راجع به پاسخ عامیانه ی جنابتان به سوال ۳۸۳۵۹ ، اتهام سحر و جادو را اتفاقا زنانی که مورد سوء استفاده ی حلاج واقع شده بودند مطرح کردند و تعجب از آنان نیست، بلکه تعجب از جنابعالیست که نظرات اعاظم شیعه که تمام داشته های شیعه مدیون آن هاست و نظر نائب خاص امام زمان حسین بن روح را ظاهری تلقی کرده و هر جنایتکاری که اناالحق و سبحانی و لیس فی جبتی الا الله گفت را توجیه میکنید، و حاضر نیستید فکر کنید که این ملعون با چه ادله ای در زمان حیات نائب امام عصر، ادعای نیابت امام زمان کرد، برای مساله ی سحر و فساد هم به گزارشات تاریخی بسنده میکنم: دختر سمری یکی از یاران حلاج (که گفتهاند زن خوش سیما و خوش سخنی بود)، ماجرایی از مواجهه با حلاج را در دادگاه رسیدگی به اتهامات او در باب سحر و جادو برای منافع کثیفش مطرح میکند که در تاریخ بغدادی انعکاس یافته، دختر سمری میگوید: «… شب هنگام، من و دختر حلاج، هر دو بر بام دارالسلطان خوابیده بودیم که حلاج هم با ما بود. در دل شب بود که ناگهان حلاج را در کنار خود یافتم که بر من افتاده بود، بیدار شدم و به راستی نمیدانم که مرادش از این کار زشت چه بود! حلاج گفت: من فقط آمدهام تا تو را برای نماز بیدار کنم. چون صبح شد از بام در حال پائین آمدن بودیم که حلاج هم آمد، در جایی که هر دو همدیگر را به خوبی میدیدیم، دختر حلاج رو به من کرد و گفت: به او سجده کن! و من بیان داشتم: آیا به کسی غیر از خداوند سجده کنم؟. حلاج سخن مرا شنید و گفت: بله، وَ هُوَ الَّذي فِي السَّماءِ إِلهٌ وَ فِي الْأَرْضِ إِلهٌ خدایی در آسمان است و خدایی هم در زمین (یعنی خودش را خدای زمین میدانست)» دختر سمری همچنین میگوید: «حلاج دست در آستینش کرد و دستی پر از مشک بیرون آورد و به من داد و چند بار همین کار را انجام داد و گفت از اینها استفاده کن، تا بوی خوش بگیری که زن هرگاه به نزد مردش میرود باید خوش بوی باشد. روز دیگر حلاج مرا نزد خود خواند و مرا گفت: حاشیه این فرش را بلند کن و هرچه میخواهی از آنجا بردار و وی چنین کرد و در آنجا دیناری چند یافت که گویا فرش شده بود و از این دیدن به وجد آمده بود.» بغدادی، تاریخ بغداد، ج8، ص129-131 اتهام سحر و جادو توسط دختر ابوالحسن سامری یکی از شاگردان حلاج بر او وارد شده. این زن چهار داستان برای تأیید اتهام خود نقل می کند. غیر از این زن، شیخ ابوعبدالله محمد خفیف شیرازی و خواجه عبدالله انصاری نیز بر این اتهام صحه گذاشتند و هر کدام داستانهایی در این باره نقل کرده اند.
باسمه تعالی: سلام علیکم: این نگاههای عوامانه به حلاّج را مقایسه کنید با نگاه حکیمانه جناب حافظ که فرمود: « گفت آن یار کز او گشت سرِ دار بلند / جُرمش این بود که اسرار هویدا میکرد» و یا به نگاه عمیق حضرت امام خمینی نسبت به حضور عرفانیِ حلاّج بنگرید که میفرمایند: « فارغ از خود شدم و کوس اناالحق بزدم / همچو منصور خریدار سر دار شدم». ملاحظه میکنید که حضرت امام «انا الحق گفتن» حلاّج را نوعی فارغ شدن از خود میدانند. زیرا حضرت امام زبان عرفان را میشناسند. با اینهمه فکر میکنم گفتگوی ما با جنابعالی حالت مراء به خود دارد و به ما دستور دادهاند خدا رحمت کند کسی را که مراء را ترک کند، هرچند حق با او باشد. موفق باشید
با سلام: الان که من روی بعضی آثار شما مانند برهان صدیقین، حرکت جوهری، معرفت نفس و... کار کردهام. آیا این زحمات من با من میماند یا از بین میرود؟ چون شما در چند جا فرمودین که انسان هنگام مرگ همه چیز یادش میرود و فقط اعتقاداتش می ماند. مگر حافظه مربوط به روح نیست؟ اگر مربوط به روح است پس حافظه هم میماند. مگر اتحاد عالم و معلوم نیست؟ مگر علم جز ذات من نمیشه؟ پس چطور ممکنه علوم از بین برن؟ با تشکر!
باسمه تعالی: سلام علیکم: آنچه برای انسان میماند علمی است که نفس انسان را شدت ببخشد و در این رابطه آری! موضوع اتحاد علم و عالِم و معلوم معنا میدهد وگرنه به صرفِ دانایی مسئله تمام نیست، میتواند مقدمه باشد. موفق باشید
سلام علیکم: نسبت وجود با خدا چیست؟ طبق معنایی که هیدگر از وجود بیان میکند آیا وجود غیر الله هست یا ذات اقدس الهی یا فراتر یا پایین تر از الله هست مثلا عقل اول؟
باسمه تعالی: سلام علیکم: از نظر هایدگر وجود، همان حقیقت است و به نظر میآید از نظر صدرا میتوان وجود را همان توحید قلمداد کرد. به هر حال وجود، مبنای مبناها است. موفق باشید
سلام استاد:. خدا قوت. در جلسه درجست وجوی امین آینده فرمودید که: گزارش بانو امین از بودنشان در نگاه هرمونوتیک یعنی همان اقرا. و خیلی عجیب است که قرآن با اقرا آغازشده است. و فرمودید: تمام قرآن گفتن است، گفتن قصه بودن پیامبر. ممنون میشم با توضیحات بیشتر، این مطلب را کمی تفصیلی تر بیان بفرمایید.
باسمه تعالی: سلام علیکم: موضوع، موضوعِ سادهای نیست. همانطور که عرض شد به عنوان مقدمه میتوانید به عرایضی که در شرح سوره «علق» پیش آمد، رجوع فرمایید. موفق باشید
با سلام خدمت استاد گرامی: ببخشید میخواستم نظرتون را در مورد ادبیات کلاسیک جهان و رمانهای خارجی بدونم با توجه به توصیه ی رهبری به مطالعه و آشنایی با تاریخ جهان میخواستم بدونم. مطالعه در این زمینه برای شخصی مثل من که ۴۰سال دارم میتونه مفید باشه یا تمرکزم را بر مطالعه در حیطه های دیگر بگذارم و پیشنهاد شما برای مطالعه چیه؟
باسمه تعالی: سلام علیکم: البته که ادبیات کلاسیک جهان در موضوع رمانها، در جای خود بسیار اندیشه برانگیز است زیرا رماننویسان غربی از اندیشمندان آن دیار هستند ولی همانطور که رهبر معظم انقلاب عمل کردند اگر پس از تعمق در قرآن و اشارات آخرین دین به متون متفکران غربی رجوع شود رابطه بهتری با آن متون برای فهم تاریخی که در آن هستیم، برایمان پیش میآید. موفق باشید
با سلام: با توجه به اینکه همه ما میدونیم آقای جلیلی در جبهه حق بودن رابطه ما با رای دهندگان به پزشکیان چگونه باید باشد؟ یا حتی سالهای قبل دهه محرم در هییت هایی عزاداری و فعالیت کردیم که الان میبینیم رای به پزشکیان دادن آیا به صلاح است ما همچنان رابطمون رو ادامه بدیم یا کاملا مخالفت خودمون رو با قطع رابطه نشون بدیم؟ ممنون از وقتتون
باسمه تعالی: سلام علیکم: عرایضی در شب گذشته به عنوان نگاه به کربلا و تاریخی که در کربلا شروع شد عرض شد امید است کمکی باشد برای هرچه بیشتر نسبت به درک تاریخی که در آن حاضر هستیم. https://eitaa.com/matalebevijeh/17133. موفق باشید
سلام و درود خدمت شما آقای طاهرزاده: دلم برای خداوند متعال خیلی تنگ شده وقتی فهمیدم فتنه ۸۸ عاشورا بوده دلم برای آقا امام حسین شکست و سوخت. دوست دارم زود تر در همین سن شهید بشم ان شاءالله برم. دلم برای آقا امام صادق تنگ شده. دلم برای امام هادی تنگ شده. به خدا قسم دلم برای پیامبرم تنگ شده. دلم برای همه شون تنگ شده. یا علی مدد
باسمه تعالی: سلام علیکم: آری! اولیای الهی آینه های نمایش انوار الهی هستند و خوشا به حال روح و روحیه ای که در هر کوی و برزن به دنبال نظر به آن آینه هاست و خدای را شکر که انوار اولیای الهی در این زمانه در شخصیت حضرت امام خمینی و رهبر معظم انقلاب و ذیلِ آن عزیزان در شهدا، قابل درک است. شهدایی که نظر به آینده تاریخ سازِ انقلاب اسلامی دارند. موفق باشید
سلام: ببخشید من چند وقتی هست در ارتباط با خدا ناتوان شده ام نمیدونم بخاطر عظمت خدا و یا موضوعات دیگری هست انگار خدا از دسترس من خارج شده است. اشکالی دارد بیشتر با امام زمان ارتباط بگیرم وقتی فکر می کنم این حس به دو دلیل هست یکی نا محدود بدون خدا و دور از دسترس بودنش در ذهن من بوده و دیگر اینکه انگار با امام زمان راحت تر میشود صحبت کرد. پیش خودم میگم افرادی مثل آیت الله بهجت و غیره ایشون را دیده اند و قابل دسترس هستند تا خداوند نامحدود نمیدونم علت این حالت چیست؟
باسمه تعالی: سلام علیکم: آری! نظر به اولیای الهی که آینه انوار حضرت حق میباشند، در واقع نظر به کسانی است که اشاره به اسمای الهی دارند و از این جهت اگر آن انس در بستر نظر به توحید بیکرانه حضرت ربّ العالمین باشد، راهِ خوب و ارزشمندی است. موفق باشید
بسم الله الرحمن الرحیم. سلام علیکم: ضمن تبریک ایام. یکی از دوستان پرسیده اند دلیل اینکه صفت یا ویژگی هایی را که دارا نیستی مردم نسبت می دهند، چیست؟ و یا رفتار آنها شبیه به رفتار کسی است که این ویژگیها را داشته است. در این مواقع انسان نمی داند تفاوت بین خوبی و بدی چیست؟ یا گاهی با خود می گویی ای کاش همانطور که می گویند بودم حداقل اینقدر در ناراحتی نبودم. در معاشرت های خانوادگی و شغلی و... معمولا وجود دارد. لطفا کتابی هم از کتابهای خودتان در این زمینه معرفی کنید. تشکر
باسمه تعالی: سلام علیکم: انسانی که متوجه حضور در تاریخ خود باشد، میتواند اصل را از فرع و صادق را از کاذب تشخیص دهد تا در انتخابهایش آگاهانه عمل نماید. پیشنهاد میشود مباحث مربوط به «معرفت نفس» همراه با شرح صوتی آن را دنبال فرمایید. موفق باشید
با سلام! از نظر عرفان، علم صفت ذات است یا خیر؟ با تشکر!
باسمه تعالی: سلام علیکم: آری! صفت ذات، یعنی صفتی که اگر از ذات جدا و اخذ شود موجب نقص آن ذات می گردد و مسلماً علم، صفت ذات حضرت حق است. موفق باشید
سلام: چند وقتی هست که سوالاتی تو ذهنم هست ازین قبیل شبی که آقای رئیسی سقوط کرده و گم شده بود تمام مردم برای سلامتی ایشان دعا کردند تو حرم حضرت معصومه و امام رضا و هر جای دیگه دعای توسل گرفتن از خدا و تمام امامان معصوم کمک خواستن برای سلامتی ایشان پس چرا خدایی که میگه بخوانید مرا تا اجابت کنم شما را دعای چندین هزار نفر رو ندیده گرفت؟ چرا اجابت نکرد؟ چرا اکثر وقتها تمام دعاهای ما بی جوابن؟ چرا این همه صحبت میکنیم با امام زمان و خدا هیچ اثری نمیبینیم چرا؟چرا؟
باسمه تعالی: سلام علیکم: آیا آن دعاها موجب نشد تا شهید رئیسیِ عزیز که در زیر طعنهها ی فضای مجازی معاندین گمشده بود، پیدا شود؟! از این پیدایی که رهبر عزیز انقلاب در حرم امام خمینی «رضواناللهتعالیعلیه» از آن فرمودند؛ مگر بیشتر هم میشود؟!! حال مائیم و شهید رئیسیِ پیداشده برای ادامه مسیری که او در بستر انقلاب، به میان آورد. https://eitaa.com/matalebevijeh/ 16914 موفق باشید
اول این که یک مرض تو وجودم هست خیلی خیلی پول دوستم. نه از راه حرام از راه حلال. نمی دونم بده یا خوبه؟ سیری نداره این را چطوری درمانش کنم؟ بعضاً ۳ تا چهار روز پشت سر هم کار می کنم طوری که صدا همسرم درامده.
باسمه تعالی: سلام علیکم: حرصِ مال با انس بیشتر با غنی مطلق رفع میشود. موفق باشید
سلام و ارادت محضر استاد عزیز: عرض تسلیت و تعزیت بمناسبت شهادت رئیس مذهب جعفری حضرت امام جعفر صادق (ع) محضرتان خواستم بپرسم؛ در برخی از ایام شهادت حضرات معصومین (علیهم السلام) همچون دهه عاشورا دسته های عزاداری در سطح شهرها و روستاها شکل میگیرد، یادم هست در یکی از جلساتتان شکل گیری این دسته های عزاداری رو به استثناء ایام سوگواری حضرت اباعبدالله الحسین (ع) که میبایست در پرشورتر برگزار شدن آن تلاش نمود، نوعی بدعت قلمداد فرموده بودید، نظرتان رو در این خصوص مطرح بفرمایید سپاسگزار میشم.
باسمه تعالی: سلام علیکم: به ما دستور دادهاند آن نوع عزاداریِ خاص که برای حضرت اباعبدالله«علیهالسلام» با سینهزدن و دسته راهانداختن، به جهت روش خاصی که آن حضرت در صحنه کربلا داشتند؛ منحصر به ایشان باشد و در عزاداری سایر ائمه«علیهمالسلام» همان روش عزاداری سنتی که به ذکر مناقب ایشان مشغول شویم و متوجه نقش تاریخی آن بزرگواران باشیم. موفق باشید
همه قبیله من، عالمان دین بودند مرا معلم عشق تو شاعری آموخت استاد عزیز و فرزانه فرارسیدن روز بزرگداشت مقام والای معلم را به حضرتعالی، که در برهه های سخت و نفس گیر زندگی ام، تلمذ و شاگردیتان، به فضل خدا، نجاتم داد، تبریک می گویم. روح بلند شهید والامقام مرتضی مطهری تا همیشه تاریخ، در بهشت اردیبهشت، با نام و جایگاه معلم و معلمی پیوند خورد و حقیقتا چه نیکو تقارنی است. شاکر درگاه خدا و قدردان وجود نازنینتان هستم، اگرچه: قدر تو خدای داند و بس او نیز معلم است و استاد
باسمه تعالی: سلام علیکم: حال مائیم و ادامه راه زیبایی که آن مرد مخلص و دلزنده و زمانشناس مقابل ما قرار داد. در آثار گرانبهای او که حقیقتاً خواندنی است میتوان متوجه دغدغههایی شد که او نسبت به نشاندادن اسلام داشت تا انسانها معنای زندگی را درک کنند. از لطف جنابعالی متشکرم. موفق باشید
سلام: با توجه به حدیث «من اصبح ولایهتم بامورالمسلمین فلیس بمسلم» وظیفه ما مردم عادی نسبت به ظلم غزه چیست؟
باسمه تعالی: سلام علیکم: آری! سخن و تقاضا همانی بود که در سؤال شماره 37262 از حضرت پروردگار تقاضا کردیم. نکند که اگر در این مورد بیتفاوت باشیم اسلامیت ما فریبی باشد که خودمان به خودمان میزنیم. موفق باشید
سلام استاد: در ذهن من سوالات زیادی در مورد انسان، دنیا، خدا وجود دارد و جواب آن را کسی از اطرافیانم نمیتواند بدهد چکار کنم؟ با انبوهی از سوالات مختلف مواجه شده ام و ذهنم سرگردان شده است. دوستی شما را به من معرفی کرد. لطفا کمکم کنید.
باسمه تعالی: سلام علیکم: از آن جهت که این نکات از سالهای قبل مدّ نظر بنده نیز بوده، پیشنهاد میشود از طریق دنبالکردن سیر مطالعاتی سایت و حوصله به خرجدادنِ آن مطالعات، نهتنها به جواب سؤالات خود آگاه میشوید، انشاءالله سعی خواهید کرد از طریق نوعی اندیشه و تفکر که در خود شکل میدهید؛ به خوبی از این سؤالات عبور نمایید. موفق باشید
سلام علیکم حاج آقا: عذرخواهم، سجده طولانی در تخلیه ظلمات و کدورت های ظرف وجودی مان چقدر تأثیر دارد؟ و در حین سجده کدام ذکر در امر مذکور تأثیر اساسی تری دارد؟ با تشکر التماس دعا
باسمه تعالی: سلام علیکم: به اعتقاد امام خمینی «رضواناللهتعالیعلیه» سجود اظهار تذلل و بندگی و ابراز فقر و مسکنت در محضر ربوبی است، یعنی افتادگی درونی و تواضع باطنی نمازگزار، ترک خویشتن و چشم بستن از ماسوی و سر بر تراب نهادن میباشد. و این همان تخلیه ظلمات از وجود انسان میباشد و علاوه بر ذکر «سبحان ربّی الاعلی و بحمده» سجده یونسیه و ذکر «سبّوح قدوس» همه منجر میشود تا انسان به نحوی در اختیار اراده الهی قرار گیرد و به تعبیری «برگ کاهم پیش تو ای تند باد ** من چه دانم که کجا خواهم فتاد». موفق باشید
سلام علیکم خدمت حضرت استاد طاهرزاده: استاد من مدتی به مطالعه کتاب فصوص الحکم مبادرت داشته ام در انتهای فص یونسی با اینکه متوجه نظرات وحدت وجودی ابن عربی تا حدودی شدم ولی متوجه رابطه بین «يونس عليه السلام» مطالب با این بخش نشدم! آیا رابطه این نام و مطالبش برگرفته از ذوقیات ابن عربی «ره الله» است یا نه دارای یک ربط موضوعی و مفهمومی نیز میباشد! مثلا من خودم اینگونه متصور شدم که عتاب يونس عليه السلام بر قومش منجر به عتاب حق جل جلاله بر ایشان است چرا که_ بقول ابن عربی_ بنا بر اعدام کلی نبود است بلکه انهدام نشأه مرگ پراکندن بایست میبود! بنا است از قصاص مراعات مجرم پیش آید نه مجازات! پس مراعات او (قوم) مراعات حق است! که گفته بودند _بدان! رعایت شفقت بر بندگان سزاوارتر است از غیرت ورزیدن بر خدا! شما چه گوشزدی به بنده میفرمایید؟
باسمه تعالی: سلام علیکم: چیز خاصی در این فضا به نظرم نمیرسد. موفق باشید
بسم الله الرحمن الرحیم سلام بر مهدی که عشقی بالاتر از آن نیافتم و اگر آنها می دانستند در قلب ما چه جایگاهی دارند و چگونه به آنها عشق میوزیدیم از شوق این عشق شهید میشدند زیرا دل ما مثل کعبه است و جایگاه خدا، مردمی که خدا اراده کرده در سیر توحیدی عالم در این تاریخ والاترین مردم بشوند در وسعت همه توحید تا در جاودانگی خود زندگی پی در پی داشته باشند این شعر در رسای آنهاست: کل عشق و محبت عالم در دلم جای گرفته و همه اش برای توست ،، تو برایم عزیز ترین آدمی که وجودم برایش است ،، این تویی که اگر همیشه جلوی چشمانم باشی باز هم به تو اشتیاق دارم ،، تو در قلب منی و نمیدانی چه بر من گذشته ،، و شب ها و سالهای زیادی را برایم به جا گذاشتی ،، با هر کلمه ای که به من گفتی فکر مرا درگیر خودت کردی ،، تو در قلب منی و نمیدانی با این شوق چه بر من گذشته... . اگر نمیترسیدم سخنانی از عشق او به خودمان بگویم میگفتم اما فهم آن امروز امکانپذیر نیست چراکه اگر توحید خالص فهم نشود مُشرِک میکند زیرا دائما داریم به کمالی میرسیم که هنوز نیافته ایم تا بفهمیم ... .
باسمه تعالی: سلام علیکم: همانطور که عرض شد اگر متوجه باشیم آن حضرت نهایتِ انسانیت انسانها هستند، انتظار ما در واقع نوعی حضور به حساب میآید. حضرت باقر«علیهالسلام» میفرمایند: «مَا ضَرَّ مَنْ مَاتَ مُنْتظِراً لِاَمْرِنَا اَلاّ یَمُوتَ فِی وَسَطِ فُسْطاطِ الْمهدی و عَسْكَرِهِ» ضرر نكرده كسی كه در حال انتظارِ امر ما رحلت كرده، از اینكه میان خیمه مهدی و لشكر او نمرده است. چون در طول زندگی، افق خود را در شرایط ظهور آن حضرت قرار داده است. همینکه انسان ملاحظه میکند و میفهمد معنای حضور امام زمان«عجلاللهتعالیفرجه» در این زمانه یعنی چه؛ خود به خود افق جانش روشن میشود که اگر به یک معنا آن حضرت با غیبت خود در دوردستها میباشند ولی ما نسبت به آن حضرت و نسبت به وجود انسانیت آن حضرت بیگانه نیستیم. انسانِ معتقد به ظهور مهدی«عجلاللهتعالیفرجه» به فردایی میاندیشد كه امروزش سختْ به آن مربوط است و در نتیجه، همین امروز در فرج است و ماورای سایه سیاه زمانه، زندگی میکند و زندگی خود را بزرگتر از محدوده امروز تعیین کرده و با حضوری گسترده به زندگی ادامه میدهد. موفق باشید
سلام و ادب و ارادت. در رابطه با جناب استاد داوری سوالات و مطالبی داشتم که همین مطالب باعث شده بود نتوانم با دل قرص و بدون حجاب با کتب و بیانات و نظرات ایشان روبهرو شوم. سه فصل اول کتاب انقلاب اسلامی طلوع جهانی بین دو جهان و گفتوگو هایی که در آن جلسات شده بود را هم مطالعه کردم لکن گرهگشا نبود. سخن این است که وقتی که سخنان استاد را در رابطه با «خرد» میخوانیم و در طلب آن خرد بر میآییم، سوالی که پیش میآید این است که این خرد در عمل چیست و به راستی خردمند در نزد استاد داوری کیست؟ و انسانی که دارای این خرد میشود چه شکلی است؟ با رجوع به پیام تسلیت استاد داوری برای مرحوم هاشمی و همچنین پیام استاد برای برجام، این نتیجه را میگیریم که خرد مدنظر استاد، خردی است که مرحوم هاشمی دنبال میکرد زیرا چندین مرتبه نام خرد را برای ایشان بکار میبرند، همچنین برجام را یک کار خردمندانه و حتی منتقدان برجام را معاف از خرد یاد میکنند. اما حاج قاسم نه خردمند است و نه تفکرتاریخی، ما را به تفکر در رابطه با تشیع جنازه ایشان رهنمون نیست....! به راستی راهی که به سوی ساخت کشور داریم چگونه پیش میآید؟ آیا آن راه، راه بیسر و سامانی و از مشهورات دوری کردن و عافیت طلبی را بدرود کردن نیست؟ پس چرا خود استاد که ما و همه را به این راه دعوت میکنند، دخترانشان ساکنان آمریکا و انگلیس هستند و چرا در تعطیلات نوروزی باید در کیش به همراه جناب هاشمی تعطیلات را بگذراند (از خاطرات مرحوم هاشمی) جدا از این مطالب، استاد، در جاهای مختلفی از جمله کتاب اخیرشان، دائما به منتقدان خود میگویند که چرا به ایشان تهمت همراهی با حکومت را میزنند. به راستی مگر همراهی با جمهوری اسلامی، کار بیشرفانهایست که آن را تهمت بدانیم و خود را از آن مبرا؟ .همچنین استاد بارها گفتهاند: «میگویند که من برای قبول جایگاه و منصب بعضی سخنها را گفتهام در حالیکه من هیچ منصب سیاسی نداشتهام.» نمیدانم چگونه استاد خود را همراه با حکومت نمیدانند (از منظر قبول مسئولیت) در حالیکه هم در شورای عالی انقلاب فرهنگی بودهاند و هم رییس فرهنگستان. واقعا معذرت میخوام اگر نابجا سخن گفتم، این گرهها، باعث شده بود نتوانم با حضرت استاد داوری روبه رو شوم.
باسمه تعالی: سلام علیکم: در مورد آقای دکتر داوری در راستای قبول و ردّ ایشان حقیقتاً سخنگفتن بسیار مشکل است و هر سخن و عمل ایشان را به نحوی میتوان توجیه کرد. با اینهمه، تنها میتوان گفت نمیتوان دکتر داوری را نادیده گرفت و در عین حال باید خودمان فکر کنیم. موفق باشید
بسم الله الرحمن الرحیم. سلام خدمت استاد بزرگوار و تشکر فروان: استاد چه طور از انسان های جاهل اعراض کنیم تا خود و خانواده دچار آسیب نشویم؟ التماس دعا
باسمه تعالی: سلام علیکم: با برخوردی وارسته به همان معنایی که خداوند میفرماید: «وَعِبَادُ الرَّحْمَنِ الَّذِينَ يَمْشُونَ عَلَى الْأَرْضِ هَوْنًا وَإِذَا خَاطَبَهُمُ الْجَاهِلُونَ قَالُوا سَلَامًا»؛ عبادالرّحمان كسانى اند كه بر روى زمين متواضعانه قدم مىزنند و چون افراد جاهل آنها را مورد خطاب قرار دهند، در مقابلِ برخورد جاهلانه آنها، برخورد سالم و همراه با سلامت خواهند داشت. موفق باشید
سلام وقت بخیر: استاد سوالی داشتم ازتون. من فرزند سومم ۱۲ سالشه گوشی نداره اما با گوشی خودم و پدرش بازی میکنه چند روز پیش دیدم توی گوگل محتواهای بدی رو سرچ کرده و نمیدونم باید چیکار کنم چطور باید باهاش برخورد کنم؟
باسمه تعالی: سلام علیکم: تذکر به اینکه رفتن به سراغ این نوع مسائل، شیطان را که دشمن انسان است وارد فکر میکند و آن فرزند را از این جهت انذارکردن، خوب است تا خوف رجوع به این امور در او پیش آید و این تذکر باید مکرر به ایشان داده شود. موفق باشید
چقدر زیباست که حق را ماورای ابژه و سوبژه ببینیم که همه عوالم را پر کرده و فقط اوست که در صحنه است، هم ابژه و هم سوبژه، نه اوبژه و نه سوبژه! چه حق زیباییست! اما طلب حضور من اینجاست که آیا وحی محمدیِ من عرف نفسه فقد عرف ربه نظرش به سوبژهای که ابژه است شدیدتر نیست تا ابژهای که سوبژه است؟ گویا نفس موضوعیت دارد نفسی که بسیط الحقیقه کل الاشیاء است. یعنی هم ابژه و هم سوبژه ای که از سوبژهی ابژه نما حرارت وجود میگیرد. بیرون ز تو نیست هرچه در عالم هست انگار آغاز پایانی ماست و این دلنشینی و حکایت حب من است به خودم! به خودی که همه حضرات را پر کرده است، کون جامع!
باسمه تعالی: سلام علیکم: امری که به میان آوردهاید توجه به نکات خوبی است البته باز هم به بنیادیترین بنیاد نظر کرد که ان شاءالله مباحث «راز طلوع بشر جدید و نسبت آن با اصالت وجود در حکمت متعالیه» بتواند پیش آورد. موفق باشید
سلام و عرض ادب خدمت استاد: سؤالی است که اگر لطف بفرمایید به صورت شخصی پاسخش را منتشر کنید. بنده در سن و سال تصمیم گیری هستم و نیازمند این بودم که حالا که به لطف خدا دانشگاه قبول شدم مسیر خودم را بهتر از قبل پیدا کنم. غالبا نشانه های الهی را دنبال میکنم و ورای اینکه به جواب میرسم، به آرامش و اطمینان خاطر نیز میرسم. خداوند عنایت کرده که در زندگی ام فقط ایشان را داشته باشم به عنوان تنها دارایی و البته که هرازگاهی از تنهایی ام شکایت میکنم ولی خب، صحنه تفکر فراهم شده است. نزدیک چندسال با موضاعت معرفتی درگیر بودم و اندک زمانی در ۳ یا ۴ سال قبل به شدت در روحیه معنوی به سر میبردم. حس خودم این بود. تا کنکور و بقیه مسائل مرا کمی وسعت داد تا به معنویت فراتری بیندیشم. پس حال من مانند آن کسی است که در سیاهی شب سرد زمستانی، آتشی میبیند. باز طبق روال گذشته ام به آیات الهی رجوع کردم. از خدا خواستم آنچه که باید بدانم را به من بنمایاند و خداوند این آیه را به من نشان داد:«فَلَمَّا قَضَىٰ مُوسَى الْأَجَلَ وَسَارَ بِأَهْلِهِ آنَسَ مِن جَانِبِ الطُّورِ نَارًا قَالَ لِأَهْلِهِ امْكُثُوا إِنِّي آنَسْتُ نَارًا لَّعَلِّي آتِيكُم مِّنْهَا بِخَبَرٍ أَوْ جَذْوَةٍ مِّنَ النَّارِ لَعَلَّكُمْ تَصْطَلُونَ». اینجا حضرت موسی علیه السلام دقیقا همان حال من را داشتند: کسی که در دل سیاهی شب سرد زمستانی، آتشی را دیده... گفتم حتما چیزی در آن هست. به تفسیر المیزان هم رجوع کردم و چیزی دستگیرم نشد. با توجه به اینکه روز بعد از آن هم همین آیه را با باز کردن قرآن دیگری روبهرویم دیدم و با نظر به اینکه این آیه نشانه ای از حق است. من چه رفتاری در قبال این مسئله باید داشته باشم؟ با تشکر فراوان
باسمه تعالی: سلام علیکم: ۱. اجازه دهید سؤال و جوابهایی که نکات خوبی در آن هست و برای بقیه نیز مفید است؛ در معرض نگاه دیگران نیز قرار گیرد بخصوص که حتماً در جریان هستید واقعاً ما فرصت جوابدادن به سؤالات خصوصی عزیزان را نداریم. ۲. آری! حضرت موسی «علیهالسلام» به عنوان انسان موحدی که متوجه شدهاند شرایط، شرایط اقدامی است در راستای مقابله با استکبار توحیدی، از مدائن حرکت کردند و در دل آن تاریکی با نوری روبرو شدند که نور توحید رسالت بود و این قضیه برای هرکس که توحیدی فکر کند، مناسب شرایط خودش پیش میآید همانطور که در ظلمات سلطه رژیم صهیونیستی برای رزمندگان غزه پیش آمد و متوجه شکلدادن به حرکت طوفان الاقصی شدند و نوری که پس از آن برای جبهه مقابله مردم فلسطین با صهیونیسم پیش خواهد آمد. موفق باشید
اینکه باید دل را خالی از غیر خدا کرد و وابسته به غیر خدا نبود که خدا و حق، خود را نشان دهد. سوالم این است من بعنوان یک خانم کارمند مبلغی از حقوقم را ذخیره می کنم برای پس انداز و یا خرید آنچه علاقه دارم از جمله طلا. پوشاک و یا موارد دلخواهم آیا برای جدایی از وابستگی های دنیایی و غیر خدا باید جلوی این هوای نفس را بگیرم و هیچ پس انداز نکنم؟ هیچ پولی ذخیره نکنم؟ اگر پس انداز نکنم چه کنم و در چه راهی صرف کنم؟ خیرات، انفاق کنم؟ به همسرم بدهم برای رفع امورات زندگی؟ (البته که ایشان هم اختیار این مقدار را به خودم سپرده اند اما خوب بخاطر اینکه دوست داشتم پولم برای خودم باشه ایشان هم حرفی ندارند) پس تکلیف علایق چی میشه؟ یعنی باید از هرچه علاقه داریم بگذریم؟ تا چه حد باید از دنیا و تعلقات دنیا گذشت؟ ممنون میشم راهنمایی بفرمایید
باسمه تعالی: سلام علیکم: در اینکه زن و شوهر در این زمانه باید هر دو نفر تلاش کنند مایحتاج زندگی را با امکاناتی که هر کدام دارند، تأمین کنند؛ امر درستی است. و در اینکه برای نیازهای منطقی، پسانداز داشته باشیم، امر معقولی است. میماند که خود را مشغول پساندازها و یا خریدهای غیر معقول نکنیم و از توفیقات فوقالعاده که در خدمت به خلق از طریق کمک به نیازهای آنها پیش میآید، محروم شویم. موفق باشید
