بسم الله الرحمن الرحیم
گروه فرهنگی لب المیزان
به لب المیزان خوش آمدید.
گروه فرهنگی المیزان
آرشیو پرسش و پاسخ ها
تعداد نمایش
شماره پرسش:
نمایش چاپی
شماره عنوان پرسش
40611

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش

سلام: ممکن است بفرمایید آرای هایدگر و فردید چه تاثیراتی در جلسات تفسیر قرآن شما داشته است؟ چه آیاتی در این زمینه با تفسیر متفاوتی روبرو شده‌اند؟

متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: همان‌طور که علامۀ طباطبایی با ارتباط با جناب کربن متوجه شده بودند می‌توانند حقیقت قرآن را برای بشر جدید که امثال کربن به جهت حضور در غرب، خوب‌تر می‌شناختند؛ ایشان نیز آشنا شوند و در نتیجه نگاه و هدایت قرآنی را با نظر به ظرفیت انسان‌ها در همۀ عالم به میان آورند، مواجهه با افکار جناب هایدگر و دکتر فردید که مدتی از عمر خود را در آلمان سپری کرده بود؛ موجب می‌شود تا به زوایای کتاب مقدس قرآن طوری پی ببریم که در واقع جواب همۀ انسان‌ها در همۀ روحیات باشیم. موفق باشید

40578

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش

با سلام: در روایات آمده یکی از عوامل استجابت دعا پافشاری و تکرار و اصرار بر دعاست. آیا منظور از تکرار و پافشاری و اصرار بر دعا اینست که هر روز دقایق طولانی یا ساعت ها دعا کنیم تا حاجتمان برآورده شود یا منظور اینست که هر روز بعد از نمازهای یومیه دعا کنیم؟ با تشکر

متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: شاید به آن معنا است که از اجابت آن دعا مأیوس نباشیم وگرنه از طرف دیگر هم داریم الحاحِ در دعا با اصرار همراه نباشدکه در واقع گمان کنیم خداوند باید با اصرارِ ما آنچه ما می‌خواهیم را عمل کند. موفق باشید

40300

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش

با سلام و عرض ادب: بنده چند سالی است که سعی کرده ام پرهیزکاری پیشه کنم و در مقابل نفس خود جهاد پایداری انجام دهم. در این مسیر لحظات نابی را در مقابل خدا و اهل بیت حس کردم. اما در زمان های که نزدیکی زیادی را نسبت به خدا حس می‌کردم در یک سری آزمایش ها به گناه متمایل شدم. با اینکه آن گناه را انجام ندادم اما حس دور شدن از خدا در خود احساس کردم و به قول استاد طاهرزاده حس کردم درونم کدر شده است. می‌خواستم از استاد بخواهم کمک کنند در این لحظات برای دوری از گناه چه کاری انجام دهم و برای رفع این کدری چه کاری انجام دهم؟ تشکر

متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: این یک قاعده است که قرآن از قول شیطان به ما متذکر می‌شود که شیطان گفت: «قَالَ فَبِمَا أَغْوَيْتَنِي لَأَقْعُدَنَّ لَهُمْ صِرَاطَكَ الْمُسْتَقِيمَ» بدین معنا که هرکس در صراط مستقیم به سوی پروردگارش رهسپار باشد بدون وسوسۀ شیطان نیست و این جا است که انسان امیدوار می‌شود که گویا در مسیر به سوی خدا می‌باشد که این احوالات و وسوسه‌ها به سراغش می‌آید و در نتیجه با جدیّت بیشتر و صبر و پایداری راه را ادامه می‌دهد. موفق باشید

40128

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش

سلام: یک جسم کروی مثلا زرد رنگ را در نظر بگیرید نا خدا گاه این جسم چه در ذهن باشد چه در بیرون در زمینه ای قرار دارد که در ذهن ممکن است آن زمینه مثلا سیاه باشد ولی به هر حال چیزی وجود دارد در آن محل حال سوال من این است اگر کره را چیزی که وجود دارد بدانیم و زمینه مورد نظر را فضای خلا مطلق و نبودن وجود بدانیم آیا وجود محدود نمی‌شود؟ یعنی اینکه آن جسم کروی تا مرزی که دارد وجود است و بعد آن نبودن وجود. وجود اینگونه محدود می‌شود .

متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: حکایت بودن در همه این میدان ها حکایت بودن است حال چه آن کره را بودن بدانیم و چه فضای بیرونی آن را. موفق باشید

40898
متن پرسش

سلام الله عليكم: سالگرد ولادت بانوي دو عالم حضرت صديقه طاهره سلام الله عليها را تبريك مي گويم. چگونه براي سلوك به عبوديت حقيقي از «مظهر تام عبوديت الهي» حضرت زهراي مرضيه سلام الله عليها بهره‌مند شويم؟

متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: همین‌که متوجۀ نسبت خود با حضرت زهرای مرضیه«سلام‌الله‌علیها» در عبادات و وظایف اجتماعی باشیم، نوعی از حضور آن حضرت را در خود می‌یابیم. خانم دکتر مرضیه پیراوی شب گذشته در برنامۀ «دُردانه» که از شبکۀ اصفهان پخش شد، در این رابطه نکات دقیقی را مطرح فرمودند. خوب است که با دقت به نکات ایشان و نظری که به حضرت زهرای مرضیه «سلام‌الله‌علیها» داشتند؛ توجه شود https://eitaa.com/arshiv3133/2     . موفق باشید

40762
متن پرسش

سلام علیکم: استاد یه افراطی برام‌پیش اومده که براتون توضیح‌میدم تا راه برون رفتی برام‌ بفرمایید؛ بنده از شدت غرق بودن در لغو و سرگرمی ها وقتی مواجه شدم با مباحث دینی خود را غرق در معنویات کردم، و عملا باز هم غرق شدم. بقدری از دنیا بدی در ذهن برام شکل گرفت که دیگه نتونستم ازش استفاده کنم و تعبیر امیر المومنین از دنیا که فرمود دنیا نردبان خاکیست برام به حاشیه رفت و تمام میل هایم سرکوب ماند و نتوانستم اون هارو برای حرکت خودم بکار بگیرم. تا جایی که هیچ لذتی در هیچ بعدی از طبیعیات برام معنا نداشت. غذا خوردنم، خوابیدنم، ارتباط دوستانه ام و ... کلا بی لذت و حس حال خوب شد و تنها برای رفع و دفع نیاز بود. و اکنون شدم یک آدم بسیار گوشه گیر و از همه چیز زده شده که هیچ چیزی نمیتونه حرکتی درش بوجود بیاره و میل شدید به معنویات دارم اما پایی برای حرکت بسمتشون برام نمونده. از طرف دیگه هم میل های شدید به گناه برام شکل گرفته که مقابله باهاش برام بسیار سخته و زمانی که فکر می‌کنم می‌بینم این میل همان میل حلال بوده که الان سمت و سوی حرام گرفته. چکار کنم امیالم رو زنده کنم؟‌ چکار کنم بتونم به نیاز های زندگی طبیعیم پاسخ بدم؟ الان وقتی بخام جوابگو باشم نفسم پس میزنه و انزجار شدیدی دارم.

متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: این قاعدۀ حضور در مسیر دینداری است مسیری که هرگز بدون شیطان نیست و اساساً شیطان قسم خورده است در راهی که به سوی خداوند است به عنوان صراط مستقیم به حکم آن‌که گفت: «لَأَقْعُدَنَّ لَهُمْ صِرَاطَكَ الْمُسْتَقِيمَ» و از این جهت آری! «در جهان جنگ این شادی بس است / که بر آری بر عدو هر دم شکست» به این معنا که همواره ما با انواع هوس‌ها و میل‌های گناه‌آلود روبرو می‌شویم و همواره به حکم تقوا و خودنگهداری و پاسداری از ایمانی که بدان دل‌بسته‌ایم، وسوسه‌های شیطان را خنثی می‌کنیم و البته و باز شیطان و باز تقوا برای شکست او. و این است معنای زیباییِ زندگی. موفق باشید 

40612

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش

سلام و درود الهی بر شما استاد گرامی: با تشکر از اینکه سؤالات قبلیم رو جواب دادید. یک سؤال دیگه از حضرتعالی دارم اینکه ما در معنای حمد میگیم: حمد مخصوص خود خداوند است و کسی جز خودش نمی‌تواند حمد را بجا آورد، در حالی که در خطبه ۸۳ امام علی فرمودند: احمدهُ آیا چون صرفاً انسان کامل هستند، این اجازه رو دارند؟

متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: حضرت «علیه‌السلام» هم در آن جمله حضرت حق را حمد می‌کنند به معنایی که حمد مخصوص اوست و تنها او شایستۀ حمد است. موفق باشید

40609

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش

با عرض سلام استاد عزیز: خواستم از خدمتتان در مورد ویژگی های قبض و بسط سوال کنم. اگر شخص بعد از حالات عادی زندگی دچار غمی افسردگی مانند شود که در کنار این غم چیزهایی را می‌فهمد یا متوجه می شود از درسهای زندگی و حکمت مانند که در حالات عادی متوجه نبود. خواستم اگر لطف کنید بفرمایید این چه حالتی است؟ استاد احساس می کنم آنچه ایمان نام دارد در درونم نمی یابم احساس می کنم با ایمان می‌توانم از این وضعیت خارج شوم لطفا بفرمایید اگر ایمان موهبتی است باید دقیقا چه کار کنم تا ایمانم قلبی تر بشه؟ ممنون

متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: آری! به گفتۀ مولایمان علی «علیه‌السلام»: «إِنَّ لِلْقُلُوبِ إِقْبَالًا وَ إِدْبَاراً- فَإِذَا أَقْبَلَتْ فَاحْمِلُوهَا عَلَى النَّوَافِلِ- وَ إِذَا أَدْبَرَتْ فَاقْتَصِرُوا بِهَا عَلَى الْفَرَائِضِ» قلب‌ها را حالات مختلفی هست، گاهی در بسط است و طالب انس با حضرت حق، و گاهی در قبض است تا انسان به خود و ضعف‌های خود بیندیشد و هر دو را لطف خدا بداند. با مطالعۀ سیرۀ اولیای الهی و زیارت آن عزیزان، از آن جهت که آنان نماد ایمان هستند، متذکر ایمانی که در جان شما به صورت فطری هست، می‌شوید. در رابطه با نظر به سیرۀ اولیای الهی می‌توانید به جزوۀ «رجوع به هویت شیعه در تاریخ اسلام» که روی سایت هست رجوع فرماییدhttps://lobolmizan.ir/leaflet/360?mark=%D9%87%D9%88%DB%8C%D8%AA . موفق باشید

40571

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش

سلام و احترام: آیا در نهایت، انسان با گناهانی که قبلا انجام داده و توبه کرده و محال است به سمت اون نزدیک هم بشه، روبرو خواهد شد؟ خدا چنین گناهانی رو به روی بندگانش میاره؟ اگر روبرو شد بهترین کار چیه؟ بیشتر از جنس‌ حق الله

متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: هرگز چنین نیست از آن جهت که از رسول خدا «صلوات‌الله‌علیه‌وآله» داریم: «من تاب لذنب کمن لا ذنب له» هر آن‌کس که از گناهی توبه کند در آن حدّ است که گویا آن گناه را انجام نداده است. موفق باشید

40549

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش

سلام آقای طاهرزاده: من عاشق مرحوم امام و انقلاب اسلامی ام و پیامم از جهت نگرانی و دلسوزیه و اونم اینکه ما تا کی قراره با این صحبت که همین دختران کم حجاب هم دختران ما هستند و این موارد صحبت ها که تا حدودی درست است چشم ببندیم در مقابل اتفاقاتی که در شهرها به خصوص تهران در حال رخ دادنه. استاد من در تهران هستم و احساسم اینه بزرگانی چون شما از وضعیت به صورت میدانی با خبر نیستید. چند وقت پیش آقای جمشیدی یادداشتی منتشر کردند در همین موارد و انقلابیون به ایشان حمله کردند که نه اینطوری نیست و نباید نگران استحاله فرهنگی جمهوری اسلامی شد. وضعیت خیابان ها پوشش حتی آقایان، سگ گردانی، مشروبات، روابط آزاد واقعا جای نگرانی داره. من ذهنیتم این است اطلاع میدانی نسبت به این موضوع برای بزرگان وجود نداره. وقتی مسیر مراجع از بیت تا مسجد باشه آنچه در خیابان های تهران رخ میده قطعا بی اطلاع هستند. خواستم نظر خودتان را بفرمایید. با تشکر

متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: آری! به هر حال جبهۀ استکبار بی‌کار ننشسته است و عملاً با به میدان‌آوردن بی‌حیایی در جامعه تلاش دارد به اهداف خود که مقابله با نظام و انقلابی است که همۀ موجودیت آن را به خطر انداخته است و به همین جهت متفکران جامعه هر کدام باید از زاویه‌ای متوجۀ این امر باشند تا از یک طرف موجب تقابل افراد جامعه با یکدیگر نشوند و از طرف دیگر جامعه، بسترِ فرهنگ غربی نگردد. که سعی اهل نظر در این رابطه، سعی خوبی است و با همان متانت و حکمت رهبری، مسلّماً این نقشه مانند دیگر نقشه‌های دشمن خنثی خواهد شد وقتی ما بتوانیم ارزش انسان‌ها را با آن‌ها در میان بگذاریم و متوجه شویم زیرِپا قراردادنِ دستورات شریعت الهی آنان را از ابعاد فاخر و متعالی‌شان ساقط می‌کند. هنوز زمینۀ چنین گفتگوهایی فراهم نشده است بخصوص در مدارس و دانشگاه‌ها. و البته در مقابل آنانی که مأمور ایجاد فساد در جامعه می‌باشند موضوع فرق می‌کند. موفق باشید 
https://lobolmizan.ir/special-post/1050
https://lobolmizan.ir/sound/666#sound-row-4397
 

40530

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش

سلام علیکم: خدا قوت. بنده سالهاست که این پرسش به صورت اساسی در ذهنم وجود دارد و خواهش دارم که به زبانی ساده و صریح پاسخ دهید که بنده از پاسخ اطمینان پیدا بکنم و کاملا متوجه آن بشوم. می‌دانیم که رشد انسان بی نهایت است و حد توقف ندارد و از طرفی اهل بیت و انبیاء الهی علیهم السلام نیز انسان هستند، انسان متکامل، آیا اساسا ممکن است که به مقامات اهل بیت دست پیدا کرد دقیقا به همان کیفیت و شدت و مرتبه ی اعلی که آنها در آن هستند نه مرتبه ضعیف آن، و آیا دعا کردن و درخواست مصرانه از خداوند برای دست یابی به این مقامات اشکالی دارد یا خیر؟ اگر علمایی هستند که قائل هستند که می‌توان بدین مقامات رسید به همان کیفیت نام آنها را بفرمایید. خیلی ممنون از صبر و حوصله ی شما

متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: همانطور که آب، عین تری می باشد و نزدیک شدن به آب و بهره بردن از آب به معنی عین تری و عین رطوبت و عین آب شدن نیست؛ به حکم آیۀ ۳۳ سوره اجزاب خداوند اهل البیت را اراده کرده است تا در مقام طهارت باشند از آن جهت که هیچ نقص علمی و عملی در آنها نباشد تا دیگر انسانها سرگردان نگردند. آری! آنها از اختیار خارح نیستند و حفظ آن عصمت برای آنها واجب است که البته این سخت ترین کار می باشد. عرایضی در این رابطه در کتاب «مبانی نظری نبوت و امامت» شده است. کتاب روی سایت هست. موفق باشید

40405

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش

با سلام: در روایت داریم که هرگاه از چیزی ترسیدی، خود را در آن بیفکن. از طرفی در روانشناسی نیز هرگاه فردی از چیزی می‌ترسد، با رعایت ظرفیت فرد و نوع ترسش، در قالب یک فرآیند، فرد با آنچه می‌ترسیده روبرو می‌شود. مکاتب مختلف روانشناسی روش ها و دیدگاه های مختلفی برای این رویارویی دارند و مثالی که عرض کردم تنها یکی از این موارد است و موارد دیگری هم وجود دارد که روایات به انجام کاری برای خود توصیه کرده اند که مشابه آن در فرآیندهای روان درمانی نیز وجود دارد. سوالم این است که چه تغییری در بشر جدید رخ داده که او دیگر نمی‌تواند خودش چنین درمانگری را نسبت به خودش داشته باشد و نیاز دارد که آنچه قبلا خودش می‌توانسته در مورد خودش انجام دهد، در قالب یک فرآیند و یک رابطه تخصصی انجام شود؟ و این بشر جدید، چه حالی دارد که باید بخشی از آنچه خودش قبلا بوده را در قالب علوم انسانی و مثلا امری تخصصی مانند روان درمانی جستجو کند؟ نسبت روان درمانگر و بیمار، جای چه نسبتی از فرد نسبت به خودش یا دیگری را گرفته؟ قبلا بشر در چه وضعیتی بوده است که چنین توصیه هایی از دیگری می‌توانسته او را کمک کند ولی اکنون این توصیه باید در یک فرآیند و در رابطه روان درمانگر و بیمار جاری شود تا تاثیر بگذارد؟ تعجب بیشتر اینجا پیش می آید که وقتی این موضوعات در قالب فرآیند روان درمانی قرار می‌گیرند، بسیار پیچیده می شوند که حتی رعایت نکردن دستور العمل های روان درمانی، موجب آسیب به بیمار می‌شود و برای مثال، اضطراب او بیشتر می‌شود در حالی که وقتی فرد خودش بخواهد چنین کاری انجام دهد، ظاهرا فاقد این پیچیدگی هاست.

متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: حتماً می‌دانید که موضوع، بسیار پیچیده و دقیق است و نظر صاحب‌نظرانی مانند هایدگر و گادامر که نسبت به انسان، بخصوص انسان جدید اندیشیده‌اند، موضوع نیهیلیسم و نیست‌انگاری است و راه عبور از آن در راستای حضور انسان است در سوبژگی خود و در عین حضور در جهان نسبت به انسان. عرایضی تحت عنوان «نیست‌انگاری» شده است امید است در این رابطه برای اندیشیدن هرچه بیشتر کمک‌کار باشد. https://lobolmizan.ir/search?search=%D9%86%DB%8C%D8%B3%D8%AA%20%D8%A7%D9%86%DA%AF%D8%A7%D8%B1%DB%8C&tab=sounds موفق باشید

40127

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش

سلام استاد گرامی: در مورد اسماء الهی، ظهور هدفمند و سیاست گونه؛ آیا می توانیم بگوییم امام خبر از نیروهای هستی (ملائکه) دادند و این خبر دادنِ وجودی در سیاستِ ایشان ظهور یافت. ظهوری در عین در بطن بودن. و سیاست عین دیانت، تحقق اسماء و خبردادنی وجودی است. «أَنْبَأَهُمْ» ، در سیاست وجودی رخ می نمایاند. از طرفی آیا می توانیم بگوییم «أَنْبَأَهُمْ» نیز محقق کردن اسماء است و «خرمشهر را خدا آزاد کرد.» از جنس «أَنْبَأَهُمْ» است. با تشکر از راهنمایی شما التماس دعا.

متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: آری! حضرت روح الله رضوان الله تعالی علیه به عنوان نمادی از آدم و آدمیت در این زمانه  حکایت بودن را با بشریت در میان گذارد تا هر آنکس جایگاه هر جریانی را بشناسد و بداند حقیقتاً سیاست عین دیانت است و دیانت عین سیاست و میدان اندیشیدن اجتماعی حکایت تاریخی است که شهر و شهروندی به معنای امروزینش پیش آمده. موفق باشید

40101

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش

سلام و عرض ادب: استاد آیا تابه‌حال در مسیر فعالیت خود با افرادی مواجه شدید که در زندگی تحت‌تأثیر عوامل مختلف دچار حیرت و سرگردانی شده باشند یا در مسیر درست باشند؛ اما به‌یقین نرسیده باشند یا اصلاً راه ندانند اگر این چنین بوده چه مواجهه و راهکاری داشتید برای این مسئله؟ استاد بنده خود فرد با استعدادی بودم که خود را استاد فرصت‌سوزی می‌دانم و در مسیر زندگی خود معنا را با شخصیت‌هایی مثل شهید مطهری و...دریافتم و مشکلم چند موضوع بوده تا جایی یکی این که می‌دانم یک این مبانی را عمیق در نیافتم بعداً راهکار پیدا کردم که زمان‌بر در دست اجراست، بعد مشکلم عدم مهارت در بخش‌های گسترده زندگی و روش‌های فراوان غلط بوده که به بخشی رسیدم و تا حدی اصلاح شد؛ اما سرعت به‌شدت پایین هست از مسائل مهمی که غصه شده برایم مسئله تحصیل هست که هم در بعد عمق وهم در بعد عمل و نمره و علی‌رغم استعدادم ملامت‌ها شدم بخشی از مسیر هنوز باتوجه‌به سنم به نظرم قابل‌جبران هست، هدفم را ورود به عرصه علوم‌انسانی اسلامی قرار دادم بعداً از فرایند آشناشدن و تغییر جهت داده در عرصه حکمرانی دغدغه دارم و مسئله عدالت در عرصه اجرا و اجتماع، همیشه به خدا توکل کردم تا حد زیادی به مسیرم ایمان دارم؛ اما به علت بدعملی گاهی سست می‌شوم دوست می‌داشتم با نگاه درست جستی زنم و برای همیشه مسیرم و اشتباهاتم را اصلاح کنم و جراحت‌های این اشتباهات را... امیدم به خداست. گاهی هم از نرسیدن و یا شرمنده شدن و سرافکندگی در بین نامردان و نا اهلان می‌ترسم و از خدا می‌خواهم من را در مسیر درست موفق کند اما خوب نقشه دقیق راه ندارم دوست می‌داشتم اسلام‌شناس برجسته‌ای باشم تا نیازهای خود و مردمان را از این مبانی ناب استخراج کنم؛ اما افسوس که عمر کوتاه هست و ما اندر خم کوچه و نابلد و بیم نرسیدن و اسیر ضعف‌ها و هواها، حال باید چه‌کار کرد استاد.

متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: باید در همان موقعیتی که هستیم با تعمق در معارف توحیدی در هر آنچه برایمان امکان انجام آن را دارد حاضر شویم. در آن حال خداوند به حکم: «وَالَّذِينَ جَاهَدُوا فِينَا لَنَهْدِيَنَّهُمْ سُبُلَنَا ۚ وَإِنَّ اللَّهَ لَمَعَ الْمُحْسِنِينَ» خودش راه را می‌گشاید. البته اگر انسانی که از نظر شما انسان شایسته‌ای است را مدّ نظر قرار دهید، مؤثر خواهد بود. موفق باشید

40091
متن پرسش

با سلام بر استاد عزیز: حس و حالم در این روزها این است که شهید رئیسی را پیدا می‌کنیم؟ سلام مرد میدان حسی که بعد از یک سال و این روزهای بعد از اولین سالگردت دارم این است که انگار هنوز هم به دنبالت می‌گردیم، آرام نیستیم، انگار خودمان را گم کرده ایم و با شناخت تو پیدا می‌شویم زبان هر روزمان شده هارداسان، کجایی؟ و هر روز بیشتر پیدایت می‌کنم، از آن موقعی که فهمیدم زیارت عاشورایت غروب جمعه ترک نمی‌شود، پیدایت کردم. از آن لحظه ای که فهمیدم ۳ بامداد از کشور روسیه برگشتی و صبح به داد مردم کرج رفتی آن جا پیدایت کردم، آنجایی که عبای خاکیت را دیدم، آنجایی که نامه آن پیرزن به نام بی بی گل را گرفتی و گفتی نامه ات را بده به خود من وحتی حاضر نشدی نامه را دیگران بخوانند آنجایی که آقا به شما گفتند قدری استراحت کن و گفتی کار برای مردم مرا خسته نمی‌کند، آنجا که قرآن و عکس حاج قاسم را بر دست گرفتی، آنجا بود که پیدایت کردم و هر چه قدر می‌شناسمت، پیدایت می‌کنم و حالا که فکرش را می‌کنم خدا می‌خواست تو در جنگل های ورزقان گم شوی تا ما پیدایت کنیم و تقدیر باید اینچنین می‌شد تا تو شهید شوی و پیدایت کنیم ای شهید خودت را به ما نشان بده.

متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: و چه اندازه خداوند آن عزیز را به آن زیبایی به ما نشان داد. خدا را بنگرید که چه زیبا فرزندان خود را به اوج می‌رساند و پس آن‌گه به قلب دیگر انسان‌ها نشان‌شان می‌دهد تا همگان بدانند در این زمانه تا کجاها می‌توانند بدون سر و صدا جلو و جلوتر بروند و تأکید رهبر معظم انقلاب در نشان‌دادن شخصیت رئیسی عزیز، خود، حکایتی دارد و به تعبیر ایشان: «همه‌ی ما، آیندگان ما، جوانان ما، مسئولانی که بر این کشور حکمرانی خواهند کرد، برای این ملّت کار خواهند کرد، بشنوند، بدانند و ببینند که این‌جور زندگی، در روحیه‌ی مردم، در آینده‌ی کشور، در وضع کشور چقدر تأثیر دارد؛ اینها درس است.»
فرمودید هر روز او را بیشتر از دیروز پیدایش می‌کنید؛ آری! این قصۀ هر آن‌کسی است که بنا ندارد در این زمانه که زمانۀ سیطره و سلطۀ استکبار است، با بمب‌ها و رسانه‌های استکبار، خود را ببازد و مرعوب آن‌ها شود و از آیندۀ بزرگی که در افق این تاریخ در حال ظهور است، غفلت کند حتی اگر رئیس جمهور آن کشور در جنگل‌های ورزقان بسوزد و حتی اگر فرزندان و مادران باریکۀ غزه یا از گرسنگی و یا با اسلحه‌های رژیم صهیونیسم، همه شهید شوند؛ باز این مائیم و آینده‌ای که نه تنها مردان که زنان ما میدان‌دار حضور آن هستند. همه چیز حکایت از آن دارد که به آینده‌ای فوق‌العاده متعالی باید نظر داشت به هر قیمت که باشد. موفق باشید      
 

40068

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش

با سلام خدمت استاد محترم: چند موضوع مبهم واسم وجود داره. تو مسیر حرکت به سمت خداوند طبق کتاب سلوک بانو امین اول مسیر حضور قلب و بعد مسیر شهود قلب. اگر مسیر حضور قلب طی شد وبه دلایلی مثل فرزند آوری عوامل غفلت زیاد شد ممکن است که مسیر به سوی شهود ادامه یابد. وقتی که مثل قبل دیگر حضور قلب و همواره در محضر بودن اتفاق نمی افتد. ولی به نظر مسیر به سوی شناخت اسما ادامه دارد.

متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: مهم، ادامۀ «حضور» است و حاضربودن در آن حضور، بقیۀ آن را باید به خدا واگذار کرد تا چه چیزی را مصلحت می‌داند. موفق باشید 

42028

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش

سلام و عرض ادب خدمت استاد عزیزتر از جان: استاد پرسشی مطرح شده، خواستم با شما در میان بگذارم تا اگر صلاح دانستید راهنمایی فرمایید؛ در شرایط کنونی کشور و انقلاب و حضور مردم در خیابان ها و میادین و با توجه به نزدیکی به اربعین حسینی چه کنیم، سفر اربعین یا حضور در خیابان؟ اخیرا مواردی شندیم از بزرگان مبنی بر کوتاه کردن سفر اربعین ولی در عمل با دو یا سه روز امکان این سفر مخصوصا با در نظر گرفتن پیاده روی مسیر نجف تا کربلا میسر نیست. ما را از دعای خیر خود فراموش نکنید.

متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: باز هم باید بررسی کرد. شاید با شروع زودتر برای عده‌ای و شروع دیرتر برای عدۀ دیگر قابل توجه باشد و از طرفی باید صبر کنیم ببینیم جریان جنگ به کجا می‌کشد. موفق باشید

41141
متن پرسش

🔆 ابوذرانه با ولیّ؛ دور از تشریفات ✍یادداشتی از حجت‌الاسلام مجتبی مشهدی: دشمن در پندار مادی‌گرایانه‌ی خویش چنین تصور می‌کرد که با هدف قرار دادنِ فرماندهان ارشد نظامی، مقدمات شکست جبهه حق را فراهم آورده است؛ اما این محاسبات (به‌واسطه نادیده گرفتن سنت‌های الهی) به خطا رفت. هرچند فقدانِ سردارانِ باایمان و باتجربه خسارت سنگینی است، اما هرگز به معنای شکست نیست؛ چراکه این نظام بر رکنِ رکینِ «ولایت فقیه» استوار است که معمار کبیر انقلاب، امام خمینی (ره)، آن را بنیان نهاد. دشمن پس از نبردی دوازده‌روزه، بر آن شد تا این نقطه را در دو ساحتِ جنگ سخت و نرم مورد هجمه قرار دهد. از طرفی ترامپ رهبر معظم انقلاب را بارها تهدید به ترور کرده است و در بعد جنگ نرم نیز اقداماتی را رقم می‌زند. مقام معظم رهبری در سیزدهم دی‌ماه، این نقشه‌ی خصمانه را چنین تبیین فرمودند: «۱» تاریخ گواهی می‌دهد آن‌گاه که دشمن در میدان نظامی حریفِ صولتِ حیدری نشد، از معبر جنگ نرم وارد گشت. آن روز که مالک به چند قدمی خیمه‌ی معاویه رسیده بود و تنها چند گام تا سعادتِ ابدیِ جهان باقی بود، دشمن با غبارآلود کردن فضا، در میان مؤمنان بذر شک و تردید پاشید و مانع پیروزی جبهه حق شد. اما به همین بسنده نکرد و با دست‌آویز غارتگری شد، چنان وانمود کرد که تظلم‌ها همگی از جانب علی (ع) است. رهبر انقلاب فرمودند امروز نیز همان راهبرد عیناً در حال انجام است. و چند روز بعد در روز سیزدهم جنگ شاهد این جنایات بودیم. دشمن در هیاهوی رسانه‌ای خود، مسبب شهید شدن و کشته شدن تعداد زیادی از هموطنانمان را جمهوری اسلامی دانست. هوشیاریِ مؤمنان ضرورتی است دوچندان؛ چراکه دشمنِ آسیب‌دیده در میدانِ نبرد، اکنون ایمان و انگیزه‌ی مردم را هدف قرار داده است تا با ایجاد یأس و تردید، پیوند امت و امام را بگسلد. ایشان به مناسبت عید مبعث نیز با استناد به آیه‌ی «وَ لا تَهِنوا وَ لا تَحزَنوا وَ اَنتُمُ الاَعلَون»، برتریِ جامعه‌ی اسلامی را مشروط به «ایمان» دانستند: «۲» اما پرسش اینجاست که کدام ایمان مد نظر است؟ در روز مبعث فرمودند ایمانِ «ابوذرساز». ابوذر در تاریخ اسلام نمادِ صلابت و دفاعِ بی‌مرز از ولایت است. شاید وجهِ اینکه رهبری به بازخوانیِ شخصیتِ ابوذر توجه دادند، در این نکته نهفته باشد که امروز ولیِ‌ جامعه هدفِ مستقیمِ حملات قرار گرفته و دفاع از این حریم، جان‌فشانیِ ابوذرگونه می‌طلبد. دشمن با وقاحتی بی‌سابقه، بارها زبان به تهدیدِ ایشان گشوده است؛ تهدیدی که (در صورت وجودِ غیرتِ جمعی) کافی بود تا موجی از خشمِ مقدس و کاروان‌های فدایی، عرصه‌ی زمین را بر این عناصرِ خبیث تنگ نمایند. در چنین شرایطی، آمادگی برای عملیات‌های استشهادی، پاسخی صریح به این جسارت‌هاست. بزرگ‌ترین خطری که جبهه‌ی داخلی را تهدید می‌کند، «رابطه‌ی تشریفاتی با ولیّ» است. ایشان در ۱۲ بهمن‌ماه بر این نکته تأکید ورزیدند: «۳» رابطه‌ی ابوذر با علی (ع) رابطه‌ی تشریفاتی نبود. او و خانواده‌اش در این مسیرِ، تبعید و فقر را به جان خریدند اما دستش را از ولیِ‌ خویش جدا نکرد. شکستِ یک جامعه زمانی رقم می‌خورد که مردم از پیشوا جدا شوند؛ چراکه «ولیِّ خدا بدون همیاریِ مردم، یارای پیشبردِ اهداف را نخواهد داشت: هُوَ الَّذی اَیَّدَکَ بِنَصرِهِ وَبِالمُؤمِنین». (۱۳ دی ۱۴۰۴) #جامعه_ابوذری 💠 تشکل طلبگی ربیون 🌐 @rebbiion

متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: حقیقتاً همین طور است که ما امروز در نسبت به حضور اسلام در مقابل جاهلیت دوران، ابوذرگونه می‌توانیم در جایگاهی قرار گیریم که جایگاه حقیقی امروزمان می‌باشد، و آن پاسداری از اسلامی است که در آن زمان از یک طرف ولایت به حاشیه رفته و خلیفه جای «ولیّ  الهی» را گرفته است و از طرف دیگر بیت المال در بستر عدالت قرار نگرفته و حال این اباذر است که بر سر خلیفه فریاد می‌زند که چگونه بیت المال که از آن مردم باید باشد، به طبقه خاصی سپرده می‌شود؟
بحمدالله مردم ما با آن خرد خسروانیِ خود به خوبی متوجه جایگاه رهبر معظم انقلاب برای ادامه این انقلاب قدسی هستند و باز همین مردم باید اباذرگونه ذیل ولایت «نایب الامام» نسبت به عدالتی که به حاشیه رفته است فریاد بزنند و همچون رهبر معظم انقلاب امیدوار باشند که در این روزگار ذیل تاریخی که با انقلاب اسلامی شروع شده است عدالت، آری عدالت، این گمشده امروز ما، به این مرز و بوم  بر می‌گردد. امری که دشمنان ما سخت نگران آن هستند و ما سخت امیدوار به آن می‌باشیم و در همین رابطه  شرط‌هایی که با دولت آمریکا  گذاشته ایم را مدنظر داشته باشید مبنی بر آنکه اولاً : ما به سلاح هسته‌ای ورود نمی‌کنیم که معلوم است این به جهت حضور خود ما در این تاریخ می‌باشد و ثانیاً : باید آمریکا تحریم‌های خود را لغو کند. که این نوعی انفعال برای آن ابر قدرت می‌باشد. حتی محل گفتگوها بر اساس نظر ایران تعیین شد و یک مقام کاخ سفید به الجزیره گفت برنامه‌های برگزاری جلسه با ایران در مسقط روز جمعه به مسیر صحیح خود بازگشت. بازگشت گفت‌وگوها با ایران به مسیر خود پس از فشار رهبران عرب و مسلمان برای عدم کناره‌گیری صورت گرفت. موفق باشید.  https://eitaa.com/Binesh_Rahbordi/10285

40871
متن پرسش

سلام بر امّ البنین، راستی چرا نمی‌گوییم امّ الحسین؟! مگر دیگر باید چه می‌کردی؟ مگر دیگر قرار بود برای فرزندان حضرت زهرا «سلام‌الله‌علیها» چگونه باشی؟ تو همسر مهربان علی شدی و مادر فداکار فرزندان زهرا «سلام‌الله‌علیها»، همین کافی بود. تو چه احساسی به فرزندان زهرا داشتی که بعد از گذر هزار و اندکی سال ما آن را نفهمیدیم آخر چرا تمام فرزندانت را با حسین همراه کردی؟ چرا بعد از غوغای عاشورا در دیدار با بشیر سراغی از فرزندانت نگرفتی مگر فقط مادر حسین بودی که مدام سراغ حسین را می‌گرفتی و گفت بشیر از حسینم بگو از حسینم...... و چندین بار این را تکرار کردی چند نفر از ما می‌دانیم نام واقعی شما فاطمه است تو حتی از صدا زدن نام خود هم گذشتی وگفتی تو را امّ البنین صدا بزنیم مبادا با بردن اسم فاطمه فرزندان علی اندوهگین مادر شوند. کاش اینقدرها مهربان نبودی بین خودمان می‌ماند چه احساسی داشتی وقتی فهمیدی تیر به دو چشمان عباست زدند وقتی فهمیدی دودست عباست را از بدن جدا کردن چرا ناله نکردی این صبر تو ما را آزار می‌دهد. کاش اندکی برای عباست اشک می‌ریختی و از آن بدتر بر تو چه گذشت وقتی شنیدی تیر به مشک عباس زدند وقتی قرار بود با آن آب برای علی اصغر حسینت ببرد. فکر می‌کنم آن موقع اشک از چشمان تو سرازیر شد و آرام و قرار نداشتی نه برای چشمان عباس نه برای دستانش برای تیری که به مشک خورد چون قرار بود آب برای طفل شش ماهه حسینت ببرد مادر آرام باش... مادر کمتر بی قرار حسینت باش او علمداری چون فرزند تو دارد که از اهل خیمه و زینبت مراقبت می‌کند. چرا بعد از عاشورا همه گفتند امان از دل زینب، گفتند مادری دارم خون می‌گرید (حضرت زهرا «سلام‌الله‌علیها»)، ولی مادر! چرا نامی از تو نیاوردیم؟ تو بعد از گذر هزار و اندی سال با قلب‌های زنان و مادران چه کردی که اینان شما را الگو قرار دادند و فرزندان و همسران خود را به جبهه ها اعزام کردند برای این‌که مبدا کسی به اسلام حسینی تو تعرض کند. ما آزادی و آزادگی و امنیت را مدیون شما و الگو قراردادن شما در زندگی هستيم. مادر! چرا هیچ‌گاه از دلتنگی خود نگفتی؟! چرا هیچ وقتی ادعایی نداشتی؟! راستی می‌گویند حضرت زهرا «سلام‌الله‌علیها» شب‌ها بر بالین قبر شهدای گمنام حاضر می‌شود، یقیناً شما هم در کنار ایشان هستی. می‌گویند در غوغای محشر چشمان و نگاه عباس تو شفاعت می‌کند. مادر می‌شود در غوغای محشر برای ما هم مادری کنی؟ ای بهترین مادر ما را ببخش که عمری تو را نامادری خوانیدم. سلام ما را به خواهرت زهرا «سلام‌الله‌علیها» برسان. از این پس از آوردن اسم حضرت ام البنین در کنار اسم حضرت زهرا «سلام‌الله‌علیها» غافل نشویم. التماس دعا

متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم:  سلام بر امّ البنین «السَّلامُ عَلَیکِ یَا زَوجَةَ وَصِیِّ رَسَولِ الله» سلام بر عاشورایی‌ترین زن، بدونِ حضور در کربلا. مادرِ شیرمردانی که فرمود: تمام پسرانم فدای یک تار موی حسین «علیه‌السلام». سلام بر بانویی است که فریاد حسین جان گفتنش را در میدان مدینه و صحن کربلا هنوز می‌توان شنید.
راستی را! این بصیرت در درک تاریخیِ کربلا را چگونه او به دست آورد؟ آیا عظمت او میهمانیِ خانۀ مادران شهید ما نبود که این‌چنین اسطوره‌وار فرزندان‌شان را در انقلاب بزرگ اسلامی بدرقه کردند؟ بصیرت جناب امّ البنین بانویی که در بستر تاریخ اسلام پروریده شد تا آن‌جایی که با عباسِ «علیه‌السلام» خود یگانگی را با حضرت سیدالشهداء «علیه‌السلام» تجربه کرد.
بنده حقیقتاً با شما موافقم که می‌فرمایید: از این پس از آوردن اسم حضرت امّ البنین در کنار نام حضرت زهرا «سلام‌الله‌علیها» نباید غافل شد از آن جهت که با نظر به جایگاه تاریخی حضرت زهرا «سلام‌الله‌علیها» می‌یابیم که نگاه زنان اسلام چگونه به آن افق‌های دور نظر دارند و در راه تحقق آن افق‌ها از فداکردن فرزندان خود کوچک‌ترین سستی به خود راه نمی‌‌دهند. آری! در دیدن این بانوی بزرگ در این شرایط تاریخی «چشم‌ها را بايد شست جور ديگر بايد ديد».  موفق باشید              
 

40842
متن پرسش

سلام خدمت استاد عزیز: خداوند در آیه شریفه ۱۱۲ آل عمران فرمودند که «یهودی‌ها هر جای دنیا که باشند، خفت‌ و خواری باید بر سرشان سایه‌افکن باشد؛ مگر اینکه مسلمان شوند یا پناهنده. .. و داغ بیچارگی بر پیشانی‌شان زده شده است.» اما اکنون ثروتمندترین افراد جهان یهودی اند. این آیه با واقعیت امروز چگونه جمع می شود؟ تشکر

متن پاسخ

 باسمه تعالی: سلام علیکم: آری! در مورد اکثر یهودیان به اعتبار آن‌که در مقابل وَحی الهی ایستادند که حکایت از آن دارد که عملاً کتاب مقدس خود را نیز زیر پا گذاشتند؛ می‌فرماید: «ضُرِبَتْ عَلَيْهِمُ الذِّلَّةُ أَيْنَ ما ثُقِفُوا إِلاَّ بِحَبْلٍ مِنَ اللَّهِ وَ حَبْلٍ مِنَ النَّاسِ وَ باؤُ بِغَضَبٍ مِنَ اللَّهِ وَ ضُرِبَتْ عَلَيْهِمُ الْمَسْكَنَةُ ذلِكَ بِأَنَّهُمْ كانُوا يَكْفُرُونَ بِآياتِ اللَّهِ وَ يَقْتُلُونَ الْأَنْبِياءَ بِغَيْرِ حَقٍّ ذلِكَ بِما عَصَوْا وَ كانُوا يَعْتَدُونَ» هر جا يافت شوند، مهر ذلت بر آنان خورده است؛ مگر با ارتباط به خدا، (و تجديد نظر در روش ناپسند خود،) و(يا) با ارتباط با مردم (و وابستگى به اين و آن)؛ و به خشم خدا، گرفتار شده ‏اند؛ و مهر بيچارگى بر آنها زده شده؛ چرا كه آنها به آيات خدا، كفر مى‏ ورزيدند و پيامبران را بناحق مى ‏کشتند. اينها بخاطر آن است كه گناه كردند؛ و(به حقوق ديگران،) تجاوز مى‏ نمودند. و به همین جهت ملاحظه می‌کنید که حتی برای عبور از آن سرگردانی مجبور می‌شوند به زمین‌ها و کشور مردم فلسطین تجاوز کنند و سرگردانی غیر از ثروتمندی و چپاول ثروت بقیۀ انسان‌ها می‌باشد که این خود نوعی سقوط در انسانیت انسانی‌شان می‌باشد و ادامۀ نیست‌انگاری و نیهیلیسم، از آن جهت که «زندگی» غیر از «رفاه» می باشد. موفق باشید

40584

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش

سلام علیکم: می خواستم ببینم دو نکته که ذهنم را مشغول کرده است درست است. اگر ممکن است هر دو نکنه را جداگانه پاسخ دهید. نکته اول: من که مثلا در این دنیا مرد هستم در بهشت از نظر جنسیتی در بهشت مرد نیستم. اما دیگر اوصاف مردی را دارم. نکته دوم: در بهشت دهان، گوش، و چشم دارم، اما با دهان چیزی نمی چشم، با گوش چیزی نمی‌شنوم، با چشم چیزی نمی‌بینم بلکه آنجا فقط ادراک است.

متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: ۱. انسان‌ها در بهشت با عقاید و اعمال خود به سر می‌برند آنهم آزاد از مردبودن و یا زن بودن، از آن جهت که بدن این دنیاییِ آن‌ها زن یا مرد است. ۲. آری! صورت قوای انسان در میان است ولی بدون بدنی که با نفس تدبیر شود بلکه بدنی که عین قوا و اعمال و اخلاق و عقاید است بدون دوگانگی با نفس. موفق باشید

40564

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش

سلام استاد: شما از چه سنی کار فکری رو آغاز کردید؟ به نظر شما کسی که بخواهد به مباحث شما مسلط بشه چند سال زمان نیاز داره و چه توصیه های در این خصوص دارید؟ من پس از دیدن مستند جنابعالی علاقه مند به حضور دیگری در تاریخ پیش رو شده ام بخصوص که همچون شما که در شرکتی با در آمد بالا بر اساس توصیه شهید بهشتی وارد تاریخ دیگری شدید من هم به جبر زمانه در راه دیگری پا نهاده ام و اکنون به دنبال زندگی حقیقی و حد اکثری هستم.

متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: بنده به لطف الهی از دبیرستان به کمک بعضی از معلمان به این فکرها افتادم. ولی مهم نیست. مهم آن است که در هر موقعیتی که هستیم «تو پای به راه در نِه و هیچ مپرس / خود راه بگویدت که چون باید رفت». موفق باشید

40094

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش

سلام علیکم استاد: من متوجه زمانه و درگیری تمدنی بین انقلاب مرحوم امام و غرب هستم. روحم انگار در شور و حرارت وجودی این درگیری قرار گرفته اما نمیتونم رسالتم رو پیدا کنم که من چه نقشی باید داشته باشم؟ وقتی ظرفیت حاج قاسم را می‌بینم که رسالت ایشان قطع بازوی اسلام آمریکایی در منطقه بود و ظرفیت کم خودم را می‌بینم حسرت می‌خورم به کم کاری ها. استاد چه کنم خدمت گذار امام عصر باشم در این نظم جدید؟

متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: باید روحیۀ بشر جدید و جهان جدید را همان‌طور که حضرت روح الله «رضوان‌الله‌تعالی‌ علیه» درک کردند؛ بشناسیم. پیشنهاد می شود سری به کتاب «ما و بشر جدید و آیندۀ قدسی پیش رو» که حاج آقا حسینی در حال شرح آن هستند؛ https://eitaa.com/c/31126495/511 بزنید بخصوص به قسمت آخر کتاب تحت عنوان «انقلاب اسلامی و فهم امام خمينی از انسان و جهان مدرن». موفق باشید

40069

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش

با سلام خدمت استاد محترم: سوال دیگه ای که داشتم این بود که وقتی به سوی خداوند حرکت می کنیم باید منازلی را به ترتیب طی کنیم اینکه می گویند به عقب برگشتن و یا به جلو رفتن حالا با اعمالی... چگونه است؟

متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: طی منازل سلوک، همان رعایت دستورات شرع است با رویکرد هرچه بیشتر در معرض الطاف وجودیِ حضرت حق قرار گرفتن. مهم، پایدارماندن بر آن دستورات است. موفق باشید

41139
متن پرسش

استاد سلام: به تازگی احساس می‌کنم که ما باید خود را آماده غافلگیری های زیاد از جمله مثل سوریه و رفتن بشار اسد یا مثل دزدیدن مادورو کنیم. ما مکرر دیدیم که در این مدت چقدر این دو منفورترین و پست ترین های عالم یعنی نتیاهو و ترامپ از رفتن عزیز دل ما حاج قاسم خوشحالی خودشان را ابراز کردند و گفتند اگر او امروز بود ما به این موفقیت ها نمی رسیدیم. چه شده است مگر؟ ما اعتقاد مان همان حرف امام بود که می فرمود نظام ما که دل به خدا دارد با رفتن اشخاص متزلزل نمی شود ولی الان در میدان داریم می بینیم که دشمن خیلی خیلی حساب شده دارد پیش می آید و برنامه قوی ریخته است ولی والله لحظه ای ترس‌ در وجود ما نمی باشد ولی آیا در رده های بالا و مسئولين ما و فرماندهان الان ما نیز همینطور است؟ استاد عزیز من با تمام وجود به حقانیت و پیروزی نهایی و دیدگاه تمدنی آقا ایمان زیادی دارم و لحظه ای تردید به خود راه نداده ام ولی کجاست آن اقتداری که روزی ما آمریکا و اسرائیل را به نابودی تل آویو و حیفا تهدید می‌کردیم؟ کجاست آن سرداری که می‌گفت سپاه قدس حریف شماست بیا ما منتظریم؟ کجاست آن حاجی زاده بزرگوار ما که می‌گفت وقتی فرمانده هوا فضا روسیه آمد ایران با پهپاد بالای ناو آمریکا رفتیم و او متحیر شده بود که آمریکا آن پهپاد را نزد و با تعجب پرسید چگونه؟ سردار فرمود اگر بزنند می زنیم و زدن این ناو هواپیمابر برای ما کاری ندارد؟ ولی همین امروز ما خبر زدن پهپاد سپاه را دیدیم ولی خبری از پاسخ نشنیدیم و هیچ واکنشی ندیدیم تازه ادامه مذاکرات محکم ادامه دارد. استاد والله من کسي نیستم که انقلاب را بخواهم زیر سوال ببرم و همواره هر روز آماده ام تا جانم را فدای سید علی کنم ولی استاد ما دیدیم که حرف ها و تهدید های ما در حرف باقی ماند و با واقعیت عمل خیلی فاصله داشت. چرا می خواهند به ما دلخوشی الکی بدهند؟ زمانی که پایگاه آمریکا را زدیم شروع کردند به گفتن این حرف که ما کار بزرگی کردیم و کلی آمریکا از ما ترسید ولی الان آقای عراقچی خودش ناخواسته اعتراف کرد که ما این بار اگر آمریکا حمله کند همانند قبل (نمادین) پاسخ نخواهیم داد پس یعنی حملات ما نمادین بوده است و همینطور هم بود آیا این خبر از سیاست های سازش با دشمنان انسانیت و خدا نیست که با سیاست ها ظاهر کار را حفظ کرده ولی باطن کار را به حاشیه برده اند؟ استاد ما لحظه‌ شماری می‌کنیم تا فرصتی پیش بیاید تا این دشمنان حق و حقیقت را به خاک و خون بکشیم ولی فرصت ها دارند پیش می آیند و ما شاهد انتقام سختی از آنها نیستیم تا دل مستضعفین عالم را که از دست اینان خون است را خوشحال کنیم و حرف آخرم این است که اگر ما بتوانیم بزنیم و نزنیم بزرگ ترین ظلم را به خود و مستضعفان عالم کردیم «يَا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا قَاتِلُوا الَّذِينَ يَلُونَكُمْ مِنَ الْكُفَّارِ وَلْيَجِدُوا فِيكُمْ غِلْظَةً وَاعْلَمُوا أَنَّ اللَّهَ مَعَ الْمُتَّقِينَ وَقَاتِلُوهُمْ حَتَّىٰ لَا تَكُونَ فِتْنَةٌ وَيَكُونَ الدِّينُ كُلُّهُ لِلَّهِ ۚ فَإِنِ انْتَهَوْا فَإِنَّ اللَّهَ بِمَا يَعْمَلُونَ بَصِيرٌ»

متن پاسخ

 باسمه تعالی: سلام علیکم: در اینکه احساساتی این چنین مسئولانه را مد نظر دارید بسیار مهم است و نکاتی نیست که مدنظر نداشته باشیم. می‌ماند که حقیقتاً با توجه به آنچه می‌فرمایید ما اکنون در نسبت به حضور تاریخی انقلاب اسلامی در کجا هستیم. آیا با توجه به شرایط پیش آمده نوع حضور ما در جهان تغییر کرده و یا نسبت به اهداف تاریخی خود عقب افتاده‌ایم؟ به این امر به طور جدی باید فکر کرد و عرض عریضی را از ما طلب می‌کند. همین اندازه به این فکر کنید که چرا رژیم صهیونی و آمریکا تا این حد برای بقای خود مسئله آنها ایران شده است! آیا ما در مواضع تاریخی خود در جایی قرار گرفته‌ایم که جبهه مقابله با استکبار تغییر کرده و آنان از سر استیصال هر آنچه در توان دارند را برای مقابله با ما به میان آورده  اند و یا  ما کوتاه آمده‌ایم؟ بنده در این فکر هستم که گویا خداوند حضوری بس گسترده‌تر از آنچه در ابتدا مدنظر ما در مقابله با استکبار بود به میان آورده و اگر جبهه استکبار بحث مذاکره را به میان می‌کشد به امید آن است تا در تاریخ  بی معنایی و بی تاریخی خود  حضوری را برای خود شکل دهد که مسلم با عمق بی‌فکری جریان استکبار در این میدان نیز شکست خواهد خورد.
همین اندازه تقاضا دارم اجازه دهید نسبت به «تاریخی نگاه کردن» رخدادها زیاد فکر کنیم و جایگاه  حادثه‌ها را در تاریخی که در صحنه است ببینیم که کار آسانی هم نیست. یادداشت هایی تحت عنوان «جایگاه بی تاریخی اغتشاشات اخیر در منظرتفکر توحیدی» https://eitaa.com/matalebevijeh/21549  شده است. به نظر می‌آید با مرور به آن نکات بتوان به جایگاه تاریخی امروزین خود فکر کرد و اگر دیروز سخن از آن بود که در مقابل حمله اسرائیل حیفا و تل‌آویو را می‌زنیم و با خاک یکسان می کنیم .عنایت داشته باشید که این سخنان در قبل از تاریخ رخداده ۷ اکتبر بود و مادر تاریخِ پیش آمده توسط ۷ اکتبر عملاً در ادامه بودن اسرائیل و در حال منتفی شدن آن قرار داریم. پس باید ماورای آن نکات به بی‌تاریخی و بی آینده بودن اسرائیل فکر کرد که باز همچنان جای بحث دارد. موفق باشید.
 

نمایش چاپی