سلام خدمت استاد: با توجه به اینکه در گفتار حضرتعالی سخن از «عبور از نيهيليسم» به میان آمده است احساس کردم ممکن است در ذهن مخاطب شما این تصور شکل بگیرد که نيهيليسم یک امر مذموم، منفی یا به معنای اخلاقی «بد» است و ما باید به نحوی از آن عبور کنیم تا به امری خوب و ممدوح برسیم. مستحضرید که چنین تلقیای به دور از تفکر فلسفی و نگاه تاریخی است و قطعا مراد شما چنین نیست. بنده با اشاره به سخن هایدگر مبنی بر اینکه نیست انگاری فراداد وجود در تاریخ ماست و به جای طفره رفتن از آن باید به استقبال آن رفت، سعی کردم در گفتگویی با آقای نجات بخش، به معنای فلسفی و انتولوژیک «عبور» از نيهيليسم نزدیک شویم: https://eitaa.com/varastegi_ir/1403 تقدیم به محضرتان
باسمه تعالی: سلام علیکم: در هر حال جناب هایدگر روبروشدنِ بشر جدید با نیهیلیسم را مربوط به غفلت از وجود می داند و هرگز این امر، حضور ممدوحی نیست و بشر جدید باید به راه های عبور از نیهیلیسم بیندیشد و به قول آقای دکتر محمود خاتمی، همه فکر و ذهن هایدگر عبور از نیهیلیسم است. موفق باشید
سلام و عرض ادب: در کتاب جوان و انتخاب بزرگ بحثی مطرح شده است درباره روح جنین ساز. پرسشی پیش آمد در این خصوص. آیا جنین با تدبیر روح ساخته میشود؟ یعنی آیا از بدو فرآیند نطفه گذاری پای روح در میان است؟ یا آنگونه که قرآن گفته است در ۴ ماهگی نفخ روح اتفاق میافتد؟ آیا این روح است که بدن و جسم دنیوی خویش را میسازد؟ یا آنکه جسم ساخته میشود تا پذیرای روح باشد؟ با تشکر.
باسمه تعالی: سلام علیکم: به گفته جناب صدرالمتألهین بدن نطفه نیز با تدبیر روح مادر و سپس با روح نباتی و در ادامه با روح حیوانی و در آخر با روح انسانی تدبیر می شود. موفق باشید
سلام علیکم: اینکه انسان در هنگام مصیبت حالتی دارد که ما به آن فطرت می گوییم و منتظر کسی هستیم که ما را نجات دهد و خود را عاجز می دانیم که حتی خود آه در روایات به اسم خداوند تعبیر شده اگر یک نفر بگوید خوب انسان قوه وهم و خیال دارد این برگرفته از وهم و خیالش هست که همیشه برای خودش خیال می بافد و حالا هم منتظر یک ناجی خیالیست چه جوابی می توانیم در راستای برهان فطرت و جدای از سایر براهین و آیات و روایات و تماما عقلی به این سوال بدهیم؟
باسمه تعالی: سلام علیکم: به خود فرد بستگی دارد که آیا می تواند در عمق جان و فطرت خود به آن توهّمات اصالت دهد؟ یا اگر نخواهد خود را فریب دهد می یابد که در فطرت خود امور دیگری را باید اصل بداند. موفق باشید
با عرض سلام خدمت استاد عزیز: استاد سوالی از خدمتتان داشتم اینکه در مورد تقلید از یک مرجع تقلید اگر احیانا مرجع، حکم خطایی دهد و مقلد انجام دهد، کل گناه آن به گردن مرجع است. اول اینکه آیا این صحیح است؟ دوم اینکه برایم جای سوال و روشن شدن دارد. ممنون میشم توضیحی بفر مایید. با تشکر
باسمه تعالی: سلام علیکم: وقتی شخص مقلد با اعتماد به فتوای آن مرجع عمل کند، خداوند از او آن عمل را می پذیرد و خطابودن و یا خطانبودن آن فتوا مربوط به خود مرجع است که در این مورد بحث های مفصلی صورت گرفته است. موفق باشید
سلام و احترام: بنده سالهاست که بعنوان معلم کار تربیتی انجام می دهم و جامعه ی هدف ما دانش آموزان مقطع متوسطه اول می باشند، از شما بزرگوار درخواست دارم درخصوص راهکارهایی که در موثر شدن این فعالیتهای تربیتی برای این مقطع سنی راهنمایی بفرمایید. با تشکر
باسمه تعالی: سلام علیکم: در این مورد خوب است نسبت به معرفت نفس، نظری به کتاب «جوان و انتخاب بزرگ» بیندازید و از توجهدادن جوانان به سورههای کوچک قرآن در این مرحله غفلت نشود. موفق باشید
سلام استاد: من در شهر داران زندگی میکنم و جزء فعالین فرهنگی هستم. یک پروژه مهدویت در زمان دانشجویی انجام دادیم که ۲ سال روی آن وقت گذاشتیم و مطالعه کردیم و طرح چیدیم و قالب نمایشگاه را برای آن انتخاب کردیم متاسفانه این کار با عدم حمایت در آن زمان انجام نشد و من بعنوان مسئول طرح خودم را در برابر وقت گذاری شبانه روزی دوستانم مسئول میدانم و میخواهم در این شهر ان شاءالله انجامش دهم. یعنی نمایشگاه مهدویت که تقریبا ثابت باشد و از داران و شهرهای مجاور بازدید داشته باشد. راستش کمی تردید دارم من نمایشگاه را بستری برای دیگر کارهای فرهنگی عمیق میدانم نه کاری ضربتی و انفجاری که البته خود آنهم بی تاثیر نیست. ولی برخی نسبت به قالب کار و اولویت کار ایراد میگیرند خواستم نظر شما را بدانم که به طور کلی نظر شما در مورد قالب نمایشگاهی و اولویت موضوع چیست و آیا امکانی هست که حضورا با شما در مورد محتوای این کار صحبت شود و نظر شما بزرگوار را جویا شویم؟ که اگر انتقاد کنید طرح تکمیل میشود و اگر تایید بفرمایید دل دوستان ما گرم میشود. بی صبرانه منتظر نظر شما هستم
باسمه تعالی: سلام علیکم: مسلّماً کار و فعالیت فرهنگی به روش نمایشگاهی ارزش خود را دارد و به نظر میآید نباید معطل افراد شد. آری! در ادامه کار است که ضعفها روشن میشود. بنده در این مورد صاحبنظر نیستم. خوب است که در مجموع، از نگاه شهید آوینی که میتواند بنیانی در فعالیتهای فرهنگیِ ما باشد غفلت نشود. موفق باشید
با سلام و تحییت خدمت شما استاد طاهرزاده: چه کنیم پیری را قبول کنیم و جهتش دهیم به سمت الله؟
باسمه تعالی: سلام علیکم: پیری، موقعیت هرچه بیشتر به خود آمدن است برای حضور در ابدیت. موفق باشید
با سلام: معاد خیالی سهروردی چه فرقی با معاد ملاصدرا دارد؟ با تشکر!
باسمه تعالی: سلام علیکم: تفاوت و فرقی ندارد مشروط بر آنکه معنای معاد را در جناب سهروردی و در جناب صدرا متوجه باشیم که آنها معاد را حضور در خود و در جهان خود میدانند و این غیر از خیالی است که به معنای صورتهایی میباشند و ما به ازای خارجی دارند و در موضوع ذهن و عین بوجود میآید. موفق باشید
سلام: ببخشید آقای حسین نوروزی یکی از روحانیونی هستند که جلسات خودشناسی دارند و با آقای دولابی در ارتباط بودند ایشون در یکی از جلساتشون گفتند در زمان حیات آقای دولابی من به آقای دولابی گفتم حاج آقا شما مردید و در بهشت هستید و از همان بالا دارید صحبت می کنید شما باید بیایید پایین و دست مردم را بگیرید و یکسری بحث های دیگر، آیا کسی که به مقاماتی می رسد و دریچه حقیقت به رویش باز میشود بازهم احتمال خطا و اشتباه دارد کلا این مسیر چگونه است ایشون در یکی دیگر از جلساتشون می گفتند کمتر عالمی را پیدا می کنید که بتونه شما را با خدا آشنا کنه.
باسمه تعالی: سلام علیکم: والله اعلم!!! موفق باشید
با سلام: شما در نکته هشتم معرفت نفس میفرمایید: «حضور خداوند، حضوري خاص است و نمي توان گفت در فلان مكان، يا جاي موجود مادي است و يا جاي موجود مجرد، بلكه بايد گفت: در عيني كه يك مكان مادي است، موجود مجرد مي تواند در آن مكان نيز حضور كامل و تمام داشته باشد». در متن بالا درباره کلمه «میتواند»، سوالی داشتم. آیا هر موجود مجرد در هر مکان میتواند حضور کامل و تمام داشته باشد یا اینکه موجود مجرد در هر مکان حضور کامل و تمام دارد؟ با تشکر!
باسمه تعالی: سلام علیکم: تجرد کامل مربوط به خداوند است و بینهایتبودنِ او. و اوست که در عالم حضور کامل و تمام دارد مثل آنکه ما در قوای خود، حضور تمام و کامل داریم. موفق باشید
سلام استاد: درسته که اهل بیت مستقیما از نور حضرت غیب الغیوب آفریده شده اند و شیعه ها از نور اهل بیت، خوب وقتی میگم پروردگارم من دارم با امام زمان علیه السلام ارتباط میگیرم ؟ او داره من رو پرورش میده؟ یا پروردگارم رو غیب الغیوب مخاطب قرار بدم؟
باسمه تعالی: سلام علیکم: در رابطه با موضوعی که مطرح میفرمایید نکات دقیقی هست که بیشتر جنبه تأویلی دارد که بحث آن مفصل است و در شرح کتاب «شرح حدیث جنود عقل و جهل» تا حدّی به آن پرداخته شده. مهم آن است که باید ما با نظر به حضرت «ربّ»، خود را وسعت دهیم. موفق باشید
با سلام: شما در تعریف اسم عرفانی میفرمایید: اسم یعنی ذات به صفت خاص. سوال: شما در جایی الله را اسم حساب می کنید و در جایی دیگر آن را ذات حساب میکنید. این دو با هم چگونه قابل جمع است.؟ با تشکر!
باسمه تعالی: سلام علیکم: «الله» به معنای خدایی که رزّاق و علیم و سمیع است، همان اسمِ جامعی است که جامع همه اسماء است. میماند که ممکن است در سوره توحید منظور از «الله»، نظر به حضرت احد باشد. موفق باشید
با سلام: در مورد سیر مطالعاتی کمی گنگ هستم. سیر مطالعاتی پیشنهادی به این شکل تدوین شده که : ۱. مقدمات اولیه ۲. مباحث قرآنی ۳. مباحث نهج البلاغه ۴. مباحث پایه ۵. مباحث اخلاقی .آیا دقیق با همین ترتیب ها باید مطالعه بشه یا میشه موازی از هر کدوم پیش رفت؟ اگر به ترتیب بخوایم مطالعه کنیم یعنی باید بعد از چند سال به شماره ۵-( مباحث اخلاقی) وارد بشیم ؟ اگر موازی ممکن هم میشه با چه ترتیب هایی میشه ؟ ممنون از شما
باسمه تعالی: سلام علیکم: بعد از مقدمات اولیه، میتوانید بر اساس ذوقی که دارید عمل کنید ولی به هر حال از ارتباط با قرآن از طریق مباحثی که شده است، نباید کوتاهی کرد. موفق باشید
در مورد پرسش و پاسخ شماره 41032 چند نکته را یادآوری می کنم. امیدوارم پاسخ مناسبی برای «این دنیا و آن دنیا» داشته باشید. چرا در تمامی تحلیل های رهبر، شما و بلندگوهای نظام هیچ اشاره ای به شعار میلیونها ایرانی علیه رهبر نمی شود؟ چرا پس از اذعان به حق اعتراض برای مردم علیه گرانی دلار باقی معترضین را اغتشاشگر می خوانید؟ می خواهید چنین القا کنید که مردم تنها می توانند معترض به دلار باشند و بیش از آن حق اعتراض ندارند؟ ما در ایران معترض به رهبری که اغتشاش گر نباشد نداریم؟ ایا این برخورد مطابق واقع است؟ صدای میلیونها ایرانی را نمی شنوید؟ این چه پیچ تاریخی است که حق و باطل جایش عوض شده و به راحتی صدای میلیونها انسان را با اسلحه خفه می کنید و همزمان خود را حق به جانب می دانید؟ اسلحه سپاه و بسیج را سمت مردم کردن استمرار اهداف انقلاب است؟ در حکومت جمهوری اسلامی، صدای جمهور مردم را نمی شنوید یا خود را به نشنیدن می زنید؟ آیا این کار خیانت به خون شهدا نیست که برای « آزادی » ما جنگیدند؟ و هر سوالی را به پیچ تاریخی ارجاع می دهید؟ این چه پیچی است که جای حق و باطل عوض شده؟ چگونه حق اعتراض مردم، طبق قانون اساسی، را اجرا نمی کنید و همزمان خون شهدا پایمال نمی شود؟ این چه پیچ تاریخی است که از قیامت مهمتر است؟ استخدام ۵ هزار اراذل و اوباش تیغ و قمه به دست به گفته سردار همدانی برای کنترل مردم با چه منطقی هماهنگ است؟ تخریب اموال و انداختن آن گردن معترضین برای خفه کردن آنها تا کی می خواهد ادامه پیدا کند؟
باسمه تعالی: سلام علیکم: جای خوشبختی است که جنابعالی و امثال شما حتی در چنین مواردی باب گفتگو را میگشایید. آنچه در ابتدای امر برای هر متفکری لازم است، شناخت زمانه و موقعیت تاریخی است که در آن هستیم. زیرا بدون درک زمانه، هيچ قدمي به سوي آينده خود نميتوان برداشت و رخداد انقلاب اسلامی در اين تاريخ، همان زماني است که ميتوانيم با قرارگرفتن در آن، سرنوشت خود را از بند غرب آزاد کنيم و تاريخ پايانيافتگي غرب را نشان دهيم که همان تاريخِ سستشدن عهد انسان با سکولاريته و اقامه رابطه انسان با خداست.
با رخداد انقلاب تعرّض انسان به اومانيسم که همان تقليل گوهر آدمي است، شروع شده است و چيزي در انسانِ اين تاريخ رخ داده و بر هستي او حاکم گرديده که ديگر نميتواند در تاريخي زندگي کند که قوام آن را اومانيسم شکل داده باشد.
ما همانطور که در سنن الهي قرار داريم، اگر از حضور خود در آن سنن آگاه شويم راهِ آينده نسبت به آن سنن در مقابل ما گشوده ميشود. به همين معنا ما در تاريخي هستيم که رخداد انقلاب به صورتي خاص ظهور کرده که اگر از حضور خود در اين رخداد آگاه شويم، راهِ آيندهي تاريخ ما در مقابل ما گشوده خواهد شد و ديگر در توهّمات بشرِ غربزده قدم نخواهيم زد. در این مورد عرایضی تحت عنوان «زمان شناسی و نظر به فطرت تاریخی ما در انقلاب اسلامی» در سایت «لب المیزان» شده است که خوب است بدان رجوع فرمایید.
https://lobolmizan.ir/leaflet/408?mark=%D8%B2%D9%85%D8%A7%D9%86 و https://eitaa.com/jozavatlobolmizan/1975
حال با توجه به موضوعِ زمانشناسی باید جایگاه رخدادها و پدیدههای تاریخی را نسبت به کلیّتِ زمانه بررسی کرد، وگرنه همان بحرانی که در جنگ جمل برای بعضیها پیش آمد برای ما نیز پیش میآید. از آن جهت که آن بندۀ خدا خدمت امیرالمؤمنین «علیهالسلام» رسید و عرضه داشت چگونه تحمل کنم شرایطی را که یک طرف جناب طلحه و زبیر و جناب عایشه هستند که همه به نحوی به پیامبر «صلواتاللهعلیهوآله» منصوبند، و از طرف دیگر جنابعالی با آنهمه سوابق درخشان. اینجا بود که حضرت علی «علیهالسلام» فرمودند: «اِعرِفِ الحق، تَعرِف اهلَهُ» حق را بشناس و در نسبت با حق، جایگاه افراد را بیاب. که به گفتۀ دکتر طه حسین، این بالاترین سخنی است که از انسان در کلّ هستی به میان آمده است.
آری رفیق! در این راستا برای حفظ حقیقت حتی اگر دشمنان شبیخون زدند و عدهای از نیروهای جبهۀ اسلام را ربودند و در فردای کارزار مقابل خود قرار دادند تا از حملۀ جبهۀ حق به سوی آنها جلوگیری کنند زیرا منجر به کشتهشدن نیروهای جبهۀ اسلام میشد؛ مرحوم شهید مطهری در کتاب جاذبه و دافعه علی (علیه السلام) آوردهاند و در آن کتاب میفرمایند: در فقه اسلامی، در کتاب الجهاد، مسئلهای است تحت عنوان «تترس کفار به مسلمین». مسئله اینست که اگر دشمنان اسلام در حالی که با مسلمین در حال جنگاند عدهای از اسرای مسلمان را در مقدم جبهه سپر خویش قرار دهند و خود در پشت این جبهه مشغول فعالیت و پیشروی باشند به طوری که سپاه اسلام اگر بخواهد از خود دفاع کند و یا به آنها حمله کند و جلو پیشروی آنها را بگیرد چارهای نیست جز اینکه برادران مسلمان خود را که سپر واقع شدهاند نیز به حکم ضرورت از میان بردارد، یعنی دسترسی به دشمن ستیزه گر و مهاجم امکان پذیر نیست جز با کشتن مسلمانان، در اینجا قتل مسلم به خاطر مصالح عالیه اسلام و به خاطر حفظ جان بقیه مسلمین در قانون اسلام تجویز شده است. آنها نیز در حقیقت سرباز اسلامند و در راه خدا شهید شدهاند منتها باید خونبهای آنان را به بازماندگانشان از بودجه اسلامی بپردازند [1] و این تنها از خصائص فقه سلامی نیست بلکه در قوانین نظامی و جنگی جهان یک قانون مسلم است که اگر دشمن خواست از نیروهای داخلی استفاده کند آن نیرو را نابود میکنند تا به دشمن دست یابند و وی را به عقب برانند . (جاذبه و دافعه علی: مطهری، مرتضی، جلد : 1 صفحه : 116)
[1] لمعه ، ج 1 ، کتاب الجهاد ، فصل اول ، و شرایع ، کتاب الجهاد. موفق باشید
سلام و درود و نور و رحمت و عزت الهی تقدیم شما استاد بزرگوار: بینهایت ممنونم از اینکه وقت گرانبهاتون رو برای ما اختصاص میدید. در مورد پرسش ۴۰۳۰۷ فراز پایانی دعای عهد «اللهم و سر نبیک محمد (ص) برؤیته و من تبعه علی دعوته وارحم استکانتانا بعده» نمیفهمم چه جور دیدنی و رؤیتی هست برای حضرت محمد (ص) که ایشون مسرور میشن. منظور همون ظهور جهانی ایشون هست؟ پس اگر اینطوره چرا در ادامه دعا میفرماید «وارحم استکانتانا»؟ یعنی ما مردم عادی از ظهور آقا مسرور نمیشیم و استکانت یعنی چه حال و روزی که ما داریم؟ و جزء مسروران نیستیم. استاد: اساسا چرا روایات ظهور حالت ابهام گونه دارند؟ من واقعا از خوندن کتابهای در مورد حضرت حجت عجل الله تعالی فرجه الشریف لذت نمیبرم چون همشون ابهام دارند. خداییش فقط با دروس شما درباره آقا امام عصر علیه السلام و تفاسیر قران شما وجودم از ابهام درمیاد. استاد جان ی سؤال دیگه هم دارم وقتی دروس معاد رو گوش میدم خیلی حال خوب و عجیبی بهم دست میده و احساس میکنم با یک سیر وجودی با شما همراه میشم و خیلی دست و پا زدنهای الکی که به اسم مجاهده دارم و اساسا هیچ اثر وجودی هم در من ندارند رو دیگه لازم نیست انجام بدم، انگار یک جور تحول قلبی و حرکتی یا یک جور مقلب القلوبی یا یک نظر و عنایتی بهم میشه یا بهتر بگم بقول فرمایش خودتون شنیدن دروس معاد شما عین شدن میشه در وجودم، این حالت رو زمانی بهتر متوجه میشم در وجودم که قران خوندنم تغییر میکنه، لذت خاصی از قرآن میبرم. سؤالم اینه که استاد شما چطور اینقدر با یقین دروس معاد رو درس میدید؟ ببخشید جسارتا انگار خودتون هزار بار مرگ رو چشیدید و طی کردید. جوری که شما درس میدید منم خودم رو میبینم که هزار بار مرگ رو و منزلهای برزخی رو طی میکنم.
باسمه تعالی: سلام علیکم: ۱. در آن فراز عرض می شود: خداوندا! و مسرور فرما پیغمبر خود محمد «صلوات الله علیه و آله» را به دیدار امام. و مسرور فرما هر که را متابعت کرده پیغمبر یا امام را بر دعوت او. آری! رسول خدا «صلوات الله علیه و آله» در مظهر مقدس حضرت مهدی در واقع، صورتِ نهایی خود را در عالم متعیَّن می یابند و البته و صد البته هر آنکس که به دنبال صورت نهایی انسانیت است با به ظهورآمدن وجود مقدس حضرت مهدی «عجل الله تعالی علیه» به اعتبار نسبتی که با آن حضرت در جمال آن حضرت می یابد، مسرور می شود و این مائیم و در انتظار چنین حضوری، و معلوم است که روایات اصلی ما در رابطه با مقام ظهور، فوق العاده ارزشمند است مشروط بر آنکه در نسبت با حضرت صاحب الامر «عجل الله تعالی علیه» حالت اُبژگی نداشته باشد بدین معنا که به جای احساس نهایی خودمان در آن حضرت، تنها به باور نسبت به آن حضرت اکتفا کرده باشیم. ۲. آری! مهم آن است که هم اکنون در وسعت ابدیت خود، خود را جستجو کنیم و خدا می داند تمام آیات مربوط به معاد، حکایت چنین موضوعی است. موفق باشید
برایم کمی از زندگی کردن بگویید، کمی از زیستن انسانوار بگویید، میخواهم کمی بشنوم و راه بیایم.
باسمه تعالی: سلام علیکم: به کتاب «گوشسپردن به ندای بیصدای انقلاب اسلامی» رجوع فرمایید و در کنار آن به صوتهای مربوط به آن کتاب گوش بسپارید بدون آنکه بخواهید چیزی یاد بگیرید، مگر اشاره به آنچه که فقط میتوان به آن اشاره کرد. موفق باشید
باسمه تعالی: سلام علیکم: دیگر موجودات چون مطلق نیستند، «الله» نیستند همه و همه عین فقر و نیستی میباشند. موفق باشید بله متوجه شدم. اینما تولو فثم وجه الله. ۱. پس میشه گفت ما و همه موجودات بخشی از الله هستیم؟ بخشی از اون هستی مطلق؟ ۲. خب این بهشت و جهنم رو زیر سوال میبره. یادمه توی خویشتن پنهان گفتید اراده انسان در طول اراده خدا قرار میگیره، یعنی خدا میخواد که ما این اختیار رو داشته باشیم اما نمیفهمم چطور ممکنه من با اختیارم گناه کنم وقتی خدا نمیخواد و این رو دوست نداره. آخه اختیار من که از دایره ی هستیِ مطلق خارج نیست! چطور ممکنه انسان برای خودش اختیار انتخاب صراط غیر مستقیم رو داشته باشه وقتی وجود مطلق و بینهایت همه جا هست و همه چیز از خودش وجود گرفته! ۳. بعد من نمیفهمم چرا فقط خوبی ها رو به خداوند نسبت میدیم. بدی و زشتی رو هم او خلق کرده و بهش وجود داده دیگه! اگه اون نمیخواست که اینهمه بدبختی و مریضی و سیاهی وجود نداشت که. اشرار هم وجه خدا هستن مثل ابرار. نه؟ استاد من همون جوری که نمیتونم وجود مستقلی برای خودم قائل شم، اختیار مستقل و خارج از خواست خداوندی هم نمیتونم قائل شم. خواهشا این بحث اختیار رو برای من روشن کنین و این چند تا سوال رو جدا جواب بدید، ما جز شما کسی رو نداریم توی زندگیمون. ___________________________________________________کاش یک سپور بودم. یا یک نانوا. یا یک خیاط. کاش کسی بودم که تو را نمیشناخت. کاش اصلا نبودم. کاش اصلا نبودی.
باسمه تعالی: سلام علیکم: ۱. نه! زیرا خدا تقسیم بردار نیست هرچند اسماء حسنای او در مخلوقاتش جلوه میکند. ولی این به معنای آن نیست که اسماء حسنای او قسمتی از خدا باشد. ۲. اختیار، ذاتیِ انسان است به اعتبار مرتبهای که انسان در آن حاضر است مانند شوری که ذانیِ نمک است و نه آنکه شوری قسمتی از خدا باشد. ۳. همانطور که در بحث «برهان صدیقین» مطرح شد بدیها و نقصها از عدم است. ۴. عرایضی در رابطه با موضوع «اختیار» در جزوۀ «جبر و اختیار» که روی سایت هست شده است. موفق باشید
با سلام و عرض ادب استاد ارجمند: نوین اسلامی گروهی از جوانان انقلابی و تلاشگر در مسیر جهاد تببین و آگاهی بخشی برای رسیدن به تمدن نوین اسلامی کانالی را راه اندازی کرده اند با عنوان حکمران که نشریه ایی را هم به صورت ماهانه بعضا چاپ می کنند به منظور آگاهی بخشی و انتشار. چند نسخه از نشریه به صورت فیزیکی هم نزد اینجانب موجود است که کاربرانی که علاقه مند هستند می توانند در ایتا به آیدی rahdoust@ پیام بدهند.
باسمه تعالی: سلام علیکم: رفقا کار خوبی را در آن نشریه به عهده گرفتهاند. امید است کاربران محترم بتوانند با تهیۀ آن نشریه، استفادۀ لازم را ببرند. موفق باشید
شهادت حضرت صادق علیه السلام تسلیت باد. امام صادق (علیهالسلام): إِنَّ اَلْإِيمَانَ عَشْرُ دَرَجَاتٍ بِمَنْزِلَةِ اَلسُّلَّمِ يُصْعَدُ مِنْهُ مِرْقَاةً بَعْدَ مِرْقَاةٍ فَلاَ يَقُولَنَّ صَاحِبُ اَلاِثْنَيْنِ لِصَاحِبِ اَلْوَاحِدِ لَسْتَ عَلَى شَيْءٍ حَتَّى يَنْتَهِيَ إِلَى اَلْعَاشِرِ فَلاَ تُسْقِطْ مَنْ هُوَ دُونَكَ فَيُسْقِطَكَ مَنْ هُوَ فَوْقَكَ وَ إِذَا رَأَيْتَ مَنْ هُوَ أَسْفَلُ مِنْكَ بِدَرَجَةٍ فَارْفَعْهُ إِلَيْكَ بِرِفْقٍ وَ لاَ تَحْمِلَنَّ عَلَيْهِ مَا لاَ يُطِيقُ فَتَكْسِرَهُ فَإِنَّ مَنْ كَسَرَ مُؤْمِناً فَعَلَيْهِ جَبْرُهُ. اصول کافی، ج ۲، ص ۴۴. ايمان همچون نردبانی كه از پلّه پلّه آن بالا میروند ده درجه است. پس كسى كه در پلّهٔ دوم است نبايد به آن كه در پلّه اول است بگويد: «تو هيچ ارزشی ندارى» تا برسد به پلّهٔ دهم. پس آن كه را از تو پایینتر است دور نينداز كه بالاتر از تو نیز ترا دور اندازد. پس اگر کسی را دیدی که یک درجه از تو پائينتر است، با نرمی و مدارا او را به سوى خودت بالا بیاور و چيزى را كه طاقت ندارد بر او تحميل نكن كه او را میشكنى و هر كس مؤمنى را بشكند، بازسازی او بر گردن خودش خواهد بود.
باسمه تعالی: سلام علیکم: چه اندازه این تذکر فوق العاده مهم حضرت صادق آل محمد، مهم و مهمتر است زیرا وقتی انسانها در راه ایمان قدم گذارند همه برای ما مهم و ارزشمند میباشند و جایگاه هرکسی را در آن راه یعنی راهِ ایمان باید محترم شمرد. مشکل از وقتی شروع شد که راههای دروغینی پیدا شدند که اساساً راهی از ایمان به حساب نمیآیند مانند آنکه امثال آقای مهندس بازرگان خواستند دین را با علم نجربی تطبیق دهند و اصالت را به دادههای علم تجربی دادند. و یا به گفته استاد احمد فردید گمان کردند پیامبر خدا، دانشمند بزرگی است. و از این مشکل نباید غفلت کرد وگرنه از حضرت امام و رهبر معظم انقلاب که نماد ایمان در این تاریخ هستند غفلت میشود. باز برگردیم به روایت، و به مراحل ایمان مردم و احترام به همۀ آنهایی که در مسیر ایمان قرار دارند با درجات مختلف. بنده مادران شهدا را عاقلترین و ایمانیترین انسانهای این دوران میدانم. تذکری در آخر سؤال شمارۀ 39940 بدان پرداخته شده است. موفق باشید
با سلام خدمت استاد گرامیم:آیا عین هستی در برهان صدیقین، همان اسم جامع الله در عرفان است؟ با تشکر از زحمات استاد گرامیم!
باسمه تعالی: سلام علیکم: بحث در دو میدان میباشد و نباید بین میدان فلسفی و میدان عرفانی خلط شود. در بحث «عین هستی» به عنوان موضوع فلسفی اساساً موضوعِ اسماء در میان نیست، بلکه هستی به عنوان صرف هستی با وسعت بیکرانهاش مدّ نظر است که بهتر است اگر بخواهیم با نگاه و موضوعات دینی تطبیق دهیم، در مورد عین هستی به «توحید» فکر کنیم. موفق باشید
سلام علیکم استاد: طاعاتتون قبول باشه ان شاءلله. دختر خانومی ۲۱ ساله دانشجوی حقوق از بنده پرسید تو اعتکاف گفتن اجازه همسر برای اعتکاف لازم است ولی موقع انتخابات و راهنمایی ۲۲ بهمن میگن اگه شرکت نکنین معصیت کردید و اجازه همسر لازم نیست چرا زن برای عبادتی مثل اعتکاف باید اجازه بگیره ولی به مسائل سیاسی که میرسه اجازه لازم نیست لطفا جواب قانع کننده ای برای این خانوم جوان بفرمایید.
باسمه تعالی: سلام علیکم: شاید بتوان اینطور فکر کرد از آن جهت که اعتکاف یک امر مستحب است و لازمۀ آن خروج از منزل میباشد اجازۀ همسر لازم است. ولی حضور در صحنههایی که مقابله با کفر و استکبار میباشد و به اصل اسلام مربوط است؛ موضوع، متفاوت است. موفق باشید
سلام علیکم: دیشب حرم امام خمینی (ره) بودم. فضای سنگینی در حرم احساس کردم. وقتی وارد حرم های امامان و امام زاده ها میشم حس معنوی دارم اما این حالت در حرم امام خمینی بهم دست نداد. حس بیتفاوتی داشتم. به نظر شما علتش چه بود؟
باسمه تعالی: سلام علیکم: میتوان گفت هیبت حضرت روح الله «رضواناللهتعالیعلیه» در اسم «جلال» رزق شما بوده تا او را بیشتر و بیشتر بیابید. عرایضی در جواب سؤال خبرنگار محترم روزنامه «عصر ایران» تحت عنوان «امام خمینی «رضواناللهتعالیعلیه» و چگونگی سلوک اجتماعیِ ما» شد. امید است بتواند در این رابطه افقی بگشاید. موفق باشیدhttps://eitaa.com/matalebevijeh/18662
با سلام خدمت استاد عزیزم: به نظر شما شهدای انقلاب اسلامی ما از دیدگاه عرفانی در چه سطحی هستند؟ سوال دوم آیا شهدایمان را میتوان در زمره مقربین که در سوره واقعه آمده است، به حساب آورد؟ با تشکر از زحمات شما استاد بزرگوارم
باسمه تعالی: سلام علیکم: وقتی حضرت روح الله «رضواناللهتعالیعلیه» با آن بصیرت عرفانی خود در مورد شهدا میفرمایند: «همین تربت پاک شهیدان است که تا قیامت مزار عاشقان و عارفان و دلسوختگان و دارالشفای آزادگان خواهد بود»؛ راستی! آن مرد در شهدا چه دید که گویا آن عزیزان تا آنجا در فرداها حاضرند که مزارشان دارالشفای روحهایی خواهد بود که طالب تعالی بیشترند، امری که همه در نسبت با تشییع پیکر سید نصرالله عزیز در جان خود از آن آگاهند و میدانند چه نسبت بزرگی در تشییع او با او میتوانند برقرار کنند.
البته مقام اصلی مقربین مربوط به اولیای معصوم است و ذیل آن عزیزان، هر آن کس را که در آن افق حاضر شود بیبهره نمیگذارد. موفق باشید
سلام وقت بخیر استاد عزیز: من در حدی که بلدم مقید به انجام امور دینی هستم و نماز را مقیدم سر وقت بخوانم. اگر موقع اذان بشه تا نماز میخونم مرتب استرس دارم و همیشه نمازها را اول وقت میخونم. ولی متاسفانه برای نماز صبح مشکل دارم. همه کاری میکنم از خواندن آخر سوره کهف تا زود خوابیدن و... ولی متاسفانه بیدار نمیشم یا اگر بیدار بشم حالت گیجی دارم و نمیتونم بلند شم بخونم. خواهشاً راهنمایی کنید راهی جلوی پام بگذارید. من عاشق نماز خواندن هستم ولی نماز نخواندن صبح اذیتم می کنه.
باسمه تعالی: سلام علیکم: به گفتۀ اساتید، زود خوابیدن و شام را سبک گرفتن را مدّ نظر قرار دهید و بعد از آن به خود سختگیری نکنید و در اولین فرصت قضای آن نماز را بهجا آورید. موفق باشید
با سلام خدمت استاد عزیزم: ما همه ممکن بالذات هستیم و واجب بالغیر. آیا میشه بگیم که پیمان الست آن زمانی بود که خداوند ما را از ممکن بالذات بودن به واجب بالغیر رساند؟ اگر این طور باشد ما با رجوع به ذاتمان که ممکن بالذات است، واجب بالذات را در درون خودمان احساس خواهیم کرد؟ آیا درست فهمیدم؟ با تشکر از زحمات شما استاد گرامی!
باسمه تعالی: سلام علیکم: به نظر میآید پیمان عهد الست مربوط به نسبت علم خداوند است با مخلوقات قبل از آنکه خلق شوند و به اصطلاح هویت واجبّ بالغیر بگیرند. موفق باشید
