با سلام استاد عزیز: در مورد اینکه یک شخصی مزین به صفات پسندیده ای مثل تواضع و خوش اخلاقی و... شود، بنده سعی می کردم که اینها را کسب کنم ولی بعد مدتی اینطور فکر کردم که خدا باید اجازه بده که هر کس مزین به این صفات شود. استاد آیا من می توان اراده کنم که متواضع شوم یا باید خداوند تواضع را به بنده بدهد؟ ممنون
باسمه تعالی: سلام علیکم: همینکه تمایل به متخلقشدن به این فضائل اخلاقی دارید؛ حکایت لطف خدا است از آن جهت که فرمودهاند: « هر هدایت که داری ای درویش / هدیۀ حق شمر نه کردۀ خویش». موفق باشید
با سلام و خسته نباشید خدمت استاد گرانقدر: استاد لطفا توضیح بدید که انسان تا چه حد میتواند رشد کند و آیا میتواند به حدی برسد که چیزی خلق کند؟
باسمه تعالی: سلام علیکم: نمیدانم. زیرا کمال انسان به بندگیِ خداوند است و نه به خلق کردن. موفق باشید
با سلام استاد گرامی: با توجه به «نحن والله الاسماء الحسنی التی...» و این موضوع که زمان مختص عالم ماده است و در عالم اسما و صفات زمان مطرح نمی باشد، چگونه امام زمان (عج)، امام تمام عوالم و موجودات و فرشتگان است؟ که حتی امیر المومنین نیز اگر بخواهد فیضی به کسی برساند باید با خواست ایشان باشد. مگر در وحدت تفاوتی بین این بزرگواران و موجودات هست؟ اصلا مگر چیزی هم غیر از خدا هست؟ لطفا راهنمایی فرمایید یا کتابی معرفی کنید، ببخشید اگر سوالم به اندازه خودم کوچک است. انتم الفقرا
باسمه تعالی: سلام علیکم: ملاحظه کردهاید که قرآن میفرماید: «و لله الاسماء الحسنی» پس در اینجا ذات خداوند در میان نیست، بحث در اسمای حسنای اوست و هر اسمی مظهری دارد و ائمه همانطور که در آن روایت متذکر شدید؛ مظهر جامعیت آن اسماء میباشند به همان معنایی که خداوند در قرآن فرمود: «علّم آدم الاسماء کلّها». موفق باشید
سلام و عرض ادب: من انسان خوب و مومن و با تقوایی نیستم اصلا. اما مدتی است آتشی به جانم افتاده و خواب شب هایم را گرفته، شب ها هرکاری میکنم خوابم نمیبرد و فقط بر روی سجاده آرام می شوم چیزی از عبادت های عرفا و بزرگان نمیدانم برای همین فقط بر سرِ سجاده قرآن میخوانم و استغفار میکنم اما هرروز حالم بدتر از دیروز میشود با نوعی اضطراب زندگی میکنم، گویی کسی را منتظرم که از در برسد و از او بی خبرم نمیدانم چه کنم، اصلا دوست ندارم در میانِ مردم و فامیل باشم بودنِ در کنارشان ذهنم را می آزارد، تنهایی و فکر کردن برایم مانند خوردن باقلوای آذری شیرین است و در جمع بودن مانند عذاب حتی گاهی به این می اندیشم که برای یافتنِ مقصود خود مهاجرت کنم از شهر خود و بدور از مردمان پُر توقع در قم زندگی کنم اما هر بار تصور اینکه همسرم در این شهر مسئول هدایت نوجوانان است مانع از این امر میشود نمیدانم چه کنم، دنبال مسیری میگردم که بی تابی ام را درمان کند و این آتش را در وجودم تسلا بدهد نمیدانم چه کنم.
باسمه تعالی: سلام علیکم: به گفته حضرت آیت الحق آیت الله حسن زاده، هنر آن است که انسان در زندگی اگر دل با یار دارد، دست در کار داشته باشد. به آن معنا که انسان، خود را در وسعتی حاضر کند که نه از حضور معنویش در نزد خود محروم باشد و نه از حضور در جمع انسان ها و فعالیت های اجتماعی. باید خود را در چنین حضوری مدّ نظر آوریم. موفق باشید
بسمه تعالی؛ سلام علیکم و رحمت الله؛ ۱. چه خوش است حال مرغی که قفس ندیده باشد چه نکوتر آنکه مرغــی ز قفـس پریده باشد. افتان و خیزان و به خود پیچیده در کشاکش وا نفسا که هرچه کردیم هیچ ندیدیم، جمعه نصر، نصرت محبوب را رسانید. ما که جامانده از حضور در میان عشاق بودیم اما دل سوخته و در گداز و گذار بانگ «لا اله الا الله» شان... درست وقت ظهر همه چیز را رسیده دیدم؛ تمام نشدن ها که رو به رویم قد علم کرده بودند در هم شکسته یافتم، جوانه ی امید همچو درخت تناوری از دل خاک بیرون گشت که مرا به کن فیکون فرا میخواند. اما وای من و وای من و وای من؛ باز و باز و باز قفس را به روی ما بستند؛ هرچه از ظهر میگذشت همه چیز رنگ میباخت؛ دوباره و چند باره در این روزهای گذشته چشم به در دوختم، نیامد خبری! ۲. در مباحث شرح کتاب مبانی نظری و عملی حب اهل البیت علیهم السلام، دو نکته خوب برایم روشن نگشت؛ اول؛ توجه و نگاه خوبی برایم از خود محبت و جایگاه آن و نسبت وجودی روشن نگشت. دوم؛ موضوع تعیّن؛ تعین چه جایگاهی دارد؟ چرا محبت فی الله جز با تعین اسماء محقق نمیشود؟ آنقدری که توجه کرده ام، تعین اهمیت خاصی دارد هم در خوبی ها و هم در بدی ها؛ لطفا رجوعاتی بدهید تا این دو نکته خوب برایم جا بیافتند. با تشکر
باسمه تعالی: سلام علیکم: بالاخره متعلّقِ محبت که نمی شود ذهنی باشد، آینه می خواهد. در بحث اخیر «راز طلوع بشر جدید و نسبت آن با اصالت وجود در حکمت متعالیه» https://eitaa.com/matalebevijeh/17768 در نکته 21 عرایضی در این مورد پیش آمد. موفق باشید
سلام استاد: روزتون بخیر. استاد به نظرتون بهترین اثرتون که میتونیم با اون انس بگیریم و زندگی کنیم و ما رو به توحید متصل کنه کدام اثر هست؟ همچنین استاد خیلی دوست دارم آثار صوتی تون به کتاب تبدیل بشه من صوت هاتون را نمیتونم متوجه بشم یا باهاشون انس پیدا کنم ولی کتاب هاتون را بسیار عجیب دوست دارم و تقریبا اکثرشون را مطالعه کردم لطفا اگه میشه آثار صوتی تون را زودتر به کتاب تبدیل کنید.
باسمه تعالی: سلام علیکم: بعد از مباحث «معرفت نفس» و «معاد»، کتاب هایی که مبتنی بر قرآن و روایات تنظیم شده ان شاءالله مفید خواهد بود مانند کتاب های «فرزندم؛ این چنین باید بود» و «حقیقت نوری اهل البیت» و سوره «مرسلات» و سوره «فتح». موفق باشید
با سلام: در اکثر دعا ها و بیشتر قرآن ما کلمه الله آمده است. آبا ما باید این الله را به عنوان همان الله که جامع اسماء است، مد نظر آوریم؟ با تشکر!
باسمه تعالی: سلام علیکم: همینطور است مگر در سوره اخلاص که عرایضی در این مورد شد. موفق باشید
سلام خدمت استاد: نظرتان راجع به این متن آقای تاجزاده چیست؟ به نظرم بیراه نمیگویند و عملا در بن بست گیر افتادیم وضعیت فرهنگی ج.ا به هیچ وجه خوب نیست اکثرا الان ریزش رخ میدهد تا رویش به دلایل مختلف از اقتصادی و .گرفته تا آمدن دولت جدید هم بسیاری از امیدمان را نا امید کرد. در ستایش جنبش مهسا مصطفی تاجزاده گزیدهای از گفتوگوهای زندان. من در انفرادی زندان سپاه متوجه راهافتادن جنبش شدم. تقریبا دو هفته بعد از فوت دلخراش مهسا (ژینا) امینی، با شنیدن سروصدا و شعارهایی متوجه شدم مسئلهای رخ داده است. اما از نگهبانان که جویا میشدم چه اتفاقی افتاده؟ جوابهای نامربوط میدادند. باور نمیکردم که در چنین مدت کوتاهی، بتوان حجاب را آزاد کرد. اما دیدیم چگونه جوانان موفق به آزادی پوشش شدند. بنابراین بلافاصله از خیزش مردم حمایت کردم اما با گذشت زمان، بیشتر متوجه میشوم که آثار این جنبش آنقدر ژرف و گسترده است که زودتر از آنچه برخی اقتدارگرایان تصور میکنند، بساط اسلام آمرانه را بر خواهد چید و اکنون نیز بر این باورم و فکر میکنم که اگر درست عمل کنیم، میتوانیم شاهد تحقق آرمان شهدای این جنبش باشیم که در رأس همه آنها آزادی و دمکراتیک کردن مناسبات سیاسی و اجتماعی کشور است. شاید با رادیکالشدن شعارها و فروکشکردن اجتماعات اعتراضی، برخی ناامید شده و برخی به فکر مهاجرت افتاده باشند. اما به نظر من این جنبش، پتانسیل زیادی برای آزادکردن ایران و ایرانی دارد. بهویژه آنکه دستِکم بخشهایی از حاکمیت قصد ندارد به آزادی حجاب تن دهد و همین لجاجت موضوع را همچنان زنده و پویا نگه میدارد و به احتمال بسیار زیاد، شگفتیهای جدیدی خلق خواهد کرد. من قبل از بازداشت، از سه بنبستی که رهبر در زمینههای اقتصادی، بینالمللی، فرهنگی و اجتماعی و سیاست داخلی ایجاد کرده بود، سخن میگفتم و بر ضرورت سه گشایش در عرصههای فوق تاکید میورزیدم. گشایش در سیاست خارجی را فوریتر، گشایش در سیاست داخلی و انتخابات را مهمتر و گشایش فرهنگی-اجتماعی را پرتنشترین میدانستم. جنبش زن، زندگی، آزادی چالشانگیزترین موضوعات، یعنی حجاب را آزاد کرد. و حاکمیت را واداشت که تن به بزرگترین عقبنشینی عمر خود بدهد. همچنین ترس از آغاز اعتراضات خیابانی ناشی از تداوم گرانی و تورم، رهبر را مجبور به تجدیدنظر در سیاست خارجی کرده است. تحولات ناشی از جنبش مهسا به نظر من، تغییر بزرگ دیگری در پی دارد. به باور من جنبش مهسا ذهن و زبان بسیاری از مردم را استعلا بخشیده، هنر و ادبیات خود را آفریده و روشهای مدنی جدیدی را برای مقاومت علیه استبداد و کسب آزادیهای سیاسی خلق کرده است و از قدرت جدیدی خبر میدهد. در عظمت این جنبش همین بس که حاکمیت را گرفتار بحرانی جدی کرده است. از یکطرف نمیخواهد بیحجابی را علناً بهرسمیت بشناسد تا فلسفه وجودی حکومت اسلامی خدشه نبیند و نزد حامیان تندروی خود، متهم به عقبنشینی نشود. ازطرفدیگر نمیخواهد مستقیماً نیروی انتظامی را درگیر برخورد با بدحجابان کند. زیرا میداند که بیفایده است و احتمالاً آتش اعتراضات دوباره زبانه خواهد کشید. من معتقدم جنبش مهسا، زنگ آغاز پایان استبداد دینی و ورود ایران به عصر آزادی را به صدا درآورده است. بههمیندلیل جنبش زن، زندگی، آزادی را متفاوت از اعتراضات دیگر ارزیابی میکنم و آن را لحظه به ستوه آمدن مردمی میبینم که تصمیم گرفتهاند به تحقیر و تبعیض و ریاکاری پایان دهند. بههمینجهت این جنبش را منازعه میان حجاب و بیحجابی نمیدانم، بلکه آزادی و برابری و کرامت انسانی را در مصاف خودکامگی و ناکارآمدی و فساد میبینم که از پشتیبانیِ قویِ افکارِعمومی بهرهمند است. وقتی جوانان میهن از بازداشت و زندانیشدن برای آزادی، احساس غرور میکنند و بر ترس خود فائق میآیند؛ طلسم استبداد میشکند و «النصربالرعب» بلاموضوع میشود؛ من نمیتوانم خوشحالی خود را پنهان کنم که جوانان ایرانزمین با شجاعت و استقامت و فداکاری، قدرت سیاسی و اقتدار اخلاقی کمنظیری یافتهاند؛ و در پی جستجو برای آزادی و برابری و عدالت؛ به حس جدیدی از احترام به خویشتن و اعتمادبهنفس رسیدهاند. بهگونهای که نه حکومت پلیسی پیشا مهسا و نه حاکمیت امنیتی پسا مهسا نمیتواند جوانان وطن و پیشاپیش آنها زنان و دختران شجاع و آزادیخواه را از پاسداری از بزرگترین دستاورد سیاسی زندگی خود، یعنی آزادی حجاب باز دارد. برای درک بهتر افقگشایی جنبش مهسا، لحظهای خود را جای رهبر بگذاریم. او سه راه پیش روی دارد: اول؛ بهرسمیتشناختن آزادی حجاب است که این یعنی به چالشکشیدن علت وجودی حکومت فقها و روحانیون. دوم؛ موضوع را امنیتی و قضایی کند و به پروندهسازی و محاکمه دختران بیحجاب بپردازد که در آن صورت شهروندان بهویژه جوانان، با اشکال گوناگون مقاومت/نافرمانی مدنی، جنبش را تداوم بخشیده و گسترش میدهند. سوم؛ پلیس و گشت ارشاد را بازگرداند که نتیجهای جز شعلهورشدن آتش خشم مردم معترض و ناراضی نخواهد داشت. گزینه سوم زودتر از راه دوم، موجودیت نظام را بهطورجدی به مخاطره میاندازد.
باسمه تعالی: سلام علیکم: این تجربه نباید هرگز فراموش شود که ما نباید به صرف سخنان کسی که سوابقش حکایت از عدم سلامت و صداقت دارد؛ اعتماد کنیم و اگر ضعفهایی داریم که داریم، مسلّماً اگر به راهی که این افراد در مقابل ما میگذاشتند اعتماد میکردیم، امروز وضعمان از کشور لیبی هم بدتر بود که البته بحث در این مورد در این مجموعه سؤال و جوابها نمیگنجد. موفق باشید
سلام علیکم استاد عزیز: در کتاب مبانی نظری نبوت و امامت صفحه ۱۶ بیان کردین: ملائکه به کمک روح نازل میشوند، یعنی روح اصل است و ملائکه تجلی آن هستند. سوال حقیر این است که چگونه از اینکه «ملائکه به کمک روح نازل میشود» تجلی بودن ملائکه و اصل بودن روح را نتیجه گرفتید؟
باسمه تعالی: سلام علیکم: در روایت داریم که «روح»، اعظم فرشتگان است. به لحاظ رابطه طولی که در امور وجودی در میان است، علیالقاعده مرتبه بالاتر منشأ مرتبه نازلتر میباشد. موفق باشید
با سلام: دو سوال دارم. ۱. آیا احد همان الله ذاتی است؟ ۲. در آیه «و لله اسماء الحسنی» آیا منظور «احد» است؟ با تشکر!
باسمه تعالی: سلام علیکم: نه. موفق باشید
سلام استاد خسته نباشید: ۱. تعریف و جایگاه حرکت حبی چیست؟ ۲. در مورد اطلاعات بیشتر در این موضوع به کدام جلسات و یا کتاب میشود رجوع کرد؟
باسمه تعالی: سلام علیکم: باورود در مباحث «معرفت نفس» راه گشوده میشود. https://lobolmizan.ir/sound/641?mark=%D9%85%D8%B9%D8%B1%D9%81%D8%AA%20%D9%86%D9%81%D8%B3 موفق باشید
سلام: ۱. در آیه ۲۹ سوره بقره خداوند می فرماید ابتدا زمین را خلق کردیم بعد آسمان و در آیه ۲۹ و ۳۰ نازعات میفرماید ابتدا به آسمان پرداختیم و بعد زمین را گسترش دادیم. آیا منظور از گسترش دادیم همان خلقت است که اگر رعیت چرا در دو جای قرآن متفاوت گفته شده؟ اگر منظور گسترش است تفاوت را بیان کنید لطفا؟ ۲. چرا در پایان نماز سلام می دهیم؟ در صورتی که سلام را اول هر کاری اعلام می کنیم ولی در نماز متفاوت است؟ ممنون
باسمه تعالی: سلام علیکم: در آیه ۲۹ سوره بقره میفرماید: «هُوَ الَّذي خَلَقَ لَكُمْ ما فِي الْأَرْضِ جَميعاً ثُمَّ اسْتَوى إِلَى السَّماءِ فَسَوَّاهُنَّ سَبْعَ سَماواتٍ وَ هُوَ بِكُلِّ شَيْءٍ عَليمٌ» خداوند برای شما آنچه که در زمین است، خلق کرده، سپس به آسمان پرداخت. و این به معنای این نیست که سپس به خلقت آسمان پرداخته باشد، همانطور که در ابتدای آیه نفرمود ابتدا زمین را خلق کرد؛ بلکه میفرماید آنچه در زمین است را برای شما انسانها خلق نمود. و در آیات ۲۹ و ۳۰ سوره نازعات میفرماید: «وَ أَغْطَشَ لَيْلَها وَ أَخْرَجَ ضُحاها، وَ الْأَرْضَ بَعْدَ ذلِكَ دَحاها» یعنی و شب زمین را تاريك و روزش را آشكار نمود! و زمين را بعد از آن گسترش داد. به این معنا که ابعادی از استعدادهای زمین ظاهر شد. بنابراین اساساً بحث تقدم و تأخر خلقت در زمین و آسمان مطرح نیست به همان معنایی که فرمود: «فاطِرِ السَّماواتِ وَ الْأَرْض» او با یک اراده از کنهِ عدم، زمین و آسمان را به ظهور آورد. موفق باشید
سلام و ادب: این روزها از طرف بعضی چهره های تربیتی وانقلابی اصیل، خرسندی های می بینم راجع به این موضوع که علارغم پولپاشی ها و جلیلی هراسی های شدید و تهاجم های رسانه ای که متوجه آقای جلیلی بوده، ولی آقای جلیلی توانسته اند حدود ۱۴ میلیون رای جمع کنند و این یعنی ۱۴میلیون نفر از سطحی نگری و صرفا شعارهای دل خوش کن عبور کرده اند و بلندای نگاهشان به اندازه ایجاد تمدن نوین اسلامی می باشد، ولی بنده معتقدم اگه به سه سال پیش برگردیم و متوجه ۱۸ میلیون رای ای که شهید رئیسی علارغم رئیسی هراسی هایی که بود (مثلا این که اگر بیاید دیوارمی کشد) کسب کردند بشویم، باید ناراحت بشویم که ۴ میلیون ریزش داشته ایم و این تعداد فرد عمیق نگر بصیر از دست داده ایم. ممنون می شوم توضیحی دراین باره بفرمایید.
باسمه تعالی: سلام علیکم: همینطور که میفرمایید در این موضوع جای فکرکردن هست؛ حداقل میتوان گفت سیاهنماییها که بعضی از نامزدها انجام دادند، عدهای را از افق روشنی که در بستر تاریخ انقلاب در حال به ظهورآمدن است، مأیوس کردند. موفق باشید
سلام خدمت استاد محترم: شما در جلسه ی تفسیر این هفته کار مردمی که رأی به آقای جلیلی دراین ظلمت زمانه دادند را ارزشمند وغنیمت شمردید که بسیارتسلی بخش بود برامون، اما واقعا استاد چرا باید اینقدر آمارمشارکت پایین باشه و این هم با رأی اول آقای پزشکیان، در حالی که انتخابات همزمان با چهلم شهدای خدمت بود، چطور مردم سه سال درخشان دولت شهید رئیسی که بعد از هشت سال روحانی بود را نادیده گرفتند؟
باسمه تعالی: سلام علیکم: ملاحظه کنید که چگونه دشمن گمان میکند با تنگناهایی که از نظر معیشتی برای مردم ایجاد کرده و با انواع تبلیغات، چگونه جریانهای گرایش به غرب را بنا دارد به میدان آورد. ولی در این تاریخ مقابله با جبهه توحیدی انقلاب اسلامی حتماً و حتماً منجر به ناکامی خواهد شد به طوری که به حکم آیه «لایموت و لا یحیی» نه امکان مردن برای آنها پیش میآید و نه امکان زندگی. و در همین رابطه در آن عکسنوشته آن نکته عرض شد و ملاحظه خواهید کرد https://eitaa.com/matalebevijeh/17073 . موفق باشید
با سلام و تحییت خدمت شما استاد طاهرزاده: ترس چیست؟ و برای مدیریت کردن این ترس چه باید کرد؟
باسمه تعالی: سلام علیکم: آن ترسی که مذموم است ترسی است که انسان در خیال خود اموری را که مهم نیستند، تصور کند و راه عبور از آن معرفت به توحید الهی میباشد از طریق معرفت نفس. در این مورد خوب است به بحث «ده نکته در معرفت نفس» همراه با شرح صوتی آن رجوع فرمایید. موفق باشید
با سلام و تحییت خدمت شما استاد طاهرزاده: عبادتی که تمام فکر و حواس من جلب و معطوف به ادای صحیح حروف یا محسابه رکعاتش هست را نمیتونم بپذیرم. اگر نسبت به ظواهر نماز کم اهمیت بشم، نماز باطله. اگر نسبت به ظواهرش اهمیت قائل باشم، چطور انتظار داشته باشم که از چنین عبادتی افق و دریچه جدیدی به روی من باز شود؟
باسمه تعالی: سلام علیکم: باید در عین رعایت صحیح کلمات، بدون وسواس، به معانی و فوق معانیِ آن کلمات که همان حضور در محضر حق است نایل شد ، به حکم «اقم الصلواة لذکری». موفق باشید
سلام و درود خداوند بر بهترین عبد الهی حضرت حجت ارواحنا له الفدا و سلام بر استاد طاهرزاده که همیشه با پاسخهایشان ما رو ثابت قدم در مسیر حرکت بسمت فرج شخصی هدایت میکنند. سؤال بنده اینه که آیا ما همیشه باید خوابهای خوب و رؤیای صادقه ببینیم و با افراد معنوی و اهل بیت علیهم السلام در خواب سیر کنیم و خوابمون حامل پیام باشه؟ شما و بزرگان و اولیای الهی هر شب خوابهای خاصی میبینید؟
باسمه تعالی: سلام علیکم: صاحب كتاب «تحفالعقول» از قول پيامبر«صلواةاللهعليهوآله» آورده كه حضرت فرمودند: اگر رؤيا از كسي برداشته شد نبايد نگران باشد زيرا وقتي كسي راسخ در علم شود، رؤيا از او برداشته ميشود. آری! مگر رؤیاهای خاص، که در نکته دوم کتاب «ده نکته در معرفت نفس» میتوانید ملاحظه کنید. به هر حال انسان از طریق عقل و شرع میتواند مسیر توحیدی خود را دنبال کند. موفق باشید
سلام: «من لم یشکرالمخلوق لم یشکرالخالق» می خواستم از شما و افکار و راهی که در روی ما گشودید تشکر کنم. همچنین از دست پروردگان و شاگردان و کسانی که با افق توحیدی شما، ما را مستفیض می کنند، تشکر کنم. ازجمله جناب استاد حاج آقا موسویان که در طول سال و خصوصا ماه مبارک رمضان که توفیق بهره از سخنرانی های شما نیست، از ایشان استفاده می کنیم. در این ماه مبارک ایشان، شرح دعای افتتاح و تفسیر سوره عزیز حشر را دارند که واقعا به روز وعالی هست. دوستان می توانند در کانال زیر از سخنان ایشان بهره مند شوند. @sabbar_ir
باسمه تعالی: سلام علیکم: همه این توفیقات، لطف پروردگار است خدا کند قدر الطاف او را بدانیم. اینجاست که باید در نیایش با حضرت معبود عرض کنیم:
بادِ ما و بودِ ما از دادِ تست ** هستی ما جمله از ایجاد تست
لذت هستی نمودی نیست را ** عاشق خود کرده بودی نیست را
لذت انعام خود را وامگیر ** نقل و باده جام خود را وامگیر
موفق باشید
با سلام و تحییت خدمت شما استاد طاهرزاده: اگر کسی گناه کرد خداوند از او میگذرد یا خیر؟ اگر زمینه ی گناه برای ما پیش آمد چگونه میتوان به راحتترین روش آن گناه را انجام ندهیم؟
باسمه تعالی: سلام علیکم: آری! توبه برای رفع آثار گناه است و متوجه باشیم انسان آنگاه که گرفتار گناه شد و توبه نکرد، افق توحیدی حضرت حق را که راه مسیر رسیدن رحمت الهی به سوی انسان است را از دست میدهد. موفق باشید
با سلام و عرض ادب خدمت استاد گرامی با توجه به آیه مبارکه نحن " قدرنا بینکم الموت و ما نحن بمسبوقین " اصطلاح مرگ زود رس که در پاسخ ها به سوالات بکار می برید را درک نمی کنم . شاید از نظر ما نسبت به متوسط عمر در این زمانه فردی زود بمیرد یا به به اصطلاح جوانمرگ شود ولی واقعا این مرگ مقدر او بوده . پس آیا بهتر نیست اصطلاح مرگ زود رس را بکار نبریم ؟
باسمه تعالی: سلام علیکم: عنایت دارید که آیه مذکور متذکر این امر است که کسی نمیتواند آن مرگی را که از طریق خداوند تقدیر شده است، جلو و یا عقب بیندازد. ولی بحث در تقدیر الهی است که آیا مثلاً اگر کسی ترک صله رحم کرد، تقدیر الهی را که مرگِ زودرس است میتواند تغییر دهد؟ حال با هر واژهای که بخواهیم به کار ببریم مهم نیست، مهم آن است که متوجه باشیم بعضی از اعمال موجب کوتاهی عمر میشود. موفق باشید
سلام و ادب: ببخشید دو سوال داشتم، اولیش: حال روحی خوبی ندارم و در حال رنج و فشار کشیدن هستم. حالم رو کنکاش کردم رسیدم به این که احساس میکنم به دلیل گفتگو با فردی بی ارزش، خودم بی ارزش شدم و شخصیت و ارزش خودم رو پایین آوردم یا از دست دادم. آیا فکرم درسته؟ و چه کار کنم از این حس رنج نجات پیدا کنم؟ سوال دوم اینه که مدتی است از اینکه کسی در جایی که اغلب روزها رفت و آمد دارم، باهام حرف غیرضروری بزنه به شدت آزار میبینم. ممنون میشم جواب دو سؤالم را بفرمایید.
باسمه تعالی: سلام علیکم: ۱. اگر آن همنشینی به معنای همنشینی با افراد بیارزش باشد، آری! به ما توصیه شده است با افرادی مأنوس باشید که ما را به یاد خدا میاندازند. حواریون از حضرت عیسی «علیهالسلام» پرسیدند: «يَا رُوحَ اللَّهِ فَمَنْ نُجَالِسُ إِذاً قَالَ مَنْ يُذَكِّرُكُمُ اللَّهَ رُؤْيَتُهُ وَ يَزِيدُ فِي عِلْمِكُمْ مَنْطِقُهُ وَ يُرَغِّبُكُمْ فِي الْآخِرَةِ عَمَلُهُ.» و حضرت فرمودند: کسی که دیدنش شما را به یاد خداوند بیندازد و سخنش بر دانش شما بیفزاید و کردار او شما را به آخرت ترغیب کند. ۲. به ما توصیه شده دل را در جای دیگری حاضر کنیم و در نتیجه دلمان را مشغول سخنان بیهوده افراد نمیکنیم به همان معنایی که فرمودند: «دل با یار و دست در کار». موفق باشید
سلام علیکم: اسم خشم و غضب خداوند کدام است؟ ممنون
باسمه تعالی: سلام علیکم: وجه جلالیِ حضرت حقّ در این موارد در صحنه است. موفق باشید
با سلام: از نظر وحدت شخصیه وجود، مثلا در آب، سیراب کردن اثر خداست یا اثر آب؟ لطفاً توضیح مختصری بفرمایید! با تشکر!
باسمه تعالی: سلام علیکم: همه تأثیرات از حضرت حق است با حضور مطلقی که او در عالم هستی دارد، ولی از طریق مظاهر اسمای حسنایش. موفق باشید
سلام علیکم و رحمه الله: استاد دو تا سوال داشتم ۱. در بحث معرفت النفس در باب این که من انسان غیر از تن اوست یکی از شواهدی که آورده میشود بحث خواب هست و مقید به رویای صادقه هم نیست, گفته میشه که چون در حین خواب تن ما در رختخواب است ولی من ما در خواب حاضر است و میبیند و... پس من غیر از تن است, در حالی که ممکن است کسی بگوید این خوابها ناشی از فعالیت ذهن در موقع خواب هستند. ۲. در تفسیر سوره یس آیه الله جوادی, ذیل آیه «من بعثنا من مرقدنا» میفرمایند که مرقد به معنای خوابگاه است و انسانهای عادی به غیر از انبیا و اولیا و معصومین و شهدا و علما و غیره, پس از گذراندن مراحل ابتدایی برزخ به روحشان به خواب میرود تا نفخ صور, سوالم اینست که در اینصورت رفتن به سر قبور کسانی که تنشان پوسیده و روحشان در خواب است و فرستادن خیرات چه سود؟
باسمه تعالی: سلام علیکم: ۱. تفاوت نمیکند. به هر حال در همان حالت هم بدن در رختخواب، خواب است و انسان در همان حالت که بر فرض شما آن حالات ناشی از فعالیتهای ذهن است، در پیش خودش است. در حالیکه بدن خواب است. ۲. تعلق به بدن در همان حال در میان است. زیرا آن نوع خواب، خوابی است در مقابل دغدغههای دنیایی که با خود برده است و یا مشغول شدن به تصوراتی که در دنیا دارد. لذا او را ندا میشود: «نَم نَومةَ العروس» که همچون عروس به خواب رود خوابی که نسبت به مسائل جزئی آزاد باشد و نه آنکه نسبت به زائر مزارش بیتفاوت گردد بدون تأتیرپذیری و تأثیرگذاری. موفق باشید
سلام استاد عزیز: من خانمی هستم که احساس میکنم دچار شبههای شدم که عمیقا بهش باور دارم و دارد تمام زندگی من را تمام شادی و نشاط و حضور من را که باید برای خانوادهام باشد و وظیفه من است از من میگیرد. من در درونم باوری دارم که غیب و نزدیکی به خداوند دوستداشتنیهایم را از من میگیرد. اگر به غیب نزدیک شوم دوست داشتنیام را از من میگیرد، دائما هم ذهنم امام حسین را مثال میزند! یا حضرت علی را که محبوبترین خدا بودند و اینطور دوستداشتنیها و خانوادشان را ازشان گرفت. در نتیجه در ناخودآگاهم میگویم وقتی دوست داشتنی داری باید از غیب فاصله بگیری! نمیتوانم خدا را در جبهه خودم ببینم، همیشه خدا را ناخودآگاه حتی بدون اینکه بدانم یا بگویم مقابل خودم میبینم، ۲۷ سال دارم و تا کنون موفق به ازدواج نشده ام، هر وقت موردی پیش بیاید و احساس کنم دارم کم کم به او علاقه مند میشوم که با او ازدواج کنم سریع وحشت زده میشوم که الان خداوند او را به نحوی از من میگیرد و نمیگذارد پیش برود. نمیگذارد ازدواج کنم و پیشش باشم حتی یک بیرون رفتن ساده را دائما به خودم تلنگر میزنم که الان خداوند کاری میکند که نشود! الان غیب همه چیز را طوری میچیند که نشود! نشود من او را ببینم! در واقعیت هم دائما ریز و درشت چنین اتفاقاتی افتاده که این باور را در من تقویت کرده، حتی دو بار تا مرز نامزدی و عقد پیش رفتم اما به اتفاقاتی عجیب از دستم رفته. خودم میدانم بر اساس فاعل بالعنایه بوعلی ممکن است خودم باعث تمام این اتفاقات باشم و نه خواست خدای من اما نمیتوانم این باور را از خودم دور کنم. به محض علاقه مند شدن به چیزی یا کسی وحشت میکنم. تمام وجودم میگوید علاقه مند نشو! به زودی او را از دست خواهی داد! و همین باعث میشود فاصله بگیرم و اصلا نتوانم مراحل ازدواج را طی کنم. خواهش میکنم به نور فاطمه زهرا چیزی بگویید که من روشن شوم.
باسمه تعالی: سلام علیکم: هرگز اینچنین نیست که محبت خدا، ما را از دیگر محبین که در صفای دینداری پیش میآید محروم کند حتی در مورد ازدواج میفرماید: «وَ مِنْ آياتِهِ أَنْ خَلَقَ لَكُمْ مِنْ أَنْفُسِكُمْ أَزْواجاً لِتَسْكُنُوا إِلَيْها وَ جَعَلَ بَيْنَكُمْ مَوَدَّةً وَ رَحْمَةً إِنَّ في ذلِكَ لَآياتٍ لِقَوْمٍ يَتَفَكَّرُونَ» (روم/۲۱) از نشانههای خداوند آن است که خود او مودّت و رحمت و صمیمیت و صفا را بین زوجین ایجاد میکند بدون آنکه این صمیمیت ما را از محبت خدا محروم کند و یا محبت خدا این صمیمیت و دوستداشتنها را از ما بگیرد. اتفاقاً در مسیر دینداری صمیمیتهایی بین افراد پیش میآید که بسی با صفا میباشد، برعکسِ دوستیهای دنیایی که بیشتر با توهّم همراه است و انسان را همواره نسبت به آن دوستیها نگران و مضطرب میکند. آیا محبتی که در جریان اربعین بین زائر و خادم پیش آمده است، قابل توصیف است؟! و آیا این محبت، همان نور الهی نیست که ذیل محبت به حضرت سیدالشهداء «علیهالسلام» به میان آمده است؟ موفق باشید
