بسم الله الرحمن الرحیم
گروه فرهنگی لب المیزان
به لب المیزان خوش آمدید.
گروه فرهنگی المیزان
آرشیو پرسش و پاسخ ها
تعداد نمایش
شماره پرسش:
نمایش چاپی
شماره عنوان پرسش
38059

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش

با عرض سلام: افرادی همچون آیت الله حسن زاده آملی در سیروسلوک خودشان به مقاماتی رسیدند و اموری را مشاهده کردند. سوالی که از محضر جنابعالی دارم آن است که استفاده از بیانات و کتابهای جنابعالی آیا ما را به چنین مقاماتی می‌رساند؟

متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: ملاک، توجه به توحید هرچه بیشتر حضرت ربّ العالمین است در همه امور و رفع حجاب‌هایی که مانع می‌شود تا ما با حضرت محبوب مأنوس باشیم. حال با هر کتاب و هر جلسه و هر کس که باشد. موفق باشید

35755

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش

با سلام: اگر فقط یک وجود هست و کثرت در مظاهر وجود است، آیا در این جا عین وجود هم جزء مظاهر وجود است؟

متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: عین وجود، خودِ وجود است دیگر معنا نمی‌دهد خودش مظهر وجود باشد. موفق باشید

40640

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش

باعرض سلام و ادب خدمت شما استاد بزرگوار: استاد معظم فرمودید اگر انسان معنی خود را در ابدیت کشف نکند، معنی نبوت یا دین را، هر کار کنی نمی فهمد .آیا به دختر یا پسر چهل ساله که فقط تو خونه نشسته، بیعار وبی درد زندگی رو سپری میکنه، امیدی هست؟ اگر جای امید هست چگونه؟

متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: آری! «هر آنکس ز دانش برد توشه‌ای / جهانی است بنشسته در گوشه‌ای». مهم آن است که ما در تنهایی‌های خود، خود را در نسبت با حضرت حق از یک طرف و با انسانیت انسان‌ها و محبت و ارادت به آن‌ها از طرف دیگر مدّ نظر داشته باشیم. حال مائیم و ابد ما. 
در شب جمعه‏ اى در محضر آيت‏ الله حسن ‏زاده‏ آملى «رحمةالله علیه» جهت خواندن فاتحه براى شادى روح علامه «رحمةالله ‏عليه» به منزل حضرت علامه رفتيم. در همان اطاقى كه علامه «رحمةالله‏ عليه» درس مى‏ دادند، حضرت آيت‏ الله‏ حسن‏ زاده يادى از ايشان كردند و فرمودند: «يكى از كلمات دلنشين حضرت علامه طباطبايى «رحمةالله‏ عليه» اين بود كه: «اين عناوين دنيوى اگر وفا و دوام داشته باشند، تا لب گور است و نوعاً هم بى‏ وفا هستند، بعد از آن ماييم و ابد ما، بعد از آن ماييم و ابد ما»، و با اين جمله و تكرار آن هم خودشان به فكر فرو مى‏ رفتند و هم حاضران را به فكر مى‏ كشاندند.
عمده آن است كه در آن حيات زيبا و ابدى با دست پُر وارد شويم و براى سفر به آن عالم خود را مجهز كنيم حضرت مولى‏ الموحدين على‏ بن ‏ابى‏ طالب «علیه‌السلام» در هر شب پس از نماز عشاء روى مبارك خود را به سوى مأمومين بر مى ‏گرداندند و با صداى بلند اين جمله را گوشزد مى‌‏كردند كه: «تَجَهَّزُوا رَحِمَكُمُ الله، فَقَد نُودي فِيكُمُ بِالرَّحِيل»  اى مردم! كه خداوند رحمتش را بر شما ارزانى دارد، مجهز شويد جهت سفر آخرت كه بانك حركت به سوى آن ديار در بين شما سر داده شده است. و در ادامه این شعر جناب عطار را در آن جلسه قرائت کردند: 
با  خرد  دوش  در سخن  بودم           کشف   شد بر دلم  مثالی  چند
گفتم   ای   مایه   همه   دانش             دارم   الحق ز  تو سئوالی  چند
چیست   این    زندگانی    دنیا             گفت  خوابیست  یا  خیالی  چند
گفتمش چیست مال و ملک جهان        گفت درد است سر و وبالی چند
گفتم  اهل  زمانه   در  چه  رهند           گفت  در  بند  جمع   مالی  چند
گفتم  این  را  چه حالتست  بگو           گفت  غم  خوردن  و ملالی  چند
گفتم   او  را   مثال  دنیا  چیست           گفت   زالی   کشیده  خالی چند
گفتمش  چیست کدخدائی  گفت         هفته‌ای عیش و غصه سالی چند
گفتم این   نفس رام  کی   گردد          گفت : چون یافت گوشمالی  چند
موفق باشید
 

40515
متن پرسش

سلام استاد: مستند شما رو دیدم واقعا آموختم. کاش دعا کنید ما هم وظیفه محور در جهان پیش رو حضور واقعی و ثمربخش داشته باشیم. آن نکته ای که فرمودید از ندیدن دانش آموزان گریه می‌کردید واقعا تکان دهنده بود. اگر بر می‌گشتید حوزه رو به صورت رسمی و با فراگیری فقه ادامه نمی‌دادید؟ بنظرتون فقه ما توانمندی این رو داره نیازهای بشر کنونی رو کامل پاسخگو باشع چه توصیه ای به استعداد های علمی برای جامعه سازی دارید؟

متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: مهم، رویکرد ما به «فقه» و فقاهت است. فراموش نمی‌کنم سخن آن طلبه‌ای را که از حضرت روح الله «رضوان‌الله‌تعالی‌علیه» می‌پرسد، «در میان درس‌هایی که خوانده‌اید اعم از فقه و فلسفه و عرفان، کدام را مهم‌تر می‌دانید؟ ایشان می‌فرمایند فقه را. می‌پرسد فقه که چیز مهمی نیست. می‌فرمایند نخوانده‌ای. می‌گوید در حال مطالعه و درس دادن هستم. می‌فرمایند پس نفهمیده‌ای.» از این جهت که فقه، سابقۀ تدبّر و تفکر هزارساله‌ای می‌باشد که انسان اندیشمندی چون شیخ مفید بنیان‌گذار آن بوده است. و در این رابطه اگر امثال شهید مطهری‌ها آنچنان برجسته و ارزشمند شدند به جهت حضور در فرهنگ فقاهتی هست که در حوزه‌های علمیۀ ما جاری است با رویکردی همچون رویکرد علامۀ طباطبایی و حضرت امام و رهبر معظم انقلاب. موفق باشید  

40290
متن پرسش

سلام استاد: من خیلی به اصحاب سیدالشهدا فکر می‌کنم. احساس می‌کنم هرکدام نمادی و وجهه ای از انسانیت هستند. انسانیت نه به معنای تفکر رایج غربی روشنفکری و انسانیتی که ذیل ولایت تعریف میشه. هرکدام این پیغام رو میدن که اگر به ولایت و امام متصل شیم سعادت رو به دست اوردیم. مثلا جناب حر نماد این است که اگر گناه کردیم اما رحمت خدا هنوز هست و اتصال به امام باب ورود به رحمت است. جناب جون غلام سیدالشهدا نماد اینکه اگر جایگاه و اسم و رسمی نداریم مهم نیست به امام متصل شیم بزرگمان می‌کند. می‌شود باقی اصحاب رو هم از این منظر دید؟

متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: آری! و صد آری! چه بصیرت و هوشیاری در اصحاب حضرت سیدالشهدا «علیه‌السلام» بود که فهمیدند دارد تاریخی و میدانی گشوده می‌شود به وسعت جوابگویی به ظرفیت نهاییِ همۀ انسان‌ها و آنان با هوشیاریِ تمام خود را در آن میدان حاضر کردند که میدان حضور در نهایت نهایت‌ها است و این مائیم که باید با تعمق در سیرۀ اصحاب امام «علیه‌السلام» به ظرائف کربلا بیندیشیم و خود را در آن وسعت حاضر کنیم که آن، کربلای فردایِ فرداها است. موفق باشید         

40262

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش

سلام علیکم: در رابطه با سوال 40255 این نصب العین قرار دادن در ابتدای نماز است یا در تمام لحظات نماز؟

متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: چه فرقی می‌کند!!! بستگی به خود شخص دارد که بخواهد کجا خود را دنبال کند و به همین جهت در این موارد، انسان باید از حوزۀ پرسش به حوزۀ توجه حاضر شود. حتماً شنیده اید که جناب بودا با انگشت، شاره کردند که خدای را. ولی عده‌ای به جای حضور در اشارۀ جناب بودا، به انگشتِ ایشان نظر می‌کردند. موفق باشید 

40256

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش

حضرت استاد بیانیه ی حضرت استاد داوری اردکانی راجع به حمله ی اسرائیل و جنگ اخیر را قطعا مطالعه فرمودید. نظر مبارکتان چیست؟ این بیانیه را در چه نسبتی با افق بیانیه ی ایشان شب انتخابات می‌بینید؟ ایشان قصد دارند ما را در کدام افق حاضر کنند و نسبت ما با این حضور در افق انقلاب اسلامی چگونه باید باشد؟

متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: متأسفانه بیانه ای از ایشان جز خبر شهادت اقوام نزدیکشان ندیدم. موفق باشید

40210
متن پرسش

با عرض سلام و خداقوت خدمت استاد گرامی: از آغاز جنگ همواره خطری حس می‌کنم و آن اینکه جای نگاه‌ها و تحلیل‌های قرآنی و باطن‌بین به این نبرد بسیار خالی است. خط تحلیلی صدا و سیما نیز مدام بر قدرت تکنولوژیکی ما تاکید می‌کند و با پخش محتواهای هیجانی که ناشی از درگیری‌های ظاهری است سعی در ایجاد امید دارد. این روزها بازخوانی گفتارهای آوینی در روایت فتح شاید تنها ملجأ ای است که سعی می‌کنم با آن، چشم دلم را باز کنم و اینقدر فریب چشم سر را نخورم. بسیاری از دوستان رسانه‌ای و هنرمندم این روزها بی‌قرارند که کاری کنند ولی گویی در همان مناسبات مرسوم می‌افتند. از خودشان غفلت می‌کنند و صرفا در طلب اثرگذاری روی ذهن مخاطبین‌اند. آیا اولین وظیفه ما در این صحنه، رجوع به خودمان نیست؟ که این صحنه را واقعا چگونه می‌بینیم؟ (بسیاری این صحبت‌ها را حمل بر انفعال و کار بیهوده می‌دانند) براستی اهالی هنر و رسانه در این نبرد چه رسالتی برعهده دارند؟ لطف می‌کنید اگر پاسخی بفرمایید که بتوانیم در این صحنه به درستی رسالت خود را بیابیم و درگیر کارهایی که شاید بی‌بنیاد است نشویم.

متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: همۀ حرف آن است که انسان در تاریخی که پیش آمده جایگاه خود را نسبت به سنت های الهی «فهم» کند به آن معنا که بیندیشد راستی را! خداوند چه اراده‌ای در این میدان به میان آورده؟ و در این رابطه ذیل ارادۀ الهی، جایگاه خود را بیابد. وقتی ملاحظه می‌کنید جریان استکبار که مدعی احترام به آزادی و انسانیت بود، تا این اندازه رسوا شده و بحمدالله جبهۀ مقاومت و بخصوص ایران بزرگ، در این رابطه در جایگاهی قرار دارد که مصداق آیه‌ای است که می‌فرماید: «وَلِلَّهِ الْعِزَّةُ وَلِرَسُولِهِ وَلِلْمُؤْمِنِينَ» و هر طور فکر کنیم ملت ما در مقایسه با جریان آمریکا و رژیم صهیونی مصداق همان ایمانی است که طبق آیۀ فوق شامل عزت و پیروزی خواهد شد و وظیفۀ جریان‌های فکری و فرهنگی آن است که در این رابطه سخن‌ها و رهنمودهایی را به میان آورند تا معلوم شود هرکس در میدانی که پیش آمده است، چگونه خود را معنا کند. موفق باشید    

40179
متن پرسش

سلام به استاد گرامی: با تشکر از جوابگویی‌های شما به سؤالات ما، خواستم اگر ممکن است نظر خود را در رابطه با حمله اسرائیل و شهادت فرماندهان عزیز و پیام مقام معظم رهبری بفرمایید. 

متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: باز بصیرت تاریخی حضرت سجاد «علیه‌السلام» و این‌که فرمودند: «الحمد لله الذی جعل اعدائنا من الحمقاء» حمد خدا را که دشمنان ما را از احمقان قرار داد. از آن جهت که ما همواره در حرکت‌های توحیدی تاریخی‌مان، آغازگرِ تاریخی و جهانی در مقابل جبهۀ ظالم زمانه بوده‌ایم و دشمنان احمق ما گمان کرده‌اند با شهادت فرزندان انقلاب؛ حضورِ تاریخی ما متوقف می‌شود. در حالی‌که آری! امروز ایران عزیز با حمله رژیمی که از نظر هژمونی و آبروی تاریخی در بدترین موقعیت خود قرار دارد؛ معنای حقیقی خود را در افکار و اندیشۀ جهانِ انسانی بیش از پیش به ظهور آورده و اگرچه از یک طرف بنا به گفتۀ رهبر معظم انقلاب «رژیم صهیونی با این جنایت، برای خود سرنوشت تلخ و دردناکی تدارک دید و آن را قطعاً دریافت خواهد کرد.» از طرف دیگر آن‌که تجاوز آن رژیمِ فروافتاده از فرهنگ بشری، به ایران موجب شده است تا معنایِ تمدنی ایران در مقابل جبهۀ استکبار به ظهور آید و این بزرگ‌ترین لطفی است که خداوند از طریق دشمنانی این‌چنین فرومایه به ما عطا کرده و این است معنای درک تاریخی جایگاه حمله اسرائیل  به ایران در این زمانه که باید از این جهت نسبت به آن سخت اندیشمندانه اندیشید. موفق باشید.

40146

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش

سلام علیکم: شما در یاد است ویژه با موضوع (نقش خیال در نگاه ابن عربی) فرمودید: «۲۴- فرمود: «واللّه فی قبلةِ المصلی» خداوند در قبله‌ی نمازگزار است. یعنی او را در قبله‌ی خود تخیل کن و تو رو در روی او هستی» آیا منظور ابن عربی آن است که خدا را در یک صورت خیالی تصور کنیم، که در قبله ما قرار دارد؟ با تشکر!

متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: مهم آن است که نمازگزار با بصیرت قلبی متوجه حضور خداوند در قبله و افق  خود باشد مانند احساسی که ما از وجود و نفس خود داریم  بدون آنکه تصور خیالی از آن داشته باشیم. موفق باشید

40126

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش

سلام: این پرسش‌ها ناظر به پیام امام خمینی به مناسبت حج در سال ۱۳۶۶ است. - نسبت پیام امام با زمانه ما ۱. به نظر شما، این پیام چه حرفی برای جهان اسلام امروز دارد؟ ۲. آیا همچنان می‌توان آن را به عنوان یک نقشه راه برای «امت‌سازی» خواند؟ ۳. تأکید امام بر «حج ابراهیمی» در برابر «حج آمریکایی» در بستر کنونی روابط جهان اسلام با غرب چگونه قابل بازخوانی است؟ - پیام امام و بحران امروز فلسطین ۴. پیام امام خمینی در اوج سکوت جهانی درباره فلسطین، حج را فرصتی برای فریاد مظلومان معرفی می‌کند. با توجه به جنایات اخیر رژیم صهیونیستی در غزه و سکوت اکثریت دولت‌های عربی، این پیام را امروز چگونه می‌توان بازخوانی کرد؟ آیا همچنان کاربرد دارد یا به حاشیه رفته؟ ۵. در این پیام، «برائت از مشرکین» نه‌فقط یک مراسم که یک موضع تاریخی معرفی می‌شود. چرا امروز حتی این موضع‌گیری در سطح رسمی بسیاری کشورها به حاشیه رانده شده؟ نقش ساختارهای قدرت منطقه‌ای در این عقب‌نشینی چیست؟ ۶. امام در پیام خود از «امت اسلامی» سخن می‌گوید؛ اما امروز شاهد هستیم که بسیاری از دولت‌های اسلامی نه‌تنها در کنار فلسطین نیستند، بلکه عملاً با رژیم صهیونیستی همکاری اطلاعاتی و اقتصادی دارند. چه نسبتی بین این وضعیت و انحراف از گفتمان حج ابراهیمی برقرار است؟ ۷. چگونه می‌توان پیام امام را از سطح گفتار سیاسی به سطح کنش اجتماعی بازگرداند؟ در شرایطی که قدرت‌های رسمی منفعل‌اند، آیا «مردم» و «نخبگان فرهنگی» می‌توانند حاملان پیام حج در جهان اسلام باشند؟ - امکان بازسازی گفتمان حج ۸. آیا هنوز می‌توان به حج به عنوان امکان احیای وحدت امت و صدای مشترک مظلومان امید بست؟ یا باید به دنبال جایگزینی برای این کارکرد در مناسبت‌های دیگر باشیم؟

متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: در رابطه با جواب به این سوالات که هر کدام میدانی را برای تفکر مقابل انسان می‌گشاید پیشنهاد می‌شود حداقل کتاب «سلوک ذیل شخصیت امام خمینی» و کتاب «عقل و ادامه انقلاب اسلامی» را که هر دو روی سایت هست مطالعه فرمایید. البته بهتر است شرح صوتی هر دو کتاب نیز مد نظر باشد و یا به جلسات هم‌اندیشی و گفتگو با محوریت کتاب:سلوک ذیل شخصیت امام‌ خمینی [ره] که به صورت گفت و گو صورت می‌گیرد رجوع فرمایید.https://eitaa.com/soha_sima/4091 موفق باشید  

40035

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش

سلام استاد عزیز و گرامی. خیلی ممنون از وقت شما. سعی کردم تفکری را در رابطه با معماری در تاریخ انقلاب اسلامی پیش بیاورم. خیلی ممنون می‌شوم ملاحظه بفرمایید و راهنمایی کنید. بسم الله الرحمن الرحیم. معماری و سکونت در عهد تاریخی. معماری به عنوان سواد اعظم و به عنوان عُرف نشان می دهد که چه سنت هایی از هستی را شناخته است. اگر معماری و ساختن تقرب الی الله است حرکتی است از کثرت به وحدت، معرفت دارد. معماری «قل هو الله احد الله صمد» جامعیتی اشاره گونه. احساسِ غنی، تمامیت و تکمیل با افقِ به سوی او. گردآوری هر چیزی به نحوه هستی اش در فضا یعنی به چگونگی ایستادگی، گشادگی، بستگی و بازتاب بستگی دارد. هر مورد از تجسم بخشی به بازتاب آئینه وار چیزهای دیگر پرداخته و یکی از روش های هستی بین زمین و آسمان را به نمایش می‌گذارد. معماری در هماهنگی با شیوه ی همبستگی آدمیان برپا می‌شود. شهر انقلاب اسلامی گویی میخانه است، مناسبات بین انسان ها، محل عبادت است. معماری حقیقی در تاریخ انقلاب اسلامی از کجا شروع می‌شود؟ (غم دلدار فکندست به جانم شرری / که به جان آمدم و شهره بازار شدم / در میخانه گشایید به رویم شب و روز / که من از مسجد و از مدرسه بیزار شدم) گشودگی ها افراط و تفریط تعادل در گشودگی. اگر پوشیدگی وجود نداشته باشد در پیدایی معنای گشودگی از دست می‌رود رویکرد عملکرد گرایی و رویکرد معنا گرایی و شاعرانگی در تاریخ انقلاب اسلامی به یگانگی می‌رسد. زیرا اعمال حقیقی خود معنا بخش شعر زندگی هستند. خانه ها معرف نوع ارتباط بین انسان ها است. پوشش نیز ارتباط بین انسان ها را نشان می‌دهد. و حجاب نیز گردآورنده امر چهارگانه است. هر معماری، سلسله نسبت هایی را در انضباطی حقیقی برای انسان فراهم می‌کند. نسبت های ضبط شده در عالم معماری انسان در میان چه نسبت هایی است؟ پذیرش اعمال و یا شخصیت ها کافی شاپ های مدرن و یا چایخانه های سنتی؟ میکده ی شهری خمینی چه نشانه ها و شاخصه هایی دارد؟ هر معماری یک سوره است و یک عالمی دارد و به حقیقتی اشاره می‌کند. (نوع دیوار بافت جنس مصالح ارتفاع ضخامت سنگ آجر صافی برجستگی) هویت انسانی که از کنار دیوار می‌گذرد؟ چقدر او از نقش بستن دیوار در نفسش، حقیقت خودش را احساس می‌کند و انسانیتش و شعورش و شخصیت بلند و روح نورانی اش چقدر آشکار می‌شود؟ آیا آن نحوه ساختنِ دیوار، توفیق همجواری با انسانیت را دارد؟ اگر انسان انسانیتش را ظهور داد خودش را تازه پیدا می‌کند. و اینگونه انسانیت مبنی انتخاب هر چیزی می‌شود. درهای رنگی قدیم روح زندگی بود تجمل نبود. همچنین حضرت رضا می فرمایند دیوار خانه ها را سفید کنید. گشودگی و باز بودن به شخصیت محیط گشودگی ها؛ پیوند بین فضاها و ارتباطات بازشو ها، باب ها (باب الرحمه) (باب الله) احساس و شخصیت یک درب و ورودی و ارتباط برقرار کردن و مراتب «ورود به یک حقیقت» ما به استقبال چیزی می رویم که وجوه متفاوت دارد و این وجوه متفاوت رجوعی دارند به اِمکان ما عبارت جدا کننده؛ و حفظ حریم؛ کاملا از دو روح متفاوت صحبت می کنند برای طراحی جدا کننده ایده ها و مصالح و شکل و رنگ متفاوت است از ایده پردازی برای حفظ حریم در نهج البلاغه آمده است؛ از خدا بترسید و تقوا پیشه کنید که شما در پیشگاه خداوند مسئول بندگان، شهرها و آبادی ها هستید. زیرا از همه چیز حتی از خانه ها و حیوانات بازپرسی خواهد شد. خدا را اطاعت کنید و او را عصیان نکنید. هر نیکی دیدید آن را انتخاب کنید و از هر شری اعراض کنید. سه دری و پنج دری / ابواب بهشت و عدد فرد کیفیت بازشو ها و گشودگی ها؛ یک گشودگی بزرگ و یا چند گشودگی کوچک همگی معنای متعلق به خود را دارند. اینکه در عین گشودگی حریم فضا را گرامی می‌داریم و با نگه داشتن حریم فضا را تعریف می‌کنیم ما مسئولیم در اینکه بابِ چشم گوش قلب ببندیم و باز کنیم. باب، وجودی است. اذن می‌خواهد. گشودگی باید ورود نرم را فراهم کند، طیف دار، باشد شرایط تغییر معنا را فراهم کند، مراتب ایجاد کند. القا داشته باشد. (حتی با دیوار کوتاه پایین آستانه نیز معنا عوض می‌شود) یعنی «وقتی» برای ورود! «وقتی» برای عبور و تعبیر و حضور ... حضور در سکونت انسان انقلاب اسلامی. حضور در سکونت دیگری و حضور در سکونت خویشتن سکونت ارتقا یافته؛ مکان مصلی و ملکوت صله رحم و سکونت؛ فرم ها و شاکله ها زبانی هستند که نسبت بین انسان و خدا و زمین و آسمان را بیان می‌کنند نشانه های خانه عنکبوت در سکونت های دنیای مدرن کدام است؟ و سکونت در سستی چیست؟ معماری های آشفته حال مابین معابر سردرگم در زمانه ما نشان از چیست؟ مکان و کالبد شهری باید نسبت انسان و خدا و زمین و آسمان را به زیبایی گرد آورد. این زیبایی کدام است؟ بعضی از گشودگی ها انسان را فرامی‌خواند، یا از نظر بصری توجه جلب می‌کند، یا ترس و واهمه ایجاد می‌کند یا تفاجر و شکوه خیالی ایجاد می‌کند. گشودگی ها در انقلاب اسلامی ساده بی ادعا متواضع حکیمانه و پر ظرافت و ملایم است. (ارتفاع، عمق، شکل، مصالح، نقش، رنگ، مقیاس) معماری زبان است. زبان ساختاری دارد، در و دیوار دارد، به پنجره ی قلب شنونده باز می شود. انسان عین ربط است و فضاهای ارتباطی و گشودگی ها و درها و پنجره ها در ایجاد ارتباط بین انسان ها و اصلاح ذات بین موثر هستند. زیبایی وجودی ایی میزان است، که تربیت در آن باشد. زیبایی هایی که راه تفکر را بگشاید و عالم را به تو نشان دهد. با تدبیر استعداد های محیط به صحنه بیاید و در فرآیند دانش بنیان حقیقی ایجاد شود. آیا معماری که تربیت در آن باشد، می تواند از نظر زیبایی میزان باشد. زیبایی هایی که در به سوی او بودن ایجاد شود. و به سوی او بودنِ اکنون، در تاریخِ انقلاب اسلامی معنا می شود. زیبایی های جهت مند. زیبایی های به سوی او. (با نفی شیطان و نفی خود) تربیت در معماری و امر گردآورنده کدام است؟ چگونه معماری می تواند عالم ربوبی را نشان دهد؟ و اساس تربیت را اشاره کند؟ آیا جز این است که فضایی برای عبودیت بنا کند؟ شهر مکانی است برای دیدار با عالم انقلاب اسلامی. برای دیدار دگرگونی آسمانی به سمت تعالی. مومنین برای انکشاف عالم ایمان انسان های دیگر گرد هم جمع می‌شوند. شهر در کدام تقدیر تاریخی قرار گرفته است هلاکت یا سعادت؟ قدر و اندازه ی شهر چقدر است؟ مکان های تاریخی چگونه موعظه می کنند؟ همان معماری ها که ساکنان را هلاک کرده امروز به زیبایی ستوده میشوند. (گردشگری و کا خ پادشاهان و جذب سرمایه) خداوند می فرماید : "من گنج مخفی هستم دوست داشتم شناخته شوم". و معماری نقشه ی گنج است نه خود گنج . معماری کردن عملی است که بر مبنای توحید باید باشد. و زندگی طواف حق است. آیا تصویر شهدا بر تابلو ها و اسم آنها بر معابر می تواند در تاریخ انقلاب اسلامی دگرگون کننده معماری ها باشد؟ یگانگی بین شهدا و مکان چگونه تحقق میابد؟ شخصیت شهدا چگونه در کالبد شهر و معماری اثر میگذارد و فرم ها را دگرگون میکند؟ و بر دیدار ها و آشنایی ها وضوح می بخشد؟ شهر مکانی است که در آن دیدار با انقلاب اسلامی صورت میگیرد. دیدار با تاریخ؛ دیدار با صفویه و سیروا فی الارض اگر شهر سواد اعظم است. ثواب و گناه را میشناسد. بیداری و غفلت را می شناسد. شهر اسلامی بدون جمع مومنین، شهر اسلامی نیست. اگر خرمشهر شهری است در آسمان که خدا آن را فتح کرده است، شهر صحنه ایثار ها و فداکاری هاست. صحنه ی تقوی و گشایش هاست. تعبیر شاعرانه از معماری، گاهی به بیراهه میرود. آنجا که ظرف و مظروف جا به جا میشوند. معماری در انعکاس زندگیِ شاعرانه، ایجاد میشود. تا صدای شعر زندگی و حضور دوست از لابه لای در و دیوار آن شنیده شود. در معماری مدرن تعابیر شاعرانه از فرم، عرصه معماری را به خیال می کشاند و از حقیقت دور میکند. شهر صحنه دیدار با امکان ها و فرصت های تاریخ انقلاب اسلامی است. صحنه انتخاب های تاریخی است. صحنه صبر است. چه نکاتی در تعین معماری و شهر موجب سستی غفلت و یا عجله و شتاب در جمع مومنین می شود. جمع مومنین و شهر اسلامی را بازخوانی کنیم؟ چه ایمانی مد نظر است و چگونه شهری را میخواهد؟ معماری شعری در وصف انسانِ انقلاب اسلامی میگوید. کدام وجه در اخفا و کدام وجه در افشاست؟ عالم غیب و عالم شهادت برای انسان انقلاب اسلامی چه انعکاسی در فرم و تقوی شاعرانه دارد؟ دستاورد های وجودی و معانی در چه تعینی از معماری، اشاره پذیر میشوند؟ تزکیه در معماری های انقلاب اسلامی اهمیت دارد. تزکیه و پاکی گمشده ی انتخاب های معمارانه است. و انسان انقلاب اسلامی در کثرت و تنوع انتخاب های مدرن خود را به فراموشی می سپارد. گشودگی در و یا پنجره در دیوار؛ و یا بافت و نقش و نگار بر روی دیوار چه میگوید؟ میزان هم ندایی و آشنایی با انسان انقلاب اسلامی که از جوار آن عبور میکند چیست؟ او را می شناسد؟ یا بیگانه است؟ دیوار بی تفاوت، دیوار خشن، دیوار خودبرتربین، دیوار دلسوز، دیوار با بصیرت و با معرفت، هوشیار و امانت دار ... گشوده بودن صفا داشتن امادگی برای فداکاری و ایثار، همگی صفاتی هستند که دیوار انقلاب اسلامی در خود دارد. از نظر معرفت نفس، انسان هر چه در بیرون با آن مواجه میشود را از عالم بالا میگیرد و در وجود نفس خودش ایجاد میکند و به آن علم پیدا میکند. چگونه معماری میتواند کمک کند انسان حقیقت انقلاب اسلامی را درخود بیابد؟ انسانی وسیعتر و متمرکزتر و آسمانی تر ویژگی های گشودگی در فرم و تناسبات و یا به عبارتی شخصیت گشودگی، و یا شخصیت پردازی برای گشودگی می تواند انسان را به واقعیت یا به وهم راهنمایی کند. اینکه به انسان امکان و وجود و حضور بدهد. وقتی تعین گشودگی در هست خویش مستقر باشد. انسان را به اکنون بیکرانه جاودان سوق میدهد. این گشودگی در شخصیت معمار و سازنده باید تحقق یافته باشد تا در اثر معماری منعکس شود. گشودگی اگر عدالت داشته باشد حق هر چیزی را ادا میکند. حق نور، هوا، دیدار، شنیدار، علم و آگاهی، حفاظت و امنیت، پیدایی و پوشیدگی، و همچنین توسط این گشودگی فضا در سلامت و تعادل قرار میگیرد. ولی در دنیای مدرن، اینکه برای نمای بهتر، گشودگی ها در شخصیت پردازی جداگانه از ساختمان طراحی میشوند که ساختمان را جلوه دارتر کنند. دوگانگی و بیگانگی انسان مدرن را نشان میدهد. زیرا در دنیای مدرن گشودگی ها گمراه کننده و غفلت زا هستند. گشودگی ورودی هتل لوتوس پارسیان خیابان امام رضا (ع) در مشهد؛ معماری عجیبی دارد ، استوانه ی بلند بیضویِ شیشه ایی که انسان را سردرگم میکند و به هم میریزد. زائر (انسانی که انسانیت را ملاقات کرده) وقتی از حرم بیرون می آید و از کنار این گشودگی عبور می کند از عدم فهم و درک چنین معماری از حضور و عالم وجود، به تفکر واداشته میشود. که معماری به کدامین سمت میرود و چگونه راه متعالی شدن و ارتقا یافتن را در انحطاط وجودی جستجو میکند. انسان با قرار گیری در معماری، در یک اشاره قرار میگیرد و پرتوهای عالم آن معماری وجود او را سمت و سو میدهند. اثر وجودی معماری بر انسان قابل درک است ولی اینکه اشاره بودن عالم معماری در حجاب می رود و معماری منهای اثر وجودی اش ارزیابی می شود جای سوال است. اینکه پرتو های عالم معماری چقدر انسان و ایمانش را با او در میان میگذارند، چقدر برای ایمان انسان مانع ایجاد میکند و آن را به تاخیر می اندازد و چقدر زمینه ظهور ایمان را فراهم میکند، اهمیت دارد. ایمان و تناسبات ایمان در تاریخ انقلاب اسلامی کدام است؟ جایگاه ایمان های مرتبط در سکونت ها و معماری های ما کدام است؟ ( اتاق های مرتبط و مسیرهای حرکتی متنوع ) اگر معماری با صداقت باشد می توانیم بگوییم؛ پرتوهای عالم معماری، صدقه جاری است. تصدیق حقیقت است. و جان و جانانِ انسان بعد از این را نیز تصدیق میکند. خیلی ممنون از راهنمایی شما

متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: همان‌طور که عرض شد موضوع معماری در این زمانه امری است در جهان بین دو جهان و همۀ آنچه فرموده‌اید را باید شخص معمار مبتنی بر تصوری که منجر به بنایی می‌شود؛ به میان آورد. همان‌طور که مثلاً ما در فضای مساجد سنتی و یا خانه‌های سنتی هرچند هم که ساده باشد به جهت نوع فضا و بنا، احساس می‌کنیم در همان جایی هستیم که باید باشیم، گویا در مغز جهان حاضر شده‌ایم و این‌جا است که می‌بینیم حتی مساجد، محل و مأوای حضور طولانی اهل سلوک می‌شده. مثلاً ۴۰ روز تقریباً همۀ وقت خود را با حضور در مسجد تجربه می‌کرده است. موفق باشید

40018

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش

سلام استاد: حالتون خوبه؟ ۱. تطهیر اجتماعی رو واسم توضیح بدین؟ ۲. پولورالیسم معرفتی چیه؟

متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: مطلبی تحت عنوان تطهیر اجتماعی در ذهن ندارم مگر همان رعایت اخلاق نسبت به افراد با در نظرگرفتن قواعد جامعه. در مورد پولورالیسم معرفتی می‌توانید به سایت‌های https://ensani.ir/fa/article/6563/%D9%86%DA%AF%D8%A7%D9%87%DB%8C-%D8%A8%D9%87-%D9%BE%D9%84%D9%88%D8%B1%D8%A7%D9%84%DB%8C%D8%B3%D9%85-%D9%85%D8%B9%D8%B1%D9%81%D8%AA%DB%8C و http://pajoohe.ir/%D9%BE%D9%84%D9%88%D8%B1%D8%A7%D9%84%DB%8C%D8%B3%D9%85-%D9%85%D8%B9%D8%B1%D9%81%D8%AA%DB%8C__a-17992.aspx و https://fa.wikipedia.org/wiki/%DA%A9%D8%AB%D8%B1%D8%AA%E2%80%8C%DA%AF%D8%B1%D8%A7%DB%8C%DB%8C_%D8%AF%DB%8C%D9%86%DB%8C رجوع فرمایید. موفق باشید

40004

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش

عزیزی در پرسش شماره ۲۹۶۸۶ فرموده بود که هدف از تجلی جلالی و قبضی که حاصل می‌شود، این است که عیب های بنده به او نشان داده شود و عیب ها را برطرف‌کند. همچنین فرمودند که شما در مبحثی دیگر فرموده‌اید که اوایل سلوک دری باز می‌کنند و راهی را نشان می‌دهند و بعد آن احساسات معنوی از میان می‌رود و می‌گویند حالا این راه را طی کن. خواستم اگر می‌شود در مورد تجلی جلال خداوند یا غنای ذات ابدی و همین جلال بعد از جمال اندکی بیشتر توضیح بدهید یا اگر جزوه‌ای، کتابی، درس‌گفتاری برای مطالعه هست، معرفی بفرمایید. و سوال دوم هم اینکه آیا آن احساسات معنوی که در ابتدای راه سلوک برای آدم پیش می‌آید و نور حق را در موجودات و در جای جای زندگی می‌بیند، واقعا برای همیشه از میان می‌رود؟ سوال سوم اینکه اگر گناهی انجام داده باشیم که این قبض، حاصل آن گناه باشد، چه باید کرد؟ توبه کردن، عمل صالح انجام دادن و صبر کردن کافی است؟ با چه نگاهی باید به این مسئله نگاه کنیم؟ سوال چهارم اینکه اگر امکانش هست لطفا مطلبی که فرموده‌اید اوایل سلوک دری را باز می‌کنند و بعد آن را می‌بندند و می‌گویند راه را طی کن را مشخص کنید. اگر لینکی بدهید یا عنوانش را بگویید متشکر می‌شوم. سپاسگزارم؛ التماس دعا.

متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: این قاعدۀ سلوک است و هرکس در راه قدم گذاشت، خودش متوجۀ تجلیات جمالی و جلالی می‌شود. اگر مایل باشید به طور مفصل این موضوعات را دنبال فرمایید خلاصۀ شرح کتاب «گلشن راز» از جناب شبستری روی سایت هست. خوب است به آنجا رجوع شود. https://lobolmizan.ir/leaflet/1609?mark=%DA%AF%D9%84%D8%B4%D9%86%20%D8%B1%D8%A7%D8%B2. در مورد سؤال سوم، نظری به جواب سؤال شمارۀ 39991 بیندازید خوب است. قسمت چهارم سؤال نیز در شرح «گلشن راز» به خوبی از آن سخن‌ها به میان می‌آید. موفق باشید

39986
متن پرسش

سلام: با چه عینکی بنگریم که ایرانِ فلجِ اقتصادی امروز را برنده ۱۰ سال آینده ببینیم و چرا باید این را قبول داشته باشیم؟ بنده قلبم می‌گوید ایران رو به پیشرفت است ولی عقلم می‌گوید رو پسرفت! چه کنیم از این تضاد؟

متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: در این مورد عرایضی با نظر به آینده‌ای که در پیش داریم شده است. مسلّماً اساس انقلاب اسلامی که ایران عزیز در این تاریخ حاضر شده است، بر تقواست و اوج مقابلۀ استکبار نیز به جهت همین اساس است و این سنت الهی است که مسلّماً حیله‌های دشمن ایران شکست می خورد. مهم صبر و شکیبایی است که باید ما در این مورد داشته باشیم که بحمدالله مردم عزیز ما با همۀ این سختی‌ها به خوبی صبر پیشه کرده‌اند. به عاقبت انقلاب اسلامی ایران از زبان رهبر حکیم انقلاب توجه فرمایید https://eitaa.com/gharargaheheirat/3137 این پیش‌بینی حقیقتاً پیش بینیِ حکیمانه‌ای است، ملاحظه کنید چه اندازه با قاطعیت متذکر و متوجۀ آیندۀ درخشان ما هستند. خدا می‌داند این حقیقی‌ترین سخنی است که این مرد الهی نسبت به آیندۀ ما متوجه شده‌اند زیرا سنت‌های الهی را می‌شناسند. https://eitaa.com/matalebevijeh/19290 موفق باشید  

39458

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش

سلام استاد وقت بخیر: سوالاتی در رابطه با نظریه زندگی موازی و دنیاهای موازی در ذهن داشتم در جواب سوال اولیه در پاسخ فرمودین نوعی غفلت از مراتب وجود و عوالم متعالی در میان است. در اینجا سوالی داشتم برخی از افراد که به تناسخ معتقد می شوند شواهدی برای این موضوع ارائه می دهند برای نمونه خواب های شخص و یا تجربیات شخص در بیداری نسبت به شخصیتی دیگر در زمانی دیگر با فرض آنکه یک یا حتی چد نفر انسان مدیوم که چشم اون ها باز است تایید کنند که در این تجربه ها پای موجود ظلمانی و غیره در کار نبوده (با همه ریزه کاری های آن اعم از حضور یا کنترل ذهن از راه دور و ...) و یا حتی اشخاص متعدد مدیوم که چشم اونها باز است چنین تجربیاتی را به تعداد زیاد داشته باشند و البته قطعا تناسخ را مردود می دانیم و روایت صریح در این موضوع داریم این تجربیات چگونه قابل توجیه هستند (در اینجا فرض بر صحت و ظلمانی نبودن تجربیات اینچنینی شد و فعلا فرض شد شواهد این افراد مدیوم صرفا در حد همین تجربیات باشد) سوال دیگر: شیاطین قبلا چگونه از آینده خبر می دادند (تنبین استراق سمع از آسمانها به چه صورت است) الان چه محدودیتی دارند که نمی توانند این کار را انجام دهند و برای آنها خطر دارد.

متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: ۱. همان‌طور  که متوجه می‌باشید جناب صدرالمتألهین در نفی تناسخ در ابتدای جلد هشتم «اسفار» نکاتی دارند که می‌توانید آن نکات را در کتاب «معرفتِ نفس و حشر» که روی سایت هست، ملاحظه کنید. ولی این‌که شیاطین روح‌هایی را در اختیار می‌گیرند و در آن‌ها القائاتی می‌کنند؛ بحث دیگری است و این موضوع، عرض عریضی دارد. اشاراتی در کتاب «جایگاه جنّ و شیطان و جادوگر» در این مورد شده است. ۲. در مورد سأال دوم، فکر می‌کنم عرایضی که در بحث سوره «جنّ» شده کمک کند تا در این مورد بیندیشید. در کتاب «جایگاه جن ....» اشاراتی هست. موفق باشید

38983

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش

سلام و نور: وقت بخیر استاد. جایی شنیدم که کسی می‌گفت به طور علمی اثبات شده است که جسم ما در اتصال روح ما به کائنات نقش دارد لذا کسانی که در جسم خود تغییر ایجاد می‌کنند، دست به عمل‌های جراحی زیبایی می‌زنند، در اتصال روح با ملکوت و غیب اختلال ایجاد می‌کنند آیا این مطلب مبنای دینی دارد؟ آیا صحیح است؟ می‌شود گفت علت اینکه خیلی از کسانی که عمل زیبایی انجام می‌دهند و مثلا می‌گویند این بینی زشت است و روی اعصاب من است، اگر بینی را عمل کنم به آرامش می‌رسم و دقیقا بعد از عمل آشفته تر می‌شوند و به دنبال تغییرات جدید برای رسیدن به آرامش هستند هم همین است؟

متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: آری! نسبتی بین جسم و روح هست و نسبتی بین روح و عالم ملکوت در میان می‌باشد. ولی این اندازه تغییراتی که می‌فرمایید در بدن انجام می‌شود؛ در ساختار کلی جسم نمی‌تواند نقشی اساسی داشته باشد تا نسبت بین روح انسان و عالم ملکوت را مختل کند. موفق باشید

38807

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش

سلام استاد گرامی. ببخشید سوالی در مورد سکته داشتم. ا...........................

متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: ممکن است انسان با اعمال خود خطاهایی پیش آورد، ولی تقدیر انسان‌ها امری است که به خودشان مربوط است و مقدرات الهی. موفق باشید

38802

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش

عرض ادب و سلام خدمت استاد طاهرزاده گرامی: استاد با توجه به اینکه انسان باید عملی را انجام دهد تا جزا و پاداش بدهد پس به نظر شما آیا درست است که بگوییم دوری از رحمت خدا و خدازدگی اینطور است که خدا قدرت انتخاب راه درست را از شخص مغضوب می گیرد؟

متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: به نظر می‌آید دوری از رحمت خداوند موجب همین امر می‌شود که می‌فرمایید. موفق باشید

38595

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش

با سلام: استاد گرامی برایم سوال هست که حالاتی که در انسان در اوج لذت و رفاه دنیایی رخ می دهد که منجر به افسردگی شخص می شود چه حالتی است؟ جوابی که به نظر خودم می رسد این است که شاید دعوت او به بالاتر از دنیا باشد و پرشدن خلا وجودی و ارتباط با رب العالمین.

متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: به نظر بنده نیز همین طور است زیرا انسان بخصوص انسان جدید ظرفیت وسیعی دارد که لذّات دنیایی قانعش نمی کند و هر اندازه در آن ها بیشتر غرق شود، بیشتر احساس پوچی می نماید زیرا جواب حقیقی به جانش نداده است. موفق باشید 

38456

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش

عنوان: موضوع فداشدن. با سلام و احترام. در مورد حدیثی که در کافی شریف مضمون به این معنا آمده که خداوند امام کاظم علیه السلام را مخیر کرد بین آمدن بلا بر شیعیان یا خودشان یکی را انتخاب کند و حضرت بلا بر سر خودشان را قبول کردند؛ لطفا راهنمایی بفرمایید این فدا شدن چیست؟ در مسیحیت هم چنین اعتقادی هست که حضرت مسیح علیه السلام به دار آویخته شد به جای جرم امت.

متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: در این موارد لازم است که عین حدیث آورده شود. موفق باشید

38386

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش

سلام علیکم: آیا این سخن درست است که: خداوند در ظهور با مخلوقات عینیت دارد نه از نظر ذات؟ با تشکر!

متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: تنها می‌توان گفت انوار اسماء الهی در مخلوقات به تجلی می‌آیند. موفق باشید

38358

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش

با سلام: شما در چندین جا از آثار خودتان بیان کردید که تشکیک در وجود ملاصدرا برای آموزش بوده است. آیا سخن شما بدین معناست که اصالت وجود، تشکیک در وجود و... نظر گاهی که ملاصدرا بیان کرده همه کشک است. آیا ملاصدرا این مطالب را بیان کرده تا عرفان را توجیه کند؟ لطفاً توضیح کامل بفرمایید و با چند کلمه پاسخ را سر هم بندی نفرمایید!

متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: آری! وقتی بناست از طریق صدرا سخن عرفا تبیین شود، عرفا معتقد به تشکیک در ظهورند و بنده نیز در شرح بحث عرفانی کتاب «از برهان تا عرفان» متذکر این امر بودم. ولی وقتی بناست در نگاه فلسفی به «وجود» به عنوان حقیقت ذات مشکک نظر کنیم، آن‌جا حقیقتاً «وجود» تشکیکی است. موفق باشید

38349

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش

با سلام خدمت استاد گرامی: کانال های مخالف دین می گویند که شفا یافتن ها بخاطر فشار روانی هست و برای همین همگی از نوع عصبی و شبیه آن هست ناشی از اراده و تلقین و جو محیط هست و اگر غیر از این می‌باشد چرا تا حالا کسی که دست یا پا ندارد یا معجزه معنوی دست و پا پیدا نکرده است؟ جوابی که به ذهن من می‌رسد این است که شاید تا حالا یک نفر بی دست توسل لازم را پیدا نکرده و دوم اینکه شاید همچین معجزه ایی بهانه را از دست بی دین ها می گیرد و خدا طبق حکمتش همیشه بهانه ایی برای تکذیب کنندگان می گذارد.

متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: در این رابطه باید مانند جناب ابن سینا متوجه نقش نفس ناطقه در تعادل بدن بود وگرنه هیچ‌وقت این نوع مشاجره‌ها نتیجه به بار نمی‌آورد. موفق باشید

38209

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش

با عرض سلام و ادب و احترام: اینکه در مورد توبه در کتاب معرفت نفس فرمودین شرط توبه ان است ک انسان بنا را بر آن بگذارد که شخصیت جدیدی پیدا کنه یا در کتاب عالم انسان دینی که تا عالم انسان عوض نشه جایگاه دستورات دینی روشن نمیشه. سوالم اینه ک چگونه شخصیت جدید پیدا کنیم یا وارد عالم انسان دیندار بشیم؟ سپاسگزارم.

متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: در توبه دیگر آن انسان نباید برای گناهی که مرتکب شده، ارزش قائل باشد و از این جهت در فضا و شخصیت دیگری قرار می‌گیرد. موفق باشید

نمایش چاپی