بسم الله الرحمن الرحیم
گروه فرهنگی لب المیزان
به لب المیزان خوش آمدید.
گروه فرهنگی المیزان
آرشیو پرسش و پاسخ ها
تعداد نمایش
شماره پرسش:
نمایش چاپی
شماره عنوان پرسش
33521

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش

با سلام: آیا در قیامت داخل و خارج داریم؟

متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: نه. آن‌جا، حضور است. بیرون از جان ما، انعکاس همان درون ما می‌باشد. موفق باشید

33253

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش

با سلام دو سوال داشتم: ۱. در فصول الحکم جناب ابن عربی صلوات به صورت، صل الله علیه وآله وسلم است یا صلی الله علیه و سلم است؟ ۲- آیا می توان گفت که شالوده انقلاب اسلامی ایران، بر اساس تعلیمات جناب ابن عربی و ملاصدرا است؟

متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: ۱. به نظر می‌آید تفاوتی در میان نباشد البته حضور ذهن در این مورد ندارم. ۲. مسلّم شخصیت حضرت امام خمینی «رضوان‌الله‌تعالی‌علیه» که شخصیتی عرفانی است و با آن شخصیت به صحنه سیاست قدم گذاشتند، بی‌ارتباط با با آموزه‌های ابن عربی و جناب صدرا نمی‌باشد. موفق باشید

40688

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش

بسمه تعالی؛ سلام علیکم استاد عزیز: با این پیش فرض که هر کسی ظرفیت وجود خاص خودش را دارد و بنحو خاصی شکوفا می‌شود می‌خواهم عرض کنم که بنده به شدت احساسات عمیقی دارم و شیطان نیز زیاد سربسرم می‌گذارد؛ حس و محبت عمیق به حق و حقیقت که دستآویز شیطان می‌شود و متعلق این احساس را امور پوچ می نمایاند؛ شاهدش اینکه وقتی دل آشوب پیدا می‌کنم اگر توفیق حضور در محضر صحیفه سجادیه را داشته باشم، دلم اطمینان می یابد؛ پس معلوم می‌شود که سوز و گداز از جانب دل است و حقیقیست لکن اگر در نظر، متعلقات پوچ برای جواب گویی به آن دل آشوبی قرار می‌گیرد، کار شیطان است. همچنان که علامه طباطبائی در تفسیر فرموده اند گاهی انسان عمل سوئی مرتکب می‌شود که فی الواقع گناه و معصیت نیست؛ از جهت میل به کمال به اشتباه عمل سوء را کمال پنداشته. استاد من نمی‌توانم به زندگی عادی ام در اقلّ نیز رسیدگی کنم و عملا متشطط گشته ام. این برای زمانیست که در زندگی کنونی ام جایی برای فهم ظرایف معنوی عرفانی باز نمی‌گذارم و به توصیه مؤکّد شما تنها زمانی که در اختیار دارم را به دروس رسمی حوزوی و در کنار آن به قرآن باید بپردازم، اما عملا نمی‌توانم دروس را به حد متوسط نیز پیش برم از شدت دل آشوبی، اما وقتی که به یک مبحث عرفانی و محبّتی می پردازم، از طرفی استحکام در شخصیت و نپرداختن به امور لهو پیدا می‌کنم و از طرفی در انجام تکالیف علمی ام به صورت جدّی حرکت می‌کنم. خب تو را به خدایتان من می‌توانم از عرفان دست بکشم و به همین راه پیش فرضی که وجود دارد بپردازم (که عملا هم نمی‌پردازم)؟ یعنی نمی شود من یک مدتی درس رسمی را بگذارم کنار تا کمی عقل و قلبم را آرام کنم و بعد با آرامش خاطر و ثبات به مسیر ادامه دهم؟ به این حد هم نه! یعنی نمی‌توانم دروس رسمی را کم بکنم و برای تسکین روحم کمی مباحث اخلاقی عرفانی بپردازم. خواهش می‌کنم همچون بیمار به سراغتان آمده ام، طبیب وارانه نسخه ام دهید! خدایتان را نمی‌توانم آرام‌بگیرم نمی‌توانم درس بخوانم، نمی‌توانم زندگی کنم، از شدت سرکوب شدن احساساتم دارم با وسواس فکری و افسردگی سر و پنجه نرم می‌کنم. کتاب مبانی نظری حب اهلبیت را خوانده، مگر آنجا نفرمودید محبت همان‌چیزیست که دل را می‌برد؟ مگر نفرمودید انسان دلش میخواد دوستش داشته باشند؟ مگر نفرموید انسان دلش میخواد کسی را دوست داشته باشد؟ و مگر نفرمودید که باید محبت بی نقص باشد؟ خب تمام همّ بنده اینست که فعلا تا یک حدی خودم را با مباحث اساتیدی همچون شما در مباحثی که بتواند مرا بپروراند، بپرورانم و بعد برای جلوتر رفتن مباحث حوزوی را با قوت و جدیت پیش ببرم؟ چه برنامه ای پیشنهاد می‌دهید؟

متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: آری! این احوالات، احوالات خوبی است که برای انسان پیش می‌آید ولی هنرِ امثال شما به عنوان یک طلبه که بنا دارید در میدان وسعت‌دادن دیگر انسان‌ها برای آن‌که در شرع مقدس حاضر شوند؛ جمع بین «حال» و «قال» است و معلوم است که به تعبیر آیت الله حسن‌زاده در این مسیر، جان به لب می‌رسد تا لب، به جام رسد. از این جهت باید به خودتان برنامه بدهید و به عنوان یک طلبۀ حوزوی از دروس رسمی غفلت نکنید و نباید مسئلۀ دروس رسمی را به بعد موکول کرد و از ممحض شدن در آن دروس کوتاهی نمود. اساتید بزرگی همچون امام خمینی و علامه «رحمت الله علیهما» توانسته‌اند این دو امر را جمع کنند. موفق باشید

39246

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش

 اون میگه توحید نیست و تو میگی توحید هست ولی باید بیاریمش روی زمین، اون میگه نیست ولی باید بیاریمش و تو میگی بله همینطور هست که می‌فرمایید، تا حالا به عجز رسیدید استاد؟ حتما تا این سنتون یکبار رسیدید دیگه، میخوام بگم من هر روز در عجز و سوختن هستم، حس بی‌کسی تمام وجودم رو گرفته و هیچ بشری هم نیست که دستی برای بلند شدنم دراز کنه؛ خدا کو استاد جان؟ من هیچ نمی‌یابمش، به من نگو حرکت کن تا ببینیش تا بیاد تا بهت بده تا فلان تا فلان، نه من اصلا دیگه نمیخام تو انقلابتون باشم تو انقلابی که بیخدایی از باخدایی اومده تو جامعه‌ای که دارم خفه میشم و حتی شما چه کار میتونید بکنید؟ مگر نمیگید خودتون رو تو آینه‌ی روح الله بینید؟ ، باباااا اینجا نیست انگاری نیست که نیازه نیاز، تا کجا آدم میتونه قدم برداره؟ آدم وقتی نیازش برآورده نشه چجوری دیگه میتونه راه بره؟ درگیر نیازش میشه دیگه کارهاش رو درگیر میکنه انگار دیگه نمیتونه هیچ جا پا بزاره دیگه باید توی لجن دیدش، ایمان بیاریم؟ به چی؟ به کی؟ خدا داره زجرمون میده و شیرمون رو داره میکشه بعد انتظار داره که بهش ایمان بیاریم؟ من نمیگم یه خونه بده یه ماشین بده یه فلان بده یه. من میگم حالا که منو نیازمند کردی خودت جوابمو بده، پس چرا نمیده؟ اینطور نیست که خدا ناتوانه؟ اینطور نیست که خدا مرده و دیگه هیچ خدایی وجود نداره و نخواهد داشت؟ خدا کو؟ خدا کو؟ نیازمند کرده جواب نمیده؟ بعد شما میاید برای من تعریف می‌کنید که ای بیاید دیندار باشید ای بیایید ایمان بیارید ای بیاید فلان و فلان؟ خودتون این نیازی که ما جوونا می‌کشیم رو می‌کشید؟ این نیاز دست خود ما نیست. این نیاز هر روز بیشتر و بیشتر میشه، دیگه جانم این حرفاتونو نمیشنوه نمیخواد که بشنوه، انگار که فلجی شدم توی این زمونه، فکرم نکنید فقط این یه درد رو دارم، دردام زیاده که اگه بخوام بگم سردرد می‌گیرید ولی این دیگه دست خود بیصاحبم نیست که توش خویشتن رو تا ابد حفظ کنم اختیاری روش‌ ندارم میاد و به شدتم میاد. دنیا بزرگتر از ایناست دنیا توی دردای بزرگتر از این غرق شده آدمو چیزای بیشتر از این دارن از دست میدن که این روسری حاشیه‌ترین مسالشه.

متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: فراموش نکنید که نیچه خیلی زودتر خبر داد «برهوتی در پیش است». و امثال حضرت امام خمینی با توجه به درک زمانه راهی را گشودند که سیاست و دیانت در هم تنیده شود و از این جهت عرض شد این نوع احوالات اگر کسی نخواهد خود را فریب دهد؛ به سراغ او خواهد آمد و این‌جا است که به سخن دکتر فردید می‌اندیشم که گفته بود یا باید شهید شد، یا باید آلمانی خواند. به این معنا که در تفکر متفکرانی مانند کانت و هگل و هایدگر می‌توان معنایی از خود پیش آورد که در آنچه از آن گزارش داده‌اید به یک معنا، زندگی را تجربه نمود. آری! خوب است در این مورد نیز فکر کنید که چگونه با حضور در انقلاب اسلامی یا به رسم شهیدان و یا به رسم آوینی، جهانی برای خود شکل دهیم که زمین را به آسمان متصل می کند. شاید عرایض اخیر این‌جانب در باره سوره مدّثّر تحت عنوان «ما و بشر جديد و آينده قدسی پيش رو» میدانی برای تفکر بگشاید. https://eitaa.com/matalebevijeh/18360 موفق باشید

39200

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش

سلام خدمت استاد عزیز: بر سر استکبار نظام سلطه و روح شیطانگرایی این نظام شک و شبهه ای در دل ندارم و برای پیکاربا این روح شیطانی تحت پرچمی خداجوی روز بروز لحظه شماری می‌کنم. شکی خره وار در وجودم جولان می‌دهد. شکی که ناشی از اتفاقاتی است که در عرصه جامعه و عملکرد مسئولیین در این چندین سال روز به روز بیشتر می‌شود. بگونه ای شده ام که این حکومت را لایق این پرچم داری علیه نظام سلطه نمی‌بینم. برای نمونه بگوییم از عملکردهای بسیار ضعیف در حوزه های اقتصادی، اشرافی گری مسوولین نظیر شمخانی ها و...، ضعف متمادی سیستم آموزشی و عدم کارآمدی این سیستم، بحران های زیست محیطی، دروغگویی بسیار زیاد مسوولین و ریاکاری هایی که بارها به وضوح دیده ام. نظیر این که آقای قالیباف در مصاحبه ای از دغدغه خود از وجود و یا عدم وجود مواد غذایی در یخچال خود می‌گویید و بعدش ماجرای سیسمونی رخ می‌دهد، بحران ها در سیستم ناکارامدی ایران‌خودرو و سایپا، سکوت های مفتضح در مقابل پرونده های قضایی نظیر آقای طوسی، و ...با این نمونه ها شکم در حال تبدیل به یقیین است. استاد عزیز ازطرفی شما و امثال استاد شجاعی و افراد مومن دیگر از این حکومت دفاع می‌کنید شما چه می‌بینید که من نمی‌بینم؟ مرا راهنمایی کنید؟

متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: اتفاقاً بنده نیز چون در مسئولیت‌های اجرایی که داشتم متوجه آنچه جنابعالی فرموده‌اید، شدم؛ به این نتیجه رسیدم برای ادامۀ این انقلاب بزرگ باید نسلی پروریده شوند با معارفی از جنس حضرت امام خمینی و علامه طباطبایی. و این بود که مسئولیت‌های اجرایی را رها کرده، به امور فرهنگی پرداختم و در عین انتقاد به همان مواردی که جنابعالی انتقاد دارید، حقیقتاً شأن انقلاب اسلامی اموری است بسی بالاتر از آنچه ما در جای جایِ نظام اجرایی خود و حتی نظام آموزشی با آن روبه‌رو هستیم. ولی از آن طرف هم بنده سخت امیدوار می‌باشم که تنها از طریق انقلاب اسلامی و رهنمودهای رهبر معظم انقلاب که او را عطای الهی برای ادامۀ انقلاب می‌دانم، آینده‌ای در پیش داریم که جوابگوی نیازهای بشر جدید یعنی بشرِ آخرالزمانی می‌باشد و به همین جهت دشمنان این انقلاب تمام تلاش‌شان آن است تا مانع شوند معنای انقلاب اسلامی به گوش جوانان جهان برسد. ولی ملاحظه می‌کنید که با همۀ آن فتنه‌ها همچنان انقلاب اسلامی در تاریخ خود جلو و جلوتر می‌رود. موفق باشید

38524
متن پرسش

سلام استاد: إِنَّا لِلَّهِ وَإِنَّا إِلَیْهِ رَاجِعُونَ شهادت سید مقاوت را به شما تسلیت می گم ان شاء الله آخر و عاقبت همه ما در این دنیای فانی ختم به خیر و رضای پروردگار دو عالم بشه. بفرمایید ما چه کنیم؟!! و در فقدان چنین استوانه‌هایی که در جای خود ما را معنا می‌کردند؛ راهمان چگونه ادامه پیدا کند؟

متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: در مسیر حضور تاریخی‌مان از طریق انقلاب اسلامی با حاج قاسم عزیز، آغازی را تجربه کردیم و با شهادت سید حسن نصرالله عزیز باز آغازی بعد از آن آغاز، در افقِ آینده ما گشوده شد. به گفته آقای دکتر سعید جلیلی «نظم جدید را فرزندان مقاومت رقم خواهند زد» فردایی که پرچم زرد و سبز حزب الله در دست جوانانی است از نژاد سفید و سیاه و سرخ. عرایضی در رابطه با جایگاه امروزین ما نسبت به شهادت سید حسن نصرالله عزیز تحت عنوان «قرآن و جایگاه شهادت سید حسن نصرالله» به میان آمد https://eitaa.com/matalebevijeh/17679 . این‌جا است که اگر اشک‌ها در فقدان آن روح بزرگ می‌ریزد، دل‌ها بسی استوارتر و با اطمینانی کامل به همان اطمینان سید حسن نصرالله در میدان است https://eitaa.com/matalebevijeh/17682. موفق باشید   

38324

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش

با سلام خدمت استاد ارجمند: با اینکه سوالات معرفتی زیادی برای مطرح کردن دارم ولی در سوال شماره ۳۸۳۰۹ اینقدر با این جوان عزیز ۲۰ ساله احساس همدردی و حس مشترک دارم که نمی‌توانم از آن عبور کنم و از طرفی حل مشکلات این چنینی از جوان امروز ما را از مسائلی می دانم که به قول دکتر شریعتی «اگر دین برای این رنج ها و پریشانی های انسان مواجه با مدرنیته پاسخ درستی نداشته باشد از جامعه امروز فاصله گرفته است» و چه بسا همین امر موجب فاصله گرفتن جوان امروز ما از دیانت و دایره شریعت می‌شود چراکه مشکلاتی این چنین با اگزیستانس جوان ما مرتبط است و رنجی ست که هر روز با آن دست و پنجه نرم می کند و به نظر بنده حل و یا التیام دردها و رنج های این چنینی از حل صد مسئله معرفتی برای او مهمتر است و به او کمک می کند که در راه تدین بماند. بنده ۴۳ سال دارم و ۱۳ سالی ست که ازدواج کرده ام ولی به خوبی به یاد دارم که از سن ۱۵ سالی تا ازدواج با همین درد و رنج ها کلنجار می‌رفتم. نه شرایط ازدواج را داشتم و نه در شأن خود می دیدم که مثل بعضی هم سن و سالان خود رابطه ی با دختران هم سن خود داشته باشم و نه تن به صیغه موقت می دادم چون از نظر اخلاقی نمی‌توانستم به صرف حل مسئله جنسی تن به رابطه با زنی بدهم که با او قصد زندگی ندارم. روزگاری شاید همه چیز سر جای خود بود و زندگی با حفظ دستورات شرعی خیلی آسانتر بود از زندگی بر خلاف احکام شرعی. جوان نسل قدیم قبل از آنکه از مسائل جنسی و جنس مخالف چیزی بداند ازدواج می‌کرد و بعد از آن محبت و عشقی بود که در حین زندگی به وجود می آمد که ماندگارتر هم بود. ولی امروزه همه چیز وارونه شده و جوان امروزی سالها قبل ازدواج همه چیز را در مورد مسائل جنسی و جنس مخالف می‌داند و حتی اگر بخواهد پرهیزگار باشد روزانه از طریق فضای مجازی و حتی افراد جامعه ناخواسته در معرض انواع حملات تحریک جنسی قرار می‌گیرد. یعنی اگر بخواهد در معرض ابتلا به گناه نباشد باید برود و گوشه عزلت گزیند و یا از نوجوانی در صومعه ای زندگی کند تا چشم و گوش بسته باشد و بتواند خود را از ارتکاب به گناه پاک نگه دارد که این بر خلاف توصیه دین اسلام که دینی اجتماعی ست می‌باشد. اگر هم بخواهد عجله کند و بدون شناخت صحیح و داشتن حداقل شرایط ازدواج کند هم خود را و هم شریک زندگی خود را بدبخت می کند. لذا اینطور به نظر می رسد که ما متأسفانه پاسخ و راه حل منطقی و مناسبی برای این دردها و رنج های جوانان نداریم. مهم این است که این جوان عزیز ما بداند که او در این رنج ها تنها نیست و خیلی ها در این روزگار با روحیات ایشان با این رنج ها دست و پنجه نرم می کنند و نباید احساس گناه بکند، شاید این شرایط موقعیتی برای او باشد که بتواند زهد و مجاهدت با نفس را تمرین کند البته بدون اینکه فشار زیاد از حد خدای ناکرده باعث بیماری او شود. چون بعد از ازدواج موقعیت حالا را ندارد که بتواند مبارزه با نفس و تسلط بر خود را در خصوص میل جنسی تمرین و تقویت کند. و این را بداند که خداوند عادل است و انسانها را بر حسب شرایط آنها قضاوت می کند و بر طبق آیه شریفه قرآن، خدا انسان را تکلیف فوق طاقت نمی کند. و ما چه می دانیم، شاید آن جوانی که در این روزگار سخت و پیچیده با خلوص نیت پا در مسیر زندگی دینی گذاشته، هرچند لغزشهایی و گناهی هم در این مسیر داشته باشد ولی در نزد خدا مقامش خیلی بالاتر از آن جوانی باشد که در نسل گذشته زیسته و زود ازدواج کرده و چون در معرض فضای مجازی و فساد در اجتماع و مبتلا شدن به گناه قرار نگرفته لذا در این خصوص گناهی هم مرتکب نشده و وقتی خود را با جوان امروزی مقایسه می کند تصوری طیب و طاهر از خود دارد و دچار خودستایی و عجب است که به نظر این حقیر زیاد هم هنری نکرده است. خواستم در رابطه با این موضوع و عدل الهی در مورد سرزدن بعضی گناهان از انسان و نوع قضاوت الهی جویای نظر استاد بزرگوارمان شده باشم‌. التماس دعا

متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: آری! همان‌طور که می‌فرمایید: «این شرایط موقعیتی برای او باشد که بتواند زهد و مجاهدت با نفس را تمرین کند» و در این رابطه به آیه ۳۲ سوره نور اشاره شد و حقیقتاً این نوع حضور نیاز به مجاهده دارد. ولی به حکم آخر آن آیه که عرض شد ارزش خود را دارا می‌باشد. موفق باشید

37566

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش

سلام: برای بحث معرفت شناسی باید از کجا شروع کنیم؟ من محصل رشته فلسفه هستم و شرح منظومه و نهایه الحکمه را خوانده ام. به بحث نفس و حقیقت علم و رابطه این دو علاقه مند هستم. لطفا راهنمایی بفرمائید.

متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: معرفت نفس در جای خود نوعی توجه به ذات معرفت است لذا پیشنهاد می‌شود بعد از دنبال‌کردنِ صوت کتاب‌ «ده نکته در معرفت نفس» و مباحث «برهان صدیقین» به کتاب «آن‌گاه که فعالیت‌های فرهنگی پوچ می‌شود» همراه با شرح صوتی آن رجوع فرمایید که البته همه موارد را در سایت می‌توانید دنبال کنید. موفق باشید

37025

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش

 با سلام خدمت استاد گرامی: برگه‌ای در تبلیغات خانم زینت السادات صفوی منتشر شده حاکی از آنکه جناب عالی ایشان را جهت نمایندگی مجلس تایید کرده‌اید خواستم چنانچه صلاح می‌دانید بنده و دیگر دوستان را که سوال می کنند در جریان قرار دهید. با تشکر

متن پاسخ


باسمه تعالی: سلام علیکم:. همانطور که در جواب سوال 37020 که ذیلاً آورده شده عرض شد ما مسائل مهمی در پیش داریم که باید جوانان متعهد و معتقد به ارزش‌های انقلاب و توانا وارد نظام تقنین و قانونگزاری شوند که این توانایی در خانم صفوی نیز احساس می‌شود و از آن مهمتر برای آنکه  معلوم شود انقلاب اسلامی در بین خانم‌ها رویش‌هایی داشته‌ و آنکه بیشتر قصد بنده بوده آن است که این جوانان با توجه به توانایی‌هایی که دارند نیز دیده شوند. البته افراد تلاش کنند در بین همه نامزدها آن کسانی را که اصلح تشخیص داده اند انتخاب کنند. موفق باشید 

37020- با سلام خدمت شما استاد گرامی مثل اینکه یکسری مناظره در مسجد امام خمینی واقع در خیابان باغ زیار روز پنجشنبه برگزار شده بین آقای کامران و چندنفر از کاندیداهای محترم روز دوشنبه هم قراره بین خانم صفوی و خانم شیخی و چندنفر دیگه برگزار بشه میخواستم نظر شما استاد گرامی رو در مورد این مناظره ها بدونم، باتشکر.
باسمه تعالی: سلام علیکم: آن مناظره را ندیدم. ولی کار خوبی است. از این جهت که بالاخره ما مسائل بسیار مهمی در پیش رو داریم که نیاز است تا با تلاش و ابتکار توسط نیروهای جوان مرتفع گردد. و در این مناظره‌ها، توان افراد و آشنایی و آگاهی افراد مشخص می‌شود. موفق باشید
 

36971

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش

سلام و عرض ادب خدمت شما اسناد محترم: استاد در کتاب «فرزندم این گونه باید بود» فرمودید شما در زندگیتان یک نفحه هایی به قلبتان می‌رسد خودتان را درمعرض این نفحات قرار دهید. استاد از کجا نفحات رو بشناسیم؟ چطور قلبمان را در مقابلش قرار دهیم؟ لطفا آموزش بدید. اجرتون با خانم فاطمه زهرا

متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: در روايت داريم كه پيامبرخدا (صلّي‌الله‌عليه‌وآله‌وسلّم) فرمودند: «اِنَّ لِرَبِّكُمْ فِي اَيّامِ دَهْرِكُمْ نَفَحاتٍ اَلا فَتَعَرَّضوا لَها»؛  يعني در روزگار و گاه ‌وبيگاه در زندگي‌تان نفحات و نسيم‌هاي معنوي برجانتان مي‌وزد، آگاه باشيد كه خود را در معرض آنها قرار دهيد. حال چگونه خودمان را در معرض نفحات ماه‌های مقدس مانند ماه رجب و شعبان و رمضان قرار دهيم تا آن بصيرت و همّت و شور بندگي را پيدا كنيم؟ مسلّم همين دستورات ماه شعبان را با اطمينان عمل كردن، مساوي است با در معرض نفحات و نسيم‌هاي آن ماه قرار گرفتن.  به گفتة مولوي: 
گفت‌ پيغمبر (ص) كه‌ نَفْحَتْ‌هاي‌ حق          انـدر اين ايّـام مي‌آرد سبق
گوش‌ و‌ هوش‌ داريد اين‌ اوقات‌ را           در رباييد اين‌ چنين‌ نفحات‌ را
                       نفـحه‌اي ‌آمــد‌ شمـا ‌را ديـد و رفت
                    هركه‌ را‌مي‌خواست‌ جان‌ بخشيد و رفت
مهم آن است که به استقبال این ماه‌های مقدس برویم تا در خودمان احساس آمادگی بیشتری برای بندگی خدا و رعایت دستورات شرع مقدس را بیابیم. موفق باشید
 

36937

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش

سلام و خدا قوت: ۱. حاج آقا ما وقتی می‌خواهیم کتابی مطالعه کنیم مطالب درست به خورد ذهنمان نمی‌رود مخصوصا کتاب های تفسیری که به تفکر و اندیشه زیادی نیاز دارند. ۲. درحال خواندن کتاب طرح کلی اندیشه اسلامی در قرآن بودیم ولی بعضی مطالب را درست متوجه نمی‌شویم . ۳. در کل روش های مطالعه چگونه است که هم خوب مطالب را درک کنیم و هم اشتیاقمان به مطالعه زیاد شود؟

متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: در کتاب «ادب خیال و عقل و قلب» در قسمت «ضرورت مطالعه و نحوه آن» ان شاءالله می‌توانید جواب سؤالاتتان را بیابید. https://lobolmizan.ir/book/78?mark=%D8%B3%DB%8C%D8%B1%20%D9%85%D8%B7%D8%A7%D9%84%D8%B9%D8%A7%D8%AA%DB%8C#section-997 . موفق باشید

36840

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش

سلام علیکم استاد جان: بعضی افراد این شبهه را مطرح می‌کنند که امام خمینی از اول موافق جمهوریت نبودند و حتی با بیان ولایت مطلقه فقیه مخالفت خودشون رو با جمهوری ابراز کردند! اما بالاخره تحت جوی که آن زمان وجود داشت جمهوریت را هم پذیرفتند! اگر مردم همان اول انقلاب بر حکومت اسلامی پافشاری می‌کردند، این مشکلات ناشی از انتخاب مردم به وجود نمی‌آمد! مگر امام واقعا راضی بودند بازرگان نخست وزیر شود؟ از نظر شما جواب این شبهه چیست؟

متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: درست قضیه بر عکس آن است و آن کسی که با بصیرت تاریخی خود بیش از همه بر جمهوریت تأکید داشتند، حضرت روح الله «رضوان‌الله‌تعالی‌علیه» بودند. کمی به جملاتی که ذیلاً از ایشان در همان اوایل انقلاب مطرح شد؛ بیندیشید تا ملاحظه شود آن مرد چه اندازه به معنای واقعی، متوجه مردم و جمهوریت بودند. موفق باشید
حضرت امام «رضوان‌الله‌تعالی‌علیه» در جلسه‌ای که سال 58  با اعضای مجلس خبرگان داشتند فرمودند: من سفارش می کنم به آنهایی که خدای نخواسته یک آرایی دارند بر خلاف مسیر‏‎ ‎‏ملت، من سفارش می‌کنم به آنها، که طرحشان را و آرایشان را بگذارند برای یک وقت‏‎ ‎‏دیگری و یک وقتهای دیگری این کارها را بکنند، حالا وقت این نیست که آرائی که‏‎ ‎‏خلاف مسیر ملت است اظهار بکنند و حیثیت خودشان را در بین ملت از بین ببرند. من‏‎ ‎‏میل ندارم حیثیت آقایان از بین برود در بین ملت. اگر در این مجلس یک چیزهایی و‏‎ ‎‏یک حرفهایی زده بشود که برخلاف مسیر ملت است، اینها وجاهت خودشان را از بین‏ ملت می برند و خدای نخواسته بعدها برایشان خیلی نفع ندارد. ‏همان مسیری که ملت داشتند، همین چیزی که اگر می خواهید مطابق با میل خودتان‏‎ ‎‏دمکراسی عمل بکنید، دمکراسی این است که آراء اکثریت، و آن هم این طور اکثریت،‏‎ ‎‏معتبر است؛ اکثریت هر چه گفتند آرای ایشان معتبر است ولو به خلاف، به ضرر‏‎ ‎‏خودشان باشد. شما ولیّ آنها نیستید که بگویید که این به ضرر شماست ما نمی خواهیم‏‎ ‎‏بکنیم. شما وکیل آنها هستید؛ ولیّ آنها نیستید. بر طبق آن طوری که خود ملت مسیرش‏‎ ‎‏هست.‏ شما هم خواهش می کنم از اشخاصی که ممکن است یک وقتی یک چیزی را طرح‏‎ ‎‏بکنند که این طرح برخلاف مسیر ملت است، طرحش نکنند از اوّل، لازم نیست، طرح هر‏‎ ‎‏مطلبی لازم نیست. لازم نیست هر مطلب صحیحی را اینجا گفتن. شما آن مسائلی که‏‎ ‎‏مربوط به وکالتتان هست و آن مسیری که ملت ما دارد، روی آن مسیر راه را بروید، ولو‏‎ ‎‏عقیده تان این است که این مسیری که ملت رفته خلاف صلاحش است. خوب، باشد.‏‎ ‎‏ملت می خواهد این طور بکند، به ما و شما چه کار دارد؟ خلاف صلاحش را می خواهد.‏‎ ‎‏ملت رأی داده؛ رأیی که داده متَّبع‏‎ است.‏ ‏‏در همۀ دنیا رأی اکثریت، آن هم یک همچو اکثریتی، آن هم یک فریاد چند ماهه و‏‎ ‎‏چند سالۀ ملت، آن هم این مصیبتهایی که ملت ما در راه این مقصد کشیده اند، انصاف‏‎ ‎‏نیست که حالا شما بیایید یک مطلبی بگویید که برخلاف مسیر است. یعنی انصاف‏‎ ‎‏نیست، که نمی شود هم، پیش نمی رود. اگر چنانچه یک چیزی هم گفته بشود، پیش‏‎ ‎‏نمی رود؛ برای اینکه اولاً مخالف با وضع وکالت شما هست و شما وکیل نیستید از‏‎ ‎‏طرف ملت برای هر چیزی. و ثانیاً بر خلاف مصلحت مملکت است، برخلاف مصلحت‏‎ ‎‏ملت است؛ برخلاف مصلحت خود آقایان است.‏(صحيفه امام، ج‏9، ص: 304)
 

36667

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش

سلام استاد: این روایت رو که در مورد سوال و جواب از اهل بیت هست چطور میشه تفسیر کرد. مگر از اهل بیت سوال و جواب میشه؟ ... قال : أتاني الروح الأمين ـ يعني جبرئيل ـ إنها إذا هي قبضت ودفنت يسألها الملكان في قبرها: من ربك فتقول: الله ربي، فيقولان: من نبيك فتقول: أبي، فيقولان: فمن وليك فتقول: هذا القائم على شفير قبري علي بن أبي طالب، ألا وأزيدكم من فضلها ان الله قد وكل بها رعيلاً ... منبع: بشارة المصطفی لشیعة المرتضی علیهماالسلام، صفحه ۲۲۰ (البته روایت از صفحات قبلش شروع میشه؛ اما این تیکه‌ش توی صفحه ۲۲۰ هست)

متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: آری! به اعتبار آن‌که ائمه «علیهم‌السلام» نیز در جایگاه انسانیت انسانیِ‌شان قرار دارند و انسان می‌باشند؛ باید در موطن قبر و برزخ، وجوهِ متعالی خود را با همین جواب‌هایی که می‌دهند ظاهر کنند و به همین جهت آنان نیز در راستای بندگی خداوند عبادت می‌کنند و البته این غیر از مقام نور عظمت آن‌ها است که فوق فرشتگان می باشد. موفق باشید

36627
متن پرسش

می ترسم از تکرار، می ترسم، از نفس خود بسیار می ترسم، از این رهایی های بی بن بست، از انتهای کار می ترسم، امروز از فردای مرگ خویش، از این ابد هر بار می ترسم، در برزخی زندانی خویشم، وز این همه دیوار می ترسم، تردیدها ویرانه ام کردند، از دانه ی انکار می ترسم، امروز حتی از یقین، حتی، از شک و از پندار می ترسم، گیرم که دیداری میسّر شد، از شرم این دیدار می ترسم.

متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: این ترس نیست، این «پروا» است و وقتی افقی از حقیقت در مقابل انسان گشوده شود که لازمه آن آماده‌کردن خود می‌باشد برای درک آن حضور؛ آن «پروا» به سراغ انسان می‌آید و در این رابطه است که «تقوا» این عالی‌ترین واژه، معنای حقیقی خود را پیدا می‌کند. آری! در این مورد کوره راهی مقابل انسان گشوده می‌شود تا با حضور در آن، روشنی‌گاهی که در پیش است به ظهور آید. موفق باشید   

36625

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش

در متن زندگی لسان الغیب حافظ شیرازی هست که جنگ و خون به پا بوده اما اتفاقا در همان زمان این اشعار مستانه و حاضر در عین زندگی را از خود خبر می‌دادند که نمونه ای ذیلا اضافه می شود، شاید بنده از هر نا امیدی در جهان نا امید تر هستم از این رو که دل و جانم بی می خانه بخواد ادامه بده و همین بنده از امیدوار ترینهای عالمم از آن رو که دل و جانم در می خانه آخرالزمان که رهبر انقلاب در نمازِ شهدا از خدا طلب می کنند شهدای ما را به این می خانه به اولیاء الله برسانند که این از جهت عظمت می خانه تاریخ و بزرگی رهبر انقلاب و یارانشون حفظه الله هست که چنین غمخوار انتظار هر کسی را در آن زیست برتر می کشند. قرار نیست کسی اینگونه سلوک ها را بتواند توضیح دهد یا کتاب و درسش کنه این یک سیر الی الله و دین داری سلامت و زنده است نه کوچکه و نه توهمی بلکه سیری است که با صبر و جهاد و تقوی و امید زیر سایه حضرت امام خمینی حاصل می شه. الان تقریبا حرف خاصی نتونستم بزنم اما انتظاری رو ستایش کردم که فرج قطعی دارد. گل در بَر و می در کف و معشوق به کام است / سلطانِ جهانم به چنین روز غلام است /  گو شمع میارید در این جمع که امشب / در مجلسِ ما ماهِ رخِ دوست تمام است /  در مذهبِ ما باده حلال است ولیکن / بی‌روی تو ای سرو گُل‌اندام، حرام است / گوشَم همه بر قولِ نی و نغمهٔ چنگ است / چشمم همه بر لَعلِ لب و گردشِ جام است / در مجلسِ ما عِطر مَیامیز که ما را / هر لحظه ز گیسوی تو خوش بوی مَشام است / از چاشنیِ قند مگو هیچ و زِ شِکَّر زان رو / که مرا از لبِ شیرینِ تو کام است / تا گنجِ غمت در دلِ ویرانه، مُقیم است / همواره مرا کویِ خرابات مُقام است / از ننگ چه گویی که مرا نام ز ننگ است / وز نام چه پرسی که مرا ننگ ز نام است / مِی‌خواره و سرگشته و رندیم و نَظَرباز / وان کس که چو ما نیست در این شهر کدام است؟ / با مُحتسبم عیب مگویید که او نیز / پیوسته چو ما در طلبِ عیشِ مدام است / حافظ منشین بی‌مِی و معشوق زمانی / کایّامِ گل و یاسمن و عیدِ صیام است

متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: به نظر می‌آید آن غزل مشهور حضرت امام خمینی «رضوان‌الله‌تعالی‌علیه» که طلب گشودن درِ میخانه را دارند، طلب همان حضوری است که انسان خود را در وسعت جمع اضداد بیابد و بنگرد خدا را که در عین آن‌که اول است، آخر است و جناب حافظ در این غزل، قصه آن حضور را گزارش می‌دهند که حضوری است بس گران‌مایه. موفق باشید

36454

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش

با سلام: در سوره توحید وصف الله ذاتی است یا توحید وصفی؟ با تشکر!

متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: هر دو. به اعتبار احدیت او، وصف‌ناپذیر است و به اعتبار صمدیت‌اش مقصدی است که باید با نظر به کمالات او به سوی او رفت. موفق باشید

36281

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش

سلام استاد عزیز تر از جانم: استاد عزیز من حدود پنج سال با یه طلسم رو به رو هستم ذکر بسم الله و آیت الکرسی و ناس و فلق و آیات سخره و طارق ....همه را خوندم خوب نشدم. فقط بعضی وقتها یکم بهتر میشم دوباره بد تر میشم. من تکالیفی بر گردنم هست مثل خرج خونه و رسیدگی به پدر مادر.... از نظر دین تکلیفم چی هست؟ دیگه بریدم چکار باید بکنم؟ ممنونم که راهنمایی می‌کنید.

متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: به هر حال آزاد از این حرف‌ها، باید با جدیّت تمام زندگی خود را مدیریت کنید و به زیبایی‌های رعایت حقوق افراد فکر کنید تا مزه زندگی را بهتر بچشید. موفق باشید

36271

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش

سلام استاد: شما چه کتابی رو در این دوران غم زده و یخ زده در رابطه با هبوط و توهم پیشنهاد می‌کنید. در حالی هم میدونم که با کتاب خوندن مسئله حل نمیشه. یا علی

متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: پیشنهاد می‌شود توصیه امیرالمؤمنین علی «علیه‌السلام» به فرزند جوانشان یعنی حضرت امام حسن «علیه‌السلام» که در نامه ۳۱ نهج البلاغه آمده است مطالعه شود و شرح آن نامه را در دو جلد کتاب «فرزندم؛ این‌چنین باید بود» روی سایت می‌توانید مطالعه کنید. موفق باشید

36041

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش

سلام استاد عزیز: در صوت آخر برهان صدیقین فرمودید که وظیفه من اینه شما را از برهان به طرف عرفان رهنمود کنم کتاب هم اسمش از برهان تا عرفان هست؛ توحید پنهان در حرکت جوهری و برهان صدیقین را متوجه شدیم حالا این عرفان را چطور مطالبه کنیم؟ از عرفان چی باید یاد بگیریم؟ چه چیزی را باید مطالعه کنیم؟ بحث وحدت وجود هم متوجه شدیم؟ ممنون

متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: به لطف الهی با اسماء الهی و توجه به مظاهر آن‌ها که عرفان متذکر آن است، می‌توان سیر کرد. موفق باشید

36011

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش

با سلام و خدا قوتک ببخشید، جایگاه هادی و مرشد راهبر، برای افرادی در زمان حاضر، سالک طریق معرفت می‌شوند چه کسانی باید باشد؟ دسترسی به پیر و مرشد به آن شکل و طریقی که در زندگی عارفان آمده برای ما مهیا نبوده، و یا ما شناخت نداریم. در این مورد تکلیف چیست؟ راهنمای ما فقط قرآن و روایات و فهم و ادراک عمل در حد توان شخصی از مسائل بوده.

متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: به نظر می‌آید سخن مشهور آیت الله بهجت در این زمانه بسیار مهم است که می‌فرمایند: علم تو استاد توست. در این رابطه خوب است به جزوه «شرح مختصر دستورالعمل آیه الله بهجت (رحمةالله علیه)» که روی سایت هست، رجوع فرماییدhttps://lobolmizan.ir/leaflet/231?mark=%D8%A8%D9%87%D8%AC%D8%AA موفق باشید

35539
متن پرسش

سلام استاد بزرگوار: از محضرتان دو تا پرسش دارم: ۱. برخی معتقدند که شورای نگهبان با قلع و قمعی که در جریان رد صلاحیت ها انجام می دهد، از یک طرف خطر نفوذ برخی از افراد و افکار را در بدنه حکومتی و مدیریتی کم می کند ولی از طرف دیگر با این کار خطر دیگری برای نظام ایجاد می کند. و آن خالی شدن صندوق های رأی از حضور اکثریت مردمی است. نظر حضرتعالی چیه؟ ۲ با مشکلاتی که وحوش غربی و استکباری ایجاد کردن، ما نگران حضور مردمی در انتخابات آینده هستیم و دشمن هم به شدت امیدوار است. در این رابطه هم نظرتان را بفرمایید.

متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: ۱. به نظر می‌آید حقیقتاً شورای نگهبان تا آن‌جا که ممکن است مدارا می‌کند مگر جایی که حجّت برایشان تمام است و امکان مدارا برایشان نیست. حتی در مورد آقای علی لاریجانی بعداً که بنده در جریان پشت پرده کارهای ایشان نسبت به برجام قرار گرفتم و این‌که با تلاش ایشان کمتر از یکساعت، برجام در مجلس تصویب شد؛ متوجه شدم چه اندازه حساب‌شده ایشان را ردّ کردند، هرچند که معلوم بود در مقابل آقای رئیسی رأی نمی‌آورند ولی شورای نگهبان با آگاهی‌هایی که نسبت به شخصیت ایشان پیدا کرده بودند، شرعاً نمی‌توانستند ایشان را تأیید کنند. و نباید در مورد ایشان گفته شود اگر ایشان می‌آمدند تعداد رأی بیشتر می‌شد. بلکه بحث در مورد حجت شرعی است در عین مدارا. و مدرا تا آن‌جایی که ملاحظه کردید امثال آقای همتی و آقای مهرعلیزاده را نیز نتوانسته بودند ردّ کنند. ۲. ابداً جای نگرانی نیست. مردم ما بحمدلله در کلیتِ قضیه هم انقلاب را می‌شناسند و هم دشمنان‌شان را، حتی در فتنه‌های اخیر بیش از قبل متوجه شدند دشمنان آن‌ها چه کسانی هستند. موفق باشید  

35472

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش

سلام استاد طاهرزاده: من کتابهای کربلا رو خوندم و یه سوال دارم. وقتی به امام حسین فکر می کنم و اینکه خدا با او چه کرد، نمی تونم هضمش کنم. میدونم که دشمنان اسلام این کارو با امام حسین کردند و امام حسین خودشو فدای خدا کرد. ولی باز نمیتونم هضم کنم چطور خدا تونست ببینه بزرگترین انسان تاریخ اینطوری تکه تکه زیر سم اسب ها بشه و چرا اون لحظه خدا کاری نکرد. میدانم باطن این کار رحمت خدا برای امام حسین بوده ولی من ظاهر اتفاقات رو میگم. چطور خدا تونست این صحنه رو ببینه؟ کسی که زندگیش رو تقدیم خداوند میکنه خدا چرا باهاش اینجوری کرد؟ یاد امام حسین پابرجاست ولی این خیلی کمه و این جبران ناپذیره که کسی اون هم در حد امام حسین زیر سم اسب ها تکه تکه بشه. خدا چرا سکوت میکنه؟ و چرا مانع این اتفاق نمیشه؟ چرا اسب ها اونجا تبدیل به سنگ نشدن؟ همونجوری که باران سجیل اومد. چجوری این رو هضم کنم. ممنون.

متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: به این فکر کنید که خداوند در واقع جواب عالی‌ترین تقاضای حضرت سیدالشهدا «علیه‌السلام» را که بنا داشتند نهایی‌ترین خباثت امویان را نشان دهند؛ جواب داد و از این جهت حضرت سیدالشهدا «علیه‌السلام» در قتلگاه شکر می‌کردند که در کاری که به عهده گرفتند خداوند به خوبی موفق‌شان کرد این‌که خداوند بخواهد مستقیم از دشمنان اهل بیت انتقام بگیرد، موضوعِ اصلی که عبور از جریان خبیث اموی است پنهان می‌شود و یک کار بزرگ فرهنگی، تبدیل می‌شود به یک جنگ نظامی. موفق باشید

35445

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش

سلام و احترام خدمت شما عزیز و بزرگوار: این روشن ضمیری و دید باطنی کسی هست که با اتخاذ سیاستهای غلط ما و دین ما و کشور ما را به این روز سیاه انداخته است. به گفته شهاب الدین حایری نویسنده پیچ تاریخی موعود رسید اما ما به چپ پیچیدیم و پیچ به راست دقیقا یکسال پیش در یک تیر ۱۴۰۱ وقتی پوتین پس از حمله به اوکراین با رهبر ایران دیدار کرد، رهبری ضمن استقبال گرم از وی در زمانی که فضای بین المللی این تجاوز را محکوم می‌نمود، آنرا حمله پیش دستانه و در مسیر حفظ امنیت ملی روسیه خواند! چندی بعد با توجه به شدت گرفتن انتقادها از مواضع حمایتگرانه حاکمیت ایران از روسیه واخبار ارسال پهباد به آنجا، این بار رهبری طی نطقی به توجیه مواضع ایران پرداخت و آن را ناشی از پیش بینی یک پیچ تاریخی دانست که منتهی به تغییر ساختار قدرت جهانی می‌شود. دقیقا بخاطر همین پیش بینی و در راستای مواضع حمایتگرانه از روسیه، ایران در تابستان گذشته علی رغم استقبال امریکا و اروپا از بازگشتش به برجام، با این استدلال که زمستان سرد اروپا در پیش است حاضر به احیاءبرجام نشد که قرار بود گاز ایران را جایگزین گاز روسیه‌ای نماید که با آغاز جنگ با اوکراین به اروپا و ناتو اعلان جنگ داده بود. جنگ آغاز شد اما پیچ تاریخی آن به عکس پیش بینی رهبری به چپ نپیچید بلکه به راست پیچید. امروز که روسیه گرفتار جنگ داخلی شده و گروه شبه نظامی روسی مهم واگنر، کودتا نموده و رسما در حال خلع نمودن پوتین از قدرت است این سوال مطرح می‌شود چرا منافع ملی‌ما به پای روسیه متجاوز به قربانگاه رفت؟!

متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: با توجه به این‌که این موارد، ابعاد بسیار عمیق‌تری دارد، نمی‌توان در محدوده سؤال و جواب بدان پرداخت. خوب است در این مورد به بحث «منافع و فرصت‌های رابطه اقتصادی با روسیه در نظم جدید جهانی چیست؟» که صحبت آقای علیزاده با آقای احمد صالحی است، رجوع فرمایید. https://eitaa.com/matalebevijeh/10865 موفق باشید

35289
متن پرسش

با سلام: موضوع؛ عامل «وزر» و سنگینی که کمر بشر و بشریت را شکسته کیست؟ یا چیست؟ با عنایت به رمزگشایی جنابعالی از سوره مبارکه الشرح و عنایت به خبر ائمه اطهار «علیهم السلام» مبنی بر یکی بودن سوره الضحی و الشرح نکته بسیار جالبی در نسبت این نکات بـــــــا نظر جناب مولانا استخراج می‌شود همانگونه که شما فرمودید در شرح صدر، وزر و سنگینی گرانی که از پشت رسول اکرم (ص) برداشته می‌شود خب! بردارنده این بار گران از جانب بی جانب حضرت باری تعالی است، «رفته ره درشت من بــــــــــــار گـران ز پُشت من / دلبر بـــردبـــار من، آمد و بُرد بـــــــار من» حال آیا آورنده این بار گران خداوند بود؟ در جواب می‌شود گفت آری، نه! «آری» به این علت که هر چیزی از اوست، و «نه» به این علت که حضرت حق، هر شَّــری را در گرو نَفْس خود انسان معرفی فرموده است « وَمَا أَصَابَكَ مِن سَيِّئَةٍ فَمِن نَّفْسِكَ ﺁﻧﭽﻪ ﺍﺯ ﺑﺪﻱ ﺑﻪ ﺗﻮ ﺭﺳﺪ، ﺍﺯ ﺳﻮﻱ ﺧﻮﺩ ﺗﻮﺳﺖ»، حال اگر آیه «والیل اذا سجی» توجه کنیم عامل این نابسامانی ها را «سجی» و «الیل» معرفی کرده است، عنایت داشته باشیم که منظور از الیل، تنها شب مرسوم که زمانی از روز است، نیست بلکه حتی به این شب نیز الیل گفته می‌شود که ذاتش تاریکی است و «غرب» است، یعنی هیچ نوری در آن نیست و آنجا که نور نباشد طبیعتا پایبندی و سنگینی و بار گران عارض می‌شود، نکته اینجاست! یعنی حقیقت و ذات جهــــان غرب در انفس انسان است که جهــــان غرب آفاقی و استکبارجهانی اکنون، باعث تقویت و پاگرفتن این بیماری خفته می‌شود! همان بیماری که به انسانی که ذاتا يتيم است، القای دروغین می‌کند که تو «يتيم نیستی و تو ضال و در تاریکی و گمراهی نیستی و تو فقیر و سائل نیستی» همان القات اومانیسم!! که گریبان گیر بشر است مولانا می‌فرماید این وزر و سنگینی (سیطره جهان غرب) از پشت رسول (ص) و به تبع، از گردن اولیاء و «شیخ» نیز برداشته شده است شیخ در لغت مو سفید است سفیدی مو خود تمثیلی از دفع سیاهی ها و الیل و غرب و القات دروغین اش است «آنک بی وزرست شیخست ای جوان / در قبول حق چواندر کف کمان / شیخ کی بود پیر یعنی مو سپید / معنی این مو بدان ای کژ امید / هست آن موی سیه هستی او / تا ز هستی‌اش نماند تای مو / چونک هستی‌اش نماند پیر اوست /  گر سیه‌مو باشد او یا خود دوموست / هست آن موی سیه وصف بشر / نیست آن مو موی ریش و موی سر» سخن آخر این است که جهان غرب اکنون هیچ قدرتی جز القا ندارد و راهکار ما دست و در دست دادن شیخ جامعه خودمان است همانی که از سیطره این ليل و القا اش رسته و با گران از پشت رفته و «حقیقت را آنگونه که هست می‌بیند نه آنگونه که القا می‌کنند» با تشکر

متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: بسیار درست گفته‌اید و چه اندازه باید مسرور بود که ما را مأمور کرده‌اند تا نه یتیم را بی‌بها بدانیم و تحقیر کنیم آن‌جا که در ذات خود فقیر إلی الله است، و نه سائلان را از خود برانیم آنجا که آماده‌اند تا در حدّ مرز حضور حاج قاسم‌ها جلو بروند. چه اندازه زمانه حساس است!! کدامین راه، راهی است که تنها با شرح صدر محمدی«صلوات‌الله‌علیه‌وآله» می‌توان در آن گام نهاد تا نه یتیمی تحقیر شود که همین جوانانِ به ظاهر لااُبالی ما هستند و نه سائلی نسبت به طلب‌اش بی‌جواب بماند که همان عزیزانی می‌باشند که تنها با اُنس با حقیقت آرام می‌گیرند و نه با دستورات اخلاقی. چه اندازه امروز نسبت به آنچه برای جوانان‌مان پیش آمده، نیاز به شرح صدر داریم و گفتگوهایی که نه آنان احساس کنند تحقیر می‌شوند و نه احساس کنند می‌خواهیم تکالیفی بر آنها تحمیل کنیم که آزادی آن‌ها را از آنها بگیرد. موفق باشید       

34818

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش

بسم‌الله الرحمن الرحیم. با سلام خدمت استاد گرامی: ببخشید چه طور میشه که وقتی قرآن رو باز می‌کنیم دقیقا جواب سوال مون را پیدا می‌کنیم از بین این همه آیه ها دقیقا آیه و آیاتی مشاهده میشه که منظور بوده؟ استاد در این موضوع چه سری هست؟

متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: حقیقت الفاظ قرآن، ریشه در ملکوت دارد با ظرفیت‌های وسیعی که ملکوت، دارا می‌باشد. از این جهت ما با روبه‌روشدن با الفاظ آیات الهی به ملکوتی منتقل می‌شویم که وسعت حضور ما نیز در آن‌جا حاضر است و از این جهت، خود را در اشارات آن آیات احساس می‌کنیم. موفق باشید

نمایش چاپی