عرض سلام و درود و ادب و احترام: تفسیر و شرح دعای فرج و سلامتی امام زمان و ندبه رو در کدوم مباحث شما کامل توضیح دادید؟
باسمه تعالی: سلام علیکم: با نظر به مباحث «بصیرت و انتظار فرج»، این مائیم و میدان گشوده انسان کامل. در کتاب «دعای ندبه، زندگی در فردایی نورانی» میتوان در این مورد اندیشید و اندیشه را جلو و جلوتر برد. موفق باشید
با سلام خدمت استاد اصغر طاهرزاده: در مطالعه ی آثار ایشان لازم دیدم تا برخی مطالب را که به نظرم رسید به عنوان یک مخاطب عام در میان بگذارم : ۱. با توجه به کتاب انقلاب اسلامی و جهان گمشده چنین به نظر می رسد که کلیه ی مواردی که تحت ذیل پدیده ی انقلاب اسلامی ذکر شده است را می توان تعمیم جهان شمول (یونیورسال) داد و آن را با کتاب زوربای یونانی تطبیق داد، یعنی این فضاهای گمشده در سنت ها و فرهنگ های دیگر نیز وجود دارند و مشخص نیست وجه ممیز انقلاب اسلامی با سایر تمدن ها و فرهنگ ها در این کتاب چیست؟ و در این کتاب به زبان رمزی و سمبول ها نیز اشاره کرده اید که در نهایت فرقی با صورت پرستی و بت پرستی ندارند. ۲. در کتاب گوش سپردن به ندای بی صدای انقلاب اسلامی، به یک پدیدار ناشناخته اشاره کرده اید، اما به آفات چنین رویکردهایی اشاره نشده است، آفاتی از قبیل به دام افتادن در چرخه های باطل رسانه ای و تصویری که در نهایت یا به کمدی الهی دانته و یا هنری پنجم شکسپیر ختم می شوند و حجت دانستن زبان تاویل التقاطی ای چون فیلون اسکندرانی، و از همه بدتر توجه صرف به عالم محسوسات و غافل ماندن از آنچه نامحسوس است. در نهایت این زبان اشارت را ذیل حدیث امام صادق (ع) که اشارت قرآن مخصوص خواص است نقل کرده اید، اما حداقل آنچه به عنوان چشم انداز ترسیم کرده اید می تواند با سایر مکاتب نیز تعمیم داشته باشد، همان «وجود» در آثار شکسپیر نیز وجود دارد، همان «وجود» در یک مسابقه ی ورزشی نیز می تواند وجود داشته باشد، باید به وجه ممیز این "وجود" که در اشارات قرآنی است با «وجود» در سایر پدیدارهایی که نوعی از «وجود» را شامل می شوند نیز توجه شود. در کمدی الهی دانته نیز نوعی از «وجود» هست که امروزه غالبا در صنعت سینما و تبلیغات و... به شدت مورد استفاده قرار می گیرد.و یا اینکه این «وجود» که با اشاره می توان متوجه آن بود حاصل نفسانیت باشد نه اسماءالله.
باسمه تعالی: سلام علیکم: حتماً در جریان هستید که مواجهه فکرها و فرهنگها در جهان جدید جایگاهی بس اساسی دارد. مرحوم اقای شایگان میگوید همراه با آقای سید حسین نصر مدتها در خدمت علامه طباطبایی کتاب «اوپانیشادها» را ترجمه میکردیم و ایشان همواره میفرمودند ما هم که همینها را میگوییم. یا آقای دکتر دینانی داستان ملاقاتهای طولانی علامه با مرحوم کربن را به میان میآورند. عمده آن است که در این نوع مواجههها از یک طرف متوجه تراث عمیق و توحیدیِ خود باشیم و از طرف دیگر متوجه باشیم چه نسبتی میتوانیم با جهان جدید پیدا کنیم که در عین حضور در جهان، عالیترین هویت توحیدی را به میان آوریم. تصور بنده آن است که در اینجا نقش جناب صدرالمتألّهین بسیار کارساز و اساسی است تا آنجایی که رهبر معظم انقلاب میفرمایند: به گمان ما فلسفه اسلامی در اسلوب و محتوای صدرایی جای خالی خویش را در اندیشه انسان این روزگار میجوید و سرانجام آن را خواهد یافت. موفق باشید
سلام استاد: آن روزی که در تیرماه امسال و در پرسش 35539 نگرانی خودم را از حضور مردم در انتخابات مجلس مطرح کردم و حضرتعالی فرمودید: «ابداً جای نگرانی نیست...»، هیچ وقت تصور نمی کردم بعد از فتنه سال گذشته و تورم های پیش آمده و دام ها و دشمنی های وحوش استکباری، چنین حضوری در این انتخابات پیش بیاید که پیش آمد. خدا را از اعماق جان سپاسگزارم. دعا کنید عشق به انقلاب اسلامی روز و شب و لحظه به لحظه در جان ما شعله ورتر شود. اگر نه عشقِ شَمسُ الدّین بُدی در روز و شب ما را / فَراغَتها کجا بودی، زِ دام و از سَبَب ما را / بُتِ شهوت بَرآوردی، دَمار از ما زِ تابِ خود / اگر از تابشِ عشقش، نبودی تاب و تَبْ ما را / نوازشهایِ عشقِ او، لَطافتهایِ مِهْرِ او / رَهانید و فَراغَت داد، از رنج و نَصَب ما را / زِهی این کیمیایِ حق، که هست از مِهْر جانِ او / که عینِ ذوق و راحَت شُد، همه رنج و تَعَب ما را / عِنایَتهایِ رَبّانی، زِ بَهرِ خِدمَتِ آن شَهْ / بِرویانید و هستی داد، از عینِ اَدَب ما را / بَهارِ حُسنِ آن مِهْتر، به ما بِنْمود ناگاهان / شَقایقها و ریحانها و گُلهایِ عَجَب ما را / زِهی دولتْ، زِهی رفعت زهی بَخت و زِهی اَخْتَر / که مَطْلوبِ همه جانها، کُند از جانْ طَلَب ما را / گَزید او لَبْ گَه مستی، که رو پیدا مَکُن مَستی / چو جامِ جان لَبالَب شُد، از آن میْهایِ لَب ما را / عَجَب بَختی که رو بِنْمود ناگاهانْ هزاران شُکر / زِ معشوقِ لَطیف اوصافِ خوبِ بوالْعَجَب ما را / در آن مَجْلِس که گَردان کرد از لُطفْ او صُراحیها / گِران قَدْر و سَبُک دل شُد، دل و جان از طَرَب ما را / به سویِ خِطّهٔ تبریز، چه چَشمهٔ آبِ حیوان است / کَشانَد دل بدان جانِب، به عشقِ چون کَنَب ما را
باسمه تعالی: سلام علیکم: عرایضی در مقدمه بحث در مورد سوره «اعلی» در مورد انتخابات اخیر شد https://eitaa.com/matalebevijeh/16177 .
حقیقتاً معلوم شد مردممان ماورای آنهمه تخریبی که شبکه جهانی در ذهنها پیش آوردند؛ بلوغِ سیاسی خود را نشان دادند و معلوم شد چگونه فرد فردِ مردم ما رسانههای متعهدی هستند نسبت به راهی که در پیش است. و در همین رابطه عرض شد حقیقتاً انقلاب اسلامی و حضور در مراحل مختلف آن، حکایتِ حضور فطرتهای توحیدی میباشد و تجربه توحید در مراحل مختلف این انقلاب. احساس بنده در دیروز یعنی در ۱۱ اسفندماه ۱۴۰۲ آن بود که تمام فرشتگان و از آن مهمتر «روح» نازل شده بودند تا جانِ رأیدهندگان را منوّر به تجربهای نورانی بگردانند برای «مطلع الفجری» که در پیش است. در این شرایط چه کسی مقصر است وقتی عدهای با عدم حضور در این میدان، آینده خود را سیاه میکنند و از فردای انتخابات با خود، هزاران مسئله خواهند داشت؟ زیرا خواسته یا ناخواسته در میدانی که مقابله حق بود در مقابل باطل، حاضر نشدند و در جمع صالحین قرار نگرفتند. راستی را ! اگر ما در امروز که روزِ «فردایِ انتخابات است» دیروز را با آنهمه صفا و از آن مهمتر با یگانگی با روحِ نایب الإمام تجربه نکرده بودیم، چه اندازه امروزمان سرد و بیروح بود!!
انقلاب اسلامی دارد به مرور خود را نشان میدهد تا معلوم باشد ما تا کجاها میتوانیم ماورای زندگی روزمرّه در نسبت با حقیقت، جلو برویم و متوجه شویم انقلاب اسلامی در حالِ «شدن» است تا در دل همین شدنها خود را نشان دهد. موفق باشید ا
سلام خدمت استاد گرانقدر: من کتابهای مربوط به مباحث معاد شما را کاملا مطالعه کرده ام اما باز در مورد جسمانی بودن (از جنس بدن مثالی نه از بدن مادی) معاد برخی آیات پاسخی نیافته ام. مثل آیات زیر صریحا اعلام میکنند که جنس بدن اخروی و برزخی، گوشتی و مادی است: «أَيَحْسَبُ الْإِنْسَانُ أَلَّنْ نَجْمَعَ عِظَامَهُ» یا «بَلَىٰ قَادِرِينَ عَلَىٰ أَنْ نُسَوِّيَ بَنَانَهُ» یا «ائذا متنا وکنا ترابا وعظاما ائنا لمبعوثون.يَقُولُونَ أَئِذَا مِتۡنَا وَكُنَّا تُرَابٗا وَعِظَٰمًا أَءِنَّا لَمَبۡعُوثُونَ. أَوَءَابَآؤُنَا ٱلۡأَوَّلُونَ.قُلۡ إِنَّ ٱلۡأَوَّلِينَ وَٱلۡأٓخِرِينَ.لَمَجۡمُوعُونَ إِلَىٰ مِيقَٰتِ يَوۡمٖ مَّعۡلُومٖ» .... حتی در سایت آقای مکارم ایشان صریحا میفرمایند: از اين آيات و مانند آنها به خوبى استفاده مى شود كه رستاخيز با آخرين بدن صورت مى گيرد، قانون خرد نيز اقتضا مى كند كه چنين باشد؛ زيرا بدنى كه عصاره و فشرده همه بدن هاى دوران عمر است در حقيقت هميشه با روح بوده است و از هر جهت تناسب و سنخيت با آن دارد، و روح تنها با آن مى تواند زندگى كاملى داشته باشد بنابراين، مشكلى از اين جهت در امر معاد جسمانى پيدا نخواهد شد. همانگونه که قرآن فرموده همان جسمى كه خاك و متلاشى گشته، به فرمان خدا جمع آورى مى شود و لباس حيات نوينى بر آن پوشانده می شود. پس با این وجود و این آیات که صریحا به جنس بدن در قیامت اشاره دارند، میتوان باز هم قائل به این بود که جنس بدن در عوالم دیگر مثالی و مطابق آن نشئه خواهد بود و نه مادی و گوشتی؟
باسمه تعالی: سلام علیکم: آیت الله جوادی در دروس خود مبتنی بر روایتی که نقل فرموده اند، روشن کردند آیه مذکور در موقعیت جدال است نسبت به کسانی که تأکید بر آن داشتند که اساساً آنگاه که بدن انسان تبدیل به خاک میشود امکان برگشت برای آن نیست. در این مورد عرایضی در جزوه «چگونگی حیات بدن اخروی» https://lobolmizan.ir/leaflet/171?mark=%DA%86%DA%AF%D9%88%D9%86%DA%AF%DB%8C شده است. موفق باشید
استاد دلم میخواد همین رو بگم که هیچ کس نیست و نبوده که گوش بده باشه. داره متلاشی میشه جگرم، خودم هستم ولی از بس که در خلوتم بی معنی بودم او هم الان نیست برا گوش دادن. خدایا زید من کو؟ من چه کنم؛ گناه عالم چیه که باید جور من رو بکشه. بدم میاد از آدم های که ترسو هستند و از حرف زدن با بقیه میترسن و همیشه دیوار دفاعی برای خود چیدن. آه ای کاش میشد این روند مسخره رو برید. انتقام میگیرم از دنیا، یکی از رفقای دوست داشتنی امشب از این حرف زد که یک کسی یه راهی رو شروع میکنه نمیدونم مینویسه، شعر میسرایه و ... دلم میخواد روند عادی خودم رو داشته باشم. هوا و هوس مثل یک قطب نما میمونه در دل یخ بندان که دل بستن و بسنده کردن به آن عاقلانه است. همه میدونن طاها کیه، همون که همیشه بی جهت و بی دلیل داره میخنده و خیلی رو مخه. اگه مِیخونه نرم کجا برم. اما من نمیدونم. چرا باید رفت توی لاک خود، مگه این دنیا جز یک قوطی در حال متلاشی نیست و دیگه خودم و خودت کجاشی. نیست انگارم، بوش همه جا را فرا گرفته، بجای طاووس های رویایی خفاش های کرنایی به دور من میگردند. نبود انگار، نیست انگار هرچی که تو بگی؛ همون فکر میکرد نیست. نمیدونم چجور گریه رو بنویسم. بابا بخدا من هم میخوام حاضر باشم در تاریخ اما، متاسفانه تا زیر چانه به زیر باتلاق رفته ام. بخدا خواستم این همه ننویسم ولی بدونین که من یک راوانی هستم که اطرافیانم یه لطفی کردن زنگ نزدن به فارابی بیاد ببرتم. هیچی ازتون نمیخوام، خونده باشین کافیه ...
باسمه تعالی: سلام علیکم: مهم آن است که در بودنِ خود به شدنی فکر کنیم که در دل این بودن، پیش میآید آنطور که جوانانی مانند شما در کانال «فرصت» https://eitaa.com/forsat_soha مباحثی تحت عنوان «ما و انقلاب اسلامی» را پیش آوردهاند. خوب است که به آن مباحث رجوع فرمایید. موفق باشید
سلام استاد عزیز: کتاب معاد آیت الله شجاعی را مطالعه میکردم. ایشان منشا بدن قیامتی را همین بدن دنیوی که متناسب ساحت قیامتی میشود میدانند اما به نظرشما بدن قیامتی را همین اعمال و عقاید دنیوی میسازد خواستم نظر شما را دراین مورد بدانم. با تشکر از شما استاد عزیز.
باسمه تعالی: سلام علیکم: همانطور است که آن استاد معظم که رحمت خداوند بر روح پاک او باد، فرمودهاند. و معاد جسمانی هم به همین معنا میباشد که بدن انسان مطابق ملکات انسان در قیامت شکل میگیرد. که بحث آن مفصل است. اخیراً عرایضی تحت عنوان «معاد در نگاه علامه طباطبایی» شده است که در روزهای آینده در کانال «مطالب ویژه» و سایت «لُبّ المیزان» قرار خواهد گرفت. موفق باشید
سلام استاد: اساتید بزرگی هستند که در فضای مجازی معرفت النفس تدریس میکنن و به مخاطبین در صورت طلب خودشون برنامه میدن یا غفور ۱۰۰ تا یا قوی ۱۱۶ تا یا میسر ۳۱۰ تا یا منعم ۲۰۰ تا مثل این نمونه که یکی از اساتید به همه در ابتدای مسیر میدن. دیشب در خدمت یکی از شاگردان شاگردان علامه حسن زاده بودم ایشان میفرمودند ایشون مگه انسان کامل اند که ذکر خاص به حساب ابجد میدن شرط این کار کامل بودنه طبق فرمایش همه عرفا یا با اجازه استادشون و این اجازه رو هم به شاگردشون اطلاع بدند با اجازه ی استاد میتونن این ذکر رو با این تعداد به شاگرد بدن میخواستم نظرتون رو بدونم.
باسمه تعالی: سلام علیکم: به نظر میآید همانطور که قبلاً عرض شد اصل مسئلهی حروف ابجد مورد سؤال است. به چه دلیل ما باید به این نوع مسائل و مطالب اعتماد کنیم؟ بد نیست به جواب های شماره ۱۷۱۱۸ و ۵۰۹۴ و ۳۴۰۷ رجوع فرمائید.آری! تنها در موضوع تعداد اذکار تنها ما آن تعدادی را میتوانیم بپذیریم که در روایات معصومین به ما رسیده است. موفق باشید
سلام علیکم: با توجه به تهاجم فرهنگ غرب که بر جامعه هست و جوان ایرانی که باید دنبال هویت دینی خود برود چگونه باید دنبال هویت ملی و ایرانی خود رفت؟
باسمه تعالی: سلام علیکم: با تأمّل در معارف شیعه مثل کتاب «شیعه در اسلام» از آیت الله طباطبایی و با تأمّل در تاریخ معاصر مثل مطالعه کتاب های آقایان موسی نجفی و موسی حقانی، افقهایی برای تفکر در این موضوعات گشوده میشود. موفق باشید
سلام و خدا قوت: زینب کبری علیهاالسلام این نام برای من تداعیگر «حُریّت» است، «آزادگی». زینب کبری آزاد بود، رها. رها از همۀ تعلقاتی که او را از ادای تکلیف جدا کند، از «امام» فاصله دهد. او آنقدر آزاد بود که فقط در بند مولا بود. او آنجا بود که مولا میخواست. آنکار را میکرد که مولا میخواست، آنچه را میگفت که مولا امر میکرد. آنچه را میخواست که مولا میخواست. او فقط در بند مولا بود و از هرآنچه او میخواست رها بود. رهایی و آزادی بزرگترین داشتۀ زینب کبری علیهاالسلام بود. اگر حریت و آزادگی او نبود، توان آن حماسهآفرینی بینظیر کربلا را نداشت. توان پنجه در پنجۀ استکبار انداختن را نداشت. مدافعان حرم زینبی را نیز در همین مدار میبینم. مدافعان حرم اگر آزاد نبودند، توان دفاع از حرم را نداشتند.
باسمه تعالی: سلام علیکم: آری! آزادگی، گمشده بشریت است و هرکسی را توان فهم جایگاه آزادگی نیست وقتی متوجه ظرفیت خود و تاریخی که برایش خداوند اراده کرده است، نشود. در همین رابطه امروز ما ندای آزادگی را از زن و مرد و نوجوان غزه میشنویم زیرا آنها به خوبی میدانند چه نوع حضوری در دل این آزادگی نهفته است. در رابطه با درک تاریخیِ حضرت زینب «سلاماللهعلیها» و حضور آنچنانی، عرایضی در جزوه «انقلاب اسلامی و زبان نرمِ مادری» https://eitaa.com/matalebevijeh/15217 در رابطه با درک تاریخی حضرت زینب «سلاماللهعلیها» نسبت به نهضت کربلا شده است. خوب است نظری به آن متن انداخته شود. آری! آزادگی و حضور در فردای تاریخ، امری است که زنان پروریده شده در متن اسلام، همواره با خود داشتهاند. موفق باشید
با سلام: بر اساس معاد جسمانی که جناب ملاصدرا بیان می فرمایند، اصل حقیقت من مجرد است. دو سوال دارم. آیا ازدواج من با حوری بهشتی در همین دنیا با بدن برزخی ام وجود دارد؟ دوم: آیا ازدواج من با اجنه با بدن برزخی ام امکان دارد؟ امیدوارم سوء برداشت نشود و پاسخ سوالات مرا بدهید. با تشکر!
باسمه تعالی: سلام علیکم: در قیامت بحث ازدواج با حوریان در میان نیست، بلکه حوریان جلوه اعمال ایمانی مؤمنین هستند. به همین جهت قرآن میفرماید: «جَزَاءً بِمَا كَانُوا يَعْمَلُونَ» (واقعه/۲۴) آن حوریان جزا و آثار کار مؤمنین اند. به جز این اساساً ازدواجی به این معنایی که میفرمایید وجود ندارد. این حرفها، بیشتر توهّم افراد است. موفق باشید
سلام استاد: یه سوالی دارم اگر امکان داره در موردش یه توضیحی بفرمایید. فکر میکنم کتاب خویشتن پنهان خوندیم اگه نفس قوی بشه تن بیمار نمیشه، حتی اگه درمعرض ویروس قوی قرار بگیری. پس بیماری پیامبران رو چطور با این موضوع جواب میدیم؟ بیماری امام سجاد (ع)، چشم درد امام علی (ع) و.... جایی شنیده بودم وقتی کسی به مقام امامت میرسه بدنش مریض نمیشه حضرت علی هم زمان چشم درد امام نشده بودند، حضرت ایوب (ع) هم مقام امامت نداشتند، میتونیم اینطور جمع بندی کنیم که بدنهایشان مریض نمیشه مگر زمانی که جسمهایشان مورد امتحان قرار بگیره درسته؟
باسمه تعالی: سلام علیکم: آری! آن نوع بیماری که به جهت عدم تدبیر نفس ناطقه نسبت به بدن، در بدن ایجاد میشود، از آن جایی که نفس ناطقه اولیای الهی مشکلی در خود ندارد که در تدبیر بدن مشکل پیدا کند؛ آنها از آن نوع بیماری مصون هستند. ولی اگر بیماری به جهت عوامل بیرونی باشد و یا به جهت امتحان، البته موضوع آن متفاوت میشود. موفق باشید
سلام استاد: خسته نباشید. اگر کسی مکسَّر اسم الرحمن را بعد از هر نمازی دویست و نود و هشت بار بگوید تمام مخلوقات دوستدار او شوند و دشمنان بر وی مهربان شوند. معنی مکسَّر چیست؟ استاد شما فقط یک کتاب در مورد اسما الهی دارید و این کم است بنظرم. مطلبی به تازگی از استاد شجاعی منتشر شده است، که خواندم، انگار آبیست که به تشنه رساندند. مبحث انسان شناسی، ایشون فرموده اند. خداوند اسمهای خودش را به حضرت آدم یاد داد؛ تا آدم بداند مسیر پیش روی زندگی او فقط یک چیز است: «او باید یکی یکی این اسم ها را تمرین نموده و در درون خودش تولید کند.» و سرمایه ما هنگام مرگ، تعداد اسمهایی از خداست که در ما فعال شده است. توصیه میکنم به دوستان و جویندگان حقیقت که با استاد شجاعی و دکترشهریار زرشناس آشناییت ندارند. این دو بزرگوار کم از استادطاهر زاده ندارند. کتب و مباحث ایشان را دنبال کنند. روز و روزگار همگی خوش. استاد در پناه حق.
باسمه تعالی: سلام علیکم: ۱. در مورد مکسَّر اسم الرحمن چیزی نمیدانم. ۲. اتفاقاً بنده برای هر دوی آن بزرگواران ارزش زیادی قائل هستم و امیدوارم رفقا از انس با آثار آن عزیزان بهره لازم را ببرند. موفق باشید
سلام و خداقوت خدمت استاد عزیز: بنده طلبه هستم، هردفعه سوالی میشه ازم در مورد نحوه برخورد با کشف حجاب و واقعا در این زمانه آدم نمیدونه چه جوابی بده که آسیب زننده نباشه. اخیرا پزشکی سوال کرد «که خیلی از خانوم ها که وارد اتاق میشن بدون حجاب هستن و وقتی هم تذکر میدم میگن مگه اینجا مسجده و مسئول همان درمانگاه هم میگه شما نباید کاری به اینها داشته باشید اگه نه نمیتونید اینجا کار کنید (یعنی اخراج) تذکر بدم بیرونم میکنن ندم نگاه حرام میشه. وظیفه من چیه؟» چه جوابی باید داد به سوالات خصوصا به این شخص؟
باسمه تعالی: سلام علیکم: همانطور که متوجه هستید در شرایط خاصی قرار داریم به طوری که افراد تصورشان از حجاب و بیحجابی تغییر کرده است. گمان میکنند حجاب صرفاً یک امر دینی است و چنانچه حجاب نداشته باشند صرفاً وظیفه دینی خود را عمل نکرده است غافل از آنکه بر اساس قوانین کشور یک امر اجتماعی نیز هست و در همین رابطه رهبر معظم انقلاب فرمودند حرام سیاسی میباشد یعنی پیرو آن یک حرکت سیاسی نهفته است در هر حال بحث تقابل و دعوا در میان نیست ولی اگر با زبان لیّن به آنها تذکر داده شود که حداقل به جهت آنکه وظیفه قانونی خود را عمل کنند باید حجاب را پاس بدارند و موجب نشود تا دشمنان ملت، شما را از افراد خود بپندارد در حالی که شخصیت شماها چنین کاری را بنا ندارد در پیش گیرد. موفق باشید
سلام وقت بخیر: آقا شما که به روسا دسترسی دارید بگید ما در مضیقه شدید اقتصادی هستیم هنوز بچه هامون کوچکن مشکل معیشتی داریم دیگه اگه بزرگ بشن چی کار کنیم. آخه با حقوق ۷-۸ میلیونی چی کار کنیم؟ فقط و فقط جلوی خانواده هامون که واقعا دارن باهامون میسازند شرمنده ایم.
باسمه تعالی: سلام علیکم: البته بنده یک معلم بازنشسته هستم و دسترسی به بالاییها ندارم ولی معلوم است که اکثراً در تلاشند تا این نوع رنجها و مشکلات مردم را رفع نمایند و از این جهت باید امیدوار بود. موفق باشید
سلام علیکم: نظرتان درباره شخصیت صلاح الدین ایوبی چیست؟ آیا شیعه کشی وی حقیقت دارد؟
باسمه تعالی: سلام علیکم: تحقیق کاملی در این مورد نداشته ام. موفق باشید
سلام علیکم: در برهان صدیقین میدانیم ماده نمیتواند منشأ افاضه وجود به مرتبه مادون باشد اما در مورد اینکه ما میدانیم حرکت در عالم ماده از جماد به سمت نبات و حیوان و نهایتا انسان است یعنی گویا با تکامل ماده و پیچیده تر شدنش، صفات وجودی همچون حیات و شجاعت و... شکل گرفته اند. آیا این دو مطلب به هم مربوطند یا من دچار خلط مبحث شدم؟
باسمه تعالی: سلام علیکم: عنایت داشته باشید با توجه به حرکت جوهری، حرکتی که میفرمایید در ازای فیضی است که از عالم بالا میگیرند و آن حرکت ادامه مییابد. پس در واقع آن فیض است که قوهها را به فعلیت و فعلیتهای بعد از فعلیت تبدیل میکند. موفق باشید
با سلام: لطفاً اگر ممکن است «لا به شرط مقسمی» را توضیحی ساده بدهید. با تشکر!
باسمه تعالی: سلام علیکم: ورود به این نوع مباحث که نیاز به کلاس و درس و مدرسه دارد از عهده این سایت و وقتی که ما داریم، خارج است. موفق باشید
سلام علیکم: با عرض ادب و ارادت محضر استاد طاهرزاده. جنابعالی درباره حادثه کربلا فرمودید در روز عاشورا بر پیکر امام حسین علیه السلام و یارانش اسب تازاندند. تا به خیال خودشان حقیقت را از بین ببرند و بعد آن حادثه تا اکنون حقیقت کربلا زنده است. در زمان حال شاهد عمل شنیع قرآن سوزی هستیم که به خیال خودشان میتوانند حقیقت قرآن را مخدوش کنند و از طرفی به به مقام معظم رهبری که قبلشان متصل به حقیقت قرآن است و همچنین انقلاب اسلامی تجلی اراده الهی و جلوه آیات قرآن حمله میکنند. حال خواستم تبیین فرمایید این قرآن سوزی که در ادامه همان اسب تازاندن در کربلا است، چگونه در این عصر باعث زنده تر شدن حقیقت قرآن میشود؟ با تشکر
باسمه تعالی: سلام علیکم: اتفاقاً بهترین دلیل بر عظمت قرآن در این زمانه همین است که پستترین انسانها و کثیفترین جریانهای سیاسی با آن به ناشیانهترین شکل مقابله میکنند و حقیقتاً خداوند دشمنان ما را از احمقترین انسانها قرار داده است تا آن اندازه که هرکس کمترین فکر را داشته باشد تلاش میکند به قرآن رجوع کند و بنگرد چه چیزی در آن هست که اینان میخواهند از صحنه این تاریخ خارجش کنند و مسلّم بدانید رجوع به قرآن همان، و توجه به عظمتهای آن همان. گویا خداوند اراده کرده است تا بشرِ این دوران را از سرگردانی نجات دهد و این اراده، از طریق فاسقترین مخلوقات در حال انجام است زیرا تجربه نشان داده است وقتی به قرآن رجوع کردند متوجه میشوند جواب همه نیازهای معنوی و روحانیشان در همین قرآن است. خاطرات روژه گارودی خاطرات عجیبی است که چگونه با آنهمه مطالعاتی که نسبت به سایر مکاتب داشت، وقتی متوجه قرآن شد به گفته خودِ او، معلوم شد نیاز حقیقی بشرِ امروز همین قرآن است. موفق باشید
استاد گرامی سلام: در خصوص آیه امن یجیب و شکی که نسبت به آن پیدا کرده ام سوال دارم. فردی را دیدم که همسر جوانش به طور ناگهانی بیهوش شده بود و عوامل اورژانس در حال عملیات احیا بودند و آن فرد در حال اضطرار خدا را به همه آنچه محبوب خدا می دانست و به اسمائش قسم می داد که همسرش زنده بماند ولی همسرش فوت نمود و الان آن فرد در حال جنون است ازین بلا که بر سرش نازل شد و ما هم که از نزدیکان آن فردیم ازین اتفاق در حالت شوک هستیم. یا همین مثالی که خود خدا در قرآن زده که مردم در دریا هنگام طوفان فقط خدا را صدا می زنند. ولی می دانیم که بسیاری از کشتی ها غرق شده و افرادش مرده اند در حالی که بی شک در حال اضطرار خدا را برای نجات صدا می زده اند. بیچاره آنهایی که این آیه را در حالت عادی تکرار می کنند و امید اجابت دارند در حالی که در حالت اضطرار هم دعا اجابت نمی شود. لطفا توضیح مبسوطی بیان فرمایید. با تشکر
باسمه تعالی: سلام علیکم: آری! خواندن خداوند بخصوص در حال اضطرار، بهترین خواندن است و مسلّماً اگر مصلحت باشد، بهترین شرایط اجابت در همین حالت میباشد ولی هزار نکته باریکتر از مو اینجا است که متوجه باشیم رازِ عدم اجابتها که مصلحت بندگان است را خدا بهتر از ما میداند. موفق باشید
سلام استاد عزیز: بنده پرسشگر شماره ۳۵۳۴۷ هستم بحث اخیر را پیگیر کردم خصوصا مقدمه جلسه سوم تفسیر سور انشراح گویا برای بنده بود. خواستم بگویم ایستاده ایم دگر بار خواهیم ایستاد. یاعلی
باسمه تعالی: سلام علیکم: إن شاءالله در راهی که خداوند مقابلتان گشوده است، مؤید باشید. و باز حرف بنده آن است که: «راستی را! اگر در چنین حضوری و در چنین تاریخی که اینگونه انسانها بزرگ میشوند، حتی بزرگتر از مسلمانان صدر اسلام که تاریخی را به نام تاریخ اسلام با خود به میان آوردند، آیا به همان اندازه که حضور در این تاریخ بزرگ است، غفلت از این حضور به همان اندازه سهمگین و سقوطآفرین نیست؟ سقوط انسان در چنین شرایطی همان نیستانگاری است که مخصوص انسان در آخرالزمان است و راز نیستانگاریِ این دوران را باید در این غفلت سهمگین جستجو کرد.» موفق باشید
با عرض سلام خدمت شما: استاد بزرگوار دیشب ۲۰:۳۰ حضور رهبری در غرفه کتاب، خانمی بود که موهایش بیرون بود، چرا رهبری تذکر ندادند که مو هایش را بپوشاند؟
باسمه تعالی: سلام علیکم: اتفاقاً طبق عرایضی که در جواب سوال شماره 35085 عرض شد باید شرایط تذکر فراهم باشد وگرنه موجب سرخوردگی میشود و جالب است که همان خانم بعد از ملاقاتی که با رهبر معظم انقلاب داشتند می گوید: «حس دلنشین پدر و دختری را با حضرت آقا تجربه کردم و ممکن است تا آخر عمرم دیگه این حس رو تجربه نکنم ...» در حالی که اگرحضرت آقا آن فضا را با تذکر خود به هم زده بودند چنین نتیجهای حاصل نمیشد. موفق باشید
با عرض سلام و احترام: پیرامون همیشگی و جریانی بودن تقابل حق و باطل توضیحاتی را بفرمایید.
باسمه تعالی: سلام علیکم: آیه ۱۷ سوره رعد باطل به کف روی سیلاب تشبیه کرده است:
انزل من السماء ماء فسالت اودیة بقدرها فاحتمل السیل زبدا رابیـا و مما یوقدون علیه فی النار ابتغاء حلیة او متـع زبد مثله کذلک یضرب الله الحق و البـطـل فاما الزبد فیذهب جفاء و اما ما ینفع الناس فیمکث فی الارض کذلک یضرب الله الامثال. « (همو که) از آسمان آبی فرو فرستاد پس رودخانههایی به اندازه گنجایش خودشان روان شدند و سیل کفی بلند روی خود برداشت و از آنچه برای به دست آوردن زینتی یا کالایی در آتش میگدازند هم نظیر آن کفی برمی آید خداوند حق و باطل را چنین مثل میزند اما کف بیرون افتاده از میان میرود ولی آنچه به مردم سود میرساند در زمین (باقی) میماند خداوند مثلها را چنین میزند.»
ترسیم منظره حق و باطل
از آنجا که روش قرآن، به عنوان یک کتاب تعلیم و تربیت، متکی به مسائل عینی است، برای نزدیک ساختن مفاهیم پیچیده به ذهن انگشت روی مثلهای حسی جالب و زیبا در زندگی روزمره مردم میگذارد، در اینجا نیز برای مجسم ساختن حقایقی که در آیات گذشته پیرامون توحید و شرک، ایمان و کفر و حق و باطل گذشت، مثل بسیار رسایی بیان میکند. نخست میگوید: «خداوند از آسمان آبی را فرو فرستاده است.» (انزل من السماء ماء).
آبی حیاتبخش و زندگی آفرین، و سرچشمه نمو و حرکت:
«و در این هنگام درهها و گودالها و نهرهای روی زمین هر کدام به اندازه گنجایش و وسعت خود بخشی از این آب را پذیرا میشوند.» (فسالت اودیة بقدرها).
جویبارهای کوچک دست به دست هم میدهند و نهرهایی به وجود میآورند، نهرها به هم میپیوندند و سیلاب عظیمی از دامنه کوهسار سرازیر میگردد، آبها از سر و دوش هم بالا میروند و هر چه را بر سر راه خود ببینند برمی دارند و مرتبا بر یکدیگر کوبیده میشوند، در این هنگام کفها از لابلای امواج ظاهر میشوند، آن چنان که قرآن میگوید «سیلاب، کفهایی را بر بالای خود حمل میکند.» (فاحتمل السیل زبدا رابیا).
«رابی» از ماده «ربو» (بر وزن غلو) به معنی بلندی و برتری است و ربا که به معنی سود یا پول اضافی یا جنس دیگر است نیز از همین ماده و به همین معنی است، چون اضافه و زیادی را میرساند.
پیدایش کفها
پیدایش کفها منحصر به نزول باران نیست بلکه «در فلزاتی که بوسیله آتش ذوب میشوند تا از آن زینت آلات یا وسائل زندگی بسازند آنها نیز کفهایی همانند کفهای آب دارند.» (و مما یوقدون علیه فی النار ابتغاء حلیة او متاع زبد مثله) (ترجمه تحت اللفظی جمله فوق چنین است: «از آنچه آتش بر روی آن روشن میکنند برای بدست آوردن زینت یا متاع کفهایی همانند کفهای آب حاصل میشود» و این تعبیر اشاره به کورهایی است برای ذوب فلزات که هم آتش در زیر مواد فلزی وجود دارد و هم در روی آن، به این معنی که یک طبقه آتش در زیر است و سپس روی آن سنگهایی را که مواد کافی دارد میریزند و مجددا روی آن آتش میریزند: و این بهترین نوع کوره است که از هر طرف آتش، مواد قابل ذوب را احاطه کرده است.
نتیجه
بعد از بیان این مثال که به صورت وسیع و گسترده، نه تنها در مورد آب، که در مورد همه فلزات، چه آنها که زینتی هستند و چه آنها که وسائل زندگی را از آن میسازند، بیان میکند به سراغ نتیجه گیری میرود، و چنین میفرماید:
«اینگونه خداوند برای حق و باطل، مثال میزند» (کذلک یضرب الله الحق و الباطل).
سپس به شرح آن میپردازد و میگوید: «اما کفها به کنار میروند و اما آبی که برای مردم مفید و سودمند است در زمین میماند.» (فاما الزبد فیذهب جفاء و اما ما ینفع الناس فیمکث فی الارض).
کفهای بیهوده و بلند آواز و میان تهی که همیشه بالانشین هستند اما هنری ندارند باید به کناری ریخته شوند و اما آب خاموش و بی سر و صدای متواضع و مفید و سودمند میماند و اگر روی زمین هم نماند در اعماق زمین نفوذ میکند و چیزی نمیگذرد که به صورت چشمه سارها و قناتها و چاهها سر از زمین برمی دارد، تشنه کامان را سیراب میکند، درختان را بارور، و گلها را شکفته و میوهها را رسیده، و به همه چیز سر و سامان میدهد.
و در پایان آیه برای تاکید بیشتر و دعوت به مطالعه دقیقتر روی این مثال میفرماید: «این چنین خداوند مثالهایی میزند.» (کذلک یضرب الله الامثال). موفق باشید
سلام عليكم و رحمة الله: من در مورد آيت الله كميلى مي پرسم. آيا ايشان را مي شناسيد؟ اگر مي شناسيد آيا ايشان استاد كامل هستند؟
باسمه تعالی: سلام علیکم: نمیدانم منظورتان چه بزرگواری است؟ موفق باشید
سلام و احترام: استاد ببخشید درسته غزه مردم ضعیف داره و کشورهای بی رگ اسلامی برای نجات غزه کاری نمیکنن اما چرا خداوند برای نجات غزه کاری نمیکنه خدا که همون خدای قوم ثمود و عاد! آیا اتحاد نداشتن کشورهای اسلامی و بی بصیرتی اونها و ضعیف بودن بنیه ی نظامی غزه توجیح مناسبی هست برای نابودی این همه مرد و زن و کودک بی گناه. آیا خدا نمیخواد کاری بکنه؟! اگر کسی ضعیف بود و حامی نداشت محکوم به نابودی میشه؟! ممنون راهنمایی بفرمایید
باسمه تعالی: سلام علیکم: حکایت، حکایت عجیبی است. هرچند مسئله بسیار دردناک است. ای کاش به جای آن کودک و آن مادر که از گرسنگی شهید میشود، آن مصیبت بر ما وارد میشد؛ ولی گویا «رنج راحت شد چو شد مطلب بزرگ». و همانطور که در جواب سؤال شمارۀ 40356 عرض شد گویا خداوند بنا دارد نقش بنیادینی را از خود به صحنه آورد. موفق باشید
با سلام استاد عزیز: اول تشکر که به لطف خدا و نور قرآن و اهل بیت به ما یاد دادید در این آشفته بازار امروز جای درستی بایستیم. استاد ببخشید شاید یک مقدار طولانی شود. مواردی است که نظر شما برایم مهم است. پس برای اینکه وقت شریفتان را نگیرم اگر طی چند روز هم پاسخ فرمودید باز هم سپاسگذارم. ۱. استاد عزیز به نظر شما اینکه یک سری ها بعد از امام خمینی (ره) نتوانستند یار انقلاب و رهبری بمانند و ریزش کردند را می توانیم اینطور بگوییم که آنان که ماندند پای انقلاب، گفتند ما انصارالله ایم یعنی در انقلاب اراده خدا را دیدند اما ریزش ها شاید این عمق را نداشتند. در کل آیا می شود در این انقلاب اراده خدا را ندید و پای انقلاب ماند؟ استاد پس آنان که پایدار ماندند این جهان بینی و هستی شناسی درست را چگونه پیدا کردند؟ ۲. استاد عزیز در بحث «هست» و «وهم و نیستی» زمانی که کنجکاو می شویم به این می رسیم که بنده ی نوعی در زندگی با این موارد هستم و سرو کار دادم الف.علم ب.دین. ج.سنت الهی که در مجموع همه مثل یک نظم و قانون است البته اگر با قوانین وضعی بشر خلط نکنیم است. علم، اجزای اشیاست. مثلا جسم من تشکیل شده از سلول و... که در نهایت این نظم اجزا، یک قانون است. دین، نظمی است بین انسانها که یک قانون است. سنت های الهی در مقیاس بزرگتر و شاید فراگیر همه موارد قبل باشد و نظمی است در وسعت تاریخ انسانها و یک قانون تاریخی است. استاد آیا این بیان درست است؟ ۳. استاد عزیز اگر واژه عشق و محبت را در قالب و معنای یک نوع همبستگی اجزا و یکی شدن بدانیم، آیا این درست است که بگوییم آنچه در صحنه است که باطن و اصل نظم و قانونی است که در بالا ذکر شده است، عشق و محبت است؟ ۴. استاد عزیز در باب ریشه شناسی ترس و غضب فکر می کردم در مورد ترس و غضب های مذموم به این نتیجه رسیدم که اگر هر آنچه غیر از آنچه که « هست» و «در اصل موجود است»، را برای خود بسازیم و به اشتباه، مهم بدانیم برای نگه داشت آن وهم، مجبور به سیستم تدافعی میشویم به نام ترس و غضب. سیستم تدافعی جهنم ساز. ۵. اینکه البته دو تا از سوالاتم تکراری ست با عرض پوزش شاید سوالی باشد که احساس شود ضرورتی ندارد ولی موردی است که در ذهنم مانده و جواب شما برایم موثق است. استاد شخصی می گفت که از آنجایی که تمام کهکشانها تجلی وجود است و وجود بی نهایت است پس کهکشانها هم انتها ندارد و این بیان این مشکل را دارد که ماده که بی نهایت نیست به هرحال نهایتی دارد. ببخشید وقت گیر شد ولی احساس می کنم که اگر به فرض انسانی قصد کشف انتهای کهکشانها را داشته باشد عمرش کفاف نداده و به ملکوت می پیوندد. استاد آیا این صحیح است که بگوییم که نقطه ی مرز بین جایی که ماده به معنا تبدیل شود وارد عالم دیگر شویم مثل همان نقطه به ملکوت پیوستن است؟ یعنی نقطه ای که من به ملکوت می پیوندم همان جا مرز ماده و معناست که خلا هم نیست. ۶. سوال آخر اینکه استاد عزیز در مورد اینکه وقوع قیامت، زمان خاصی ندارد و کلا زمان ندارد چون عالم از لا زمان آمده و به آن برمی گردد. استاد اینکه عالم از بی زمانی آمده برایم متصور است ولی اینکه در بی زمانی پایان می یابد را نمی توانم بفهمم، چون اگر از جانب ما انسان در تاریخ و زمان حساب کنیم بالاخره زمان وقوع یک تاریخ و ساعتی زمینی دارد. ممنون میشم بفرمایید کجای کار دارم اشتباه میرم که نتیجه نمیگیرم. ممنون
باسمه تعالی: سلام علیکم: ۱. نه ۲. مکتب فکری امام خمینی ذیل قرآن ۳. نکات بسیار خوبی را مطرح فرمودهاید. آری! یگانگی واقعی به نور توحید پیش میآید و غوغا میکند. ۴. همینطور است. ۵. نه. کهکشانها مرتبۀ نازلۀ عالم وجود است که همان ماده میباشد و محدودیتهای ماده را دارد و لذا هرچه هم در عالم ماده جلو و جلوتر برویم از ماده خارج نمیشویم ۶. در این موارد رجوع به «برهان صدیقین» که صوت و شرح آن در سایت هست، ان شاءالله کارساز است. موفق باشید
