بسم الله الرحمن الرحیم
گروه فرهنگی لب المیزان
به لب المیزان خوش آمدید.
گروه فرهنگی المیزان
آرشیو پرسش و پاسخ ها
تعداد نمایش
شماره پرسش:
نمایش چاپی
شماره عنوان پرسش
38189

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش

با سلام و تحییت خدمت شما استاد طاهرزاده: طبق جواب سوال lobolmizan_7ic9jixeho عنفوان و برهان و مراوده یعنی چی؟

متن پاسخ

 باسمه تعالی: سلام علیکم: عنایت داشته باشید که برای بنده چنین فرصت‌هایی نیست که ما را به جای دیگری ارجاع دهید. بهتر است به طور مختصر سؤال خود را بفرمایید تا در حدّ امکان در خدمتتان باشم. موفق باشید

38124

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش

استاد سلام علیکم: پزشکیان: دولت من هرگز تسلیم زورگویی، فشار و استانداردهای دوگانه نخواهد شد. تجربۀ دو دهه مذاکرات باید این را نشان داده باشد که ما پایند به تعهدات بودیم. فشار و تحریم پاسخ نمی‌دهد و با مردم ایران باید با احترام سخن گفت. ایران همواره در سمت درست تاریخ و انسانیت ایستاده است. من به پشتوانه مردم و حمایت رهبری از حقوق ملت در صحنۀ بین‌المللی پاسداری خواهم کرد. استاد چه شده است؟ احساس کردم که آقای جلیلی این سخنان را دارد می گوید. هنوز مناظرات را فراموش نکردم که آقای جلیلی چه صحبت های کرد و پزشکیان مخالف آنها بود ولی امروز همان راهی که آقای جلیلی متذکر آن بودند را دارد می‌گوید؟ استاد چیزی که الان من را گیج کرده و توان تشخیص را از من گرفته این است که آیا ایشان این حرف را و کارها و یا دیدارها با خانواده شهدا و... را از ته دل می زنند و انجام می دهند و مثل آقای رئیسی بر روی آن می ایستند یا فقط در حد حرف است یا اینکه شاید دوباره نیرنگی در کار باشد یا شاید می‌خواهند افراد انقلابی را سمت خود بکشند؟ نمی‌دانم آخر ایشان چه جور آدمی هستند؟ به ایشان می توان امید داشت یا خیر؟ آیا ایشان اصلاح طلب هستند یا واقعا دلسوز مردم و نظام؟ و آیا به ایشان می توان اعتماد داشت یا خیر؟

متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: سخنان آقای دکتر پزشکیان در زمان تحلیف، همان سخنان انقلاب اسلامی بود. می‌توان گفت وجدان تاریخی ما اگر صادقانه در صحنه حاضر شود، مسیری را می‌گشاید که باید در آن قرار بگیریم بخصوص که آقای دکتر عارف مرد متعادلی است. موفق باشید

38080

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش

سلام و عرض ادب استاد: بعد از فشار روحی شدیدی که کشیدم، یه مدته (یک ماه) موفق نمیشم هر سه نوبت نماز روزانه رو درست بخونم و خیلی حالم بده از این موضوع. هر کاری می کنم بازم نمیتونم موفق بشم واقعا خسته شدم از بس تلاش کردم و عذاب وجدان دارم و نمیدونم چرا اینجور شد. منی که نمازام همه اول وقت بود الان مثلا یه نوبتش از دست میره. شاید از خستگی زیاد یا از اینکه تو شرایط سخت تنهایی جلو اومدم و فشار وحشتناکی متحمل شدم. از اون طرف حدیث درباره نماز میخونم و ناامید میشم. چه راهکار عملیاتی برای اینکه موفق شم و مصداق سبک شمردن نماز نباشم وجود داره؟ نمیتونم فشار روحی دیگه تحمل کنم راه آسونی بلدید؟

متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: به ما فرموده‌اند: «آن‌قدر ای دل که توانی بکوش / گرچه بهشتش نه به کوشش دهند». ما باید امیدوار به رحمت الهی باشیم. موفق باشید

37988

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش

سلام و وقت بخیر خدمت شما: در انتخابات با تمام معیارهای مثبتی که آقای جلیلی داشتند ولی تنها چیزی که که ذهن بنده را به خود مشغول کرد این بود که چرا حاج قاسم عزیز همیشه آرزوی رئیس جمهور شدن آقای قالیباف را داشتند؟ از پیام های خانم زینب سلیمانی هم کامل مشخص بود که ایشون از آقای قالیباف حمایت می کنند. سال ۹۲ آقای جلیلی بودن و حتی زمان آقای احمدی نژاد یعنی سال ۸۴، چرا حاج قاسم عزیز را که دیگر هیچ شکی در ذوب بودن ایشون در ولایت نداریم طرف آقای قالیباف بودن؟

متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: جناب آقای قالیباف در جای خود مرد توانایی است و آن را در مسئولیت‌هایی که داشتند، نشان دادند. ولی به نظر بنده این مربوط به تاریخ پیشاشهید رئیسی است و با حضورِ شهید رئیسی افق دقیق‌تری جهت ادامه انقلاب در امور اجرایی پیش آمد که تصور بنده آن است که با دکتر جلیلی ادامه این امر ممکن است. موفق باشید

37848
متن پرسش

با سلام، استاد گرامی ضمن تشکر از زحمات شما برای دفاع از حق و جبهه حق، نکته ای به نظرم رسید که فکر می‌کنم بولد کردن آن دفاع از حق که در این زمان در ساحت آقای دکتر جلیلی تجلی پیدا کرده را آسان تر می‌گرداند، و آن نکته این است که با توجه به اطلاعاتی که من دارم جناب جلیلی جانباز و احتمالا با درصد بالایی از جانبازی هستند و یک پای خود را در راه دفاع از حق از دست داده اند ولی به دلیل خلوصشان از این نکته نه خودشون و نه حامیانشان جهت تبلیغ و روشن تر شدن شخصیت فداکار ایشان استفاده نکردند، در حالی که پر واضح است که ایشان در راه دفاع از میهن اسلامیشان جانباز شده اند و مسلما سختی های زیادی را در این مدت متحمل شده اند ولی دست از تلاش و کوشش برنداشته اند، به نظرم توجه دادن مردم به این مسئله خود به خود حق واقعی را برای فطرت های خداطلب ایشان واضح می‌کند، و من الله توفیق

متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: همچنان‌که قبلاً عرض شد بنده وقتی در سال‌های گذشته با آقای دکتر جلیلی گفتگویی چند ساعته داشتم، ایشان را گوهری یافتم که جامعِ سیاست و دیانتِ توحیدی بود و از آن جهت عرض شد نباید ایشان تحت عنوان «اجماع» از صحنه حضور کنار بروند از آن جهت که نظر به ایشان به یک معنا نظر به سیاستِ توحیدی انقلاب است. البته بدون آن‌که بخواهیم شخصیت ایشان را شخصیتی ماورایی قلمداد کنیم. موفق باشید        

37833

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش

سلام علیکم استاد: استاد حتما شنیدید داستان دوتا زنی که روی بچه ای ادعا داشتن و با ترفند حضرت امیر علیه السلام در قضاوتشون، مادر واقعی بچه کوتاه میاد و ایثار میکنه، از اجماع نکردن دو کاندیدای انقلابی یاد این داستان افتادم و با خودم میگم قالیباف به نظر سنجی ها تمکین نکرد و جلیلی هم اگه دلسوز انقلاب بود میتونست ایثار کنه که اگه یکی از این دو اتفاق افتاده بود احتمالا کار در دور اول به نفع انقلاب تمام می‌شد اون هم در این شرایط منطقه ای بسیار بسیار حساس که سید نصرالله عزیز هم دیروز بر زبان آورد، آیا اینطور نیست که هر دو بزرگوار امتحان خوبی پس ندادن؟

متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: به نظر می‌آید این مثال با موقعیتی که جنابعالی متذکر آن هستید، تطبیق نکند و در این رابطه نکات دقیقی در میان است که در محدوده این سؤال و جواب نمی‌گنجد.در این مورد خوب است نظری به نکته ای که آقای  مالک شریعتی، نماینده‌مجلس فرموده اند بیندازیدhttps://eitaa.com/asatid_enghelabi/74674موفق باشید

37808

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش

با سلام و خدا قوت خدمت استاد عزیز: با توجه به صحبت شما که فرمودید کارها باید از کف جامعه و از پایین درست شود و حتی مثال آقای احمدی نژاد (چهار سال اول) را زدید که از آن دوره بهتر نبود و کار حل نشد و فهمیدیم باید از پایین کار حل شود و باز در دیداری که رهبر عزیز با حاج مهدی رسولی داشتند که آنجا می‌خواستند مستقیم وارد شوند و حمایت کند از یک شخص خاص ولی رهبری ایشون را منع کردند و فرمودند بروید برای تمدن نوین اسلامی کار کنید و باز اشاره ای کوتاه دارم به سخنان رهبری در ۲ اردیبهشت ۱۳۹۲ فرمودند یکی از چیزهایی هم که الان به این مناسبت، در این برهه‌ی زمانیِ بخصوص لازم است عرض بکنم، [اینکه] سعی کنید از گسترش نفوذ و کلمه در سطح کشور در مسائل زودبازده - مثل انتخابات و مانند اینها استفاده نشود. یعنی واقعاً به‌ نظر من حیف است کار وسیع فرهنگی که انسان بخواهد انجام بدهد، وسیله‌ای قرار بدهد برای اینکه مثلاً در انتخابات یکی جلو بیاید، یکی عقب برود. این تشکیلات را تا آنجایی که ممکن است صرف این‌ جور کارهای زودبازده [نکنید] تعجب بنده این است چرا باید شخصا از یک کاندیدا ولو این کادیدا کاملا اصلح باشد حمایت کنید؟ پیشاپیش از این که مصدع وقت شریف شدم عذر خواهی می کنم. با تشکر

متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: همچنانکه عرض شد بنده آقای جلیلی را یک نامزد در کنار دیگر نامزدها نمیدانم. خوب است در این مورد به عرایضی که تحت عنوان «کدام رئیس جمهور و حضور در کدام آینده؟» https://eitaa.com/matalebevijeh/17011 شد رجوع فرمایید. موفق باشید

37708

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش

سلام استاد وقت شما بخیر: مگر گفته می شود جسم روحانی کعبه (بیت المعمور) در آسمان قرار دارد؟ آیا کربلا نیز به همین صورت است؟ (با توجه به روایاتی که خلقت کربلا را قبل از کعبه می داند) اگر بلی چرا انبیاء و اوصیا برای زیارت کربلا به زمین می آیند؟

متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: به هر حال مطابق روایات، منشأ ظهور زمین از مکه و از باطن آن یعنی بیت المعمور است هرچند تعین روشن زمینی که ما را به بیت المعمور و انوار باطنی آن منتقل می‌کند؛ در کربلا راحت‌تر محقق می‌شود ولی این حضور هم مبتنی بر نظر به همان کعبه و بیت المعمور پیش می‌آید و به همین جهت انکار جایگاه کعبه، عملاً ما را نسبت به برکات دیگر مظاهر، محروم می‌کند. موفق باشید

37636

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش

سلام استاد: آیا افرادی که به عالم برزخ می‌روند از وحدت وجود آگاهی پیدا می‌کنند؟

متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: آری! به همین جهت اظهار می‌دارند: «رَبَّنَا أَبْصَرْنَا وَسَمِعْنَا». موفق باشید

37576

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش

با سلام: موجودات مثالی دارای مکان مادی نیستند. آیا می‌توان گفت که موجودات مثالی در عین آنکه دارای مکان مادی نیستند اما دارای مکان مثالی و برزخی هستند؟ با تشکر!

متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: آری! موجودات مثالی و برزخی، جسم و صورت دارند، ولی جنسِ آن‌ها مادی نیست که موجب ایجاد مکان برای خود باشند. موفق باشید

37440

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش

با سلام و تحییت خدمت شما استاد طاهرزاده: ۶. گاهی حس می‌کنم که صدای آرامم شنیده نمی‌شود و با برخی افراد باید جدال کنم تا عیبشان را متوجه شوند. آیا اجازه این کار را داریم؟

متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: حتی در جدال هم به ما فرموده‌اند: «و جادلهم بالتی هی احسن» و به همین جهت ائمه ما «علیهم‌السلام» میدان گفتگو با مخالفان را نیز میدان عدم تحقیر تشکیل می‌دادند که نمونه‌های آن را در مناظرات حضرت رضا «علیه‌السلام» با مخالفان ملاحظه می‌کنید. موفق باشید

37420

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش

بسم الله الرحمن الرحیم. با سلام و عرض ادب خدمت استاد گرامی. استاد عزیز برای شما آرزوی سلامتی دارم. فدای سخنان و اندیشه ها و تفکر نجات بخشتان کنم.

متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم:
 من که باشم که بر آن خاطر عاطر گذرم
لطف‌ها می‌کنی ای خاک درت تاج سرم
دلبرا بنده نوازیت که آموخت بگو
که من این ظن به رقیبان تو هرگز نبرم
خرم آن روز کز این مرحله بربندم بار
و از سر کوی تو پرسند رفیقان خبرم
موفق باشید
 

37268
متن پرسش

در میخانه گشایید به رویم شب و روز که من از مسجد و از مدرسه بیزار شدم. استاد مگر نه اینکه «ادعونی استجب لکم» صحیح است «و اذا مرضت فهو یشفین» صریح؟ مکر نه اینکه عشق در یک لحظه اتفاق می‌فتد؟ مگرنه اینکه خیلی ها کم طاقتند و دل نازک و شکستنی ترند؟ مگر نه اینکه از فصوص و منازل و نماز و طاعت کاری نمی‌آید و او با ندایی در باز می‌کند و باب خانه معشوق باز است؟ مگر نه اینکه از همه بریده ایم؟ مگرنه اینکه عشق صورت می‌خواهد؟ استاد من نمی‌توانم با شعر رباید دلبر از تو دل ولی آهسته آهسته زندگی کنم! استاد از خودم بیزارم، مگرنه اینکه خوب و بد را اینجا باهم می‌خرند؟ آه که چه سخت است غطائی که چشمانم را کور کرده است. می‌دانم مشکل از من است اما بنظرم کار معشوق هدایت امثال من که بد هستم است! خوب ها که خوبند! مگرنه اینکه جدشان با جذامی‌ها می‌نشست، جذام ایمان من هم نمی‌تواند مانع رویتش شود! مگرنه اینکه ... مگرنه اینکه... استاد من گله دارم از این سردرگمی! از این بی کسی! از بی معشوقی و بی امامی! او که هست می‌دانم ولی استاد مگرنه اینکه هرجا گلی هست خار و خاشاکی هم هست! آه که ان الله لا یعجل لعجله الناس! اما من از فردا بیمناکم که نکند وقتی در خودم غوطه‌ورم سر برسد! می‌دانم که به درد همان گردو بازی می‌خورم! ما را چه به کوچه لیلی! اما مگرنه اینکه او هیچ صدایی را بی پاسخ نمی‌گذارد و همین آه لبیک پیشاپیش اوست؟ آه که چه زمانه سختیست! متی احار فیک یا مولای! می‌گویند وقتی می‌بینی اش که دیدن و ندیدن برایت فرقی نکند وای خدا نکند که به این حال برسم که دیدن و ندیدن معشوق با هر توجیهی برایم فرق نکند! من خاک بر سر گمراه نبینمش چه کنم! حالا نمی‌دانم اسمش می‌شود اوبژه یا سوبژه! استاد من دارم از بی مونسی قابل رویت می‌میرم دعایی بکنید برایمان! دعای استاد در حق شاگرد مستجاب است! بخدا پیگیر مباحث عرفانی هستم می‌دانم این حرفهایم کلی ایراد دارد و صحیح نیست و بی مبنا هستند! اما کم آوردم، رویت او در انقلاب و رهبری و امام و... درست جای خود اما رویت متعینه شخصیه او خودتان هم می‌دانید چیز دیگریست که به همه حصولمان آتش می‌زند! آه از کوری و دوری و صبوری! نوری کاش می‌تابید به این خیال آشفته تا از موقنین شوم! و کذلک نری ابراهیم ملکوت السماوات و الارض! ابراهیم نیستم اما کذلک ای می‌شود برایم پیش بیاورند! آه از این خودخواهی های من! امام را هم برای تسلی دل خود و هوس می‌خواهم چه کنم که نمی‌فهمم و با نفهمی انس دارم! خاک بر سر من که جذام ایمانم را خورده! و باز خاک بر سر من. ای حجت خدا این دیوانه را ببخش یا صاحب الزمان

متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: فرمود: « ثُمَّ جَعَلْنَاكُمْ خَلَائِفَ فِي الْأَرْضِ مِنْ بَعْدِهِمْ لِنَنْظُرَ كَيْفَ تَعْمَلُونَ» سپس شما را به جای گذشتگان در میان آوردیم تا بنگریم شما چه می‌کنید. حال مائیم و تجربه ایمانی که از یک طرف دلْ به دلبر دادن است و ناز او را کشیدن، و از طرف دیگر با خالِ لب او روبه‌روشدن و هزار سرگردانی. این یعنی ما را و رسیدن به لب یار کجا، که محل تجلیات ذاتیه انوار الهی است. مائیم و لب یار و بیماری از همان نوعی که در نوشته شما به چشم می‌خورد. و این قصه این زمانه است که زمانه سرگردانی است در بیابانی که انسان‌ها لیلایِ دیروزین خود را که در دفاع مقدس با آن مأنوس بودند از کف داده‌اند تا در ساحتی دیگر او را بیابند. و این قصه سرگردانیِ امروزین ما می‌باشد. لیلا را باید در ساحتی دیگر پیدا کرد، ساحتی که با «وجود» می‌توان سر و کار پیدا کرد. وجودی که هیچ چیز نیست، ولی هست. و این یعنی «دوست دارد یار این آشفتگی». زیرا سر به سامانِ دیروزین نهادن کافی نیست. موفق باشید        

37133

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش

سلام و رحمت خدا بر شما استاد بزرگوار: پیشاپیش رسیدن ماه مبارک رمضان رو تبریک عرض می‌کنم و از شما التماس دعا دارم. ان شاءالله اواخر اسفند راهی سفر کربلا هستیم اگر امکان داره نکته و راهنمائی بفرمائید برای بهره مندی بیشتر از این سفر و اینکه بشه کوله بار رو توی این سفر بست.

متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: باید با امید به لطف الهی در بستر شخصیت‌های معصوم جلو رفت و باز جلوتر. در این مورد خوب است به جزوه «همراه با زائر عتبات» https://lobolmizan.ir/leaflet/179?mark=%D8%B9%D8%AA%D8%A8%D8%A7%D8%AA که روی سایت هست، رجوع فرمایید. موفق باشید

37049

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش

بسمه تعالی. خدایا حال که ما را احترام کردی در آزادی قرارمان دادی خودت ما را کمک کن انسانیت را باز برگزینیم و دلمان گرفتار نقشه های دشمن نشود. این انتخابات را برایمان مبارک و گشوده قرار ده و پله ای بلند از ترقی بسوی زندگی با خودت تقدیر فرما «وَ أَنْ تَجْعَلَنِی مِمَّنْ یُدِیمُ ذِکْرَکَ وَ لا یَنْقُضُ عَهْدَکَ وَ لا یَغْفُلُ عَنْ شُکْرِکَ وَ لا یَسْتَخِفُّ بِأَمْرِکَ إِلَهِی وَ أَلْحِقْنِی بِنُورِ عِزِّکَ الْأَبْهَجِ فَأَکُونَ لَکَ عَارِفا وَ عَنْ سِوَاکَ مُنْحَرِفا وَ مِنْکَ خَائِفا مُرَاقِبا یَا ذَا الْجَلالِ وَ الْإِکْرَامِ وَ صَلَّی اللَّهُ عَلَی مُحَمَّدٍ رَسُولِهِ وَ آلِهِ الطَّاهِرِینَ وَ سَلَّمَ تَسْلِیما کَثِیرا.»

متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: آری! این بهترین راه برای حضور در جهان و در نزد خداوند است که انسان از خداوند بخواهد تا بهترین شرایط انس با خودش را برایمان فراهم کند و به گفته جناب مولوی: «تو مگو ما را به آن شه راه نیست / با کریمان کارها دشوار نیست». موفق باشید

37035

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش

با سلام خدمت استاد عزیز سوال اول: همانطور که در روایت داریم. قیامت هم اکنون حاضر و موجود است و بقول معصوم ع هرکه غیر این را بداند ازما نیست. در کتاب برهان تا عرفان در بخشی شما میفرمایید: وقتي جهان مادي از مادّه بودن خارج شد و به فعليّت رسيد و نوراني گشت، ديگر آن جهان از نظر درجة وجودي، وجودي است برتر كه نقص‌هاي عالم مادّه در آن نيست و اين همان قيامتِ عالم مادّه است.طبق بحث حركت جوهري، هم اكنون جهان دارد قيامت مي‌شود. این 2 موضوع چگونه با هم جمع میشوند؟ سوال دوم: همانطور که شما فرمودید چون جوهر ماده غیر حسی است لذا حرکت جوهر قابل مشاهده نیست. حال آیا راهی وجود داره تا بگوییم مثلا جوهر سیب در دریافت فیض از عالم بالا، یا جوهر آسمان و زمین در تکامل و حرکت به چه حد از تکامل استعداد خود رسیده اند؟

متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: 1- همان‌طور که عرض شده آری! عالم ماده در درون و در ذات خود دارد قیامت می‌شود و به مرتبه‌ای از «وجود» می‌رسد که آن مرتبه، اکنون هست زیرا حرکت بدون غایتِ مفقود ممکن نیست 2- فکر نمی‌کنم. زیرا بحث در شدت «وجود» است. موفق باشید

36966

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش

سلام علیکم: خسته نباشید. در مباحث شما چند واژه برایم دقیق روشن نیست می‌خواستم توضیحی بفرمایید؟ یک: کلمه افق دو: اکنون بی کران سه: انتظار چهار: وارستگی پنج: تاریخ (مثل تفکر تاریخی هست) ششم: گشودگی البته این طور نیست که کلا چیزی متوجه نباشم بلکه می‌خواهم دقیق تر مدنظر داشته باشم. خیلی ممنون

متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: هر کدام از این واژه‌ها ریشه در مقدماتی دارد که پیشنهاد می‌شود با رجوع به سیر مطالعاتی که در سایت هست؛ کار را شروع کنید. موفق باشید

36803

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش

استاد سلام علیکم: در صوت کتاب معرفت النفس و الحشر شما یه سوال برام پیش اومد چون کیفیت صوت خیلی پایین هست و اون اینکه در مورد تبدیل شدن قوم حضرت موسی به خوک و میمون در این نشعه اتفاق افتاده در بدن گوشتی آنها یا نه در بدن مثالی آنها؟ التماس دعا

متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: گویا با نظر به روایات مربوطه، در همین دنیا و با بدن مادی آن مسخ انجام شد، ولی خیلی زود همه مُردند و این‌طور نیست که خوک و میمون‌های موجود، همان افراد مسخ‌شده باشند! موفق باشید

36676

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش

سلام وقت بخیر: صدای خورد شدن استخوان های اسراییل از کرمان شنیده شد. به به ....به به

متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: همین‌طور است. به گفته جناب مولوی: « زآنک هر بدبخت خرمن‌سوخته / می‌نخواهد شمع کس افروخته.  هین کمالی دست آور تا تو هم / از کمال دیگران نفتی به غم». موفق باشید 

36641

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش

سلام و عرض ادب خدمت استاد عزیزم: استاد من خیلی از دست همکارانم رنجیده خاطر می‌شوم، بخاطر حقه بازی هایی که در حین کار انجام می‌دهند، من هم نمیتونم سکوت کنم و از حق بگذرم و باهاشون برخورد می‌کنم، و این برخورد باعث می‌شود تا چند روز فکر و ذهنم درگیر اون مسئله باشه، و آدمی هستم تا ثابت نکنم ول کن نیستم، هرکاری هم می‌کنم بحث و جدل را کنار بگذارم به خودم میگم که نه در قیامت مظلوم هم مانند ظالم مؤاخذه می‌شود که چرا از حقش دفاع نکرده است، حیف این دل نیست درگیر مسائلی باشد که ما را از یاد خدا ببرد؟

متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: تذکرِ مشفقانه به رفقا دادن کار خوبی است در آن حدّ که به خود آیند، ولی دنبال‌کردن آن‌ها نیاز نیست. موفق باشید

36524

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش

سلام علیکم: ۱. آیا درست است که بگوییم «رب» اسم جامع است لکن اسم مستقل جامع نیست مثل «الله» بلکه اعتباری است؟ ۲. نسبت شهدا با اسم رب چیست آیا صرفا در مقام فیض بردن از رب هستند در عوالم مربوب رب اند یا این که مظهر اسم رب هم هستند در عوالم و اگر مظهر اسم رب هستند مطلق است یا خیر؟ چرا که اگر مطلق باشد مقام مافوق تصوری برای شهداست؟ ۳. اگر پاسخ مثبت است کیفیت مظهریت آنها و ظهوراش در عوالم چگونه خواهد بود؟

متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: اسم ربّ حضرت حق، متذکر ربوبیت حضرت «الله» است نسبت به تعالی انسان و به فعلیت‌آوردنِ مابالقوه‌های انسانی، و از این جهت یکی از مظاهر اسم ربّ «نبوت نبیّ» می‌باشد به همان معنایی که پیامبر موجب تعالی ابعاد انسانی هستند. موفق باشید

36451

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش

با سلام استاد عزیز: اواخر حسی دارم نمی‌توانم بفهمم و شرحش دهم و نمی دانم چقدر بهش اصالت بدم، نمی دانم دقیقا کی شروع شد. شاید این جمله را به خودم نزدیک می بینم، که «جز این نمی توانم باشم». نمی‌دانم چیست چه حالی است. کم خوردن و کم حرف زدن برایم سخت بود ولی الان زیادیش برایم ملال آور است و نمی توانم پرخور و حرف باشم. شاغلم، منزلی دارم، خانواده دارم. احساس می کنم که تعریف کلی من شده تاریخ و مذهب و فرهنگ و سیاست و جز این نمی‌توان باشم و در فضای غیر این دست خودم نیست در فشار روحی هستم. بعد از چندین سال که به مسافرت رفتم فقط جایی که تاریخی و مذهبی است را می توانم در آن نفس بکشم. به اصفهان برای دیدار شما آمدم در آن چند روز انتخابم تخت فولاد بود و... اتفاقی به گلستان شهدا رسیدم سرمزار حاج حسین خرازی و چه وابستگی عجیبی پیدا کردم. استاد من از شهید شاید فقط نوشتن اسمش رو بلد بودم اما الان احساس می کنم که جز در فضای زندگی آنها روحم در فشار سختی است. دست خودم نیست جز این نمی توانم باشم. فقط در سر مزارها و قبرستان احساس آرامش می کنم. و داستان های دیگری که شاید فقط شما بفهمید. از شغل روزمره ام و سبک زندگی ام ناراحتم احساس می کنم در درونم عربده ای دارم که باید بر سر خودم و اطرافیانم که گرفتار مکر لیل و نهاریم بکشم. ببخشید مزاحم شدم.

متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: آری! باید جهان خود را جهانی قرار داد بسی گسترده‌تر از جهانی که انسان‌های دنیازده گرفتار آن هستند و حال با حضور در آن جهان به حکم «ثُمَّ رَدَدْنَاهُ أَسْفَلَ سَافِلِينَ» می‌توان در این جهان هم حاضر شد و با مردم حشر و نشر داشت ولی در نسبت با آن جهان، به همان معنایی که جناب مولوی در وصف پیامبر خدا دارد: «این یکی نقشش نشسته در جهان / وآن دگر نقشش چو مه در آسمان» موفق باشید

36270
متن پرسش

سلام استاد: در دوران راهنمایی یک استادی داشتیم می‌فرمودند طبق یک نظریه نحو و صرف اگر حروف یک فعل به فعل دیگر یکی باشد ولو چیدمانشان پس و پیش باشد می‌توانند هم معنا باشند! برایم جالب است «مقاومت » که مورد تاکید حضرت آیت الله خامنه ای مدظله‌العالی و «تقوی» مورد تاکید قرآن و حضرات ائمه اطهار معصومین علیهم السلام یک شباهت و اینهمانی عجیب و غریبی میانشان است، گویی تعریف تقوی با یک وجه ظاهر می‌شود و آن همان مقاومت‌ است، امروزِ غزه که سلام و رضوان الهی نصيب شان باد، نماد و بقول حضرت عالی بینه، ظهور یافته قرآن است و خیر البریه! استاد با سخنان نورانیتان راهگشایی بیشتری بفرمایید

متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: همین اندازه می‌دانم که به گفته مولوی شرایط، شرایطی است که باید گفت:
الله، الله زود بشتاب و بجو        چون‌که بحرِ رحمت است این، نیست جو
الله، الله چون به فضلت راه داد          سر به خاک پای او باید نهاد
خود که را آمد چنین دولت به دست     قطره‌ را بحری تقاضاگر شده است
چون تقاضا می‌کند دریا تو را                         پس چه استادی و درماندی هَلا؟
آری! یقناً نسبتی که ما باید با میدانی پیدا کنیم که میدان مقاومت در مقابل استکبار است؛ در واقع تقوای خود را تجربه می‌کنیم و می‌چشیم به همان معنایی که: رسولُ اللّهِ صلى الله عليه و آله فرمودند: «أفضَلُ الجِهادُ كَلِمَةُ عَدلٍ عِندَ إمامٍ جائرٍ، أفضَلُ الجِهادِ كَلِمَةُ حُكمٍ عِندَ إمامٍ جائرٍ» و آن‌قدر این جبهه روشن است و حجت امروزین ما به حساب می‌آید که انسان حیران می‌گردد چه اندازه از این طریق مرزش با کفر روشن و جدا خواهد شد. موفق باشید    

 

36082

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش

با سلام و خسته نباشید خدمت استاد محترم: ببخشید می‌خواستم بدونم که چطوری میشه خروج روح کرد به صورت اختیاری روش کار چگونه هست؟

متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: در این مورد به جواب سؤال شماره 36069 رجوع شود. موفق باشید

36019

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش

سلام و احترام: من و همسرم، در موارد متعددی و بارها و بارها مورد ظلم دیگران، و حتی مورد نارو زدن و فریب، قرار گرفتیم. وقتی درباره اش حرف زدیم و فکر کردیم، متوجه شدم جامعه بسیار وضعیت وخیمی دارد. مردمی که اصلا حتی فکرش را نمی کردیم، به گونه ای برای نارو زدن برنامه ریزی کردند که دهانمان از تعجب باز ماند. آنچه اتفاق افتاده برای ما اهمیت ندارد. چیزی که برامون مهمه نوع تعامل ها، و تعجب من از جانب این حجم از ناجوانمردی و نیرنگ و حیله گری است. توسط کسانی که اصلا قابل هضم نیست برایمان. من و همسرم در این باره حرف زدیم و نهایتا دیدیم فایدۀ دنیوی این حیله ها یا افزایش شهرت یا افزایش ثروت است که من شخصا نه شهرت می خواهم و نه ثروت به چنین قیمت هایی. نهایتش اینکه تا وقتی در دنیا باشیم و زحمت بکشیم در حدی که اموراتمان با خوشی بگذرد خداوند رزق را می دهد. هم رزق دست خداست و هم اعتبار و آبرو. آخر این دنیا چیست که به خاطر آن چنین می کنند؟ اخیرا نیز در چند ماه اخیر، سه مورد عجیب غریبی را دیدیم که متأسفانه همه اش فعلا از جانب افراد بسیار مذهبی بوده است. همسرم همین هفته ها، مورد ظلم واقع شد. من هم در محیط کارم به طرز برنامه ریزی شده طوری که فکر همه چیز را کرده بودند، طوری نارو خوردم و مورد حیله قرار گرفتم که واقعا باورم نمی شود. یعنی از اینکه منافعی از دست بدهم اینقد ناراحت نیستم که از این حجم از وقاحت یک مدیر موجه، احساس غربت می کنم. اساسا هرگز در زندگی دنبال منافعم نبودم. در طی صحبت با همسرم، فهمیدیم بارها مورد ظلم قرار گرفتیم. ایشون معتقدند افراد معمولی (نه غیر مذهبی) هم همین طورند و اهل فریب و نیرنگ و حیله گری هستن. ولی من تجربۀ کار باهاشون رو نداشتم. احساس می کنم خیلی ساده هستم و جامعه رو نمی شناسم. واقعا باورم نمی شود که مردم اینگونه برای اسم و رسم و پول و مطرح شدن ، ناجوان مردانه، مرزهای انسانیت رو پشت پا میذارن و نارو می زنن. گاهی به اسم افراد موجه چنین کاری میکنن. درحالیکه خود اون فرد رو که می شناسیم نمی تونیم چنین نیرنگی را بهش نسبت دهیم. یه حالت آچمز شدن از شدت وقاحت کارهاشون بهم دست داده. می خواستم نظرتون رو بدونم. شما جامعه رو چجوری می بینید؟ حس حیرت دارم و نمی تونم درکشون کنم به چه قیمتی و چرا چنین می کنند. اون هم در چه قالب و لباسی و در چه کارهایی. نظرتون چیه؟ شما هم با چنین مواردی برخورد کردید؟ و چه تحلیلی داشتید؟ سوال دیگم اینه که اینها در قیامت حساب می شه؟ اینقدر با خیال آسوده و با اعتماد بنفس و با ظاهر موجه، حیله گری و سپس توهین و دفاع از حیله هایشان می کنند که گاهی فکر می کنم نکند قیامت طور دیگه ای است و من درست نفهمیدم. بی صبرانه منتظر تحلیل و نظر و برداشت شما هستم. سپاس خیلی زیاد دارم.

متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: همچنان که مکرر عرض شده آن باورهای دیروزین برای حضور در این دوران که دورانِ آخرالزمانی است؛ کافی نمی‌باشد و از این جهت حتی مذهبی‌های عرفی، نمی‌توانند با برداشت‌های دیروزین از دین، دیندارانه عمل کنند و در همین راستا بود که حضرت امام خمینی«رضوان‌الله‌تعالی‌علیه» در اواخر عمر خود بحث تفسیر سوره «حمد» را با تذکرات عرفانیِ خاص آن به میان آوردند. و ما باید جامعه و افراد را با این زاویه تحلیل کنیم که حتی خودشان هم نمی‌دانند چه بلاهایی بر سر خود می آورند و البته مطمئناً اکثراً می‌رسند به آن‌که باید در دینداری عمیق‌تر شوند تا بتوانند از وهمیّاتی که موجب حبّ دنیا و حبّ نفس می‌شوند، عبور کنند. موفق باشید

نمایش چاپی