سلام و رحمت خدمت استاد طاهرزاده و همه همراهان بزرگوار: تشکر بابت وقتی که به مطالعه پرسش و پاسخ شایسته آن اختصاص میدهید. در رابطه با صحبت اخیر رهبری در روز ۱۳ آبان، و اشاره ایشون به حجاب زهرایی و زینبی سوالاتی داشتم که خدمتتون عرض میشه: ۱. این که ایشون مخاطب سخن خود را خانمها و دختران فرمودند و از مسئولیت حفظ حجاب در جامعه با ایشان صحبت کردند میتوان به اشارت رهبری گوش سپرد که: مسئولیت حفظ حجاب در جامعه به عنوان یک امر اسلامی و دینی، بیش از اینکه یک امر حکومتی باشد یک امر مردمی است که: «کلکم راع، و کلکم مسئول عن رعیته». آیا میتوان گفت که اصرار بر قانون حجاب بدون پذیرفتنمسئولیت جامعه دینی برای حفط آن، یک غفلت بزرگ است که فقط در ساحت حکمت و تفکر انقلابی میتوان به آن متدکر شد؟ ۲. و اگر حجاب امر زهرایی و زینبی است پس چگونه میتوان در پیگیری برای حفظ آن، از زبان خطبه هایشان غافل شد آن گاه که رهبری میفرمایند: خطبه طوفانی حضرت زهرا (س) پس از رحلت پیامبر اعظم (ص) که در عین مضامین مهم و اعتراضی و اعلام خطر درباره انحراف از مفاهیم برجسته اسلامی، با کلمات محکم و متین و بدون بیان حتی یک کلمه توهینآمیز بیان شده است، افزودند: مکتب اهلبیت از مسائلی مانند قول بغیر علم، غیبت، تهمت، بدگویی و بدزبانی مبرّا است. به نظر میرسد تامل بر این کلام بسیار مجمل رهبری، ساعت ها گفت وگو میطلبد تا در مساله حجاب، سلوک زهرایی و زینبی را شنوا شویم و راه تاریخ اکنون را برای اين مساله مهم بگشاییم تا مساله حجاب،عامل انسجام جامعه دینی گردد و نه اختلاف و دوری و یا تقصیر و مقصر یابی!! تشکر از وفتی که به مخاطبان هدیه میدید.
باسمه تعالی: سلام علیکم: آری! در این دوران آخرالزمانی که زمانۀ حضور ابعاد نهایی انسانها ذیل نظر به انسان کامل است؛ باید به حضور نهایی زنان و بانوان فکر کرد و اینکه اگر دختران ما متوجه باشند آن حضور نهایی که به دنبال آن میباشند را با نظر به نمادهایی از انسانیت مییابند که در شخصیت حضرت زهرا «سلاماللهعلیها» و حضرت زینب «سلاماللهعلیها» میتوانند بیابند، مسلّماً در درون خود به خوبی احساس میکنند چه اندازه به آن بزرگواران نزدیکاند و چه اندازه نیاز دارند برای رسیدن به نهایت خود، شخصیت آن بزرگواران را در خود جستجو کنند تا بیش از پیش به خودِ نهایی خود نزدیک شوند و از سرگردانی رهایی یابند. و اینجا است که در شخصیت زهرایی و زینبیِ خود حجاب را به معنای فاخر آن در مییابند. و این است آیندۀ فاخر دختران ما. موفق باشید
استاد عزیز سلام علیکم: استاد نظر شما را در مورد این جملات خواستم بدانم. خداوند در ذات خود عین علم است. بطور مثال درخت یا جسم من را وقتی با دقت می نگریم.علمی است که به این شکل آمده. مثلا به سر انگشت دست که نگاه می کنیم دراصل علمی است که به این شکل ظهور کرده. استاد عزیز چه راهی هست که بتوان از این اوهام شکل ها وتعین ها درآمد و به باور قلبی حضور خدا رسید؟ یعنی قلبم باور کنه؟ با تشکر
باسمه تعالی: سلام علیکم: مباحث «معرفت نفس» و «برهان صدیقین» به عنوان مقدمه لازم است برای انس بیشتر با قرآن، بخصوص با نظر به سورۀ مبارکه آل عمران که عرایضی در رابطه با جایگاه تأویل آیات مطرح شده است. موفق باشید
سلام وخدا قوت: میخواستم نظر استاد را راجع به این مطلب دکتر داوری بدونم. https://www.khabaronline.ir/news/2113921
باسمه تعالی: سلام علیکم: این سخن نیز مانند همۀ سخنان حکیمانه و اندیشه برانگیز، نیاز به تفکر و بحث دارد. امری که امکان شرح آن در میدان سؤال و جواب فراهم نیست. امید است رفیقان با اندیشۀ خود، اندیشمندانه به سخنان اهل تفکر بیندیشند و همچنان سخن جناب هایدگر را مدّ نظر داشته باشند که میفرماید اندیشیدنیترین اندیشه آن است که ما متوجه باشیم نمیاندیشیم! موفق باشید
سلام استاد عزیزم. وقت بخیر. استاد من خیلی امیدوار بودم که ظهور در عصر ما اتفاق میفته و نبرد نهایی متصل به ظهور همین نبرد ما با اسرائیل خواهد بود. طبق آیات اول سوره اسراء. و فکر میکردم که ما نبردمون با اسرائیل همون مرحله دومی هست که آیات دارند میگن. ولی الان وقتی آیات رو میخونم متوجه میشم که ما همون مرحله اول نبرد با بنی اسرائیل هستیم. چون صراحتا آیات میگن که در مرحله دوم تعداد یهودی ها بیشتر خواهد بود و کلمه «بنین» رو قرآن میاره که به معنی فرزندان هست. در حالیکه الان جمعیت یهود از شیعه کمتره. پس ما در مرحله دوم نیستیم و اولیم. همچنین اینکه برخی میگن مرحله اول فساد و سرکوب بنی اسرائیل در زمان بخت النصر اتفاق افتاده به این نکته توجه نمیکنند که اولا بخت النصر شامل «عباد لنا» نمیشه و بخت النصر کافر بوده. و دوما آیات دارند درباره یک مسجد صحبت میکنند که در هر دو مرحله سرکوب توسط مسلمانان از قوم یهود پاکسازی میشه. در حالی که قبل از ظهور پیامبر ما مسجد نداشتیم و قرآن جای دیگه برای عبادتگاههای ادیان دیگه واژه های صومعه و.. رو بکار میبره. پس هر دو نبرد بعد از ظهور اسلام اتفاق میفته و سرکوب یهود توسط بخت النصر قبل از ظهور اسلام بوده و نمیشه که سرکوب اول رو به بخت النصر نسبت داد. مشکلی دیگه ای که هست این هست که فاصله مرحله اول و دوم هم کم نیست. چون آیه میگه شما بنی اسرائیل دوبار در سطح زمین (بین الملل) فساد میکنید و اگر عصر مرحله اول اگر ظهور حضرت مهدی باشه و ایشان ظهور کنند یهودی ها فرصت و امکان و توانایی فساد کردن رو در سطح بین المللی ندارند. بخاطر حاکمیت جهانی حضرت مهدی. پس بین مرحله اول و دوم فاصله زیادی هست. ضمن اینکه براه انداختن فساد در سطح بین المللی و فسادی این چنین سازمان یافته و جهانی شده بعد از یک بار سرکوب و پاکسازی مشخصا شاید دهه ها طول بکشه. علاوه بر اینکه افزایش جمعیت یهود و بیشتر شدنش از شیعیان با توجه به جمعیت خیلی کم الان شون هم شاید دهه ها طول بکشه و یا شاید یکی دو نسل. بنابراین ما در عصر ظهور امام زمان نیستیم متاسفانه. آیا این استدلال ها درست هستند استاد؟ خیلی ممنونم از پاسخگویی و راهنمایی تون
باسمه تعالی: سلام علیکم: همانطور که حجتالاسلام آقای دکتر مصطفی صادقی در کتاب تحلیل تاریخی نشانههای ظهور میفرمایند آیات و روایات مربوط به آخرالزمان و ظهور حضرت امام عصر «عجلاللهتعالیفرجه» جنبۀ تأویلی دارد و تطبیق آن امور با آنچه با آن روبرو هستیم، کار آسانی نیست. موفق باشید
سلام استاد: زیارتتون قبول. استاد برای رقیق شدن قلب و جاری شدن اشک چه راهکاری میتونم پیش بگیرم؟ از شدت بغض خیلی اوقات گلودرد میگیرم ولی جاری شدن اشکام و خالی شدن دلم هیهاته.
باسمه تعالی: سلام علیکم: هر اندازه قلب متوجه حقایق عرشی شود جان در طلب حضور در آن حقایق در مقام عرشی اشک را وسیله چنین حضوری میکند و از این جهت نظر به شهدای عزیز و سیره آنانی که راه را به سوی حقیقت طی کردند در این مورد نقش آفرین است. موفق باشید
سلام استاد: طاعات تون قبول. من یه کانال چند هزار نفره توی ایتا دارم که هنریه و مربوط به سیاه قلم هست. میخواستم بدونم اگر بخوام مخاطبا رو با سیر مطالعاتی سایت و کلا این مسیر آشنا کنم چیکار باید بکنم؟ چطوری باید معرفی کنم؟ و اینکه شما پیشنهاد میدید که شرح صوتی درس ها رو جلسه به جلسه توی کانال بزارم؟ یا خود کتاب ها رو (اگر پیشنهاد میدید لطفاً بفرمایید که کدوم کتاب ها و جزوات به ترتیب برای ارائه توی کانال مناسب هستن) و اینکه توی ماه رمضان پیشنهاد میدید که مطالب و محتوایی روزانه توی کانال ارائه بشه؟
باسمه تعالی: سلام علیکم: به نظر میآید که خوب است در این مورد سری به کانال «رادیو حیات» https://eitaa.com/Radiohayat_ir که نسبت به مباحث، ورودی خاص داشتهاند، بزنید. بخصوص در مورد بحث کتاب «جوان و انتخاب بزرگ». علاوه بر آن سیر مطالعاتیِ سایت بخصوص مباحث «نظر به سورههای قرآن» میتواند مؤثر باشد. در این روزها کتاب «روزه، دریچهای به عالَم معنا» مورد توجه دوستان قرار گرفته است، خوب است نظری به آن انداخته شود. موفق باشید
سلام استاد: لطفا یک دستور عملی برای تقویت اراده لطف کنید به بنده بگید.
باسمه تعالی: سلام علیکم: پیشنهاد میشود کتاب «ادب خیال و عقل و قلب» که روی سایت هست را مطالعه فرمایید. https://lobolmizan.ir/book/78?mark=%D8%A7%D8%AF%D8%A8 . موفق باشید
سلام و رحمة الله: عرض ادب. در دنبالهی پرسش ۴۰۷۷۹، موارد اجتناب از مجالس مذهبی برای بنده شفاف نشد. از مصادیق آن بفرمایید که با سبک زندگی خودم تطبیق دهم.
باسمه تعالی: سلام علیکم: همانطور که عرض شد به نظر میآید مجالس مذهبی عموماً با طرح روایات و سیرۀ اولیای معصوم متذکر فطرت انسانی هستند. مگر آنکه خدای ناکرده جریانهایی با برنامه ریزی بخواهند سوء استفاده کنند که اگر کسی به دنبال حقیقت باشد به خوبی متوجه میشود و ما در این موارد ورود نمیکنیم. موفق باشید
با سلام و خدا قوت خدمت استاد گرامی: می خواستم بدانم تفاوت و شباهت دیدگاه استادطاهرزاده در کتاب خویشتن پنهان با دیدگاه استاد شجاعی در کتاب من کیستم؟ چیست؟
باسمه تعالی: سلام علیکم: بحمدالله استاد شجاعی بر همان مبنای معرفت نفس حکمت متعالیه نکات خود را با مخاطبان در میان میگذارند، نکاتی که قابل استفاده است. موفق باشید
عرض سلام و ارادت خدمت شما: مایلم نظر جنابعالی رو در مورد مصاحبه اخیر آقای پزشکیان با کارسلون آمریکایی بدونم.
باسمه تعالی: سلام علیکم: به هر صورت هر اندازه هم سعی بر توجیه صحبت های آقای پزشکیان داشته باشیم، بالاخره روحیۀ عظمت و سلحشوری که در فرهنگ ایرانی نهفته است، در آن مصاحبه در میان نیست آنهم در مقابل آمریکایی که در هر صورت به ما تجاوز کرده است. این روحیه، روحیۀ ملتی نیست که می تواند در این تاریخ، تمدنی دیگر که در آن انسان خلیفۀ اللهیِ خودش را به میان آورد؛ باشد. موفق باشید
با سلام و تحییت خدمت شما استاد طاهرزاده: در دین فقه چه جایگاهی دارد؟
باسمه تعالی: سلام علیکم: ۱. علم فقه، علمِ تشخیص احکام الهی است برای قرارگرفتن انسان در مسیری که مسیر قرب الهی است زیرا که هیچ مقصدی بدون مسیر نمیباشد و مسیر انس با خداوند، شریعت الهی است که علم شریف فقه به عهده دارد ۲. مهم امیدواری به رحمت واسعۀ الهی است. و در همین رابطه از حضرت امام حسین «علیهالسلام» داریم: الهی! «مَا ذَا وَجَدَ مَنْ فَقَدَكَ وَ مَا الَّذِي فَقَدَ مَنْ وَجَدَك» خدای من، چه دارد آنکه تو را ندارد؟ و چه ندارد آنکه تو را دارد؟ موفق باشید
سلام علیکم: یه متنی هست میخواستم نظرتون را بدونم ببینم درسته یا نه؟ متن زیر:👇👇 وحدت وجود اثبات👇🤜🤜👇👇👇👇👇 این دقیقترین و اصولیترین چالشی است که شما تاکنون مطرح کردهاید. حق با شماست؛ من بر اساس سوابق قبلی، وحدت وجود را فرض گرفته بودم، در حالی که برای یک سالک، این اصل باید از درک حضوری او اثبات شود. ما باید از همان نقطهٔ قوی شما، یعنی «من بودنم را درک کردهام»، حرکت کرده و وحدت وجود را اثبات کنیم. 🔑 اثبات وحدت وجود، از «من هستم» شما اثبات این استدلال، بر اساس یک اصل بدیهی فلسفی و عرفانی استوار است: «استقلال وجودی محال است.» ۱. تفکیک وجود (مقدمهٔ منطقی) وجود در تقسیمبندی منطقی دو حالت بیشتر ندارد: نوع وجود تعریف مصداق واجبالوجود (ضروری) وجودی که ذاتاً موجود است و برای بودنش نیازمند هیچ چیز دیگری نیست (بینیاز مطلق). الله (خدا) ممکنالوجود (نیازمند) وجودی که ذاتاً نه هست و نه نیست و برای موجود شدن، نیازمند علتی خارج از ذات خود است. شما و تمام مخلوقات ۲. اثبات وابستگی تام «من» شما اکنون، «من»ی که شما به علم حضوری درک میکنید، باید در یکی از این دستهها قرار گیرد: آیا «من» شما واجبالوجود است؟ محال است. چون اگر واجب بودید، دیگر نیازمند خالق و پرورندهای نبودید و تمام عالم و کائنات باید به شما بر میگشتند. پس «من» شما یک «ممکنالوجود» است. نتیجهٔ عرفانی وابستگی: وقتی «من» شما ممکنالوجود است، یعنی شما فینفسه (بالذات) وجودی از خود ندارید و وجود شما تنها «نمود» است و نه «بود»؛ و این «نمود» را از واجبالوجود (الله) عاریه گرفتهاید. ۳. اثبات وحدت وجود (نتیجهٔ نهایی) وقتی شما میگویید: «من بودن خودم را درک کردم»، در حقیقت: شما هستی و وجود را درک کردهاید. از آنجا که وجود شما بالذات نیست و عاریهای است، آن هستیای که درک کردهاید، نمیتواند هستی شما باشد. آن هستی، باید هستی واجبالوجود باشد که در ظرف «منِ» شما تجلی کرده است تا ممکن بودن شما را ممکن کند. اثبات: چون واجبالوجود مطلق است و هیچ عدمی آن را محدود نمیکند، پس آن وجودی که شما درک میکنید، چیزی جز خود وجود مطلق نیست که در این قالب (من) ظاهر شده است. به همین دلیل، عرفا میگویند: «الوجودُ واحدٌ» (وجود، یگانه است) و آن یگانه، فقط و فقط الله است. نتیجهٔ کاربردی: درک شما از وجود خودتان، در حقیقت آگاهی حضوری به همان وجود واحدی است که تمام هستی از اوست. این آگاهی، همان شهود حضوری الله در لباس بندگی است.
باسمه تعالی: سلام علیکم: در این نوع متون بین عرفان و فلسفه خلط میشود و از تباین مفهوم با مصداق غفلت میگردد. اساساً در عرفان بحث از واجب الوجود که مفهومی است از حقیقت هستی، در میان نیست. مگر اینکه بخواهیم برای منکران عرفان، عرفان را تعریف کنیم؛ کار خوبی است ولی راه سلوک و عرفان راه دیگری است. موفق باشید
سلام علیکم: هرچه آمدم از سید حسن نصرالله بنویسم زیرا قلبم را فرا گرفته دیدم نمیشود زیرا عظمت ایشان همواره نیاز به ظهور آمدن دارد. اگر همه از او بگویند باز کم است و هرکسی از ایشان در اندازه ظهورات قلبی اش بنویسد بیشتر در اصالت قلبی خود نیز حاضر و دیگران را نیز متذکر شده. مرا که باشم از آن برگزیده خداوند که عین آیه «إِذَا جَاءَ نَصْرُ اللَّهِ وَالْفَتْحُ» است بگویم. تسلیم خدای او میشوم بلکه عظمت ایشان در لاله ها و سبزه زارهای تاریخ قابل فهم شود زیرا آنچه که خیلی بزرگ است را باید در لحظه لحظه های زمان و در زیباترین شکوفه های غنچه زده بهارهای پیش رو یافت. نصرالله ما را از حاج قاسم بزرگ، بیشتر به خدا رساندند و این راستی است که زبانم را بی اختیار به صداقت باز کرده. حال این جهان و این نصرالله که حقا حقیقت است. در تمام عمرم او را دوست داشتم و حال بیشتر دوستش دارم حسرت ایشان همیشه بر بنده هست. یاد ایشان تنها چیزی بود که از بنده ناتوان گرفتار بر می آمد ولی ایشان دستشان باز است و نباید رجوع به ایشان را ترک کرد.
باسمه تعالی: سلام علیکم: همینکه میفرمایید سید حسن نصرالله حقیقتاً آینۀ تمام قدِ نمایش انسانیت بود در همۀ ابعاد انسانی در کنار روحیۀ سلحشوری و مقاومت، بنده از روحیۀ لطیف او حیرانم که چه اندازه انسانها و حتی کسانی که او را اذیت میکردند، دوست میداشت. عرایضی در https://eitaa.com/matalebevijeh/20333 شد ولی هنوز نه، هنوز باید از شهید سید حسن نصرالله گفت و باز، گفت. موفق باشید
سلام استاد: شما از چه سنی کار فکری رو آغاز کردید؟ به نظر شما کسی که بخواهد به مباحث شما مسلط بشه چند سال زمان نیاز داره و چه توصیه های در این خصوص دارید؟ من پس از دیدن مستند جنابعالی علاقه مند به حضور دیگری در تاریخ پیش رو شده ام بخصوص که همچون شما که در شرکتی با در آمد بالا بر اساس توصیه شهید بهشتی وارد تاریخ دیگری شدید من هم به جبر زمانه در راه دیگری پا نهاده ام و اکنون به دنبال زندگی حقیقی و حد اکثری هستم.
باسمه تعالی: سلام علیکم: بنده به لطف الهی از دبیرستان به کمک بعضی از معلمان به این فکرها افتادم. ولی مهم نیست. مهم آن است که در هر موقعیتی که هستیم «تو پای به راه در نِه و هیچ مپرس / خود راه بگویدت که چون باید رفت». موفق باشید
سلام و عرض خسته نباشید خدمت شما: من یک پرسش ضروری داشتم خدمتتان (به خاطر زمان کم انتخاب رشته) در مورد انتخاب رشته آینده. به جهت اینکه شما با تفکر فلسفه اسلامی و غربی آشنا هستید، پیشنهاد شما جهت وصول به حقیقت از چه راهی است؟ و چون آزاد اندیشی شرط عقل در این باره هست، میخواهم در هر دو تخصص زیاد داشته باشم. به نظر شما از کدام سنت فلسفی شروع کنم؟ و به نظر شما در دانشگاه در دوره کارشناسی فلسفه و کلام اسلامی بخوانم یا فلسفه محض؟ لطف کنید و راهنمایی مفصلی در این باره کنید. در مورد تحصیل معرفت شناسی هم راهنمایی ام کنید چون اکثر شبهات و سوالات و مسائل حل نشده من در این جهت هست. با تشکر
باسمه تعالی: سلام علیکم: در اینکه ابتدا با فلسفۀ اسلامی با روحِ تفکری که میتوانیم در فرهنگ و فکر خود حاضر شویم؛ بحثی نیست. مهم آن است که بعد از چشیدن فلسفۀ اسلامی با اسلوب صدرایی، آری! بعد از چشیدن آن، که قدمی بالاتر از فهم آن است، باید نظر به فلسفۀ غرب و متفکران آلمانی از کانت گرفته تا هایدگر و گادامر، داشته باشیم. و در رابطه با مباحث «معرفت نفس» در دل فلسفۀ اسلامی اشارات بسیار ارزشمندی در میان است. نهایتاً میتوانید در ابتدا رجوعی به کتاب «ده نکته در معرفت نفس» همراه با شرح صوتی آن داشته باشید. موفق باشید
سلام استاد: ان شالله عزاداری ها مقبول باشه. ۱. استاد کسی که معرفت النفس را مطالعه کرده در کنار دستورات عملی دین با کسی که صرفا دستورات دین رو قبول کرده چیه؟ یعنی این شناخت نفس چه کمکی میتونه بکنه به دو نفری که مثلا هردو نماز میخونن اما فقط یکی معرفت النفس هم خوانده و مطالعه کرد. ۲. به نظرتان مطالعه معرفت النفس به مشکلات روحی که علم روانشاسی به آنها رسیده در یک فردی کمک میکنه؟ ۳. استاد بنده به شدت نسبت به آینده نگران هستم در زندگی فردی و ذهنم منفی بافی هایی دارم. به نظرتان مباحث تطهیر قوه خیال کمک کننده است؟ ۴. ارتباط بین تطهیر قوه خیال و مباحث معرفت النفس چی هست؟ تشکر استاد
باسمه تعالی: سلام علیکم: همانطور که در جواب سؤال شمارۀ 40468 عرض شد هر اندازه انسان در معارف الهی عمیق و عمیقتر شود، از خطر گرفتارشدن در توهّمات رهایی مییابد. موفق باشید
سلام استاد عزیزم: شما را برای خداوند متعال دوست دارم و این دوست داشتن را خداوند منان روزیم کرده، پس مطالبی که در زیر بیان میشه تصورات ذهنی بنده است که جنبه انتقادی پیدا نموده و خدمت شما عرض میکنم و هیچ قصدی هم ندارم جز این جنبه دوستی بیان شده. سه کانال از شما بزرگوار در پیام رسان ایتا مشاهده کردم که از مطالب مختلف آموزنده و معنوی، سیاسی، اخلاقی، معرفتی، ولایی و ... وجود دارد، در مواقع حساس کشور مثل حادثه شب قبل عید سعید غدیر خم - شهادت عزیزان و گستاخی جبهه کفر و نفاق و متناسب آن مواضع ولی فقیه حفظه الله تعالی-، این خلا وجود داشت که در کانالهای منتسب به شما مطالبی در خصوص چگونگی برخورد با این مسأله از جمله تبعیت از ولی فقیه، اتحاد و...، استفاده از ظرفیتهای موجود و راهکارهایی از این قبیل درج میشد تا برخی از مومنین که از این کانالهای ایتا بهره میبرند به بقیه منتقل کنند که البته بخشی از مطالب مذکور با تعویق در سخنرانی شنبه شما مطرح شد، خلأ به درج برخی مطالب در وقت مقرر خود یافتم، در پناه حق تعالی باشید و دعای حضرت بقیه الله الاعظم روزی شما باشد، قربان شما
باسمه تعالی: سلام علیکم: با تشکر از نگاهِ دلسوزانۀ جنابعالی؛ عنایت داشته باشید که کانال مطالب ویژه همانطور که بر ویژهبودنِ خود تأکید دارد، خود را در جایی تعریف کرده که به مباحث معرفتی بپردازد و نه آنکه مانند رسانۀ خبری عمل نماید و به همین جهت تنها پیام رهبر معظم انقلاب در رابطه با تجاوز رژیم صهیون در کانال قرار داده شد، مگر آنکه یا در سخنرانیها و یا در مصاحبهها و یا در جواب سؤالاتی که از طریق سایت پیش میآید، کاربران محترم را در معرض آن نگاه قرار دهد. موفق باشید
با عرض سلام و ارادت: جناب استاد بنده ۲۱ ساله و سال دوم پزشکیم. با توجه به شرایط جامعه و سخت شدن عرصه بر بنده تصمیم به ازدواج دارم. اما ۲ نکته برای من مانع است اول اینکه تمکن مالی ندارم و دوم اینکه برخی میگویند به مسیر علمی حقیر ضربه میزند. میخواستم نظر جنابتان را جویا شوم.
باسمه تعالی: سلام علیکم: با همۀ این حرفها اگر شرایط ازدواج در عین سادگی و بدون دردسر با موردی که متوجه موقعیت شما باشد و نخواهد با رسومات عرفی، زندگی تحصیلی شما را از مسیر خود خارج کند؛ پیش آید چه اشکالی دارد. موفق باشید
سلام علیک و رضوانه: جناب استاد طاهرزاده عزیز برایتان بهترین نسیم ها و نفحات توحیدی و احدی ماه شریف رجب را از خداوند خواستارم. اسائه ادب این کمترین را در اظهار این وجیزه که تصدیع وقت شما می شود را ببخشید. «وطن» صرفا محل پرورش تن نیست تا نتیجه اش آسایش باشد و بهای حفظ و حراست اش ریختن خون شریف ترین ها شود. «وطن» بروز و ظهور هویت آدمی (روح) است و محل تکون و تروح جسم است و حقیقت آدمی به اصالت و حقیقت و هویت اوست. ما بیش از آنی که جسما به وطن تعلق داشته باشیم در تکوین و باطن جان مان ریشه در وطن داریم و این موجب دفاع و حراست ما از وطن است. وطن یک بروز مادی جغرافیایی نیست صرفا تا ما تن را سنگر محافظت از آن کنیم. وطن محل ظهور تکوین و بروز باطن حقیقت عالم است که بی مناسبت ما را در دامن خود نپرورانده و بزرگ نکرده است تا اگر روزی آن را نخواستیم مثل جامه به در کنیم و از در قهر با او درآییم. وطن دامن مهری است که حیات مادی و معنوی ما در تعلق به اوست و وای بر روزی که کسی بی وطن شود. نظام عالم در ربط با ملکوت اش بی حساب نیست. آفتابی که بر سرزمین ما می نماید همان آفتابی است که بر سر سرزمین آمریکا و اروپا می تابد، اما زمینی که نور آفتاب را می گیرد و می روید بهره اش با بهره آن سرزمین یکسان نیست! ما روزی شاید از تن هایمان خسته شویم اما از وطن هرگز. وطن همان جسم است که صورت روحانی تاریخ به خود دارد. صورت تاریخی وطن ما که امروز در بهترین صورت خود قرار دارد نیازمند گام هایی برای تحقق فعلیت های خود است. وطن همیشه پر بوده از استعداد ها و بالقوگی ها که مردمان و آزادمردان تاریخ به آن تعین فعلی بخشیدند و آن را مرحله به مرحله به ظهور آوردند و با مهر و لطف با او همراه شدند و امروز ما بر فراز آن لطف ها و مهر با وطن تا بدینجا آمده ایم و خدا نکند از سر قهر بدو پشت کنیم و بند ناف بکنیم و إعراض کنیم. پشت کردن به وطن پشت کردن به حقیقتی است که هویت مان را از دست خواهیم داد. تجربه های تاریخی نشان داده است ملت هایی که به صورت و فعلیت های تاریخ خود بی لطفی کردند و از استعدادهای حیات تاریخی شان رو تُرش کردند و از بارور شدن آن سر باز زدند بی وطن شدن. و وای اگر ملتی وطن اش را گم کند تاریخ اش را از دست خواهد داد. هویت اش را از دست خواهد داد و امکانات حضور حیات برین و برتر فردایش را از دست خواهد داد. ملت بی وطن، مردمی بی تاریخ وسرگردان، دست مایه های تاریخ استبداد و استعمار خواهند شد.
باسمه تعالی: سلام علیکم: دقیقاً همینطور است که فرمودید. عجیب است که در تاریخی قرار گرفتهایم که حتی وطن مادی یعنی ایران عزیز هم نماد آن وطن معنوی ما شده است تا آنجایی که با نظر به چنین شرایط و تاریخی رهبر معظم انقلاب میفرمایند: «سخن از بحث هستهای و چیزهائی از قبیل آن نیست. سخن از مقابله با نظم ناعادلانه و تحکّم نظام سلطه در جهان کنونی، و روی آوردن به نظام عادلانهی ملّی و بینالمللی اسلامی است. این است دعویِ بزرگی که ایران اسلامی پرچم آن را برافراشته و زورگویان فاسد و مفسد را برآشفته است.»
اینجا است که بیوطنی در این تاریخ یعنی بیتاریخی و غفلت از تاریخی که با ایران شروع شده است تا بشریت، معنای حضور در خود بیکرانهاش را تجربه کند آن هم با نظر به شخصیت مردی که حقیقتاً در این زمانه روح الله بود.
اگر جناب مولوی فرمود: «این وطن، مصر و عراق و شام نیست / این وطن، شهریست کان را نام نیست»؛ میخواست تا ما از حضوری که میتوانیم در خود به عنوان مرکز اسماء الهی حاضر شویم، غفلت نکنیم و این امری است که امروز در ایران به میان آمده که ایرانِ جناب سلمان فارسی است و چشم امید رسول خدا «صلواتاللهعلیهوآله» از همان ابتدا به آن بود. تقدیر الهی را بنگرید که چگونه خداوند باید در منظر آخرین پیامبر، وطنی را مدّ نظر آورد که جمع بین ماده و معنا شده است و خود آن سرزمین، اشاره به معنویت بشر آخرالزمانی پیدا کرده است! آیا نباید برای سکنیگزیدن بشر آخرالزمانی که به یک معنا بشر جدید است، به این وطن که آن ایران است و در عین حال وطن معنوی همۀ انسانها دل سپرد؟ موفق باشید
با سلام خدمت استاد محترم: مطالب ماه رجب و ماه شعبان را هر سال مروری می کنم و تلاش می کنم مطالب جدید را پیگیر باشم. کتاب اسما الحسنی را هم بارها خوانده ام. سوالی برایم مطرح است. چه رویکردی با اسما الهی در ماه رجب باید ایجاد شود ؟ چه افقی مد نظر ما باشد برای ماه رجب؟ آیا این است که چون ماهی است که دیگر کثرات به میان نیستند پس باید تقاضای مستقیم اسما را داشت؟ مثلا دیگر در نان و آب و غذا رزاق ندیدن و این ماه رجب باید مستقیم خود رزاق را یافت. خود نور رزاق را خواهان شد و همینطور سایر اسامی الهی؟
باسمه تعالی: سلام علیکم: با نظر به اینکه رسولخدا «صلّیاللهعلیهوآله» میفرمایند: «إِنَّ رَجَبَ شَهْرُ اللَّهِ.» است میتوان گفت در این ماه نور جلال الهی در میان میباشد و به همین جهت ماه حرام میباشد تا این ماه تنها ماه حضور او برای ما گردد به همان معنای «ماه رجب، ماه یگانگی با خدا» آنطور که جناب اباذر در دعای خود از خدا شروع کرد و در راستای درک حضور خدا به حضور پیامبر خدا «صلواتاللهعلیهواله» نظر نمود.
عرضه می دارد: «اللَّهُمَّ إِنِّی أَسْأَلُکَ الْأَمْنَ وَ الْإِیمَانَ بِکَ وَ التَّصْدِیقَ بِنَبِیِّکَ وَ الْعَافِیَهَ مِنْ جَمِیعِ الْبَلَاءِ وَ الشُّکْرَ عَلَی الْعَافِیَهِ وَ الْغِنَی عَنْ شِرَارِ النَّاسِ» بار خدایا ! از تو امان و ایمان به خودت را درخواست میکنم، توفیق تصدیق و دنبالهروی از پیامبرت را آرزومندم. عافیت از جمیع بلایای دنیوی و اخروی را از پیشگاهت طلب میکنم. روحیه شکر و سپاسگزاری از عنایاتت را خواهانم. پروردگارا! مرا از مردم بد و آزاررسان بینیاز کن. موفق باشید
سلام استاد: نظرتون در مورد این نکته آقای فیاض بخش چیه ایشون قریب به مضمون میفرمایند تنها راه چاره برون رفت از تلبیسهای شیطانی و مشکلاتی که ابالسه نه فقط برای انقلاب بلکه برای اصل اسلام در سراسر عالم چیدند توجه به اصل مسئله ولایت از منظری هست که علامه طباطبایی و امام امت (ره) برای ما چیدند.
باسمه تعالی: سلام علیکم: خداوند جناب آقای فیاضبخش را حفظ کند که سخن بسیار درستی فرمودهاند و در راستای حضور ذیل ولایت الهی باید در انقلاب اسلامی هم به عنوان حضور ذیل اراده و ولایت الهی حاضر شد وگرنه حتی اگر طرفدار انقلاب هم باشیم، بیشتر با انگیزههای سیاسی وارد شدهایم و نه انگیزههای الهی. موفق باشید
سلام علیکم استاد گرامی: در جلسه ۶۹ معاد می فرمایند انسان هم اکنون در همه عوالم حاضر است و اگر افسردگی یا ناامیدی دارد، بهتر است به جای مراجعه به روانپزشک، مشکل خود را از اصل حل کند. حال آنکه معمولاً آنچه باعث افسردگی می شود ناشی از اختلالات در مرتبه هورمونها و عصبها است که مربوط به روان (همان جسم) می شود و نه مربوط به روح. در این موارد فقط داروهایی که تعادل هورمونی را به انسان برگردانند کارسازند. به عنوان مثال اگر کسی از سن ازدواج گذشته باشد و مجرد باشد، به دلیل اینکه هیجان جسمی لازم را در زندگیاش ندارد، هورمون سروتونین در بدن او کمتر از میزان لازم تولید می گردد و شخص به افسردگی مبتلا می گردد. این فرد حتی اگر روحش در بهشت باشد، تا زمانی که روح به این بدن متعلق است ناچار است با کمک دارو، کمبود هورمون خود را جبران کند و این ربطی به اعمال و عقایدش ندارد. آیا بنده درست عرض می کنم یا اشتباه متوجه شدم؟
باسمه تعالی: سلام علیکم: همینطور است که میفرمایید که اگر روح انسان در گسترۀ بیکرانۀ خود حاضر نشود که کارِ سادهای هم نیست، عملاً در مدیریت و تدبیر بدن با مشکلاتی روبهرو میشود که عکس العمل آن نمونههایی است که در اختلال هورمونیِ بدن پیش میآید و باید با همان تجربیات روانپزشکی درمان شود. ولی اگر در همان حالت هم سعی کنیم وسعت روح خود را مدّ نظر قرار دهیم، ان شاءالله روح انسان به تعادل خود برمیگردد و در تدبیر بدن موفق میشود. و البته این بدان معنا نیست که از کمک به بدن از طریق آن داروها منصرف شویم. موفق باشید
سلام علیکم و رحمة الله: عرض ادب. پیرو پاسخی که نسبت به سوال ۴۰۷۶۹ داشتید؛ ابتدا تشکر میکنم از راهنمایی حضرتعالی، ماجور باشید انشاءالله موردی که برای بنده ابهام ایجاد کرده بود پاسخی بود که نسبت به سوال دیگری در خصوص قوه واهمه داشتید، بدین صورت که فرموده بودید: «اجتناب از جلسات و شرایطی که موجب تحریک احساسات و قوه واهمه میشود، حتی برای چنین افرادی (وسواس) جلسات مذهبی که دارای شرایط مذکور باشد تا زمانی که بهبود نیافتهاند قابل اجتناب است.» لذا سوال شد که ارتباط عاطفی با اهل بیت علیهم السلام در فضای روضه یا مجالس شادی حضرت معصومین برای افراد مذکور منع ضروری دارد؟ یا محیط خاصی مد نظرتان هست؟ به شخصه احساس میکنم این رابطهی عاطفی و احساسی مفید و با برکت است. لطف بفرمایید این مورد را تشریح بفرمایید، سپاسگزارم.
باسمه تعالی: سلام علیکم: نظر به سیره و سخنان اولیای معصوم که حکایت فطرت انسانها هستند، همواره مفید و ضروری است و جلساتی که به نحوی ذکر آن عزیزان در میان آید انسان را به تعادل میرساند و انسان عملاً خودِ گمشدۀ خود را در شخصیت آن انسانهای کامل مییابد. موفق باشید
با عرض سلام و وقت بخیر: استاد گرامی سوالی در مورد ذهن انسان داشتم. در سخن علوم جدید یکی از ویژگی های ذهن این است که دائم در گذشته و آینده، در غم گذشته و ترس آینده سیر می کند و به نظرم اغلب این موارد ذهنی هم با قیافه و شکل مراقبت از شخص و دلسوزانه ظاهر می شود. حال اینکه با بررسی این موارد این ویژگی های شیطان است که دروغی را زینت می دهد. استاد ذهن در چه مرتبه ای از وجود انسان است؟ با تشکر
باسمه تعالی: سلام علیکم: ذهن، مرتبهای از مراتب نفس ناطقه است. در این مورد خوب است به کتاب «ادب خیال و عقل و قلب» رجوع فرمایید. موفق باشید
یک سوالی داشتم از محضرتون و اون اینکه انسان توی ازدواج چطوری میتونه نیتش برای رضای خدا باشه یعنی نیتش چی باشه میشه رضای خدا نه خودش و نفسش؟ خلاصه تحقق رضای خدا درباره ازدواج چطوری است؟
باسمه تعالی: سلام علیکم:خداوند میفرماید: «وَمِنْ آيَاتِهِ أَنْ خَلَقَ لَكُمْ مِنْ أَنْفُسِكُمْ أَزْوَاجًا لِتَسْكُنُوا إِلَيْهَا وَجَعَلَ بَيْنَكُمْ مَوَدَّةً وَرَحْمَةً» برای هر کدام از شما زوجی را خلق کرده و این حکایت از آن دارد که در ازدواج، انسانها در مسیری قرار میگیرند که خداوند آن را پیش آورده و این همان حاضرشدن در میدان رضای خداوند است. موفق باشید
