بسم الله الرحمن الرحیم
گروه فرهنگی لب المیزان
به لب المیزان خوش آمدید.
گروه فرهنگی المیزان
آرشیو پرسش و پاسخ ها
تعداد نمایش
شماره پرسش:
نمایش چاپی
شماره عنوان پرسش
39099

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش

با سلام خدمت استاد گرامی: وصی سلوکی حضرت علامه حسن زاده کیست؟ جایی شنیدم که گفته شد ایشان کسی را معرفی نکرده و فرموده خودم هستم. ولی در قسمت ۲۶ برنامه هم سفره که در ماه مبارک گذشته پخش شد، مجری گفت وصی ایشان آقای هادی عباسی خراسانی هست. لطفا راهنمایی بفرمایید.

متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: بنده در جریان این نکته‌ای که می‌فرمایید نیستم. زیرا آیت الله حسن‌زاده «رضوان‌الله‌تعالی‌علیه» به عنوان اندیشمندی گرانقدر آثاری ارزشمند از خود باقی گذاشته‌اند که هرکس اهلش باشد، می‌تواند از آن‌ها بهره‌مند شود. در ضمن خوب است به بحثی که تحت عنوان: «ما و نگاه امام خمینی به اخلاق و بشر جدید»   https://eitaa.com/matalebevijeh/18131 شده است نظری بیندازید. موفق باشید

39096
متن پرسش

سلام علیکم: جناب آقای سید حمید رضا اصفا در بعضی از کانال‌ها مطلب زیر را اعلام فرموده‌اند. با توجه به شناختی که جنابعالی از ایشان دارید؛ نظر شما چیست؟
باسمه تعالی
حجامت این بار در خدمت جبهه  مقاومت
به اطلاع عزیزان می‌رساند؛
در نظر داریم سنتِ شریف حجامت را به نفع جبهه  مقاومت به کار گیریم و درآمد حاصله از آن را به استثنای  مبلغی که جهت تهیه  لوازم و سرویس دهی  هزینه می‌شود، به حساب پویش ایران همدل واریز کنیم.
نشانی : خ مدرس / ک ۲۳ / ب شیرازی / ب وحدت / پ ۱۰۴
موکب شهید آوینی
سید حمید رضا, همراه۰۹۱۴۰۰۳۶۹۰

متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: بنده در جریان تصمیم و نیّت خوبِ حاج آقا اصفا هستم و ایشان بنا دارند از این طریق علاوه بر کمک به جبهه مقاومت، یادآور هرچه بیشتر سنت حسنۀ حجامت شوند و به نظر بنده کار خوبی است. موفق باشید

39058

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش

با سلام و عرض ادب: بنده هیات علمی دانشگاه علوم‌پزشکی هستم. با توجه به اینکه اخیرا افراد زیادی با ادعای مشاوره طب روحانی، به نقش علوم غریبه در سلامتی افراد می پردازند مثلا علم الاسماء را مطرح می کنند و اینکه نام یک فرد اگر مناسب نباشد باعث انواع گرفتاریها در زندگی و حتی بیماری می شود، یا در مورد طلسم ها و اجنه و غیره مطالبی را مطرح می کنند، و با دریافت هزینه می خواهند به اصطلاح چک آپ معنوی انجام دهند و راه حل این مشکلات را ارائه دهند. می خواستم بدانم این موارد تا چه حد جدی است و نیاز به مداخله کارشناس مربوطه دارد و اگر اینطور هست آیا لازم نیست که مرجع معتبری برای این امور معرفی شوند تا راه شیادی های احتمالی بسته شود؟ چون از یکی از اساتید معتبر حوزوی شنیده ام که گرفتاری های ماوراءالطبیعه، اکنون خیلی بیش از گذشته شده حال اگر همین تدابیری که می شناسیم مثل آیه الکرسی و چهار قل و صدقه کافی نیست لطفا یک کارشناس معتبر در این حوزه معرفی بفرمایید که اطلاعات دقیق و موثق بتوان گرفت. با تشکر فراوان

متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: همچنان که در کتاب «جایگاه جن و شیطان و جادوگر» عرض شده؛ این نوع سخنان و ادعاها هیچ مبنایی ندارد و تنها همان روشی که متفکران توحیدی با تدبّر در قرآن و روایات مطرح کرده‌اند؛ حجّت است و متأسفانه به جهت غفلت از معارف توحیدی عده‌ای به این توهّمات به نام دین دامن می‌زنند. موفق باشید

38965
متن پرسش

با سلام خدمت شما استاد گرامی: در نکات ریز و لطيفی که در کتاب انسان و باز انسان به میان آورده اید با توجه به مقام عین الربطی انسان که تاکید فراوان فرمودید بنظرم به عزل ۱۳۸۷شمس می‌شود اشاره کرد که جناب مولانا در مقام عین الربط خویش] با آب /از آب [که هر روز مقابل چشمان ما است وجه «آیه» به مثابه باب ورود به ملکوت از ملک میابد که جسارتا بشرح ذیل جهت ایرادی یابی به حضور حضرت عالی می‌فرستم. سوال: آیا تا به حال به این فکر کردید که هیچ کس نمی‌تواند آب را گاز بگیرید؟ واقعا همین چیز خیلی ساده محل ورود مولانا به عالم ملکوت است. چیزی که بار ها و بارها دیده ایم و بی توجه از کنارش گذشته ایم چرا نمی‌شود آب را گاز گرفت و زخمی کرد؟ (یعنی چرا آب را نمی‌شود به دندان گرفت؟) «چون آب باش و بی‌گره / از زخم دندان‌ها بجه / من تا گره دارم یقین / می کوبی و می ساییم. جواب: اگر ما در زندگی خود بارها و بارها توسط زخم دندان‌ها و زخم رفتارهای دیگران احساس زخمی شدن و درد کرده ایم به این دلیل است که مثل آب بی گره نبوده ایم! یعنی وقتی در مقابل موضوعی حس شخص و موضع شخصی می‌گیریم بلافاصله همان موضوع ما را در کنترل خود می آورد و به راحتی می‌تواند باعث زخمی شدن اعصاب و روان ما گردد. وقتی به شخصی ایرادی از منظر دیدگاه شخصی بگیریم همان رفتار شخص ما را در کنترل خود خواهد در آورد. مولانا می‌فرماید در مقابل موضوعات پیش رو بی پا و بی سر باشید /یعنی قضاوت شخصی در موردش نداشته باشید «بسیار گفتم ای پدر دانم که دانی این قدرکه چون نیم` بی‌پا و سر در پنجه آن ناییم نیم نیستم منبع؛غزل۱۳۸۷ دیوان شمس

متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: همین‌طور است که می‌فرمایید و متوجه شده‌اید. چه اندازه خوب است که انسان ذات خود را که عین ربط به حقیقت یعنی توحید است؛ همواره مدّ نظر داشته باشد. در این مورد باید بسیار گفت تا معلوم شود هیچ نگفته‌ایم و «آن‌که عمری در پی او می‌دویدم کو به کو /  ناگهانش یافتم با دل نشسته روبه‌رو» و دارم با نظر به او با خودم، آری! با خودم به‌سر می‌برم که هیچ نیستم جز ربط به او. و زندگی در این رابطه در ک و تکرار چنین بودنی است. امری که اولیای الهی با سیره و سخن خود با ما در میان گذاشته‌اند به همان معنایی که با عبادات خود، عصمتِ خود را که عالیترین نحوه بودن بود، محفوظ می‌داشتند. موفق باشید      

38867

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش

سلام استاد: چرا نام امام علی و واقعه غدیر در قرآن نیامده؟

متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: با توجه به این‌که بحث در این مورد مفصل است؛ خوب است به کتاب «مبانی نظری نبوت و امامت» که روی سایت هست، رجوع فرمایید. موفق باشید

38446

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش

عرض سلام و احترام خدمت استاد محترم: من ۳۵ سال سن دارم. شاید از حدود ۱۵، ۱۶ سالگی به خاطر مسایل زندگی و فشار های روانی، دچار تشویش افکار و به تبع آن ضعف حافظه شدم. البته نه در حد افراد مسن، بلکه بعد از شنیدن و حتی درک داستان های معرفتی و تعریف کردن آن برای بقیه یا بارها و بارها و بارها حفظ و مرور آیات قرآن، مطالعه ی کتاب ها و... در یک آن کلیت آن را فراموش می کنم. گاهی هر قدر می گویند فلان کار و فلان اتفاق را با هم رقم زدیم اصلا به خاطر نمی آورم که فکر می کنم از پریشانی افکار است. یک سالی هر شب خواندن سوره ی واقعه را شروع کردم، به خاطر رسیدن به برکاتش نه برای حافظه، متوجه شدم یکی از آثار حفظ قرآن قوت حافظه بود. اما بعد از مدتی دوباره به حال اول برگشتم با اینکه خواندن سوره ی واقعه حذف نشده است. مدتی است تلاش کردم کارهایم را کم کرده و افکار مشوشم را متحد کنم تا بتوانم تمرکز لازم را بدست آورم. بتوانم حافظ قرآن بشوم و ان‌شاءالله در تمام نماز حاضر باشم و ان‌شاءالله به مقام عبدالله برسم. حالا نمی دانم مشکل کارم کجاست و با انجام چه کارهایی می توانم نفسم را اصلاح کرده و ان شاءالله به سمت عبودیت پیش بروم؟

متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: بنده در این موارد چیزی نمی‌دانم. موفق باشید 

38357

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش

در عباراتی نظیر لیس فی جبتی الا الله، سبحانی ما اعظم شانی و... ، اگر منظورشان ذات حق بوده که هیچ، اگر منظورشان اسم الله بوده، نبی خدا صلی الله علیه و آله و ائمه ی معصوم به چنین ادبیاتی سخن نگفتند بلکه در مجازات قائلین به این جملات و اجرای حدود بر آنها چرا حضرات تفکیکی میان ذات و اسم نکردند؟ و چرا صوفیه اصرار دارند اینگونه شطح بگویند و چرا عده ای اصرار دارند این ادبیات را در جامعه ترویج دهند؟

متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: اساساً این نوع سخن گفتنِ عرفا که جنبه اشاراتی دارد، باید با فکر و فرهنگ خودشان فهمیده شود و به اصطلاح به جنبه تأویلی آن سخنان نظر کرد از آن جهت که بعضاً واژه‌ها وسعت خود را به جهت روزمرّه‌گی‌ها از دست می‌دهند. و به همین جهت جناب حافظ در گزارش احوالات معنوی واژه «میّ» را انتخاب می‌کند. موفق باشید

38235

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش

سلام و ادب و آرزوی سلامتی برای استاد بزرگوار: ۱۰ سالی می‌شود که در حال ابتلا و امتحانی هستم، در طول این ۱۰ سال بسیار تغییر کرده و ان‌شاءالله رشد کرده‌ام. این رنجِ امتحان، با تمام سختی‌ای که داشت، پر از نور بود و رشد الحمدلله. اما هنوز به سرانجام نرسیده و مشکل برطرف نشده‌ است. احساس خستگی و بی رمقی دارم. کورسویی از امید مانده اما دلسرد شده‌ام. حس گدایی را دارم که ۱۰ سال درب خانه‌ی کریمی را زد، ۱۰ سال صدا زد، اما درب باز نشد، التماس کرد، اما باز نشد، فریاد زد، اما باز نشد. فرمان صبر آمد، از آن به بعد صبورانه نشست تا صاحبخانه به وقتش در را باز کند اما هنوز باز نشده. دعایی نیست نخوانده باشم، نمازی نیست نخوانده باشم، به هر نحوی که بلد بودم صدایش زدم و نشد. اما مشکل، حالِ الانِ من است. آن گدای ۱۰ ساله، اکنون از پشت درب رفته و سر کوچه نشسته. بلاتکلیف و خاموش! چشمش هنوز به در آن خانه است. دلش می‌خواهد برکد پشت در و درب بزند اما نمی‌تواند. دلش می‌خواهد خواهش کند اما نمی‌تواند. دیگر صدایی نمانده. دست و دل به دعا کردن دیگر نمی‌رود. مگر نه اینکه اگر بخواهد، خودش می‌دهد؟ او که می‌داند چه کسی در کوچه منتظر است. سرد و خاموش شده ام. از آن تشویش و سوز و گدازی که بود خبری نیست. به تبع آن، آن حلاوت در نماز و دعا هم نیست. فقط به انجام واجبات اکتفا می‌کنم. و ناراحتم از این کم شدن ارتباطم با خدا. چرا این نفس تمکین نمی‌کند؟ این بی میلی به مستحبات از کجاست؟ از این دوری ناراحتم اما انگار همه‌ی وجود من یخ زده. نمی‌دانم اسمش قبض روح است یا چه. اما خیلی بد است. بسط چگونه حاصل می‌شود؟چطور رها شوم؟ حس خاکستری را دارم که آتشش خاموش شده، اما آماده‌ی شعله‌ور شدن است. بسیار ملتمس دعا هستم. هم برای به سرانجام رسیدن این امتحان ۱۰ ساله، هم برای برطرف شدن این مشکل روحم.

متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: به این فکر کنید که نباید بر آن موضوعی که تحقق آن حتی با اصرار انجام نمی‌شود، بیش از اندازه تأکید کرد. گویا مصلحت ما را در جای دیگری دیده‌اند. موفق باشید

37994

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش

با سلام استاد عزیز: بر اساس آیات قران «الفینا آباءنا» «کل یعمل علی شاکله» و علم تجربی (ژنتیک و...) ۹۰ درصد افراد کپی برابر با اصل والدین هستند. چرا اولاد انقلابیون ۵۷ همه به نوعی رانده شدند؟

متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: نمی‌دانم. در این مورد فکر نکرده‌ام. موفق باشید 

37954

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش

بسم الله الرحمن الرحیم. سلام علیکم و رحمت الله: با توجه به مسیری که پیموده ایم و افقی که شهید رئیسی در دولت اسلامی برای ما گشود و از سوی دیگر سرعت وقایع تاریخی، به نظر می‌رسد نمی‌توان برای آینده دولت پز‌شکیان حسابی باز کرد. به نظر می‌آید چون توقع مردم از ریاست جمهوری بالا رفته است و به طور قطع آقای پزشکیان از آن جهت که استقلال شخصیتی در برابر اطرافیان ندارند، از عهده این مهم بر نمی آیند و ما با دولتی شبیه دولت اول انقلاب مواجه میشویم که در میانه راه بار را بر زمین می‌گذارد و در آن زمان است که تفکر اصلاحاتی با شکست ساختاری پیش آمده زائل می‌گردد.

متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: باید منتظر ماند که آیا آقای پزشکیان می‌توانند با موضع‌گیری‌های انقلابی آن طور که با آقای سید حسن نصرالله و آقای بشار اسد، برخورد کردند، کارها را ادامه دهند یا نه؟ موفق باشید

37819

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش

بسم الله الرحمن الرحیم. با سلام و احترام آقای طاهرزاده. چرا یک شخص بزرگی مثل امیرالمومنین میشه حضرت علی و یک شخص میشه شمر لعنت الله علیه چرا یکی میشه شهید آیت الله رییسی یکی هم می‌شود حسن روحانی چرا یکی می‌شود حافظ قرآن یکی می‌شود معتاد چرا یکی می‌شود انسان یکی می‌شوند حیوان انسان نما یا علی مدد 🌺

متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: به هر صورت انسان در ذات خود مختار است تا چه شخصیتی را برای خود تصور کند و مطابق آن انتخابهای خود را انجام دهد. موفق باشید

37786

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش

گویی در بن بستی هستم نمی‌دانم که بایستی به ذهن گوش کرد یا به قلب یا هیچ‌کدام. اصلا تا به الان به چه چیز گوش داده‌ام؟ به این فکر می‌کنم که خودم کجایم؟ همین‌جا؟ چگونه می‌توانم ببینمت ای جان؟ در کدام سو از وجودم تو را بیابم؟ چگونه تو را همراهی کنم‌ت؟ دلم برایت تنگ است و گویی می‌جویمت می‌خواهمت و در پی‌ات هستم تا بیابمت تا بلکه با یافتن کمی بتوانم بروم کمی بتوانم خود را دریابم در زندگی خسته‌ام از دنیا و از هر چیزی خسته‌ام از سختی‌های زندگی توانم بریده و صبری برایم نمانده نمی‌دانم در زندگی شخصی چه خواهم کرد چه می‌خواهم چه نمی‌خواهم اصلا چه می‌توانم بکنم در وضعیت و شرایطی که هستم؟ همه من را می‌خواند و من نمی‌دانم کجایم گویی که در سرم سنگی گذاشته‌اند آنقدر که سنگین است گویی که هیچ چیز مهم نیست اما در عین حال در دل تمنایی هست به راستی چگونه می‌شود به این تمنا پاسخ داد؟ چگونه می‌شود رفت بدون آنکه در این راه ماند؟ چگونه می‌شود رفت که حتی اگر جایی هم ماندی این ماندن خودش برای خودش رفتنی را در پی داشته باشد می‌دانی دو دلم نسبت به همه چیز. در دلم غوغایی به پاست که نمی‌دانم این را چگونه به راه برسانم نمی‌دانم چگونه با او تا کنم تا راه را بیابد و حرکتی را بردارد حرکتی که اول در وجود خود شکل گرفته باشد حرکتی که برایم چیزی در میان بگذارد اصلا از خود می‌پرسم چیزی در خودت داری؟ داری چگونه می‌روی؟ چگونه قدمی برمی‌داری؟ چگونه حرکتی را به پیش می‌بری؟ آیا خودت هم هستی؟ یا فقط این کار را انجام می‌دهی بدون اینکه خودی در میان باشد اصلا به من بگو که چگونه انتخابش کنم؟ اصلا چگونه چیزی انتخاب می‌شود؟ دست من هست آیا؟ کجا هستم؟ اصلا می‌شود از این‌همه شک، نگرانی و .. در آمد؟ چگونه؟ به کجا بنگرم؟ به چه بنگرم؟ همه اینها واقع است و نه وهم و نه بهانه نیست. اینکه خسته‌ام بهانه نیست. اینکه دیگر نمی‌توانم شرایط را تحمل کنم بهانه نیست. اصلا به من بگویید با وضعیتها و شرایط باید چه کنم؟ تحمل؟ صبر؟ چگونه بروم در این وضعیت و تحمل؟ با گیجی؟ با سردرگمی؟ اصلا یک چیز دیگر! چگونه ببینم اینها را؟ شرایط و وضعیت را چگونه بگذرانم؟ می‌دانی! شاید بگویی با تحمل آن را ببین یا اصلا بگویی با چیزی که درون خودت است آن را ببین اما من می‌گویم با چه ببینم چگونه ببینم؟ چگونه ببینم که بتوانم بروم حتی اگر مصیبت عظیمی هم گردنگیرم باشد؟ چگونه؟ می‌خواهم آنچه که در سینه ام خفته است را ببینم.

متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: آری! این اولِ راه است آن‌گاه که انسان بخواهد با قدمی بلندتر در نزد خود حاضر شود به همان معنایی که جناب حافظ فرمود: «چه عشق آسان نمود اول ولی افتاد مشکل‌ها»، به همان معنای سوبژه‌شدن انسان برای خود در عین حضوری بس متعالی. در جلسه‌ای که اخیراً خدمت رفقا برقرار شد تحت عنوان «کدام رئیس جمهور و حضور در کدام آینده؟» https://eitaa.com/matalebevijeh/17011 خارج از موضوع سیاسی آن جلسه که در رابطه با شخصیت آقای دکتر جلیلی بود؛ معنای سوبژگی انسان و نحوه عبور او در رابطه با انتخابی به وسعت تاریخ، نکته‌ای بود که به نظر می‌آید بتواند افقی در مقابل نکاتی که با آن روبه‌رو هستید، بگشاید. موفق باشید

37741

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش

با سلام: «بسیط الحقیقه کل الاشیاء و...» در ظهور است یا در ذات؟ با تشکر!

متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: در ذات و مقام جامع او، همه اشیاء به جامعیت و نه مجموعیت حاضرند مانند حضور هفت رنگ در نور بی رنگ. موفق باشید

37617

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش

بسمه تعالی؛ سلام علیکم: استاد در سیر معرفت نفس پس از گذر کردن از معرفت نفس و حشر ادامه راه چگونه است؟ در کتاب ملاصدرا سخنی از نفس اماره و مطمئنه و قوه واهمه و غضبیه و شهویه و خیلی از مسائل انسان شناسی به صورت تفصیلی مطرح نبود. ۱. سیری برای ایجاد یک معرفت جامع نسبت به انسان بدهید. ۲. نسبت فصوص با این نوع انسان شناسی است؟ الان ، آرام آرام برای روشن شدن مباحث مذکور نیاز به رجوع دارد؟

متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: جناب صدرا با به میان‌آوردن نفس ناطقه از قسمت طبیعیات به قسمت الهیات، نگاه ما را نسبت به نفس، نگاهی وجودی نمود تا همین‌که نفس، درست درک شود جایگاه آن قوا نیز در معنیِ دقیق‌تری درک می‌شود. و البته باید فعلاً بیش از کتاب «ده نکته در معرفت نفس» و بخصوص در مورد کتاب «فصوص» ورود نفرمایید. از کتاب‌های «بدایه الحکمه» و «نهایه الحکمه» که الحمدلله اساتید عزیزی در مورد شرح آنها زحمت کشیده‌اند؛ نباید غفلت کرد. موفق باشید

37534

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش

با سلام و تحییت خدمت شما استاد طاهرزاده:  گاهی حس می‌کنم عمرم تمام شده است و هیچ حس معنوی برای خود و دیگران نداشته‌ام. این حس منجر به استرس شده. چاره چیست؟

متن پاسخ

 باسمه تعالی: سلام علیکم: آری! این منحصر به جنابعالی نیست. این مربوط به بشر این دوران است و ظرفیت های بیشتری که در خود دارد و نیاز است که به آن‌ها جواب دهد. در این مورد خوب است که به مباحث «نیست‌انگاری» رجوع شود https://lobolmizan.ir/sound/1363?mark=%D9%86%DB%8C%D8%B3%D8%AA%E2%80%8C%D8%A7%D9%86%DA%AF%D8%A7%D8%B1%DB%8C موفق باشید

37507

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش

سلام و ارادت محضر استاد عزیز: عرض تسلیت و تعزیت بمناسبت شهادت رئیس مذهب جعفری حضرت امام جعفر صادق (ع) محضرتان خواستم بپرسم؛ در برخی از ایام شهادت حضرات معصومین (علیهم السلام) همچون دهه عاشورا دسته های عزاداری در سطح شهرها و روستاها شکل می‌گیرد، یادم هست در یکی از جلساتتان شکل گیری این دسته های عزاداری رو به استثناء ایام سوگواری حضرت اباعبدالله الحسین (ع) که می‌بایست در پرشورتر برگزار شدن آن تلاش نمود، نوعی بدعت قلمداد فرموده بودید، نظرتان رو در این خصوص مطرح بفرمایید سپاسگزار میشم.

متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: به ما دستور داده‌اند آن نوع عزاداریِ خاص که برای حضرت اباعبدالله«علیه‌السلام» با سینه‌زدن و دسته راه‌انداختن، به جهت روش خاصی که آن حضرت در صحنه کربلا داشتند؛ منحصر به ایشان باشد و در عزاداری سایر ائمه«علیهم‌السلام» همان روش عزاداری سنتی که به ذکر مناقب ایشان مشغول ‌شویم و متوجه نقش تاریخی آن بزرگواران باشیم. موفق باشید

37345

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش

با سلام: خداوند هم ظاهر است و هم باطن. آیا درست است که بگوییم که خداوند از همان جهت که ظاهر است، باطن هم هست؟ با تشکر!

متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: همین‌طور است و توحید یعنی همین. حضرت امام خمینی «رضوان‌الله‌تعالی‌علیه» در شرح سوره حمد در این رابطه نکات خوبی را مطرح فرموده‌اند. موفق باشید

37340

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش

با سلام: استاد عزیز در روایت است شخصی نزد پیامبر آمد و گفت یا رسول الله خدا را دوست دارم حضرت فرمود منتظر بلا باش پس از آن پیامبر پرسید مرا هم دوست داری عرضه داشت بله فرمود منتظردشمنی خلق باش دوباره سوال کرد علی را هم دوست داری گفت بله فرمود منتظر شهادت باش، استاد بعضی روایات هم در مورد اجر شهادت داریم مثلا یه جا گفته کسی که منتظرامام زمان باشه اجرشهید داره، یا مباحثی تو این مایه خصوصا پیرامون زن و بحث شهادت، استاد عزیز یه زن چطور میتونه این مباحث را با هم جمع کنه؟

متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: عمده آن است که متوجه این نکته باشیم که به ما گفته‌اند: «مهر خوبان در میانِ جان نشان / جان مده الاّ به مهر دل‌خوشان» از آن جهت است که باید افق جان ما شخصیت انسان‌های کامل باشد و با آن‌ها به‌سربردن از طریق انس با شخصیت علمی و عملیِ آن‌ها؛ جهانِ ما همانی می‌شود که آن عزیزان در آن جهان حاضرند. موفق باشید

37282

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش

با سلام! شما می‌گویید که خدا همزمان هم ظاهر است و هم باطن. خوب قاعده اجتماع ضدین محال است، در اینجا جاری است. پس نتیجه آن اینکه سخن شما خلاف عقل و مردود است. لطفاً توضیح بفرمایید! با تشکر!

متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: شرح سوره «حمد» حضرت امام خمینی، نکات خوبی را در این مورد به میان آورده است مبنی بر آن‌که در افق توحید در میدانِ «ظهور»، «بطون» نیز مدّ نظر است و با نظر به «بطون»، «ظهور» مدّ نظر می‌آید. امیرالمؤمنین (ع) می فرمایند: «مَعَ كُلِّ شَیْءٍ لا بِمُقارَنَةٍ، وَ غَیْرُ كُلِّ شَیْءٍ لا بِمُزایَلَة» «او با هر شیئ هست، اما نه به مقارنه و این كه عین آن شیئ باشد، و غیر هر شیئ ای است اما نه به دوگانگی، كه جدای از آن شیئ باشد». آری! «خداوند با همه اشیاء و با همه فیض های خود هست، اما نه به یگانگی، و از آن ها جدا است، اما نه به دوگانگی» برای تقریب به ذهن، مثل صُوَر ذهنی ما و خود ما، كه نه آن صور ذهنی عین ماست و نه جدای از ما است. موفق باشید

37270

باز غزهبازدید:

متن پرسش

سلام: با توجه به حدیث «من اصبح ولایهتم بامورالمسلمین فلیس بمسلم» وظیفه ما مردم عادی نسبت به ظلم غزه چیست؟

متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: آری! سخن و تقاضا همانی بود که در سؤال شماره 37262 از حضرت پروردگار تقاضا کردیم. نکند که اگر در این مورد بی‌تفاوت باشیم اسلامیت ما فریبی باشد که خودمان به خودمان می‌زنیم. موفق باشید

37264

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش

با سلام: استاد برادرم می‌گوید هر چی میخاهیم باید مستقیم از خدا بخواهیم و نیازی نیست کسی واسطه بشه البته منظورش از اون زاویه که قدرت مطلق خداست رو قبول دارم ولی اخه بدون واسطه خشک و خالی استاد نگاه من این است من نظرم اینه که: مگر پیغمبر (ص) نگفت قران و اهل بیت را به یادگار می‌گذارم توسط این ها به درگاه خدا توسل و تمسک کنید ایا برای حوائج نباید با واسطه اهل بیت (س) رفت در خونه خدا؟ صحبت اینه که حتی اهل بیت هم به اذن خدا حاجت میدن منتها چون پیش خدا عزیز هستند دعایشان رد نمی‌شود و بخاطر مقامشان نزد خدا حوائج داده میشه یا مثلا امام زمان (عج) را واسطه قرار دهیم و چون ایشون لنگرگاه زمین و زمان هستند بواسطه ایشون خدا روشون رو زمین نمی‌اندازه و حاجت ما رو میده اگر قرار بود مستقیم بدون واسطه از خدا بخواهیم چرا پس زیارت امام رضا (ع) میریم آیا جز اینه که این امام رئوف رو واسطه کنیم بین خودمون و خدا یا حتی شهدا یا پدر و مادر رو واسطه کنیم در خونه اهل بیت تا اهل بیت واسطه بشن در خونه خدا. به راستی دین چگونه گفته حوائج را طلب کنین طریقه درست مطرح کردن حوائج چگونه است؟ بلاخره وقتی دعا کردن آدابی دارد مثلا شروع با یاد خدا و حمد خدا گفتن صلوات فرستادن و اقرار به گناه امید به اجابت دعا اصرار و پافشاری در دعا و.... چطور طلب حاجت کنیم در خونه خدا بدون واسطه؟ خواستم بدونم نگاه من چگونه است و آیا ایرادی دارد؟ با تشکر

متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: خداوند در قرآن می‌فرماید: «ابتغوا الیه الوسیله» برای رجوع به حضرت حق، وسیله‌ها را مدّ نظر آورید و ائمه «علیهم‌السلام» متذکر می‌شوند که آن‌هایند آن وسیله‌هایی که آینه‌هایی و راه‌هایی هستند به سوی خداوند. آری! تنها و تنها منشأ همه خیرات و کمالات، خداوند است ولی واسطه‌ها، میدان رجوع به حضرت حق می‌باشند تا راه رجوع به حضرت حق تنها در فکر و ذهن نباشد. مانند همان نکته‌ای که در مورد حضرت رضا «علیه‌السلام» فرمودید. موفق باشید

37232

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش

سلام علیکم استاد خسته نباشید: سوال بنده این هست که مرز ریا چیه؟ یعنی به وقتایی کارهای مستحبی رو ترک می‌کنیم برای اینکه ریا نشه، یه وقتایی کارهای مکروهات می‌کنیم که بازم ریا نباشه. این مرز رو چطوری باید بفهمیم و درک بکنیم. سوال بعد اینکه در انجام مسابقه، چطور بفهمیم گناهی نکردیم؟ برای ما که اول راهیم توصیه ای بفرمایید.

متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: همان‌طور که در جواب سؤال شماره  37228 عرض شد عمده آن است که متوجه حضور در محضر خدا باشیم و چنانچه نفس امّاره بخواهد مردم را نیز در نظر بگیرد، ما کاری به آن نداشته باشیم. موفق باشید

37045

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش

سلام استاد: وقتتون بخیر باشه ان شاءالله. حس می‌کنم تازگی به درک جدیدی از ظهور حضرت رسیدم و می خواستم این فهمم رو به شما عرضه کنم تا اگر در جایی خطا رفتم، اصلاح بفرمایید. امام، انسان کامل است. یعنی انسانی که در همه ابعاد، به نهایت تکامل رسیده است. غایت ما انسان ها نیز، تکامل در ابعادی است که مستعد آنیم. به قول مولوی، هر کسی را بهر آن ساختند که مهرش را اندر دلش انداختند... و خداوند می‌فرمایند:«لا يُكَلِّفُ اللَّهُ نَفْساً إِلَّا ما آتاها» یعنی تکلیف و رسالت هر کس در دنیا، بر مبنای استعدادهای اوست و راه شناخت این استعدادها و تکلیف، میل عمیق قلبی نسبت به یک مسأله است. مسأله ای که اگر پیگیری اش کنیم و در آن به کمال برسیم، یعنی مسیر تکامل وجودی مان را پیموده ایم... و در حقیقت هر اندازه ما شکوفاتر شویم، انسان کامل بیشتر ظهور کرده... و وقتی انسانها به این فهم برسند که باید به دنبال شکوفایی خود و یا به عبارتی دیگر به دنبال خود برترشان باشند، آنگاه زمان ظهور انسان کاملی است که هر کس می‌تواند نهایت خود را در آینه وجود او ببیند. حال وظیفه ای که برای خود ترسیم کرده ام چیست؟ راستش دیگر نمی‌توانم با افراد بر سر مسأله دینداری و عبادات و... صحبت کنم، حس می‌کنم نه حرفی دارم که بزنم و نه حرفهایی از این جنس قابل شنیدن است، فکر می‌کنم عمیق ترین و کارآمدترین تبلیغ دین در این دوران و برای انسان این زمان، ارجاع او به خویشتن خویش و واکاوی استعدادهای خودش و تلاش در جهت شکوفایی آنهاست... و کار من به عنوان یک بچه حزب اللهی در بستر انقلاب اسلامی و در چهارچوب جمهوری اسلامی، فراهم کردن بستری است برای کشف و پرورش این استعدادها تا ان شاءالله از این طریق این ظهورات استعدادی، برسیم به ظهور منشأ این خبرها و استعدادها...

متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: بسیار نکته مهمی است. آری! باید زمینه انتخاب‌های متعالی را در انسان‌ها فراهم کرد تا آنان در خودشان با توجه به جوهر وجودی خودشان به انتخاب‌هایی برسند که در دل آن انتخاب‌ها، معنی حقیقی خود را احساس کنند. مصاحبه ای با چند نفر از اساتید محترم تحت عنوان «بررسی شیوه‌های تبیین معارف دین» شده https://lobolmizan.ir/leaflet/1414?mark=%D8%A8%D8%B1%D8%B1%D8%B3%DB%8C . خوب است به آن متن مراجعه شود. موفق باشید

36997

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش

سلام استاد: خدا قوت. خیلی وقت ها من شرایطش رو دارم که مطالب معرفت النفس رو به مخاطبین بگم در راستای خدمت به نظام و رشد و تعالی خودم، ولی می ترسم که شرایط کلاس، من رو به هم بریزه و هرچی نرم سر کلاس و درس ندم خیلی راحت ترم، نمیدونم برم کلاس یا نرم. چه ملاکی باید مد نظر قرار بدم برای اتخاذ این تصمیم؟ البته یادمه که فرمودید با سلوک این حل میشه. 

متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: باید وارد شد، با همان روحیه «دل با یار و دست در کار»، تا «کاری ما را از کاری باز ندارد». موفق باشید

36825

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش

با سلام و وقت بخیر: سوالاتی داشتم در زمینه عرفان اسلامی. به دنبال استاد می گشتم برای راهنمایی و مشاوره در این زمینه. به شدت تشنه حقیقت و جستجوی حقیقت هستم اما از آنجایی که چند سالی هست بعلت کار و ماموریت در شهر کوچکی در خوزستان زندگی می‌کنم و امکان حضور در محضر استاد را ندارم. آیا استاد، بنده را در این زمینه سیر الی الله راهنمایی و مساعدت می‌کنند؟ بسیار ممنون و سپاسگذار

متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: در این زمانه خوب است به سخن آیت الله بهجت فکر کرد که می‌فرمایند: «علمِ تو استاد توست». در این مورد خوب است به جزوه «شرح مختصر دستورالعمل آیت الله بهجت» رجوع فرمایید. https://lobolmizan.ir/leaflet/231?mark=%D8%A8%D9%87%D8%AC%D8%AA . پیشنهاد ما دنبال‌کردن سیر مطالعاتیِ سایت می‌باشد که بر موضوع «معرفت نفس» تأکید دارد. موفق باشید

نمایش چاپی