باسمه تعالی
کاربران محترم عنایت داشته باشند که این سایت وظیفۀ خود را تنها در محدودۀ جواب دادن به سؤالات معرفتیِ کاربران میداند و از اینکه نمیتوانیم جوابگوی سؤالات شخصی و حالات فردی کاربران محترم باشیم؛ عذرخواهی میشود.
طاهرزاده
.
با نام خدا! فصل گمگشتگی و توهم: و خیل زیاد جوانان توهم را ارج میدهیم به هر واقعیت پوچی که مردم نامش را واقعیت میگذارند یا نام دیگرش روزمره. و پی خودی میباشیم که هیچ کس نیست جز اعتماد بنفسی محکم؛ هرچند وهمی. نیست آنچه باید، میسازی آنچه لازم است تا نکشد تورا! و ای نفس بازگرد به یگانگی خود: گدایی کردمت تو بغل غریبه ها-گدایی کردمت از وسط دریده ها- گدایی کردمت تو این غربت عجیب راه- گدایی کردم شبیه شب تو ام شبیه ماه- نه من تو بغل این و اون دنبال بوی تو ام! از حسرت نور کم و سیاهی موی بلند- که من اون فدایی عاشق های هر روز تو ام- تو دائما خامم کن، منم پرواز کنم- تو برای من! قشنگ تری، از همه پدیده ها- تو! برای من زیبا تر از قبل، بهتر از غریبه ها... و نفس یکی شو، خود باش حتی بگذار احدی نشناستت؛ تو خودرا بشناس.
باسمه تعالی: سلام علیکم: آری! باید تماماً به دنبال «خود» بود. چه کسی همۀ آن بودنِ من است جز «او» که همۀ انسانیت را در اوج خود به نمایش آورده است و پروردگاری که بنا دارد ما را با ربوبیت خود تعالی بخشد، به ما فرمود: «لَقَدْ كَانَ لَكُمْ فِي رَسُولِ اللَّهِ أُسْوَةٌ حَسَنَةٌ لِمَنْ كَانَ يَرْجُو اللَّهَ وَالْيَوْمَ الْآخِرَ وَذَكَرَ اللَّهَ كَثِيرًا»(۲۱/ احزاب) براى شما اگر به خدا و روز قيامت اميد مىداريد و خدا را فراوان ياد مىكنيد، شخص رسول الله اسوۀ پسنديدهاى است. ملاحظه کنید که چگونه کسانی که امیدوار حاضرشدن در افقی هستند که خدا را در جان خود بیابند و در همان راستا به ابدیت خود امیدوار هستند و همواره یاد خدا را مدّ نظر داشته باشند؛ آری! چنین انسانهایی پیامبر خدا را که نهاییترین و کاملترین انسان است، به عنوان اسوه و صورت متعالی خود مدّ نظر دارند. و این اصیلترین حضوری است که انسانِ آخرالزمان برای اینکه بیش از پیش «خود» باشد؛ بدان نیازمند است. در بحث «ما و جنگ رمضان و نظر به حضور تاریخی که در پیش است» شمارۀ ۱۶۷ https://eitaa.com/bartarin_hozoor/333 در این رابطه موضوع تمدن نوین اسلامی را که چه انسانی را مدّ نظر میآورد، عرایضی شد و البته و صد البته مسئله را باید بسیار بزرگ دانست به آن معنایی که کسانی میتوانند حقیقتاً به عالیترین شکل با «خود» بهسر ببرندکه پیامبر خدا را اُسوۀ خود قرار دهند و لازمۀ این کار سه نکتۀ ظریف است که باید به آن زیاد اندیشید و آن سه نکته عبارت است از: «يَرْجُو اللَّهَ» وَ «الْيَوْمَ الْآخِرَ» وَ «ذَكَرَ اللَّهَ كَثِيرًا». موفق باشید
سلام به استاد عزیز: اینکه در یادداشت «اشارات ما و جنگ رمضان و نظر به حضور تاریخی که در پیش است» در شمارۀ ۱۶۵ تحت عنوان «ما و باز تأکید بر تمدن نوین اسلامی» متذکر این نکتۀ مهم شدید که در جنگ یونانیان با بقیۀ ملتها بخصوص در جنگ اسکندر با بقیۀ ملتها آنها را «بربر» به معنای کسانی که انسان نیستند، می دانستند، نکتۀ بسیار مهمی است و ما آن را در تاریخ خوانده بودیم. لطفاً ربط این موضوع را با جنگ تمدنهایی که شما مطرح فرمودهاید کمی بیشتر توضیح دهید. چون مسئله بسیار مهم و تاریخی است. با تشکر
باسمه تعالی: سلام علیکم: همانطور که در آن متن عرض شدhttps://eitaa.com/matalebevijeh/23933 حقیقتاً وزیر امور خارجۀ آمریکا موضوع مهمی را افشاء کرد و لو داد از آن جهت که جنگ بین آنها با ما را به آن نقطه متصل کرد تا جایگاه نگاه آنان به دیگری را روشن کند. به این معنا که هر آن کس غیر آنها را انسانیتی نیست و دعوا بر سر انسانیت انسانها میباشد و ما نباید از این نکتۀ بزرگ غفلت کنیم با تأکید ایرانِ بزرگ یعنی تمدنی در مقابل استیلاجویی رومی و آمریکایی. و این نشان میدهد واقعیتی در این تاریخ به میان آمده که ایران حقیقی در مقابله با جهانیشدن ارزشهای غربی قد برافراشته، غربی که عملاً در این زمانه کارگزارِ نتانیاهو شده است، در مقابل فرهنگ ایرانی که فرهنگ همیاری و عشق و همدلی و انسانیت است. همچنانکه در آن متن عرض شد اینجاست که باز همچنان باید بر تمدن نوین اسلامی بیندیشیم و آن نوع از حضوری که روحیۀ تمدنی مدّ نظرها میآورد، زیرا حقیقتاً جنگ، جنگ تمدنها میباشد و ایرانی که در قامت یک تمدن به میان آمده است، بزرگتر و وسیعتر از یک کشور. و به این نکته با دقت بسیار بیندیشید که چگونه نگاه تمدنیِ حضرت آیت الله سید مجتبی خامنهای رهبر معظم انقلاب مایۀ امیدواری و خوشبختی است. عرایضی در رابطه با نگاه تمدنی شده است که به عنوان نمونه میتوانید به بحث «ایران و راز قدرت اول جهان بودن آن» https://eitaa.com/matalebevijeh/23843 رجوع فرمایید. موفق باشید
سلام وادب وسپاس سوال من اینه که چرا خدا باید موجوداتی خلق کنه که پتانسیل رنج کشیدن رو داشته باشن در حالی که میتونست همه ی ما رو جوری خلق کنه که پتانسیل رنج کشیدن نداشته باشیم؟ من فکر نکنم این سوال جوابی داشته باشه، من با خودم میگم اصلا قراره ما جواب این سوال رو توی این دنیا ندونیم و این یکی از امتحان های ما هست. همون طور که ما اصلا تو این دنیا قرار نیست درک کنیم دلیل خدا برای خلقت کلا چی هست. شاید حتی اصلا خلقت خدا نیازی به دلیل هم نداشته باشه؛ و نیاز به "وجود داشتن دلیل برای هر چیزی" فقط از خصیصه های این دنیا باشه.
باسمه تعالی: سلام علیکم: نکات خوبی است و اتفاقاً هرچقدر ما در جواب این سؤالات جلو و جلوتر رویم بر معارف خود میافزائیم و در جواب همین سؤالات بود که کتاب «آشتی با خدا» تنظیم شد. پیشنهاد میشود به متن کتاب و صوت آن رجوع شود. https://lobolmizan.ir/book/69?mark=%D8%A2%D8%B4%D8%AA%DB%8C%20%D8%A8%D8%A7%20%D8%AE%D8%AF%D8%A7 عنایت داشته باشید وقتی در این موارد بیندیشیم، خود به خود توان سؤالاتی که برایمان پیش میآید را خواهیم داد. موفق باشید
استاد سلام علیکم: ماه نو فرا رسیده از شما بسیار التماس دعا داریم هم برای خودم و هم برای گروهم. استاد اگر میشود یک راهنمایی برای گروه بفرمایید چون خیلی از اعضای گروه معلم هستند. التماس دعا
باسمه تعالی: سلام علیکم: برای حضور در تاریخی که باید در عین حفظ معنویات خود، جهانی بود وظیفه داریم بسیار بیندیشیم. از این جهت پیشنهاد میشود به عرایضی که اخیراً خدمت بعضی از خواهران شده؛ عنایت فرمایید تحت عنوان «و بازخوانی خود در منظر شخصیت حضرت زهرا «سلام اللهعلیها»https://eitaa.com/matalebevijeh/23919 و «ایران و نظم جهانی دیگر» https://eitaa.com/matalebevijeh/23931 . موفق باشید
سلام: سالهاست از شما بعنوان معلم، بیانی از موضع انقلاب اسلامی در مورد ازدواج ندیدیم! اما حرف ها هست که باید گفت نه بعنوان فرد بلکه بعنوان روح اجتماع و سنت طبیعت که موضوع نظر ماست. سنت طبیعت میگوید حیوان یا نفس حیوانی انسان، زمانی که به بلوغ میرسد باید ازدواج کند؛ عقل بشری در کنارش تعبیرکی میکند تا به این سنت پایبند باشد چون میداند خلاف سنت های عالم عمل کردن نابودی است. حال بفرمایید با آمار حدود ۴۰ درصدی از جوانان که تا کنون ازدواج نکرده و از چهل سال عبور کرده اند چه باید کنیم؟ (آمار رسمی امسال). آیا تدابیر بشری باید حلش کند یا معجزه الهی؟! با این همه ما در شرایط انتقال تمدنی هستیم که امر ویژه ایست، سختی های خود را دارد. از جهتی فلسطین را میبینیم با اینهمه جنگ ازدواج صورت میگیرد. از طرفی در روز عاشورا حضرت قاسم علیه السلام ازدواج میکنند هرچند دلایل وجودی داشته باشد. از سوی دیگر داریم حضرت امیر علیه السلام پول میگذاشتند تا جوانها ازدواج کنند. همین روزگار نیز داستان رهبر شهید را در کوهنوردی و برخورد با یک دختر پسر داریم که خطبه عقدشان را میخوانند. یک جوان امروز کیست-کجاست- به کجا میرود- اکنون چه کند؟ مورد توجه هست که برای یک پسر این موضوع بسی سخت تر است زیرا دختران محبت از خانواده و دوستان میبینند اما پسران هرگز. پسر کسی است که همه درد ها را به تنهایی میکشد- کسی او را دوست نمیدارد - در حالی که یک نفسی است با نیازهای عاطفی خود که هرگز رفع نمیشود. در آخر لعنت بر آخوند یا لیبرالیست یا دانشگاه - مشاور یا علی الخصوص خانواده هایی که این لعنت را بر جامعه خویش روا داشتند.
باسمه تعالی: سلام علیکم: آری! مسئله، مسئلۀ بسیار مهمی میباشد و بیحساب نیست که پیامبر خدا «صلواتاللهعلیهواله» درست در شرایطی که جامعۀ جدید اسلامی در حال شکلگرفتن بود فرمودند: «أَنَّ الْمُؤْمِنَ كُفْوُ الْمُؤْمِنَةِ فَيَتَزَوَّجُ امْرَأَةً أَعْلَى مِنْهُ نَسَباً وَ حَسَباً» هر مرد مؤمنی کفو و مناسب زن مؤمن میباشد و آنها را به ازدواج همدیگر در آورید. و این یعنی در ازدواج، مشغول حواشی نباشیم و معلوم است که یک دختر و پسر در ابتدای ازدواج تفاوتهای فکری و فرهنگی و عادتهای متفاوت دارند که به مرور با درک همدیگر از آنها عبور خواهند کرد و نباید از ترس آنکه ممکن است این حواشی منجر به عدم سازش شود، از ازدواج آنها جلوگیری کرد. باید سعی نمود آن حواشی را جدّی نگرفت. زیرا اگر پیامبر خدا صلوات الله علیه و آله فرمودند: «النِّکَاحُ سُنَّتِی فَمَنْ رَغِبَ عَنْ سُنَّتِی فَلَیْسَ مِنِّی» ازدواج، سنّت من است، هر کس از سنّت من رویگردان شود از من نیست. به جهت آن است که انسانهای مومن در ازدواج به صفا و صمیمیتی میرسند که خداوند در وصف آن فرمود: «وَمِنْ آيَاتِهِ أَنْ خَلَقَ لَكُمْ مِنْ أَنْفُسِكُمْ أَزْوَاجًا لِتَسْكُنُوا إِلَيْهَا وَجَعَلَ بَيْنَكُمْ مَوَدَّةً وَ رَحْمَةً إِنَّ فِي ذَلِكَ لَآيَاتٍ لِقَوْمٍ يَتَفَكَّرُونَ» و از نشانه های [قدرت و ربوبیت] او این است که برای شما از جنس خودتان همسرانی آفرید تا در کنارشان آرامش یابید و در میان شما صمیمیت و مهربانی قرار داد؛ یقیناً در این [کار شگفت انگیز] نشانه هایی است برای مردمی که می اندیشند.
با توجه به سخن پیامبر خدا صلوات الله علیه و آله و وعدهای که خداوند در راستای ازدواج به مومنین داد که آن صمیمیت و گشودگی خاصی است که تنها از طریق ازدواج برای مومنین پیش میآید. موفق باشید.
استاد جان سلام یکی از معضلات نسل امروز ارتباط شان با خانواده شان است که گاها جوان حاضر است هر جایی باشد الا خانه و یا در کنار خانواده اش . خانواده ها با خلق و خویی انس گرفتند که نفس آن خلق و خو فضا را برای نسل ما تنگ می سازد. بالاخص خانواده هایی که درگیر فضای مدرنیته شده اند و اخلاق آنها همانند پدران و مادران شان با روش های تربیتی زور و پذیرش همراه است و هیچ انعطافی یا رفاقتی با ما ندارند یا شاید هم داشته باشند و ما توان درک آن را نداریم . برای آنها چیز هایی معنا دارد که برای ما هیچ معنایی ندارد و آنها انتظار دارند از ما که در فضای مد نظر آنها باشیم. آن چیز هایی که انجام می دهند و یا از ما انتظار دارند ظاهرا کار حرامی هم نیست ولی ما را از فضایی که هستیم خارج می کند و ما هم مدام حرص میخوریم و گاهی نزاع هم پیش می آید. آنها با عقاید شان گاها کار هایی می کنند که عرصه فضای دینی را بر جوان نفس گیر کرده و آنها را از فضای سلوکی شان دور می کنند هر چند که ظاهر دینی هم داشته باشند. راهکار اینکه ما از این دوگانگی احترام و پذیرش از پدر و مادر و ادامه دادن فضای سلوکی و دینی به جمع این دو برسیم چه هست؟ چون از طرفی باید از آنها در کارهای حلال پیروی کرده و احترام به آنها بگزاریم و از طرفی هم کوتاهی و اشتباهات زیادی در این مسیر داریم و نور و برکات از دست مان می رود
باسمه تعالی: سلام علیکم: مشکل، مشکل بزرگی است و جهان انسانها در همۀ دنیا تحت عنوان گسست نسلها گرفتار آن شده اند. به همین جهت باید ابتدا متوجۀ این امر شد که در جهان مدرن، گسست نسلها تا آنجایی است که فرزندان، هیچ نسبتی با والدین خود ندارند آقای دکتر صادق طباطبایی که مدت ۳۰ سال در دانشگاههای آلمان تدریس می فرمودهاند در ترجمه کتابی تحت عنوان« نقش رسانه های تصویری در زوال دوران کودکی» نکات ظریفی در این مورد به میان آوردهاند. حال مائیم و آگاهی از این موضوع تا در عین آنکه نباید از آن جوانان و فرزندان خود منقطع شد، با درک ضعفهای جهان مدرن و تذکر حکیمانه و دوستانه به فرزندان، آنها را متوجۀ آیندۀ بزرگی کرد که با ایران انقلابی و اسلامی در حال وقوع است و این تنها راهی است که میتوان این نسل را از دهان اژدهای دنیای جدید نجات داد و البته کار بسیار حساس و دقیقی است و متفکرانه باید نسبت به آن فکر کرد که چگونه از جهان مدرن به جهان انقلاب اسلامی و تمدن نوین اسلامی وارد شویم و در همین رابطه اشارات «ما و جنگ رمضان و نظر به حضور تاریخی که در پیش است» https://eitaa.com/bartarin_hozoor مطرح شده است. تا نسبت به تمدنی فکر کردن این نسل بیندیشیم .موفق باشید
امام علی علیه السلام: سَیِّئَةٌ تَسوؤُکَ خَیرٌ عِندَ اللَّهِ مِن حَسَنَةٍ تُعجِبُکَ گناهی که اندوهگین ات کند، نزد خدا بهتر است از کار نیکی که به خودپسندی گرفتارت سازد. نهج البلاغه، حکمت ۴۶. استاد سلام: این روایت برای ما بارها اتفاق افتاده است وقتی کار خوبی میکنیم خود به خود موجب این می شود که برای خدا قیافه بگیریم و پیش خودمون فکر میکنیم که دیگر کار تمام است و ما اون بنده خوبه خدا شدیم و در این حین است که ناگهان انسان خودش را در گناه می بیند که حالات سخت و اندوهناک و پشیمان و ذلت بار پیش خود حس می کند که از طرفی این حالت ارتباط متواضعانه با خدا برایمان ایجاد می کند و از طرفی ظلمت وجودمان را پر می کند. سوال ما از شما اینجاست که چه باید کرد و راهکارش چیست که نه گناه کرد و با ظلمت و حجاب گناه درگیر بود و از طرفی هم کار خوبی که انجام میشه باعث خودگیری نشه و این خودگیری در نفوس انباشته نشه و تبدیل به گناه نشه و ما خود را در همه حالات در برابر خدا بنده ای خاشع و متواضع ببینیم.
باسمه تعالی: سلام علیکم: مولایمان حضرت علی«علیهالسلام» در این سخن ارزشمند متذکر این امر هستند که اگر انسان در بستر بندگی به نحوی مرتکب گناهی شد ولی متوجۀ اثرات منفی آن گناه گردید؛ این را لطف خدا بداند که خداوند خواسته آن گناه برای او شیرین نشود که مأیوس گردد. ولی اگر نیکی کرد و آن را لطف خدا ندانست و به خود گرفت، معلوم است که مغرور میشود و آن گناه، نسبت به جایگاهی که در نفس انسان دارد که او را پشیمان میکند؛ از این نیکی که شخص را مغرور میکند، نزد خداوند برتر است. موفق باشید
سلام استاد عزیزم. ان شاءالله تنتون سلامت و حالتون خوب باشه. بنده در سه مورد سوال و ابهام داشتم. ۱. در مورد حرکت جوهری به یک درکی رسیده ام که خواستم باهاتون به اشتراک بذارم ببینم درست متوجه شده ام یا خیر. یکی از چیزهایی که بنده از برهان صدیقین و حرکت جوهری فهمیده ام این است که تمام موجودات عالم، چه عالم ماده و چه عالم مجردات عین فقر و نیاز به خداوند هستند. یا به تعبیر دقیق تر همه ی آنچه که هست حکایت از از وجود خداوند دارد و اوست که در صحنه است. خب اینجا خواستم فرق هست عالم مجردات با هست عالم ماده را با هم مقایسه کنم. هست عالم مجردات یک هست ثابت است و هر لحظه خداوند همان هست او را به آن عنایت می کند و می بخشد، اما عالم ماده یک تفاوت با عالم مجردات دارد و آن این است که درست است که عالم ماده هم همواره هستش به افاضه خداست، اما چون ذات آن متحول و عین حرکت و عین نیاز است هر لحظه هست جدیدی از آن در صحنه است که از هست قبلی آن کامل تر است و بیشتر به فعلیت رسیده است. پس فرق هست عالم مجردات با هست عالم ماده در همین است که در عالم ماده هر لحظه خداوند هست کامل تری را به صحنه می آورد اما در عالممجردات هر لحظه همان هست ثابت و غیرمتغیر در صحنه است. درست متوجه شدم؟ ۲. درک دیگری که به آن رسیده ام: به نظر بنده سیب رسیده از سیب نارس درجه وجودی اش قوی تر است و کامل تر است. به همین ترتیب سیبی که از شدت پوسیدگی و خرابی پودر شده است و تقریبا چیزی از آن باقی نمانده است از یک سیب رسیده و خوشمزه کامل تر است و درجه وجودی شدیدتری دارد. چون سیب پوسیده زمان بیشتری را گذرانده و قبلیت و بعدیت بیشتری را تجربه گرده و فیض بیشتری را دریافت نمونده است. این یعنی حجم و رنگ قرمز و بوی خوش سیب برای آن کمال نبود. نسبت به سیب نارس کمال است ولی نسبت به سیب پوسیده و متلاشی شده نقص است. درست متوجه شده ام؟ ۳. موضوع دیگری که بی ربط به دو موضوع قبلی نیست این است که برخی موجودات روند پیری زودتری را طی می کنند برخی کنند تر. اگر عالم ماده عین حرکت است و حرکت تند و کند برای آن بی معناست پس چرا تن برخی انسان ها زودتر پیر می شود برخی دیرتر؟ مثلا تن مبارک امام زمان (عج) بیش از هزار سال است که موجود است ولی تن برخی از انسان ها ۱۰۰ سال بیشتر نمی ماند. این چه توجیهی دارد؟ آیا تن مبارک حضرت قوانین عالم ماده را مترتب نمی شود؟ یا شدت نفس حضرت که بالاترین درجه از شدیت در مخلوقات است به تن ایشان سرایت کرده و آن را از ذات عین حرکت خود بازداشته است؟ اگر ممکنه توضیح قابل فهمی برای بنده بفرمایید. خدا شما رو خیر دنیا و آخرت نصیب کند.🌹🤲
باسمه تعالی: سلام علیکم: ۱. برداشت بسیار خوبی از «برهان صدیقین» و «حرکت جوهری» داشتهاید. ۲. تغییر در اعراض، غیر تغییر در جوهر است و از این جهت تغییری که در سیبِ رسیده میشود، این تغییر در اعراض است و سیب، به اعتبار مرتبۀ مادی خود مانند دیگر پدیدههای مادی، حرکت ذاتی خود را دارد. ۳. نفس انسان به اعتبار ظرفیتی که در نفس نسبت به تغییر مابهالقوه به مابهالفعل دارد؛ سنّ افراد متفاوت میشود و ربطی به ذات مادی آنها ندارد. موفق باشید
سلام خدا قوت: اخیرا سپاه طرح امر به معروف و نهی از منکر گذاشته و از ما خواسته حفاظت خواهران که نهی از منکر میکنند را داشته باشیم. با توجه به اثر نداشتن و احتمال درگیری و بعضا هم تند برخورد میکنند دراین زمان، آیا من شرکت کنم؟
باسمه تعالی: سلام علیکم: موضوع، بسیار حساس است که از یک طرف بالاخره با جریانهایی روبرو هستیم که بخواهند با عریانی خود فضای جامعه را از عفاف و عفت خارج کنند که به نظر میآید وظایف دولت و کارگزاران دولت است که به عنوان اعمال خلاف قانون مانند دیگر خلافها، برخورد کنند و از طرفی موضوع کشف حجاب است که به نظر میآید شرایط، شرایطی نیست که بتوان با امر به معروف آنها را متذکر منکرشان کرد زیرا آنها اینکار را منکر و حجاب آن چنینی که شرع متذکر آن است را، معروف نمیدانند، از آن جهت که کار فرهنگی با آنها نشده و از آن مهمتر این نوع افراد نباید گمان کنند که ایران به عنوان یک تمدن، آنها را از خود نمیداند بخصوص با گزارشی که جناب آقای حسین طائب در ملاقاتشان با رهبر معظم انقلاب داشتهاند و توصیههایی که رهبر معظم انقلاب فرمودهاند از جمله بند «ب» آن توصیه که نظر به تمامی سلایق و اقشار دارند. ذیلاً عین گزارش آقای مجتبی زارعی عضو کمیسیون امنیت ملّی و سیاست خارجی را در این رابطه خدمتتان ارسال میکنم تا در این مورد فکر شود. https://eitaa.com/Dr_Zareii_Siasatefetrat/4453
کمیسیون امنیت ملّی امروز دوشنبه جلسه ی بهتری نسبت به دیگر جلسات گذشته اش در حوزه ی امنیت ملّی داشت ؛ گفتگو با حجت الاسلام طائب پیرامون مولفه های بنیادین امنیتِ مردم پایه ی داخلی، بسیار فنی و کارشناسی و جامع بود ؛
‼️ مهمترین بحث فرمانده بسیج اما در باره تبیین نگاه رهبر انقلاب اسلامی مد ظله العالی پیرامون انسجام و خیابان بود؛ او به دو صورت «اکتشافی» و «نقل قول» از امام مجتبی حفظه الله ارائه ی بحث کرد؛
الف ) حفظ انسجام
ب) بازگشت خیابان به «تنوع گذشته» از بین «تمامی سلایق و اقشار»
ج) «محوریت ایران اسلامی» در خیابان با ارجاع به ایران خوانیِ حاج محمود کریمی به امر امام شهید در شب عاشورای پارسال.
د) «مختصات گسترده ی خیابان» با «مختصات از پیش سازمان یافته ی مساجد» متفاوت است و از نظر حضرت آقا اقتضائات خیابان و میادین در شهرها، متفاوت است، خیابان ها «مظهر قدرت و قوتِ اسلام» است، مظهرِ شمولیت و دامنه ی رزمندگان اسلام با ویژگی های فردی متفاوت است.
ه) میادین در شهرها باید به مراکز آمادگی های انواع دفاعِ مدنی مقابل دشمن، آنهم با تمام سلایق تبدیل شود و دوگانه های قدیمی و نادرست مقاطع گذشته یعنی دوگانه ی اصلاح طلب / اصولگرا در سپهر سیاسی باید به دوگانه ی ایران / اسراییل در خیابان ها و میادین تبدیل شود؛
ز) برای روایت قدرت و تاب آوری از جامعه ی ایران هم افزایی با قوا بخصوص دولت محترم و مستقر که پای کار کشور است را در دستور کار قرار دهیم خودم هم به عنوان مسئول بسیج تاکنون دو مرتبه با محورهای مختلفی از کارهای بر زمین مانده با آقای رییس جمهور جلسات مشترک هم افزا و رو به جلو داشتم؛📌 نکته های با اهمیت دیگری هم در بیان جناب طائب که منقول و یا مستنبط از حضرت آقا بود هم وجود دارد که اگر فرصت کنم خواهم نوشت؛ اما عرض می کنم تمامی اعضای کمیسیون از نوع توجه حکیمانه ی امامِ امت و به تبع آن فرمانده تازه منصوب شده ی بسیج مستضعفینِ از سوی معظم له، به خیابان ها و میادین شهرها خرسند و صاحب چشم انداز نوین و روشنی در امنیت ملّی و دفاع مدنی _ تمدنی شدند.
عرایضی تحت عنوان «تمدن اسلامی و عبور از کشف حجاب و عریانی» شده است که خوب است به آن نیز رجوع شود. https://eitaa.com/matalebevijeh/23735
موفق باشید
با سلام. وقت بخیر. ارادتمند. با طرح و درک ورزش تمرکزی که مدنظر شما هم هست و ترکیب آن با گرسنگی و حفظ اعتدال در خواب و میزان غذا چنان روحیه ای در من شکل میگیره که حس میکنم کار تمامه!!! انگار مثل شیخ اشراق و افلاطون نگاهم به علم هم علم حاصل عمل و علم جوششی شده. یعنی هر چقدر که سعی میکنم ورزش تمرکزی رو مقدمه برای فلسفه خوانی و حکمت و روایت خوانی و قرآن خوانی و کار علمی بکنم نمیشه که نمیشه. ورزش تمرکزی پیشم چنان موضوعیت پیدا میکنه که انگار میخوام با این تمرکز کل علوم رو از توی همین مدل و سبک استخراج کنم. انصافا فهم انسان رو تیز میکنه و وجود انسان رو ارتقا میده. اما به نظر میاد نشدنیه که بخوای کل علوم و فلسفه رو از عمل در بیاری و باید خوند و خوند و خوند. گیر کارم کجاست؟ شاید مشکلی در نفسم هست. اساسا علوم حصولی چطور میتونن سبب رشد و ارتقا وجودی بشند؟ انگار با تجرد نفس از طریق ورزش تمرکزی و یک سری اعمال در همین راستا انسان در یک اوج انسانیت قوی و مستحکمی قرار میگیره که بی نیاز از کار علمی و فلسفیه!! حتی درکی که بعد از ورزش تمرکزی از فلسفه خوانی برام ایجاد میشه خیلی متفاوته از وقتی که ورزش نکردم. اما سوالم اینه چرا در مطالعه پر کار نیستم؟ اینقدر که میخوام راه برم و غلبه بر بدن بکنم و در این مساله به وسواس افتادم در فهم قیل و قال های فلسفی حساس نیستم. کارهای علمی و نوشتن مقاله رو بی ثمر و بی نتیجه میدونم. حتی احساس حضوری که با ورزش بهم دست میده رو نمیتونم در نماز و عبادات و زیارات پیدا کنم. البته همین که دارم الان سوال مینویسم خودش نشون میده ناخودآگاه به چیزهایی دیگه ای هم نیاز دارم و فقط ورزش کافی نیست و دنبال چیز دیگه ای هستم. اما چطوره که این حضور رو در چیزایی دیگه پیدا نمیکنم؟ مثلا در نمازم هم بیشتر به سمت تمرکز روی غلبه بر بدنم میرم تا به اون حضور برسم. با خودم فکر کردم اگر نفس مجرد و اون توصیفات و تعادل و کمالاتی که درش هست رو روش متمرکز بشم به همه چی میرسم. و واقعا هم با این فرمانروایی هم به لذت برتر میرسم هم خیلی دریچه ها انگار باز میشن. این داستان رو چطور میشه در ساحات دیگه ی زندگی برد؟
باسمه تعالی: سلام علیکم: در هر صورت انسان دارای ابعاد متفاوتی میباشد که لازم است در همۀ آن ابعاد حاضر شود. آری! تمرکز و تخلیلۀ روح از مزاحمات، به روشی که آقای کریشنامورتی در کتاب «سکوت» پیشنهاد میکنند؛ جای خود را دارد ولی به نظر میاید آنچه در کتاب «ادب خیال و عقل و قلب» عرض شد در عین خالی کردن ذهن، جایگرینیِ خاص معرفتی را پیشنهاد میکند. مهم آن است که مطالعات را بر همان مبنا شکل دهیم تا ذهن خود را با معارف انسانی و الهی مدیریت کنیم وگرنه در ورزش ذهنی به یک معنا از خطورات ذهنی خالی میشویم بدون آنکه جایگزینی در میان آید. آری! برای تمرکز ذهن در مطالعه، روحیۀ خلاصهکردن و آن خلاصه را نوشتن، ناخودآگاه نقش مهمی خواهد داشت. موفق باشید
سلام علیکم استاد عزیز عرض ادب وقت شما بخیر شرمنده بابت مزاحمت اگر ممکن شد و فرصت داشتید لطفاً محتواهای این کانال رو نگاهی بیاندازید. در خصوص بحث تولید مردمی که مدتی مزاحم تون شدم هست. یکسری موضوعات رو داخلش آوردم و سعی بر این هست همین مسیر رو ادامه بدم انشالله تشکر از شما https://eitaa.com/tolidmardomi_janfada
باسمه تعالی: سلام علیکم: در شرایط حاضر این نوع فعالیتها بسیار مهم و لازم است و وظیفه دلسوزان انقلاب است که برای عبو از اقتصاد لیبرالی رفقا دست به کار شوند. آری چرا پویش جانفدا به سوی جهاد اقتصادی، با عقلانیت و رحمت حرکت نکند تا اقتصاد مردمی به میان آید و این یکی از کات بزرگ این جنگی است که به لطف الهی برای ما پیش آمده است . موفق باشید
سلام و وقت بخیر: در حوزه ماهیت خواب ها و مراتب خواب ها میخواستم بپرسم. اگر فرضا انسان در خواب یکی از بزرگان را ببیند که متذکر نکته ای هستند چگونه باید این خواب را دید؟ بنظر میرسد دو سناریو وجود دارد که یکی از آنها درست است: اول اینکه ناخودآگاه یا خیال متصل نکته ای را در اثر توجه به آن عارف یا عالم ساخته است (سابجکتیو) دوم آنکه آن عالم خودشان توجهی به شخص خواب بیننده داشته و به نوعی خیال منفصل باشد (آبجکتیو) چطور باید تشخیص داد کدام است؟
باسمه تعالی: سلام علیکم: هر دو مورد ممکن است و احتمال اول بیشتر است و خود فرد شاید بتواند تشخیص دهد از کدام نوع میباشد. موفق باشید
به نام خدا. این حرفو از سر لطیفه نمیزنم بل امیدوارم جنگ اتمی جهانی بشه و کل این دنیا خوب و بد برای هزاران سال نابود شه. این حرف دله. اگر درک نمیکنید ناتوان هستید. از خدا خواستارم همه دنیا را بس کند. دنیای خوب با دنیای بد، هر دو دنیا هستند. زمین اگرچه هستی است و دنیا نیست اما به ما نرسید پس میرویم. حقیقتا توان سخن نیست، راهی جز پایان نیست، خسته شوید.
باسمه تعالی: سلام علیکم: آنچه به لطف الهی در مواجهه با استکبار پیش آمده، اولِ زندگی است و به آنچه در اشارات «ما و جنگ رمضان و نظر به حضور تاریخی که در پیش است» شماره 159 عرض شد حکایت امروز و فردای ما میباشدhttps://eitaa.com/bartarin_hozoor/311 . موفق باشید
سلام و ادب خدمت استاد گرامی: بنده دانش آموزی در رشته انسانی هستم. تا چند سال پیش به فلسفه و علوم اجتماعی و انسانی علاقهای نسبتا طبیعی و معمولی داشتم. سال پیش سوالات و دغدغه هایی در نسبت با نحوه ی ظهور دینداری در این زمانه در من ایجاد شد و راهکارهای عادی و رایج در حل این مسائل برای من کافی نبود. توصیف این دردها چندان هم ساده نبود و آن زمان دقیقا نمیدانستم به دنبال چه هستم. کاملا اتفاقی با دکتر بیژن عبدالکریمی آشنا شدم؛ گویی ایشان از سوختگان ایشان درد بودند. در همین حین به واسطهی یک پیام در کانال دکتر، مطالبی از اقای روح الامین و نامه دکتر داوری به ایشان را دیدم و از این طریق وارد یک مسیر تازه با آنها و شما شدم. آن زمان این مطالب را نمیفهمیدم و فقط میدانستم اینها سخنی در شرح همان درد درینه است. به هر حال بنده اکنون باید انتخاب رشته دانشگاهی انجام دهم. آن علاقه به فلسفه مثل قبل پراکنده نیست و مباحث فلسفی با نظر به یک افقی صورت میگیرد. همچنین با اشاره به گفتگویی که با دکتر عبدالکریمی در سها تحت عنوان بزرگترین وظیفه متفکران داشتید، بنده تصمیم گرفتم رشته فلسفه (دانشگاه تهران) را ذیل مسیر کربلایی انقلاب اسلامی کنم. درباره انتخاب این رشته با این رویکرد اگر ممکن است نصیحتی بفرمایید. این انتخاب برای بنده که ضعیف النفس هستم خیلی دشوار است، از جهتی باید رضایت والدین را برای رشتهای که حتی درباره چیستی اش نمیدانم کسب کنم و از طرفی باید سختی های رفتن از یک شهر کوچک به تهران را قبول کنم. متاسفانه امکان تحصیل حوزه علمیه را هم ندارم. ممنون و عذرخواهی
باسمه تعالی: سلام علیکم: به حضوری فکر بفرمایید که در فلسفۀ اسلامی پیش میآید و در آن بستر البته پس از آنکه فلسفۀ «حکمت متعالیه» را چشیدید، به مرور با فلسفۀ غرب در منظر هایدگر آشنا شوید و در جمعبندی، متوجۀ مسائل «بشر جدید» خواهید شد و اینجا است که جایگاه اشارت قرآنی و شخصیتهای معصوم در رابطه با نسبت انسان با خدا و دیگر انسانها پیش میآید. و این است آن حضوری که ما در این تاریخِ آخرالزمانی میتوانیم مدّ نظر قرار دهیم و البته «تو پای به راه در نِه و هیچ مپرس / خود راه بگویدت که چون باید رفت». بنابراین جای تعلل نیست، خود به خود کارها جلو میرود. موفق باشید
سلام به استاد گرامی: مقام معظم رهبری در پیام خود در رابطه با اجلاس سراسری نماز سخنهایی را متذکر شدند که بنده را به فکر برد و حقیقتاً چه اندازه لازم است نسبت به جمله جملۀ سخنان ایشان فکر کنیم. از تعبیر «اکسیر فلاح» برای نماز بگیرید تا «چشمۀ جوشان عشق و امید و مهربانی». برای ما از آن پیام بگویید. با تشکر
باسمه تعالی: سلام علیکم: آری! به گفتۀ جناب جامی: «ذات نایافته از هستی بخش / چون تواند که بود هستی بخش» حقیقتاً این کلمات در رابطه با نماز، حکایت جانی است که در اتصال خود با آن ذات لایزال چنین حضوری را تجربه کرده است و حال به «گفت» آمده بهخصوص که میفرمایند:
«امّا فریضۀ نماز، تنها یک تکلیف فردی نیست و بنا بر آموزۀ قرآن، برپاداشتن نماز، اوّلین ثمره و نشانۀ حکومت صالحان است که «اَلّذینَ اِنْ مَکَّنّاهُم فی الأرضِ اَقاموا الصَّلاة». بیان این آیه دقیقاً پس از آیۀ وعدۀ نصرت الهی در مورد یاران خداوند متعال و جهاد آنها در سورۀ مبارکۀ حج نشان میدهد اقامۀ نماز بهعنوان تکیهگاه مستحکم ذکر خدا و امید و اعتماد به او، نقش ویژهای در جهاد و فتح و ظفر در میدانهای مبارزه خصوصاً میدان مبارزهای که امروز پیش روی ملّت ایران است، دارد.»
و این یعنی ما در این جهاد مقدسی که برایمان پیش آمده است، چه اندازه با حضور هرچه عمیقتر در نماز میتوانیم به زیباترین شکل، آن آینده را که آیندۀ تمدن نوین اسلامی است، شکل دهیم. و فرمودند:
«اقامۀ نماز در همۀ مراحل تکمیلی و سطوح تکاملیاش در پهنۀ جامعه و کشوری که پرچم اسلام ناب محمّدی«صلّیاللهعلیهوآلهوسلّم» را برافراشته و به حاکمیّت اسلام مفتخر شده، در زمرۀ اهمّ امور است.»
و این یعنی در دل چنین حضور مقدسی میتوانیم به مرحلۀ تمدن اسلامی برسیم که به تعبیر ایشان از تلاش برای نیکوبهجاآوردنِ آن باید کوتاهی نکرد. مهم آن است که متوجه باشیم ما در تاریخی قرار داریم که سیاستمان با حضور بیشتر در معنویت و دیانت، معنای تاریخی خود را به میان میآورد و بشر جدید را که سخت به دنبال عبور از پوچیها است، نجات میدهد. مطمئن باشید اگر طعم حضور قلب در نماز به جانمان رسیده باشد هرگز گرفتار این نوع سیاستبازیها که هرکس بنا دارد در فضای فریب رسانهای دیگری را نفی کند؛ نمیشدیم زیرا نگران انقطاع قلب خود با خدا میشدیم. این است که حضرت حق فرمود: «إِنَّ الصَّلَاةَ تَنْهَى عَنِ الْفَحْشَاءِ وَالْمُنْكَر». موفق باشید
سلام: ۱. برخی اهل سنت میگن خدا در روی عرش مستقره و مکانش در آسمانهاست. آیا این کفر به حساب میاد یا گناه به حساب میاد یا ایرادی نداره؟ ۲. خود من خدا رو موجودی کامل میدونم که کران تا کران هستی همه جا حضور واقعی داره یعنی در دل سنگ هست در کرات و کهکشانها هست در وجود همه چیز هست آیا این عقیده من مکان دار کردن خدا و کفر حساب میشه؟ (کفر بودن یا نبودن این عقیده رو خواهشمند ام جواب بدین حتما) یا فقط گناهه؟ چون میگن مکان داری از خصوصیات جسمه و مادیه ولی من قبول ندارم تقسیم بندی موجودات به مجرد و مادی رو. به نظرم موجودی که میگیم مادی هست هم یک نوع ظهور خداست. ممنون
باسمه تعالی: سلام علیکم: ۱. این موارد عموماً تحت عنوان شرک خفی نام برده میشود که از نظر فقهی، نه گناه است و نه کفر. آری! حضور خداوند بدون آنکه مادی باشد، در همۀ عالم حاضر است مانند نفس ناطقه در بدن. در این رابطه خوب است به مباحث «معرفت نفس» و «برهان صدیقین» رجوع شود و احساس حضوری که نسبت به حضرت ربّ العالمین برای انسان پیش میآید که فرمود: «وَنَحْنُ أَقْرَبُ إِلَيْهِ مِنْ حَبْلِ الْوَرِيدِ» که او و فرشتگانش حتی از رگ گردن به ما نزدیکترند و کافی است به خود آییم و بیابیم «یار نزدیکتر از من به من است». موفق باشید
سلام علیکم خدا قوت: حاج آقا بنده قصد دارم ان شاءالله امسال اگر خدا بخواد ملبس بشم. اول اینکه خواستم ببینم به نظر شما شرایط برای ملبس شدن از همه جهات چیا هست؟ دوم هم اینکه کسی که ملبس شده چقدر احساساتش تحت تاثیرش قرار میده؟ شما زمانی که ملبس شدید اینطور بوده که چیزی تو دنیا وجود نداشته باشه که احساسات شما رو تحت تاثیر قرار بده؟ من الان خود کنترلیم بالاست و اینطور نیست که براحتی کسی تاثرات احساسات رو در رفتارم مشاهده کنه اما خوف و رجایی نسبت به خدا ندارم، ریشه هایی از نفاق در خودم میبینم، ریشه هایی در یاس در خودم میبینم، ریشه هایی از احساسات و تمایلات اشتباه در خودم میبینم که گاهی هم خیالاتم پر از تصورات گناه آلود میشه، غرور و تکبر خاصی دارم، عطوفت و لطافت قلبی قابل توجهی احساس نمیکنم. از قول آیت الله یزدان پناه شنیدیم که لباس ما رو حفظ میکنه از خیلی مشکلات. حالا به نظر شما چقدر از این مشکلات رو میتونه تلبس کمک به رفعش کنه؟ هرچند که در سوال اول نکات و مبانی اخلاقی، علمی، سیاسی رو میفرمایید، اما خصوصا در این مشکلاتی که عرض کردم هم نکاتی بفرمایید. ممنونم🌹🌹🌹
باسمه تعالی: سلام علیکم: ۱. در مورد بنده باید عرض کنم که هیچوقت معمم نبودهام. ۲. در مورد ملبس بودن، آری! همانطور که فرمودهاند خودِ لباس وارستگیهایی را به همراه میآورد. ۳. عنایت داشته باشید که مردم از روحانی علاوه بر جوابگویی به شبهات و علاوه بر تذکرات اخلاقی، انتظار دارند او در مورد احکام فقهی جوابگو باشد و به همین جهت در عرف حوزویان موقعی باید معمم شد که توان تشخیص تفاوت فتاوی مراجع را داشته باشد و این عرف مهم و دقیقی است. موفق باشید
سلام علیکم: دیدم مطلبی از جناب آقای دکتر شجاعی زند در کانال قرار داده بودید که فرموده بودند جمعیت مقابل این ۲۰٪ پای کار نظام، تجمعات متحدی نیستند و در واقع جزء جزء و متفرق هستند و ... https://eitaa.com/matalebevijeh/23708 از نظر بنده اینجا سهوی رخ داده است که می توان به آن ان قلت وارد کرد. و آن اینست که حتما اتحاد به این نیست که همفکران در مکان های فیزیکی تجمع کنند مانند آنچه الان بحمدلله شاهد آن هستیم، بلکه ارباب متفرق اما هم فکر در جای جای کشور نیز میتوانند جدا جدا به اتحاد برسند و شاید بیش از آن تجمع قلیل تاثیرگذاری بنیادین داشته باشند و آن تجمع تک تک آرای ایشان در پای صندوق های مختلف رای و انتخاب یک رئیسجمهور همفکر خود و شاید به چالش کشیدن بخش هایی از نظام اسلامی هست کما اینکه تقریبا از ابتدای انقلاب تا کنون توانسته اند در این انتخاب موفق تر از آن عده پای کار باشند. اگر بخواهم نمونه بارز آن را مثال بزنم همین مسئله حجاب و برهنگی هست که آن ها با تجمع و اتحاد خود در پای صندوق های رای و توسل به کسی که بخاطر دنیا حکم خدا را کنار زد، نه در میادین و به شکل فیزیکی، بلکه به شکل غیرمستقیم توانستند نظر خود را در کشور جاری و ساری کنند و اتفاقا جمعیت پای کار فعلا فقط میتوانند حرص بخورند و فریاد بزنند و نمی توانند حریف ایشان شوند چون آن فرد بعنوان رئیس شورای عالی امنیت ملی با آن هاست. برای همینست که آن فرد کم خرد که بخدا واگذارش میکنیم، جمعیت انقلابی در صحنه را «اقلیت رانت خوار» خواند. مخلص کلام آنست که بنظر نمی آید همیشه جمعیتی که در صحنه نیستند متحد هم نباشند و نشوند. ممنونم راهنمایی بفرمایید.
باسمه تعالی: سلام علیکم: اتفاقاً جناب استاد شجاعی زند نکتۀ دقیقی را مطرح فرمودهاند که لازم است با دقت بیشتر به آن نکته توجه شود. اینطور نیست که مثلاً آنهایی که برهنگی را انتخاب کردهاند، یک مجموعۀ متحد در مقابل نظام اسلامی باشند، و در مورد انتخابات هم همینطور باید بیندیشیم که حتی افراد انقلابی با نیّتهای متفاوت بعضاً به نامزدهایی رأی داده اند که جنابعالی نسبت به آنها گلهمند هستید. مهم نکتۀ دقیق استاد شجاعی زند است. موفق باشید
سلام: وقتی که فکر میکنم میبینم که ما هیچ راهی برای امید نداریم هیچ روزنه ای نیست و هیچ کاری نمیشه کرد. من موندم و پرسش هام، پرسش هایی که پرسش جواب اونه. اما من هرچی که میخوام یادم نره داشتم خود کشی میکردم که زیر گنبد اباعبدالله گفتم بزار معامله کنم جونم رو میبینم که بازم انگار این زندگی مضحک نمیخواد دست از سر ما برداره، انگار باید دائم و لحضه به لحضه کربلایی بود. کربلایی که با دعا های ایشالا خدا قسمت کنه گیر آدم نمیاد و همچنان بزرگ ترین ترسم از اینه که مثل حاج قاسم پیش امام حسین نباشم، آره بزرگ ترین ترسم اینه که قرآن بخونم و نفهمم. اگر کار برای خدا پس گفتن برای چه؟ این جملهی شهید خرازی هستش. منم میترسم با این مناسبات دنیا این معادله رو اشتباه کنم.
باسمه تعالی: سلام علیکم: هر اندازه انسان در این تاریخ خود را ذیل شخصیت رهبر معظم انقلاب قرار دهد و در بستر انقلاب اسلامی جلو رود؛ از پوچی که حکایت این دوران است، رهایی مییابد و در این راستا مباحث «معرفت نفس» و سپس دنبالکردن مباحث قرآنی سورهها که روی سایت هست، ان شاءالله میتواند راهگشا باشد. و در همین رابطه بحث «کربلا، مبارزه با پوچیها» مطرح شد زیرا احساس پوچی و نیهیلیسم، حکایتِ این دوران است و تنها انسانهایی از آن عبور میکنند که خود را در تاریخی قدسی که به سوی تمدن اشاره دارد؛ حاضر کنند. در این رابطه خوب است مروری به اشارات مشهور به «روایتهای برترین حضور» https://eitaa.com/bartarin_hozoor بشود. موفق باشید
بسمه تعالی. سلام علیکم: در بحث برهان صدیقین اشاره شد که انسان بخاطر اینکه از جنس وجود است قابلیت تشکیک و شدت و ضعف دارد اما جمادات و اشیاء و گیاهان قابلیت تشدید ندارند. سوال بنده اینجاست که مگر اینگونه نیست که هر آنچه که در عالم ماده وجود دارد، تجلی حقیقتیست که به شکل خاصی ظهور یافته؟ و مگر اینگونه نیست که شدت و ضعف آدمی به بدن مادی او نیست بلکه به حقیقت اوست؟ و مگر اینگونه نیست که حقیقت آدمی که روح وی باشد بر بدن مادی او اثر میگذارد؟ و بدن و روح متاثر از یکدیگرند؟ پس لاجرم اگر روح شدید تر شد، اثراتی بر روی بدن میگذارد. و آن حقیقتی که جمادات و گیاهان را بوجود می اورد نیز از جنس غیر ماده است؛ پس قابلیت شدت و ضعف دارد؛ پس میتواند ظهور خود را که همان جماد و گیاه باشد را تحت تاثیر قرار دهد و آنها نیز توصیف به وصف شدت و ضعف شوند.. درست است؟
باسمه تعالی: سلام علیکم: هر جا پای «وجود» در میان باشد، شدت و ضعف در میان است برعکسِ ماهیات، به همین جهت نمیتوان گفت مثلاً صندلی، صندلیتر میشود ولی میتوان گفت روح در نسبتِ بیشتر با وجود مطلق، شدّت مییابد و البته این غیر از تدبیری است که روح نسبت به بدن دارد که موجب حیات و کمال بدن میشود و روح نیز با پشتوانۀ وجودیاش نسبت به وجود مطلق، شدت مییابد. موفق باشید
سلام و عرض ادب استاد: کسی که همسر مقید به ظاهر اسلامی داره، ولی بسیار بد اخلاق و دست به زن روی بچه ها داره و با هیچ کار و حرفی هم دست بردار نیست, لازمه که باز هم بچه بیاره و تولید نسل داشته باشه؟ (جهاد فرزندآوری) . خانه جهنمی است که آتش آن سرد نمی شود، که هیچ با حضور آقا داغ تر می شود.
باسمه تعالی: سلام علیکم: به هر حال شما در صفای خودتان با فرزندانتان، به زندگی معنا ببخشید و برخوردهای غلط همسر نباید از صفای مادری که مادران در طول تاریخ با همین نوع همسران داشتند؛ شما را محروم کند. موفق باشید
سلام و عرض ارادت خدمت استاد گرامی: ببخشید مزاحم اوقات شریفتون شدم بی مقدمه سراغ سوالم میرم و بیش از این وقتتون رو نمیگیرم. در یکی از صوتهایی که از شما گوش دادم، فرمودین که هر ملکی جلوه ی یکاسم الهی است. مثلا عزرائیل جلوه ی اسم قابض خداوند است و هر جا قبضی صورت گیرد، ایشان جلوه کرده و تاثیر گذارند. از جمله در معده که خاصیت غذا قبض می شود یا هنگامی که حب چیزی از دل شما بیرون می رود، کار حضرت عزرائیل است. فرمودین عزرائیل مثلا حب لباسی را از شما میگیرد تا شما به سراغ حب خدا روید، ولی برعکس، حب چیز دیگری را جایگزین آن می کنید. سوالي كه از محضرتان دارم: اینکه فرمودین هر قبضی کار حضرت عزرائیل است، آیا شامل امور مثبت هم می شود؟ مثلا این که دین یا امور مربوط به دین از چشم کسی بیفتد را هم می توانیم نتیجه ی قبض حضرت عزرائیل بدانیم؟ و بگوییم حضرت عزرائیل در این که این عالم ديني یا خود دین از چشم او بیفتد، نقش داشته؟ آیا ممکن است حضرت عزرائیل که فرشته الهی است در این از چشم افتادن نقش داشته باشد؟ اگر نه، پس نمیتوانیم بگوییم «هرجا» قبضی باشد کار حضرت عزرائیل است. توفيقاتنون روز افزون
باسمه تعالی: سلام علیکم: آری! بحث در قبض اموری است که امکان حیات معنوی و حتی مادی را فراهم میکند. و در امور منفی همینکه خداوند رحمت او را نفرستد، عملاً انسان از ادامۀ آن نوع رحمت مثل دینداری محروم میشود. از این جهت با ایجاد زمینههای تجلیِ رحمت، رحمتِ گرفتهشده برمیگردد. موفق باشید
سلام و عرض ادب: در کتاب عالم انسان دینی و چگونگی فعلیت یافتن باورهای دینی خوندم که باید فقط در زمان حال زندگی کرد و نباید خیال گذشته و ترس آینده رو داشت. اینجوری که شما میفرمایید ما اصلا نباید فکر و خیال کنیم پس چطور آینده نگر باشیم و دست به کارهای خطرناکی نزنیم؟ یا حتی آرزو و حاجت داشتن که همش متعلق به آینده ست اینا هم مشکل دارن؟ بعد اگر کسی ترسی از آینده نداشته باشه بلکه شوقشو داشته باشه چی؟ مثلا دائم آرزوی دانشگاه رفتن در دلت باشه و به شوقش درس بخونی یا مثلا ازدواج اینکه فکر کنی به همسر و فرزند که چجور باهاشون برخورد کنی. خیلی هم احساساتی شی با این افکار و لذت ببری از اونا. یا عاشق شدن که عاشق فکر میکنه مثلا اون شخصی رو که دوس داشته سه ماه پیش دیده و اتفاقات رو مرور کنه که این میشه گذشته. آیا واقعا میشه انسان به هیچ چیزی فکر نکنه؟ اینجوری دیگه نه احساسی باقی میمونه نه دوراندیشی. اصلا همچین چیزی ممکنه؟ لطفا راهنمایی بفرمایید!
باسمه تعالی: سلام علیکم: مطلبِ مطرحشده در آن کتاب، ماورای این نوع مطالب است که بالاخره انسانها باید نسبت به گذشته و آینده فکر داشته باشند. بحث در آن کتاب، حضوری است که ما در حیات توحیدی و ایمانی خود آنچه باید مدّ نظر قرار دهیم، نوعی معنویت است آزاد از کثرات، و برای این مطلب باید به مباحثی مانند «معرفت نفس» و «برهان صدیقین» رجوع فرمایید. موفق باشید
سلام و ارادت: پس از رهبری شهید، از چه بزرگواری باید تقلید کرد؟ خدا قوت یا علی
باسمه تعالی: سلام علیکم: آنطور که از اهل خبره تحقیق شده ظاهراً آیت الله سیستانی را معرفی میکنند.
همچنین جامعه مدرسین در سال ۷۴ لیستی را معرفی کردند که در میان آنها آیت الله وحید و آیت الله مکارم در قید حیات هستند. به هر حال لازم است خودتان هم از اهل خبره تحقیق بفرمایید. موفق باشید
