با سلام عبارت«بسیط ااحقیقه کل الشیاء و لیس به شیئ منها ، خدا همه آسیاست اما در عین حال هیچ کدام از آنها نیست »،خدا در مقام ظهور همه اشیاست یا در مقام ذات همه اشیاست ؟
باسمه تعالی: سلام علیکم: در مقام ذات، به جامعیتِ همه اشیاء. مانند نور بیرنگ که جامع همه اشیاء است. موفق باشید
با سلام خدمت استاد جانم: استاد در نهج البلاغه مولا خیلی ما را تذکر دادند به اینکه نهایت تلاشتون را بکنید. میخواستم بپرسم این نهایت تلاش مربوط به همه امور دنیوی و اخروی میشه یا فقط برخی امور؟ در روابط زناشویی اگه خانوم احساس کنه تو رابطشون یه چیزایی کمه و همین کمبودها باعث شده کیفیت رابطشون بیاد پایین، خانم باید نهایت تلاشش رو برای برطرف کردن اون کمبود ها بکنه یا چشم پوشی کنه و راضی باشه به آنچه هست؟ سپاس از محبت های شما
باسمه تعالی: سلام علیکم: در متون دینی ما که راههای سعادت را مقابل ما میگشایند، بحث در آن است که بیش از آنچه برایمان کفایت میکند، دنبال نکنیم. به عنوان نمونه میتوانید به فایل صوتی https://eitaa.com/matalebevijeh/12962 رجوع فرمایید. موفق باشید
سلام و عرض ادب استاد عزیزم: غرض از مزاحمت؛ بنده را که از کودکی با کتب حضرتعالی و امام و رهبری مانوسم و تمام قد صبح و شب برای انقلاب میجنگم، میخواستم استخدام در ارگانی نظامی بشوم. آن هم نه استخدام حقیقی! بلکه یک پروژه ۶ ماهه! از ورود بنده جلوگیری سختی به عمل آمد! چرا؟ چون بنده همسرم ایرانی نیست! بنده اصلا ناراحت نیستم. مشکلی نیست ما با کسی دیگر معامله کردیم. ولیکن سوال بنده این است که با چه روشی میشود با ساختارهای غلطی که به اسم مصلحت نظام ایجاد شده است مبارزه کرد؟ ساختارهایی که ایجاد شده است به هیچ وجه اسلامی نیست. در اسلامی ترین و مقدس ترین ارگانها، ساختارهای غیر اسلامی دارند حکومت میکنند! بنده که کسی نیستم، ولی این ساختارها حاج قاسم ها را نمیگذارد وارد شوند، من گناهکار که جای خود دارم! بنده نگرانی از جهت خودم ندارم. بحمدلله در مکتب شما جوری بار آمده ام که این وقایع طبیعی را هم نورانی میبینم و بر سرعتم می افزاید. ولی حقیقتا صحنه خوبی نیست این صحنه ها برای اعتبار نظام لطمه آور است. چون الان خیلی از مردم این مسائل را از حضرت آقا تفکیک نمیکنند. نمییدانند که ایشان هم مخالف این مسائل هستند. باید چگونه و در چه بستری این مسائل حل شوند؟ دو مساله : ۱. چگونه آن ساختار غلط حل شود؟ ۲. چگونه این دیدگاه مردم را حل کنیم؟ التماس دعا
باسمه تعالی: سلام علیکم: آری! این ماییم و چنین تنگناهای تاریخی و صبر و شکیبایی و سبکی که ما را به آیندۀ دیگری می برد به همان معنایی که در این مسیر استودیو به محفل قرآنی که در شبکۀ ۳ تلویزیون ملاحظه میفرمایید، تبدیل میشود تا به جای حضور در محیطی که عملاً فرهنگ غربی در آن میدان حکومت میکند و سیطره دارد؛ به محفل برسیم که حضور در «جهان بین دو جهان» است تا نه از حضور در تاریخ جدید فاصله بگیریم و نه مقهور فضای سکولاریتۀ فرهنگ مدرنیه باشیم. و از این جهت برای عبور از این نوع تنگناها باید صبر پیشه کرد. به همان معنایی که خداوند میفرماید: «مَا عِنْدَكُمْ يَنْفَدُ وَمَا عِنْدَ اللَّهِ بَاقٍ وَلَنَجْزِيَنَّ الَّذِينَ صَبَرُوا أَجْرَهُمْ بِأَحْسَنِ مَا كَانُوا يَعْمَلُونَ» آنچه پيش شماست تمام مىشود و آنچه پيش خداست پايدار است، و قطعاً كسانى را كه شكيبايى كردند به بهتر از آنچه عمل مىكردند، پاداش خواهيم داد. موفق باشید
حضرت استاد با توجه به اینکه بالاترین ظهور و جلوه ی خداوند را حوریان میدانید، در تشبیه زنان شهر زوراء در آخرالزمان به حوریان چه رازی نهفته ست؟
باسمه تعالی: سلام علیکم: اساساً معنای «حوری» که در قرآن ذکر شده؛ ربطی به جنس زن در مقابل مرد ندارد!! در این مورد عرایضی در شرح سوره واقعه که در سایت هست؛ شده است. موفق باشید
سلام استاد عزیز: خدا قوت. چطوری میتونیم به مسائل پیرامونمون وجودی نگاه کنیم؟ تعارض هایی در قضایای پیرامون ما وجود داره فیالمثل در ایجاد تمدن نوین اسلامی؛ سایه شوم مدرنیته برما محاطه و مانع از ایجاد همچین تمدنی میشه و عملاً امکان ایجاد این تمدن نوین اسلامی رو برای ما محال جلوه میده چطور به این مسئله وجودی نگاه کنیم تا درگیر نگاه و نگرش مفهومی نشیم؟ یا بحث توسعه که مطرح است ما نمیتونیم قدم در مسیری بزاریم یا طرحی رو عملی کنیم که ارمغان تجدد مآبی است (چون اونها در اساس و رویکردشون به جهان متفاوته فلذا با ما اختلاف مبنا دارن) از طرفی ما باید در راه توسعه بیفتیم. چطور میشه راه توسعه رو رفت و درکنارش حیات قدسیمون رو طوری داشته باشیم که حضوری که هست خدشه دار نشه؟
باسمه تعالی: سلام علیکم: بحث در این مورد مفصل است و در جلسات متعدد به مناسبتی که پیش میآمده است عرایضی شده است. خوب است به نکتهای که در جلسه اول برنامه «رصد خانه» https://eitaa.com/matalebevijeh/18168 و عرایضی که در رابطه با بیانات رهبر معظم انقلاب در موضوع بسیج شد، رجوع فرمایید. https://eitaa.com/matalebevijeh/18135 موفق باشید
یادداشت قدیمی دیدم که روایت مقام لیله القدری حضرت زهرا (س) را معتبر نمی داند. شما به عنوان نویسنده کتابی که این روایات را شرح کرده چه دفاعی از این روایات دارید؟ او مدعی است: از میان روایاتی که قائلان به تأویل حقیقت شب قدر به حضرت فاطمه (س) برای اثبات مدعای خود بیان می کنند، تنها مضمون 4 روایت موافق با این مدعاست که همگی جزء اخبار آحاد ضعیف می باشند و هیچ گونه قرائنی نیز وثاقت صدوری آنها از معصومین (ع) را تأیید نمی کند و در میان قدماء نیز از شهرت برخوردار نبوده و تنها بر اساس ملاک های برخی اخباریون مبنی بر صحت تمامی احادیث کتب اربعه، می توان به صحت این روایات حکم کرد. از این رو، چه با ملاک قدماء یعنی وثاقت صدوری و چه ملاک متأخران یعنی اعتبار اسنادی، احادیث تأویل شب قدر به حضرت فاطمه (س) معتبر نمی باشد.
باسمه تعالی: سلام علیکم: به سخن عالِم ذوالفنون حضرت آیت الحق آیت الله حسن زاده توجه فرمایید که فرمودند: «از عظمت حضرت زهرای مرضیه «سلاماللهعلیها» در حیرت بودم تا اینکه استادِ بزرگ ایشان یعنی آیت الله شعرانی میفرمایند در این مورد به روایت مشهور حضرت صادق «علیهالسلام» نظر کن که فرمودهاند: «فَمَنْ عَرَفَ فاطِمَةَ حَقَّ مَعْرِفَتَها، فَقَدْ اَدْرَكَ لَیْلَةَ الْقَدْر»؛ آیا به سخن اندیشمندی بینظیر همچون آیت الله شعرانی میتوان بیتفاوت بود؟ و البته عمده روایات غیر فقهی ما حساسیتی برای نقل سلسله سند در بین عالِمان نبوده است و نباید به جای توجه به محتوای روایات تنها به سلسله سند تکیه کرد وگرنه بسیاری از متون گرانقدر ما مانند «مناجات شعبانیه» و قسمت دوم مناجات امام حسین «علیهالسلام» در روز عرفه، سلسله سند ندارد ولی به گفته آیت الله جوادی مگر میشود این نوع معارف جز از سرچشمه شخصیتهای معصوم صادر شود؟ موفق باشید
سلام استاد: بازهم خداوند درب حزبش را به رویم گشود، مادرم فاطمه الزهرا حزب الله را به رخم کشانده و گفت با زبان بی زبانی فردا مال ماست، بَه بِه این شور و حال، گویی اکنون را دیدم که ذوالفقار با همان مرام و مردانگی خودش چگونه رنگ و رخ این بد شکلان یعنی این دلقک های آمریکایی را فرق سر شکافته است و کار را تمام کرده است. اکنون چه حرف هایی که با من ندارد، اکنونی که کینه دارد از بنی اسرائیل، اکنونی که قاطعانه به من میگوید: گردن زدن این اسکلت های حیوان صفت و آبروی انسان بر، را با تو!! دلیل نوشتنم این بود که همین حال یه حسی بهم گفت: ببین اکنون را که پوزۀ اسرائیل با خاک یک سان شده است. یا علی مدد
باسمه تعالی: سلام علیکم: اکنونت، مبارک باد. حقیقتاً همانطور که میفرمایید مائیم و چنان حضوری که جبهه حق در مقابل باطل به زیباییِ تمام در مقابلمان گشوده شده تا معنای زندگی را به تعبیر شهید سنوار عزیز؛ در دل طوفانی که طوفان الاقصی نام گرفت، پیدا کنیم. یحیی سنواری که در وصیتنامهای که منسوب به اوست؛ از سنگهایی میگوید که اولین کلماتی بودند در برابر جهانی که نسبت به آنهمه خیانت به مردم فلسطین، سکوت میکردند و در نتیجه حقیقتاً آن مرد توانست دیوارها و میلههای زندان را افقی و نوری ببیند که راه آزادی را روشن میکند، آن هم آزادی که به عنوان ایدهای میباشد که در دل مقاومت متولد میشود. آری! اکنونتان مبارک باد که جانتان منوّر به کینهای مقدس نسبت به رژیم صهیونیسم شده است. آیا زندگی در چنین حضوری که «اشدّاء علی الکفار» است زیبا نیست؟ موفق باشید
سلام و نور: وقت حضرتعالی بخیر. استاد از کجا بفهمیم که نقش ما در دنیا و رسالتی که باید انجام بدیم چیه؟ دوست دارم منشا اثر باشم. استاد صفایی حائری جمله معروفی دارن: شغل ها مهم نیست مهم نقش ها هستند، باید ببینیم که نقشمان را در ضمن چه شغلی میتوانیم ایفا کنیم. من به خاطر علاقه به پزشکی وارد رشته تجربی شدم. اما در کنکور موفق نبودم. مدتی فلسفه خواندم. مطالعهی کتابهای شهید مطهری و استاد صفایی حائری و فلسفه را در حاشیه دارم و قصد آکادمیک خواندن در این زمینه ندارم. به روانشناسی هم علاقمند هستم. هم علوم آزمایشگاه دوست دارم. الان به شدت مردد هستم. که برای بهمن ماه ورود به رشته علوم آزمایشگاه کنم یا روانشناسی. یا نه دوباره کنکور بدهم برای رشته پزشکی. زمان به سرعت در گذر است. به راستی نقش ما در این دنیا چیست که شغل و رشتهی مناسب این نقش را پیدا کنیم؟
باسمه تعالی: سلام علیکم: در این موارد فرمودهاند بنگرید چه راهی در مقابل شما قرار میگیرد، راهی که برای طیکردنِ آن چندان گرفتار تنگناها نگردید، به همان معنایی که جناب عطار فرمودند: «تو پای به راه در نِه و هیچ مپرس / خود راه بگویدت که چون باید کرد». موفق باشید
سلام وعرض ادب: استاد وقتی اتفاقاتی که برای ما میافتند را خدا برحسب ذاتمان و انتخاب عین ثابته مان رقم میزند، پس در اینجا توکل بی معنی میشود، چون ما مثلا در مواجهه با کاری تصمیمی میگیریم و انتخاب میکنیم و بعد از تصمیم توکل به خدا میکنیم ولی در صورتی که خدا خودش طبق ذات ما رقم میزند و انگار کاره ای نیست؟ و در اینصورت استرس ها وترس ها بیشتر میشود که نکند مثلا در ذات من اتفاق بدی گذاشته شده باشد که دراینجا خدا هم طبق ذات رقم میزند، برای مثال خودم قبلا وقتی یک مسولیتی به عهده میگرفتم، پیش خودم میگفتم من تلاش و تصمیم مورد نیاز را میگیرم و بقیه را بخدا میسپارم اگر قرارباشد اتفاق بدی برایم بیفتد و یا صدمه و ضرری بمن برسد، میرسد و چون کار خدا میدانستم، بر این باور بودم که حتما حکمت وعدالت خدا هست برای همین هم راحت توکل میکردم وهم تسلیم خدا بودم، اما بعد از مطالعه و بحث عین ثابته و اینکه اتفاقات برحسب ذاتم میافتد این توکل و تسلیم را ندارم چون حس میکنم که خدا فقط رقم میزند و کاره ای نیست لطفا کمکم کنید، در ضمن طبق فرمایش شما کتاب انسان و سرنوشت و عدل الهی، و برهان وعرفان نظری، و فص عزیری، مطالعه شده، البته کتاب های معرفت نفس و حرکت جوهری و... هم قبلا مطالعه شده
باسمه تعالی: سلام علیکم: باید در این مورد بتوانید بین «عین ثابته» و انتخابِ شخصیت کلی و ذات انتخابگرِ انسان؛ جمع بفرمایید. موفق باشید
با سلام: در جواب سوال ۳۸۵۱۳ فرمودید دکتر جلیلی بالاتر از آن است که مسولیت هایی چون دکتر مخبر و دکتر قالیباف و ... را به او بسپارند و حیف است که ایشان خرج چنین اموری شود و کمتر از ریاست جمهوری نباید به ایشان داد!! چطور میشود که در مورد مستند شنود میفرمایید ما نمیتوانیم امور زندگیمان را بر اساس تجربه های یک نفر تنظیم کنیم و لازم است به منابع و مستندات قطعی رجوع کنیم و فرمودید اون تجربه ها توهمات آن فرد بوده است. ولی در مورد دکتر جلیلی بدون کارنامه و بدون عملکرد و بدون مستندات باید بپذیریم که ایشان سرمایه ای والا مقام برای نظام هستند و کمتر از ریاست جمهوری در شان و توانمندی های ایشان نیست!!
باسمه تعالی: سلام علیکم: نمیدانم چطور این دو مورد را بر همدیگر تطبیق میکنید!! به هر حال هر طور که صلاح میدانید فکر کنید. موفق باشید
با سلام: عین وجود، عین علم است. سوال آیا عین وجود عین مرتبه های علم هم هست یا نه؟ یعنی آیا عین وجود، مثلاً عین، علم ملا صدرا هست یا نه؟
باسمه تعالی: سلام علیکم: اساساً هرجا پای وجود به هر نحوی در میان باشد آن امر، تشکیکی است. موفق باشید
سلام و رحمت خدا قوت از محضر استاد، سوالی دارم: روح جن تا چه میزان توان درک و تحلیل دارد؟ مثلا ضمیرناخودآگاهی که در انسان هست را هم داراست؟ و تا چه میزان کلمات انسانها را درک میکند؟ و اینکه میخواهیم بررسی کنیم که تفاوت و توان روح جن در قیاس با انسان چطوره. دلیل این سوال، یک پژوهش علمی هست که ایدهاش از کلام الله مجید گرفته شده. مثل کارهای خارق العاده جنیان در سپاه حضرت سلیمان (تخت بلقیس، ساخت ساختمانها و...)، استراق سمعهای آسمانی و تعقیب با شهاب ثاقب، درک قرآن (شنیدن سوره جن) مخاطب قرارگرفتن در کلام الهی (سوره الرحمن و...) اگر پاسخ استاد بزرگوار، به این اشاره کند که بله حواس و درک جن مانند انسان است، سوال بعد پیش می آید که نقطه اصلی تحقیقات ماست: آیا جنیان، متوجه نواهایی مثل ریورسینگ هم میشوند؟ یعنی پیچش نواها را میفهمند؟ چیزی که فقط روی ضمائر اثر میگذارد. سپاس بی کران
باسمه تعالی: سلام علیکم: در این مورد خوب است به کتاب «جایگاه جن و شیطان و جادوگر» که روی سایت هست رجوع بفرمایید. موفق باشید
سلام و احترام خدمت شما: سوالی که از انسان عزیزی چون شما دارم این است که: آیا صحیح است که می گویند خدا با زبان نشانه ها با ما صحبت می کند؟ و اگر آری، از کجا تشخیص دهیم که این اتفاق همان نشانه و حرف خدا با ماست؟
باسمه تعالی: سلام علیکم: جان انسان در همان عهد قبل از خلقت عالم که او به ما خطاب فرمود و گفت: «الست بربکم» همه او را شناختیم و متوجه ربوبیت او شدیم و قصه همه آن شد که در خطاب به او خواهیم گفت: «به هر رنگی که خواهی جامه میپوش / که من آن قد رعنا میشناسم» و مییابیم هر صحنهای از صحنهها، اشارهای است به ربوبیت او وقتی خود را از طریق عبور از کثرات در آن عهد که همواره در نزد ما میباشد، حاضر نماییم. موفق باشید
سلام استاد وقتتون بخیر: بعد سیاسی اسلام با بعد اجتماعی اسلام فرق دارد؟ یا یکیست یا هم پوشانی دارند؟
باسمه تعالی: سلام علیکم: انسان در شخصیت یگانه خود ابعادی فردی و اجتماعی دارد و اسلام، در راستای تعالی آن ابعاد او را وسعت و رشد میدهد و از این جهت حضرت امام خمینی «رضواناللهتعالیعلیه» فرمودند: همه اسلام سیاست است. بدین معنا که حتی وظایف فردی ما نسبتی با مسائل اجتماعی دارد تا آنجایی که عبادت برای خدا یعنی نفی استکبار. موفق باشید
سلام استاد عزیز و ارجمند: دو سوال دارم که خیلی ها سرزنشم میکنن خواستم از محضرتون کسب تکلیف کنم . ۱. آیا گریه بیش از حد برای اموات بخصوص اطفال باعث عذاب و رنجش آنها میشود؟ ۲. چگونه با احساس گناه و عذاب وجدان کنار بیایم؟ چون در تصادف منجر به فوت مقصر بودم.
باسمه تعالی: سلام علیکم: ۱.بیقراری لازم نیست. بالاخره شخصی که فوت کرده، زندگی دیگری را شروع میکند. آری! تقاضای رحمت واسعه برای او خوب است ولی بیقراری نه ۲. مرگ و زندگی افراد در دست ما نیست، در همان حدّی که سهلانگاری شده است باید خود را ملامت کرد و نه آنکه گمان کنیم مرگ آنها به دست ما انجام شده. در حالیکه این امور مربوط به مقدّرات الهی میباشد. موفق باشید
سلام: راه رهایی از نیست انگاری غیر از پذیرش این موضوع و امید به آینده چیست؟ آیا از راه مطالعه میتوان از این نیست انگاری خارج شد!
باسمه تعالی: سلام علیکم: مطالعه و نظر به «وجود»، آری. و این در کنار نسبتی که با انسانی همچون حضرت روح الله «رضواناللهتعالیعلیه» شکل بگیرد، ممکن است. علاوه بر چند جلسهای که تحت عنوان «نیستانگاری» بحث شد و روی سایت هست، میتوانید به دو جلسه اخیر شرح سوره «اعلی» نیز نظری بیندازید. موفق باشید
سلام علیکم: ببخشید من دوستانی دارم که هیچ آشنایی با اسلام حتی در پایین ترین سطح ها ندارند. این افراد اگر بخواهند وارد مطالعه در زمینه اسلام شوند شما چه کتبی رو معرفی می کنید؟
باسمه تعالی: سلام علیکم: إن شاءالله کتابهای «جوان و انتخاب بزرگ» و «آشتی با خدا» و «چه نیازی به نبی» مفید خواهد بود. موفق باشید
سلام و عرض ادب و احترام و عشق و ارادت به پیشگاه حضرت حجت ارواحنا له الفدا. استاد شجاعی در کلیپی فرمودند که وفاداری خودتون رو به امام زمان عجل الله تعالی فرجه الشریف اثبات کنید، امام زمان علیه السلام به تعبیر حضرت علی علیه السلام اگه ۱۴۰۰ ساله آواره هستند، بدلیل این هست که یار وفادار ندارن مثل حضرت عباس علیه السلام، تا قیام کنند. وفاداری به نماز و روزه و هیئت و سینه زنی نیست، اینها برای زنده کردن وجدان و وفاداری. ما نسبت به امام هست. ممکنه ما لحظه ای که باید کاری بکنیم که وفاداری نسبت به امام زمان علیه السلام هست انجام ندیم و بریم هیئت و حال کنیم ولی بصیرت و تشخیص در میدان عمل سربزنگاه نداشته باشیم. فرمودند سرتون رو خلوت کنید از دلمشغولیهای دنیایی و حتی معنوی غیرمرتبط با حضرت حجت ارواحنا له الفدا، فقط دغدغه تون رو وفاداری کنید. چطوری؟
باسمه تعالی: سلام علیکم: آری! دغدغه حضور هرچه بیشتر حضرت صاحب الأمر «عجلاللهتعالیفرجه» تا رسیدن به میدان حضور؛ همه و همه در راستای تحقق توحید ربوبی و به میانآوردنِ ایمانی است که در راستای آن ایمان، دینْ در جانهای افراد به ظهور آید و اجتماع، اجتماع توحیدی گردد و شرایط عبور بشریت از حاکمیت استکبار فراهم شود امری که در این زمانه، انقلاب اسلامی و ولیّ امر مسلمین پیش آوردهاند برای فراهمکردن شرایط ظهور. و بدین لحاظ همه همت ما باید تلاش هر چه بیشتر در حاضرشدن در میدان انقلاب باشد و دنبالکردنِ منویّات رهبر معظم انقلاب. موفق باشید
سلام علیکم و رحمت الله: ۱. آیا با روحیه ای که حضرت امام داشتند_ جدای از مقدرات الهی _ امکان ادامه انقلاب وجود داشت و یا نه! این حضرت آقاست که همزمان با زمان وجود یافته اند و این کشتی را ناخدایی میکنند؟ ۲.آیا دعایی که در حق دیگران داریم از آنجهت که سعه وجودی دیگران را نمیشناسیم. اگر دعای مد نظر ما برای فرد محقق شود، آیا نوعی محدودیت برای طرف نیست؟ ۳. بعد از طی کردن بحث هایی از معرفت نفس چرایی چینش سیر مطالعاتی چیست؟ به نظرم برای خودم بهتر است که با مباحث انقلاب اسلامی شروع کنم و بعد مباحث دیگر. از آنجهت که با مباحث انقلاب اسلامی در حضور و هویتی خواهم بود که با عزم و اراده و جدیت مرا برای شدن های بسیاری آماده میکند. صحیح است و یا نه؟ پیشنیازی میخواهد؟
باسمه تعالی: سلام علیکم: ۱. همچنانکه رهبر معظم انقلاب کراراً فرمودهاند آغاز این راه توسط حضرت امام گشوده شد و همه تلاش رهبری آن است که ابعاد بالقوه این راه را در مواجهه آنچه که پیش میآید به فعلیت برسانند. ۲. دعای ما برای افراد ذیل رحمت الهی اجابت میشود و خداوند آنطور که مصلحت افراد است، محقق میکند. ۳. کار خوبی است ولی در هر حال انس با قرآن مهم است. موفق باشید
سلام استاد: یک سوالی برام پیش آمده. اگر ممکنه بیشتر دربارش توضیح بدید. چند روز پیش داشتم کتاب سیاحت غرب را میخواندم. داخل کتاب نوشته بود آقای قوچانی به همه سوال های نکیر و منکر جواب داده بود در آخر. از او پرسیده بودن. این جواب ها رو از کجا میگی؟ منظور؟ (این دین خودت بهش رسیدی یا از پدرت؟ خواستم بپرسم من هم مثل پدرم و همینطور پدرم مثل پدرش و.... دین اسلام را اینطور. پذیرفتیم. چگونه میتوانم خودم با استدلال به دین اسلام برسم نه از روی تقلید؟ با معرفت نفس امکانش هست؟
باسمه تعالی: سلام علیکم: همینکه با عقل و دل خود آن مطالب را از پدران خود پذیرفتهایم، عملاً آن مطالب در حکم عقاید ما قرار گرفته است و دیگر حالت تقلید ندارد. البته معرفت نفس ارزش خود را دارد. موفق باشید
سلام استاد بزرگوار وقت بخیر: استاد من زمانی شوق زیارت امام یا امامزاده ای رو در دلم حس میکنم و خیلی مشتاق و دلتنگ زیارت میشوم، وقتی به حرم میروم اما انگار دلم یخ میزند، دیگر خبری از آن شوق نیست. مینشینم ادعیه میخوانم با حال خیلی معمولی، زبانم به دعا کردن و حاجت خواستن نمیچرخد. البته برای فرج امام زمان دعا میکنم، اما حوائجی که مد نظرم هست، زبانم به گفتن نمیچرخد و هیچ خبری از آن اشتیاق و حلاوت مناجات در آن لحظه نیست و وقتی برمیگردم بسیار غمگین میشوم که چرا قبل رفتن آن همه بیقراری و دلتنگی بود اما در حرم حال عبادت نبود و بسیار ناراحت میشوم. استاد بنظر حضرتعالی علت این اتفاق چه میتواند باشد؟
باسمه تعالی: سلام علیکم: نباید به خود سخت بگیرید. فرمودهاند: «گفته بودم چو بیایی غم دل با تو بگویم / چه بگویم که غم از دل برود چون تو بیایی». در چنین مواردی میتوان زیر سایه امام و یا امامزادهای که به زیارتشان مشرف شدهاید؛ به تدبّر در قرآن و زیارتهایی مثل زیارت جامعه بپردازید. موفق باشید
سلام استاد: طاعات و عبادات مقبول درگاه حق! ببخشید استاد در زندگی شخصی ام بسیار روی حلال و حرام حساسیت دارم و خمس رو هم رد می کنم اما وقتی به زندگی شخصی خودم نگاه می کنم برکتی در زندگی نمی بینم. همیشه یه جایی از کارهام مشکل و نقص داره. حتی در وسیله خریدن برای ماشین و ضروریات زندگی هم با مشکل روبه رو میشم. واقعا دیگه خسته شدم و کم آوردم، نمی دونم چکار کنم!
باسمه تعالی: سلام علیکم: چرا به همان شکلی که خداوند برایمان پیش میآورد راضی نباشیم؟ در مسیر زندگی توحیدی گاهی امتحان های الهی، روحیه بیشترشدن در آنچه خدا میخواهد به ما عطا میشود و این بسیار مهم است. موفق باشید
سلام و نور و رحمت الهی تقدیم وجود مطهر استاد بزرگوار: استاد شما وقتی به شدت دلتنگ حضرت حجت ارواحنا له الفدا میشید، دلتنگی تون رو چطور آروم میکنید؟
باسمه تعالی: سلام علیکم: آن حضرت در مظاهری همچون رهبر معظم انقلاب و شهدا در میدان هستند و از آن مهمتر، آن حضرت وجه متعالی هرکس میباشند که به تعبیر آیت الله حسنزاده با کشیک نفسکشیدن میتوان خود را تا حضور در محضر آن حضرت پیش برد. در این مورد نکاتی در بحث «نظر به حضرت مهدی «عجلاللهتعالیفرجه» و درک حضور نهایی امروزین خود» https://cdn.lobolmizan.ir/uploads/ouliya_elahi/mahdaviyat/speech/5ql_nazar_be_hazrate_mahdi_va%20darke_hozor_nahaei.MP3 شده که خوب است نسبت به آن بحث، تأمّل فرمایید. موفق باشید
اَرَنی کَسی بِگوید کِه تو را نَدیده باشد توکِه با مَنی هَمیشه چِه تَری چِه لَنتَرانی. مَرا ببخش که همیشه سعی میکردم بزرگ باشم اما اجازه نداشتم، مرا ببخش که خودم را گُم کردم، ای من مرا ببخش! مناز خود عذر میخواهم که به خود چنین بد کردم زیرا بزرگ بودم و بزرگ هستم و بزرگ خواهم بود این واقعیتی است که اِنکار آن توسط هیچ کس دیگر موثر نیست.
باسمه تعالی: سلام علیکم: حتماً مکالمه جناب فیض کاشانی را با حضرت محبوب شنیدهاید که چگونه جناب فیض به دنبال چیزی بود که مدتها حضرت حق آن را برآورده کرده بودند به همان معنایی که در شعر خود از حضرت حق میپرسد: «گفتم به کام وصلت خواهم رسيد روزي» و در جواب میشنود: «گفتا که نيک بنگر شايد رسيده باشي». این شما و آن مکالمه: موفق باشید
گفتم رخت نديدم گفتا نديده باشي
گفتم ز غم خميدم گفتا خميده باشي
گفتم ز گلستانت گفتا که بوي بردي
گفتم گلي نچيدم گفتا نچيده باشي
گفتم ز خود بريدم آن باده تا چشيدم
گفتا چه زان چشيدي از خود بريده باشي
گفتم لباس تقوي در عشق خود بريدم
گفتا به نيک نامي جامه دريده باشي
گفتم که در فراقت بس خون دل که خوردم
گفتا که سهل باشد جورم کشيده باشي
گفتم جفات تا کي گفتا هميشه باشد
از ما وفا نيايد شايد شنيده باشي
گفتم شراب لطفت آيا چه طعم دارد
گفتا گهي ز قهرم شايد مزيده باشي
گفتم که طعم آن لب، گفتا ز حسرت آن
جان بر لبت چه آيد شايد چشيده باشي
گفتم به کام وصلت خواهم رسيد روزي
گفتا که نيک بنگر شايد رسيده باشي
خود را اگر نبيني از وصل گل بچيني
کار تو (فيض) اينست خود را نديده باشي
نفس اماره راهی برای رسیدن به خدا، ما همیشه از نفس اماره به بدی یاد می کنید اما آیا اگر این نفس نباشد که ما را به کاری فرا بخواند که نباید است و ما در مقابل آن به خدا پناه آوریم و با عزم و اراده به مقابله به آن بایستیم میتوانیم به آن مقام های بالایی که وعده آن داده شده است برسیم آیا این درست است که شهدا چون از سیم خاردار نفس خویش گذشتند؛ توانستند از سیم خاردار بگذرند. پس آیا می توان گفت این نفس اماره است که خدا آن را در ما قرار داده است تا به آن ظرفیتی که خدا ما را می خواهد برسیم تا بتوانیم آن ظهور تجلی بخش را ببینیم و آیا این حضور است؟
باسمه تعالی: سلام علیکم: آری! در نظام الهی، وجود شیطان و یا در نفس انسانی، وجود نفس امّاره لازم است. اشکال در آنجا پیش میآید که ما اسیر آن گردیم. به گفته بزرگان: این وجود شیطان بود که او همچنان وسوسه کرد تا سالکان راه حقیقت با مقابله با آن وسوسهها، راهِ انس با خدا را یافتند. موفق باشید
