سلام علیکم: اگر بگوییم که همه چیز الله است، آیا درست گفتیم؟ البته منظورم ذات نیست. منظورم آن است که ما دست روی هر چیز بگذاریم (مثلاً درخت، گل انسان و..) ما دست روی الله گذاشتیم. یعنی این درخت گل و.. الله است. به معنای دیگر بگوییم که الله (نه ذات)، همین مجموعه (گل، درخت، انسان، و...) میباشد ؟ با تشکر!
باسمه تعالی: سلام علیکم: نه! چنین نیست. حضرت «الله» جامع اسماء میباشند و هیچ مخلوقی چنین نیست. موفق باشید
با سلام و عرض ادب خدمت استاد بزرگوار: جناب استاد همانطور که ظهور تکنولوژی اینترنت باعث شد که ما بتوانیم از برکات توحیدی کلام شما در تلفن همراه و رایانه شخصی و غیره بهره مند گردیم، و در این لحظه من سوالم را از طریق تلفن همراه هوشمند برای شما ارسال میکنم. حال نسبت شما با تکنولوژی جدید هوش مصنوعی چیست و این تکونولوژی را در مسیر توحید چگونه گزینش میکنید؟ به عنوان مثال: من همواره آرزو داشتم که تمامی جلسات تفسیر قرآن حضرت عالی را که از ابتدا تا کنون ایراد فرموده اید را بصورت فایل متنی با قابلیت جست و جوی موضوعی و دسته بندی شده در اختیار داشته باشم تا که مجبور نباشم که صوت جلسات را از ابتدا گوش دهم. یا که جلسات تفسیر قرآن روزهای دوشنبه در همان روز بعد از اتمام جلسات به متن تبدیل گردد. یا راهنمای سیر مطالعاتی سایت همچنان بروز رسانی نشده است و توصیه های شما مربوط به زمان استفاده از سی دی در کنار کتاب هاست مثلا برای شرح ده نکته کتاب معرفت النفس شرح هر نکته از فایل صوتی به کمک هوش مصنوعی استخراج و در زیر هر نکته بصورت نوشته قرار گیرد تا فرآیند مطالعه سریع تر گردد. با تشکر محمد شریفی
باسمه تعالی: سلام علیکم: باید نمونههایی پیش آید تا بنگریم چه چیزی از طریق هوش مصنوعی از کار در میآید بخصوص وقتی بحثهای صوتی به صورت نوشتار در آید، نیاز به ویرایش دارد و اینجاست که باید نمونههایی داشته باشیم تا معلوم شود هوش مصنوعی چه اندازه میتواند در تبدیل صوت به متن موفق باشد. اگر نمونهای از آن را ارائه فرمایید میتوان روی آن فکر کرد. موفق باشید
با عرض سلام خدمت استاد عزیزم: شما در یکی از صوت ها فرمودید: خیال جنبه صورتی قلب است. منظور شما از این جمله چه میشود؟ با تشکر از زحمات شما استاد بزرگوار!
باسمه تعالی: سلام علیکم: یعنی حقایق قلبی در انسان چون در میدان خیال انسان نازل شود، به حالت صورت و شکل در میآید و از آن جهت است که صورتهای خیالی در نفس انسان با معنا همراه میباشد بر عکسِ صورتهای مادی که فقط صورت و شکلاند. موفق باشید
سلام و سلام به قرآن و اهلش آن زمان که امام سجاد عليه السلام فرمودند: اگر تمام كسانى كه در ميان مشرق و مغرب هسـتند بمیرند (و من تنها بمانم) و قرآن با من باشد وحشت مرا نمى گيرد (و نمى ترسم). او چنين بود كه وقتى جمله «مالك يوم الدين» را مى خواند آنرا تكرار مى كرد تا جايى كه نزديك بود جـان دهد. که خدایا ما را خادم قرآنت بگمار و تا نفس آخر عمرمان و پس از آن جز به قرآنت خود را نشناسیم، قرآنی که در کلام حکما و اولیاء و شهدای اسلام همواره جان و جانان بود که در این راستا حضرت امام خمینی رضوان الله تعالی علیه فرمودند: پنجاه سال عبادت کردید، و خدا قبول کند، یک روز هم یکی از این وصیتنامهها را بگیرید و مطالعه کنید و تفکر کنید. این جوانهای ما که علیل شدند الآن هم وقتی میآیند از من میخواهند که دعا کنم که اینها شهید بشوند؛ پایش را از دست داده، عصا زیر بغلش هست، لکن گریه میکند و میخواهد که دعا کنیم که شهید بشود. از اینها یک قدری تعلم پیدا کنید.
باسمه تعالی: سلام علیکم: همه حرف در آن است که اینان فهمیدهاند تاریخی در مقابلشان گشوده شده و میخواهند هرچه بیشتر در آن آینده حاضر شوند و این است راز اینکه اکنونِ آنها، اکنون بزرگی است. موفق باشید
سلام و احترام حاج آقا: ببخشید وقتی خداوند مسئولیت بزرگی از نظر دنیایی روی دوش ما میذاره که سر راهمون قرار گرفته و نمیخواستیم اینطور بشه و خدا پیش آورد که خواه ناخواه در ما اضطراب از انجامش ایجاد میکنه و از کارهای ضروری دیگه باز میداره با اینکه میدونیم کارهای ضروری سنگین دیگه داریم، چجوری نگاه کنیم به موضوع؟ یه نگاه حکیمانه میخواستم که راهگشا باشه و بدونم چجوری با این کار سنگین کنار بیام تا سریعتر تموم بشه و بتونم به کارهای مهم زندگی که آنها نیز سنگین هستند و قابل جمع نیستند برسم؟ همشونم دیر میشن و دیرشدنشون عواقب سختی داره. واقعا نیاز به دعای شما و کمک خداوند و یه نگاه حکیمانه دارم تا بتونم از این عرصه عبور کنم.
باسمه تعالی: سلام علیکم: فراموش نفرمایید که هر اندازه انسانها اساسیتر در مسیر توحید قرار گیرند، توحیدی که ما را از روزمرّهگیهای زندگی دنیایی آزاد کند؛ به همان اندازه ابتلاها و امتحانها جدّیتر میشوند و حضرت حق در این رابطه است که میفرمایند: «وَلَنَبْلُوَنَّكُمْ بِشَيْءٍ مِنَ الْخَوْفِ وَالْجُوعِ وَنَقْصٍ مِنَ الْأَمْوَالِ وَالْأَنْفُسِ وَالثَّمَرَاتِ ۗ وَبَشِّرِ الصَّابِرِينَ». آری! و «بشر الصابرین» بشارتی در میان است که خبر میدهد برای انسان در دلِ چنین امتحانهایی وسعتی در میان است. موفق باشید
سلام علیکم: وقتی ما ذکر «سبحان الله» یا ذکر «الله اکبر» را میگوییم. آیا در اینجا کلمه ی الله، همان الله به عنوان اسم جامع است ؟ با تشکر!
باسمه تعالی: سلام علیکم: آری! زیرا در این اذکار به لطف الهی قلب نظر به حقیقتی دارد که در عین تعالی و کبریاییاش در جلوات مختلف به ظهور میآید. موفق باشید
سلام استاد جان: حمد و ثنای الهی که بنده مباحث شما را یافتم. الحمدلله رب العالمین با تدریس کتاب جوان و انتخاب بزرگی که در مطالب ویژه قرار گرفت با کانال تفکریسم آشنا شدم و با صبر حوصله بسیار عجیب آقای وحدتی فر از سوالات پرتعداد بنده در وقت و بی وقت، توانستم جوان و انتخاب بزرگ را به اتمام برسانم و زندگی ام از این رو به آن رو شود. حالا برای ادامه راه به عنوان یک دختر دانشجوی تهرانی دقیقا چه کنم؟ البته برنامه هایی با دانشگاه برای دعوت آقای وحدتی فر داریم و قرار است جلسات مداومی داشته باشیم اگر خدا بخواهد ولی من نمیخواهم فعلا متوقف باشم. شوقی مرا فرا گرفته از یافتن این جنس معارف که قدرت توقف ندارم فعلا پس بی زحمت راه را برای ما مشخص کنید. سپاس از شما و وقتی که گذاشتید.
باسمه تعالی: سلام علیکم: پیشنهاد اولیه بنده رجوع به سیر مطالعاتی سایت است. خوب است در این مورد فکر کنید. موفق باشید
سلام استاد: با کسی که رسماً اعلام میکند بی نماز است و از ارحام است میشود رفت و آمد کرد؟
باسمه تعالی: سلام علیکم: اکثر این افراد، مغرض و معاند نیستند، جاهلند. و از این جهت نباید قطع رابطه کرد. موفق باشید
با سلام: استاد آیا می توان ذهن انسان را اینطور تعریف کرد که روح انسان کلا یک موجود منسجم و واحد است منتهی چون نظر به جسم مان دارد پس تجرد نسبی دارد پس آن قسمتی که نظر به جسم دارد شاید نسبتا گاهی ویژگی های جسم را بگیرد وآن می شود ذهن انسان که گاهی وسوسه شیطان هم در آنجا نفوذ می کند.
باسمه تعالی: سلام علیکم: رویهمرفته قضیه همینطور است. و در این رابطه برای نفس ناطقه تجرد نسبی قائلند ولی در مورد مراتب بالاتر نفس مانند قلب و سرّ، مسئله فرق میکند. موفق باشید
با سلام: بنده خانمی مقید به حجاب هستم. اخیرا با کمرنگ شدن حجاب در جامعه، تمایلی به حضور در اجتماع و بیرون از منزل ندارم، وقتی بیرون میروم با دیدن خانم های بدون روسری به شدت احساس ناراحتی میکنم، از طرفی نمیدانم نوع مواجهه درست با این خانم ها چیست؟ آیا تذکر لسانی وظیفه ماست؟ اگر تذکر لسانی جزء واجبات هست، چون جرأت تذکر ندارم ترجیح میدهم بیشتر در خانه بمانم، چون میترسم در آخرت بخاطر این موضوع گرفتار شوم، با این دوری از اجتماع هم به شدت از نظر روحی اذیت میشوم. در واقع انگار خودم را در خانه زندانی کردم. واقعا نمیدانم در این وضعیت چکار کنم. توصیه جنابعالی به بنده چیست؟
باسمه تعالی: سلام علیکم: همینکه در حدّ یک انسانی که امروزه جهت امور رفع نیاز خود لازم است که در اجتماع باشد، با همان سبک و سیاق یک خانم محجبه حاضر میشوید و اگر شرایط پیش آمد و طرف مقابل آماده بود که به او تذکر بدهید امر به معروف میکنید زیرا لازمه امر به معروف، آمادگی طرف مقابل است که ظاهراً هنوز شرایط این نوع برخورد که برخورد شرعی و دلسوزانه است؛ در اکثر موارد فراهم نیست. بیشتر از نظر قانونی باید موضوع کنترل گردد. امری که اساساً به عهده نهادها و مسئولان مربوطه است. موفق باشید
سلام: نقدی داشتم به جلسه جوان و انتخاب بزرگ اخیر در کانال. خیلی ساده انگاری شده است در مطالب. یعنی خیلی سبک توضیح داده شده. آیا این باعث نمیشود که جوانها مطالب را سبک بگیرند؟ باید کلمات بسیار وزین و سنجیده در گفتار انتخاب کنیم تا بار معنایی بسیاری را متحمل شود. ما که نسل بدایه و نهایه بودیم شده ایم این! حال اگر این نسل با جوان و انتخاب بزرگی به این سادگی بیان رشد کنند چه میشوند؟ ببخشید جسارت شد استاد شما نظر بدید ما نهایتا حرف شما را قبول خواهیم کرد. یا علی
باسمه تعالی: سلام علیکم: زبان سادهای که اشاره به بالاتر دارد غیر از زبان سادهای است که مطلب را تقلیل دهد و از وسعت خارج کند. از آن جایی که آقای وحدتی بحمدلله مطالب را میشناسند، زبان ساده ایشان مانع توجه به مطالب بالاتر نمیشود. موفق باشید
با سلام: نفس انسان در مقام ذات فقط ذات است. اما در مقام ظهور، (شنوایی، بینایی و...) میشود. حال آیا درباره خدا میتوان گفت که در مرتبه ذات، فقط ذات است. اما همین ذات ظهور میکند که میشود، (علم، قدرت، حی)؟ با تشکر!
باسمه تعالی: سلام علیکم: همواره همان ذات است که در اسماء حسنا جلوه میکند. موفق باشید
سلام خدمت استاد: مطلبی که خواستم با شما در میان بگذارم عبارت است از تحصیل در حوزه علمیه به صورت مجازی و غیرحضوری. بنده به دلیل علاقه زیاد به دروس حوزوی و رفتن به دانشگاه و اینکه الان تا چندین سال دیگه حوزه رفتن برایم مقدور نیست خواستم این مسیر را در کنار دروس دانشگاهم بگذرانم. برای طی این مسیر، وقت کافی و مناسبی هم کنار گذاشته ام و طبق الگوی شخصیتی که دارم به لطف خدا از پس چنین کاری برخواهم آمد. منتها الان چیزی نمی یابم که در بستر آنلاین آموزشی باشد! به نظر جنابعالی خوب است که از صوتهای موجود استفاده کنم و طبق چارت معمول در حوزه های علمیه، دروس را فرا بگیرم؟ با تشکر
باسمه تعالی: سلام علیکم: فکر بسیار خوبی است. به نظر بنده با آموزش ادبیات عرب به روش حوزوی شروع بفرمایید که صوت دروس آن در فضای مجازی به صورت مختلف وجود دارد و ان شاءالله در ادامه، به بقیه دروس از طریق همان فضای مجازی میپردازید. موفق باشید
با عرض سلام خدمت شما: کتابی منتشر شده چند ماه قبل با عنوان «فراسوی ایمان و کفر: اهمیت هایدگر برای تفکر دینی» از انتشارت نقد فرهنگ که مترجم اون در مقدمه کتاب از شما هم اسم برده. خواستم بپرسم شما کتاب رو مطالعه کردید یا نه و نظرتون در موردش چیه؟
باسمه تعالی: سلام علیکم: کتاب را ندیدهام. ولی به جهت عنوانی که مطرح شده است، باید نکات مهمی در آن باشد. موفق باشید
بسم الله. بنده از علاقهمندان به انقلاب اسلامی هستم و برای ادامه تحصیل در مقطع دکتری به خارج ایران رفتم تا دانش سودمندتری کسب کنم و به ایران برگردم. اکنون در اروپا ساکن هستم. پیش از آنکه به اروپا بیایم، یک بار شما را در اصفهان دیدم و گفتگوی کوتاهی کردیم. اگر فراموش نکنم فرمودید هرجا که بروم اگر قدر انقلاب اسلامی را بشناسم راه خوبی در پیش دارم. من هنوز علاقهمند به اسلام و انقلاب هستم، اما در راهم در تحصیل در اروپا به مشکلاتی برخوردم. مشکلاتی نظیر استرس فراوان، تنهایی شدید و همچنین احساس پوچی زیاد در این فرهنگ. با خود گفتم در روز عاشورای حسینی از شما بپرسم که چگونه نسبت خود را با محیطی که در آن هستم_ محیطی که گویی انسانها در آن دهها سال است مردهاند هرچند خود متوجه نباشند_ باز تعریف کنم تا از گزند این هجمه اضطراب و پوچی در امان بمانم و سرمایهای برای دنیا و آخرتم از سالهای زیستنم در اروپا فراهم کنم.
باسمه تعالی: سلام علیکم: اتفاقاً همه حرف در این است که چگونه انسان غربی و جهان مدرن گرفتار اینهمه نیستانگاری و نیهیلیسم شده است؟ و راه عبور از آن چیست؟ متفکرانی همچون هایدگر که در دل جهان غرب، آن نوع نیستانگاری را با جان خود تجربه کرده است؛ جهت عبور از آن متذکر حضور در تاریخ میشود که به گفته دکتر احمد فردید همین حضور در انقلاب اسلامی میباشد. عرایضی اخیراً تحت عنوان «معنای درک حضور تاریخیِ اصحاب امام حسین «علیهالسلام» شده است امید است که راهگشا باشد. https://lobolmizan.ir/sound/1520 موفق باشید
سلام علیکم و رحمه الله: با آرزوی سلامتی برای استاد مستطاب، معزز و محترم. در یکی از تفسیرهای قران مجید خواندم: زمانی که فرشته روح بر حضرت مریم (س) نازل شد و حضرت از او باری گرفتند تا موقع وضع حمل ایشان ۹ ساعت زمان به طول انجامید. مشتاق بودم نظر حضرت عالی را در این رابطه جویا شوم. یا علی (ع)
باسمه تعالی: سلام علیکم: چیزی در این مورد نمیدانم. موفق باشید
سلام و احترام حاج آقا: فرموده بودید: به چیزی که میدانید عمل کنید تا چیزی که نمیدانید خدا بهتون بیاموزه. وقتی چیزی نمیدونم با اینکه صدها کتاب خوندم، چه کار کنم؟ حقیقتا چیزی نمیدونم و با مطالعه هم چیزی به دانسته هام که وجود نداره اضافه نمیشه. غیر از انسانیت در امور خیلی خیلی واضح و روشن (نه موارد اختلافی) چیز دیگه ای نمیدونم. چه کار کنم؟ کاش زودتر مرگم برسه راحت بشم از این همه زجر و شکنجه و عذاب. یعنی ممکنه چیزهایی باشه که میدونم ولی فکر میکنم نمیدونم؟ از کجا بفهمم چه چیزهایی رو میدونم؟ فقط میدونم هستم و دارم زجر میکشم و میدونم غیر از خودم دیگرانی هم هستن. میدونم بودنم بیهوده نیست. ولی درباره ی چگونگی طی کردن راه هرچی بدونیم (مثلا از یه حدیث یا یه آیه)، باز چیز دیگری رو نمیدونیم و ممکنه اشتباه کنیم. این یعنی درواقع نمیدونیم چطور مسیر رو طی کنیم. موافقید شما؟ پس یعنی ما نمیدونیم و خیال میکنیم میدونیم. التماس دعا دارم.
باسمه تعالی: سلام علیکم: این مائیم و حضور هرچه بیشتر در پیش خود به عنوان «حضور بیکرانه اکنون جاودانه» و هر آنچه بیاموزیم، باید این نوع حضور و این نوع بودن را که جهانی است در نزد خود برایمان ملموس و محسوس شود که همان حضور جاودانه ما است. از این جهت باید آموختههای ما جهتدار باشد و ما را بیشتر با ابعاد متعالی خودمان آشنا کند به همان معنایی که فرمودند: «ای نسخه عالم الهی که تویی / ای آینه جمالِ شاهی که تویی. بیرون ز تو نیست هرچه در عالم هست / از خود بطلب هر آنچه خواهی که تویی». حال مائیم و چنین جهانی که حضرت پروردگار خودش با تعلیم اسمای حسنایش ما را با خود آشنا کرده و همه چیز حکایت از آن میکند که ما در جهان خودمان با خودمان و با دیگران حاضریم. دیگر، چه چیزی بالاتر از این! «زیر دریا خوش بُوَد یا روی او / قهر او دلکش بود یا مِهر او». اساساً دیگر تنهایی و سختی معنا میدهد؟! موفق باشید
سلام استاد گرانقدر: با توجه به جلسه چهارم سلوک ذیل شخصیت امام خمینی میخواستم از شما بپرسم که چرا تفصیل حقیقت به عهده ی خود پیامبر یا حضرت موسی نبوده و نیاز به افراد دیگه ای برای اجمال حقیقت بوده؟ و چرا خدا این توانایی تفصیل را به حضرت موسی بجای هارون نداده است؟ و اینکه از کجا مطمئن باید بود که مثلا تفصیلی که رهبری از حقیقت اشراقی امام می دهند کاملا درسته؟ به حضور ایشون بستگی داره؟
باسمه تعالی: سلام علیکم: ملاک، درک توحید است و سیر نور توحید در مظاهر مختلف و در زمانهای مختلف، امری که در دعای ندبه ملاحظه میفرمایید و جناب مولوی نیز در این رابطه چنین میگوید: «دیده ای خواهم که باشد شه شناس / تا شناسد شاه را در هر لباس». موفق باشید
«یا غفور یا رحیم» سلام و عرض ادب: وقتی سیره و سرنوشت سیدالشهدای مقاومت و سیدالشهدای خدمت را با جناب دکتر احمدینژاد مقایسه می کنیم، این پرسش برای ما ظهور می کند تفاوت آن دو شهید عزیز با آقای احمدینژاد در کجا بود و چه شد که آن دو شهید بزرگِ بزرگوار اینچنین زیبا عاقبت به خیر شدند ولی آقای احمدینژاد آنگونه که از ایشان انتظار می رفت هنوز به سرنوشتی آنچنان زیبا نرسید؟
باسمه تعالی: سلام علیکم: آقای احمدینژاد فرد با هوشی بود ولی حکمتی که اقتضای حضور در این تاریخ بود را نیافته بودند و از این جهت متوجه جایگاه تاریخی انقلاب اسلامی نگردیدهاند، چیزی که شهید آیت الله رئیسی دقیقاً متوجه آن بودند https://eitaa.com/matalebevijeh/16807 . موفق باشید
آیت الله خامنهای در خطبههای مشهور ۲۹ خرداد ۱۳۸۸ در نمازجمعه تهران فرمودند: « از این طرف هم شبیه همین کارها به نحو دیگرى انجام گرفت. کارنامه ى درخشان سى ساله ى انقلاب کمرنگ جلوه داده شد؛ اسم بعضى از اشخاص برده شد که اینها شخصیتهاى این نظامند؛ اینها کسانى هستند که عمرشان را در راه این نظام صرف کردند. بنده در نماز جمعه هیچوقت رسمم نبوده است از افراد اسم بیاورم؛ اما اینجا چون اسم آورده شده است، مجبورم اسم بیاورم. به طور خاص از آقاى هاشمى رفسنجانى، از آقاى ناطق نورى من لازم است اسم بیاورم و باید بگویم. البته این آقایان را کسى متهم به فساد مالى نکرده؛ حالا در مورد بستگان و کسان، هر کس هر ادعائى دارد، بایستى در مجارى قانونى خودش اثبات بشود و قبل از اثبات نمیشود اینها را رسانه اى کرد. اگر چیزى اثبات بشود، فرقى بین آحاد جامعه نیست؛ اما اثبات نشده، نمیشود اینها را مطرح کرد و قاطعاً ادعا کرد. وقتى اینجور حرفها مطرح میشود، تلقى هاى نادرست در جامعه به وجود مى آید، جوانها چیز دیگرى خیال میکنند، چیز دیگرى میفهمند. آقاى هاشمى را همه میشناسند. من شناختم از ایشان مربوط به بعد از انقلاب و مسئولیتهاى بعد از انقلاب نیست؛ من از سال ۱۳۳۶ - یعنى ۵۲ سال قبل - ایشان را از نزدیک میشناسم. آقاى هاشمى از اصلى ترین افراد نهضت در دوران مبارزات بود؛ از مبارزین جدى و پیگیرِ قبل از انقلاب بود؛ بعد از پیروزى انقلاب از مؤثرترین شخصیتهاى جمهورى اسلامى در کنار امام بود؛ بعد از رحلت امام هم در کنار رهبرى تا امروز. این مرد بارها تا مرز شهادت پیش رفته. قبل از انقلاب اموال خودش را صرف انقلاب میکرد و به مبارزین میداد. اینها را جوانها خوب است بدانند. بعد از انقلاب ایشان مسئولیتهاى زیادى داشت: هشت سال رئیس جمهور بود؛ قبلش رئیس مجلس بود؛ بعد مسئولیتهاى دیگرى داشت. در طول این مدت هیچ موردى را سراغ نداریم که ایشان براى خودش از انقلاب یک اندوخته اى درست کرده باشد. اینها یک حقایقى است؛ اینها را باید دانست. در حساسترین مقاطع ایشان در خدمت انقلاب و نظام بوده.» سلام: خیلی از آقای هاشمی بد گفته میشه من واقعا با خواندن متن تسلیت که اشاره های عجیبی داشتند و متن های سخنرانی و و خصوصا اشاره ای که در متن تسلیت داشتند که خناسان نتوانستند ما رو جدا کنند و و میخواستم بپرسم چرا اینقدر موضع شما نسبت به آقای هاشمی به گونه ایست که ایشان انگار منحرف شدند. خصوصا اینکه شما در کتاب سلوک چقدر نگاه متعادلی به موضوعات دارید و بحث نگاه آزاد اندیشی و را مطرح کرده اید. واقعا آقای هاشمی اینقدر بد بودند که وقتی کسانی از شما سوال میکنند و کلی توهین میکنند شما تایید میکنید. خواهش میکنم سوال من در لب المیزان گذاشته نشه و همچنین پاسخش. خصوصی بفرستید ممنونم. استاد من شما رو خیلی قبول دارم سالهاست از دور شاگرد شمام و شما را به عدالت قبول دارم. ان شاءالله از پاسخ شما ابهامات ذهنی من حل بشه
باسمه تعالی: سلام علیکم: هرچند بحث در این مورد مفصل است و تصور میشود اگر سؤالات مربوط به آقای هاشمی را در آرشیو سؤالات سایت دنبال بفرمایید؛ تا حدی موضوع جایگاه متفاوت آقای هاشمی در مراحل مختلف حضور ایشان در میدان انقلاب روشن میشود. مهم مسیر شخصیت ایشان است که چگونه از شخصیتی مبارز با آنهمه توصیفاتی که رهبر معظم انقلاب در مورد ایشان به کار بردند، در مقابله با آقای احمدینژاد کارشان به جایی رسید که رهبری بفرمایند در مقایسه با آقای هاشمی به احمدینژاد نزدیکترند و حتی در نماز میتی که برای آقای هاشمی خواندند برخلاف معمول جمله«اللَّهُمَّ إِنَّا لَا نَعْلَمُ مِنْهُ إِلَّا خَیْرا» را بر زبان نراندند. موفق باشید
سلام علیکم: خداوند در قرآن میفرماید «والله بکل شئ علیم.» اگر بگوییم که خدا ذاتا به همه چیز عالم است. آیا این علم ذاتی خدا به همه چیز، کثرت علمی ایجاد نمیکند و در ادامه کثرت در ذات ایجاد نمیشود؟ با تشکر!
باسمه تعالی: سلام علیکم: علمِ به اشیاء، غیر از وجودِ اشیاء است و علمِ خداوند که همان علمِ به اشیاء است، عین ذات اوست. بنابراین جایی برای کثرت نمیماند. موفق باشید
سلام و عرض ادب و احترام و ارادت فراوان خدمت پدری مهربان استاد طاهرزاده عزیز: علت سه بار بر پای راست زدن در انتهای دعای عهد چیست؟
باسمه تعالی: سلام علیکم: یک نوع اظهار اضطرار است نسبت به غیبت آن حضرت. موفق باشید
با سلام: استاد ما یه دوره ۲ روزه برای سرمربیان تربیتی استان لرستان با موضوع انسان شناسی داریم می تونیم از حضور حضرتعالی در این دوره استفاده کنیم؟
باسمه تعالی: سلام علیکم: متأسفانه امکان آن حضور برایم نیست که در خدمت عزیزان باشم. موفق باشید
با عرض سلام خدمت استاد گرامی؛ عذر میخوام سوالی داشتم در مورد ظلم. این که خدا در قرآن ظالمان را لعنت کرده چه طور میشه با آیه ای که در مورد حضرت آدم آمده که اگر از شجره تناول کنی از ظالمان میشوی یا حضرت علی در دعای کمیل ظلمت نفسی دارن یا در مورد حضرت موسی یا یونس تعبیرات ظلم به کار برده شده چیست و اینکه گفته شده حضرت آدم اول از بهشت هبوط کردن و بعد از سیصد سال خداوند توبه ایشون رو پذیرفت و به مقام خلیفه اللهی رسیدن آیا درسته؟ پس مگر نباید همیشه زمین دارای یک خلیفه معصوم حداقل باشه پس فرزندان حضرت آدم در این مدت از چه کسی راهنمایی میخواستن؟
باسمه تعالی: سلام علیکم: در مورد نزدیکی به شجره، ظلم به معنیِ ظلم به خود میباشد و محرومیت از آن حضور بهشتی؛ شبیه «ظلمتُ نفسی» در دعای کمیل. و یا احساس ظلمی که انبیاء نسبت به مقامی که باید در محضر حق پاس میداشتند، در خود احساس مینمودند که این موارد آنان را از عصمت خارج نمیکند و «هبوط» بعد از توبه است به همین جهت قرآن میفرماید: «فَتَلَقَّىٰ آدَمُ مِنْ رَبِّهِ كَلِمَاتٍ فَتَابَ عَلَيْهِ ۚ إِنَّهُ هُوَ التَّوَّابُ الرَّحِيمُ» و پس از آن میفرماید: «قُلْنَا اهْبِطُوا مِنْهَا جَمِيعًا ۖ فَإِمَّا يَأْتِيَنَّكُمْ مِنِّي هُدًى فَمَنْ تَبِعَ هُدَايَ فَلَا خَوْفٌ عَلَيْهِمْ وَلَا هُمْ يَحْزَنُونَ». و حال در این دنیا چنانچه کسی مقابل شریعت و هدایتی که انکار پیشه کرد، آری! گرفتار آن عذابی که مورد لعن خداوند است، میشود. به همان معنایی که بعد از آیۀ مذکور فرمود: «وَالَّذِينَ كَفَرُوا وَكَذَّبُوا بِآيَاتِنَا أُولَٰئِكَ أَصْحَابُ النَّارِ ۖ هُمْ فِيهَا خَالِدُونَ». موفق باشید
سلام حاج آقا: ببخشید یه موضوعی خیلی آزارم میده، در مسیر سلوک، برای عمل کردن فراتر و بالاتر از فقه و حدود شرعی درباره ی پوشش، نه میتونم عمل بکنم بهش و نه میتونم بهش عمل نکنم و بی تفاوت بشم. آیا این درسته که بگیم فقط در حد شرع رو رعایت کنم و توجه ام رو بذارم روی ارتباط با خدا و معارف و نماز و دعا و .... و فهم بالاتر از دین تا وقتی خداوند خودش در قلبم نشونم بده که باید بالاتر از حد فقه رو انجام بدم؟ یا باید با فشار زیاد به خودم، بالاترین حدِ فراتر از حد فقه که میتونم رو انجام بدم و منتظر نباشم تا خدا از درون بهم نشون بده و خودِ این فشار عمل کردن فراتر از فقه، زمینه نورانی شدن قلب رو فراهم می کنه؟ خواهش میکنم من رو از دو راهی در بیارید و حقیقت رو بگید.
باسمه تعالی: سلام علیکم: نباید به خودتان سختگیری کنید. مسلّماً حضور در مسیر شریعت به حکم آیۀ: «وَالَّذِينَ جَاهَدُوا فِينَا لَنَهْدِيَنَّهُمْ سُبُلَنَا وَإِنَّ اللَّهَ لَمَعَ الْمُحْسِنِينَ» موجب گشودهشدن راههای اُنس با خدا میشود. اخیراً عرایضی در جلسۀ دوم بحث «در موضوع توحید و ایمان» https://eitaa.com/matalebevijeh/20441 شده است. خوب است نظری به آن بحث بیندازید. موفق باشید
