غفلت از راهی که شهداء برای استقلال و آزادی مقابلمان گشودند، کشمکش با ذات خودمونه، مثل پوستی است که روی گوشت و استخون و رگ خودمون میکشیم، درونمون غریزۀ ظلم مثل یه انگل وول میخوره، منتظر فرصتیه که تبدیلمون کنه به یه اژدها! خیلی زود انسان خودش یک شیطانه و داره جهانو نابود میکنه. و اینجاست که بندۀ شیطان شدی! شیطانی که برازندۀ خدایی نبود، ولی تو این فرصتو بهش دادی! وقتی بهش خدمت کردی اونو پرستیدیش. ولی ذات انسان از خدا بود، پاک و همراه صلح و همسویی با زندگی جاودان، چیزی که شیطان تموم تلاشش رو کرد تا ازت مخفیاش کنه. شیطان چند هزارسال دل انسان رو شناخت، طریقۀ شکستنش و جهت دهیاش رو آموخت و از دانشش توانا شد تا از نقطهضعفهای تو سوء استفاده کنه که هربار بخوای ازش جدا بشی تا اون رو بکشی این حس مرگ به تو دست بده و تا سر حد مرگ با شکستنت ترسوندت. وقتی خدا در قرآن گفت شما را با کاستی مالها و فرزندان و داراییهاتون امتحان میکنم؛ شیطان گفت طوری بخونش که در قلبت ثبت نشه، فراموش بشه، تا غرق در فراموشی از حقیقتت بشی، هزاران بار تکرارش کردم که چطور شیطان هرچیز خوبی را تقلبیاش رو ساخته تا مرزی برای حقیقت پیدا نشه. چرا که وقتی در میان دروغ زندگی کنی، شنیدنِ حقیقت فقط یک چیز سخت نیست، بلکه نابود کنندته، پیش خودم فکرش رو هم نمیکردم جهموری اسلامی که عجیبه اما هستۀ تعیینکننده جهان شده؛ و پا به شکستن چنین نظمی گذاشته، نظمی که علی علیه السلام بنیهاش رو بنیانگذاری کرد و جمهوری اسلامی ایران نظامی به تاریخ بشریت، از پس هزاران گمشدگیهای هستی برای ما آورد و حاضر کرد که دیگه نظام شیطان نیست. این نظام، همانی است که علی علیه السلام برای نخستین بار در عالم هستی به تمام و کمال ساختش و وسعتش به آخرین زمان یعنی سیر نهایی انسان به ما رسید. این دنیای ترامپِ احمق، میخواهد انسان مدام به خدمت شیطان باشه. اما علم علی «علیهالسلام»، زهد و ایمان علی «علیهالسلام»، به سوی رشد نظام اسلامی، انسان را به ایمانِ ذاتی و به سوی پیروزیهای ناشکستنی روانه میداره به گونهای که یک سرباز مؤمن عالم اسلام، به هزار پادشاه دنیایی گرفتار نظم شیطان پیروزی راحتی رو بهشون رقم میزنه. ما به همراهی انسان با انسان راه حق رو طی میکنیم و یکبار برای همیشه نیاز داریم که تصدیقش کنیم که این حقیقت رو دیدیم و حسش کردیم. در این صورت شیطان شکست خوردنش رو یقین میکنه و اینبار اونه که میشکنه، چون ذاتی به بقا نداره و خیلی راحت فرو میریزه، کفایت شکست شیطان به همین ایمان راستین ما میباشد. و تو با چشمانت دیدی که مزدوران شیطان یا همون آمریکا چطور از واهمۀ شکست جهانشون، به اغتشاش بلند شدند. مردم ایران نظم جهانی آینده دنیا را رقم زدند حتی اگر خودشون ندونند چه کار بزرگی دارند میکنند. ولی تو این را بدان: اگر متوجۀ نقش تاریخی انقلاب اسلامی نشوی، هرگز از بند شیطانت خلاص نمیشوی.
باسمه تعالی: سلام علیکم: اشارۀ خوبی را به میان آوردهاید. آری! دقیقاً همینطور است که اگر از عظمت راهی که شهدای عزیز در راستای استقلال و آزادی مقابل ما گشودند، غفلت کنیم؛ کشمکش با ذاتمان، ما را به اژدهایی تبدیل میکند که برای آتشزدنِ ایران عزیز به تعبیر آقای دکتر سعدالله زارعی با تخریب زیرساختهای ایران، ایران را برای کمک به رژیم استکباری به یک غزۀ دیگر تبدیل میکنیم. (روزنامه کیهان یکشنبه ۲۱ دی ۱۴۰۴) زیرا آنها نتوانستند ایران را در اختیار بگیرند و از آنِ خود کنند. پس به گمان خود با نابودیِ کشور ایران برای همیشه از شرّ آن راحت میشوند. و از این جهت جریانی دست به تخریب میزنند که میدانند هیچ جایگاهی پس از آن در ایران ندارند. غافل از آنکه دشمنان ایران متوجه نیستند حضرت روح الله «رضواناللهتعالیعلیه» از قبل به الهامِ الهی متوجۀ چنین پیشآمدهایی شدهاند و در عین توجه به جایگاه ارزشمند نیرو های انتظامی ، تشکیل بسیج و سپاه برای مقابله با این نقشهها میباشد. دشمنان ما به یک شبکۀ زیرپوستی در داخل ایران با انواع اسلحهها برای تخریب و به قتلرساندن مردم فکر کردند، ولی به جایگاه بسیج فکر نکردند و همانطور که رهبر معظم انقلاب فرمودند: «دشمنان ما، ایران را نمیشناسند و غلط برنامهریزی میکنند». آنها گمان کردند نیروهای بسیج یک گروه عادی میباشند که میتوان با این نوع اغتشاشات مرعوبشان کرد، در حالیکه اتفاقاً بسیج یک حضور نرم است در مقابل هر خباثتی که استکبار به آن دامن میزند. تفاوت بسیج با ارتشهای دنیا دقیقاً در هیمن جا است و از این جهت است که رهبر معظم انقلاب میفرمایند: « همه بدانند: جمهوری اسلامی با خون چند صد هزار انسان شریف روی کار آمده؛ در مقابل کسانی که تخریبگرند، جمهوری اسلامی کوتاه نخواهد آمد، مزدوری بیگانگان را تحمّل نمیکند.» این است راز غفلت دشمنان ما. و همانطور که آقای دکتر سعدالله زارعی فرمودند: «این انقلاب، نظام، رهبری و مردم از این مصاف هم سربلند بیرون میآیند و مانند پهلوانی که رقیب قدرتمندی را خاک کردهاند، درخشش تازهای پیدا میکند. این مردم را نمیتوان با فضای مجازی از صحنه بیرون کرد. انقلاب ایران حقیقتی است که ریشه در آرمانهای تاریخی ایران و مسلمانان دارد.» حقیقتاً همینطور است. موفق باشید
با سلام خدمت استاد گرامی: در جریان بودید که آقای دکتر پزشکیان بعد از خبر ساعت ۲۱ روز ۷ شهریور با سه تن از فعالان سیاسی و رسانهای مصاحبهای داشتند و نگاه و نظر خود را نسبت به مسائل کشور در جواب آن سه تن مشخص نمودند. خواستم نظر جنابعالی را در این رابطه بدانم. با تشکر
باسمه تعالی: سلام علیکم: بنده با دقت تمام فیلم آن مصاحبه را نگاه کردم. https://www.aparat.com/v/rdee433 از نظر بنده آقای دکتر پزشکیان در درک مسائل کشور به خصوص با نظر به نگاه جبهههای مختلف نشان دادند موفق هستند. توصیه بنده آن است که آن مصاحبه به خوبی و با دقت و تفکر مدنظر قرار گیرد. اینجاست که میفهمیم نگاه مقام معظم رهبری به جایگاه فکری و شخصیت آقای پزشکیان با آن الفاظ دقیق که فرمودند: «رئیسجمهور پُرکار و پرتلاش و پیگیر است» نگاه دقیقی میباشد. جای خوشبختی است که ایشان نسبت به آموزش و پرورش بیشترین وقت را گذاشتهاند و این حاکی از آن است که متوجه هستند نسل جدید را باید با برنامههای خاص و با شکل دیگری جلو برد. ایشان نیز در درک مشکلات و نگاه دراز مدت به آن مشکلات دغدغههای خوبی دارند البته و صد البته امید است همچنان که خودشان مدنظر دارند ماورای جبهههای سیاسی به افرادی بیندیشند که ماورای جبهه خاص به حقیقت ایران و انقلاب، ذیل نگاه رهبر انقلاب نظر دارند. به هر حال در یک کلمه پیشنهاد بنده آن است که با دقت آن مصاحبه را دنبال کنند و به سخنان آقای پزشکیان بیندیشند و البته این به معنای تأیید همه نگاه و نظرهای ایشان نیست بلکه بحث در اکنونی است که باید بدان اندیشه نمود و ضعفهای تاریخی که داشتهایم و از آن غفلت میکنیم. آنچه باید مدّ نظر داشت آن است که متوجه باشیم قبولِ یکجا و یا ردّ یک جای افرد و نظرات آنها نشانۀ تفکر نیست؛ و این به معنای آن نمیباشد که انتقاد و انتقادکننده، نفی شود و آنچه در بعضی موارد در بدنۀ دولت پیش میآید نادیده گرفته شود. موفق باشید
سلام علیکم: استاد چگونه از وجود صرف و غیرماده صرف وجودی صادر میشود که هم جنبه ماده و هم جنبه غیرمادی داشته باشد؟ نمیشود از شوری هم شوری و هم شیرینی صادر شود پس خداوند برای خلقت ماده چگونه وجودی را خلق میکند که یکی از خصلتهاش ماده بودن و یکی از خصلتهاش غیرماده بودن هست. چون گفته بودیم جهت خلقت جهان ماده باید واسطه ای باشد که هردو جنبه ی ماده بودن و غیرماده بودن را دارا باشد.
باسمه تعالی: سلام علیکم: در این مورد نیاز است به بحث «برهان صدیقین» که روی سایت هست رجوع فرمایید. موفق باشید
با سلام و عرض تبریک به مناسبت گرامیداشت روز معلم خدمت استاد گرامی: در دورانی که ذهن بشر درگیر پیشرفت علم و مسابقه تکنولوژی و هوش مصنوعی و شاخص های پیشرفت اقتصادی شده گاهی انسان از چیزهایی در تاریخ خود غافل می شود که اگر همه این پیشرفت ها محقق میشدند ولی آن چیزها نبود زندگی دیگر ارزش زندگی کردن نداشت. بیایید تصور کنیم در تاریخی زندگی میکردیم که جهان بینی مادی جدا شده از وحی در کل جهان غالب شده بود و اصالت قدرت به یک حقیقت مسلم پذیرفته شده برای کل بشریت تبدیل شده بود. در چنین جهانی کشورمان در همه شاخص های پیشرفت و توسعه در صدر جهان قرار گرفته بود و مردمش در اوج رفاه مادی به سر میبرد. ولی در این تاریخ نه حرف از جبهه حقی بود و نه تقابلی بین جبهه استکبار و حق وجود داشت. دیگر نه ظلم به معنای ظلم بود و نه مظلوم به معنای مظلوم. دیگر نه حق معنایی داشت و نه استکبار امری ناپسند بشمار میرفت. فقط و فقط اصالت قدرت حاکم بود و جنگ قدرت برای غلبه این نژاد بر آن نژاد و این قوم بر آن قوم آنهم بوسیله پیشرفته ترین ابزارهای تکنولوژی. و گم شدن خود متعالی مان در چنین روزمرگی هایی. آیا چنین جهانی ظلمات مطلق نبود؟ آیا با وجود همه دردها و رنج ها و مشکلات در این روزگار نباید شکرگذار این نعمت بزرگ الهی باشیم که اگر ظلم و جور و استکبار بشریت را احاطه کرده و به تنگ آورده است ولی هنوز در تاریخی زندگی میکنیم که زبان و دهانی هست که ندای حق زمانه ما باشد و از حق و احقاق حق مظلوم بگوید، زبانی که ظالمان و مستکبران زمانه را رسوا کند و از حکومت حکم خدا بگوید. زبان و دهانی که چشمان مستضعفان جهان به او باشد و به او به عنوان مظهر اراده الهی در این دوران بنگرد. ملتی چون ملت یمن که دفاع از کودک معصوم و مظلوم فلسطینی را رسالت الهی خود بداند تا آنجا که در راه این جهاد از جان و مال و فرزند خود بگذرد. آیا در این دوران تاریک قادر به دیدن این زیبایی ها هستیم؟ زیبایی هایی از نوع «ما رأیت الا جمیلا»!!! التماس دعا
باسمه تعالی: سلام علیکم: از اظهار لطف جنابعالی بسیار متشکر هستم. راستی! اگر انسان نسبت به ابزارهایی که به جای انسانها نشستهاند خودآگاهی نیابد، آیا جز این است که هر روز بیشتر و بیشتر تبدیل به کالا میشوند؟ و اینجا است که هرکس باید به بودن خود در جهان با توجه به حضور بیکرانهای که اکنون در آن حاضر است، بیندیشد وگرنه همگان ابزارهایی خواهند شد در دست تکنیک به همان معنایی که جناب آقای دکتر داوری اردکانی متذکر میشوند که این تکنیک است که بر علم سیطره دارد و نه آنکه علم، تکنیک را در اختیار گرفته باشد. و در نظر بگیرید اگر آن نوع خودآگاهی که انسان باید نسبت به خود و به تکنیک داشته باشد، در میان نیاید آری! آینده همانی است که بعضاً پیش بینی می شود. ولی گویا با حضور انقلاب اسلامی و تذکری که انقلاب نسبت به انسان و سنتهای جاری در هستی متذکر میشود، ما به آیندۀ دیگری میاندیشیم. موفق باشید
سلام خدمت استاد بزرگوار: روز معلم را خدمت شما معلم عزیز تبریک عرض میکنم، ان شاالله ذیل حقیقت نوریه معلمان حقیقی عالم هستی فیض دریافت کنید و وجودتان لحظه به لحظه نورانی تر و نورانی تر شود و این انوار نوریه عالم هستی را پر کند ان شاءالله. الحمدلله که خدا و اهل بیت طلب من را پاسخ دادند و من را با این معارف ناب که آرزویم بود آشنا کردند و شما به معنایی آغازگر این راه بی انتها بودید، حقی نمیتوانم ادا کنم و هنوز ابتدای راهم و گرفتار خود اجرتان با حضرت الله. ان شاءالله با اولین انسان ان شاالله محشور باشید و بشوید.
باسمه تعالی: سلام علیکم: خدا را شکر اگر بر بنده منّت گذارده تا بتوانم قطرهای از دریای بیکران الهی که منشأ آن اولیای الهی هستند را به عزیزان برسانم تا إنشاءالله خودِ رفقا با اُنس با قرآن و روایات، راه را ادامه دهند. موفق باشید
بسمه تعالی سلام علیکم: این بهار را از خداوند عید و بهار حقیقی خواستاریم با پیروزی کامل این اسلام عزیز بر دشمنانش که ان شاءالله خداوند این جنگ طولانی را به پیروزی تمام به طلوع خورشید اسلام برای ما اراده فرمایند. خدایا نمیشه! مگه میگذره آدم از دینی که زندگیشه؟ خدایا خودت صاحب زمان ما را ظهور ده. استاد عزیز این عید را پیشاپیش بر اهل انقلاب اسلامی تبریک عرض میداریم توجه به این چند بیت شعر از جناب مولوی «پشت جهان دیدهای روی جهان را ببین / پشت به خود کن که تا روی نماید جهان / ای قمرِ زیر میغ! خویش ندیدی، دریغ ! / چند چو سایه دوی در پی این دشمنان؟» و میدانم خود را آنطور که شایسته است در زندگی حقیقی یافتن، با ظهور آن انسان کامل ممکن است و چاره ای نیست مگر با شکست نهایی ظاهر و باطن دشمنان یعنی آمریکا و اسرائیل، خدایا این هدیه را بر ما ارزانی فرما و بهار را تحقق فرما و این اسلام را پیروز گردان که ما از اسلام جز اسلام زندگی شونده، چیزی نمیخواهیم بحق خودت ای خدای یگانه زنده.
باسمه تعالی: سلام علیکم: حقیقتاً با این بهاری که رو به سوی ما کرده، در واقع این خداوند است که از پشت دیوارهای زمستان، خود را در آینۀ حیات طبیعت به ظهور آورده و بنده نیز چنین مواجههای را که میتوانید با بهار داشته باشید تبریک عرض میکنم. تبریک به جهت آن که انسان متوجه شود هر حضوری و ظهوری که از طریق حضرت ربّ العالمین پیش آید، آغوش ربوبیت اوست تا ما حیات خود را در نسبت با حضرت ربّ العالمین تجربه کنیم در آن صورت همیشه هر موقعیتی میتواند برای ما بهار باشد. موفق باشید
سلام بر استاد عزیزم که سالیانی متمادی به توفیق الهی در حدّ بضاعت مزجاة خویش از مشکات سیمایش اقتباس نور کرده ام. استاد عزیزم سؤال بنده به صورت کوتاه و مختصر این است که بنده با توجّه به شغل خودم که فرهنگی میباشم اگر در کلاس بگویم که دانش آموزان برای شادی روح همهٔ اموات و شهدا از زمان حضرت آدم تا الآن و سلامتی همهٔ زندگان روی کرهٔ زمین صلواتی بفرستید آیا از نظر معارف توحیدی و مبانی دینی اشکالی دارد یا خیر؟ البتّه کسانی که عالماً و عامداّ مستحقّ لعن و نفرین الهی شدهاند در نظرم از این جمع مستثنا هستند. با زبان الکن و گنهکارم دعاگویتان هستم و از وجود عزیزتون التماس دعا دارم.
باسمه تعالی: سلام علیکم: بسیار سخن ارزشمند و مفیدی است از آن جهت که انسان از آن طریق، جان خود را با همۀ روحهای متعالی که در گذشتۀ تاریخی در صحنه بودهاند، مرتبط مینماید. موفق باشید
سلام علیکم: اینکه بگوییم ائمه اطهار علیهم السلام، اسماء الله هستند چه فرقی میکند که بگوییم آنها مظهر اسماء الله هستند؟ با تشکر!
باسمه تعالی: سلام علیکم: اسماء الله از نظر مبنایی مربوط به ذات حضرت حق است و اولیای الهی مظهر آن اسماء میباشند به اعتبار آنکه «کلّ ما باالعرض لابدّ ان ینتهی الی ما بالذات». موفق باشید
سلام علیکم: گویا دوران افول سریع و پر چالش آمریکا بحمدالله آغاز شد و دوران حکومت حق الهی آغاز و انسان بحق تعالی پیروز شد و به نهایت حضور در مخلوقات نایل شدند و ما را در این روزها استغفار و توبه به سوی او همان خدای یگانه باد. در همین احوالات جناب مولوی میفرمایند: «بانگ تسبیح بشنو از بالا / پس تو هم سبح اسمه الاعلی / گل و سنبل چرد دلت چون یافت / مرغزاری که اخرج المرعی /یعلم الجهر نقش این آهوست / ناف مشکین او و مایخفی / نفس آهوان او چو رسید / روح را سوی مرغزار هدی / تشنه را کی بود فراموشی / چون سنقرئک فلا تنسی»
باسمه تعالی: سلام علیکم: همینطور است. به گفتۀ جناب مولوی: «نردبان این جهان ما و منیست / عاقبت این نردبان افتادنی است. هرکه بالاتر رود ابله ترست / که استخوان او بتر خواهد شکست». موفق باشید
ضمن عرض سلام و احترام: استاد من یک چیز رو متوجه نمیشم اونم اینه که وقتی مواجه میشیم با انواع و اقسام بلاها از گره هایی که هیچ وقت باز نمیشه و بیماری هایی که با دست هیچ طبیبی درمان نمیشه و احاطه دشمنانی که با زخم زبان شون تا مغز استخوان آدم رو میسوزونن چطور به خودمون بقبولونیم که مورد توجه و محبت خدا و اهل بیت علیهم السلام هستیم در حالیکه کوچکترین تغییری در این امور که حاکی از بهبود اوضاع باشه رو نمیبینیم با توجه به امیدی که به خدا بستیم و نظری نکرد و توسل هایی که داشتیم و به ثمر ننشست! جواب این سوال بسیار مهمه واسم استدعا میکنم خدمت استاد که پاسخگو باشند. متشکرم
باسمه تعالی: سلام علیکم: بحث در «ایمان» است و اعتماد به خدایی که بعضاً «دوست دارد یار این آشفتگی» به همان معنایی که جناب مولوی میفرماید: «در اگر بر تو بِبَندد مَرو و صبر کُن آن جا / زِ پَسِ صَبرْ تو را او به سَرِ صَدْر نِشانَد. و اگر بر تو بِبَندد همه رَهْها و گُذَرها / رَهِ پنهان بِنَمایَد که کَس آن راه نَدانَد». پیشنهاد میشود نظری به بحث «برکات صبر و صبر امام حسین علیهالسلام در کربلا» که شب گذشته مطرح شد؛ بیندازید. موفق باشید https://eitaa.com/matalebevijeh/18642
سلام و نور و رحمت خدمت استاد عزیزم: امروز که مطلب شما را در سایت دیدم (در مورد پیش بینی رهبر عزیزمان روحی له الفداه) در مورد فلسطین، غزه و حزب الله، یاد روزی افتادم که جنگ آغاز شد و مردم بشدت تحت حملات رژیم منحوس صهیونیستی بودند و در جمعی که بودم همه حزب الله را شماتت می کردند که این چه حرکتی بود و مردم همه نابود می شوند. شبانگاه که در بستر با خداوند متعالِ عزیزِ مقتدر درد و دل می کردم که خدایا این جماعت با حساب دو دو تایشان اینگونه محاسبه می کنند و اما حقیقت چیست؟ بنظرم جریان کربلا رسید که امروز هم میدان میدان کربلاست و دیر نیست که حقیقت رخ نمایان کند. بعد به حضرت نوح و موسی و عیسی و ... تا حضرت جان، ختمی مرتبت رسیدم که چگونه خداوند حکم خویش را با اندک افرادی در جهان جاری و ساری می سازد. چُنان دلشاد شدم که وصف ناشدنی بود. سجده شکر به جا آوردم و با یکی از نزدیکان مطلب را به اشتراک گذاشتم و او هم خوشحال شد که آری اگر قرآن و ائمه نبودند ما حتما و حتما هلاک می شدیم.
باسمه تعالی: سلام علیکم: باید در این صحنهها بیش از پیش به ایمانی توجه داشت که حضرت زینب «سلاماللهعلیها» در دل طوفان کربلا ذیل حضور اسلام و امام حسین «علیهالسلام» به آن توجه داشتند که آن نکتۀ مهمی است. در این رابطه عرایضی تحت عنوان «حضور نهایی انسان در جهانی که با اسلام شروع شد» شده است. امید است مفید افتد. https://eitaa.com/matalebevijeh/18540 . موفق باشید
با سلام و تحییت خدمت شما استاد طاهرزاده: آیا خوب است که قوه ی خیال انسان تحت تاثیر عالم خارج باشد؟ اگر خوب است چکار کنیم تحت تاثیر عالم خارج قرار گیرد و اگر خوب نیست چکار کنیم تحت تاثیر عالم خارج قرار نگیرد؟
باسمه تعالی: سلام علیکم: قوه خیال باید تحت تأثیر معارف عالیه قرآنی باشد تا با تدبّر در قرآن و روایات اخلاقی، قوه خیال نیز ادب شود. موفق باشید
سلام استاد: من سواد حوزوی ندارم، چند سوال دارم از محضرتان که تنها استاد در دسترس ما هستید، تفاوت قیاس منصوص العله، قیاس مستنبط العله، قیاس اولویت و تنقیح مناط چیه و قیاس مد نظر اهل تسنن چیه و شرایط هرکدوم چیه؟ یعنی در چه مواقعی تنقیح مناط انجام میشه و چه مواقعی نمیشه این کار رو انجام داد؟ چرا؟ تفاوت نظر مرحوم بهبهانی با بقیه ی اصولیون و اخباریون چیه؟ تفاوت جریان و سریان این ها در احکام و عقاید به چه شکله؟
باسمه تعالی: سلام علیکم: همانطور که عرض شد این سایت تنها در رابطه با سؤالاتی که کاربران محترم نسبت به مباحث مطرحشده در سایت و یا در کتاب ها برایشان پیش میآید بنای جوابگویی دارد. در حالیکه این نوع مباحث و سؤالات مربوط به کلاس و مدرسه است. اینها اصطلاحاتی است که در علم اصول و نیز در تاریخچه آن علم مطرح است. برای آگاهی از اصطلاحات اصولی، میتوانید به کتابهای مرتبط مانند کتاب «اصطلاحات الاصول» مرحوم آیت الله مشکینی مراجعه فرمایید. همچنین در مورد تاریخ علم اصول و تفاوت اخباریها و اصولیها میتوانید به مقالات و کتابهایی که در این زمینه نوشته شده است مراجعه فرمایید. آنچه بنده میشناسم کتاب «المعالم الجدیده» شهید صدر است که آیت الله هادوی نیز آن را به صورت خلاصه در کتابی به نام «تاریخ علم اصول» منعکس کردهاند. طبیعتاً اگر از طلابی که متمحض در علم اصول هستند بپرسید منابع بیشتری را معرفی خواهند نمود. موفق باشید
با عرض سلام خدمت استاد گرامیم! میخواستم بدونم که رویت قلبی که در عرفان بیان میشود، آیا فقط در سطح خیال است؟ و یا اینکه ما بالاتر از خیال هم داریم؟ با تشکر از مرحمت استاد بزرگوارم!
باسمه تعالی: سلام علیکم: حتماً بالاتر از خیال در صحنه است و آن رؤیت قلبی است که همان فنای سالک به حساب میآید و انسان در آن ساحت، از خود عبور کرده است. موفق باشید
با عرض سلام خدمت استاد عزیزم: می خواستم بدانم وقتی که می گوییم، عارف اسمی از اسماء الله را شهود میکند، آیا همانند پرسش و پاسخ 39010 ، این شهود با قوه خیال است؟ با تشکر از الطاف استاد بزرگوارم!
باسمه تعالی: سلام علیکم: آری! صورتی که حامل معنا باشد نه این صورتهای عادی که در خیال افراد معمولی شکل میگیرد. موفق باشید
با سلام و خدا قوت: کتاب ده نکته که به زبان نوجوان بازنویسی شده، بسیار کتاب ارزشمند و نیاز شدید قشر نوجوان ماست. بنده معلم قرآن دبیرستان هستم و این نیاز بچه ها رو از نزدیک لمس کردم. خدا قوت میگم و استدعا دارم در این زمینه باز هم بزرگواران کار کنن و تبلیغ کنن تا آن شاالله تشنگان سیراب شوند. فقط یک سوال: این کتاب رو از چه سنی با بچه ها میشه شروع کرد؟ حداقل و حداکثر سن رو بفرمایید.
باسمه تعالی: سلام علیکم: به هر حال باید استادی که مباحث «معرفت نفس» را میشناسد مطالب آن کتاب را برای نوجوانان و جوانان در میان بگذارند. خوبیِ آن کتاب آن است که با تصاویری که مؤلف محترم در تهیه و تنظیم آنها به میان آوردهاند؛ کار را بهتر جلو میبرد در حدّی که حتی نوجوانان میتوانند متوجه ابعاد مجرد خود بشوند. موفق باشید
سلام استاد: این مطلب درسته؟ من تازه با شما آشنا شدم. ابوعلي سينا گويد: خداوند مردم را از گرد آمدن سه چيز آفريد: يكي تن كه او را به تازي بدن يا جسد خوانند. و ديگري جان كه آن را روح خوانند. و سوم روان كه آن را نفس خوانند. این روان که میگن با روان که در روانشناسی در موردش بحث میشه متفاوته یا همونه در اینجا؟ خیر ببینید.
باسمه تعالی: سلام علیکم: آنچه به عنوان روان در روانشناسی مطرح هست مربوط به عکس العملهایی است که روان انسان در نسبت با بدن پیش میآورد و از این جهت گفته میشود روانشناسی یک علم تجربی است. ولی آنچه جناب شیخ الرئیس در رابطه با روان میفرمایند مربوط به مرتبه نازله نفس ناطقه میباشد. آری! بدین معنا روح، واسطه بین جسم و نفس است ولی به عنوان امری مجرد ذیل نفس ناطقه قرار دارد نفس ناطقهای که به حکم: «النفس فی وحدتها کل القوی» دارای جامعیت خاصی است. موفق باشید
استاد معظم این عبارات نورانی حضرت محی الدین چقدر حقیقت آیات نورانی قرآن را برایم روشن ساخت، چند روز است محو این حقایقم و اشک و لبخند توامان دارم، تنها یک سوال برایم مانده و آن اینکه چرا مخالفین متوجه زبان خاص و شعرگونه ی عرفای الهی نمیشوند، چرا نمیخواهند از ظاهر گذر کرده و با رویت نور باطن، خود را سیراب کنند؟ چرا متحجرانه رفتار میکنند؟ چرا عادت دارند زمان شناس نباشند و خون به دل علما و عرفان کنند؟ این را نمیفهمم، مگر این ها جانشان تشنه نیست؟ چرا خود را سیراب نمیکنند؟ « وترا بشفاعة أرحم الراحمين من جهنم ظاهر السور إلى جنة باطنه فإذا وقع الجدار و انهدم السور و امتزجت الأنهار و التقت البحران و عدم البرزخ صار العذاب نعيما و جهنم جنة فلا عذاب و لا عقاب إلا نعيم و أمان بمشاهدة العيان و ترنم أطيار بألحان على المقاصير و الأفنان و لثم الحور و الولدان و عدم مالك و بقي رضوان و صارت جهنم تتنعم في حظائر الجنان و اتضح سر إبليس فيهم فإذا هو و من سجد له سيان فإنهما ما تصرفا إلا عن قضاء سابق و قدر لا حق لا محيص لهما عنه فلا بد لهما منه و» به شفاعت الرحمن الراحمین از جهنم ظاهر سور به بهشت باطنی-باز خواهد گشت و چون دیوار افتاد و سور منهدم گردید و رودها امتزاج یافتند و دو دریا به هم رسیدند و برزخ معدوم گشت، عذاب، نعیم می گردد و دوزخ بهشت می شود، پس نه عذابی می ماند و نه عقابی، جز نعیم و امان، به مشاهده عیان و ترنم مرغان خوش آواز از کنگره کاخ های بهشت و شاخه های درختانش، و بوسیدن حوران و وِلدان در آن هنگام مالک (فرشته ی دوزخ) نابود می شود و رضوان (دربان بهشت) و دوزخ در حظائر بهشت به تنعم و خوشگذرانی می پردازد و راز ابلیس آشکار می شود، در آن وقت ابلیس و آنکه برایش سجده صورت گرفته (آدم) برابر می شوند، چون آن دو جز قضای پیشین و قدر پسین را اجرا نکردند (یعنی ابلیس در ابای از سجده و آدم در خوردن از درخت) آن دو را گریزی و گزیری از آن نبود و ناگزیر از انجامش بودند.»
باسمه تعالی: سلام علیکم: همانطور که حضرت امام خمینی «رضواناللهتعالیعلیه» فرمودند در سخنان ابن عربی نکاتی است باریکتر از مو. حتی در مورد همین نکته که میفرمایید بزرگان معرفت نکاتی دارند مبنی بر اینکه گمان نشود آنهایی که هیچ نسبتی در دنیا با حضرت ربّ العالمین نداشتهاند و گرفتار شرک محض بودهاند؛ از محرومیتهای جهان ابدی در اماناند. موفق باشید
سلام وقت بخیر: استاد آیا عین ثابته ما پیش از ورود به دنیا همسر را نیز انتخاب کرده؟
باسمه تعالی: سلام علیکم: همانطور که عرض شد عین ثابته، شخصیتِ کلی انسان است و مواردی مثل انتخاب همسر مربوط به حضور دنیا و انتخاب خاص دنیایی است در عین آنکه تقدیراتی نیز در این موارد در میان است. موفق باشید
با سلام خدمت جناب آقای طاهرزاده: در مورد کتاب «گوش سپردن به ندای بی صدای انقلاب اسلامی» خوب دیدم تا تجربه ای را در میان بگذارم: یکی از گفتمان های مغفول و البته تمام نشده در انقلاب اسلامی، کتاب نامه هایی به یک بسیجی اثر استاد میرشکاک است، آنچه در این کتاب مطرح شده است را می توان تعمیم اوایل انقلاب اسلامی و هشت سال جنگ را به زمانه ی حاضر دید، اگر بخواهیم بر اساس دو گانه ی: بوطیقای ارسطو و پدیدارشناسی هوسرل مصداقی برای این کتاب پیدا کنیم، به سه اثر هنری می رسیم که بر اساس سه گانه ی کمدی الهی دانته به عنوان یک پیش فرض و قالب که در گذر زمان امتداد دارد می شود: ۱. فیلم آژانس شیشه ای اثر حاتمی کیا ۲. فیلم سربازهای جمعه اثر مسعود کیمیایی ۳. فیلم اخراجی ها ۳ اثر آقای ده نمکی. مثلا در فیلم آژانس شیشه ای، حاج کاظم در ابتدا به دنبال معیشت زندگی است اما با پدیداری ناشناخته و محاسبه نشده رو به رو می شود و در نهایت تبدیل به یک انفجار بزرگی می شود که حتی خودش را نیز قربانی می کند، در فیلم سربازهای جمعه در ابتدا چند سرباز در خوابگاه بر سر هیچ و پوچ دعوا می کنند اما در گشت و گذار به ناگاه با جنایتی هولناک رو به رو می شوند که یک دانشجوی نخبه گرفتار چند ارازل و اوباش بی سواد شده است، یعنی با رویدادی ناشناخته و محاسبه نشده رو به رو می شوند و در نهایت به قهوه خانه حمله می کنند و حتی تلفات می دهند، و در نهایت دو تجربه ی قبلی در اخراجی های ۳ تکمیل می شود و در قالب طنز و کمدی، اوج تفاوت اندیشه و عمل و ارزش های معکوس را به خوبی نشان می دهد. آنچه در این مصادیق هنری می توان دید، این است که در نهایت این گفتمان به یکسان سازی و یکدست شدن با سایر پدیدارها منتهی شده است، یعنی آنچه که زمانی یک آرمان و ارزش بوده و تلفات و هزینه ی زیادی از افراد گرفته است در نهایت به یک تجربه ی زیسته تبدیل شده و قانون و مقرراتی پیدا می کند. آنچه که در اخراجی های ۳ به عنوان ضد ارزش مطرح شده است در سایر ممالک و ملت ها نیز مشابه است، مثلا در اثر هنری سوریه به نام سریال «مدیر کل» و...نکته ی مهم این است که این «اشاره های قدسی» در کجای این مصادیق پیدا می شود؟ چنانچه دیدم یک تجربه ی کامل از این اشاره ها در نهایت به یک راه طی شده منتهی می شود، و تبدیل به هنجار، ارزش، قانون و... می شود، «قدسی» بودن چه ملاک هایی دارد؟ با تشکر
باسمه تعالی: سلام علیکم: نگاه ظریفی در میان است که حتماً باید به تک تکِ آن ها فکر کرد. عمده توجه عزیزان به انسان است که خودش مسئله خودش شده است.
خودآگاهی جدید نه از غرب بیگانه است و نه از دین، او از ذات تقدیر تکنولوژیک پرسش میکند، از بندِ بندگی اسم جدیدگذشته، به عالم چنان مینگرد که هرچیز را در مظهریت ذاتی خود میبیند، نه در حجاب ۱۵۰ ساله ترجمه غربزده که مردمان آخرالزمان گرفتار آن بودهاند. وقتی انسان با امکان ذاتی خود که فقیر إلی الله است به سوی خداوند رفت، خداوند به پیش انسان می آید و انسان آنچنان از حضور خداوند بهره مند می شود که می خواهد همه انسان ها را از خود بهره مند کند و مگر زندگی جز این است؟ پس جستجوی زندگی را باید در آن نیستی دنبال کرد که جناب مولوی متذکر آن می شود و ما به همان اندازه که «نیستیم»، «هستیم». زیرا انسان بخشی از میدان نیستی است. آیا جز این است که انسان های اصیل با نیستی خود که عبودیت حضرت حق است، ارتباط دارند و این ارتباط، عطای پیامبران خدا به بشریت است؟ دغدغه بزرگانی که نام بردید را از این نوع می دانم. موفق باشید.
.
سلام علیکم: من دنبال یک حدیث میگردم که بگوید که صفاتی همانند علم، قدرت و حیات، عین ذات خداوند میباشد. اگر اینچنین حدیثی سراغ دارید لطفاً آن را بیان کنید و آدرس آن را هم بفرمایید. چون به آن نیاز دارم! با تشکر!
باسمه تعالی: سلام علیکم: این یک موضوع عقلی است که اگر صفات خدا جدای ذات باشد، خداوند محل کثرت می شود. امری است فوق موضوعاتی که احادیث بخواهند از آن سخن بگویند بلکه مبنای اعتقاد به حقیقت احادیث نیز همین امور عقلی است. موفق باشید
با سلام: در قیامت و برزخ «تطلع علی الافئده است.» آیا زمانی همه که ما در خواب، صورت هابی را خواب میبینیم. آیا این صورتها بر اساس همین آیه رخ داده است؟ یعنی آیا این صورتها از درون دل ما طلوع کرده اند؟ با تشکر!
باسمه تعالی: سلام علیکم: معلوم نیست زیرا در دنیا هنوز توهّمات، منشأ بسیاری از این صورتها میباشند. موفق باشید
سلام بر شما استاد گرامی: استاد چرا تعریف درست و به وضوحی از حجاب در قران نیامده؟ ما ده ساله با خانواده همسرم سر حجاب مشکل پیدا کردیم. جاری بنده اعتقاد داره که برادر شوهر همون برادر حسابه و محرم است. او واقعا رفتار تحریک آمیز و پوشش زننده دارد. از نظر شرعی هم که میگن صله رحم را قطع نکنید، حتی اگر فرد کافر باشد. ما الان تکلیفمون با صله رحم چیه؟ من بعنوان یک زن واقعا برنمیتابم شوهرم در مجلسی نشسته باشد، که آنجا زنی باشد که واقعا قصد تحریک مردان را دارد. اونقد نزدیک مردان دیگر میشود که روی دست آنها میزند و میگه که مثلا میوه زیاد برندار وکلا راحت. نه میتونم خودم تو اون مجلس باشم، که ببینم. نه طاقت دارم شوهرم رو بفرستم، تنها به مجلس آنها برود که دعواها و اختلافات تمام شود. .سوال من اینجاست آیا، ما میتوانیم واضح به خانواده ی برادر شوهرم این حرف رو بزنیم که تا وقتی رعایت حجاب را نکنید ما از آمدن به خانه ی شما معذروریم و واقعا نرویم؟ من از جهنم و آخرتم میترسم. ده ساله دعوامون اینه.
باسمه تعالی: سلام علیکم: کار سختی است ولی شاید با سردیِ رابطه بدون قطع رابطه بتوانید نشان دهید که رفتارشان الهی نیست. موفق باشید
با سلام: من وقتی به جهان اطراف خودم مینگرم، احساس میکنم که یک قدرتی در جریان است که دارد آن را اداره می کند. از ذرت اتم تا موجودات زمینی و... آیا میتوان گفت که در عبارات بالا من دارم یکی از اسماء الله به نام رب را شهود میکنم؟ با تشکر!
باسمه تعالی: سلام علیکم: إنشاءالله وقتی که رجوع ما به حضرت ربّ باشد. موفق باشید
با سلام و ادب: بنظر حضرتعالی جمله سوزناک امام حسین علیه السلام خطاب به علی اکبر در آخرین لحظات «یا علی علی الدنیا بعدک العفا» صرفا حاکی از غم از دست دادن فرزند است و یک جمله احساسی است و یا اینکه دلالت بر خسارت تکوینی عالم در نتیجه از دست دادن شخصی است که بالقوه لیاقت جانشین امام دارد و شهادت ایشان لطمات معنوی برای جامعه مسلمین دارد؟
باسمه تعالی: سلام علیکم: مسلماً زندگی در زمین با نظر به مظاهری که انسان را به یاد خدا میاندازد، ارزش خود را دارد و حضرت علی اکبر «علیهالسلام» از همه جهات، آینه انوار الهی و بخصوص اشبه الناس به رسول خدا «صلواتاللهعلیهوآله» هستند و چگونه امامی که در مظاهرِ الهی با حضرت معبود مأنوس هستند، طاقت شکستن آن آینه را که دشمن انجام داده داشته باشند؟ هرچند که جناب حضرت علی اکبر «علیهالسلام»، راهی گشودهاند که منجر به آن حضور نهایی میگردند. موفق باشید
