بسم الله الرحمن الرحیم
گروه فرهنگی لب المیزان
به لب المیزان خوش آمدید.
گروه فرهنگی المیزان
آرشیو پرسش و پاسخ ها
تعداد نمایش
شماره پرسش:
نمایش چاپی
شماره عنوان پرسش
36126

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش

با سلام: «عالم خیال، همان علم خدا پیدایی است، این همان علم به تجلیاتی است که مخصوصاً به عارفان اعطاء شده است. علم خیال از این قدرت خاص برخوردار است که به محالات، وجود می‌بخشد، زیرا واجب الوجود نه صورت دارد و نه صفت، ولی حضرت خیال او را دقیقاً در یک صورتی متجلی می‌سازد. لذا از یک طرف می‌فرماید: «لَنْ تَرانی» هرگز مرا نخواهی دید، و از طرفی حضرت رسولاللّه می‌فرمایند: «من پروردگارم را در زیباترین صورت مشاهده کردم» ببخشید استاد در سخنان بالا که پیامبر (ص) می فرماید: من پروردگارم ... آیا منظور آن است که خدا در صورتی در خیال پیامبر ظاهر شده است؟ لطفاً توضیح دهید. با تشکر

متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: حضرت حق به نور اسماء در مظاهر مختلف جلوه می‌کند بدون آن‌که بحث ذات در میان باشد. پس بحث در جلوات حق است در اسماء. حضرت موسی «علیه‌السلام» در پی رؤیت حق بودند از جهت ذات الهی که ندا آمد «لن ترانی». ولی حضرت محمد «صلوات‌الله‌علیه‌وآله» نظر به اسم جامع «الله» داشتند و به حکم «ادعوا الی الله» به حضرت «الله» دعوت می‌کردند و حضرت حق را در جامع‌ترین اسم، مدّ نظر داشتند که این غیر از ذات است. موفق باشید

36116

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش

سلام و عرض ادب وقت بخیر استاد: استاد طبق قواعد نحوی در حدیث «من عرف نفسه فقد عرف ربه» عرف ربه مقدم بر شناخت نفس هست یعنی شناخت خداوند موجب شناخت خود می شود. ممنون میشم نظرتون رو راجع به این مورد مطرح بفرمایید.

متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: آری! از یک طرف در دعای مشهور منسوب به جناب اباذر که جناب جبرائیل به پیامبر«صلوات‌الله‌علیه‌وآله» خبر دادند که فرشتگان در آسمان، دعای اباذر را تکرار می‌کنند؛ هست: « اللّهمَ انی اسئلکَ الامنَ و الایمانَ بکَ وَ التصدیقَ بنبیکَ و العافیةَ من جمیعِ البلاء وَ الشکرَ عَلَی العافیة وَ الغنی عن شرارِ الناس . » که جناب اباذر تقاضا می‌کنند که خودِ خداوند ایمان به خداوند را به انسان عطا کند. و از آن طرف روایت‌های متعددی داریم در رابطه با معرفت نفس، به همان معنایی که به همان اندازه که خودشناسی کنیم متوجه ربوبیت حضرت ربّ می‌شویم. موفق باشید

35346

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش

با سلام: چگونه با دیدن یک گل زیبا، جمال خدا را شهود کنم؟

متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: این نکات، پرسیدنی نیست. با مقدمات لازم إن شاءالله پیش می‌آید. اتفاقاً با پرسیدنِ این نوع احوالات، عملاً انسان از ساحتِ نظر به ساحت فهم عدول می‌کند و این‌جا است که جناب مولوی می‌فرماید:
چون نپرسی زودتر کشفت شود ** مرغ صبر از جمله پران‌تر بود
ور بپرسی دیرتر حاصل شود ** سهل از بی صبریت مشکل شود
موفق باشید

 

35328

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش

سلام: مرجع تقلید حتما باید انسان باشد؟ یا اگر رایانه بتواند به اجتهاد بپردازد قابل تقلید است؟

متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: مجتهد زنده، ساحات و ابعادی از تجرد دارد که رایانه ندارد. موفق باشید

35168

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش

سلام استاد جان: خدا قوت! میگم اصطلاح آتش زدن به کشتی بعد از ورود به ساحل برای جلوگیری از عقب نشینی چی بود!؟

متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: در موقعیت و جایی است که این عمل با روحیه سلحشوری منجر به تقویت جبهه در مقابل جبهه دشمن می‌شود. موفق باشید

34627

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش

سلام استاد عزیز: جزوه خلاصه کتاب بدایه را فرمودید اطلاع بدم دارید آماده کنید امانت بگیرم.

متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: آماده است. جمعه صبح یا دوشنبه تشریف بیاورید تا تقدیم شود. موفق باشید

34599

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش

سلام علیکم خدمت استاد گرامی: با توجه به جلسه ماه رجب و نظر به نیت امروزین ما آیا نیت ما از عبادات باید رضای خدا باشد یا حضور در تاریخ انقلاب اسلامی؟ اگر از مراجع این سوال استفتا شود حتما رضای خدا را واجب می دانند.

متن پاسخ

باسمه تعالی،سلام علیکم: آری! نیّت ما باید تنها و تنها رضایت خداوند و قرب بیشتر به حضرت معبود باشد. ولی خداوند در این زمانه در افقی به سراغ ما می‌آید که تاریخ انقلاب اسلامی در آن شروع شده و ما از این طریقه می‌توانیم ذیل اراده الهی قرار بگیریم و هرچه بیشتر رحمت و الطاف خداوند را احساس کنیم. موفق باشید

40370

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش

سلام علیکم: بنده حقیر لازم میدونم که توضیحاتی از خودم بنویسم. اینجانب سطح سوادم در حد نزدیک دیپلم سال ۱۳۷۱ می‌باشد. و تا این ساعت هم کتابی مطالعه نکردم. از احکام دین هم در حد نیاز مطلع هستم. حال سوالی پرسیدم مبنی بر اینکه چرا به گناه کبیره می‌گویند گناه کبیره؟ و با تشکر از شما جواب دریافت نمودم. حاج آقا با توجه به توضیحات فوق که نوشتم ببینید این تعریف که به طور ضمیری در وجود من آمده صحیح هست یا غلط. گناه کبیره به گناهی گفته می‌شود که بیش از دو نفر در معرض خسارت قرار می‌گیرند و درنتیجه نابودی جامعه بشریت. گناه ضغیره یک نفر در معرض خسارت قرار می‌گیرد و درنتیجه نابودی جامعه بشریت. حال ببینید صحیح هست یا غلط. در ضمن یه سری صحبتهایی دیگه هم دارم که بایستی به صورت حضوری بیان کنم. با تشکر

متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: در رابطه با کبیره بودن گناه باید به انقطاع بین انسان و خدا فکر کرد. در حالی‌ که صغیره بودن گناه در شرایط غلبۀ شهوت و غضب پیش می‌آید بدون آن انقطاع. موفق باشید

40118
متن پرسش

سلام علیکم: با آرزوی سلامتی و طول عمر استاد بزرگوار. در تعریف هنر، اکثر اندیشمندان و نظریه پردازان، اعم از صاحبنظران مسلمان و غیر مسلمان، هنر را ذیل زیبایی تعریف می کنند. اما تعریف حضرت امام رضوان الله تعالی علیه از هنر کاملا متفاوت است. امام می فرماید: هنر عبارت است از دمیدن روح تعهد در انسان ها امام با نظر به چه ساحتی از هنر چنین تعریفی را بیان داشته اند؟ آیا این تعهد همان عهدالله نیست؟ الم اعهد الیکم یا بنی ادم ... رابطه بین این بیان امام با زیبایی که از ارکان هنر است چیست؟ اگر در این زمینه منبع یا کتابی برای مطالعه و تحقیق وجود دارد مورد امتنان است که معرفی بفرمایید. سایه با برکتتان مستدام

متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: همینطور که متوجه هستید نکته ظریفی در سخن حضرت روح الله رضوان الله تعالی علیه نهفته است، آنطور که متوجه شده‌اید عهد ما با حقیقت همان هنر واقعی به حساب می‌آید. سال‌های قبل نکاتی در رابطه با هنر یادداشت شده است که خدمتتان  ذیلا ارسال می‌شود، امید است مفید افتد. موفق باشید
 هنری که چشم به راه ما است
باسمه تعالی
۱. چرا آثار هنری، خواه در کلمه و خواه در تصویر و تجسم و خواه در فیلم و تئاتر، می‌توانند عمیقاً مدعی حقیقت باشند؟ حقیقتی که به سوی ما است وقتی ما در انتظار آن باشیم.
۲. هنر همواره در باب حقیقت به ظهور می‌آید و در بستر تاریخی خود در شُرف آمدن است، تا افقی را برای ما بگشاید، افقی که افق گذشته نیز در آن دخیل است.
۳. وقتی هنر بازگوکننده حقیقت است که به سوی ما می‌آید؛ پس عملاً حقیقت را در هر میدانی که ظهور کند، آشکار می‌کند، مشروط بر آن‌که ما در منظر خود در مواجهه با حقیقت، به دنبال حقیقت باشیم، هرکجا که می‌خواهد باشد.
شاخه گل هرجا که می‌روید گل است                   خمّ مُل هرجا که جوشد هم مُل است
۴. آیا علاج فلاکت زمانه ما هنری نیست که ما را از جهان کمّیّت‌ها به جهان کیفیت‌ها سیر دهد و جهان کیفیت‌ها را در مقابل ما بگشاید؟ به گفته مولوی:
آن جهان و راهش اَر پیدا بُدی                             کم کسی یک لحظه‌ در این‌جا بُدی
آیا نگاه هنرمندانه کمک نمی‌کند تا ما خویشتنِ راستین خود را با تمام بیکرانگی‌اش احساس کنیم؟
۵. اثر هنری، هرکدام که می‌خواهد باشد، چیزی است که در آن و از خلال آن حقیقت روی می‌دهد و انسان را از تحجّر و ظاهرگرایی نجات می‌دهد تا به دست متدینین، امام حسین «علیه‌السلام» به قتل نرسند. 

۶. اثر هنری چیزی است که «عالَمی را برمی‌گشاید»، مثل برگشودن عالَم دینی توسط تاج محل.
۷. هنر و هنرمند، متذکر روح پنهانی است که در هر تاریخی جاری است تا انسان‌ها گرفتار روزمرّگی‌ نگردند و بتوانند با خود زندگی کنند و به بسط انسانیت بیندیشند تا آنچه به نحو بنیادین ما را در برگرفته، فراموش نشود.
۸. هنرمند، آگاه به روح زمانه خود می‌باشد و متذکر آن روح است، روحی که همان اراده الهی است که در هر تاریخی مطابق آن تاریخ به ظهور می‌آید. لذا قرآن می‌فرماید: «يَسْئَلُهُ مَنْ فِي السَّماواتِ وَ الْأَرْضِ كُلَّ يَوْمٍ هُوَ في‏ شَأْنٍ» (الرّحمن/۲۹) هر آنچه در آسمان‌ها و زمین است مطابق نیاز و ظرفیت خود از خداوند تقاضا می‌کند و او نیز در هر روزگاری مطابق نیاز آن زمانه در شأنی به ظهور می‌آید.
۹. هنر بزرگ و هنرمند بزرگ، هنر و هنرمندی است که محل ظهور اراده‌ای از طرف حضرت حق باشد که قصّه طلب جان انسان‌ها است. پس هنرمند در نسبتی متقابل بین «خلق» و «حق» هنر خود را می‌آفریند و جناب مولوی در این رابطه می‌فرمایند:
چو غلام آفتابم هم از آفتاب گویم                              نه شبم نه شب پرستم که حدیث خواب گویم
چو رسول آفتابم به طریق ترجمانی                            پنهان از او بپرسم به شما جواب گویم
 ۱۰. آری! هنر، عامل ظهور «هستی» و «وجود» است تا انسان را به بودن‌اش برگرداند. بودنی بیکرانه و جاودانی. و این است عامل سپاس‌گزاریِ ما از هنرمندان. آن‌ها به بشر چشم و گوش دادند تا با لذّت ببینند و بشنوند که انسان چیست. این است آن هنری که چشم به راه ما در این تاریخ است.
از اشارتهای دریا سر متاب 

ختم کن والله اعلم بالصواب                     والسلام
 

40009
متن پرسش

سلام و عرض ادب حاج آقا؛ فرمودید در فضایی که ایمانی نیست حضور نداشته باشیم. سوال من اینه که ما فامیل بسیار با وقار و خوب و مثبتی داریم که رفتارهای سبک سرانه یا حرکات جلف ندارند و فضایی سالم و برای من آرامش بخش داره. من چندین ساله که معارف سلوکی رو دنبال می‌کنم و بیرون از فضای سیر و سلوک، معنایی در زندگی و در خودم ندیدم و در صدد تزکیه ی نفس و مجاهده علمی و عملی در حد خودم به لطف خدا شده ام. و مجاهده ی معرفتی برنامه هر روزم در هر شرایطیه‌. سوالم اینه جمع فامیل در حد چند ماهی یه بار داریم و چند خانم بدون روسری هستن. باز این فضا از فضای معمولی زندگی من بسیار سالم تره. مثلا در فضای کاری تنها کسی که باحجابه، خودمم‌. اینکه من در جمع فامیل باشم یا در جمع کاری و درسی که تقریبا همه بدون روسری یا با شالی که اکثرا پایین افتاده یا خیلی عقبه، هستن، حضور داشته باشم برای فرزندم یا برای سلوک خودم مشکلی پیش میاد؟ در نظرم اینجوری میاد که در این زمانه خیلی احمقانه است در ذهنم که بخوام اونها رو مجبور کنم به اعتقاداتم و اونا انسان های بدی نیستن فقط پوشش شون این‌طوره. این با فضای ایمانی در تضاده؟ اینم بگم که فضای فامیل مون شدیدا سالمه و حتی یه مورد سو سابقه اخلاقی یا حرف و حدیث بد یا ظاهر زننده نبوده. فقط پوشش تنوع زیادی داره. اگه این اشکال داره برای من، چرا باید در سلوک این‌طور باشه؟ یعنی من برای اینکه به خدا برسم باید با همه قطع ارتباط کنم وگرنه مدیون فرزندم هستم؟ اصلا درک نمی‌کنم این موضوع رو. لطفا راهنمایی کنید حقیقت رو به من بگید و اینکه وظیفم چیه؟ از پوشش من عقاید من معلومه، حتما باید اونا مجبور به پیروی از عقاید من باشن؟ چرا فکر می‌کنم امام معصوم اگه‌ باشن بیشتر به باطن انسان ها توجه دارن نه ظاهرشون و من چه وظیفه ای دارم؟ بیشتر نگران وظیفه ام‌ در مقابل فرزندم هستم ولی فضای سالم رو مساوی دونستن با فضایی که همه‌افراد صد در صد فقه مورد اعتقاد من رو رعایت کنن، درک نمی‌کنم اصلا؛ از راهنمایی تون ممنونم و از اطاله کلام عذر میخوام. هدفم این بود که خود را، افکار و درک و احساساتم را به شما به عنوان استاد سلوک عرضه کنم تا چراغ هدایتتان پیش پایم قرار بگیره. از عنایت و لطفتون در تخصیص وقت و انرژی خیلی ممنونم و منتظر جوابم

متن پاسخ

 باسمه تعالی: سلام علیکم: در چنین شرایطی و در این تاریخ قضیه بسیار متفاوت است از زمانه‌ای که همۀ کوی و برزن در عادات مذهبی خود حاضر بودند. امروز ما باید با ارتباطی متین و دلسوزانه با این افراد ارتباط داشته باشیم و همان‌طور که رهبر معظم انقلاب فرمودند اکثراً این‌ها نمی‌دانند و به همان معنایی که حاج قاسم عزیز گفت این‌ها دختران ما هستند. 
مطمئن باشید اگر با سبکی سلوکی زندگی خود را ادامه دهیم و رابطۀ خود را با این افراد قطع ننماییم تا موجب گسستِ نسل‌ها نشود؛ دیر یا زود وقتی آن‌ها با بحران‌های روحی خود روبه‌رو شوند، وجدان تاریخی آن‌ها، آن‌ها را متوجه و متذکر ایمانی خواهد کرد که در سبک و سلوک شما متوجه شده‌اند و راز امیدواریِ رهبر معظم انقلاب نیز بر همین مبنا می‌باشد. https://eitaa.com/matalebevijeh/19306 . موفق باشید    
 

39808

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش

سلام استاد گرامی: من هم صحبتهای آقای شهبازی رو گوش دادم. هم صحبتهای تحصن کنندگان رو . هم صحبتهای آقای نبویان رو. بنظرم همه به بعدی اشاره میکنن و از بعدی دیگه غافلند. چیزی که استاد ما اقای وحدتی فر متذکر اون هستن هم همینه که باید مساله حجاب رو با همه ابعادش دید. این صحبت اقا وحدتی فره: https://eitaa.com/tafakorism/1860 این هم صحبت اقا شهبازیه استاد : https://eitaa.com/mahbandan/247 سوالم اینه، درسته من دارم پیش آقای وحدتی کار می‌کنم ولی این دلیل نمیشه که من همه حرف ایشون رو تایید کنم. بنابر این میخوام نظر شما رو هم بپرسم و بدونم. اینم خود ایشون یاد داده که حرفهای خودشون رو هم با فکر بپذیریم. حالا به من اجازه میدید که حرف اقای شهبازی رو طرفداری در لفافه از یک بی قانونی بدونم؟ و حرف آقای وحدتی رو هم برعکس اون خیلی با اغماض...! شما بفرمایید دقیقا چه حرفی درسته

متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: به هر صورت همان‌طور که خود عزیزان متوجه هستند مسئله، مسئلۀ ساده‌ای نیست که تنها از یک جهت و یک بُعد به آن نظر کرد و از این جهت عرض شد لااقل ما در تبیین جایگاه حجاب نسبت به ابعاد متعالی انسان‌ها کوتاه نیاییم. و البته معلوم است که نمی‌توان جامعه را در اختیار جریان‌هایی گذاشت که بنا دارند فرهنگ منحط و ضد انسانی خود را در جامعه جاری کنند. موفق باشید

39637
متن پرسش

سلام بر ماه زندگی بر ماه خدا بر عشق بر حیات یکتای بی همتا بر ماه بندگی و عشق بر ماهی که انتظارش مرا از لحظه فراقش هر لحظه و چه بی رحمانه کشت ماهی که میشه هدایتی بیش از همه عمر را در آن به لطف خود خدا برای پیشروان در زندگی و هر آگاهای از معرفت النفس، بالایمان کسب کرد و یافت. جانم فدای خدای امام جهان، حضرت خمینی رضوان الله تعالی علیه که خاص الخاص خدا اورا برگزیده و بنده خودش قرار داد تا به همه عالم فخر فروشد که این است مقصود از خلقت انسان و با آفرینش و پرورش او خداییش را معنا کرد، همان خمینی و بنده او. بمیرم اگه امام انقلاب را ذره ای انکار کنم در حالی که جز امر خدا را کارش نیست و هر چه گفت و باز می‌گویند از اسلام نابی است که هیچ کس نتوانست اندازه او درک کند همان امامی که اهل بیت صلوات الله علیهم اجمعین او را مقرب ترین فرد به اسلامشان می‌دانند همان بزرگواری که پیامبر خدا از بودنش خدا را شکر می‌کنند که اسلام درک شد. ای محبوب خدا حاضرم بمیرم حتی جهنم بروم ولی با خدای تو در انکار نروم که این کار از هر گناهی بد تر است. و تقوا! تقوایی که باعث پیروزی اسلام و انسان و حیات است و نابودی هرچه ظالم کافر را بدنبال دارد. جنگ! بخدا اگر آمریکا اسرائیل دیگر ارزش شمشیر داشته باشند وقتی با تقوای خاص این رمضان می‌شود دشمن را بحال تنهایی خودشان رها کرد تا ظلمشان بر خودشان بازگردد. هرچه کنند دستشان به متقیان برسد نمی‌رسد بلکه بر سر خودشان فرود می آید و دیگر تنها آمریکا اینگونه نابود می‌شود. خدایا اگر بناست بعد از این رمضان مرا به جهان آمریکایی متجاوز بی تقوا برگردانی عمرم را در همین رمضان به پایان رسان زیرا دنیا یا جای زندگی است که بتقوای خمینی سلام الله بنا می‌شود یا جای ماندن نیست این دشمن ماها را زجر داده. خدایا ببخشم ولی از شما انتظاری بیش از هر ادراکی می‌رود و آن حیرت آفرینی توست، ما را متحیر فرما که از دست خودمان در ستم های جهان ناامیدیم و همه امیدمان به تو و اسلام نابت است. تقوای اجتماعی یعنی کار تمام شد بعد از آن دوره معصومین است و این همان یک قدم مانده بظهور است. پروردگارا اگر درنگی کردم در نفهمیدن این موارد مرا دیگر شقی ترین و بدبخت ترین و از دست رفته ترین بدان حال شما و انتظار ما با ماه روزه و انتظار و نظر به شما. پروردگارا بسیارند که در طول سال نه نمازی نه روزه ای، اما در این ماه تازه مسلمان می‌شوند آنان نیز متوجه تو شدند پس وای بر ما اگر نشویم متوجه تو نشویم. خدایا شکرت ما را به رمضان رساندی از این خوشحال شدن برایم ممکن نبود. ای عشق دیرینه ای خدای رمضان عاقبت مرا فنای در رمضان قرار ده بحق محمد و آل محمدت که صلوات تو برآنها باد. همه قلب و دلو هستی و جان همه ما به فدای یک نظر خدای ماه رمضان. خدایا از خودت محرومم نکن مرا ارزش تو نیست اما تو را ارزش تو هست است.

متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: همین‌طور است و حقیقتاً هنر انسان آن است که متوجۀ شرایط و راه‌هایی شود که او را به سوی مقاصد عالیه جلو می‌برد که آن شرایط از یک طرف، موقعیت‌های خاص زمانی می‌باشد مانند «ماه رمضان» و یا شخصیت‌هایی خاصی که آینه‌های نمایش ابعاد متعالی انسان هستند؛ مانند اولیای الهی و در این زمان، ذیل اولیای الهی مانند امثال حضرت امام و شهدایی که در جواب سؤال شمارۀ 39636  از آن‌ها سخن گفته شد.
هنوز باید از خود پرسید ما با چه کسانی در طول تاریخ و در این دوران می‌توانیم خود را درک کنیم؟ چه کسانی در طول تاریخ و در اکنونِ ما متذکر حضور نهایی ما در ما هستند؟ من در این دوران نمی‌توانم از حضرت روح الله «رضوان‌الله‌تعالی‌علیه» و آیت الله خامنه‌ای و حاج قاسم و سید حسن نصرالله و یحیی سنوار عبور کنم و خود را در جای دیگر جستجو نمایم و اتفاقاً با نظر به عزم این انسان‌های اولی‌العزم اگر با ماه رمضان مواجه شویم به لطف الهی به آن تقوایی خواهیم رسید که خود خداوند وعده داده است و از این جهت با اُنس با خداوند هیچ ترسی از دشمنان خدا نخواهیم داشت که مانند سقیفه‌سازان از غدیر منصرف شویم به گمان آن‌که قدرت مقابله با اُمویان و ابوسفیان‌ها را نداریم. موفق باشید        
 

39586
متن پرسش

سلام استاد عزیزم: برای توجه به رخداد یکشنبه اینگونه برایمان نوشته اید:
«اگر شهدا با حیاتی بیشتر و تأثیری افزون‌تر در صحنه نیستند، چرا استکبار از تشییع پیکر مبارک سید حسن نصرالله تا این اندازه نگران است و تلاش دارد تشییع آن مرد بزرگ تا آن‌جا که ممکن است، محدود باشد؟ آیا خود را آماده کرده‌ایم تا در فضایی که با تشییع آن مرد بزرگ پیش می‌آید، حاضر باشیم؟ فضایی که در تشییع پیکر جناب سعد بن معاذ پیش آمد و رسول خدا «صلوات‌الله‌علیه‌وآله» متذکر انبوه فرشتگان در آن تشییع شدند. در تشییع پیکر شهید سید حسن نصرالله آینده‌ای را مدّ نظر آورید که آن روح بزرگ، انسان‌هایی را به ظهور خواهد آورد که هر کدام، سید حسن نصرالله‌ها هستند. مگر می‌شود ما در این تشییع در اکنونِ خود نسبت به آینده بی‌بهره باشیم؟ اعم از آن‌که در لبنان حاضر باشیم و یا توجه و روح‌مان آن مرد بزرگ را تشییع کند. به گفتۀ آن مرد لبنانی فکر می‌کنم که می‌فرماید: «حتی اگر سید را تشییع کنیم باز هم آماده نخواهیم بود. این تشییع تا روز قیامت با ما خواهد بود». لبنانِ پس از تشییع، لبنانِ دیگری خواهد بود. لبنانی که بزرگ شهیدش قرار است تا قیام قیامت دستگیر وداع کنندگانش باشد. آری روز تشییع سید، مقاومت خیز بلندی می‌گیرد، از اینجا تا قیامت. اعم از آن‌که در لبنان حاضر باشیم و یا توجه و روح‌مان آن مرد بزرگ را تشییع کند. 
 استاد عزیزم تقاضایم به تفصیل آوردن جمله ی پایانی متن بود اینکه «توجه و روح مان آن مرد بزرگ را تشییع کند» و پرسشی که برایمان مطرح نموده اید «مگر می شود ما در این تشییع در اکنونِ خود نسبت به آینده بی بهره باشیم ؟» از این توجه برایمان بگویید گویی تشویش پیش نیامدنش را داریم.

متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: به آن قضیه فکر کنید که آن مرد خدمت مولایمان حضرت علی «علیه‌السلام» رسید، عرض کرد برادری دارم در یمن که بسیار علاقه‌مند است در کنار شما در جهادی که بدان مشغول هستید، حاضر باشد ولی برایش مقدور نیست. حضرت فرمودند همینکه دلِ او و توجه و روح او این‌جا در کنار ما می‌باشد، در واقع او در کنار ما است و جناب خواجه سعید ابوالخیر در همین رابطه آن شعر مشهور را سروده است که «گر در يمني چو با مني پيش مني / ور پيش مني چو بي  منی در  يمني».
زیرا نفس انسان مجرد است. مهم آن است که آن نفس به کدام صحنه تعلق داشته باشد، به همان اندازه در آن صحنه خواهد بود و معلوم است که این نحوه حضور، امر ساده‌ای نیست که بدون تشویش نباشد! آری! تذکری است به نفس که مواظب باشد در آیینۀ آن تشییع، از آنچه باید بنگرد و در آن حاضر باشد؛ غفلت نکند. موفق باشید            
 

39528

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش

جناب استاد: این ویدئو را از این کودک فلسطینی ببینید فکر می‌کنم به دردتان می‌خورد و شما را در این عشق متحیر می‌کند. کلامی که در حضور به زبان ایشان جاری می‌شود سخن صدق ایست که نمی‌توان آن‌را نادیده گرفت. تفصیل حقیقتی که اجمالا رخ داده زیبایی‌های را برایمان در چنته دارد که عاشق دیدنشانیم. https://uploadkon.ir/uploads/d34908_25SnapClip-App-AQOXwnHBJ-erxeLME2BERPipv9nIRq6KYjlbYpu8yZZ0fx1soP5EoJB54p7cgevgrEXvrFWd-j8KYHSDChByywQceo2lftvt3wVfd0U.mp4

متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: همین‌طور است که جهان با همۀ سختی‌هایش یک راه بیشتر برای بشریت راهِ حقیقت و عبور از مشکلات و حتی به هیچ‌گرفتن مشکلات نمانده است و آن، نظر به شریعتی است که ما را در آینۀ اولیای الهی به سوی خدا که همۀ حقیقت و مقصد است، رهنمون می‌باشد. موفق باشید

39465

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش

سلام علیکم استاد گرانقدر: استاد بزرگوار، سوالی داشتم در خصوص علم مدیریت. آیا این علم قابل اکتساب و یادگیری است؟ (حالا چه از طریق مطالعه و چه روش های دیگر مثل مشاهده یا آزمون و خطا). در ادبیات مدیریت غربی این علم را علمی یادگرفتنی توصیف می کنند. ولی وقتی دقیق می نگریم گویا «جنم مدیریت داشتن» چیزی است که از سرشت می آید و آنقدرها هم قابل دستیابی نیست. به عنوان مثال جناب کمیل بن زیاد که حضرات معصومین خصوصاً حضرت امیر را درک کرده اند، قطعا بیش از زمان ما از مدیریت مبتنی بر دین مشاهده داشته اند ولی می بینیم زمانی که فرماندار هیت می شوند مولا به ایشان آن جملات را در خصوص مدیریتشان می فرمایند. حضرتعالی در مطالعات دینی‌تان این موضوع را چگونه یافتید؟ آیا می توان مدیریت کردن را یاد گرفت؟ اگر می شود چگونه؟

متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: به نظر بنده، نظرِ افرادی در مدیریت قابل پذیرش است که معتقدند مدیریت امری ذاتی می‌باشد و نه اکتسابی، ولی شکل‌دادن به آن، اکتسابی است و با تجربۀ دیگران می‌توان آن استعداد را رشد داد و در همین رابطه مدیریت «ایکس» و «ایگرگ» را مطرح کرده‌اند. موفق باشید

38615

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش

با سلام خدمت استاد بزرگوار: جا داره همین جا ازتون تشکرکنم که زندگیم با شما عوض شد. استاد یه مدتی هست احساس گم گشتگی دارم همش دنبال یه چیزم که بیفتم تو راه. یه مدت دنبال این بودم برم حوزه، یه مدت دنبال حفظ قرآن و فکر می‌کنم خیلی کارهام بیهوده است حس می‌کنم باید یه کاری بکنم ولی نمیدونم چیکار. رشته ام هنر هستش و نقاشی کار می‌کنم فکر می‌کنم اونم بیهوده است و به درد آخرتم نمیخوره، مثلا دارم ظرف می‌شورم یا نقاشی میگم برو یه کار بهتر کن. با دلهره و اضطراب بیدار میشم صبحها، مثل اینایی شدم که نه دنیا را دارند نه آخرت. لطفا راهنماییم کنید. ممنون میشم

متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: اگر انسانِ این دوران بنا نداشته باشد خود را فریب دهد به هر حال با چنین نحوه حضوری روبه رو خواهد بود. در این مورد خوب است به مباحثhttps://lobolmizan.ir/sound/1363?mark=%D9%86%DB%8C%D8%B3%D8%AA%20%D8%A7%D9%86%DA%AF%D8%A7%D8%B1%DB%8C «راز نیست‌انگاری دوران و راه عبور از آن» رجوع شود. موفق باشید

38588

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش

سلام وعرض ادب: استاد خدا طبق عین ثابته و انتخاب اولیه، وجود می‌دهد حالا اگر انتخاب اولیه من این بوده باشد که یک انسان کافر باشم، خب خدا طبق همان برایم اتفاقات را پیش می آورد، اما شما گفتید ما با استفاده از انتخاب و اختیاری که الان داریم می‌توانیم باز انتخاب کنیم، آیا می‌شود منی که عین ثابته کافر شدن داشتم با انتخاب هایم در این لحظه انتخاب اولیه عین ثابته ام را تغییر دهم؟ احتمالا پاسخ شما مثبت است اما اگر می‌توانم پس چرا در روایتی گفتید حضرت علی به یک نفر گفت تو یک روزی پرچم دار کفر می‌شوی، این کار را نکن، اما میکنی، آیا این به این معنی نیست که اگر انتخاب فرد در آن لحظه این باشد که در مسیر کفر نرود اما باز می‌رود؟ پس یعنی اون عین ثابته و انتخاب اولیه غلبه دارد بر انتخاب های ما؟

متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: حضرت«علیه السلام» به آن فرد یعنی ابن ملجم با توجه به انتخابی که می کند خبر دادند. موفق باشید

38586

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش

سلام علیکم و رحمة الله و بركاته: حضرت‌عالی در پاسخ به پرسشی که با اشاره به تعدادی از آیات کریمه آنها را دلیلی بر مشترک معنوی بودن واژه اسلام و از آن‌جا تقویت کننده پلورالیسم دانسته بود به نکاتی از تفسیر المیزان در نفی پلورالیسم اشاره فرموده‌اید. (https://lobolmizan.ir/special-post/129?mark=%D8%A7%D9%87%D9%84%20%DA%A9%D8%AA%D8%A7%D8%A8) برای نمونه، در پاسخ مذکور در توضیح آیه مبارکه (لیسوا سواءا) فرموده‌اید: (این افراد از اهل کتاب که حالا به اسلام ایمان آوردند، از صالحین هستند.) یعنی ایمان را شرط رسیدن به صلاح دانسته‌اید. اما عینا خلاف همان فرمایشات را در بسیاری از مواضع دیگر بیان فرموده‌اید تا جایی که در پاسخ به پرسش‌های ۳۸۵۵۲ و ۳۸۵۵۳ از دعوت رسول اکرم صلی الله علیه وآله به توحید به جای دعوت به اسلام و عدم نسخ ادیان گذشته سخن گفته‌اید. فارغ از اینکه کدام دیدگاه در این مسئله نزدیک‌تر به صواب است، می‌خواهم بدانم آیا منشأ این‌ دو مدل متفاوت از تفسیر آیات در بیان حضرت‌عالی، تبدل نظر مبارک است یا اساسا هیچ تعارضی میان این دو فرمایش حضرت‌تان وجود ندارد و متفاوت فهمیدن این‌ تعابیر ناشی از سوء برداشت حقیر است؟

متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: تا آن جا که به یاد دارم و با نظر به نگاه علامه طباطبایی به آیات مذکور و عرایضی که در شرح سوره آل عمران شد؛ همیشه بحث در آن بود که اسلام در این مورد به همان معنای تسلیم به حکم خداوند است و نه به معنای تغییر مذهب دادن. اخیراً عرایضی تحت عنوان «نسبت ایمان و پیامبر در هر مذهب»https://eitaa.com/matalebevijeh/17730 شده است. امید است که مفید افتد. موفق باشید

38536

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش

سلام خسته نباشید: زنی هستم مطلقه که مدتی است با آقایی آشنا شدم بنا به دلایلی نمی‌توانم ازدواج دایم داشته باشم. بنظر شما بهتر است با ایشان ازواج موقت کنم و یا همچنان در رابطه دوستی بمانم البته خانواده ام از این موضوع چیزی نمی‌دانند و دوست ندارم کاری کنم که خداوند از دستم ناراحت شود.

متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: رابطه دوستی با مرد نامحرم خلاف شرع و خلاف حکم خدا است. موفق باشید

38480

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش

پیروی پاسختان به سوال ۳۸۴۷۵ : اولا همین مقاله نیز آنجا که فرضا گزارشات ادعای نیابت امامت زمان توسط منصور حلاج را پذیرفته اما آن را دلیل بر بطلان ادعاهای عرفانی منصور ندانسته چنانچه در سوالی این گزارشات تاریخی ارسال شد که پاسخ نداده و به نوعی از انتشار آن جلوگیری کردید، گزارشاتی که عظام علمای شیعه و اهل سنت صراحت دارند که منصور در زمان حیات حسین بن روح ادعای وکالت و نیابت امام زمان و مهدی ع داشت. حرف در باره ی مقاله ی جناب امینی خواه زیاد است اما بنده یک سوال در همین مورد فوق مطرح می‌کنم: اگر منصور به جهت ادعای نیابت ملعون باشد چنانکه شلمغانی و ... لعن شده اند، چگونه حضرت عالی فردی که امام و حجت الله او را لعن کرده و به دروغ یا توهم خود را نائب اسم الله اعظم دانسته و در جهت تضعیف سیستم نیابت و وکالت کوشیده و توسط اعاظم شیعه بخاطر شعبده بازی کتک خورده را عارف کامل و نائل به عرفان نابی می‌دانید که مولوی و ابن عربی نیز همان سلک را داشتند به گونه ای که یکی بر اشعارش لا یمسه الا المطهرون سر می‌دهد و دیگری مکاشفات خلاف قرآن و حدیث را از جنس وحی و اهدای رسول الله می‌داند. همچنین ادعاهای عرفانی حلاج چه بود که به ادعای مقاله ی مذکور مورد تایید امام زمان بوده؟ اینکه ابلیس عاشق بود نه عاصی؟ ابلیس موحد بود و غیور؟ سبحانی ما اعظم شانی؟ دختر سمری باید به او سجده کند؟ بزرگان شیعه به جای حسین بن روح باید با او بیعت کنند؟ از طرفی سوالاتی که در پرسش نام برده شده در ۳۸۴۷۵ بود در مقاله ی مذکور نیست. کدام میدان برای پاسخ به آن سوالات مناسب است؟

متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: به هر حال تصمیم با خودِ شماهاست. آنچه ما از حضرت روح الله «رضوان‌الله تعالی‌علیه» یافتیم ذیل اسلام و قرآن و روایات اهل بیت «علیهم‌السلام» توجه به نگاه شخصیت‌هایی همچون ابن عربی و خواجه عبدالله انصاری و جناب صدرا به اسلام می‌تواند جوابگوی سؤالات بشر جدید باشد که ظرفیت آخرالزمانی دارد. موفق باشید

38372

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش

حضرت استاد، واکنش های امیرالمومنین و دیگر معصومین به حسن بصری نیز به خاطر ظاهری بودن ائمه و عدم تحمل نظرات دیگر و عدم فهم زبان یک عارف بوده؟ به جای کپی کردن هزار باره ی نامه ی گورباچوف پاسخ عقلانی بدهید. ظاهر و باطن تطابق دارد یا تضاد؟ اگر تضاد دارد که فقه و احکام پوچ و بی ارزش ست و هر کسی می تواند عقیده ی خویش را باطنِ ظاهر معرفی کند، مثلا ده فرقه باطنی که همه با هم متضادند ده عقیده را باطنِ فلان ظاهر معرفی می‌کنند، اگر معیار همان ظاهر نیست بلکه به عقیده ی شما همین که جناب مولانا خودش بداند اشعارش کلام خودش نیست پس می تواند به شعر هایش بگوید لا یمسه الا المطهرون، کافی ست، پس فاتحه ی دین را بخوانید. بعد از اینکه فاتحه ی عقل را خواندید. اینکه نظر نائب خاص امام عصر را تحقیر کنید چون نائب عامی (از میان صدها نائب عام با نظر متفاوت) نظری داده فقط باید گفت: خدا عاقبتمان را به خیر کند که دینمان بازیچه ی جهل و خرافاتی شده که خود را عقل و مخالفینش را نفهم و مشرک می‌داند...

متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: بد نیست در این مورد سری به سؤال و جواب شماره 38370 بزنید. و سعی بفرمایید به بهانه‌های مختلف خود را از اشارات قرآنی که ماورای عبارات است و عرفای ما نظر به آن اشارات دارند؛ محروم نفرمایید. به همان معنایی که امام حسین «علیه‌السلام» می‌فرمایند: «انّ کتابَ اللّهِ عَلى أربَعَةِ أشياءَ : عَلَى العِبارَةِ ، وَ الإشارَةِ ، وَ اللَّطائِفِ ، وَ الحَقائِقِ . فَالعِبارَةُ لِلعَوامِّ ، وَ الإشارَةُ لِلخَواصِّ ، وَ اللَّطائِفُ لِلأَولِياءِ ، وَ الحَقائِقُ لِلأنبِياء». موفق باشید 

38323
متن پرسش

با سلام: استاد گرامی بنده تقریبا دو سال است که به شکلی اتفاقی ولی بر پایه مطالعات چند ساله در زمینه فلسفه متوجه مطلبی شدم ولی مردد بودم با چه کسی آن را مطرح کنم و تنها با شما در چند ماه گذشته به شکلی سربسته سوالاتی پرسیدم. به نظر می رسد حوادث پیرامون من و در جامعه و حتی کلان تر با وجود من نوعی پیوستگی دارد به نحوی که با شواهد متعددی روبرو هستم که نمی‌توانم آن را در فهم خود انکار کنم. ادعای بزرگی است ولی ظاهرا جهان از چشم بنده دیده می شود به نوعی عالم صغیر را در خود می‌بینم. اما نکته اینجاست که نه انسان بی گناهی هستم و نه خود را در جایگاه خاص کسی که می گویند مردمک چشم این عالم است می دانم. در عین حال شواهد زیادی دارم که وجود من در مرکز این عالم است. سوال بنده این است که الف: بر مبنای مقام خلیفه اللهی آیا همه انسانها در مرکز عالم هستند و با درک عمیق در هستی خود به این نتیجه ای که من رسیدم خواهند رسید یا فقط یک تن مردمک چشم این عالم است؟ سوال دوم ب: آیا من در اشتباه هستم و نوعی آشفتگی در من بوجود آمده؟ با تشکر

متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: در این مورد بنده نمی‌توانم نظر بدهم. عنایت داشته باشید این سایت در محدوده سؤالات کاربرانی می‌تواند جوابگو باشد که مباحثِ مطرح در سایت را دنبال کرده‌اند و برایشان سؤالاتی پیش آمده. و لذا این سایت نمی‌تواند جوابگوی این نوع سؤالات برای کاربران محترم باشد. موفق باشید

38244

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش

سلام علیکم: ابلیس از جن است. جن یک بدن مادی دارد و یک روح. سوالم این است که زمانی که ابلیس همراه فرشتگان بود که باید در برابر حضرت آدم علیه السلام سجده می‌کرد ، آیا با بدن مادی اش آنجا حاضر بود یا با بدن برزخی اش؟ با تشکر!

متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: با توجه به این‌که قرآن در مورد شیطان می‌فرماید: «إِنَّهُ يَراكُمْ هُوَ وَ قَبيلُهُ مِنْ حَيْثُ لا تَرَوْنَهُمْ» او و قبیله او شما را می‌بیند ولی شما آنان را نمی‌بینید. بدن او به صورتی که برای ما محسوس باشد نیست. شاید به گفته شهید بزرگوار حضرت آیت الله مطهری در تفسیر سوره جن، بدن آن‌ها از جنس انرژی باشد که البته این غیر از روح آن‌ها است که مجرد است. موفق باشید 

38231

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش

سلام علیکم: استاد یزدان پناه در صفحه ۲۲۷ کتاب مبانی عرفان نظری می فرمایند: «این ذات مطلق و یگانه حق تعالی است که به واسطهٔ داشتن تمام کمالات در مقام ذات به صورت اندماجی خود را در موطن کثرت با جلوه های گوناگون ظاهر می سازد. از همین رو یکی از اموری که عارف در هر موطن و هر مقامی در پی آن است شناخت اسمی است که در آن موطن غلبه دارد و بر آن مقام حاکم است تا چگونگی تجلی حق در آن موطن را به حقیقت دریابد.» حال سئوال این است: اگر انقلاب اسلامی را کشف امام خمینی از بطن تاریخ این زمان بدانیم و قاعدتا برای آن حقیقتی را بخواهیم متصور باشیم، در موطن و مقام انقلاب اسلامی، چه اسمی غلبه دارد؟ و تجلی حق در این موطن با چه اسمی است؟ یعنی حضرت حق در امروز تاریخ ما با چه نمودی ظاهر شده است؟ و بعد از انقلاب اسلامی، حوادثی چون طوفان الاقصی، اربعین و... آیا هر کدام دربردارنده اسمی خاص هستند و یا نه همه ذیل اسم کلی ای که انقلاب اسلامی آن را نشان می دهند جمع هستند؟ و خدا می‌داند اگر با این دید به انقلاب اسلامی بنگریم، چه عظمتی دارد و امام چه کاری کرده اند کارستان. ممنونم

متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: به حضور نور محمدی «صلوات‌الله‌علیه‌وآله» به جلوه «اسم الله» بیندیشید به حکم: «قُلْ هَذِهِ سَبِيلِي أَدْعُو إِلَى اللَّهِ ۚ عَلَىٰ بَصِيرَةٍ أَنَا وَمَنِ اتَّبَعَنِي وَسُبْحَانَ اللَّهِ وَمَا أَنَا مِنَ الْمُشْرِكِينَ» از آن جهت که باید از طریق انقلاب اسلامی بشر، به عنوان خلیفۀ الله در این آخرین دوران به خود آید و در ظرفیت ِ آخرالزمانی خود که گسترده‌ترین ظرفیت است، حاضر شود. موفق باشید

38198

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش

سلام علیکم: نسبت وجود با خدا چیست؟ طبق معنایی که هیدگر از وجود بیان می‌کند آیا وجود غیر الله هست یا ذات اقدس الهی یا فراتر یا پایین تر از الله هست مثلا عقل اول؟

متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: از نظر هایدگر وجود، همان حقیقت است و به نظر می‌آید از نظر صدرا می‌توان وجود را همان توحید قلمداد کرد. به هر حال وجود، مبنای مبناها است. موفق باشید

نمایش چاپی