سلام: وقتتون بخیر، خدا قوت آیا نصب آینه های قدی در منزل نهی شده و آیا اثر ماورایی داره؟
باسمه تعالی: سلام علیکم: فکر نمیکنم اشکال داشته باشد. شاید حُسناش آن میباشد که انسان جهت خروج از خانه با ظاهری آراسته باشد ولی نه آنکه بیش از حدّ وسواس درظاهر باشد. موفق باشید
با سلام و تحییت خدمت شما استاد طاهرزاده: گاهی حس میکنم عمرم تمام شده است و هیچ حس معنوی برای خود و دیگران نداشتهام. این حس منجر به استرس شده. چاره چیست؟
باسمه تعالی: سلام علیکم: آری! این منحصر به جنابعالی نیست. این مربوط به بشر این دوران است و ظرفیت های بیشتری که در خود دارد و نیاز است که به آنها جواب دهد. در این مورد خوب است که به مباحث «نیستانگاری» رجوع شود https://lobolmizan.ir/sound/1363?mark=%D9%86%DB%8C%D8%B3%D8%AA%E2%80%8C%D8%A7%D9%86%DA%AF%D8%A7%D8%B1%DB%8C موفق باشید
«یَا غَافِرَ الذَّنْبِ الْکَبِیر وَ یَا جَابِرَ الْعَظْمِ الْکَسِیر» سلام خدمت استاد طاهرزاده. انسان گاهی در زندگی اش مدت های طولانی دچار مسائلی می شود که نمی تواند آن ها را درست ریشه یابی کند. در چنین شرایطی چه باید کرد که انسان بفهمد ریشه این مسائل در کجاست؟ چون مقام معظم رهبری فرمودند «بایستی خطا را بشناسیم و بدانیم که خطا کردیم؛ وقتی ندانیم خطا کردیم، طبعاً استغفار به معنای واقعی، توبهی به معنای واقعی صورت نمیگیرد.»
باسمه تعالی: سلام علیکم: مهم آن است که خود را در مسیر بندگی و توحید ربوبی قرار دهیم. در این مسیر است که به مرور متوجه خطاها و موانع سلوک خود میشویم و با استغفاری واقعی که عبور از آن موانع است در روح و روان خود، جان را از توجهات الهی بهرهمند میسازیم. موفق باشید
سلام استاد عزیز: در مطلبی که تحت عنوان فرموده اید منظور شما این است که شماره آیات هم الهام الهی است اگر این است استاد عذر می خواهم چرا اینقدر مقلق و مبهم بیان شده است؟ آیا خیلی راحت نمی شد بیان کرد که آن چه دیدیم نشان میدهد که شماره بندی ایات هم به فرمان الهی بوده که توسط این فرد معلول تبیین شده است راستش من دوسه بار مطلب فوق را خواندم تا منظور شما را بفهمم. البته باز هم اگر درست فهمیده باشم . استاد با کمال معذرت
باسمه تعالی: سلام علیکم: اصل مطلب در آن نوشته، توجه به نکتهای بود که حکایت میکرد جایگاه آیات در مبنایی غیر از نوشتههایی است که حاصل فکر باشد؛ و از این جهت بنا بر آن بود که روشن شود جایگاه کلام قرآن کجاست و در کنار آن موضوع تنظیم آیات و شماره آیات مطرح شد. موفق باشید
با سلام و آرزوی قبولی طاعات و عبادات: در آیه ۱۰۱ سوره مائده آمده است که از آن چه که شما را ناراحت می کند سؤال نکنید. ملاک در این امور چیست؟ و آیا احکام و اعتقادات را در بر می گیرد؟
باسمه تعالی: سلام علیکم: علامه طباطبایی میفرمایند این سؤالات مربوط به خرده ریزهای احکام دین است هرچند که اگر بپرسند در هنگام وحی، جواب میگیرند ولی بهتر است که نپرسند از آن جهت که خدا در این مورد سخت نگرفته است و شما با پرسیدن آنها، کار را برای خود سخت میکنید مثل آنکه احکامی در مورد شتران، که مثلاً ده شکم زاییده و یا گوسفندی که ده ماده زاییده را جعل کردهاند، در حالیکه مربوط به خداوند نیست. برای بحث بیشتر خوب است که به تفسیر المیزان رجوع شود. موفق باشید
عنوان: معاد. با سلام و احترام: استاد لطفا راهنمایی بفرمایید: ۱. در نهایت در همه ی انسان ها همه ی اسماء بالفعل می شود و یا تعداد آن در هر کس متفاوت است؟ ۲. فشار اخروی بدون آتش، یعنی چه جوری؟ سپاسگزارم. التماس دعا
باسمه تعالی: سلام علیکم: ۱. نه! اینطور نیست که در همه انسانها اسمای الهی که به آنها تعلیم شده تا مرز فعلیت آن اسماء جلو بروند، امری که نماد کامل آن، انسانهای کامل میباشند. ۲. به گفته حضرت امام خمینی «رضواناللهتعالیعلیه» آن فشار، شبیه فشار حالت غضب است که البته صورت پیدا میکند. موفق باشید
سلام علیکم: آیا پیوند خوردن حیثیت نظام مقدس اسلامی به میزان مشارکت در انتخابات امر صحیحی هست؟ و اساسا این موضوع در حکومت های مردمی ذاتی است یا ما آن را بزرگ نموده ایم و اکنون دچار اموری تحمیلی می شویم؟ و بعد از آن که به جواب رسیدیم لطفا بفرمایید آیا فدا کردن امر مقدس «صلاحیت» به نیت رسیدن به «مشارکت» بیشتر را چگونه می توان تحلیل کرد، زیرا مسلما در این دوره افراد معلوم الحال زیادی تایید شده اند که به نظر کارشناسان جنبه مشارکتی دارد. با تشکر
باسمه تعالی: سلام علیکم: همانطور که در آخر جلسه شنبه شب عرض شد انتخابات در نظام اسلامی در راستای حضور در میدانی است که میدان تقابل با استکبار است و به عنوان انتخابی بزرگ بنا بر آن است که در تاریخی حاضر شویم که وفاداری به نظام اسلامی است و این است که جهان استکباری سعی دارد ما را از حضور در انتخابات به بهانههای مختلف منصرف کند، وگرنه مسلّماً ضعفهایی هست. با اینهمه اگر بین خوب و خوبتر نتوانیم انتخاب کنیم، به هر صورت نمایندگانی که از جنس مردم باشند در میان هست که ما با انتخاب آن ها وظیفه خود را انجام داده باشیم. موفق باشید.https://eitaa.com/matalebevijeh/16048
سلام: من همیشه پیرو ولایت بودم و هستم جانم فدای راه انقلابی که کردند به راه امام رحمهالله ولی چرا چرا باید به یکسری کوته فکر که فقط کارشون چپاول کردنه به اموال مردم و بارها بارها رای دادیم و دیدیم بازم انتخابمون اشتباه بوده پس چرا به منافقین رای بدیم؟ مگر جایگاه منافقین پست تر از کفار نیست؟ چرا حمایت کنیم؟ به خدا ما نباید از ترس اینکه دشمن بیاد و کشورداری رو دست بگیره بترسیم ما مامور به وظیفه ایم نه نتیجه. ما وظیفه داریم جلوی دشمن بایستیم و رای دادن ما به یه مشت منافق فقط خیانته. ببخشید ولی از کجا بدونیم این حمایت کردن دولت ما از حمایت از عمرو ابوبکر و امثال اینها نیست؟
باسمه تعالی: سلام علیکم: حقیقتاً اینطور نیست که همه را با یک چوب برانیم!! هنر ما این است که با ملاکهای عقلانی و شرعی، سره را از ناسره جدا کنیم و با انتخاب خوبان، عملاً به غیر خوبان پشت کنیم؛ این است قصه زندگی از آن جهت که به گفته جناب ملک الشعرای بهار:
زندگی جنگست جانا بهرجنگ آماده شو
نیست هنگام تامل بی درنگ آماده شو
بهرکام دوستان و بهر طبع دشمنان
در مقام خویش، چون شهد و شرنگ آماده شو
همچو شیر سخت دندان یا عقاب تیز چنگ
تا مراد خویش را آری به چنگ، آماده شو
موفق باشید
مساله چیست؟ به نام خدا همین جا که گفتم مساله چیست همین مساله رو انگار گم کردم انگار که در درون من همه چیز پا به فرار گذاشته و برای یادآوری هر آنچه که الان بود و گویی الان هم نیست؛ باید فشاری به ذهن آشفتهام بیاورم ذهنی که تمام زنگهای هشدار در مغزش روشن گشته و هر چیزی که قصد دارد زندگی را به بیزندگیای ابدی تبدیل کند و حتی انسان را برده خود کند انسانی که یک بیچارگی از خود را و از تمام قلعههای وجودی خود به نظاره نشسته که این بیچارگی را چگونه دوا کند بدون آنکه دچار عوارض پس از دارو شود بدون آنکه سرگیجهای نسیبش شود و دوباره او را از ایستادن و حرکت بازدارد انسانهایی که از بی سر پناهی به پناههای بیپناه پناه بردهاند چگونه میتوانند باشند آخر؟ مگر میشود بی پناه به بی پناه پناه ببرد و آرامش یابد؟ چه باید کرد در این زمانهای که در این گِل و گیرِ بیگانهیِ عالَمِ ناشناختهای که در بن بست انسان مانده و حتی انسان را در شناخت کمتر از خود کوچک کرده انسانی که از سوالهای تکراری هر روز و هر شبش خسته و ملول گشته و نمیتواند حتی خود را برای خود دریابد و این انسان در دوگانگی عالم مانده و رها شده که، که حتی این دوگانگی هم، مخفی شده در میان تمثالهایِ بیمثالِ بیجانش گُلی که بر روی پرده وجود دارد دیده میشود اما آیا آن گُل گُل است؟ پس من میخواهم بدانم گُلهای واقعی کجایند و از کجا بدانم که این گلها گلهای واقعیای هستند که مرا به سمت و سوی حقیقت میبرند و زندگی را برایم زندگیای میکنند که حتی معنای زندگی را میتوانم در خود زندگیای که زندگی حقیقی بوده بیابم شهدا افسون گل سرخ را چگونه تشخیص دادهاند؟ تفکر؟ به من بگویید این تفکر را از کجا در خود و در لایههای زندگیم بیابم که حتی این تفکر هم من را مورد فراموشی و پیچاندن قرار ندهد؟ وقتی همه چیز در شکاکیتی فراگیر در ذهن به پیش میرود؛ پیشِ رفتی که این شکاکیت تمامیت مغزت را میجود و حتی تو را خرد میکند به علاوه رنگ باختنهایی که همین الان همین متن را برای یک انسانی چون من رنگ باخته میکند زندگیهایی که در چند کلمه خلاصه شده و با چند کلمه از بین میرود تنفرها و دوست داشتنهایی که در میان انبوه کلمات روانه شده اما بیجان و دار است طنابی که خرخره انسانها را میبرد بدون آنکه خونی بر روی زمین ریخته شود اره متوجه شدم که من با عقلم کافر شده ام تو این چند روز ولی آخه به منی که از پس همه دنیا باعقلم اومدم جلو و با همین عقل خیلی از چیزهای اطرافم رو انتخاب نکردم چجوری عقلم رو بزارم کنار و دیونه شم؟ اگر اون چیزی که میگین دیونگی نیست پس چیه؟
باسمه تعالی: سلام علیکم: آنچه در این میدان که در آن حاضر شدهاید خود را از دور نشان میدهد، همان حاضرشدنی است بسی جدّی در نزد خود، به همان معنای «حضور اکنون بیکرانه جاودانه» که هرکس میتواند در نزد خود به بنیادیترین بنیاد حاضر شود و این با معرفت نفس گشوده میگردد به همان معنایی که مولایمان حضرت علی«علیهالسلام» فرمودند: «لا تَجهَلْ نَفسَكَ ؛ فإنَّ الجاهِلَ مَعرِفَةَ نَفسِهِ جاهِلٌ بِكُلِّ شَيء» به خويشتن ناآگاه مباش؛ زيرا كسى كه خود را نشناسد، هيچ چيز را نمى شناسد. پیشنهاد میشود در این رابطه به کتاب «ده نکته در معرفت نفس» همراه با شرح صوتی آن که روی سایت هست، رجوع فرمایید. موفق باشید
سلام خدمت استاد طاهرزاده: چرا خداوند نماز این موهبت فوق العاده بزرگ را به همه مخلوقاتش عطا نفرموده؟
باسمه تعالی: سلام علیکم: همه موجودات عالم هستی در تسبیح خداوندند به همان معنایی که فرمود: «وَإِنْ مِنْ شَيْءٍ إِلَّا يُسَبِّحُ بِحَمْدِهِ وَلَكِنْ لَا تَفْقَهُونَ تَسْبِيحَهُمْ» و موجودات مختاری مانند انسان و جنّ در همان راستا وظایف خاصی دارند مانند نماز. و لذا در این رابطه فرمود: «وَمَا خَلَقْتُ الْجِنَّ وَالْإِنْسَ إِلَّا لِيَعْبُدُونِ». موفق باشید
با سلام: وحدت شخصی وجود را باید فهمید یا باید با قلب شهود کرد؟ با تشکر!
باسمه تعالی: سلام علیکم: در «برهان صدیقین» عقل، تصدیق میکند همه مخلوقات جلوات وجودیِ اسمای الهی هستند و وحدت شخصیه وجود، ادعایی جز این ندارد. آری! در این بستر با سخن مولای متقیان میتوان همراه شد که فرمودند: «ما رَأيْتُ شَيْئاً إلّا وَ رَأيْتُ اللّهَ قَبْلَهُ وَ مَعَهُ وَ بَعْدَه» نديدم چيزى را مگر آنكه قبل از آن چيز و با آن چيز و بعد از آن چيز، «الله» را ديدم. موفق باشید
سلام استاد عزیز: چرا هر ادراک حسی قوامش به ادراک خیالی است ونقش ادراک خیالی در ادراک حسی چیست و اینکه چرا در رویای صادقه گاهی قسمتی از آن با واقعیت مطابقت ندارد؟ با تشکر
باسمه تعالی: سلام علیکم: به هر حال در هر ادراک حسی، خیالی در صحنه است حال یا آن صورت خیالی مطابق آن ادراک حسی است و یا توهّمات نیز در آن صورت خیالیه دخالت میکند. اینجا است که رؤیای انسان از حالت صادقه بودن خارج میشود حتی در غیر خواب نیز بعضاً پیشفرضهای ما موجب میشود تا واقعیت را آنطور که احساس کردهایم، فهم نکنیم. موفق باشید
با سلام: وقتی می گوییم وجود یعنی خدا، این بر اساس عرفان است یا فلسفه؟ با تشکر!
باسمه تعالی: سلام علیکم: بر اساس حکمت صدرایی وجود، به اعتبار یگانگیاش و عدم کثرت، همان توحید است به اعتبار بیکرانگیِ توحید. موفق باشید
با سلام: فرق الله ذاتی و الله وصفی چیست؟ آیا استفاده الله هم در ذات به عنوان ذات و هم در اسم بودن تناقض نیست؟ با تشکر!
باسمه تعالی: سلام علیکم: خیر! «اللّه» در مقام ذات، همان احد است و در مقام وصف، مستجمع به جمیع اسماء میباشد. حضرت امام خمینی «رضواناللهتعالیعلیه» در کتاب شریف «مصباح الهدایه» در این مورد نکات ظریفی را به میان آوردهاند. موفق باشید
سلام استاد: مریض بد حال دارم، ممنون اگر دعا بکنید، خراب کردم آقاجان، وقتی ذی القربای من در مضیقه ی مال بود من دلمشغول خریدن و خوردن مارکها و مدرن ها! بودم به خیال خودم، و هیچ خبر از حال خلوتِ خانه آنان نداشتم، وقتی گرفتار غم دنیا بودند و هستند من گرفتار غم آخرت خودم و دنیای آنان نبودم، بلکه من فقط گرفتار غم خودم می خواستم باشم و به کسی جز خودم فکر نمی کردم؛ همین خودی که اینقدر بیچاره و ذلیلم کرده!! از آنطرف خودم باعث غم و مشکل بیشتر آنان هم بودم بعضی وقتها، و اندوه یا مشکلات بزرگی برایشان درست کردم، دلم به کجای دینداری ام خوش باشد دیگر؟ باید اصلا شرم کنم که یا جابر بگویم! شده ام مصداق عینی الذین ضل سعیهم فی الحیوه الدنیا و هم یحسبون ان یحسنون صنعا! دیگر چه جای جبرانی؟ واقعا دیگر چه جای جبرانی؟ چه برای من چه برای آنها.. شدم طلبکار اطرافیانم و طلبکار یکسری آدم دیگر؛ از آنطرف به فرموده امام جواد عزت مومن در بی نیازی اش از مردم است... باور کنید اگر حواسم به این کارهای زشتم باشد و در حضورم بماند اینطور کارهایم؛ آنوقت اگر خدا هم باز ببخشد و به بهشتش بخواندم دلم نمی خواهد بروم؛ جهنم بعضی وقتها طعم شیرینی دارد؛ باید نوش جان کرد تا حال آدم سر جایش بیاید. دعا کنید حالا که من کار مفیدی برای اطرافیانم نکردم و آنها هم گرفتارند خدا گرفتاری دنیاشان را رفع کند که دغدغه شان آخرتشان بشود؛ دعا کنید خدا بیشتر و دائما حال مرا بگیرد؛ من جهنملازمم فعلا تا بعد ببینیم چه می شود، خلاصه اینکه خیلی از این بی خبری احوال ذوی الحقوقم شرمنده ام و افسوس که این شرمندگی خانه در جانم ندارد و شرب مدامم نیست؛ گاهی مست توبه می شوم ولی این مستی افسوس که دوام ندارد و مدام نیست، خودم را دارم بازی می دهم و باکم نیست، وای بر من این من اصلا به درک آقاجان؛ برای رفع اندوه اطرافیانم دعا کنید
باسمه تعالی: سلام علیکم: إنشاءالله خداوند راهی برای جبران کوتاهیها مقابلتان میگشاید با تواضع و ایثاری که پیشه میکنید. موفق باشید
با عرض سلام و احترام! من سوال کننده پرسش ۳۵۸۴۲ هستم. در رابطه با سوال مذکور برداشت های به ذهنم رسیده است. لطفاً راهنمایی بفرمایید. اینکه کلا در جهان هستی، یکی بیشتر نیست. این حقیقت خداوند است. و این خداوند ذاتی است که هیچ نشانی از او نیست. بعد این خداوند تجلی میکند. تجلی اول احدیت، تجلی بعدی واحدیت و ... تا به اعیان خارجی میرسد. که اعیان خارجی همان خداست که در اعیان خارجی ظهور کرده است. پس در سرای هستی فقط خداست با تشکر! .
باسمه تعالی: سلام علیکم: چگونه میتوان اعیان خارجی را همان خدا دانست، در حالیکه خداوند هستی مطلق و کمال مطلق است. موفق باشید
با سلام خدمت استاد محترم: بعضا توی حوزه می بینیم که بعضی اساتید ما در ماه محرم خیلی حالت قبض و گرفتگی پیدا می کنن؟ حتما علت این قبض کربلاست. ولی ماها چی؟ اگر قبضی پیش بیاد چه طور بفهمیم بار گناهان هست یا مربوط به حال بد روحی مشکلات و یا کربلاست؟
باسمه تعالی: سلام علیکم: همین اندازه میتوان عرض کرد که چگونه دنیای پست، امکان آن را دارد که در کربلا بهترین انسانها را اینچنین مورد ظلم و بیحرمتی قرار دهد و معلوم است که برای روح هر انسانی یادآوریِ آن بسیار آزاردهنده است هرچند آن بزرگان، در بستر همان ظلمها راه درخشش انسان را به میان آوردهاند وگرنه با تصور اینهمه ظلم، انسان قالب تهی میکرد. موفق باشید
سلام استاد بزرگوارم.وقتتون بخیر: شاید مشکلی که میخوام مطرح کنم به شکلی دیگر مشکل افراد دیگه ای هم باشه، استاد بزرگوارم من وقتی میخواستم برم مکه از فامیل همسرم هم خداحافظی کردم یکی از اقوام نزدیک ایشان بعد برگشتنم نه به دیدنم اومد نه حتی یک زنگ به من زد با اینکه همسرم شام ولیمه که ایشون شرکت نکردند رو براشون بردند گویا افراد با این رفتار نشان میدهند که اهمیتی برای طرفشان قایل نیستند، الآن من چه رفتاری بکنم با اینکه دلخور شدم که خدا را خوش بیاید؟ چطور راضی شوم رفتاری کنم گویی هیچ اتفاقی نیفتاده؟
باسمه تعالی: سلام علیکم: به هر صورت به ما فرمودهاند: «إِذَا مَرُّوا بِاللَّغْوِ مَرُّوا كِرَامًا» اهل ایمان چون با چنین اموری روبرو میشوند با بزرگواری و اغماض از آن عبور میکنند و به اصطلاح به روی خودشان نمیآورند. موفق باشید
سلام استاد بزرگوار: وقتتون بخیر استاد. راستش من دارم «فرزندم اینچنین باید بود» رو میخونم ولی با یکی دو تا از دوستان قرار شد طرح کلی رو بخونیم. استاد راستش یکم میترسم، میترسم تاثیر گذار نباشه و فقط مغزپر کنی باشه. نمیدونم چیکار کنم خیلی دوست دارم بخونم ولی بعضی فکرا اذیتم میکنه. مثلا بعضیا میگن هرقدر بیشتر تو این خطها بری خدا بیشتر آزمایش میکنه، من یکم درگیرم کرده این موضوع. آخه میگن زیاد کتابای اینجوری خوندنم ممکنه طرف ظرفیت نداشته باشه با هم و اینا، ولی من بیشتر دنبال تاثیرگذاریشم. نمیدونم با هم بخونم اینها رو چجوری روم تاثیر داشته باشه و واقعا اخلاقم و رفتارمون و همه چی بتونم خوب عمل کنم ان شاءالله. بعد استاد به نظرتون اول این رو بخونیم یا آداب الصلوة آخه احساس میکنم این چون پایه اخلاق و ایمانه روش کار شه بهتره که بعد رو نماز خوب کار شه که نمازی با بصیرت باشه درسته نظرم؟! ممنون که وقت میزارین. التماس دعا
باسمه تعالی: سلام علیکم: همانطور که از نام کتاب «طرح کلی اندیشه اسلامی» روشن است طرحی کلی و مبنایی از تفکرات اسلامی مبتنی بر قرآن را برای مخاطبان خود میگشاید و رفقا نیز در این مورد فعالیتهایی کردهاند خوب است که به کار آنها رجوع شود. موفق باشید
سلام مجدد خدمت استاد بزرگوارم: جواب شما را مطالعه فرموده و بسیار خرسند شدیم. الحمدالله با فردی واقعاً با بصیرت آشنا شدیم آن طور که از حرف شما برداشت کردم فرمودین که این طبیعت ما هست و بقول معروف ذاتی هست که در معرض امتحانات باشیم و این امتحانات ما را تبدیل به فولاد و استعداد های ما را شکوفا میکند و موجب رفتن ما به سوی خداوند که مقصد اصلی ماست میشود. نکته دیگری که برداشت کردم که بسیار جالب بود این بود که فرمودین اهداف ما اگر صحیح باشد در بدترین مواقع هم مشکلی وجود ندارد زیرا که هدف خداست و راه رسیدن به خداوند بسیار ساده است اما اگر اهداف دنیایی باشد و خداوند آن اهداف را به ما ندهد اشتباه از ماست که هدف را درست انتخاب نکردیم نه خداوند اشتباه فرموده است. نکته دیگری که برداشت کردم این بود که حرف های بنده تایید کردین و فرمودین که در دنیایی که الان بوجود اومده رنج و عذاب بسیار بیشتر و سخت تر است و قابل توجیه هم نیست این اتفاقات و رسوایی ها که می افتد و اختلاس ها و... اینها را کوبیدید و گفتین که قابل توجیه نیست اما اینها میتوانند برای ما پلی باشند بسوی آن معنای حقیقی که دنیا برای آن ساخته شده است که همون رسیدن به خداوند است که بالاتر از آن نیست و هدف خلقت ما همین بوده است و همین سه نکته تمام سوالات بنده را جواب داد و واقعاً بسیار زیبا بود و خداوند ان شاءلله شما را برای ما حفظ کند و بنده بسیار بسیار آرزومندم شما را ببینم اما سوال دیگری را محضرتان داشتم اگر در بعضی مواقع اهداف صحیح بوده یعنی اهداف کمک به خلق خدا باشد و این کمک به خلق باعث رسیدن ما به خداوند هم میشود و ما هم توکل کردیم و تمام تلاش خود را به کار گرفتیم و همه چیز تمام شده بود و موفقیت بسیار نزدیک بود اما یهویی کار از دست رفت و سپس شکست خوردیم این موضوع باعث ناراحتی شدید بنده شد در این حد که در عبادات دینی خود به مشکل برخوردم و مجبور شدم به واجبات کفایت کنم چرا این اتفاق افتاد هدف ما که صحیح بود تلاش ما صحیح بود؟ و هر چقدر مرور میکنم دلیل موجهی نمیبینم که چرا انجام نشد. قسم میخورم که به جز خدمت به خلق هدفی نداشته و میخواستم اوضاع شهرم را درست کنم و دست مردم رو بگیرم و افراد فقیر را سیراب کنم اما متأسفانه انجام نشد و خیلی غمگین هستم. دلیلش چیه؟ میتونید برام توجیهش کنید؟ میدونم که این موضوع در سیطره عرفان عملی و جزو اسرار اللهی هست و جز با رسیدن به شهود حل نمیشود ولی دوست داشتم جواب کلی داشته باشم که قلبم آروم بگیرد و خیلی ممنونم اگر بتوانید به من بصورت مختصر جواب بدهید اگر هم صلاح دانستید برای ما دعا کنید خدا شاهده اگر که به هدف خود برسیم هیچ کسی ضرری نمیبیند و اوضاع را اگر درست نکنم بهتر میکنم در اون حوزه که مشغول هستم و بسیار ممنونم که برای این بنده حقیر وقت میگذارید و جواب میدهید و از صمیم قلب قدردان شما هستم.
باسمه تعالی: سلام علیکم: این مورد اخیری که میفرمایید برای بعضی از رفقای دیگر هم پیش آمده. بنده آن را نوعی شهادت میدانم که شهدای آن از نوع شماها هستند و مانند دیگر شهدا از این طریق، تاریخی به ظهور میآید که قربانیان آن مانند شهدا متذکر حضور انواع موانع تعالی بشریت هستند. مطمئن باشید از طریق قربانیانی همچون شما موانعی که بعضاً مشکلاتی برای این انقلاب ایجاد کرده است، برطرف خواهد شد. موفق باشید
سلام استاد بزرگوار: در رابطه با پرسش ۳۵۳۷۹ اگر همه چیز از قبل حتمی شده، پس دعا و تلاش چه سودی میتواند داشته باشد؟ کسی که بیماری سختی دارد، بگوید من که اجلم از قبل مشخص شده که چه زمانی اتفاق بیفتد، چرا رنج دکتر و دارو را تحمل کنم؟ یا کسی که بچه دار نمیشود بگوید، اگر قرار باشد از من نسلی بماند، میماند، چرا انقدر زجر بکشم؟ دعا چه سودی دارد؟ این ها درست است؟
باسمه تعالی: سلام علیکم: عنایت داشته باشید آیه ۲۲ سوره حدید نظر به کلیات زندگی دارد ولی اینکه در دل این کلیت میتوان زندگی را آباد کرد یا نه، بحث دیگری است. باز به آیه فکر کنید که میفرماید هیچ مصیبتی در زمین و یا در جان شما واقع نمیشود مگر آنکه از قبل معین شده. ولی بهترین برخورد نسبت به آنچه پیش میآید و بهترین امتحان را در آن راستا دادن، امری است که به کمک دعا و نیایش شکل میگیرد. موفق باشید
با سلام: ببخشید استاد یه کتاب دیدم سیاست و حکومت متعالیه. اگر بخوام حکمت متعالیه را بفهمم چه کتابی را دنبال کنم، اصلا این موضوع درسته لطفا راهنمایی کنید.
باسمه تعالی: سلام علیکم: آری! سیاست و حکومت هم باید در منظری حاضر شود که حکمت متعالیه مدّ نظرها میآورد. مباحث «ده نکته در معرفت نفس» و «برهان صدیقین» و مباحث «معاد» که روی سایت هست همه در راستای فرهنگ حکمت متعالیه میباشد. موفق باشید
سلام خدمت استاد گرامی: حقیقت امر این هست که از ۱۴ سالگی تا الان که با شما صحبت کرده ام، در عین اینکه فاصله سنی مان به نظر زیاد است اما حال مرا بیشتر از همسن و سالانم متوجه بوده اید. گاهی اوقات رفیق صمیمی من نمیفهمد که چه میگویم ولی شما دقیقا چیزی را میگویید که گویی انتظارش را میکشم. در این سال ها هم این سایت محل گفتن حرفهایی بوده که با هیچکس نمیتوانستم بزنم. اینبار خواستم تا راجع به وظیفه و نتیجه صحبت کنم. حدود یکسال تمام با توجه به اینکه وظیفه ام ازدواج است تلاش بسیاری کردم ولی بعد از یکسال چیزی جز فروپاشی عاطفی نصیبم نشد. ولی خوشحال بودم، درصورتیکه انگار چیزی برای از دست داشتن نداشتم، از اینکه نهایت تلاشم را کرده بودم شاد بودم. آن قضیه را وظیفهای الهی میدیدم و از تلاشم خرسند بودم. ولی زخمی بود بی درمان. من برای فرار از جامعه ای که نفس ضعیف مرا به گناه کشانده بود خواستم ازدواج کنم تا انس و رحمتی که در آن حاصل میشود ایمان مرا حفظ کند. که خب نشد و من با چشمان خودم اینرا دیدم که: (هرچه دلم خواست نه آن میشود / هرچه خدا خواست همان میشود) و حالا بعد از چندی تفکر، فهمیدم که شاید وظیفه من ازدواج نیست و باید دنبال چیز دیگری باشم. راهنمایی شما مرا وارد آیه ۳۳ سوره نور کرد. جایی که راهی برای ازدواج پیدا نشده و حالا شخص مستأصل باید عفاف پیشه کند. شاید واقعا وظیفه الان من عفاف باشد ورای اینکه چقدر در آن موفق بشوم یا اصلا نتیجه و ماحصلی برایم داشته باشد. ولی خب منظور این عفاف و عفیف بودن را متوجه نمیشوم. صرف انجام یا خودداری از چه چیزهایی، شخصی به عفت میرسد؟ علامه در المیزان این مطلب را به دوری از زنا تعبیر کرده بودند. و برای آخرین مطلب هم علامه در معنای «و الصالحین من عبادکم» میفرمایند: منظور صالح برای تزویج است نه صالح در اعمال. خواستم معنای صالح بودن برای تزویج را بدانم. دعا بفرمایید. با تشکر.
باسمه تعالی: سلام علیکم: آری! بالاخره اصلِ زندگی همان است که انسان در بستر آن زندگی ازدواجی داشته باشد آنهم با انسانهای صالح. می ماند که اگر به هر دلیلی همانطور که خودتان میفرمایید شرایط آن فراهم نشد، با عفافی که به لطف الهی انسان بتواند پیشه کند؛ افق های معنویِ گشوده ای در مقابلش گشوده میشود به امید آنکه افرادی در مقابلش قرار گیرند که صالح برای تزویج باشند ان شاءالله. موفق باشید
سلام و عرض ادب حاج آقا؛ فرمودید در فضایی که ایمانی نیست حضور نداشته باشیم. سوال من اینه که ما فامیل بسیار با وقار و خوب و مثبتی داریم که رفتارهای سبک سرانه یا حرکات جلف ندارند و فضایی سالم و برای من آرامش بخش داره. من چندین ساله که معارف سلوکی رو دنبال میکنم و بیرون از فضای سیر و سلوک، معنایی در زندگی و در خودم ندیدم و در صدد تزکیه ی نفس و مجاهده علمی و عملی در حد خودم به لطف خدا شده ام. و مجاهده ی معرفتی برنامه هر روزم در هر شرایطیه. سوالم اینه جمع فامیل در حد چند ماهی یه بار داریم و چند خانم بدون روسری هستن. باز این فضا از فضای معمولی زندگی من بسیار سالم تره. مثلا در فضای کاری تنها کسی که باحجابه، خودمم. اینکه من در جمع فامیل باشم یا در جمع کاری و درسی که تقریبا همه بدون روسری یا با شالی که اکثرا پایین افتاده یا خیلی عقبه، هستن، حضور داشته باشم برای فرزندم یا برای سلوک خودم مشکلی پیش میاد؟ در نظرم اینجوری میاد که در این زمانه خیلی احمقانه است در ذهنم که بخوام اونها رو مجبور کنم به اعتقاداتم و اونا انسان های بدی نیستن فقط پوشش شون اینطوره. این با فضای ایمانی در تضاده؟ اینم بگم که فضای فامیل مون شدیدا سالمه و حتی یه مورد سو سابقه اخلاقی یا حرف و حدیث بد یا ظاهر زننده نبوده. فقط پوشش تنوع زیادی داره. اگه این اشکال داره برای من، چرا باید در سلوک اینطور باشه؟ یعنی من برای اینکه به خدا برسم باید با همه قطع ارتباط کنم وگرنه مدیون فرزندم هستم؟ اصلا درک نمیکنم این موضوع رو. لطفا راهنمایی کنید حقیقت رو به من بگید و اینکه وظیفم چیه؟ از پوشش من عقاید من معلومه، حتما باید اونا مجبور به پیروی از عقاید من باشن؟ چرا فکر میکنم امام معصوم اگه باشن بیشتر به باطن انسان ها توجه دارن نه ظاهرشون و من چه وظیفه ای دارم؟ بیشتر نگران وظیفه ام در مقابل فرزندم هستم ولی فضای سالم رو مساوی دونستن با فضایی که همهافراد صد در صد فقه مورد اعتقاد من رو رعایت کنن، درک نمیکنم اصلا؛ از راهنمایی تون ممنونم و از اطاله کلام عذر میخوام. هدفم این بود که خود را، افکار و درک و احساساتم را به شما به عنوان استاد سلوک عرضه کنم تا چراغ هدایتتان پیش پایم قرار بگیره. از عنایت و لطفتون در تخصیص وقت و انرژی خیلی ممنونم و منتظر جوابم
باسمه تعالی: سلام علیکم: در چنین شرایطی و در این تاریخ قضیه بسیار متفاوت است از زمانهای که همۀ کوی و برزن در عادات مذهبی خود حاضر بودند. امروز ما باید با ارتباطی متین و دلسوزانه با این افراد ارتباط داشته باشیم و همانطور که رهبر معظم انقلاب فرمودند اکثراً اینها نمیدانند و به همان معنایی که حاج قاسم عزیز گفت اینها دختران ما هستند.
مطمئن باشید اگر با سبکی سلوکی زندگی خود را ادامه دهیم و رابطۀ خود را با این افراد قطع ننماییم تا موجب گسستِ نسلها نشود؛ دیر یا زود وقتی آنها با بحرانهای روحی خود روبهرو شوند، وجدان تاریخی آنها، آنها را متوجه و متذکر ایمانی خواهد کرد که در سبک و سلوک شما متوجه شدهاند و راز امیدواریِ رهبر معظم انقلاب نیز بر همین مبنا میباشد. https://eitaa.com/matalebevijeh/19306 . موفق باشید
بسم الله الرحمن الرحیم. با سلام و عرض ادب خدمت استاد گرامی: در جهت مطالعه کتاب هدف حیات زمینی در سایت لب المیزان فایل صوتی مشاهده نکردم اما چون مضمون بحث به آیات سوره اعراف اشاره ای دارد میشود از فایل های صوتی تفسیر سوره اعراف استفاده کرد؟ مجموع فایلها ۷۷ صوت می باشد. آیا از ابتدای فایلها شروع کنیم؟ و اینکه در کنار متن کتاب صلاح میدانید به تفسیر المیزان سوره ی اعراف هم گریزی بزنیم ممنون میشوم جهت تفهیم این کتاب و البته آیات قرانی راهنمایی های مربوطه را ارائه بفرمایید. سپاسگزارم از وقت و حوصله ای که جهت پاسخ دهی میگذارید.
باسمه تعالی: سلام علیکم: بعد از مطالعۀ کتاب «هدف حیات زمینی آدم» خوب است برای تکمیل آن به عرایضی که در شرح آیات ۱۱ تا ۲۵ سورۀ اعراف شد؛ رجوع فرمایید. و البته این غیر از آن است که بخواهید در شرایطی دیگر به سورۀ اعراف رجوع کنید. موفق باشید
