بسم الله الرحمن الرحیم
گروه فرهنگی لب المیزان
به لب المیزان خوش آمدید.
گروه فرهنگی المیزان
آرشیو پرسش و پاسخ ها
تعداد نمایش
شماره پرسش:
نمایش چاپی
شماره عنوان پرسش
37050

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش

چی جوری میشه برگشت و دوباره زنده شد؟ شاید الان غبطه روزهایی رو بخورم که دوست داشتم توی همون روزا با این حال الان بودم ولی نمیشه. بدم میاد از وقت هایی که حالم خوش میشه و راحتی را احساس می‌کنم. وقتی که ناراحت بودم و مریض بودم راهی پیدا کردم اما وقتی که چیزی رو باور کردم بعد از یه مدت از یخ زدگی منفجر شدم. این خیلی مسئله منه، در حدی که میخوام همین حالا این تن بره زیر گل، نمیدون کرخ شدن رو حس کردین یا نه من هم نکردم و امید وارم حس نکنید. اما مثال ساده اش اینه که یک پَشه آسیبی بزه؛ این قدر خارش داره که تا زخمش نکنیم دست بر نمی‌داریم. یه ولوله عجیبی افتاده به جونم. آیا با مطالعه و خوندن کتاب حل میشه؟ و این که اصلا این ماجرا حل شدن و درست شدن داره؟ بارها شده بهم میگن کتاب بخون. ولی تاب آدم رو تا یک مدتی با یک دنیای بی خطر مواجه میکنه و من میتونم با این کلمات که توی ذهنم مرور می شه راحت زندگی کنم. شما هم میتونین بگین که اینا چه ربطی داره به من، ولی واقعا نمیدونم چرا شما هستید که من بهش بگم.

متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: با رجوع به مباحث «ده نکته در معرفت نفس» و شرح صوتی آن، ان شاءالله جهانی که نیاز روح انسان است مقابل‌تان گشوده می‌شود. https://lobolmizan.ir/book/71?mark=%D8%AF%D9%87%20%D9%86%DA%A9%D8%AA%D9%87
https://lobolmizan.ir/sound/641?mark=%D8%AF%D9%87%20%D9%86%DA%A9%D8%AA%D9%87 . موفق باشید
 

37040

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش

استاد عزیز با سلام و عرض ارادت: من سوالی خدمتتون پرسیدم اما متوجه جوانب پاسخ شما نشدم. اگه ممکنه کمی بیشتر باز کنید. سوال من این بود: در روایت داریم. قیامت هم اکنون حاضر و موجود است و بقول معصوم (ع) هرکه غیر این را بداند از ما نیست. اما در کتاب برهان تا عرفان در بخشی شما می‌فرمایید: وقتي جهان مادي از مادّه بودن خارج شد و به فعليّت رسيد و نوراني گشت، ديگر آن جهان از نظر درجة وجودي، وجودي است برتر كه نقص‌هاي عالم مادّه در آن نيست و اين همان قيامتِ عالم مادّه است. طبق بحث حركت جوهري، هم اكنون جهان دارد قيامت مي‌شود. متن پاسخ شما: عالم ماده در درون و در ذات خود دارد قیامت می‌شود و به مرتبه‌ای از «وجود» می‌رسد که آن مرتبه، اکنون هست زیرا حرکت بدون غایتِ مفقود ممکن نیست من متوجه پاسخ شما نشدم، قیامت درجه شدیدتری نسبت به عالم برزخ و ماده است و قیامت هم اکنون حاضر است. اگر حاضر است پس چگونه شما می‌فرمایید: جهان دارد قيامت مي‌شود. اگر هم جهان مادی دارد با حرکت جوهری به قیامت مبدل می‌شود ، پس یا قیامت فعلا بالقوه است (که این برای عالم شدیدتر معنی ندارد) یا اصلا وجود ندارد. متاسفانه ذهن امثال من مادی زده است و کمی تصور این ساختار سخت است. ممنون میشم توضیح بفرمایید.

متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: عرض شد عالم ماده هنوز به آن مرتبه از وجود نرسیده است، نه آن‌که آن مرتبه از وجود در مقام خود حاضر نباشد. مانند جوانی برای کودک، که آن کودک هنوز در نسبت به خود به آن مرحله نرسیده؛ ولی جوانی در جایگاه خود حاضر است. موفق باشید

36959

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش

سلام: چه حالی پیدا کردم. هردم، این من این خود را می‌بینم و میابم در بدِ بد بد چنگال، ماسه های فرو کش، اندر سایه مطلق و همیشگی ام، او به من دروغ می‌گوید. میگه قفس دلبازه و پرواز دلگیره... من چه گناه کرده که هست حال خوشش را هم از من دریغ کرده. جوانم و به زندان افتاده ام، همه ی آب ها از آسیاب افتاده اند و انگار که هیچ و هیچ. خطاب من به قول حاج قاسم « پیر خوشنام» : ای تکیه و پناه. زیبا ترین لحضه. پر عصمت و پر شکوه. تنهایی و خلوت من. وای دلم تنگ شد برای این کلیپ های حاج قاسم و آقا مصطفی و حاج همت؛ آوینی برایم حرف ها دارد اما چه حیف که شب است و توفیق ما هم در شب هاست است و به روز نکشیده به خواب میرم. او امشب گفت از من بپرسید که من راه های آسمان را از طرق زمین آشنا ترم. مثل این که بوی یک طوفانی عظیم میاد، این چند وقت اینقدر مست بودم و حواسم نیست بود، اگر هست هم بود برای من نبود. کجا رفت اون عشق، چرا هردم داره از اون عشق کاهیده تر میشه، خود هم باورش نمیشد عاشقی را و الان باورش شده و نیست یادی. دلم پرواز میخواد، دلم همراز میخواد. (گر چه ما بندگان پادشهیم / پادشاهان ملک صبحگهیم . گنج در آستین و کیسه تهی / جام گیتی نما و خاک رهیم. هوشیار حضور و مست غرور / بحر توحید و غرقه گنهیم. شاهد بخت چون کرشمه کند / ماش آیینه رخ چو مهیم. شاه بیدار بخت را هر شب / ما نگهبان افسر و کلهیم. گو غنیمت شمار صحبت ما / که تو در خواب و ما به دیده گهیم. شاه منصور واقف است که ما / روی همت به هر کجا که نهیم. دشمنان را ز خون کفن سازیم / دوستان را قبای فتح دهیم. رنگ تزویر پیش ما نبود / شیر سرخیم و افعی سیهیم. وام حافظ بگو که بازدهند / کرده‌ای اعتراف و ما گوهیم.

متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: پس باز باید در بودنِ خود با همه تنگی ها به شدنی فکر کرد که نویسنده محترم سؤال شماره 36951 با ما در میان گذارده‌اند. ایشان آنچنان حرف را تمام کرده‌اند که جایی برای آن‌که بنده چیزی بگویم، نمانده. موفق باشید

36950

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش

سلام علیکم استاد بزرگوارم: شعری از مولوی هستش که استاد مهدوی دامغانی معتقدند براشون یادآوره امام حسین علیه السلامه، می‌خواستم ببینم شما هم به همین امر منتقل می شوید؟ باز آمد آن مغنی با چنگ ساز کرده / دروازه بلا را بر عشق باز کرده / بازار یوسفان را از حسن برشکسته / دکان شکران را یک یک فراز کرده / شمشیر در نهاده سرهای سروران را /  و آن گاهشان ز معنی بس سرفراز کرده / خود کشته عاشقان را در خونشان نشسته / و آن گاه بر جنازه هر یک نماز کرده / آن حلقه‌های زلفت حلق که راست روزی/ ای ما برون حلقه گردن دراز کرده / از بس که نوح عشقت چون نوح نوحه دارد / کشتی جان ما را دریای راز کرده / ای یک ختن شکسته ای صد ختن نموده / وز نیم غمزه ترکی سیصد طراز کرده / بخت ابد نهاده پای تو را به رخ بر / کت بنده کمینم و آنگه تو ناز کرده / ای خاک پای نازت سرهای نازنینان / وز بهر ناز تو حق شکل نیاز کرده / ای زرگر حقایق ای شمس حق تبریز/ گاهم چو زر بریده گاهم چو گاز کرده

متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: آری! وقتی راهی گشوده شود « دروازه بلا را بر عشق باز کرده» کدام میدان است که چنین باشد، جز صحنه کربلا؟! وقتی نهایی‌ترین عشق، عامل گشوده‌شدنِ دروازه‌های بلا می‌شود و در نتیجه « سرها بریده بینی بی‌جرم و بی‌جنایت». موفق باشید

36815

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش

«یا طهور» سلام استاد: حضرت امام رحمت الله علیه در کتاب آداب الصلاة می فرمایند قبل از ورود به نماز، «طهارت قلب» از «طهارت اعضاء» لازم تر است. چون «قلب محل حقیقی عبودیت و مرکز واقعی این معانی است». بعد اشاره می کنند به روایت: «طهِّر قلبک بالتقوی و الیقین عند طهارة جوارحک بالماء». پرسش حقیر در رابطه با کیفیت کاربردی کردن این دستورالعمل یعنی تطهیر قلب با تقوی و یقین در لحظه شست و شوی جوارح است. لطفاً کمک کنید.

متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: آری! باید در آستانه نماز، در این فضا حاضر گشت که: «من آنچه خوانده‌ام همه از یاد برده‌ام / إلاّ حدیث دوست که تکرار می‌کنم». موفق باشید

36662

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش

سلام علیکم: بنده بعد از سه سال طلبگی به این نتیجه رسیدم که نیاز هست که مدتی فراغتی داشته باشم تا خودم را بیابم با وجود اینکه از پیش از زمان طلبگی مطالعاتی داشته ام بعضی کتب شما و آقای دکتر داوری و همچنین شهید سید مرتضی و آثار شهید مطهری و مقداری فلسفه غرب. اما امروز سخت پریشان هستم فکر می‌کردم ممکن است طلبگی راهگشا باشد اما  هنوز نتوانسته ام خودم را پیدا کنم از سر اضطرار و اینکه نمی‌دانستم چگونه می‌توانم به مقصود برسم این پیام را برای شما نوشتم تا راهی باز شود. ان شاءالله.

متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: به نظر می‌آید پیش آمدنِ چنین احوالاتی در این زمانه که زمانه نیست‌انگاری است، طبیعی باشد. آیا بهتر نیست در همین مسیرِ طلبگی به خودیابی بپردازید و همچنان جلو و جلوتر روید؟ موفق باشید

36584

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش

سلام علیکم: در یک مجموعه ی رسانه ای تصمیم به تولید یک بازی تلفن همراه برای کودکان (قبل از سن تکلیف) داریم؛ به عنوان موضوع، علاقه مند بودیم که موضوع بازی در مورد توحید و قیامت باشد. در مورد مباحث نظری و عملی توحیدی اساتید و کتاب های ارزشمند علما در دسترس است اما سوالی که پیش آمده این است که برای تربیت توحیدی کودکان (در هفت سال دوم زندگی) چگونه عمل کنیم؟ در این زمینه اگر راهنمایی ای بفرمایید دعا گو هستیم. اگر موضوع دیگری را اولویت می‌دانید عنوان بفرمایید تا در تولیدات رسانه ای موضوع تولیدات قرار داده شود.

متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: به نظر می‌آید مباحث مربوط به کتاب‌های «جوان و انتخاب بزرگ» و «چه نیازی به نبی» بتواند کمک کند. موفق باشید

36519

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش

سلام خدمت استاد گرامی: استاد فکر می کنم در بخشی از سوره حضرت یوسف (ع) بود که فرمودید اینکه گفتند «تو همان یوسفی» با «یوسف تویی» فرق دارد لطف می کنید فرق این دو را کوتاه بفرمایید. پیدا کردن صوت برام سخت بود. تشکر

متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: در جمله «تو یوسفی» ابتدا نظر به وجود جناب حضرت یوسف «علیه‌السلام» در میان است و پیرو آن به ماهیت آن حضرت. و در جمله «یوسف تویی» قضیه بر عکس است. و در این رابطه در بحث «اصالت وجود»، انسان، ابتدا وجود را از هر ماهیتی مدّ نظر دارد. موفق باشید

36510

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش

سلام وقت بخیر: یه پیشنهاد دارم. شما زحمت‌ها ی زیادی کشیدید برای مردم و تبلیغات دینی. اگر زحمت بکشید و معرفت نفس رو به زبان کودک یا نوجوان و جوان بنویسید جوری که یه نوجوان که ذاتأ کنجکاوی دارد به دنبال این بیوفته که از کجا اومده کجا اومده و کجا می‌ره توی جامعه که با افراد متعدد هم صحبت میشم اصلا از روح خبر ندارن انگار یک ورد به گوششون خوندند و فراموشی پیدا کردند به محض اینکه یه کم درباره ی اینکه ما جاهای دیگر هم بودیم صحبت می کنیم به شدت به وجد می‌آیند و دوست دارند که بیشتر بدونن. کتاب ها رو به اسم آیا میدونید روح شما چند سال دارد؟ یا روح چه غذایی می‌خورد؟ آیا روح اطلاعات ماوراء رو می دونند؟ این کتاب چه ها رو در جامعه در مترو یا مدارس داد. اگه هزینه بالا می‌ره به صورت مختصر در برگه هایی که برای تبلیغات به کار می‌ره چاپ کرد جوان ها منتظر یک جرقه هستند بعد خودشان به دنبال بقیه داستان می‌دوند من با افراد که از نظر حجاب از آدمهای که یه چشم بیرون می گذارن حرف زدم اونها هم از نفس خبر ندارن اگه بشه معرفت نفس رو در مدارس آموزش داد که چه بهتر.

متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: به نظر می‌آید کتاب‌های «جوان و انتخاب بزرگ» و «آشتی با خدا» در این رابطه که می‌فرمایید بتواند کمک کند. موفق باشید

36332

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش

سلام و عرض ادب و احترام: بنده از حضرت استاد درخواست دارم کلیپ مربوط به سوال ۳۵۸۲۸ را گوش بدهند و مجدد بررسی فرمایند به نظر می‌رسد لااقل بعضی سخنان مطرح شده در این کلیپ صحیح نیست و تایید کلی آن از طرف استاد جای تعجب داشت.

متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: عنایت داشته باشید که بنده نخواستم آن سخنان را تأیید کنم؛ بلکه در جواب در حاشیه آن سخنان، موضوعی مطرح شد که می‌تواند ان شاءالله به مخاطب کمک کند. موفق باشید

36148

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش

با سلام: پیامبر (ص) در معراج با خدا به صدای علی (ع) روبرو شد چگونه خدای نامتناهی می‌آید و در قالب متناهی با پیامبر (ص) حرف می‌زند؟ با تشکر

متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: بحث در تجلی اسم متکلم الهی است در جان رسول خدا «صلوات‌الله‌علیه وآله» بدون نیاز به صوتی که مربوط به حنجره و گوش باشد. آری! آن صوت در قالب صدایی که مأنوس رسول خدا بود و آن حضرت علاقه‌مند به آن صدا بودند یعنی صوت علی «علیه‌السلام»، به میان آمد. موفق باشید

36118

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش

سلام استاد بزرگوار: گاهی یک صفت رذیله بر انسان غالب می شود و اعمالی متناسب با آن صفت رذیله از انسان سر می زند. سوال بنده این هست که از کجا بفهمیم این صفت، شاکله و ملکه وجودی ماست یا عارضی و موقتی است؟ (مثلاً به لطف الهی چند روزی یا چند هفته‌ای از گرفتاری در گناهان فاصله می گیریم ولی ناگهان وسوسه ای می آید و انسان را زمین می زند و آلوده‌ می کند. الان این وسوسه ظهور همان شاکله و ملکه وجودی ماست یا عارضی است؟) پرسش دوم: آیا راه دیگری به غیر از «گرفتاری در گناه» و «بلا و مصیبت» برای رهایی از عُجب و رسیدن به تضرع و انکسار و خضوع و خشوع وجود دارد؟

متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: ۱. به هر صورت فطرت انسان که به گفته حضرت صادق «علیه‌السلام» مبتنی بر توحید است شاکله‌ای است که انسان را از آلوده‌شدن به گناه باز می‌دارد بدین معنا که شاکله هرکس، عدمِ دست‌زدن به گناه است و به همین جهت هر اندازه از گناه فاصله بگیریم، بیشتر احساس نزدیکی به خود می‌کنیم. ۲. همین‌که متوجه باشیم در مقابل عظمت پروردگار هیچ هستیم، خود به خود هر آنچه داریم را از او می‌دانیم و این، حقیقتی است جهت آزادشدن از عجب. آری! در جای خود آن روایت نیز قابل توجه است که بعضاً برای رهاییِ انسان از عجب، او را به گناهی گرفتار می‌کنند. ولی در هر حال اصل قضیه همان است که انسان متوجه فقر وجودی خود در مقابل حضرت غنیّ مطلق بشود. موفق باشید

35811

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش

سلام استاد گرانقدر: چه سری در تعداد اذکار که مثلا گفته می‌شود ۱۱۰ بار گفته شود وجود دارد؟ اگر تعداد مهم است برای حاجتی مهم اخرتی که من در نظر دارم. تعداد آیت الکرسی چه مقدار باید بخوانم؟ حاجات دنیایی چطور؟ چه مقدار؟ کلا چیزی به اسم ختم آیت الکرسی داریم؟ تعداد آن چقدر است؟ یا کتابی که تعداد اذکار را گفته باشد و مورد تایید شماست معرفی کنید. ممنون.

متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: بیشتر این نوع تعیین تعداد اذکار مبتنی بر حروف ابجد است که مبنایی ندارد. تنها آن اذکار و آن تعداد که از طریق روایت وارد شده است، معتبر است مثل آن‌که می‌فرمایند در ماه رجب فلان ذکر را مثلاً ۷۰ مرتبه بگویید. در مورد ختم آیت الکرسی چیزی نمی‌دانم. ولی در مورد آنکه فرموده‌اند هر روز ۲۱ بار گفته شود، نکته قابل توجهی است. موفق باشید

35566

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش

سلام: در مهر ۹۴ در سوال ۱۳۶۰۳ می فرمایید چیزی به نام هوش مصنوعی نداریم و حال کمتر از ۸ سال آنچنان کار هوش مصنوعی بالا می گیرد که در جلسه ی تفسیر نیز راه پیدا می کند. باری به نظرم نگاهتان در سطح کلان خوب است اما به کف واقعیت که می رسیم راه گشا نیست. مثال بزنم راهکار برای بمب هسته ای چیست؟ قاعدتا خواهید گفت انقلاب اسلامی. بله در نگاه کلان درست است که نگاه عدم سلطه گری انقلاب اگر در جهان حکم فرما شود ریشه ی هر چه بمب است خشکیده خواهد شد. ولی در عمل که انقلاب درین حد بسط نیافته است در مورد هوش مصنوعی نیز هر چه شما انقلاب بگویید که به گوش فلان کشور بی دین نخواهد رفت او به توسعه هوش مصنوعی ادامه خواهد داد. دغدغه های شما کلان است اینکه انسان خود را تسلیم ابزار و هم اکنون هوش مصنوعی نکند ولی دغدغه بنده حقیقت جویی در موارد جزئی است. مثالی عرض کنم فیلمی مشابه فلان رئیس جمهور می سازند یا فلان بازیگر فوت شده است بعد از فوتش فیلمی می سازند و او در آن نقش بازی می کند و این به کمک هوش مصنوعی است که کپی برابر اصل را می سازد. دغدغه من این است که بعد از این چگونه می توان به امور الکترونیکی که هوش مصنوعی می تواند دخل و تصرف کند اعتماد کرد حال هر چه بگویید سنن، خوب چرا سنن مانع نشده است و روز به روز جولان هوش مصنوعی بیش تر می شود؟ ( طنز: به خاطر عدم اعتماد به داده های الکترونیکی در جلسات استاد حضوری شرکت می کنم و به صوت و پخش زنده اش معتمد نیستم حال در جلسات حضوری نیز با هوش مصنوعی روبرو شدم)

متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: عنایت داشته باشید وقتی گفته می‌شود کامپیوتر حافظه ندارد و یا هوش مصنوعی معنا ندارد؛ در رابطه با حقیقت حافظه و یا هوش که امری مجردند و مربوط به نفس ناطقه می‌باشند، آن سخنان گفته می‌شود و این غیر از آن است که عرفاً حافظه را به کامپیوتر و یا هوش را برای ابزار الکترونیکی به کار می‌بریم. آری! بالاخره باید در مورد هوش مصنوعی با دقت و همه جانبه‌نگری فکر کرد. امید است عرایضی که در جلسه شنبه این هفته پیش می‌آید، در این مورد تفکر را بگشاید. موفق باشید

35273
متن پرسش

- 💡آنک در خــــلوت نظر بر دوختست💡 💡آخر آن‌را هم، ز یـــــــار آموختست💡
مولوی دفتر دوم بیت ۲۵ موضوع: انقلاب اسلامی واسطه تأثیرات غیبی بر بشر ــ شاید گرافه نباشد اگر گفته شود، بحرانی که امروزِ انقلاب، با آن مواجه است به دو بخش قابل تقسیم است بخش اول بخشی است که قدرت و نفوذ استکبار در عرصه جهانی برایش پیش آورده و بحران بخش دوم در نسبت با فرزندان اش (نگرش نسل جوان) دارد. بخش اول بحول قوة الهی و به برکت رشادت و خون شهدا کنترل شده که هیچ، به پیروزی هم رسیده است. اما بخش دوم که بنظر در سر و سامان مطلوب نیست، بنده حقیر نظرم اینست که از روزی باید ترسید که این بحران خاموش شود، چرا؟ چون خاموشی بحران این قسم دوم، به معنای مرگ حقیقتِ انقلاب است. انقلاب و انقلابیونی که به رهبریت علمایی چون ائمه اطهار و قاضی ها و خمینی ها به میراث رسیده است، چنین سر ناسازگاری با آرامش و آسایش های دروغین (آنگونه که جهان غرب اکنون بدان رسیده) نداشته و ندارد و اگر داشت باید شک کرد در رسالتش! تاریخ بشر کدام عرصـــهء ابراز تعارضات را با چنین کیفیتی! سراغ دارد؟ کدام نسل، تجربه چنین میدان تعارض را دارد؟ آیا این انفعال و موضع گیری های تک تک جوانان این مرز بوم همان نیست که خود ذات انقلاب و حقیقت اسلام می‌خواست؟ جهانی که انسان در آن حاضر است، مصداق خواب های خرگوشی نیست که با غوطه ور کردن آدمیان در رفاه ساختگی بروز کرده است؟ آیا انتخاب از میان انواع چیزها انتخاب حقیقی است؟ یا انتخاب کردن و انتخاب نکردن چیزها انتخاب حقیقی است؟ این ناسازگاری قدسی نیست؟ که آن‌را هم از یار آموخته ایم؟ گزافه نیست اگر خاموشی طبل جنگ های جهانی سوم و چهارم... را به انقلاب اسلامي ايران نسبت دهیم اگر بنای جنگها را برخواسته از یکدستی انزجار آمیز بدانیم. یک دستی که جهان استکبار غرب در سودای اجرایی آن بود با دست نشاندن حکومت‌های منفعل و تجددگرای، نفس اماره زده! بود انقلابی که یک دستی بیمارگونه را از بشر گرفت، بظاهر و به زعم ظاهربینان گریبانش را گرفته است، اما زهی خیال باطل، این زنده گی است که رخ خود را برای بشر گشوده است آیا مگر معجزه قرآن نگفت «فَأَلْهَمَهَا فُجُورَهَا وَتَقْوَاهَا» ﭘﺲ ﺑﺰﻩ ﻛﺎﺭﻱ ﻭ ﭘﺮﻫﻴﺰﻛﺎﺭﻱ ﺍﺵ ﺭﺍ ﺑﻪ ﺍﻭ ﺍﻟﻬﺎم ﻛﺮﺩ .(٨) یک دستی که سودای جز رسمیت دادن به «فجور» که برهوت برای انسان بود تا اجازهء به میان آمدن باغ ها و نهرهای جاری بهشتی «تقوا» را ندهد آری آنان وحدت را نیز تحریف کرده بودند و آن‌را در یکدستی نفس های اماره مطرح می‌کردند. جوان امروز اساسا این ناسازگاری قدسی را که هدیه الهی است به واسطه «وجود رابطی» انقلاب اسلامی ایران یافته است، هرچند که اسمش را نداند و یا نگوید _این اثر پنهان است، آخر این را ز یـــار آموخته است می‌خواهم به رهبر معظم انقلاب عرض کنم آقاجان دغدغه حضرتتان مبنی بر ایجاد امیدواری /همانگونه مستحضرید / در جوان امروز ایجاد شده است، همچون جوانه های سر از خاک در آورده، این سیاست و کیاست بر جوانان رسیده است سخن بسیار است اما:
سی بیت دگر بخواست گفتن             مستیش کشید گوش از آن سو

 

متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: این همان تقابلِ نهایی است که در ابتدا هرکس با خود دارد. تقابل «فجور» و «تقوا» تا نهایی‌ترین انتخاب در فرزندان انقلاب به ظهور آید. این بی‌قراری‌ها حکایتِ بزرگیِ جهان انسانی است که نمی‌خواهد خود را با آرامش‌های دروغین فریب دهد و از انتخاب‌های اصیل و بزرگ باز بماند. می‌خواهد به گفته جنابعالی همچون جوانه‌ای از خاک سر بر آورد و امیدواریِ بزرگی را در دل طوفانی سهمگین تجربه کند و معنای «ما می‌توانیم» را در بستر «ایمان» محقق کند و این یعنی ماورای اسباب ظاهری به چیزی نظر کنیم که میدان گشوده‌ای است از طریق خداوند برای حضوری که او برای این تاریخ تقدیر کرده است. چه حاصل در بیرون خود بایستیم و از بیکرانگی خود که در دل سختی‌های توحیدی و در مواجهه با مردم و دلسوزی برای آنان پیش می‌آید محروم باشیم؟ آری! همان‌طور که می‌فرمایید حکایت این حرف‌ها همان است که:
سی بیت دگر بخواست گفتن             مستیش کشید گوش از آن سو
ولی حداقل بگذار سخنی گفته شود تا افقی گشوده گردد. حال ماییم و افقی که نه به راحتی قابل فهم است و نه ما نسبت به آن بیگانه‌ایم. موفق باشید       

 

35267

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش

سلام و عرض ادب: فرق مخلِص با مخلَص در چیست. و چه کنیم تا مخلَص شویم؟

متن پاسخ

 باسمه تعالی: سلام علیکم: سخن در این مورد بسیار است. آری! انسانِ مخلِص که به قصد رضایت حضرت حق، کار را شروع می‌کند و ادامه می‌هد به جایی می‌رسد که دیگر خداوند او را در بر می‌گیرد که در این حالت، مقام او مقامِ مخلَصین است که نمونه کامل آن اولیای معصوم می‌باشند. موفق باشید

35207

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش

با سلام و عرض ادب خدمت شما استاد عزیزو بزرگوار: چرا شما میفرمایید مهدی نصیری سقوط کرده این چه فرمایشیه که شما دارید؟ مگر رهبری امام معصوم هستند که هرکس دیدگاهشان مخالف ایشان بود سقوط کرده؟ اتفاقا مهدی نصیری الان فهمیده که قبلا اشتباه میکرده و الان راه درست را انتخاب کرده رهبر در سال 98 گفت عربستان منحوس است و بد عربستان را می‌گفت الان گفته رابطه با عربستان از اقدامات خوب دولت رییسیه و خیلی حرفهای متناقص در گفتار و کردار ایشان هست. متاسفانه این دیدگاه الان برکشور حاکم شده و هرکس حتی منتقد رهبر بود باید از کشور از هستی ساقط بشود. آیا امامان عزیز ما هم اینجوری بودند؟ با تشکر

متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: همان‌طور که عرض شد بحث در عدم درکِ تاریخی است و سقوطی که آقای نصیری در این موضوع داشته‌اند تا آن‌‌جایی است که حتی آقای هانری کربنِ فرانسوی متوجه ریشه‌های تاریخی حکمت خسروانی می‌شود و اقای مهدی نصیری پیشنهاد تسلیم محض در مقابل استکبار را برای ما دارد و تا آن‌جا متوجه امروزینِ تاریخ ما نیست که حتی متوجه نشده است عربستانی را امروز ما در مقابل خود داریم که به کلی با هویت تسلیم، آمادگی ارتباط با ما را دارد و آقای دکتر خانعلی‌زاده به خوبی آن را روشن می‌کنند. آیا این سقوط بزرگی نیست که آقای نصیری گرفتار آن شده‌اند و کاربرِ محترم سؤال شماره 35209 به خوبی متذکر آن هستند؟ موفق باشید

35199

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش

منشا اعمال انسان اخلاق، تدیّن و عبادتی که بر اساس فطرت نباشد عبادت خدای خیالی است. سخن_نگاشت کانال ندای پاک فطرت 🆔 @nedayepakefetrat نظر ایشان درباره آقای علیپور چیست؟

متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: چیزی در این مورد نمی‌دانم. موفق باشید

35164

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش

سلام استاد عزیزم: در کتاب ادب خیال عقل فرمودید باید کتب عالمان بزرگ را مطالعه کنیم و برنامه ریزی داشته باشیم. من مادر دو فرزند و خانه دار هستم و چند سالی ست مباحث شما را دنبال می‌کنم و همیشه سعی کردم با برنامه جلو برم اما تو این برنامه های که می‌ریزم اخیرا یه کمبودی حس می‌کنم. انگار این کتاب خواندن ها و ویس گوش کردن ها و خلوت داشتن ها دیگه منو راضی نمیکنه. انگار باید حرکتی دیگر انجام بدم. در درون خود جستجو کردم و فهمیدم چقدر تشنه افرادی هستم هم دل و هم فکر و هم کلام... من حس می‌کنم خیلی نیاز به حضور در جمع هایی دارم که منو بفهمن و بتونم باشون صحبت کنم و راه پیدا کنم. نمی‌دونم باید کجا برم و چه جوری شروع کنم فقط می‌دونم روحم نیاز به اینگونه ارتباط ها پیدا کرده. چند جلسه ای به جلسات سها آمدم و لذت بردم اما هنوز راهمو پیدا نکردم. نمی‌دونم باید چیکار کنم. اون نشاطی که قبلاً داشتم هم ندارم. تنها تغذیه روحم و حال خوبم در حال حاضر کتب شما استاد عزیز و قرآن و نهج البلاغه است وگاهی نوشتنهایی که از دل بیرون می‌آید. استاد لطفا کمکم کنید

متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: همان‌طور که مکرر عرض شد باید به حضوری دیگر اندیشید. چگونه ممکن است که انسان تا آن جا راه را رها کند و به بیراهه قدم  زند که ستایش گر قاتل عمر خود شود، وقتی هر آنچه معنای زندگی را از او می رُباید را دوست می دارد؟ مشتاق اموری می‌شود که بر سرگردانی او می‌افزاید و خواهان چیزهایی است که نیست، آری! چیزهایی که نیستند و جاودانگی را از او می رُبایند و چون احساس جاودانگی را از دست داد چه اندازه در بودن خود احساس پوچی می‌کند. این‌جا است که همه راه‌ها برای او بن‌بست است، زیرا اصیل‌ترین راه که تماشای خود می‌باشد به عنوان بنده، حضرت ربّ العالمین را گم کرده است، راهی که هم اکنون او را تا بیکرانه ترین حضور حاضر می کند و معنا می‌بخشد و با حضور در آن ساحت  به جای آن که از رفتن فرار کند به راحتی رنج رفتن را که همه زندگی است به جان می‌خرد. رنجی که در هر قدمی که برمی دارد زندگی را به او نشان می‌دهد. دوریِ این رفتن ها چه اندازه دردناک است هرچند با راحتی و رفاه همراه باشد. راحتی‌های پوچ و بی‌ثمر. این است راز نیست‌انگاری، راز بودن‌های سرد و بی‌ثمر به جهت فرار از رفتن که شأن حضور در حقیقت است. این‌جا است که با حضور در تاریخ توحیدی که با انقلاب اسلامی شروع شد و احساس و شور معنوی که به سراغ انسان می‌آید، از نیست‌انگاریِ این دوران عبور کرد. موفق باشید

35095

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش

بسم الله الرحمن الرحیم. در عالم وجود فقط ذات خداوند هست. فقط صفات خداست، فقط افعال خداست. این چه معنایی دارد. پس این موجودات چه هستند؟ اینها آیات خدایند، یعنی آنکه اینها خدا را نشان می دهند. مثلاً درختی را فرض کنید. این درخت همانند آینه ای است که خدا را نشان می دهد. آینه آنگاه آینه است که دیگری را نشان می دهد. این کثرت همه آیات و نشانه های هستند که خدا را نشان می دهند. آیه قرآن می فرماید: «اینما تولوا فثم وجه الله» به هر سو رو کنی وجه الله را می‌بینی؟ سوال آیا این آیه می فرماید که به هر سو نگاه کنی در آیات اوست که این آیات وجه الله را نشان می دهد؟ سوال۲: ما در روایات داریم که ائمه وجه الله هستند. یک اشکال هست. اگر می گفتند که ائمه آیات هستند، خوب ما در ائمه وجه الله را می دیدیم. اما وقتی که وجه الله هستند دیگر بحث آیت نیست و وقتی که ما ائمه را می‌بینیم خدا را داریم می بینم. ۳: چه فرقی بین این آیت بودن و وجه الله بودن است؟

متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: همین‌طور است زیرا ۱. همه، مظاهر اسماء او هستند و ما به حکم: «ولله الاسماء الحسنی فدعوه بها» با او از طریق اسماء‌اش روبرو هستیم و از طریق اسماء او، او را می‌خوانیم که مظهر ارتباط با حضرت «الله» هستند ۲. اگر فرمود اولیای الهی نیز وجه الله هستند؛ خواست متذکر این امر باشد که جمال پر جلال اولیای الهی، عملاً ما را با جلوه‌ای از جلوات انوار نورانی حضرت حق روبرو می‌کند وگرنه تفاوت چندانی بین آیت بودنِ آنها و وجه الله بودن‌شان نمی‌تواند باشد. موفق باشید

35073

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش

با سلام: انسان در خواب هر دو کفشش را گم کند، معنایش چیست؟ با تشکر!

متن پاسخ

 باسمه تعالی: سلام علیکم: بنده علم به تعبیر خواب ندارم. موفق باشید

34774

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش

درود استاد. خسته نباشید. میشه معنای درست و صحیح و ساده دقیق تقوا چیشت؟ وقتی خداوند می‌فرماید بهترین بندگان من با تقوا ترین تان هستش یعنی چی؟؟؟ و منظور تزکیه نفس چیست؟؟؟

متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: آری! نظر به حقایق عالم وجود و نگهبانی خود نسبت به حفظ ارتباط با آن حقایق از طریق رعایت دستورات شرع، همان تقوا می‌باشد و موجب تزکیه نفس می شود. موفق باشید

40196
متن پرسش

«بسم رب الزهرا» آسمان حرم امن قدس الهی برای پرواز پروانه‌گان عاشق است ‌و این بال آتشین عاشقانه شهید است که فاصله زمین و آسمان را تا وصال به حرم قدس الهی و نظر به وجه الله می‌شکافد. هر پرواز را مقصدی است از برای گسستن از زمین و زمان و ‌پیوستن به ملکوت و جبروت حق و باری گشودن دوباره دروازه های آسمان را باید دید که چگونه دوباره راه بر آسمانیان در بند تن گشوده و بال پرواز و جان این آسمانیان منزل نزول و عروج ملائک و روح القدس شده است. بیا و دوباره بشارت و طلیعه بعثت انسان را بر زمین نظاره کن که چگونه جانِ دوباره بر پیکره خاکی انسان آغاز به وزیدن گرفته و بشارت عهد دیگری را در آینده نزدیک می‌دهد وارسته و آزاد از فریب و مکر و حجاب جهان امروز بر انسان. مومن خود را هرگز مغرور و غره بر قدرت و توانایی های خویش و بی نیاز از حق نمی یابد که حیات مومن در فقر دوباره و دوباره اوست در برابر خالق پس ببین که چگونه سنگ های در آسمان رها شده مظلومان غزه، در آسمان بیت المقدس به رنگ لطف و قهر و انتقام و عدل و نصر خدا در آمده و به دست سپاهیان حق او بر سر خانه های عنکبوتیشان می آید و با هر پرواز در آسمان و اصابت بر زمین نوید: «نَصْرٌ مِنَ اللَّهِ وَفَتْحٌ قَرِيبٌ ۗ وَبَشِّرِ الْمُؤْمِنِينَ» سر می‌دهد. آری که توانایی های ما هرگز تکیه گاه ما نیست و اگر سلاح های ما چون بشارتی وعده صادق حق را نوید می‌دهد از آن روست که ما آیینه اراده اوییم در تاریخ و وارث روح الله و جلوه و ظهور«فَإِذَا سَوَّيْتُهُ وَنَفَخْتُ فِيهِ مِنْ رُوحِي فَقَعُوا لَهُ سَاجِدِينَ» آری اینها آهن و سنگ و ابزار بی روح نیست که روح وارثان روح خدا در آن دمیده شده و بر بال دعای ما در پرواز و انجام وظیفه است. ما بر هیچ چیز جز ایمان خویش غره نمی شویم و جز تکیه بر ذات حق تعالی تکیه بر هیچ نداریم که ذکر مومن «یا عِمادَ مَنْ لَاعِمادَ لَهُ» است که هرچه هست از اوست و به سوی او باز می‌گردد و رنگ اراده و خواست اوست که باقی و ابدی خواهد ماند. پس بخوان به نام اسمای حسنی و آیات مبین حق او که ما وجود مُنجلی اوییم و از ایمان به اوست که نور می‌گیریم و نور خواهیم داد آری که كُلُّ مَنْ عَلَيْهَا فَانٍ وَيَبْقَىٰ وَجْهُ رَبِّكَ ذُو الْجَلَالِ وَالْإِكْرَامِ.

متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: آری! این است آن نگاهی که در میدان جنگ با اسرائیل در مقابل ما گشوده شده، نگاهی فوق نظر به قدرت موشک‌ها و ریزپرنده ها. حقیقتاً آنچه به صحنه آمده است صورتی از ظلم‌هایی است که در طول چند قرن اخیر، نظام استکباری بر مظلومان عالَم تحمیل کرده است و این قدرت نیست، این آه سینۀ مظلومان است و به همین جهت اصالت ندارد و در واقع به کارِ صاحبان قدرت نمی‌آید. باید به این نکته بسیار فکر کرد و به گفتۀ جنابعالی آنچه در این صحنه‌ها پیش آمده است، ارادۀ خداوند است تا به لطف او از طریق ما جهان استکبار هر روز تحقیر و تحقیرتر شود. خدا را شکر که در میدان مقابله با رژیم صهیون تا این اندازه در نزد خود احساس حضور می‌کنیم که آن، احساس حضور ذیل ارادۀ الهی می‌باشد و از این جهت با هر شهادتی برافروخته‌تر می‌شویم. راستی را! رازِ این حضور چیست؟ موفق باشید              

39294

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش

بسم رب النور. الحمدلله آلدی خلق النور من النور سلام و نور و رحمت الهی .........

متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: این موارد که بیشتر مربوط به امور شخصی افراد است، مواردی نیست که ما بتوانیم ورود کنیم. موفق باشید

39270

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش

سلام بر استاد طاهرزاده عزیز و خدا قوت: استاد امروز تفسیر و توضیحات شما رو درباره آیه «تجری من تحت الانهار» رو در یکی از جلسات شرح کتاب معاد خودتون گوش می‌کردم که یک نتیجه گیری کردم میخاستم ببینم درسته یا نه. آب یعنی تجلی توحید و وحدت و درخت تجلی کثرت و تعینات. جاری شدن آب زیر درخت به معنای زیر مکانی نیست بلکه منظور زیربنای آن است مثل یک ستونی که زیر بنا و ماده اصلی آن بتون است و می‌گوییم این ستون با بتون ساخته شده. مخلص کلام اینکه انسان های مومن چون موحد بوده اند عقیده توحیدی آنها به نهر جاری تعبیر شده که ماده اصلی مخلوقات کثیر بهشتی است. یعنی مؤمنین در بهشت تمام کثرات آن عالم را چیزی غیر از جلوه خدا نمی‌بینند هم خودشان را هم دیگر مؤمنین و هم فرشتگان و درختان و تمام نعمتهای بهشتی را جلوه خدا و بصورت یگانگی و وحدت توحیدی می‌بینند. هرچه می‌بینند و می‌شنوند و حس می‌کنند اسما خداست. همان وحدت در کثرت و کثرت در وحدت. استاد ممنون میشم راهنمایی کنید. التماس دعا

متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: بحمدالله متوجۀ نکتۀ خوبی شده‌اید بخصوص به این نکته که جان انسان در بهشت در اوج یگانگی با خود می‌باشد و این‌که هرچه می‌بیند می‌شنود. سعی بفرمایید بحث معاد را تا آخر جلو ببرید تا ان شاءالله خودتان در نزد خود متوجه جواب این پرسش‌ها باشید. موفق باشید

نمایش چاپی