بسم الله الرحمن الرحیم
گروه فرهنگی لب المیزان
به لب المیزان خوش آمدید.
گروه فرهنگی المیزان
آرشیو پرسش و پاسخ ها
تعداد نمایش
شماره پرسش:
نمایش چاپی
شماره عنوان پرسش
40420

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش

سلام و عرض ادب خدمت آقای طاهر زاده عزیز: سوال بنده در مورد فرشته شناسی است. استاد خودتون در مورد فرشتگان جایی سخنرانی یا جزوه ای کتابی چیزی دارید؟ و کاملترین منبعی که بشه باهاش از نظر فلسفی و علمی به صورت عقلانی و هر چه که ممکن است در مورد فرشتگان و عملکرد و جایگاه آنها در نظام آفرینش فهمید و آموخت چه معرفی می‌کنید، نظر خود شما چیست؟

متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: با نظر به اینکه فرشتگان مظاهر اسمای الهی هستند مانند آن‌که جناب عزرائیل «علیه‌السلام» مظهر اسم قابض حضرت حق است باید در رابطه با فرشته‌شناسی نسبت به اسماء الهی تأمّل نمود کاری که جناب ابن عربی در «فصوص الحکم» انجام داده‌اند. جناب آیت الله محمد شجاعی در کتاب‌های «مقالات» خود تذکراتی در رابطه با حضور فرشتگان مطرح فرمودند. در ضمن باعرایضی که در سوره فاطر شده است، می‌توان نسبت به فرشتگان فکر کرد. موفق باشید

41147
متن پرسش

سلام استاد عزیز: با توجه به اسنادی که از اپستین و جنایاتی که مرتکب شدن و به تازگی فاش شده، شاید قبلاً به خوبی نمی‌شد در مورد فراماسونری و جنایاتشون صحبت کرد ولی الان با توجه به این اسناد و... به نظرم بهتر میشه روی این مسائل کار کرد. همچنین در تقابل این تفکر، حکمت ملاصدرا می‌درخشه. از طرفی حس می‌کنم با توجه به هجمه رسانه ای علیه جمهوری اسلامی، دلایل و کارهای فرهنگی که جبهه حق در دفاع از خودش انجام می‌داده اثرش کمرنگ شده. ولی اگه در تقابل با فراماسونر به خصوص به واسطه جریان جزیره اپستین و همینطور تفکر صهیونیست که چه نقشه ای برای جهان داره مثلاً به عنوان یه نمونه کوچک تصویر نقشه ای که روی بازوی سربازانشون دارن، ما بتونیم با استفاده از تفکر ملاصدرا، کار فرهنگی انجام بدیم، اثرش به نظرم صدها برابره. ممنون میشم نظرتون رو بهم بگید.

متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: همین‌طور است بخصوص که ملاحظه می‌فرمایید که مقابل نظام اسلامی چه جریانی قرار گرفته از آن جهت که جریان اپستین، کارگزار موساد و سرویس‌های اطلاعاتی رژیم صهیونی بوده‌اند و ترامپ با پرونده‌های رسوایی که در نزد آن‌ها دارد، عملاً در اشغال آن‌ها می‌باشد.
به این فکر کنید در زمان و زمان‌هایی که بشر بیش از همیشه باید با تفکر حقیقی که شناخت باطلِ زمانه است؛ خود را بیابد، انسان می‌تواند باطل را در هر جریانی که با مسیر آخرین پیامبر مقابله می‌کند، بشناسد. و در این راستا راه خدا، به عنوان راهی که راه باطل نیست، خود را می‌نمایاند. این یعنی حضور در میدان «تولّی» و «تبرّی» که حضور در اُنسِ نهایی با حضرت حق است در مقابله با میدانی که در نهایت خشونت با انسانیت است و این است راز حقّانیت اسلام و ذیل اسلام، راز حقّانیت انقلاب اسلامی که با خشنترین جبهۀ استکبار روبهرو شده، به معنای پایان تاریخ غربِ استکباری که تاریخ فرار از حق و حقیقت است در نهاییترین شکل. این‌جا است که می‌یابیم چرا با خشن‌ترین صورت استکبار روبه‌رو می‌شویم. استکباری که در جزیزۀ جفری اپستین نه‌تنها به دختران جوان تجاوز می‌کردند، حتی آن‌ها را به قتل می‌رساندند و خون آنان را به آن بت تقدیم می‌نمودند و انعکاس آن خشونت را شما در ۱۸ و ۱۹ دی‌ماه امسال مشاهده کردید. از عظمت انقلاب اسلامی همین بس که با تقابل با چنین جریانی روبه‌رو می‌شود و سرافراز بیرون می‌آید. موفق باشید
جفری اپستین. معلمی بدون هیچ مدرک دانشگاهی، وارد یکی از معتبرترین مدارس نیویورک می‌شود. همین معلم، سال‌ها بعد تبدیل به مرموزترین چهره وال‌استریت شد و در نهایت به متهمی بدل گردید که پرونده‌اش پای شاهزادگان، رؤسای جمهور و میلیاردرها را وسط می‌کشد.
در تمام این سال‌ها، اپستین زندگی‌ای فوق‌العاده لوکس داشت، در بالاترین لایه‌های جامعه آمریکا و اروپا رفت‌وآمد می‌کرد و با افرادی دوست بود که نامشان به تنهایی می‌تواند انسان را متحیر کند؛ بیل کلینتون، دونالد ترامپ، بیل گیتس، کوین اسپیسی، شاهزاده اندرو و ده‌ها نفر دیگر از نخبگان سیاسی، هنری، علمی و اقتصادی جهان. لری سامرز رئیس سابق دانشگاه هاروارد و وزیر خزانه‌داری آمریکا، مدل‌های بریتانیایی و ده‌ها نفر دیگر از نخبگان سیاسی، هنری و اقتصادی جهان، هرکدام جایگاهی در این حلقه داشتند. اما امپراتوری او خیلی زود به جزیره‌ای ختم شد که بیراه نیست اگر آن را «جزیره وحشت» بنامیم؛ جایی که ظاهراً اتفاقات عجیبی در جریان بود. این جزیره، واقع در آب‌های آرام و آبی کارائیب، پر از ویلاهای لوکس و مهمانی‌های مرموز بود. چهره‌های مشهور، سیاستمداران و میلیاردرها در آن رفت‌وآمد می‌کردند، اما بعدها مشخص شد که این مکان تبدیل به جهنم دختران نوجوان شده بود.
یه شبکه‌ پیچیده‌ قاچاق دختران نوجوان از کشورهای مختلف مخصوصاً ایالت‌های جنوبی آمریکا راه افتاده بود. این دخترها اکثراً نوجوان های ۱۴ و ۱۵ ساله بودند و با وعده‌ی شغل و زندگی بهتر وارد سیستم می‌شدند. اپستین، با همکاری زنانی که به او نزدیک بودند، از جمله گیلین مکسول، دختر یکی از غول‌های رسانه‌ای بریتانیا، دختران نوجوان را با وعده پول و فرصت شغلی جذب می‌کرد. در نگاه اول، همه چیز ساده و بی‌ضرر به نظر می‌رسید: «می‌خوای بیای کار ماساژ انجام بدی و برای هر جلسه ۲۰۰ دلار بگیری؟» اما پشت این ظاهر ساده، واقعیتی تاریک و هولناک در جریان بود که کم‌کم برای قربانیان آشکار می‌شد. هر دختری که وارد این چرخه می‌شد، خیلی زود درمی‌یافت که ماجرا چیزی فراتر از آن چیزی است که ابتدا تصور می‌کرد و اسیر سوءاستفاده و سکوت اجباری و تهدید می‌شد و در خیلی از موارد به او فشار می‌اوردند که خودش هم دختران دیگری را معرفی کند. حتی جابه‌جایی آن‌ها به مکان‌های دیگر آغاز می‌شد، چه در داخل آمریکا و چه در خارج از آن.
گزارش شده است که اپستین دختران زیر سن قانونی و زنان جوان را در اختیار دوستان قدرتمندش می گذاشت و همزمان سیستم نظارتی و مخفیانه گسترده ای را در سراسر املاکش در نیویورک، پالم بیچ و جزیره خصوصی اش نصب کرده بود تا فعالیت های جنسی آنها را به عنوان ابزاری برای باج گیری ثبت کند. رفت‌وآمد خصوصی افراد به جزیره، با هواپیمای شخصی اپستین موسوم به «Lolita Express» صورت می‌گرفت؛ جتی لوکس که نام آن بعدها به یکی از نمادهای رسوایی‌های اپستین تبدیل شد.
نفر بعدی، دونالد ترامپ است. اپستین و ترامپ در دهه ۹۰ دوستان نزدیک بودند و ترامپ در آن زمان گفته بود جفری آدم فوق‌العاده‌ای است و با زن‌های زیبا معاشرت می‌کند، حتی زن‌هایی که کمی جوان‌تر از حد معمول هستند. با این حال، ترامپ بعدها از اپستین فاصله گرفت و مدعی شد که ارتباطش با او قطع شده است. هیچ مدرکی مبنی بر حضور ترامپ در جزیره اپستین ثبت نشده، اما نام او بارها در ارتباطات و شبکه‌های اپستین مطرح شده است.
ترامپ و اپستین سال‌ها دوست نزدیک بودند و در رفت‌وآمدهای اجتماعی با هم دیده می‌شدند. فهرست پروازهای اپستین نشان می‌دهد که ترامپ چندین بار با هواپیمای خصوصی او سفر کرده است. این دو در دهه ۱۹۹۰ در رویدادهای سطح بالا کنار هم حضور داشتند و عکس‌هایی که شبکه CNN منتشر کرد، نشان می‌دهد اپستین در مراسم عروسی ترامپ با همسر قبلی‌اش حاضر بوده است. ترامپ خودش یک بار گفته بود: «من ۱۰ سال صمیمی‌ترین دوست او بودم.»
با این حال، بسیاری از اسناد مرتبط با اپستین—از جمله فهرست‌های کامل مهمانان جزیره، مکالمات تلفنی و فایل‌های ضبط‌شده—هنوز توسط دادگاه محرمانه نگه داشته شده‌اند. با این وجود، رسانه‌ها موفق شدند لیستی موسوم به «Epstein Black Book» (دفترچه سیاه اپستین) را فاش کنند که شامل اسامی بیش از دو هزار نفر است؛ از چهره‌های سیاسی و مدل‌ها گرفته تا دانشگاهیان و حتی خبرنگاران.
و سرانجام در سال ۲۰۱۹، پرونده اپستین دوباره باز شد؛ این‌بار نه از فلوریدا، بلکه از نیویورک و نه با یک اتهام سبک، بلکه با اتهام قاچاق جنسی انسان در سطح فدرال. FBI خانه او را به طور کامل بازرسی کرد و آنچه پیدا شد، شگفت‌انگیز و تکان‌دهنده بود: هزاران عکس از دختران نوجوان، فیلم‌هایی از دوربین‌های مخفی نصب‌شده در خانه‌هایی که مشخص نبود کجا بودند، پاسپورت‌های خارجی با اسامی جعلی، مقادیر زیادی پول نقد به ارزهای مختلف و در نهایت دفترچه‌ای که به «دفترچه سیاه اپستین» معروف شد و اسامی افراد سرشناس در آن ثبت شده بود.
اپستین بازداشت و به زندان افتاد و همزمان نام شخص دیگری نیز به عنوان همکار و همراهش در این پرونده مطرح شد: گیلین مکسول، که به نوعی دستیار و همکار اپستین در این فساد بود.
با اینکه اپستین هرگز ازدواج نکرد، اما رابطه‌ای طولانی با گیلین مکسول، شهروند بریتانیایی، داشت. در تاریخ ۲ ژوئیه ۲۰۲۰، FBI این زن را دستگیر کرد و او را به شش فقره اتهام متهم نمود، از جمله اغفال دختران نوجوان به منظور مشارکت در فعالیت‌های جنسی مجرمانه و ارائه شهادت دروغ. مقامات قضایی اعلام کردند که مکسول با فریب دادن این دختران و جلب اعتمادشان، آن‌ها را به دام اپستین می‌انداخت.
در دسامبر ۲۰۲۱، دادگاه گیلین مکسول را مجرم شناخت و او به ۲۰ سال زندان و پرداخت ۷۵۰ هزار دلار جریمه محکوم شد.
تا پیش از آغاز دادگاه، بسیاری نگران بودند که اگر اپستین حرف بزند، نام‌هایی مطرح شود که می‌تواند دنیا را تکان دهد. اما هیچ‌گاه به آن نقطه نرسیدیم. در ۱۰ آگوست ۲۰۱۹، تنها سه هفته پس از ماجرای درگیری، جسد اپستین در سلولش پیدا شد. گزارش رسمی خودکشی اعلام شد، اما نکات مشکوکی وجود داشت: دوربین‌های سلول همان شب قطع بودند، نگهبان‌ها مدعی شدند خواب مانده‌اند و چک‌های روتین شبانه را انجام نداده‌اند، و آثار روی بدنش با حلق‌آویز شدن همخوانی نداشت؛ بیشتر شبیه خفگی بود تا خودکشی.
شبکه‌ای از کودک‌آزاران در سطوح بالای جامعه آمریکا فعال بوده و از حمایت دولتی برخوردار بوده‌اند؛ این ادعاها عمدتاً از طریق پیام‌های شخصی با نام مستعار «کیو» (Q) در فضای مجازی منتشر شده‌اند. حتی برخی ادعا کردند اپستین عامل موساد و اسرائیل بوده و هدفش جمع‌آوری اطلاعات از افراد سرشناس برای مجبور کردن آن‌ها به حمایت از سیاست‌های اسرائیل بوده است. برخی معتقدند همین مسئله باعث حمایت ترامپ از نتانیاهو، با وجود اختلاف نظرهایی که داشتند، شده است. البته باید تأکید کرد که این موارد در حد شایعه و تئوری هستند و هیچ سند یا مدرک رسمی برای اثبات آن‌ها وجود ندارد.
https://ravcast.ir/jeffrey-epstein/
https://www.mashreghnews.ir/news/1782342/%D8%A7%D9%81%D8%B4%D8%A7%DB%8C-%D8%AC%D8%B2%DB%8C%DB%8C%D8%A7%D8%AA-%D8%AC%D8%AF%DB%8C%D8%AF%DB%8C-%D8%A7%D8%B2-%D8%A8%D8%B2%D8%B1%DA%AF-%D8%AA%D8%B1%DB%8C%D9%86-%D8%B9%D9%85%D9%84%DB%8C%D8%A7%D8%AA-%D8%AF%D8%A7%D9%85-%D8%A7%D9%81%DA%A9%D9%86%DB%8C-%D8%AC%D9%86%D8%B3%DB%8C-%D8%A7%D8%B3%D9%86%D8%A7%D8%AF
پروژه کنترلی موساد
چندی پیش اریک بوزینگ، تحلیلگر مسائل آمریکا که پرونده اپستین را با جزئیات پیگیری می‌کند در یادداشتی در پایگاه مدیوم نوشت که اپستین در واقع مدیری بود که یک سیستم «تله‌گذاری جنسی» را به نیابت از دستگاه‌های اطلاعاتی از جمله موساد در بالاترین سطوح اجتماعی اداره می‌کرد.https://eitaa.com/atashnews/232544

40851

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش

با سلام و عرض ادب: استاد اینکه می‌گویند اگر نماز قبول نشود هیچ عملی قبول نمی‌شود، آیا با این آیه قرآن که «فمن یعمل مثقال ذره خیرا یره و...» که کوچکترین کار خیری پاداش و کمترین کار شری جزا دارد منافات ندارد؟ پس چگونه خداوند در قران اینگونه می فرماید؟ و تکلیف افرادی که بسیار دست به خیر هستند و ذاتا افراد خوبی هستند و نه اهل غیبت و نه تهمت و نه ظلم و.... ولی نماز نمی خوانند چه می شود؟

متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: همان یک ذرّه و اندازۀ کمِ خیر هم وقتی برای انسان در ابدیت کارساز است و نتیجۀ آن را مشاهده می‌کند که در بستر عبودیت حضرت حق انجام گرفته باشد که «نماز» نمادِ اصلی آن است. ولی چنانچه انسان‌ها کارهای خوبی از سر ترحم داشته باشند جهت آرامش روح خودشان، نتایجش را در همین دنیا می‌برند مگر آن‌که در بستر عبودیت و با انگیزۀ اطاعت از امر الهی انجام بدهند که این بدون حاضرشدن در میدان «نماز» محقق نمی‌شود. موفق باشید

40769

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش

سلام علیکم و عرض ادب: بنده حدود ۱۰ سال پیش دچار وسواس شدم. طی چند سال تشدید پیدا کرد و از این جهت پیگیر درمان شدم. طرق مختلفی برای درمان طی شد؛ از طب جدید و سنتی گرفته تا... . از هر طریقی فوایدی برای بنده حاصل شد منتها هنوز بهبودی کامل بدست نیامده بود. نهایتاً آنچه برای بنده به شدت مفید بود، استفاده از نگاه عرفانی و بهره‌گیری از علوم عقلی فلسفی بود که بحمد‌الله تا حد زیادی به بنده کمک کرد. با این وجود همچنان مقداری آشفتگی فکری وجود دارد که البته چندان بروزی ندارد که اطرافیان متوجه مشکل شوند. توصیه‌های حضرتعالی هم مطالعه شد. اگر توصیه‌ی خاصی بابت مشکل بنده دارید بفرمایید لطفاً و اینکه در یکی از توصیه‌ها اجتناب از تحریک احساسات را فرموده بودید که در بعضی مصادیق برای بنده مبهم است؛ یکی اینکه، بنده شخصیت شاد و خوش‌ذوقی دارم که با خونگرمی و معاشرت و خندیدن با دوستان شناخته می‌شوم این رویه برای بنده مضر است؟ (ترک این شخصیت برای خودم نگران‌کننده می‌باشد) همچنین اینکه روضه و درددل با اهل بیت علیهم السلام را برای خود ضروری می‌دانم، اجتناب از این مجالس برایم مشکل است، آیا ترک این مجالس ضرورت دارد؟ تشکر

متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: همان‌طور که متوجه شده‌اید هر اندازه ذهن خود را در امور معرفتی و تدبّر در قرآن صرف کنیم، تأثیر امور وهمی ضعیف و ضعیف‌تر می‌شود و در این رابطه کتاب «ادب خیال و عقل و قلب» که روی سایت هست، متذکر نکاتی می‌باشد. اتفاقاً روحیۀ شاد و حضور در مجالسی که نظر به سیره و شخصیت اهل البیت در آن هست، بسیار مفید خواهد بود. موفق باشید

40073
متن پرسش

سلام: بسیار برای من عجیب است که نسل جدیدِ کشور ما، در مقایسه با نسل جدیدِ کشورهای دیگر، از نظر جهانی که در آن زندگی می‌کنند، بسیار جلوتر است! کشورهای مدرن نتوانستند نسل جدید خود را از باتلاق نیهیلیسم نجات دهند، در حالی که کودکان و نوجوانان ما به‌خوبی وارد جهان اسلامی شده‌اند؛ جهانی که نه‌تنها احساس محدودیت در آن وجود ندارد، بلکه با کوچکترین اشاره، آینده‌ی خود را درک می‌کنند. انقلاب اسلامی از این جهت یک جهان بی‌نظیر است که انسان‌های بزرگی را در خود پرورش داده است؛ انسان‌هایی که شور حیاتیِ کاملاً اخلاقی و معنابخشی را تجربه کرده‌اند. شهدا، علما، دانشمندان، سبک زندگی و حضور سیاسی-اجتماعی این افراد، همگی نشان‌دهنده‌ی جهانی قدرتمند و پرشور هستند. انقلاب اسلامی هزاران سال از تمام تمدن‌های موجود پیشرفته‌تر و کامل‌تر است. تبریک می‌گویم به مناسبت گشوده شدنِ جهان آخرالزمانیِ اسلامی! حالا می‌فهمم مقصود از «انسان حق‌الیقینی» چیست. حق‌الیقین یعنی حضوری بی‌کم‌وکاست، و چه زیبایی بی‌نظیری دارد! از طرفی اجتماعات دفاع از فلسطین در دنیا راه ورود به این جهان اسلام شده. اینها زیبایی است و زندگی با چنین زیباییهایی برایم شیرین است. «دست و پا گم کردهٔ شوق تماشای توام / افکند یارب سر افتاده در پای توام / اینکه رنگم می‌پرد هر دم به ناز بیخودی / انجمن پرداز خالی کردن جای توام / خانمان پرداز الفت را چه هستی‌کو عدم / هر کجا مژگان گشایم‌ گرد صحرای توام / هیچکس آواره گرد وادی همت مباد / مطلب نایاب خویشم بسکه جویای توام / نقد موهوم حباب آنگه به بازار محیط / زبن بضاعت آب سازد کاش سودای توام / خواه درد آرم به شوخی خواه صاف آیم به جوش / همچو می از قلقل آهنگان مینای توام / کیست‌ گردد مانع مطلق عنانیهای من / موج بی‌پروای توفان خیز دریای توام / سجده‌ها دارم به ناز هستی موهوم خویش / کاین غبار سرمه جوهر گرد مینای توام / در محبت فرق تمییز نیاز و ناز کو/ هر قدر مجنون خویشم محو لیلای توام / می‌شکافم پردهٔ هستی تو می‌آیی برون / نقش نامت بسته‌ام یعنی معمای توام»

متن پاسخ

 باسمه تعالی: سلام علیکم: حقیقتاً همین‌طور است. بی‌حساب نیست که رهبر معظم انقلاب می‌فرمایند: «تجلی طراوت و نشاط انقلابی در راهپیمایی ۲۲ بهمن و به صحنه آمدن جوانان و نوجوانان برای دفاع از انقلاب با وجود حجم انبوه خصومت‌ها علیه نظام اسلامی را نشانه اراده پروردگار برای پیشرفت اسلام در بستر جمهوری اسلامی خواندند و افزودند: نمونه دیگری از بروز اراده الهی، تجمعات ضد صهیونیستی در اروپا و حتی آمریکا و افزایش چشمگیر حمایت افکار عمومی جهان از مردم فلسطین است.» باید به این جمله زیاد بیندیشیم. اخیراً در این رابطه بحثی تحت عنوان «راز امیدواری به آینده در تاریخ انقلاب اسلامی» شد که ان شاءالله می‌تواند مفید باشد. https://eitaa.com/matalebevijeh/19415  موفق باشید

39831

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش

سلام استاد: بیش از ۱۰ سال است که با مباحث جوع و روزه و رمضان مأنوس هستم. و از برکات آن غافل نبودم. اما امسال تازه در آستانه ۳۷ سالگی به لطف خدا موفق شدم ماه رمضان کمی کمتر بخورم و بعد هم ناهار را از زندگی حذف کنم و با غذای بسیار سبکی جای آن را پر کنم. خدا می داند چه برکات و نکاتی برایم آشکار شده. روشن شد یکی علت های عقب ماندن و درجا زدن هایم چیست. روشن شد یکی از علت هایی که همچون عوامل طاحونه سال ها به دور خودم می چرخیدم چه بود. فهمیدم «تا شکم دائر است دل بائر است». فهمیدم ریشه مشکلات جسمی و روحی ام در کجاست. البته هنوز در آغاز راه هستم. و به تعبیر حضرتعالی در شرح غزل های حافظ باید ذره ذره انانیت را ذوب کرد. هر چند خیلی دیر به این نقطه رسیدم ولی از فضل الهی هم نومید نیستم. استاد کتاب تذکرةالاولیاء جناب عطار عجب دریای طوفانی و موّاجی است! عجب غوغایی است! چه عزم های عظیم و بزرگی در عالم انسانی تولد یافته و ما خبر نداشتیم. جناب عطار عجب انسان رند و فرهیخته و وارسته ایست. با مطالعه این کتاب واقعاً در جان انسان «عزم و اراده» تجلی و نزول پیدا می کند. و به تعبیر جناب عطار در مقدمه حکیمانه و حیرت انگیزش در کتاب مذکور:« این کتابی است که مخنثان را مرد کند و مردان را شیرمرد کند و شیرمردان را فرد کند و فردان را عین درد کند...» سپاس از توجهی که به این اثر گرانبها دادید و التماس دعا. عذرخواه و شرمسارم.

متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: در همین رابطه است که حضرت پروردگار در قرآن کریم مجید می‌فرماید: «وَالَّذِينَ جَاهَدُوا فِينَا لَنَهْدِيَنَّهُمْ سُبُلَنَا وَإِنَّ اللَّهَ لَمَعَ الْمُحْسِنِينَ» آری! راه‌هایی در پیش است که با تلاش برای رجوع به خداوند، حضرت ربّ العالمین مقابلِ ما می‌گشاید و نمونه‌های آن همان نکاتی است که فرمودید. موفق باشید

39677

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش

سلام علیکم: در رابطه با سوال ۳۹۶۷۵ می‌خواستم بپرسم که پس چطور شما در سوره واقعه می‌گویید الله بصورت انسانی بر مقربین تجلی می‌کند؟ با تشکر

متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: عزیزِ دل من! بحث خداوند به صورت انسان در عالم ماده کجا و صورت اعمال مقربین در جلوۀ حوری در عالم قیامت کجا؟! موفق باشید

39410

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش

سلام استاد: استاد اینکه در آیاتی از قرآن مانند آیات پایانیِ سوره «زمر» اهل تقوا رو وارثان زمین معرفی کرده و در ادامه راجع به بهشت و جایگاه آنها صحبت کرده را من متوجه نمی‌شوم. اگر بهشت جایگاه اهل تقواست، پس چرا خداوند آنها را وارثان زمین در قیامت خطاب می‌کند؟ مگر نه اینکه با برپاییِ قیامت زمین و هر آنچه در آن است از بین می رود؟ پس این وراثت به چه معناست؟ آیا دوباره اهل بهشت به زمین بر می‌گردند؟ یا نه معنای دیگری دارد؟ اصلا وراثت جهانی از بین رفته چه ارزشی دارد که خداوند در قرآن آن‌را بیان می‌فرمایند؟

متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: مفسرین محترم در مورد معنای «ارض» در این آیه، فرموده‌اند منظور زمین بهشت است که میراث اهل تقوا می‌باشد تا در آن زمین هر طور خواستند حاضر شوند. موفق باشید

38350

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش

سلام علیکم: اینکه انسان گاهی نسبت به دنبال کردن معارف حقه سست میشه چه علت هایی داره؟ چه کنیم شوق ادامه‌ی کار بهمون برگرده؟ التماس دعا

متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: هرکس باید متوجه ظرفیت انسانی خود باشد که چه اندازه از طریق معارف حقّه و تدبّر در قرآن می‌تواند آن ظرفیت را از قوه به فعل درآورد. موفق باشید

41037
متن پرسش

سلام علیکم: بعد از این حوادثی که در دی ماه امسال پیش آمد، در مواجهه با اقوام و اطرافیان و همکارانی که با ما تعارضات اساسی دارند چگونه رفتار کنیم؟ استاد با این همه دشمن چه کنیم؟

متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: نفرمایید با اینهمه دشمن چه کنیم؟!!! بفرمایید چرا اینهمه دوست را نادیده انگاریم.https://eitaa.com/atashnews/226481 مگر برای عبور از تاریخی که محور آن را نفس امّاره و خودبنیادیِ بشر غرب‌زده قرار داده به سوی تاریخی که محور آن انسانیت انسان‌ها می‌باشد؛ راهی جز این در میان است؟ که بالاخره آن‌هایی که خود را در تاریخ زندگی غربی معنا کرده‌اند، نمی‌توانند به راحتی متوجۀ حضور تاریخی دیگری شوند که ذیل شخصیت حضرت مولی الموحدین «علیه‌السلام» در میدان غدیر، حضرت روح الله «رضوان‌الله‌تعالی‌علیه» آغاز کرده؟
آری! اولاً: باید با حرکاتی نرم و با سبکی انسانی آن‌هایی که می‌توانند فکر کنند را متوجۀ بودنی دیگر کرد به همان معنایی که خداوند می‌فرماید: «وَ إِذا مَرُّوا بِاللَّغْوِ مَرُّوا كِراماً» (فرقان/۷۲) چون با اندیشه‌های سطحی و غلط روبرو شدید، با بزرگواری و حکمت خود بدون مقابله با آن‌ها در مواجهه با آنان، از آن‌ها عبور کنید بلکه به خود آیند. و ثانیاً: آنانی که در مقابله با نظام اسلامی ایران در ضدِ انسانی‌‌ترین حالت قرار گرفتند خود به خود به سوی نابودی می‌روند حتی به دست فرزندان انقلاب اسلامی.
به اوج انسانیتی فکر کنید که در ۲۲ دی‌ماه به میان آمد و به ضد انسانی‌ترین صحنه‌ها بیندیشید که چند روز قبل ملاحظه کردید. آیا این حکایت حضور آخرالزمانی نیست که حق با عالی‌ترین جلوه، و باطل با ظلمانی‌ترین شکل به میان آمد تا انسانیت انسان‌ها به بلوغ برسد؟ موفق باشید        

40747
متن پرسش

سلام و احترام: تا به حال در عمرم، بحثی اثرگذارتر و مهم تر از بحث «انسان و باز انسان» در مباحث این چنینی ندیدم و درک نکردم و در این بحث، از جان ما سخن می گویید و راه می نمایید. بسیار ممنونم. در اواسط فایل ۳۲ فرمودید هگل متوجه روح تاریخ بود ولی در مفاهیم ماند؛ مزاحم شدم تا بگم: هگل «مفاهیم» رو «اکچوال» میدید و این همون چیزیه که منطق هگل رو از دیگر منطق ها متمایز کرد. هگل یه عبارتی داره؛ میگه آنچه عقلانی است، اکچوال و واقعی است و آنچه واقعی است، عقلانی است. و مفاهیم اکچوال یه سری خصوصیات دارند: از جمله اینکه در حال شدن هستند آن هم از خودشان و نه از بیرون از خودشان. مثلا «مفهوم آزادی، خودش از خودش، اکچوال و واقعی می شود. آزادی تنها یک ایده نیست، بلکه امری واقعی و عینی و تشکیکی است که در ساختارهایی همچون خانواده و دولت عقلانی و جامعه مدنی، خود را نشان می دهد و به این جهت، انسان با پذیرش قانون محدود نمی شود بلکه به عالی ترین شکل خود می رسد. از نظر هگل، مفاهیم ، اکچوال و هست می شوند و اکچوالیتیِ اونها، به معنی تحقق عینی شون هست. در واقع انسان ها وظیفه دارند از وضعیت طبیعی، فراروی sublate/aufheben کنند تا به خودآگاهی عقلانی برسند و با این نگاه، مفاهیم در منطق هگل نیز، از تصاویر و ایده های اولیه ی ذهنی فاصله می گیرند و به وجودی حقیقی و عینی و عقلانی محقق می شوند. لذا مفاهیم در هگل، همچون مفاهیم ذهنی ما نیست که مثلا تصوری از درخت و میز و صندلی را در ذهن خود حاضر می‌کنیم. و نمی‌دانم منظور شما چه بود آنجا. در خصوص آنکه‌ فرمودید در هگل آن نهایی ترین شکل نیست درحالی‌که نمی‌شود انسان به سمتی برود که نیست، باز به نظر می آید می توان اینطور نگاه کرد که به هر حال ذات غیب الغیوبی حق ظهور نداره و به این معنی، تحقق نداره. آیا استبعادی هست که منظور از «نیست» در هگل رو به همین معنا بگیریم؟ «چراکه شواهد زیادی در فلسفه طبیعی و فلسفه اجتماعی هگل هست که اشاره مستقیم به «جهت دهی» همه چیز به سمتی دارد. ولی جهت دهی و کشش هرچیز، به سمت امری نیست که اکچوال است، بلکه آن امر در نهایت اکچوال خواهد شد.» و اینکه ما نمی‌دانیم در نهایت چه چیزی اکچوال خواهد شد، مربوط به هر ملتی که مرحله ای از تاریخه می‌شه و نه برای کل تاریخ. چون در هگل هم نهایت تاریخ به سمت تحقق آزادی و عقل کلی میره و به این معنی، جهت تاریخ مشخص است ولی نه به این معنی که دولت ملتی خاص مثل یونان به چه سمتی خواهند رفت یا بعد از هزار سال، مردمان به سمت عقلانیت بیشتر می روند یا به وضع طبیعی خود کشیده و بازگردانده می شوند یعنی مجددا به قهقرا میرن. لذا همچنان برایم روشن نیست اختلاف شما با هگل در چیست.

متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: خدا را شکر که عزیزی این‌چنین هگل‌خوانده داریم و حقیقتاً همان‌طور که متوجه هستید دغدغه‌های جناب هگل بسیار ارزشمند است از آن جهت که متوجۀ افقی به سوی حقیقت است در تاریخی که در پیش است. امری که متأسفانه فویرباخ که مدعیِ شاگردی هگل است متوجه نشد و به گفتۀ خودش مخروط هگل را وارونه کرد. عرض بنده تنها در این‌جا بود که مسیری که جناب هگل برای روح یا Geist مدّ نظر می‌آورد، به سوی هدفی است که در واقع، نیست و تنها مفهومی است که تعیّنِ خارجی ندارد. در حالی‌که ما متوجه هستیم آن حضور نهایی که انسان کامل و روح زمان است به عنوان صاحب الزمان، هم اکنون هست و تنها تفاوت ما با او در این نکته می‌باشد وگرنه دغدغۀ او نسبت به سیر روح به سوی هدفی عالی بسیار مهم است و اگر نظر به حضرت عیسی «علیه‌السلام» دارد، ولی بر اساس آموزه‌های مسیحیت معتقد است که حضرت عیسی «علیه‌السلام» شهید شده‌اند و وجود خارجی ندارند؛ هرچند نظر به روحِ آن حضرت برای آیندۀ تاریخ دارد. موفق باشید    

40643

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش

سلام و ادب: بنده دانشجوی کارشناسی فلسفه هستم و خیلی به عرفان علاقه مندم اگر بخوام اصولی مسیر رسیدن به مقام های عرفانی بدون خطر افتادن در وهم و ضلالت رو طی کنم بهم سیر مطالعاتی معرفی کنید لطفا. ممنونم

متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: پیشنهاد می‌شود پس از تعمق بر حکمت صدرایی، به «فصوص الحکم» ابن عربی همراه با شرحی که با ذوق‌تان بخواند رجوع فرمایید. موفق باشید

40629

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش

با سلام و تحییت خدمت شما استاد طاهرزاده: «الدِّينُ يُجِلُّ» یعنی چی؟

متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: این موارد مواردی نیست که بنده در موردش حضور ذهن داشته باشم. به نظر می‌آید بتوانید از طریق فضای مجازی و با نظر به متن اصلی، جواب این نوع سؤالات را جستجو فرمایید. موفق باشید

40520

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش

سلام علیکم: درباره آیه «و جاء ربک و الملائکه». مطلبی داشتم. اگر این رب در آیه بالا را مساوی رب پیامبر (ص)  بگیریم. رب پیامبر (ص) اسم جامع الله است. حال این اسم جامع مظهر می خواهد. مظهرش حضرت محمد (ص)  است. قیامت هم که مثالی است. پس می‌شود گفت که اسم جامع الله همراه جسم مثالی پیامبر (ص) است. پس آیه بالا معنی باطنی اش این است که: اسم جامع الله در بدن مثالی پیامبر (ص) تجلی کرد. و همه مردم در محشر با دیدن بدن مثالی پیامبر (ص) به اسم جامع الله منتقل می‌شوند. یعنی نور اسم جامع الله را در جمال محمدی می‌بینند. آیا مطالب بالا را درست فهمیدم؟

متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: آری! جمال آن حضرت آینۀ تجلی انوار حضرت الله است به همان معنایی که خود آن حضرت نیز فرموده باشند: «من رآنی فقد رای الله» ولی بحث در تجسم مثالی است که نمی توان از این جهت گفت آن حضرت تجسم مثالی حضرت الله باشند که به معنی به جسم در آمدنِ حقیقتی است که به نور توحیدی اش بسی بالاتر از این حرفها می باشد. موفق باشید

40498

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش

سلام علیکم: در فص محمدی ابن عربی اله معتَقَد را نتیجه عمل انسان است. بعبارت دیگر اله معتَقَد ساخته شخص است. شما در بحث حوری بهشتی که آن را تجلی اسم جامع الله می‌دانید که نتیجه عمل و عبادت شخص است. حال سوالم این است که این تجلی اسم جامع الله که حوری است، آیا همان اله معتَقَد است که جناب ابن عربی در فص محمدی بیان می‌کند؟

متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: حتماً همین‌طور است. بالاخره خداوند برای کسی که تا مرز انس با حضرت حق و اسم جامع او جلو رفته است، حورالعین به معنایی که مربوط به مقربین است برای او تجلی می‌کند. تازه، در این موارد مهم نسبتی است که این متون مثل «فصوص الحکم» متذکر می‌شوند و نباید دغدغۀ این جزئیات را داشت. موفق باشید

40435

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش

با عرض سلام خدمت شما استاد بزرگوار: جسارتا من در باره موردی از شما راهنمایی می‌خواستم. استاد خانواده همسر بنده خیلی با حضرت آقا و حکومت مخالفن و در جریاناتی که به تازگی اتفاق افتاده و شهادت سرداران نه تنها ناراحت نیستن بلکه خوشحال هم هستن و این در صورتی است که شوهر من خیلی انقلابی و ولایی است و یک بار که منزل مادرشون رفته بودن شروع کردن به بد گویی همه سرداران و رهبر و شوهرم خیلی ناراحت شده بود و گفت دیگه باهاشون قطع زابطه می‌کنم ولی من گفتم مادرت تحت تاثیر افراد دیگه است و این کارا نکن و دیگه کم میرفتن خونه مادرشون تا اینکه یه روز به من زنگ زدن و گفتن با گریه که شوهرما از دست دادم و دخترم و پسرمم ازم دورن و فک می‌کنم این پسرمم هم از من دوره و من خدا را دارم و همه به من محبت دارن و نیازی به شماها من ندارم و خلاصه خیلی منا ناراحت کردن و گفتن فقط بچه تونا بفرستین تا من ببینمش و همه تقصیراتا گردن ما انداختن و گفتن دنیای دیگه ای هم هس ببینین آیا باید با مادرش یکی این طور رفتار کنه و این در صورتیه که شوهرم هیچ بی احترامی نکرد فقط با برادرش رابطه شا قطع کرد و کمتر خونه مادرش میرفت هفته یه بار حالا من می‌خواستم ازتون خواهش کنم که ما باید چه کار کنیم شوهرم میگه اینا انسانیتا زیر پا گذاشتن و حرف از مخالفت با انقلاب گذشته و برا همین دلم نمیخواد دیگه باهاشون صمیمی باشم ولی من حالم خوب نیست از این شرایط عقیده خونواده ش هم درست نمیشه ینا از طرفدارای آقای شیرازین و خیلی به آقا حرف میزنن و آیا باید همچنان ارتباطمونا کم و یا قطع کنیم یا بریم و آشتی کنیم اینا نه با اخلاق نه با منطق با هیچی دست از عقایدشون بر نمیدارن و میگفتن اگه آقا نایب امام زمون بود این قد جوونا ضد دین نمیشدن و اینا همه ظالم و آدم کشن مثه همپن اسراییلی ها. لطفا راهنماییم کنین شوهرم خیلی ناراحته. التماس دعا

متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: باید با روحیۀ مدارا و «متانت» و «دلسوزی» و «صبر» ارتباط را با ارحام به کلی قطع نکرد و محبت به مادر برکات خود را دارد به هر قیمت که باشد. موفق باشید

40288
متن پرسش

سلام و درود بر سردار مقاومت جهان عرب، حماس بزرگ و جناب حکیم شیخ نعیم قاسم برادر عزیز که حقیقتا ایشان هنوز شناخته شده نیستند ولی از ذخایر بزرگ الهی است. اما برای حضور در آینده هرچقدر فکر می‌کنم راهی جز مدد ها و معجزات خاص از جانب خود حضرت رب وجود ندارد. اینکه فکر کنیم کار دشمن تمام شده و دیگر هیچ زوری ندارد یک امریست که هنوز باید با جنگ محقق شود و چنین دشمنی که بمب اتم دارد و کله ای خالی و شیطنت احمقانه، فقط با اراده ای خاص از ظهور حق تعالی ممکن به مقابله خواهیم بود. اینکه نسل بنی امیه در سرمستی از قتل عام بلند شده و اسرائیل راهی جز جنگ تن به تن نگذاشته و با دجال و شیطان بسمت حکومت جهان آمده- و تمام تاریخ جهانی را به یک «آخر» کشیده خداوند حق و استقامت را تنها نخواهد گذاشت. هرچه می‌نگرم راهی جز اراده خاص الهی برایمان نمانده، نظر شما چیست جناب استاد؟ آیا این انسانهای مقاوم بزودی زود به مدد الهی می‌رسند در حالی که ساعتی نمی‌گذرد در جنگ با دشمن و از پای در می آیند و راهی جز توجه ویژه تر از خداوند ندارند.

متن پاسخ

 باسمه تعالی: سلام علیکم: همین‌طور است که می‌فرمایید و در واقع مسیر حزب الله با شخصیت ایشان در این شرایط خود را بازیابی کرد و در مورد آنچه در این دفاع مقدس ۱۲ روزه برای ما پیش آمد؛ مهم توجه به عنایات الهی است در خنثی‌کردنِ نقشۀ بسیار عمیق و همه جانبۀ همۀ جهان استکبار. و همچنان در راهی که خداوند از طریق انقلاب اسلامی مقابل ما گذارده، حاضر و پایدارماندن. جناب آقای حسین حاجی کارشناس مسائل غرب آسیا دیشب در برنامۀ «جهان امروز» نکات بسیار دقیقی در رابطه با شرایطی که در مقابل اسرائیل برایمان پیش آمده؛ مطرح فرمودند و اینکه اسرائیل همراه با بخش زیادی از اروپا و همۀ آمریکا، همۀ خشاب‌های خود را خالی کرد و به نتیجه نرسید. و این یعنی ما با ایرانِ دیگری در آینده، خود را ادامه می‌دهیم. ایرانی که در مقابل چنین فتنۀ بزرگی توانسته است تاب‌آوری داشته باشد. موفق باشید              

40109

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش

سلام استاد گرامی: وقت شما به خیر و خیلی ممنونم از سخنانی که می فرمایید. ببخشید در مورد مدارس و تعلیم و تربیت، لطفا راهنمایی کنید. آیا می توانیم اینطور در نظر بگیریم که؛ شعر امام؛ که از مسجد و مدرسه بیزار شدم، به نوعی پیش گویی تاریخی هست. و شاید در نظام علمی، حرکت «انالله و انا الیه راجعون» قوس نزول و صعود، و یا وحدت در عین کثرت و کثرت در عین وحدت، بتونه برای نظام آموزش و پرورش افقی باز کنه. دانش آموز اول با نگاه توحیدی شروع کنه (شبیه نگاه توحید مفضل) و بعد در سیر تحصیلی و بلوغ وجودی، با نگاه ها و منطق های خوانش هستی در علوم، مواجه بشه. تا بتواند نگاه و منطق توحیدی را در علوم احساس کنه. و علوم رو به سنت های جاری در هستی نزدیک کنه. شاید در حرکت در نظام فعلی، حرکت حقیقی فراموش شده، همات حرکت جوهری که در وجود انسان و در تاریخ در جریان هست. در این عالمِ علمیه ایجاد شده، گفتگوهای معلم و دانشجو به سمت حقیقی تری هدایت میشه. و وجوه علمیِ در سنت های هستی که اکنون به ظهور می آیند، شناخته شوند‌.

متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: به نظر می‌آید حضرت امام «رضوان‌الله‌تعالی‌علیه» با طرح آن غزل، به حضوری اشاره دارند که از طریق اشراق حاصل می‌شود و اگر دانایی‌های علمی، مقدم باشند پس از آن مفاهیم و قیاس‌های منطقی سیطرۀ خود را کم کنند، عملاً آن نوع حضور که امام بدان اشاره دارند؛ پیش خواهد آمد به همان معنایی که به گفتۀ جناب مولوی: تا به دریا سیر اسب و زین بود / بعد از آنش مرکب چوبین بود. موفق باشید

40098

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش

عرض سلام و خداقوت خدمت استاد محترم: همانطور که مستحضرید روز گذشته جناب حجت الاسلام قاسمیان، پس از انتشار کلیپ اعتقاداتشان به وضعیت اسفبار کشور سعودی بازداشت شده اند. در این راستا عده ای در داخل نسبت به این عمل ایشان هجمه راه انداخته که این عمل بر خلاف قوانین آن کشور بوده، هزینه برای کشور و یا احتمال زحمت برای سایر حاجیان داشته است برخی هم معتقدند نباید در زمان و مکان انجام حج این مطلب گفته می شد و برخی هم ضمن تایید و حمایت از عمل ایشان، وظیفه دستگاه دیپلماسی را پیگیری حقوق ایشان دانسته و کار سعودی ها را در بازداشت ایشان کاملا غلط می دانند. سوال بنده این است که حاجیان چرا در چنین دوگانه ای در کشور ما قرار می گیرند از سویی رهبر معظم انقلاب سال گذشته تاکید بر زنده نگه داشتن یاد مردم غزه در حج داشتند از سویی بسیاری در سازمان حج و مدیران کاروان و روحانیون، چنین اقداماتی را نهی می فرمودند. بالاخره وظیفه حاجیان چیست آیا سکوت کرده و به دنبال انجام عمل کامل حج باشند که لطمه ای به آن وارد نشود یا به دنبال پرده افکنی از چهره سیاه خادمان بین الحرمین در ذبح اسلام چه در شرایط برگزاری حج و چه در عملکرد خارجی سعودی ها در کمک به ذبح کودکان مسلمان باشند؟ آیا عمل حجت الاسلام قاسمیان اقتدای به ارباب بی کفن اباعبدالله الحسین نیست که حج خود را برای افشای ظلم یزید ناتمام گذاشتند؟ آیا تاریخ ما به جایی رسیده که به هر قیمتی عمل و انجام احکام را مقدم بداریم؟ ما باید به کدام عمل کنیم؟

متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: نظردادن در این مورد آسان نیست. در فهم و صفا و شخصیت ارزشمند حاج آقا قاسمیان هیچ شکی نیست و احتمالاً خود ایشان هم تصور نمی‌کردند با طرح آن موضوع در آن کلیپ، آل سعود این‌چنین ضعف و بی‌ظرفیتی را از خود نشان دهد زیرا ایشان خواستند متذکر شوند که حقیقت حج امری است بالاتر از این نوع ظاهرگرایی‌ها. و اگر تصور می‌کردند چنین حساسیتی پیش می‌آید احتمالاً  به این صورت به موضوع ورود نمی‌کردند. موفق باشید

40071

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش

بسم الله الرحمن الرحیم. سلام و عرض ادب خدمت آقای طاهر زاده عزیز: راستش را بخواهید سوالی نداشتم فقط ایده ای به نظرم رسید که خدمتتون عرض کنم، اینکه ما غیر از تبیین فرهنگ خودمون میتونیم و فکر کنم که باید به نقد و تهاجم به مکتب‌های غیره توحیدی هم ضربه بزنیم، گاهی بهترین دفاع حمله است. این علم گرایی که بسیار هم باب شده را باید نقد کرد، همانطور که آنها شبهه ایجاد می‌کنند و حمله می‌کنند ما اگر ضربه نزنیم و فقط دفاع کنیم ضعیف به نظر می آییم، عرض بنده این است که شما که تسلط کافی در فلسفه دارید و من احساس می‌کنم از علم فیزیک و علوم جدید و علوم تجربی هم اطلاعات کافی دارید، اگر صلاح دانستید در این زمینه هم در راه خدا قلم بزنید و سخنرانی کنید ان‌شاءالله خدا خیرتون بدهد، من خودم هم در تلاش هستم که دانشم را تکمیل کرده و اگر خدا توفیق داد در این زمینه روزی وارد عمل بشوم.

متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: در مباحثی همچون «حوالت تاريخی عقل تکنيکی» https://eitaa.com/kotobtaherzadeh/1253   و «مدرنیته و توهم» و «علل تزلزل تمدن غرب» سعی بر طرح همین نکات است که می‌فرمایید. موفق باشید

41040

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش

با سلام و احترام خدمت استاد گرامی: راهرویی که میل به زندگی در عالمی الهی دارد و می‌خواهد زندگی‌اش با نور الهی روشن باشد، در طی مسیر به دوراهی رسیده است: یکی اینکه مجردی پیشه کند و همانگونه که فرموده بودید سعی کند تا عفیفانه عمر بگذراند و یکی اینکه با مؤمنه ای ازدواج کند و سعی کنند با سادگی مسیری را با هم طی نمایند. حرف این است که خدای حقیقی خدایی‌ست که چه در رونق و ارزانی و چه در قحطی و گرانی روزی‌ده است و ما نباید با حرفِ اینکه شرایط اقتصادی بسی خراب است دست از ازدواج بکشیم؛ از سوی دیگر خب بنده باید به فکر آسودگی همسر آینده‌ ام نیز باشم که سختی تنگی مالی را آیا رواست که تحمل کند؟ در اینجا به این می‌رسم که ایشان باید فردی درنهایت ایمان باشند که به فضل الهی و روزی مقرر باور داشته باشند و بنده نیز در حد توانم بکوشم. منتها شرایط دانشجویی مضاف بر علت شده و باعث می‌شود که شغلی هرچند پاره‌وقت گیر نیاید. با اینحال نمی‌دانم روحیه ای که در من مستولی شده روحیه ای نیک است یا پلید؟ بالاخره مجردی بنده هرچقدر هم که تلاش کرده‌ام همراه با خطراتی بوده که لغزشهایی هم کم و بیش برایم به وجود آورده و بیم تنگناهایی را دارم که قرار است پیش بیاید و منی که آرزوی یاری امام زمان (علیه السلام) را دارم را از پا بیندازد. از طرفی دختری مؤمن به بنده معرفی شده که شرایط قناعت را داراست. حال با توجه به گفتگو های قبلی، فعلا و با این شرایط اقتصادی از مسئله ازدواج بطور ۷۰ درصدی منصرف شده بودم که این مورد پیش آمد و باز مرا به فکر برد. گفتم با استاد مشورتی داشته باشم. سپاس از لطف های بیکران دعا بفرمایید.

متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: به نظر می‌آید به همان معنایی که در آخر آیۀ ۳۲ سورۀ نور فرمود: «يُغْنِهِمُ اللَّهُ مِنْ فَضْلِهِ وَ اللَّهُ واسِعٌ عَليمٌ» می‌توان گفت به همان معنایی که خداوند وعده داده، خودش آنچه نیاز است را پیش می‌آورد و احتمالاً آن مورد که پیش آمده می‌تواند مصداق وعدۀ الهی باشد. می‌ماند که مطلب را با خود طرف مقابل در میان بگذارید و از بزرگیِ چنین تصمیمی با او گفتگو کنید که در این زمانه می‌توان به سادگی تمام زندگی را شروع کرد حتی در یک اتاق در خانۀ پدری. موفق باشید 

41031
متن پرسش

با عرض سلام و ادب خدمت استاد گرامی: استاد اینکه اوضاع اقتصادی نابسامان است صحیح و اینکه متأسفانه فاصله غنی و فقیر در مقایسه با اول انقلاب زیاد شده به وضوح در جامعه دیده می‌شود، ولی چه چیز باعث شده است که بخشی از جوانان سطحی نگر معترض القابی را که شایسته مستکبران و دیکتاتورهای ظالم عالم چون نتانیاهوی ملعون و ترامپ فرومایه است را به رهبری نسبت بدهند و این پدر رئوف و مهربان و این امید مظلومین و مستضعفین جهان را باعث و بانی اوضاع نابسامان اقتصادی کنونی بدانند؟ بدیهی است که در رسانه نوک پیکان دشمن خودی ترین خودی ها را نشانه گرفته و رهبری را به مردم به عنوان علت مشکلات معرفی می کند با اینکه رهبر جایگاه رهبری دارند و نه جایگاه کارشناس اقتصادی. ولی در این شرایط از رئیس دولت که با ادعای بهبود اوضاع اقتصادی به میدان آمد ولی متأسفانه شرایط بدتر شد، انتظار می رود که لااقل خود دولت را مسئول بداند و شبه های مرتبط با رهبری را برطرف کند. تا کنون چندین بار رهبری از رئیس جمهور پشتیبانی کرده اند و مردم را به همکاری با دولت ترغیب کرده اند و الان که دشمن سعی دارد رهبری را باعث و بانی شرایط کنونی معرفی کند جا دارد لااقل رئیس جمهور به مردم بگوید که رهبری در بدتر شدن اوضاع اقتصادی نقشی ندارند و بدتر شدن اوضاع متوجه دولت است و نه رهبری. تا کی باید رهبر عزیزمان، این پدر رئوف و مهربان حتی در داخل کشور اینقدر مورد مظلومیت قرار بگیرند و چوب بی تدبیری های دولت ها را بخورند. نمی‌دانم در بین دولت مردان ما ترس از دست دادن محبوبیت در جامعه است که باعث می شود که آنطور که باید پشت رهبری در نیایند، که اگر چنین است بروند تهذیب نفس کنند و یا اینکه خدای ناکرده دل آنها جای دیگری ست اما اینکه شعارهای بخشی از مردم معترض سطحی نگر متوجه رهبری، این ندای حق زمانه، شده است دل انسان را به شدت بدرد می آورد. التماس دعا استاد

متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: همان‌طور که متوجه هستید در هر حال و کم و بیش با نفوذ غرب‌زدگان لیبرال، ما در نظام اجرایی گرفتار افرادی شده‌ایم که هیچ تعهدی نسبت به مردم ندارند و به عدالت و تقوایی که مبنای نظام اسلامی می‌باشد، آن‌طور که شایسته است متعهد نیستند هرچند همۀ بدنۀ دولت چنین نیست، ولی آن افراد که جنابعالی نیز متذکر آن‌ها هستید، در گلوگاه‌های بعضی از تصمیم‌گیری‌ها حاضرند. مهم آن است که متوجه باشیم این افراد بالاخره در نظام اسلامی ما مهمان‌های ناخوانده‌ای هستند و این درست بر عکسِ سرنوشت کشورهای غربی است که این افراد، صاحب نظام کشورهای غربی شده‌اند و این‌جا است که باید سخت امیدوار بود که دشمن بر افرادی سرمایه‌گذاری کرده و امیدوار است که سرابی بیش نیستند. و این است معنای سخن رهبر معظم انقلاب که می‌فرمایند: «امروز هم آمریکا دچار خطای محاسباتی است؛ امروز آمریکا غلط می‌فهمد مسائل را، محاسبه‌اش اشتباه و غلط است». و در این رابطه به هیچ‌وجه این سخن رهبر معظم انقلاب را ساده نگیرید که می‌فرمایند آنچه رژیم طاغوتی پهلوی را سرنگون کرد، ایمانِ به اسلام و غیرت دینی و غیرت ایمانی بود، و امروز نیز ملت سرافراز ایران با همان روحیه در صحنه‌اند. 
 آری! اگر دشمن به گمان خود چند جوان ساده و نادان را تحریک می‌کند و به آن‌ها امید بسته، به این طرف ماجرا نظر بفرمایید که جوانان بسیجی ما چه اندازه سلحشورانه آماده‌اند که یک ساعته همۀ بساط اغتشاش‌گران را که امید ترامپ شده‌اند، برچینند به همان معنایی که رهبر معظم انقلاب در مورد جوان ایرانی می‌فرمایند جوان ایرانی کسی است که در جنگ، سلحشور است و سینه سپر می‌کند، در سیاست روشن‌بین است و آمریکا را می‌شناسد. در امور دینی دارای تقیّد است. و در همین رابطه خطاب به جوانان می‌فرمایند در دینداری و تفکر سیاسی حاضر و آمادگی داشته باشند. 
آیا با توجه به این امر نباید دشمنان ایران همۀ حملۀ خود را متوجۀ رهبر انقلاب نمایند؟ که این‌چنین طشت رسوایی جبهۀ استکبار را به صدا در می‌آورند؟ آری! ای رفیق! قضیه از این قرار است و این است که به گفتۀ رهبر معظم انقلاب باز استمرار خطاهای عمیق محاسباتی آمریکا در قبال ملت ایران و نظام جمهوری اسلامی، و باز شکست و نزدیکیِ سرنگونیِ جبهۀ استکبار به همان معنایی که خداوند فرمود: «كَتَبَ اللَّهُ لَأَغْلِبَنَّ أَنَا وَ رُسُلي‏ إِنَّ اللَّهَ قَوِيٌّ عَزيزٌ» بدین معنا که این حکمِ قطعی است که خداوند مقرر فرموده حتماً و حتماً من و پیامبرم بر آن‌ها چیره خواهیم شد. موفق باشید         
 

40854

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش

سلام علیکم استاد گرامی: در ادامه مطالعات عرفانی، به ویژه با بررسی تطبیقی میان مثنوی مولوی و آثار سهروردی، پرسشی برایم مطرح شده که نیازمند راهنمایی حکیمانۀ شماست. به نظر اینجانب سهروردی با تلفیق منطق مشایی و شهود عرفانی، دستگاه فکری منسجم و کم‌نظیری پدید آورده که از چند جهت حائز اهمیت است: تشیع او هماهنگی کامل با مبانی کلام امامیه دارد، نظریه نور و مراتب انوارش با مفهوم ولایت در اندیشۀ شیعی تطبیقی دقیق می‌یابد، و انسجام عقلی این نظام فلسفی، آن را از تأویل‌های نابجا مصون می‌دارد. در مقابل، با تمام احترام برای مقام عرفانی مولوی، باید توجه داشت که مذهب اشعری و گرایش به تقدیرگرایی در آثار او، در مواردی با اصل عدل الهی در تشیع ناسازگار است. همچنین مواردی مانند ستایش معاویه و برخی خلفا در اشعارش، از منظر شیعی قابل پذیرش نیست. به گمانم حکمت اشراق با درآمیختن استدلال منطقی و کشف نورانی، پاسخی هماهنگ‌تر با نیازهای معنوی انسان معاصر ارائه می‌دهد. نظر شما در این باره چیست؟ اگر امکان داشته باشد، سپاسگزار خواهم شد اگر بازخوانی و تأویل عرفانی داستان‌های نمادین سهروردی را در برنامۀ کاری خود قرار دهید. این داستان‌های موجز و نمادین، با وجود کوتاهی، گنجینۀ ارزشمندی از معارف ناب عرفانی هستند که متأسفانه میان نسل جوان کمتر شناخته شده است. با سپاس

متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: در شخصیت ارزشمند جناب سهروردی هیچ شکی نیست و در همین رابطه جناب هانری کربن که متوجۀ نیاز بشر جدید بودند، تلاش می‌کنند ما را متوجۀ شخصیت ذو ابعادِ جناب سهروردی بنمایند و بنده نیز نسبت به بعضی از داستان‌های سمبلیک جناب سهروردی عرایضی داشته‌ام مانند کتاب «عقل سرخ»https://lobolmizan.ir/search?search=%D8%B9%D9%82%D9%84%20%D8%B3%D8%B1%D8%AE&tab=sounds ولی در مورد جناب مولوی باید طوری آن اشعار را مدّ نظر داشت و از آن سخن گفت که منظور اصلی مولوی در آن قرار دارد تا متهم به اشعری گری و یا تقدیرگرایی نشود. به همین جهت امثال مرحوم قاضی طباطبایی بنا به گفتۀ آیت الله حسینی طهرانی در کتاب «روح مجرد» معتقد به تشیع جناب مولوی هستند. موفق باشید

40767
متن پرسش

میشل فوکو (درباره انقلاب اسلامی): زمانی فراخواهد رسید که این پدیده که تلاش می‌کنیم درکش کنیم و ما را به شدت مجذوب خود کرده است - یعنی تجربه ی انقلابی ـ خاموش خواهد شد. دقیقاً نوری بود که در همه ی این مردم روشن بود و درعین حال همه ی آنان را در خود غرق کرد. این نور خاموش خواهد شد. آنگاه نیروهای متفاوت سیاسی و جریان‌های متفاوت سربر خواهند آورد، سازش‌هایی صورت خواهد گرفت و من به هیچ وجه نمی‌دانم چه کسی پیروز خواهد بود و گمان نمی کنم زیاد باشند کسانی که بتوانند از هم اکنون این را پیش گویی کنند. این نور محو خواهد شد. فرایندهایی متعلق به سطحی دیگر و به نوعی متعلق به واقعیتی دیگر وجود خواهد داشت. منظورم این است که آنچه شاهدش بودیم نتیجه ی نوعی ائتلاف مثلاً میان گروه‌های متفاوت سیاسی نبود، نتیجه ی سازش میان دو طبقه ی اجتماعی هم نبود که یکی با عقب نشینی بر سر این موضع و دیگری بر سر موضعی دیگر سرانجام بر سر مطالبه ی این یا آن انتخاب به توافق برسند. ابداً. چیزی دیگر روی داد. پدیده ای همه ی مردم را در بر گرفت و روزی از حرکت بازخواهد ایستاد. در آن زمان دیگر فقط محاسبه های سیاسی باقی خواهد ماند. کتاب «آیا قیام کردن بی‌فایده است؟»، گفتگوی ایران: روح جهان بی‌روح، ترجمه نیکو سرخوش و افشین جهاندیده، ص۴۶ ‌بیایید نظر کنیم، نه به غوغای سیاست و نزاع‌های روزمره، بلکه به آن لحظه‌ی آغازین، آن دمِ نخستینِ انقلاب اسلامی که به تعبیر حضرت امام، نوری بود در قلب امت؛ نوری که نه از سازش طبقات برآمد، نه از محاسبه‌های سرد سیاست، بلکه از عمق جان مردم جوشید و همه را در خود غرق کرد. افسوس که امروز، آن نور در پس پرده‌ی دعواهای سیاسی پنهان گشته است؛ و تحلیل‌ها، به جای آنکه از حقیقت وجودی این تجربه سخن گویند، در سطح منازعات روزمره متوقف مانده‌اند. این حجابِ سیاست، ما را از شهود آن لحظه‌ی ناب بازمی‌دارد. پس اگر می‌خواهیم بفهمیم، باید از نو نظر کنیم؛ با چشم دل، با نگاه تاریخی و وجودی، به آن نوری که روزی در قلب‌ها شعله کشید و هنوز می‌توان پژواکش را در جان‌های بیدار شنید. و مگر نه آنکه هر انقلابی، اگر از جنس حقیقت باشد، نه تنها ساختارها را دگرگون می‌کند، بلکه جان‌ها را نیز به لرزه می‌افکند؟ آن نور، آن لحظه‌ی بی‌بدیل، نه در شعارها بود و نه در صف‌آرایی‌های سیاسی؛ در سکوتی بود که دل‌ها را فرا می‌گرفت، در اشک‌هایی که بی‌دلیل جاری می‌شد، در گام‌هایی که بی‌محاسبه به سوی خطر می‌رفتند، تنها به امید چیزی که نامش را نمی‌دانستند، اما حضورش را حس می‌کردند. اکنون، در روزگاری که تحلیل‌ها به آمار و تفسیرهای سطحی فروکاسته شده‌اند، و هر تجربه‌ی تاریخی در قالب جناح و جریان بازخوانی می‌شود، وظیفه‌ی ماست که از نو به آن لحظه بنگریم؛ نه برای بازگشت به گذشته، بلکه برای فهم آن حقیقتی که در دل آن لحظه نهفته بود. شاید آن نور خاموش شده باشد، چنان‌که فوکو گفت؛ اما خاموشی‌اش نیز خود نشانه‌ای است. نشانه‌ی عبور از شور به شعور، از انفجار به تأمل، از جمع به فرد. و شاید اکنون، در این سکوتِ پس از طوفان، وقت آن رسیده باشد که از نو بپرسیم: آن نور چه بود؟ از کجا آمد؟ و آیا هنوز می‌توان ردّش را در جان‌های مشتاق یافت؟ @varastegi_ir ๛ وارَستِگی  ‌ ‌ ‌

متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: آری! اگر تاریخی در دل ظلمات آغاز شود آنچنان نیست که حجاب‌های ظلمانی او را به راحتی رها کنند، ولی همچنان هم نیست که بتوانند خاموشش نمایند و از افقی که در مقابل مردمان گشوده شده است، مردمان را منصرف نمایند حتی‌ ‌خانم سمیه حیدری، اولین بانوی مدال آور در رقابت‌های جهانی در رشته‌ی جودو که رهبر به ایشان فرمودند: خیلی کار خوبی کردید که با چادر روی سکو رفتید. باعث افتخار مملکت ایران هستید.  https://eitaa.com/syasatmahdaviyat/737433‌ . نه! همان‌طور که می‌فرمایید انقلاب اسلامی نوری است که بعضاً با سیاست‌بازی‌های عده‌ای به حجاب می‌رود ولی افقی با انقلاب اسلامی در مقابل مردم ما گشوده شده است که آنان را به انسان و انسانیت دعوت می‌کند. وقتی زیبایی هستیِ خود را با حضور در هستی خود احساس کردیم، معلوم است که هر آنچه از چنین انسانی با چنین حضوری ظاهر شود، زیبا است؛ چه در سخن‌گفتن و چه در حرکات و سکنات و تعاملات با دیگران. در همه موارد، این هستی است که به صورتی خاص در این تاریخ با افقی که انقلاب اسلامی مقابل ما گشوده است، به ظهور آمده تا ما را با هستی خود آشنا کند و هرچه بشر جلو و جلوتر رود، بیشتر به هستی خود نزدیک و در آن حاضر می‌شود. این راهی است برای انسانی که خودش برای خودش مسئله شده، تا خود را با خودآگاهیِ تمام و همه چیز را در آن حضور بازبینی کند، به همان معنایی که در آخرالزمان، گویا آن عالی‌ترین انسان، دین جدیدی آورده، زیرا انسان آماده نگاهی دوباره به آخرین دین است، برای آخرین انسان در نهایی‌ترین حضور. و این‌جا است که حضرت روح الله «رضوان‌الله‌تعالی‌علیه» فرمودند: « مسئولان ما باید بدانند که انقلاب ما محدود به ایران نیست. انقلاب مردم ایران نقطه شروع انقلاب بزرگ جهان اسلام به پرچمداری حضرت حجت- ارواحنا فداه- است که خداوند بر همه مسلمانان و جهانیان منت نهد و ظهور و فرجش را در عصر حاضر قرار دهد. مسائل اقتصادی و مادی اگر لحظه‌ای مسئولین را از وظیفه‌ای که بر عهده دارند منصرف کند، خطری بزرگ و خیانتی سهمگین را به دنبال دارد. باید دولت جمهوری اسلامی تمامی سعی و توان خود را در اداره هر چه بهتر مردم بنماید، ولی این بدان معنا نیست که آنها را از اهداف عظیم انقلاب که ایجاد حکومت جهانی اسلام است منصرف کند.» موفق باشید      

40577

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش

سلام علیکم استاد: به نظر شما سلوکی که بعضا بر صمت و پرهیز از اهل دنیا و غفلت تاکید می‌کند توانمندی این رو دارد بتواند در بحث جامعه پردازی در گام دوم انقلاب نیازهای انسان امروز ما رو بر آورده کنه؟ به نظر شما زبان اهل معرفت ما در تبیین معارف الهی آیا نیاز به یک بازنگری و ساده سازی ندارد؟

متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: مهم، سیرۀ اهل البیت است و در این راستا می‌توان به توصیه‌های آن عزیزان در مورد صمت و پرهیز از دنیا هم در جای خود فکر کرد، ولی نه به معنای فرار از وظایف اجتماعی. و از این جهت هر آن کس که بنای سلوک دارد باید متوجۀ جایگاه آن دستورات باشد و از این جهت آری! باید متذکر جریان‌هایی شد که انسان‌ها را در عبادات فردی متوقف می‌کنند. در این راستا در کتاب «سلوک ذیل شخصیت حضرت امام خمینی (رضوان‌الله‌تعالی‌علیه)» عرایضی شده است. موفق باشید

نمایش چاپی