سلام خدمت استاد گرامی: بنده و چند نفر از دوستان اعضای اصلی شورای کانون فرهنگی هستیم که در خصوص ادامه روندمان از محضر شما راهنمایی می خواستیم. کانون مان از سال ۸۳ شروع به کار کرده که در مقاطع مختلف روندهای مختلفی را تا کنون آزموده، حدود ۸ سال پیش یک روند تربیتی با توجه به تجربیات قبلی انتخاب و شروع کردیم در زمان شروع روند از روحانی کانون درخصوص ادامه حضورشان روند کلی کانون سوال پرسیدیم و ایشان گفتند روی بنده حساب نکنید و دنبال فرد جایگزین باشید چون قصد رفتن به قم را دارم، ولی ما اهتمام داشتیم که ایشان در راس حضور داشته باشند، حدود سه سال پیش و با رفتن امام جماعت شب مسجد، ایشان جایگزین ایشان شدند و گفتند هستم، ولی در عمل اتفاقی نیفتاد و مسائل معطل ایشان شد و تا کنون هم همین روند ادامه دار بوده، در کلام می گویند بنده محکم هستم ولی در عمل این طور نیست. این اتفاق نه تنها در روند کانون بلکه در روند مسجد هم وارد شده و کم کم یکی یکی نفرات مسجد و کانون به خاطر رخوت و مشخص نبودن مسائل در کلان مسجد و کانون یا رفته اند یا درحال رفتن به مجموعه های دیگر هستند. درمورد وظیفه ما که از دغدغه مندان و مسولان مسجد و روند تربیتی هستیم در مورد ایشان که جایگاه مسئول کانون و امام جماعت مسجد را دارند درخواست مشورت داریم و به چه نحوی مسیر خود را با ایشان مشخص کنیم که از یک طرف فرمایش امام خمینی عزیزمان است که مرکزیت امر باید روحانی باشد و از طرف دیگر عدم مشارکت جدی ایشان در امورات مجموعه. و العاقبة للمتقین. با تشکر از حسن توجه شما استاد گرامی. یا علی
باسمه تعالی: سلام علیکم: به هر حال با احترام به شخصیت ایشان و بدون تقابل که مطمئناً به ضرر مسجد و فضای معنوی آن خواهد شد سعی بفرمایید با همراهی هیئت امنای مسجد به همان روش نرم و ظریف اهداف رهبر معظم انقلاب را متذکر جوانان عزیز بشوید و حقیقتاً باید نگذارید به راحتی مردم ما از رهنمودهای ارزشمند رهبری غفلت کنند و معلوم است که آن روحانی محترم در این رابطه اگر فرصت همراهی نداشته باشند مسلماً مخالفت نخواهند کرد. موفق باشید.
با سلام و نور و رحمت خدمت استاد عزیزم: امشب که آغاز ماه مبارک ذی الحجه هست با خود مداوم حدیث میکنم از حکمت خداوند و جریانی که حضرت موسی در این روز و شب ها و خلوت ها و انس ها داشته و افزوده شدن ده شب و در نهایت مواجه با امری که قوم او در غیاب او کردند و البته حق به همه ی اینها آگاه و ... و ... و اما جالب برایم این بود که در خلع نعلین که به تعبیری شاید دنیا و تعلقات آن باشد، فرمان است و تذکر و حضرت موسی خود اراده خلع نمود اما در خلع انیت خود، تجلی است و به اراده او آیا قاعده این گونه است؟ و چون اسماعیل وجودت که در واقع خودیت توست حتی به نورانیت بخواهی قربانی کنی، خود نمی توانی و باید ابراهیمی باشد که تو را از خود ذبح کند. و چه دلتنگ این حضور هستم. کجاست طور سینای عاشقان و عارفان؟ چگونه به این کوه باید صعود کرد؟ و این چه خیالی است که سودای رها کردن ندارد و جان را می سوزاند و خاکسترش خاموشی ندارد؟ کدام جهنم سخت تر و سوزاننده تر از نرسیدن! ندیدن! نگفتن و نشنیدن! استاد آیا درست است این فهم؟
باسمه تعالی: سلام علیکم: اینجا است که پس از نظر به انسانهایی تا این اندازه بزرگ و فرهیخته از یک طرف اوج انسانیت را مدّ نظر میآوریم و از طرف دیگر، خطرِ ماندن در راه را. و در این رابطه همت حضور در آن فضا به میان میآید که چگونه حضرت کلیم الله در میدان میقات با پروردگارشان حاضر شدند تا معلوم شود انسانها تا کجا امکان حضور دارند. لذا در دهۀ ماه مبارک ذیالحجه در بین نماز مغرب و عشاء متذکر این امر میشویم: «وَوَٰعَدنَا مُوسَىٰ ثَلَٰثِينَ لَيلَة وَأَتمَمنَٰهَا بِعَشرفَتَمَّ مِيقَٰتُ رَبِّهِۦأَربَعِينَ لَيلَةوَقَالَ مُوسَىٰ لِأَخِيهِ هَٰرُونَ ٱخلُفنِي فِي قَومِي وَأَصلِح وَلَا تَتَّبِع سَبِيلَ ٱلمُفسِدِينَ» تا در خود نیز جستجوی چنین حضوری را داشته باشیم.
https://eitaa.com/mahdavi_arfae/23623
موفق باشید
سلام علیکم استاد: من متوجه زمانه و درگیری تمدنی بین انقلاب مرحوم امام و غرب هستم. روحم انگار در شور و حرارت وجودی این درگیری قرار گرفته اما نمیتونم رسالتم رو پیدا کنم که من چه نقشی باید داشته باشم؟ وقتی ظرفیت حاج قاسم را میبینم که رسالت ایشان قطع بازوی اسلام آمریکایی در منطقه بود و ظرفیت کم خودم را میبینم حسرت میخورم به کم کاری ها. استاد چه کنم خدمت گذار امام عصر باشم در این نظم جدید؟
باسمه تعالی: سلام علیکم: باید روحیۀ بشر جدید و جهان جدید را همانطور که حضرت روح الله «رضواناللهتعالی علیه» درک کردند؛ بشناسیم. پیشنهاد می شود سری به کتاب «ما و بشر جدید و آیندۀ قدسی پیش رو» که حاج آقا حسینی در حال شرح آن هستند؛ https://eitaa.com/c/31126495/511 بزنید بخصوص به قسمت آخر کتاب تحت عنوان «انقلاب اسلامی و فهم امام خمينی از انسان و جهان مدرن». موفق باشید
با سلام و احترام: اگر ظهور حقیقت بهتدریج است و امر وجودی، آن به آن شدت میگیرد؛ نمیتوانیم به این فکر کنیم که ظهور حضرت حجت (عج) که ظهور نور خداست نیز به تدریج انجام می پذیرد؟ اینگونه که آن نور هرچه شدت میگیرد ما نیز گشایش و فرج را بهتدریج و با تشکیک درک میکنیم تا امر نهایی حاصل، و حضور جسمانی مادی بر همگان ظاهر شود. از نشانههای این ایده که نور حضرت (عج) دائما در حال شدت گرفتن است اینست که در سراسر جهان افرادی پاکطینت در حال عدالتخواهی دربرابر ظلم آشکار صهیون هستند؛ از ایران و کشورهای اطراف گرفته تا اروپا و آمریکا، و این نور در حال [جهانپروری] است. نظر به این نور و نگاهِ انتظار در برابر این نور، امکان را برای تابش پرتوی این نور بر دلها و [اشراقِ حقایق] بر جانهای امیدوار فراهم کرده است. چنانچه هرچه بیشتر متوجه حضور این نور در هوای هستی آخرالزمانی باشیم، بطور ویژه تری از آن بهره خواهیم برد که این از الطاف الهی بر مردمیست که خواهان شدیدترین نوع ایمان هستند. و براستی که دشمنِ اینان، کسانی هستند که هرلحظه به قعر تاریکی میاندیشند و هرآن، طالبِ تاریکترین نوع حضور در جهاناند. انتظار فرج امریست که هرلحظه در حال تحقق است و فرج مقوله ایست که دائما در شدن بسر میبرد. این نکته باعث میشود که ظهور را امری دور از خود نبینیم زیرا همین الان ظهور درحال وقوع است. «انهم یرونه بعیدا و نراه قریبا» با تشکر
باسمه تعالی: سلام علیکم: حقیقتاً همینطور است. در این رابطه عرایضی در جواب سؤال شماره 41077 شد. حقیقتاً مسئله، مسئلۀ بسیار مهم و دقیقی است. خیلی خوب متوجۀ موضوع شدهاید که اصطلاحاً گفته میشود حضرت حجت «عجلاللهتعالیفرجه الشریف» را ابژه قرار ندادهاید که نوعی دوگانگی با جانتان داشته باشد. و در همین رابطه باید به نایب آن حضرت یعنی رهبر معظم انقلاب نظر کرد که نوری از انوار آن حضرت در شخصیت ایشان به میان آمده است. شب گذشته عرض شد: « بیچاره آنانی که متوجه نیستند نایبالإمام یعنی کسی که به نور قرآنِ حیّ و حاضر یعنی حضرت صاحب الأمر «عجلاللهتعالیفرجهالشریف» میاندیشند و سخن میگویند. مگر حضرت با طولانیشدنِ عمر مبارکشان، پیر میشوند که عدهای گمان میکنند رهبر انقلاب پیر شدهاند؟!».
البته جای بحث بیشتری دارد. مهم آن است که توانستهاید نگاه دقیق و خوبی به آخرین دوران و خصوصیت آن دوران نسبت به انسان کامل و انسانها نسبت به آن حضرت داشته باشید. موفق باشید
سلام و وقت بخیر خدمت استاد گرامی: با دختری برای ازدواج آشنا شدم که همه معیار های ایمان، اخلاق خوب، قناعت و ولایتی بودن و ... را دارد ولی از نظر زیبایی، به هیچ عنوان زشت نیستند ولی من دوست داشتم زیبا تر از این می بود چه کار کنم؟ لطفاً راهنمایی کنید.
باسمه تعالی: سلام علیکم: آن وقت به قول جناب حجت الاسلام قرائتی در آن صورت اگر با زیباتر از آن روبهرو شدیم، از آن زیبای قبلی منصرف میشویم. در حالیکه همینکه مورد پسند باشد کافی است و خداوند است که فرمود: «وَمِنْ آيَاتِهِ أَنْ خَلَقَ لَكُمْ مِنْ أَنْفُسِكُمْ أَزْوَاجًا لِتَسْكُنُوا إِلَيْهَا وَجَعَلَ بَيْنَكُمْ مَوَدَّةً وَرَحْمَةً ۚ إِنَّ فِي ذَٰلِكَ لَآيَاتٍ لِقَوْمٍ يَتَفَكَّرُونَ» و از نشانه های [قدرت و ربوبیت] او این است که برای شما از جنس خودتان همسرانی آفرید تا در کنارشان آرامش یابید و در میان شما دوستی و مهربانی قرار داد؛ یقیناً در این [کار شگفت انگیز] نشانه هایی است برای مردمی که می اندیشند. موفق باشید
سلام: در جلسه شنبه گفتید عربها خیلی نادان و جاهل بودند و مثالهایی هم زدید، ولی قبلا گفته بودید جاهلیت عربها به معنای نادانی نبوده و اهل فکر و تمدن بودند و میگفتید ابوسفیان به رم رفته بود و دنبال گسترش تمدن بوده و... علت این دوگانگی چیست؟
باسمه تعالی: سلام علیکم: دو موضوع در میان است. یکی آنکه جریان جاهلیت در جای خود، تمدنی به حساب می آمد و خود را طوری تعریف کرده بود که برای خود برنامه و انضباطی داشت و دیگر آنکه در آن تعریف و انضباط به جهت غفلت از معارف توحیدی نوعی خودبنیادی و خودسری در آن میدان حاکم بود تا آنجایی که به کوچکترین بهانه جنگهای ۴۰ ساله راه میانداختند خیلی شبیه جاهلیت مدرن و جنگ جهانی اول و دوم که بین خود بیش از ۶۰ میلیون را به قتل رساندند. موفق باشید
سلام و عرض ادب: وقت به خیر. در پاسخی که به سوال ۴۰۷۴۶ فرمودید؛ مطالعه و درک فلسفه غرب و همچنین اسلامی، عمیقاً دغدغه بنده هست و چندسال است که فکرم را مشغول کرده. نمیخواهم بیش از این معطل بمانم چون راهنمایی برای مطالعهام نداشته ام. شیوه مطالعه به صورت شخصی؛ چون به استادی که غرب را خوب فهمیده باشد دسترسی ندارم که یک در یک سیر مطالعاتی با ایشان همراه شوم. ممنون میشوم مسیری که حضرتعالی پیمودهاید اگر قابل میدانید در اختیار بنده نیز بگذارید که به آن نوع حضوری که میفرمایید از هر دو فلسفه اسلامی و غرب معاصر دست یابم. منتظر مجموعه رهنمودهای شما در این خصوص هستم؛ هر آنچه که مناسب است از کتب و صوت ها و آثار متفکرانه متعدد و... همچنین اگر حضرتعالی به این مباحث مبسوط و مفصل پرداختهاید که صوتها و کتب هم موجود هستند بسیار بسیار خوشحال میشوم استفاده کنم. بسیار سپاسگزارم.
باسمه تعالی: سلام علیکم: به نظر میآید برای شروع بعد از آنکه تا حدی با فلسفه صدرایی آشنا شدید جزوات فلسفه غرب که روی سایت هست خوب باشد https://lobolmizan.ir/leaflet/397?mark=%D8%BA%D8%B1%D8%A8 و https://lobolmizan.ir/leaflet/960?mark=%D8%BA%D8%B1%D8%A8 موفق باشید
سلام و درود الهی بر شما استاد گرامی: با تشکر از اینکه سؤالات قبلیم رو جواب دادید. یک سؤال دیگه از حضرتعالی دارم اینکه ما در معنای حمد میگیم: حمد مخصوص خود خداوند است و کسی جز خودش نمیتواند حمد را بجا آورد، در حالی که در خطبه ۸۳ امام علی فرمودند: احمدهُ آیا چون صرفاً انسان کامل هستند، این اجازه رو دارند؟
باسمه تعالی: سلام علیکم: حضرت «علیهالسلام» هم در آن جمله حضرت حق را حمد میکنند به معنایی که حمد مخصوص اوست و تنها او شایستۀ حمد است. موفق باشید
با سلام: در روایات آمده یکی از عوامل استجابت دعا پافشاری و تکرار و اصرار بر دعاست. آیا منظور از تکرار و پافشاری و اصرار بر دعا اینست که هر روز دقایق طولانی یا ساعت ها دعا کنیم تا حاجتمان برآورده شود یا منظور اینست که هر روز بعد از نمازهای یومیه دعا کنیم؟ با تشکر
باسمه تعالی: سلام علیکم: شاید به آن معنا است که از اجابت آن دعا مأیوس نباشیم وگرنه از طرف دیگر هم داریم الحاحِ در دعا با اصرار همراه نباشدکه در واقع گمان کنیم خداوند باید با اصرارِ ما آنچه ما میخواهیم را عمل کند. موفق باشید
با سلام خدمت استاد گرامی: انشاءالله بزودی با جمع مجموعه فرهنگی تربیتی از نوجوانان متوسطه بزودی عازم زیارت علی ابن موسی الرضا هستیم. خواهشندیم براساس زمانه و تاریخی که در حال زندگی در آن هستیم، توصیه های محتوایی و معرفتی به جمع ما بفرمایید.
باسمه تعالی: سلام علیکم: در این رابطه خوب است سری به جزوۀ «زیارت امام رضا علیه السلام در مشهد» بزنیدhttps://lobolmizan.ir/leaflet/624?mark=%D8%A7%D9%85%D8%A7%D9%85%20%D8%B1%D8%B6%D8%A7 . موفق باشید
عرض سلام خدمت استاد محترم: درست است که بگوییم در تاریخی که عقل تکنیک تقدیر بشر امروز شده، دستیابی به انرژی اتمی لازم است که البته می توان با این انرژی هم دوبرخورد متفاوت گشتل یا غیر آن را داشت، اما در تاریخی که تکنیک تقدیر بشر نبود نیازی به این انرژی نداشتیم و تعامل ابتدایی و بسیط با طبیعت چاره ساز بشر بوده؟
باسمه تعالی: سلام علیکم: همینطور است که میفرمایید. تعامل با طبیعت و حضور در آغوش طبیعتی که برای آن نوع زندگی فراهم شده است که غیر از این نوع زندگیها است که ما مجبور شویم انرژیهای نهفته در طبیعت را از حلق آن بیرون بکشیم. این شبیهِ بیرونکشیدن آبهای عمیق زمین است که برای حفظ زمین بوده تا از نشستهای آن جلوگیری شود. موفق باشید
میگن روزی دست خداست و خدا مومنین را بیشتر دوست دارد پس چرا وضع کشورهای غیر مسلمان بهتر است؟
باسمه تعالی: سلام علیکم: به نظر میآید نمیتوان در این رابطه یک قاعدهای را شکل داد. آیا آنچه در کشورهای استعماری به چشم میخورد، رزقی است که خداوند برای آنها رقم زده؟ و از آن طرف آیا استدراجی در میان نیست؟ که البته بحث آن مفصل است. خوب است در رابطه با رزق، سری به کتاب «جایگاه رزق در هستی» که روی سایت هست بزنید. موفق باشید
با سلام بر استاد عزیز: حس و حالم در این روزها این است که شهید رئیسی را پیدا میکنیم؟ سلام مرد میدان حسی که بعد از یک سال و این روزهای بعد از اولین سالگردت دارم این است که انگار هنوز هم به دنبالت میگردیم، آرام نیستیم، انگار خودمان را گم کرده ایم و با شناخت تو پیدا میشویم زبان هر روزمان شده هارداسان، کجایی؟ و هر روز بیشتر پیدایت میکنم، از آن موقعی که فهمیدم زیارت عاشورایت غروب جمعه ترک نمیشود، پیدایت کردم. از آن لحظه ای که فهمیدم ۳ بامداد از کشور روسیه برگشتی و صبح به داد مردم کرج رفتی آن جا پیدایت کردم، آنجایی که عبای خاکیت را دیدم، آنجایی که نامه آن پیرزن به نام بی بی گل را گرفتی و گفتی نامه ات را بده به خود من وحتی حاضر نشدی نامه را دیگران بخوانند آنجایی که آقا به شما گفتند قدری استراحت کن و گفتی کار برای مردم مرا خسته نمیکند، آنجا که قرآن و عکس حاج قاسم را بر دست گرفتی، آنجا بود که پیدایت کردم و هر چه قدر میشناسمت، پیدایت میکنم و حالا که فکرش را میکنم خدا میخواست تو در جنگل های ورزقان گم شوی تا ما پیدایت کنیم و تقدیر باید اینچنین میشد تا تو شهید شوی و پیدایت کنیم ای شهید خودت را به ما نشان بده.
باسمه تعالی: سلام علیکم: و چه اندازه خداوند آن عزیز را به آن زیبایی به ما نشان داد. خدا را بنگرید که چه زیبا فرزندان خود را به اوج میرساند و پس آنگه به قلب دیگر انسانها نشانشان میدهد تا همگان بدانند در این زمانه تا کجاها میتوانند بدون سر و صدا جلو و جلوتر بروند و تأکید رهبر معظم انقلاب در نشاندادن شخصیت رئیسی عزیز، خود، حکایتی دارد و به تعبیر ایشان: «همهی ما، آیندگان ما، جوانان ما، مسئولانی که بر این کشور حکمرانی خواهند کرد، برای این ملّت کار خواهند کرد، بشنوند، بدانند و ببینند که اینجور زندگی، در روحیهی مردم، در آیندهی کشور، در وضع کشور چقدر تأثیر دارد؛ اینها درس است.»
فرمودید هر روز او را بیشتر از دیروز پیدایش میکنید؛ آری! این قصۀ هر آنکسی است که بنا ندارد در این زمانه که زمانۀ سیطره و سلطۀ استکبار است، با بمبها و رسانههای استکبار، خود را ببازد و مرعوب آنها شود و از آیندۀ بزرگی که در افق این تاریخ در حال ظهور است، غفلت کند حتی اگر رئیس جمهور آن کشور در جنگلهای ورزقان بسوزد و حتی اگر فرزندان و مادران باریکۀ غزه یا از گرسنگی و یا با اسلحههای رژیم صهیونیسم، همه شهید شوند؛ باز این مائیم و آیندهای که نه تنها مردان که زنان ما میداندار حضور آن هستند. همه چیز حکایت از آن دارد که به آیندهای فوقالعاده متعالی باید نظر داشت به هر قیمت که باشد. موفق باشید
«إِلَهِی کَیْفَ تَکِلُنِی وَ قَدْ تَکَفَّلتَ لِی وَ کَیْفَ أُضَامُ وَ أَنْتَ النَّاصِرُ لِی». سلام و عرض ادب خدمت استاد: گاهی انسان دلش میخواهد برای دفاع از اسلام و انقلاب خیلی محکم و جانانه به میدان بیاید. ولی خطاهای گذشته و ضعف هایی که دارد دست و پای انسان را می بندد. و نگران است که نکند آن خطاها و ضعف ها روزی آشکار شده و موجب ملامت و سرزنش شدیدی شود. در چنین شرایطی چه اندازه باید با ملاحظه رفتار کرد؟
باسمه تعالی: سلام علیکم: وقتی انسان در مسیر عبودیت قدم گذارد مسلّماً با الطاف حضرت معبود روبهرو خواهد شد که یکی از آن الطاف، ستارالعیوبی اوست تا بدون هرگونه یأسی راهش را ادامه دهد. موفق باشید
با سلام و تحییت خدمت شما استاد طاهرزاده: طبق چیزی که توی کانال گذاشتید: #استاد_طاهرزاده: چه اندازه در غفلت اند آن هایی که حضرت آیت الله خامنه ای، یعنی نایب الام عصر را که به نور قرآنِ حیّ و حاضر یعنی نور حضرت صاحب الأمر «عجلاللهتعالیفرجهالشریف» میاندیشند و سخن میگویند. به جهت طولانی بودن عمر شریف شان پیر قلمداد می کنند! مگر حضرت صاحب الأمر با طولانیشدنِ عمر مبارکشان، پیر میشوند که عدهای گمان میکنند رهبر انقلاب پیر شدهاند؟! خواستم چیزی را به شما عرض کنم حضرت آیتالله خامنهای مد ظله العالی در یک دیداری فرمودند: عمري الى التسعين يركض مسرعا والنفس واقفة على العشرين. حضرت آقا مد ظله العالی مانند حضرت صاحب الزمان عجل الله تعالی فرجه الشریف رو به سمت جوانی هستند و لحظه به لحظه جوونتر از قبل میشن. هم جوونتر لحظه به لحظه میشن و مهربونتر و عشقم نسبت به ایشون لحطه به لحظه بیشتر میشه
باسمه تعالی: سلام علیکم: نکتۀ مهمی است و همینطور که فرمودند: «سن و سالم را باید براساس روحم حساب کرد نه به تعداد سالها. فردا سنّ نود سالگی را به مسخره خواهم گرفت. عمرم شتابان به سوی نود سالگی میدود. ولی روحم بر بیست سالگی ثابت است.» و واقعاً اگر عزیزان با دقت روی سخنان رهبر معظم انقلاب تمرکز کنند، متوجۀ عمق دقت ایشان نسبت به جهانی که در آن قرار دارند؛ میشوند. به عنوان نمونه میتوانید به عرایضی که در رابطه با سخنان ایشان در موضوع «جنگ نرم» شد، نظری بیندازید. https://eitaa.com/matalebevijeh/21554 . و یا در این رابطه خوب است به سخنان حاج آقا موسویان با نظر به سخنان رهبر معظم انقلاب را مدّ نظر آرید. https://eitaa.com/sabbar_ir/3938 موفق باشید
پیرو پرسش و پاسخ 39967 در کتاب خودشناسی برای خودسازی آیة الله مصباح (نتیجه نهایی صpdf126): "... و مهم ترین مواد منفىِ این برنامه به قرار ذیل است: ۱. در التذاذات مادى، زیاده روى نكنیم كه موجب انس نفس به لذتهاى حیوانى بشود، بلكه سعى كنیم انگیزه ما در استفاده از نعمتهاى دنیوى، تهیه مقدمات سیر، یعنى سلامت و قوّت و نشاط بدن براى عبادت و شكرگزارى باشد. روزه گرفتن و پرنخوردن و كم گفتن و كم خفتن با رعایت اعتدال و حفظ سلامت، جزء این ماده مىباشد. نكتهاى را كه نباید در تنظیم و اجراى برنامه، از نظر دور داشت، رعایت اصل تدریج و اعتدال است؛ یعنى هیچ گاه نباید فشار طاقت فرسایى را بر خود تحمیل كنیم؛ زیرا علاوه بر این كه موجب عصیان و سركشىِ نفس مىشود؛ ممكن است زیانهاى بدنى یا روانىِ جبران ناپذیرى را به بار آورد. بنابراین، خوب است در طرح برنامه، با {شخص آگاه و قابل اعتمادى مشورت} كنیم. نیز از طرف دیگر، نباید در اجراى برنامههاى حساب شده، سستى رواداریم و براى ترك آنها بهانه جویى كنیم؛ زیرا تأثیر قابل توجه این برنامهها در ادامه آنها است. و در هر حال، باید اعتمادمان به خدا باشد و توفیق خود را از او بخواهیم. ودر کتاب اخلاق در قرآن (ج2ص202) ".. البته همین جا لازم است یادآورى كنیم همانطور كه افراط و زیادهروى در خوردن و آشامیدن زیانبار و داراى ارزش منفى است، تفریط و كم خورى بیش از اندازه نیز زیانبار است، به سلامتى انسان لطمه مىزند و شادابى و نشاط وى را تهدید خواهد كرد. متأسّفانه بسیارى از جوانهایى كه پاك و مخلص هستند و دلشان مىخواهد سیر معنوى داشته باشند و فضایل اخلاقى را كسب كنند، بدون {مشورت با بزرگترها و افراد با تجربه}، دست به كارهایى مىزنند كه سالها آنان را از سلامتى محروم خواهد كرد. و آنچنان به ضعف مبتلا مىشوند كه توان انجام بعضى واجبات را هم از دست مىدهند چه رسد به مستحبّات و از اینجاست كه این كار نسنجیده و نپخته سبب خسران و زیانكارى آنان در دنیا و آخرت خواهد شد. ارزش كم خورى در این است كه انسان بتواند در تعالى روحى و معنوىاش موفّقتر باشد. پس باید در حدّى باشد كه انسان را از سایر توفیقات محروم نسازد كه اگر از این حدّ گذشت، مسلّماً نامطلوب و بىارزش و یا حتى داراى ارزش منفى خواهد بود. این یكى از موارد خیلى روشن ِ ارزش اعتدال و میانهروى است كه باید حتماً آن را رعایت كنیم. البته، مقدار خوراك، یك قاعده كلّى ندارد و به تناسب مزاجها و سنین مختلف و دیگر عواملى كه احیاناً ممكن است در آن نقشى داشته باشند، در نوسان خواهد بود و هر كسى باید 1. محمدباقر مجلسى، بحارالانوار، ج 58، ص 39، روایت 61. ﴿ صفحه 203 ﴾ شرایط خاصّ مزاجى خودش و اعتدال متناسب با آن را در نظر بگیرد و از افراط و تفریط نسبت به حدود و مقادیر مورد نیاز شخصى خود بپرهیزد. ضمناً، توجّه به این نكته هم لازم است كه گاهى ضرر كمخوردن براى جوان نیرومند به زودى آشكار نمىشود؛ ولى، به تدریج كه سنّ بالا مىرود و به ویژه به هنگام بهرهبردارى از سالها زحمت تحصیل، دیگر قدرت از او سلب مىشود و نمىتواند خدمت چندان شایستهاى براى اسلام و مسلمین انجام دهد." منظور من قسمت مشورتش است (آکولاد) به نظر شما برای رسیدن به اعتدال در خوردن و آشامیدن و روزه گرفتن باید چه کنم (کنیم)؟ شاید همان عفت اخلاقی چیزی بین شره و خمود درست است که "مقدار خوراك، یك قاعده كلّى ندارد و به تناسب مزاجها و سنین مختلف و دیگر عواملى كه احیاناً ممكن است در آن نقشى داشته باشند، در نوسان خواهد بود و هر کسی باید شرایط خاصّ مزاجى خودش و اعتدال متناسب با آن را در نظر بگیرد و از افراط و تفریط نسبت به حدود و مقادیر مورد نیاز شخصى خود بپرهیزد.» ولی به عنوان کلی مثلا مشهور است روزی یک وعده خوردن یا این که در روز دو وعده صبح و شام... یا در روزه بعضی می گویند تا می توانید مهما ٱمکن روزه یا در هفته دو روز ۲ و پنج شنبه یا ۳ روز ماکد در ماه... *آیا برای این موارد باید به صورت حصوری با فرد مخاطب صحبت کرد و حالات خود را گفت تا متناسب یک حد اعتدالی را بتوان بهش رسید؟ مثلا چه بسا فردی بتواند در یک شرایط سنی زمانی هر روز روزه بگیرد آیا باید بگیرد؟! چه بسا یک فرد هر دو روز یک وعده بخورد مثلا این که می گویند تا کاملا گرسنه نشدی نخور... من برایم پیش آمده بعد از روزه مستحب که روزه ام را با چایی و خرمایی افطار می کنم تقریبا نصف شب که خانواده خواب هستند گرسنه ام می شود خوب این که درست نیست بلٱخره فقط هم معیار «کاملا گرسنگی» نیست یا حتی در کتاب معراج بحث عفت یک جایی می خواهد پیشنهاد بدهد برای اعتدال در روز یک وعده خوب تا این جا درست ولی یک حالتش بعد از فراغت از نماز شب. خوب اصلا در این وضع و اوضاع؟! ما زورکی ۲٠ دقیقه قبل اذان یک نمازی بخوانیم کی غذا خانواده چی می شود؟... یا مثلا جاهایی می خوانیم در طب اسلامی بعضی می گویند در اسلام ناهار نداریم؟! * اگر امکان دارد شما نظر خودتان را به عنوان یک روش «معتدل» در خوردن و آشامیدن و روزه مستحب بیان بفرمایید. فرض بگیرید مخاطب شما هر روز روزه می تواند و می خواهد بگیرد و مثلا می تواند در خوردن و آشامیدن روزی یک وعده غذا برایش مشکلی نداشته باشد اعتدالی که به دور از افراط و تفریط باشد اعتدالی که باعث خود فراموشی غفلت نشود باعث اذیت قوه شهوت نباشد باعث قساوت. به خمود یا شره نکشد از آن طرف به طغیان سرکشی نفس تنفر از عبادت نرسد. نشاط در عبادت توش باشد، ضرر به جسم نزند، موجب اسراف تبدیر نشود، مانع افکار و احساسات انسان نشود، موجب حواس پرتی مشغولیت های ذهنی نشود. تشکر
باسمه تعالی: سلام علیکم: نکات بسیار دقیقی در متن ارزشمند کتاب «خودشناسی برای خودسازی» از مرحوم آیت الله مصباح مطرح فرمودهاید. حقیقتاً همینطور که میفرمایند تعادل در خودسازی، موجب میشود تا انسان هر اندازه جلو و جلوتر میرود، در صفای ایمانی خودش بیشتر حاضر میشود و کافی است خود جنابعالی متوجۀ اولاً: تعادل خود و ثانیاً: عرف عُقلا و بزرگان باشید که روزههای هفتهای یک بار برای انسانهایی حدود ۴۰ سال به بعد هستند و یا ۲ روز در ماه، جای خوبی دارد. آری! دو وعده غذا خوب است مشروط بر اینکه خانواده به زحمت نباشند. در آن صورت توصیۀ آیت الله بهجت را میتوان مدّ نظر قرار داد که در غذاخوردن به خود «سهم» بدهیم و در عین عدم سختگیری بیش از سهمی که تعیین کردهایم، ادامه ندهیم. موفق باشید
باعرض سلام و ادب: بنده از زمانی که جوان تر بودم همیشه براهین اثبات خدا رو دنبال میکردم و از نظر عقلی قبول دارم اما احساس میکنم از نظر قلبی وارد اثبات نشده به دلیل اینکه در زمانیکه احساس میکنم با خدا ارتباط گرفته ام یا مثلا دارم با اهل بیت ارتباط میگیرم یا دعایی میخوانم ناگهان این به ذهنم می آید که نکند همه ی اینها دروغ باشد نکند وهم و خیال باشد و حال روحی من رو خراب میکند چه باید بکنم از شر شک خلاص شوم؟ همسرم زیاد اهل مطالعه برهان و اثبات و ... نیست اما با تمام وجود برای خدا و اهل بیت همه کار میکند اما من همیشه در نزد خودم در حال مبارزه و اثبات و شک هستم و تلاش میکنم از شبهات ذهنی خودم و شبهات جامعه رها شوم.
باسمه تعالی: سلام علیکم: به هر حال این پرسشگری پیش میآید بخصوص برای نسل جدید که نسل پرسشگری است و به همین جهت باید در میدانی حاضر شد که انسان، خدا را در نزد خود احساس کند و این غیر از آن است که به خدا باور داشته باشیم. در این راستا بود که در ابتدای مهرماه امسال بحث با عنوان «در موضوع توحید و ایمان» به میان آمد که میتوانید آن مباحث را دنبال کنید. https://lobolmizan.ir/search?search=%D8%AF%D8%B1%20%D9%85%D9%88%D8%B6%D9%88%D8%B9&tab=sounds. علاوه بر آن اگر سری به کتاب «بشر جدید و آیندۀ قدسی آن» که روی سایت هست، بزنید خوب است. موفق باشید
با سلام بر استاد عزیز: خواستم چنانچه برایتان ممکن است کمی در رابطه با سخنان دیشب رهبر معظم انقلاب و راز انتخاب این زمان برای آن سخنان، برایمان بگویید. بخصوص با نظر به فرازهای حساسی که در آن سخنان بود.
باسمه تعالی: سلام علیکم: بیانات تاریخساز و راهگشای دیشب رهبر معظم انقلاب. توهمات دشمنان را از یک طرف، و توهّمات غفلتزدگان داخلی را از طرف دیگر، مشخص کرد. به خصوص در آن فرازهایی که فرمودند: «مذاکره با آمریکا بنبست محض است... هیچ کمکی به ما نمیکند، هیچ سودی ندارد، ضررهای جبران ناپذیر هم دارد... ما تسلیم نشدیم و تسلیم نخواهیم شد، در این قضیه و در هر قضیه دیگری تسلیم فشار نخواهیم شد... بنا نداریم که از سلاح هستهای استفاده کنیم اما غنیسازی را داریم... ملت ایران بر دهان کسانی میزند که میگویند نباید غنیسازی اورانیوم داشته باشیم... باید در همه زمینهها قوی شویم... دشمن میخواست فتنههای خیابانی درست کند، مردم به خیابانها آمدند اما علیه دشمن نه علیه نظام اسلامی... » زمان ایراد بیانات ایشان نیز حکیمانه و هوشمندانه انتخاب شده بود. رهنمودهای ایشان میتواند برای سخنرانی امروز رئیسجمهور کشورمان در اجلاس مجمع عمومی سازمان ملل متحد، راهگشا و نقشه راه باشد، و میتوان گفت احتمالاً رهبر معظم انقلاب با نظر به این امر، زمان سخنرانی خود را تعیین کردهاند. باید سطر به سطر سخنان رهبر انقلاب تبیین شود. ملاحظه میکنید که چگونه ایشان هنوز بار تبیین افکار عمومی را به دوش می کشند. و این است معنای فناوری نرم ولایت فقیه که مقابل پروژههای جدید در حالِ تدارکِ دشمن، عقلها را شکوفا میکند؛ به خوبی روشن فرمودند این مذاکره نیست. این دیکته است. این تهدید است. آمریکا تهدید میکند که اگر مذاکره نکنید چنین وچنان میشود، اگر یکبار عقب نشینی کنیم تا انتها باید عقب نشینی کنیم. ملت ایران هیچگاه تسلیم نخواهد شد. رهبر انقلاب فرمودند: قبول مذاکره با تهدید را هیچ ملت باشرف و سیاستمدار خردمندی قبول نمیکند. با کسی مذاکره کنیم که مدام تهدید میکند؟ آنها اصلا قابل اطمینان نیستند، مذاکره با آمریکا بن بست محض است. چنین مذاکره ای جز افتخار برای ترامپ چیزی ندارد که بنشیند و بگوید من اینها را تسلیم کردم! بنابراین مذاکره نمیکنیم. آیا این نوع ورود به مسائل از طریق ولایت فقیه، به همان معنایی نیست که حضرت روح الله «رضواناللهتعالیعلیه» فرمودند: «پشتیبان ولایت فقیه باشید تا آسیبی به مملکت شما نرسد». موفق باشید
سلام آقای طاهرزاده: من عاشق مرحوم امام و انقلاب اسلامی ام و پیامم از جهت نگرانی و دلسوزیه و اونم اینکه ما تا کی قراره با این صحبت که همین دختران کم حجاب هم دختران ما هستند و این موارد صحبت ها که تا حدودی درست است چشم ببندیم در مقابل اتفاقاتی که در شهرها به خصوص تهران در حال رخ دادنه. استاد من در تهران هستم و احساسم اینه بزرگانی چون شما از وضعیت به صورت میدانی با خبر نیستید. چند وقت پیش آقای جمشیدی یادداشتی منتشر کردند در همین موارد و انقلابیون به ایشان حمله کردند که نه اینطوری نیست و نباید نگران استحاله فرهنگی جمهوری اسلامی شد. وضعیت خیابان ها پوشش حتی آقایان، سگ گردانی، مشروبات، روابط آزاد واقعا جای نگرانی داره. من ذهنیتم این است اطلاع میدانی نسبت به این موضوع برای بزرگان وجود نداره. وقتی مسیر مراجع از بیت تا مسجد باشه آنچه در خیابان های تهران رخ میده قطعا بی اطلاع هستند. خواستم نظر خودتان را بفرمایید. با تشکر
باسمه تعالی: سلام علیکم: آری! به هر حال جبهۀ استکبار بیکار ننشسته است و عملاً با به میدانآوردن بیحیایی در جامعه تلاش دارد به اهداف خود که مقابله با نظام و انقلابی است که همۀ موجودیت آن را به خطر انداخته است و به همین جهت متفکران جامعه هر کدام باید از زاویهای متوجۀ این امر باشند تا از یک طرف موجب تقابل افراد جامعه با یکدیگر نشوند و از طرف دیگر جامعه، بسترِ فرهنگ غربی نگردد. که سعی اهل نظر در این رابطه، سعی خوبی است و با همان متانت و حکمت رهبری، مسلّماً این نقشه مانند دیگر نقشههای دشمن خنثی خواهد شد وقتی ما بتوانیم ارزش انسانها را با آنها در میان بگذاریم و متوجه شویم زیرِپا قراردادنِ دستورات شریعت الهی آنان را از ابعاد فاخر و متعالیشان ساقط میکند. هنوز زمینۀ چنین گفتگوهایی فراهم نشده است بخصوص در مدارس و دانشگاهها. و البته در مقابل آنانی که مأمور ایجاد فساد در جامعه میباشند موضوع فرق میکند. موفق باشید
https://lobolmizan.ir/special-post/1050
https://lobolmizan.ir/sound/666#sound-row-4397
سلام استاد: از بس همیشه اومدم غر زدم، این بار اومدم بگم حالم خیلی خوبه. حالم خیلی خیلی خیلی خوبه. چون دیگه نمیترسم. چراییش رو هم به طور دقیق نمیدونم فقط باور کردم که همه عالم تحت مدیریت خداست و این برام کافیه. حضور حاضر خداوند برگشته و از تاریکی جنون آمیز نجات پیدا کردم، فعلا. تا ببینیم در ادامه سفر چی پیش میاد. فقط یه سوال کوچیک، من نماز رو در مسجد سنی ها یاد گرفتم و به همین علت از اول در ۵ نوبت میخوندم، اما کمی مشقت باره. آیا شما هم همین کارو میکنید؟ اگه ۳ نوبت بخونم چیزی از فضیلتش کم میکنه؟ البته من در کل روز به یاد خدا هستم. وقتی بیدار میشم، وقتی وسط شب از خواب میپرم، وقتی گریه میکنم و حتی وقتی دچار تردید در هستی میشم.... و جز این هیچ چیزی از دنیا نمیخوام. سجاده فقط ظاهرشه.
باسمه تعالی: سلام علیکم: ۱. سیرۀ پیامبر «صلواتاللهعلیهوآله» نیز آن بوده که نماز را در ۵ نوبت میخواندند، ولی در بعضی شرایط، بدون آنکه محذوری در کار باشد آن را در ۳ نوبت جمع میکردند و بدین لحاظ اکثر شیعیان به صورت جمع میخوانند و به نظر میآید هر دو روش مورد رضایت خداوند است. ۲. آری! قصۀ انسان چنین است که اگر به نور توحید، آری! به نور توحید منوّر شود؛ به ایمانی مفتخر میگردد که همه چیز اوست. در آخر جلسۀ اول: «پیامبر خدا و ائمه «علیهمالسلام» و بازگشت به ایمانِ گمشده» از ایمانی که در نسبت با اولیای معصوم باید مدّ نظر آورد، سخن گفته شده. خوب است به آن نکته توجه شود. https://eitaa.com/matalebevijeh/20136 . موفق باشید
عرض سلام ادب خدمت استاد بزرگوار: من ۳۶ سال سن دارم ولی تا به حال نتونستم یک چله ی کامل بگیرم. حتی چله هایی که خیلی آسان است مثل صلوات حضرت زهرا (س). چه چیزهایی باعث میشود که از رسیدن به این فیض محروم شوم. باید چه کار کنم که لیاقت انجام پیدا کنم؟
باسمه تعالی: سلام علیکم: وظیفۀ اصلی ما انجام واجبات و ترک محرمات است و نباید در ترک مستحبات مانند چلهگرفتن نگران بود. موفق باشید
استاد بزرگوار، جناب آقای طاهرزاده سلام علیکم و رحمهالله: اینجانب طی سالهای گذشته، بخشی از عمر علمی و پژوهشی خود را در غرب، بهویژه در کشور سوئد، در حوزهی تحقیقات سرطان و علوم پزشکی سپری کردم. گرچه در نگاه نخست، فضای آکادمیک غرب با شعار آزادی علمی جلوهگری میکرد، اما آنچه در عمل با آن مواجه شدم، حقیقتی تلخ و پنهان از یک تمدن بود که در عمق خود، هیچگونه تساهلی نسبت به ایمان اصیل، هویت دینی مستقل، و وابستگی معنوی به مکتب اهلبیت علیهمالسلام ندارد. نهتنها از سوی نهادهای امنیتی و اطلاعاتی غرب تحت فشار و تخریب قرار گرفتم، بلکه با شبکهای پیچیده از افرادی بعضاً متظاهر به دیانت نیز مواجه شدم که در عمل، کارگزار پروژهی نفوذ فرهنگی و تخریب هویت دینی بودند. مأموریت آنان، نه صرفاً حذف یک پژوهشگر مسلمان، بلکه تحقیر و تحریف بنیانهای معرفتی و اعتقادی شیعی بود. بهعنوان نمونه، یکبار بهطور غیرمستقیم توسط بازجویان آنها در مورد شنیدن دروس حضرتعالی مورد سؤال قرار گرفتم. در مقاطعی حتی برای بهرهمندی از معارف شما، ناچار به پنهانکاری و استفاده از فیلتر بودم. این تجربه بهخوبی نشان میدهد که ادعای آزادی و دموکراسی در غرب، جز نقابی نرمافزاری بر چهرهی استکبار نیست. پس از چند سال تقیه، صبوری و تلاش برای حفظ مسیر علمی و ایمانی، نهایتاً در برابر هجمهی بیامان و پروندهسازیهای آنان، ناگزیر به ترک آن کشور و بازگشت به وطن شدم. امروز، با وجود تلخی آن دوران، آن تجربه را سرمایهای گرانسنگ برای شناخت چهرهی نفاق، استکبار و ساختارهای پیچیدهی مهندسی آنان در هجمه به اسلام میدانم؛ تجربهای که اگر درست تبیین شود، میتواند بخشی از جهاد تبیین در عرصهی نبرد تمدنی باشد. اخیراً کوشیدهام این تجربه را در قالب یادداشتی با عنوان «از نوبل تا نفوذ» بیان کنم، اما آنچه بیش از همه بدان نیاز دارم، راهبری معنوی و فکری است تا این تجربهی شخصی را به تحلیلی تمدنی و نقشهای برای مقابله با پروژهی تحریف هویت اسلامی و نفوذ غرب در میان نخبگان بدل سازم. لذا از حضرتعالی، بهعنوان عالمی حکیم و پرچمدار جهاد تبیین، تقاضا دارم بنده را از دعای خیر بیبهره نفرمایید و اگر رهنمودهایی دارید، بسیار سپاسگزار خواهم شد که مرا مستفیض فرمایید. در صورت صلاحدید حضرتعالی، با کمال میل آمادگی دارم جزئیات بیشتری را به صورت محرمانه در اختیار قرار دهم، شاید بتوان از دل این ماجرا، راهی برای تبیین بهتر مکانیسمهای نفوذ غرب و راهکارهای مقابله با آن استخراج کرد. با نهایت خضوع و احترام.
باسمه تعالی: سلام علیکم: آری! محال است در این آخرین دوران که از یک طرف میدان ظهور اوج خوبیهاست و از طرف دیگر میدان ظهور اوج ظلمات است؛ بتوان در میانۀ راه بود و گمان کنیم آن کس که در اوج خوبیها حاضر نیست، بتواند در اوج بدیها نباشد. چنین مواردی که میفرمایید به صورتهای مختلف، همه صورتهای ظلمات آخرین دوران است و اتفاقاً با توجه به چنین موقعیتی به خوبی میتوانید برای نجات انسانها تلاش کنید. بنده نیز در خدمت هستم. موفق باشید
بسم الله الرحمن الرحیم: سلام و ادب خدمت استاد. یه سوال داشتم ازتون و قبلش یکم اوضاع رو توضیح بدم. من الان یه جوان حدود بیست و دو سه ساله هستم، و دانشجو. از یه طرف شهدای دوران خودمون رو میبینم مثل مصطفی صدر زاده و محسن حججی و حامد صفاریان و... که انگار اونها زندگی کردن و غیر از این راه نمیشه زندگی کرد و به تعبیری دوست دارم که منم چنین زندگی ای داشته باشم، یا مثلا همین شهید کتاب بیست سال و سه روز که توی بیست سالگی به شهادت رسید اما از طرفی به خودم که نگاه میکنم میبینم که خیلی داغون تر از این حرفام، توی نماز توجه ندارم، خیلی با قرآن انس ندارم و با تعابیری که رهبری میگه خیلی فاصله دارم حالم هم مدام تغییر میکنه و گاهی یه غم و غصه ای منو میگیره که میگم احتمالا افسردگی بدی دارم ولی گاهی پیش میاد که میگم باید حواسم باشه زندگی معمولی به معنی روزمره نشم ولی گاهی هم همین زندگی روزمره قلقلکم میکنه یکم از کتاب خواندن هم متاسفانه فاصله گرفتم یعنی نه اینکه دور بشم ولی انگار نمیتونم کتاب عقیدتی و معارفی بخونیم (مگر کتب زندگی نامه شهدا) و حتی درس خوندن هم برام سخت شده، یعنی با اینکه وقت برای امتحان دارم ولی درس خوندن برام خیلی سخت شده و خیلی هم به بحث تنبلی و اینا مربوط نمیشه. (با یه جمعی از دوستان هستیم که اونا راه حقیقی براشون خیلی جدی شده ولی من انگار عقب موندم) حالا من باید چه کنم؟ منی که میگم میشه مثل شهید صدرزاده زندگی کرد ولی در عمل اینجور نیستم.
باسمه تعالی: سلام علیکم: نباید به خودتان سخت گیری کنید. همین که خداوند چنین علاقه ای به شهدا را در جان شما انداخته، بسیار مهم است و این، حکایت از آن دارد که در بزنگاهها همان شهید حججی هستید. میماند که در کنار آن روحیه، برنامه ای به خودتان بدهید و یکی از افرادی را که برایش ارزش قائل هستید مد نظر داشتهباشید و طبق نگاه و شخصیت او برنامهای همه جانبه برای خود بریزید. انشاءالله با وسعت کامل میتوانید در تاریخ خود حاضر و فعال باشید. موفق باشید
سلام الله عليكم: سالگرد ولادت بانوي دو عالم حضرت صديقه طاهره سلام الله عليها را تبريك مي گويم. چگونه براي سلوك به عبوديت حقيقي از «مظهر تام عبوديت الهي» حضرت زهراي مرضيه سلام الله عليها بهرهمند شويم؟
باسمه تعالی: سلام علیکم: همینکه متوجۀ نسبت خود با حضرت زهرای مرضیه«سلاماللهعلیها» در عبادات و وظایف اجتماعی باشیم، نوعی از حضور آن حضرت را در خود مییابیم. خانم دکتر مرضیه پیراوی شب گذشته در برنامۀ «دُردانه» که از شبکۀ اصفهان پخش شد، در این رابطه نکات دقیقی را مطرح فرمودند. خوب است که با دقت به نکات ایشان و نظری که به حضرت زهرای مرضیه «سلاماللهعلیها» داشتند؛ توجه شود https://eitaa.com/arshiv3133/2 . موفق باشید
سلام استاد بزرگوار: تر ک فعل، بی تحرکی و خونسردی دستگاه قضایی باعث آزردگی بسیاری از مردم مومن و متدین و انقلابی است که باتوجه به آسیبهای جدی که بعضی سیاستمداران غرب گرا و ساده لوح و شاید بعضا خائن به کشور میزنند و شکایاتی که از آقایان میشود ولی هیچ تحرکی از دستگاه قضایی دیده نمیشود مثلا نمایندگان مجلس طبق بعضی شنیده های موثق هشت مورد شکایت در مورد آقای روحانی از سالها پیش به دستگاه قضایی ارایه کردهاند ولی یک احضاریه هم در مورد ایشان اعمال نشده و همچنان با افکار سطحی خود که انسجام و وحدت ملی را به هم میزند یا در مورد آقای ظریف که در تبلیغات انتخاباتی دروغ کشتن مهسا امینی را با باتوم تکرار میکند ولی بابت شایعه پراکنی و تشویش اذهان عمومی بازخواست نمیشود با اینکه چندین پزشک متخصص خلاف آن را اثبات و اعلام کرده اند و الی مشا الله از این موارد زیاد است نظر جنابعالی چیست اگر حکمتی هست ما را هم مطلع کنید.
باسمه تعالی: سلام علیکم: عزم کلی دستگاه قضایی به خصوص جناب حجت الاسلام و مسلمین آقای اژهای مثبت است. مشکل، نظام قضایی کشور ما و دیگر کشورهای جهان است که قاضی آنچنان استقلال دارد که به راحتی پروندۀ آقای انصاری را مختومه میکند. امید است که جوانان عدالتخواه با مطالبهگریهای خود نگذارند کواکبیانها با آن تهمتهایی که به نظام میزنند، از حکم قضایی فرار کنند. موفق باشید
