بسم الله الرحمن الرحیم
گروه فرهنگی لب المیزان
به لب المیزان خوش آمدید.
گروه فرهنگی المیزان
آرشیو پرسش و پاسخ ها
تعداد نمایش
شماره پرسش:
نمایش چاپی
شماره عنوان پرسش
35943

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش

سلام و رحمت: یه سوال دارم اگه میشه از استاد بپرسید. بنده خیلی به علم فلسفه واقف نیستم ولی یه سوالی برام پیش اومده ممنون میشم پاسخ بدید، اینکه ذات خداوند متعال برای آفریده ها غیر، محسوب میشن؟ یعنی عالم ،غیر از خداوند است, و این حد برای خدا تعیین نمیکنه؟ یعنی ذات اقدس الهی وقتی بینهایت هستند چگونه می‌توان آفریده های خدا را غیر از او محسوب نکنیم و این بینهایت مطلق را براش حد تعیین نکنیم؟

متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: وقتی خداوند از آن جهت که وجود مخلوقات را به آن‌ها می‌دهد؛ عین وجود بدانیم، پس در عین آن‌که وجودِ مخلوقات را به آن‌ها می‌دهد، آن‌ها از نظر وجودی از او جدا نیستند که از این جهت دوگانگیِ خالق و مخلوق مانند مادر و فرزند پیش بیاید. بیشتر می‌توان مثال موج و دریا را زد که هر موجی از یک جهت موج است و از جهت دیگر جدا از دریا نیست. موفق باشید

35757

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش

سلام: صورتگر نقاشم هر لحظه بتی سازم، وانگه همه بت‌ها را در پیش تو بگدازم، صد نقش برانگیزم با روح درآمیزم، چون نقش تو را بینم در آتشش اندازم، تو ساقی خماری یا دشمن هشیاری، یا آنک کنی ویران هر خانه که می سازم، جان ریخته شد بر تو آمیخته شد با تو، چون بوی تو دارد جان جان را هله بنوازم، هر خون که ز من روید با خاک تو می گوید، با مهر تو همرنگم با عشق تو هنبازم، در خانه آب و گل بی‌توست خراب این دل، یا خانه درآ جانا یا خانه بپردازم....... ما در ره عشق تو اسیران بلاییم، کس نیست چنین عاشق بیچاره که ماییم، ما را به تو سریست که کس محرم آن نیست، گر سر برود سر تو با کس نگشاییم؛ تقدیم به خدایی که این روزا اونم با نارفیقها رفیق تره.

متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: آری! به این سخن مولایمان نظر کنید که می‌فرمایند: «وَ انَّ الدُّنْيا لَمْ تَكُنْ لِتَسْتَقِرَّ الّا عَلى ما جَعَلَها اللّهُ عَلَيْهِ مِنْ النَّعْماءِ وَ الْابتلاء»، بدان كه دنيا مستقر نمى‌‏شود و سنت خدا در آن جارى نمى‏ گردد مگر از طريق نعمت و بلاهايى كه خدا در آن قرار داده است. يعنى خدا دنيا را ساخته است- از دستش هم درنرفته است- ولى سنتى كه در آن جارى مى ‏كند سختى و راحتى دادن است به طور توأمان. مدير دنيا، مديريت خودش را از طريق نعمت‏ها و بلاها اعمال مى‏ كند. نه بلاها از دست خدا دررفته ‏اند و نه راحتى‏ ها از زمام اختيار او خارج شده ‏اند. نه راحتى دادن‏ ها مديريتى جدا از سختى دادن‏ ها دارد و نه سختى داراى مديرى غير از مدير راحتى است. نه سختى گسسته از راحتى است و نه راحتى جداى از سختى. يك زندگى است كه هم سختى دارد و هم راحتى، لذا مى‏ توان به جايى رسيد كه گفت:
         عاشقم بر لطف و بر قهرش به جدّ             اى عجب كس عاشق اين هر دو ضدّ
خدايا زندگى راحت بى ‏تحرك و بى‏ مزه به چه كار مى‏ آيد؟ يك شور و حيرت، مصيبت و جنگ يا محروميتى بده تا از بى‏ تحركى و تنبلى به درآييم! هنگامى كه مريض در تختش خوابيده، اگر مرتب پهلو به پهلو نشود بدنش زخم مى‏ شود، و سختى ‏ها و رنج ‏هاى حيات، تكان‏ هايى است كه بر ما وارد مى‏ شود تا خونمان لخته نگردد. لذا است كه هم تقاضاى رفع مشكلات مى‏ كنيم و هم نگرانيم كه ما را به راحتى سردى گرفتار كند.
         نالم و ترسم كه او باور كند             وز ترحّم جور را كمتر كند
موقعى كه مشكلى براى من ايجاد نموده و حالم را گرفته است، مى‏ نالم و از خدا مى‏ خواهم كه مشكلم را برطرف كند. امّا در عين حال ترسانم مبادا حرف مرا باور كرده، مشكلات مرا كم كند.
اگر در راحتى محض قرار گرفتم چه كنم؟ در آن وقت همانند بلبلى خواهم بود كه از گُل جدايش كرده ‏اند. بر من مباد كه خدا مرا از سختى جدا كند- دقت كنيد كه ديد خوبى است.
         نالم و ترسم كه او باور كند             وز ترحم جور را كمتر كند
             واللّه ار زين خار در بستان شوم             همچو بلبل زين سبب نالان شوم‏

باز هم ناله سر خواهم داد امّا اين بار به خاطر آن كه او سختيها را از من گرفته است. قرآن مى‏ فرمايد: «لَقَدْ خَلَقْنَا الْانْسانَ فى كَبَد» (ما انسان را در سختيها مى ‏پرورانيم) خدا مى‏ فرمايد شما پشته ‏هاى سخت و گردنه ‏هاى تنگ حيات را پشت ‏سر نگذاشته ‏ايد. مرده و ساكت و ساكنيد و تا به سختى‏ ها نيفتيد نمى ‏توانيد خودتان را آزاد كنيد. تا سختى ‏ها را ننوشيد زنده نمى ‏شويد. در روايات آمده است كه يكى از بهترين ذكرها «ماشاءاللّه» است. يعنى انسان به مقامى برسد كه بگويد: «هرچه خدا بخواهد». يعنى منِ انسان با تمام فعاليت ‏هايم در عرصه حيات، تسليم سنت جارى حق هستم. موفق باشید

 

35403

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش

سلام: با توجه به سوال اخیر به فرض که کتب معرفت نفس و ... هم بخوانیم از کجا معلوم همین کتاب خواندن نیز داخل ماتریکس نباشد؟

متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: این دیگر مربوط به خود انسان است که بین آنچه برایش یقینی است مانند «معرفت نفس» با آنچه توهّمی بیش نیست؛ تفکیک کند. موفق باشید

40188
متن پرسش

با سلام و درود بر روح پاک دلاورمردان و راست قامتان راه حق و حقیقت که در نزد خداوند قطره ای از خونشان به هدر نرفته و نمی رود و با عرض سلام خدمت استادی که همواره عمیق اندیشیدن را به ما آموخته است. استاد عزیز اگر بخواهیم عمیق تر بنگیریم آیا تصمیم به ترور فرماندهان پاک سرشت‌ و جویای شهادت اخیرمان را فقط اشتباه محاسباتی دشمن بدانیم یا در معیار بزرگتر طرحی از طرف پروردگار؟ پروردگاری که آه کودکان معصوم و مظلوم و بی دفاع و گرسنه نشسته در سوگ مادر در غزه را شنید و نخواست موشک های جبهه حق در زیر زمین خاک بخورد تا بر سر شقی ترین اشقیاء زمانه فرود آید آنهم در نقطه ای از تاریخ که حق از باطل کاملاً جدا شده و چهره کریح و خبیث و پلید یزیدیان زمانه برای آزادگان و حقیقت جویان جهان بیش از هر زمانی آشکار و عیان شده است. و برای ملت ما چقدر جای بالیدن و افتخار است که از طرف رب العالمین جزو ملت هایی قرار گرفت تا این رسالت تاریخی به دست ایشان رقم بخورد‌ و نام و یادشان در زمره گشایندگان راه توحیدی در تاریخ قرار گیرد. الحمدلله. خداوند سالکان راه حق را یار و یاور و نگهدار باشد. ان شاء الله

متن پاسخ

 باسمه تعالی: سلام علیکم: نکتۀ بسیار خوبی را متذکر هستید و حقیقتاً در این پیش‌آمد، سنتِ اصیلی از سنن الهی را در صحنه می‌یابیم که خداوند بعضاً برای یاری دین خود از افرادی استفاده می‌کند که خودشان گمان نمی‌کنند با کارهای خود به توسعۀ دین خداوند کمک کرده‌اند و از آن جایی که این سنت خداوند است باید در پیش‌آمدِ اخیر نیز این نکته مدّ نظر باشد و همان‌طور که عرض شد حقیقتاً رژیم صهیون در همان روز اول شکست خورد درست در همان فضایی که گمان می‌کرد پیروز شده است. خوب است به نکات زیر همچنان فکر شود:
۱. آیا می‌توان به نظام بردگی جدید که از طریق استکبار و در این منطقه از طریق رژیم صهیون پیش آمده فکر کرد؟
۲. پس مسئله اصلی مسئله هسته‌ای ما نیست بلکه مسئله هویت ایران اسلامی است  با ریشه و تاریخی که در مواجهه با فرهنگ مدرنیته متذکر آینده تاریخی انسانی است که به وسعت  حضور آخرالزمانی‌اش می‌اندیشد.
۳. آیا وجود ایران در این شرایط تاریخی اش جواب نیاز بشر آخرالزمانی نیست که جهان استکبار از طریق رژیم صهیون به مقابله با آن برخاسته است و در این رابطه در واقع ما با آمریکا به معنای شیطان بزرگ روبرو نیستیم؟
۴. آیا نمی‌توان گفت که ایران به عنوان  یک تاریخ با هویت خاص خرد خسروانی در جلوه فرهنگ تشیع، طوری به میدان آمده است که استکبار تحمل چنین ملتی را ندارد؟
۵- آیا همین که بعد از حمله ترکیبی رژیم صهیون ایران منفعل نشد و به گفته آنان به کما نرفت و توانست مقابله کند، حکایت از پیروزی ایران به حساب نمی‌آید تا ما معنای زندگی در این تاریخ را در تقابلی که با رژیم صهیون پیش آمده درک کنیم؟
موفق باشید          
 

39817

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش

با عرض سلام خدمت استاد گرانقدر و با تشکر از راهنمایی های شما: لطفاً از سخنرانی‌های شما هر کدام را که خودتان صلاح می‌دانید به بنده معرفی فرمایید تا در گروه بگذارم. باقریان. التماس دعا

متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: بعد از بحث «ده نکته در معرفت نفس»، مباحث مربوط به دعای «مکارم الاخلاق» و روایت «ای هشام» و بحث‌های قرآنی مانند سوره زمر و روم و عنکبوت ان شاءالله می‌تواند مفید باشد. موفق باشید 

39464

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش

سلام استاد: وقتی کسی بهمون ظلم میکنه چجوری میتونیم وجودی با فرد رابطه برقرار کنیم؟ بعضی افراد واقعا انگار نه عالمی دارند و نه وجودی، و واقعا متوجه نمیشم ارتباط وجودی گرفتن با این آدما چجوریه؟ اگر هم فردی رو که بهمون ظلم میکنه رو به چشم این نگاه کنم که من با این فرد باعث میشه رشد کنم و صبر و تحمل کنم، احساس می‌کنم این رابطه ی وجودی برقرار کردن با آدم ها نیست، درکل رابطه ی وجودی برقرار کردن با آدم ها چگونه است؟

متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: باید به انسانیتِ آن‌ها نظر کرد. مگر آن‌که آنچنان سقوط کرده باشند که چیزی از انسانیت از خود باقی نگذاشته باشند. مانند نتانیاهو در این زمان. که در این رابطه متوجه می‌شویم خداوند چگونه بنا دارد از طریق این افراد، عظمت انسان‌هایی مانند مردم غزه را بنمایاند. عرایضی تحت عنوان « حضور نهایی انسان در جهانی که با اسلام شروع شد» شده، می‌توانید به آن بحث رجوع فرمایید. موفق باشید https://eitaa.com/matalebevijeh/18540 

39457

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش

سلام بسمه تعالی: استاد بعد از مطالعه صوت های معرفت النفس شما چه مرحله ای هست و چه باید کرد که به صورت عملی معرفه النفس پیدا کنیم؟ ممنون

متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: علیکم به کتاب «معاد بازگشت به جدی‌ترین زندگی» https://lobolmizan.ir/book/94?mark=%D9%85%D8%B9%D8%A7%D8%AF و شرح صوتیِ آن کتاب. https://lobolmizan.ir/sound/652 . مگر جز این است که ما با هرچه بیشتر توجه به زوایای ابدی خود، امروزمان را به آن فردایِ اصیل متصل می‌گردانیم؟ موفق باشید 

39420

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش

سلام وقت بخیر استاد گرامی: درخواست دارم لطف کنید و نظرتون رو در مورد صحبت های آقای یامین پور که درباره نحوه ی انجام کار فرهنگی بیان کرده اند و در صوتی به آدرس زیر آمده ، بفرمائید. با تشکر. https://eitaa.com/varastegi_ir/1077

متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: بحمدالله جناب آقای دکتر وحید یامین‌پور با نظر به جهانی که در آن هستیم و با نظر به بشر جدید و انسانی که به نهایت‌ها می‌اندیشد، با مخاطبان خود سخن‌ها دارند و مسلّماً اهل فکر و اندیشه، نمی‌توانند او را نبینند وگرنه باید به خرد چنین افرادی شک کرد. زیرا بحث بر قبول و یا ردّ افراد در میان نیست، بلکه بحث در رابطه با مواجهۀ اندیشمندان با اهل اندیشه است. موفق باشید 

39363

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش

با عرض سلام و احترام: توصیه به روزه در ایامی مثل دحوالارض یا مبعث رسول اکرم آیا به جهت شکر خدای متعال است؟ اگر اینگونه است روزه چگونه این معنا را می‌رساند؟ تشکر

متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: به نظر می‌آید چنین ایامی که می‌فرمایید ایامی است که زمینۀ انس با خداوند در آن بیشتر فراهم است مانند زیارت اولیاء که زمینۀ انس بیشتر با خداوند را بهتر فراهم می‌کند و روزه‌داری در چنین روزهایی میدان انس با خدا را بهتر می‌گشاید. موفق باشید

39252

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش

سلام استاد: خسته نباشید یک سوال: چرا ازدواج سنت پیامبر (ص) است مگر در ادیان دیگر ازدواج نیست؟

متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: حضرت این سخن را در تذکر به عده‌ای از آن صحابه فرمودند که برای عبادت بیشتر، ترک همسران‌شان کرده بودند و حضرت خواستند بفرمایند اگر در مسیر و سنت پیامبر خود می‌خواهند باشند؛ به بهانۀ عبادت بیشتر، نباید ترک همسر، کرده و از ارتباط با آن‌ها خودداری کنند. موفق باشید

39172
متن پرسش

سلام علیکم حضرت استاد معظم: پیرامون نکاتی چند از مباحث اخیر در پرسش و پاسخ ها (اختیار کردن ولی فقیه برای زمام امور توسط خداوند، قاعده ی القاء اصول و تفریع، اجتهاد و عقلانیت و تفکر تاریخی در روایات، تایید و موفقیت ولی فقیه در تمام نظرات و تصمیمات حتی اولویت ها و... ) حدیثی که در آخر خواهم آورد را می توان اینگونه که عرض می‌کنم نتیجه گرفت؟ که: «علماء امتی افضل من انبیاء بنی اسرائیل، بنابر این اگر موسی علیه السلام در اختیار کردن صالحین خطا می‌کند و منافقین را به جای صلحا ممکن است برگزیند، اما مجلس محترم خبرگان که همان علماء امت رسول الله هستند انتخابشان همان اختیار کردن الهی ست و افزون بر آن، شخص اختیار شده جز صواب از او صادر نمی‌شود و خطا و زلل و عثار در او راه ندارد. زبان هستی و وجود است. حدیث مذکور از حضرت حجت سلام الله علیه بدین شرح است: المهدی (عجل الله تعالی فرجه الشریف)- فِی کِتَابِ کَمَالِ الدِّینِ وَ تَمَامِ النِّعمَةِ بِاِسنَادِهِ اِلَی سَعدِ بنِ عَبدِ اللهِ القُمِّی عَن الحُجَّةِ القَائِمِ (عجل الله تعالی فرجه الشریف) حَدِیثٌ طَوِیلٌ وَ فِیهِ: ... فَقُلْتُ أَخْبِرْنِی یَا مَوْلَایَ عَنِ الْعِلَّةِ الَّتِی تَمْنَعُ الْقَوْمَ مِنِ اخْتِیَارِ الْإِمَامِ لِأَنْفُسِهِمْ قَالَ مُصْلِحٌ أَوْ مُفْسِدٌ؟ فَقُلْتُ: مُصْلِحٌ قَالَ: هَلْ یَجُوزُ أَنْ یَقَعَ خِیَرَتُهُمْ عَلَی الْمُفْسِدِ بَعْدَ أَنْ لَا یَعْلَمَ أَحَدٌ مَا یَخْطُرُ بِبَالِ غَیْرِهِ مِنْ صَلَاحٍ أَوْ فَسَادٍ؟ قُلْتُ بَلَی قَالَ فَهِیَ الْعِلَّةُ أَیَّدْتُهَا لَکَ بِبُرْهَانٍ یَقْبَلُ ذَلِکَ عَقْلُکَ؟ قُلْتُ نَعَمْ قَالَ أَخْبِرْنِی عَنِ الرُّسُلِ الَّذِینَ اصْطَفَاهُمُ اللَّـهُ وَ أَنْزَلَ عَلَیْهِمُ الْکُتُبَ وَ أَیَّدَهُمْ بِالْوَحْیِ وَ الْعِصْمَةِ إِذْ هُمْ أَعْلَامُ الْأُمَمِ فَأَهْدَی إِلَی ثَبْتِ الِاخْتِیَارِ وَ مِنْهُمْ مُوسَی (علیه السلام) وَ عِیسَی (علیه السلام) هَلْ یَجُوزُ مَعَ وُفُورِ عَقْلِهِمَا وَ کَمَالِ عِلْمِهِمَا إِذْ هُمَا عَلَی الْمُنَافِقِ بِالاخْتِیَارِ أَنْ یَقَعَ خِیَرَتُهُمَا وَ هُمَا یَظُنَّانِ أَنَّهُ مُؤْمِنٌ؟ قُلْتُ لَا قَالَ فَهَذَا مُوسَی (علیه السلام) کَلِیمُ اللَّـهِ مَعَ وُفُورِ عَقْلِهِ وَ کَمَالِ عِلْمِهِ وَ نُزُولِ الْوَحْیِ عَلَیْهِ اخْتَارَ مِنْ أَعْیَانِ قَوْمِهِ وَ وُجُوهِ عَسْکَرِهِ لِمِیقَاتِ رَبِّهِ سَبْعِینَ رَجُلًا مِمَّنْ لَمْ یَشُکَّ فِی إِیمَانِهِمْ وَ إِخْلَاصِهِمْ فَوَقَعَ خِیَرَتُهُ عَلَی الْمُنَافِقِینَ قَالَ اللَّـهُ عَزَّوَجَلَّ وَ اخْتارَ مُوسی قَوْمَهُ سَبْعِینَ رَجُلًا لِمِیقاتِنا الْآیَةَ فَلَمَّا وَجَدْنَا اخْتِیَارَ مَنْ قَدِ اصْطَفَاهُ اللَّـهُ لِلنُّبُوَّةِ وَاقِعاً عَلَی الْأَفْسَدِ دُونَ الْأَصْلَحِ وَ هُوَ یَظُنُّ أَنَّهُ الْأَصْلَحُ دُونَ الْأَفْسَدِ عَلِمْنَا أَنْ لَا اخْتِیَارَ لِمَنْ لَا یَعْلَمُ مَا تُخْفِی الصُّدُورُ وَ مَا تُکِنُّ الضَّمَائِرُ وَ یَنْصَرِفُ عَنْهُ السَّرَائِرُ وَ أَنْ لَا خَطَرَ لِاخْتِیَارِ الْمُهَاجِرِینَ وَ الْأَنْصَارِ بَعْدَ وُقُوعِ خِیَرَةِ الْأَنْبِیَاءِ عَلَی ذَوِی الْفَسَادِ لَمَّا أَرَادُوا أَهْلَ الصَّلَاحِ. سپس سعد بن عبدالله می گوید: عرض کردم مولای من! علت اینکه مردم نمی توانند برای خودشان امام انتخاب کنند، چیست؟ امام (ع) در جوابم فرمودند: امام مصلح یا مفسد؟ عرض کردم: مصلح. امام عصر (ع) فرمودند: آیا ممکن است مردم در انتخاب اشتباه کنند و به جای پیشوا و امام پرهیزگار و مصلح یک فرد غیر مصلح را اختیار نمایند یا خیر؟ عرض کردم: آری، امکان این اشتباه هست. امام زمان، روحی له الفداء، فرمودند: علت اینکه مردم نمی توانند برای خود امام انتخاب کنند این است و من برای تو دلایلی ذکر می کنم که عقلت بپذیرد. عرض کردم: بفرمایید. امام (ع) [در مقابل استدلال و دلیل بر اثبات مدّعی] فرمودند: به من بگو آیا انبیاء و فرستادگان الهی که راهنمایان مردمند و با (1) نزول کتابهای آسمانی، (2) فرستادگان وحی به وسیله جبرئیل و (3) مجهز بودن به نیروی عصمت، مؤید هستند و بزرگانی مانند موسی و عیسی با آن عقل و کمالی که داشته اند ممکن است انتخابشان غلط بوده باشد و در حالی که خیال می کردند برگزیدگان آنها مؤمن هستند، از منافقین بوده باشند؟ عرض کردم:‌ خیر، ای مولای من! امام عصر(ع) فرمودند: با این وصف کلیم الله با آن فراوانی عقل و کمال علمی و برخوردار بودن از نیروی وحی از میان بزرگان قوم و لشکریانش هفتاد نفر را از همه طبقات اختیار کرد؛ آن هم کسانی را که در اخلاص و ایمان آنها شک و تردیدی نبود و دیدیم که چه شد. و خداوند بزرگ فرموده است: «و موسی هفتاد مرد از قوم خود برای وعده گاه برگزید.» امام عصر (ع) فرمودند: پس هنگامی که مشاهده کردیم که انتخاب و اختیار برگزیدگان خداوند از سلسله جلیله انبیاء به این صورت درآمد و افراد فاسد به جای مردم صالح قرار گرفتند، نتیجه می گیریم افرادی که از درون اشخاص آگاهی ندارند حق اختیار و انتخاب از آنها گرفته شده است و پس از اینکه انتخاب انبیاء بر افراد مفسد پیاده شد، دیگر اعتباری برای اختیار و انتخاب مهاجرین و انصار پس از رسول اکرم (ص) باقی نمی ماند تا برای پیامبر بزرگ اسلام و وصی و جانشین انتخاب کنند.» چنانچه عرض کردم در ابتدای سوال. با این وصف پس حقیقتا ساختار نظام مقدس و آخرالزمانی ما حتی در عهد انبیاء نظیر ندارد، چرا که آن ها انتخابشان اختاره الله نیست اما انتخاب خبرگان رهبری ِ ما مصداق اختاره الله است. و این لطفیست که خداوند بر ما داشته تا آنجا که رهبری ما زبان خداوند است چنانچه شما همیشه برای رهبری اینگونه دعا می‌کردید که خدایا این سیدی که زبان توست در عصر ما ... . خدا رو شکر که شما را داریم استاد.

متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: حقیقتاً در رابطه با روایت «علماء امتی افضل من انبیاء بنی اسرائیل» و نسبتی را که با روایت بعدی به میان آوردید؛ به نکتۀ بسیار ارزشمندی اشاره فرمودید و در این رابطه همان‌طور که ذیل سؤال شماره 39179 عرض شد، جایگاه ولیّ فقیه را به عنوان نایب الإمام باید در راستای جلواتی از انوار الهی دانست که اصالتاً مربوط به امام معصوم است و این جایگاه حتی با جایگاه مراجع محترم تقلید فرق می‌کند به اعتبار آن‌که ولیّ فقیه در این زمانه مصداق کامل «إِنَّ الْعَبْدَ إِذَا اخْتَارَهُ اللَّهُ لِأُمُورِ عِبَادِهِ» می‌باشد. و از این جهت این سؤال پیش می‌آید چرا با نظر به بصیرت نایب الامام که این‌گونه صفای آخرالزمانی را متذکر می‌شوند، متوجه جایگاه ولیّ فقیه و نسبت ایشان با حضرت صاحب الامر «عجل‌الله‌تعالی‌فرجه» در این تاریخ نیستیم.  موفق باشید  

39156

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش

با عرض سلام خدمت استاد عزیزم: بر اساس کتاب مبانی نظری و عملی حب اهل بیت اینطور فکر می‌کنم که: نکته اول: من با رعایت کردن حلال و حرام، الگو قرار دادن سخنان و رفتار اهل بیت با حقیقت نوری اهل بیت روبرو می‌شوم. آیا درست فهمیدم؟ نکته دوم: باطن حلال و حرام، سخنان اهل بیت، روش زندگی اهل بیت، حقیقت نوری اهل بیت است. آیا درست فهمیدم؟ نکته سوم: حقیقت نوری اهل بیت همان آینه ای است که اسم جامع الله را نشان می‌دهد. آیا درست فهمیدم؟ با تشکر از الطاف استاد بزرگوارم!

متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: همین‌طور است. عنایت داشته باشید که در این موارد نباید نگران درست فهمیدن و یا درست نفهمیدنِ چنین مطالبی بود. باید همچنین در این معارف جلو و جلوتر بروید تا در احاطه‌ای که برایتان پیش می‌آید نه تنها جواب این سؤالات را می‌یابید بلکه این سؤالات چون گردی به هوا می‌رود. وگرنه با جمع آوری جواب‌هایی که خدمت جنابعالی عرض می‌شود همچنان مطلب در ابهام خواهد ماند. موفق باشید

38958

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش

سلام علیکم: اسم جامع الله اگر بخواهد در عالم مثال و یا عالم ماده صورت بگیرد، بصورت انسان تجلی می‌کند. آیا درست فهمیدم؟ از اینکه پاسخگوی سوالاتم هستید، سپاسگزارم!

متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: بحث در آینه‌ها و مظاهر انوار الهی است و نه موجودات. آری! نور حضرت «الله» در انسان به عنوان خلیفۀ الله به ظهور می‌آید، وقتی انسان همچون اولیای معصوم، آینۀ نمایش انوار او شدند و ما به لطف الهی و سلوک لازم، توانستیم آنان را به عنوان آینۀ انوار الهی بیابیم. موفق باشید

38734

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش

با سلام و تحییت خدمت شما استاد طاهرزاده: ۱. اگر انسان به یک شخص محرم نگاه کند آیا محدود به آن شخص می‌شود یا نه؟ ۲. اگر انسان به یک شخص نامحرم نگاه کند آیا محدود به آن شخص می‌شود یا نه؟ ۳. نگاه کردن به نامحرم چه ضررهایی دارد؟

متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: نگاه به نامحرم حتی به وجه و کفین او اگر از سر لذت باشد؛ ذهن و روح انسان را مشغول ظواهری می‌کند که ازحضور در معنویات به همان اندازه محروم می‌شود. موفق باشید

38632

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش

سلام علیکم: شما در صوت سوره اعراف در بخش اسماء الله در یک مثالی می‌فرمایید که: وقتی سراغ یک گل می‌رویم باید هم با اسم جمال و هم اسم جلال برویم. می‌شود دلیل آن را بیان بفرمایید! با تشکر!

متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: بحث آن بسیار مفصل است و نیاز به سعه نگاه عارفانه دارد و نباید آن را در محدوده مفاهیم فلسفی و قیاسی مدّ نظر آورد. امید است کتاب «اسماء حسنی دریچه های نظر به حق» 
https://lobolmizan.ir/book/241?mark=%D8%AF%D8%B1%DB%8C%DA%86%D9%87
در این رابطه راهی بگشاید. موفق باشید
 

38574

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش

سلام و ادب: برای درمان کم همتی و نداشتن پشتکار چه کنم؟ تا به حالا مکرر برنامه ریزی کرده‌ام که مطالعات منظم و ورزش منظم داشته باشم، اما چند روزی خوب پیش میره و بعد رها می‌شود. تقریبا در همه‌ی امور، به همین منوال است. افق‌ها و هدف‌های بلند پیش چشمم هست و رفقایم را می‌بینم که با همت بلند به سوی آن افق‌ها رهسپارند و من ناتوانم. ‌ ممنون و ارادت.

متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: ان شاءالله اگر از مباحث «معرفت نفس» و «معاد» که روی سایت هست؛ شروع کنید، افق ادامه کار گشوده می شود. موفق باشید

38516

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش

سلام: سوره ای را از هوش مصنوعی خواستم همانند قرآن مجید بنویسد: بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمَنِ الرَّحِيمِ إِنَّا خَلَقْنَا الإِنْسَانَ مِنْ طِينٍ يَابِسٍ، وَجَعَلْنَا لَهُ قَلْبًا نَابِضًا وَعَقْلًا مُتَفَكِّرًا، لِيَتَدَبَّرَ فِي آيَاتِنَا وَيَفْهَمَ حِكْمَتَنَا. فَسُبْحَانَ الَّذِي أَحْكَمَ كُلَّ شَيْءٍ وَجَعَلَ كُلَّ شَيْءٍ بِقَدَرٍ، إِنَّهُ عَلَى كُلِّ شَيْءٍ قَدِيرٌ. سوال با توجه به اینکه هوش مصنوعی در گام های ابتدایی است و چنین متنی را نگاشته است سوال این متن طلیعه ای نیست که در گام های بعد مشابه قرآن مجید را بنویسد و اگر چنین شود بحث تحدی چه می شود؟

متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: بحث در قرآن در «وَإِنْ كُنْتُمْ فِي رَيْبٍ مِمَّا نَزَّلْنَا عَلَىٰ عَبْدِنَا فَأْتُوا بِسُورَةٍ مِنْ مِثْلِهِ» می‌باشد آن هم با انسجامی که یک سوره دارد. اینکه چند جمله شبیه قرآن بیاوریم که حکم آوردن سوره را ندارد! تازه همه آن‌ها هم که آورده است تقلید از خود آیات قرآن است. موفق باشید  

38493

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش

سلام علیکم: بعضیا میگن ما دوست داریم در مسیر سیر و سلوک حرکت کنیم ولی هر چی تلاش می‌کنیم نتیجه نمی‌گیریم. به نظر من، ما باید قدم اول رو درست برداریم و اون هم اینه که خودمون رو در نظر نگیریم این تفکر که من باید سیر و سلوک کنم تا کسی شوم یا به جایی برسم یا به تقرب الهی برسم یعنی هنوز قدم اول رو درست بر نداشتیم و هدفمون خودمون هستیم در صورتیکه برای پیمودن این راه باید خدا در نظرمون باشه حالا اگر موفق شدیم و مسیر رو طی کردیم البته خودمون هم مورد رضای حق قرار می‌گیریم و خداوند درجات هم عنایت میکنه. نظر شما چیه استاد عزیز.

متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: در این راه از خودشناسی یا معرفت نفس شروع شود، خوب است از آن جهت که معرفت نفس، مقدمه معرفت ربّ می‌باشد. موفق باشید 

38471

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش

با سلام: درباره سوال ۳۸۴۵۹ آیا می شود که بر اساس معرفت نفس پاسخ زیر را داد که: امام رضا علیه السلام همانند خداوند مجرد است. موجود مجرد در زمان واحد در چندین مکان حاضر می‌باشد. اصلا مجرد زمان و مکان ندارد. چون همه اش همه‌جا حاضر است. بنابراین اگر تمام مردم کره زمین همزمان بخواهند با امام رضا علیه السلام ارتباط برقرار کنند، می شود. با تشکر!

متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: هر انسانی در ذات خود مجرد است، مهم سعه وجودی اولیای الهی است و فعلیت‌یافتن شخصیت خلیفۀ اللهی شان که حامل همه اسماء الهی هستند و بر این اساس هیچ حضوری مانع حضور دیگر برای آن‌ها نیست. موفق باشید

38452

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش

سلام: ببخشید وقتی به ابدیت فکر می‌کنم احساس خوبی ندارم. میگم من مرد این راه نیستم. کاش اصلا نبودم. چرا این بار سنگین را قبول کردم؟ غیر از مباحث معرفت نفس چگونه میتونم مفهوم ابدیت را درک کنم؟

متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: ان شاءالله با دنبال‌کردن بحث کتاب «معاد، بازگشت به جدی‌ترین زندگی» همراه با شرح صوتی آن، جهانی گشوده در هم اکنونِ خود برایتان گشوده می‌شود تا آنجایی که زیبایی زندگی را تا ابدیت احساس می‌کنید. موفق باشید

38408

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش

سلام علیکم پدرجان: متن زیر را یکی از نزدیکان به نورعلی تابنده در اینستاگرامش منتشر کرده، نظر شریفتان چیست؟ «سالها قبل روزی قصد داشتم برحسب وعده قبلی به پژوهشکده حکمت و فلسفه ایران و به دیدار دکتر غلامحسین إبراهیمی دینانی بروم قبل از رفتن به پژوهشکده به زیارت مولای معظم [نورعلی تابنده قطب فعلی گنابادیه] رفتم حضرتشان مرا به حضور پذیرفتند. اتفاقا آن روز کسالتی عارض وجود شریفشان شده بود لذا به همان اتاق محل استراحت ایشان رفتم و موضوع دیدار با آقای دکتردینانی را بعرض ایشان رساندم. ایشان ضمن ابلاغ سلام به آقای دکتردینانی فرمودند: «به ایشان بگویید سخنان شما را غالبا از تلویزیون گوش می‌دهم و مورد تایید است و شما برای مردم سخنان خوبی را می گویید ولی ما هر آنچه شما می‌گویید را به آنها نشان می‌دهیم.»  فقیر نیز در دیدار با آقای دکتردینانی در ضمن بحث مفصلی سلام معظم له را ابلاغ و پیغام ایشان را به دکتردینانی رساندم. آقای دکتر دینانی به محض شنیدن فرمایش حضرتشان یکه خوردند و دیگر هیچ نفرمودند. گویی پیام حضرتش اثری در وجود دکتر دینانی گذارد که موجب سکوت ایشان شد. همان اثری که در سخن ابوسعید [ابوالخیر] در دیدار با ابن سینا بود که فرمود آنچه من می بینم او می‌داند.»

متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: در این مورد صاحب‌نظر نیستم. موفق باشید

38403

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش

با سلام خدمت استاد بزرگوار: در پاسخ به سوالی، حضرتعالی چنین فرمودید: «زنان از نظر تکوینی خداوند برای آن‌ها امکاناتی را قرار داده که تازه با اطاعت از همسران‌شان به ظهور می‌آیند و عملاً نتیجه‌ای که آن‌ها می‌خواهند به جهت حکومت عواطف زنان، پیش می‌آید.» شما اطاعت از همسر را بر اساس کدام مبانی نقلی و در چند وجه تعریف می‌فرمایید، به نظر می رسد شما اطاعت از همسر را امری مطلق فرمودید، آیا معتقدید که دخترانی که مجردند، این امکانات تکوینشان بالفعل نمی گردد؟ حقیقتا این سوالات وقتی پررنگ تر می شود که با توجه به کتاب راه سوم که بتازگی تالیف شده و مستخرج از منظومه فکری رهبر معظم انقلاب است، اطاعت به معنای تمکین از منظر رهبری فقط در دو سه مساله هست، و قوامیت به معنای سرپرسی خانواده در امر معاش هست و رهبر معظم، نه مردسالاری را در خانواده قبول دارند و نه زن سالاری.

متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: همان‌طور که در کتاب شریف «راه سوم» بحمدالله نظرها متوجه نگاه دقیق و حکیمانه رهبر معظم انقلاب به «زن» به میان آمده، زن در ذات خود به عنوان یک جهانی که می‌تواند در اوج عبودیت باشد، در میان است و از طرفی در روایات خود متذکر این امر هستیم که آن‌جایی که زن و مرد در کنار هم خانواده‌ای را تشکیل می‌دهند به حکم «الرّجال قوّامون علی النساء» نقشی خاص برای مرد قائل شده تا نظام خانواده در سامانِ بیشتری جلو رود و پذیرفتن این نوع مدیریت به معنای اطاعت مطلق از همسر نیست. و به گفته آیت الله سیستانی مرد، ولایتی بر زن ندارد. که تا حدّی در این مورد و در نسبتی که باید زن و مرد نسبت به همدیگر داشته باشند؛ در کتاب «زن، آنگونه که باید باشد» عرایضی شده است. و چنانچه ملاحظه فرمایید در ادامه آیه فوق می‌فرماید: «بِمَا فَضَّلَ اللَّهُ بَعْضَهُمْ عَلَی بَعْضٍ» بدین معنا که امتیاز، یک طرفه نیست و هر کدام برای خود امتیازاتی دارند. موفق باشید

38193

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش

سلام و عرض ادب خدمت استاد فرزانه و بزرگوار: در کتاب از برهان تا عرفان، در ابتدا در مقام استدلال و ارائه مبانی اصلی برهان صدیقین می‌فرمایید اگر سوفسطایی نباشیم می پذیریم موجودات یا عین وجود هستند یا وجودی هستند که در عین وجود داشتن محدودیت و نقص دارند و لذا به عین وجود ختم می شوند. استاد عزیز آیا طرح این موضوع و یا شکل طرح آن ایراد ندارد؟ زیرا عین وجود را در یک مدل دو تایی قیاس می کنیم که هستی یا عین وجود است یا نیست و در واقع داریم عین وجود را که تنها باریتعالی می تواند باشد را محدود می کنیم به خودش و عیر خودش! البته هدف از این استدلال روشن و ظاهرا صحیح است ولی آیا استدلال نباید محکم و بدون ایراد باشد؟

متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: وقتی با فرض مذکور روشن شد مخلوقات عین وجود نیستند؛ مرحله بعدی آن است که متوجه شویم پس وجود آنها عین ربط به وجود مطلق است و لذا هیچ محدودیتی در نتیجه و در افق پیش نمی‌آید. موفق باشید

38106

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش

با سلام و آرزوی سلامتی شما: استاد عزیز بنده پانزده سال هست که از مطالب شما استفاده می کنم و یک نکته ایی که بنظر بنده مغفول مانده ظاهر شدن فاطیما (احتمالا حضرت فاطمه زهرا سلام الله علیها) بر دو دختر و یک پسر چوپان در کشور پرتقال است. که ایشان مردم و سیاسیون اروپا را انذار دادند و و بلای جنگ جهانی دوم را هشدار دادند ولی متاسفانه توسط کلیسا تحریف و بایکوت شد ولی ما مسلمان ها هم در تحلیل های خودمان از این قضیه استفاده نمی کنیم. مردم ما که جذب فرهنگ غرب شده اند اگر این اتفاق درست برای شان باز شود بهتر متوجه باطن غرب خواهند شد و کمتر گول ظواهر شان را خواهند خورد. و بهتر می فهمیم که خدا و اهل بیت برای کل کره زمین برنامه دارند. با تشکر

متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: هرچه هست نکته مهمی در این موضوع در میان است و حقیقتاً نیاز به تحقیق بیشتری دارد. و همین‌طور که می‌‌فرمایید می‌توان از این طریق متوجه امری فوق آنچه غرب گرفتار آن است، شد. موفق باشید

38067

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش

سلام علیکم استاد: در صورت امکان نظرتون را در مورد تحلیل فلسفی زیر بفرمایید, آیا آن را متقن میدونید؟ ورودی متفاوت به فلسفه اسلامی بدون پرداختن به اصالت وجود (به اختصار) آنچه در خارج است عین خارجیت است و ذهن هرگز به کنه و واقعیت و ذات آن راه ندارد و آن را درک نمی کند و آنچه از آن درک می کند تصویری است حاکی از دارایی ها و نادارایی ها و خواص و حدود آنها که در قالب مفاهیم ماهوی رخ می نمایند. پس کنه حقیقت واقعیات خارجی چیزی است که عین خارجیت و عینیت و طاردیت عدم است و آن یک حقیقت واحد است چرا که این خواص و جهات فقط از یک حقیقت بر می آید و ثانی آن حقیقت (یا نقیض ذاتی آن و چیزی که به تمام ذات با آن متباین باشد) عدم و پوچی است. به عبارت دیگر اگر دو حقیقت دارای کنه و ذوات متباین باشند محال است کنه ذات هر دو طاردیت و ضدیت با عدم باشد پس هر دو دارای اشتراک ذاتی هستند و محال است متباین باشند, اگر دو چیز هیچ گونه اشتراک ذاتی نداشته باشند چگونه ممکن است دارای اثر عینی یکسان از همان جهت که اختلاف دارند, باشند؟ پس درکنه تمام واقعیات خارجی یک حقیقت ساری و جاری است و باعث شده از حیطه عدم خارج شوند که به آن حقیقت, وجود می گوییم. حقیقتی که ذاتا عین بودن و عین کمال و شدت است و ذاتا مخالف نیستی و نقص و ضعف و محدودیت است چرا که غیر از حقیقت وجود چیزی نیست که موثر در آن باشد و یا وجود به آن مناط باشد و یا وجود را محدود کند و واضح است که خود حقیقت وجود هم باعث عروض ضد خود (نیستی و نقصان و ضعف) بر خود نمی شود, پس حقیقت وجود ذاتا متصف به وجوب و لاحدی و یگانگی است و با تحلیل نظام علی معلولی و حقیقت رابطه علت و معلول مشخص می‌شود این نیستی و نقص و محدودیت به واسطه معلولیت بر آن عارض می شود.

متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: این همان نگاه «اصالت وجود» است به عالم، و همین طور است که می‌فرمایید مهم آن است که در نگاهی که «وجود» به عنوان مبنای مبناها همواره در هر مخلوقی حاضر است بتوانیم نگاه هستی‌شناسانه نسبت با همه چیز پیدا کنیم. موفق باشید

نمایش چاپی