راهنمایی فرمایید؛ چه از جهت منابع تکمیلی، چه شیوه‌ی مطالعه و مباحثه، و چه تمرین‌های عملی برای توجه اسمایی در زندگی روزمره. از وقتی که برای مطالعه این پیام اختصاص می‌دهید صمیمانه سپاسگزاریم. التماس دعا

متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: مهم، حضور در راهی است که حضرت محبوب را از طریق انوار اسمای حسنایش در مظاهر مختلف به تماشا بنشینیم و این با هرچه بیشتر تدبّر در قرآن پیش می‌آید. در این مورد خوب است سری به جزوۀ «تفکر قرآنی» بزنیدhttps://eitaa.com/matalebevijeh/21839 موفق باشید

41228
متن پرسش

سلام بر استاد گرامی: طاعات قبول حق. در پرسش و پاسخ شمارۀ 41212 تحت عنوان «ماه رمضان؛ ایمانی به ایمانِ رهبر معظم انقلاب»؛ از ایمانِ رهبر معظم انقلاب سخن گفتید که بسیار مسئلۀ مهمی است. سؤال بنده آن است که راز این «ایمان» چیست که بعضی مانند ایشان و امثال حاج قاسم عزیز در آن حاضرند؟ و بعضی دیگر که در انقلاب همراه ایشان بوده اند و برای انقلاب تلاشها کردند، مانند آقای هاشمی رفسنجانی با اینکه دغدغه انقلاب داشتند ولی این نوع ایمان در ایشان نبود به طوری که بعضی مواقع سخنانی می فرمودند حاکی از آنکه باید به نحوی با آمریکا کنار آمد https://www.aparat.com/v/a34337h و یا دیگر مواردی که حتماً در جریان هستید. سؤال بنده آن است که راز این تفاوت کجاست؟ با تشکر

متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: عنایت داشته باشید که شناخت ناقص زمانه و عدم شناخت درست انسان، ریشه در غفلت انسان نسبت به سنت‌های لایتغیّر الهی دارد، به طوری که توجه به فضای رسانه‌ای جهان مدرن برای انسان برجسته می‌گردد و قدرت جهان مدرن به چشم می‌آید. تفاوت نگاه رهبر معظم انقلاب و توجه ایشان به اصالت سنت‌های لایتغیّر الهی، با نگاه آقای مرحوم هاشمی رفسنجانی و پیرو ایشان آقای شیخ حسن روحانی و جریان‌های لیبرالِ وطنی، در این است که فردی مانند رهبر معظم انقلاب با نظر به حضور لایتغیّر سنت‌های الهی، با آرامش تمام همانند کوه در مقابل جبهۀ استکبار و تهدیدهای آن ایستاده‌اند بدون هر اضطرابی. و جریان‌های مرعوب از غرب، برعکسِ مقام معظم رهبری، دائماً در اضطراب به سر می‌برند و به اصطلاح «از ترسِ مرگ، خودکشی می‌کنند» و عملاً خود را همواره شکست‌خورده و مرعوب در تقابل ما با جبهۀ استکبار احساس می‌کنند. آیا تجربۀ این سال‌ها نشان نداد آنگاه که با ایمانِ رهبر انقلاب و توصیه‌های ایشان جلو نرفتیم، چوب آن را خوردیم؟! به عنوان مثال، آن‌گاه که ایشان سال‌های قبل فضای مجازی را به عنوان قتلگاه نوجوانان و جوانان یاد کردند و ملاحظه کردید که در فتنۀ اخیر چگونه با جوانانی روبه‌رو بودیم که به عنوان نسل مضطرب گرفتار فضای مجازی، بخصوص اینستاگرام بودند. این است راز تفاوت نگاهی که متوجۀ سنت‌های الهی و امیدواری به رحمت الهی در مقابله با سرکوبی جبهۀ استکبار است و نگاهی که با فضای رسانه‌ای غرب افکار خود را تغذیه می‌کند. موفق باشید.        

41227
متن پرسش

با سلام خدمت استاد گرامی: با توجه به مطالبی که از ماه رمضان خواندم و متوجه شدم. یعنی این ماه. ماه مظهر شدن می تواند باشد. مثلا خداوند بنده اش را هم مظهر و تجلی رازقی کند. چون بحث شکوفایی آدمی است به قولی از علما.

متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: نکتۀ خوبی است. آری! اساساً جایگاه خلیفۀ الله‌بودنِ انسان چنین است که انسان با قرارگرفتن ذیل ارادۀ الهی و دستورات شریعت، مظهر اسماء و صفات الهی می‌گردد، امری که ما در اولیای الهی می‌یابیم و در همین رابطه می‌توان اولیای الهی و انسان‌های متقی را آینۀ ایمان خود که همان مظهر انوار الهی است بیابیم تا در نسبت با آنان خود را جلو و جلوتر ببریم. امری که در پرسش و پاسخ شمارۀ 41212 تحت عنوان «ماه رمضان؛ ایمانی به ایمانِ رهبر معظم انقلاب» بدان تذکر داده شد. موفق باشید  

41226
متن پرسش

سلام علیکم و رحمت الله: با آرزوی توفیق رو افزون و قبولی طاعات. در داستان هابیل و قابیل سیاق و ظاهر آیه نشان دهنده پشیمانی قابیل از کار خود است اما علامه طباطبایی (ره) تفسیر دیگری را بر گزیده اند که با ظاهر آیه جور در نمیاید و شما هم در تفاسیر همین را برگزیده اید. نکته دیگر اینکه هابیل می‌کوید من تو را نمی‌کشم اگر تو برای کشتن من دست دراز کنی ظاهر معنی این است که دفاع نمی‌کنم!!! نه اینکه پیش دستی در کشتن نمی‌کنم) (همان قصاص قبل از جنایت) و در پایان قابیل یک نفر را کشت چرا گناه آیندگانی که به همین نحو می‌کشتند که امروزه به آن حمله پیش دستانه می‌گویند به گردن قابیل است اگر بگوییم او پایه گذار یک سنت اشتباه بود درست است اما این سنت چگونه به نسلهای بعد منتقل شد آیا در ژنتیک نسلهای بعد منتقل شد؟!

متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: هرچه هست مطرح‌کردنِ آن اولین نزاع در قرآن، حکایت سنتی است که در بین جناب هابیل با قابیل پیش آمد تا معلوم شود چرا خداوند به آدم فرمود به زمین فرود آیید و در متن زندگیِ زمینی دشمنی‌ها در پیش است و هدایت الهی در مقابل این دشمنی‌ها، راه‌گشاست. در این مورد خوب است به آیات 36 تا 38 سورۀ بقره بیندیشید که می‌فرماید: «فَأَزَلَّهُمَا الشَّيْطانُ عَنْها فَأَخْرَجَهُما مِمَّا كانا فيهِ وَ قُلْنَا اهْبِطُوا بَعْضُكُمْ لِبَعْضٍ عَدُوٌّ وَ لَكُمْ فِي الْأَرْضِ مُسْتَقَرٌّ وَ مَتاعٌ إِلى‏ حينٍ (36) فَتَلَقَّى آدَمُ مِنْ رَبِّهِ كَلِماتٍ فَتابَ عَلَيْهِ إِنَّهُ هُوَ التَّوَّابُ الرَّحيمُ (37) قُلْنَا اهْبِطُوا مِنْها جَميعاً فَإِمَّا يَأْتِيَنَّكُمْ مِنِّي هُدىً فَمَنْ تَبِعَ هُدايَ فَلا خَوْفٌ عَلَيْهِمْ وَ لا هُمْ يَحْزَنُونَ (38) فرمود: «قُلْنَا اهْبِطُوا بَعْضُكُمْ لِبَعْضٍ عَدُوٌّ وَ لَكُمْ فِي الْأَرْضِ مُسْتَقَرٌّ وَ مَتاعٌ إِلى‏ حينٍ» که حکایت دشمنی‌های انسان‌ها در زندگیِ زمینی می‌باشد و سپس فرمود: «فَإِمَّا يَأْتِيَنَّكُمْ مِنِّي هُدىً فَمَنْ تَبِعَ هُدايَ فَلا خَوْفٌ عَلَيْهِمْ وَ لا هُمْ يَحْزَنُونَ» که حکایت نقش شریعت است برای عبور از آن دشمنی‌ها. و این‌جا است که داستان جناب هابیل با قابیل معنای خاصی پیدا می‌کند. موفق باشید

41225
متن پرسش

با سلام و احترام فراوان از عنایات جنابعالی سپاسگزارم. دو متن زیر از دو منتشرشده شما می‌باشد. در ظاهر تفاوت جزئی ای پیداست ولی احساس می‌کنم در باطن وجه اشتراکی‌ای داشته باشند که بنده متوجه آن نیستم. یکجا ظهور اسم را موجب در خفا رفتن بقیه اسماء، و یکجا ظهور بقیه اسماء را -به اجمال- در ذیل سایه ظهور آن اسم خاص می‌دانید که این، مفهوم خفای اولی را نمی‌رساند. خواهش بنده تبیین این قضیه است. [ظهور و خفا ما همگی با «وجود» روبه‌رو هستیم که خود را در صفتی ظاهر و در سایر صفات مخفی می‌کند. در یک درخت صفت حیات خود را ظاهر می‌کند و با ظهور آن صفت، سایر صفات در خفا می‌روند در حالی که «وجود» جامع همه صفات است. جزوه عرفان نظری-صفحه ۱۲] [...در واقع در این فراز «ذات» را به نور عظمت می‌خوانیم، زیرا بنا بر قاعده ی «بسیط الحقیقة کُلُّ الأشیاء و لیس بِشَیئٍ منها» [۱] آن حقیقت بسیط از یک طرف به جهت وحدت ذاتی اش شامل همه ی اشیاء می‌شود و از طرف دیگر چون بسیط الحقیقة است هیچ کدام از اشیاء نیست و {به این اعتبار با تجلی یک اسم، انسان از تجلی سایر اسماء به صورت اجمال بهره مند می‌شود و به حقِّ مطلق می‌رسد، منتها از دریچه ی آن اسم خاص}. اسماء حسنی دریچه های نظر به حق-صفحه۹۶ و ۹۷] با تشکر و التماس دعا

متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: جان انسان‌های اهل تقوا «در دل انگور میّ را دیده‌اند» و به همین جهت علامۀ طباطبایی در قسمت آخر آیۀ « سَنُرِيهِمْ آيَاتِنَا فِي الْآفَاقِ وَفِي أَنْفُسِهِمْ حَتَّى يَتَبَيَّنَ لَهُمْ أَنَّهُ الْحَقُّ أَوَلَمْ يَكْفِ بِرَبِّكَ أَنَّهُ عَلَى كُلِّ شَيْءٍ شَهِيدٌ» می‌فرمایند این‌که فرمود: «أَنَّهُ عَلَى كُلِّ شَيْءٍ شَهِيدٌ» به آن معناست که انسان در هر چیزی او را می‌بیند از آن جهت که شهید، این‌جا به معنای مشهود است همان‌طور که بعضاً خلق به معنای مخلوق می‌باشد. موفق باشید

41224
متن پرسش

سلام و عرض ادب خدمت استاد و التماس دعای فراوان برای این حقیر و خانواده. پرسش بنده برگرفته از صحبتهای دکتر عبدالکریمی با شما در مورد آینده انقلاب اسلامی هستش. اگر تامل بفرمایید شما فرمودید جای تامل و فکر کردن دارد. صحبتهای دکتر و از طرفی دکتر عبدالکریمی خطاهای انقلاب در مواجهه با همه مردم و انتظارات همان مردم از انقلاب هنگام اعتراض از هر نوعی صنفی، سیاسی، حقوقی و فرهنگی چیست؟ در اکثر این موارد برخلاف انتظار چه انقلابی و چه غیره انقلابی مواجه شدن با یک برخورد دور از بیان انقلاب و تعریف ذهنی که افراد دارند و برچسب زدن های سیاسی و غیره که اینجا به درستی دکتر اشاره کردند ندیدن حاکمیت اون اعتراض را به عنوان مثال عرض می‌کنم کارخانه ذوب آهن طبق قول مدیریت قرار بود مفاد طرح طبقه بندی را در عرض ۳ ماه در تقریبا ۲ سال پیش اجرایی کند که عدد رقمی در حقوق پرسنل ملاحضه می‌شد بعد از موعد مقرر مدیریت عوض شد و با نگرش صد درصد مدیریت جدید پرسنل دست به اعتصاب قانونی زدند. در تخیل هیچ یک از پرسنل انقلابی و غیره نمی‌گنجید با یگان ویژه در کارخانه پرسنل را کتک بزنند بعضی را دستگیر و به زندان ببرند این نمونه را عرض کردم چون لمس کردم و از این دست مثالها زیاد است. حالا از حضور تارخی انقلاب در تاریخ کنونی هرچه بگوییم دیگر اثر ندارد حاکمیت به دست خود بخشی از خودش را مقابل خودش قرار داد و حالا این را مقیاس کنید در کل کشور و اینجا که دکتر گفتند جاوید شاه نه اینکه به عقب بر می‌گردیم بلکه شما در رفتارتان بعضا از شاه هم بدترید اما پیشنهاد حقیر به شما و دوستان شما این است که در جهاد تبین این اعتماد از دست رفته را فریاد کنید. مثلا در موقع هر رویداد تاریخی شما مطلبی می‌نویسید اما در توجه به مسائلی مثل تعیین دست مزد کارگر یا نمیدونم افزایش نرخ ارز مطلبی نمی‌گویید اینجا می‌شود همان حرف دکتر که گفتند روحانیت حافظ گذشته ماست برای امروز ما چه دارید؟ امروز دشمن روی سربازهای شطرنج حساب باز کرده نه دنبال مهره های کلیدی، چون هر کدام از مهره ها که زمینه داشته باشند تو این دنیای دیده شدن لیدر همان سربازها می‌شوند حالا باید رفقا جمع بشیم و از همین مسائل کوچک ولی مهم شروع کنیم مثلا حقوق کارگر معلم و غیره تلاش کرد راه حلی مناسب پیشنهاد داد به دولت و مجلس و کار فرما. چطور می‌شود این بار سنگین اقتصادی را کم کرد. به عنوان مثال مسکن یکی از معضلات جامعه هست ولی چه میزان مسکن خالی وجود دارد؟ چه افرادی هستند که می‌توانند این تناقض را کم رنگ کنند؟ امروز باید به قول رهبری بعضی از دولتی ها را هم مثل تحریم دشمن دور بزنیم. امروز مردم باید طعم انقلاب را آنجور که معقول و انتظار دارند لمس کنند نه آنجور که وعده داده می‌شود و در یک کلام خلاصه کنم این هست که تفکر را باید به پایینترین قشر جامعه تعلیم نه بلکه هدیه داد با روش هایی مثل چاه کندن حضرت علی برای مردم کوفه. ببخشید زیادی نوشتم. امید به روزی که ایرانی در برابر ایرانی به جرم اعتقاد یا اعتراض نایستد که بعد از هر رویارویی در برابر هم فاصله ها و فتنه ها خواهد شد.

متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: بنده در همین رابطه پس از چند سال مدیریت اجرایی به این نتیجه رسیدم که ما در نسبت با انسان و حقوق انسانیِ انسان‌ها، همچنان در گردونۀ غرب و روح خودبنیادیِ فرهنگ لیبرال دموکراسی هستیم. لذا کتاب «آن‌گاه که فعالیت‌های فرهنگی پوچ می‌شود» با بیش از ۷۰ جلسه شرح مطالب آن به میان آمد و همۀ سخن آن است که ما برای عبور از غرب از یک طرف و تحجّر دینی از طرف دیگر باید به عمق انسانیِ انسان بیندیشیم و البته این کار عمیقی می‌باشد و با هرچه بیشتر متمرکزشدن به اهداف اصیل انقلاب اسلامی می‌توان از آنچه به عنوان اشکال فرمودید؛ عبور کرد وگرنه اگر آن بصیرت تاریخی که امثال حاج قاسم‌ها داشتند، پیش نیاید، باز تحجّر و باز لیبرال دموکراسی و بی‌حرمتی به انسانیت انسان. موفق باشید

41223
متن پرسش

سلام استاد: آیا این برداشت صحیح است؟ کجای مطلب اشکال داره؟۱. وحدت وجود و تجلی صفات (نه ذات) در مکتب ابن عربی، وحدت وجود به این معنا نیست که خالق و مخلوق یک چیز هستند، بلکه به این معناست که وجود حقیقی و اصیل، تنها منحصر به خداوند است و موجودات دیگر، جلوات و مظاهر صفات اویند، نه ذات او. برای روشن شدن این مفهوم می‌توان از مثال معروف خورشید و آینه‌ها استفاده کرد: · خورشید در آسمان: تشبیهی از ذات خداوند است که در جایگاه خود ثابت و غیرقابل دسترس است. · نور خورشید: تشبیهی از تجلی صفات خداوند است که در همه جا پخش می‌شود. آینه‌ها: تشبیهی از موجودات (مخلوقات) هستند که هر کدام به اندازه ظرفیت و «استعداد» خود، آن نور را منعکس می‌کنند . بنابراین، آنچه در انسان‌های مختلف تجلی می‌کند، صفات خداست (مانند رحمت، عدل، قهر، لطف) و ذات الهی همواره متعالی و فراتر از این تجلیات باقی می‌ماند. ۲. تجلی در انسان‌های مختلف: از انسان کامل تا انسان عادی: در حکمت ابن عربی، تجلی به یک شکل نیست و دارای مراتب است. درجات تجلی در انسان‌ها بر اساس «ظرفیت وجودی» یا همان «استعداد ذاتی» آنها متفاوت است. این تفاوت درجه، به مفهومی به نام «اعیان ثابته» یا «حقایق ثابت» برمی‌گردد. «اعیان ثابته» یعنی طرح و نقشه و استعداد ذاتی هر موجودی که از ازل در علم الهی وجود داشته است. خداوند بر اساس این اعیان، فیض وجود را به آنها می‌بخشد. به بیان دیگر، هر موجودی به اندازه گنجایش «عین ثابت» خود، می‌تواند مظهر و جلوه‌گاه اسماء و صفات الهی باشد . ۳. مراتب تجلی (از بالاترین تا پایین‌ترین): ابتدا انسان کامل, که در رأس این هرم، انسان کامل قرار دارد که حضرت محمد (ص) بارزترین مصداق آن است. ابن عربی از انسان کامل به عنوان «مظهر تام اسمای الهی» یاد می‌کند. او مانند یک آینه تمام‌نما، تمام صفات و نام‌های خدا را در خود منعکس می‌سازد و واسطه فیض الهی به جهان هستی است. هدف از خلقت، ظهور همین انسان کامل بوده است تا خداوند صفات خود را در موجودی کامل مشاهده کند. مراتب پایین‌تر: هر چه از این مرتبه کامل فاصله می‌گیریم، ظرفیت وجودی کمتر شده و انسان‌ها فقط مظهر تعدادی از صفات الهی می‌شوند. به عنوان مثال، یک انسان می‌تواند مظهر صفت «رحمت» یا «عدل» باشد، اما هرگز نمی‌تواند به تنهایی مظهر تمام اسما باشد. ۴. تفاوت تجلی و مظهر: تجلی: به فعل و عمل خداوند اشاره دارد. یعنی خداوند است که با صفات خود بر بندگانش «تجلی» می‌کند. این یک فعل الهی است. · مظهر: به محل و آیینه ظهور اشاره دارد. یعنی انسان یا هر موجودی که این صفات در او دیده می‌شود، «مظهر» آن صفت خداست. می‌توانیم هر دو واژه را به کار ببریم، اما در یک جمله دقیق، وقتی از منظر خدا به عالم نگاه می‌کنید، می‌گویید خدا «تجلی» کرده است، و وقتی از منظر عالم به خدا نگاه می‌کنید، می‌گویید این مخلوق، «مظهر» صفات خداست. در جهنم، این صفات قهر و جلال خداوند هستند که بر انسان‌ها تجلی می‌کنند، نه ذات او. عذاب جهنم نیز نتیجه مستقیم اعمال خود انسان‌هاست که در قالب «تجسم اعمال» ظاهر می‌شود و این اعمال نیز جلوه‌ای از صفات الهی در چهره‌ای خشمگین و دردناک هستند. حتی در این حالت نیز، این تجلی صفات است، نه حلول ذات.

متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: بحمدالله به نکات خوبی اشاره فرموده‌اید. خداوند ما را در این نوع معارف، حاضر و حاضرتر کند. در این رابطه و برای حضوری که نیاز این زمانه می‌باشد، جناب صدرالمتألهین، «برهان صدیقین» را به میان آورده‌اند که خوب است به آن مبحث مهم نیز رجوع شود به اعتبار «قلوبٌ یعقلون بها» https://lobolmizan.ir/get-file/643/?item=0 . موفق باشید

41222
متن پرسش

سلام: در پاسخ به سوال شماره ۴۱۲۱۴ در انتقاد از دوستانی که به جلیلی انتقاد دارند «چرا دکتر جلیلی از نظر آن‌ها کنشگری‌های لازم را نداشته‌اند» فرمودید: «که در جنگ نرم، کنشگری‌ها شکل خاصی دارد از جنس به ظاهر سکوت مولای‌مان حضرت علی «علیه‌السلام» پس از رحلت و شهادت پیامبر خدا «صلوات‌الله‌علیه‌وآله»، تا فضای ایمانی و نظر به آینده‌ای قدسی گرفتار مناقشات سیاسی نشود» سوال من این است: چطور از این کنش های به ظاهر ساده دکتر، با نمونه تاریخی سکوت امام علی هم جنس دانستید؟ این کنشگرها را می‌شود نوعی «کنشگری قدسی» نامید؟ کمی برای باز شدن گره ذهن ها بیشتر توضیح بدهید. ممنون

متن پاسخ

 باسمه تعالی: سلام علیکم: در این مورد باید بیش از پیش به حضور نرم تمدنی و جنگ نرم با دشمن که رهبر معظم انقلاب بر آن تأکید دارند، فکر کرد. در نگاه رهبر معظم انقلاب، جنگ نرم جنگی فرهنگی، آرام، تدریجی و پیچیده است که اذهان و باورها را هدف قرار می‌دهد و دشمن با استفاده از شیوه‌های زیرکانه، به‌دنبال تضعیف نظام اسلامی است. مقابله با این جنگ نیازمند شناخت عمیق، آگاهی، امیدواری، و اعتماد به نصرت الهی است، به‌ویژه با حضور و نقش‌آفرینی جوانان دانشجو به‌عنوان افسران این جبهه. و در جای دیگر می‌فرمایند: «جنگ نرم، یک تهاجم فرهنگی، بلکه یک شبیخون، غارت و قتل‏ عام فرهنگی است.» (۷۱/۴/۲۲)
به تفاوت آیندۀ تخیلی با آیندۀ واقعی و اصیل فکر کنیم و این‌که نباید آینده را انتزاعی و غیر حضوری مدّ نظر داشت و همواره متوجه بود واقعیتِ ما کدام است؟ تا از خطر سیاست‌زدایی از جریان مذهبی و حزب‌اللّهی عبور کرد و حضور نرم تمدنی را سیاست‌زدایی از جریان‌های مذهبی و حزب‌اللّهی  به حساب نیاورد. https://lobolmizan.ir/search?search=%D8%AD%D8%B6%D9%88%D8%B1%20%D9%86%D8%B1%D9%85&tab=sounds
موفق باشید    
 

41221
متن پرسش

سلام استاد خدا قوت: استاد وقتی من کتاب فتوحات رو میخونم نفس من از روح محی الدین بن عربی مطالب رو میگیره و کتاب فقط معد هست. وقتی به تلویزیون یا گوشی هم نگاه می‌کنم بعضاً انسان های غافل رو نشون میده نفس من از روح او تصویر و مطلبی که داره میگه رو میگیره؟ این که خیلی مضر هست برای من. انگار رسانه معد میشه تا نفس من کنار روح اون قرار بگیره و از اون ارتزاق کنه. دست بوستان هستم

متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: آری! «می‌رود از سینه‌ها در سینه‌ها / از رَهِ پنهان صلاح و کینه‌ها». مهم آن است که انسان بداند به دنبال چه چیزی باید باشد تا در مواجهه با شخصیت‌ها و یا آثار آن‌ها، آنچه را که می‌خواهد، بیابد. و چه خوب است که با مواجهه با آثار شیخ اکبر به آن احوالات منتقل می‌شوید و معلوم است که در مواجهه با آن‌هایی که نماد نفس امّاره هستند باید در درون خود متذکر جدایی ما از آن احوالات بود. 
نمی‌دانم برنامۀ محفل روز یکشنبه ۳ اسفندماه که آقای کریس جکسون بسکتبالیست معروف لیگ NBA آمریکاحضورداشت را ملاحظه کردید که چگونه با عزمی بزرگ و اراده‌ای آهنین، خود را پرورانده بود، هم در جسم و هم در روح. بنده هر چقدر به شخصیت ایشان فکر می‌کنم، بیش از پیش احساس می‌کنم چه اندازه می‌توان بیش از این بود که هستیم و از این جهت آری! باز می‌توان گفت: «می‌رود از سینه‌ها در سینه‌ها / از رَهِ پنهان صلاح و کینه‌ها». موفق باشید https://eitaa.com/khabardar_ir/35205

41220
متن پرسش

با سلام و احترام خدمت استاد گرامی و تشکر از عنایات بی‌حد جنابعالی: عده‌ای از دغدغه‌مندان به شریعت ناراحت از این بودند که: «چرا خانم‌های بی‌حجاب در گلزار شهدا و تشییع ایشان حضور دارند». به نور حق ۲ نکته مورد نظر است: ۱) شهید زنده است؛ ورای تصوری که شهید را در بهشت می‌دانند و او را در آنجا در حال زندگی تصور می‌کنند، باید به این نظر کرد که زنده بودن شهید یعنی او حاضر است در شدت حضور. او که از تن به‌در آمده، اکنون بر همه عالم مادون مسلط است. «زنده»، زندگان را فرا می‌خواند به سبب کششی که در دل‌های زندگان است. پس چه‌بسا خانم بی‌حجابی که زنده‌دل است و به نور شهید فراخوانده می‌شود و امثال بنده که دو رکعت نمازی -آن‌هم با هزار منت و بی‌حوصلگی- می‌خوانند و خدا را دیگر بنده نیستند، جذبِ نور شهید نمی‌شوند ازین جهت که قلب شان آماده دریافت توجهات نورانی حضرت حق در دل شهید نیست. ۲) خدا کجاست؟ مگرنه اینکه «حضور»، در فضاهایی پررنگ‌تر است؟ مسائل فقهی ای که کاملا خشک و با هدف های سطحی (شراب و حوری و دوری از عذاب و شکنجه) تبلیغ شده‌اند، برای نسل بنده قابلیت اجرایی ندارد. پس ابتدائا اندک حقی سرِ عدم رعایت بدهیم و بعد به این فکر کنیم که آیا نور حق -که ظلمت‌هارا می‌شکافد- در مکانهایی مثل مزار شهدا هویداتر از جاهای دیگر نیست؟ اصلا همین هویدایی و عریانی و همین احساس حضور بی‌کرانه است که وسعت چنین تجمعاتی دارد و همگان را با کششی که دارد به سوی خود می‌کشاند. اگر امربه‌معروفی باشد هم از دل شهید حاصل می‌شود؛ آنجا که آن خانم، گوشه‌ای از وصیت‌نامه ایشان را که می‌خواند به راستی در می‌یابد که برای حضور بیشتر نزد شهید باید به آن وصیت عمل کند و چه بسیار مورد که شهدا به قضیه حجاب و رعایت آن توجه داشته اند. با تشکر 

متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: موضوع، موضوع حساسی می‌باشد. آری! اگر انگیزۀ افرادی که می فرمایید اُنس با شهدا باشد ان شاءالله آن افراد هم بر خلاف ظاهرشان نتیجه می‌گیرند. ولی از حرمت گلزار شهدا نباید غفلت کرد و بی‌حجابیِ کامل با حجاب ضعیف، تفاوت دارد. رهبر معظم انقلاب در فتوای اخیر خود می‌فرمایند: 
استفتاء: آیا برای نشان‌دادن پایبندی افراد کم‌حجاب به اصل نظام می‌توان تصاویر آن‌ها را منتشر کرد؟
🔺پاسخ امام خامنه‌ای: «نشان‌دادن زنان #کم‌حجاب در مراسم انقلابی و دینی اگر به منظور نشان‌دادن حمایت اقشار مختلف مردم از نظام اسلامی باشد و مفسده‌ای بر آن مترتب نباشد، اشکال ندارد؛ ولی نشان‌دادن زنان #بی‌حجاب در مراسم انقلابی و دینی، چون سبب قبح‌شکنی از حرام مسلّم شرعی است، جایز نیست.»
از این جهت حتی باید به آن افراد که با حضور در گلزار شهداء قصد حرمت‌شکنی ندارند، متذکر شد که بهرۀ لازم را از آن حضور در کنار شهدای عزیز نمی‌برند زیرا روح شهدا از این نوع هنجارشکنی‌ها اذیت می‌شود و این در مورد هر مکان مقدسی صدق می‌کند. به همین جهت حتی در مورد مسجد داریم که باید ادبِ حضور در آن مکان مقدس را رعایت کرد. با پای راست وارد مسجد شد و با تواضع رو به قبله نشست و موضوعات صرفاً دنیایی را پشت سر گذاشت حتی در بدو ورود به احترام مسجد خوب است ۲ رکعت نماز تحیّت خواند و عجیب است از بعضی از روحانیون عزیز که خودشان باید متخلق به این آداب باشند دیرتر از نمازگزاران می‌آیند و بدون هیچ مقدمه، نماز را شروع می‌کنند و سریعاً بعد از نماز از محراب زودتر از نمازگزاران خارج می‌شوند و بعضاً می‌روند روی صندلی می‌نشینند و به تلفن همراه خود مشغول می‌شوند. چگونه می‌توان پذیرفت که اگر عذری ندارند آن حالت تواضع و دو زانونشستن و رو به قبله را با نشستن روی صندلی مقایسه کرد؟!! . موفق باشید            

41218
متن پرسش

با سلام و ادب خدمت استاد محترم: ۱. در کتاب های آداب نماز و سر الصلاه حضرت امام خمینی، تفاوت بین تشهد و سلام را درست متوجه نشدم. تشهد را می فرمایند توجه به وجه یمینی عالم. (همون حقیقت محمدیه ( ص.) و.....) سلام را توجه به مقام اسمیت در عالم فرموده اند. که فرد متوجه این بعد در خودش و عالم شود. و نظر سلم و صفا به تمام موجودات داشته باشد. و بیابد که برحمتک وسعت کلی شی.... الان تفاوت سلام و تشهد چیست؟ تفاوت وجه یمینی... با مقام اسمیت چیست؟ ۲. اگر از ابعاد اخلاقی و تزکیه ای موضوع را نگاه کنیم آیا می شود گفت که مقام تشهد یعنی توجه به تمام صفات خوب در انسان ها و سلام یعنی آن صفات را هم از خدا دیدن یا نه این اصلا موضوع دیگری است و کاربردش جایی دیگر.

متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: آری! در تشهد، این ما هستیم و زیباترین و عالی‌ترین حضور نسبت به خود در بقای توحیدیِ حضرت حقّ و نهایت عبودیتِ خود در جمال حضرت پیامبر «صلوات‌الله‌علیه‌وآله». و این است وجهِ یمینی ما به اعتبار گشودگی به ابعاد روحانی باطنیِ‌مان. و در سلام، حال این مائیم و رجعت از حقّ به خلق و نظر سلم و صفا به تمام موجودات، تا در نسبت خود به جامعیتی نایل شویم که نه با حقّ از خلق غافل باشیم و نه در خلق از حق غفلت کنیم. این‌جا است که چون از نماز با سلامی که می‌دهیم فارغ شدیم، عملاً در جامعیتی خاص که جمع خلق و حقّ است قرار خواهیم داشت. موفق باشید            

41215
متن پرسش

با نام و یاد خدا سلام علیکم: توجه انسان به ملاقات های ملت با رهبری جلب این موضوع می‌شود که زبان حضرت آیت الله خامنه ای بعنوان حاکم دینی ملی، بگونه ای گشوده می‌شود که نه تنها تزلزلی در آن زبان رخ نمی‌دهد بل‌که آنقدر این ارتباط در قله ها حادث است که شاداب ترین و بقول رهبری: «ملت ایران زنده است» ما مردم نیز با خودی روبروییم که خود نهایت ها و خود هویتی و وجودی است! خودی که بارها صبر به ظهورش را کشیده و وصالش را تجربه کردیم. بلی بحث خود ما هست نه صرفاً رهبری. زنده فقط خداست و زندگی نیز در آغوش زنده پایدار جاویدان رخ می‌دهد. ما خلق شدیم که زندگی کنیم و زندگی عبارت است از تجربه از حضور در وجود و پرورش نفس در آغوشش؛ زیستنی ورای ماهیت ها و جایگاه نهایی. بعضی ها حاضرند همه ماهیت ها را فدای حضور در زندگی کنند و بعضی برای از دست رفتن ماهیت ها می‌ترسند و خود را روی آنها بنا کردند! جدا آدم‌ها چقدر متفاوتند با این حال شخصیتی مثل شما جناب استاد بنده را به فکر فرو می‌برد! که چطور هویت و وجود در تجربه زندگی کردنتان اجماع شده؟! هویت هم زمینی است هم آسمانی هم ماهیت هایی را دارد هم اصالتش بر وجود است! در مورد این از جنابعالی سئوال دارم که اشاره بفرمایید لطفاً. زیرا بنده بزرگترین مشکلم این هست که چیزی از زندگی زمینی سردر نمی آورم حتی عواطف بین انسانی یا زندگی زمینی هیچ هیچ. گویا هرگز فرصتش را نداشتم تا بشناسمش متشکرم.

متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: آری زندگی به همان معنایی که رهبر معظم انقلاب فرمودند: «ملت ایران زنده است». چیزی نیست که با محاسبه‌های دنیایی به دست آید. حکایت ملتی است که با نور ایمان خود از مرگ نمی‌هراسد و حقیقتاً شکست‌ناپذیر می‌شود، زیرا از مرگ نمی‌ترسد و هرگز با چنین روحیه‌ای نه شکست می‌خورد و نه تسلیم می‌شود و نه کوتاه می‌آید. و این یعنی «زندگی» و این یعنی «ملت ایران زنده است». حقیقتی که رهبر معظم انقلاب با بصیرت وصف‌ناشدنی‌شان متوجۀ این امر می‌باشند. آیا این نوع «بودن» در این ملت، قابل مقایسه است با وجود اوباشی که با امیدهای واهی که دشمنان انسانیت در خیال آن‌ها شکل دادند به میدان آمدند؟ به سرنوشت این جریان بیندیشید، جریانی که مقابل نظام مقدس انقلاب اسلامی ایستاده‌اند. آیا سرنوشتی شبیه سرنوشت جریانی که در جزیزۀ اپستین بودند، نمی‌باشد؟! https://eitaa.com/matalebevijeh/21809 موفق باشید

41214
متن پرسش

سلام به استاد گرامی: طلبه هستم که به امید خدا برای تبلیغ از حوزۀ علمیه قم به یکی از شهرستان‌ها اعزام شده ام. سؤال بنده آن است که در این راه و در این زمانه و با شرایط موجود چه مباحث و موضوعاتی را و با چه سبکی پیش بیاورم که نتیجه مناسبی داشته باشد و به گفته جنابعالی طوری نشود که بعد از مدتی معلوم شود فعالیت های فرهنگی ما ممکن است پوچ باشد. با تشکر

متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: بحمدالله همین‌که به این نوع خودآگاهی و هوشیاری رسیده‌اید که ما در این زمانه باید متوجۀ احوال مخاطبان خود باشیم که چه مسائلی در درون خود دارند. با توجه به این امر، در عین آن‌که به هر حال باید راهی را در پیش گرفت که آن‌ها به مرور متوجۀ اشارات قرآنی و معرفت نفس خود شوند؛ به این نکته بیندیشید که حضور مردم ما و بخصوص جوانان ما در مساجد به خودی خود برای به فعلیت‌آمدنِ روحانیت درونی‌شان، موضوعیت دارد.
اخیراً در نشستی که به مناسبت چهل و دومین سالگرد رحلت «بانو مجتهده امین» در تهران برگزار شد و بنده نیز مفتخر بودم که در آن نشست شرکت کنم، پس از آن همراه با بعضی از رفقا، افتخار ملاقات با جناب آقای دکتر سعید جلیلی پیش آمد؛ در حین گفتگو ایشان با بصیرت خاص قرآنی و سیاسی خود متذکر نکتۀ مهمی شدند که چرا در فتنۀ اخیر، تلاش عمدۀ دشمنان ما آتش‌زدنِ حدود ۲۵۰ مسجد بود؟!! و به گفتۀ ایشان آیا این حکایت از آن ندارد که دشمنان حقیقت و دشمنان انسانیت در این زمانه متوجۀ نقش اساسی مساجد هستند؟ و نقطۀ خطر را در آن نوع حضوری می‌دانند که از طریق مساجد در این تاریخ پیش می‌آید؟ زیبایی کار آقای دکتر جلیلی آن بود که ایشان هر شب در یکی از مساجد، بخصوص مساجدی که آتش زده شده، در اقصی نقاط کشور حاضر می‌شوند و به همان معنایی که مبارزۀ اصلی ما با دشمنان، حضور نرمی است که آنان را شکست می‌دهد؛ به همان معنای حضور نرمِ مردم ما در ۲۲ بهمن که در واقع جنگ نرمی بود در مقابل آن خشونت‌ها؛ بصیرت آقای دکتر جلیلی در این مورد قابل توجه است و از این جهت باید گله‌مند بود از دوستانی که به ایشان انتقاد دارند چرا دکتر جلیلی از نظر آن‌ها کنشگری‌های لازم را نداشته‌اند. غافل از آن‌که در جنگ نرم، کنشگری‌ها شکل خاصی دارد از جنس به ظاهر سکوت مولای‌مان حضرت علی «علیه‌السلام» پس از رحلت و شهادت پیامبر خدا «صلوات‌الله‌علیه‌وآله»، تا فضای ایمانی و نظر به آینده‌ای قدسی گرفتار مناقشات سیاسی نشود. موفق باشید      
 

41212
متن پرسش

سلام: درباره ورع در کتاب «رمضان دریچه رویت» خوانده‌ایم. فقط خواندن. و ورع را نچشیدیم. دینداری و رجوع به دین، امری تاریخی است. حداقل با اندیشیدن در دستگاه حضور تاریخی. ظهور چنین دینداری و کمالش را در شهدا و به خصوص حاج قاسم می‌بینیم‌. و ولله در طلب ایمانِ بزرگ رهبری چه گریه‌ها که نکرده‌ایم. و جز طلب هر چه فکر کردیم دیدیم که تنها می‌توان طلب کرد. گویا فقط با چنین حضوری و درک حضور تاریخی‌مان می‌توانیم حتی نماز بخوانیم و عبادت بکنیم. در پیش خویش این را چشیده‌ایم. درک کرده‌ایم که بدون این حضور هیچ کاری نمی‌توانیم بکنیم و همه چیز هیچ است. حال چگونه باید بود در این نفحات که در عین سلحشوری حاج قاسمی عبادت خمینی وار داشته باشیم. نمی‌دانم، شاید این سوال بیجا بنماید، شاید ظاهرش درخواست راه حل و دستورالعمل دارد، اما راه خیلی باریک و کوره راه است. و سستی و بی عزمی بیچاره‌مان می‌کند. شما با این احوالات بیگانه نیستید، ولی گاهی جان به لب می‌آید. یا علی

متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: این‌که باید در نظر به ایمان، سرگشتگی خود را احساس نمود، حرفی در آن نیست. و این‌که نفسِ طلب ایمان، نوعی ایمان به حساب می‌آید، به همان معنای حضور در کوره راهی به سوی روشنی‌گاه؛ در این هم حرفی نیست. آری! دین نباید تبدیل به ایدئولوژی شود زیرا دیندا‌ری با نظر به امر قدسی امر پویایی است که با نظر به «هنوز نه» در میدان دین‌داری ممکن می گردد که در آن کمان ابروی کافرکیش، همواره خود را می‌پوشاند و انسان چو بید بر سر ایمان خویش می‌لرزد. این در صورتی است که ایمان در نظر به حقیقت در میان باشد. 
حال مائیم و این ماهِ رمضانِ فوق‌العاده در نسبت با حضرت روح اللّهی که شهید آوینی در آن نسبت، خود را یافت. و در این ماه رمضان برای افرادی که تا «وقتِ محمّدی» - که در پرسش قبلی‌تان (41204) از آن گفتگو شد- آمادۀ حضور هستند، فرصت فوق‌العاده‌ای است با یافتن روحانیت خاص انسانی که او حضرت روح اللهِ این تاریخ بود با نُبُواتِ خاص. راهی که حضرت امام خامنه‌ای «حفظه‌الله‌تعالی» آن راه را یافتند. راستی! این دخترانی که چندان حجاب کامل ندارند، به دنبال چه نوع حضوری هستند که مقام معظم رهبری را، راهی برای جستجوی خود یافته‌اند؟ آیا به دنبال ایمانی غیر از ایمان متافیزیکی نیستند؟ ایمانی به ایمانِ حضرت آیت الله خامنه‌ای. موفق باشید      
 

41211
متن پرسش

سلام استاد: طاعات تون قبول. من یه کانال چند هزار نفره توی ایتا دارم که هنریه و مربوط به سیاه قلم هست. می‌خواستم بدونم اگر بخوام مخاطبا رو با سیر مطالعاتی سایت و کلا این مسیر آشنا کنم چیکار باید بکنم؟ چطوری باید معرفی کنم؟ و اینکه شما پیشنهاد میدید که شرح صوتی درس ها رو جلسه به جلسه توی کانال بزارم؟ یا خود کتاب ها رو (اگر پیشنهاد میدید لطفاً بفرمایید که کدوم کتاب ها و جزوات به ترتیب برای ارائه توی کانال مناسب هستن) و اینکه توی ماه رمضان پیشنهاد میدید که مطالب و محتوایی روزانه توی کانال ارائه بشه؟

متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: به نظر می‌آید که خوب است در این مورد سری به کانال «رادیو حیات» https://eitaa.com/Radiohayat_ir  که نسبت به مباحث، ورودی خاص داشته‌اند، بزنید. بخصوص در مورد بحث کتاب «جوان و انتخاب بزرگ». علاوه بر آن سیر مطالعاتیِ سایت بخصوص مباحث «نظر به سوره‌های قرآن» می‌تواند مؤثر باشد. در این روزها کتاب «روزه، دریچه‌ای به عالَم معنا» مورد توجه دوستان قرار گرفته است، خوب است نظری به آن انداخته شود. موفق باشید

41210
متن پرسش

با سلام خدمت استاد عزیز: فرارسیدن ماه مبارک رمضان مبارکتون باشه ان‌شاءلله. برای این حقیر هم دعا بفرمایید. مادرم از من خواستند سوالاتشون رو از شما بپرسم خودشون بلد نیستند وارد کنند. استاد آیا امامان ما بعد از رجعت حضرت حجت (عج) امامت می‌کنند؟ اگر جواب مثبت است به چه نحوی امامت دارند؟ سوال دوم اینکه چرا نام حضرت علی و حضرت فاطمه و کل امامان در قرآن نیامده و آخرین سوال اینکه جایی که زیارت آل یس مخصوص حضرت حجت (عج) است چرا با سلام بر آل پیامبر شروع می‌شود؟ ممنون و سپاس بیکران

متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: در این موارد به طور نسبتاً مفصل در کتاب «مبانی نظری نبوت و امامت» که روی سایت هست، عرایضی شده است. https://lobolmizan.ir/book/252?mark=%D9%85%D8%A8%D8%A7%D9%86%DB%8C
آری! حداقل بعضی از امامان رجعت دارند تا در شرایط نهایی‌ترین حضور که با ظهور حضرت مهدی «عجل‌الله‌تعالی‌فرجه» پیش آمده، ابعاد شخصیتیِ خود را به ظهور آورند. در مورد سؤال دوم به گفتۀ علامه طباطبایی باید به این نکته فکر کرد که جریان مخالف اهل البیت «علیهم‌السلام» که به ظاهر دیندارانه کنار پیامبر بودند، اگر نام حضرت مولا و زهرای مرضیه «علیهماالسلام» در قرآن آمده بود، قرآن را نفی می‌کردند. که در این مورد شواهدی در کتاب مذکور آمده است. ۳. آری! سلام بر آل پیامبر شامل وجود مقدس حضرت حجت «عجل‌الله‌تعالی‌فرجه» نیز می‌شود. موفق باشید
 

نمایش چاپی