سلام علیکم: شهید مطهری در کتاب انسان کامل میگوید «توحید، نزد آنها معنی دیگری دارد، توحید آنها وحدت وجود است، توحیدی است که اگر انسان به آنجا برسد همه چیز شکل [حرفی] پیدا میکند. در این مکتب انسان کامل در آخر، عین خدا میشود، اصلا انسان کامل حقیقی، خود خداست و هر انسانی که انسان کامل میشود، از خودش فانی میشود و به خدا میرسد.» البته نظر عرفاست. آیا واقعا انسان عین خدا میشود؟ لطفاً اگر ممکن است توضیحی بفرمایید!
باسمه تعالی: سلام علیکم: به آن معنا که انسان های کامل مظهر اسمای الهی هستند و در همین رابطه قرآن که مىفرمايد: «وَ لِلَّهِ الْأَسْماءُ الْحُسْنى» خداوند را اسماء حسنایی هست؛ حضرت صادق «علیهالسلام» فرمودند: «نَحْنُ وَاللهِ اسْماءُ الْحُسْني ...»؛ به خدا سوگند ما اهل بيت، اسماء حسناى الهى هستيم. موفق باشید
با سلام: شخصی خدمت معصوم (ع) آمد. درباره خدا پرسید. حضرت فرمود: آیا تا حالا سوار کشتی شده ای. هنگامی که کشتی می خواهد غرق شود و... در قضیه بالا چگونه به خدایی که هنگام غرق شدن به او توجه میکنیم \، در شرایط عادی با او روبرو شویم؟ با تشکر!
باسمه تعالی: سلام علیکم: اتفاقاً همان خدا در جان ما حاضر است و باید سعی کرد به آن خدا نظر داشت. موفق باشید
با سلام: چگونه انسان میتواند هویت تعلقی و عین ربط بودن خودش را احساس کند و بچشد؟ با تشکر!
باسمه تعالی: سلام علیکم: بستگی به عبور از ماهیت و حضور در «وجود» دارد تا انسان را در نسبتی حاضر کند که خود را در نسبت با هستی عین ربط بیابد. موفق باشید
با سلام: آیا هر آنچه که صورت علمی خداوند است، وجود پیدا میکند؟ یعنی آیا میشود یک صورت علمی در خداوند باشد که هیچگاه وجود پیدا نکند؟ با تشکر!
باسمه تعالی: سلام علیکم: نمیدانم. موفق باشید
سلام علیکم: فرق کفر با نیهیلیسم چیست؟ انگار خیلی شبیه هم هستند ولی نمیدونم فرقش چیه خیلی ها که امروز احساس نیست انگاری دارن فکر میکنن کافر شدن.
باسمه تعالی: سلام علیکم: کفر، انکار حقایق است در حالیکه در نیهیلیسم لازم نیست انسان کافر باشد، بلکه گرفتار احساسی میشود که خود را در نزد خود از ظرفیتی که دارد، بیگانه مییابد. موفق باشید
با سلام و تحییت خدمت شما استاد طاهرزاده: بنده یه سری مسائل شرعی را سختم هست تذکر بدهم. آیا شما راه حلی سراغ دارید که بتوانم راحت تر این مسائل را تذکر بدهم؟
باسمه تعالی: سلام علیکم: همین طور که متوجه شده اید بالاخره نمیتوان مستقیماً به افراد تذکر داد. عمده آن است که در بستر رفاقتهایی که پیش میآید، بتوانیم آن نوع تذکرات را بدهیم. موفق باشید
با سلام و احترام: برای فردی که عازم سفر به مکه هست، و در سطح سواد عامه اطلاعات دارد، چه محتوایی را پیشنهاد میفرمایید؟
باسمه تعالی: سلام علیکم: عرایضی در جزوات «حقیقت حج» و «وظیفه حجاج در سفر برگشت از حج» شده است. جزوات آن را میتوانید در سایت دنبال بفرمایید. موفق باشید
سلام بر استاد گرامی: حتماً در جریان هستید که آقای سلیمانی اردستانی در رابطه با برخورد خلیفه دوم و بعضی از اطرافیان او با حضرت زهرا (س) و آتش زدنِ خانه، صحبت هایی کردهاند که اساساً خانه ها در آن زمان در نداشته است و آقای حامد کاشانی در یک مناظره ای که با ایشان داشتند دلایلی آوردهاند که اتفاقاً آن خانه در داشته و حضرت زهرا (س) به جهت احترامی که عموما مردم برای ایشان قائل بودند حتی آنهایی که اطراف خانه حضرت را گرفته بودند تا خانه را آتش بزنند، آمدند تا متذکر شوند کارشان غلط است و به حرمت حضرت زهرا (س) اتفاقاً عدهای برگشتند. حال نظر جنابعالی در این رابطه چیست؟
باسمه تعالی: سلام علیکم: آن مناظره را کاملاً گوش دادم. جناب آقای حامد کاشانی نخواستند وارد یک جدال تند با آقای اردستانی بشوند. اتفاقاً با دلایل کافی، روشن کردند از نظر تاریخی، آن خانه و خانۀ بسیاری از مردم مدینه در داشته است و حتی روشن نمودند که چگونه تاریخ، جنسِ چوب درب خانۀ جناب عایشه را ثبت نموده است و خواستند برای آقای اردستانی روشن کنند که چگونه از یک طرف، مدعی هستند نباید به تاریخ چندان اعتماد و استناد کرد و از طرف دیگر، خودشان به نکاتی از تاریخ استناد میکنند که جوانب آن را نمیشناسند. به نظر میآید تذکر جناب استاد زادبر نیز در این رابطه قابل استفاده است https://eitaa.com/Politicalhistory/9415 آری! اگر ما آنطور که استاد زاد بر میفرمایند با نظر به معارف عمیق الهی و با توجه به جایگاه تاریخی امامان معصوم با بشر جدید به گفتگو ننشینیم، آری باز اردستانیها تکرار میشوند زیرا متوجه بشر جدید و مسائل امروزین او در نسبت با خودش نشدهایم تا حساسیت حضور جناب ملاصدرا و موضوع اصالت وجود و انسان شناسی به سبک صدرایی برایمان روشن شود، امری که حضرت روح الله «رضوان الله تعالی علیه» آنچنان بر او تاکید کردند و رهبر معظم انقلاب میفرمایند: «فلسفه در اسلوب و محتواي صدرايي، جاي خالي خويش را در انديشه انسان اين روزگار ميجويد و سرانجام خواهد يافت» مشکل امثال آقای اردستانیها آن است که بدون برخورداری از معارف الهی و اسلامی برداشتهای سطحی خود را دنبال میکنند. موفق باشید
سلام استاد: تشکر از این که وقتتون رو به پاسخ سوالها اختصاص میدید. بعد از جلسه اخیر شما در مورد بانو امین، یه سوال بسیار جدی مطرح شده که چه طور بانو امین در تفکر شما پیدا میشه در حالی که هیچ جای دیگری این بانو امین دیده نمیشه و خیلی خوش حالیم که شما عظمت ایشون را متذکر میشید. میشه کمی بیشتر از این بنیان فکری بفرمایید؟
باسمه تعالی: سلام علیکم: «ای بسا شاعر که بعد از مرگ زاد». در نگاه هرمنوتیکی که نظر به تاریخی است که از دیروز تا اکنون و فردا، ما را در برگرفته؛ اندیشیدن و اندیشه اقتضاء میکند که با نگاه هرمنوتیکی در دیروز اصیل خود حاضر باشیم تا در اکنون و فردای خود به صورت حضوری حاضر گردیم و راز نظر به بانو امین بر این اساس است. و در این رابطه در سالهای گذشته عرایضی شده
https://lobolmizan.ir/search?search=%D8%A8%D8%A7%D9%86%D9%88%20%D8%A7%D9%85%DB%8C%D9%86&tab=sounds و http://cdn.lobolmizan.ir/uploads/old/media/J2B_Banoo_Amin_1_(Negahe_hermenotik_be_banoo_amin)_lobolmizan[H].mp3
اتفاقاً در آخرین جلسه که رفقا در رابطه با نظر به کتاب «نفحات الرحمانیه» داشتندhttps://eitaa.com/ziafat_andishe/1438 نکاتی مطرح شد که انسان احساس میکند حقیقتاً آن جلسه مصداق روشنی از نگاه هرمنوتیکی به آن اثر نفیس بود. پیشنهاد میشود آن جلسه با دقت و بیش از یکبار مدّ نظر قرار گیرد تا معلوم شود چگونه میتوان حتی از یک جملۀ آن بانوی بزرگ، روحی را احساس کرد که حکایتی دارد. خدا را شکر که رفقا به چنین امری ورود کردهاند. موفق باشید
سلام و عرض ادب: در کتاب تحف العقول صفحه ۶۶۹حدیثی از امام صادق (ع) دیدم که میفرمود: از زنان بد دوری گزین و از زنان شایسته نیز برحذر باشید و چون شما را به کار نیکویی فرمان دادند مخالفت ورزید تا این که در فرمان به بدی در شما طمع نکنند. این حدیث چه معنایی دارد؟ به طور مثال مگر زهیر به توصیه همسرش به دیدار امام حسین نرفت و سعادتمند شد؟
باسمه تعالی: سلام علیکم: همانطور که میفرمایید، آری! اتفاقاً جناب زهیر به توصیۀ همسر محترمشان تا آنجاها که گفتنی نیست، صعود کردند. و از این جهت به نظر میآید در مورد این احادیث باید موضوع پیروی از شهوات افراطی مدّ نظر باشد وگرنه در علاقهمندی به همسر تا آنجا در اسلام نظر هست که پیامبر خدا «صلواتاللهعلیهوآله» فرمودند: «حُبِّبَ إلَيَّ مِن الدُّنيا النِّساءُ و الطِّيبُ ، و جُعِلَت قُرَّةُ عَيني في الصّلاةِ» . پيامبر خدا صلى الله عليه و آله : از دنيا، زنان و عطر نزد من محبوب هستند، و نور چشم من در نماز قرار داده شده است. موفق باشید
بسم تعالی، سلام علیکم استاد: در مطلب سیر مطالعاتی شما، دیدم نوشته شده مباحث عدل الهی، بعد هر چه در سایت جستجو کردم مباحث عدل الهی شما را یافت نکردم، بسیار مشتاق به استفاده از آن هستم.
باسمه تعالی: سلام علیکم: بحث «عدل الهی» را میتوانید در جزوۀ «معارف ۲» که روی سایت هست دنبال فرمایید. و چنانچه مایل به شرح صوتی آن میباشید با حاج آقا نظری به شماره 09136032342 تماس بگیرید تا دی وی دی آن صوت را برایتان پست کنند. موفق باشید
سلام: بنده دانشجو علوم کامپیوتر در یکی از دانشگاه های تهران هستم. قبلا سوالی پرسیده بودم که گفتین باید ساحت قدسی و ساحت تکنیک رو با هم جمع کنید و پیشنهاد دادید حوالت تاریخی عقل تکنیک رو بخونم. بنده صوت های این بحث رو از سایتتون گوش دادم. ولی هنوز هم حس میکنم مثل یک عروسک خیمه شب بازی در دانشگاه هستم و تمدن غرب هست که ما رو به بازی گرفته و ما هم عروسک های این بازی. در آخر صوت ها گفته بودین باید به حالت شاعرانگی برسید ولی راه رسیدن به این وضع رو توضیح ندادید. در حال حاضر پیشنهادتون برای بنده که از این حال دربیام و بتونم مباحث دانشگاهی هم جمع کنم چیه؟
باسمه تعالی: سلام علیکم: همانطور که عرض شد چرا نباید از یک طرف در علوم جدید به عنوان درک استعدادهای طبیعت عمیق شد، و از طرف دیگر در میدان معارف دینی و قرآنی حاضر گشت؟ در حالیکه بشر امروز ظرفیتهای فوقالعادهای دارد برای جمع چندین و چند علم. موفق باشید
با عرض سلام: مشکلی که هست اینه که همیشه خوابهای ترسناک میبینم. اینقد که با وحشت از خواب بیدار میشم و بیش از حد خواب میبینم. قبر تاریکی آدم های ترسناک کسانی که میخوان اذیتم کنن یا من و بترسانند و این موضوع مال چندین ساله از وقتی نوجوان بودم این خوابها رو میدیدم. راه حلی از علما یا امامان میخواستم ممنون.
باسمه تعالی: سلام علیکم: مهم رجوع به معارفی است که ما را متوجۀ رحمت واسعۀ الهی بگرداند تا خوابهای ما نیز صفای خود را داشته باشد. موفق باشید
سلام علیکم استاد: وقت بخیر. من خیلی به کلام و مباحث کلامی علاقه مند هستم. متاسفانه در حوزه استادی عقاید را تدریس می کنند که اتفاقا از مباحث استاد طاهرزاده هم مطرح می کنن و می فرمایند قبل از شروع کلام حتما یک دوره شرح ده نکته را داشته باشید. اما چیزی که یک هفته است ذهن من را به خودش مشغول کرده این هست که آیا استاد طاهر زاده با این روش استاد ما موافق اند، روش استاد ما این هست که مدام ما را تحقیر می کنن و اجازه حرف و بحث سرکلاس نداریم، مدام بحث شون این هست که شما مغرور هستید و باید غرورتون شکسته بشه! من از این بابت که همه را کوچیک می کنن ناراحت هستم و از شناختی که به خودم دارم، ممکن هست مبحث کلام را دیگر پیگیری نکنم. راهنمایی بفرمایید که من چه کنم؟ شاگردهای قبلی هم به استاد اعتراض داشتن، ولی ایشون میگند که من مانند امام خمینی هستم و بستگی به شما داره که با جمال من روبه رو بشید یا جلال من و من تغییر نخواهم کرد! آیا اساتید در قدیم این سبک را داشتند؟
باسمه تعالی: سلام علیکم: مسلّماً تحقیر عزیزانی که به دنبال حقیقت هستند، امر پسندیدهای نیست. ما خاک پای افرادی هستیم که با دلهای پاک خود به سوی کسب معارف الهی قدم نهادهاند. آری! علم کلام برای هرکس که بخواهد در مسیر دینداری جلو برود، لازم است تا عقل او بتواند در میدان شبهات از عقاید حقهاش دفاع کند. با توجه به این امر به نظر میآید چنانچه انسان در «معرفت نفس» وارد شود بهتر میتواند مباحث علم کلام را درک کند و حقّانیت آن را تصدیق نماید، والله اعلم. موفق باشید
با عرض سلام و ادب خدمت استاد گرامی: چه زیباست دیدن حس شور و شعف و شادی و غرور مردم باریکه غزه، نه حاصل توافق صلح یک ملت تسلیم شده که نتیجه ۴۷۱ روز پایداری و مقاومت و سر خم نکردن در برابر خواسته های اشقیاء و اشرار زمانه. حس پیروزی ولی نه پیروزی با محاسبات مادی، که دیگر شهری و خانه ای نمانده؛ حس غرور و پیروزی مرد میانسال غزه ای که در میان ویرانه خانه اش ایستاده بود و میگفت: «اینجا خانه من است که چهار بار توسط غاصبان صهیونیستی خراب شده و من بازهم آن را خواهم ساخت؛ آنها خراب می کنند و ما می سازیم!» بله دوباره می سازی ای مرد مقاوم و صبور و بدان با این ساختن فقط خانه ات را نمی سازی، تو با این ساختن روحیه صبر و مقاومت و حس غرور ملی مردمت را داری بازسازی می کنی. چه چیز غیر از استقامت و مقاومت ملت غزه میتوانست این حس غرور و سربلندی را در آنها بیافریند؟ حس زیبایی که تمام محور مقاومت در آن شریک است همچون ملت مقاوم و با استقامت یمن. آری ملت یمن! به راستی چه چیز ملت محروم یمن را اینطور مصمم و با چنین اراده پولادینی به ملت غزه پیوند داد که اینگونه و با تمام وجود به صحنه آمد و از مظلومین غزه حمایت کرد؟ ملتی که خود با بالاترین محرومیت ها و مشکلات دست و پنجه نرم میکند چه حسی را در حضور در تظاهرات حمایت غزه و برائت از استکبار تجربه میکرد که حاضر بود تا پای جان ایستادگی کند. آیا این حس آشنایی نیست؟ آیا این همان حس نیست که ۴۶ سال پیش محرومترین قشرهای ملت ما را به خیابانها کشید و ندای مرگ بر آمریکا سر داد؟ آیا این همان حس حضوری نیست که رزمندگان ما با آن در دفاع مقدس هشت سال حماسه آفرینی کردند؟ آیا این همان حس حضوری نیست که بعضی از ما در تجمل گرایی و رقابت در تعویض مدل ماشین و ویلا و ... گم کرده ایم و بعضی دیگر که محرومترند در حسرت نرسیدن به این چیزها؟ آیا این همان حس حضوری نبود که در اوایل انقلاب و در زمان دفاع مقدس علیرغم همه مشکلات و کمبودها به ما شور و شعف و سرزندگی می داد و ما را در صحنه ها حاضر میکرد؟ آیا این همان حس حضوری نیست که اگر با غرق شدن در محاسبات مادی آن را گم کردیم و نسبت به آن غافل شدیم خداوند این حس متعالی را از ملت ما گرفته و به ملتی که استحقاق بیشتری برای مبارزه با استکبار را دارد عطا می کند؟ التماس دعا
باسمه تعالی: سلام علیکم: آری! این همان آغازی است که با «ایمان» و «امید»، آیندۀ دیگری را مقابل ما میگشاید و ما در آینۀ پیروزی مجاهدان غزه، خود را دوباره تجربه میکنیم که چه فردای اصیلی در ما در حال طلوع است. فردایی که بیش از پیش، نه در غزه و نه در ایران، که در جهان حاضر میشویم.
آن کس که برای ما افقِ حضور در آینده را گشود و دروازۀ امید را برایمان باز کرد یعنی حضرت روح الله «رضواناللهتعالیعلیه» به خوبی میدانست آغازگرِ چه تاریخی است، آغازگرِ تاریخی که تاریخِ حضور انوار معنویت است در میدان عقل تکنیکی. در آن صورت، شهرها، آری! شهرها از میان نمیرود ولی دیگر ملالآور نیستند.
آیا با روبهروشدن با مردمِ پیروز غزه، میتوانیم از خود بپرسیم در این تاریخ چه رویداده؟ و مگر ما در جبهۀ مقاومتی که آغاز شده، کجای تاریخ ایستادهایم که جهان استکبار و ارتجاع دست در دست هم دادهاند تا آن را نبینند؟ آیا به امکانات تاریخی که با انقلاب اسلامی برای بشریت پیش آمده است، نباید با جدیّت تمام فکر کرد؟ این یعنی حضور در «جهانی بین دو جهان». و این یعنی «حضور نهایی انسان در جهانی که با اسلام شروع شد» https://eitaa.com/matalebevijeh/18540 . موفق باشید
با عرض سلام خدمت استاد گرانقدرمان، استاد چند متن و شعری که ارسال شد گرچه زیاد بود اما میخواستم به سیاه نوشته هایم نظر شما بیافتد شاید رو سفید شوند، از اینکه وقت شریفتان را میگیرم عذرخواهم، امیدوارم همیشه در صحت و سلامت و موفقیت باشید. البته چند وقتی کد ورودم را گم کرده بودم و سایت کد جدید به ایمیل نمیفرستاد از این رو این نوشته ها انباشته شدند. دوستتان داریم با جان و دل.
باسمه تعالی: سلام علیکم: ماشاءالله، بلبل زبانیهایتان که قصه عشق است، قصه همنوایی و احساس حضوری نزد همدیگر. موفق باشید
سلام و عرض ادب: روز تون بخیر استاد جان. مشتاق دیدار تون هستیم. مدتی است که قسمت نشده خدمتتون برسیم. دعا کنید برامون لطفا. سوالی داشتم از خدمتتون. استاد چی میشه که انسان میل به خوبی ها داره و از یجایی حس میکنه دیگه میل به خوبی ها و خوب بودن نداره و برعکس میل به زشتی ها و بدی ها پیدا میکنه. دلیل این درد چیه و چکار باید کرد؟ التماس دعا
باسمه تعالی: سلام علیکم: آری! این قصه هر آن کسی است که در «راه» است و حال با موانعِ آن راه روبرو میشود تا در بازخوانی خود به حضور دیگری نظر کند که به جای حضور در باورها، به حضور ذیل اراده الهی قرار گیرد که آن حضور تاریخی است. عرایضی در این راستا تحت عنوان «معنای درک حضور تاریخیِ اصحاب امام حسین«علیهالسلام»
https://lobolmizan.ir/sound/1520?mark=%D9%85%D8%B9%D9%86%D8%A7%DB%8C%20%D8%AF%D8%B1%DA%A9%20%D8%AD%D8%B6%D9%88%D8%B1
طی 9 جلسه انجام گرفت که البته موضوع حساسی است ولی به نور حضرت اباعبدالله«علیهالسلام» امکان آن نوع گفتگو فراهم شد. امید است مفید افتد. موفق باشید
سلام: مشکل اعتقادی دارم اگر می توانید برایم کتاب مذهبی ارسال کنید؟
باسمه تعالی: سلام علیکم: کتاب «جوان و انتخاب بزرگ» و کتاب «چه نیاز به نبی» روی سایت هست. می توانید از آن ها استفاده نمایید. موفق باشید
سلام: میگویند شیعه و محب اهل بیت فقط در جهنم برزخی عذاب کشیدن و پاک شدن رو سپری میکند و در قیامت آتش جهنم به وی هرگز نمیرسد، آیا این صحیح است؟ و آیا اینکه میگویند همه جهنم را میچشند حتی اهل بیت ولی خاموش است آیا منظور جهنم برزخی است یا قیامت؟
باسمه تعالی: سلام علیکم: همۀ حرف در این است که اگر کسی در دنیا متوجۀ حقیقت انسانی و اهداف عالیۀ انسانی باشد و تلاش کند از طریق دستورات شرع مقدس به سوی آن اهداف، شخصیت خود را شکل دهد تنها در برزخ است که متوجه میشود نسبت به رسیدن آن اهداف، موانعی جزئی دارد که با خودآگاهیِ برزخی نسبت به آن موانع از آنها عبور میکند و به خود میآید. و چشیدن جهنم به معنای درک خطراتی است که در دنیا با آن روبهرو بودهاند، نه آنکه گرفتار آن شوند به همان معنایی که فرمودهاند: جهنم، باطن دنیا میباشد. و همانطورکه اهل البیت «علیهمالسلام» زندگیِ دنیایی داشتند، عملاً متوجه دنیا شدهاند بدون آنکه گرفتار آن شوند. موفق باشید.
سلام و احترام: ببخشید مرگ اختیاری آسون تره یا مرگ اجباری؟ بهترین کار در هنگام احساس مرگ اختیاری چیه؟
باسمه تعالی: سلام علیکم: در این مورد خوب است سری به کتاب «هنر مُردن» که روی سایت هست، بزنید. موفق باشید
سلام علیکم: با عرض ادب و احترام محضر استاد طاهرزاده. در فرمایشات اخیر حضرتعالی ۳ کلید واژه زیاد بیان میشود ۱. وجدان تاریخی ۲. فطرت تاریخی ۳. درک حضور تاریخی در مورد وجدان تاریخی و فطرت تاریخی همان طور که از عبارت مشخص است یعنی افراد مستعد به اجمال آن را در خود دارند و در مواردی مثل حضور در راهپیمایی ها یا بیان مادر شهدا به تفصیل در می آید و حتی در مورد کسانی که حتی در ظاهر شریعت رعایت حجاب نمیکنند ولی در صحنه هایی آن وجدان تاریخی و فطرت تاریخی شان به ظهور می آید و آن عرض ارادت های عجیب به رهبری بیان میشود اما در مورد درک حضور تاریخی حضرتعالی بارها تاکید کرده اید که آسان نیست و مشکل است حال سوال اینجاست که چطور درک حضور تاریخی مشکل است با توجه به این که امری وجدانی و فطری است و امری که وجدانی و فطری است از بدیهیات درک انسان است. با تشکر
باسمه تعالی: سلام علیکم: همانطور که میفرمایید حضور تاریخی امری است غیر حصولی و درکی است حضوری. و از این جهت قابل تعریف نیست بلکه هرکس در نسبت خودش با رخدادهایی که در تاریخ به ظهور میآید، متوجۀ آن حضور میشود و به اندیشهای که در پیش است میاندیشد. و در همین رابطه فرمودهاند: «تفکر، تاریخی است». موفق باشید https://lobolmizan.ir/book/1622?mark=%D9%85%D8%B9%D9%86%D8%A7%DB%8C%20%D8%AF%D8%B1%DA%A9
سلام و درود بر استاد عزیزم: در جلد دوم کتاب «فرزندم این چنین باید بود» سخن از ادب حق، ادب دین و ادب خلق را به میان آوردهاید. سوال من این است که مگر به واسطهی دین موانع ارتباط با خدا برطرف نمیشود؟ پس چگونه ادب حق را مقدمهی ادب دین دانستهاید؟
باسمه تعالی: سلام علیکم: آری! همۀ این موارد در یک بستر انجام می شود که همان ادب حق است. موفق باشید
با عرض سلام و خدا قوت خدمت استاد گرامی: درست است که چادرحجاب برتر است، اما من به عنوان یک زن که در یک شهر غیر مذهبی زندگی میکنم یک دغدغه دیگر هم دارم، اینکه میدانم اگر پوشش چادر را انتخاب کنم از دید بقیه جامعه یک زن با سطح کلاس و فرهنگ پایین و یا یک فرد متعصب به نظر میام و بقیه رفتارهای مذهبی دیگرم هم برای اونها پذیرفته نیست ولی اگر حجاب بسیار کامل و مناسب غیر از چادر را انتخاب کنم بهتر میتونم در جامعه تعامل داشته باشم و اگر از اصول اسلام و انقلاب در موقعیتهایی که پیش میاد دفاع کنم برای دیگران پذیرفتنیتره. آیا مواردی که گفتم باید در انتخاب پوشش من تاثیر داشته باشه یا نه و چرا؟ لطفا کلا من را برای انتخاب راه درست در این مورد و موارد دیگر دعا بفرمایید. با تشکر از پاسخ گویی شما
باسمه تعالی: سلام علیکم: آری! برای روح و شخصیت زن آنچه مهم است محجوب و محجبه بودنِ اوست به همان معنایی که مشخص شود آن خانم در نزد خود مکتب دارد. حال اگر در موقعیتی هست که میفرمایید به نظر میآید همان نوع حجاب، عملاً توانسته است ذیل فرمان الهی رسالت شرعی و سیاسی خود را در نسبت با جامعه و تاریخ خود به خوبی به ظهور آورد. گاهی در نزد خود با نظر به بانوان محجبه در این زمان میگویم: «خوشا به حال آنان که چگونه اینچنین زیبا در نزد خود حاضرند و اینچنین رسالت تاریخی خود را به میان آوردهاند». آری! خوشا به حالِ زنان با حجاب و بهشتی که در خود احساس میکنند. موفق باشید
با سلام خدمت استاد بزرگوارم: در رابطه با سوال ۳۹۷۱۱ به نظر می آید جواب دقیقی نداده ام. به نظر شما آیا باید، احد در مرتبه احدیت را به عنوان ذات در نظر بگیرم یا اسم جامع الله در مرتبه واحدیت را؟ با تشکر از استاد گرامیم!
باسمه تعالی: سلام علیکم: آری! در این رابطه میتوان حضرت احدیت را به عنوان ذات در نظر گرفت. که اسماء در آن مقام مستغرق می باشند به احدیت ذات. موفق باشید
سلام خدمت استاد عزیزم: بنده جوانی هستم که به لطف خدا علاقه مند و توانمند جهت حضور در عرصه های تصمیم گیری و مدیریتی کلان، در نظام اسلامی هستم، چرا که از خداوند متعال خواستم برای حکومت اسلامی و تحقق اهداف آن، تاثیر گذاری عمیق و وسیعی را داشته باشم. ولی بحث اینجاست که بایستی برای تحقق آن هدف مهم برنامه ریزی لازم جهت رشد در نظام اداری را داشت و عقل این مهم را تأیید می کند. اما مسئله مهم بنده این است که چگونه باید این پله های ترقی را طی نمود که مخالف با اخلاص و معنویت و عزت نفس بنده نباشد. الان وقتی مشاهده می کنیم معمولا رشد افراد قائم به اشخاص و جریان ها بوده...!! استاد عزیز حقیقتش چگونه باید این روند را طی کرد که خدشه به اخلاص، معنویت و عزت نفس انسان وارد نشود!؟ از طرفی این نکته مهم مورد توجه است که خدمت خالصانه در نظام اسلامی براساس مأموریت الهی است و باید از خدا انتظار آن را کشید.
باسمه تعالی: سلام علیکم: به هر حال هر آنچه به حکم وظیفه و تواناییهای خود برایتان پیش میآید و میتوانید انجام دهید را، انجام دهید و از آن به بعد خود خداوند است که وقتی ما با نیت خالص جلو برویم، مسیرهای بعدی را میگشاید. آری! به خوبی متوجه هستید که نباید در این موارد فخرفروشی کرد. موفق باشید
