بسم الله الرحمن الرحیم
گروه فرهنگی لب المیزان
به لب المیزان خوش آمدید.
گروه فرهنگی المیزان
آرشیو پرسش و پاسخ ها
تعداد نمایش
شماره پرسش:
نمایش چاپی
شماره عنوان پرسش
41255
متن پرسش

«یَا ابْنَ شَبِیبٍ إِنْ کُنْتَ بَاکِیاً لِشَیْ‌ءٍ فَابْکِ لِلْحُسَیْنِ بْنِ عَلِیٍّ...» سلام استاد بزرگوار: تبریک و تسلیت عرض می‌کنم به خاطر این همه غم های زیبا در شهادت رهبر معظم انقلاب. خاطرم هست کتاب «راز شادی امام حسین در قتلگاه» ابتدا یک جلسه سخنرانی بود که بعد تبدیل شد به کتاب. اگر اشتباه نکنم بنده به لطف خدا در آن جلسه حضور داشتم. در آینه آن سخنرانی و کتاب می‌شد این شهادت زیبای رهبر معظم انقلاب و مدیریت شان برای ظهور چنین شهادتی را مشاهده کرد. رهبر معظم انقلاب حکیمانه و با همان حماسه و حکمت حسینی که در کتاب «کربلا مبارزه با پوچی ها» متذکر هستید، به خوبی شهادت شان را مدیریت کردند. گویا می‌توان آرام آرام در این شهادت، آن نیروی نرمی را که در حال غلبه و ظهور است برای قلع و قمع تمام همینه مادی و معنوی استکبار به نظاره نشست. به همان معنایی که یزید از قتل سیدالشهداء ابراز پشیمانی کرد! چون ناگهان با غلبه نرم افزاری شهادت حضرت مواجه شد. حتی عمر سعد هم وقتی دید پیکر عریان و بی سر و خونین امام حسین علیه‌السلام زنده تر و با شکوه‌تر از قبل جلوه کرد، مجبور شد برای محو آن جلوه و جلال، بر آن بدن بی سر اسب بتازد و سینه و پشت و بدن امام حسین را آسیاب کند. خلاصه که استاد دلم می‌خواد بر این شهادت خون گریه کنم و خون بالا بیارم و بمیرم. دعا کنید...😭❤️‍🔥💔

متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: ای رازها! و ای رازها! تا کجاها این‌همه جلال و شکوه؟! 
تنها در جواب نگاه زیبای شما می‌توانم آنچه را با زبان الکن خود با حضرت آیت الحق، سیدالشهدای انقلاب، امام خامنه‌ای «رضوان‌الله‌تعالی‌علیه» درد دل کرده‌ام، با شما در میان بگذارم.
دیشب در سحرگاه پس از سکوت بیست ساعته، آرام‌آرام زبان به «گفت» آمد و با او این‌چنین سخن گفت: ای مرد! با خدا چه‌ها گفته بودی که تا این اندازه برای جهان استکبار این ظلمانی‌ترین جهان ممکن، مسئله شده بودی؟! استکباری که ۴۰۰ سال است خود را در علم و به اصطلاح رسانه تا این اندازه بزرگ کرده بود تا بدون هر گونه رقیبی آینده را از آنِ خود کند؛ چگونه در مقابل تو این اندازه خود را ناتوان دید که مجبور شد به گمان خود، با شهادت تو، خود را از بی‌آبروییِ دوران نجات دهد؟! و بلکه آبروی از دست‌رفته‌اش را باز یابد؟
فردای جهان استکبار با شهادت تو، چه فردایی است وقتی خود را پیروز میدانی می‌داند که پیرمرد ۸۶ ساله‌ای را در کنار فرزندانش با هزاران تجهیزات مدرن شهید کرده است؟ چه چیزی برای بشریت این دوران دارد با این‌همه سرافکندگی؟ استکبار در این صحنه پیروزِ کدام میدان است؟! 
پس از شهادت تو، فردایِ بشریت چه فردایی است وقتی مردمان به خود می‌آیند و از خود می‌پرسند آن مرد، چگونه مردی بود که جهان استکبار را این‌گونه سراسیمه و پریشان کرده بود که باید با این‌همه بمب و موشک و ناو جنگی به جنگ او آمد؟ و چون شهیدش کردند تقاضای آتش بس نمودند. آیا جز این است که این‌همه تجهیزات برای شهادت پیرمرد ۸۶ ساله یعنی جهانی در مقابل جهان؟
حال با نظر به چنین میدانی باید از خود پرسید فردای جهان چه فردایی است؟ فردایی که مردمان از خود می‌پرسند چه نسبتی با آن مرد که جهان در مقابل او تا این اندازه احساس حقارت کرد، باید داشته باشند؟ 
سعی شد در متن  https://eitaa.com/matalebevijeh/21872 تحت عنوان «شهادت رهبر معظم انقلاب و حضورِ فعّال انقلاب اسلامی در جهان بشری»     https://eitaa.com/matalebevijeh/21870 از جهان و بشری که در پیش است عرایضی به اشاره داشته باشم. حال با لکنتی که در ارائۀ این مطلب در میان است؛ چه اندازه موفق بوده‌ام یا نه، نمی‌دانم.
ای مرد! تو در نسبت با قرآن و با دعا، تا کجا رفته بودی که تا این اندازه در شخصیت خود به نهایت‌های بشر آخرالزمان اشاره داشتی؟ با این مردم چه کردی که نمی‌دانند بعد از تو چه کنند؟!!! پس از خبر شهادتت، سرگشته و پریشان بدون اختیار میدان‌های شهر را به طرز فوق‌العاده‌ای پُر کردند. اشک‌ها ریختند تا تو را، آری! تا تو را به وسعت همۀ نهایتی که در پیش دارند احساس کنند. مگر می‌شود؟!!!
ای راز زمانه! من باید دوباره با تو قرآن و دعا بخوانم. من باید دوباره با تو مسلمان شوم. من باید دوباره با تو خدا را بشناسم. چه اندازه خداوند با تو بزرگ و حیرت‌انگیز است. موفق باشید            
 

41198

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش

سلام علیکم و رحمت الله. اسارت قوم بنی اسرائیل را خداوند متعال به عنوان بلایی عظیم از آن یاد می‌کند آیا این بلا به سبب گذشته های آنها بود که توصیه ها و راهنمایی های حضرت یوسف را به دست فراموشی سپردند یا مسئله چیز دیگری بوده؟

متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: نکته، نکتۀ مهمی است. گویا همین نکته است راز اسارت بنی اسرائیل در سیطرۀ فرعونیان که فرمودید. از آن جهت که سلسلۀ توحیدی خود را که به حضرت ابراهیم «علیه‌السلام» منتهی می‌شد را فراموش کردند و تا آن‌جا گرفتار فرهنگ فرعونیان شدند که حتی از حضرت موسی «علیه‌السلام» خواستند تا بُتی برای آن‌ها بسازد. موفق باشید

41008

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش

با سلام: استاد من گمان می‌کنم عده ای با مبحث روانشناسی و علوم تربیتی و تربیت فرزند پیش می‌رفتن و بحث صبر را از آنجا و آن منظر دنبال می‌کردن و عده ای مباحث را از دیدگاه طلبگی و عرفان و ره صد ساله از یه طرف اگه ما با این مباحث پیش بریم یه جورایی کند پیش می‌ریم و از طرفی اگه نرویم بالاخره یه سری سیستم ها و آموزش و پرورش از طریق این علوم که گاها خیلی اش با مبانی دینی ما هم تطبیق داره پیش میره و از طرفی در خصوص زنان باید با احتیاط تر نسبت بهشون بود و آسیب پذیرن، بنده دیدم یکی از کتابهای رهبرانقلاب و هم شهید مطهری راجع بحث صبر هست که احتمالا مشهدی ها و انتشارات انقلاب که بعضیشون طلاب نویسنده و ویراستار کتب رهبری هستن و شاید اگر مباحث را کلی پیش می‌آمدیم خصوص در مورد صفات اینطورنمی‌شد که یه عده بگن با صبر باید جلورفت یه عده بگن نه عقب می‌افتیم، استاد این موضوع را درست متوجه شدم؟

متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: موضوع «صبر» موضوعِ بسیار و بسیار حساس و مهمی می‌باشد و اساساً اگر قرآن فرمود: «انّ الله مع الصّابرین» و متذکر شد خداوند همواره در کنار اهل صبر میباشد؛ حکایت از آن دارد که اگر راهی به سوی حقیقت مقابل انسان گشوده شد، آنچه موجب نتیجه و حضور نهایی می‌شود، پایداری در آن راه است. خوشا به حال دیندارانی که در دینداری خود پایداری و صبر پیشه کردند و نگذاشتند شیطان صبر آن‌ها را برُباید و خوشا به حال حاج قاسم‌ها که در مسیر مقابله با کفر و جنایت، صبر پیشه کردند و در گردونۀ ریزش‌های انقلاب گرفتار نشدند. و در این رابطه در فرازی از دعای ماه رجب از حضرت محبوب تقاضا می‌کنیم: «اللَّهُمَّ إِنِّي أَسْأَلُكَ صَبْرَ الشَّاكِرِينَ لَكَ...» https://eitaa.com/matalebevijeh/15919    موفق باشید

40754

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش

سلام علیکم: در جمله «سبحان من اظهر اشياء و هو عینها» این کلمه سبحان به مقام ذات احدی بر می‌گردد یا به اسم ظاهر برمی‌گردد؟

متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: مهم افقی است که با نظر به اشیاء در مقابل انسان موحد گشوده می‌شود، افقی که حقیقت حضرت حق را به ظهور آورده، حال چه آن حقیقت را نور احدی بنامیم و چه حضرت ذات، در هر حال آنچه مد نظر می‌آید حکایت اوست. موفق باشید

40639

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش

سلام: اگر بگم حکمت شیخ نعیم قاسم در اعراب حتی از یمن، بسیار بالاتره اغراق نکردم. طوری حکیمانه برخورد کرد که جایگاه آمریکا در معادلات جهانی پست تر هم شد! وقتی که یهودیها درواقع حاکم جهانند و ایالات متحده خیلی وقته تمدنی تمام شده است. اما چرا اسرائیل امید آینده همه مردم غیر ولایت الهی و ضد دین دنیاست؟ چون یهودیها با ویژگی برتری که خداوند به آنها با عنوان قوم برگزیده داده توانستند موجودی بزرگ را خلق کنند که اتفاقا تازه برای آینده بشر متولد میشه! بله تعجب برانگیزه اما موجودی که با رسیدن دنیا به قیامت تازه ظهور پیدا می‌کنه خیلی باید بزرگ باشه و البته آن موجود قیام کرد. و اتفاقاً در همین شرایط پسفردای انسان کامل با ولایت الهی و دین در جنگ چنین دجال بزرگی که با حکومت سیاسی اسرائیلیه ممکن خواهد بود. بنظر بنده آمریکا تمام شد و تازه وقت یهودیها آغاز شده و آنها نیز نگاهشان به خدای دوهزارساله خلق شده جهانی شان است نه به نظرات آمریکا. البته در این بین قایق های صمود نیز همه دنیا علی الالخصوص اروپایی ها را به ورطه میدان تاریخ موجود سوق داد. ما فقط یک وظیفه خیلی مهم داریم و آن همراهی با تاریخ به روز شده خودمان است، بنده از جداییهای ما ایرانیان از تاریخ هر لحظه بروز شده، شکایت دارم.

متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: نکتۀ درست و دقیقی است. اخیراً در این رابطه عرایضی تحت عنوان «ما و جهان پس از هفت اکتبر» https://eitaa.com/matalebevijeh/20409 شده که البته باید ادامه دهیم و مباحث «سورۀ بقره و یهودیگری» می‌تواند متذکر امری باشد که متذکر شده اید. موفق باشید

40629

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش

با سلام و تحییت خدمت شما استاد طاهرزاده: «الدِّينُ يُجِلُّ» یعنی چی؟

متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: این موارد مواردی نیست که بنده در موردش حضور ذهن داشته باشم. به نظر می‌آید بتوانید از طریق فضای مجازی و با نظر به متن اصلی، جواب این نوع سؤالات را جستجو فرمایید. موفق باشید

40579
متن پرسش

با سلام خدمت استاد گرامی: در خصوص چگونگی حضور نرم تمدنی زنان خواستم افکاری را که در طی برخوردی از ذهن بنده می گذشت با جناب استاد در میان بگذارم. چندی پیش در متروی شهر بزرگی در اروپا نشسته بودم که توجهم به خانواده ای جلب شد که تازه وارد مترو شدند. زن اروپایی به همراه دو دخترش با حجاب و پوشش کامل اسلامی. آری گاهی حجاب، بیشتر جلب توجه می کند ولی نه جلب توجه از نوع تحریک، بلکه از آن حیث که در جامعه ی عموماً بی حجاب که اغلب نوع پوشش با هدف تحریک انتخاب می شود، یک زن باحجاب وقاری خاص دارد که آن وقار ناگهان توجه انسان را به خود جلب می کند. لحظه ای در فکر فرو رفتم که چه چیز باعث می شود که یک زن غربی در قلب اروپا اینقدر نسبت به مسئله پوشش و حجاب خود اهتمام بورزد و بخواهد در قامت یک زن مسلمان باحجاب در جامعه حاضر شود!؟ و اینکه آن چیز هر چه هست، آیا می تواند باعث حجاب اختیاری دختران و زنان در جامعه ما نیز بشود؟ و این پرسش مهم‌تری بود که به ذهنم خطور کرد و اینکه رسیدن به جواب صحیح این پرسش شاید بتواند راه گشایی برای فرهنگ سازی و حل مسئله حجاب در جامعه ما باشد. به نظر بنده حجاب کامل یک زن اروپایی آنهم در جامعه غربی به هیچ وجه نمی تواند به خاطر رفتن به بهشت یا ترس از جهنم باشد. و این احتمال هم که مثلاً اینگونه پوشش بخاطر مصون ماندن از نگاه های جنسی باشد هم زیاد واقع بینانه نیست. چون با پوشش کمتری هم در جامعه غرب می‌توان از جلب نگاه های ناصواب در امان ماند. ولی چرا در این تاریخ یک زن اروپایی به صورت کاملاً اختیاری و خود خواسته حجاب و پوشش کامل اسلامی را بر می‌گزیند؟ در واقع اگر بخواهیم عمیق تر شویم، احتمال می رود این زن اروپایی با ظاهر شدن در پوشش اسلامی، بیشتر از اینکه پیدا نبودن موهایش برایش مطرح باشد حضور یافتن در هویت و در قامت یک زن مسلمان برایش اهمیت دارد! ولی در مقابل چه؟ درست در مقابل هویت زن غربی مدرن که طرز پوشش ابزار گونه او را مد زمانه و سیستم حاکمیت با مبنای اصالت لذت و با هدف تحریک بیشتر توسط تبلیغات گسترده تعیین می کند و بدتر از همه اینکه سیستم حاکمیت غرب به این زن توهم آزادی هم می‌دهد، در صورتی که این زن در همان هویتی ظاهر می‌شود که حاکمیت جهان غرب برای او تعریف و به او القاء کرده است. پس ظاهر شدن در پوشش کامل اسلامی توسط یک زن در جامعه غربی در وحله اول «لا گفتن» به هویت از پیش تعریف شده زن مدرن است و در وحله بعد «الا گفتن» در اختیار کردن پوشش زن مسلمان به عنوان هویتی که حاکمیت جهان غرب از آن هویت هراس و با آن دشمنی دارد، چراکه درست در سمت مقابل هویت زن مدرنی است که با ملاک های مادی تعریف می کند و نیست انگاری و قائل نبودن به حقیقت جزو لاینفک آن هویت می باشد! پس در این تاریخ ظاهر شدن در هویت و قامت یک زن باحجاب مسلمان اگر با بصیرت کامل باشد یک نوع مبارزه است با ملاک های ارزشی تمدن مادی غرب و سبک زندگی که دارد به بشر و بخصوص به زن تحمیل می کند تا به منافع و مطامع خود برسد! از طرف دیگر شاید مهمتر از حجاب بیرونی، حجاب درونی و محجوب بودن شخصیت یک انسان است که زن و مرد هم ندارد که اتفاقا فرهنگ غربی با آن هم کاملاً سر ستیز دارد. با شرم و حیا داشتن، با ساده زیستن، با قانع بودن، با زیاده خواهی نکردن و حریص نبودن‌. فرهنگ مادی غرب نه فقط با حجاب که با همه این ارزش ها سر ستیز دارد. پس در این تاریخ که تاریخ تقابل فرهنگ مادی مدرنیته با جهان بینی توحیدی است، یک زن محجوب ساده زیست باشرم و باحیا که اهل تجملات و تشریفات نیست و قناعت را دوست دارد و به فرزندان خود نیز این ارزشها را منتقل می کند تنها با بودن خود و اینگونه زیستن خود دارد در این تاریخ یک نوع جهاد فی سبیل الله می کند! نوعی از جهاد که توانایی و نقش یک زن بخصوص در حوزه تربیت فرزند و انتقال ارزشهای توحیدی در آن بیشتر از مردان است. آیا می شود اینگونه زیستن یک زن را ذیل حضور نرم تمدنی او در این تاریخ دانست؟ و پرسش بعدی اینکه آیا می توانیم به وضعیت کنونی حجاب در جامعه مان این نگاه خوش بینانه را داشته باشیم که این وضعیت می تواند یک دوران گذاری باشد برای به ظهور آمدن زنان با حجاب در آینده ولی نوعی حجاب خودخواسته که با رسیدن به بصیرت و عمق نگاه بیشتر نسبت به پوشش و حجاب اسلامی اهتمام می ورزند؟ همانطور که در جامعه غرب ما شاهد ظهور هر چه بیشتر این زنان هستیم؟ التماس دعا

متن پاسخ

 باسمه تعالی: سلام علیکم: جای بسی خوشبختی و خوشوقتی است که به این خوبی متذکر حضور نرم تمدنی زنان شده‌اید و این‌که وجه نهایی حجاب چگونه حضوریافتن در عرصه‌ای است که عرصۀ سیطرۀ معنای پوچ فرهنگ غربی در قالب «مُد» نیست، بلکه حضور هوشیارانه‌ای است تا زنان ما برای آن‌که خودشان باشند، حجاب را انتخاب می‌کنند. امری فوق فرار از آتش جهنم، بلکه نظر به بهشتی که در اکنون خود «حیا» را در زنان ما زنده نگه می‌دارد و حقیقتاً همان‌طور که فرموده‌اید این نوعی جهاد فی سبیل الله است تا مانند مجاهدان، تاریخ دیگری گشوده شود که تاریخ سیطرۀ فرهنگ خودنمایی و ستیز با آرمان‌های انسانی نیست. مباحثی که تحت عنوان «زن و حضور نرم تمدنی»  https://lobolmizan.ir/search?search=%D9%88%20%D8%AD%D8%B6%D9%88%D8%B1%20%D9%86%D8%B1%D9%85&tab=sounds آغاز شده با توجه به این امر است که زنان ما متوجه باشند با حجاب خود می‌توانند در جبهۀ مقاومت، حضور نرمی را به میان آورند که نوعی انتخاب است از جنس انتخاب انسان‌های بزرگ که نمی‌خواهند و نمی‌خواسته‌اند خود را با انواع روزمرّگی‌ها نابود کنند. زن و حضور نرم تمدنی، نوعی از حضور است با نظر به چشم‌اندازی که «حجاب» و «حیا» انتخابِ حیات برتر و متعالی به حساب می‌آید مانند همان خانمی که از او گفتید که چگونه با انتخاب حجاب خود در دل اروپا معنای فاخری را در خود محقق کرده بود. موفق باشید          

40531

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش

سلام استاد عزیز: ان شاالله که صحیح و سلامت باشید. استاد چرا ما آدم ها ظلم پذیر نیستیم یا بهتر بگم رنج پذیر نیستیم!البته (ما) نه بهتره بگم (بسیاری از ما) اکثر جوونای امروز تحت تاثیر شکست های عاطفی که میخورن دست به کارهای عجیب و غریب و سخت و تلخ میزنن و اونایی که جون سالم به در میبرن ماه ها و سال ها تحت تاثیر اون اتفاق رنج میکشن حالا اینا از مسائل عاطفی، بسط بدیم به مسائل گوناگون باز همینه! یعنی از یه اتفاق کوچک، یه ظلم‌کوچک‌ یا بزرگ یه بی توجهی یه توهین شنیدن یا هرچیزی اونقدر رنج می‌کشیم، اونقد خود خوری می‌کنم اونقدر اون اتفاق توی دلمون و ذهنمون مرور میشه که نگو. من بارها کتاب «فرزندم این‌چنین باید بود» را خوندم و هربار با خوندنش آروم‌ می‌شدم چون می‌گفتم دنیا همینه دیگه ولی الان نمیتونم هضم کنم که آدمای دنیا هم همینن و موضوعات‌کوچک اذیتم میکنن و موضوعاتی ماها و سال هاست دارن مغزم رو میخورن چون آدمایی اذیتم کردن و برام قالب درک نیست و نتونستم باهاش کنار بیام متاسفانه در حالیکه علمم و‌اطلاعاتم میدونه که چه خبره ولی قلبم نمیتونه فرمان بپذیره و فراموش کنه ببخش استاد عزیز که یکم خودمونی صحبت کردم. خیلی ممنون

متن پاسخ

 باسمه تعالی: سلام علیکم: آری! به گفتۀ جناب مولوی: «گر به هر زخمی تو پر کینه شوی / پس کجا بی صیقل آیینه شوی». سختی هایی که در مسیر زندگی سراغ  انسان می آید برای صیقل دادن روح و روان اوست و هنر ما آن است که  متوجه شویم امتحانهای الهی ما را ساخته و پرداخته می کند و فرمود: «وبشّرالصّابرین» یعنی در دل سختی هایی که در مسیر حق و حقیقت پیش  می آید نهایت ارزشمندی وجود دارد مگر سختی هایی که به جهت گناهان و هوس ها پیش می آید که باید با توبه، آثار منفی  آن را از میان برداشت. موفق باشید.

40529

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش

یک دوستی دارم بدون استفاده از مربی و استاد اخلاق و تنها از استفاده روزمره و استخاره وار از قرآن کریم مدعی است که بر وهم خود غلبه دارم و عقل من بر وهم من حاکم است و به من الهاماتی می‌رسد که مورد توجه قرار گرفته ام و به من کمک می‌شود آیا این ادعا صحیح و قابل اتکا در زندگی یک انسان مومن مسلمان می باشد؟

متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: به هیچ وجه استخاره حجّت نیست. آنچه حجت است عقل و قرآن است. طرف در نامه ای نوشته بود استخاره کردم خودکشی کنم، استخاره خوب آمد و خودکشی کردم و آن نامه را در کنار جسدش یافتند. حتی به گفتۀ علامۀ طباطبایی پشت به استخاره نیز اشکال ندارد و در حکم پشت کردن به قرآن نیست. موفق باشید

40527

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش

با سلام: استاد بنده از بچه های جانبازان زمان دفاع مقدس هستم. از خیلی وقت پیش تو مباحث معارفی بودم خیلی هم آسیب دیدم شاید خودتون هم متوجه شده باشید ولی گمانم یه ساختار خیلی زیبا خیلی لطیف و در اوج معنویت در جامعه ما حاکم شد ولی متاسفانه نمیدونم درست متوجه شدم یا نه اینکه گاه بعضی طلبه ها که خانم هاشون و زنان طلبه هم دراین آسیب زدن بی تقصیر نیستند. با فقه میخوان بقیه را آدم کنند استاد نمیدونم این تحلیل صحیحه یا نه ولی ای کاش جلو اصلاح کردن بعضیا گرفته می‌شد تنها من نیستم که این آسیب را دیدم خیلی بچه های دیگه آسیب دیدند ، شاید باید صبر کرد تا هرکی جای خودش رو پیدا کنه و شاید بعضیا زودتراز بقیه طلبه شده اند و شاید تزکیه بالاتر از طلبگی هست و شاید اون طلبه های دوران دفاع مقدس و اون افراد عملا بیکار و از صحنه خارج و دارن خارج میشن، و شاید باید اجازه داد مردم خودشان ساختار بسازن و هر کس خودش بسازد، «یا صاحب الزمان» شاید هم سیاست معنا و روی لطیف معنای دیگری دارد.

متن پاسخ

 باسمه تعالی: سلام علیکم: نکتۀ بسیار مهمی را مطرح می فرمایید از آن جهت که انسانهای این تاریخ باید در درون خود حقّانیت تکالیف  الهی را احساس کنند و البته همانطور که رهبر معظم انقلاب فرمودند کشف حجاب، حرام شرعی و حرام سیاسی است، ولی در ادامه فرمودند اکثر این افرادی که کشف حجاب می کنند نمی دانند. این جاست که وظیفۀ ما حساس می شود که چگونه جایگاه وظایف شرعی را با این نسل در میان بگذاریم تا با انتخاب فاخر خود بتوانند دستورات الهی را انتخاب کنند و البته این بدان معنا نیست که اجازه دهیم جامعه گرفتار انواع بی حیایی ها و ولنگاری ها شود. هیچ جامعه ای چنین امکانی را به افراد نمی دهد. بحث در آگاهی دادن به کسانی است که متوجه جایگاه دستورات احکام شرعی نیستند. در این رابطه عرایضی تحت عنوان «تقابل آزادی و حجاب! چرا؟» شده است. به امید آنکه بتوانیم در گفتگویی حکیمانه جامعه را از مشکلاتی که می فرمایید عبور دهیم. موفق باشیدhttps://lobolmizan.ir/search?search=%D8%AA%D9%82%D8%A7%D8%A8%D9%84&tab=sounds

40508

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش

سلام علیکم: آیا اصلا ظهور امام زمان یا هر اراده الهی بزرگی در این تاریخ ظاهری مثل نگرش های رایج هم دارد؟! ما که هرچه می‌بینیم خداوند طریقه خدایی کردنشان را در مرتبه نرم افزاری و کیفیتی حاضر فرمودند. امثال بنده آنقدر که تشنه زندگی اییم و می‌دانم با جنگ و مقاومت و پیش روی معرفتی و همه جانبه ابعاد انسانی محقق می‌شود، نیازمند هیچ چیزه دیگری نیستیم زیرا خود را می‌شناسیم که فقیران ذاتی هستیم که آمده ایم خدا را بندگی، و می‌دانیم خداوند همه نیازمان و کافی است. سر گذشت سخت زیبای همه ما در این شعر آمده که: در لگد کوب حوادث جان دیگر یافتیم / چون غبار از زیر پای کاروان برخاستیم. خدا می‌داند که چقدر از سیر زندگی نتیجه ای می‌خواهم که بتوانم در آن استقرار کامل و درست بگیرم، این اواخر موضوعم همین شده، اما! قطعاً در ظرفیت واقعی بشری خودم نه کمتر. و آقا! زندگی باید خیلی زیبا و دلربا باشد.

متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: آری! در میدان زندگی و در مواجهه با انسان‌ها، هرکس خود را می‌تواند پیدا کند آن‌گاه که با متانت و دلسوزی و صبر، وارد زندگی شویم. این‌جا است که خداوند از طریق انسان‌های الهی و اولیای معصوم به سراغ انسان می‌آید. موفق باشید

40406

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش

با سلام و تحییت خدمت شما استاد طاهرزاده: این عشق به امام رضا چه عشقیست که انسان حاضر است جانش را فدای او کند؟ البته این را می‌دانم که انسان اگر جانش را فدای امام رضا کند جانش را در اصل فدای خدا کرده ولی استاد بزرگوار این چه عشقیست؟

متن پاسخ

 باسمه تعالی: سلام علیکم: امام معصوم به عنوان انسان کامل و نهایت انسانیت هرکس، طوری است که با نظر به آن حضرت عملاً انسان خود را در نهایت و وجه متعالی‌اش احساس می‌کند و می‌یابد حقیقتاً او اصل و جان انسانیت هر انسان می‌باشد. موفق باشید

40293
متن پرسش

سلام استاد عزیز: در ارتباط با سوال ۴۰۲۸۹ و پاسخی که ارسال فرمودید چند خطی به قلم بنده نیز رسید در نسبت سرود ای ایران و روضه اباعبدالله که خدمت شما عرض می‌کنم: جای ای ایران، درست وسط روضه! جمعی که معنی ملت را نمی‌دانند از شدت تهی‌بودن دست و فکر، پناه‌برده‌اند به دوگانه ملت _ امت در توهم اینکه ملت همان nation است که با زاد و ولد و قومیت معنا می‌شود. اما ملة واژه‌ای قرآنی‌ست دقیقا به معنای دین! نه کاری به زاد و ولد دارد نه به خاک آریایی بودن و عرب و اروپایی نمی‌شناسد پدر اهل تسلیم ابراهیم است و ما همه بر ملت پدر خود ابراهیم هستیم همان‌طور که پدر ملت اسلام محمد (ص) و علی (ع) اند. امروز که نه، قرنهاست ایران قلب تپنده اسلام است از همان روز که مراکز علمی ایران قلب اسلام بود و بزرگترین دانشمندان مسلمان از علوم عربی تا شیمی و طب و ریاضی، ایرانی بودند. از انقلاب روح الله (ره) تا این روزها، ایران زبان گویا محمد (ص) و تیغ برًان علی (ع) هم هست. اندیشه سکولار که همه چیز را از معنا تهی و دین را تبعیدی گوشه کلیسا و خانقاه می‌خواهد، ملت را به معنای عقیم و تهیِ nation تقلیل می‌دهد. ولی اسلام امروز یک پایگاه حقیقی و اصیل دارد که همان جمهوری اسلامی ایران است. همانطور که در روضه‌ها، روضه علمدار حسین (ع) را می‌خوانیم و هیچ دوگانگی بین عباس‌ابن علی (ع) و حسین‌ابن علی (ع) نمی‌یابیم، هیچ دوگانگی بین اسلام و علمدار اسلام که ایران ِ اسلامی است وجود ندارد. امر ولی امر میلیاردها مسلمان و چشم و چراغ جمع فراوان‌تری از آزادگان جهان اشاره‌ای است به این وحدت؛ به این یگانگی میان ایرانِ جمهوری اسلامی و اسلام ِ ناب محمدی. سرود ای ایران همان سرود علمدار است @porsa_andishe

متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: همین‌طور است که می‌فرمایید. آری! سرود ای ایران، همان سرود علمدار است که در آینۀ هرکدام یعنی در آینۀ علمدار، حضرت مولاسیدالشهداء «علیه‌السلام» مدّ نظر می‌آیند و در آینۀ آن حضرت، روحی به ظهور می‌آید که آن طلوعِ حضرت ابالفضل «علیه‌السلام» است و با نظر به آینه‌ها است که ایران دیگر یک سرزمین عادی نیست، همان‌طور که کربلا یک سرزمین عادی نمی‌باشد. چه اندازه تنگ‌نظرند آن‌هایی که نمی‌توانند در سرزمین ایران، روحانیت حاج قاسم سلیمانی‌ها را بنگرند و ایران را مأوای اُنس با حقیقت در این زمان بیابند و خود را با نظر به ایران در هر جایی که هستند به عالی‌ترین شکل ادامه دهند و حضوری را در نظر به ایران احساس کنند که حضور در سرزمین تشیع است و آن، حاضرشدن در تاریخ کربلا می‌باشد و آن حاضرشدن در آیندۀ بشر است به وسعت انسانِ آخرالزمانی. و این یعنی ایرانِ فردا و فرداها در نسبت با هر سرزمینی که این انسان خود را در آن احساس کند. موفق باشید                      

40259

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش

سلام و عرض ادب خدمت استاد عزیز: سخنان آیت الله جاودان در مورد اینکه ظهور خیلی نزدیکه و حضرت آقا پرچم انقلاب رو به دست امام زمان میدن به نظر جناب عالی چقد میتونه تایید باشه این سخنان، و آیا پیشگویی زمان ظهور امر درستیه؟

متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: به گفتۀ آیت الله حسن‌زاده «رضوان‌الله‌تعالی‌علیه»؛ حضرت صاحب الامر «عجل‌الله‌تعالی‌فرجه» که حاضرند، ما غائبیم. به نظر می‌آید به نوری که در حضرت نایب الامام رهبر معظم انقلاب به میان آمده است باید نظر کرد. موفق باشید

40032

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش

سلام و عرض خسته نباشید خدمت استاد گرامی: استاد آیا میشه گفت فلسفه و نگاهی که جناب ملاصدرا به وجود دارند به نوعی عرفان نظری و فلسفه و نگاهی که جناب هایدگر به وجود دارند ما رو به نوعی عرفان عملی رهنمون میسازن؟!

متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: باید در همین رابطه فکر کرد و البته توجه و تعمق نسبت به «اصالت وجود» صدرا به عنوان حضوری که انسان از آن طریق در نزد خود می یابد؛ راهگشا است. در این رابطه رفقا جلساتی نسبت به بازخوانی کتاب «سلوک ذیل شخصیت امام خمینی (رضوان‌الله‌تعالی)» داشته‌اند که توجه به آن مباحث می‌تواند در این رابطه راهگشا باشد. https://eitaa.com/soha_sima/4697 . موفق باشید

39553

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش

با سلام خدمت استاد عزیزم: دیدن اسماء الهی، بستگی به نظرگاه ما دارد، مثلا نگاه به یک گل، یکی نظر به جمال الهی دارد، یکی قدرت الهی، یکی علم الهی و... منظورم در ظهور اسماء است و الا تمام اسما و ذات عین هم هستند. آیا درست فهمیدم؟ با تشکر از زحمات شما استاد بزرگوارم!

متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: همین‌طور است و این‌جا است که فرمود: «نظر را نغز کن تا مغز بینی / گذر از پوست کن تا مغز بینی». آری! هرکس باید خودش از طریق خودش چنین حضوری را تجربه کند. به گفتۀ مرحوم ملاعباس تربتی در کتاب شریف «فضیلت‌های فراموش‌شده»؛ «چشیدنی است و نه شنیدنی». موفق باشید

40769

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش

سلام علیکم و عرض ادب: بنده حدود ۱۰ سال پیش دچار وسواس شدم. طی چند سال تشدید پیدا کرد و از این جهت پیگیر درمان شدم. طرق مختلفی برای درمان طی شد؛ از طب جدید و سنتی گرفته تا... . از هر طریقی فوایدی برای بنده حاصل شد منتها هنوز بهبودی کامل بدست نیامده بود. نهایتاً آنچه برای بنده به شدت مفید بود، استفاده از نگاه عرفانی و بهره‌گیری از علوم عقلی فلسفی بود که بحمد‌الله تا حد زیادی به بنده کمک کرد. با این وجود همچنان مقداری آشفتگی فکری وجود دارد که البته چندان بروزی ندارد که اطرافیان متوجه مشکل شوند. توصیه‌های حضرتعالی هم مطالعه شد. اگر توصیه‌ی خاصی بابت مشکل بنده دارید بفرمایید لطفاً و اینکه در یکی از توصیه‌ها اجتناب از تحریک احساسات را فرموده بودید که در بعضی مصادیق برای بنده مبهم است؛ یکی اینکه، بنده شخصیت شاد و خوش‌ذوقی دارم که با خونگرمی و معاشرت و خندیدن با دوستان شناخته می‌شوم این رویه برای بنده مضر است؟ (ترک این شخصیت برای خودم نگران‌کننده می‌باشد) همچنین اینکه روضه و درددل با اهل بیت علیهم السلام را برای خود ضروری می‌دانم، اجتناب از این مجالس برایم مشکل است، آیا ترک این مجالس ضرورت دارد؟ تشکر

متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: همان‌طور که متوجه شده‌اید هر اندازه ذهن خود را در امور معرفتی و تدبّر در قرآن صرف کنیم، تأثیر امور وهمی ضعیف و ضعیف‌تر می‌شود و در این رابطه کتاب «ادب خیال و عقل و قلب» که روی سایت هست، متذکر نکاتی می‌باشد. اتفاقاً روحیۀ شاد و حضور در مجالسی که نظر به سیره و شخصیت اهل البیت در آن هست، بسیار مفید خواهد بود. موفق باشید

40597
متن پرسش

بسم الله الرحمن الرحیم. سلام علیکم: از شدت فشار ذهنی نسبت به نکته ای که مرقوم میدارم قصد عزیمت به اصفهان کردم تا خدمتتان برسم و جوابم را بیابم، لکن بخاطر محدودیت های موجود تمام تلاش خود را می‌نمایم تا بخوبی نوشته ای خدمتتان عرضه کنم تا جواب مناسبی برایم مرقوم دارید؛ استاد! مقدمات مختلفی در ذهن دارم اما لبّ کلامم را مقدم می‌کنم؛ و آن اینکه: ۱. معیار در انتخاب ها چه حقیقتِ دسترس و ملموسی باید باشد تا تمامی انتخاب ها در تمامی زمینه ها در راستای حق و حقیقتمان باشد؟ توضیح آنکه: الف. هر انسانی در فرهنگ خانوادگی خاصی پروریده می‌شود و در مبانی و علایق تصورات خاصی می یابد که حقیقتا راستی آزمایی و درستی و غلطی آنها بسادگی نیست (که البته مراد بنده شامل علایق حرام و...‌ نیست). ب. از طرف دیگر هر انسانی با توجه به شخصیت و میزان غلبه ای که از عقل و وهم دارد، اموراتی را خوش می‌دارد_از سبک زندگی، نوع خوراک، نوع پوشاک، نوع تفکرات، نوع شغل، نوع عبادات مستحب و..._ که شخص دیگری مطابق با او نیست و حتی شاید متضاد وی باشد_ البته در محدوده شرعیات_. ج. از طرف سوم نیز شخصی همچون بنده که درس طلبگی می‌خوانم، با توجه به قرائات مختلفی که نسبت به دین می یابم که هر استادی بنحو استادی خود بگونه ای دین را می نمایاند که غیر از تعریف دیگریست (البته نه بنحو متضاد؛ منظور اینکه شما نحو ورود و خروجتان با دیگر اساتید متفاوت است)، نمی‌توانم این جواب را برای خود بیابم که: هرچه دین گفته را در خود پرورش ده و عمل کن... با این سه مقدمه، در این میدان بسیار بسیار بسیار وسیع بر چه منطقی باید مبنای انتخاب گری را در نظر داشت که حقیقتا آدمی در بهترین حالت خود مستقر گردد؟ و این درحالیست که شدت مشغولیت تحصیلی، امکان رسیدگی به دیگر مطالب را گرفته و بنده نیز در برزخی نه درس خوب می‌خوانم و نه راضی به کم کردن درس های رسمی می‌شوم... (در این زمینه گمان بنده اینست که بیشتر از ده نکته در معرفت نفس باید در باب معرفت‌ نفس مساله یابی و تفکر داشته باشم، پیشنهادتان از کتب علماء چیست؟)

متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: ۱. در ابتدای امر باید به مبانی معرفتی نظر داشت به همان معنایی که امامان معصوم در آموزه‌های دینی خود می‌فرمایند: «عَلَيْنَا إِلْقَاءُ اَلْأُصُولِ وَ عَلَيْكُمُ اَلتَّفْرِيعُ» پس در دل مبانی معرفتی، تفاوت‌ها به معنای «تفریع» هرکدام جای خود را دارد و خود ما باید بنگریم با کدام نگاه و چشم‌انداز می‌توانیم در دل آن مبانی، خود را ادامه دهیم و آرام‌آرام به سبکی برسیم که با روح و روحیۀ خودمان هماهنگی دارد بدون آن‌که سبک بقیۀ اهل اندیشه و نگاه‌هایی را که به آن مبانی نظر دارند نفی کنیم. در این رابطه فعلاً باید راهی که در مقابل‌تان به عنوان یک طلبه گشوده شده در دل سنت هزارسالۀ حوزه، ادامه دهید. ۲. آری! نباید در محدودۀ «معرفت نفس» متوقف شد. این ابتدای راه است ولی فعلاً امثال جنابعالی باید در دروس رسمی حوزه متوقف شوید و در کنار آن از قرآن غفلت نشود. بقیۀ امور برای بعد. موفق باشید            

40577

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش

سلام علیکم استاد: به نظر شما سلوکی که بعضا بر صمت و پرهیز از اهل دنیا و غفلت تاکید می‌کند توانمندی این رو دارد بتواند در بحث جامعه پردازی در گام دوم انقلاب نیازهای انسان امروز ما رو بر آورده کنه؟ به نظر شما زبان اهل معرفت ما در تبیین معارف الهی آیا نیاز به یک بازنگری و ساده سازی ندارد؟

متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: مهم، سیرۀ اهل البیت است و در این راستا می‌توان به توصیه‌های آن عزیزان در مورد صمت و پرهیز از دنیا هم در جای خود فکر کرد، ولی نه به معنای فرار از وظایف اجتماعی. و از این جهت هر آن کس که بنای سلوک دارد باید متوجۀ جایگاه آن دستورات باشد و از این جهت آری! باید متذکر جریان‌هایی شد که انسان‌ها را در عبادات فردی متوقف می‌کنند. در این راستا در کتاب «سلوک ذیل شخصیت حضرت امام خمینی (رضوان‌الله‌تعالی‌علیه)» عرایضی شده است. موفق باشید

40485
متن پرسش

بنام خدای کودکان شهید غزه و هزاران هزار مجاهدی که از کل وجود و حق زندگیشان گذشتند تا ما به هدایت خود موفق شویم. و قسم به انسانی که هزار و چند صدسال در روی کره زمین، هر رنجی از همه مردم دنیا را به جانش خرید و غم هایی دید که فقط خداوند آن‌را می‌دانند، قسم به مهدی صلوات الله علیه که همه این رنج ها و این راه اسلام مقدس ترین هستند. قسم به ذره ذره آه مظلومان عالم، قسم به رنج های زشت و زیبایی که مردم در این راه به جان خریدند، که نوبت خدا فرا رسیده و هرچه جان دادید بهترین کاری بود که برای یک فرصت زندگی می توانستید به خود و خداوند پیش کش کنید. از من و ما گذر کردیم چیزی نیستم الا تسلیم شده ای آماده در ید اراده خداوند، و ما رستگار و به سرمقصد شدیم. مرا می‌بخشید که صحبتی بیش از این ندارم تا شاید عقلی را بجنباند ولی همه حرفم را بعنوان جامع حرف های عقلی و دلی خدمت شما عرض کردم.

متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: همان‌طور که می‌فرمایید به هر حال سخن‌ها گفته می‌شود تا «شاید عقلی را بجنباند» و با توجه به این امر در زمانه‌ای قرار داریم که انسان‌ها مجبورند تکلیف خود را با زندگی و تاریخ معلوم نمایند، یا باید بپذیرند که در بستر تاریخی که نظم جهان استکباری شکل داده زندگی خود را جدا از هر مقاومتی شکل دهند و سرنوشت آنها را جهان استکبار هرطور که مایل بود رقم بزند، و یا باید در بستر یگانگی بین «زندگی» و «مقاومت» در مقابل جهان استکباری مقاومت کند و خودش سرنوشت خود را در اختیار بگیرد و با یگانگی بین انسان‌ها، زندگی را معنا کند، به جای روحیۀ نژادپرستی و خودبنیادی که جهان استکباری دامن می‌زند. در این رابطه سعی شده سلسله مباحث «یگانگی بین «زندگی» و «مقاومت» متذکر خطری باشیم که جهان استکباری برای بشریت در این تاریخ رقم زده است و به راهِ برون‌رفت از آن خطر فکر کنیم.
با نظر به سیطرۀ تکنیک در راستای تسلیم‌کردن انسان‌ها توسط جبهۀ استکبار، اهمیت یگانگیِ «زندگی» و «مقاومت» در راستای مقابله با آن جبهه روز به روز بیشتر می‌شود زیرا تنها از همین طریق است که ناتوانی جبهۀ استکبار ظاهر می‌گردد و معلوم می‌شود در مقابل فرهنگ مقاومت، جبهۀ استکبار هیچ راه‌کاری ندارد، به همان صورتی که در مقابل حضرت سیدالشهداء «علیه‌السلام» تنها متوسل به شهادت آن حضرت شدند به امید آن‌که شمشیر آن‌ها آخرین راه‌کار است، ولی چیزی نگذشت که معلوم شد آن خونی که در میدان مقاومت و شهادت ظهور می‌کند حضور نرمی است که بر شمشیرها پیروز می‌گردد و از این جهت باید به جایگاه یگانگیِ «زندگی» و «مقاومت» توجه کرد و آینده‌ای که مسلّم نه تنها نقشه‌های رژیم صهیون بلکه روحیۀ دوگانگیِ بین انسان‌ها که در فرهنگ غربی به شدت حاکم است؛ از میان خواهد رفت امری که افق ظهور آن در رخداد اربعینیِ این سال‌ها به ظهور آمده است و اخیراً در این رابطه عرایضی شد. https://eitaa.com/matalebevijeh/20136 موفق باشید
 

40427

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش

با سلام: اگر بر فرض محقق شود که رهبری در انتخابات به جناب آقای قالیباف رای داده است آیا شما باز هم از جلیلی حمایت می کنید و به آن شخص رای می دهید یا نه به آن کس که رهبر رای داده است؟ با تشکر

متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: مسلماً بصیرت رهبر معظم انقلاب از همۀ جهات برای بنده حجّت است و از فهم خودم برای خودم ارجحیت دارد. ولی باید مواظب بود با توهمات خود امری را که غیر واقعی ممکن است باشد واقعی جلوه ندهیم و از آن جهت که با تصورات خود گمان کرده‌ایم که مثلاً رهبر انقلاب به فلان آقا رای داده‌اند و بعد عملاً همه ضعف‌های آن آقا را به پای رهبر معظم انقلاب بگذاریم. اینجاست که باید بسیار با احتیاط سخن گفت. تحلیل‌های عادی کافی نیست حتی اگر کسی بخواهد از این نوع تحلیل‌ها اثبات کند که رهبر انقلاب به آقای جلیلی رای داده‌اند باز همان مشکل در میان است. موفق باشید

40164
متن پرسش

سلام استاد: احساس می‌کنم مسیر آزادی فلسطین در گرو اراده انسانی و جهانی مردمه و توقع زیادی داشتن از حکومت ها حتی جمهوری اسلامی توقعیه که زیاد کارکردی نداره. بزرگترین اتفاقات عالم که یا اتفاق افتاده مثل انقلاب اسلامی یا اتفاق میفته مثل ظهور وابسته به اراده مردم بوده. من فکر می‌کنم این اراده در حال شکل گرفتنه و داره تبدیل به یک حرکت عمومی میشه. از همین حرکاتی که دختر خانم ایرانی در دانشگاه زد تا کشتی مادلین و قراره تجمع در قاهره به سمت غزه نشونه های خوبیه. ما چی کار کنیم؟ به نظرم مثل پازل که هرکس نقشی داره در تکمیل باید سعی کنیم این وجدان رو بیدار نگه داریم، در خودمون و اطرافیان ولو یک نفر. این نظر به نظر شما درسته استاد؟ من خیلی دنبال این هستم برای فلسطین باید چی کار کنم اما واقعا نمیدونم و صرفا به این مطلب رسیدم که عرض شد خدمتتون.

متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: همین‌طور است. مهم آن است که یک لحظه به دلایل مختلف نباید از فلسطین، آری! از فلسطین غفلت کرد به همان معنایی که همت‌های زیبا و بلند مانند همت آن بانوی سرفراز در کشتی مادلین به میان آورد و نشان داد رژیم صهیون تا کجاها فرومایه است و به همان معنایی که بناست آن راهپیمایی زیبا انجام گیرد و انتظار راهی که خداوند ان شاءالله در مقابل ما می‌گشاید تا در این میدان هر آنچه حکایت نسبت ما با موضوع فلسطین است، بیش از پیش، پیش آید. بحمدالله نظام اسلامی در کلیت خود به عالی‌ترین شکل که ممکن است در میدان است ولی ما نیز هر کدام هر آنچه بیش از پیش است را انتظار می‌کشیم و از خداوند می‌خواهیم بهترین شرایط را برای نابودیِ هرچه بیشتر رژیم صهیون فراهم کند که در آن صورت، تاریخ دیگری آغاز می‌شود. موفق باشید

40161

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش

سلام و عرض ادب: کتاب آشتی با خدا رو مطالعه می‌کردم همیشه یه سوالی داشتم که چه جوری میشه در درونمون با ما صحبت می کنند در بیرون نیست در درونمون هست. جدیدا در بیرون از خودمون هم صدایم می‌کنند و این بیرون باز با این دنیا فرق می‌کند نمی‌دانم چه طوری بازگو کنم. مثل اینکه یه درون و یه بیرون از خودمون داریم و یه دنیا که با حواس مشاهده می‌کنیم اگر بخواهیم راجع به این موضوعات بیشتر بدانیم که باید چگونه با آن صدای درونی و با خودمون رفتار کنیم میشه راهنمایی بفرمایید؟

متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم:  با ادامه مباحث معرفت نفس و بحث معاد ان شاالله این موارد برایتان روشن خواهد شد. موفق باشید

40102

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش

سلام استاد عزیزم: ۱. استاد با توجه به اون فراز فصوص الحکم که فرمودند «ان ربی علی صراط مستقیم» آیه ی ابتدایی سوره مبارکه بقره که فرمودند «اولئک علی هدی من ربهم» هدایت رب چیه؟ (اخیرا اشاره فرمودید) ۲. استاد آیا رب من می‌تونه به حضرت محمد (ص) و آل او درود بفرسته؟ صلوات دانی بر عالی به چه نحوه است؟ خداوند خیرتون بده

متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: ۱. به نظر می‌آید خوب است در این مورد به جلسۀ دوم و سوم بحث در مورد سورۀ بقره رجوع شود. ۲. نکاتی در کتاب «صلوات بر پیامبر (صلوات‌الله‌علیه‌وآله) عامل قدسی شدن روح»https://lobolmizan.ir/book/72?mark=%D8%B5%D9%84%D9%88%D8%A7%D8%AA در این مورد مطرح شده است. خوب است به آن کتاب رجوع فرمایید. موفق باشید

40065

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش

سلام استاد: همسرم الحمدلله سید هستند و دلمون میخواد عیدغدیر بیاری خدا حرکتی ماندگار بزنیم و هرسال به فضل خدا تکرار کنیم. پارسال جشن گرفتیم و دوست و فامیل و همسایه را دعوت کردیم و شام و هدیه برای بچه ها. بنظرتون همین حرکت را تکرار کنیم یا با توجه به دغدغه های انقلاب و حوائج امام عصر شیوه ی بهتری به ذهن تون میرسه با توجه به نامه امام عصر عج به شیخ مفید خیلی دلمون میخواد این حرکت ذیل اجتماع قلوب تعریف بشه با نظر خودشون ان شاءالله. ممنون میشم مواردی که به ذهن تون میرسه بفرمایید.

متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: کار بسیار خوب و با ارزشی است بخصوص اگر بتوانیم متوجۀ جایگاه «غدیر» به عنوان ادامۀ اسلام باشیم با آن همه موانعی که پیش آوردند و آن را به انقلاب اسلامی ربط دهیم و آیندۀ متعالی که در پیش است. اخیراً در این رابطه بحثی تحت عنوان «راز امیدواری به آینده در تاریخ انقلاب اسلامی» شد که ان شاءالله می‌تواند مفید باشد. https://eitaa.com/matalebevijeh/19415  موفق باشید

نمایش چاپی