سلام استاد: طاعات قبول حق ان شاءالله. برای میلاد امام حسن علیه السلام باید سخنرانی کنم پیشنهاد شما کدام یک از مطالبتان هست؟
باسمه تعالی: سلام علیکم: در این مورد خوب است به جزوۀ «رجوع به هویت شیعه در تاریخ اسلام» https://lobolmizan.ir/leaflet/360?mark=%D8%B4%DB%8C%D8%B9%D9%87 به قسمت امام حسن «علیهالسلام» رجوع فرمایید. موفق باشید
با سلام خدمت استاد عزیزم! ما یک واجب الوجود داریم یک ممتنع الوجود داریم یک ممکن الوجود. ممتنع الوجود که هیچ گاه به وجود نمیآید. واجب الوجود که بودنش به خودش است و در بودنش بینیاز از غیر است. اما ممکن الوجود نسبت آن به وجود و عدم مساوی است. یکی میخواهد که به او وجود دهد و این واجب الوجود است که به او وجود میدهد و او را واجب بالغیر میکند. ممکن الوجود هم در ایجاد و هم بقا نیازمند واجب الوجود است. یعنی این واجب الوجود است که با دادن وجود به ممکن الوجود خودش را ظاهر کرده است. پس هرچه ما میبینیم، ممکن الوجود بالذات است که واجب بالغیر شده است که مظهر و ظهور واجب بالذات است. نتیجه وجود فقط از آن واجب بالذات است و اوست که با واجب بالغیر کردن ممکن الوجود خودش را ظاهر کرده است. پس ما در جهان واجب الوجود بالذات (الله) و مظاهرش (واجب بالغیر) داریم. نکته: اگر ممکن بالذات، واجب بالغیر نمیشد و مظهر واجب بالذات نمیشد، محال بود که واجب بالذات شناخته شود. نتایج بالا را از گوش دادن شرح تفسیر سوره حمد امام خمینی (ره) رسیده ام نظر استاد گرامی در رابطه با مطالب بالا چیست؟
باسمه تعالی: سلام علیکم: همینطور است. به اعتبارِ همان روایتی که میفرماید: «کنت کنزاً مخفیا فاحببت ان اُعرف فخلقت الخلق لکی اُعرف». ولی باید متوجه بود واجب بالغیر که مظهر انوار و اسماء حضرت ذات میباشد، منحصر به مخلوقات مادی و محسوس نیست. موفق باشید
سلام استاد: سوالی داشتم آن هم این است که چرا نمی توانم صوت های آشتی با خدا را مثل اولین باری که گوش میدادم گوش بدهم؟ و شما چه پیشنهاد میکنید؟
باسمه تعالی: سلام علیکم: باید همچنان خود را ادامه دهید ولی نه با برگشت به گذشته. خوب است بعد از دنبالکردن مباحث «ده نکته...» و «برهان صدیقین»، به مباحث قرآنی که روی سایت هست مثل سوره آلعمران وارد شوید. موفق باشید
سلام علیکم: خدا در پیمان الست «الست بربکم قالوا بلی شهدنا» از همه انسانها پیمان به ربوبیت خودش گرفته است. این پیمان فطری است و فطرت جزء ذات انسان است. این نور فطری با انسان هست. اگر موانع کنار برود، این نور تجلی میکند. دستورات دین برای برداشتن این موانع است. امام نور فطرتش بالفعل است و بدون مانع اما نور فطرت ما بالقوه و با مانع است. برای همین امام علیهالسلام، امام ماست. امام با رعایت حلال و حرام در آن نور فطری بقا می یابد و ما با رعایت حلال و حرام به آن نور فطری میرسیم و هدف عارف رسیدن به این نور فطری است. برای همین گفته شده است که: «من عرف نفسه فقد عرف ربه» یعنی اگر رعایت حلال و حرام را بکنی، نور رب را در جانت خواهی یافت. نظر مبارکتان نسبت به مطالب فوق چیست؟ با تشکر!
باسمه تعالی: سلام علیکم: بسیار عالی و مبنایی است. موفق باشید
سلام و عرض ادب خدمت استاد گرانقدر: استاد بزرگوار؛ نظر به فرمایشات حضرتعالی، وظیفه کنونی ما رشد و تعالی هم در مسیر دین است و هم متخصص شدن در زمینه شغلی تا بتوان به عنوان نیروی متخصص شغلی و متعهد دینی تراز مانند شهید تهرانیمقدم، به انقلاب اسلامی خدمت کرد. استاد عزیر، بنده در حوزه «منابع انسانی» در سازمانها فعالیت دارم. در حال حاضر اساس و بنیان این حوزه شغلی، غربی است. ادبیات و شاکله امروزیِ این علم و رشته شغلی از غرب آمده و برای متخصص شدن از یک سو گزیری نیست از مطالعه کتب اندیشمندان غرب (که مبنای نگاهشان صرفاً بهرهکشی از نیروی انسانی است نه تعالی بشر) و از سوی دیگر نگاه اسلامیِ توحیدیای در متخصصان داخلی در این رشته وجود ندارد. چه باید کرد؟ از کجا باید نقطه اتصالی بین این دو برقرار کرد؟ چگونه میتوان نگاه اسلامی الهی به نیروی انسانی را به دست آورد و در سازمانها انتشار داد؟ حتی بزرگان داخلی این حوزه هم همان حرفهای غربیها را صرفاً تکرار و ترجمه کرده اند. در زمینه علوم انسانی دیگر مانند فلسفه و جامعهشناسی، اندیشمندان اسلامی قبلاً ورود کرده اند و آثار مرجعی میتوان یافت و نگاه خطای فیلسوفان غرب را تشخیص داد. اما در این حوزههای اینچنینی، منابع به روز شده و جدید اسلامی وجود ندارد (حضرتعالی هم در سوالات قبلی، به نامه حضرت امیر به مالک اشاره فرمودید) علی ایحال تقاضا میشود ارائه طریق فرمایید.
باسمه تعالی: سلام علیکم: اینجا است که توجه به موضوع «معرفت نفس» و تدبیر روح بر جسم، ما را متوجۀ تدبیر عالم معنا بر عالم ماده میکند و اگر با نظر به این امر، علوم انسانی تنظیم شود و کارگزاران نظام اسلامی متوجۀ چنین قاعدهای باشند، در کنار فعالیتهای خود میدان تأثیرگذاریِ امور معنوی را مدّ نظر میآورند و از این جهت فعالیتهای آنها به جای بیآینده و عقیمبودن؛ آیندهدار و با برکت خواهد بود. موفق باشید
با سلام و تحییت خدمت شما استاد طاهرزاده: آیا خوب است که قوه ی خیال انسان تحت تاثیر عالم خارج باشد؟ اگر خوب است چکار کنیم تحت تاثیر عالم خارج قرار گیرد و اگر خوب نیست چکار کنیم تحت تاثیر عالم خارج قرار نگیرد؟
باسمه تعالی: سلام علیکم: قوه خیال باید تحت تأثیر معارف عالیه قرآنی باشد تا با تدبّر در قرآن و روایات اخلاقی، قوه خیال نیز ادب شود. موفق باشید
سلام و خسته نباشید خدمت شما استاد بزرگوار: استاد بنده ۲۷ سالمه، سه تا پسر دارم، زندگی متاهلی پر از تنشی دارم، همیشه دعوا، کتک کاری، فحش و ناسزا، توهین و تحقیر شوهرم. همیشه به من شک داره میگه دست خودم نیست همش دارم عذاب میکشم دلم برای بچه هام میسوزه، اونا هم تو این آتیشی که برپاست دارن میسوزند. هیشکی رو ندارم شوهرم یکی از دوست داران شما هست، کتابهای شما رو میخونه،عاشق رهبری هست، عاشق ولایت و معصومین علیهم السلام هست ولی اخلاق و رفتارش خیلی بده، نمیدونم چکار کنم. بخدا خسته شدم از زندگی. اصلا آرامش ندارم تو رو خدا بهم بگید چکار کنم؟ ممنونم ازتون
باسمه تعالی: سلام علیکم: بالاخره شیطان قسم خورده است تا این نوع افرادی را که اهداف خیر و خوبی دارند؛ به زحمت بیندازد و از راه مستقیم خارج کند. ولی از آنجایی که کید شیطان ضعیف است ان شاءالله مشکل حل میشود و این افراد به خود میآیند. موفق باشید
با عرض سلام خدمت استاد گرامیم: طبق قاعده «بسیط الحقیقه کل الاشیا و لیس بشی منها»، خداوند کمالات همه اشیاء را دارد اما حدود آنها را ندارد. از طرف دیگر ما امام معصوم (ع) را مظهر الله میدانیم. خوب امام معصوم (ع) که نامحدود نیست. پس چگونه میتواند مظهر بسیط الحقیقه «الله» شود؟ با تشکر از زحمات استاد بزرگوارم!
باسمه تعالی: سلام علیکم: وقتی وجود در عین تشکیکی بودن در مراتب خود جامع است، نور امام معصوم نیز به جهت شخصیت مجردشان از همان جامعیت به نازله بهرهمند هستند در عین هویت تعلّقی نسبت به حضرت حق. موفق باشید
با عرض سلام خدمت استاد عزیزم: بر اساس کتاب مبانی نظری و عملی حب اهل بیت اینطور فکر میکنم که: نکته اول: من با رعایت کردن حلال و حرام، الگو قرار دادن سخنان و رفتار اهل بیت با حقیقت نوری اهل بیت روبرو میشوم. آیا درست فهمیدم؟ نکته دوم: باطن حلال و حرام، سخنان اهل بیت، روش زندگی اهل بیت، حقیقت نوری اهل بیت است. آیا درست فهمیدم؟ نکته سوم: حقیقت نوری اهل بیت همان آینه ای است که اسم جامع الله را نشان میدهد. آیا درست فهمیدم؟ با تشکر از الطاف استاد بزرگوارم!
باسمه تعالی: سلام علیکم: همینطور است. عنایت داشته باشید که در این موارد نباید نگران درست فهمیدن و یا درست نفهمیدنِ چنین مطالبی بود. باید همچنین در این معارف جلو و جلوتر بروید تا در احاطهای که برایتان پیش میآید نه تنها جواب این سؤالات را مییابید بلکه این سؤالات چون گردی به هوا میرود. وگرنه با جمع آوری جوابهایی که خدمت جنابعالی عرض میشود همچنان مطلب در ابهام خواهد ماند. موفق باشید
سلام استاد: این مطلب درسته؟ من تازه با شما آشنا شدم. ابوعلي سينا گويد: خداوند مردم را از گرد آمدن سه چيز آفريد: يكي تن كه او را به تازي بدن يا جسد خوانند. و ديگري جان كه آن را روح خوانند. و سوم روان كه آن را نفس خوانند. این روان که میگن با روان که در روانشناسی در موردش بحث میشه متفاوته یا همونه در اینجا؟ خیر ببینید.
باسمه تعالی: سلام علیکم: آنچه به عنوان روان در روانشناسی مطرح هست مربوط به عکس العملهایی است که روان انسان در نسبت با بدن پیش میآورد و از این جهت گفته میشود روانشناسی یک علم تجربی است. ولی آنچه جناب شیخ الرئیس در رابطه با روان میفرمایند مربوط به مرتبه نازله نفس ناطقه میباشد. آری! بدین معنا روح، واسطه بین جسم و نفس است ولی به عنوان امری مجرد ذیل نفس ناطقه قرار دارد نفس ناطقهای که به حکم: «النفس فی وحدتها کل القوی» دارای جامعیت خاصی است. موفق باشید
سلام علیکم: در تفسیر سوره حمد امام خمینی (ره) یک سوال برای من پیش آمده است. میخواستم بدانم که «صرف الوجود کل الاشیا و لیس بشئ منها»، آیا مساوی اسم حج جامع الله است؟ با تشکر!
باسمه تعالی: سلام علیکم: همینطور است و در هر مرتبه از وجود، قاعده چنین است در عین شدت و ضعف. موفق باشید
سلام استاد: شما از طرفي مي گوييد خدا «رحمن» و «رحيم» است و به بندگان خود حتي كفار نظر لطف دارد و از طرف ديگر مي گوييد «ان الله لا يهدي القوم الكافرين». پاسخ چیست؟
باسمه تعالی: سلام علیکم: آری! خداوند ابتدا پیامبران را برای هدایت انسانها میفرستد. ولی اگر عدهای حقایقی که پیامبران آوردهاند را انکار کنند خداوند آنها را به خود وامیگذارد به همان معنای «ان الله لا يهدي القوم الكافرين». موفق باشید
سلام وعرض ادب: استاد من صاحب دو فرزند هستم و کار هنری انجام میدم، جایگاهم را به عنوان یه زن انقلابی و الگو چطور باید تعیین کنم؟ اصلا چطور باید باشم؟ راهنمایی بفرمائید. سپاس فراوان
باسمه تعالی: سلام علیکم: در راستای حضور در زندگی ذیل ارادت به رهبر معظم انقلاب، اگر بتوانید خود را با تفسیر قیّم المیزان آشنا کنید؛ راهی گشوده خواهد شد که «خود راه بگویدت که چون باید کرد». جهت کار با کتاب تفسیر قیم المیزان جزوهایی در سایت هست که میتوانید به آن رجوع فرمایید. https://lobolmizan.ir/leaflet/182?mark=%D8%A7%D9%84%D9%85%DB%8C%D8%B2%D8%A7%D9%86 . موفق باشید
سلام علیکم: در برهان صدیقین میفرمایید که خداوند مساوی وجود نیست. بلکه به عین هستی خدا گفته میشود. حال سوالم این است که از نظر عرفان، مظاهری را که در عالم میبینیم آیا عین خدا هستند؟ با تشکر!
باسمه تعالی: سلام علیکم: مظاهر، آینهاند تا هر آن کس که در سلوک خود از کثرات عبور کرده و چشمِ خدابین یافته، خدا را در آن مظاهر بنگرد و نه آنکه آن مظاهر را خدا بداند. موفق باشید
سلام استاد: اخیرا یک تفکر احمقانه ای که حتی حاضر است بگوید برای چرا باید چشمانم را باز کنم و ببینم پیش آمده و این جریان از رگ گردن به من نزدیک تر است، بسیار آزارم میدهد. دلم شدیدا نگاه تاریخی میخواهد. دلم میخواهد این دستاورد غرب، یعنی فضای خلائی که او ایجاد کرده مخصوص من و کاری که با منیتم کرده را جواب دهم. اما چگونه نگاه تاریخی داشته باشم؟
باسمه تعالی: سلام علیکم: باید پس از «معرفت نفس» در راهی قدم گذاشت که انقلاب اسلامی در مقابل ما گشوده و در افق این راه، رهبر معظم انقلاب را به عنوان آینۀ ایمان به وعدههای الهی مدّ نظر داشت. آری! بالاخره باید با همّت بلند و در دل طوفان به سوی اهداف بلند جلو رفت زیرا: «رنج راحت شد چو شد مطلب بزرگ». موفق باشید
سلام وقت بخیر: استاد رابطه بین عین ثابته فرد با قضا و قدر چیست؟ طبق کتاب انسان و سرنوشت استاد مطهری قضا و قدر دو بخش حتمی و غیر حتمی هستند، آیا میتوان گفت یکسری از انتخاب هایی که عین ثابته کرده در مرحله قبل از ورود به جهان، قضا و قدر حتمی دارد و یکسری غیر حتمی؟ مثلا عین ثابته صدام که صدام بودن را انتخاب کرده قضا و قدر غیر حتمی به آن تعلق میگیرد چون میتواند در طول زندگی انتخاب و اختیار کند و عمل خوبی داشته باشد بنابراین قضا و قدری طبق عمل او به آن تعلق بگیرد؟ آیا این صحیح هست اگر نیست لطفا تصحیح کنید.
باسمه تعالی: سلام علیکم: موضوع بحث «عین ثابته» بسیار عمیق تر از این حرف ها می باشد زیرا در آن نظر به شخصیت کلی فرد می شود و معلوم است که در دل چنین حضوری از شخصیت، قواعد و قضا و قدر نیز جاری است و آن قضا و قدر مناسب انتخاب او بر او جاری می شود؛ مگر تجدید نظر کند و حوزه حتمی بودن قضا و قدر و غیر حتمی بودن در این جا یعنی در تجدید انتخاب او به میان می آید. موفق باشید
سلام علیکم: شما در صوت سوره اعراف در بخش اسماء الله در یک مثالی میفرمایید که: وقتی سراغ یک گل میرویم باید هم با اسم جمال و هم اسم جلال برویم. میشود دلیل آن را بیان بفرمایید! با تشکر!
باسمه تعالی: سلام علیکم: بحث آن بسیار مفصل است و نیاز به سعه نگاه عارفانه دارد و نباید آن را در محدوده مفاهیم فلسفی و قیاسی مدّ نظر آورد. امید است کتاب «اسماء حسنی دریچه های نظر به حق»
https://lobolmizan.ir/book/241?mark=%D8%AF%D8%B1%DB%8C%DA%86%D9%87
در این رابطه راهی بگشاید. موفق باشید
سلام علیکم: استاد گرانقدر وقتتون بخیر. در رابطه با دو پرسش و پاسخی که در مورد جلسه سه شنبه داشتم پاسخ سوال اولم رو قرآنی دادین ولی من فقهی میخواستم. من تو این قسمت واقعا سواله برام. آیا به لحاظ فقهی این مطلبی که میفرمایید رو بررسی کردین؟ آیا به عنوان مثال رهبری به کسی که حجت بر او تمام شده و میداند دین خاتم حق است اجازه میدهند به دین یهودی یا مسیحی خود باقی بماند؟ اینجا گره اصلی ذهنی من است و آیاتی که به عنوان شاهد برای بیان مقصودتان میآورید ممکنست تفسیر دیگری داشته باشد.
باسمه تعالی: سلام علیکم: به هر حال فقهای ما مبنای فقه شان را از قرآن و روایات اخذ می کنند و از طرفی مفسر جلیل القدری چون علامه طباطبایی که بفرمایند قرآن، اهل کتاب را تأیید کرده است و امری که حاکی از دعوت آن ها به اسلام به معنای شریعت محمدی «صلوات الله علیه وآله» در میان نیست، بعید می دانم نظر فقهی فقها چیز دیگری باشد. موفق باشید
سلام و احترام: این متن رو یکی از دوستان فرستاده لطفا بررسی کنید چگونه می تونیم یک نفر را که در موقعیت زیر زمین پنهان شده پیدا کنیم ۱. باید از چند نقطه با فاصله تصادفی از موقعیت فرد پنهان شده یک منبع صوت را فعال کنیم زمان دقیق ارسال سیگنال صوتی را یادداشت می کنیم. ۲. با منابع دیگر در فاصله های مختلف سیگنال صوتی را ارسال می کنیم. ۳. باید فایل صوتی دریافت شده در موقعیت فرد پنهان شده را آنالیز کنیم (فایل صوتی سخنرانی آنلاین فرد) و جستجو برای سیگنال ارسالی ۴. با پیدا کردن سیگنال های ارسالی در فایل مورد نظر و بررسی شدت آنها می توانیم با توجه به میزان تفاوت دامنه صوت های مختلف موقعیت تقریبی هدف را پیدا کنیم. ۵. راه انجام این کار: حمله همزمان با سخنرانی برای ایجاد صداهای خاص و آنالیز آن پس از پخش آنلاین ۶. راه پیشگیری: ویرایش انلاین صوت فایل سخنرانی و حذف صداهای اضافی و یا روشهای دیگر بمنظور ارسال صرفا دیتای صحبت و حذف بقیه صداهای محیطی
باسمه تعالی: سلام علیکم: این موارد، مواردی نیست که بنده از آن چیزی بدانم. موفق باشید
با سلام: آیا در تفکر عرفا در باب شناخت ذات خداوند که آن را عنقای مغرب نام گذاری کرده اند آیا بر اساس تنزیهی محض نگاه میکنند یا اینکه نگاهشان در اینجا هم، هم تنزیهی است و هم تشبیهی؟ با تشکر!
باسمه تعالی: سلام علیکم: آری! مقام «سبحان اللهی» حضرت معبود بسی بالاتر از آن است که عقل و حتی قلب بتوانند بدان دست یابند. «آنقدر هست که بانک جرسی میآید». موفق باشید
سلام علیکم: خسته نباشید. جاهایی دیده ام که میفرمایید اول باید فلسفه اسلامی بخوانیم بعد سراغ فلسفه غرب برویم یا گفته اید من با صدرا هیدگر میخوانم استاد رضا داوری اردکانی در مقاله هرمنوتیک که شما جزوه آن را هم در کانال و سایتتون گذاشتید می گوید ما نباید با نگاه سوبژکتیویته فلسفه اسلامی را بخوانیم خب حال ما اگر قبل از فلسفه اسلامی فلسفه غرب نخوانیم با نگاه سوبژکتیویته فلسفه اسلامی را می خوانیم بعد هم به سیتز با فلسفه غرب در می آییم به نظر شما این مسئله چگونه می شود؟
باسمه تعالی: سلام علیکم: با نظر به اصالتدادن به وجود و نظر به «وجود»، به خوبی از ابژهدیدنِ آنچه فلسفه بدان نظر میکند، عبور میکنیم. عرایضی تحت عنوان «راز طلوع بشر جدید و نسبت آن با اصالت وجود در حکمت متعالیه» https://lobolmizan.ir/sound/1398?mark=%D8%B1%D8%A7%D8%B2 شده است که میتواند در این مورد کمک کند. موفق باشید
با سلام! در برهان صدیقین داریم که علم کمال است. عین کمال عین علم است. قدرت کمال است. عین کمال عین قدرت است. حالا آیا این درست است که رزاقیت کمال است. عین کمال عین رزاقیت است. قابض کمال است. عین کمال عین قابض است؟ نمیدانم منظورم را درست منتقل کردم یا نه. توضیح بیشتر اینکه منظورم آن است که: آیا کمالاتی مانند رزاقیت، قابض، ممیت، باسط، ضار، نافع، ظاهر، باطن و...، عین کمال هستند؟ با تشکر!
باسمه تعالی: سلام علیکم: همانطور که در بحث «برهان صدیقین» مطرح شد صفاتی مانند رازقیت که در نسبت با مخلوق پیش میآید، ذاتیِ خداوند نیست تا شامل آن قاعدهای باشد که میفرمایید. موفق باشید
با سلام: طبق کتاب معاد شما، همه موجودات حتی فرشتگان، هستی خودشان را از دست میدهند. آیا به معنای نابودی است یا چیز دیگری؟ لطفاً توضیح دهید! باتشکر!
باسمه تعالی: سلام علیکم: هیچ موجودی در قیامت هستی خود را از دست نمیدهد. آنچه پیش میآید نسبت هر موجود است با خداوند که هیچ وجودی از خود ندارند مگر به ایجادی که خداوند به آنها داده. موفق باشید
سلام: منظور از «اجادکم فی الجساد» در زیارت جامعه کبیره چیست؟ آیا منظور این است که سیطره ی وجودی امام انقدر قوی است که میتواند در شخص تصرف کند و جسم او بشود؟
باسمه تعالی: سلام علیکم: در رابطه با این فراز از زیارت مذکور فرمودهاند منظور جسمِ برزخی آن ذوات مقدسه است که نسبت به جسم برزخی دیگر انسانها جایگاه خاصی دارد. در شرح «زیارت جامعه کبیره» در این مورد عرایضی شده است. موفق باشید
سلام و نور، عرض تسلیت فرارسیدن ماه محرم و آرزوی قبولی عزاداری های شما. سوالی دارم، استاد چرا گناهان گذشته اینقدر در ذهن یادآوری میشن؟ یاداوری مداوم این گناهان هم حالم رو بد میکنه و هم شرمندگی و ناامیدی از بخشش. اصلا اثر بد میذاره رو روان و قلب انسان چه کار کنم؟ ذهن چرا فراموش نمیکنه. یا علت این یادآوری ها چیست؟ وقتی خودم نمیتونم خودم رو ببخشم خدا میبخشه؟
باسمه تعالی: سلام علیکم: خیری در آن هست. اساساً وقتی که انسان حرکت سلوکی خود را شروع کند با انواع خیالات روبهرو میشود و به گفتهی مولوی: «آب گل خواهد که در دریا رود / گل گرفته پای او را میکشد» اگر کسی قصد عبور از کثرت به دریای وحدت نداشته باشد که متوجهی اینهمه خیالات که در درون او بود نمیشود! به گفته مولوی باید رنجها و بلاها کشید و خون دلها خورد تا روح، از این کثرات آزاد شود. موفق باشید
