بسم الله الرحمن الرحیم
گروه فرهنگی لب المیزان
به لب المیزان خوش آمدید.
گروه فرهنگی المیزان
آرشیو پرسش و پاسخ ها
تعداد نمایش
شماره پرسش:
نمایش چاپی
شماره عنوان پرسش
35842

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش

با عرض سلام و احترام! بنده صوت های عرفان نظری را کار کردم و به یک مشکلی برخوردم. و آن اینکه خدا را تکه تکه برداشت می‌کنم. که بخشی مرتبه احدیت، بخشی واحدیت و... چگونه از این مسئله عبور کنم؟ در ضمن صوتهای فصوص‌الحکم را چگونه تهیه کنم؟ با تشکر!

متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: مسئله را باید در «برهان صدیقین» به عنوان مقدمه این مباحث حل کنیم. در مورد فصوص با جناب حاج آقا نظری به شماره 09136032342 تماس بگیرید. موفق باشید

35764

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش

عرض سلام و ادب: نظر جناب استاد در مورد کتاب شهید جاوید چیه؟

متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: علاوه بر اشکالاتی که مرحوم شهید مطهری به کتاب شهید جاوید داشتند، به نظر می‌آید سخن آقای دکتر شریعتی نیز سخن قابل توجهی است که فرموده بودند آقای صالحی قدرت درک شهادت را نداشته‌اند. موفق باشید

35676

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش

سلام: آیا در رحم مادر، نفس است که جسم را می‌سازد؟ ممنونم.

متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: به گفته حکیم بزرگ جناب صدرالمتألهین، در دوره جنینی در ابتدای امر، این نفس ناطقه مادر است که نطفه را تدبیر می‌کند تا آن نطفه، آماده پذیرش نفس ناطقه خود شود. موفق باشید

35617

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش

سلام و عرض ادب: استاد گرامی محبت بفرمایید بفرمایید «فلا انساب بینهم» در آیه ۱۰۱ مومنون با «الحقنا بهم ذریتهم» در آیه ۲۱ سوره مبارکه طور چطور قابل جمع است؟ اگه بعد از نفخ صور مجددا همه از خاک برمیاییم و نسبتی بین هیچکس نیست چطور میشه آیه می‌فرماید ذریه مومن را به او ملحق می‌کنیم تا چشمش روشن شود با اینکه اعمالش کاستی دارد؟

متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: احتمالاً الحاق ذرّیه به معنی الحاق آن اموری است که انسان برای خود انتخاب کرده، از آن جهت که می‌فرماید: «وَ كُلُّهُمْ آتيهِ يَوْمَ الْقِيامَةِ فَرْداً» (مریم/۹۵) یعنی هرکس تنها خودش می‌باشد و اعمال خودش بدون هرگونه نسبتی که در دنیا داشت. موفق باشید

35349

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش

با سلام: آیا انسان با سلام کردن به دیگران مظهر اسم سلام خدا می‌شود؟

متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: آری! و البته بستگی به نیت و حضور ما دارد. موفق باشید

35346

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش

با سلام: چگونه با دیدن یک گل زیبا، جمال خدا را شهود کنم؟

متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: این نکات، پرسیدنی نیست. با مقدمات لازم إن شاءالله پیش می‌آید. اتفاقاً با پرسیدنِ این نوع احوالات، عملاً انسان از ساحتِ نظر به ساحت فهم عدول می‌کند و این‌جا است که جناب مولوی می‌فرماید:
چون نپرسی زودتر کشفت شود ** مرغ صبر از جمله پران‌تر بود
ور بپرسی دیرتر حاصل شود ** سهل از بی صبریت مشکل شود
موفق باشید

 

35338

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش

با سلام: در تفسیر سوره واقعه درمبحث حوری بهشتی می فرمایید که: حوری تجلی همه اسما الهی است. من نتیجه می‌گیریم که منظور شما اینست که حوری مظهر اسم جامع الله است. اگر سخنان بالا درست است دو سوال برای من پیش می آید: اول: امام زمان (عج) الان مظهریت اسم الله را در چه چیزی رویت می کند؟ دوم: اهل تسنن می‌گویند که خدا روز قیامت به صورت یک انسان دیده می‌شود. حال آیا می‌توان گفت که این حوری همان خدای مد نظر اهل تسنن است؟ لطفاً در صورت امکان که هر دو سوال پاسخ واضح بدهید.

متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: ۱. اولیای الهی در هر چیزی نور الله را می‌دیدند. عمده آن است که متوجه باشیم: «دیده آن باید که باشد شه‌شناس / تا شناسد شاه را در هر لباس» ۲. مسلّماً ذات الله قابل رؤیت نیست. موفق باشید

34955

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش

سلام بر استاد بزرگوار: همیشه در ذهنم این سؤال بوده که چرا کتاب‌های مهم مثل کتاب‌های امام خمینی و خود شما و مثلا تفسیر نور استاد قرائتی. استاد شجاعی و بناهیان که بسیار زیبا و همه فهم است... به انگلیسی در کشورهای غرب و خارج انتشار نمی‌یابد؟ آیا نیکوکار و خیری وجود ندارد که به زبان انگلیسی کتاب این بزرگواران را به گوش جهانیان برساند و در این کار هزینه کند؟ حداقل کتاب الکترونیکی آن. کسي که بخواهد اسلام را بشناسد و زبانش مثلا انگلیسی باشد که کار او چندین برابر سخت است. چون کتاب‌ها معمولا عربی و فارسی اند!!

متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: تصور بنده آن است که تا حدّی این کارها انجام می‌گیرد هرچند به طور فعّال سازمان‌دهی نشده است. موفق باشید

39584

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش

سلام استاد: همچنان که نفس هایم می‌رود و می آید چشمانم به طرف گنبد و بارگاه علی ابن موسی الرضا (ع) خیره شده بود و یادم نمی آید داشتم به چه فکر می‌کردم تا ناگهان صدایی از اطراف آمد فکر کنم یکی از خادم ها بود که از سر احوالاتش با چشمان پر از اشک شروع کرده بود به فریاد زدن نام آقا. نکته اش اینجاست که بنده از بهم ریختن فضای دلم ناراحت نشدم چون جلوی چشمم ضریح بود و با خودم گفتم در حرم بودنم را عشق است. اما این کار تازه نبود و من تمام نسبتی که در مدرسه سعی کرده ام و سعی می‌کنم که دنبال کنم به لطف خدا و هم فکری با شما این محقق شده است که بگویم در حرم جمهوری اسلامی هستم. همان طور که گفتید سخنان حضرت آقا با مردم آذربایجان را باید چندین و چند بار گوش کرد و نه تنها که باید گوش کرد بلکه روی آن تعمقی بسیار باید کرد، همین حرفی که آقا گفت تهدید های نرم افزاری دشمن امروز مقابلمان است و اینگونه گفت که اگر دیر بجنبیم دشمن در افکارمان اختلاف ایجاد می‌کند و در همین رابطه گفتند: « صاحبان دستگاه های تبلیغاتی، صاحبان بیان، صاحبان قلم، اصحاب هنر، اصحاب دانش و آن کسانی که دستگاه های رسمی آموزش و رسانه و هنر و این ها مسئولیت دارند، آحاد جوانان ما که با فضای مجازی ارتباط دارند، این ها بایستی تلاششان را متوجه به این بکنند که ببینن دشمن بر روی چه نقطه ای تکیه میکنه و انگشت میگذاره، از چه راهی می‌خواهد در ذهن مردم و در افکار مردم عمومی مردم نفوذ کنه، اون راه روببندند در مقابل دشمن بایستند، تولید محتوا کنند تولید فکر و اندیشه کنند صاحبان اندیشه با این کار خودشان، این از کار سخت افزاری، امروز مهم تر است در دفاع سخت افزاری اگر نقصی ایجاد بشود با حرکت نرم افزاری می شود اون نقص رو جبران کرد و اون ضعف رو برطرف کرد که بارها این کار صورت گرفته اما اگر چنانچه در دفاع نرم افزاری مشکل داشته باشیم مشکل رو ابزار های سخت افزاری بر طرف نمی کنند، به این توجه باید کرد.» خب همان طور که در این چند وقت اخیر بنده به شما عرض کرده ام این عادی نیست که دبیران ما در مدرسه نمی‌توانند معلم باشند، برای همین ما با معلم نسبتی نداریم و در نهایت کار به گاو داری می‌کشد و خود کشی برایم آسان تر می‌شود تا که بخواهم بدون تولید و بدون ماوایی به مدرسه بروم چون خانه ام در حرم جمهوری اسلامی است و نمی توانم ببینم کسانی بیرون از آن دارند بر ضدش نقشه می‌کشند، خب وقتی که آقا می‌گویند: «عصبانیت مستکبرین عالم و مستعمرین عالم و عناصر پلیدی که زیر نام های خوب دارند جنایت می‌کنند، عصبانیت این ها از جمهوری اسلامی بخاطر همین است که جمهوری اسلامی توانسته است بماند و توانسته است بایستد و توانسته است مشت محکم خود را به این ها نشان دهد.» بنده همچون ذغال نیمه افروخته به اصطلاح بر افروخته می‌شوم و در شاهراه نابودی اسرائیل حاضر می‌شوم. خب این مسئله فانتزی شدن مدرسه یکی از بزرگ ترین دغدغه ها بوده و هست، در همین جا نباید فکر کرد که مانند پزشکی و مهندسی ما که برگرفته از غرب است متاسفانه آموزش ما که یعنی همان فرهنگ و تمدن ماست دارد مسخّر غرب می‌شود. چه باید کرد؟ آری! باید هرچه بیشتر خود را در حرم جمهوری اسلامی حاضر کنیم که ارزش این امر بیش از این هاست، و باید همان نسبتی که با حرم داریم، داشته باشیم تا اصلا مشکلی در دفاع نرم افزاری مان بوجود نیاید.

متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: آنچه باید در این موارد مدّ نظر باشد، حضور در همین موقعیت‌هایی است که ما به نحو طبیعی در آن قرار داریم و باید حتی آنچه که به نظرمان می‌آید چندان لازم نیست حال که به طور طبیعی در آن قرار گرفته‌ایم، بدانیم چه چیزی دقیقاً در آن نهفته است و چرا مسئولین امر که عموماً افرادِ فکر و فرهنگ هستند چنین سرفصل‌هایی را قرار داده‌اند تا اگر انتقادی داشتیم، دلیل انتقاد خود را نیز داشته باشیم. آنچه معلمان متعهد اظهار می‌دارند، بیشتر مربوط به حجم مطالب کتاب‌ها است که دانش‌آموزان فرصت فهم این حجم از مطالب برایشان مقدور نیست و معلم و شاگرد مجبورند به طور سطحی از مطالب عبور کنند. موفق باشید 

39456
متن پرسش

سلام و رحمت بی پایان بر استاد گرامی؛ بابت زحمات ارزشمند تیم فرهنگی‌تان در پیج صراط (serat_rasaneh@) در اینستاگرام هم تشکر ویژه داشته باشم. حقیقتا محتواهای این پیج اعم از کلیپ‌ها، عکس‌نوشته‌ها و... بستری دلنشین را برای تجلّی نور فرمایشات تان فراهم و بلاغت کلامتان را مضاعف نموده است. مزید امتنان خواهد بود در باب دسترسی به محتواهایی از این دست چنانچه توصیه یا ارشاداتی مد نظر مبارکتان هست دریغ نفرمایید. همواره در حصن حصین الهی موید و منصور باشید.

متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: مهم آن است که متوجه شویم از طریق انقلاب اسلامی، راهی به سوی درک نهایی‌ترین ابعاد انسانیِ انسانیت‌مان گشوده شده است آن هم در جهانی که احساس بی‌هویتی و بی‌معنایی و عادی‌شدن زندگی، انسان را تهدید می‌کند و این‌جا است که بحمدالله رفقا به خوبی متوجه شده‌اند که نمی‌توانند مانند غرب‌زدگان و متحجّرین زیر بار چنین جهانی بروند که جبهۀ استکبار و استعمار بنا دارد زندگی ما را عادی و همه چیز را یکسان کند و انتخاب‌های بزرگ را که حتی به قیمت شهادت است؛ از ما بگیرد. همۀ ما باید در فعالیت‌های خود متوجه می‌دانی باشیم که با انقلاب اسلامی گشوده شده است و دشمنان انسانیت بنا دارند این میدان را از ما بگیرند، ولی ما تا آخر، آری! آری! تا آخر ایستاده‌ایم. موفق باشید       

39158

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش

سلام و احترام: ببخشید دو تا سوال دارم خواهش می کنم پاسخ بدید. ظاهرا روایتی هست که اگه کسی عاشق بشه و با خویشتنداری از دنیا بره، شهید محسوب میشه. در سایت شما هم چنین چیزهایی خوانده بودم. ۱. این فقط برای عشق زمینیه؟ اگه درگیر عشق الهی به بزرگان بشیم ولی نگذارند اونها رو ببینیم و با عشق و درد از دنیا بریم، آیا شهید محسوب می شویم؟ ۲. و آیا کسانی که مانع هدایت ما شدند و نگذاشتن بزرگان رو ببینیم علی رغم اینکه امکانش فراهم بوده، آیا اینها به دوزخ نمی روند؟

متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: آری! به نکتۀ اول می‌توان فکر کرد و جناب ابوحیّان توحیدی متذکر چنین روایتی شده است. ولی در قسمت دوم سؤال شاید آن‌هایی که مانع شده‌اند، محذوراتی داشته‌اند. موفق باشید

39154
متن پرسش

و امروز فقط دارد در خون خود می‌غلتد این قلب جز قلب خلق نیست. کی ام پس اگر خلقم و کو جز خدا اگر حق است و هست هست. پس سفر دوم کی شروع می شود من که تمام شدم و این یکی همیشگی است؟ دلم ز وعدهٔ شیرین لبی است در پرواز / که یاد کوه‌کنش به ز وصل پرویز است / ز من چه سرزده ای سرو نوش لب / که دگر سرت گران و حدیثت کنایه آمیز است / منه فزونم ازین بار جور بر خاطر/ که پیک آه گران خاطر سبک خیز است / کشاکش رگ جانم شب دراز فراق / ز سر گرانی آن طره دلاویز است / به این گمان که شوم قابل ترحم تو / خوشم که تیغ جهانی به خون من تیز است / چو محتشم سخن از قامتت کند بشنو / که گاه گاه سخنهای او بانگین است.

متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: سیر از حق به حق یعنی همه چیز را به آینۀ حضور او متصل بیابیم و همچنان به هدف و اهدافی نظر کنیم که در دل طوفان‌های زندگی ظهور می‌کند. مانند فرزندان مقاومت و مانند مادرانِ مادر شهدا، حضرت ام البنین. بانویی که نشان داد مسیر توحید برای سرنگونی استکبار اموی ظرفیت آن را دارد که چهار فرزند را فدای آن مسیر کند و ابداً به گمان آن‌که دشمن توان کشتن ما را دارد؛ خود را نبازد. آری! این است معنی سیر از حق به حق. «من هرچه خوانده‌ام همه از یاد برده‌ام / غیر از حدیث دوست که تکرار می‌کنم» و این یعنی همان ایمانی که پشتیبان جبهه مقاومت است با فرزندانی که عارفان و شب زنده‌داران همه حسرتِ حضور چنین ایمانی را در جان خود احساس می‌کنند. موفق باشید          

39120

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش

با سلام خدمت شما: رهبری در چند سال اخیر در موضوع امر به معروف و نهی از منکر و حجاب و عفاف توصیه های اساسی فرمودند و آن را واجب فراموش شده و... خواندند. سوال بنده این است که چرا رهبری در مواجهه با بدحجاب ها مانند نمایشگاه کتاب و... نهی از منکر نکردند؟ یا بعضا در جلساتی که در حسینیه امام خمینی برگزار می‌شود، مشاهده می‌شود افراد بدحجابی هستند و کسی به آن ها تذکر نمی‌دهد. مضافاً بر این‌که این رفتارها توسط برخی افراد مذهبی و انقلابی به عنوان روشنفکری و تألیف قلوب توسط رهبری و محبت اقشار مختلف مردم حتی بدحجاب و بی‌حجاب ها تلقی شده و به عنوان یک روش در جامعه انتشار داده می‌شود. لطفا این مورد را توضیح دهید. با تشکر

متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: عرایضی در جواب سؤال شماره 39095 در این مورد شد. موفق باشید

39068

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش

با سلام و تحییت خدمت شما استاد طاهرزاده: «از کجا می‌دانید اینجا که شما نشستید حقه؟» این جمله رو توی صوت چه نیازی به نبی تون گفتین. میشه بگین يعني چی؟

متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: هیچ کس به راحتی نمی‌تواند ادعا کند که در جایی که نشسته است، جای حقی است. می‌ماند که با رجوع به قرآن و سخنان معصوم، هرکس می‌تواند نسبت خود را با حق و حقیقت در پیش خود ارزیابی کند. موفق باشید

38987
متن پرسش

با سلام و تحییت خدمت شما استاد طاهرزاده: استاد تا چه حد هم عالم شدن با انسان ها خوب است؟ چطور می‌توان با دیگران هم عالم شد؟ کتاب‌هایی سراغ دارین که در رابطه با هم عالم شدن با انسانها باشند؟

متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: عرایضی در کتاب «عالم انسان دینی» پیش آمد که خوب است به آن کتاب رجوع شود. به هر صورت انسان‌ها در وسعت بیکرانه حضور خود در نزد خود به جایی می‌توانند برسند که جهان خود را محل حضور همه انسان‌ها حس کنند. قرآن می‌فرماید: «وَسَارِعُوا إِلَى مَغْفِرَةٍ مِنْ رَبِّكُمْ وَجَنَّةٍ عَرْضُهَا السَّمَاوَاتُ وَالْأَرْضُ أُعِدَّتْ لِلْمُتَّقِينَ» به سوی مغفرت الهی و به سوی بهشتی سرعت بگیرید که عرض آن از همه آسمان‌ها و زمین گشوده‌تر است و آن را برای اهل تقوا قرار داده‌اند. و در همین رابطه در روایت داریم انسان مؤمن همه اهل بهشت را در بهشت خود جای می‌دهد و هیچ مشکلی و هیچ تنگی پیش نمی‌آید. و این قصه امروزین ما نیز هست که چگونه شخصیتی همچون حضرت امام خامنه‌ای «حفظه‌الله‌تعالی» همه انسان‌ها را که به دنبال انسانیت‌اند، در جان منوّر و با صفای خود جای می‌دهند و گویا به تک تک آن‌ها می‌اندیشند و عجیب آن‌که هر آن‌کس بهره‌ای از انسانیت دارد، خود را در عالم این مرد الهی احساس می‌کند و هم عالم‌بودن در این زمانه آن است که ذیل اسلام عزیز و انقلاب اسلامی بزرگ، با مدّ نظرقراردادنِ شخصیت رهبر انقلاب، خود را در جهان همدیگر حاضر کنیم. خدا می‌داند برای درک معنای زندگی و برای عبور از تنهایی‌های آزاردهندۀ این دوران و برای عبور از نیست‌انگاری و نیهیلیسم در این زمان هیچ راه دیگری نیست. موفق باشید

38926

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش

سلام علیکم: آنچه در قسمت دوم پاسخ به سوال ۳۸۸۹۰ مطرح کرده اید دور است، مسأله اینست که تفقه چیست، فهم عقلانی و صحیح دین، بعد شخصی که می‌گوید تفقه چگونه است و نظرات متضاد دو فقیه کدام یک صحیح است، شما باز نوع خاصی از خروجی یکی از فقیهان را معیار پیدا کردن فقیه اکمل معرفی کنید، دور است، علت عدم حل شدن بحث های میان هواداران عرفان ابن عربی به عنوان کاملترین عرفان پس از وحی با مخالفان نیز همین نوع پاسخ هایی ست که داده می‌شود و وقتی اعتراض شود آنان را ضد انقلاب و ضد خرد و ضد خویش و ضد تدبر برچسب می‌زنید و شاکی هستید که چرا آن ها قائل به ولی الله و غیور بودن ابلیس را تکفیر می‌کنند.

متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: به هرحال می‌دانید که این نوع مباحث عرض عریضی دارد که در دل چنین فضایی نمی‌توان به این امور ورود کرد. موفق باشید

38794
متن پرسش

سلام و عرض ارادت محضر استاد عزیز: می‌دانم که از سالهای دور انسی با مثنوی داشته‌اید و کم بیش از آثار شما هم مشخص است. سال گذشته درست در آغاز جنایات اسرائیل در غزه با دوستان به داستان آن پادشاه یهود که نصارا را می‌کشت رسیدیم و باز جلوه‌ای از حقیقت را از جاری زلال مثنوی، از اصول اصول دین شنیدیم گویی این ابیات را مولوی برای کودکان غزه سروده: مولوی، دفتر اول مثنوی، بخش ۳۸ - به سخن آمدن طفل درمیان آتش و تحریض کردن خلق را در افتادن به آتش.

    یک زنی با طفل آورد آن جهود        پیش آن بت و آتش اندر شعله بود    
    طفل ازو بستد در آتش در فکند        زن بترسید و دل از ایمان بکند    
    خواست تا او سجده آرد پیش بت        بانگ زد آن طفل انی لم امت    
    اندر آ ای مادر اینجا من خوشم        گر چه در صورت میان آتشم    
    چشم‌بندست آتش از بهر حجاب        رحمتست این سر برآورده ز جیب    
    اندر آ مادر ببین برهان حق        تا ببینی عشرت خاصان حق    
    اندر آ و آب بین آتش‌مثال        از جهانی کتشست آبش مثال    
    اندر آ اسرار ابراهیم بین        کو در آتش یافت سرو و یاسمین    
    مرگ می‌دیدم گه زادن ز تو        سخت خوفم بود افتادن ز تو    
    چون بزادم رستم از زندان تنگ        در جهان خوش‌هوای خوب‌رنگ    
    من جهان را چون رحم دیدم کنون        چون درین آتش بدیدم این سکون    
    اندرین آتش بدیدم عالمی        ذره ذره اندرو عیسی‌دمی    
    نک جهان نیست‌شکل هست‌ذات        و آن جهان هست شکل بی‌ثبات    
    اندر آ مادر بحق مادری        بین که این آذر ندارد آذری    
    اندر آ مادر که اقبال آمدست        اندر آ مادر مده دولت ز دست    
    قدرت آن سگ بدیدی اندر آ        تا ببینی قدرت و لطف خدا    
    من ز رحمت می‌کشانم پای تو        کز طرب خود نیستم پروای تو    
    اندر آ و دیگران را هم بخوان        کاندر آتش شاه بنهادست خوان    
    اندر آیید ای مسلمانان همه        غیر عذب دین عذابست آن همه    
    اندر آیید ای همه پروانه‌وار        اندرین بهره که دارد صد بهار    
    بانگ می‌زد درمیان آن گروه        پر همی شد جان خلقان از شکوه    
    خلق خود را بعد از آن بی‌خویشتن        می‌فکندند اندر آتش مرد و زن    
    بی‌موکل بی‌کشش از عشق دوست        زانک شیرین کردن هر تلخ ازوست    
    تا چنان شد کان عوانان خلق را        منع می‌کردند کتش در میا    
    آن یهودی شد سیه‌رو و خجل        شد پشیمان زین سبب بیماردل    
    کاندر ایمان خلق عاشق‌تر شدند        در فنای جسم صادق‌تر شدند    
    مکر شیطان هم درو پیچید شکر        دیو هم خود را سیه‌رو دید شکر    
    آنچ می‌مالید در روی کسان        جمع شد در چهره‌ی آن ناکس آن    
    آنک می‌درید جامه‌ی خلق چست        شد دریده آن او ایشان درست    

 ما از آتشی که در غزه افتاد هراسان بودیم و کودکان غزه با معصومیت و صبر بی‌نظیرشان تمام هیمنه پادشاه جهود را شکستند. حال ملتها صف گرفته‌اند که سهمی از آتش غزه برگیرند. یهود همیشه از مرگ ترسیده و خواسته دیگران را از مرگ بترساند، درحالی که امت اسلام بدون انکه ادعای نحن ابناء الله احباؤه سردهد، مرگ را در آغوش می‌گیرد ما از ذلت گریزانیم آنها از مرگ. مرگ اگر مرد است گو پیش من آی / تا در آغوشش بگیرم تنگ تنگ.

متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: حقیقتاً همین‌طور است. در این رابطه به بانگ بلند قرآن باید گوش سپرد که در خطاب به یهود می‌فرماید: «قُلْ يا أَيُّهَا الَّذينَ هادُوا إِنْ زَعَمْتُمْ أَنَّكُمْ أَوْلِياءُ لِلَّهِ مِنْ دُونِ النَّاسِ فَتَمَنَّوُا الْمَوْتَ إِنْ كُنْتُمْ صادِقينَ (۶/ جمعه)  و این یعنی هر آن کس به اندازه‌ای که از مرگ هراس دارد در ادعای انس با حضرت معبود، فریب‌کاری می‌کند و کذّاب است و ملاحظه می‌کنید بحمدالله در بستر تاریخی که با انقلاب اسلامی شروع شد و «شهادت» وجهی از وجوه این تاریخ گشت، چه اندازه ملت ما در نسبت با حضور در آینده، خود را در آن شهادت‌ها جستجو می‌کنند و از این جهت چه گفتارها و چه زبان‌هایی درآینده در پیش است. آیا هنوز آن طور که در این تاریخ، شهادت طلوع کرده است، ما را توان درک آن هست؟ موفق باشید    

38615

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش

با سلام خدمت استاد بزرگوار: جا داره همین جا ازتون تشکرکنم که زندگیم با شما عوض شد. استاد یه مدتی هست احساس گم گشتگی دارم همش دنبال یه چیزم که بیفتم تو راه. یه مدت دنبال این بودم برم حوزه، یه مدت دنبال حفظ قرآن و فکر می‌کنم خیلی کارهام بیهوده است حس می‌کنم باید یه کاری بکنم ولی نمیدونم چیکار. رشته ام هنر هستش و نقاشی کار می‌کنم فکر می‌کنم اونم بیهوده است و به درد آخرتم نمیخوره، مثلا دارم ظرف می‌شورم یا نقاشی میگم برو یه کار بهتر کن. با دلهره و اضطراب بیدار میشم صبحها، مثل اینایی شدم که نه دنیا را دارند نه آخرت. لطفا راهنماییم کنید. ممنون میشم

متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: اگر انسانِ این دوران بنا نداشته باشد خود را فریب دهد به هر حال با چنین نحوه حضوری روبه رو خواهد بود. در این مورد خوب است به مباحثhttps://lobolmizan.ir/sound/1363?mark=%D9%86%DB%8C%D8%B3%D8%AA%20%D8%A7%D9%86%DA%AF%D8%A7%D8%B1%DB%8C «راز نیست‌انگاری دوران و راه عبور از آن» رجوع شود. موفق باشید

38541

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش

با سلام: استاد عزیز در مورد احکام فقهی گاهی که پیگیری می کنیم در مورد حکم مسئله ای با یک ذهن کنجکاو یا کمی فلسفی تر با حکمی که فقیه می دهد متفاوت است؟ در طهارت و معاملات و.. یعنی فقیه گاها حکم به پاکی و حلالی و صحیح بودن می دهد آیا این به سهل بودن دین اسلام برمی گردد؟ دوم اینکه استاد عزیز در مورد مباحث عرفانی گاهی یک جمله یا آیه ای در شخصی انقلابی بپا می کند ولی همان جمله در نفراتی دیگر تاثیری ندارد؟ و در آخر استاد عزیز به نظر شما یک راه بهتر که انسان بفهمد خداوند کدام راه را برای انسان بیشتر می پسندد چه راهی است؟ استاد گاهی بین دل وعقل گیر می کنم. ممنون

متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: ۱. فقیه صرفاً بر اساس تفقه در آیات و روایات نظر می‌دهد با نظر به این‌که سخن قرآن و روایات ماورای عقل جزئی انسان‌ها می‌باشد. ۲. زمینه روحی افراد و اشارت پذیری آن‌ها متفاوت است. ۳. «رَه چنان رو که رهروان رفتند». موفق باشید

38468

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش

سلام و عرض ادب و احترام خدمت استاد معظم (زید عزه) و آرزوی سلامتی و توفیقات روزافزون؛ دو نفر از خواهرانم که هر کدام بیش از ۳۳ سال دارند، در گذشته بنا به فضای مذهبی خانواده اهل حجاب و نماز و روزه و اعتقاد به عقاید شیعه بودند، پس از ورود به دانشگاه و بعد از آن تحت تاثیر فضای اینستاگرام و امثال آن و ازدواج با همسری که اهل نماز نبود و متاثر از رسانه‌های بیگانه بود، ابتدا حجاب را کنار گذاشتند و هم اکنون با صراحت دم از عدم اعتقاد به نبوت و امامت می‌زنند و معتقدند عقل انسان و فطرت او برای زندگی درست، کافی است و وقتی ایشان را ارجاع به منابع علمی می‌دهیم به هیچ وجه حاضر به مطالعه و پذیرش ادله نیستند. حتی از من می‌خواهند که حرف شبهه افکنان را گوش دهم و مرا متعصب و جاهل می‌دانند. در فقه شیعه، کسانی که منکر نبوت رسول الله صلی الله علیه و آله و سلم و امامت ائمه علیهم السلام شوند، کافرند. آیا خواهرانم که تحت تاثیر مسائل گفته شده به این مرحله رسیده‌اند، کافر محسوب می‌شوند؟ آیا مستضعف فکری نیستند؟ در صورت استضعاف فکری، باز هم مشمول حکم کفر و نجاست هستند؟ برکاتتان مستدام

متن پاسخ

 باسمه تعالی: سلام علیکم: به هر حال این مائیم و آینده ای بس طوفانی که اگر خود را با عمق معرفتی که در آخرین دین هست آشنا نکنیم و در همین رابطه با دیگران حقایق را در میان نگذاریم، باید نگران بود. بی‌حساب نیست که رهبر معظم انقلاب در بیاناتی که با مبلغین و طلاب حوزه‌های علمیه سراسر کشور داشتند فرمودند که نگران تبلیغ هستند. در مورد نکته آخر، آری! این افراد که می‌فرمایید واقعاً مغرض نیستند بلکه تحت تأثیر تبلیغات دشمن و کوتاهی‌های ما می‌باشد و به همین جهت فرموده اند حکم کافر را ندارند. موفق باشید

38425

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش

سلام علیکم: استاد شما در یکی از مباحثتون در مورد خیالات می‌فرمایید خیالات را دنبال نکنید تا از تنگنای برزخی بیرون بیاید چون خیالات ما را به تنگنا دعوت می کند. من مدت یک سال است دچار ابتلای سختی شدم که مجبور به انجام یه گناه شدم و هرکاری می کنم از حواشیش در امان نیستم طوری که مجبور شدم یکی دو بار دیگه اون گناه رو تکرار کنم. مثل یه جنگ عظیم درونم که گاهی شیطان نفسم پیروز شده و بقیه زمانها مشغول مبارزه ام برای رفع و دفع اون گناه و خیالات. این ابتلا به شدت همه ذهنم رو درگیر کرده که همش میخوام دوری کنم و همش شیطان نفسم با تمام قواش میخواد من رو زمین بزنه از طرفی باعث شده دیگه جایی برای خیالات دیگه نمونه که نمیدونم این خوبه یا نه از طرفی باعث شده از ترس این که این خیالات نیاد و آسیب نزنه دائم متوسل به ذکر و یاد خدا باشم یه جورایی دائم پناهنده باشم میتونم بگم هیچ ذکر و دعا و توسلی من رو نجات نداد انگار در برزخم هستم و تنها موندم با اعمالم از طرفی به طورعجیبی در این مدت در روزی زیارت های خوب و زیاد و با برکت به روم باز شده انگار میخوان بهم قوت بدن که تو این مبارزه بزرگ درونیم کم نیارم اما یه چیز هنوز برام مونده در این تنگنای عجیب و سخت اونم نقطه امید به خداوند رحمانه که مطمئنم خلاصه نجاتم میده. نمیدونم دارم مسیر رو اشتباه میرم یا درست آیا زیادی امیدوارم؟ یا باید یه کار دیگه بکنم؟ همه این خیالات ناشی از گناهیه که مجبور شدم انجام بدم حالا همه ذهنم درگیر توبه و جدال با اون خیالاتشه که نمیخوام باشه و هی میاد و هی این جنگ غالب و مغلوب میشه البته اینم بگم از برکات این ابتلا مخصوصا اینه که تقریبا ادعاهایی که داشتم را خدا جلو چشمم ریخت و فهمیدم گرفتار عجب بدی بوده و البته هنوزم هست که خدا خودش داره میریزونه. لطفا راهنماییم کنید.

متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: در این موارد نباید به خود سخت‌گیری کرد. با امید به پذیرش توبه، باید به زندگی عادی خود ادامه داد. موفق باشید

38292

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش

سلام و درود: بنده بنا به شغل و کار و فعالیت روابط تعریف شده و مشخصی دارم.‌ اصولاً هم همه کاری هست و با همجنس خودم هم رابطه دوستی. ولی در رابطه با آقایان، در تلاشم رابطه مشخص و تعریف شده داشته باشم. چنانچه گمان کنم ممکن است عواقب داشته باشم و رابطه سالم نباشد، کلا قید آن کار و ... را می‌زنم. با این حال ، ۱۰ سال قبل با فردی کاملا مذهبی و مقید در فضای کار، همکار شدم که ایشان ابتدا ابراز علاقه کردن و بعد حتی از خواستگاری رسمی هم منصرف شدند! گفتن قصد ازدواج ندارند. من هم با ایشان کلا قطع رابطه کردم و از فضای آن کار خارج شدم. اما ایشان تقریبا هر یک سال یکبار پیامی برای مثلا مشارکت در فلان کار می‌دادند.‌ یا متوجه می‌شدم پیج من را فالو کردن، در صورتیکه من چندین بار پیج ام را عوض کردم و مانده بودم ایشان چطور پیدا کردن. البته ‌در حد یک سرکشی ساده و بدون هیچ پیام و صحبتی در همین حد. اصلا قصد درخواست ازدواج هم نداشتن. فقط سر زدن. می‌دانم ایشان همچنان مجرد هستند.‌ حقیقتا با این کارشان خیلی باعث آزار و‌ رنجش بنده هستن. خیلی تلاش کردم که بتوانم ایشان را فراموش کنم اما نتوانستم. با این حال با توجه به اینکه این فرد کاملا خیلی مذهبی هستند. حقیقتا برایم سوال بزرگ و پرچالش و مهمی ایجاد شده که چرا چنین کاری می‌کنند و پیام می‌دهند؟ این کار ایشان گناه ندارد؟ این نوعی تامین ارتباط نیست؟ من شناختی از مردان ندارم و نمی‌دانم این کار چه معنی دارد وقتی که ایشان به شدت و محکم قصد ازدواج ندارند!

متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: به هر حال معلوم است که این نوع تجسس‌ها و سرکشی‌ها خلاف شرع است و شما با مشغول کردن خود در امور مهمه معرفتی سعی کنید ذهن خود را مشغول این امور ننمایید. پیشنهاد می‌شود کتاب «ادب خیال و عقل و قلب» که روی سایت هست مطالعه شود. موفق باشید

38264

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش

سلام و عرض ادب خدمت استاد گرانقدر: از استادی یک سیر مطالعاتی فلسفه غرب خواستم که ایشون این سیر رو پیشنهاد دادن ۱. رساله های افلاطون ۲. آثار آگوستین و توماس آکویناس ۳. آثار کانت ۴. آثار دکارت ۵ اسپینوزا آیا این سیر مورد تایید شما می‌باشد و در غیر اینصورت ممنون میشم یک سیر مطالعاتی فلسفه غرب پیشنهاد بدید. با تشکر

متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: بالاخره باید این موارد را طی سیر مطالعاتی مورد توجه قرار داد. در این موارد می‌توانید به جزوات «تاریخ فلسفه غرب» که روی سایت هست، رجوع فرمایید. موفق باشیدhttps://lobolmizan.ir/leaflet/397?mark=%D8%AA%D8%A7%D8%B1%DB%8C%D8%AE%20%D9%81%D9%84%D8%B3%D9%81%D9%87%20%D8%BA%D8%B1%D8%A8
https://lobolmizan.ir/leaflet/960?mark=%D8%AA%D8%A7%D8%B1%DB%8C%D8%AE%20%D9%81%D9%84%D8%B3%D9%81%D9%87%20%D8%BA%D8%B1%D8%A8
 

38247

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش

سلام استاد بزرگوارم: خدا قوت. استاد جان با توجه به اینکه در تاریخ نیست انگاری هستیم چطور نماز با حضور قلب بخوانیم؟ خدا از ما همچون اقوامی که در چنین تاریخی زندگی نکردند توقع دارد؟

متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: آری! و صد آری! همین‌که متوجه شدیم ظرفیتی بیش از ایمان دیروزین داریم، این شمایید که به دنبال آن ایمان، راهِ حضرت سیدالشهداء «علیه‌السلام» مدّ نظر می‌آید. و در این مورد خوب است به سؤال و جواب شماره 20694 تحت عنوان «اربعین؛ چشم‌اندازِ عبور از نیهیلیسم دوران» رجوع فرمایید. موفق باشید

38231

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش

سلام علیکم: استاد یزدان پناه در صفحه ۲۲۷ کتاب مبانی عرفان نظری می فرمایند: «این ذات مطلق و یگانه حق تعالی است که به واسطهٔ داشتن تمام کمالات در مقام ذات به صورت اندماجی خود را در موطن کثرت با جلوه های گوناگون ظاهر می سازد. از همین رو یکی از اموری که عارف در هر موطن و هر مقامی در پی آن است شناخت اسمی است که در آن موطن غلبه دارد و بر آن مقام حاکم است تا چگونگی تجلی حق در آن موطن را به حقیقت دریابد.» حال سئوال این است: اگر انقلاب اسلامی را کشف امام خمینی از بطن تاریخ این زمان بدانیم و قاعدتا برای آن حقیقتی را بخواهیم متصور باشیم، در موطن و مقام انقلاب اسلامی، چه اسمی غلبه دارد؟ و تجلی حق در این موطن با چه اسمی است؟ یعنی حضرت حق در امروز تاریخ ما با چه نمودی ظاهر شده است؟ و بعد از انقلاب اسلامی، حوادثی چون طوفان الاقصی، اربعین و... آیا هر کدام دربردارنده اسمی خاص هستند و یا نه همه ذیل اسم کلی ای که انقلاب اسلامی آن را نشان می دهند جمع هستند؟ و خدا می‌داند اگر با این دید به انقلاب اسلامی بنگریم، چه عظمتی دارد و امام چه کاری کرده اند کارستان. ممنونم

متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: به حضور نور محمدی «صلوات‌الله‌علیه‌وآله» به جلوه «اسم الله» بیندیشید به حکم: «قُلْ هَذِهِ سَبِيلِي أَدْعُو إِلَى اللَّهِ ۚ عَلَىٰ بَصِيرَةٍ أَنَا وَمَنِ اتَّبَعَنِي وَسُبْحَانَ اللَّهِ وَمَا أَنَا مِنَ الْمُشْرِكِينَ» از آن جهت که باید از طریق انقلاب اسلامی بشر، به عنوان خلیفۀ الله در این آخرین دوران به خود آید و در ظرفیت ِ آخرالزمانی خود که گسترده‌ترین ظرفیت است، حاضر شود. موفق باشید

نمایش چاپی